شما صفحه آرشیو را مشاهده می‌کنید. برای دیدن صفحه اصلی‌ به این لینک مراجعه نمائیدhttp://iran-interlink.org/wordpressfa/



  • دیدار آن سینگلتون از کمپ عراق جدید (سابقا اشرف). مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در پروسه پیشرفت دموکراسی در عراق خرابکاری می کنند
  • تروریسم مجاهدین خلق (فرقه رجوی) با پشتیبانی امریکا و اسرائیل، نمک آشی که برای جنبش سبز پخته اند - مسعود خدابنده، مشاورین استراتژی خاورمیانه ا
  • چرا کسی در مورد نقض مستمر و فاحش حقوق بشر در کمپ اشرف (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) تحقیق نمی کند؟ - گزارشی از کمپ اشرف، مارس 2011
  • چه کسی مسئول رنج مداوم خانواده های اعضای گرفتار در پادگان اشرف است؟ (بنیاد خانواده سحر، ژوئیه 2010: آمریکا یک راه بیشتر ندارد. باید دست دولت عرا
  • صدور حکم بازداشت مریم و مسعود رجوی و 37 تن دیگر از مجاهدین خلق در عراق (رویترر، ژوئیه 2019)
  • ایران اینترلینک - گزارش دوم از بغداد، اردوگاه اشرف و سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - مسعود خدابنده، ایران اینترلینک، سپتامبر 2009
  • نظرات دکتر موفق الربیعی در مورد کمپ اشرف، مسعود رجوی و "زهر زدایی" از اعضای سازمان مجاهدین خلق (خبرگزاری رویتر، ششم آوریل 2009 )
  • ممانعت رجوی (رهبر فرقه مجاهدین خلق) از ورود هیأت تحقیق وزارت حقوق بشر به اشرف (اصوات العراق، چهاردهم مارس 2009)
  • الموتمر عراق: اتحاديه اروپا منافقين را به خاك خود دعوت كند (موتمر، یازدهم فوریه 2009)
  • آقای بنی صدر: وقتی سازمانی وابسته شد طبیعتا وجه المصالحه می شود (رادیو فرانسه، پنجم فوریه 2009)
  • آمریکا تبعیدیان ایرانی تحت حمایت را در عراق بلاتکلیف نگاه میدارد (گزارشاتی از شبکه رادیو عمومی ملی امریکا از بغداد و تهران. آوریل 2008)
  • ورود اولین سری نجات یافتگان از جهنم اشرف در عراق به کشورهای اروپایی
  • معرفی یکی از چماقداران مجاهدین خلق (فرقه رجوی) لیلا جزایری یا اعظم فرهانی ملا حسنی کهنه.
  • ترجمه گزارش ویژه ایران اینترلینک از بغداد، قرارگاه اشرف و مجاهدین خلق (ایران اینترلینک، مسعود خدابنده، فوریه 2008)
  • اتحادیه اروپا بار دیگر مجاهدین (شورای ملی مقاومت،ارتش آزادیبخش، فرقه رجوی ...) را در فهرست تروریستها قرار داد ( دسامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمان اروپا در ایران با انجمن نجات دیدار نمود (دسامبر 2007)
  • رئیس گروه پارلمان اروپا: سازمان مجاهدین در اتحادیه اروپا، انگلستان و آمریکا همچنان غیر قانونی و سیاست ما نفی آن است (دسامبر2007)
  • همایش ؛ مغز شویی ؛ جنایت علیه بشریت (دانشگاه تبریز، دسامبر 2007)
  • دیدار و سخنرانی پرفسور شلدون فوت و مسعود خدابنده در پارلمان بریتانیا (نوامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمانی بریتانیا از انجمن نجات در تهران دیدار کرد (نوامبر 2007)
  • رجوی رهبر مجاهدین به اعضای فرقه اجازه ملاقات با خانواده بدهد (خدابنده، اوت 2007)
  • سایت رجوی: هیچکس ، واقعا هیچکس صلاحیت انتقاد به رهبران پاک باز آزادی را ندارد! (ایران دیدبان، چهارم اوت 2007)
  • وصلت با تروریستها؟ نه! (کنت تیمرمن، سیزده ژوئیه 2007)
  • استفاده ابزاری از نام مسعود رجوی در تبلیغات مجاهدین حاکی از شتاب گرفتن سقوط فرقه به فاجعه غیر قابل کنترل نهایی است (بریف ایران - اینترلینک)
  • گزینه هایی سخت در روند مذاکرات ایران و امریکا (مسعود خدابنده، آسیا تایمز، بیست و یکم می 2007)
  • انتشار گزارش جدید وزارت خارجه امریکا (مسعود خدابنده، سوم می 2007)
  • اظهارات ابراهيم خدابنده و جميل بصام در مورد مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - ایسنا، هشتم آوریل 2007
  • مصاحبه تلویزیون کانال سه بریتانیا با آن سینگلتون در رابطه با مجاهدین خلق، فرقه تروریستی رجوی(سی و یکم مارس 2007)
  • نامه سرگشاده ابراهیم خدابنده به مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران (سی مارس 2007)
  • مادری التماس می کند که میشود خبری از بچه من بگیری؟!!(دکتر نوری زاده، مارس 2007)

  • ترفند رجوی برای جلوگیری از انتقال اسیران فرقه به کشور ثالث: یا همه یا هیچ کس!!

    ترفند رجوی برای جلوگیری از انتقال اسیران فرقه به کشور ثالث: یا همه یا هیچ کس!!

    هدف فرقۀ رجوی از اینهمه اصرار بر نگهداری اسیرانش در عراق چیست؟

    .

    ... تعداد 950 نفر از ساکنان لیبرتی یعنی قریب به یک سوم آنها دارای مدارک پناهندگی یا اقامت در کشورهای اروپا و آمریکا هستند که رهبران فرقۀ رجوی می توانند با امکانات مالی و سیاسی و حقوقی و لابیگری که دارند (از جمله 8500 وکیل طبق اعلام خودشان و بقول خود رجوی به ما در نشستهایش که وقتی در اشرف بودیم می گفت: برای هر تک نفر شما سه وکیل گرفته ایم) به وزارتخانه های خارجه و ادارات مهاجرت این کشورها فشار وارد کنند تا آنها را به کشورهای مربوطه برگردانند ولی آنها مطلقا در این مورد سکوت اختیار کرده اند و هیچ حرفی از اینکه این تعداد از افراد دارای پناهندگی این کشورها هستند نمی زنند و تنها وقتی صحبت از پناهنده بودن این افراد در این کشورها به میان می آورند که آنها در نتیجۀ بیماری یا جراحت فوت کنند، آنوقت ...


    (مجاهدین خلق، قربانیان اربابانی بی شمار)

    قربانعلی حسین نژاد، وبلاگ حسین نژاد، بیست و پنجم مارس 2013
    http://ghorbanali2013.blogfa.com/post/49

    بقلم قربانعلی حسين نژاد عضو جدا شده از سازمان مجاهدین و مترجم ارشد سابق رجوي در عراق

    ایمیل:
    ghorbanali1329@gmail.com  

    29 اسفند 91

    رهبران فرقۀ رجوی می کوشند سه هزار و دویست تن از بهترین فرزندان مردم ایران را تنها و تنها برای حفظ خودشان از دستگیری و محاکمه به علت جنایات و غارتهایشان در عراق با دیوار گوشتی کردن این افراد پیرامون خودشان و به کشتن دادنشان در خاک عراق نگهدارند. اخیرا رهبری فرقۀ رجوی پیشنهاد خیرخواهانه و دواطلبانۀ دولت آلبانی مبنی بر پذیرش 210 تن از ساکنان لیبرتی را رد کرده و در انجام آن با وقاحت و دجالی و فریبکاری کامل کارشکنی می کند چرا که با طرح یا همه یا هیچ کس طی 4 ماه گذشته که آلبانی این پیشنهاد را داده و اکنون اعلام رسمی شده است دولت آلبانی را در منگنه گذاشته و تا کنون موجب شکست این پیشنهاد شده است.

    در اطلاعیۀ فرقۀ رجوی در این مورد با عوامفریبی و تعارفهای خشک و خالی و حملات ناجوانمردانه به آقای مارتین کوبلر نمایندۀ دبیر کل ملل متحد در عراق، آمده است: «مقاومت ايران ضمن تشکر از دولت آلبانی و نخست وزير پريشا به خاطر اين ژست انساندوستانه، با هر گونه دخالت مارتين کوبلر که خط سياسی رژيم ايران و مالکی را پيش می برد، در موضوع بازاسکان ساکنان ليبرتی که در حيطه کميساريای عالی پناهندگان می باشد قوياً مخالف است و آن را عليه امنيت و سلامت ساکنان می داند... تا وقتی ساکنان در ليبرتی در معرض کشتار مجدد قرار دارند، انتقال گروه های کوچک از ليبرتی به خارج از عراق تنها خطر را در مورد اکثريت قريب به اتفاقی که در ليبرتی باقی می مانند اضافه می کند. بنابراين دو گزينه وجود دارد. گزينه اول انتقال فوری و موقت همه افراد به ايالات متحده آمريکا يا يک کشور اروپايی تا از آنجا به طور دائم باز اسکان شوند و يا بازگشت همه افراد به اشرف و ادامه پروسه انتقال از اشرف از جمله انتقال به آلبانی. هر گونه راه حل بايد سريع و شامل همه جمعيت باشد...».

    شرط گذاشتن یا همه (آن هم فقط به یک کشور) یا هیچ کس چیزی جز ترفند و بهانه و سرپوشی برای نگهداشتن این افراد در جهنم عراق نیست تا با کشته شدن هر یک از این افراد در جنایتهای تروریستی جنگ مذهبی عراق یا فوت افراد بیمار در نتیجۀ جلوگیری از انتقال آنها به بیمارستانهای بغداد از ترس فرار و جداشدن فرد بیمار (تا کنون در این یک سال انتقال به لیبرتی نزدیک 10 نفر بیمار و مجروح در اشرف و لیبرتی از جمله دو نفر در چند روز گذشته فوت کرده اند) فریاد بر آوردند که جنایت علیه بشریت!!! آخر مگر نمی بینید خود مردم عراق را هر روز به خاک و خون می کشند و این کشور سراسر مرگ و ویرانی شده است؟ چرا به جای تلاش و هزینه برای انتقال آنها به قتلگاه سابقشان اشرف و پناهنده شمردنشان در عراق رو به دولتها و ادارات مهاجرت آنها تلاش نمی کنید که آنها را به کشورهای محل پناهندگی و اقامت سابقشان منتقل کنند و حد اقل چرا پیشنهاد کشورهایی را هم که آنها را می پذیرند رد می کنید؟

    تعداد 950 نفر از ساکنان لیبرتی یعنی قریب به یک سوم آنها دارای مدارک پناهندگی یا اقامت در کشورهای اروپا و آمریکا هستند که رهبران فرقۀ رجوی می توانند با امکانات مالی و سیاسی و حقوقی و لابیگری که دارند (از جمله 8500 وکیل طبق اعلام خودشان و بقول خود رجوی به ما در نشستهایش که وقتی در اشرف بودیم می گفت: برای هر تک نفر شما سه وکیل گرفته ایم) به وزارتخانه های خارجه و ادارات مهاجرت این کشورها فشار وارد کنند تا آنها را به کشورهای مربوطه برگردانند ولی آنها مطلقا در این مورد سکوت اختیار کرده اند و هیچ حرفی از اینکه این تعداد از افراد دارای پناهندگی این کشورها هستند نمی زنند و تنها وقتی صحبت از پناهنده بودن این افراد در این کشورها به میان می آورند که آنها در نتیجۀ بیماری یا جراحت فوت کنند، آنوقت است که جنجال به راه می اندازند که دولت یا سفارت کشور مربوطه می توانست او را به خاک آن کشور منتقل کند تا معالجه شود یا دولت عراق مانع انتقال او به بیمارستان شد یا به او رسیدگی نکرد!! (به اطلاعیه های سازمان مجاهدین در مورد افراد فوت کردۀ یک سال اخیر از جمله بردیا مستوفی و حمید ربیع مراجعه کنید). باید اینجا از رهبران فرقۀ رجوی پرسید شما کی قبل از فوت این افراد، کشورهای مربوطه یا سفارتخانه های آن کشورها در عراق را از وضعیت آنان مطلع کردید و کدام تلاش و فشار لابی و کنفرانسها و سخنرانیهای پولی را برای انتقال افراد بیمار و زخمی به کشورهای ثالث بویژه آنها که مدارک پناهندگی و اقامت در آن کشورها دارند به جای تبلیغ و فعالیت سیاسی و مطبوعاتی و حقوقی و پارلمانی گسترده و پر هزینه برای نگهداری هر چه بیشتر آنان در عراق، به عمل آوردید؟ لازم به یادآوری است که حتی برخی کشورها مانند فنلاند تعدادی از افراد لیبرتی بویژه مجروحین و بیماران را پذیرفته بودند ولی چنانکه جداشدگان جدید می گویند به دستور رجوی افراد مذکور آن را رد کردند و در نتیجه آن کشورها اعلام آمادگیشان را پس گرفتند.

    من یک ماه پیش در عراق با جدا شدگان دیگر از سازمان که از لیبرتی بیرون آمده بودم وقتی مانند دیگر افراد لیبرتی برای مصاحبه به محل کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد در عراق رفتم خانم افغانی کارمند کمیساریا که با من مصاحبه می کرد گفت الآن خط سازمان عوض شده و اکثر افراد که برای مصاحبه از داخل لیبرتی می آیند می گویند ما نمی خواهیم به هیچ کشور دیگری برویم و در عراق می مانیم، لذا ما چگونه از کشورها بخواهیم به این افراد که خودشان نمی خواهند بروند پناهندگی بدهند؟

    رجوی وقتی طی پیامی که سال گذشته به ما در اشرف داد و در آن در میان بهت و حیرت همه مان ناشی از شعارهای قبلی اش مبنی بر مرز سرخ بودن اشرف انتقال به لیبرتی را پذیرفت گفت: اشرف پرت و دور از چشم جهانیان است اگر به لیبرتی برویم نمی توانند به ما حمله کنند چون زیر دید رسانه ها و سفارتخانه ها و سازمان ملل بویژه سفارت آمریکا که در نزدیکی آن قرار دارد می باشد. حالا آمده با هر حادثه ای خواستار بازگرداندن قربانیانش به اشرف می شود انگار در همین اشرف نبود که سال گذشته و دو سال قبل از آن مجموعا نزدیک 50 نفر از اسرای فرقه کشته و صدها تن دیگر زخمی و برای همیشه معلول شدند.

    حال باید دید چرا رهبری سازمان مجاهدین خلق حد اقل با استفاده از حادثۀ ناگوار و خونین حملۀ تروریستی به کمپ لیبرتی در ماه گذشته از فراخواندن جامعۀ جهانی به اسکان و پناه دادن ساکنان لیبرتی در کشورهایشان به عنوان پناهندگان برای تضمین امنیت و سلامتی آنان طفره می رود؟ و چرا زندگی این افراد برایش مهم نیست؟ زیرا رهبران فرقۀ رجوی از فروپاشی و از هم گسیختن تشکیلاتشان و دستگیری آنان در صورت انتقال اسرایشان به خارجه و رسیدن آنان به جهان آزاد و در نتیجه پراکنده شدن نیروهایشان و حفاظشان و فروریختن دیوار انسانی پیرامونشان بسا بسا بیمناک است، و علت همین است و لا غیر!.

    -----------

    همچنین
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=14618

    پیام حسین نژاد (غلام) خارج شده از کمپ لیبرتی به هموطنان و خانواده های مجاهدین ساکن عراق

    برخلاف خط رهبری، خواست واقعی افراد خروج از جهنم عراق می باشد

    .

    ... من یک ماه پیش در عراق با جدا شدگان دیگر از سازمان که از لیبرتی بیرون آمده بودم وقتی مانند دیگر افراد لیبرتی برای مصاحبه به محل کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد در عراق رفتم خانم افغانی کارمند کمیساریا که با من مصاحبه می کرد گفت الآن خط سازمان عوض شده و اکثر افراد که برای مصاحبه از داخل لیبرتی می آیند می گویند ما نمی خواهیم به هیچ کشور دیگری برویم و در عراق می مانیم، لذا ما چگونه از کشورها بخواهیم به این افراد که خودشان نمی خواهند بروند پناهندگی بدهند؟ رجوی وقتی طی پیامی که سال گذشته به ما در اشرف داد و در آن در میان بهت و حیرت همه مان انتقال به لیبرتی را پذیرفت گفت: اشرف پرت و دور از چشم جهانیان است اگر به لیبرتی برویم نمی توانند به ما حمله کنند چون زیر دید رسانه ها و سفارتخانه ها ...


    (کدام یک از این گروگانها قربانی بعدی در خاک عراق خواهد بود؟)

    قربانعلی حسین نژاد، پاریس، هجدهم فوریه 2013
    وبلاگ آقای حسین نژاد
    http://ghorbanali2013.blogfa.com/

    ضرورت اعمال فشار بر رهبری سازمان مجاهدین خلق برای تغییر خط نگهداری افراد در عراق به سوی انتقال آنان به کشور ثالث و بر سازمان ملل و کشورهای اروپا و آمریکا برای پذیرفتن این افراد بویژه آنان که از قدیم پناهندۀ این کشورها بوده اند

    هموطنان! با ارجگذاری فراوان به اعلام کمپین از طرف گروهی از ایرانیان مقیم خارج کشور و خانواده های ساکنان کمپ لیبرتی و سپاس و احترام عمیق به دست اندرکاران آن اینجانب به عنوان پدری که فرزندش یکی از ساکنان این کمپ می باشد به اطلاعتان می رسانم که من اولین نفری هستم که بعد از خروج از لیبرتی یک ماه پیش به فرانسه رسیده ام. از طریق سازمان ملل به خواست خودم از کمپ لیبرتی بیرون آمدم و چون پناهندگی فرانسه را از 24 سال پیش داشتم (که طی این مدت در قراگاههای سازمان در عراق و بیشتر در اشرف و اخر هم در لیبرتی بودم) به این کشور آمدم. به همۀ هموطنانم می گویم که فقط رهبری مجاهدین مانع خروج افراد از عراق می باشد زیرا مسعود رجوی دستور و پیام به همۀ افراد در لیبرتی داد که همه باید تعهد بدهند که در عراق بمانند و هرکس هوس کشور ثالث بکند یا چنین آرزویی از ذهنش بگذرد باید این را به عنوان یک «فاکت» بورژوازی زدگی و زندگی طلبی بنویسد و جلوی جمع در نشست یکان خودش آن را بخواند تا مورد تحقیر و تمسخر و توهین و تهمت قرار بگیرد و در این راستا آز آنجا که کمپ لیبرتی نزدیک فرودگاه بغداد قرار دارد و افراد هر روز فرود و بلند شدن هواپیماها را می بینند روزانه در نشستهای عملیات جاری یکی از فاکتهای رایجی که افراد می نویسند و می خوانند هوس خارج رفتن با دیدن این صحنه ها می باشد حتی اگر این آرزوی خروج از عراق به قصد و نیت صادقانۀ امکان بهتر ادامۀ مبارزه با رژیم باشد که آنوقت هم از او پذیرفته نمی شود و می گویند این پوش و بهانۀ تو برای زندگی طلبی و ارضای تمایلات جنسی ات می باشد وو...!! لذا اکثر افراد به علت فضایی که آنجا حاکم است نمی توانند برخلاف دستور رهبری تشکیلات خواسته ای داشته باشند و الا انگشت نما شده و با انواع برچسبها و ناسزاها در نشستهای جمعی که برای آنها می گذارند روبرو می شوند. آنها به دستور رهبری سازمان می روند و در مصاحبۀ انفرادی با سازمان ملل می گویند ما می خواهیم در عراق بمانیم. تا حالا در این یک سال 27 نفر از جمله من بر خلاف دستور رهبری سازمان که اکنون دیگر به یک فرقه تبدیل شده و هیچگونه مبارزه ای ندارد و کارهایش دقیقا به سود رژیم آخوندی است به سازمان ملل گفتیم که ما می خواهیم برویم بیرون و از همانجا بیرون آمدیم. وقتی ما در اشرف و لیبرتی بودیم می دیدیم و می شنیدیم که خواست واقعی اکثریت افراد رفتن به خارج می باشد و بسیاری در نشستها بلند می شدند و نظرشان را به عنوان تناقض یعنی انتقاد از فکر خودشان! می گفتند که خارج رفتن به نفع ما می باشد زیرا در آنجا بهتر روی داخل کشور کار می کنیم و علیه رژیم مبارزه میکنیم نه علیه دولت عراق و رو به مردم عراق!.. و بسیاری از دوستان خود من که خانواده شان در خارج بودند می گفتند اگر خانواده مان بیایند ما فورا با آنها می رویم خارج چون می ترسیم از اینجا خودمان برویم دولت عراق ما را تحویل رژیم بدهد در حالیکه اینطور نیست و هر کس به هر کشوری می خواهد می تواند برود و این دستور و پیام رهبری سازمان است که مانع انتقال افراد به خارجه و کشورهای ثالث می باشد. ما جدا شدگان اخیر وقتی در بغداد بودیم به گوش خودمان می شنیدیم که مزدوران و مأموران رسمی رژیم آخوندی از این پیام و خواست مسعود رجوی مبنی بر ماندن در عراق بسیار استقبال می کردند و می گفتند دقیقا خواست ما هم همین است! همینجا بمانند تا افراد را بکشیم و رهبرانشان را اگر ماندند دستگیر کنیم و آشکارا می گفتند همچنانکه گروههای مسلح شیعۀ طرفدار جمهوری اسلامی موقعی که آمریکایی ها در لیبرتی بودند هر هفته آنجا را با موشک و خمپاره هدف قرار می دادند تا اینکه آمریکاییها را مجبور به ترک عراق و فرار از عراق کردند اینها هم خوب است به فرمان رهبری شان همینجا بمانند تا گروههای مسلح عراقی طرفدار ما حسابشان را برسند!! و سرانجام با حملۀ جنایتکارانه و تروریستی روز شنبه 9 فوریه رژیم ددمنش آخوندی قصدش و نقشه اش را عملی کرد و بعد از گرفتن این تعداد کشته و زخمی از مجاهدین، از زبان گروههای شیعۀ مسلح عراقی تهدید به ادامۀ اینگونه عملیات نیز کرده است.

    رهبری مجاهدین می گوید ما آزاد گذاشته ایم هرکس می خواهد می تواند برود و پول هم می دهیم ولی وقتی دستور و پیام و خط رهبری سازمان باقی ماندن در عراق است تنها افرادی خواستار رفتن می شوند که در برابر خط رهبری می ایستند و این کار هم بها می خواهد چرا که یک ماه برایش چندین نشست با مسئولین و چندین نشست جمعی در یکان خودش می گذارند تا او را منصرف کنند و انواع ناسزاها و برچسبها مانند زندگی طلبی یا دنبال زن بودن به او می زنند، لذا کمتر کسی چنین جرأتی می کند و می خواهد این بها را بپردازد.

    هدف رهبری مجاهدین تنها و تنها نگهداری افراد در عراق به عنوان دیوار گوشتی و سپر انسانی در پیرامون خودش می باشد و می داند در صورت انتقال به خارج بسیاری افراد دنبال زندگی خود خواهند رفت و الا اگر هدفش رفتن به ایران و سرنگون کردن رژیم از مرز باشد با شرایط امروز عراق کاملا این یک توهم است و این را خودش به خوبی می داند، بلکه اگر واقعا این امر هدف باشد و در شرایطی که سلاحی ندارند و مبارزه تنها با با وسایل ارتباط جمعی جهت ارتباط با داخل کشور است این کار از خارج و کشورهای ثالث بهتر و بیشتر و با تضمین امنیتی کامل امکان پذیر است. این را که نوشتم عین حرف دوستانمان در لیبرتی و اشرف است که در صحبت پنهانی با همدیگر می گفتند.

    من یک ماه پیش در عراق با جدا شدگان دیگر از سازمان که از لیبرتی بیرون آمده بودم وقتی مانند دیگر افراد لیبرتی برای مصاحبه به محل کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد در عراق رفتم خانم افغانی کارمند کمیساریا که با من مصاحبه می کرد گفت الآن خط سازمان عوض شده و اکثر افراد که برای مصاحبه از داخل لیبرتی می آیند می گویند ما نمی خواهیم به هیچ کشور دیگری برویم و در عراق می مانیم، لذا ما چگونه از کشورها بخواهیم به این افراد که خودشان نمی خواهند بروند پناهندگی بدهند؟

    رجوی وقتی طی پیامی که سال گذشته به ما در اشرف داد و در آن در میان بهت و حیرت همه مان انتقال به لیبرتی را پذیرفت گفت: اشرف پرت و دور از چشم جهانیان است اگر به لیبرتی برویم نمی توانند به ما حمله کنند چون زیر دید رسانه ها و سفارتخانه ها و سازمان ملل بویژه سفارت آمریکا که در نزدیکی آن قرار دارد می باشد. حالا آمده با هر حادثه ای خواستار بازگرداندن قربانیانش به اشرف می شود انگار در همین اشرف نبود که سال گذشته و دو سال قبل از آن مجموعا نزدیک 50 نفر از اسرای فرقه کشته و صدها تن دیگر زخمی و برای همیشه معلول شدند.

    چند روز پیش مریم رجوی در مراسمی به مناسبت 19 و 22 بهمن در پاریس خواستار برگردانذن افراد مصاحبه شدۀ لیبرتی به اشرف شد تا از آنجا به کشور ثالث بروند که کاملا مضحک و غیر واقعی است و این یعنی هیچکس را نباید به خارج فرستاد و الا سازمانمان فرو می پاشد اینطوری می خواهد دهان حتی دوستان و لابیهای خودش را هم که انتقاد می کنند چرا جلوی کشور ثالث را می گیرید و می خواهید بچه ها در عراق بمانند ببندد و الا هر فرد عاقلی می پرسد اگر واقعا کشور ثالث می خواهی لیبرتی که بغل فرودگاه بغداد است نزدیکتر و بهتر است چرا بروند از بیابان اشرف بروند خارج؟ در ثانی تو که می گفتی لیبرتی باید کمپ پناهندگی بشود با آنکه می گفتی استاندارد و قابل سکونت نیست و زندان است!! حالا چه شده خواستار بازگشت به اشرفی؟

    رهبری سازمان مجاهدین با تحلیل نادرست از اوضاع از جمله امید واهی به حملۀ آمریکا بر ایران و نیز حفاظت از رأس رهبری اصرار بر نگهداشتن بهترین نیروهای مبارز و آزادیخواه مردم ایران در عراق سراسر ترور و جنگ مذهبی با انواع گروههای مسلح تحت نفوذ و ادارۀ رژیم خونخوار آخوندی دارد و بدینگونه آنها را عملا در تیررس دشمن آزادی مردم ایران قرار می دهد.

    مگر اشرف جای امنی است که رهبری مجاهدین می خواهد به آنجا برگردند؟ مگر پنجاه نفر آنجا کشته نشده اند؟ من از لیبرتی می آیم همۀ افراد به جز رهبران سازمان خواستار بیرون آمدن از عراق هستند فقط رهبری سازمان مجاهدین و رژیم آخوندی هستند که عملا بر خلاف اعلام رسمی و ظاهری خودشان تلاش برای ماندن ساکنان لیبرتی و اشرف در عراق دارند. رژیم حتی از طریق روابطش با کشورها به طور مستقیم یا غیر مستقیم توسط خود یا وابسته هایش می کوشد همۀ راههای خروج از عراق را به روی افراد سازمان مجاهدین در عراق ببندد تا آنها را در همان عراق نابودشان کند و این اتحاد عملی رهبری مجاهدین با رژیم آخوندی برای حفاظت از خودش با سپر قرار دادن و به کشتن دادن این افراد و بهره برداری از خون آنان است و بس.

    بسیاری از افراد و شخصیتها و نیروهای اپوزیسیون ایرانی از روز اول سقوط رژیم سابق عراق خطاب به رهبری سازمان مجاهدین گفتند و نوشتند که از عراق بیایید بیرون آنجا به زیر نفود و سلطۀ رژیم جمهوری اسلامی در آمده و در آتش اختلافات مذهبی عراق و به دست عناصر وابسته به رژیم از بین می روید اگر خارج بیایید قوی تر هم می شوید. ما که در اشرف بودیم همانجا خیلی از افراد قدیمی نظر می دادند و می گفتند اگر خارج برویم تمام تلاش و مبارزه مان روی به داخل می شود در حالیکه اینجا همۀ کارمان شده روی عراق و عراقیان که از ماندن ما اینجا حمایت کنند.

    وقتی من در عراق بودم مطلع شدم مسئولان وزارت حقوق بشر عراق فرمهایی را تدوین کرده اند که خانواده های افراد لیبرتی در داخل و خارج ایران در صورت رسیدن به توافق با سازمان مجاهدین آنها را پر کنند (با مراجعه به سفارتخانه های عراق) تا ترتیب دیدار آنها با فرزندانشان در لیبرتی داده شود ولی این طرح بعد از مذاکرات سه جانبه بین دولت عراق و سازمان مجاهدین و نمایندگی سازمان ملل متحد در عراق به علت اصرار نمایندگان سازمان مجاهدین بر گرفتن امتیاز در رابطه با اشرف یعنی گذاشتن شرط عدم فشار بر سازمان برای تخلیۀ اشرف و اجازۀ فروش آزاد اموال آن شکست خورد و این یعنی به گروگان گرفتن ساکنان اشرف و لیبرتی و خانواده هایشان توسط رهبری سازمان مجاهدین که دیدار خانواده ها با افراد خودشان را خطری برای خودش می داند زیرا از رفتن افراد با خانواده هایشان بیم دارد. اینجا باید از رهبری سازمان پرسید اگر واقعا معتقدی افراد سازمان به رهبریشان ایمان دارند چرا اینقدر از دیدار آنها با خانواده هایشان و از رفتن آنها به کشورهای ثالث بیمناک و نگران هستید؟ بنابراین رهبری مجاهدین برای حفاظت از خودش عملا با رژیم آخوندی در نابود کردن بهترین فرزندان انقلاب و آزادی ایران همدست شده است و به آن خدمت می کند.

    هموطنان خارج کشور بویژه خانواده های مجاهدان لیبرتی باید با پیوستن به اینگونه کمپینها در راستای نجات افراد باقی ماندۀ سازمان مجاهدین خلق از جهنم ترور و مرگ و انفجار عراق و از خاک زیر نفوذ و هژمونی رژیم آخوندی متحد شده و به فعالیتهای مؤثر از قبیل نامه نوشتن به رهبری سازمان مجاهدین خلق و مشخصا مریم رجوی در فرانسه و به مقامات ذیربط سازمان ملل و مسئولین کشورهای غربی بویژه دولت آمریکا برای پذیرفتن افراد سازمان مجاهدین ساکن عراق بویژه آنان که از قدیم پناهندۀ این کشورها بوده و دارای مدارک پناهندگی هستند (تعداد 950 نفر) و نیز اعمال فشار بر رهبری سازمان مجاهدین جهت تغییر خط نگهداری نیروها در عراق به انتقال آنان به خارج و کشور ثالث و لغو فرمان مسعود رجوی به افراد سازمان ساکن عراق مبنی بر ماندن در عراق و نیز اصرار بر اجرای طرح وزارت حقوق بشر عراق مبنی بر دیدار خانواده ها در محل کمپ لیبرتی با افراد و فرزندان خودشان اقدام کنند.

    قربانعلی حسين نژاد عضو جدا شدۀ اخیر از سازمان مجاهدین خلق و مترجم ارشد سابق بخش روابط خارجی (امور عراق) سازمان
    ایمیل:
    ghorbanali1329@gmail.com  
    17 فوریه 2013

    -----------

    همچنین
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=14549

    اعلام کمپین توسط گروهی از ایرانیان خارج کشور برای انتقال ساکنان لیبرتی از عراق به کشورهای ثالث

    .

    ... یک کمپین در فیس بوک خواستار انتقال این افراد از عراق به کشورهای ثالث شده اند. این گروه که خودشان را منتقدین رهبری سازمان مجاهدین خلق می نامند در اطلاعیه ای که در این مورد صادر کرده اند موضع رهبری سازمان مجاهدین خلق بویژه مریم رجوی را مبنی بر درخواست انتقال افراد از لیبرتی به اشرف که آنجا را قتلگاه سابق مجاهدین توصیف کرده اند به شدت مورد انتقاد و اعتراض قرار داده و آن را همسویی با خواست رژیم جمهوری اسلامی دانسته اند و رهبری مجاهدین را به بازی با جان افراد کمپ لیبرتی و استفاده از آنها به عنوان کالا و برگ معامله متهم کرده اند. در این اطلاعیه آمده است: «ما با محکوم کردن حملات وحشیانه به ساکنان لیبرتی خواهان انتقال فوری ساکنان آن از عراق به کشور ثالث هستیم. ما با...

    قربانعلی حسین نژاد، وبلاگ حسین نژاد، پاریس، دوازدهم فوریه 2013
    http://ghorbanali2013.blogfa.com/post/45

    گروهی از ایرانیان خارج کشور به دنبال حملۀ موشکی جنایتکارانۀ اخیر به کمپ لیبرتی و کشته و زخمی شدن تعدادی از ساکنان این کمپ طی اعلام یک کمپین در فیس بوک خواستار انتقال این افراد از عراق به کشورهای ثالث شده اند. این گروه که خودشان را منتقدین رهبری سازمان مجاهدین خلق می نامند در اطلاعیه ای که در این مورد صادر کرده اند موضع رهبری سازمان مجاهدین خلق بویژه مریم رجوی را مبنی بر درخواست انتقال افراد از لیبرتی به اشرف که آنجا را قتلگاه سابق مجاهدین توصیف کرده اند به شدت مورد انتقاد و اعتراض قرار داده و آن را همسویی با خواست رژیم جمهوری اسلامی دانسته اند و رهبری مجاهدین را به بازی با جان افراد کمپ لیبرتی و استفاده از آنها به عنوان کالا و برگ معامله متهم کرده اند.

    در این اطلاعیه آمده است: «ما با محکوم کردن حملات وحشیانه به ساکنان لیبرتی خواهان انتقال فوری ساکنان آن از عراق به کشور ثالث هستیم. ما با اعتقادات شخصی و سیاسی انسانها هیچ کاری نداریم ولی نمیخواهیم که ساکنان لیبرتی هر بار که اوضاع حکم میکند مورد معامله این و آن قرار بگیرند و از جان آنها مایه گذاشته شود. ساکنان لیبرتی کالا نیستند که روی آنها معامله شود آزادیخواهانی هستند که در سودای آزادی مردمشان به این مسیر پا نهاده و اینک در عراق به تله افتاده اند.... بدور هر حسابگری سیاسی باید جان آنها را از جهنم عراق نجات داد. از رهبران مجاهدین نیز می خواهیم که درخواست انتقال فوری از عراق را در راس خواسته های خود قرار داده و تمام امکانات حقوقی و مالی خود را در این مسیر بکار گیرند. کشته شدن بدون دفاع این انسانها دیگر قابل قبول برای هیچ انسان آزاده ای نیست. و فقط سردمداران جمهوری اسلامی را خوشحال میکند. از هموطنان میخواهیم که در این خواسته انسانی و حقوق بشری برای نجات جان این انسانها به ما بپیوندند».

    دست اندر کاران این کمپین نوشته اند: « مامی گوییم کسانی که برای ماندن این عزیزان بی گناه در عراق این جهنم آخوند ساخته خواسته و یا نا خواسته پافشاری می کنند و از خون و جان این عزیزان مایه می گذارند شریک جرم قاتلان محسوب شده و دستشان در ریخته شدن خون این عزیزان آلوده می باشد و در آینده ای نه چندان دور باید در مقابل خدا و مردم پاسخگو باشندسی سال است که شاهد تکه و پاره شدن افراد بی گناه و مظلومی هستیم که هدفی جز اعتقاد بشرف و انسانیت نداشتند ...دیگر سکوت بس است... ما نمیخواهیم که ساکنان لیبرتی هر بار که اوضاع حکم میکند مورد معامله این و آن قرار بگیرند. می گویند هنگام رانندگی اگر به عقب نگاه کنید !تصادف می کنید ....نیروئی که خود را مقاومت رژیم جهل و جنایت می داندو بهایش را بسیار سنگین پرداخته ، بر گشت به عقب به ضررش خواهد بود ..باید به جلو نگاه کرده و تضادها را حل کرد مگر جولیانی نگفته که خروج این افراد کار چند ساعت است ..باید تمامی تلاشها بر این باشد و از تمامی امکانت استفاده شده تا این عزیزان از آن جهنم خارج شوند تا دودی باشد در چشم سید علی جنایتکار و دم و دمبالچه هایش.. کشته شدن بدون دفاع این انسانها دیگر قابل قبول برای هیچ انسان آزاده ای نیست. و فقط سردمداران جمهوری اسلامی را خوشحال میکند.از هموطنان میخواهیم که در این خواسته انسانی و حقوق بشری برای نجات جان این انسانها به ما بپیوندند».

    آدرس این کمپین در فیس بوک:
    https://www.facebook.com/groups/410717902350233/
    permalink/410737722348251/?comment_id=410832962338727&
    notif_t=like%DA%A9%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86

    جالب اینجاست که افراد تشکیلاتی فرقۀ رجوی حتی به این افراد منتقد نیز برچسب خدمت به رژیم جمهوری اسلامی زده و نوشته اند:

    «این بیانیه مغلطه است و برای خواسته اصلی ساکنین لیبرتی هیج ارزشی قائل نمی باشد. خواسته اصلی ساکنین لیبرتی بازگشت به اشرف است بدلیل اینکه لیبرتی جای امنی برای آنها نیست». در حالیکه اولا کمپ اشرف نیز هر گز جای امنی برای آنها نبوده و نیست و به همین علت آنها را به کمپ آمریکاییها موسوم به لیبرتی منتقل کردند و پیش از این 50 نفر از افراد سازمان مجاهدین در حملات مختلف نیروهای عراقی به این کمپ کشته شده اند و ثانیا تمام کسانیکه اخیرا توانسته اند از لیبرتی فرار کرده یا از آنجا توسط سازمان ملل بیرون بیایند می گویند که همۀ افراد ساکن لیبرتی خواستار انتقال به کشور ثالث هستند و این فقط رهبری سازمان مجاهدین خلق می باشد که تنها برای حفاظت از خودش با سپر قرار دادن این افراد خواستار باقی ماندن آنها در عراق است بطوریکه رهبری مجاهدین افراد لیبرتی را مجبور می کند هر روز هر چه را که در ذهنشان می گذرد مبنی بر آرزوی رفتن به کشور ثالث به عنوان «فاکت بورژوایی و زندگی طلبی» نوشته و در حضور دیگران بخوانند تا مورد تحقیر و توهین قرار بگیرند.

    -----------

    همچنین
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=14520

    مسئولیت اخلاقی و سیاسی حملۀ جنایتکارانه به لیبرتی متوجه رهبری خیانتکار فرقۀ رجوی است (فراخوان به اعتراض)

    .

    ... همچنین تمام اعضای خارجه نشین شورای رجوی و حامیان قلم به مزد این فرقه و رهبری آن ولابیهای آمریکایی و اروپایی حقوق بگیرشان نیز با تأیید این سیاست و خط رجویها مبنی بر باقی ماندن در عراق در ریخته شدن خون این قربانیان شریکند. اینهمه به کشتن دادن و تباه کردن زندگی بهترین جوانان ایران برای حفاظت جان مسعود رجوی که پشت این نیروها مخفی شده است دیگر کافی است. هیچ مبارزه و مجاهدتی و چشم اندازی از عراق برای رفتن به ایران و حاکم شدن در آن که رجوی مبلغ آن در کمپهای اشرف و لیبرتی است در کار نیست. هدف رجوی از تلاش برای نگهداشتن این قربانیان در عراق و جلوگیری از انتقال آنان به کشور ثالث تنها و تنها جلوگیری از فروپاشی تشکیلات و دستگیر شدن رجوی و درباریانش می باشد و بس ...


    (Rajavi, Saddam and the Mojahedin Khalq logo)

    قربانعلی حسین نژاد، وبلاگ شخصی آقای حسین نژاد، پاریس، دهم فوریه 2013
    http://ghorbanali2013.blogfa.com/post/43

    فراخوان به ایرانیان بویژه خانواده های ساکنان لیبرتی برای اعتراض به خط و سیاست رهبری مجاهدین مبنی بر نگهداری این افراد در عراق

    مسئولیت اخلاقی و سیاسی حملۀ جنایتکارانه به لیبرتی متوجه رهبری خیانتکار فرقۀ رجوی است

    بقلم قربانعلی حسين نژاد عضو جدا شده از سازمان مجاهدین و مترجم ارشد سابق رجوي در عراق

    ایمیل: ghorbanali1329@gmail.com

    9 فوریه 2013

    شکی نیست که مسئولیت حقوقی و قانونی حملۀ موشکی جنایتکارانه و خونبار به کمپ لیبرتی در عراق که صبح امروز صورت گرفت و به شدت محکوم است متوجه دولت عراق و رژیم ایران می باشد که در عراق نفود و هژمونی دارد بویزه در میان نیروهای امنیتی و گروههای مسلح شیعه که مسلما حمل و بردن و کاشتن 40 موشک و شلیک آنها به کمپ بدون اطلاع و کمک نیروهای امنیتی دولت عراق که به شدت کمپ را زیر کنترل داشته و دارند امکان پذیر نبوده است. ولی مسئولیت اخلاقی و سیاسی این حمله و این جنایت بر عهدۀ رهبری سازمان و در رأس آن مسعود و مریم رجوی است که ده سال است تلاش و هزینه می کنند تا افراد در عراق نا امن و ترور زده و بحران زده و تحت نفوذ رژیم ایران باقی بمانند. و حتی با این جنایت و کشتار نیز بازهم مریم رجوی از ساحل امن رودخانۀ اوایز در حومۀ پاریس خواستار برگرداندن قربانیان اسیر لیبرتی به اشرف می گردد یعنی پنج تا پنج تا شش تا شش تا کافی نیست آنها را به اشرف برگردانید تا پنجاه تا پنجاه تا بکشندشان!!.

    لذا جنایتکار اصلی در این واقعه مسعود و مریم رجوی هستند و مسئولیت پایه ای و اساسی آن متوجه رهبری این فرقۀ نابکار می باشد که علیرغم هشدارهای مکرر نیروهای اپوزیسیون ایرانی و منتقدین و ایرانیان دلسوز در خارج کشور تمام تلاششان و لابی گیری هایشان و ولخرجی هایشان طی 10 سال گذشته با گرفتن 8500 وکیل (که رجوی به ما گفت هر کدامتان سه وکیل دارید) و پرداخت مبالغ هنگفت به آنها از دلارهای نفتی غارت شده از عراق در جهت باقی ماندن در عراق و نگهداشتن قربانیان فرقه در این کشور سراسر قتل و ویرانی بوده و می باشد به جای اینکه این تلاشها رو به کشورها و دولتها برای اعمال فشار بر آنان جهت پذیرفتن این افراد به عنوان پناهنده و بیرون بردن آنها از عراقی باشد که در آن هر روز شاهد کشته و زخمی شدن صدها نفر از خود مردم و زنان و کودکان بیگناه عراق در نتیجۀ انفجار و ترور هستیم.

    همچنین تمام اعضای خارجه نشین شورای رجوی و حامیان قلم به مزد این فرقه و رهبری آن ولابیهای آمریکایی و اروپایی حقوق بگیرشان نیز با تأیید این سیاست و خط رجویها مبنی بر باقی ماندن در عراق در ریخته شدن خون این قربانیان شریکند. اینهمه به کشتن دادن و تباه کردن زندگی بهترین جوانان ایران برای حفاظت جان مسعود رجوی که پشت این نیروها مخفی شده است دیگر کافی است. هیچ مبارزه و مجاهدتی و چشم اندازی از عراق برای رفتن به ایران و حاکم شدن در آن که رجوی مبلغ آن در کمپهای اشرف و لیبرتی است در کار نیست. هدف رجوی از تلاش برای نگهداشتن این قربانیان در عراق و جلوگیری از انتقال آنان به کشور ثالث تنها و تنها جلوگیری از فروپاشی تشکیلات و دستگیر شدن رجوی و درباریانش می باشد و بس.

    از این رو باید همۀ ایرانیان بویژه در خارج کشور و خانواده های ساکنان کمپهای لیبرتی و اشرف با تظاهرات و فعالیت سیاسی و تبلیغی و رسانه ای خواستار خروج این افراد از عراق به کشورهای اروپا یا آمریکا و پذیرش آنان به عنوان پناهنده از سوی این کشورها و توقف فعالیتهای مریم رجوی در فرانسه و کشورهای دیگر برای نگهداشتن قربانیان فرقه اش در عراق و لغو فرمان مسعود رجوی به افراد اشرف و لیبرتی مبنی بر تعهد ماندن در عراق و خودداری از رفتن به کشور ثالث، بشوند و به این خط و سیاست سازمان و رهبری آن و لابیهای اجیر شده اش در أمریکا و اروپا برای پیشبرد و تبلیغ این خط و سیاست اعتراض کرده و آن را محکوم کنند و خواستار پاسخ گویی رهبری سازمان بویژه رهبر پاریس نشینش مریم رجوی در مورد علت اصرارش بر نگهداری فرزندانشان در عراق و مشخص کردن سرنوشت آنان بعد از این حملۀ جنایتکارانه و خونبار گردند. لازم به یادآوری است که حتی برخی کشورها مانند فنلاند تعدادی از افراد لیبرتی بویژه مجروحین و بیماران را پذیرفته بودند ولی چنانکه جداشدگان جدید می گویند به دستور رجوی افراد مذکور آن را رد کردند و در نتیجه آن کشورها اعلام آمادگیشان را پس گرفتند.

    من یک ماه پیش در عراق با جدا شدگان دیگر از سازمان که از لیبرتی بیرون آمدیم بودم وقتی مانند دیگر افراد لیبرتی برای مصاحبه به محل کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد در عراق رفتم خانم افغانی کارمند کمیساریا که با من مصاحبه می کرد گفت الآن خط سازمان عوض شده و اکثر افراد که برای مصاحبه از داخل لیبرتی می آیند می گویند ما نمی خواهیم به هیچ کشور دیگری برویم و در عراق می مانیم، لذا ما چگونه از کشورها بخواهیم به این افراد که خودشان نمی خواهند بروند پناهندگی بدهند؟

    رجوی وقتی طی پیامی که سال گذشته به ما در اشرف داد و در آن در میان بهت و حیرت همه مان ناشی از شعارهای قبلی اش مبنی بر مرز سرخ بودن اشرف انتقال به لیبرتی را پذیرفت گفت: اشرف پرت و دور از چشم جهانیان است اگر به لیبرتی برویم نمی توانند به ما حمله کنند چون زیر دید رسانه ها و سفارتخانه ها و سازمان ملل بویژه سفارت آمریکا که در نزدیکی آن قرار دارد می باشد. حالا آمده با هر حادثه ای خواستار بازگرداندن قربانیانش به اشرف می شود انگار در همین اشرف نبود که سال گذشته و دو سال قبل از آن مجموعا نزدیک 50 نفر از اسرای فرقه کشته و صدها تن دیگر زخمی و برای همیشه معلول شدند.

    ----------

    همچنین
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=14365

    افسار پاره کردن بیسابقۀ رجوی در سوزش از افشاگریهای اخیر جداشدگان

    سخنان درون سازمانی رجوی و علنی کردن ناگزیر آن اعتراف آشکار به اوجگیری بحران و مخالفتها در درون فرقه اش و صحت افشاگریهای جداشدگان می باشد

    .

    ... سالهای 2010 و 2011 بنا به درخواست یونامی لیستی تهیه کردند شامل کسانیکه در اشرف مدارک پناهندگی کشورهای اروپایی را دارند که یک لیست 950 نفره بود و این را دو بار در این دو سال با تحولاتی که شده بود به یونامی تحویل دادند حالا آمده اند اسم مرا از وسط این دو لیست که عین هم هستند بریده و با چسباندن تیتر آن که معرفی افراد دارای پناهندگی در کشورهای اتحادیۀ اروپا می باشد به یونامی است به عنوان حکم اخراج من و معرفی من به یونامی جا زده اند!! عجب بیشرمی و وقاحتی!! دروغ سازی هم حدی دارد! آخر باید از رجوی و فرقه اش پرسید شما چگونه رودرروی کسانی که خودشان در جریان این لیستها هستند این دروغ را علیه من می گویید؟!! فکر نمی کنید که آنها دیگر بعد از این هیچیک از حرفهای شما را نخواهند پذیرفت؟ از کی سازمان اخراجی را تحویل یونامی می داده است؟ ...


    (Alejo Vidal-Quadras , Mojahedin Khalq logo, Struan stevenson )


    (Izzat Ebrahim and Massoud Rajavi still at large)

    قربانعلی حسین نژاد، مترجم ارشد سابق رجوی و روابط خارجی سازمان مجاهدین، فرانسه، بیست و ششم ژانویه 2013
    لینک به وبلاگ شخصی آقای حسین نژاد
    http://ghorbanali2013.blogfa.com/

    به قلم قربانعلی حسین نژاد،

    مترجم ارشد سابق رجوی و بخش روابط خارجی سازمان مجاهدین در عراق

    5 بهمن 1391

    فرقۀ رجوی از آمدن من به فرانسه بسیار سوخته است و به دنبال افشاگریهایم شخص رجوی که به علت معروفیت و محبوبیت من در میان تمام افراد سازمان چه در خارج و چه در عراق به مدت 8 ماه اسم مرا نبرده بود این بار به طور بیسابقه ای افسار پاره کرده و ماهیت خود و فرقه اش را با اطلاعیۀ چند روز قبلش علیه اینجانب و با یک سخنرانی درون سازمانیش حدود یک ماه پیش در عراق در خشم و سوزش از افشاگریهای ما جدا شدگان سالهای اخیر بویژه اینجانب کاملا آشکار کرده است و صحت تمام افشاگریهای ما بوِیژه در رابطه با کارهایش و غارتها و جنایتها و مزدوریهایش در عراق از جمله تجاوزهای جنسی اش به برخی زنان و دختران سازمان را با این سخنانش اثبات کرده است و فرقۀ رجوی به علت رسیدن و بازگشت موفقیت آمیز من به فرانسه که فکرش را نمی کرد مجبور شده این سخنرانی داخلی یا درون سازمانی رجوی را که سراسر دروغ و انداختن کثافتکاریهای خودش بر روی دیگران می باشد در سایتهای خودش منتشر و علنی کند و در تلویزیونش پخش نماید در حالیکه تا کنون سخنرانیهای داخلی رجوی علنی نمی شد.

    رجوی در این سخنرانی خود حتی یک مورد هم اظهارات و نوشته ها و افشاگریهای من و خانمهای جدا شده را حتی به صورت مضمونی نقل نکرده و به آنها جواب نداده ولی تا دلش خواسته همانند تهمت زدنهایش به دیگر مخالفین بویژه خانمهای جداشده تهمت جنسی و اخلاقی به من زده است و این یعنی اثبات حرفهای همۀ ما جدا شدگان. هر کسی که حتی به مدتی اندک در این فرقه بوده است می داند که رجوی و سران فرقه اش در این سالیان به همۀ مخالفان خودشان در داخل سازمان و حتی مواردی در خارج سازمان برای خراب کردن آنان برچسب و اتهام اخلاقی و جنسی می زد و علت هر اشتباهی را که از کسی در انجام کارش سر می زد فکر جنسی می دانست و شخص را وادار می کرد که به این موضوع اعتراف کند!! رجوی در نشستهای عمومی بارها و بارها حتی علت شکست عملیات احمقانۀ موسوم به فروغ جاویدان یعنی ریختن بهترین جوانان و نیروهای انسانی انقلابی ایران به تنور جنگ ضد میهنی را هوسهای جنسی افراد در صحنۀ جنگ!! می دانست و می گفت علت شکست ما در فروغ این بود که شما در صحنۀ عملیات به فکر همسرانتان یا ازدواج بودید!!.

    اما در مورد اتهام جنسی و اخلاقی که شخص رجوی به من زده باید بگویم سران فرقه در اشرف ما را نمی گذاشتند با کارگران عراقی تک نفری صحبت بکنیم زیرا ما مخالفان رجوی در داخل سازمان می خواستیم از این تنها پنجره ای که رو به جهان بیرون داریم استفاده کنیم تا حرفهایمان را به عراقیان و جهانیان برسانیم و برای جلوگیری از این امر دستور دادند که بالای سر هر کارگر باید دو یا سه نفر بایستند که موجب طنز و تمسخر افراد اشرف شده بود و می گفتند این یعنی سه نفر ما نمی توانند کار یک کارگر بیرونی را انجام دهند؟!!. در این مورد افرادی مثل من که به زبان عربی مسلط بودیم را به شدت کنترل می کردند. من در اتاق مخصوص کارگران با یک کارگر عراقی تنها صحبت می کردم که چند مزدور عراقیشان آمدند دیدند و به نقل از آن کارگر گزارش کرده بودند که این علیه رهبری سازمان حرف می زند و برای همین اتهام عامل رژیم بودن زده بودند که باند رجوی حتی به افراد داخل سازمان نیز که دهها سال همه چیز خودشان را در راه مبارزه با رژیم از دست داده بودند این اتهام را وارد می کرد، و چون نتوانسته بودند مرا از صحبت تنهایی با کارگران بازدارند و هرچه تذکر داده بودند قبول نکرده بودم مجبور شدند تهمت اخلاقی جنسی به من بزنند در حالیکه اگر به قول رجوی کارگران پرسیده بودند که آیا این عامل رژیم است یا از مجاهدین پس در این صورت گزارششان سیاسی بوده نه اخلاقی و این درباریان رجوی بودند که بیشرمانه و با رذالت و خباثت تمام و با دریدگی و شکستن همۀ مرزهای انسانی و اخلاقی موضوع را برای وادار کردن من به ترک صحبت تنهایی با عراقیان به نحو مضحکی به تهمت اخلاقی علیه من آن هم در آن سن و سال و موقعیت من تبدیل کرده بودند، تا اینکه عباس داوری مرا احضار کرد و به این اتهام برای من یک خط حکم اخراج نوشت و گفت امضا کن من هم که از این اتهام به شدت عصبانی شده بودم فوری امضا کردم و گفتم همین الآن اخراجم کنید من دیگر در این سازمان نمی مانم و می روم این در سال 85 بود یعنی سال 2006 نه 2010 و 2011 بعد هم عباس داوری برق پراند و داد زد و فحش داد که من گفتم امضا کن تو چرا امضا می کنی؟ مگر مجاهد هم حکم اخراجش را امضا می کند؟!! مجاهد خودش را به زمین می زند و می گوید من نمی روم!!! بعد از زندانی کردن من به مدت دو هفته و آماده شدن من برای اخراجم و حتی استقبالم از اینکه وسایل مرا هم آوردند و انتظار بی صبرانه ام که کی مرا به تیف یعنی کمپ آمریکاییها برای جداشدگان می فرستند ولی بعد از دو هفته صحبتهایشان با من در زندان موسوم به «خروجی» و التماس و درخواستهایشان از من توسط مسئولم و زندانبانم رضا مرادی که بیا از قبول اخراج صرف نظر کن و امضایت را پس بگیر و به تیف نرو!! و بعد از التماسها و آه و ناله های عباس داوری که گریه می کرد و می گفت من به مسعود چه جوابی بدهم و فردا بچه های روابط و بچه های اشرف و همۀ مجاهدین که تو را می شناسند و احترام به تو قائل هستند به ما چه خواهند گفت؟!! سرانجام امضایم را پس گرفتم و مرا دوباره به محل کارم در روابط خارجی برگرداندند حالا این قضیه را مسعود رجوی با وقاحت و دریدگی بی سابقه و بی شرمی تمام درست بر عکس می کند و می گوید ما او را اخراج کردیم ولی چون او التماس درخواست کرد که مرا اخراج نکنید دلمان سوخت و او را بر گرداندیم!!! در حالیکه من دلم به عباس داوری و گریه هایش سوخت و امضایم را پس گرفتم و مرا به سرکارم برگرداندند!!! عجب روزگاری است در این فرقۀ وقیح و دروغگوی گوبلزی؟!

    همچنین در سالهای 2010 و 2011 بنا به درخواست یونامی لیستی تهیه کردند شامل کسانیکه در اشرف مدارک پناهندگی کشورهای اروپایی را دارند که یک لیست 950 نفره بود و این را دو بار در این دو سال با تحولاتی که شده بود به یونامی تحویل دادند حالا آمده اند اسم مرا از وسط این دو لیست که عین هم هستند بریده و با چسباندن تیتر آن که معرفی افراد دارای پناهندگی در کشورهای اتحادیۀ اروپا می باشد به یونامی است به عنوان حکم اخراج من و معرفی من به یونامی جا زده اند!! عجب بیشرمی و وقاحتی!! دروغ سازی هم حدی دارد! آخر باید از رجوی و فرقه اش پرسید شما چگونه رودرروی کسانی که خودشان در جریان این لیستها هستند این دروغ را علیه من می گویید؟!! فکر نمی کنید که آنها دیگر بعد از این هیچیک از حرفهای شما را نخواهند پذیرفت؟ از کی سازمان اخراجی را تحویل یونامی می داده است؟ مگر همیشه به نیروهای آمریکایی و بعد از آنها هم به نیروهای عراقی و اخیرا هم به کمیساریا و نه به یونامی تحویل نمی داده و نمی دهد؟!

    رجوی در این سخنرانی خود با انتشار برخی نوشته های دستنویس و تایپی منسوب به اینجانب و اشاره اش به برخی مسائل جانبی مربوط به افشاگریهای جدا شدگان به جای جوابگویی و نفی یا انکار آنها مانند موضوع منبع درآمد سازمان در رابطه با اخذ سهمیۀ کلان از نفت در زمان صدام و موضوع گردنبندها در رابطه با عقد کردن برخی زنان با حماقت و بهمریختگی روانی و ذهنی ناشی از افشاگریهای من و دیگر جداشدگان بویژه خانمها بتول سلطانی و زهرا میر باقری و همچنین سرکوب و در حقیقت شکنجۀ فکری و ذهنی و جنسی و شخصیتی همۀ افراد و مجبور کردن آنان به نوشتن تمام امور جنسی شخصی متعلق به خودشان در تمام عمرشان (موسوم به صفر صفر تناقضات جنسی) و نگهداشتن این نوشته ها در پرونده های افراد برای خراب کردن آنان در صورت جدا شدنشان و بدینگونه ترساندن آنها از حتی فکر کردن به جدایی و فرار، تعادلش را از دست داده و بس ناشیانه به تمام اظهارات و نوشته ها و مقالات و مصاحبه های ما در این ماههای اخیر و گفته ها و نوشته های دیگر جدا شدگان این سالیان در رابطه با خیانتها و جنایتها و رذالتهایش و سرکوب و شکنجه در سازمان آشکارا اعتراف کرده است که با خواندن دقیق سخنانش می توانید این اعتراف را به روشنی ملاحظه کنید.

    اما در مورد اینکه رجوی در این سخنرانی ضمن مقایسۀ خودش با پیامبران اولو العزم مرا به پسر نوح و پدر ابراهیم و زن لوط تشبیه کرده!! و ضمن اعتراف ضمنی با این حرفهایش به اینکه من مترجمش بوده ام می گوید او یعنی اینجانب در ملاقاتهای من حضور نداشته باید بگویم که من خودم نیز بارها نوشته و گفته ام که اینجانب مترجم شفاهی رجوی یعنی مسئول ترجمۀ حضوری ملاقاتهایش نبودم بلکه مترجم کتبی شخص او (ترجمۀ تمام نامه ها و بیانیه ها و نوشته ها و متن سخنرانیها و پیامهای شخص او و مریم رجوی و آموزگار عربی شخص خودش و مترجم ارشد و معلم عربی ستاد روابط خارجی یعنی روابط با عراق و مترجم تمام اطلاعیه ها و نشریات و سایت و کتابهای سازمان و شورا به عربی) بودم . رجوی با کمال وقاحت می گوید که اطلاعات رژیم مرا به عنوان مترجم ارشد رجوی معرفی کرده!!! در حالیکه این قوی نشان دادن وزارت اطلاعات رژیم و دادن هژمونی در همه چیز به این وزارت بدنام می باشد انگار که هیچ مخالفی جز اطلاعات رژیم اراده و فکر و خواستی ندارد و همۀ مخالفتها با حضرت ایشان و حتی معرفی و اسم و رسم و حرفهای مخالفان و جدا شدگان دیکته شده توسط وزارت اطلاعات رژیم می باشد!! یعنی قدرتی که خود وزارت اطلاعات رژیم هم برای خودش سراغ ندارد!!! این در حالیست که اینجانب به محض خروج از لیبرتی و بدون هیچگونه خود بزرگ بینی و مبالغه در رده و موقعیت و مسـئولیتم در سازمان مجاهدین خلق خودم را فقط همانگونه که خود سازمان و همۀ اعضا و افراد آن می شناسند مترجم ارشد ستاد روابط خارجی سازمان معرفی کردم که از آنجا که این ستاد جزء سازمان سیاسی و آن هم بخشی از دفتر مسعود رجوی به شمار می رفت و تمام نامه ها و نوشته ها و پیامهای شخص رجوی چه به مقامات عراقی و عرب و چه به بیرون و عموم برای پخش توسط اینجانب ترجمه می شد مترجم ارشد رجوی نیز بودم و هر عاقلی هم می داند که این به معنی تنها مترجم بودن نیست و همۀ اعضا و کادرهای سیاسی سازمان می دانند که در روابط خارجی سازمان مترجم شفاهی رجوی یعنی مترجم ملاقاتهای او احمد افشار (فرزاد) و مترجم کتبی یعنی مترجم نامه ها و نوشته های او و کل سازمان من بودم.

    اما دروغ وقیحانه و بسیار فریبکارانۀ دیگر رجوی حرفش در مورد گردنبندها می باشد. گردنبندهایی را که او به آن اشاره می کند مریم رجوی در عید نوروز امسال یعنی عید سال 91 به همۀ افراد اشرف هدیه کرد که عکس برجسته شدۀ مسعود رجوی را داشت که فلز معمولی بود و نه طلا و گفتند همه مان آن را به گردنشان آویزان کنیم که اکثرا چنین نکردند، در حالیکه گردنبندهایی که خانم بتول سلطانی افشا کرده که رجوی آنها را به گردن فقط زنانی از شورای رهبری که به عقد خودش در آورده انداخته است و طلا بوده است مربوط به سالهای دهۀ هفتاد می باشد و خانم بتول سلطانی آن را خیلی قبل از اهدای گردنبند توسط مریم به همۀ افراد اشرف افشا کرد که از یک سال قبل از اهدای آن گردنبندهای مورد نظر رجوی بلندگوهای اطراف اشرف مرتبا آن را پخش می کرد و حالا افراد اشرف با شنیدن این حرف رجوی بهش می خندند و می گویند آخر دروغگوی وقیح این موضوع انداختن گردنبند به گردن زنانت که ماهها قبل از این گردنبند افشا شد و سالها قبل از آن انجام شده است ولی رجوی با دجالی و فریبکاری بی مانند خلط مبحث کرده تا روی آن موضوع اصلی را بپوشاند و اصلا چه بسا به منظور لا پوشانی آن گردنبندهای طلائی دهۀ هفتاد برای عقد کردن زنان صورت گرفته که حالا با استفاده از آن توسط مسعود رجوی در سخنرانی اخیرش هیچ بعید نیست نقشۀ مشترک مسعود و مریم باشد. ای نفرین بر شما دو فریبکار قرن و دجال دروغگو!

    در پایان باید بگویم همچنان که خود رجوی همیشه می گفت که از واکنش دشمنمان می توانیم صحت مواضعمان و قدرت ضربه ای را که به او زده ایم درک کنیم حالا از این واکنش زبونانه و رذیلانۀ خود او نیز می توان صحت اظهارات و افشاگریهای ما جداشدگان و قدرت ضربه ای را که به او و فرقه اش و دجالیها و خیانتها و فریبکاریهایش وارد کردیم به خوبی دریافت.

    قربانعلی حسین نژاد - پاریس
    ایمیل:
    ghorbanali1329@gmail.com


    Daniel Zucker, Maryam Rajavi and ALi Safavi

    Home


    Date: 2013-03-25
    (C) 2006