شما صفحه آرشیو را مشاهده می‌کنید. برای دیدن صفحه اصلی‌ به این لینک مراجعه نمائیدhttp://iran-interlink.org/wordpressfa/



  • دیدار آن سینگلتون از کمپ عراق جدید (سابقا اشرف). مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در پروسه پیشرفت دموکراسی در عراق خرابکاری می کنند
  • تروریسم مجاهدین خلق (فرقه رجوی) با پشتیبانی امریکا و اسرائیل، نمک آشی که برای جنبش سبز پخته اند - مسعود خدابنده، مشاورین استراتژی خاورمیانه ا
  • چرا کسی در مورد نقض مستمر و فاحش حقوق بشر در کمپ اشرف (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) تحقیق نمی کند؟ - گزارشی از کمپ اشرف، مارس 2011
  • چه کسی مسئول رنج مداوم خانواده های اعضای گرفتار در پادگان اشرف است؟ (بنیاد خانواده سحر، ژوئیه 2010: آمریکا یک راه بیشتر ندارد. باید دست دولت عرا
  • صدور حکم بازداشت مریم و مسعود رجوی و 37 تن دیگر از مجاهدین خلق در عراق (رویترر، ژوئیه 2019)
  • ایران اینترلینک - گزارش دوم از بغداد، اردوگاه اشرف و سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - مسعود خدابنده، ایران اینترلینک، سپتامبر 2009
  • نظرات دکتر موفق الربیعی در مورد کمپ اشرف، مسعود رجوی و "زهر زدایی" از اعضای سازمان مجاهدین خلق (خبرگزاری رویتر، ششم آوریل 2009 )
  • ممانعت رجوی (رهبر فرقه مجاهدین خلق) از ورود هیأت تحقیق وزارت حقوق بشر به اشرف (اصوات العراق، چهاردهم مارس 2009)
  • الموتمر عراق: اتحاديه اروپا منافقين را به خاك خود دعوت كند (موتمر، یازدهم فوریه 2009)
  • آقای بنی صدر: وقتی سازمانی وابسته شد طبیعتا وجه المصالحه می شود (رادیو فرانسه، پنجم فوریه 2009)
  • آمریکا تبعیدیان ایرانی تحت حمایت را در عراق بلاتکلیف نگاه میدارد (گزارشاتی از شبکه رادیو عمومی ملی امریکا از بغداد و تهران. آوریل 2008)
  • ورود اولین سری نجات یافتگان از جهنم اشرف در عراق به کشورهای اروپایی
  • معرفی یکی از چماقداران مجاهدین خلق (فرقه رجوی) لیلا جزایری یا اعظم فرهانی ملا حسنی کهنه.
  • ترجمه گزارش ویژه ایران اینترلینک از بغداد، قرارگاه اشرف و مجاهدین خلق (ایران اینترلینک، مسعود خدابنده، فوریه 2008)
  • اتحادیه اروپا بار دیگر مجاهدین (شورای ملی مقاومت،ارتش آزادیبخش، فرقه رجوی ...) را در فهرست تروریستها قرار داد ( دسامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمان اروپا در ایران با انجمن نجات دیدار نمود (دسامبر 2007)
  • رئیس گروه پارلمان اروپا: سازمان مجاهدین در اتحادیه اروپا، انگلستان و آمریکا همچنان غیر قانونی و سیاست ما نفی آن است (دسامبر2007)
  • همایش ؛ مغز شویی ؛ جنایت علیه بشریت (دانشگاه تبریز، دسامبر 2007)
  • دیدار و سخنرانی پرفسور شلدون فوت و مسعود خدابنده در پارلمان بریتانیا (نوامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمانی بریتانیا از انجمن نجات در تهران دیدار کرد (نوامبر 2007)
  • رجوی رهبر مجاهدین به اعضای فرقه اجازه ملاقات با خانواده بدهد (خدابنده، اوت 2007)
  • سایت رجوی: هیچکس ، واقعا هیچکس صلاحیت انتقاد به رهبران پاک باز آزادی را ندارد! (ایران دیدبان، چهارم اوت 2007)
  • وصلت با تروریستها؟ نه! (کنت تیمرمن، سیزده ژوئیه 2007)
  • استفاده ابزاری از نام مسعود رجوی در تبلیغات مجاهدین حاکی از شتاب گرفتن سقوط فرقه به فاجعه غیر قابل کنترل نهایی است (بریف ایران - اینترلینک)
  • گزینه هایی سخت در روند مذاکرات ایران و امریکا (مسعود خدابنده، آسیا تایمز، بیست و یکم می 2007)
  • انتشار گزارش جدید وزارت خارجه امریکا (مسعود خدابنده، سوم می 2007)
  • اظهارات ابراهيم خدابنده و جميل بصام در مورد مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - ایسنا، هشتم آوریل 2007
  • مصاحبه تلویزیون کانال سه بریتانیا با آن سینگلتون در رابطه با مجاهدین خلق، فرقه تروریستی رجوی(سی و یکم مارس 2007)
  • نامه سرگشاده ابراهیم خدابنده به مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران (سی مارس 2007)
  • مادری التماس می کند که میشود خبری از بچه من بگیری؟!!(دکتر نوری زاده، مارس 2007)

  • بررسی ساختار و کارکردهای فرقه مجاهدین از دید اندیشمندان اروپایی (بخش ششم)

    بررسی ساختار و کارکردهای فرقه مجاهدین از دید اندیشمندان اروپایی (بخش ششم)

    .

    ...  در دنیای تجاری سیاسی خیلی اشخاص دوست دارند که افراد اینچنینی وجود داشته باشند. افرادی مثل آقای مسعود رجوی برای خیلی‌ها درآمد زا بوده و یک منبع امرار معاش و کسب سود بحساب می آیند. رجوی در اینجا یک مثال است، او در هر حال یک آدم است، دردی که او به قربانیانش وارد کرده بیشتر از هر کسی خود وی را از درون تحت آزار قرار میدهد. شاید عجیب به نظر بیاید اما افرادی مثل آقای رجوی درد قربانی خود را بیشتر از هر کسی خود وی دارد، قربانیان رفتند اما این درد همچنان در وجود رجوی وجود دارد.رجوی هنوز درد دارد، درد او بیشتر از هر کسی است،زیرا او صدها نفر را قربانی کرده و خانواده‌های قربانیان را نیز درد دار کرده است. درد و عذاب وی بیشتر از هر کسی است...

    کانون صلح و آزادی دنا، وین، بیست و پنجم مارس 2013
    http://www.iran-dena.at/index.php?newsid=547

    پرسش(آقای عباسلو): خانم شملتز گرامی، من از شما به عنوان یک فرد آشنا با کارکردهای فرقه ها این پرسش را مطرح میکنم که آیا باید برای آقای رجوی دلسوزی هم نمود؟!

    پاسخ(سرکار خانم شملتز): من شخصاً دلم برای آدم اینجوری خیلی میسوزد،من برای او خیلی متأسف هستم.

    پرسش(آقای عباسلو): خانم شملتز من از پاسخ شما شوکی شدم، شما دلتان برای یک جنایتکار میسوزد؟!

    پاسخ(خانم شملتز): برای من جای تأسف دارد که در این جهان یک فرد باید اینهمه کارهای مجرمانه انجام دهد که خودش به آرامش رسیده و خودش زنده گی کند.بله من دلم برای آقای رجوی و هم برای قربانیان او میسوزد.

    آنچیزی که مرا بیشتر غمگین میکند این است که یک آدم چکارها که میتواند انجام دهد و مکانیزم و راه حلی عملی نیز برای کنترل وی وجود ندارد. در دنیای تجاری سیاسی خیلی اشخاص دوست دارند که افراد اینچنینی وجود داشته باشند. افرادی مثل آقای مسعود رجوی برای خیلی‌ها درآمد زا بوده و یک منبع امرار معاش و کسب سود بحساب می آیند.

    رجوی در اینجا یک مثال است، او در هر حال یک آدم است، دردی که او به قربانیانش وارد کرده بیشتر از هر کسی خود وی را از درون تحت آزار قرار میدهد. شاید عجیب به نظر بیاید اما افرادی مثل آقای رجوی درد قربانی خود را بیشتر از هر کسی خود وی دارد، قربانیان رفتند اما این درد همچنان در وجود رجوی وجود دارد.رجوی هنوز درد دارد، درد او بیشتر از هر کسی است،زیرا او صدها نفر را قربانی کرده و خانواده‌های قربانیان را نیز درد دار کرده است. درد و عذاب وی بیشتر از هر کسی است.

    پرسش(آقای عباسلو):خانم شملتز گرامی! من دقیقاً پاسخ شما را نفهمیدم، آیا شما میخواهید بگویید که آقای مسعود رجوی از درد قربانیان خودش درد میکشد؟

    پاسخ(خانم شملتز): آقای رجوی فرد دردمندی است، او درد دیگران را نمیبیند چون درد خودش بیشتر از هر کسی است، او غرق دنیای آزار‌دهنده خودش است، او خود را خورشیدی پنداشته که جهان از او زنده گی میگیرد، او خود را مهمتر از هر کسی میداند،
    فرمها ، اشکال و درجات مختلفی از بیماری خودپرستی وجود دارد، افرادی مثل آقای رجوی با درد قربانیان به خوبی میتوانند زنده گی کنند زیرا درد دیگران را نمیبیندد، این افراد در درد خودشان زنده گی میکنند.

    پرسش( آقای عباسلو): درد آدمهایی مثل آقای رجوی چیست؟

    پاسخ(خانم شملتز): ترس،ناخشنودی از محیط، درد عدم خودباوری، او دارای احساسات منفی است که همیشه و همه جا میتوانند با او باشند.احساس منفی که میتواند از دوران کودکی با او باشد اما خود او نیز به یاد نمی‌آورد که این احساس منفی از کجا سرچشمه میگیرد، او آدمی دراماتیزه شده است، او در یک شوک زنده گی میکند،او همیشه درگیر این شوک بوده و از دایره این شوک نمیتواند خارج شود او به دنبال این میگردد که این شوک از کجا می آید، او با خودش خیلی مشغول است.

    آقای رجوی یک تصویر خوب از خود داشته و میخواهد این تصویر خیالی از خود را در آینه جامعه نیز ببیند، او حتماً یک شخصیت کاریزماتیک برای اطرافیانش بوده که این افراد، بیماری روانی وی را به ساده گی درک نمیکنند.من فکر میکنم که تا به حال کسی به طور عمیق و جدی به بیماری روانی آقای رجوی نپرداخته و تحقیق نکرده است. حداقل آنچه که افکار عمومی میداند این است که شخصیت روانی او مورد تجزیه و تحلیل دقیق قرار نگرفته است.

    ما باید اول خوب آقای مسعود رجوی را بشناسیم تا بعد بتوانیم فرقه تحت کنترل وی را بشناسیم. شناخت شخصیتی افرادی مثل آقای رجوی خیلی پیچیده و نیاز به تحقیقات و پژوهشهای علمی دقیقی دارد. همانطور که گفتم این نظریه‌هایی که ما داریم هیچکدام دقیق نیستند، این‌ها تنها نظریه هستند. برای صحبت قاطع کردن درباره آقای رجوی او باید در یک کلینیک درمانی و تحت کنترل ما باشد. ای کاش من میتوانستم با او حرف بزنم و ای کاش اگر وی این گفتگوی ما را میخواند نظرش را درباره نظریات من برایم مینوشت.
    آقای رجوی دارای قدرت احساسی کردن دیگران است.او میتواند با احساسات دیگران بازی کرده، افراد را از حالت تصمیمگیری عادی خارج کرده و به سوی اهداف و عقاید خویش حرکت دهد.

    ادامه دارد...

    ------------

    همچنین
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=14711

    باید دوران کودکی رجوی را زیر ذره بین گرفت

    بررسی ساختار و کارکردهای فرقه مجاهدین از دید اندیشمندان اروپایی (بخش پنجم)

    .

    ... برای شناخت دقیق شخصیت و مختصات روانی آقای مسعود رجوی خیلی مهم است که گذشته های او را زیر ذره بین قرار دهیم، باید ببینیم که وی در چه محیط خانواده گی بزرگ شده است، باید دید که در دوران کودکی ،خانواده اش با او چگونه رفتاری داشته اند.باید ببینیم که سالهای اولی کودکی وی از تولد تا سه چهار سالگی چگونه و تحت چه شرایطی سپری شده است؟! این سن از این لحاظ اهمیت فراوان داشته به دلیل اینکه در این سن رفتارهای روانی اولیه شکل گرفته و در سنین بعدی تقویت خواهند شد. مثلاً در مورد آدولف هیتلر خیلی‌ها بر این باور بوده که وی در یک محیط خانواده گی ناآرام بزرگ شده ،پدر و مادرش او را کتک می‌زده اند و محیط خانواده گی بسیار پرتشنجی داشته است. از طرف دیگر در مورد بررسی زنده گی ...


    (رجوی از کشتار اکراد عراقی تا تجاوز به زنان عضو شورای رهبری)

    کانون صلح و آزادی دنا، وین، اول مارس 2013
    http://www.iran-dena.at/index.php?newsid=469

    لینک به بخشهای اول تا چهارم

    پرسش(آقای عباسلو): سرکار خانم شملتز شما تصور کنید که الآن آقای مسعود رجوی اینجاست، در این مکان مصاحبه ما حضور دارد، با این فرد باید چکار کنیم؟! او را اعدام باید کرد؟ او را زندانی باید کرد؟ با او چگونه باید رفتار کنیم؟

    پاسخ(خانم شملتز) : همانطور که قبلاً گفتم اگر من زنده گی گذشته ،حال و نحوه رفتارهای آقای مسعود رجوی را از زاویه روانشناسانه مورد مطالعه و بررسی قرار دهم ،به این یقین میرسم که ایشان بیمار روانی حادی میباشد، آقای رجوی مبتلا به بیماری نارزیستیش(خودشیفتگی) میباشد.
    او فکر میکند که بهترین انسان روی زمین است،او هیچ احساسی به دیگران ندارد.او به اصول اولیه اخلاق پایبند نیست.قوانین جامعه برای آقای رجوی مدون نشده و ارزشی نداشته و وی برای دیگران هیچ اهمیتی قائل نیست.
    او خود را نیازمند به هیچ قانونی نمیداند،او فکر میکند بالاتر از همه است، او یک خدا است.البته آقای مسعود رجوی همزمان در ته قلبش هیچ ارزش فردی نداشته و از اعتماد بنفس کافی نیز برخوردار نیست.او باید برای خودش این تصور را ایجاد کرده که او فرد مهم و مقدسی است، او با خود مشکلات روانی دارد.

    اگر زنده گی گذشته افرادی مثل آقای رجوی را بررسی کنید ممکن است به این نتیجه برسید که وی مورد تجاوز واقع شده باشد،ممکن است که در کودکی شخصیتش را زیر پا گذاشته و او را کوچک کرده باشند.البته این موارد فقط یک احتمال است. واقعیت را فقط خود رجوی میداند.

    برای شناخت دقیق شخصیت و مختصات روانی آقای مسعود رجوی خیلی مهم است که گذشته های او را زیر زره بین قرار دهیم، باید ببینیم که وی در چه محیط خانواده گی بزرگ شده است، باید دید که در دوران کودکی ،خانواده اش با او چگونه رفتاری داشته اند.باید ببینیم که سالهای اولی کودکی وی از تولد تا سه چهار سالگی چگونه و تحت چه شرایطی سپری شده است؟! این سن از این لحاظ اهمیت فراوان داشته به دلیل اینکه در این سن رفتارهای روانی اولیه شکل گرفته و در سنین بعدی تقویت خواهند شد.
    مثلاً در مورد آدولف هیتلر خیلی‌ها بر این باور بوده که وی در یک محیط خانواده گی ناآرام بزرگ شده ،پدر و مادرش او را کتک می‌زده اند و محیط خانواده گی بسیار پرتشنجی داشته است.
    از طرف دیگر در مورد بررسی زنده گی دوران کودکی یک فرد باید بسیار مواظب بود،چون ممکن است افرادی در خردسالی محیط خانواده گی ناآرامی داشته اما در بزرگسالی مجرم و خشن نشده و به آدمهای بزرگی تبدیل شده اند.این ناشی از قدرت تغییرپذیری انسان‌ها میباشد.این مبحثی پیچیده و دارای زوایای گوناگون بوده، از این نظر که فقط نباید به دوران کودکی و نوجوانی توجه داشته باشید.فقط پدر و مادرها نمیتوانند مقصر باشند.،خود فرد نیز دارای اراده و قدرت تصمیمگیری میباشد.

    برمیگردیم به پرسش شما،شما پرسیدید که اگر آقای رجوی الان در اینجا باشد باید با او چکار کینیم؟!
    در اروپا مکانهایی وجود دارد که افراد مجرم بیمار روانی را نگهداری میکنند. در هر حال آقای مسعود رجوی به نظر شخصی من یک مجرم است.او را باید در مکان نگهداری مجرمان روانی برای همیشه تحت کنترل قرار داد.برای تمام دوران زنده گی اش باید تحت کنترل باشد، او را باید محاکمه کرد، در هر حال او راباید محاکمه کرد.

    پرسش(آقای عباسلو): چرا باید او را محاکمه کرد؟! شما که گفتید او یک بیمار روانی شدید است! آیا این اخلاقی است که یک فرد بیمار روانی را محاکمه کنیم؟!

    پاسخ(سرکار خانم شملتز): آقای مسعود رجوی کارهای مجرمانه ای را انجام داده که الآن باید پاسخگویش باشد، بله در هر صورت وی را باید محاکمه کرد، این دو موضوع جداگانه است، از یک طرف آقای رجوی یک بیمار روانی بوده و از طرف دیگر او در یک نقطه‌ای آغاز به انجام کارهای مجرمانه نموده است.
    اعمال مجرمانه به هر حال انجام شده اند، باید جامعه را از وجود این افراد ،تحت حمایت قرار داده تا به دیگران آسیبی نرسانند.
    اگر افرادی مثل آقای مسعود رجوی را به حال خود رها کنیم به دیگران آسیب میرسانند، این آسیبها میتوانند جبران ناپذیر باشند. در شرایط اینچنینی دموکراسی وجود ندارد،او یک خطر است، یک خطر بزرگ

    پرسش(آقای عباسلو): خانم شملتز گرامی، من از شما به عنوان یک فرد آشنا با کارکردهای فرقه ها این پرسش را مطرح میکنم که آیا باید برای آقای رجوی دلسوزی هم نمود؟!

    پاسخ(سرکار خانم شملتز): من شخصاً دلم برای آدم اینجوری خیلی میسوزد،من برای او خیلی متأسف هستم.

    پرسش(آقای عباسلو): خانم شملتز من از پاسخ شما شوکی شدم، شما دلتان برای یک جنایتکار میسوزد؟!

    ادامه دارد...

    ترجمه متن از آلمانی به فارسی از کانون صلح و آزادی دنا، وین، اتریش

    -----------

    همچنین
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=14640

    مسعود رجوی مبتلا به بیماری خودشیفتگی (narzisstisch،narcissistic،) میباشد

    بررسی ساختار و کارکردهای فرقه مجاهدین از دید اندیشمندان اروپایی(بخش چهارم)

    .

    ... تمامی فرقه ها در دنیا از یکسری قوانین یکسان پیروی کرده و در رأس آن‌ها همیشه یک شخصیت کاریزماتیک اما در عالم واقع دو رو و فریبکار قرار دارد.البته هر فرقه مختصات خاص خود را نیز دارد که باید به طور جداگانه مورد بررسی قرار گیرد. مسائل مربوط به ام کا او (فرقه رجوی) را باید در یک حیطه بزرگ سیاسی نیز نگریست. من معتقدم فرقه مجاهدین یک توپ بازی در دست دیگران نیست، همگان سعی میکنند از این فرقه در جهت منافع خویش بهره برداری کنند، این نکته را رهبران ام کا او نیز به خوبی دانسته و به عمد جلوه میدهند که این فرقه برای طرف مورد نظر باارزش است و میتوان از آن استفاده کرد. این‌ها این بازی را عمداً انجام میدهند که دیگران فکر کنند از این فرقه مثل یک توپ هر کسی میتواند در جهت منافع مورد نظر بهره برداری کنند، این کار فرقه رجوی عمدی است ...


    (Rajavi cult or MKO aslo known as Saddam's Private Army)

    کانون صلح و آزادی دنا، وین، بیست و یکم فوریه 2013
    http://www.iran-dena.at/index.php?newsid=439

    لینک بخشهای اول تا سوم

    پیش گفتار:

    کانون صلح و آزادی دنا در راستای شناخت ابعاد پیچیده ومخوف تشکیلات فرقه مجاهدین ضد خلق یک پروژه پژوهشی را در اروپا آغاز نموده است.

    در جریان این پروژه با‌ارزش تحقیقی با تعدادی از جامعه شناسان و روانشناسان اروپایی مصاحبه و گفتگو خواهیم کرد، به پای حرفهای این شخصیتهای علمی خواهیم نشست و درباره مکانیزمها و کارکردهای پیچیده فرقه ها بحث و گفتگو خواهیم کرد.

    هدف کانون صلح و آزادی دنا از این پروژه علمی،تحقیقی شناخت ابعاد پیچیده فرقه ها ،بویژه فرقه رجوی بوده و امیدواریم که نتایج و مطالب مطرح شده در این پروژه کمکی به قربانیان فرقه مجاهدین باشد. امید برآنست که بتوانیم کمی ابعاد و کارکردهای پیچیده فرقه رجوی را بهتر شناخته و به راه حلی منطقی و علمی برای ساختن آینده زنده گی فردی و اجتماعی قربانیان فرقه رجوی دست یابیم.

    حتماً دید و نگرش کسانی که خارج از تشکیلات فرقه رجوی هستند، نسبت به این تشکیلات دیدی متفاوت بوده و اگر یک شخصیت علمی یا دانشگاهی به این تشکیلات ،ساختار و کارکردهای آن توجه داشته باشد و با یک نگاه علمی به این ساختار بنگرد مسلماً میتواند کمک و تجربه ارزشمندی در زمینه شناخت بهتر فرقه رجوی محسوب گردد.

    در این راستا آقای محسن عباسلو سردبیر سایت کانون صلح و آزادی دنا گفتگویی چالشی و ارزشمند با یک شخصیت اروپایی دارای تجربه شخصی در زمینه فرقه ها داشته است،فردی که خود مدتی را در یک فرقه گذرانده است.

    شما را به خواندن این مبحث با‌ارزش و چالشی دعوت مینماییم

    کارشناس ارشد،
    دارای تجربه و سابقه فعالیت در زمینه حقوق زنان
    دارای تجربه و سابقه فعالیت در زمینه مشاوره به زنان ،به ویژه زنان مورد خشونت واقع شده
    دارای تجربه شخصی و علمی در زمینه فرقه ها
    دارای تجربه فردی زنده گی کردن در یک فرقه در غرب آفریقا
    دارای سابقه و تجربیات ارزشمند اجتماعی در امور کمپ پناهنده گان،
    کارشناس ارشد، و دانش پژوی روان درمانی، سرکار خانم شملتز

    پرسش(آقای عباسلو): خانم شملتز گرامی!حتماً برای خیلی از مخاطبین ما این پرسش پیش خواهد آمد که خانم شملتز چگونه این بینش عمیق را نسبت به فرقه مجاهدین دارد؟ حتماً برای مخاطبین جالب است که بیشتر درباره شما بدانند

    پاسخ(خانم شملتز):من مایل به انتشار اطلاعات شخصی ام فقط در سطحی که با هم توافق کردیم میباشم. من یک پژوهشگر و محقق هستم. دوست دارم که کارم را بدون جنجال و حاشیه به پیش ببرم،بدینوسیله با آرامش و انرژی بیشتری به اهداف پژوهشی ام دست خواهم یافت.

    همانطور که شما مطلع هستید من سالهاست که با فرقه ها آشنایی نزدیک دارم،حتی برای شناخت دقیقترم از فرقه ها مدتی به آفریقا سفر کرده و در یک فرقه زنده گی کردم. این دوران زمان باارزشی برای من بود، یک تجربه باارزش و به من این فرصت را داد که از نزدیک با کارکردهای فرقه ها آشنا شوم.نام این فرقه را شما آقای عباسلو میدانید و متوجه هستید که چقدر شبیه مجاهدین خلق است،من دوست دارم در آینده در مبحثی پزوهشی فرقه رجوی را با این فرقه آفریقایی از لحاظ ساختار و کارکردها مقایسه کنم.

    تمامی فرقه ها در دنیا از یکسری قوانین یکسان پیروی کرده و در رأس آن‌ها همیشه یک شخصیت کاریزماتیک اما در عالم واقع دو رو و فریبکار قرار دارد.البته هر فرقه مختصات خاص خود را نیز دارد که باید به طور جداگانه مورد بررسی قرار گیرد.

    مسائل مربوط به ام کا او (فرقه رجوی) را باید در یک حیطه بزرگ سیاسی نیز نگریست. من معتقدم فرقه مجاهدین یک توپ بازی در دست دیگران نیست، همگان سعی میکنند از این فرقه در جهت منافع خویش بهره برداری کنند، این نکته را رهبران ام کا او نیز به خوبی دانسته و به عمد جلوه میدهند که این فرقه برای طرف مورد نظر باارزش است و میتوان از آن استفاده کرد.

    این‌ها این بازی را عمداً انجام میدهند که دیگران فکر کنند از این فرقه مثل یک توپ هر کسی میتواند در جهت منافع مورد نظر بهره برداری کنند، این کار فرقه رجوی عمدی است، خود مجاهدین در عالم سیاست اکتیو هستند،آنها در میان همین تضادها و بحرانهای سیاسی موجود پنهان شده و با استفاده از این شکافها ادامه حیات داده، تشکیلاتشان را برپا نگه داشته و سیاست خاص خودشان را به پیش میبرند.

    این نشأت گرفته از یک دانش و بینش سیاسی کوته فکرانه است که ما فکر کنیم مجاهدین خلق، قربانی دولت ها و جریانهای سیاسی دیگر هستند، نه اینطور نیست،آنها (فرقه مجاهدین) خیلی اکتیو بوده و به دنبال منافع خویش هستند.

    پرسش(آقای عباسلو): سرکار خانم شملتز شما تصور کنید که الآن آقای مسعود رجوی اینجاست، در این مکان مصاحبه ما حضور دارد، با این فرد باید چکار کنیم؟! او را اعدام باید کرد؟ او را زندانی باید کرد؟ با او چگونه باید رفتار کنیم؟

    پاسخ(خانم شملتز) : همانطور که قبلاً گفتم اگر من زنده گی گذشته ،حال و نحوه رفتارهای آقای مسعود رجوی را از زاویه روانشناسانه مورد مطالعه و بررسی قرار دهم ،به این یقین میرسم که ایشان بیمار روانی حادی میباشد، آقای رجوی مبتلا به بیماری نارزیستیش ( narzisstisch،narcissistic، خودشیفتگی)میباشد.او فکر میکند که بهترین انسان روی زمین است،او هیچ احساسی به دیگران ندارد...

    ادامه دارد...

    ترجمه متن از آلمانی به فارسی از کانون صلح و آزادی دنا
    وین، اتریش

    -----------

    همچنین
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=14364

    بررسی ساختار و کارکردهای فرقه رجوی (مجاهدین خلق) از دید اندیشمندان اروپایی (بخش سوم)

    .

    ... چهره واقعی آقای رجوی و نیات اصلی ایشان را تنها در زمانی میتوانیم مورد تجزیه و تحلیل علمی قرار دهیم که ایشان در یک کلینیک و تحت کنترل و درمان ما قرار داشته باشد. از این جهت میگویم کلینیک چون رهبران فرقه ها معمولاً افکار و درونی شیطانی داشته و انسانهای بیمار روانی خطرناکی محسوب میشوند. به این افراد باید به عنوان یک بیمار روانی خطرناک نگریست. بیماری که باید بیست و چهار ساعت تحت نظر و مراقبت قرار داشته باشد از دسترس و کنترل خارج است، خطرناکتر اینکه این فرد تعداد زیادی از افراد دیگر را نیز تحت کنترل داشته، وی پول دارد و قدرت. این خیلی میتواند فاجعه آمیز باشد. تشکیلات رجوی همچنین در موازات فرقه ها و گروههایی قرار دارد که خواسته‌ها و آمال اقتصادی غیرانسانی دارند. مثل گروههای قاچاق مواد مخدر،گروههای قاچاق انسان و ...

    کانون صلح و آزادی دنا، وین، بیست و ششم ژانویه 2013
    http://www.iran-dena.at/index.php?newsid=311

    پیش گفتار:

    کانون صلح و آزادی دنا در راستای شناخت ابعاد پیچیده ومخوف تشکیلات فرقه مجاهدین ضد خلق یک پروژه پژوهشی را در اروپا آغاز نموده است.

    در جریان این پروژه با‌ارزش تحقیقی با تعدادی از جامعه شناسان و روانشناسان اروپایی مصاحبه و گفتگو خواهیم کرد، به پای حرفهای این شخصیتهای علمی خواهیم نشست و درباره مکانیزمها و کارکردهای پیچیده فرقه ها بحث و گفتگو خواهیم کرد.

    هدف کانون صلح و آزادی دنا از این پروژه علمی،تحقیقی شناخت ابعاد پیچیده فرقه ها ،بویژه فرقه رجوی بوده و امیدواریم که نتایج و مطالب مطرح شده در این پروژه کمکی به قربانیان فرقه مجاهدین باشد. امید برآنست که بتوانیم کمی ابعاد و کارکردهای پیچیده فرقه رجوی را بهتر شناخته و به راه حلی منطقی و علمی برای ساختن آینده زنده گی فردی و اجتماعی قربانیان فرقه رجوی دست یابیم.

    حتماً دید و نگرش کسانی که خارج از تشکیلات فرقه رجوی هستند، نسبت به این تشکیلات دیدی متفاوت بوده و اگر یک شخصیت علمی یا دانشگاهی به این تشکیلات ،ساختار و کارکردهای آن توجه داشته باشد و با یک نگاه علمی به این ساختار بنگرد مسلماً میتواند کمک و تجربه ارزشمندی در زمینه شناخت بهتر فرقه رجوی محسوب گردد.

    در این راستا آقای محسن عباسلو سردبیر سایت کانون صلح و آزادی دنا گفتگویی چالشی و ارزشمند با یک شخصیت اروپایی دارای تجربه شخصی در زمینه فرقه ها داشته است،فردی که خود مدتی را در یک فرقه گذرانده است.

    شما را به خواندن این مبحث با‌ارزش و چالشی دعوت مینماییم:

    کارشناس ارشد،

    دارای تجربه و سابقه فعالیت در زمینه حقوق زنان

    دارای تجربه و سابقه فعالیت در زمینه مشاوره به زنان ،به ویژه زنان مورد خشونت واقع شده

    دارای تجربه شخصی و علمی در زمینه فرقه ها

    دارای تجربه فردی زنده گی کردن در یک فرقه در غرب آفریقا

    دارای سابقه و تجربیات ارزشمند اجتماعی در امور کمپ پناهنده گان،

    کارشناس ارشد، و دانش پژوی روان درمانی سرکار خانم شملتز

    پرسش(آقای عباسلو): سرکار خانم شملتز آیا میتوان از تشکیلات آقای رجوی به عنوان یک فرقه نام برد و چرا؟

    پاسخ(سرکار خانم شملتز): بله من تشکیلات رجوی را یک فرقه میدانم. رهبر و اعضای ام کا او فکر میکنند ایدئولوژی آن‌ها برترین ایدئولوژی است وتنها این افراد حق داشته و درست میگویند این از مختصات و نشانه‌های یک فرقه میباشد. دلیل دیگری که تشکیلات رجوی در زمره فرقه ها قرار میگیرد این است که تا وقتی فرد در درون این تشکیلات قرار دارد به سختی میتواند حقایق درونی فرقه را فهمیده و درک کند.

    در یک سیستم و تشکیلات فرقه ای تصمیمات اصلی در پشت پرده گرفته میشود.همه حقایق در نهان قرار داشته و هاله ای از ابرهای سیاه بر فراز تشکیلات قرار دارد. فرد به سختی میتواند بالای این ابر سیاه را دیده و درک نماید.

    حقایق و چهره اصلی و پشت پرده های یک تشکیلات فرقه ای فقط برای تعدادی خیلی خیلی محدود از نزدیکان و افراد کاملاً مورد اعتماد رهبر فرقه مشخص میباشد.

    رهبر یک فرقه حقایق اصلی و نیات واقعی‌اش را تنها برای افراد مورد اعتمادش توضیح داده و تشریح میکند. ما بر اساس شناخت و تجربه‌ها و افشاگر های افراد گریخته از فرقه میتوانیم تنها زاویه هایی از چهره واقعی یک فرقه را مورد بررسی و تحلیل علمی و روانشناسانه قرار دهیم

    چهره واقعی آقای رجوی و نیات اصلی ایشان را تنها در زمانی میتوانیم مورد تجزیه و تحلیل علمی قرار دهیم که ایشان در یک کلینیک و تحت کنترل و درمان ما قرار داشته باشد. از این جهت میگویم کلینیک چون رهبران فرقه ها معمولاً افکار و درونی شیطانی داشته و انسانهای بیمار روانی خطرناکی محسوب میشوند. به این افراد باید به عنوان یک بیمار روانی خطرناک نگریست.

    بیماری که باید بیست و چهار ساعت تحت نظر و مراقبت قرار داشته باشد از دسترس و کنترل خارج است، خطرناکتر اینکه این فرد تعداد زیادی از افراد دیگر را نیز تحت کنترل داشته، وی پول دارد و قدرت.
    این خیلی میتواند فاجعه آمیز باشد.

    تشکیلات رجوی همچنین در موازات فرقه ها و گروههایی قرار دارد که خواسته‌ها و آمال اقتصادی غیرانسانی دارند. مثل گروههای قاچاق مواد مخدر،گروههای قاچاق انسان و ...اگر شما پرده های تاریک فرقه رجوی را کنار بزنید حتماً به نشانه‌هایی از این امر دست میابید. نشانه‌هایی از قاچاق انسان،حمل و قاچاق مواد مخدر،پول شویی، جعل اسناد و ... این موارد حتماً در فرقه ام کا او نیز وجود دارد. این یکی از راههای امرار معاش فرقه ها بوده و من با شناختی که از فرقه ها داشته و تحقیقات علمی زیادی که در این زمینه داشته‌ام ،مطمئن هستم فرقه رجوی نیز از این قاعده مستثنی نیست.

    ادامه دارد...

    ترجمه متن مصاحبه از آلمانی به فارسی : کانون صلح و آزادی دنا، وین، اتریش

    ---------------

    همچنین
    http://www.iran-dena.at/index.php?newsid=311

    بررسی ساختار و کارکردهای فرقه رجوی (مجاهدین خلق) از دید اندیشمندان اروپایی (بخش دوم)

    .

    ... در یک نگاه ساده این شعار شعاری مثبت است، اما اگر درست به جمله فکر میکنید در‌ واقع به شما القاء می‌شود که مواظب خواهر و برادر دینیتان باشید و اشتباهات او را جستجو و پیگیری کنید، این تفکر از دیدگاه رفتار شناسی و اصلاح یک جامعه خوب است ،اما اگر این شیوه در یک تشکیلات و یا گروه بخصوص مذهبی با اهداف خاص پیاده شده و به کار گرفته شود بسیار خطرناک میتواند باشد. در تشکیلات رجوی دقیقاً از این فکر به شیوه امنیتی آن استفاده می‌شود، به افراد گفته می‌شود که اگر خواهر و برادر شما به شما چیزی گفت و یا مواظب شما بود،شما نباید ناراحت شوید،شما باید آن را تأیید کنید، این برای ارتقاء سطح تشکیلاتی شماست، به افراد فرقه گفته می‌شود و یا در عالم واقعیت هر عضو فرقه مسئولیت دارد که مواظب نفر کنار دستی باشد ...

    کانون صلح و آزادی دنا، وین، هفتم ژانویه 2013
    http://www.iran-dena.at/index.php?newsid=221

    پیش گفتار:
    کانون صلح و آزادی دنا در راستای شناخت ابعاد پیچیده ومخوف تشکیلات فرقه مجاهدین ضد خلق یک پروژه پژوهشی را در اروپا آغاز نموده است.
    در جریان این پروژه با‌ارزش تحقیقی با تعدادی از جامعه شناسان و روانشناسان اروپایی مصاحبه و گفتگو خواهیم کرد، به پای حرفهای این شخصیتهای علمی خواهیم نشست و درباره مکانیزمها و کارکردهای پیچیده فرقه ها بحث و گفتگو خواهیم کرد.
    هدف کانون صلح و آزادی دنا از این پروژه علمی،تحقیقی شناخت ابعاد پیچیده فرقه ها ،بویژه فرقه رجوی بوده و امیدواریم که نتایج و مطالب مطرح شده در این پروژه کمکی به قربانیان فرقه مجاهدین باشد. امید برآنست که بتوانیم کمی ابعاد و کارکردهای پیچیده فرقه رجوی را بهتر شناخته و به راه حلی منطقی و علمی برای ساختن آینده زنده گی فردی و اجتماعی قربانیان فرقه رجوی دست یابیم.
    حتماً دید و نگرش کسانی که خارج از تشکیلات فرقه رجوی هستند، نسبت به این تشکیلات دیدی متفاوت بوده و اگر یک شخصیت علمی یا دانشگاهی به این تشکیلات ،ساختار و کارکردهای آن توجه داشته باشد و با یک نگاه علمی به این ساختار بنگرد مسلماً میتواند کمک و تجربه ارزشمندی در زمینه شناخت بهتر فرقه رجوی محسوب گردد.
    در این راستا آقای محسن عباسلو سردبیر سایت کانون صلح و آزادی دنا گفتگویی چالشی و ارزشمند با یک شخصیت اروپایی دارای تجربه شخصی در زمینه فرقه ها داشته است،فردی که خود مدتی را در یک فرقه گذرانده است.
    شما را به خواندن این مبحث با‌ارزش و چالشی دعوت مینماییم:

    کارشناس ارشد،
    دارای تجربه و سابقه فعالیت در زمینه حقوق زنان
    دارای تجربه و سابقه فعالیت در زمینه مشاوره به زنان ،به ویژه زنان مورد خشونت واقع شده
    دارای تجربه شخصی و علمی در زمینه فرقه ها
    دارای تجربه فردی زنده گی کردن در یک فرقه در غرب آفریقا
    دارای سابقه و تجربیات ارزشمند اجتماعی در امور کمپ پناهنده گان،
    کار شناس ارشد، و دانش پژوه روان درمانی سرکار خانم شملتز

    - پرسش(آقای عباسلو) :سرکار خانم شملتز ! برای خیلی‌ها ناباورانه است که یک تشکیلات و یا یک فرد بتواند نزدیک به سه دهه ،هزاران انسان را در یک مکان و به بهانه مبارزه زندانی کرده و تحت کنترل خود داشته باشد. به نظر شما آقای رجوی از فرمول و روش مخصوصی برای کنترل ذهن و جسم انسان‌ها استفاده کرده است؟

    -پاسخ (سرکار خانم شملتز):در تشکیلات ام کا او(فرقه مجاهدین)از یک فرمول در ظاهر ساده اما بسیار خطرناک استفاده میشود. به تمامی افراد حاضر در تشکیلات گفته می‌شود که شما مثل خواهر و برادر یکدیگر هستید و باید همدیگر را با این نام صدا بزنید: خواهر و یا برادر،
    من روزی در یک مسجد دیدم که بر روی دیوار آن نوشته است شما نباید ناراحت شوید اگر خواهر و یا برادر دینی تان به شما بگوید این کار شما مثلاً اشتباه است ، بلکه شما باید اشتباهتان را تأیید کرده و برطرف نموده و در ضمن باید از خواهر و برادرتان که اشتباه شما را گفته است تشکر هم کنید.
    در یک نگاه ساده این شعار شعاری مثبت است ، اما اگر درست به جمله فکر میکنید در‌ واقع به شما القاء می‌شود که مواظب خواهر و برادر دینیتان باشید و اشتباهات او را جستجو و پیگیری کنید، این تفکر از دیدگاه رفتار شناسی و اصلاح یک جامعه خوب است ،اما اگر این شیوه در یک تشکیلات و یا گروه بخصوص مذهبی با اهداف خاص پیاده شده و به کار گرفته شود بسیار خطرناک میتواند باشد.
    در تشکیلات رجوی دقیقاً از این فکر به شیوه امنیتی آن استفاده می‌شود، به افراد گفته می‌شود که اگر خواهر و برادر شما به شما چیزی گفت و یا مواظب شما بود،شما نباید ناراحت شوید،شما باید آن را تأیید کنید، این برای ارتقاء سطح تشکیلاتی شماست، به افراد فرقه گفته می‌شود و یا در عالم واقعیت هر عضو فرقه مسئولیت دارد که مواظب نفر کنار دستی باشد.

    رجوی از این فرمول به خوبی استفاده کرده است. هر نفر باید مراقب نفر کنار دستی خودش باشد. هر نفر در همه جا چشمهای زیادی مراقب اوست،شما، همیشه و همه جا از جانب برادران و خواهران تشکیلاتی ا کنترل شده و تحت مراقبت هستید، پس ضریب ریسک و مرتکب خطای تشکیلاتی شدن خیلی پایین می آید. فرمول تشکیلاتی مجاهدین فرمول کنترل فرد توسط فرد کنار دستی است. این همان فرمولی است که در تشکیلات ام کا او (فرقه مجاهدین ) به خوبی کار کرده است. به این اهرم باید اهرم سرکوب و تجاوز به حریم اجتماعی و خصوصی افراد توسط مسئولین فرقه رانیز اضافه کرد.
    فرمول کنترل فرد توسط فرد کنار دستی با پشتوانه مجازات تشکیلاتی.

    رجوی در بکارگیری و استفاده از تضادها البته در جهت غیر انسانی آن، فرد باهوشی است.آقای مسعود رجوی از تضادهای سیاسی نیز استفاده و بهره زیادی گرفته است. او با استفاده از همین تضادهای سیاسی موجود در گذشته و حال توانسته جایی مثل اورسورواز یا اشرف بسازد و انسان‌ها را کنترل کند.
    آقای رجوی شکافهای سیاسی را خوب شناخته و از این درگیری‌ها و کشمکش های سیاسی برای حفظ ساختار فرقه اش استفاده زیادی کرده و میکند. رجوی میداند که با چه کسانی در عرصه سیاست کنتاکت (تماس)داشته باشد.و چگونه از سیاستمداران فرصت طلب و پول دوست استفاده کند.
    به نظر من رهبر فرقه مجاهدین،تیمی دارد که افراد سیاسی فرصت طلب و پول دوست را شناسائی کرده و با این افراد تماس میگیرند و از آن‌ها در راه اهداف سیاسی و تشکیلاتی شان استفاده میکنند. اینجور آدمها را در اروپا و غرب پیدا کردن و به کارگرفتن کار سختی نیست. اینجور آدمها تعدادشان این روزها زیاد است.

    ادامه دارد...

    ------------

    همچنین
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=14158

    بررسی ساختار و کارکردهای فرقه رجوی، مجاهدین خلق، از دید اندیشمندان اروپایی (بخش نخستین)

    (شملتز: فرقه رجوی، مجاهدین خلق همان سیستم اردوگاههای کره شمالی را بکار می برد)

    .

    ... من سیستم اعمال شده در فرقه مجاهدین را مثل سیستم به کار گرفته شده در اردوگاههای کره شمالی میدانم.در این اردوگاهها همه چیز با زور و تجاوز پیش میرود.با توجه به اطلاعاتی که من درباره فرقه مجاهدین دارم وبا توجه به اسنادی که من دیده ام،من عناصر و تأثیر عقاید استالینیستی را در تشکیلات مجاهدین قوی دیدم. برای من داستان فرقه رجوی داستانی افسانه‌ای و غیرقابل باور است. در دهه های هفتاد میلادی اینجور سازمانها زیاد بودند اما نه به پیچیده گی ساختار فرقه مسعود رجوی، این تفکر و این سازمان (فرقه مجاهدین) به ساختار جهان امروز نمیخورد.اینها آدمهای منجمدی هستند. از طرف دیگر فرقه مجاهدین در عرصه سیاست خودشان را افرادی به روز و مترقی نمایش میدهند و مدرن ،این دو به هم نمیخورد ...


    (مجاهدین خلق، قربانیان اربابانی بی شمار)

    کانون صلح و آزادی دنا، وین، اول ژانویه 2013
    http://www.iran-dena.at/index.php?newsid=200

    کانون صلح و آزادی دنا در راستای شناخت ابعاد پیچیده ومخوف تشکیلات فرقه مجاهدین ضد خلق یک پروژه پژوهشی را در اروپا آغاز نموده است.

    در جریان این پروژه با‌ارزش تحقیقی با تعدادی از اندیشمندان، جامعه شناسان و روانشناسان اروپایی مصاحبه و گفتگو خواهیم کرد، به پای حرفهای این شخصیتهای علمی خواهیم نشست و درباره مکانیزمها و کارکردهای پیچیده فرقه ها بحث و گفتگو خواهیم کرد.

    هدف کانون صلح و آزادی دنا از این پروژه علمی تحقیقی،شناخت ابعاد پیچیده فرقه ها ،بویژه فرقه رجوی بوده و امیدواریم که نتایج و مطالب مطرح شده در این پروژه کمکی به قربانیان فرقه مجاهدین باشد. امید برآنست که بتوانیم کمی ابعاد و کارکردهای پیچیده فرقه رجوی را بهتر شناخته و به راه حلی منطقی و علمی برای ساختن آینده زنده گی فردی و اجتماعی قربانیان فرقه رجوی دست یابیم.

    حتماً دید و نگرش کسانی که خارج از تشکیلات فرقه رجوی هستند، نسبت به این تشکیلات دیدی متفاوت بوده و اگر یک شخصیت علمی یا دانشگاهی به این تشکیلات ،ساختار و کارکردهای آن توجه داشته باشد و با یک نگاه علمی به این ساختار بنگرد مسلماً میتواند کمک و تجربه ارزشمندی در زمینه شناخت بهتر فرقه مجاهدین ضد خلق محسوب گردد.

    در این راستا آقای محسن عباسلو به نماینده گی از کانون صلح و آزادی دنا گفتگویی چالشی و ارزشمند با یک اندیشمند اروپایی دارای تجربه شخصی در زمینه فرقه ها داشته است،فردی که خود مدتی را در یک فرقه گذرانده است.

    شما را به خواندن این مبحث با‌ارزش و چالشی دعوت مینماییم

    -کارشناس ارشد،
    -دارای تجربه و سابقه فعالیت در زمینه حقوق زنان
    -دارای تجربه و سابقه فعالیت در زمینه مشاوره به زنان ،به ویژه زنان مورد خشونت واقع شده
    -دارای سابقه و تجربیات ارزشمند اجتماعی در امور کمپ پناهنده گان،
    -دارای تجربه شخصی و علمی در زمینه فرقه ها
    -دارای تجربه فردی زنده گی کردن در یک فرقه در غرب آفریقا
    -کارشناس ارشد، و دانش پژوه روان درمانی: سرکار خانم شملتز

    -پرسش (آقای عباسلو):
    سرکار خانم شملتز بسیار سپاسگذارم که وقت باارزشتان را در اختیار این جانب و کانون صلح و آزادی دنا قرار دادید،سپاس از مهر شما،
    سرکار خانم شملتز! شما یک روان درمان و درمان پژوه هستید،شما مدتی در یک فرقه در غرب آفریقا زنده گی کرده و دارای تجربیات بسیار باارزشی در این زمینه هستید.برای کانون صلح و آزادی دنا جای شادمانی است که به ما اعتماد کرده و حاضر شدید تجربیات و نظرات باارزشتان رادر اختیار کانون صلح و آزادی دنا قرار دهید. از این جهت ما از شما بسیار سپاسگذار بوده و برای ما یک افتخار محسوب میگردد.
    سرکار خانم شملتز!شما به کارکردههای فرقه ها آگاهی و اشراف علمی دارید،تعریف شما از فرقه مجاهدین و یا به عبارتی دیگر فرقه رجوی چیست؟

    پاسخ(سرکار خانم شملتز):
    من سیستم اعمال شده در فرقه مجاهدین را مثل سیستم به کار گرفته شده در اردوگاههای کره شمالی میدانم.در این اردوگاهها همه چیز با زور و تجاوز پیش میرود.با توجه به اطلاعاتی که من درباره فرقه مجاهدین دارم وبا توجه به اسنادی که من دیده ام،من عناصر و تأثیر عقاید استالینیستی را در تشکیلات مجاهدین قوی دیدم.
    برای من داستان فرقه رجوی داستانی افسانه‌ای و غیرقابل باور است. در دهه های هفتاد میلادی اینجور سازمانها زیاد بودند اما نه به پیچیده گی ساختار فرقه مسعود رجوی، این تفکر و این سازمان (فرقه مجاهدین) به ساختار جهان امروز نمیخورد.اینها آدمهای منجمدی هستند.
    از طرف دیگر فرقه مجاهدین در عرصه سیاست خودشان را افرادی به روز و مترقی نمایش میدهند و مدرن ،این دو به هم نمیخورد. اینکه در بیرون نشان میدهند و اینکه در عالم واقعیت چه کسانی بوده و چکار میکنند به هم نمی آید.

    پرسش (آقای عباسلو):
    سرکار خانم شملتز!به نظر شما به عنوان یک کارشناس ارشد ،فرقه رجوی چگونه میتواند افرادی را سالهای سال کنترل و زندانی کند؟این امر از دیدی علمی و روانی چگونه امکان‌پذیر است؟

    پاسخ(سرکار خانم شملتز):به نظر من آدمها، قبل از ورود به این تشکیلات،ساختار و شیوه کارکرد این تشکیلات را نمیشناسند و بدون اینکه نحوه عملکرد این فرقه را بدانند وارد این فرقه میشوند،و از یک لحظه به بعد خود را اسیر و زندانی میابند.به نظر من سازمان ام کا او (فرقه رجوی)قدرت تشخیص خوب و بد را از افراد میگیرد.
    افراد عضو این فرقه نمیتوانند آزادانه به بیرون از کمپ اشرف یا محل اقامت جدیدشان کمپ لیبرتی رفته و پیاده روی کنند،اینها هیچ آزادی فردی ندارند، این فرقه همه قدرت انتخاب و تصمیمگیری این افراد را گرفته است.افراد گرفتار در فرقه مجاهدین برای خود یک استراتژی زنده ماندن و زنده گی تعریف کرده‌اند و آن اینکه ما به قوانین تشکیلات تن میدهیم تا زنده بمانیم، هیچ راه و چاره دیگری نیست.

    ادامه دارد...

    بررسی ساختار و کارکردهای فرقه مجاهدین از دید اندیشمندان اروپایی(بخش نخستین)بررسی ساختار و کارکردهای فرقه مجاهدین از دید اندیشمندان اروپایی(بخش نخستین)بررسی ساختار و کارکردهای فرقه مجاهدین از دید اندیشمندان اروپایی(بخش نخستین)

    کانون صلح و آزادی دنا
    وین، اتریش
    01.01.2013


    Date: 2013-03-25
    (C) 2006