شکاف در شورا پس از مصاحبهی 7 جداشده
.
.
ایراندیدبان، نهم آوریل 2008
http://www.irandidban.com/master.asp?ID=14220
بنا بر اخبار رسیده از عناصر نزدیک به شورای ملی مقاومت ، کنفرانس خبری 7 نفر از اعضای جدا شده از گروه مجاهدین خلق که اخیراً موفق به عزیمت به فرانسه شدهاند ، موجب مسألهداری برخی اعضای شورای ملی مقاومت و تعدادی از نزدیکان به این شورا خصوصاً عناصر چپ نزدیک به "مهدی سامع" و مشخصاً آنهایی که پیش از این خواهان جدایی سامع از مجاهدین بودند، گردیده است، بهگونهای که برخی از این افراد در تلاش برای ایجاد ارتباط با جداشدگان مزبور هستند.
این خبر حاکی است یکی از اعضای شورا که اخیراً خواهان جدایی شده، افشاگریهای این جداشدگان را دلیل قاطعی برای انتقادات خود قرار داده و بر ایرادات خود افزوده است .
انتقاداتی همچون بر باد رفتن آبروی اپوزیسیون درون شورای ملی مقاومت بهخاطر اقداماتی که اکنون برملا میشود و نیز ایجاد منطقهی بستهی فرقهای و توتالیتر در قلعهی اشرف توسط رهبری مجاهدین، از مواردی است که با افشاگریهای اخیر شدت گرفته و همین امر موجب وحشت بیش از پیش گردانندگان گشتاپوی اوور گردیده و البته مسألهداری فزاینده در میان ساکنان اوور را نیز در پی داشته است.
---------
سیاست یك بام و دو هوا
.
.
ایراندیدبان ، نهم آوریل 2008
http://www.irandidban.com/master.asp?ID=14221
پرداختن به دورویی و دوگانه دیدن موضوعات سیاسی توسط مجاهدین و یا بهعبارت روشنتر دیدن هرآنچه كه دلخواه آنان است و قلم گرفتن بر روی حوادثی كه باب میل آنان نیست، شاید گفتن از موضوعی بدیهی باشد كه یكی از پیش پا افتادهترین بیماریهای این گروه است و معمولاً در تحلیل علل سانسور حاكم بر این گروه به آن اشاره میشود. لیكن تفصیل برخی از مصادیق سیاست یك بام و دو هوای مجاهدین از یك جنبه افشا كنندهی مغالطههای حاكم بر مواضع سیاسی آنان است و از جنبهای دیگر به برخی هواداران متحیر و مردد كمك خواهد كرد كه زحمت تحقیق مستقل و رسیدن به واقعیت را بر خود هموار سازند.
یكی از مصادیق مغالطههای مجاهدین "جمهوری اسلامی" بهعنوان حكومت ایران میباشد.
بهیاد بیاوریم كه مجاهدین نه تنها روحانیت و پیروان فقاهت را لایق حكومتداری نمیدانستند بلكه اساساً توانایی ادارهی حاكمیت را نیز برای آنها قایل نبودند، به این معنی كه حتی اگر بخواهند هم قادر نیستند حكومت كنند!
بازهی زمانی سیساله نشان داد كه این پیشفرض كاملاً غلط بوده و دقیقاً عكس آن ثابت شد تا آنجا كه امروز شاهد هستیم كه مشكلات كنونی در ایران بههیچوجه منشأی در ناتوانی نداشته بلكه مشابه مشكلات توسعه یافتهترین حكومتهای جهان میباشد.
یكی دیگر از اتهامات مجاهدین نسبت به دولتمردان جمهوری اسلامی و بهخصوص روحانیون، ارتجاعی بودن آنان بود، بهنحوی كه در اوایل سعی داشتند تا نشانههایی دربارهی بازگشت به گذشته را پیدا كرده و برجسته نمایند، و چنان تبلیغ کنند که گویا ناظرین منتظر بروز یك حكومت قرون وسطایی مخالف تمدن در ایران هستند كه تلویزیون و ماشین و هواپیما را از آنها خواهد گرفت و آب و برق آنان را قطع خواهد كرد.
اما این هم نشد و مجاهدین نهتنها دیگر از آن حرفی نمیزنند بلكه بزرگترین اخطار دهنده دربارهی پیشرفتهای علمی، تکنولوژیک و صنعتی ایران هستند.
یكی دیگر از سیاستهای دوگانهی مجاهدین دربارهی ثبات سیاسی حكومت ایران است كه از یكسو برای مصارف داخلی و یا فریب دادن برخی محافل غربی، آنرا در حال شقه شدن و فروپاشی و اضمحلال توصیف میكنند، اما همزمان در مورد توسعهی ابعاد نفوذ و گسترش آن در جهان، در افغانستان، عراق، فیلیپین، نروژ، سودان، مصر، اندونزی و ... هشدار میدهند.
مغالطهآمیزتر اینكه برای توجیه این سیاست دوگانه، قدرت منطقهای و گسترش روزافزون ایران را دلیلی بر ضعف داخلی آن میدانند!
اما یكی از این سیاستهای دوگانه و مغالطهآمیز كه از همه جالب توجهتر است، موضوع "صفبندی جامعهی جهانی علیه ایران" است!
هنگام همسویی و پیش بردن سیاستهای یكجانبهی امریكا و معاندت اسراییل علیه ایران، آنرا صفبندی جامعهی جهانی علیه ایران و خواست جامعهی جهانی برای تحت فشار قرار دادن ایران توصیف میكنند. اما وقتی همین سیاست و دنبالهروی از خواست اسراییل آبی برای آنها گرم نمیكند، از سیاست مماشات و تلاش دولتهای غربی برای باقی ماندن حكومت فعلی و یا دل بستن به جریانات داخلی گلایه میكنند.
واقعیت این است كه مجاهدین دربارهی برخی اظهار نظرهای مقامات غربی (برحسب تمایل شدیدشان برای رویارویی با ایران) به اشتباه میافتند و خیال برشان میدارد كه همین الساعه كارت دعوت پذیرش كرسی ایران در سازمان ملل را برای آنها ارسال خواهند كرد و اینجا است كه دربارهی مخالفت جامعهی جهانی با ایران سخن میگویند؛ اما همین كه اثرات این جوگیر شدن كاسته شده و سرخوردهتر از قبل میشوند، بهجای درك درست واقعیتها، به متهم كردن جهان میپردازند!
این در حالی است كه همه میدانیم اوضاع آنقدر هم که مجاهدین نشان میدهند شلوغ نیست و از قضا این خود بقایای رجوی و حامیان مجاهدین هستند كه بیشترین فاكتها و اسناد را دربارهی نگاه منطقی جهان نسبت به ایران و ارتباطات طبیعی و معقول كشورهای اروپایی (علیرغم خواست امریكا و اسراییل) با ایران برجسته میسازند.
بهعنوان نمونه در همین چند ماه گذشته، مجاهدین با این ذهنیت كه در بین تضاد جامعهی جهانی با حكومت ایران قرار گرفتهاند و خواهند توانست از آن بهنفع خود بهرهبرداری كنند، در چندین و چند درخواست (و بهتعبیر خودشان كارزار) برای خارج شدن از لیست گروههای تروریستی شكستهای سنگینی متحمل شدهاند كه از جمله مهمترین آن در انگلستان بود.
علاوه بر این مجاهدین علیرغم ادعاهای واهی دربارهی صفكشی جامعهی جهانی علیه ایران بیشترین انتقادات را به كشورهای غربی برای ارتباط با ایران داشتهاند كه بهصورت موضعگیریهای علنی و یا تحركاتی برای مقابله با این ارتباطات بروز كرده است.
به چند نمونه از تحركات مجاهدین در اینباره اشاره میكنیم:
دربارهی عراق و تحركاتی كه مجاهدین علیه اعضای پارلمان، احزاب عراقی و دولتمردان این كشور انجام میدهند بهنظر میرسد كه نیازی به توضیح وجود نداشته باشد و اظهر منالشمس است.
در آلمان و در مخالفت با حزب سبزها و موضعگیری آنان در قبال انتخابات ایران، مجاهدین اعتراض رسمی كردند.
دربارهی سفر وزیر امور خارجهی سوییس به ایران، مجاهدین سعی كردند كه از طریق رسانهها این سفر و شخص وزیر خارجهی سوییس را تخطئه كنند.
در سوئد مدتها است كه دولت سوئد را یكی از اصلیترین مماشاتگران با ایران میدانند و به انحاء گوناگون و از طریق اثرگذاری بر روی شخصیتهای سیاسی میكوشند دولت این كشور را مورد حمله قرار دهند.
در هلند و نروژ وضع خیلی بهتر از سوئد نیست و سیاستهای این كشورها دست و پای مجاهدین را بسته است.
در فرانسه و انگلستان، مقامات وزارت كشور و امنیتی را مستقیماً در مقابل خود میبینند و البته و بهطریق اولی دارای رابطهی خوب با ایران!
در امریكا اخبار مربوط به خواست سیاستمداران این كشور برای مذاكره با ایران و هرگونه موضعگیری كه علیه جورج بوش و نئومحافظهكاران باشد را آنقدر غیرقابل تحمل میدانند كه حتی حاضر به انعكاس آن نیستند، نمونهی بارزش در مورد خواست 5 تن از وزاری خارجهی كذشتهی امریكا برای مذاكره با ایران بود كه مطلقاً سانسور شد.
دشمنی مجاهدین با گروههای ضدجنگ و شخصیتهای مترقی و گروههای چپ در امریكا هم كه بر كسی پوشیده نیست.
چین و روسیه را هم كه دشمن درجهی یك خود میدانند و جنبش عدم تعهد را كه مزدوران ایران قلمداد میكنند ...
با این همه باید پرسید صفآرایی جامعهی جهانی كجا و چگونه شكل گرفته است و اگر واقعی است این همه شكو ِه و شكایت از مماشات با ایران برای چیست؟
Home