شما صفحه آرشیو را مشاهده می‌کنید. برای دیدن صفحه اصلی‌ به این لینک مراجعه نمائیدhttp://iran-interlink.org/wordpressfa/



  • دیدار آن سینگلتون از کمپ عراق جدید (سابقا اشرف). مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در پروسه پیشرفت دموکراسی در عراق خرابکاری می کنند
  • تروریسم مجاهدین خلق (فرقه رجوی) با پشتیبانی امریکا و اسرائیل، نمک آشی که برای جنبش سبز پخته اند - مسعود خدابنده، مشاورین استراتژی خاورمیانه ا
  • چرا کسی در مورد نقض مستمر و فاحش حقوق بشر در کمپ اشرف (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) تحقیق نمی کند؟ - گزارشی از کمپ اشرف، مارس 2011
  • چه کسی مسئول رنج مداوم خانواده های اعضای گرفتار در پادگان اشرف است؟ (بنیاد خانواده سحر، ژوئیه 2010: آمریکا یک راه بیشتر ندارد. باید دست دولت عرا
  • صدور حکم بازداشت مریم و مسعود رجوی و 37 تن دیگر از مجاهدین خلق در عراق (رویترر، ژوئیه 2019)
  • ایران اینترلینک - گزارش دوم از بغداد، اردوگاه اشرف و سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - مسعود خدابنده، ایران اینترلینک، سپتامبر 2009
  • نظرات دکتر موفق الربیعی در مورد کمپ اشرف، مسعود رجوی و "زهر زدایی" از اعضای سازمان مجاهدین خلق (خبرگزاری رویتر، ششم آوریل 2009 )
  • ممانعت رجوی (رهبر فرقه مجاهدین خلق) از ورود هیأت تحقیق وزارت حقوق بشر به اشرف (اصوات العراق، چهاردهم مارس 2009)
  • الموتمر عراق: اتحاديه اروپا منافقين را به خاك خود دعوت كند (موتمر، یازدهم فوریه 2009)
  • آقای بنی صدر: وقتی سازمانی وابسته شد طبیعتا وجه المصالحه می شود (رادیو فرانسه، پنجم فوریه 2009)
  • آمریکا تبعیدیان ایرانی تحت حمایت را در عراق بلاتکلیف نگاه میدارد (گزارشاتی از شبکه رادیو عمومی ملی امریکا از بغداد و تهران. آوریل 2008)
  • ورود اولین سری نجات یافتگان از جهنم اشرف در عراق به کشورهای اروپایی
  • معرفی یکی از چماقداران مجاهدین خلق (فرقه رجوی) لیلا جزایری یا اعظم فرهانی ملا حسنی کهنه.
  • ترجمه گزارش ویژه ایران اینترلینک از بغداد، قرارگاه اشرف و مجاهدین خلق (ایران اینترلینک، مسعود خدابنده، فوریه 2008)
  • اتحادیه اروپا بار دیگر مجاهدین (شورای ملی مقاومت،ارتش آزادیبخش، فرقه رجوی ...) را در فهرست تروریستها قرار داد ( دسامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمان اروپا در ایران با انجمن نجات دیدار نمود (دسامبر 2007)
  • رئیس گروه پارلمان اروپا: سازمان مجاهدین در اتحادیه اروپا، انگلستان و آمریکا همچنان غیر قانونی و سیاست ما نفی آن است (دسامبر2007)
  • همایش ؛ مغز شویی ؛ جنایت علیه بشریت (دانشگاه تبریز، دسامبر 2007)
  • دیدار و سخنرانی پرفسور شلدون فوت و مسعود خدابنده در پارلمان بریتانیا (نوامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمانی بریتانیا از انجمن نجات در تهران دیدار کرد (نوامبر 2007)
  • رجوی رهبر مجاهدین به اعضای فرقه اجازه ملاقات با خانواده بدهد (خدابنده، اوت 2007)
  • سایت رجوی: هیچکس ، واقعا هیچکس صلاحیت انتقاد به رهبران پاک باز آزادی را ندارد! (ایران دیدبان، چهارم اوت 2007)
  • وصلت با تروریستها؟ نه! (کنت تیمرمن، سیزده ژوئیه 2007)
  • استفاده ابزاری از نام مسعود رجوی در تبلیغات مجاهدین حاکی از شتاب گرفتن سقوط فرقه به فاجعه غیر قابل کنترل نهایی است (بریف ایران - اینترلینک)
  • گزینه هایی سخت در روند مذاکرات ایران و امریکا (مسعود خدابنده، آسیا تایمز، بیست و یکم می 2007)
  • انتشار گزارش جدید وزارت خارجه امریکا (مسعود خدابنده، سوم می 2007)
  • اظهارات ابراهيم خدابنده و جميل بصام در مورد مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - ایسنا، هشتم آوریل 2007
  • مصاحبه تلویزیون کانال سه بریتانیا با آن سینگلتون در رابطه با مجاهدین خلق، فرقه تروریستی رجوی(سی و یکم مارس 2007)
  • نامه سرگشاده ابراهیم خدابنده به مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران (سی مارس 2007)
  • مادری التماس می کند که میشود خبری از بچه من بگیری؟!!(دکتر نوری زاده، مارس 2007)

  • ایران اینترلینک: گزارش دوم بغداد، اردوگاه اشرف و مجاهدین خلق (فرقه رجوی)

    ایران اینترلینک

    گزارش دوم از بغداد

    اردوگاه اشرف و مجاهدین خلق

    ایران اینترلینک، سپتامبر 2009

    لینک به متن اصلی (انگلیسی)
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=6956

    گزارش با فورمت پی دی اف (انگلیسی)

    لینک به گزارش خبرگزاری رویترز
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6959

    همچنین:

    لینک به گزارش اول، فوریه 2008
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=4222

    لینک به گزارش موسسه رند، اوت 2009
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6837

    ----------

    ---------

    اوت 2009

    فهرست

    گزارش دوم بغداد
    مقدمه
    اقدامات دولت عراق
    رئوس خواسته های عراق در رابطه با سازمان مجاهدین خلق
    واکنش سازمان مجاهدین خلق
    مشکل دولت عراق
    دولت عراق کنترل خود بر اردوگاه اشرف را بیش تر میکند
    روزهای 28 و 29 ژوئیه
    طرح های دولت عراق
    نقش بنیاد خانواده سحر، بغداد
    واکنش رهبران و حامیان سازمان مجاهدین خلق
    نتیجه گیری

    گزارش دوم بغداد

    در فوریه 2008 مسعود خدابنده یافته های خود را به صورت گزارشی، متعاقب سفرش به عراق به عنوان مشاور دولت عراق در خصوص سازمان تروریستی مجاهدین خلق و مقر مرکزی آن در اردوگاه اشرف در استان دیاله، منتشر نمود.

    http://www.iran-interlink.org/?mod=view&id=4224

    دومین گزارش محصول مشاوره های بعدی در خصوص موضوع اردوگاه اشرف از زمانی است که دولت عراق مسئولیت این پایگاه را در ژانویه سال 2009 به دنبال وارد عمل شدن توافق نامه موقعیت نیروها با ایالات متحده به عهده گرفته است.

    اطلاعات مربوط به دوره قبل از ژانویه 2009، یعنی قبل از زمانی که دولت عراق مسئولیت اردوگاه اشرف و سازمان مجاهدین خلق را پذیرفت، در لینک زیر در خصوص اردوگاه اشرف قابل دسترسی می باشد.

    http://www.iran-interlink.org/?mod=view&id=4330

    مقدمه

    از دسامبر 2003 تمامی دولتهای حاکم در عراق (از اولین دولت موقت گرفته تا دولت منتخب فعلی) خواستار این شده اند که ارتش آمریکا اردوگاه اشرف را بسته و نظامیان سازمان تروریستی خارجی مجاهدین خلق را که نیروهای آمریکایی آنرا در داخل کشور شان نگاه داشته اند جابجا نمایند. بنابراین وضعیت فعلی در نتیجه یک تصمیم جدید دولت عراق بوجود نیامده است. این تصمیم با توجه به دشمنی تاریخی سازمان مجاهدین خلق علیه مردم عراق طی دو دهه گذشته به عنوان بخشی از ابزار سرکوب صدام حسین اتخاذ شده است. دولت عراق سازمان مجاهدین خلق را یک ارگان تروریستی خارجی با خصوصیاتی حتی فراتر می داند که آنرا یک فرقه مخرب خطرناک می سازد. دلایل اینکه چرا ارتش آمریکا موفق نشد اردوگاه اشرف را ببندد در گزارش RAND به تفصیل آمده است.

    مطالب زیر حاوی رئوس اقدامات صورت گرفته توسط دولت عراق و سازمان مجاهدین خلق قبل از 28 ژوئیه 2009 میباشد.

    اقدامات دولت عراق

    بعد از اینکه ارتش آمریکا مسئولیت اردوگاه اشرف را در اول ژانویه سال جاری به منظور به اجرا در آوردن توافقنامه موقعیت نیروها واگذار نمود، دولت عراق چندین خط برخورد را در قبال جابجا کردن سازمان مجاهدین خلق و بستن اردوگاه اشرف به عنوان یک وجه اساسی کسب کنترل کامل و همه جانبه بر کشور به اجرا گذاشت.

    یک کمیته مشترک بین وزارت خانه های مختلف دولت شامل وزارت دفاع و امنیت، وزارت داخله، و وزارت حقوق بشر تشکیل شد. این کمیته، به ریاست مشاور امنیت ملی عراق دکتر موفق الربیعی، طرح ها و فعالیت های هماهنگ شده ای را از جانب دولت عراق به ریاست نخست وزیر نوری المالکی و رئیس جمهور جلال طالبانی به اجرا گذاشت. دکتر الربیعی طرحی را برای مأموریت دشوار منحل نمودن یک فرقه افراطی ریخت که نیازمند یک رویکرد روشنگرانه و انسان دوستانه بود که میتوانست یک نمونه برای برخورد با سازمان های مشابه در سراسر جهان باشد.

    مقامات دولت مذاکرات متناوبی را با سازمان مجاهدین خلق با نظارت پرسنل ارتش آمریکا به اجرا گذاشتند. (باید توجه داشت که از زمان انتقال کنترل در ژانویه 2009 یک گروه 25 نفره از سربازان آمریکایی برای ایفای نقش ناظر در اردوگاه اشرف باقی مانده اند. تا امروز، آنان نگرانی خاصی در خصوص اقدامات مقامات عراقی جهت اعمال حق حاکمیت خود جهت منحل نمودن سازمان مجاهدین خلق و انتقال آنان از کشور ابراز ننموده اند). آمریکا در تمامی زمان ها و در تمامی سطوح، از جمله سفیر آمریکا در عراق رایان کروکر، در گیر این موضوع بوده اند.

    رئوس خواسته های عراق در خصوص سازمان مجاهدین خلق

    از اول ژانویه 2009، خواست اولیه و اساسی دولت عراق این بوده است که افرادی که در اردوگاه اشرف مستقر هستند از قوانین عراق و قوانین بین المللی تبعیت نمایند. سازمان مجاهدین خلق، در هر کشوری که اقامت دارد، خود را "خارج از قانون" آن کشور فرض میکند. دولت عراق با این وضعیت برخورد کرده و در خصوص روند قضایا هم کاملا روباز عمل کرده است.

    در اردوگاه اشرف 3416 نفر ساکن هستند، که تمامی آنان انگشت نگاری و اسکن مردمک چشم شده اند. دولت عراق خواهان این است که تمامی ساکنان اردوگاه اشرف ظرف شش ماه از کشور خارج شوند. گزینه ای که در برابر هر فرد وجود دارد به صورت زیر است:

    آنان میتوانند به صورت داوطلبانه تحت نظارت کمیته جهانی صلیب سرخ و وزارت حقوق بشر عراق به ایران بازگردند. از سال 2003 تحت فرمان عفو داده شده توسط ایران، بیش از 250 نفر از اردوگاه اشرف با موفقیت داوطلبانه به ایران بازگشته اند.

    آنان میتوانند کشور ثالثی یافته و به آنجا نقل مکان نمایند. به نظر میرسد که 1015 نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق دارای گذرنامه یا اجازه اقامت در یک کشور ثالث بوده و میتوانند عراق را به مقصد کشورهای مربوطه ترک کنند.

    اگر این گزینه ها در کوتاه مدت قابل حصول نباشند دولت عراق سازمان مجاهدین خلق را از اردوگاه اشرف جابجا کرده و آنان را در محلی در غرب کشور جهت برقراری امنیت خود آنان مستقر خواهد نمود.

    دولت عراق روشن ساخته است که موقعیت پناهندگی سیاسی به هیچ یک از اعضای سازمان مجاهدین خلق در عراق نخواهد داد.

    از دسامبر 2008، دولت عراق شروع به مذاکره با دیپلمات های غربی در بغداد به منظور یافتن کشورهای ثالثی که افراد سازمان مجاهدین خلق بتوانند به آنجا منتقل شوند کرده است. اگرچه دولت های غربی در بیان و اعلام خواستشان مبنی بر اینکه دولت عراق نباید هیچ یک از اعضای سازمان مجاهدین خلق را مجبور به بازگشت به ایران نماید سریع عمل کرده اند، ولی هیچ یک از این دولت ها مایل به پذیرفتن آنان در کشور خود نبوده اند. زمانی که در 26 ژانویه سازمان مجاهدین خلق از لیست تروریستی اتحادیه اروپا خارج گردید، به نظر میرسید که فرصت تازه ای جهت ارائه راه خروج برای اعضای مجاهدین خلق بدست آمده است. متأسفانه، دولت های غربی در ارائه پناهندگی به افرادی که باید عراق را به مقصد دیگری ترک نمایند همکاری ننموده اند.

    واکنش سازمان مجاهدین خلق

    در واکنش به کوشش های دولت عراق جهت رسیدن به یک نتیجه مثبت و مسالمت آمیز، رهبران سازمان مجاهدین خلق نه تنها هیچ انعطافی نشان ندادند – از هرگونه همکاری طی شش ماه مذاکرات سر باز زدند – بلکه مذاکرات را با تکرار خواسته های غیر ممکن خود از دولت عراق به بن بست کشاندند.

    رهبران سازمان مجاهدین خلق مستمرا به دروغ ادعا کرده اند که آنان تحت کنوانسیون چهارم ژنو اشخاص حفاظت شده محسوب میشوند، در حالی که شکی نیست که کنوانسیون ژنو که به آن اشاره میشود از ژوئن 2005 دیگر قابل اعمال نمی باشد:

    http://www.parliament.uk/commons/lib/research/briefings/SNIA-05022.pdf).

    رهبران سازمان مجاهدین خلق خواستار این هستند که آمریکا تحت کنوانسیون های ژنو متعهد به ادامه حفاظت از آنان باشد. رهبران سازمان مجاهدین خلق میخواهند که آنها در اردوگاه به صفت یک گروه باقی بمانند و باز به دروغ مدعی هستند که آنها حق اقامت در اردوگاه در عراق را دارند.

    رهبران سازمان مجاهدین خلق مستمرا از اینکه اجازه دهند مقامات عراقی (یا آمریکایی) وارد اردوگاه شوند امتناع نموده اند. در 7 آوریل گزارش شد که رهبران سازمان مجاهدین خلق از دادن اجازه به یک گروه از وزارت حقوق بشر عراق برای دسترسی به ساکنان اردوگاه اشرف امتناع ورزیده اند.

    رهبران سازمان مجاهدین خلق اجازه دسترسی به اعضا برای مصاحبه یا اجازه به کسی جهت ترک داوطلبانه را نداده اند.

    رهبران سازمان مجاهدین خلق به تکرار خواست خود مبنی بر باقی ماندن در عراق به عنوان یک سازمان نظامی تروریستی در داخل اردوگاه ادامه می دهند.

    مشکل دولت عراق

    دولت عراق با توجه به رویارویی دشوار با این انعطاف ناپذیری با یک مشکل جدی مواجه است. شواهد نشانگر وضعیتی است که رهبران بالای سازمان مجاهدین خلق، مسعود و مریم رجوی، به کنترل بر داخل اردوگاه اشرف ادامه میدهند که در آن اعضا تحت یک نظام خشن و سرکوبگر که شامل نقض روزانه حقوق اولیه بشر میشود قرار دارند.

    دکتر الربیعی سازمان مجاهدین خلق را این طور توصیف کرده است: "یک سازمان تحت القائات فکری و دیسیپلین سخت - فناتیک های افراطی که تروریسم را بخدمت گرفته و گهگاه از خودسوزی برای رسیدن به مقاصد خود استفاده میکنند - در زبان روزمره عادی میتوان گفت که آنان مغزشویی شده اند".

    یک وجه اساسی رویکرد دولت عراق جهت خاتمه دادن به حضور سازمان مجاهدین خلق در کشور به گفته دکتر الربیعی اینست که: "دولت عراق با سازمان مجاهدین خلق به صفت یک سازمان برخورد نمیکند. ما با ساکنان مربوطه به عنوان افراد برخورد میکنیم".

    هر برداشتی که عراق این ارزیابی در خصوص سازمان مجاهدین خلق را به تنهایی انجام داده است غلط می باشد. یک مقاله در مجله انگلیسی اکونومیست (8 آوریل 2009) عنوان مینماید که: "سازمان مجاهدین خلق بطور گسترده از جانب گروه های حقوق بشری به عنوان یک فرقه شخصیتی نجات دهنده بشریت حول مسعود رجوی و همسرش مریم جهت اعمال یک دیسیپلین خودکامه بر پیروانش افشا شده است. بسیاری از جداشدگان به زبان خود شهادت داده اند که آنان تحت بمباران مستمر القائات فکری بوده اند تا خود را بطور کامل و بدون سؤال در اختیار اهداف خواسته شده بگذارند. استفاده از هیچ منبع خبری بدون اجازه سازمان مجاهدین خلق میسر نیست".

    روشن است که در رابطه با نقض حقوق بشر در خصوص افرادی که در اردوگاه اشرف زندگی میکنند، این رهبران سازمان مجاهدین خلق هستند که اثبات شده است مسبب اصلی می باشند. رهبران سازمان مجاهدین خلق همچنین بطور فعال بازدارنده، در حقیقت تحریک کننده، در برابر کسانی که میخواسته اند در خصوص این مصائب تحقیق کرده و در جهت کاستن آنها اقدام نمایند عمل کرده اند.

    از اول ژانویه 2009، بسیاری از اعضای سازمان مجاهدین خلق از اردوگاه اشرف فرار کرده اند. شهادت های آنان اشاره به تنزل وضعیت حقوق بشر در اردوگاه را دارد.

    تحت نظارت کمیته بین المللی صلیب سرخ و وزارت حقوق بشر عراق، دکتر الربیعی کوشش های خود را جهت حفاظت از افراد داخل اردوگاه، به دنبال اتهاماتی که نقض حقوق بشر توسط رهبران سازمان مجاهدین خلق علیه ساکنان اجرا میگردد، متمرکز نموده است. تا آنجا که وی گفت: "ما اعتقاد داریم که اگر بتوانیم افراد را از زیر تمامی سلطه های متمرکز از جانب رهبران خارج کنیم، خواهیم توانست به آنها اجازه دهیم تا حقوق خود را به عنوان افراد باز یافته و انتخاب مناسب را خود بنمایند. یعنی، امیدواریم تا آنان را از تأثیرات مخرب القائات فکری و رهبران دور سازیم".

    در واکنش به بسیاری از موانعی که سازمان مجاهدین خلق در برابر انتقال افراد از اردوگاه اشرف ایجاد کرده است، دکتر الربیعی گفت: "واحد ارتش عراق مأمور به حفاظت از اردوگاه اشرف صبر و خویش تن داری فوق العاده ای علیرغم تحریکات و تظاهراتی که رهبران خود انتصابی اشرف در جهت مخدوش کردن عملکرد مشروع دولت عراق برای اعمال حق حاکمیت خود به اجرا در آورده اند نشان داده اند". او اضافه کرد: "اشرف فوق قانون نیست".

    دولت عراق کنترل خود بر اردوگاه اشرف را بیش تر میکند

    دولت عراق تضمین داده است که هیچ یک از دستگیر شدگان بر خلاف میل خود وادار به بازگشت به ایران نخواهند شد. تا ماه مارس، به منظور گامی به جلو در این موضوع و ایجاد یک پست پلیس در داخل اردوگاه، نظامیان عراقی و پرسنل پلیس کنترل خود را بر اردوگاه بوسیله محدود کردن دسترسی جریان ورود افراد و کالا افزایش دادند. تنها پرسنل مجاز میتوانستند آنجا را ترک کرده و یا وارد اردوگاه شوند و ورود تمامی کالاها به غیر از غذا و دارو متوقف شدند که شامل مصالح ساختمانی از قبیل سیمان و آهن نیز میشد. رهبران سازمان مجاهدین خلق آژانس ها و حقوق دانان را با این ادعا که عراقی ها تأمین غذا و دارو را به روی اردوگاه بسته است و عملا اردوگاه را تحت محاصره قرار داده است تحت لابی قرار دادند. متأسفانه هیچ یک از این متخصصین، زمانی که بیانیه های خود را منتشر می نمودند، از اردوگاه بازدید نکرده و تنها بر اطلاعات داده شده به آنها از جانب سازمان مجاهدین خلق اکتفا کردند. مقامات عراقی از جانب این حامیان سازمان مجاهدین خلق مورد پرسش قرار نگرفتند.

    در 9 ژوئن، تلویزیون العربیه (دوبی) گزارش زیر را منعکس نمود: "گروه مخالف ایرانی، مجاهدین خلق، که مقر مرکزی اش در عراق در اردوگاه اشرف در استان دیاله محاصره شده است، گزارش نموده است که نیروهای پلیس عراق تحریم های خود علیه ساکنان اردوگاه را بیشتر کرده و از ورود کالا و افراد جلوگیری بعمل آورده اند. کمیته عراقی برای دفاع از اردوگاه اشرف بیانیه ای صادر کرده و تنگ تر کردن حلقه محاصره توسط نیروهای پلیس را بعلاوه تهدیدات علیه ساکنان اردوگاه نسبت به قتل و دستگیری محکوم نمود و نسبت به بروز یک فاجعه انسانی هشدار داد".

    این کانال با ژنرال عبدالکریم خلاف، رئیس عملیات وزارت داخله عراق از طریق تلفن در بغداد مصاحبه کرد.

    از وی سؤال شد که آیا دولت طرحی مبنی بر بستن اردوگاه اشرف دارد، ژنرال خلاف پاسخ داد: "به عنوان وزارت کشور، ما مسئول مسائل مشخصی در خصوص اردوگاه هستیم، از قبیل ارائه حفاظت برای اردوگاه و تأمین امنیت محوطه خارجی آن؛ تأمین کالاهای انسانی بر اساس توافق نامه های بین المللی – موضوعی که ما بطور شفاف برخورد میکنیم؛ و حصول اطمینان از اینکه ساکنان اردوگاه با نیروهای امنیتی برخورد نداشته باشند، و تمامی این سه موضوع یاد شده به خوبی اجرا می گردند".

    او اضافه نمود: " برخی واحد های امنیتی جابجا شده اند – برادران منصوب شده از جانب وزارت داخله برخی مواضع را ترک کرده ند – و وزارت داخله بر اساس قانون اساسی موظف به ارائه حفاظت است – و قادر به انجام این کار می باشد – ولی کار آنان توسط این افراد (مجاهدین خلق)، که وضعیت را با موضع گیری ها و بیانیه های خاص وخیم تر میکنند و اطلاعات غلط و کاملا غلوآمیز میدهند، مختل شده است. پرسنل وزارت داخله به هیچ وجه با آنها برخورد نکرده است، و هیچ محاصره ای در پیرامون اردوگاه برقرار ننموده است. اردوگاه خروجی های خاصی دارد که از آنان کالاهای انسانی و ضروریات اساسی مجاز به عبور هستند، و این کار در حال انجام است".

    در اظهار نظری در برابر اتهامات مطرح شده از جانب کمیته دفاع از اردوگاه اشرف، ژنرال مربوطه مشخص ساخت که: "هیچ برخوردی با ساکنان اردوگاه صورت نگرفته است، و نیروهای حفاظتی در خارج از اردوگاه مستقر هستند، بنابراین چگونه میتوان حلقه محاصره را تنگ تر کرد؟ چگونه حلقه محاصره میتواند تنگ تر شود در حالیکه اردوگاه دارای خروجی های مشخص می باشد و در حالیکه بیش از یک ارگان – نه تنها وزارت داخله – ناظر بر اردوگاه می باشند؟ یکی از این خروجی ها در نزدیکی مقر نیروهای چند ملیتی قرار دارد و این نیروها قادر به مشاهده هر آنچه اتفاق می افتد هستند".

    از وی سؤال شد: "آیا هیچ دستور سیاسی یا نظامی برای بستن اردوگاه در آینده نزدیک دارید؟" ژنرال خلاف گفت: "نه، به هیچ وجه". او تکرار کرد که نقش وزارت داخله تأمین حفاظت و برقراری نظم ورود کالاها به داخل آن می باشد.

    روزهای 28 و 29 ژوئیه

    بعد از شش ماه مذاکرات بی نتیجه، دولت عراق تصمیم به یک سری اقدامات گرفت. به منظور مطمئن شدن از اینکه ساکنان اردوگاه اشرف بر اساس قوانین عراق رفتار کرده و از حق ایجاد کنترل بر آنان به منظور حفاظت از حقوق انسانی شان برخوردار شوند، ضروری بود که حضور پلیس در داخل اردوگاه برای نظارت بر فعالیت های آنها برقرار گردد.

    در روز 28 ژوئیه ارتش عراق اقدام به عملیاتی جهت ورود به اردوگاه اشرف به منظور برقراری ایستگاه پلیس در داخل اردوگاه نمود. ارتش آمریکا هدف را به عنوان یک گروه تروریستی خارجی با خصوصیات فرقه ای ارزیابی کرده که در گذشته بطور مستمر از خشونت استفاده نموده است. درک عمومی مبنی بر این بود که این گروه توسط ارتش آمریکا خلع سلاح شده است و لذا، به منظور کاهش خطر استفاده از نیروی بیش از اندازه لازم جهت برقراری کنترل در اردوگاه، پلیس ضد شورش عراقی در طی این عملیات سلاح گرم به همراه نداشت.

    ارتش عراق از پلیس ضد شورش خواسته بود تا با مقاومت خشونت آمیزی که از جانب ساکنان اردوگاه صورت خواهد گرفت برخورد نماید. عملیات طی دو روز به انجام رسید. یازده عضو سازمان مجاهدین خلق کشته شده و حدود 200 نفر مجروح گردیدند. سروان پلیس فیروز العطبی از نیروی پلیس استان دیاله گزارش داد که حدود 60 عضو نیروی امنیتی عراق نیز مجروح شدند که حال 20 نفر وخیم است.

    واکنش سازمان مجاهدین خلق به میزان قابل انتظار، شاید هم بیشتر، خشونت آمیز بود. ویدئوهای سازمان مجاهدین خلق، که عینا بی دریغ در رسانه های غربی نشان داده شدند، فرماندهان زن سازمان مجاهدین خلق را در یونیفرم نظامی نشان میدهند که به اعضای بدنه سازمان دستور حمله خشونت آمیز را به پرسنل عراقی میدهند. پلیس ضد شورش عراق با طناب و باتوم نشان داده میشوند که به شدت توده تظاهر کننده را عقب میرانند. افسران پلیس عراقی گزارش کردند که سازمان مجاهدین خلق دستور داشتند تا خود را جلوی مسیر خودروهای در حال حرکت بیندازند و به این وسیله برخی مجروح گردیدند و برخی کشته شدگان سازمان مجاهدین خلق نیز بر اثر این نوع عملکرد بوجود آمده اند. پلیس همچنین گزارش نمود که اعضای سازمان مجاهدین خلق سر های خود را به آسفالت کف خیابان می کوبیدند تا ایجاد جراحت خودساخته در سر خود بنمایند.

    در روز اول اوت، به دنبال موافقت دولت عراق، یک تیم پزشکی از جانب نیروهای چند ملیتی تحت هدایت آمریکا وارد اردوگاه اشرف شدند تا کمک های پزشکی در اختیار اعضای مجروح قرار دهند.

    در روز دوم اوت، پلیس عراق یک پست در داخل محدوده اردوگاه اشرف بوجود آورد و نام اردوگاه را "اردوگاه عراق نوین" در زیر پرچم عراق گذاشت. رئیس پلیس استان دیاله ژنرال عبدالحسین الشیماری بیانیه ای صادر کرد که "اعضای سازمان مجاهدین خلق در اردوگاه عراق نوین می بایست به مهلت یکماهه برای ترک عراق گردن بگذارند. اعضای سازمان باید یا به ایران بازگشته و یا درخواست پناهندگی از یک کشور ثالث بنمایند".

    در روز سوم اوت، عبدالناصر المهدوی، استاندار استان دیاله، که حق قانونی بر اشرف دارد، تأیید نمود که 36 عضو سازمان مجاهدین خلق در روز بعد از درگیری دستگیر شده اند. مهدوی گفت: "پرونده آنان در حال تحقیق است. آنان متهم به ایجاد آشوب هستند. ما بر اساس قوانین عراق با آنها برخورد خواهیم کرد، ما آنان را به ایران باز نخواهیم فرستاد".

    همچنین در روز سوم اوت، یک گور دستجمعی در داخل اردوگاه مجاهدین خلق کشف شد. مقامات پلیس استان دیاله گفتند که گور دستجمعی مربوطه حاوی اجساد شهروندان کویتی بود که قربانی رژیم بعث در جریان اشغال 7 ماهه کویت شده بودند. عبدالحسین الشمری، یک فرمانده پلیس محلی گفت: "ما مطلع گردیدیم که یک گور دستجمعی در اردوگاه اشرف یافت شده است. البته میدانستیم که یک قبرستان در مقر مرکزی مجاهدین خلق وجود دارد، ولی فکر میکردیم که این محل صرفا برای دفن اعضای مجاهدین خلق استفاده میشود".
    تأیید مستقل این گزارش درگیر بودن سازمان مجاهدین خلق در جنگ صدام حسین علیه کویت را برملا میکند، که 3664 عراقی و بیش از 1000 کویتی کشته داشت. گفته میشود که رهبران سازمان مجاهدین خلق گور دستجمعی را تا کنون بوسیله ممانعت از ورود نیروهای عراقی (و در گذشته آمریکایی) به داخل پایگاهشان مخفی نگاه داشته بودند.

    به دنبال عملیاتی که برای ایجاد یک پست پلیس در داخل اردوگاه اشرف اجرا شد، سازمان مجاهدین خلق یک بمباران تبلیغاتی در رسانه های غربی براه انداخت. این مسئله مقدمتا با توزیع بدون چون و چرای فیلم های تعبیه شده توسط رهبران سازمان مجاهدین خلق از داخل اردوگاه اشرف که نشان میدهند ظاهرا عراقی ها نسبت به "قربانیان" مجاهد خلق خشونت به خرج داده اند آغاز گردید. طبق تاکتیک های تبلیغاتی نوع سازمان مجاهدین خلق، آنان گزارشات کذبی انتشار دادند که گویا نزدیک به 200 نفر از مجاهدین خلق توسط نیروهای امنیتی عراق کشته شده اند.

    نیروهای امنیتی عراق 11 کشته از اعضای مجاهدین خلق را اعلام نمودند. این 11 نفر به سرعت توسط سازمان مجاهدین خلق در داخل اردوگاه بدون هیچگونه مراسمی دفن شدند. به مقامات عراقی اجازه داده نشد تا به اجساد جهت کالبدشکافی و انجام آزمایشات دسترسی داشته باشند. این برخلاف رسم همیشگی سازمان مجاهدین خلق است که معمولا مراسم نظامی مفصلی با شرکت اعضای مسئول سازمان جهت خاکسپاری شهدای خود برگزار می نمایند.

    از اطلاعات بدست آمده از منابع مختلف میتوان مشخص نمود که از 11 کشته، دو نفر از عقب مورد اصابت گلوله قرار گرفته اند. ارتش عراق و پلیس مطمئنا هیچ گلوله ای در طی عملیات شلیک نکرده اند. آنان اعتقاد دارند که به افراد کشته شده توسط خود سازمان مجاهدین خلق شلیک شده است. در 29 ژوئیه، ژنرال ری اودیرو، فرمانده نیروهای چند ملیتی در عراق گفت که در حالیکه وی به خاطر تصمیم به اجرای تصرف اردوگاه مورد تشویق قرار نگرفته است، او میتواند تأیید نماید که عراقی ها از "هیچ سلاح کشنده ای" استفاده نکرده اند.

    پلیس عراق گفت که پنج نفر از کشته شدگان کسانی بودند که مخصوصا خود را به زیر خودروهای عراقی در طی عملیات ورود به اردوگاه انداختند. همچنین اتهامات تأیید شده ای وجود دارد که سایر قربانیانی که مجروح شدند به خاطر این بود که خود را از ساختمان های بلند پرت کردند.

    وزیر حقوق بشر عراق، خانم وجدان میکائیل، اعتقاد دارد که حداقل تعدادی از کسانی که کشته شدند آنهایی بودند که میدانستند با ماندن با سازمان مجاهدین خلق مشکل دارند. در میان کشته شدگان آقای محمد رضا بختیاری هم هست. معروف است که او در دو نوبت اقدام به فرار از اردوگاه کرده است. البته در هر دو بار او "دستگیر" شده و توسط رهبران سازمان مجاهدین خلق نسبت به فرار تنبیه شده است.

    در خلال ورود به اردوگاه دهها افسر پلیس عراق توسط اعضای سازمان مجاهدین خلق با پرتاب بمب های دستساز، سنگ و سایر اشیاء مجروح شدند. دو نفر از آنان جراحات سختی برداشتند و چندین روز در بیمارستان بستری گردیدند.

    هدف دولت عراق برقرار کردن یک ایستگاه پلیس در داخل اردوگاه بود. روی این مسئله با رهبران سازمان مجاهدین خلق طی دو هفته مذاکره شده بود، ولی آنها از همکاری اجتناب کردند. دولت عراق نتیجه گرفت که هیچ گزینه ای به غیر از وارد شدن بزور برای انجام وظایف جهت برخورد با یک فرقه تروریستی ندارد. دولت عراق در خصوص مأموریت خود وقتی لازم است که یک ایستگاه پلیس در داخل اردوگاه ایجاد شود قاطع است. هر کوششی در جهت رعایت حقوق بشر در خصوص افراد درون آن شده است. در حقیقت طبق گفته وزیر حقوق بشر عراق، ایستگاه پلیس مربوطه برای مطمئن شدن از رعایت حقوق بشر ساکنان ضروری است.

    طرح های دولت عراق

    اگر چه پست پلیس در داخل اردوگاه برقرار گردیده است، ولی مقامات عراقی هنوز امکان دسترسی به تمامی ساختمان ها را ندارند. سازمان مجاهدین خلق موانع فیزیکی در پیرامون بسیاری از ساختمان های خود در اردوگاه اشرف بوجود آورده اند و در برابر تجسس پلیس مقاومت میکنند.

    پلیس گزارش کرده است که مقر سازمان مجاهدین خلق برای زنان در جلو و استقرار مردان در عقب است. آنها این موضوع را به عنوان اقدامی جهت ارائه یک هدف "ساده" برای تأثیر گذاری بر فعالیت های پلیس تلقی میکنند. پلیس عراق آگاه است که فرماندهان نظامی زن، در جهت خطوط ایدئولوژیکی رجوی، مسئولین فعالیت های خشونت آمیز در اردوگاه اشرف هستند.

    از زمانی که پست پلیس ایجاد گردید، رهبران مجاهدین خلق یک اعتصاب غذای نشسته را در میان بدنه خود سازمان داده اند. با مشاهده این فعالیت، پلیس اعتقاد دارد آنها به اندازه کافی غذا و نوشیدنی به جهت اینکه چندین ماه دوام بیاورند مورد استفاده قرار میدهند. ولی پلیس نگران است که رهبران افراد را کشته و ادعا نمایند که آنها به جهت اعتصاب غذا مرده اند.

    پلیس می گوید که هیچ شکی نیست که رهبران سازمان مجاهدین خلق در داخل اردوگاه سلاح دارند. آنها همچنین مطمئن هستند که فعالیت ها یا اشخاص دیگری در داخل اردوگاه وجود دارند که آنان از برملا شدن آنها خیلی بیم دارد. پلیس مصمم است که آنها اردوگاه را از سازمان مجاهدین خلق خالی خواهند کرد و تا آخر این راه خواهند رفت. این کار باید در کوتاه مدت صورت پذیرد.

    دولت عراق دلایل خوبی دارد تا از سفارت و نظامیان آمریکا عصبانی باشد که به طرق مختلف فعالانه از سازمان مجاهدین خلق حمایت کرده اند. یکی از آخرین فراریان از اردوگاه شهادت داده است که بعد از تسلیم کردن خود به پلیس عراق و درخواست از آنان که وی را از اردوگاه خارج کنند، پرسنل ارتش آمریکا مداخله کرده، وی را دستگیر نموده، و او را نزد برخی مسئولین سازمان برده اند. این مسئولین سعی کردند تا وی را قانع کرده و او را تهدید نمودند تا بماند، ولی وقتی او امتناع کرد آمریکایی ها مجبور شدند وی را به پلیس عراق بازگردانند که آنها نیز عاقبت قادر شدند وی را به سلامت به بغداد برسانند.

    نقش بنیاد خانواده سحر، بغداد

    در سال 2008 ارتش آمریکا مقر نگهداری و حفاظت موقت (TIPF) خود برای اعضای سازمان مجاهدین خلق که خواستار ترک گروه بودند را بست. در نتیجه کسانی که عضویت سازمان مجاهدین خلق را رد کرده و از اردوگاه اشرف فرار کرده بودند متفرق شدند. بعد از مشاوره با مسعود خدابنده و بتول سلطانی (عضو سابق شورای رهبری سازمان که وی نیز به TIPF پناه آورده بود)، دولت عراق به منظور کمک به نگهداری افراد، با ایجاد بنیاد خانواده سحر، یک سازمان غیر دولتی برای ارائه کمک های موقت به کسانی که مایل به فرار از اردوگاه اشرف هستند، موافقت نمود.

    خانم سلطانی به عنوان مدیر بنیاد خانواده سحر در عراق باقی ماند و با موفقیت به ساکنان سابق TIPF کمک کرد. برخی بصورت داوطلبانه به ایران بازگشتند، تعدادی در منطقه خودمختار کردستان، جایی که ارتش آمریکا آنان را به آنجا منتقل نموده بود، باقی ماندند، و مابقی به اروپا برده شدند تا درخواست پناهندگی سیاسی نمایند.

    بنیاد خانواده سحر در حال حاضر در مشاورت با وزیر حقوق بشر در ارتباط با اردوگاه اشرف بعلاوه کسانی که از اول ژانویه فرار کرده اند می باشد. بنیاد خانواده سحر قرار است تا با دولت عراق برای ایجاد یک اردوگاه مجزا برای کسانی که درخواست ترک سازمان مجاهدین خلق را دارند کار نماید. بنیاد خانواده سحر همچنین قرار است با سازمان غیر دولتی انجمن نجات در ایران برای آوردن خانواده های این افراد به اردوگاه کار نماید و تلاش خواهد کرد تا راه حل هایی برای افراد بیابد. دولت عراق در این رابطه کمک خواهد کرد.

    واکنش رهبران و حامیان سازمان مجاهدین خلق

    سیستم تبلیغاتی غربی سازمان مجاهدین خلق شامل سیستم لرد کوربت در انگلستان، سیستم ریموند تنتر در آمریکا، سیستم آلخو ویدال کوادراس در اتحادیه اروپا، و رز لهتینن نماینده کنگره آمریکا

    http://ros-lehtinen.house.gov

    می باشد. در محدوده خاور میانه باور عمومی بر این است که رز لهتینن از جانب AIPAC (لابی اسرائیلی در آمریکا) فعالیت میکند. همچنین اعتقاد بر این است که وی فردی است که پرداخت پول به سازمان مجاهدین خلق را از کانال های مختلف (شامل سیستم لرد کوربت) هماهنگ میکند. وی اصلاتا کوبایی است و اعتقاد بر این است که وی از متخصصین مشاور ضد کوبایی و آژانس های روابط عمومی برای حمایت از سازمان مجاهدین خلق استفاده میکند.

    یک پوئن منفی برای سیستم تبلیغاتی سازمان مجاهدین خلق به دنبال عملیات پلیس عراق در روزهای 28 و 29 ژوئیه این بود که این واقعه در زمانی اتفاق افتاد که پارلمان ها برای تعطیلات تابستان بسته بودند. این مسئله توان آنان را برای پراکندن اطلاعات گمراه کننده به منظور جلب حمایت و در واقع کسب هرگونه حمایت پارلمانی محدود کرد. بدون شک، سیستم تبلیغاتی رجوی در خصوص رسانه های غربی که مطالب سازمان مجاهدین خلق را در خصوص وقایع مربوطه همانطور که خودشان در داخل اردوگاه اشرف فیلم برداری کرده بودند بی دریغ منعکس کنند موفق بود. فیلم های مربوطه همانطور که مشخص است تنها ظاهر امر را در اردوگاه نشان دادند.

    بهرحال، ارقام ساختگی از تعداد کشته و زخمی نظرات سیاسی در غرب را تحت تأثیر قرار نداد. در عوض، دولت آمریکا بطور خاص تأکید کرد که این یک موضوع داخلی است و مربوط به دولت عراق می باشد.

    در نتیجه تعدادی اعتصاب غذا کننده توسط رهبران سازمان مجاهدین خلق در خارج سفارت آمریکا در پایتخت های غربی مستقر گردیدند. مسئله ای که آنان خیلی زود با آن مواجه شدند این بود که هفته ها طول میکشید تا پارلمان ها و حتی رسانه ها از تعطیلات تابستانی بازگردند. اعتصاب غذا حالا بیش از شش هفته است که ادامه دارد و هنوز هیچ نشانه ای وجود ندارد که کسی از گرسنگی مرده باشد.

    رجوی در واکنش به این موضوع دستور داده است تا اعضای سازمان مجاهدین خلق در اردوگاه اشرف، که از نظر منتقدان در رسانه های غربی دور هستند، به اعتصاب غذا تا حد مرگ ادامه بدهند. در حالیکه این امکان وجود دارد که این یک تاکتیک دیگر تبلیغاتی رجوی باشد، همچنین بسیار محتمل است، بر اساس رفتارهای گذشته، که آنها یکی دو نفر از اعضای بدنه سازمان را بکشند تا فشار بر دولت عراق و دولت آمریکا را بیشتر نمایند.

    برخی در دولت عراق وجود دارند که اعتقاد دارند آمریکا منافع مستقیم در طولانی کردن مقاومت آنان در برابر ورود و تجسس اردوگاه اشرف دارد. اردوگاه سازمان مجاهدین خلق هرگز، حتی بعد از اینکه نیروهای آمریکا سازمان مجاهدین خلق را در سال 2003 خلع سلاح کردند، مورد جستجو قرار نگرفته است (به گزارش RAND مراجعه شود). سؤالات جدی در خصوص آنچه که ممکن است به دنبال تجسس کامل کل اردوگاه توسط پلیس عراق یافت شود وجود دارند. دولت عراق در حالیکه از مشکل خود اطلاع دارد مایل است این وجه از عملکرد های خود را با این درک که ارتش آمریکا قبول کند که جابجایی پرسنل سازمان مجاهدین خلق از اردوگاه اجتناب ناپذیر است به بحث بگذارد.

    سازمان مجاهدین خلق در حال حاضر شروع به انتقال افراد و منابع خود به بریتانیا و سوئد جهت کسب آمادگی برای سقوط اردوگاه نموده است. سازمان مجاهدین خلق اعتقاد دارد که از آنجا که فرانسه و آلمان دارای روابط تجاری خوبی با ایران هستند این کشورها آنان را به اندازه بریتانیا (اساسا به خاطر نفوذ انجمن جکسون و AIPAC در آنجا) و سوئد (به خاطر قوانین ساده ای که دارند) تحمل نخواهند کرد.

    نتیجه گیری

    سازمان مجاهدین خلق در حال حاضر خواستار اینست که ارتش آمریکا یا ملل متحد کنترل اردوگاه اشرف را از دولت عراق پس بگیرند. به دنبال انتشار گزارش RAND این می بایست وظیفه ارتش آمریکا باشد تا به هر صورت ممکن به بستن فوری اردوگاه اشرف و منتقل کردن پرسنل سازمان مجاهدین خلق از عراق کمک نموده و اسباب آنرا فراهم سازد. هرچه آمریکا بیشتر در این رابطه کمک کند، کمک شایانی نه تنها به دولت عراق بلکه به اعضای سازمان مجاهدین خلق و خانواده های آنان که بی دلیل در شش سال گذشته به خاطر ناتوانی آمریکا در پرداختن به این فرقه تروریستی رنج کشیده اند خواهد شد.

    برآورد دولت عراق این است که سازمان مجاهدین خلق حداقل هزار نفر پرسنل خود را خارج کرده و به اروپا خواهد برد – که محل مطلوب انگلستان یا سوئد است. حدود 1000 نفر طی چند ماه به ایران باز خواهند گشت و مابقی در طی یکسال اول ناپدید خواهند شد.

    سازمان مجاهدین خلق فعالیت های خود را به اتحادیه اروپا (بخش های مالی، کلاهبرداری و جعلیات به لندن) منتقل خواهد کرد. انگلستان یا هر کشور دیگر در موقعیتی قرار خواهد گرفت که با این امر مقابله نماید.

    بهترین نتیجه به این صورت خواهد بود که به بدنه سازمان کمک شود تا به جامعه عادی بازگردند. این بدان معنی است که آنها ابتدا از رهبران فرقه برای مدتی جدا شوند.

    در مشاوره با دولت عراق من اقدامات زیر را پیشنهاد دادم:

    حدود هفتاد نفر پرسنل کادر رهبری سازمان باید بازداشت شده و از اعضای بدنه فرقه جدا شوند. این کار به آنان اجازه خواهد داد تا از زیر بار فشار روانی که توسط رهبران بر آنان اعمال میگردد رهایی یابند. اگر این کار صورت بگیرد، بدنه به لحاظ روانی سم زدایی شده و در ظرف چند ماه به جامعه باز خواهد گشت. (هر جا امکان داشته باشد، ارتش آمریکا باید از این پروسه دور نگاه داشته شود، ولی باید به آنها هرآنچه که میخواهند برای خروج از اردوگاه اشرف قبل از آغاز این طرح داده شود).

    دولت عراق باید امکان مصاحبه خصوصی و ارائه مشاوره برای تمامی ساکنان اردوگاه را فراهم نماید. دولت عراق باید ترتیبی بدهد که جستجوی کامل از اردوگاه بعمل بیاید. در حال حاضر عقیده بر این است که سلاح در داخل اردوگاه درست بر خلاف مفاد توافقنامه آتش بس وجود دارد. عقیده بر آن است که افرادی در داخل اردوگاه دفن شده اند که اعلام نشده است، خصوصا گور دستجمعی حاوی اجساد شهروندان کویتی که اخیرا کشف شد. عقیده بر آن است که ارتش آمریکا در جستجوی اردوگاه از سال 2003 حتی با وجود شایعاتی که فعالیت ها و منابع غیر قانونی در اردوگاه وجود دارد ناتوان بوده است.

    دولت های غربی و سازمان های حقوق بشری باید بطور کامل با مقامات عراقی برای کمک به برقراری حقوق بشر اساسی برای افرادی که در اردوگاه اشرف گرفتار شده اند همکاری نمایند. هر فعالیت یا راه حلی باید واقعیت های این مسئله را منعکس کرده و از رویکرد انسانی دولت عراق برای حل این مشکل صعب حمایت نماید. آژانس های پارلمانی و یا حقوق بشری و هیئت های حقیقت یاب باید مستقیما از دولت عراق درخواست نمایند تا از اردوگاه اشرف بازدید کنند تا چنین اعمالی را که بر فعالیت ها و یا بیانیه های آنان تأثیر میگذارد مورد تأیید قرار دهند.

    تمرکز سیاستمدارن غربی باید بر این باشد که از هر گونه سوء استفاده سیاسی از اعضای سازمان مجاهدین خلق در اردوگاه اشرف که توسط رهبران اسیر نگاه داشته شده اند جلوگیری شود، و حقوق فردی کسانی که خشونت را رد کرده و خواهان بازگشت به جامعه باشند را تضمین نماید.

    هر نگرانی بوجود آمده در پارلمان های غربی باید، قبل از هر چیز، منعکس کننده مسئولیت کشور های غربی در قبال قربانیان فرقه رجوی باشد. خصوصا، برای کسانی که در اردوگاه اشرف دارای حق اقامت یا پناهندگی در کشورهای غربی هستند، اقداماتی باید جهت انتقال فوری آنان به کشورهای مبدأ صورت پذیرد. دولت های اروپایی همچنین باید با کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان UNHCR جهت یافت کشورهای ثالث که سایر افراد در اردوگاه اشرف بتوانند به آنجا بروند کار نمایند.

    دولت عراق باید اسباب همکاری با بنیاد خانواده سحر جهت باز کردن یک اردوگاه موقت مجزا به عنوان یک آلترناتیو برای اردوگاه اشرف که افراد بتوانند بصورت فیزیکی فرار کرده و مجبور به ادامه عضویت در یک گروه تروریست خارجی در عراق بر خلاف خواسته شان نباشند فراهم سازد. (بنیاد خانواده سحر یک لیست 200 نفره که تمایل خود را جهت ترک سازمان مجاهدین خلق اعلام نموده ولی هیچ جایگزینی برای اقامت تا زمانی که مقصد نهایی آنان مشخص شود ندارند در اختیار دارد).

    از سازمان مجاهدین خلق باید خواسته شود تا اجازه دسترسی آزاد و بدون واسطه به تمامی افراد ساکن در داخل اردوگاه اشرف را به مقامات عراقی و به مقامات آژانس های تحقیقاتی حقوق بشری بدهد.

    از سازمان مجاهدین خلق باید خواسته شود تا اجازه دسترسی آزاد و بدون واسطه به بستگان نزدیک افراد ساکن در داخل اردوگاه اشرف بدون نظارت مسئولین سازمان را بدهد.

    رهبران سازمان مجاهدین خلق، مسعود و مریم رجوی، و سایر اعضای رهبری کننده که از اردوگاه فرار کرده اند باید دستگیر شده و از طریق دادگاه های بین المللی برای جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت در برابر عدالت قرار داده شوند.

    مسعود خدابنده
    ایران اینترلینک

    Massoud Khodabandeh
    Report written and published by
    Iran-Interlink
    PO Box 148
    Leeds LS16 5BL
    United Kingdom
    Tel: +44 (0) 113 278 0503

    -----------

    لینک به گزارش اول:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=4222

    ترجمه گزارش ویژه ایران اینترلینک از بغداد، قرارگاه اشرف و مجاهدین خلق

    .

    .

    مسعود خدابنده، ایران اینترلینک، فوریه 2008
    لینک به متن اصلی (انگلیسی)
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=4095
    یا
    http://iran-interlink.org/userfiles/File/Camp%20Ashraf%20february%202008.pdf

    محتویات:

    مقدمه – مشکل قرارگاه اشرف چیست؟
    چرا سازمان مجاهدین خلق باید عراق را ترک کند؟
    قرارگاه اشرف چیست؟
    در TIPF چه میگذرد؟
    مقر TIPF قرار است ظرف شش ماه بسته شود.
    مذاکرات در خصوص کمک های انساندوستانه
    مذاکرات در خصوص دادن مشورت
    نتایج مشورت ها در عراق
    خانواده های اعضای سازمان مجاهدین خلق
    بیانیه بنیاد خانواده سحر
    نتیجه گیری


    مقدمه – مشکل قرارگاه اشرف چیست؟

    سازمان مجاهدین خلق در سال 1965 بوجود آمد تا مبارزه مسلحانه بر علیه شاه ایران را به پیش ببرد. در میان کسانی که در اولین نبرد مسلحانه کشته شدند یک گروه شش نفره مقاطعه کاران آمریکایی در ایران بودند. اغلب اعضای آن در طی دهه 1970 زندانی شدند. بعد از اینکه شاه در سال 1979 سرنگون شد، زندانیان سازمان مجاهدین خلق آزاد گشته و بعد از اینکه در ابتدا برای مدت دو سال از انقلاب حمایت کردند، شروع به چالش در برابر آیت الله خمینی برای قدرت بیشتر نمودند. این موضوع منجر به تبعید در ابتدا به فرانسه و متعاقبا به عراق شد. صدام حسین حمایت مالی، نظامی و لجستیکی از گروه به عمل آورد و از آن در طی جنگ با ایران و سپس سرکوب قیام کردها و شیعیان در ماه مارس 1991 استفاده نمود تا ماندن خویش به مسند قدرت را تضمین نماید.

    عملکرد خشونت آمیز و مزدورانه سازمان مجاهدین خلق ابتدا در اوایل دهه 1980 توسط دولتهای غربی برای مخالفتش با دولت انقلابی در ایران مورد استقبال قرار گرفت که منجر به مرگ هزاران شهروند در ایران در طی نبرد تروریستی آن شد تا اینکه عاقبت به عنوان یک گروه تروریستی ممنوع گردید. به دنبال گزارشی که توسط وزارت خارجه آمریکا در سال 1994 بیرون داده شد این گروه به لیست ترور ایالات متحده در سال 1997 اضافه گردید. انگلستان این گروه را در سال 2000 و اتحادیه اروپا در سال 2002 و کانادا در سال 2005 ممنوع اعلام کردند. در ماه مه 2005 دیدبان حقوق بشر گزارشی تحت عنوان "خروج ممنوع" در خصوص جزئیات نقض حقوق بشر اعمال شده در سازمان علیه اعضای خودش منتشر کرد. زندانی کردن جداشدگان در زندان ابوغریب بعد از حل شدن سازمان مجاهدین خلق در ماشین امنیتی صدام حسین مدتها قبل از اینکه در سال 1991 به ارتش خصوصی صدام تبدیل شود عملی گشت.

    در راستای اشغال عراق در سال 2003، مسعود رجوی به رزمندگان سازمان مجاهدین خلق گفت که آنان تماما به ایران حمله خواهند کرد. این عملیات "شق سیاه" نامگذاری شد. اما در عوض، او به مخفی گاه خود در آوریل 2003 فرار کرد و با آتش بس با نیروی ویژه آمریکایی ها موافقت نمود. در ماه ژوئن، رجوی به خواسته آمریکا گردن نهاد که مبارزانش تماما خلع سلاح شوند. تمامی اعضای سازمان مجاهدین خلق در عراق در قرارگاه اشرف محصور شدند و از آن زمان در آنجا با عنوان تحت الحفظ زیر حفاظت پلیس نظامی آمریکا با همکاری واحدهای بلغاری باقی مانده اند.

    سازمان مجاهدین خلق در معرض تهدید حملات انتقامی عراقی ها است. علیرغم چنین تهدیدی، مسعود رجوی مصر است که اعضای فعال سازمان مجاهدین خلق در قرارگاه اشرف در یونیفرم های نظامی خود باقی بمانند و در برابر تمامی کوشش های انسان دوستانه برای کمک به آنها برای جابجایی یا حتی فرستادن اعضایی که اقامت در کشورهای اروپایی دارند به محل امن مقاومت کرده است. اصرار نامربوط رجوی به اینکه سازمان مجاهدین خلق به صورت یک پارچه تلقی گردد و نه به صورت افراد مجزا و این حقیقت که ظاهرا این گروه مشکلی بوجود نیاورده است آمریکایی ها را از اینکه موقعیت پناهندگی آنان را مخدوش کنند باز داشته است. سربازان آمریکایی به حفاظت خود از گروه که توسط وزارت خارجه خودشان به عنوان یک سازمان تروریست خارجی ممنوع اعلام شده است ادامه میدهند، که البته برخی در غرب به آن به عنوان ابزار احتمالی برای معامله با ایران مینگرند.

    در حال حاضر، بر اساس ارقام ارائه شده توسط آمریکا، حدود 3360 عضو فعال سازمان مجاهدین خلق در قرارگاه اشرف در عراق و در استان دیالی باقی مانده اند. هم اکنون 109 نفر نیز در امکانات اقامتی بین المللی موقت (TIPF) در مجاورت قرارگاه اشرف که از سازمان مجاهدین خلق جدا شده اند و خواهان پناهندگی و انتقال به کشور ثالث هستند بسر می برند. بیش از 100 نفر از TIPF در دسامبر 2007 بیرون رانده شدند و با شرایط نامشخصی که بعدا در این گزارش توضیح داده خواهد شد روبرو گردیدند. نیروهای چند ملیتی (MNF) تحت رهبری آمریکا همچنین میگویند که 380 نفر از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق بطور داوطلبانه قبول کرده اند تا به وطن خود بازگردند که توسط کمیته جهانی صلیب سرخ (ICRC) و وزارت حقوق بشر عراق جهت بازگشت به نزد خانواده شان در ایران یاری شده اند.

    اکنون بهرحال بعد از پنج سال، دولت عراق مصر است که سازمان مجاهدین خلق تماما از خاک عراق منتقل شود. علیرغم ادعاهایی که توسط سازمان مجاهدین خلق در محافل غربی میشود که خشونت را کنار گذاشته است، وزارت دفاع عراق میگوید که شکی نیست که این گروه در اعمال خشونت آمیز در این کشور دست داشته است. ارائه یک راه حل برای برخورد با این گروه بیش از هر زمان دیگری فوریت دارد.

    موقعیت پناهندگی رزمندگان سازمان مجاهدین خلق در قرارگاه اشرف به شکلی نامشخص است. در سال 2004 ارتش آمریکا به سازمان مجاهدین خلق تحت کنوانسیون چهارم ژنو موقعیت افراد تحت الحفظ منعقد کرد.

    طبق گزارشی از رابرت کارنویل، نویسنده دفاعی استریت تایمز در 4 فوریه، ماده 133 کنوانسیون چهارم ژنو مشخص میکند که " اسارت افراد تحت الحفظ باید بلافاصله بعد از پایان خصومت ها خاتمه پذیرد."

    "کمیته جهانی صلیب سرخ مشخص میکند که جنگ عراق با انتقال حق حاکمیت به دولت موقت در ژوئن 2004 پایان پذیرفته است و تمامی جنگ ها از آن زمان به عنوان درگیریهای داخلی که بخاطر حضور نیروهای چند جانبه صورت گرفته اند ارزیابی میشوند."

    سرگرد دانیلسون (سخنگوی نیروهای چند ملیتی) میگوید: "نه اعضای فعال سازمان مجاهدین خلق و نه اعضای سابق که پناهنده شده اند اسیر محسوب نمیشوند. پناهندگان در قرارگاه پناهندگی اشرف کاملا حق دارند از آنجا خارج شده و در عراق با استفاده از لسه پاسه صادر شده از طرف عراق سفر نمایند. آنها همچنین میتوانند در صورت تمایل به ایران باز گردند و یا در قرارگاه بمانند."

    بهرحال، تنها اصرار مسعود رجوی مبنی بر این که رزمندگانش در قرارگاه اشرف به انتظار بنشینند تا مجددا تسلیح شوند مانع اقدام جهت معامله بر سر آنها نبوده است. از آنجا که هر کشور مهم اروپایی سازمان مجاهدین خلق را به عنوان یک گروه تروریست ممنوع اعلام کرده است، عملا یافتن بهشت امن براین این گروه در خارج از عراق غیر ممکن است.

    گزارش استریت تایمز ادامه میدهد که: " به گفته آقای سعید بومدوها، یک محقق در عفو بین الملل در لندن، آنها قطعا در یک بن بست قانونی قرار دارند، هیچکس آنها را نمیخواهد."

    "گزارش وزارت خارجه آمریکا در سال 2007 مشخص میکند که سازمان مجاهدین خلق ظرفیت و توان اقدام به عملیات تروریستی در اروپا، خاور میانه، ایالات متحده، کانادا و فراتر از آنرا دارد."

    "این گزارش سازمان مجاهدین خلق را با خصوصیات فرقه ای معرفی میکند بطوری که اعضای جدید تحت القائات ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق و تاریخ بازنگری شده ایران قرار داده شده و الزاما در جلسات هفتگی غسل ایدئولوژیک شرکت میکنند. بچه ها از والدینشان جدا میشوند و خانم رجوی یک فرقه کیش شخصیتی بوجود آورده است."

    بهرحال روال جریانات در عراق نامعلوم است و لذا برای کشورهای غربی بسیار مهم است که به این موضوع بپردازند.

    چرا سازمان مجاهدین خلق باید عراق را ترک کند؟

    در دسامبر 2007 گزارشات تأیید نشده ای ابهاماتی را در خصوص آینده قرارگاه اشرف مطرح مینمود. معلوم شده است که صاحب اصلی زمینی که این قرارگاه بر آن بنا شده و وی تحت حاکمیت صدام حسین از عراق گریخته بوده است به عراق بازگشته و دست به اقدامات قانونی زده و در حال حاضر حکمی از دادگاه دارد تا زمینش را بازپس بگیرد که بخشی از آن بطور غیر قانونی توسط دیکتاتور سابق عراق به سازمان مجاهدین خلق هدیه شده تا پایگاه نظامی خود را در آن بسازد. این زمین قانونا باید تخلیه شده و بطور کامل به صاحب آن پس داده شود.

    اگرچه این موضوع مورد تأیید قرار نگرفته است اما وقایع بعدی ظاهرا این خبر را تأیید میکنند. در ماه دسامبر پلیس نظامی آمریکا افراد را از TIPF خارج کرد. به بازدید کنندگان از این کمپ از جانب پلیس نظامی گفته شده که TIPF ظرف مدت شش ماه بسته خواهد شد.

    در ژانویه 2008 مقامات دولت عراق مسعود خدابنده از ایران اینترلینک را برای یک سری ملاقات ها به بغداد، جایی که موضوع نحوه پرداختن به گروه های تروریستی خارجی در عراق توسط ارگان های مختلف مورد بررسی قرار میگرفت، دعوت کردند.

    در نتیجه این ملاقات ها مسعود خدابنده گزارش نمود که دولت عراق بصورت یکپارچه مصمم است که از سازمان مجاهدین خلق بخواهد بطور کامل خاک عراق را ترک نماید. در این رابطه، هیچگونه تفاوتی بین اعضای فعال و اعضای سابق این گروه قائل نشده است. دولت عراق سازمان مجاهدین خلق را یک سازمان تروریست میداند که هنوز به بقایای حزب بعث رژیم صدام حسین وابستگی دارد. درخواست از آمریکایی ها از سال 2004 برای جابجا کردن این گروه هیچ نتیجه ای نداشته است. دولت حالا موضوع را خود در دست گرفته است و رأسا در خصوص گروه مربوطه اقدام خواهد کرد.

    سرگرد دانیلسون گفته است که آنها (سازمان مجاهدین خلق) متهم به ارتکاب به اعمال جنایی نیستند، در هر صورت این وضعیت الان تغییر کرده است. دولت عراق موضوع سازمان مجاهدین خلق را به قوه قضائیه سپرده است که اقدامات قانونی علیه تمامی گروه را به پیش میبرد. سه قاضی بطور جداگانه در حال حاضر حکم بازداشت علیه سه نفر از اعضای رهبری کننده در قرارگاه اشرف را صادر نموده اند. به عنوان یک دولت مستقل یک کشور انتظار میرود که نیروهای آمریکایی اعمال قانون را در رابطه با سازمان مجاهدین خلق به رسمیت بشناسند.

    آقای خدابنده گفت: "در هر یک از ملاقات هایی که من شرکت کردم، من پیشنهادی را در برابر عراقی ها گذاشتم که اعتقاد داشتم تنها راه واقعی و انسانی رو به جلو برای کسانی است که در قرارگاه اشرف گرفتار هستند، و این پیشنهاد در همه جا مورد استقبال قرار گرفت. حال زمان آن فرا رسیده است تا تمامی ارگان های امنیتی و حقوق بشری در عراق از حرف های دوپهلو بپرهیزند و با هم همکاری داشته و یک طرح واقعی را به منظور عمل در این موضوع و حل مسئله در جهت منافع تمامی طرف های درگیر قبول کنند."

    این گزارش قصد دارد وضعیت موجود را تشریح نموده و آنچه که تنها راه حل عملی ممکن است را ارائه کند که آینده ای ایمن و امن را برای ساکنان قرارگاه اشرف تضمین نماید.

    قرارگاه اشرف چیست؟

    قرارگاه اشرف در شمال شرقی شهر عراقی خالص در استان دیالی در 60 کیلومتری شمال بغداد و 20 کیلومتری مرز غربی ایران واقع شده است.

    همراه با حداقل 6 پایگاه دیگر در عراق، قرارگاه اشرف از جانب صدام حسین به سازمان مجاهدین خلق به عنوان مقر مرکزی و پایگاه تعلیماتی داده شد. از این پایگاه، نظامیان عراقی سازمان مجاهدین خلق را به تانک و توپ و زره پوش مجهز کردند. از سال 1983، این گروه عملیاتی را علیه ایران در خلال جنگ ایران و عراق و سپس عملیاتی علیه قیام کردهای عراقی در برابر صدام حسین در سال 1991به انجام رساند. قبل از سال 2003 این محل پایگاهی بود که عملیات تروریستی علیه ایران و در داخل عراق طراحی و هدایت میگردید.

    این مقر به نام اشرف ربیعی یک زندانی سیاسی برجسته تحت نظام شاه نامگذاری شده است، کار حیاتی این قرارگاه از سال 1986 پایگاه اصلی تعالیم ایدئولوژیکی برای هم اعضا و هم هواداران سازمان مجاهدین خلق بوده است. این پایگاه هنوز برای تعالیم نظامی و ایدئولوژیکی سازمان مجاهدین خلق استفاده میشود.

    به دنبال اشغال عراق در ماه مارس 2003 این پایگاه زیر بمباران نیروهای آمریکایی قرار گرفت. بعد از مقداری مقاومت اولیه، با کشته شده حدود 50 نفر در طرف سازمان مجاهدین خلق، تمامی پرسنل سازمان در قرارگاه اشرف جمع آوری و محاصره شدند. به محض حمله نیروهای آمریکایی رهبر سازمان مسعود رجوی فرار کرد و مخفی شد. او در حال حاضر دستورات خود را به اعضای سازمان در عراق و کشورهای غربی از مخفیگاه خود صادر میکند. در ماههایی که به اشغال عراق ختم شد، چند صد نفر از اعضای سازمان با عجله به اروپا منتقل شدند که در حال حاضر نیز در آنجا اقامت دارند. در میان آنها جانشین مسعود رجوی یعنی مریم رجوی نیز وجود دارد که در فرانسه در ژوئن 2003 دستگیر شد و در انتظار برگزاری محاکمه به اتهام ارتباط با تروریسم می باشد. مریم رجوی نقش رهبر سازمان مجاهدین خلق قابل قبول در غرب را ایفا میکند. او فعالیتهای فریبکارانه رجوی را در حلقه های سیاسی و رسانه ای غربی به پیش میبرد.

    در حال حاضر، در میان حصارهای قرارگاه اشرف یک مرکز تحت کنترل نیروهای آمریکایی و بلغاری به نام TIPF تشکیل شده است که به کسانی که از سازمان مجاهدین خلق جدا شده اند پناه داده است.

    در درون خود قرارگاه اشرف رهبری سازمان مجاهدین خلق همچنان کنترل اوضاع را از طریق اعمال متدهای سخت فرقه ای در اختیار دارد که اعضای خود را از پایه ای ترین حقوق انسانی محروم نگاه میدارد. این گروه ساختار و یونیفرم نظامی خود را حفظ کرده و اعضا برنامه آموزشی هم نظامی و هم ایدئولوژیکی را به اجرا در می آورند.

    از نقطه نظر سازمانی خصوصیات اصلی سازمان مجاهدین خلق به صورت زیر است:

    • از القای روانی و مانیپولاسیون برای جذب، پرورش و حفظ اعضای خود استفاده میکند.
    • یک جامعه بسته توتالیتر بوجود آورده است.
    • رهبر آن خود انتصابی، اتوکرات، قدسی مآب، غیر قابل پیش بینی و کاریسماتیک است.
    • اعتقاد دارد که "هدف وسیله را توجیه میکند" و به هر وسیله ممکن برای جمع آوری پول، عضو گیری نفرات، فریب هواداران بالقوه و کسب قدرت سیاسی دست میزند.
    • دارایی اش به اعضایش و به جامعه سودی نمیرساند.

    اگر چه مسعود رجوی مخفی شده است ولی وی همچنان تنها تصمیم گیرنده گروه می باشد. او همچنان مدافع استفاده از خشونت برای رسیدن به مقاصد سیاسی است. هدف اعلام شده سازمان مجاهدین خلق ساقط کردن رژیم ایران بطور کامل (یعنی حذف سیستم ولایت فقیه) و جانشین کردن آن با سیستم حکومتی رجوی که خود به عنوان رهبر کشور قرار میگیرد است.

    پرسنل سازمان مجاهدین خلق در قرارگاه اشرف تحت ایدئولوژی گروه تعلیم میگیرند که به آنها می آموزد تا خود را کاملا در اختیار رهبری مادام العمر مسعود رجوی قرار دهند. سازمان مجاهدین خلق هیچگونه قانون حقوقی یا اخلاقی به غیر از تصمیمات مسعود رجوی را به رسمیت نمیشناسد و آنها خود را بدون چون و چرا تسلیم دستورات وی میکنند. طبق ایدئولوژی رجوی او خواهان اطاعت محض بوده و اعضا باید همسر و فرزندان خود را طرد نمایند و آنها باید طبق دستورات داده شده حاضر به کشته شدن یا کشتن باشند. تحت این شرایط تنها فرض منطقی اینست که هر کس که در قرارگاه اشرف تحت تعلیم قرار گرفته است متعلق به مسعود رجوی است. او واژه "شهید زنده" را ابداع کرده است تا رابطه اعضا را با خودش تعریف کند. این بدان معنی است که اعضا عملا زندگی خود را در خدمت رجوی قرار داده اند تا به هرگونه که مایل است استفاده کند.

    ارزش مطلق قرارگاه اشرف برای مسعود رجوی ایزوله بودن آن است. اعضا در این قرارگاه هیچ ارتباطی با دنیای بیرون ندارند. قرارگاه یک عنصر ضروری برای کنترل رفتار و اعتقاد اعضاست. به این دلیل رجوی در برابر تمامی کوشش هایی که برای جابجا کردن مجاهدین، چه از نقطه نظر امنیتی و چه از نقطه نظر انسانی، صورت گرفته است مقاومت نموده است. افرادی که در کشورهای غربی حق اقامت داشته اند از جانب رجوی مجبور شده اند تا هرگونه کمکی را رد نمایند و خواهان آن شوند که گروه بصورت یک پارچه مورد رسیدگی قرار گیرد و نه به صورت افراد مجزا. ادامه دادن به پوشش نظامی هویت اصلی این گروه را مشخص میکند.

    اگر چه رزمندگان سازمان مجاهدین خلق در قرارگاه اشرف از بالاترین سطح زندگی در استاندارد عراق برخوردارند اما سلامت، اخلاق و روحیه ساکنان قرارگاه طی پنج سال گذشته بطور محسوسی افت کرده است. افرادی که از طریق TIPF قرارگاه را ترک کرده اند گزارش نموده اند که تجاوز، دعوا، قتل و خودکشی های مشکوک در حالیکه ساکنان با محدودیت های شدیدی که از جانب رهبران بر آنان اعمال میشود مقابله میکنند به وقوع پیوسته است. خبرگزاری فارس از قول فرمانده اطلاعات نظامی نیروهای بلغاری گزارش نموده است که وی گفته است که طی سال 2007 واحدهای نیروهای بلغارستان مجبور شده اند با 14 درگیری جدی در قرارگاه اشرف مقابله نمایند که وی آنرا در نتیجه آشوب بازداشت شدگان طی سالهای اخیر دانسته است که البته اشاره کرده است که هیچگونه تهدیدی نسبت به سربازان بلغاری صورت نگرفته است.

    ساکنان قرارگاه اشرف از آغاز زمانی که تسلیم شدند و رهبرشان مسعود رجوی آنها را ترک کرده و مخفی شد، در حالیکه قرار بود تهاجم گسترده ای علیه ایران همانطور که قول داده بود انجام شود، روحیه خود را به شدت از دست داده اند. میزان بزدلی که در این عمل بارز گردیده است تأثیرات جبران ناپذیری بر گروه به جا گذاشته است.

    اگر اینطور در نظر بگیریم که تروریسم بطور کلی هم به شکل و هم به محتوا نیاز دارد تا تحقق پذیرد، بنابراین در حالت فعلی، قرارگاه اشرف شکل یا ظرف مربوطه را برای گروه رجوی بوجود آورده است. محتوا البته ایدئولوژی نفرت و خشونت وی است. اگر شکل برداشته شود، بنابراین فارغ از اینکه چه محتوایی در ذهن افراد باقی مانده باشد، آنها قادر به عمل به تروریسم نخواهند بود. این کار مانند گرفتن سلاح از دست آنان است.

    در TIPF چه می گذرد؟

    زمانی که رزمندگان سازمان مجاهدین خلق بالاجبار خلع سلاح شدند و در قرارگاه اشرف توسط نیروهای ویژه ایالات متحده در سال 2003 محصور گردیدند آنان متعاقبا توسط FBI و عناصر نظامی تحت بازجویی قرار گرفتند. اثر انگشت و نمونه DNA این افراد برداشته شد و کارت هویت برایشان صادر گردید. در طی این مصاحبه ها افراد بسیاری ابراز کردند که مایلند سازمان مجاهدین خلق را ترک نمایند. ارتش آمریکا مجبور بود امکانات اقامتی موقت بین المللی (TIPF) را در مجاورت قرارگاه اشرف برای استقرار کسانی که میخواستند از سازمان مجاهدین خلق جدا شوند بوجود آورد.

    نیروهای آمریکایی هم ساکنان قرارگاه اشرف و هم ساکنان TIPF را در برابر حملات انتقام جویانه کردها و سایر عراقی هایی که سازمان مجاهدین خلق را بخشی از ابزار سرکوب صدام حسین تلقی میکنند حفاظت می نمایند. در داخل خود قرارگاه اشرف رهبری سازمان مجاهدین خلق همچنان کنترل را بدست دارد. متدولوژی این کنترل شامل جداسازی شدید زن و مرد، شرکت اجباری در نشست های روزانه غسل و گزارش دهی و همچنین تسلیم در برابر سبک زندگی خاص است که شامل کنترل جزئی ترین موارد از قبیل مسدود شدن هر گونه اطلاعات از خارج است. این اوضاع همان چیزی است که سربازان آمریکایی و بلغاری برای تقریبا 5 سال حفظ کرده اند.

    طی این پنج سال صدها نفر قرارگاه اشرف را ترک کرده اند تا به آمریکایی ها پناهنده شوند. در حالیکه کنترل شدید بر اعضا در نتیجه هر جدا شدنی مورد تهدید قرار میگیرد، واکنش سازمان مجاهدین خلق برای ترساندن اعضا بیان داستان های تجاوز و آزار افراد توسط سربازان آمریکایی در صورتی که آنان به TIPF بروند بود.

    این گروه نفوذی هایی به TIPF فرستاده است تا تلاش کنند تا فضای آنجا را تحت کنترل خود در آورند (هدف از این کار جلوگیری از بازگشت افراد به ایران است) و همچنین برخورد پلیس نظامی آمریکا را با گروه هدایت نمایند. علاوه بر این، شرایط TIPF تا همین اواخر بسیار ابتدایی و بصورت زندگی در چادر و جیره جنگی سربازی برای کسانی بود که از سازمان جدا شده بودند. قرارگاه اشرف شرایط معیشتی را فراهم میکند که در مقایسه عالی است که شامل ساختمان های کولر دار، غذای کافی، حمام و آب لوله کشی و همچنین امکانات تفریحی مناسبی است.

    اجتناب ارتش آمریکا برای بهبود شرایط در خارج از قرارگاه اشرف نسبت به شرایط داخل قرارگاه منجر به بیان این اتهام شده است که هدف از این کار دادن قدرت به رهبران سازمان مجاهدین خلق برای نگاه داشتن افراد در درون این سازمان تروریست است. در حقیقت، سازمان مجاهدین خلق واحد خروجی خود را در داخل قرارگاه اشرف بوجود آورده است تا در حدود 200 نفر را در آن اسکان بدهد. اینها افرادی هستند که از سازمان مجاهدین خلق جدا شده اند ولی بخاطر فشارهای سازمان میترسند به TIPF بروند و لذا تحت هژمونی سازمان مجاهدین خلق باقی مانده اند.

    تحت عنوان موقعیت فرد تحت الحفظ در خصوص اسیران کنوانسیون چهارم ژنو این افراد نباید به اجبار اخراج شوند. بهرحال، ارتش آمریکا گزارش نموده است که از TIPF 380 نفر بطور داوطلبانه قبول کرده اند تا جدا شده و از جانب وزارت حقوق بشر عراق و کمیته جهانی صلیب سرخ برای بازگشت به نزد خانواده های خود یاری شده اند.

    تعداد 208 نفر از اعضای سابق، که در TIPF به علت اینکه نمیخواستند به ایران بازگردند باقی مانده اند از سازمان ملل متحد درخواست موقعیت پناهندگی و انتقال به کشور ثالث کرده اند. در هر صورت، با توجه به تقاضاهای بسیار از سازمان ملل متحد و سازمان های کمک رسانی برای پرداختن به حجم بسیار زیاد جابجایی های داخلی و پناهندگان عراقی، هیچ نتیجه ای برای یافتن مکانی برای آنان بدست نیامده است.

    TIPF ظرف شش ماه بسته میشود

    در ژانویه 2008، یک مقام بلند پایه عراقی در تلویزیون العراقیه ظاهر شد و توضیح داد که صاحب اصلی زمینی که قرارگاه اشرف بر روی آن بنا شده از جانب یک دادگاه عراقی مجاز دانسته شده تا زمین خود را باز پس بگیرد. زمینی که از ابتدا بصورت غیر قانونی توسط صدام حسین مصادره شده و به سازمان مجاهدین خلق اهدا گردیده بود. به صاحب زمین گفته شده بود که زمین وی ظرف شش ماه به وی تحویل داده خواهد شد. این بدان معنی است که هم TIPF و هم تمامی قرارگاه اشرف باید از پرسنل خود، آمریکایی، بلغاری یا ایرانی، ظرف شش ماه خالی شوند.

    این خبر علت وقایعی که از دسامبر 2007 زمانی که پلیس نظامی آمریکایی شروع به انجام پروسه تخلیه TIPF نمود را روشن میکند. بازدید کنندگان از قرارگاه میگویند که به آنها گفته شده است که سربازان آمریکایی در TIPF طی شش ماه محل را خواهند بست. به آنها گفته شده است که TIPF ممکن است به موصل در کردستان منتقل شود، ولی این واقعه اتفاق نیفتاد.

    طبق گفته کسانی که در ماه دسامبر TIPF را ترک کردند، پلیس نظامی آمریکایی به آنها گفته است که آنها آزادند محل را ترک کنند و در حقیقت به آنان گفته است که نمانند چرا که قرارگاه مربوطه در حال منحل شدن است. یک گروه از ترک آنجا اجتناب کردند و هنوز در TIPF باقی مانده اند. دیگران بصورت فردی در گروه های کوچک تا حداکثر 5 نفر در کنار جاده ای در فاصله ای نسبتا دور برده شدند. از آنها فیلم تهیه شد تا ثابت شود آنان زنده و سالم هستند و سپس رها شدند تا خود راهشان را پیدا کنند. به آنها یک لسه پاسه که توسط آمریکایی ها صادر شده بود داده شد و به آنها گفته شد که با این مدرک میتوانند از عراق خارج شوند. در هر صورت این مدارک به کسی اجازه نمیدهد که به سمت جنوب یعنی بغداد سفر کند و آنها مجبورند به طرف شمال بروند. کسانی که به اربیل رسیدند توانستند مدارکی از دولت محلی کردستان که به آنها اجازه میدهد در شهر بمانند بگیرند. ولی این مدارک بعد از مدت کوتاهی توسط پلیس محلی از آنان پس گرفته شد. آنان در حال حاضر هیچ مدرکی به غیر از کارت هویتی که آمریکایی ها داده اند ندارند.

    وزارت امنیت ملی عراق میگوید مدارکی که به ساکنان سابق TIPF داده شده است را به رسمیت نمیشناسد، و چنانچه این افراد در خارج از کمپ مربوطه پیدا شوند بازداشت شده و به دلیل تعلق به یک گروه تروریست خارجی زندانی خواهند شد.

    اسکات پیترسون از مجله کریستین ساینس مانیتور که وضعیت سازمان مجاهدین خلق را تعقیب میکند در 11 فوریه گزارش نموده است که: "حدود 100 نفر سعی کردند تا از عراق خارج شوند، برخی از آنان نامه های ارتش آمریکا را برای سفر به ترکیه به همراه داشتند. مدارک کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان UNHCR نشان میدهد که در یک نقطه در قضیه آنان در نزدیک به دو هفته قبل، 19 نفر توسط ترکیه به عراق بازگردانده شدند، ده ها نفر در کردستان در شمال عراق دستگیر شده و برخی مجبور به بازگشت به مناطق ناامن مرکزی عراق شدند و 26 نفر هم مفقود می باشند."

    سایر گزارشات نشان میدهد که یک نفر توسط پلیس مرزی مورد اصابت گلوله قرار گرفته و زخمی شده است و در حال حاضر در بیمارستان در اربیل پایتخت کردستان عراق است. سازمان عفو بین الملل میگوید که نسبت به وضعیت شش نفر در زندان در ترکیه احساس خطر میکند. آنها به عراق بازگردانده نشدند.

    در حال حاضر 109 نفر در TIPF باقی مانده اند.

    مذاکرات در خصوص کمک های انساندوستانه

    طی این سفر در عراق، مسعود خدابنده مذاکراتی با مقامات دولت عراق برای اجرای یک طرح نجات برای این افراد داشت. بعد از گفتگو با وزارت حقوق بشر عراق، مقامات موافقت کردند که یک سازمان غیر دولتی که جا و غذا در اختیار این ایرانیان که سازمان را ترک کرده اند ولی بخاطر اینکه آمریکایی ها TIPF را بسته اند جایی برای رفتن ندارند قرار دهد. این سازمان بعدا بنیاد خانواده سحر نامگذاری شد که به سرعت یک شبکه در محل هایی که افراد سابق TIPF بتوانند به آنجا بروند که شامل بغداد و اربیل میشد ترتیب داد.

    آقای خدابنده سپس از TIPF در نزدیکی خالص در استان دیالی دیداری داشت تا افراد باقیمانده را نسبت به اینکه او تردد امن از کمپ به محلی که آنها بتوانند در آنجا تا وقتی که امکان اعزام آنها به کشور دیگر باشند بمانند مطمئن نماید. سه نفر بلافاصله پیشنهاد کمک را قبول کردند. تعداد بیشتری از آن زمان به دنبال آنها آمده اند. ولی این یک اقدام موقت است که برای تأمین کسانی که از TIPF منتقل شده و عضویت در سازمان را رد کرده اند طراحی شده است. این اقدام البته موضوع اصلی را که پیدا کردن یک محل امن برای تمامی ساکنان اشرف است را حل نمیکند.

    ناظران نگرانی خود را نسبت به خطا بودن بسته شدن لجستیکی TIPF قبل از این که مشکل جابجایی قرارگاه اشرف حل شود ابراز داشته اند. مقر TIPF تنها راهی بود که افراد میتوانستند از زیر سلطه تشکیلات سازمان مجاهدین خلق فرار کنند. عادلانه اینست که به افراد این امکان داده شود تا جایی برای فرار داشته باشند تا اینکه به عنوان احشام مسعود رجوی با آنها برخورد شود.

    منظور این است که سازمان جدیدالتأسیس بنیاد خانواده سحر جای عملکرد TIPF را بگیرد و یک شبکه امن برای کسانی که میخواهند از سازمان مجاهدین خلق جدا شوند بوجود بیاورد. زمانی که این افراد ایمن باشند میتوانند کمک جهت بازگشت به وطن و نزد خانواده شان و یا پیدا کردن یک کشور ثالث که در آن پناهنده شوند بیابند.

    مذاکرات در خصوص دادن مشورت

    در 31 ژانویه 2008 مسعود خدابنده در یک سمپوزیوم در مرکز مطالعات بین المللی و بین الدولی در دانشگاه بغداد شرکت نمود.
    این سمپوزیوم که بصورت یک میز گرد بود بر روی موضوع تروریسم در عراق و راه حل های احتمالی این مسئله متمرکز شده بود که مشتمل بر سه بخش بود:
    - تهدید عمومی اعمال شده از جانب گروه های تروریستی و راههایی که آنان در عراق عملیات انجام میدهند
    - سازمان های تروریستی خارجی در عراق
    - بوجود آمدن سازمان ها ی تروریستی در عراق و حمایت جهانی از این گروه های تروریستی

    شرکت کنندگان در این سمپوزیوم شامل دکتر عزیز جبار شیال، دکتر سمیر الشویلی و دکتر رشید صالح، اساتید مطالعات سیاسی از دانشگاه بغداد بودند. تعدادی نمایندگان دولتی و غیر دولتی از طیف گسترده ای از وزارت خانه ها و سازمان های غیر دولتی، شامل نمایندگانی از وزارت خانه های دفاع، حقوق بشر و امنیت عراق شرکت کرده بودند.

    مسعود خدابنده، که همچنین یک محقق در مرکز تحقیقات تروریسم مربوط به 11 سپتامبر در پاریس است و برای چند دیدار در خصوص سرنوشت افراد باقیمانده بعد از خلع سلاح قرارگاه اشرف که مسکن تروریست های ایرانی سازمان مجاهدین خلق خلع سلاح شده است در بغداد بود به این مذاکرات دعوت شده و در آن شرکت نمود.

    افراد برجسته در میان شرکت کنندگان آقای بصام الحسنی مشاور نخست وزیر نوری المالکی بود.

    سمپوزیوم با یک گزارش کامل در خصوص موضوعات بحث شده پایان یافت و دکتر عزیز جبار شیال قطعنامه پایانی را قرائت نمود که در آن یک پاراگراف در خصوص ضرورت خلع سلاح و اخراج سازمان مجاهدین خلق تروریست خارجی و ایجاد امکانات از جانب دولت و سایرین برای کمک به افراد باقیمانده برای یافتن محلی امن در خارج از عراق برای بازگشت به زندگی نرمال بود.

    سمپوزیوم توسط نمایندگان رسانه هایی که در اتاق جلسه حضور داشتند انعکاس یافت.

    تلویزیون العراقیه، شبکه اصلی تلویزیون عراق، گزارشی از سمپوزیوم و همچنین مصاحبه مختصری با مسعود خدابنده را منعکس نمود.

    مسعود خدابنده در مصاحبه خود مشخص ساخت که که به اعتقاد وی فراتر از حق مردم عراق برای برخورداری از امنیت و فراتر از اجرای عدالت علیه کسانی که دست به اعمال خشونت آمیز در این کشور زده اند، خصوصا سران جنایتکار سازمان مجاهدین خلق تروریست که در کشتار قیام کردها و شیعیان در برابر صدام حسین در مارس 1991 دست داشتند، و بر اساس مطالعات مرکز تحقیقات تروریستی، پدیده تروریسم نمیتواند یک راه حل مجزا داشته باشد و نیاز به همکاری بین الدولی علاوه بر درگیر شدن سازمان های غیر دولتی برای حفاظت از حقوق انسانی کسانی دارد که توسط رهبران تروریست به این راه کشانده شده اند و خواهان فرصت مجدد برای بازگشت به جامعه خود هستند.

    آقای خدابنده ضمن تشکر از سازماندهان سمپوزیوم بر فرهنگ فرقه ای سازمان های تروریستی و روش هایی که آنها برای مغزشویی پیروانشان استفاده میکنند تأکید نمود. او همچنین مثال هایی از حمایت خارجی توسط برخی گروه های صاحب نفوذ و احزابی که رساندن پول به تروریست ها را امکان پذیر نمودند آورد. کمترین آن رابطه بین بقایای صدام حسین در عراق، لندن، واشنگتن و سایر کشورها با سازمان مجاهدین خلق و راهی که این روابط بروشنی تشدید کننده خشونت در استان دیالی عراق است می باشد.

    سمپوزیوم به مدت 2 ساعت طول کشید. بعد از آن شرکت کنندگان گروه های کوچک تر تشکیل دادند تا در خصوص انواع موضوعاتی که در سمینار مطرح گردیده بود صحبت کنند.

    نتایج مشاورت ها در عراق

    مسعود خدابنده از ایران اینترلینک توسط دفتر نخست وزیر عراق نوری المالکی برای یک سری مشاورت ها برای مشکل تروریسم خارجی در این کشور دعوت شده بود.

    دولت عراق به دنبال یک راه حل فوری و قطعی برای جابجایی اعضای باقی مانده سازمان مجاهدین خلق از عراق و بستن قرارگاه اشرف است.

    آقای خدابنده طی مدت اقامت خود در عراق با نمایندگان وزارتخانه های حقوق بشر، امنیت، خارجه، و دفاع عراق دیدار کرد. او همچنین جلساتی با مشاوران نخست وزیر المالکی، قوه قضائیه، سازمان های غیر دولتی و حقوق بشری در عراق داشت. ملاقات های دیگری هم با نمایندگان اتحادیه میهنی کردستان و دولت منطقه ای کردی اجرا نمود.

    آنچه در زیر می آید جمعبندی یافته های آقای خدابنده از این ملاقات هاست. باید متذکر شد که هیچ تفاوتی در اظهار نظرات متعددی که در زیر می آید بین اعضای سابق با اعضای فعال سازمان مجاهدین خلق قائل نشده اند.

    نقطه نظر ویدان میخائیل سالم در وزارت حقوق بشر: تحت هیچ شرایطی ما نمیتوانیم بپذیریم که سازمان مجاهدین خلق (خواه به عنوان یک گروه یا یک فرد، مربوط به قبل یا بعد از تروریست دانسته شدن) در عراق باقی بماند. ما چنین چیزی را نخواهیم خواست زیرا ما گذشته آنان و خطراتی که از جانب کردها و شیعیان (گرفتن انتقام) متوجه آنان است را میدانیم. وزارتخانه در خصوص انتقال افراد به ایران یا سایر کشورها در تعامل با کمیته جهانی صلیب سرخ کمک خواهد کرد. وزارتخانه همچنین تضمین خواهد نمود که رفتار خوبی در ایران تحت پوشش عفو عمومی برای بازگشتی های سازمان مجاهدین خلق داشته باشند و از طریق دفتر خود در ایران بطور مرتب جویای وضعیت کسانی که بازگشت داوطلبانه را بپذیرند خواهد بود.

    نقطه نظر وزارت امنیت ملی: ما مدارکی در خصوص همکاری بین بقایای صدام حسین و القاعده با سازمان مجاهدین خلق داریم که از قرارگاه اشرف به عنوان محلی برای دیدارهای خود جهت توطئه علیه مردم عراق استفاده میکنند. آنها بخشی از نیروهای ایجاد ناآرامی در استان دیالی هستند. این افراد توسط گارد ریاست جمهوری صدام تعلیم دیده اند و اگر در داخل کشور آزاد گذاشته شوند، محور آموزش های شورشی خواهند بود. این قابل قبول نیست و بنابراین ارتش آمریکا باید جایگزین های دیگری برای استقرار آنها در خارج از عراق بیابد.

    (شیروان الوائلی وزیر امنیت ملی عراق مکررا تأکید کرده است که هیچ جایی برای هیچ سازمان تروریستی در عراق جدید وجود ندارد و اینکه عراق در همکاری امنیتی کامل با کشور های همسایه خود از جمله ایران، کویت و غیره بوده و خواهد بود تا تهدیدات تروریستی را از منطقه ریشه کن نماید. وزیر امنیت ملی آقای شیروان الوائلی همچنین مکررا خاطر نشان کرده است که او با نخست وزیر و وزیر دفاع برای گسترش همکاری عراق با سایر کشورها برای مقابله با شبکه های تروریستی صحبت کرده و در همین رابطه اجرای برخی طرح ها شروع شده اند)

    نقطه نظر وزارت امور خارجه: سازمان مجاهدین خلق و PKK سازمان های تروریستی خارجی هستند. آنها به طور خاص در این برهه زمانی برای رابطه عراق با کشورهای همسایه اش مضر می باشند. عراق مشکلات افزاینده توسط سازمان های تروریستی بین المللی را نمی پذیرد و تحمل نخواهد کرد خواه به صورت یک گروه باشند و یا اینکه به صورت افراد قرار گیرند.

    نقطه نظر مشاور نخست وزیر: سازمان مجاهدین خلق در رأس نیروهای ضد عراقی هستند که هنوز در عراق باقی مانده اند. آنها مسئول کشتار کردها و شیعیان می باشند و باید به دست قوه قضائیه و عدالت در عراق سپرده شوند. سرنوشت سازمان مجاهدین خلق (و سایر بقایای صدام حسین که مسئول جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت هستند) موضوعی است که مربوط به عراقی ها میشود و آمریکا باید آنها را به عراق تحویل دهد.

    نقطه نظر قوه قضائیه: در حال حاضر شکایاتی علیه سران این سازمان (مربوط به حدود 150 نفر) وجود دارد. احکام بازداشت چند هفته قبل برای جنایات مرتکب شده در ماههای گذشته توسط سران سازمان مجاهدین خلق (عباس داوری، رابط سیاسی سازمان مجاهدین خلق در قرارگاه اشرف، مژگان پارسایی فرمانده نیروهای رجوی در عراق و صدیقه حسینی مسئول اول سازمان مجاهدین خلق) صادر شده است. تحقیقات مجزا و متعددی در خصوص اعمال رهبران سازمان مجاهدین بر علیه مردم عراق در دست اجراست. قوه قضائیه باید تمامی این موارد را مورد بررسی قرار داده و تصمیم بگیرد که چه کسانی باید اخراج شوند و چه کسانی در برابر میز محاکمه قرار گیرند.

    کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان: (خانم هانیه مفتی از پذیرش ملاقات با من یا با هر یک از خانواده های کسانی که در قرارگاه اشرف گرفتار شده اند اجتناب کرد، این علیرغم این واقعیت است که او بطور مرتب به قرارگاه اشرف برای دیدارهای خصوصی و مهمانی های شام با سران این سازمان تروریستی میرود) تا جایی که من میتوانم مشخص کنم، خانم مفتی نسبت به این درخواست سازمان مجاهدین خلق که تمامی اعضایش باید موقعیت پناهندگی در عراق داده شوند سمپاتی دارد ولی نه تحت نظر دولت عراق. از نظر ایشان آنها باید همچنان به عنوان یک گروه (با یونیفرم های نظامی) در عراق بدون اجازه از دولت عراق تحت حفاظت قرار گیرند.

    (ما باید فرض بگیریم که موقعیت پناهندگی تنها میتواند به فرد داده شود و نمیتواند به یک ارتش داده شود. در این صورت، شاید خانم مفتی باید منتظر بماند تا ارتش آمریکا یونیفرم نظامی را از تن این نفرات بیرون بیاورد و سپس طبق قوانین کمیساریای عالی با آنها به عنوان افراد مجزا برخورد نماید.)

    نقطه نظر عفو بین الملل و سایر سازمان های حقوق بشر: اعضای سازمان مجاهدین خلق نباید به ایران تحویل داده شوند و تحویل دولت عراق هم نباید داده شوند زیرا نقض حقوق بشر و مجازات اعدام در هر دو کشور وجود دارد. اعضای سازمان مجاهدین خلق باید تحت حمایت انسان دوستانه قرار بگیرند (نه اینکه نسبت به پیگرد قانونی در برابر جنایاتی که انجام داده اند مصونیت داشته باشند) یعنی اینکه آنها قطعا باید به کشور ثالثی منتقل شوند.

    نقطه نظر ارتش آمریکا: هیچ نظر رسمی در این خصوص داده نشده است. بهرحال، بعد از 5 سال ارتش ظاهرا هنوز سیاست دوپهلوی آمریکا در خصوص تروریسم را حفظ کرده است. (قطعا رویکرد مبهم ارتش آمریکا بطور گسترده به عنوان حمایت از تروریسم در منطقه تلقی میشود.) رفتار حقیقی ارتش آمریکا در خصوص افراد تحت الحفظ در قرارگاه اشرف تنها میتواند به عنوان تأیید خاموش بر ادامه حضور و فعالیت گروه تلقی شود. (از قرارگاه اشرف برای برقراری جلسات رهبران طوائف دیالی که به بعثی ها وفادار هستند مورد استفاده قرار میگیرد)

    نقطه نظر مرکز مطالعات بین المللی و بین الدولی دانشگاه بغداد: (از گزارش سمپوزیوم و طبق اعلامیه ها و توصیه هایی که به دولت عراق کرده اند) به افراد سازمان مجاهدین خلق باید توسط کشورهای غربی کمک شود. آنها بخاطر منافع مردم عراق و منافع خودشان نباید در عراق نگاه داشته شوند. تشکیلات گروه باید توسط نیروهای آمریکایی و انگلیسی قبل از انتقال به خارج از عراق منحل شود. حمایت اصلی برای گروه از لندن، واشنگتن و تل آویو می آید و مجاهدین باید به این کشورها با کمک حامیانشان منتقل گردند.

    خانواده های اعضای سازمان مجاهدین خلق

    زمانی که دولت موقت عراق کنترل را در عراق در ژوئن 2004 به دست گرفت، به افراد مستقر در قرارگاه اشرف موقعیت تحت الحفظ تحت کنوانسیون چهارم ژنو اعطا شد. بعد از سالها جدا ماندن اجباری (توسط رجوی)، خانواده های افرادی که در قرارگاه اشرف گرفتار مانده اند امیدوار شدند تا بتوانند حداقل خبری از اقوام خود در آنجا بدست بیاورند.

    کنوانسیون چهارم ژنو البته از افراد تحت الحفظ در قبال جدا شدن اجباری حفاظت میکند. خانواده ها ریسک جانی سفر به عراق از اقصا نقاط جهان را با امید به اینکه پسر یا دختر، مادر، پدر، زن، شوهر، برادر یا خواهر خود را ملاقات کنند را پذیرفتند. برخی خانواده ها اقوام خود را بیش از 20 سال بود که ندیده بودند. برخی حتی مطمئن نبودند که آنها زنده باشند.

    دیدار چنین خانواده هایی طبق حقوق مندرج در فصل 8 که مربوط به روابط بیرونی اسرا میشود، خصوصا ماده 116 که بیان میدارد: "هر بازداشت شده باید اجازه داشته باشد با اقوام خود، خصوصا اقوام نزدیک، به طور مرتب و به دفعات ممکن، دیدار کند" تضمین شده است.

    ماده 8 همچنین بروشنی مشخص میکند که: "فرد تحت الحفظ در هیچ شرایطی نمیتواند به طور جزئی یا کلی از حقوق تضمین شده برای خود در این کنوانسیون صرف نظر کند".

    ولی از ابتدا دیدار خانواده ها با مقاومت روبرو شد. برای چهار سال تقریبا برای هر کسی غیر ممکن بود که خانواده اش را بدون حضور مراقب های سازمان مجاهدین خلق که مانع ارتباط آزاد خانواده ها یا صحبتشان میشدند ملاقات کند. حتی زمانی که خانواده ها به عراق سفر کرده و مدارک لازم جهت احقاق حقشان برای دیدار آزاد و رابطه بدون واسطه با بستگانشان را کسب میکردند از چنین دیدارهایی منع میشدند. متأسفانه، در برخی موارد خانواده ها توسط پلیس نظامی آمریکا، که ظاهرا خواست فرماندهان سازمان مجاهدین خلق را اجرا میکردند بدون دسترسی به بستگانشان بازگردانده شدند.

    موضوع آخری که اشاره شد توسط بسیاری از خانواده ها تجربه شده است که شکی در ذهن کسی باقی نمیگذارد که سربازان آمریکایی دستورات خود را از مجاهدین میگیرند تا اینکه برعکس باشد. هیچ دلیلی وجود ندارد – قانونی، اخلاقی یا امنیتی – که این خانواده ها باید از این دیدارها محروم شوند. در یک مورد به یک خانواده مقیم انگلستان از جانب سربازان آمریکایی گفته شد تا با سازمان مجاهدین خلق در انگلستان تماس بگیرند (جایی که البته این سازمان ممنوع شده بطوری که این عمل غیر قانونی خواهد بود) و از گروه بخواهند تا ترتیب ملاقات را بدهند که شامل رفتن به قرارگاه اشرف تحت کنترل سازمان مجاهدین خلق است. این خانواده متعجب مانده بودند که پیامدهای قانونی اجرای چنین توصیه ای چه خواهد بود، آیا به آنها اجازه داده خواهد شد که مجددا به انگلستان بازگردند بدون اینکه بخاطر ارتباط با یک سازمان تروریستی و رفتن به قرارگاه تعلیماتی ترورییستها موقع ورود به انگلستان دستگیر شوند؟

    زمانی که چنین موانعی رفع شوند و دیدارها صرفا بخاطر شجاعت و اصرار خانواده هایی که به دروازه قرارگاه اشرف مراجعه میکنند و قبول نمیکنند که آنجا را ترک کنند انجام پذیرند، تازه دیدار مربوطه حداقل استاندارد های قابل قبول تحت کنوانسیون چهارم ژنو و در واقع تحت قواعد حقوق بشری را دارا نمی باشد.

    خانواده ها مورد تهاجم فرار میگیرند، به آنها توهین میشود، برخورد فیزیکی میشود و مستمرا متهم به بودن "مأمور ملاها" که برای مقابله با مبارزه سازمان مجاهدین خلق برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران آمده اند میشوند. در میان جدید ترین مواردی که خانواده ای برای دیدار با بستگانش مراجعه کرد خانواده محمدی از کانادا بود. این نهمین دیدار آنها از عراق به منظور دیدار با دخترشان سمیه بود که سالها قبل زمانی که 17 ساله بود به قرارگاه اشرف برده شده بود. آقای مصطفی محمدی و خانم محبوبه محمدی سه ماه در عراق گذراندند و تنها به مدت 45 دقیقه دختر خود را دیدند.

    این بار به والدین اجازه داده شد تا در یک بانگالو (کانکس) در قسمت آمریکایی قرارگاه اشرف برای سه روز بمانند. در 9 دسامبر، بعد از درخواست های مکرر از جانب آمریکایی ها، آنها موفق شدند دختر خود را به مدت 45 دقیق ملاقات کنند. سمیه میترسید با پدر خود صحبت کند و گفت که "او مأمور وزارت اطلاعات ایران است" اما حاضر شد با مادرش صحبت کند.

    صبح روز 9 دسامبر سربازان آمریکایی مسئول TIPF از خانواده محمدی خواستند تا کمپ آنان را ترک کنند چرا که دختر خود را دیده اند. آمریکایی ها آنان را تا دروازه خروجی اسکورت کردند و آنان را به بیرون راهنمایی نمودند در حالیکه با نگاه هایشان همچنان رفتن آنان را تعقیب میکردند. در حالیکه قرارگاه اشرف در یک منطقه صحرایی قرار دارد که جاده های مواصلاتی و رفت و آمد عمومی کیلومتر ها دور است، خانواده محمدی شروع به قدم زدن در بیابان کردند. ناگهان با گروهی از افراد سازمان مجاهدین خلق که وانمود میکردند از آنجا رد میشدند و پیشنهاد رساندن آنها به سر جاده را دادند مواجه شدند.

    بر اساس دانسته های قبلی و تجاربی که با سازمان مجاهدین خلق داشتند، آقای محمدی و همسرش پیشنهاد آنان را رد کرده و شروع به قدم زدن به سمت جاده اصلی کردند. در این حالت، افراد سازمان مجاهدین خلق خانم محمدی را گرفته و بزور به داخل خودرویی که برای آدم ربایی آورده بودند کشاندند. در همان حال آقای محمدی شروع به دفاع از خود در قبال حمله فیزیکی آنان کرد و همچنین سعی نمود ساکهایشان را حفظ نماید چرا که مهاجمین آنان را با چاقو میزدند و موفق شدند دوربین آنان را باز کرده و کارت حافظه آنرا با چاقو خارج کنند. زمانی که آقای محمدی شروع به فریاد زدن برای کمک کرد یکی از مردان سازمان مجاهدین یک تفنگ از زیر صندلی راننده خودرو بیرون آورد و سر آقای محمدی را نشانه رفت.

    سربازان آمریکایی که هنوز از فاصله کوتاهی به تماشای صحنه مشغول بودند وقتی جدی شدن قضایا را مشاهده کردند وارد شده و جان آنان را نجات دادند و بعدا ترتیب بازگشت امن آنان به بغداد را فراهم نمودند. زمانی که آقا و خانم محمدی به بغداد رسیدند تحت مراقبت های پزشکی برای جراحات وارده بر آنها قرار گرفتند و بر علیه رهبران سازمان مجاهدین خلق برای صدماتی که به خانواده شان وارد شده است، که شامل هجوم اخیر آنان نیز میشد، اقامه دعوا کردند.

    نتیجه این شد که دادگاه جنایی بغداد حکم دستگیری برای سه تن از رهبران سازمان مجاهدین خلق در قرارگاه اشرف صادر کرد. این احکام علاوه بر دو حکم دستگیری برای این سه نفر بود که قبلا توسط دو دادگاه دیگر صادر شده بود.

    در فوریه دو خانواده دیگر دیدارهای ناراحت کننده دیگری را با خانواده هایشان تجربه کردند. علی بشیری و دخترش از نروژ با مدارک قانونی خواستار دیدار با مادر خانواده شدند. زمانی که آقای بشیری به سفارت آمریکا در بغداد با مدارک تنظیم شده توسط یک وکیل نروژی مراجعه کرد او را از سفارت اخراج کردند. نهایتا او و دخترش موفق به دیدار با مادر در حضور مراقبین سازمان مجاهدین خلق شدند. مادر نزدیک تر از 3 متری دخترش نیامد و قبل از ترک دخترش با غیظ به او دشنام داد.

    در یک مورد دیگر، آقای رضا اکبری نسب به قرارگاه اشرف رفت تا جسد برادرزاده اش که سال گذشته در آنجا درگذشته بود را طلب کند تا خانواده بتواند او را در داخل ایران به خاک بسپارد. آقای اکبر نسب به تلویزیون العراقیه گفت:

    "من به کمپ آمریکایی ها رفتم و خواستم تا با برادرم و برادر زاده ام دیدار داشته باشم، من همچنین از آنها خواستم اجازه دهند به مزار برادرزاده دیگرم رفته و مدارک مرگ او را مشاهده کنم.
    افسران آمریکایی به من گفتند که درخواست خودم را به مقامات سازمان مجاهدین خلق ارائه نمایم. طی ساعت هایی که من منتظر عزیزانم بودم سربازان و افسران آمریکایی با رفتاری بسیار عالی از من پذیرایی کردند. من از فضای دوستانه کمپ آمریکایی ها راضی بودم که ناگهان مردی که پوشه ای زیر بغل داشت به طرف من آمد و فریاد میزد که برای چه به اینجا آمده ای؟
    او به فارسی صحبت میکرد و فوق العاده عصبانی بود بطوری که من او را نشناختم. ولی او کسی به غیر از برادر مهربان و دوست داشتنی من مرتضی نبود!
    او یک پوشه به همراه داشت که میگفت حاوی نوشته های من در خصوص مرگ یاسر است. او در واقع مرا تهدید کرد که آن مدارک را به آمریکایی ها خواهد داد چرا که من مؤدبانه از افسران آمریکایی انتقاد کرده بودم.
    من دوستانه به او گفتم که ممکن است حق با تو باشد، ولی اجازه بده من هم صحبت مختصری بکنم امری که در هر سازمان سیاسی طبیعی است. اما او قبول نکرد و حتی به من اجازه نداد از سه متری او نزدیک تر شوم.
    برادر مهربان سابق من در مقابل سربازان آمریکایی به من دشنام میداد. برادر زاده ام موسی اجازه نیافت برای دیدار با من بیاید چرا که او شهروند آلمانی است و مجاهدین از این بابت میترسیدند. آمریکایی ها به سؤالات ما پاسخ ندادند و جوابی در قبال اینکه اعضای سازمان مجاهدین خلق مانیپوله شده اند نداشتند و فقط گفتند که این موضوع در حیطه مسئولیت آنان نیست!
    آنها به من اجازه اینرا هم ندادند تا مزار یاسر را زیارت کنم.
    من از دموکراسی آمریکایی بیش از این انتظار داشتم.
    در حالیکه محل را ترک میکردم به ستوان آمریکایی گفتم که شما در حال تولید یک القاعده دیگر هستید."

    خانواده های بسیار دیگری هم مانند محمدی ها، بشیری ها، و اکبری نسب ها بودند که حاضر نشدند بستگان گرفتار خود در قرارگاه اشرف را رها کنند. ولی آنها دستشان کوتاه بود. به دنبال دیدار مسعود خدابنده که شرایط را با جزئیات تشریح نمود، وزارت حقوق بشر عراق پشنهاد کمک به صورت تشکیل یک سازمان غیر دولتی جدید داد که بنیاد خانواده سحر نامیده شد که کمک در اختیار خانواده هایی که برای دیدار می آیند و اعضای جدا شده سازمان در عراق ارائه نماید.

    بنیاد خانواده سحر در حال حاضر یک شبکه امن در شهرهای مختلف بوجود آورده است که شامل بغداد نیز میشود تا به افرادی که از TIPF در دسامبر 2007 خارج شده اند اسکان بدهد. در ژانویه سه نفر دیگر از TIPF خارج شده و به گروه مربوطه پناهنده شدند.

    بیانیه بنیاد خانواده سحر

    بنیاد خانواده سحر یک سازمان غیر دولتی، غیر سیاسی و غیر انتفاعی است که برای اقدامات بشر دوستانه و یاری رساندن به خانواده های اعضای سازمان مجاهدین خلق که در قرارگاه اشرف در عراق بسر میبرند تأسیس گردیده است. این انجمن فارغ از هرگونه ملاحظات سیاسی و مرزبندی های جغرافیایی و یا منافع گروهی و سازمانی، تماما بر روی مسائل انسانی متمرکز بوده و به مثابه یک بنیاد حقوق بشری، یاری رساندن به خانواده های اعضای سازمان مجاهدین خلق را مد نظر دارد. این بنیاد تعداد کثیری از خانواده های اعضای سازمان مجاهدین خلق و اعضای سابق این سازمان را پوشش داده و همچنین از حمایت معنوی و مادی تشکل ها و شخصیت های محلی و بین المللی در عراق که محل فعالیت این بنیاد است برخوردار می باشد.
    سازمان مجاهدین خلق به مدت بیش از دو دهه در خاک عراق و مشخصا در قرارگاه اشرف مستقر است. این سازمان به مثابه یک فرقه کلاسیک عمل نموده و اجازه ارتباط آزاد و بی واسطه به اعضای خود را با دنیای خارج و خانواده هایشان نمیدهد. لذا خانواده این افراد در رنج و حرمان دوری از عزیزان خود روزگار سختی را میگذرانند و خواستار یاری و کمک سازمان های حقوق بشری هستند.
    زمانی که حکومت سابق عراق سرنگون شد، بارقه امیدی در دل خانواده ها روشن گردید و تصور کردند که شرایط جدید در عراق به آنها این امکان را خواهد داد تا بدون واسطه و به میزان کافی با عزیزان خود دیدار داشته باشند. برخی از این افراد بیش از بیست سال است که عزیزان خود را ندیده و حتی از زنده و سالم بودن آنان نیز بی اطلاع هستند. از منظر این خانواده ها این افراد در قرارگاه اشرف و در سازمان مجاهدین خلق، همچون تمامی فرقه ها، به لحاظ ذهنی و حتی عینی اسیر و گروگان محسوب میشوند که خانواده ها خواهان آزادی آنان هستند. بنیاد خانواده سحر تلاش میکند تا با هر وسیله ممکن ارتباط این خانواده ها با بستگانشان در قرارگاه اشرف را برقرار نموده و اتحاد نهاد خانواده را محقق سازد.
    قرارگاه اشرف که محل استقرار اعضای سازمان است تحت حفاظت نیروهای آمریکایی در عراق قرار دارد. از طرفی دولت عراق مصرا خواهان منحل شدن قرارگاه اشرف می باشد. قانون اساسی عراق اجازه حضور یک نیروی تروریستی خارجی در خاک این کشور را نمیدهد. وزارت خارجه کشورهای ایالات متحده و کانادا، علاوه بر اتحادیه اروپا و پارلمان انگلستان و بسیاری از ارگان های بین المللی و دولتی، سازمان مجاهدین خلق را یک فرقه مخرب تروریستی معرفی کرده اند. روشن است که اعضای یک فرقه و خانواده های آنان قربانیان مقدم آن فرقه به حساب می آیند که نیازمند کمک می باشند. در ماه مه سال 2005 دیدبان حقوق بشر گزارشی تحت عنوان "خروج ممنوع" منتشر نمود که در آن به شرح جزئیات نقض حقوق بشر توسط سازمان مجاهدین خلق علیه اعضای خودش پرداخت.
    در حال حاضر بغداد گرانیگاه و نقطه وصل خانواده های دردمند و جداشدگان سازمان و عناصر خیرخواه است که انتظار سحر را میکشند و دست نیاز به سوی تمامی ارگان های بین المللی بشردوست دراز کرده اند تا هر کس میتواند یاری برساند. از طرف دیگر البته قرارگاه اشرف با استناد بر گزارش بسیاری از کارشناسان بین المللی امنیتی محل تربیت تروریست هاست. خانواده ها نسبت به سرنوشت فرزندان خود که تحت مغزشویی و تعلیمات تروریستی قرار دارند به شدت نگران می باشند.
    با ما ارتباط برقرار کنید. خوشحال میشویم نظرات شما را بدانیم. به هر طریقی که میتوانید به ما یاری برسانید. اعضای بنیاد خانواده سحر تماما داوطلبانه کار میکنند و در حال حاضر صرفا برای اتحاد نهاد خانواده در شرایط دشوار عراق در آن کشور حاضر بوده و به فعالیت مشغولند.

    نتیجه گیری

    زمانی که رژیم صدام حسین سقوط کرد، 3800 عضو سازمان مجاهدین خلق بمباران، دستگیر و توسط نیروهای ویژه در عراق خلع سلاح شده و در قرارگاه اشرف محصور گردیدند.

    طی پنج سال گذشته باید به نظامیان آمریکایی برای کار عالیشان در نگاه داشتن سازمان مجاهدین خلق در عراق و تأمین آنها دست مریزاد گفت. سروکار داشتن با یک فرقه خطرناک و مخرب مأموریت ساده ای نیست. بطور گسترده عقیده بر این است که نیروهای آمریکایی تنها کسانی بودند که میتوانستند این کار را خصوصا در شرایط خشونت و بحران عراق انجام دهند.

    ولی شرایط به نقطه ای رسیده است که اقدام فوری باید برای برخورد با گروه اتخاذ شود. همانطور که گزارش حاضر نشان داده است، سازمان مجاهدین خلق دیگر نمیتواند در عراق باقی بماند. دولت عراق اوضاع را خود بدست گرفته و اصرار دارد که اقداماتی جهت تعقیب قانونی و مجازات اعضای سازمان نسبت به کسانی که دستگاه قضایی ثابت نماید که مستقیما در جنایت علیه بشریت و جنایات جنگی در عراق دست داشته اند به انجام برساند و به سرعت سایرین را از عراق خارج کند.

    برای سازمان هایی نظیر عفو بین الملل، دیدبان حقوق بشر، کمیته جهانی صلیب سرخ و سایرین کاملا روشن است که عراق جای ماندن سازمان مجاهدین خلق نیست. در واقع شاید خطرناک ترین محل در جهان برای اعضای گروه باشد. همانطور که وقایع در خصوص افراد TIPF نشان داد، برای کسانی که از سازمان جدا شده اند نیز همین مسئله صدق میکند. شکی باقی نمانده است که چنانچه گروه مربوطه در عراق مستقر باقی بماند و آمریکایی ها حتی مختصری از پشتیبانی از آنها دست بکشند خونریزی و خشونت نتیجه کار خواهد بود.

    در این نقطه، نگاه ها به دولت آمریکا برای هدایت حل مشکل دوخته شده است. افراد سازمان مجاهدین خلق اسیر محسوب میشوند و باید به همین صورت با آنها برخورد شود. انتظار میرود که نظامیان آمریکایی همچنان مسئولیت برخورد با سازمان مجاهدین خلق و کمک به کوشش های سازمان های حقوق بشری و خانواده ها و دولت عراق را به جای رها کردن موضوع به عهده بگیرند. دولت آمریکا با یک بحران حقوقی و اخلاقی که نیاز به توجه سریع به جای به تأخیر انداختن دارد مواجه هستند.

    بطور خاص آیا نظامیان آمریکایی مایلند سیستم قضایی عراق را در حالیکه حکم دستگیری صادر شده است و از اجرای آن ممانعت میکنند نادیده بگیرند؟ آیا سربازان آمریکایی به نادیده گرفتن تعهدات اخلاقی و انسانی خود در بازگرداندن خانواده اعضای سازمان مجاهدین خلق که تنها میخواهند بطور خصوصی با بستگانشان دیدار داشته باشند ادامه دهند؟ آیا سربازان آمریکایی اینطور بحث میکنند که نمیتوانند اعضای سازمان مجاهدین خلق را در فاصله کوتاه قرارگاه اشرف تا بغداد همراهی کنند تا با بستگانشان که از هزاران کیلومتر دورتر برای دیدن آنها آمده اند به بهانه وضعیت افراد تحت الحفظ دیدار داشته باشند؟

    بنیاد خانواده سحر به عنوان یک امکان موقت برای کمک به خانواده های سازمان مجاهدین خلق محصور در قرارگاه اشرف و کمک به هر کسی که میخواهد جدا شود تشکیل شده است. شکی باقی نمیماند که وجود این بنیاد جداشدن از سازمان مجاهدین خلق را افزایش داده و سرعت می بخشد. در حقیقت این امر هم اکنون مشاهده شده است. سربازان آمریکایی یا میتوانند به این وضعیت کمک کرده و یا از آن ممانعت بعمل آورند. نتیجه یکی خواهد بود ولی اعتبار یک عمل نیک به جایی داده خواهد شد که انجام گرفته باشد.

    بهرحال این موضوع مسئله اصلی را که نحوه برخورد با اعضای فعال سازمان مجاهدین خلق در قرارگاه اشرف است را حل نمیکند. به آنها باید در جایی پناهندگی داده شود و تنها امکان محتمل کشورهای غربی است. در حال حاضر اعضای سازمان مجاهدین خلق در قرارگاه به نوعی در شرایط بین قانونی و اخلاقی قرار دارند. در حالیکه دولت های غربی در کشور های خود در خصوص ماهیت تروریستی سازمان مطمئن هستند هیچکدام حاضر نیستند مسئولیت آنچه که بر سر مردم عراق می آید را قبول کنند. هر دولت اصلی غربی این گروه را به عنوان یک سازمان تروریست ممنوع اعلام کرده است. هیچ کس آنها را نمیخواهد.

    در اروپا، کوشش هایی برای لغو ممنوعیت سازمان مجاهدین خلق، خصوصا در انگلستان و همچنین توسط نو محافظه کاران در لندن و واشنگتن و تل آویو، انجام شده است. آنها اینطور بحث میکنند که مجاهدین خشونت را کنار گذاشته اند. تا امروز، این لابی های قدرتمند از قبول هر گونه مسئولیت یا حتی درک بحران انسانی که ساکنان قرارگاه اشرف را تهدید میکند اجتناب کرده اند. بهرحال ارزش این گروه برای هوادارانشان این است که نماینده بزرگ ترین گروه اپوزیسیون ایرانی به دلیل تعداد بالای اعضای فعالشان می باشند. عاقلانه تر اینست که این اعضا نجات داده شوند تا اینکه در زندان های عراق رها شوند. حامیان این سازمان مانند کمیته پارلمانی بریتانیایی برای آزادی ایران، که ریاست آن به عهده لرد کوربت از کسل ویل است، یک تعهد اخلاقی و سیاسی برای نجات دقیقا همان کسانی را دارند که قویا جهت برقراری دموکراسی در ایران مورد حمایتشان می باشند. جان و حقوق اعضای سازمان مجاهدین خلق در قرارگاه اشرف باید در اولویت اول تأمین گردد.

    این امر زمانی ممکن است که آنان به محل امنی در غرب منتقل شوند. همانطور که یک وزیر بی پرده گفت: "حامیان غربی سازمان مجاهدین خلق خصوصا در انگلستان باید ابزار خود را در جعبه های خودشان نگهداری کنند". هم عراق و هم ایران به اروپا به عنوان مقصد نهایی و شاید تنها مقصد سازمان مجاهدین خلق نگاه میکنند. اگر این گروه از هیبت یک ارتش به شکل افراد غیر نظامی در آیند به اعضای فعال اجازه داده خواهد شد که اگر مایل باشند به عنوان یک اپوزیسیون غیر مسلح جمهوری اسلامی ایران فعالیت نمایند.

    قطعا لغو ممنوعیت سازمان مجاهدین خلق در انگلستان به عراق این امکان را خواهد داد تا این گروه را به عنوان یک گروه منتقل کرده و بگذارند لندن آنها را به عنوان افراد پناهنده بپذیرد. منابعی که در حال حاضر برای حفظ قرارگاه در عراق استفاده میشوند نیز باید به لندن منتقل شوند تا از آنها در انگلستان پشتیبانی نمایند. البته هر عضوی که مایل باشد داوطلبانه به ایران بازگردد باید همچنان از طرف وزارت حقوق بشر عراق و کمیته جهانی صلیب سرخ تضمین دریافت کند.

    این یک طرح نجات است که قابل اجرا می باشد و بهترین نتیجه را برای عراق، انگلستان و "مقاومت ایران" که میگوید خشونت را کنار گذاشته است در بر خواهد داشت. این راه حل یک نتیجه قطعی و انسانی برای یک مشکل تابحال لاینحل ارائه می نماید که با این گروه چکار باید کرد. در واقع با در نظر گرفتن حقایق ذکر شده شاید این تنها راه حل باشد.

    .

    بنیاد خانواده سحر

    Contact - Iraq
    saharfamily@yahoo.com
    Tel: +964 - 7808481650 - Arabic and Farsi

    Contact - outside Iraq
    Sahar
    BM 2632
    London
    WC1N 3XX
    U.K
    Tel: +44 - 2076935044 - English only

    مسعود خدابنده
    تنظیم و انتشار گزارش توسط ایران اینترلینک

    Iran-Interlink
    PO Box 148
    Leeds LS16 5YJ
    United Kingdom
    Tel: +44 (0)113 278 0503

    ----------

    در همین رابطه:
    http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6837

    گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی (RAND)
    (مقدمه بعلاوه بخش های اول و دوم و سوم و چهارم)
    .
    .
    انستیتوی تحقیقات دفاعی ملی امریکا، (ترجمه ایران اینترلینک):
    لینک به متن کامل گزارش به انگلیسی
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=6789
    لینک به فایل پی دی اف گزارش (انگلیسی)
    http://iran-interlink.org/userfiles/File/RAND_August%202009.pdf
    ... تحقیق انجام شده در این گزارش برای دفتر وزیر دفاع آمریکا صورت گرفته است. تحقیق در انستیتوی تحقیقات دفاعی ملی (RAND) که یک مرکز تحقیقات و برنامه ریزی است و از جانب دولت فدرال آمریکا تأمین مالی میشود و مورد حمایت دفتر وزیر دفاع، ستاد مشترک، فرماندهی نبرد متحد، نیروی دریایی، سپاه تفنگداران دریایی ،آژانس های دفاعی، و جامعه اطلاعاتی دفاعی تحت قرارداد   W74V8H-06-C-0002 می باشد انجام پذیرفته است ...

    (Camp Ashraf)
    .
    .
    انستیتوی تحقیقات دفاعی ملی  RAND
    این سند به عنوان یک مدرک عمومی مؤسسه RAND در سایت www.rand.org در اختیار عموم قرار داده شده است.
    مؤسسه RAND  یک سازمان تحقیقاتی غیر انتفاعی است که تحلیل های عملی و راه حل های مؤثر در برابر چالش هایی که جامعه و بخش خصوصی در سراسر جهان با آن روبرو هستند را ارائه مینماید.
    .
    .
    مجاهدین خلق در عراق، یک معمای سیاسی
    جرمیا گولکا، لیدیا هانسل، الیزابت ویلک، جودیت کارسون
     
    تأمین شده برای دفتر وزیر دفاع آمریکا، تأیید شده برای استفاده عمومی، بدون محدودیت توزیع
     
    تحقیق انجام شده در این گزارش برای دفتر وزیر دفاع آمریکا صورت گرفته است. تحقیق در انستیتوی تحقیقات دفاعی ملی (RAND) که یک مرکز تحقیقات و برنامه ریزی است و از جانب دولت فدرال آمریکا تأمین مالی میشود و مورد حمایت دفتر وزیر دفاع، ستاد مشترک، فرماندهی نبرد متحد، نیروی دریایی، سپاه تفنگداران دریایی ،آژانس های دفاعی، و جامعه اطلاعاتی دفاعی تحت قرارداد   W74V8H-06-C-0002 می باشد انجام پذیرفته است.
     
    تصویر روی جلد جزوه حاضر مربوط به آرم سازمان مجاهدین خلق (سمت چپ) و پرچم ایران (قبل از سال 1980) در کمپ اشرف می باشد.
     
    مقدمه
    جزوه یک جلدی حاضر نتیجه یکی از چندین مطالعه تحقیقاتی است که برای نیروهای چند ملیتی در عراق و نیروی ضربت 134 (عملیات اسیر گیری TF-134) صورت گرفته و حاوی ابزارهای تحلیلی و دورنمائی به منظور کمک به فرماندهان صحنه در آینده و طراحی سیاست گذاران و ارائه عملیات اسیر گیری در محیط های نظامی نامنظم می باشد.  
    در خلال عملیات آزادی عراق، نیروهای ائتلاف با یک موضوع اسیر گیری غیر عادی مربوط به مجاهدین خلق، یک گروه معارض فرقه ای ایرانی تبعیدی که صدام حسین به عراق دعوت کرده بود تا از جانب او در جریان جنگ ایران و عراق بجنگند روبرو شدند. ایالات متحده، سازمان مجاهدین خلق را در سال 1997یک سازمان تروریست خارجی و در سال 2003 یک نیروی دشمن متخاصم در عملیات آزادی عراق ارزیابی نمود. بلافاصله بعد از اشغال عراق، نیروهای ائتلاف اعلام آتش بس از جانب سازمان مجاهدین خلق را پذیرفته، گروه را خلع سلاح کرده، و اعضای آنرا در یکی از قرارگاه های سازمان مجاهدین خلق متمرکز نمودند. در سال 2007، ژنرال دوگلاس استون از سپاه تفنگداران دریایی که در آن زمان فرماندهی عملیات اسیرگیری در عراق را به عهده داشت، از RAND خواست تا یک تحلیل دقیق از وضعیت مربوط به حفاظت نیروهای ائتلاف از سازمان مجاهدین خلق ارائه نماید. این کار باید مورد توجه سیاست گذاران، فرماندهان نظامی، یا محققانی که در گیر ارزیابی یا طراحی عملیات اسیر گیری هستند، بعلاوه مقامات دولت عراق که مسئولیت سیاست دولت خویش در قبال سازمان مجاهدین خلق و گروه های مشابه را دارند نیز باشد. این جزوه تک جلدی منعکس کننده تحقیقی است که مؤسسه RAND از اکتبر 2007 تا ژانویه 2009، هم در عراق و هم در ایالات متحده به انجام رسانده است. این تحقیق با هزینه نیروی TF-134 انجام شده و در چهارچوب فعالیت های مرکز سیاست امنیتی و دفاعی   RAND (انستیتوی تحقیقات دفاع ملی)، یک مرکز تحقیق و برنامه ریزی مورد حمایت مالی دولت فدرال، دفتر وزیر دفاع، ستاد مشترک، فرماندهی میدانی متحده، نیروی دریایی، سپاه تفنگداران دریایی، آژانس های دفاعی، و جامعه اطلاعات دفاعی می باشد.
    برای اطلاعات بیشتر در خصوص مرکز سیاست امنیتی و دفاعی بین المللی RAND با مدیر آن جیمز دوبینز تماس بگیرید. او در ایمیل James_Dobbins@rand.org و شماره تلفن 703-413-1100 داخلی 5134 و یا آدرس زیر قابل دسترس می باشد:
    RAND Corperation, 1200 S. Hayes Street, Arlington, VA 22202
     اطلاعات بیشتر در خصوص RAND در سایت www.rand.org در اختیار میباشد.
     
     
    فهرست
    .
    .
    خلاصه
    معمای مجاهدین خلق
    از اولین هفته های عملیات آزادی عراق تا ژانویه 2009، نیروهای ائتلاف امنیت اعضای مجاهدین خلق[1]، یک گروه فرقه ای معارض ایرانی تبعیدی ساکن عراق، را تأمین و برقرار نمودند. در آغاز عملیات آزادی عراق، سازمان مجاهدین خلق، بیشتر به خاطر سابقه همکاریش با ارتش صدام حسین در جنگ ایران و عراق و درگیریش در سرکوب قیام شیعیان و کردها به دنبال جنگ خلیج در سال 1991، یک نیروی دشمن تلقی میشد. از سال 1997، سازمان مجاهدین خلق توسط ایالات متحده به عنوان یک سازمان تروریست خارجی به خاطر حملاتی که علیه اهداف ایرانی از زمان تأسیسش در سال 1965 – و خصوصا بخاطر سوء قصد و کشتن سه افسر ارتش آمریکا و سه شهروند پیمان کار آمریکایی در تهران در طی دهه 1970 – در لیست تروریستی قرار گرفته است. علیرغم اعتقاد نیروهای ائتلاف که سازمان مجاهدین خلق یک تهدید امنیتی محسوب نمیشود، آنان گروه را تحت کنترل خود قرار داده و برای جلوگیری از اینکه دولت عراق اعضای سازمان مجاهدین خلق را به ایران بفرستند از آنان حفاظت کردند، این در حالی بود که ایران به اعضای سازمان مجاهدین خلق در برابر پیگرد قانونی عفو داده است. تصمیم نیروهای ائتلاف جهت اعطای حفاظت به یک سازمان تروریست خارجی خیلی بحث انگیز بود چرا که ایالات متحده را در موقعیت حمایت از گروهی قرار داد که برچسب سازمان تروریستی خورده بود. در میان شکایات بسیار، این معمای سیاسی نیز ایالات متحده را در برابر اتهام سیاست دوگانه در جنگ با تروریسم آسیب پذیر کرد.
     
    تمرکز تحقیقات حاضر
    تحقیقاتی که در این نوشته گزارش میشود وضعیت مربوط به بازداشت مجاهدین خلق را نشان میدهد. این گزارش بطور خاص بر این نکته تمرکز دارد که آیا اعضای سازمان مجاهدین خلق تحت عناوین درستی بازداشت شده اند، و همچنین تأثیرات بازداشت آنان به عنوان "اشخاص تحت حفاظت" طبق کنوانسیون چهارم ژنو، و گزینه هایی برای مستقر کردن سازمان مجاهدین خلق در عراق یا کشورهای دیگر چه بوده است. این گزارش مباحثی را مطرح میکند که میتواند از تجربه سازمان مجاهدین خلق استخراج شده و برای ممانعت از وضعیت مشابه در آینده مورد استفاده قرار گیرد. همچنین گزارش راه کارهایی را ارائه میدهد که میتواند مشکل فوری استقرار اعضای سازمان مجاهدین خلق، حال که دولت عراق مسئولیت سازمان مجاهدین خلق را بدنبال توافق نیروهای ایالات متحده و عراق که از اول ژانویه 2009 وارد عمل شده است بعهده گرفته، حل نماید.
     
    توافق آتش بس بین نیروهای ائتلاف با سازمان مجاهدین خلق
    در ماه آوریل سال 2003، بعد از یک درگیری مختصر، سازمان مجاهدین خلق درخواست آتش بس نمود[2]. از آنجا که افسران نیروهای مخصوص که درخواست آتش بس را دریافت نمودند اطلاعاتی در باره خصوصیات گروه نداشتند، آنان توسط رهبران سازمان مجاهدین خلق (که انگلیسی سلیس صحبت میکردند) متقاعد شدند که قبل از اشغال عراق گروه پیشنهاد داده بود تا در طرف نیروهای ائتلاف بجنگد و همچنین بسیاری از اعضای آن در ایالات متحده تحصیل کرده اند[3]. بر اساس این ادعاها، که مشخص شد دروغ بوده است، افسران با درخواست سازمان مجاهدین خلق برای آتش بس با قبول شرط سازمان مجاهدین خلق که سلاح های خود را نگاه دارد موافقت کردند.
    در ماه می سال 2003، آژانس های واشنگتن موافقت کردند تا نیروهای ائتلاف را برای حفاظت از پیرامون سازمان مجاهدین خلق و البته خلع سلاح گروه هدایت نمایند. مجددا، افسران نیروهای ائتلاف که با رهبران سازمان مجاهدین خلق مذاکره کرده بودند متقاعد شدند که از رهنمودهای داده شده پیروی نکنند. به جای اینکه اصرار بر تسلیم سازمان مجاهدین خلق داشته باشند، آنها یک توافق آتش بس را پذیرفتند که طبق آن سازمان مجاهدین خلق خلع سلاح شده و تمامی 3800 عضو آن (در آن زمان) در بزرگترین محل استقرار سازمان یعنی قرارگاه اشرف که تقریبا در 40 مایلی شمال بغداد واقع است به عنوان ساکنان محل (به جای اسرا) متمرکز شدند. [4]
     
    موقعیت بحث انگیز "اشخاص حفاظت شده" در خصوص سازمان مجاهدین خلق
    انواع حفاظت هایی که برای اسرا در نظر گرفته شده اند بر اساس وضعیت قانونی آنان تحت قانون حقوق بشر بین المللی (قانون جنگ) مشخص میگردد. بهرحال، نیروهای ائتلاف تا بیش از یکسال هیچ اقدامی جهت مشخص کردن وضعیت قانونی سازمان مجاهدین خلق نکردند. این امر تا حدی بخاطر سردرگمی بود که وزارت دفاع آمریکا در خصوص اینکه چه قانونی اعمال گردد داشت. ایالات متحده سیاست قابل بحث اعمال نکردن کنوانسیون های ژنو برای تروریست های خارجی که در عراق میجنگیدند را پذیرفته بود، هرچند این قانون بر دشمن اعمال میگردد و طراحان عملیات آزادی عراق نیز سازمان مجاهدین خلق را نیروی دشمن نامیده بودند. موضوع زمانی پیچیده تر شد که سازمان مجاهدین خلق اعلام نمود که در جنگ با نیروهای ائتلاف شرکت نکرده است، و بسیاری از افسرانی که مسئول اسیر گرفتن سازمان مجاهدین خلق بودند این ادعا را قبول داشتند، اگر چه حداقل یک مجروح از نیروهای ویژه در نتیجه جنگ با سازمان مجاهدین خلق بجا مانده بود.
    زمانی که نسبت به این موضوع که آیا طرف مقابل میتواند به عنوان پرسنل نظامی محسوب شود تردید وجود دارد، کنوانسیون سوم ژنو مشخص می نماید ک موضوع هر فرد توسط دادگاه صالحه معین گردد. نیروهای ائتلاف یک نیروی ضربت بین سازمانی (JIATF) برای جمع آوری اطلاعات در خصوص اعضای سازمان مجاهدین خلق در اردوگاه اشرف تشکیل داده و یک هیئت بررسی وضعیت سازمان مجاهدین خلق برای رسیدگی به وضعیت آنان بوجود آوردند. موقتا، به تمامی اعضای سازمان مجاهدین خلق حفاظت لازم مربوط به نظامیان اسیرشده داده شد که به عنوان اسیر جنگی شناخته میشوند.
    اما در ماه ژوئن 2004، بدون رسیدگی قضائی، وزیر دفاع آمریکا دونالد رامزفلد وضعیت قانونی سازمان مجاهدین خلق را معین کرد. به جای اینکه آنان اسیر جنگی تلقی شوند، او اعضای سازمان مجاهدین خلق را به عنوان افراد غیر نظامی حفاظت شده تحت کنوانسیون چهارم ژنو معرفی نمود. از آنجا که اعضای سازمان مجاهدین خلق بیشتر نظامی تلقی میشوند، این مسئله اینطور نشان میداد که آنها درگیر جنگ با نیروهای ائتلاف نشده اند. علاوه بر این، او این تصمیم را بر تمامی گروه تعمیم داد و بررسی قضایی برای هر فرد را نفی کرد. تصمیم وی بر خلاف توصیه های وزارت خارجه آمریکا، کمیته بین اللملی صلیب سرخ، و دفتر کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان بود. این مسئله به شدت بحث انگیز شد چرا که به نظر میرسید ایالات متحده اینطور تصمیم گرفته بود که کنوانسیون ژنو را بر یک سازمان تروریستی اعمال کرده و علاوه بر آن به آنها موقعیت خاصی اعطا نماید.
     
    جابجا کردن سازمان مجاهدین خلق
    در ماه دسامبر 2003، شورای حکومتی عراق قطعنامه ای را به تصویب رساند که خواهان اخراج سازمان مجاهدین خلق از عراق شد. متعاقبا، دولت موقت عراق و سپس دولت عراق این خواسته را تأیید کردند. بر اساس این باور که اعضای سازمان مجاهدین خلق در صورتی که به ایران بازگردانده شوند تحت پیگرد قانونی قرار خواهند گرفت و بازگرداندن آنان هدیه ای به جمهوری اسلامی ایران خواهد بود، ایالات متحده اعلام نمود که خواهان جابجا کردن سازمان مجاهدین خلق به محل دیگری است. در هر صورت، سؤال اصلی این بود که: به کجا میتوانند بروند؟ بر اساس کنوانسیون ژنو، زمانی که اسرا از محل اقامت خود یا محل بازداشت آزاد میشوند میتوانند:
    ·        به کشور محل زندگی خود قبل از اسارت بازگردند.
    ·        در کشور ثالث یا بی طرفی اقامت گزینند.
    ·        به کشور ملیت اصلی خود بازگردانده شوند.
    انجام هر یک از این گزینه ها مشروط بر اصل فراگیر عدم بازگرداندن افراد به محلی که جان آنان در خطر است  nonrefoulementمی باشد، یک اصل کلیدی که در قوانین بشردوستانه بین المللی، قوانین پناهندگی، و قوانین حقوق بشر موجود است.[5] اگرچه این اصل در پیمان های مختلف به صورت های گوناگون تعریف شده است، در خصوص سازمان مجاهدین خلق، بر اساس اصل عدم بازگرداندن افراد به محلی که جان آنان در خطر است، انتقال اجباری هر یک از اعضا به کشوری که اعتقاد قوی وجود دارد که آنان در خطر پیگرد قانونی به خاطر اعتقادات سیاسی یا مذهبی شان و به هر دلیل تحت شکنجه قرار میگیرند ممنوع شد.
    در میان سه گزینه مشخص شده برای جابجایی آنان، تنها مورد قابل اجرا برای بسیاری از اعضای سازمان مجاهدین خلق فرستادن آنان به ایران است. شش سال است که ایران به بدنه سازمان عفو داده است. علیرغم انتظار هیئت مربوطه که جمهوری اسلامی ایران تمامی اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق که به کشور بازگردند را تحت پیگرد قانونی قرار خواهد داد، این مسئله برای حدود 250 نفری که در حال حاضر از طریق صلیب سرخ جهانی بازگشته اند صادق نبوده است. [6]
    عدم بازگرداندن افراد به محلی که جان آنان در خطر است اخراج اجباری را بطور کلی منع نمیکند، ولی تنها زمانی اخراج اجباری را منع میکند که فرد مربوطه با خطر قابل ملاحظه پیگرد قانونی و شکنجه مواجه باشد. احتمال پیگرد قانونی نباید فرض گرفته شود. بلکه، موضوع هر فرد باید بصورت مجزا توسط یک سازمان بی طرف مانند صلیب سرخ جهانی بررسی گردد، و با هر فرد باید جداگانه مصاحبه شود. هر دو جنبه مثبت و منفی قضیه زمانی که میزان تهدیدی که یک فرد ممکن است در صورت بازگشت با آن روبرو شود تجزیه و تحلیل گردیده و در نظر گرفته می شود.
    عوامل متعددی نشان میدهند که بازگشت به ایران برای بدنه سازمان مجاهدین خلق مناسب است. اولا تعداد قابل ملاحظه ای از بدنه سازمان در عراق به خاطر روش فریبکارانه سازمان مجاهدین خلق در جذب نیرو هم اکنون در اردوگاه اشرف هستند. برای مثال، به ایرانیانی که توسط نیروهای صدام در خلال جنگ ایران و عراق اسیر شده بودند قول داده شده بود که اگر از اردوگاه اسرای عراقی ها به مقرهای سازمان مجاهدین خلق بروند به ایران بازگردانده خواهند شد. به ایرانیانی که در کشورهای ثالث بودند گفته شده بود که برای آنان پناهندگی در کشورهای اروپایی گرفته خواهد شد. به آنها همچنین پیشنهاد کار به عنوان مترجم بعلاوه پیشنهاد زمین و همسر داده شده بود. برخی ایرانیان با این پیشنهاد که میتوانند با اعضای خانواده خود آزادانه دیدار داشته باشند اغفال شده و به اردوگاه سازمان مجاهدین خلق برده شدند. بقیه که برای خارج شدن از ایران به قاچاقچی پول پرداخت کرده بودند نهایتا متوجه شدند که به جای رسیدن به مقصد معین شده به اردوگاه سازمان مجاهدین خلق برده شده اند. اگر چه ارقام دقیق مشخص نیست، ولی حدس زده میشود که حدود 70% از اعضای سازمان مجاهدین خلق در عراق بعد از مستقر شدن سازمان در عراق به آن پیوسته و به میزان زیادی از علاقه آنان به سازمان کاسته شده است. بسیاری از آنها قربانیان اقدامات فریبکارانه جذب نیرو بوده اند.
    بعلاوه، این قربانیان کمااینکه افراد داوطلب حقیقی (بسیاری از آنها قبل از اینکه سازمان از ایران به تبعید برود پیوسته بودند) در یک محیط فرقه ای گرفتار شده بودند: رهبری سازمان مجاهدین خلق مدارک هویتی آنان را مصادره نموده بود، آنان را تهدید کرده بود که در ایران تحت پیگرد قانونی بوده و همچنین در عراق برای مهاجرت غیر قانونی تحت پیگرد خواهند بود، و مانع بازگشت کسانی میشد که مایل به رفتن به وطن خود بودند. بنابراین، ملاحظات انسان دوستانه در خصوص سازمان مجاهدین خلق نباید اینطور برداشت شود که خواست رهبری سازمان همان خواست بدنه سازمان است، خصوصا کسانی که ابتدا فریب خورده و سپس در اردوگاه های سازمان گرفتار شده اند.
    بعلاوه، به نفع جمهوری اسلامی ایران است که به سیاست ارائه عفو بخاطر ارتقای موقعیت بین المللی خود ادامه دهد تا به هدف اولیه خود یعنی انحلال سازمان مجاهدین خلق برسد. دولت عراق نیز میتواند به هدف خود یعنی اخراج سازمان مجاهدین خلق برسد و در عین حال موقعیت بین اللملی خود را با حمایت از کوشش های انجام شده برای بازگرداندن افراد طبق قواعد بین المللی بنماید. قوانین بشردوستانه بین المللی و حقوق بشر از عراق میخواهد تا در خصوص آن دسته از رهبران یا اعضای سازمان مجاهدین خلق که بر طبق تشخیص صلیب سرخ جهانی نباید بخاطر قانون عدم بازگرداندن افراد به جایی که جانشان در خطر است به ایران فرستاده شوند اقدام به اخراج آنان نکند و به آنان حق اقامت در عراق یا سکنی گزیدن در یک کشور ثالث را بدهد؛ عراق نیز البته به نوبه خود ممکن است این افراد را تحت پیگرد قانونی قرار دهد.
    در سایه وعده های دولت عراق مبنی بر اخراج سازمان مجاهدین خلق و بستن اردوگاه اشرف، در ماه دسامبر 2008، دولت عراق به واشنگتن تضمین کتبی داد که زمانی که نیروهای امنیتی عراق مسئولیت اردوگاه اشرف را به عهده بگیرند، با سازمان مجاهدین خلق برخوردی انسانی خواهد شد و اعضا به اجبار به کشوری که ممکن است با پیگرد قانونی مواجه شوند فرستاده نخواهند گردید. مقامات دولت عراق مشخص کردند که قصد آنان همکاری با صلیب سرخ جهانی است تا آنان را به بازگشت به ایران راغب نمایند. در عین حال، JIATF نیز انتقال افراد به ایران را مانیتور کرده و راهنمائی هایی در اختیار نیروهای امنیتی عراق قرار خواهد داد.
     
    چالش های اصلی و درسهای آموخته شده
    سازمان مجاهدین خلق یک موضوع کوچک در کل مسئله عراق بود، ولی موضوع مهمی بود که در خلال بازداشت سازمان مجاهدین خلق بوجود آمد، از بسیاری جهات، یک مدل کوچک شده از چالش های بزرگی بود که در عملیات اسیرگیری بطور کلی بوجود می آیند. بنابراین، هم اشتباهات و هم موفقیت های کوچک در این مسیر درسهای با ارزشی بدست می دهند که بر مبنای آن ایالات متحده میتواند با "جمعیت های خاص" در عملیات آینده برخورد نماید.
    این تحقیق پنج عرصه از مشکلات اصلی را معین نمود که نیاز به توجه دارند:
    1.     طراحان عملیات آزادی عراق اهداف نظامی و خواسته های خود را در رابطه با سازمان مجاهدین خلق با دقت لازم معین ننمودند. اگرچه سازمان مجاهدین خلق در لیست سازمانهای تروریست خارجی وزارت خارجه آمریکا بود و یک هدف دشمن به حساب می آمد، اما نیروهای ائتلاف هیچ خواسته نظامی در خصوص گروه نداشتند به جز اینکه خواهان تسلیم آنان شوند، خواسته ای که هرگز بدست نیامد. بدون داشتن یک هدف روشن، فعالیت های نیروهای ائتلاف در اردوگاه اشرف بدون برنامه شروع شد و عمدتا به همان شکل ادامه یافت.
    2.     نیروهای ائتلاف آماده برخورد با یک جمعیت خاص مانند سازمان مجاهدین خلق نبودند. افسرانیکه در JIATF که مسئول اداره سازمان مجاهدین خلق در اردوگاه اشرف بود خدمت میکردند فرصت کمی داشته و یا هیچ فرصتی نداشتند تا برای کارهای مربوطه آماده شوند و هیچ فرصتی بین تغییرات فرماندهی برای انتقال تجاربی که به سختی بدست آمده بودند بوجود نیامد. هیچ اطلاعات یا آموزشی در خصوص فرهنگ ایرانیان (فارس) و عراقی ها (عرب) بطور کلی و بطور خاص در مورد سازمان مجاهدین خلق در اختیار نبود، و در اوایل عملیات آزادی عراق، هیچ مترجمی خصوصا از جانب JIATF به خدمت گرفته نشد. مهمتر از همه اینکه اعضای نظامی JIATF زود دریافتند که آنها با یک فرقه برخورد کرده اند. علیرغم چالش های خاصی که رفتار یک فرقه بوجود می آورد، کسانی که مسئول عملیات اسیر گیری بودند هیچگونه آموزشی در خصوص نحوه برخورد با یک فرقه دریافت نکرده بودند. لذا توان رهبری سازمان مجاهدین خلق در نشان دادن همکاری ظاهری و مانیپوله کردن نظرات افسران ائتلاف در خصوص مقاصد گروه موجب گشت تا بطور جدی پروسه اسیرگیری در کل و کوشش های بازگرداندن نفرات بطور خاص تحت تأثیر قرار گیرند.
    3.     نیروهای ائتلاف یک نقش مسلط در اردوگاه اشرف ایفا ننمودند. اگر چه نیروهای ائتلاف سازمان مجاهدین خلق را خلع سلاح کردند و اعضای آنرا در بزرگترین قرارگاه سازمان مجاهدین خلق متمرکز نمودند، ولی اقدامات بسیار کمی در محدود کردن آزادی جابجایی سازمان مجاهدین خلق انجام دادند. هیچ حصاری در اطراف یک قرارگاه تقریبا 15 مایل مربعی بوجود نیاوردند. بعلاوه نیروهای ائتلاف تنها درب اصلی را کنترل میکردند و خودروهایی که وارد اردوگاه شده یا از آن خارج میشدند را بر اساس مبنای کار روزانه بازرسی نمیکردند. فقدان نیروی انسانی موجب شد تا نیروهای ائتلاف هرگز یک جستجوی دقیق از اردوگاه اشرف بعمل نیاورند. سازمان مجاهدین خلق اجازه یافت تا در نزدیکی محل استقرار نیروهای ائتلاف FOB یک دفتر روابط ایجاد کند (به جای اردوگاه اشرف) و حتی پوسترهای تبلیغی خود را در محل های عمومی FOB نصب نماید، و کنفرانس هایی برای پیشبرد برنامه های خود ترتیب دهد. برای تأمین امنیت و اسکورت ترددات اعضای سازمان مجاهدین خلق به بغداد برای خرید، تقریبا 14 سرباز آمریکایی کشته و 60 تن دیگر مجروح شدند. لذا اغلب روشن نبود که چه کسی مسئول اردوگاه اشرف است.
    4.     نیروهای ائتلاف بطور فعال اعضای سازمان مجاهدین خلق را تشویق به ترک اردوگاه نکردند. یکی از اهداف متمرکز کردن سازمان مجاهدین خلق در اردوگاه اشرف کاهش دادن تعداد سربازانی بود که برای کنترل جمعیت بازداشت شده لازم بود بکار گرفته شود. راه دیگر انجام این کار کاهش دادن اندازه جمعیت آنان بود. از آنجا که به سازمان مجاهدین خلق اجازه کنترل بر اعضا در یک مقر فرقه ای داده شده بود، این کار قطعا یک روند مشکل و اعصاب خورد کن بود. در هر صورت اقلا رهبران می بایست از بدنه جدا میشدند. اغلب افسران JIATF اعتقاد داشتند که بدنه در صورتی که فقط از رهبری جدا میشدند خواهان بازگشت می گردیدند. هیچ کوششی برای انجام این کار صورت نگرفت، حتی اگر کنوانسیون سوم ژنو به اجرا در می آمد افسران می بایست جدا از پرسنل معمولی نگاه داشته میشدند. اگر چه JIATF مقری برای اسکان دادن افرادی که اردوگاه اشرف را ترک میکردند ترتیب داد ولی در برابر ایجاد حصارهای فیزیکی – مانند پست نگهبانی، خاکریز، سیم خاردار- که برای ممانعت از ترک اعضای سازمان مجاهدین خلق از گرو،ه مورد استفاده قرار میگرفت مخالفتی نکردند.
    5.     با سازمان مجاهدین خلق همچون یک سازمان تروریستی رفتار نشد. ناتوانی در برقراری کنترل بر سازمان مجاهدین خلق و قرارگاه آن نیروهای ائتلاف و خصوصا ایالات متحده را در برابر این انتقاد قرار داد که با این گروه همچون یک متحد به منظور رسیدن به اهداف جمع آوری اطلاعات برخورد شده است تا اینکه به عنوان یک سازمان تروریست خارجی در نظر گرفته شود. این موضوع ایالات متحده را در برابر اتهام دوگانگی در کوشش های جهانی برای مقابله با افراطی گری خشن قرار داد، و هیچ کوششی برای مقابله با این برداشت مخرب از طریق کوشش های ارتباطی گسترده در خصوص سیاستگذاران و عامه مردم صورت نگرفت.
     
    توصیه برای آینده
    این تحقیق نشان میدهد که این فرصت وجود دارد تا نیروهای چند ملیتی – خصوصا فرماندهان عملیات اسیرگیری و JIATF – یا سایر مقامات آمریکایی بر روی دولت عراق در نحوه برخورد با سازمان مجاهدین خلق تأثیر بگذارند. دولت عراق باید مورد تشویق قرار گیرد که سازمان مجاهدین خلق را در روندی که اصول عدم بازگرداندن افراد به محلی که جانشان در خط است تأمین گردد، ترجیحا از طریق صلیب سرخ جهانی، به ایران بازگرداند. اجبار در بازگرداندن البته مجاز است، ولی تنها بعد از اینکه موضوع هر عضو بطور مجزا مورد رسیدگی قرار گیرد، و تنها اگر دلیل جدی برای این اعتقاد که اگر فرد بازگردانده شود مورد پیگرد و تحت شکنجه قرار خواهد گرفت وجود نداشته باشد. پرسنل JIATF و اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق اعتقاد دارند که بسیاری از اعضای بدنه سازمان مجاهدین خلق اگر از تحت سلطه رهبری سازمان و عملکردهای فرقه ای خلاص شوند داوطلبانه به ایران بازخواهند گشت.
    در مواردی که خطر پیگرد و شکنجه بطور واضح وجود داشته باشد، که ممکن است شامل رهبران سازمان مجاهدین خلق بشود که شامل عفو اعلام شده از جانب جمهوری اسلامی ایران نشده اند، دولت عراق باید به آنها حق اقامت بدهد، اقدام برای اقامت این افراد در کشور ثالث بنماید، یا خود آنها را تحت پیگرد قرار دهد. همچنین این احتمال وجود دارد که چنانچه دولت عراق شروع به اقدامات بازگرداندن افراد به ایران بنماید رهبران سازمان مجاهدین خلق در اردوگاه اشرف بسادگی از عراق ناپدید شوند (همانطور که بسیاری بلافاصله بعد از شروع عملیات آزادی عراق این کار را کردند).  
    در دراز مدت، ما شش توصیه دیگر را هم ارائه مینمائیم:
    ·        طراحان دفاعی باید در هماهنگی با وزارت دفاع و وزارت امور خارجه آمریکا و کاخ سفید برای فرموله کردن اهداف مشخص و یک بیانیه مأموریت روشن برای فرماندهان صحنه بر اساس برخورد با جمعیت های خاص، خصوصا در شرایطی که به لحاظ سیاسی حساس است، عمل نمایند.
    ·        قبل از آغاز عملیات نظامی، به فرماندهان صحنه و افسران مأمور از جانب آنان و پرسنل رسمی باید اطلاعات در باره سوابق، اهداف، و تفاوت های فرهنگی مربوط به این جمعیت های خاص داده شود. توجه ویژه باید به ترکیب اجتماعی و توانمندیهای رهبری جهت آسیب رساندن ذهنی و عینی به پیروانشان بشود.
    ·        فرماندهان مسئول عملیات اسیرگیری باید شرایط قاطعی در هر گونه محیط اسیران برقرار نموده و تمامی اقداماتی که فعالیت های روزمره آنان را در کنترل داشته باشد به اجرا در آورند.
    ·        اگرچه تجمیع تمامی ساکنان مربوطه در یک محل ممکن است نیروی انسانی کمتری را طلب نماید تا اینکه در محل های موقت اسکان داده شوند، اما در خصوص سازمانهای تروریست خارجی و گروه های فرقه ای باید آنان را پراکنده نمود و به آنها اجازه نداد تا متمرکز شده و کنترل محل را خود بدست بگیرند، و قدرت خود را بر بدنه گروه خود اعمال نمایند.
    ·        در خلال نبرد نظامی، افسران وزیر دفاع و وزیر خارجه، دوشادوش فرماندهان صحنه، باید با هم کار کنند تا طرحی را برای ارتباط گیری با مردم (در ایالات متحده، در صحنه و در سراسر جهان) در خصوص مسائل حساس سیاسی مربوط به جمعیتهای خاص بریزند.
    ·        به نفع فرماندهان عملیات اسیرگیری خواهد بود اگر ابزارهای پیمانی قوانین بشردوستانه بین المللی یک چهارچوب قانونی روشن تری عرضه میکردند تا برای بازداشت تروریست های شناخته شده، فعالان غیر دولتی، و میلیشیای غیر معمولی در هم نبردهای بین المللی و هم در نبردهای غیر بین المللی مورد استفاده قرار گیرد. تا زمانی که چنین تغییراتی بوجود نیامده است، فرماندهان ایالات متحده برای عملیات اسیرگیری باید با وزارت دفاع و وزارت خارجه جهت تأمین موارد قانونی در خصوص قواعدی که بر بازداشت حاکم است که تحت هم پیمان های بسته شده و هم قوانین معمول بشردوستانه بین المللی هماهنگ باشد.
     
    ملاحظات
    هنگام آماده سازی این گزارش تک جلدی، ما خواهان اطلاعات، نظرات، و پیشنهاداتی از اعضای سابق و فعلی MNF-I نیروی ضربت 134(عملیات اسیرگیری TF-134) و JIATF شدیم که شامل FOB Grizzly ، مقامات غیر نظامی در سفارت آمریکا در بغداد، و مسئولین نظامی سابق و فعلی در وزارت دفاع و وزارت خارجه، و شورای امنیت ملی در واشنگتن شد. از آنجا که مصاحبه های ما مقدمتا بر پایه غیر رسمی استوار بود، از این افراد نمیتوانیم نام ببریم، ولی ما از کمک آنان سپاسگزاریم.
    ما مایلیم از رهبران و سخنگویان سازمان مجاهدین خلق که بازدید از اردوگاه اشرف را هدایت کردند؛ اطلاعاتی در خصوص سازمان مجاهدین خلق، تاریخچه آن، سبک زندگی آن در اختیار ما گذاشتند؛ و ما را به جلسات خود با مسئولین JIATF و TF-134 بردند تشکر کنیم. ما همچنین مایلیم مراتب قدردانی خود را از علیرضا جعفرزاده، سخنگوی سابق شورای ملی مقاومت ایران (یک وابسته سازمان مجاهدین خلق) در واشنگتن، برای اطلاعاتی که وی در خصوص سازمان مجاهدین خلق ارائه داد، و بسیاری از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق و اردوگاه اشرف که داوطلبانه داستان های خود را برایمان بازگو کردند اعلام داریم.
    ما به میزان زیادی از دسترسی به قرارگاه ها، پرسنل، و اطلاعاتی که توسط ژنرال دوگلاس استون، سپاه تفنگداران دریایی، فرماندهی TF-134، و معاونت فرماندهی MNF-I؛ آدمیرال گارلند رایت، نیروی دریایی آمریکا، معاونت فرماندهی و متعاقبا فرماندهی TF-134؛ سرهنگ مایکل کالاگان، سپاه تفنگداران دریایی؛ سرگرد جیمز استوردال، ارتش آمریکا؛ و سروان تیموتی جکسون، ارتش آمریکا استفاده کردیم. ما بطور خاص از افسران ارتش آمریکا که در زیر نامشان آورده شده است بخاطر وقتی که گذاشتند و مهمان نوازی شان در مدت اقامت ما در FOB Grizzly و دیدار از اردوگاه اشرف و اردوگاه پناهندگان اشرف تشکر میکنیم: سرهنگ تورلاک و گروهبان اول جارود گروز از JIATF، کارکنان مترجم  JIATF، و سرهنگ کنت کون، افسر فرمانده FOB Grizzly.
    ما از همکاران و مشاوران RAND که در زیر نامشان آمده است و پیشنهادات یا نظرات خود را در خصوص این تحقیق که پایه آنرا تشکیل داد در اختیار ما قرار دادند تشکر میکنیم: توماس سالیوان، چریل بنارد، ادوارد اوکانل، جرولد گرین، اوستین لانگ، کایلا ویلیامز، ربکا بوچیبل، جیمز دوبینز، دالیا داسا کای، ترنس کلی، بنجامین رونکل، و فردریک وری. همچنین از جوردن بل، کارین سوئد، فرانسیسکو والتر، تولی آن تاجیری، ساریتا اندرسون، و کراسیمیر کارامفیلوف برای پشتیبانی لجستیک و اداری تشکر میکنیم. در آخر اینکه ما مایلیم قدردانی خاص خود را به سفیر جان لیمبرت و جیمز کوئینلیوان  که این تک جلدی را بازبین کردند و بخاطر نظرات و پیشنهادات روشنگرانه شان ابراز نمائیم.  


    پاورقی ها
    [1] لMEK
    [2] رهبری سازمان مجاهدین خلق اتهامات مربوط به اینکه اعضای سازمان در برابر نیروهای ائتلاف دست به حمله زده و یا از خود دفاع کرده اند را تکذیب میکند. سوابق رسمی ارتش آمریکا و نیروهای ویژه ارتش آمریکا هر دو نشان میدهند که جنگ بین سازمان مجاهدین خلق و نیروهای ائتلاف در گرفت. (D. Wright and Reese, 2008; Briscoe et al., 2006).
    [3] در مقابل سازمان مجاهدین خلق ادعا کرد که نامه ای برای وزیر خارجه آمریکا فرستاده و خواست خود مبنی بر بی طرف ماندن را اعلام نموده است. مقامات وزارت خارجه از وجود چنین نامه ای بی اطلاع بودند (مصاحبه با مقامات وزارت خارجه آمریکا، اکتبر 2007 و فوریه 2008).
    [4] اگر چه اردوگاه اشرف یه عنوان شهر اشرف معرفی گردیده است، ما نامی که بیشتر معمول است یعنی اردوگاه اشرف را استفاده میکنیم. برخی ناظران به غلط اردوگاه اشرف را یک قرارگاه معمولی اسرای نیروهای ائتلاف، مانند اردوگاه بوکا، یا اردوگاه کروپر می شناسند. در هر صورت، اردوگاه اشرف یک قرارگاه سازمان مجاهدین خلق است. در نزدیکی محل، نیروهای ائتلاف یک پایگاه (پایگاه عملیاتی مقدم FOB Grizzly) جهت اسکان نیروهای ائتلاف که مسئول سازمان مجاهدین خلق و برقراری امنیت در منطقه بودند ساختند. نیروهای ائتلاف همچنین یک قرارگاه حمایتی موقت TIPF برای اعضای سازمان مجاهدین خلق که خواهان ترک گروه بودند ایجاد نمودند. در سال 2006، تأسیسات TIPF ارتقا یافت، و در سال 2007، نام آن به اردوگاه پناهندگی اشرف ARC تغییر داده شد. ARC در سال 2008 بسته شد. 
    [5] واژه nonrefoulement از واژه فرانسوی refouler به معنی بازگرداندن استخراج شده است. ایالات متحده با موضوع nonrefoulement به عنوان یک سیاست به جای یک خواسته حقوقی برخورد میکند.
    [6] بعلاوه این 250 عضو سابق که بازگردانده شدند، 200 عضو سابق دیگر هم که اردوگاه اشرف را ترک کرده بودند و در TIPF مستقر گردیده بودند از بازگردانده شدن اجتناب کردند. JIATF با کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان برای معرفی آنان به عنوان پناهنده و اسکان آنان در کشور ثالث کوشش نمودند. کمیساریا معرفی آنان به عنوان پناهنده را انجام داد ولی قادر نشد استقرار آنان را تأمین نماید، بیشتر به این خاطر که ایالات متحده بر اساس قانون، حتی ورود تعداد اندکی از آن ها را هم نپذیرفت. این پناهندگان در اواخر سال 2008 زمانی که ARC بسته شد به کردستان منتقل شدند. بسیاری از این پناهندگان از آن زمان عراق را ترک کرده اند (ارتباط الکترونیکی با افسر JIATF، دسامبر 2008).
    *     *     *     *
    .
    .
    فصل اول
    مجاهدین خلق: یک معمای سیاست آمریکا
     
    در مدت شش سالی که نیروهای ائتلاف عراق را در اشغال ..........
    .


    Date: 2009-10-01
    (C) 2006