• بایگانی سال دو هزار و شش
  • بایگانی سال دو هزار و پنج
  • بایگانی سال دو هزار و چهار
  • بایگانی سال دو هزار و سه

  • تصویر
  • صوت

  • چه کسی مسئول رنج مداوم خانواده های اعضای گرفتار در پادگان اشرف است؟ (بنیاد خانواده سحر، ژوئیه 2010: آمریکا یک راه بیشتر ندارد. باید دست دولت عرا
  • صدور حکم بازداشت مریم و مسعود رجوی و 37 تن دیگر از مجاهدین خلق در عراق (رویترر، ژوئیه 2019)
  • ایران اینترلینک - گزارش دوم از بغداد، اردوگاه اشرف و سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - مسعود خدابنده، ایران اینترلینک، سپتامبر 2009
  • نظرات دکتر موفق الربیعی در مورد کمپ اشرف، مسعود رجوی و "زهر زدایی" از اعضای سازمان مجاهدین خلق (خبرگزاری رویتر، ششم آوریل 2009 )
  • ممانعت رجوی (رهبر فرقه مجاهدین خلق) از ورود هیأت تحقیق وزارت حقوق بشر به اشرف (اصوات العراق، چهاردهم مارس 2009)
  • الموتمر عراق: اتحاديه اروپا منافقين را به خاك خود دعوت كند (موتمر، یازدهم فوریه 2009)
  • آقای بنی صدر: وقتی سازمانی وابسته شد طبیعتا وجه المصالحه می شود (رادیو فرانسه، پنجم فوریه 2009)
  • آمریکا تبعیدیان ایرانی تحت حمایت را در عراق بلاتکلیف نگاه میدارد (گزارشاتی از شبکه رادیو عمومی ملی امریکا از بغداد و تهران. آوریل 2008)
  • ورود اولین سری نجات یافتگان از جهنم اشرف در عراق به کشورهای اروپایی
  • معرفی یکی از چماقداران مجاهدین خلق (فرقه رجوی) لیلا جزایری یا اعظم فرهانی ملا حسنی کهنه.
  • ترجمه گزارش ویژه ایران اینترلینک از بغداد، قرارگاه اشرف و مجاهدین خلق (ایران اینترلینک، مسعود خدابنده، فوریه 2008)
  • اتحادیه اروپا بار دیگر مجاهدین (شورای ملی مقاومت،ارتش آزادیبخش، فرقه رجوی ...) را در فهرست تروریستها قرار داد ( دسامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمان اروپا در ایران با انجمن نجات دیدار نمود (دسامبر 2007)
  • رئیس گروه پارلمان اروپا: سازمان مجاهدین در اتحادیه اروپا، انگلستان و آمریکا همچنان غیر قانونی و سیاست ما نفی آن است (دسامبر2007)
  • همایش ؛ مغز شویی ؛ جنایت علیه بشریت (دانشگاه تبریز، دسامبر 2007)
  • دیدار و سخنرانی پرفسور شلدون فوت و مسعود خدابنده در پارلمان بریتانیا (نوامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمانی بریتانیا از انجمن نجات در تهران دیدار کرد (نوامبر 2007)
  • رجوی رهبر مجاهدین به اعضای فرقه اجازه ملاقات با خانواده بدهد (خدابنده، اوت 2007)
  • سایت رجوی: هیچکس ، واقعا هیچکس صلاحیت انتقاد به رهبران پاک باز آزادی را ندارد! (ایران دیدبان، چهارم اوت 2007)
  • وصلت با تروریستها؟ نه! (کنت تیمرمن، سیزده ژوئیه 2007)
  • استفاده ابزاری از نام مسعود رجوی در تبلیغات مجاهدین حاکی از شتاب گرفتن سقوط فرقه به فاجعه غیر قابل کنترل نهایی است (بریف ایران - اینترلینک)
  • گزینه هایی سخت در روند مذاکرات ایران و امریکا (مسعود خدابنده، آسیا تایمز، بیست و یکم می 2007)
  • انتشار گزارش جدید وزارت خارجه امریکا (مسعود خدابنده، سوم می 2007)
  • اظهارات ابراهيم خدابنده و جميل بصام در مورد مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - ایسنا، هشتم آوریل 2007
  • مصاحبه تلویزیون کانال سه بریتانیا با آن سینگلتون در رابطه با مجاهدین خلق، فرقه تروریستی رجوی(سی و یکم مارس 2007)
  • نامه سرگشاده ابراهیم خدابنده به مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران (سی مارس 2007)
  • مادری التماس می کند که میشود خبری از بچه من بگیری؟!!(دکتر نوری زاده، مارس 2007)
  • سربازان امریکایی، راننده‎ی تروریستهای فرقه رجوی (مجاهدین خلق). لاریسا آلکساندرونا، مارس 2007
  • مصاحبه آن سینگلتون با روزنامه SUN بریتانیا در مورد قرقه رجوی (سامانتا ووستیر، دوم مارس 2007)
  • بازگشت فرقه رجوی (سازمان مجاهدین خلق) به خشونت عریان. نامه سرگشاده مسعود خدابنده به رئیس پلیس شهر کلن آلمان، مارس 2007

  • بخش سوم گفتگوی بنیاد خانواده سحر با خانم بتول سلطانی

    بخش سوم گفتگوی بنیاد خانواده سحر با خانم بتول سلطانی

    .

    .

    بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و هفتم اکتبر 2008
    http://saharngo.com/

    لینک به قسمت دوم:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=5285

    لینک به قسمت اول:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=5262

    بنیاد خانواده سحر: خانم سلطانی با سلام و آرزوی موفقیت برای شما. در جلسه پیش پروسه جدایی شما از سازمان مرور شد. لطفا درباره اولین ملاقات با خانواده تان و مسائل مرتبط با آن و فعالیت تان در بنیاد خانواده سحر توضیح بدهید.

    خانم بتول سلطانی: از اشرف که خارج شدم، دنیای دیگری بود. امکان آمدن خانواده و ملاقات با آنها فراهم شد. خیلی فضای عجیبی بود. خانواده یک موهبت الهی است. پدر، مادر، برادرها و خواهرها که هر کدام یک دنیا احساس هستند. من متوجه شدم در حق اینها چقدر ناروا تنظیم کرده ام و چقدر از بابت موضوع من اذیت شده اند و حتی متوجه شدم، بابام سکته کرده و این عجیب بود چون اصلا در خانواده ما تا حالا کسی سکته نکرده بود. ولی مثلا پدرم بر اثر سکته فوت کرده و یا مادرم خیلی مریضی متحمل شده و یا وقتی خانواده ام را دیدم فهمیدم چقدر در این سالیان آنها را اذیت کرده ام. من خیلی انگیزه داشتم که در این مسیر کمکی کرده باشم چون می دیدم در سازمان هنوز که هنوز است به چه شیوه هایی حتی با فریب کاری و سوء استفاده از روابط عاطفی، جوانان این مملکت را به دام می اندازند و می برند ناخواسته راه ها و پل های پشت سرشان را خراب می کنند و اگر کسی هم بخواهد از اینها جدا بشود، آینده سوزش می کنند که آینده ای نداشته باشد و این فرد مجبور بشود تا آخر عمرش را در سازمان بماند.

    من خودم می توانستم بعد از جدایی دنبال یک زندگی خوب و بی دردسر بروم. ولی خودم انگیزه داشتم برای اینکه بمانم و به این بچه ها کمک کنم. چه بچه هایی که هنوز نرفته اند اما ممکن است توی تور سازمان بیفتند. امثال کسانی مثل خودم، که اگر می دانستم سرنوشت و فرجامم این می شود و چه کسانی که واقعا در این پادگان فرقه ای گرفتارند و علیرغم آن خنده ای که دارند و یا پرچمی که تکان می دهند می دانم که در درون شان چه می گذرد و خیلی از آنها خسته اند و خیلی از آنها در رودربایستی و تعارف و یا ترس از مارک خوردن مانده اند و نمی دانند چکار کنند. اسیر و گرفتارند یا حتی کسانی که توانستند خودشان را بیرون بکشند و به جایی برسانند آنها هم مشکلات خاص خودشان را دارند یعنی سازمان در دنیا کاری کرده که اینها را قبول شان نمی کنند. یعنی اینها مثل کوهی هستند که باید پای آن بنشینی و ذره ذره بکنی. من متوجه شدم بنیادی تاسیس شده به نام بنیاد خانواده سحر که من ارتباط گرفتم با این بنیاد و خواستم به آنها کمک کنم و به این ترتیب من عضو این بنیاد شدم و در حال حاضر یکی از سخنگویان آن هستم. در این رابطه فعالیت هایی هم داشتم از جمله در ارتباط با همین بیناد یک سفر به ترکیه داشتم و توانستم در آنجا با افراد جداشده که به لحاظ قانونی و مالی مشکلاتی داشتند ارتباط داشته باشم. که گزیده آن فعالیت هایم در آن مقطع که در ترکیه بودم در سایت ایران اینترلینک منعکس شده است. در آنجا یک سری کارها و مصاحبه هایی را همراه با آقای مسعود خدابنده مبتکر بنیاد خانواده سحر داشتیم. سختی راه را کوبیدیم، برای اینکه راهی برای جداشده های سازمان باز بشود تا بتوانند راهی به جامعه آزاد پیدا بکنند و دنبال زندگی خودشان بروند. سفری هم همراه با آقای مسعود خدابنده به کرکوک و اربیل و سلیمانیه و دهوک داشتیم و دیدارهای متعددی با جداشدگان در این شهرها انجام دادیم که گزارشات آن سفر هم منعکس گردیده اند. بار دوم که اخیرا خود من به شمال عراق مسافرت داشتم برای کمک به همین بچه ها بود. آنجا توانستیم باز ملاقات هایی را با یک سری از همین نمایندگان احزاب کردی و یک سری روزنامه ها و مجامع بین المللی انجام بدهیم تا بتوانیم یک راه و بستری برای کمک به این بچه ها فراهم کنیم. با تعداد خیلی زیادی از آنها ملاقات و صحبت کردم از وضعیت زندگی شان در سلیمانیه و همین طور به اربیل مراجعه داشتیم و از وضعیت زندگی و دردها و رنج هایشان آشنا شدم. و الان هم تمام هم و غمم در این مسیر کمک به این بنیاد است و همین طور کمک به این بچه های جداشده.

    من می بایستی با همسرم تعیین تکلیف می کردم، وظیفه داشتم به کمکش بروم، نجاتش بدهم. چون به هر حال می دانم او هم با چه انگیزه ای رفت و سرانجامش چه شد. از خانواده اش کمک گرفتم و در تماس با ایران از آنها دعوت کردم در عراق حاضر شوند. مدتی را منتظر شدم تا اینکه برادر شوهرم و شوهر خواهرش و یکی از بستگان اش به عراق آمدند و با هم به قرارگاه مراجعه کردیم که خود این داستان مراجعه به قرارگاه و برخوردی که از طرف این سازمان صورت گرفت اصلا جای بحث مفصل و جای صحبت جداگانه ای دارد که باید یک بخش جدا به آن اختصاص داد از برخوردی که با ما شد و نحوه تنظیمی که آنجا انجام دادند و سناریویی که طراحی کرده بودند و اصلا صحنه ای که آنجا پیش آوردند که الان من توی این بخش وارد آن نمی شوم.

    یک بخشی از فعالیت ها و کارهایم هم به حکم انسانی است به خاطر اینکه می دانم سازمان بچه هایم را گروگان گرفته و آنها را در کنترل ذهنی خودش گرفته است. مطلع شدم که ستاره دخترم را به زور به عراق آورده اند. من می دانم دخترم اصلا نمی خواست به عراق بیاید. آنها به خاطر اعمال فشار بر روی من خیلی دوست داشتند قبل از اینکه من TIPF و عراق را ترک کنم ستاره را بیاورند. متاسفانه من با مشکلاتی برخورد کردم و نتوانستم با دخترم ارتباط برقرار کنم و بعد مطلع شدم که دخترم را متقاعد کرده اند که به عراق برای دیدن پدرش بیاید. او را در فروردین امسال برای مدتی به عراق آورده اند و گفته اند همین جا بمان. حتی به او گفته اند مادرت از نظر روانی وضعیت خوبی ندارد و می خواهد شما را به ایران ببرد و یک سری دروغ های دیگر هم به او گفته اند که هر چقدر می شود او را بیشتر در قرارگاه نگاه دارند تا روی ذهن اش کار کنند تا هر کاری آنها می خواهند انجام بدهد. قدم اول اش مصاحبه بر علیه من با مجامع بین المللی و رسانه ها بوده که تا این لحظه دخترم پای این موضوع نیامده و مقاومت کرده است. اما آنقدر او را ترسانده اند که پای تلفن با من نمی آید و حتی وقتی من زنگ می زنم تلفن و موبایلش را قطع می کند و تلفنش را هم روی پیام گیر گذاشته و جواب نمی دهد و به شدت میترسد. یک مدت او را به قرارگاه اشرف بردند تا با پدرش دیدار داشته باشد. حتی می گفتند پدرش خیلی سرد بوده و برخورد بی تفاوتی داشته و وضعیت نرمالی نداشته است. بعد از آن دخترم را برده اند و روی ذهن و روح او به مدت طولانی کار کرده و چیزهایی به او القاء کرده اند که کاملا بهم ریخته است. او را در حال حاضر به هلند برده اند تا روی پسرم میعاد کار کند. پسرم در این رابطه کاملا گیج شده است.

    پسرم میعاد می گوید که چطور است که من 16 ساله شده ام ولی نمی دانستم خواهر دارم، نمی دانستم پدر دارم و نمی دانستم مادر دارم. حالا نمی دانم چه خبر شده که من دارای پدر شده ام و مستمر از من دعوت می کنند بروم پدرم را در عراق ببینم و حالا خواهر پیدا کرده ام. آن هم در یک کشور اروپایی دیگر. یعنی سازمان تا حالا به او نگفته بود که یک خواهر دارد و یا به خواهرش نگفته بود که او یک برادر دارد. ولی الان که منافع خودشان اقتضاء کرده برای اینکه آنها را در برابر من قرار بدهند، آنها را آورده اند و رویشان کنترل گذاشته اند و یا مثلا دخترم را آورده اند تا روی برادرش کار کند. پسرم مرتب با من چت می کرد اما حالا تلفن و موبایلش را گذاشته روی پیام گیر و پای چت هم نمی آید. یعنی به این ترتیب دارند اینکار را می کنند تا من را از پا در آورند. آنها میخواهند من سکوت کنم و به جداشدگان کمک نکنم. من البته در کنار فعالیت هایم اشاره کردم که سعی میکنم تا بتوانم واقعیت ها را برای بچه ها یم بگویم. آنها خودشان اختیار دارند هر کجا که دوست دارند زندگی کنند، اما من حداقل باید واقعیت ها را به آنها بگویم تا آنچه سازمان دارد توی ذهن آنها می کند را بر ملا کنم. یکی دیگر از کارهایم این است که در آینده به یکی از کشورهای اروپایی بروم تا مسئله را از نظر حقوقی دنبال کنم تا بتوانم با آنها بعد از 17 سال ملاقاتی داشته باشم. پسرم 6 ماهه بود که سازمان او را از من جدا کرد. من 17 سال است آنها را ندیده ام. دلم خیلی برایشان تنگ شده و برای دیدار با آنها لک زده است. ولی چه کنم که الان شرایط این طوری شده است و فرقه تروریستی رجوی از هیچ جنایتی در حق جداشدگان فروگذار نمیکند.

    ---------

    در همین رابطه:

    عضو شوراي رهبري منافقين از پشت پرده عمليات "قله آرماني" مي‌گويد

    فرقه رجوي اقدام به عقيم سازي زنان مي‌كند

    .

    .

    خبرگزاری فارس، پانزدهم اکتبر 2008
    www.Farsnews.com

    خبرگزاري فارس: يكي از اعضاي شوراي رهبري سازمان مجاهدين خلق (منافقين) از عمليات «قله آرماني» كه طي آن اقدام به عقيم‌سازي زنان مي‌شد پرده برداشت.

    به گزارش خبرنگار سياست خارجي خبرگزاري فارس، در پي افشاگري نسرين(بتول) ابراهيمي عضو شوراي (كادر) رهبري سازمان مجاهدين خلق در پارلمان اروپا مبني بر اجراي عملياتي با عنوان "قله آرماني" كه طي آن اقدام به عقيم سازي زنان عضو اين سازمان مي‌كنند يكي ديگر از اعضاي شوراي رهبري منافقين كه در سال جاري از اردوگاه اشرف آزاد شده است حقابق جديدي از نحوه عقيم كردن زنان عضو سازمان مجاهدين خلق را برملا كرده است.

    نسرين(بتول)ابراهيمي كه به دعوت خانم آنجليكا برن به جلسه پارلمان اروپا دعوت شده بود طي سخناني با اعلام رقم دقيق زناني كه از سوي سازمان مجاهدين خلق عقيم سازي شده‌اند حقايق ديگري را از رفتار اعضاي اين سازمان با اعضاي خود افشاء كرد.

    عمليات "قله افتخار" پس از آن به اجرا در مي‌آيد كه بيش از دو دهه قبل اين سازمان در اقدامي با عنوان انقلاب طلاق تمامي زن و شوهر هاي عضو را از يكديگر جدا كرد. اين اقدامات ضد حقوق بشري سازمان مجاهدين خلق با واكنش سازمان ديده‌بان حقوق بشر مواجه شده است و سازمان مذكور فرقه رجوي را به دليل انجام اين اقدامات ضد حقوق بشري محكوم كرده بود.

    سازمان مجاهدين خلق تاكنون طي عمليات موسوم به "قله آرماني" حداقل 150 نفر از زنان عضو خود را عقيم كرده است. اين عمليات به عامليت نفيسه بادامچي يكي از پزشكان سازمان و به شكل خارج كردن رحم زنان سازمان اجرا مي‌شود.

    عمليات قله آرماني مرحله‌اي است كه هر كدام از زنان عضو سازمان براي برقراري پيوند با مريم و مسعود رجوي ناچار به انجام آن هستند. نسرين ابراهيمي معروف به بتول كه خود يكي از اعضاي شوراي (كادر) رهبري سازمان مجاهدين خلق و شوراي ملي مقاومت بود از انجام اين عمل سرباز زد و در نهايت از سازمان اخراج گرديد.

    بتول سلطاني يكي ديگر از اعضاي شوراي(كادر) رهبري سازمان مذكور كه در پادگان اشرف اين سازمان در عراق مستقر بود هفته گذشته در گفتگو با MPR راديو دولتي ايالات متحده ابعاد ديگر اين ماجرا را افشاء و نام عاملان و مجريان اين اقدام را منتشر كرد.

    سلطاني تاكنون با 20 نشريه و رسانه گروهي جهاني در مورد ابعاد انجام عمليات قله آرماني به گفتگو نشسته است و شيوه نفيسه بادامچي در جراحي و خارج كردن رحم زنان عضو سازمان تشريح كرده است.
    متن كامل مصاحبه خبرنگار فارس با بتول سلطاني در عراق به زودي منتشر مي‌شود.

    -------------

    لینک های دیگر:

    مصاحبه خانم سلطانی با آقای محمد صائبی در کردستان عراق
    مصاحبه با خانم سلطانی، عضو سابق شورای رهبری سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی)
    گفتگوی بنیاد خانواده سحر با برادران احمدی

    دادخواهی خانواده نوروزی علیه سازمان مجاهدین خلق در خصوص قتل مرموز مرحوم سعید نوروزی در قرارگاه اشرف به مقامات قضایی عراق
    بیانیه شماره 3 ینیاد خانواده سحر (بغداد)
    بخش دوم مصاحبه بنیاد خانواده سحر با خانم بتول سلطانی (رجوی بچه های من را گروگان گرفته است تا حرف نزنم)
    جهت اطلاع هموطنان عزیز و پاسخ به اطلاعیه گشتاپوی اورسورواز (بانوی اور سورواز! از چه می ترسی؟)
    استیصال باند رجوی و بیانیهای مستعمل
    شکاف در شورا پس از مصاحبهی 7 جداشده و مقاله سیاست یك بام و دو هوا

    کنفرانس خبری اعضاء جدا شده از مجاهدین در پاریس و سکوت مجاهدین

    گفتگوی بنیاد خانواده سحر با دو تن از نجات یافتگان از سازمان مجاهدین خلق در عراق که از TIPF خارج شده بودند

    رشد روند فرار و جدایی از زندان بزرگ اشرف در عراق

    بی بی سی:اولین گروه جداشدگان از مجاهدین خلق به فرانسه رسیدند

    خلاصه گزارش کنفرانس خبری جدید ترین اعضاء جدا شده از سازمان مجاهدین در پاریس

    -----------

    دیدار با آقای طارق الحرب رئیس کانون وکلای عراق

    مراجعه خانواده ختار به قرارگاه اشرف برای تحویل گرفتن جسد فرزندشان زنده یاد سهیل ختار که به طرز مشکوکی در عراق به قتل رسیده است

     دادخواهی آقایان اصغر فرزین، رضا صادقی، و علی بیگلری اعضای جداشده سازمان مجاهدین خلق، به مراجع قضایی عراق علیه این سازمان و درخواست رسیدگی م�

    توطئه نفرات سازمان مجاهدین خلق مستقر در قرارگاه اشرف در عراق علیه آقای رضا صادقی در مراجعه به مقر TIPF و رسوا شدن آنان

    سمیه در دادگاه به قاضی می گوید که زیر۱۸ سال بود ه است که به عراق آمده است

    مصاحبه اسماعیل هوشیار و دو تن دیگر از اسرای کمپ امریکایی ها با روزنامه سوئیسی

    خاطرات دوران اسارت در کمپ امریکایی ها

    مشاهدات آقای اکبر مرادی در مراجعه به قرارگاه اشرف در عراق برای دیدار با برادرش آقای حسین مرادی

    نامه آقای کیوان رادبین به بنیاد خانواده سحر

    نامه آقای رضا اکبری نسب به بنیاد خانواده سحر  

    نامه آقای امیر صفائیان به بنیاد خانواده سحر در خصوص شرح ماجرای مراجعه ایشان و خانم بتول سلطانی و آقای اکبر مرادی به قرارگاه اشرف جهت دیدار با

    بیانیه شماره دو هیئت مدیره بنیاد خانواده سحر

    استمداد یک مادر دردمند از تمامی ایرانیان مقیم خارج از کشور خصوصا هواداران سازمان در سوئد و هلند (و ضمیمه دادخواهی)

    (ضمیمه دادخواهی خانم بتول سلطانی - فارسی)

    (ضمیمه دادخواهی خانم بتول سلطانی - انگلیسی) 

    ترجمه گزارش ویژه ایران اینترلینک از بغداد، قرارگاه اشرف و مجاهدین خلق (ایران اینترلینک، مسعود خدابنده، فوریه 2008)

    اولین شماره نشریه خبری بنیاد خانواده سحر به زبان عربی منتشر و در سطحی گسترده پخش شد

    گزارشي از سفر به عراق

    ------------


    (مسعود رجوی و ولینعمت اعدام شده اش صدام حسین)


    (مسعود رجوی و مهدی ابریشمچی در خدمت استخبارات صدام حسین)


    (رهبران فرقه تروریستی رجوی در حال تهدید اسرای بازداشتگاه اشرف)


    (مریم رجوی اعلام کرد اکراد را زیر شنی تانک ها بگیرند تا گلوله هدر نشود!!)


    (زن شریف!! رجوی با خاخام زوکر معلوم الحال در مقر تروریست ها)


    (یکی از جلسات شستشوی مغزی در قرارگاه بدنام اشرف در عراق)


    (کشتار مردم کردستان عراق)

     
    (خودسوزی های نفرات فرقه به دستور مستقیم رجوی در سال 2003)

    (رابین کوربت معروف به "لرد ترور" در انگلستان، که نزدیک به سه دهه زیر آرم داس و تفنگ فرقه رجوی به حمایت از کشتار در ایران و عراق پرداخته است) 

     -----------

    هیئت نمایندگی پارلمانی بریتانیا از انجمن نجات در تهران دیدار کرد (نوامبر 2007)

    رجوی رهبر مجاهدین به اعضای فرقه اجازه ملاقات با خانواده بدهد (خدابنده، اوت 2007)

    سایت رجوی: هیچکس ، واقعا هیچکس صلاحیت انتقاد به رهبران پاک باز آزادی را ندارد! (ایران دیدبان، چهارم اوت 2007)

    وصلت با تروریستها؟ نه! (کنت تیمرمن، سیزده ژوئیه 2007)

    استفاده ابزاری از نام مسعود رجوی در تبلیغات مجاهدین حاکی از شتاب گرفتن سقوط فرقه به فاجعه غیر قابل کنترل نهایی است (بریف ایران - اینترلینک)

    گزینه هایی سخت در روند مذاکرات ایران و امریکا (مسعود خدابنده، آسیا تایمز، بیست و یکم می 2007)

    انتشار گزارش جدید وزارت خارجه امریکا (مسعود خدابنده، سوم می 2007)

    اظهارات ابراهيم خدابنده و جميل بصام در مورد مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - ایسنا، هشتم آوریل 2007

    مصاحبه تلویزیون کانال سه بریتانیا با آن سینگلتون در رابطه با مجاهدین خلق، فرقه تروریستی رجوی(سی و یکم مارس 2007)                                              

    Home


      27-10-2008
    :Hits since 4/06 (C) 2006