• بایگانی سال دو هزار و شش
  • بایگانی سال دو هزار و پنج
  • بایگانی سال دو هزار و چهار
  • بایگانی سال دو هزار و سه

  • تصویر
  • صوت

  • چه کسی مسئول رنج مداوم خانواده های اعضای گرفتار در پادگان اشرف است؟ (بنیاد خانواده سحر، ژوئیه 2010: آمریکا یک راه بیشتر ندارد. باید دست دولت عرا
  • صدور حکم بازداشت مریم و مسعود رجوی و 37 تن دیگر از مجاهدین خلق در عراق (رویترر، ژوئیه 2019)
  • ایران اینترلینک - گزارش دوم از بغداد، اردوگاه اشرف و سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - مسعود خدابنده، ایران اینترلینک، سپتامبر 2009
  • نظرات دکتر موفق الربیعی در مورد کمپ اشرف، مسعود رجوی و "زهر زدایی" از اعضای سازمان مجاهدین خلق (خبرگزاری رویتر، ششم آوریل 2009 )
  • ممانعت رجوی (رهبر فرقه مجاهدین خلق) از ورود هیأت تحقیق وزارت حقوق بشر به اشرف (اصوات العراق، چهاردهم مارس 2009)
  • الموتمر عراق: اتحاديه اروپا منافقين را به خاك خود دعوت كند (موتمر، یازدهم فوریه 2009)
  • آقای بنی صدر: وقتی سازمانی وابسته شد طبیعتا وجه المصالحه می شود (رادیو فرانسه، پنجم فوریه 2009)
  • آمریکا تبعیدیان ایرانی تحت حمایت را در عراق بلاتکلیف نگاه میدارد (گزارشاتی از شبکه رادیو عمومی ملی امریکا از بغداد و تهران. آوریل 2008)
  • ورود اولین سری نجات یافتگان از جهنم اشرف در عراق به کشورهای اروپایی
  • معرفی یکی از چماقداران مجاهدین خلق (فرقه رجوی) لیلا جزایری یا اعظم فرهانی ملا حسنی کهنه.
  • ترجمه گزارش ویژه ایران اینترلینک از بغداد، قرارگاه اشرف و مجاهدین خلق (ایران اینترلینک، مسعود خدابنده، فوریه 2008)
  • اتحادیه اروپا بار دیگر مجاهدین (شورای ملی مقاومت،ارتش آزادیبخش، فرقه رجوی ...) را در فهرست تروریستها قرار داد ( دسامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمان اروپا در ایران با انجمن نجات دیدار نمود (دسامبر 2007)
  • رئیس گروه پارلمان اروپا: سازمان مجاهدین در اتحادیه اروپا، انگلستان و آمریکا همچنان غیر قانونی و سیاست ما نفی آن است (دسامبر2007)
  • همایش ؛ مغز شویی ؛ جنایت علیه بشریت (دانشگاه تبریز، دسامبر 2007)
  • دیدار و سخنرانی پرفسور شلدون فوت و مسعود خدابنده در پارلمان بریتانیا (نوامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمانی بریتانیا از انجمن نجات در تهران دیدار کرد (نوامبر 2007)
  • رجوی رهبر مجاهدین به اعضای فرقه اجازه ملاقات با خانواده بدهد (خدابنده، اوت 2007)
  • سایت رجوی: هیچکس ، واقعا هیچکس صلاحیت انتقاد به رهبران پاک باز آزادی را ندارد! (ایران دیدبان، چهارم اوت 2007)
  • وصلت با تروریستها؟ نه! (کنت تیمرمن، سیزده ژوئیه 2007)
  • استفاده ابزاری از نام مسعود رجوی در تبلیغات مجاهدین حاکی از شتاب گرفتن سقوط فرقه به فاجعه غیر قابل کنترل نهایی است (بریف ایران - اینترلینک)
  • گزینه هایی سخت در روند مذاکرات ایران و امریکا (مسعود خدابنده، آسیا تایمز، بیست و یکم می 2007)
  • انتشار گزارش جدید وزارت خارجه امریکا (مسعود خدابنده، سوم می 2007)
  • اظهارات ابراهيم خدابنده و جميل بصام در مورد مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - ایسنا، هشتم آوریل 2007
  • مصاحبه تلویزیون کانال سه بریتانیا با آن سینگلتون در رابطه با مجاهدین خلق، فرقه تروریستی رجوی(سی و یکم مارس 2007)
  • نامه سرگشاده ابراهیم خدابنده به مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران (سی مارس 2007)
  • مادری التماس می کند که میشود خبری از بچه من بگیری؟!!(دکتر نوری زاده، مارس 2007)
  • سربازان امریکایی، راننده‎ی تروریستهای فرقه رجوی (مجاهدین خلق). لاریسا آلکساندرونا، مارس 2007
  • مصاحبه آن سینگلتون با روزنامه SUN بریتانیا در مورد قرقه رجوی (سامانتا ووستیر، دوم مارس 2007)
  • بازگشت فرقه رجوی (سازمان مجاهدین خلق) به خشونت عریان. نامه سرگشاده مسعود خدابنده به رئیس پلیس شهر کلن آلمان، مارس 2007

  • بنیاد گرای واقعی چه کسی است؟ قسمت اول

    بنیاد گرای واقعی چه کسی است؟ قسمت اول

    .

    ... در جمعبندی های سالانه که داشتند در سال 1363 دیگر به یقین رسیدند که در کوتاه مدت از پس رژیم ایران بر نمی آیند. به دنبال راه حل های مختلف بودند. از جمله آن انقلاب ایدئولوژیک بود که مسعود خان (رجوی ) با زرنگی خاص با یک تیر سه نشان را هدف قرار داده بود ...

    محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پنجم فوریه 2010
    http://mohamadkarami.wordpress.com/

    آیا به معنای واقعی کلمه، بنیادگرا تر از سازمان مجاهدین وجود دارد ؟

    برای جواب دادن به این سئوال به عقب تر برمی گردیم و مروری به گذشته نه چندان دور می کنیم تا با موارد و فاکت های مشخص به این سئوال جواب بدهیم .

    - آیا سازمان مجاهدین از اول یک فرقه بنیا د گرا بوده ؟

    - از کی ماهیت واقعی فرقه گرائی در سازمان مجاهدین برملا شد ؟

    - علت اینکه ماهیت واقعی یا به زبان ساده تر دست آنها رو شد چه بود ؟

    - چرا این فرقه مارک بنیاد گرائی را به دیگران می زند ؟

    تا قبل از پیروزی انقلاب 57 نام سازمان مجاهدین در لایه روشنفکر ایران تاحدودی شناخته شده بود. در جریان انقلاب ضد سلطنتی نام این سازمان توسط روشنفکران، دانشجویان و قشر جوان با برگزاری متینگ های سخنرانی و معرفی این سازمان بعنوان یک سازمان انقلابی مسلمان در درون جامعه شروع به رشد کرد. همین طور درآ نزمان سازمان فدائیان خلق هم همزمان شروع به فعالیت کرده بود و جایگاه خاص خودشان را در درون جامعه داشت بازمی کرد که

    الان موضوع بحث ما نیست. واقعیت امر این است که در آن زمان هیچ یک از مسئولین رده بالای سازمان تماما در زندان بودند و بعضی از اعضاء که آن موقع بیرون بودند به خاطر شرایط پلیسی آن زمان حاضر نبودند که علنا در صحنه حاضر شوند وخودشان سازمان مجاهدین را تشریح کنند وبه سئوالات ایدئولوژی، اهداف و …. پاسخ بدهند. معمولا برای این کار از روشنفکران و سخنرانانی که واقعا برای انقلاب مایه می گذاشتند استفاده می شود. به این آقایان جزوات و کتاب های نوشته شده داده می شد پس از مطالعه و آشنایی که خودشان داشتند در ميتینگ ها سخنرانی می کردند . ( مثلا در شهر ما تمام ميتینگ های سازمان توسط کمیته ای اداره می شد که بیشتر آن از بچه ها يی بود که با سازمان در ارتباط بودیم یا هوادار سازمان شده بودند. تعدادی از بچه های مذهبی آن زمان که آنها هم سمپاتی نسبت به سازمان داشتند تشکیل شده بود.

    سخنوران کمیته ما آقایان : لشگری – زنده گل – دکتر اصفهانی – نداف بودند که هیچ کدام الان در قید حیات نیستند وخیلی از سئوالاتی که در آن متینگ ها مطرح می شد و توان پاسخ دادن نبود به بعد موکول می شد وسئوالات جمع آوری و به مسئول آنموقع تشکیلا ت می دادیم و جواب بعضی از سوالات هرگز داده نشد. از آنجائی که چرخه انقلاب خیلی سریع پیش می رفت فرصت آنچنانی نبود که مردم این سازمان را به معنی واقعی بشناسند، تاریخچه آن را موشکافی کنند و بدانند که از چه زمانی تشکیل شده، چه پروسه ای را گذرانده چه فراز و نشیب هايی داشته است و پس از شهادت بنیانگذاران چه کسانی سکاندار این سازمان بوده اند. مثلا هیچ موقع در سخنرانی ها از ضربه های سال 50 تا 54 و انحراف سازمان به سمت مارکسیست شدن و دوشقه شدن آن تا سال 1358 یعنی پس از پیروزی انقلاب اشاره ای نشد. فقط به ضربه هايی که ساواک زده بود اشاره می شد. پس از انقلاب هم سازمان آنطور که خودش می خواست مسئله را انعکاس داد. در حالی که واقعیت چیزدیگری بود که خود بحث جداگانه ای است و دوستانی که خودشان درکش و قوس ان پروسه بودند در این رابطه مقالات و کتاب هايی نوشته اند. در این رابطه اقای سعید شاهسوندی در مقالاتی تحت عنوان ریشه یابی و پیدایش تحولات بعدی سازمان مجاهدین خلق، به قسمت هايی از این جریان اشاره کرده اند .

    پس از انقلاب هم سیر تحولات شتاب زیادی گرفته بود و درگیری های سیاسی روز دیگر فرصتی برای باز شناسی باقی نمی گذاشت. سازمان هم از این فرصت ها خوب استفاده می کرد که به مسائل گذشته نپردازد و آن طور که می خواست جامعه را در مسائل سیاسی درگیر کند. (در کتاب هايی که منتشر می کرد گذشته سازمان را یک طرفه و دور از واقعیت انعکاس می داد.) جامعه را هر روز ملتهب تر می کردند تا به نقطه ای رساندند که 30 خرداد 1360 را به وجود آوردند .

    پس از آن هم در پایگاهای سازمان از سال 1360 تا سال 1365 آموزش ها ی زیادی برگزارمي شد.

    از جمله آنها : آمورش بحث هویت که 180 ساعت بود. آموزش وجود یا سرمایه کنونی – آموزش ضربه اپورتونیستی – آموزش بیانیه 12 ماده ای – آموزش جمع بندی یک ساله – آموزش زمامداری کارتر و …. در این آموزش ها به خیلی از سئوالات و تناقضات اساساً جواب نمی دادند و از انجائی که در خیلی جاها مسئله ساز شده بود کلاً این آموزش ها در تشکیلات حذف شدند و خیلی از ان کتاب ها را از دور خارج کردند و بعضاً سوزانده شدند.

    در جمعبندی های سالانه که داشتند در سال 1363 دیگر به یقین رسیدند که در کوتاه مدت از پس رژیم ایران بر نمی آیند. به دنبال راه حل های مختلف بودند. از جمله آن انقلاب ایدئولوژیک بود که مسعود خان (رجوی ) با زرنگی خاص با یک تیر سه نشان را هدف قرار داده بود.

    اول آن که خانم مریم قجر عضدانلو (رجوی ) را ازدست شوهرش بیرون آورده بود که مدت ها بود به دنبال وی بود. چونکه اگر مسله زنان در تشکیلات مسله روز بود خیلی از زنان بودند که سابقه تشکیلاتی و مبارزاتی آنها چندین مدار از خانم مریم قجر عضدانلو بالا تر بود. برای توجیه این کار خودش که تحت نام انقلاب ایدئولوژی بود خود را با پیامبر اسلام مقایسه می کرد که باهمسر پسرخوانده خود ازدواج کرده بود و در نشست های درون تشکیلاتی کلی خط ونشان می کشید که این حرکت در هیچ سطح و سطوحی قابل الگو برداری نیست. برای اولین بار و آخرین بار درتاریخ سازمان دارد اتفاق می افتد و حرف و شعارهای زیادی در این رابطه داد.

    دوماً با این کاراستارت هژمونی زنان بر مردان را زده بود که همان نقشه های شومی بود که در سال های بعد آن را تکمیل کرد.

    سوما ً رقیبان و مخالفان خودش در تشکیلات را کنار زد افرادی همانند : علی زرکش – مهدی افتخاری ( که بارها در نشست های مختلف وی را سکه یک پول می کرد . الان تبدیل به یک آدم روانی شده و بدون مصرف در گوشه ای از قرار گاه اشرف مشغول سبزی کاری می باشد.) محمود عطائی – مهدی کتیرائی و …..در این دوران تمام رقیبان را از صحنه حذف کرد.

    بعد از شکست در عملیات فروغ که دیگر دید سرنگونی رژیم ایران کار سازمان وی نیست.و از طرفی هم بعد از آن شکست دیگر در نشست ها نیرو ها رو در روی وی می ایستادند واز وی حسابرسی می کردند که چرا شکست خوردیم، چرا این همه کشته داده شد. وقتی که دید شیرازه تشکیلات دارد از دست می رود وارد حربه آخرش شد که چند سال قبل پایه گذاری کرده بود. انقلاب ایدئولوژی همگانی یعنی هرکس در آن مناسبات می خواهد باشد باید زن وشوهر چه آنهایی که دارند، چه آنهایی که مجرد هستند، اما در ذهن یکی را دارند طلاق بدهند. زیر آب تمامی صحبت هايی که چه به صورت عمومی در رادیو و نشریه و اطلاعیه هايی که بیرون داده بودند و چه نشست های درونی که برروی آن موضوع صحبت کرده بود، را زد.

    از آن به بعد بود که هر از چندی یک قانون یا حربه ا ی را به عنوان بند انقلاب رو میکرد. این بندها برای مستحکم کردن قدرت مطلقه رهبری بود و به صلابه کشیدن مخالفان تحت هر پوشی. با زبان بی زبانی می گفت آخوند ها رژیم مطلقه فقیه دارند. من هم رهبر مطلقه انقلابی هستم در این جا جنگ وی با رژیم ایران سر مسئله فقیه بود . وی می گفت من رهبر مطلقه انقلابی هستم.

    ادامه دارد

    ----------

    از همین نویسنده:
    http://www.iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=7644

    به آدم ابله امر مشتبه می شود

    در عصر اینترنت پیام خنده دار رجوی بعد از سه هفته روی سایتش آمده!!

    .

    ... به ارتش آزادی !؟ دارد دستور می دهد که نهراسید و ایستادگی کنید ، به صورت جمعی عمل کنید . اولاً : کدام ارتش ، کدام نیرو ، در کجا مستقر است . دوماً : شما که لالائی بلدی و کلید پیروزی و اصل طلائی را نشان دیگران می دهی چرا خودت از سوراخ بیرون نمی آیئ .؟ مرگ خوب است برای همسایه ...


    (رجوی و ابریشمچی در حال دریافت دستور از رئیس سرویس های مخفی صدام)

    محمد کرمی، وبلاگ عیاران، بیست و هشتم ژانویه 2010
    http://mohamadkarami.wordpress.com/

    در سایت های فارسی در حال گشت و گذار بودم که چشمم به پیام مسعود خان ( رجوی ) افتاد . از روی کنجکاوی مرور کردم و رد شدم . کلی به او خندیدم ، پیامی با بیش از سه هفته تاخیر روی سایت می آید . اما تاریخ صدور آن با تاریخ درج آن تفاوت زیادی دارد . پیش خودم گفتم بالاخره امام زمان فرقه است ، حالا که غیبت صغری دارد . تا خبردر ته چاه به او الهام شود ، از ته چاه پیام را صادر کند . و روی سایت درج کند خوب عادی است که این زمان را ببرد آن هم در عصر اینترنت ، از مسله ساده گذشتم . روز بعد مجدد داشتم سایت های فارسی را می گشتم که این بار دو – سه بار پیام مسعود خان را خواندم که ببینم چی گفته است . که به یاد ضرب المثل معروف افتادم که می گوید : به آدم ابله در همه جا امر مشتبه می شود . مصداق همین خان است .

    به ارتش آزادی !؟ دارد دستور می دهد که نهراسید و ایستادگی کنید ، به صورت جمعی عمل کنید . اولاً : کدام ارتش ، کدام نیرو ، در کجا مستقر است . دوماً : شما که لالائی بلدی و کلید پیروزی و اصل طلائی را نشان دیگران می دهی چرا خودت از سوراخ بیرون نمی آیئ .؟

    مرگ خوب است برای همسایه ، خودش و سلطانه خانم مریم قجرعضدانلو(رجوی ) جایشان امن است . خودش که خودش را فرمانده کل قوا معرفی کرده است و سالیان است مانند رئیس جمهور مادام العمر این پست را اشغال کرده است و آلان هم دارد فرمان صادر می کند .

    با دجالیت تمام می خواهد از شرایط پیش آمده سو استفاده کند . شهدا را شهیدان خودشان می داند و آن تهمت های که به مردم معترض که در خیابانها هستند زده شده را به خودش می چسباند . به این می گویند خرمرد رندی تمام که دست تمام موج سواران و چپاولکران سیاسی را از پشت بستن .

    علی رغم اینکه در بیا نیه اخیر که آقای موسوی صادر کرد و مرز خودش با فرقه رجوی روشن نمود . این فرقه از موس موس کردن در پای منبر وی کوتاه نیامده ودست باز به وی می دهد که هرچه می خواهد بگوید . اما جواب این تناقض یا دوگانگی را نمی دهد . این فرقه ادعا می کند که 120 هزار اعدام و قتل عام زندانیان سیاسی و ….بوده . که بیش از 90 هزار آن در هشت سال نخست وزیری آقای موسوی روی داده است . و حالا دارد این طوربرای وی سینه چاک می کند .

    آیا این حرکت خیانت به خون همان شهیدانی که ادعا دارید نیست . ؟ با این کارتان چطور به چشمان خانواده شهدا می توانید نگاه کنید .

    چشمگ و چراغ برای اربابان غربی را فراموش نمی کند که با زبان بی زبانی دارد اعلام می کند که در غلامی حاضر است . البته اربابان بهتر می دانند که در کجا آنها را مصرف کنند .

    محمد کرمی
    oyanyoldash@yahoo.com

    به یاد مقاله آقای علی‌ کشتگر افتادم که به درستی گفته بود به اعتبار این جنبش ملی دستبرد نزنید که با هم مقاله را مرور می کنیم .

    لینک به متن نوشته آقای کشتگر در سایت میهن:
    http://www.mihan.net/y/1388/04/Mihan-04-101.htm

    به اعتبار این جنبش ملی دستبرد نزنید!

    آنچه در ایران می گذرد، از یکسو نشانه آگاهی و شعور ملتی است که برای آزادی خود تلاش می کند و از سوی دیگر نشانه سبعیت و درنده خویی مشتی قدرت پرست بی وطن و بی وجدان است که برای حفظ قدرت از هیچ دروغ، تهمت و جنایتی در حق این ملت فروگذار نمی کند. و دنیائی نیز نظاره گر ایران است. ملت را تحسین می کند و به دیده تحقیر به کودتاچیان می نگرد.

    در این کشمکش سرنوشت ساز که مردم ایران به رغم سرکوب وحشیانه، همه روزه برای گشودن دریچه ای به سوی آزادی به خیابانها و کوچه ها می ریزند و درتاریکی های شب از پشت بام ها و کوچه ها فریاد آزادیخواهانه برمی آورند چه شرم آور است که هنوز کسانی در نقش اپوزیسیون نظام حاکم به جای آن که به منافع و مصالح این ملت به جان آمده بیندیشند، همه حواسشان در این است که چگونه به هزینه مردم برای خود طلب فرصت و قدرت کنند.

    درست فهمیدید مقصودم”مجاهدین خلق” است که نخست مردم را به تحریم انتخابات فراخواندند و پس از آن که دانستند بیش از 40 میلیون مردم در جستجوی راهی به سوی آزادی به صندوق های رای هجوم برده اند تا شاید از این فرصت دری به روی آرزوهای خود بگشایند، مدعی شدند که شرکت مردم در انتخابات دروغ است، تبلیغ رژیم است و همسر مسعود رجوی که او هم در قدرت پرستی دست کمی از قدرت پرستان حاکم ندارد و خود را رئیس جمهور مقاومت می نامد مدعی شد که اساسا ملت ایران در انتخابات شرکت نکردند و در یکی از تلویزیون های فرانسوی ضمن تکرار این ادعاها از نیکلا سرکوزی خواستار حمایت از “مقاومت مردم ایران” شد!

    اما حوادث ایران بویژه هجوم میلیونها ایرانی در راهپیمائی های تهران و شهرهای بزرگ که می گفتند رای من کجاست و یا موسوی موسوی رای مرا پس بگیر و همبستگی بی سابقه صدهها هزار ایرانی در پنج قاره جهان که همه روزه همراه مردم ایران فریاد حق طلبانه برمی کشند، باردیگر به این عشاق دل خسته قدرت که دیگر سالیان درازی است ایران بویژه نسل جوان کشور را نمی شناسند نشان داد که تحلیل ها و تفسیرهای آنان از حوادث ایران، هیچ ربطی به واقعیات ایران ندارد.

    این گروه انگار هنوز نفهمیده که مردم ایران برای همیشه از شیوه های خشونت آمیز و حتی گفتار خشونت آمیز وداع کرده اند و در مقاومت بزرگی که برای جنبش دموکراسی خواهی به راه انداخته اند، همه ترفندهای رژیم برای کشاندن ملت به دام خشونت و یا چسباندن جنبش مردم به قدرت های خارجی را یکی پس از دیگری باطل می کنند و اتفاقا رمز گسترش جنبش دموکراسی خواهی ایران نیز در همین رویگردانی جامعه از خشونت و رسیدن مردم به این درک است که مبارزه عدم خشونت ضامن پیروزی آنان به آزادی و عدالت است. و همین پایداری و پافشاری ملی در گسترش جنبش عدم خشونت است که اربابان خشونت را در نظام حاکم ایران به وحشت انداخته است. چرا که حاکمان ایران می دانند اگرمردم برعدم خشونت پای فشارند و شعار “برادر ارتشی چرا برادر کشی” را سردهند آن وقت معلوم نیست بتوانند توجیهی برای ادامه آدم کشی و همراه کردن سربازان با خود پیدا کنند. و درست در همین جا است که این “خواهران” و “برادران” مجاهد همچون معجزه ای الهی به کمک جباران حاکم بر ایران می آیند. سخنگویان رژیم از آغاز گسترش جنبش ملی آزادیخواهی مدام و با دروغهای شاخدارکوشیده اند این جنبش را به خشونت و اقدامات مسلحانه متهم کنند. ماموران نظام پمپ بنزین آتش زده اند، شیشه ها و درهای خانه و مغازه های مردم را شکسته اند و این همه را به جنبش مسالمت جویانه ملی نسبت داده اند تا بهانه ای برای سرکوب پیدا کنند. رژیم دروغ گوی ایران و رسانه های رسمی آن در کمال وقاحت می کوشند مجاهدین خلق را به اعتراضاتی که هیچ ربطی و هیچ رابطه ای با آنان ندارد بچسبانند و مجاهدین خلق نیز به شیوه همیشگی خود با اصرار شگفت انگیزی این ادعاها را به خود گرفته اند. و این همه نشان می دهد که چگونه خشونت گرایان حاکم برای توجیه رفتار خود علیه جنبش دموکراسی خواهی و به خون کشاندن آن به این مبلغان خشونت که هیچ پایگاهی در میان مردم بویژه نسل جوان ایران ندارند نیازمندند.وقتی به سرنوشت معصومانه و غمبار ندا و نداها که در طلب آزادی جان می دهند اما از راه مسالمت آمیز پای بیرون نمی گذارند می اندیشم خونم از این همه ناراستی و نامردمی به جوش می آید.

    دیروز در آرزوی قدرت، با صدام حسین عقد اخوت بستند، پس از او کوشیدند با حکومتی که صدام را نابود کرد در پی مقاصد خود همراهی کنند و امروز نیز با چسباندن خود به جنبش دموکراسی خواهی مسالمت جویانه ملت دست به اقدام زشت دیگری می زنند و اینها همه ناشی از عشق کور به قدرت است.اگر خامنه ای و احمدی نژاد رای مردم را دزدیدند، حالا این گروه هم می کوشد در حد توان خود به اعتبار جنبش مردم دستبرد بزند. ایرانیان که در خارج از کشور همه روزه در همراهی با اعتراضات داخل ایران به گردهمائی و تظاهرات دست می زنند، باید مواظب این دستبردها باشند.

    اول تیرماه 88
    علی کشتگر

    -------------

    .

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=7595

    ای کائنان وای ریا کاران که شتر را با بارش می بلئید ، و برای بچه ها ی یتیم اشک می ریزید

    .

    ... البته نیازی نیست که کاسه گدائی به دست بگیرید . بگوئید که بیش از هر زمان دیگر به حمایت شما ها نیازمندیم . از ما بهتران همان طور که تا به حال زیر بغل و توی جیب ها پر کرده اند . خودشان بهتر می دانند که در چه زمان های باید سخت پشت شما بود. در چه زمانی هم مانند دستمال کاغذی مصرف شده باید بیرون انداخت ...

    محمد کرمی، وبلاگ عیاران، هفدهم ژانویه 2010
    http://mohamadkarami.wordpress.com/2010/01/17/454/#more-454

    باید به فرقه سازمان مجاهدین گفت حداقل به احترام همان شهیدانی که از روز عاشورا به این طرف ،در تظاهرات های خیابانی در تهران و شهر ستان ها کشته شده اند این جشن و پایکوبی در اورسوراواز برپا نمی کردید .

    مریم قجر عضدانلو ( رجوی ) سر دسته فعلی فرقه رجوی از یک طرف سنگ تظاهرات های داخل را ایران به سینه می زند ، به خصوص کشته شده های آن و دستگیر شدگان این جریان را .

    ازطرفی بعضی روزها 15 الی 20 اطلاعیه بی مسماء پشت سر هم بیرون می دهند . این فرد کشته شد یا آن دستگیر شد و …. در حالی که این تظاهرات ها هیچ ربطی به این فرقه ندارد و همگان هم در خارج از ایران دیده اند . هر کجا سر کله آنها پیدا شده از صف بیرون رانده شده اند . آخرین مورد آن چندی قبل در ایتالیا بود . چند روز قبل قرار بود برنامه اعتراضی در ایتا لیا برپا شود ، عوامل مریم قجر عضدانلو سرکله شان با عکس های او پیدا شد . وقتی حاضر نشدند که عکس ها را در این برنامه نیاورند به اجبار برنامه از طرف مسئولین برگذار کننده لغو شد .

    این فرقه در چنین اوضاع و احوالی اقدام به برگذاری جشن و پایکوبی و مهمانی آنچنانی می کند ، آن هم چه جشنی است ؟

    سال نو مسیحی چه ربطی به فرهنگ کشور ما دارد که نزدیک به 1000 تن مهمان خارجی شرکت کننده دارد( آنهم منتخبین فرانسوی ! یا ….؟ ) در این جشن خانم ریئس جمهور مادام العمر سخنرانی هم کرده است .

    در این سخنرانی 4 3 صحبت های وی در باره تعریف از خودش و مرکز فرقه در عراق است . در این جمع بندی سال مسیحی مهم ترین مسائل از نظر وی را توجه کنید

    اجازه بدهيد سالي را كه پشت سر گذاشتيم در يك جمله خلاصه كنم؛

    تا آنجا كه به مهمترين بحران جهان يعني مسأله ايران برميگردد، سال گذشته تعامل با فاشيسم مذهبي شكست خورد و پيروزمندي راه حل سوم به اثبات رسيد. ……………

    بله راه حل سوم، تنها راه حل، تغيير دمكراتيك به دست مردم و مقاومت ايران است.

    در آغاز سال 2010، اگرچه شمار زيادي در اعتراضهاي ماههاي اخير جان باخته‌اند يا زنداني شده‌ اند، اما مردم ما دلي شاد و سري بلند دارند كه به سوي آزادي و دمكراسي در حركتند.

    در سال 2009 رويداد بسيار مهم اين بود كه در برابر توطئه و هجوم عوامل عراقي ملايان، اشرف ايستاد و پيروز شد. . …

    در سراسر سال، ملايان در حال توطئه و محاصره و اعمال فشار نسبت به اشرف بودند. و اشرف ايستاد و پيروز شد. ………

    اين كار و فعاليت اشرف در سال گذشته بود و من فكر مي‌كنم اين ايستادگي افتخاري براي جهان بشري است.

    دوستان عزيز!

    سالي را كه آغاز مي‌كنيم براي قيام مردم ايران و براي مقاومت و اشرف سالي تعيين كننده است. سالي كه بيش از هر زمان ديگر به حمايتها و دوستي شما و همة حاميان مقاومت نيازمنديم

    اگر قبول دارید که در اغاز سال 2010تعداد زیادی در اعتراضها جان باختن پس این جشن پای کوبی برای چی است .

    البته نیازی نیست که کاسه گدائی به دست بگیرید . بگوئید که بیش از هر زمان دیگر به حمایت شما ها نیازمندیم . از ما بهتران همان طور که تا به حال زیر بغل و توی جیب ها پر کرده اند . خودشان بهتر می دانند که در چه زمان های باید سخت پشت شما بود. در چه زمانی هم مانند دستمال کاغذی مصرف شده باید بیرون انداخت .

    در فرهنگ فارسی ضرب المثلی است که می گوید .آدم ابله بیشتراز نوک دماغ خودش را نمی بیند و فکر می کند که همه چیز تا همین نوک دماغ است .

    محمد کرمی
    oyanyoldash@yahoo,com

    --------

    همچنین:
    http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7516

    چرا مریم رجوی فرمان ضرب و شتم جداشدگان را صادر کرد؟

    .

    ... جمعی از اعضای جدا شده از فرقه رجوی در جریان برپایی تجمع اعتراضی و افشاگری سرژی درباره فرقه رجوی هدف تهاجم و ضرب و شتم چماقداران فرقه قرار گرفتند، چند نفر از شهروندان فرانسوی که به حضور فرقه رجوی و فعالیتشان در فرانسه اعتراض کردند در بین مجروحان حادثه به چشم می خوردند ...

    پرونده سیاه، چهارم ژانویه 2010
    http://www.theblackfile.com/default.aspx?app=ArticleManagement&page
    =ArticleView&catId=27&catParId=13&artId=1014&Type=2

    جمعی از اعضای جدا شده از فرقه رجوی در جریان برپایی تجمع اعتراضی و افشاگری سرژی درباره فرقه رجوی هدف تهاجم و ضرب و شتم چماقداران فرقه قرار گرفتند، چند نفر از شهروندان فرانسوی که به حضور فرقه رجوی و فعالیتشان در فرانسه اعتراض کردند در بین مجروحان حادثه به چشم می خوردند.

    در چنین شرایطی این سؤال پیش می آید که چرا مریم رجوی دستور سرکوب تظاهرات مخالفان را صادر کرد؟ آیا آزار و اذیت اعضای جدا شده ای که از فرقه انتقاد می کنند جز ویژگی ها و فرهنگ فرقه است؟

    لازم است بدانید کسانی که به فرقه ها انتقاد کرده و یا با آن مخالفت می ورزیدند با حرکات ایذایی فزاینده روبرو می گردند، به آنها از طرف افرادی که خود را گزارشگرانی معرفی می کنند که خواهان اطلاعاتی در خصوص فعالیت های محلی ضد فرقه هستند، تلفن زده می شود، همسایگان، خوشان و کارفرمایان نیز از جانب اشخاص با هویت ساختگی در خصوص موضوعات در جلسات تعلیمی و تحقیقی مردمی و افشاگرانه در خصوص فرقه ها به وسیله این دسته افراد اعمال نفوذ و ایجاد اخلال می شود.

    نه تنها محققین، روزنامه نگاران، نویسندگان و شهروندان عادی تحت ارعاب، هجوم و شکایت حقوقی قرار گرفته اند، بلکه فرقه ها اقدام به ترساندن کارشناسان و شهود در خارج از جلسات، دادگاهها و حمله و هجوم به شخصیتی که به نفع اعضای سابق فرقه شهادت داده اند نیز نموده اند. فرقه های معینی با این امید که بتوانند به سرکوب وکلا، پزشکان، روانکاوان، روانشناسان، مددکاران اجتماعی، بازرسان رفاه کودکان و هرکس که ممکن است به قربانیان فرقه ها در شکایات قانونی یا گرفتن کودکانشان یاری برساند بپردازند، خود را تا نهایت خیانت تنزل داده و حتی از تاکتیک های ترور نیز استفاده کرده اند.

    ترور و سوءِ قصد، شیوه شناخته شده و بکار گرفته شده توسط بسیاری از فرقه ها برای رسیدن به مقاصد سیاسی و اقتصادی و همچنین خاموش کردن مخالفین و کسانی که افشای روابط استثماری درونی آنان بپردازند بوده است، پس با شرح توضیح درباره ویژگی های فرقه ها در برابر جداشدگان و منتقدین باید برخورد خشن و فیزیکی چماقداران برعلیه مردم و نجات یافتگان فرقه امری عادی، طبیعی و قابل انتظار است.

    رجوی ها ناخودآگاه و اتوماتیک وار در برابر فعالیت های تبلیغی و افشاگرانه جداشدگان واکنش سریع و تند نشان می دهند که توأم با خون و خونریزی است.

    در فرانسه، اروپا، آمریکا و هرجایی که پرونده تروریستی رجوی باز و در حال پیگیری است، مهره های سرسپرده و سرکوبگر رجوی حاضر می شوند.

    ---------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7303

    آیا مسئولیت کارهای کثیف آمریکایی ها به عهده فرانسه گذاشته شده؟

    نامه سرگشاده به ریاست جمهوری فرانسه، آقای سارکوزی

    .

    ... سازمان مجاهدین فقط با اتکا بر حمایت های واشنگتن سر پا مانده است. ولی همین دلایل و شواهد گواه هستند که همین حامیان تروریسم حاضر به پذیرفتن حتی یک نفر از افراد این گروه نبوده و از کشور شما فرانسه و شخص شما انتظار دارند تا کارهای کثیفی را که خودشان حاضر به انجامش نیستند را برایشان انجام دهید ...

    مسعود خدابنده، سی نوامبر 2009

    لینک به متن اصلی (انگلیسی)
    http://www.iran-interlink.org/?mod=view&id=7302

    آقای رئیس جمهور عزیز،

    مطمئن هستم که نام سازمان مجاهدین خلق برای شما آشنا است. هر چه باشد شما وزیر ذیربط و مسئولی بودید که (سال 2003 میلادی) دستور تحقیق در مورد قرارگاه این سازمان را صادر کردید. تحقیقی که همان روز مخفی بودن مریم رجوی در پایگاه تروریستی اور سور اواز در حومه پاریس به همراه بیست میلیون دلار که در روزنامه های عراقی پیچیده شده بود برملا نمود.
    مطمئن هستم که شما واکنش وحشیانه سازمان مجاهدین را هم بخاطر دارید. واکنشی با خودسوزی های سازمان یافته. بخصوص خودسوزی هایی که در جلوی وزارت کشور فرانسه بوقوع پیوست. خود سوزی هایی که برای فشار بر دولت شما انجام گرفت و خود سوزی هایی که طی آن دو نفر کشته و تعداد بیشتری برای همیشه معلول گردیدند.

    آقای عزیز،

    متاسفم که باید مجددا در رابطه با حرکات وحشیانه مجاهدین در ژوئن 2007 به شما یاد آوری کنم. خشونتی که توسط این سازمان برعلیه فعالان حقوق بشری در ساختمان فیاپ پاریس بوقوع پیوست و به جراحات جدی بسیاری در پایتخت کشور شما انجامید.
    اکنون ناظر هستیم که باز حرکات وحشیانه و خشونت بار دیگری طی هفته گذشته توسط فرقه تروریستی مجاهدین خلق در کشور شما بوقوع پیوسته است. این بار در شهر کوچکی بنام سرجی در نزدیکی پاریس.

    آقای رئیس جمهور،

    دولت شما مدعی سردمداری مبارزه با تروریسم شده است در حالی که مرکز تروریستی یکی از خطرناک ترین فرقه های تروریستی که مسئولیت ترور انبوهی از شهروندان عراقی در راستای دستورات صدام حسین را بعهده گرفته است در پایتخت کشور شما قرار دارد.
    با توجه به انبوه شواهد افشا شده در دسترس، اکنون دیگر کسی شکی ندارد که بعد از اشغال عراق و سرنگونی رژیم صدام، سازمان مجاهدین فقط با اتکا بر حمایت های واشنگتن سر پا مانده است. ولی همین دلایل و شواهد گواه هستند که همین حامیان تروریسم حاضر به پذیرفتن حتی یک نفر از افراد این گروه نبوده و از کشور شما فرانسه و شخص شما انتظار دارند تا کارهای کثیفی را که خودشان حاضر به انجامش نیستند را برایشان انجام دهید.

    آقای عزیز،

    راستی دولت شما بر اساس چه منطقی به این نتیجه می رسد که "بخاطر شکست سیاست های آمریکا در خاور میانه یکی از دوستان ما در کشور فرانسه که با تحمل تمامی فشار ها به تروریسم نه گفته و زندگی اش را وقف افشای تروریسم کرده است به این وضع مورد تهاجم تروریستی بقایای ارتش خصوصی صدام در کشور شما قرار گیرد"؟
    راستی دولت شما بر اساس چه منطقی به این نتیجه می رسد که مردم فرانسه باید در کشورشان پایگاهی به تروریست های مورد حمایت واشنگتن بدهند؟ فقط بخاطر این که دولت عراق در مقابل خواسته های نو محافظه کاران مقاومت کرده و کشورشان را دوباره به بقایای صدام حسین پس نمی دهند؟
    و راستی دولت شما بر اساس چه منطقی نتیجه گیری کرده است که همان تروریست هایی که تحقیقات در مورد آنها در کشورتان هنوز ادامه دارد باید اجازه داشته باشند تا منتقدین تروریسم را با چاقو و چماق و مشت مورد حمله قرار دهند؟

    آقای رئیس جمهور،

    بسیاری از تحلیلگران معتقدند که پناه دادن به تروریست های سازمان مجاهدین خلق در فرانسه و همچنین حمایت بی چون و چرای واشنگتن از این گروه تروریستی منفور چیزی نیست بجز قبول خالی بودن دست غرب در قبال مذاکرات هسته ای با دولت کنونی ایران. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که که جعبه ابزار غرب آنچنان خالی شده که حتی ابزار نخ نمایی همچون فرقه تروریستی مجاهدین خلق را هم نمی تواند کنار بگذارد.
    کسانی که وقایع سیاسی خاور میانه را دنبال می کنند و کسانی که بخصوص وقایع ماه های اخیر را دنبال کرده اند بی شک متوجه شده اند که غالب قراردادهای نفتی و گازی منطقه با کشور روسیه منعقد می گردند و بازار سرمایه گذاری این منطقه نیز اساسا در دست کشور چین قرار گرفته است و متاسفانه این در حالی است که رجوی و ریگی (یکی دیگر از تروریست های مورد حمایت واشنگتن در پاکستان) و پژاک (شاخه ای از گروه تروریستی پی کا کای ترکیه که به مرز عراق و ایران منتقل شده اند و نه ایرانی هستند و نه عراقی) برای "غرب زرنگ!!" باقی مانده اند.

    آقای عزیز،

    بسیار مشتاقم مطلع شوم که دولت شما چه قدم هایی را می تواند و یا میخواهد بردارد تا حفاظت از فعالان ضد تروریسم در قبال حملات تروریستی وحشیانه سازمان مجاهدین خلق و مرکز رسمی و علنی آن در کشورتان را تضمین نماید.

    با احترام
    مسعود خدابنده
    لیدز، انگلستان


    (آقای محمد کرمی، فعال حقوق بشر که توسط مزدوران صدام در فرانسه مورد حمله قرار گرفت)

    Home


      05-02-2010
    :Hits since 4/06 (C) 2006