شما صفحه آرشیو را مشاهده می‌کنید. برای دیدن صفحه اصلی‌ به این لینک مراجعه نمائیدhttp://iran-interlink.org/wordpressfa/



  • دیدار آن سینگلتون از کمپ عراق جدید (سابقا اشرف). مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در پروسه پیشرفت دموکراسی در عراق خرابکاری می کنند
  • تروریسم مجاهدین خلق (فرقه رجوی) با پشتیبانی امریکا و اسرائیل، نمک آشی که برای جنبش سبز پخته اند - مسعود خدابنده، مشاورین استراتژی خاورمیانه ا
  • چرا کسی در مورد نقض مستمر و فاحش حقوق بشر در کمپ اشرف (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) تحقیق نمی کند؟ - گزارشی از کمپ اشرف، مارس 2011
  • چه کسی مسئول رنج مداوم خانواده های اعضای گرفتار در پادگان اشرف است؟ (بنیاد خانواده سحر، ژوئیه 2010: آمریکا یک راه بیشتر ندارد. باید دست دولت عرا
  • صدور حکم بازداشت مریم و مسعود رجوی و 37 تن دیگر از مجاهدین خلق در عراق (رویترر، ژوئیه 2019)
  • ایران اینترلینک - گزارش دوم از بغداد، اردوگاه اشرف و سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - مسعود خدابنده، ایران اینترلینک، سپتامبر 2009
  • نظرات دکتر موفق الربیعی در مورد کمپ اشرف، مسعود رجوی و "زهر زدایی" از اعضای سازمان مجاهدین خلق (خبرگزاری رویتر، ششم آوریل 2009 )
  • ممانعت رجوی (رهبر فرقه مجاهدین خلق) از ورود هیأت تحقیق وزارت حقوق بشر به اشرف (اصوات العراق، چهاردهم مارس 2009)
  • الموتمر عراق: اتحاديه اروپا منافقين را به خاك خود دعوت كند (موتمر، یازدهم فوریه 2009)
  • آقای بنی صدر: وقتی سازمانی وابسته شد طبیعتا وجه المصالحه می شود (رادیو فرانسه، پنجم فوریه 2009)
  • آمریکا تبعیدیان ایرانی تحت حمایت را در عراق بلاتکلیف نگاه میدارد (گزارشاتی از شبکه رادیو عمومی ملی امریکا از بغداد و تهران. آوریل 2008)
  • ورود اولین سری نجات یافتگان از جهنم اشرف در عراق به کشورهای اروپایی
  • معرفی یکی از چماقداران مجاهدین خلق (فرقه رجوی) لیلا جزایری یا اعظم فرهانی ملا حسنی کهنه.
  • ترجمه گزارش ویژه ایران اینترلینک از بغداد، قرارگاه اشرف و مجاهدین خلق (ایران اینترلینک، مسعود خدابنده، فوریه 2008)
  • اتحادیه اروپا بار دیگر مجاهدین (شورای ملی مقاومت،ارتش آزادیبخش، فرقه رجوی ...) را در فهرست تروریستها قرار داد ( دسامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمان اروپا در ایران با انجمن نجات دیدار نمود (دسامبر 2007)
  • رئیس گروه پارلمان اروپا: سازمان مجاهدین در اتحادیه اروپا، انگلستان و آمریکا همچنان غیر قانونی و سیاست ما نفی آن است (دسامبر2007)
  • همایش ؛ مغز شویی ؛ جنایت علیه بشریت (دانشگاه تبریز، دسامبر 2007)
  • دیدار و سخنرانی پرفسور شلدون فوت و مسعود خدابنده در پارلمان بریتانیا (نوامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمانی بریتانیا از انجمن نجات در تهران دیدار کرد (نوامبر 2007)
  • رجوی رهبر مجاهدین به اعضای فرقه اجازه ملاقات با خانواده بدهد (خدابنده، اوت 2007)
  • سایت رجوی: هیچکس ، واقعا هیچکس صلاحیت انتقاد به رهبران پاک باز آزادی را ندارد! (ایران دیدبان، چهارم اوت 2007)
  • وصلت با تروریستها؟ نه! (کنت تیمرمن، سیزده ژوئیه 2007)
  • استفاده ابزاری از نام مسعود رجوی در تبلیغات مجاهدین حاکی از شتاب گرفتن سقوط فرقه به فاجعه غیر قابل کنترل نهایی است (بریف ایران - اینترلینک)
  • گزینه هایی سخت در روند مذاکرات ایران و امریکا (مسعود خدابنده، آسیا تایمز، بیست و یکم می 2007)
  • انتشار گزارش جدید وزارت خارجه امریکا (مسعود خدابنده، سوم می 2007)
  • اظهارات ابراهيم خدابنده و جميل بصام در مورد مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - ایسنا، هشتم آوریل 2007
  • مصاحبه تلویزیون کانال سه بریتانیا با آن سینگلتون در رابطه با مجاهدین خلق، فرقه تروریستی رجوی(سی و یکم مارس 2007)
  • نامه سرگشاده ابراهیم خدابنده به مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران (سی مارس 2007)
  • مادری التماس می کند که میشود خبری از بچه من بگیری؟!!(دکتر نوری زاده، مارس 2007)

  • خانواده های دردمند اسرای اشرف را دریابیم (نوروز 1389)

    خانواده های دردمند اسرای اشرف را دریابیم

    .

    ... زندانبانان اوین و قوه قضائیه لا اقل تعداد اندکی اگر چه با وثیقه های سنگین بالاخره ازاد شده اند و به خانواده هایشان پیوسته اند و یا به مرخصی فرستاده شده اند تا در کنار خانواده ها و فرزندانشان عید را جشن بگیرند اما درسازمان مجاهدین که نام ارتش ازادی بخش را هم یدک می کشد این حد نازل از آزادگی و مروت جود ندارد که حق ملاقات را در این ایام برسمیت بشناسند و خانواده های داغدار را با دیدن عزیزانشان دمی خرسند کنند ...

     

    هادی شمس حائری، پیام رهایی، هفدهم مارس 2010
    http://payamerahai.com/?p=1081

    چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱٣٨٨ - ۱۷ مارس ۲۰۱۰

    چندین ماه است که خانواده های ساکنین کمپ اشرف با وجود خطراتی که در عراق هر جنبنده ای را تهدید می کند و جانشان را در معرض خطر نابودی بمب های بعثی- القاعده ای قرار می دهد به عشق دیدار عزیزانشان بار سفر بسته و جلو درب ورودی کمپ اشرف رحل اقامت افکنده اند تا شاید قساوت و بی رحمی جای خود به رأفت و مهربانی دهد و خانواده ها پس از سالها دوری بتوانند فرزندانشان را در آغوش بگیرند و رنج سفر و غبار راه را از خود بزدایند.

    زندان و زندانی همیشه تا بوده یکی از معضلات اندوه بار بشریت بویژه در کشور های استبدادی و دیکتاتوری بوده و خانواده های بسیاری را سوگوار و در حسرت دیدار حتی یک لحظه کوتاه قرار داده است

    از سوی دیگر در ایران جلو درب زندان اوین ماه هاست که خانواده های زندانیان که عمدتا نویسنده و روزنامه نگار و قشر فرهیخته جامعه ایرانی اند گریان و نالان گرد هم آمده اند تا شاید خبری از عزیزانشان بشنوند و یا به ملاقاتشان نائل ایند. این رنج و حسرت هنوز ادامه دارد.

    ما بر این باوریم که زندانی و خانواده ها آنان جدا از نوع تفکرو اتهامات وارده چه واقعی و چه موهوم از حقوق انسانی برخوردارمی باشند و تفاوتی نمی کند که زندانی دشمن ما باشد یا دوست ما باید از حقوق انسانی همه زندانیان حمایت کنیم خصوصا حمایت از خانواده های آنها که هیچ جرمی را مرتکب نشده اند جز اینکه اقوام و خویشاوندان

    زندانی هستند و این حق را دارند که عزیزانشان را ملاقات نمایند


    حوریه محمدی خواهر سمیه و دختر مصطفی محمدی

    این رنج و عذاب در این هنگامه که ایام عید و روز ملی ایرانیان است و خانواده ها بسنت دیرینه در این روز و بویژه هنگام تحویل سال دور سفره هفت سین جمع می شوند و سال نو را به یکدیگر تبریک می گویند و کوچکتر ها از بزرگترها عیدی می گیرند، رنجی مضاعف را بر خانواده ها و زندانیان تحمیل کرده است.

    ساکنین اشرف سالهای متمادی است از برکات این روز ملی و باستانی و دید و بازدید اقوام و خویشاوندان خود محروم بوده و در قلعه ای دور از آدمیزاد بسر برده اند و بعد از سقوط صدام که بیش از 7 سال می گذرد هنوز توفیق نیافته اند تا برسم همه ایرانیان در این ایام در کنار خانواده های خود باشند و از مصاحبت و دیدار یکدیگر لذت ببرند.

    در سمت پوزیسیون یعنی زندانبانان اوین و قوه قضائیه لا اقل تعداد اندکی اگر چه با وثیقه های سنگین بالاخره ازاد شده اند و به خانواده هایشان پیوسته اند و یا به مرخصی فرستاده شده اند تا در کنار خانواده ها و فرزندانشان عید را جشن بگیرند اما درسازمان مجاهدین که نام ارتش ازادی بخش را هم یدک می کشد این حد نازل از آزادگی و مروت جود ندارد که حق ملاقات را در این ایام برسمیت بشناسند و خانواده های داغدار را با دیدن عزیزانشان دمی خرسند کنند.

    خانواده های زندانیان اشرف شرایطی متفاوت از خانواده های زندانی ساکن ایران دارند آنها در کشور غریب و زبانی بیگانه و خارج از شهر با وجود سنین بالا باید در بیابان و فارغ از خدمات رفاهی ماه های طولانی به امید دیدار عزیزانشان شب را بروز برسانند.

    آیا آنچنانی که مجاهدین در مورد این خانواده ها می گویند و آنها را منتسب به رژیم می کنند حتی اگر راست باشد که نیست حق دارند و باید مانع دیدار پدر با فرزند شوند؟ اگر چنین است پس ضرورت مبارزه ای که مجاهدین مدعی آنند برای چیست؟ اگر مجاهدین می خواهند این سنت همچنان پا بر جا بماند که مخالفین و دشمنان از حقوق اولیه محروم باشند و بجرم فرزند پدر را آزار دهند و یا به بند بکشند و گناه آهنگر بلخی را با گردن زدن مسگر شوشتری قصاص کنند پس چه چیزی را می خواهند تغییر دهند؟

    این سوال همیشگی مردم از مجاهدین است سؤالی که هرگز رهبری مجاهدین نخواسته به آن جواب دهد.

    اما در سمت دیگر، یعنی نهاد های بین المللی حقوق بشر گوش شنوائی هست که صدای مظلومیت خانواده های زندانیان را بشنود و مرحمی بر دلهای آنان بنهد؟

    ما آرزو می کنیم که به میمنت عید نوروز باستانی و حرمت اجداد پاک ایرانیان که این روز را جشن می گرفتند و گرامی می داشتند همه زندانیان در عید نوروز ازاد و در کنارخانواده های خود شروع اولین روز بهاری را جشن بگیرند از عموم مردم ایران می خواهیم که سر سفره هفت سین ياد اسرا و خانواده ها هم باشند و دعا کنند.

    به امید روزی که از زندان و زندانی و زندانبان آثاری نباشد و از موهبت الهی آزادی همه برخوردار باشند.

    درپایان این جلسه صحبت های آقای مصطفی محمدی که دخترش قبل از رسیدن به سن قانونی توسط فرقه تبهکار رجوی ربوده شده موجب تاثر شدید حاضرین شد.

    خانواده ها در حسرت دیدار عزیزانشان      2.17 MB

    --------

    همچنین:

    سلسله مصاحبه های آقای شمس حائری با سایت کانون ایران قلم:

    گذشته، چراغ راه آینده

    لینک به قسمت اول

    لینک به قسمت دوم

    لینک به قسمت سوم

    لینک به قسمت چهارم

    لینک به قسمت پنجم

    لینک به قسمت ششم

    لینک به قسمت هفتم

    لینک به قسمت هشتم

    لینک به قسمت نهم

    لینک به قسمت دهم

    لینک به قسمت یازدهم
    لینک به قسمت دوازدهم

    ----------

    همچنین
    http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7755

    خانواده ها درب قرارگاه اشرف را شکستند

    عزم راسخ خانواده های گروگانها در آزاد سازی فرزندانشان از چنگال رجوی

    .

    ... حامیان شناخته شده سازمان تروریستی مجاهدین در بریتانیا و آمریکا هم از هر طرف هجوم آوردند و از دولت هایشان خواستند تا با دخالت مستقیم و فشار بر عراق از آنها بخواهند تا "حقوق بشر شهروندان اشرف رعایت گردد". این حامیان شناخته شده البته به این موضوع اشاره ای نکردند که رهبران مجاهدین به اعضای خود اجازه نمی دهند تا محوطه کمپ را برای ملاقات ترک نمایند ...

    کمپ عراق جدید (سابقا اشرف)، عراق، بیست و پنجم فوریه 2010
    لینک به متن انگلیسی
    http://www.iran-interlink.org/?mod=view&id=7754

    لینک به فایل ویدئویی (110 مگا بایت)

    لینک به فایل ویدئویی (110 مگا بایت)

    -----------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7869

    تقدیم به فرزندم اسیرم که 40 روزاست درانتظاردیداروی مقابل درب اشرف نشسته ام

    .

    ... مهرت نه عارضی است که ازدل بررود - عشقت نه سرسریست که جای دگررود / مهر تو دردرونمان عشق تو برلبم - باشیراندورن شدوبا جان بدررورد ...

    خانم فروزنده، مادر آقای شهاب فروزنده،  درب قرارگاه عراق جدید (اشرف سابق)، هفدهم مارس 2010

    مادرجان

    سرسیروسینه وسوزوستم سی سره شده - قسمت زگردش فلک این هفت سین ماست

    .

    مهرت نه عارضی است که ازدل بررود - عشقت نه سرسریست که جای دگررود

    مهر تو دردرونمان عشق تو برلبم - باشیراندورن شدوبا جان بدررورد

    .

    ای آنکه پدید گشتم ازنعمت تو - پرورده شدم به نازوازنعمت تو

    صدسال به امتحان گنه خواهم کرد -  این نازمن است واین نعمت تو

    27/12/1388

    ...

    -------------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7859

    خانواده های قربانیان فرقه رجوی به تحصن خود در مقابل درب قرارگاه اشرف ادامه می دهند

    .

    ... امروز برای خانواده ها دیگر فرقی نمی کند چه کسی فرزندنش را زود تر ببیند. اکنون خانواده هایی که روز به روز به تعدادشان افزوده می شود با ورود به ششمین هفته تحصن خود در مقابل درب قرارگاه جمعا متعهد شده اند تا درب قرارگاه را تا روز آزادی تمامی گروگانهای فرقه رجوی خالی نگذارند ...

    ایران اینترلینک، مقابل درب قرارگاه عراق جدید (سابقا اشرف)، پانزدهم مارس 2010
    لینک به متن انگلیسی
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=7858

    "... این فرزند من مرده بود ولی اکنون زنده شده است، گم شده بود ولی اکنون پیدا شده است. ... " (انجیل، Luke 15:24)

    حدود شش هفته قبل در ماه فوریه 2010 رهبران مجاهدین خلق متوجه شدند گروهی از خانواده های ایرانی برای ملاقات با فرزندان خود به درب قرارگاه اشرف مراجعه کرده و بر ملاقات با خانواده های خود اصرار می ورزند. رهبران مجاهدین دستگاههای تبلیغاتی خود را بکار انداختند تا چنین وانمود کنند که این خانواده ها در واقع نه خانواده های قربانیان، که ماموران سرویس های اطلاعاتی ایران هستند که آمده اند تا آنها را کشته، کمپ آنها را به آتش کشیده زیر و رو کنند.

    ولی وقتی که عکس های این خانواده ها در سایت های مختلف منتشر شد، سازمان مجاهدین خلق تمامی مطالب مربوطه را از مطبوعات استخدامی غربی خود برداشت. این مطالب همچنین از تلویزیون و سایتهای آنها نیز به سرعت حذف شدند. آنها ناگهان متوجه شده بودند که مردم انگشت به دهان به این گروه نگاه می کنند و مانده اند که چگونه "ارتش آزادی بخش ملی" ای که قرار بوده کشوری با جمعیت هفتاد میلیون نفر را تسخیر کند اینچنین جیغ و داد راه انداخته که ای وای!! بیست و پنج نفر بازنشسته با دست خالی آمده اند و عنقریب است که همه ما را در قرارگاه خودمان از بین ببرند!!.

    البته ناگفته نماند که همین بیست و پنج تن بازنشسته هم واقعا معتقد بوده و هستند که بله. اگر دربهای قرارگاه اشرف گشوده شود و افراد بتوانند آزادانه تصمیم بگیرند، حتی یک نفر از این گروگانها هم برای سران فرقه تروریستی باقی نخواهد ماند.

    متاسفانه درحال حاضر مریم رجوی و شکنجه گرانش در اروپا و امریکا بر گرده این گروگانهای گرفتار در کمپ عراق سواری می خورند. آنها انبوهی از تبلیغات گران قیمت و بیانیه هایی را در این رابطه منتشر می کنند که با پول دزدیده شده از بانکهای عراقی پرداخت می گردند. مجاهدین خلق بعد از مدتی شروع کردند به تولید کلیپ های ویدئویی از خانواده هایی که بیرون درب قرارگاه خواستار دیدار با فرزندانشان بودند. آنها تا توانستند این خانواده های بیگناه و مردان و زنان پیر متحصن را مسخره کردند و هم زمان با تمسخر این پیرزنان و پیرمردان مریم رجوی را نشان دادند که چگونه در جشن های فرقه ادای آرتیست های سینما را در می آورد و به فرقه نشینان فخر می فروشد.

    دستگاه مسخره تبلیغاتی فرقه که با پشتیبانی و حمایت مستقیم سازمان سیا در کشور های غربی بپا شده است به این کار خود ادامه داد تا روزی که خانواده ها تصمیم گرفتند نوشته ها، پلاکارت ها و بلندگوهای خود را به سوی قرارگاه برگردانند. اکنون هر گونه فیلمی که مجاهدین از طرف داخل قرارگاه تهیه می کردند لاجرم پلاکارت هاو طبعا تنها خواسته خانواده ها (یا بقول رجوی ماموران رژیم) را نشان میداد. به ناگاه و درجا تمامی فیلم برداری ها و تبلیغات مربوطه قطع شد. سران مجاهدین دیگر قادر به نشان دادن صحنه ها نبودند. هر صحنه ای لاجرم نشان میداد که تنها خواسته این خانواده ها فقط و فقط ملاقات با فرزندانشان است.

    رهبران فرقه مجاهدین از این به بعد امیدشان را به وقت کشی بستند. آنها منتظر ماندند و امیدوار بودند که مردان و زنان سالخورده در محلی بدون امکانات در جلوی درب قرارگاهی در بیابانهای عراق یکی یکی مریض و ناتوان به زمین افتاده، بقیه نیز مجبور به ترک محل شوند. آنها باور نمی کردند که این خانواده ها بتوانند زیر یک چادر و بدون هیچ امکاناتی این قدر دوام بیاورند. اگر چه در این رابطه تا حدودی هم درست فکر کرده بودند و برخی از خانواده های مریض و سالخورده مجبور شدند تا درب را ترک کرده و برای معالجه و رسیدگی های لازم به خانه های خود باز گردند ولی شاید سران مجاهدین این گمان را نمی بردند که با رفتن تعدادی از خانواده ها، تعداد بسا بیشتری به محل آمده و جای آنها را پر کنند. بله. خانواده هایی با عزمهای جزم جای دیگران را با همان هدف پر کردند. رجوی این را محاسبه نکرده بود که هزاران خانواده دیگر هم هستند که منتظرند جای کسانی را که دیگر طاقتشان تمام شده است را پر کنند.

    امروز برای خانواده ها دیگر فرقی نمی کند چه کسی فرزندنش را زود تر ببیند. اکنون خانواده هایی که روز به روز به تعدادشان افزوده می شود با ورود به ششمین هفته تحصن خود در مقابل درب قرارگاه جمعا متعهد شده اند تا درب قرارگاه را تا روز آزادی تمامی گروگانهای فرقه رجوی خالی نگذارند.

    عکس های جدیدی از درب ورودی کمپ عراق جدید (سابقا اشرف)



    -------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7852

    خانواده ها و تشدید صحنه سازی های سران مجاهدین

    .

    ... فشار روانی بر خانواده هایی که هم اکنون در درب ورودی اشرف خواهان دیدار و ملاقات با عزیزان تحت اسارتشان در اشرف هستند و پروپاگاندا ، هیاهو و غوغاسالاری سران بیمار مجاهدین نقض آشكار قوانین بین المللی و میثاق های بین المللی و اقدامی غیر انسانی و غیر اخلاقی ست ...

    آرش رضایی، انجمن نجات مرکز آذربایجان غربی، چهاردهم مارس 2010
    http://www.nejatngo.org/fa/post.aspx?id=8945

    سران فرقه ستیزه جوی مجاهدین طی اطلاعیه ای به تاریخ 22/12/1388 از عزیمت خانوادها به اشرف جهت ملاقات عزیزانشان که سالهاست از آنها اطلاع یا خبری ندارند ، ابراز انزجار می کند ؟!! و بدینگونه وحشت و هراس رهبر عقیدتی مجاهدین را از ارتباط گیری افراد مستقر در قرارگاه اشرف و اعضای خانواده هایشان ابراز میدارد .

    رهبر عقیدتی مجاهدین تحت عنوان شورای به اصطلاح ملی مقاومت طی گزارشی نابخردانه و بیشرمانه خانواده های افراد تحت اسارت در اشرف را مزدور می نامد و این چنین در سایت ایران افشاگر یاوه گویی می کند : " رژیم آخوندی و كمیته سركوب اشرف ، شمار جدیدی از مزدوران و خبرنگاران رسانه های رژیم را به مقابل اشرف اعزام می كند " .

    سران فرقه تروریست مجاهدین می بایست پاسخگوی توهین ها ، انگ ها ، تهمت ها ، فشارها و آزارهای روانی و روحی باشند که این روزها به خصوص بر مادران ، پدران ، برادران و خواهران چشم انتظار مستقر در درب ورودی اشرف به شکلی سیستماتیک اعمال می کنند و بر خلاف مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر مانع تماس و یا ملاقات آنها در فضایی آزاد و بدور از کنترل محسوس و نامحسوس می گردند .

    فشار روانی بر خانواده هایی که هم اکنون در درب ورودی اشرف خواهان دیدار و ملاقات با عزیزان تحت اسارتشان در اشرف هستند و پروپاگاندا ، هیاهو و غوغاسالاری سران بیمار مجاهدین نقض آشكار قوانین بین المللی و میثاق های بین المللی و اقدامی غیر انسانی و غیر اخلاقی ست .

    رهبر عقیدتی مجاهدین در شرایط کنونی که خانواده ها در درب ورودی اشرف بی صبرانه در انتظار در آغوش کشیدن عزیزانشان هستند می بایست به خواسته ی مشروع و قانونی اعضای خانواده ها احترام گذارد و از واکنش های بیمارگونه و پرخاشگرانه پرهیز کند. این مهمترین رفتاری ست که رهبر عقیدتی مجاهدین و سایر سران فرقه باید اتخاذ کنند .

    هم اکنون اعضای خانواده ها ، خبرنگاران رسانه های گروهی و نمایندگان نهادهای بین المللی و حقوق بشری که در درب ورودی اشرف حضور دارند به خوبی به شگردها و ترفندهای فریبکارانه ی سران مجاهدین پی برده اند چرا که بر همگان آشکار شده است سران خشونت طلب مجاهدین بر خلاف شعارهای تو خالی و فریبنده به هیچوجه تمایلی برای ملاقات افراد مستقر در اشرف با خانواده هایشان ندارند و از هر گونه ارتباط و تماس آنان با خانواده ها و نمایندگان رسانه های گروهی و مسئولین نهادهای بین المللی وحشت و هراس دارند.

    حال به نظر می رسد ارائه ی راههای عملی از سوی سران مجاهدین مبنی بر امکان دیدار و تماس خانواده ها با عزیزانشان آن سوی خیال پردازی ها و شعارهای فریبنده ، تنها طریق و رفتاری معقول و صحیح می باشد تا فرقه مجاهدین بیش از این در افکار عمومی مورد سرزنش و نکوهش قرار نگیرد.

    آرش رضایی

     

    ---------

    از همین نویسنده:
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=7790

    خانواده ها نقاب ا ز چهره رجوی برداشتند

    .

    ... بعضی از خانواده ها را با داشتن عکس اسیران خود در اشرف را توانستم بشناسم ؛ مصطفی محمدی پدر سمیه محمدی ؛ اگر اشتباه نکنم ناصر ربیعی پسر برات ربیعی از استان اردبیل که نزدیک به 20 سال هست از دیدن پدر خود محروم شده ؛ خانواده امین عبدلی ؛ پدر یا برادر علی یوسفی؛ خانواده حسن رهنما و خانواده های دیگر اسیران اشرف...

    محمد رزاقی، وبلاگ رزاقی، سوم مارس 2010
    http://www.razaghi13.blogfa.com/post-135.aspx

    خانواده های اسیران فرقه رجوی با تحمل مشكلات عدیده مالی و جسمی و با هزاران امید از كشورهای مختلفی به عراق رفته اند تا با عزیزان خود ملاقات کنند. اما علیرغم گذشت دوهفته اقامت در عراق، مسئولین فرقه مافیایی به دستور مسعود رجوی و مریم قجر از ملاقات این خانواده ها با عزیزانشان جلو گیری کرده اند و در نهایت شارلاتان بازی به خانواده ها تهمت و افترا میزنند تا بتوانند جلو ملاقات را بگیرند.

    سران فرقه مافیایی رجوی در اروپا با دادن اطلاعات دروغین در مورد خانواده ها به یکسری افراد و انجمنها وانمود کرده اند که افرادی که پشت درب اشرف برای ملاقات امده اند از عناصر وزارت اطلاعات هستند و انها هم با دادن بیانیه به جانبداریی از فرقه مافیایی رجوی خانواده ها را ساختگی خوانده اند

    به این اقایان که به اسم کمیته دوستان ایران ازاد و یا حقوق بشر نوین بر علیه خانواده ها اطلاعیه میدهند پیشنهاد میکنم اگر راست میگویید که این خانواده ها ساختگی هستند و اینها مامورین اطلاعاتی رژیم ایران هستند اسم و عکس یکی از انها را منتشر کنید تا همه بدانند که شما راست گفته اید !

    تا انجا که من در سایتها این اخبار را دنبال کرده ام و عکسهای خانواده ها را دیده ام بعضی از خانواده ها را با داشتن عکس اسیران خود در اشرف را توانستم بشناسم ؛ مصطفی محمدی پدر سمیه محمدی ؛ اگر اشتباه نکنم ناصر ربیعی پسر برات ربیعی از استان اردبیل که نزدیک به 20 سال هست از دیدن پدر خود محروم شده ؛ خانواده امین عبدلی ؛ پدر یا برادر علی یوسفی؛ خانواده حسن رهنما و خانواده های دیگر اسیران اشرف ؛

    حال بهتر است این کمیته های دست ساز فرقه مافیایی رجوی و یا هر شخص و انجمن و یا ارگانی که مدعی است این خانواده ها ساختگی هستند اسم یکی ازاین ماموران را نام ببرد و بگوید که این فرد مامور هست وبا پوش نام خانواده پشت درب اشرف ایستاده تا سیه رو شود هر که در او غش باشد!

    وانگهی در کجای دنیا دیده شده که مامور اطلاعات یک کشوری بطور علنی در جلو چشمان پلیس و ارتش یک کشور دیگر هفته ها به بست می نشیند این در حالی است که نیروهای امریکایی هم در ان محل حضور دارند و له ؛ له ؛ میزنند از رژیم ایران مدرکی بدست اورند تا ان را به عنوان برگ برنده رو کنند پس چرا تا بحال نیروهای امریکایی مستقر در اشرف برای بدست اوردن چنین مدرک محکمی اقدام نکرده اند؟!

    اما سران فرقه در یک هزیان گویی ؛ گویا اطلاعات و مدارک ذی قیمتی رااز ماموران موهوم رو کرده اند در اطلاعیه شماره 7 چنین نوشته:

    اعزام مزدوران به اشرف- شماره7
    صحنه سازيهاي تبليغاتي مزدوران اطلاعات آخوندها در ورودي اشرف به موضوع مسخره يي تبديل شده است.
    روز جمعه7اسفند, كميته سركوب اشرف, با يك صحنه سازي مضحك ديگر, تعدادي را به عنوان خبرنگار به ورودي اشرف آورد تا از تجمع مزدوران صادراتي وزارت اطلاعات عكس و فيلم و گزارش تهيه كنند. ابتدا ميزهاي ميوه و شيريني, توسط مزدوران و نيروهاي عراقي براي پذيرايي از به اصطلاح خبرنگاران چيده شد.

    حال معلوم نیست سران فرقه چیدن میوه؛ شیرینی توسط خانواده ها را به اطلاع دبیر کل سازمان ملل؛ یا شورای امنیت؛ و یا سفارت امریکا در عراق؛ و همچنین به اژانس بین المللی اتمی؛ یا به اتحادیه اروپا گزارش کرده اندیا نه و اینکه چرا بلافاصله سران فرقه یک کنفرانس در پاریس و یا واشنگتن برگزار نکردند تا با نشان دادن میوه ها و شیرینی ها ی روی میز به کشفیات خود اشاره کنند !!

    اما واقعیت چیست و چرا سران فرقه از دیدار خانواده ها با عزیزان خود وحشت دارند ؟

    سران فرقه این موضوع را از پائیز سال 82 تجربه کرده اند ؛ بعد از سرنگونی پدر مادی و معنوی رجوی ( صدام ملعون) برای اولین بار خانواده ها توانستند برای ملاقات به درب اشرف بروند و با توجه به کارشکنیهای سران فرقه حتی شده به مدت 2 ساعت با فرزندان خود ملاقات کنند و همین ملاقاتها باعث شد چشم اسیران اشرف به واقعیتهای بیرون باز شود و زنده شدن احساسات و عواطف انسانی و خانوادگی در وجودشان جرقه بزند که پشت ان اعلام جدایی فرد از فرقه می شد و این ترس از همان موقع در وجود سران فرقه افتاده که از ملاقات خانواده ها به عناوین مختلف جلو گیری میکرد و یا تحت کنترل شدید اجازه ملاقات میداد.اما اینبار سران فرقه با تهمت و افترا زدن های دیوانه وار به مقابله با این موضوع پرداخته که هدف مشخصی را دنبال میکند و ان هم اینکه اینبار سران فرقه تصمیم گرفته اند با جلو گیری از ملاقات خانواده ها برای همیشه موضوع ملاقات را جمع کنند و خانواده ها را در یاس نا امیدی نگه دارند و چنین القاء کنند که دیگر ملاقات وجود ندارد تا برای همیشه از این موضوع خود را خلاص کند !

    اما سران فرقه این بار با این مانع تراشیها و افترا زنیها هم برگ دیگری برجنایات و رسوایی های خود افزودند و هم ماهیت خود را بطور کامل اشکار کردند و هم اینکه خانواده ها را مصمم تر از هر زمان دیگر در مقابل خود قرار دادند و خواهیم دید که این موضوع در هر زمان و هر مکان یقه سران فرقه را خواهد گرفت و از ان گریزی ندارند.

    جمله ای هم به خانواده های محترمی هم که در پشت درب اشرف هفته ها هست در انتظار نشسته اند بگویم: صحنه های درد و رنج شما که در ابعاد کوچک در رسانه ها منعکس شده دل هر انسان با وجدان و با شرافت را به درد می اورد؛ از دیدن صحنه هایی چون به خاک افتادن مادری تا التماس و درخواست برای ملاقات عزیزی؛ دیدن چشمان گریان شما تا فریاد هایتان قابل فهم است وبدانید که همین ناله ها و گریه هایتان و همین درد و رنج تان سران فرقه رجوی را رو سیاه و بیش از هر زمان در نزد جهانیان منفور و منفورتر کرده و می کند ؛ رجوی فکر کرده با این شارلاتان بازیها از موضوع ملاقات خانواده ها خلاص خواهد شد در صورتیکه طرف حساب رجوی همین 20 خانواده نیست بلکه هزاران خانواده هست که سران فرقه باید جوابگوی انها باشد .

    اما نتیجه این موضوع ملاقاتها هر چه باشد به ضرر فرقه رجوی هست ؛ اگر ملاقات بدهد با ریزش نیرو مواجه خواهد شد و سیر متلاشی شدن را به سرعت طی خواهد کرد و اما اگر هم اجازه ملاقات ندهد این چالشی بین خانواده ها و سران فرقه خواهد بود و کرس رسوایی فرقه رجوی هر روز روی انتنها خواهد رفت و هر روز برگی بر رسوایی خود خواهد افزود و در داخل مناسبات هم افراد متناقض تر از روز قبل خواهند بود پس در هر صورت سران فرقه بازنده اصلی هستند .

    باز با درود به خانواده اسیران در پشت درهای اشرف از تمامی خانواده هایی که اسیری در اشرف دارند تقاضا میکنم با همراهی و همدردی و همبستگی با هم حق مسلم ملاقات ازاد را ازسران فرقه طلب کنید و مطمئن هستم شما در هر صورت در نزد خدا و خانواده و اسیرانتان سر بلند هستید و خواهید بود و از همین جا از مقامات و مسئولین عراقی که در همیاری و کمک به شما کوتاهی نمیکنند تشکر می کنم و از انها تقاضا میکنم که تا تحقق خواسته شما به هر شکل ممکن شما را یاری کنند.

    ایمان دارم فرقه رجوی متلاشی خواهد شد و امیدوارم عزیزان شما در فردا روز ازادی از اسارت فرقه مافیایی رجوی راه و رسم زندگی خود را ازادانه انتخاب کنند ؛ به امید ان روز و تلاش برای تحقق ازادی اسیران فرقه رجوی.

    محمد رزاقی

    ----------

    همچنین:
    http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7779

    سران مجاهدین خلق مانع دیدار خانواده ها با اسرای کمپ اشرف می شوند

    .

    ... دولت عراق طی ماه گذشته سعی نموده است تا آنها را قانع کند که بجای صدور اطلاعیه های دروغین و تهمت و افترای بی دلیل با راه حلی حقوق بشری و انسانی برای حل این مسئله موافقت نموده اجازه دهند تا خانواده ها یکدیگر را بدون مزاحمت ملاقات کنند. ولی سازمان مجاهدین در عوض با پرخاش و تهمت دولت عراق را به نقض قوانین حقوق بشری متهم می سازد. متاسفانه همه سعی دولت و دیگران در مذاکره برای یافتن راه حلی حقوق بشری بخاطر مخالفت صد در صدی رهبران گروه با بن بست مواجه گردید است ...

    الموتمر، استان دیالی، بیست و هشتم فوریه 2010
    لینک به متن اصلی (عربی)
    http://www.inciraq.com/pages/view_paper.php?id=201024156

    لینک به متن انگلیسی
    http://www.iran-interlink.org/?mod=view&id=7778

    سازمان مجاهدین خلق مانع دیدار خانواده هایی شده است که برای دیدار با فرزندانشان به عراق آمده اند. برخی از این خانواده ها سالهاست که فرزندان اسیر خود را ندیده اند. این افراد اسیر رهبران سازمان مجاهدین در کمپ اشرف هستند.

    رهبران مجاهدین به خانواده ها اجازه نمی دهند تا خانواده ها با فرزندان دیدار داشته باشند. این خانواده ها با اجازه دولت عراق حدود یک ماه قبل به استان دیالی در شمال شرقی بغداد آمده اند. فرزندان این خانواده ها از سالهای 1980 تا کنون تحت اسارت این سازمان بوده اند. سازمان مجاهدین در این سالها تحت حمایت رژیم سابق فعالیت می کرد.

    اعتراضات خانواده های مستقر در جلوی کمپ رهبران سازمان را شوکه کرده است. این رهبران سالها است که به فراد کمپ اجازه تماس با خانواده ها را نمی دهند. آنها وحشت دارند که این ارتباط خانوادگی باعث گردد تا افراد کمپ را ترک و به کشور و خانواده های خود باز گردند. سازمان مجاهدین دلایل مسخره ای ارائه می دهد. از جمله این که مثلا اسامی ارائه شده کامل نیستند یا این که فرزندان نمی خواهند با والدین خود ملاقات کنند و حاضر نیستند با خانواده خود هیچ گونه تماسی برقرار کنند.

    منابع رسمی می گویند که دولت عراق با حضور هیئت هایی از سازمان ملل متحد و صلیب سرخ جهانی و سازمانهای حقوق بشری بین المللی سعی نموده است با سران این سازمان مذاکره کند ولی نتیجه ای حاصل نشده است.

    دولت عراق طی ماه گذشته سعی نموده است تا آنها را قانع کند که بجای صدور اطلاعیه های دروغین و تهمت و افترای بی دلیل با راه حلی حقوق بشری و انسانی برای حل این مسئله موافقت نموده اجازه دهند تا خانواده ها یکدیگر را بدون مزاحمت ملاقات کنند. ولی سازمان مجاهدین در عوض با پرخاش و تهمت دولت عراق را به نقض قوانین حقوق بشری متهم می سازد. متاسفانه همه سعی دولت و دیگران در مذاکره برای یافتن راه حلی حقوق بشری بخاطر مخالفت صد در صدی رهبران گروه با بن بست مواجه گردید است.

    ولی به هر حال بنظر می رسد که برای یافتن راهی در جهت خاتمه دادن بست نشستن ده ها خانواده ایرانی که در بیرون کمپ اشرف نشسته اند دولت عراق و جامعه بین المللی چاره ای نخواهد داشت بجز این که بر رهبران این سازمان در کمپ اشرف فشار وارد کرده وادارشان کنند تا اجازه دهند فرزندان با والدین خود ملاقات و شخصا برای آینده خودشان تصمیم بگیرند.

    -------

    همچنین:
    http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7765

    سید یوسف جرفی و عبدالقادر استادی با اعلام جدایی از گروه تروریستی تحت حمایت واشنگتن (فرقه رجوی) به خانواده هایی که جلوی درب قرارگاه بست نشسته اند پیوستند

    .

    ... بر اساس گزارشات مطبوعات در بغداد، دو عضو سازمان مجاهدین خلق که توانسته اند خود را از فرقه رجوی رها سازند به خانواده ها در جلوی درب کمپ پیوسته اند. آقایان سید یوسف جرفی از اهواز و عبدالقادر استادی از ایرانشهر در مصاحبه هایی با خبرنگاران حاضر در جلوی کمپ در مورد وضعیت اسارت دراز مدت خود در داخل کمپ صحبت کردند ...

    ایران اینترلینک، بغداد، بیست و هفتم فوریه 2010
    لینک به متن انگلیسی
    http://www.iran-interlink.org/?mod=view&id=7764

    دیروز خبرنگاران مطبوعات عراقی و بین المللی به جلوی درب قرارگاه عراق جدید (اشرف سابق) آمدند تا گزارشاتی را در رابطه با بست نشستن خانواده های گروگانهای رجوی در این قرارگاه تهیه کنند. خانواده های این گروگانها خواستار دیدار با اعضای خانواده خود هستند ولی رهبران سازمان مجاهدین خلق مانع این ملاقات ها می شوند.

    رهبران تروریست سازمان مجاهدین خلق چتر خفقان و ممنوعیت هر گونه تماس و ملاقات را بر اعضای حاضر در این کمپ گسترده و به آنها اجازه خروج از کمپ و یا استفاده از وسائل ارتباطی و یا تماس با مطبوعات را نمی دهند. این مسئله باعث گردیده تا خانواده های این گروگانها سالهای سال از آنها بی خبر بمانند. برخی خانواده ها قریب بیست و پنج سال است که هیچ خبری از فرزندان به گروگان گرفته شده خود توسط فرقه رجوی ندارند

    بعد از خلع سلاح سازمان مجاهدین خلق توسط نیروهای امریکایی در سال 2003 بسیاری از خانواده ها به امید یافتن افراد خانواده خود از نقاط مختلف جهان به این کمپ سفر کرده اند. اکنون یک گروه از این خانواده ها هشدار می دهند که تا زمانی که دولت عراق و جامعه بین المللی مداخله نکرده و مسئله تحت بررسی قرار نگیرد در جلوی دروازه این کمپ خواهند نشست. آنها سازمان تروریستی تحت حمایت واشنگتن را متهم به نقض فاحش حقوق بشری اعضای خانواده خود کرده اند.

    برای برخی از این خانواده ها این اولین سعی و سفرشان به این کمپ نیست. محمد محمدی بارها از کانادا به عراق سفر کرده تا دخترش را نجات دهد. سمیه محمدی زمانی که کمتر از هفده سال سن داشت توسط سران مجاهدین خلق به عراق تحت حاکمیت صدام حسین برده شد و اجازه خروج به وی داده نشد. این بار خواهر وی حوریه نیز به پدر و مادرش در این سفر محلق شده است تا شاید بتوانند خواهرش سمیه را نجات دهند. حوریه به خبرنگاران گفت:"این بار آنقدر اینجا خواهم نشست تا بالاخره خواهرم را با خودم به کانادا برگردانم. ما مصمم به نجات وی از چنگان این فرقه هستیم".

    رهبران سازمان طبق معمول همیشگی شان بدنبال مطمئن کردن مطبوعات و دوائر سیاسی غربی هستند تا ثابت کنند که این خانواده ها ماموران شیطانی و خطرناک وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران هستند که با دستورات مستقیم برای سرکوب نیروهای بی گناه سازمان مجاهدین خلق اعزام شده اند. ولی خبرنگاران در گزارشات مستقیم خود از ورودی اشرف داستان دیگری را گزارش می کنند.

    تلویزیون العراقیه گزارش نسبتا مفصلی در اخبار ساعت هشت دیشب خود پخش نمود.

    بر اساس گزارشات مطبوعات در بغداد، دو عضو سازمان مجاهدین خلق که توانسته اند خود را از فرقه رجوی رها سازند به خانواده ها در جلوی درب کمپ پیوسته اند. آقایان سید یوسف جرفی از اهواز و عبدالقادر استادی از ایرانشهر در مصاحبه هایی با خبرنگاران حاضر در جلوی کمپ در مورد وضعیت اسارت دراز مدت خود در داخل کمپ صحبت کردند.

    آنها با ابراز شادی از باز یافتن آزادی شان مدعی شدند که رهبران سازمان مجاهدین خلق بصورت گسترده ای دست در کشتار و شکنجه شهروندان عراقی داشته اند و عملیات تروریستی متعددی را در این مدت انجام داده اند. آنها می گویند که شواهد و مدارک مشخصی در اختیار دارند که اتهاماتشان به سران مجاهدین را ثابت می کند. قوه قضاییه عراق اکنون در حال بررسی انبوهی از جنایاتی است که توسط سران این گروه تروریستی انجام گرفته است.

    سازمان مجاهدین خلق ایران (ارتش خصوصی صدام) در سال 2003 تحت عنوان نیروی دشمن محاصره و توسط نیروهای نظامی امریکایی خلع سلاح شد ولی پنتاگون به ارتش امریکا دستور داد تا این ارتش حفاظت از این گروه را بر عهده بگیرد. ارتش امریکا حفاظت این منطقه را در ژانویه 2009 به دولت منتخب عراق تحویل داد. این حفاظت از فرقه در حالی از طرف ارتش عراق انجام گرفت که همین کشور سازمان مجاهدین خلق را از سال 1997 تا کنون رسما گروهی تروریستی می داند.

    در گزارش موسسه امریکایی "رند" در اوت 2009 که بصورت مبسوط به شکست های ارتش امریکا در حل مسئله سازمان تروریستی مجاهدین در عراق پرداخته است آورده شده که ارتش امریکا اسکورت رهبران این سازمان تروریستی را که برای خرید به بغداد تردد می کرده اند بر عهده داشته و در این ماموریت خدماتی که برای تروریست ها انجام داده است چهارده سرباز امریکایی جان خود را از دست داده و حدود شصت سرباز امریکایی دیگر نیز زخمی شده اند.

    رهبر عقیدتی سازمان مجاهدین، مسعود رجوی، از زمان سقوط صدام حسین تا کنون مخفی است (اعتقاد غالب بر این است که وی تحت حمایت سازمان سیا در عراق بسر می برد) و نفر دوم فرقه، زن سوم مسعود رجوی، مریم عضدانلو نیز در سال 2003 در حالی که همراه با میلیون ها دلار سرقت شده از بانکهای عراقی در منطقه ای در حومه پاریس مخفی شده بود، توسط پلیس پاریس دستگیر شد.

    لینک به تصاویر
    http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7765

    -------------

    همچنین:
    http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7736

    تقاضا از مقامات عراقی برای دخالت و کمک به خانواده هایی که در خارج از کمپ اشرف بست نشسته اند

    .

    ... حامیان شناخته شده سازمان تروریستی مجاهدین در بریتانیا و آمریکا هم از هر طرف هجوم آوردند و از دولت هایشان خواستند تا با دخالت مستقیم و فشار بر عراق از آنها بخواهند تا "حقوق بشر شهروندان اشرف رعایت گردد". این حامیان شناخته شده البته به این موضوع اشاره ای نکردند که رهبران مجاهدین به اعضای خود اجازه نمی دهند تا محوطه کمپ را برای ملاقات ترک نمایند ...

    ایران اینترلینک، بغداد، بیست و یکم فوریه 2010

    لینک به متن اصلی (انگلیسی)
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=7735

    پس از گذشت ده روز بالاخره گروه کوچکی از خانواده های ایرانی که برای دیدار با جگر گوشه های خود به قرارگاه مجاهدین (قرارگاه اشرف سابق یا عراق جدید) رفته بودند بعنوان اعتراض به عدم رسیدگی به خواسته هایشان در پشت درب این قرارگاه بست نشستند. این افراد هیچ خواسته ای جز دیدار با اعضای خانواده خود که در این کمپ تحت کنترل سران مجاهدین قرار هستند ندارند. برخی از این خانواده ها چندین دهه از فرزندانشان بی خبر بوده اند.

    کمپ عراق جدید (سابقا اشرف) هنوز حدود سه هزار و پانصد تن از اعضای سازمان تروریستی مجاهدین خلق را در بر می گیرد و دولت عراق در ماههای اخیر برنامه هایی را برای اخراج این افراد از سرزمین خود شروع کرده است.

    خانواده ها پس از رسیدن به کمپ متوجه شدند که نیروهای انتظامی عراق که حفاظت و امنیت این کمپ را بر عهده دارند مسئولیت حفاظت و سلامت افراد خانواده ها در صورت ورود به کمپ مجاهدین را قبول نکرده و در نتیجه به خانواده ها اجازه ورود به این کمپ را نمی دهند. نیروهای انتظامی عراق در عوض از سران سازمان مجاهدین خواستند تا ملاقاتی ها را برای دیدن خانواده هایشان به خارج از کمپ بفرستند.

    رهبران سازمان مجاهدین خلق تا بحال با این خواسته دولت عراق (ترتیب ملاقات در بیرون از محوطه کمپ سازمان) موافقت نکرده و در مقابل آن مقاومت نموده اند. اولین واکنش سران سازمان به این تقاضای خانواده ها و نیروهای انتظامی عراق این بود که در اطلاعیه ای عجولانه اعلام نمودند که تمامی این افراد "ماموران رژیم آخوندی و وزارت اطلاعات هستند که بدروغ و تحت پوشش خانواده افراد به شهر اشرف اعزام شده اند" و در همین اطلاعیه خود افزودند که "کمیته عراقی مسئول خفقان بر علیه شهروندان تحت دستور مستقیم نوری المالکی بر نقض حقوق بشر و محاصره اشرف شدت بخشیده است".

    حامیان شناخته شده سازمان تروریستی مجاهدین خلق در بریتانیا و آمریکا هم بیکار ننشسته و از هر طرف هجوم آوردند و از دولت های کشورهای مطبوع خود خواستند تا با دخالت مستقیم و فشار بر عراق از آنها بخواهند تا "حقوق بشر شهروندان اشرف رعایت گردد". این حامیان شناخته شده البته به این موضوع اشاره ای نکردند که رهبران سازمان مجاهدین خلق به اعضای خود اجازه نداده و نمی دهند تا محوطه کمپ را برای ملاقات هایی کوتاه با خانواده های خود ترک نمایند.

    اگر چه مسئولیت کمپ عراق جدید (اشرف سابق) از اول ژانویه 2009 به نیروهای عراقی تحویل گردیده ولی هنوز یگان بیست و پنج نفره ای از سربازان امریکایی با ماموریت حمایت از سازمان تروریستی مجاهدین خلق در کمپ باقی مانده است. لازم به یاد آوری است که همین امریکایی ها سازمان مجاهدین خلق را در کشور خودشان در لیست تروریستی قرار داده و محدود نموده اند.

    البته باید گفت که این بار سربازان امریکایی به تقاضاهای مکرر سران سازمان مجاهدین برای دخالت در تمامیت ارضی عراق با حمایت مستقیم از رهبران سازمان تروریستی جواب مثبت نداده اند. سران سازمان از سربازان مسلح امریکایی میخواهند تا با ورود خود اقدام به دور کردن خانواده ها از محل نمایند.

    از طرف دیگر نیروهای انتظامی عراق هم اگر چه با ورود بدون حفاظ خانواده ها به داخل کمپ مخالفت کرده اند ولی از بست نشستن آنها در جلوی قرارگاه هم جلوگیری نکرده اند.

    بالاخره دو روز قبل در تاریخ نوزدهم فوریه سازمان مجاهدین خلق در یکی از سایت های وابسته به این سازمان تروریستی بنام "ایران افشاگر" اعلام نمود که مشکل واقعی سران سازمان "افراد خانواده اعضای داخل کمپ" بوده و نه "ماموران رژیم ایران". سران سازمان همچنین در این سایت خود اقرار نمودند که این رهبران سازمان مجاهدین خلق هستند که به اعضای دربند خود اجازه ملاقات با خانواده ها را نمی دهند.

    در این سایت از طرف رهبر فرقه، مسعود رجوی، قید گردید که در حال حاضر حتی اگر ملاقات در داخل کمپ و با حضور محافظان سازمان هم خواسته شود با آن مخالفت خواهد شد. این یک واقعه جدیدی است.

    سران سازمان قبلا در روبرو شدن با خانواده افراد اسیر از اجازه خروج از کمپ خودداری می کردند چون می ترسیدند این افراد پس از خروج از کمپ فرار کرده و باز نگردند ولی اکنون رهبران حتی اجازه ملاقات در داخل کمپ و با حضور سران و ماموران فرقه را هم منع نموده اند.

    امروز یکی از خانواده ها در جلوی درب ورودی کمپ اشرف به نماینده ایران اینترلینک در بغداد گفت:

    "تا بحال ما بسیار ساکت و بدون سر و صدا عمل کرده ایم. ما فکر می کردیم بنابر اظهارات قبلی سران سازمان اگر تبلیغات و رو در رویی با آنها نداشته باشیم ممکن است بخاطر ترحم و انسانیت هم که شده اجازه بدهند ما فرزندانمان را ببینیم ولی اکنون بیش از یک هفته است که اینجا در بیابان مانده ایم ولی آنها اجازه ملاقات با فرزندانمان را نمی دهند. ما تصمیم گرفته ایم اینجا بست بنشینیم و تا زمانی که کاملا معلوم نشود که چه بلایی سر بچه هایمان آورده اند از اینجا تکان نخواهیم خورد. ما همچنین از مقامات عراقی میخواهیم تا با دخالت خود به کمک ما بیایند".

    در تحلیل نهایی باید گفت که سران سازمان مجاهدین خلق هیچ حق قانونی بر خاک این قرارگاه و یا افراد داخل آن ندارند. اگر چه هنوز بیست و پنج سرباز امریکایی مسلح در آنجا مانده و حمایت از این گروه تروریستی را بر عهده دارند ولی باید گفت که این دولت عراق است که مسئولیت نهایی کشور را عهده دار بوده و باید پاسخگوی این خانواده ها باشد. در همین رابطه خانواده ها تماس و ملاقات با مراجع حقوق بشری و خبرنگاران را برای توضیح مشکلاتشان شروع کرده اند.

    با وجود تمامی مشکلاتی که عراق امروز با آنها دست و پنجه نرم می کند، امیدواریم که دولت عراق بتواند با سرعت و دقت به این وضعیت بوجود آمده نیز بصورتی قابل قبول رسیدگی نماید

    ایران اینترلینک، بغداد، بیست و یکم فوریه 2010

    --------

    همچنین:
    http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7722

    حمله مجاهدین به خانواده های ایرانی اسیران در پادگان اشرف

    .

    ... یکی از بستگان افراد اسیر گفت: عناصر گروه مجاهدین برادرم را در اینجا بازداشت کرده اند و ما با وجود همه مشکلات برای دیدن وی از ایران آمده ایم اما آنها مانع ورود ما به پایگاه اشرف شدند و من از دولت عراق می خواهم که این مشکل را حل کند. فرزند یکی از اسیران نیزگفت: پدر من مدت ها است در این پایگاه محبوس است ، من خواهان ملاقات با او هستم و برای این منظور ...

    شبکه العالم، قرارگاه اشرف، هجدهم فوریه 2010
    گزارش از انجمن نجات
    http://www.nejatngo.org/fa/post.aspx?id=8850

    لینک به متن انگلیسی
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=7721

    عناصر گروه مجاهدین ضمن جلوگیری از دیدار شماری از خانواده های ایرانی با نزدیکانشان که در پایگاه اشرف در اطراف شهر دیاله عراق زندانی هستند، به خانواده ها و نیروهای امنیتی عراقی همراه آنان، حمله کردند.

    به گزارش روز چهارشنبه شبکه خبری (العالم) ، خانواده های ایرانی از دولت عراق خواستند برای آزادی فرزندانشان از زندان های مجاهدین در پایگاه اشرف تدابیر فوری اتخاذ کند.

    یکی از بستگان افراد اسیر در گفت وگو با العالم گفت: عناصر گروه مجاهدین برادرم را در اینجا بازداشت کرده اند و ما با وجود همه مشکلات برای دیدن وی از ایران آمده ایم اما آنها مانع ورود ما به پایگاه اشرف شدند و من از دولت عراق می خواهم که این مشکل را حل کند.

    فرزند یکی از اسیران نیز در این باره به شبکه العالم گفت: پدر من مدت ها است در این پایگاه محبوس است ، من خواهان ملاقات با او هستم و برای این منظور به عراق آمده اما عناصر گروه مجاهدین مانع من شدند و مرا مورد ضرب و شتم قرار دهند.

    "عادل المانع" فعال سیاسی عراقی نیز دراین باره به شبکه خبری العالم گفت : دولت عراق مخالف حضور هر سازمان مسلح در داخل خاکش است زیرا علاوه بر اینکه تهدیدی برای کشورهای همسایه بشمار می روند ، برای امنیت داخلی عراق نیز تهدید هستند.

    وی گفت : فرصت حضور به گروه مجاهدین درعراق ، روابط دیپلماتیک بین ایران و عراق را تیره می کند. 
     

    -----------

    در همین رابطه:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7196

    ترس و برده داری در فرقه مجاهدین خلق

    .

    ... آیا باید باور کنیم که "اپوزیسیون اصلی ایران" – بقول تبلیغات خودشان – که ادعا میکند قادر است رژیم ایران را در تمامیت خود ساقط نماید و یک دموکراسی را جایگزین آن کند، پر از کسانی است که وحشت دارند مادران و پدرانشان بیایند و گوششان را بگیرند و آنان را وادار به بازگشت به وطن نمایند؟ (و ما باید فراموش کنیم که متوسط سن این افراد حدود 50 سال است). آیا واقعا به همین سادگی میشود یک فرد سرسپرده را از مبارزه اش دور کرد؟...

    نوشته آن سینگلتون، نوامبر 2009
    لینک به متن اصلی (انگلیسی)
    http://www.iran-interlink.org/?mod=view&id=7192

    مقدمه

    روز جمعه ششم نوامبر خانواده ها در عراق اعلام نمودند که عاقبت توانستند با بستگان خود دیدار نمایند، اما به هیچ وجه نسبت به شرایط این دیدار رضایت نداشتند. آنان گفتند زمانی که رهبران سازمان مجاهدین خلق فهمیدند که خانواده ها همراه با تعدادی خبرنگار عراقی و آمریکایی به اردوگاه اشرف آمده اند آماده مذاکره شدند. سازمان مجاهدین خلق قبول کرد که خانواده ها با بستگان خود برای چند ساعت دیدار کنند به این شرط که خانواده ها با رسانه ها گفتگویی نداشته باشند. خانواده ها این شرط را پذیرفتند و دیدار صورت گرفت.

    بهر صورت خانواده ها همچنین گفتند که عزیزان آنان به ایشان گوشزد کرده اند که این موضوع را جلوتر از این پیش نبرید و گفتند که باید هرگونه ارتباط در آینده با آنان را هم قطع نمایند وگرنه آنان تحت شدیدترین فشارها از جانب رهبران فرقه قرار خواهند گرفت.

    خانواده ها حالا تصمیم گرفته اند که موضوع اردوگاه اشرف را با وزیر حقوق بشر عراق بطور خصوصی مطرح نمایند.

    ترس و برده داری در فرقه مجاهدین خلق

    برای کسانی که به حد کافی علاقمند به دنبال نمودن افول یک فرقه تروریست خارجی به نام مجاهدین خلق هستند آیا این شرم آور نیست که گروه مربوطه عاجزانه هر کس که در طرف آنان نباشد و قویا از آنان و حامیانشان پشتیبانی نکند را "مأموران وزارت اطلاعات ایران" می نامند؟ آیا واقعا این موضوع مصداق "ما چند نفر در برابری مابقی جهان" نیست؟

    بررسی بحران جاریی که سازمان مجاهدین خلق با آن روبروست این واقعیت را برملا میکند که این سازمان درگیر یک نبرد رو به جلو جهت ساقط کردن رژیم ایران نیست – یا شاید این هدف بدون اینکه به کسی گفته شود ملغی شده باشد – بلکه با هشت ایرانی سالخورده در دروازه اردوگاهش در عراق روبروست که خواهان رابطه با بستگان نزدیکشان – فرزند، همسر، . . . – می باشند که سالهای سال است آنان را ندیده اند و مایل به دیدار با آنان هستند. تمامی هشت نفر مربوطه توسط رهبران سازمان مجاهدین خلق تحت عنوان "مأموران سرویس مخفی ایران" که عمدا جهت منحل نمودن اردوگاه اشرف و بازگرداندن ساکنان آن به ایران فرستاده شده اند محکوم گردیدند.

    واقعا؟

    این هشت نفر – و سایر گروه های کوچک و افرادی که طی شش سال گذشته به دروازه اردوگاه رسیدند – مأموران مخوفی هستند که قادر به نابود کردن نیروهای وفادار، از جان گذشته، و تماما مطیع مجاهد هستند! در کمال تعجب این افراد مسلح به دینامیت و بلدوزر جهت تخریب نبودند، بلکه در عوض با مهربانی، گرمی و کلمات مملو از عشق و تلخ کامی جلو رفتند. آنان حامل اخبار و پیام هایی از جانب اعضای خانواده و دوستان، در خصوص تولد ها، وفات ها، ازدواج ها و تمامی اجزای یک زندگی معمولی بودند.

    چقدر جالب. چقدر افشاگرانه. چه اعتراف غم انگیزی از ضعف و زبونی فرقه رجوی که واقعا از این جریان وحشت دارد.

    آیا باید باور کنیم که "اپوزیسیون اصلی ایران" – بقول تبلیغات خودشان – که ادعا میکند قادر است رژیم ایران را در تمامیت خود ساقط نماید و یک دموکراسی را جایگزین آن کند، پر از کسانی است که وحشت دارند مادران و پدرانشان بیایند و گوششان را بگیرند و آنان را وادار به بازگشت به وطن نمایند؟ (و ما باید فراموش کنیم که متوسط سن این افراد حدود 50 سال است). آیا واقعا به همین سادگی میشود یک فرد سرسپرده را از مبارزه اش دور کرد؟

    آیا صرفا تفسیرهای هیستری جاری مسعود و مریم رجوی برای نگاه داشتن پیروان از طریق فریب و القائات فکری کافی نیست و دیدار این خانواده ها واقعا این قضیه را مورد تهدید قرار خواهد داد؟

    واقعیت اساسی و غیرقابل اجتناب در پشت تمامی این جریانات این است که سازمان مجاهدین خلق یک فرقه خطرناک و مخرب و کنترل کننده ذهن افراد است که اعضای خود را در وضعیت برده داری مدرن نگاه داشته است.

    و ویژگی این وضعیت بسا بزرگتر از داستان این هشت نفر یا هشت خانواده می باشد. موضوع آینده ژئوپلیتیک سازمان در عراق و در منطقه است.

    بطور خلاصه، سازمان مجاهدین خلق به عنوان یک فرقه خطرناک معرفی میگردد چرا که این سازمان اعتقاد به استفاده از خشونت جهت رسیدن به اهداف مشخص خود دارد. این فرقه مخرب است زیرا که زندگی ها، ذهن ها و روان های اعضای خود را خراب میکند. اکثریت اعضا در ایزولاسیون کامل نگاه داشته میشوند، که به هیچ وجه هیچگونه دسترسی به دنیای خارج ندارند. در درون این ایزولاسیون آنان بطور روزانه و سیستماتیک تحت نظام مانیپولاسیون روانی و القائات فکری قرار دارند.

    یکی از ابزار قدرتمند مورد استفاده رهبران فرقه جهت کنترل اعضایشان ایجاد ترس غیر منطقی، یا فوبیا، در اذهان اعضای فرقه است. هر فرقه ای رویکرد فوبیایی خاص خود را دارد. ولی تمامی آنان بر ایجاد یک ترس غیر منطقی از منتقدین و مخالفین فرقه، خصوصا اعضای سابق و خانواده های اعضا، در درون اعضای فعلی فرقه متمرکز هستند؛ که البته این افراد در بهترین موضع برای درک نحوه کنترل ذهنی درون فرقه قرار داشته و توان منفصل کردن آنرا دارند. اعضا هر زمان که فوبیای مربوطه فعال شود مملو از ترس خواهند شد. در خصوص سازمان مجاهدین خلق، کلمه رمز (کد) ی که این فوبیا را فعال میکند "مأمور وزارت اطلاعات ایران" است. هیچ مدرک روشنی زمانی که جمله مربوطه بکار گرفته میشود تا این ترس غیر منطقی و غیر واقعی ایجاد شود ارائه نمیگردد.

    اعضای سازمان مجاهدین خلق در وضعیت تقریبا ترس دائم بسر می برند. از طریق این ترس است که سازمان مجاهدین خلق نه تنها اعضای خود را منکوب می نماید بلکه برخی سیاستمداران غیر حرفه ای و افرادی در رسانه ها را هم فریب میدهد. استفاده از کلمه ترس در این مقاله جهت بزرگنمائی بکار گرفته نشده است. این مقاله استفاده از ترس غیر منطقی را جهت مخدوش نمودن اصل موضوع شرح میدهد. پارلمان های غربی، رسانه ها و سازمان های حقوق بشری بوسیله همین شیوه پیچیده مانیپولاسیون روانی مجذوب شده اند که در آن لابی کنندگان سازمان مجاهدین خلق سطح بالایی از ترس غیر منطقی از ارواح دروغین و خیالی (معمولا تحت عنوان "مأموران وزارت اطلاعات ایران") در برابر "جنبش اپوزیسیون اصلی ایران" یا سازمان مجاهدین خلق بوجود آورده اند.

    عجب اینکه این "تروریسم" غیر مسلحانه از جانب سازمان مجاهدین خلق جهت ممانعت از برملا شدن و رو گردیدن تهدید واقعی موجود در برابر گروه بوجود آمده است. این تهدید از جانب ارگان های خارج از سازمان نیست، بلکه مستقیما از ماهیت خود فرقه و در درون خود سازمان سر بر آورده است، که بنابراین هیستری رهبران سازمان مجاهدین خلق در برابر هشت عضو خانواده که در دروازه اردوگاه اشرف حاضر گردیده اند تا بستگان خود را ببینند را بوجود آورده است.

    ولی، کسانی که هنوز به حد کافی علاقمند به دنبال نمودن افول یک فرقه تروریست خارجی به نام سازمان مجاهدین خلق هستند، باید تابحال متوجه شده باشند که این تمامی داستان نیست. حتی بخشی از یک داستان واقعی هم نیست. و کسانی که ممکن است حالا از دیدن پادشاه عریان شرم کرده باشند باید روی خود را بگردانند (واقعیت را قبول نمایند).

    برای شش سال ارتش آمریکا حفاظت از سازمان مجاهدین خلق را در عراق به عهده گرفت، گروهی که هم توسط ایالات متحده و هم توسط عراق به عنوان یک گروه تروریست خارجی معرفی گردیده بود. انستیتوی تحقیقات دفاع ملی آمریکا RAND در گزارش "مجاهدین خلق در عراق – یک معمای سیاسی" منتشره در اوت 2009، شکست آمریکا در پرداختن قطعی به این گروه جهت منحل نمودن آن، آنطور که باید انجام میگرفت و همانطور که دولت های پی در پی عراق از دسامبر 2003 بر انجام آن تأکید داشتند، را تشریح نموده است. طبق این گزارش، "جهت تأمین حفاظت ترددات اعضای سازمان مجاهدین خلق به بغداد جهت خرید، حدود 14 سرباز آمریکایی کشته شده و 60 نفر زخمی گردیدند. لذا، اغلب مبهم بود که چه کسی مسئول اردوگاه اشرف است". طبق این گزارش، فرمان حفاظت از این فرقه تروریست مزدور کوچک که احتمال میرفت قابل استفاده باشد از سطوح خیلی بالا و از جانب وزیر دفاع سابق آمریکا دونالد رامسفلد آمده بود.

    چرا؟

    همانطور که رهبران سازمان مجاهدین خلق از دسترسی خانواده ها به بستگانشان در خارج اردوگاه اشرف ممانعت نمودند، درهای مستحکم اردوگاه در برابر تهدید موجود اثبات میکند که این مکان محلی کاملا مناسب برای تجمع اعضای رژیم سابق صدام حسین می باشد. در شش سال گذشته سازمان مجاهدین خلق مهماندار حامیان و مقامات رژیم دیکتاتور سابق عراق بوده است. خشونتهای شورشگرانه در استان دیاله از اردوگاه مجاهدین خلق تحت حفاظت آمریکا هماهنگ شده بود.

    بنابراین، زمانی که هشت عضو خانواده به دروازه اردوگاه مجاهدین خلق رسیدند، نه تنها رهبران سازمان که از این تهدید بالقوه نسبت به فرقه می ترسیدند، بلکه حامیان غربی گروه نیز وحشت کردند. طی بیش از دو دهه گذشته، سازمان مجاهدین خلق به دلیل منافع غرب به عنوان ارتش خصوصی صدام حسین تقویت شد. از سال 2003، حامیان صهیونیست و نو محافظه کار گروه، تحت هدایت لرد کوربت در انگلستان، استوران استیونسون و آلخو ویدال کوادراس در پارلمان اروپا، ایلینا روزلهتینن در کنگره آمریکا، و لابی کننده آمریکایی ریموند تنتر، از سازمان مجاهدین خلق به دلایل انسانی حمایت نکرده اند (در غیر این صورت آنان قطعا از دیدار این خانواده ها نیز حمایت میکردند). آنان از این گروه به عنوان یک عامل معرفی مجدد صدامی ها در سیاست عراق حمایت و حفاظت نمودند.

    آنان که با ایجاد ترس بر این باور بودند که به دلایل انسانی از سازمان مجاهدین خلق حمایت میکنند تا آنان را در برابر نابود شدن توسط دولت ایران حفاظت نمایند لازم است قدری انرژی صرف کرده و کمی شجاعت به خرج داده و ورای این دروغ و استدلال خیالی را هم مشاهده نمایند و به دنبال واقعیت باشند. در جهت انجام این کار آنان در برابر یک انتخاب معین قرار میگیرند: حمایت از سازمان مجاهدین خلق به عنوان عامل بازگشت صدامی های طرفدار غرب در عراق، یا حمایت از دولت منتخب مردم در عراق به عنوان یک دولت مستقل و حاکم بر تمامیت ارضی آن.

    این به روشنی یک انتخاب سیاسی است. ولی در عین حال، باید به خاطر داشت، قربانیان اصلی تروریسم سازمان مجاهدین خلق اعضای خود فرقه هستند که با ایجاد ترس در آنان به بردگی در آمده اند.

    -----------

    در همین رابطه:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7182

    چرا رجوی از ملاقات والدین سالخورده با فرزندان شان در اشرف وحشت دارد؟!! 

    .

    .

    بهار ایرانی، مجاهدین دبلیو اس، پنجم نوامبر 2009
    http://www.mojahedin.ws/article/show.php?id=3379

    خبرهای دریافتی از قرارگاه عراق جدید(اشرف) حاکی از این است که سران این قرارگاه از ملاقات شماری از خانواده هایی که جهت ملاقات با فرزندان خود راهی اشرف شده، جلوگیری و ممانعت نموده اند. لازم به ذکر است این اقدام در حالی صورت گرفته که قرار بوده این ملاقات تحت نظارت نهادهای بین المللی و حقوق بشری صورت بگیرد. پیشتر بر ضرورت انجام این ملاقات ها در راستای رعایت جنبه های انسان دوستانه و فراهم نمودن زمینه های انتخاب آزادانه ساکنین اشرف تاکید شده بود. ممانعت سران قرارگاه اشرف از انجام این ملاقات ها بخودی خود ناقض حقوقی است که ظاهرا سران مجاهدین و به خصوص مریم و مسعود رجوی این روزها بر رعایت آن تاکید دارند. نقض این حقوق نشان دهنده این واقعیت است که مجاهدین از شعارهای مورد نظر تنها قصد استفاده ابزاری در جهت اغوا و فریب افکار عمومی و بعضا حامیان خود در اروپا را دارند. نکته قابل تامل سکوت و انفعال این حامیان در قبال چنین اقداماتی از سوی مجاهدین است. گذشته از اینها اقدام مجاهدین حاوی نکات قابل تعمق و اشاره ای است که به اجمال به مواردی از آن اشاره می شود.

    1- ظاهرا سران قرارگاه اشرف دلیل ممانعت از این ملاقات را دخالت جمهوری اسلامی و توطئه گری علیه تشکیلات اشرف قید کرده است، با فرض پذیرش این ادعا، باید خاطر نشان کرد که در واقعیت این امر که کسان یا فرزندان این ملاقات کننندگان در قرارگاه اشرف حضور داشته و حداقل بخشی از انگیزه این ملاقات ها جدای از ادعاهای سران قرارگاه به ضرورت نیازهای عاطفی و همچنین نگرانی در قبال سرنوشت و آینده فرزندان شان بستگی و مرتبط بوده، نمی توان شک کرد. مجاهدین حتی می توانند با این فرض و احتمال به موضوع نگاه کنند، که این خانواده ها برای دیدن فرزندان خود به ناچار تن به پذیرش خواسته ها و نظارت و مدیریت این سفرها توسط جمهوری اسلامی داده اند، تا بتوانند پس از سال ها جگرگوشه های خود را ببینند. حتی با چنین فرضی محروم کردن والدین از دیدار فرزندان شان توجیه پذیر است؟

    2- بعلاوه نگاهی به شرایط سنی ملاقات کنندگان که عموما پدر و مادرهای سالخورده و ضعیف و ناتوان و حتی در میان آنها علیل و خمیده حضور دارد، دلیلی بر کذب بودن این ادعاها نیست. حتی باز به فرض پذیرش این احتمال که پروژه مورد ادعا قابل اجرا و عملی هم باشد، آیا نمی توان با تفکیک والدین از سایر ملاقات کنندگان از جمله خواهران و برادران و ... حداقل این امکان را برای والدینی که روزهای واپسین عمر خود را می گذرانند، فراهم نمود. در طی این سال ها بوده اند پدر و مادرهایی که حسرت دیدن و ملاقات فرزندان شان را با خود به گور برده اند و تعدادی حتی در فراغ و غم ندیدن سالیان طولانی فرزندان شان دق کرده اند. بی توجهی سران اشرف و در راس آنها رجوی به این اتفاقات و پی آمدهای تاسف آور و متاثرکننده چه معنی می دهد؟

    3- گذشته از اینها حضور و نظارت نهادهای بین المللی ذی ربط فی النفسه می تواند از بروز هر گونه اعمال نظر یا آنچه به عنوان توطئه ها مطرح می کنند، جلوگیری کند. مضاف بر اینکه به ادعاهای خود مجاهدین جمهوری اسلامی از به کارزار کشاندن عاطفی خانواده ها برای متلاشی کردن قرارگاه اشرف در طی سال های اخیر چندان توفیقی کسب نکرده و به قول شما تیرش به سنگ خورده است. هر چند این ادعا تلویحا به این معنا نیز هست که اهرم های بازدارنده و فرقه ای سران اشرف در مقایسه با مکانیزم های عاطفی و مادر و فرزندی به مراتب موثرتر و کارآمدتر بوده است. با چنین ادعای مفروض شده ای نگرانی مجاهدین را از چه عواقبی باید پیش بینی کرد.

    4- این اتفاق در شرایطی صورت می گیرد که مجاهدین به خصوص طی ماه های بعد از انتخابات ریاست جمهوری در ایران بی وقفه بر ایجاد پل ارتباطی میان اشرف و عنصر اجتماعی در ایران تاکید می کنند. به گونه ای که در راستای ملحق کردن خود به عنصر اجتماعی حتی تا پای اعلام آمادگی برای بازگشت به ایران پیش رفتند. طبیعی است در چنین شرایطی تعامل و ارتباط سران قرارگاه اشرف با خانواده ها می تواند در پیشبرد بخشی از این هدف موثر و مفید باشد، با این حال سران قرارگاه اشرف از انجام چنین تعاملاتی که بر اساس دیدگاه ها و نقطه نظرات شخص رجوی بیشترین انتفاع و سود آن به جیب مجاهدین خواهد رفت، جلوگیری می کنند. اما بر خلاف چنین نظرگاه واقعیت گریزانه ای، اما سران قرارگاه می دانند این ملاقات ها تا چه اندازه در سرنوشت آتی قرارگاه اشرف و ساکنین آن موثر و تعیین کننده است، به همین دلیل ترجیح می دهند هزینه های ناشی از ممانعت از این ملاقات ها را در مقایسه با تبعات جبران ناپذیر این ملاقات ها با جان و دل بخرند.

    5- ممانعت سران مجاهدین از این ملاقات ها اگر چه در طی سال های بعد از سقوط صدام به تناوب و بعضا در مقاطعی به مثابه یک دستورالعمل تشکیلاتی در دستور کار سران قرارگاه بوده، اما از این نکته نباید غافل شد که به موازات رخدادها و اتفاقات و موضوع گیری های رجوی به خصوص در جریان اتفاقات بعد از ریاست جمهوری و عقب نشینی های استراتژیک او، احتمال ریزش های درون تشکیلاتی را نسبت به گذشته تشدید نموده و سران مجاهدین و قرارگاه اشرف می دانند چنین ملاقات هایی تا چه اندازه می تواند به شفاف سازی و واقع بینی ساکنین اشرف کمک کند. وقتی رجوی به هر دلیل می پذیرد که می خواهد به ایران بازگردد، به طور طبیعی باید از اینکه ساکنین اشرف زودتر از او و با انگیزه تر از او به سوی ایران برگردند، متقاعد و مجاب شده باشد.

    6- از همه اینها گذشته نفس این خبر حکایت از آن دارد بر خلاف ادعای مجاهدین مبنی تفویض کنترل اشرف از نیروهای عراقی به آمریکایی کماکان کنترل و اتوریته قرارگاه اشرف به دست خود مجاهدین است و ادعاهای مجاهدین در این خصوص صرفا هیاهو و جوسازی است.

    -----------

    همچنین:
    http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7519

    نامه سرگشاده به نخست وزیر بریتانیا، گوردن براون

    با محدود کردن فعالیت های تروریستی مجاهدین خلق در لندن همبستگی خود با مردم ایران را نشان دهید

    .

    ... مسعود خدابنده در نتیجه گیری نامه سرگشاده به نخست وزیر بریتانیا می نویسد:" ما از شما و دولت شما توقع داریم که در این مرحله حساس با سرعت عمل در این رابطه اقدام نموده و جلوی اعمال خشونت و تروریسم سازمان مجاهدین خلق از داخل خاک بریتانیا را بگیرید. بدین ترتیب شما همچنین خواهید توانست ابزار اصلی سرسختان ایران را از دستشان خارج کرده و اجازه بدهید تا مردم با ابراز و پیگیری خواسته های مشروعشان تغییرات مورد نظر خودشان در کشورشان را بوجود آورند"...

    شبکه سی. ان. بی. سی، چهارم ژانویه 2010
    لینک به متن اصلی (انگلیسی)
    http://www.iran-interlink.org/?mod=view&id=7518

    لینک به سی ان بی سی:
    http://www.cnbc.com/id/34686287
    لینکه به رویترز:
    http://www.reuters.com/article/
    idUS99721+04-Jan-2010+PRN20100104

    امروز مسعود خدابنده، مدیر موسسه مشاورین استراتژی خاورمیانه از مرکز خود در شهر لیدز در نامه ای سرگشاده به نخست وزیر بریتانیا آقای گوردن براون از دولت بریتانیا خواست تا جلوی تحرکات گروه تروریستی مجاهدین را که از لندن برنامه های ماهواره ای در تشویق و پشتیبانی از خشونت و ترور در ایران پخش می کنند را بگیرد. مسعود خدابنده در این نامه گفت: "تظاهرات شجاعانه و صلح طلبانه مردم ایران برای بدست آوردن آزادی های طبیعی و حقوق حقه شان بخاطر اقدامات مضری که از داخل خاک بریتانیا انجام می گیرد صدمه دیده است".

    خدابنده گفت که سازمان مجاهدین خلق از طریق شبکه ماهواره ای خود بنام سیمای آزادی از لندن برنامه هایی در تشویق ترور و خشونت پخش می کند. این گروه (که بعد از تغییرات بنیادی در سال 1985 به فرقه ای مخرب تبدیل شد و بنام رهبر فرقه، فرقه رجوی نام گرفته است) منابع مالی خود را نیز از طریق شعب بانکهای مستقر در لندن جابجا می کند.

    خدابنده گفت:" اکنون بریتانیا با دنباله روی کور کورانه از رهبران واشنگتن متهم به حمایت از تروریسم شده است. این به نفع منافع ملی ما نیست".

    سرسختان دولت ایران دیروز پایان تحمل در قبال تظاهرات خیابانی را اعلام کردند. این حرکت پس از آن صورت گرفت که منابع اعلام نمودند تعدادی از اعضای سازمان تروریستی مجاهدین خلق برای به خشونت کشیدن حرکت های مردمی به ایران اعزام شده اند.

    مسعود خدابنده در اوت 2009 پس از مشاوره با مقامات دولت عراق گزارش دوم خود از کمپ اشرف را منتشر نمود. دولت عراق خواستار اخراج اعضای گروه از کشور است. یک مقام عراقی امروز تاکید کرد که پس از تحویل گرفتن کمپ محل اسقرار مجاهدین در عراق از نیروهای امریکایی در ژانویه 2009 تیم های ترور سازمان دیگر نمی توانند از این کمپ به ایران ارسال شوند.

    اگرچه سازمان مجاهدین خلق هنوز در لیست تروریستی ایالات متحده است ولی این گروه با آزادی تمام در پاریس، لندن و شهرهای آلمان فعالیت می کند. اعضای فعال گروه در اروپا آموزش های عملی و ایدئولوژیکی ترور را در سیستم صدام حسین دیده و اراده خود برای استفاده از خشونت و ترور را بارها به نمایش گذاشته اند.

    خدابنده در این نامه عنوان می کند که:" با توجه به مسئله اتمی ایران، تغییر رژیم می تواند نتیجه مناسبی برای دولت بریتانیا باشد ولی این نمی تواند از طریق ترور و استفاده از گروه های تروریستی دنبال شود". خدابنده اضافه می کند:"ما نمی توانیم از یک گروه تروریستی بخواهیم تا خشونت و ترور را نفی کند ولی می توانیم از شما و دولت شما بخواهیم تا فعالیت های آنها را در راستای قوانین داخلی بریتانیا و سیاست اعلام شده ضد تروریستی دولت محدود نمایید".

    مسعود خدابنده در نتیجه گیری نامه سرگشاده به نخست وزیر بریتانیا می نویسد:" ما از شما و دولت شما توقع داریم که در این مرحله حساس با سرعت عمل در این رابطه اقدام نموده و جلوی اعمال خشونت و تروریسم سازمان مجاهدین خلق از داخل خاک بریتانیا را بگیرید. بدین ترتیب شما همچنین خواهید توانست ابزار اصلی سرسختان ایران را از دستشان خارج کرده و اجازه بدهید تا مردم با ابراز و پیگیری خواسته های مشروعشان تغییرات مورد نظر خودشان در کشورشان را بوجود آورند".

    پایان
    .
    مسعود خدابنده مدیر مشاورین استراتژی خاورمیانه است. مشاورین استراتژی خاورمیانه مسئولیت سایت خبررسانی ایران اینترلینک را نیز بر عهده دارند. آقای خدابنده بیش از سی سال سابقه کار و تحقیق مشخص بر روی سازمان تروریستی مجاهدین خلق ایران را دارد و در سالهای اخیر بدنبال تصمیم دولت عراق بر اخراج گروه تروریستی خارجی از کشورشان بعنوان مشاور دولت عراق فعالیت می کند

    *   *   *

    متن کامل نامه مسعود خدابنده:
    http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7519
    لینک به متن اصلی (انگلیسی)
    http://www.iran-interlink.org/?mod=view&id=7518

    Home

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     


    Date: 2010-03-17
    (C) 2006