شما صفحه آرشیو را مشاهده می‌کنید. برای دیدن صفحه اصلی‌ به این لینک مراجعه نمائیدhttp://iran-interlink.org/wordpressfa/



  • دیدار آن سینگلتون از کمپ عراق جدید (سابقا اشرف). مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در پروسه پیشرفت دموکراسی در عراق خرابکاری می کنند
  • تروریسم مجاهدین خلق (فرقه رجوی) با پشتیبانی امریکا و اسرائیل، نمک آشی که برای جنبش سبز پخته اند - مسعود خدابنده، مشاورین استراتژی خاورمیانه ا
  • چرا کسی در مورد نقض مستمر و فاحش حقوق بشر در کمپ اشرف (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) تحقیق نمی کند؟ - گزارشی از کمپ اشرف، مارس 2011
  • چه کسی مسئول رنج مداوم خانواده های اعضای گرفتار در پادگان اشرف است؟ (بنیاد خانواده سحر، ژوئیه 2010: آمریکا یک راه بیشتر ندارد. باید دست دولت عرا
  • صدور حکم بازداشت مریم و مسعود رجوی و 37 تن دیگر از مجاهدین خلق در عراق (رویترر، ژوئیه 2019)
  • ایران اینترلینک - گزارش دوم از بغداد، اردوگاه اشرف و سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - مسعود خدابنده، ایران اینترلینک، سپتامبر 2009
  • نظرات دکتر موفق الربیعی در مورد کمپ اشرف، مسعود رجوی و "زهر زدایی" از اعضای سازمان مجاهدین خلق (خبرگزاری رویتر، ششم آوریل 2009 )
  • ممانعت رجوی (رهبر فرقه مجاهدین خلق) از ورود هیأت تحقیق وزارت حقوق بشر به اشرف (اصوات العراق، چهاردهم مارس 2009)
  • الموتمر عراق: اتحاديه اروپا منافقين را به خاك خود دعوت كند (موتمر، یازدهم فوریه 2009)
  • آقای بنی صدر: وقتی سازمانی وابسته شد طبیعتا وجه المصالحه می شود (رادیو فرانسه، پنجم فوریه 2009)
  • آمریکا تبعیدیان ایرانی تحت حمایت را در عراق بلاتکلیف نگاه میدارد (گزارشاتی از شبکه رادیو عمومی ملی امریکا از بغداد و تهران. آوریل 2008)
  • ورود اولین سری نجات یافتگان از جهنم اشرف در عراق به کشورهای اروپایی
  • معرفی یکی از چماقداران مجاهدین خلق (فرقه رجوی) لیلا جزایری یا اعظم فرهانی ملا حسنی کهنه.
  • ترجمه گزارش ویژه ایران اینترلینک از بغداد، قرارگاه اشرف و مجاهدین خلق (ایران اینترلینک، مسعود خدابنده، فوریه 2008)
  • اتحادیه اروپا بار دیگر مجاهدین (شورای ملی مقاومت،ارتش آزادیبخش، فرقه رجوی ...) را در فهرست تروریستها قرار داد ( دسامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمان اروپا در ایران با انجمن نجات دیدار نمود (دسامبر 2007)
  • رئیس گروه پارلمان اروپا: سازمان مجاهدین در اتحادیه اروپا، انگلستان و آمریکا همچنان غیر قانونی و سیاست ما نفی آن است (دسامبر2007)
  • همایش ؛ مغز شویی ؛ جنایت علیه بشریت (دانشگاه تبریز، دسامبر 2007)
  • دیدار و سخنرانی پرفسور شلدون فوت و مسعود خدابنده در پارلمان بریتانیا (نوامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمانی بریتانیا از انجمن نجات در تهران دیدار کرد (نوامبر 2007)
  • رجوی رهبر مجاهدین به اعضای فرقه اجازه ملاقات با خانواده بدهد (خدابنده، اوت 2007)
  • سایت رجوی: هیچکس ، واقعا هیچکس صلاحیت انتقاد به رهبران پاک باز آزادی را ندارد! (ایران دیدبان، چهارم اوت 2007)
  • وصلت با تروریستها؟ نه! (کنت تیمرمن، سیزده ژوئیه 2007)
  • استفاده ابزاری از نام مسعود رجوی در تبلیغات مجاهدین حاکی از شتاب گرفتن سقوط فرقه به فاجعه غیر قابل کنترل نهایی است (بریف ایران - اینترلینک)
  • گزینه هایی سخت در روند مذاکرات ایران و امریکا (مسعود خدابنده، آسیا تایمز، بیست و یکم می 2007)
  • انتشار گزارش جدید وزارت خارجه امریکا (مسعود خدابنده، سوم می 2007)
  • اظهارات ابراهيم خدابنده و جميل بصام در مورد مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - ایسنا، هشتم آوریل 2007
  • مصاحبه تلویزیون کانال سه بریتانیا با آن سینگلتون در رابطه با مجاهدین خلق، فرقه تروریستی رجوی(سی و یکم مارس 2007)
  • نامه سرگشاده ابراهیم خدابنده به مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران (سی مارس 2007)
  • مادری التماس می کند که میشود خبری از بچه من بگیری؟!!(دکتر نوری زاده، مارس 2007)

  • گزارش ساختگی مجاهدین خلق، انزوای فرقه رجوی در واشنگتن را هم افشا کرد

    گزارش ساختگی مجاهدین خلق، انزوای فرقه رجوی در واشنگتن را هم افشا کرد

    (مسعود رجوی بدنبال چه بود)

    .

    ... رجوی اول "خانواده خدابنده" را تا این حد عجیب و غریب بزرگ می کند و بعد با ادعای واهی شکست "خدابنده ها" توسط "گزارش ساختگی" اش میگوید که دیگر نیازی به پاسخ دادن به صدای اعتراض و افشاگری صدها نفر نجات یافته از فرقه در سراسر جهان را نمی بیند. وی با تولید این بهانه که این خانواده در واقع خود "رژیم ایران" است و این که این رژیم هم که بشدت "قدرتمند" است چنین مطرح می کند که پس مشخص است که شکست دادن آنها کار ساده ای نیست و این میشود دلیل و مدرک رجوی برای این که چرا به این روز افتاده. جالب است که همین چند روز قبل رجوی به ساکنین کمپ لیبرتی گفته است که اگر چیز بدی در مورد وی گفته شود و به گوش ساکنین کمپ برسد به هیچ وجه به آن فکر هم نکنند. گفته است که تنها ماموریت آنها قبول بی چون و چرای "رهبری" و اعتماد مطلق به "رهبری" است و ...


    (Anne Singleton visiting Camp Ashraf)

    آن سینگلتون، مشاورین استراتژی خاورمیانه، بیست و پنجم ژانویه 2013
    http://mesconsult.com
    لینک به متن اصلی (انگلیسی)
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=14360

    این روزها تهدید از دست دادن همه چیز بیشتر و بیشتر رجوی را به خود مشغول کرده است. تاثیرات ویرانگری که از دست دادن کمپ اشرف بر وی داشته را نباید کم اهمیت ارزیابی کرد. محلی به وسعت چهل کیلومتر مربع شامل تجهیزاتی همچون پناهگاه های عظیم ضد اتمی، زاغه های متعدد تسلیحات و مهمات، سیستم های پیشرفته ماهواره ای نظامی، تصفیه خانه و پست برق مستقل، مراکز و پارکها، سالنهای متعدد نشست و سخنرانی، امروز با محلی بنام کمپ لییرتی عوض شده که یک کیلومتر مربع وسعتش است و تنها تجهیزات داخل آن کانکس های پیش ساخته ای است با تجهیزاتی برای استقرار موقت نظامیان. و البته این در شرایطی است که هر روز هم اخطار داده میشود که در اولین فرصت همه آنها از کشور عراق اخراج خواهند شد.

    بد تر از همه برای رجوی این است که وی توان نگه داشتن افراد در ایزولاسیون مطلق را هم از دست داده و قطع مطلق ارتباط با جهان خارج خدشه دار شده است. اگر چه سران مجاهدین خلق تمام سعی خود را در بسته نگه داشتن دربهای کمپ لیبرتی می کنند ولی به هر حال افراد در دسترس تر از کمپ قبلی یعنی کمپ اشرف هستند. این کمپ بصورت نوبه ای توسط نمایندگان سازمان ملل، اتحادیه اروپا، ایالات متحده امریکا و حتی برخی از سازمانهای غیر دولتی مورد بازدید قرار می گیرد. و البته امروز بر خلاف کمپ اشرف این نیروی انتظامی عراق است که امنیت داخلی و خارجی کمپ لیبرتی را بر عهده دارد. مقامات عراقی البته در زمان انتقال از اشرف به لیبرتی پیشنهاد داده بودند که تمامی افراد را به هتل هایی در بغداد منتقل کنند ولی سران مجاهدین مخالفت کردند. عراق اکنون هم هتل هایی را باز نگه داشته که چنانچه کسی از شرایط موجود کمپ لیبرتی ناراضی باشد بتواند درخواست بدهد و در این دوران ترانزیت اطاقی در هتل به وی داده شود.

    طبعا تمام این مسائل باعث شده تا فرار از کمپ مجاهدین خلق روز به روز بیشتر شود. البته این پروسه ای سخت و کند است و رهبران فرقه هنوز با استفاده از روش های تخریب فکری و فشارهای تلقینی شدید سعی در نگه داشتن افراد در چنگال فرقه را دارند. روش های تنبیهی شدید، نشست ها و گزارشات اعترافی روزانه در سراسر سازمان بشدت بر تمامی افراد اعمال می گردد. با این حال بزرگترین خطری که رجوی را تهدید می کند این است که دیر یا زود این فرقه فرو خواهد پاشید. اعضا و گروگانهایش پخش خواهند شد و وی تنها خواهد ماند.

    امروز گزارش عجیبی که به کتابخانه کنگره امریکا نسبت داده شد و بعد پس گرفته شد و میگوید که آژانس های اطلاعاتی ایران سی هزار مستخدم در کشورهای خارجی دارند را باید در چهارچوب این وضعیت رجوی تجزیه و تحلیل کرد.

    این نوشته که باصطلاح داخلی بوده و به یکباره توسط ایادی فرقه رجوی کشف شده، بسرعت با واکنش منابع جدی در امریکا و اروپا مواجه شد و بعنوان یک فایل ساختگی به کناری گذاشته شد. البته خود نوشته هم تصدیق می کند که بصورت خصوصی و با پرداخت پول نوشته شده و طبعا امضاء و نویسنده هم ندارد. قابل توجه است که امروز متخصصین امر متفق القول هستند که این گزارش "برای مجاهدین خلق" نوشته نشده بلکه "توسط مجاهدین خلق" نوشته شده است. نوشتار تکرار و کپی لغت به لغت بسیاری از مزخرفات فرقه ای است که تنها در نوشته های رجوی پیدا می شود. گزارش همچنین بوضوح غلط هایی دارد که نشان میدهد زبان اصلی نویسنده انگلیسی نبوده است. در ورای همه اینها بیشتر منابعی که این گزارش از آنها کپی کرده و لینک داده است منابع مستقیم و یا غیر مستقیم مجاهدین خلق است. البته هر کدام از این منابع و سایت های رسمی مجاهدین خلق که بصورت بیرونی اعلام شده اند بسرعت از دور خارج شده اند و دیگر قابل دسترسی نیستند.

    سوال این است که چرا سازمان مجاهدین خلق بدین صورت بدنبال تبلیغ نوشته ای است که در اولین نگاه مزخرف بودن آن مشهود است؟

    نگاهی که دقیق و آگاه و آشنای با این فرقه باشد بوضوح می بیند که سازمان مجاهدین خلق سالها است که دیگر در صحنه های سیاسی بعنوان یک بازیگر شناخته نمی شود و بوضوح می بیند که آنچه سازمان مجاهدین تبلیغ می کند اساسا برای مصرف داخلی است و هیچ قصدی برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران ندارد. طبعا کسی که با این فرقه سر و کار داشته باشد بسرعت به این نتیجه هم رسیده است که توقع شفافیت و عدم تناقض در گفته و کردار مجاهدین خلق مثل این می ماند که از فردی مست بخواهی که در خط مستقیم قدم بردارد.

    واقعیت این است که رجوی با پرداختن خرج این گزارش روایتی جعلی تولید کرده تا فقط بتواند پیروان باقی مانده اش را فریب بدهد. قصد وی فقط راضی و قانع کردن افرادی است که هنوز در کمپ لیبرتی باقی مانده اند. هر تعداد که بتواند. وی میخواهد با فریب آنها و با وعده های غلط آنها را به توهماتی بی ربط امیدوار کند تا شاید با انتقال به کشور های ثالت توسط کمیساریای عالی پناهندگی مخالفت کنند.

    در واقع رجوی از طریق این باصطلاح گزارش به نفرات فرقه میگوید که اگر چه این همه سال در کمپهای اشرف و لیبرتی اسیر بوده اید و ده سال هم از سقوط صدام گذشته و هیچ کس کاری انجام نداده است، ولی مجاهدین خلق در واقع بصورتی جدی با جمهوری اسلامی ایران سرشاخ بوده و هستند. ولی چهره این رژیم جمهوری اسلامی ایران "خانواده خدابنده" است که شما نمی بینید و در همین راستا است که رجوی در این گزارش مستقیما "خانواده خدابنده" را "ماموران وزارت اطلاعات ایران" می نامد و تاکید پشت تاکید.

    بنابر داستان ادعایی رجوی، خدابنده ها سرکرده های لشگر و شبکه جاسوسانی هستند که در سراسر جهان پهن شده است و البته تنها کارش ها نابود کردن سازمان مجاهدین خلق است. البته وی خانواده خدابنده را انتخاب کرده چون این خدابنده ها هستند که صدای انگلیسی زبان منتقدین و قربانیان فرقه مجاهدین خلق بوده اند (قبلا مشکلش عربی بود امروز انگلیسی است). قصد اولیه رجوی این است که اسرای کمپ لیبرتی را با این ترفند و با توهم "مبارزه با دشمن" چند روزی بیشتر نگه دارد.

    رجوی اول "خانواده خدابنده" را تا این حد عجیب و غریب بزرگ می کند و بعد با ادعای واهی شکست "خدابنده ها" توسط "گزارش ساختگی" اش میگوید که دیگر نیازی به پاسخ دادن به صدای اعتراض و افشاگری صدها نفر نجات یافته از فرقه در سراسر جهان را نمی بیند. وی با تولید این بهانه که این خانواده در واقع خود "رژیم ایران" است و این که این رژیم هم که بشدت "قدرتمند" است چنین مطرح می کند که پس مشخص است که شکست دادن آنها کار ساده ای نیست و این میشود دلیل و مدرک رجوی برای این که چرا به این روز افتاده. جالب است که همین چند روز قبل رجوی به ساکنین کمپ لیبرتی گفته است که اگر چیز بدی در مورد وی گفته شود و به گوش ساکنین کمپ برسد به هیچ وجه به آن فکر هم نکنند. گفته است که تنها ماموریت آنها قبول بی چون و چرای "رهبری" و اعتماد مطلق به "رهبری" است و بعد ادامه داده که پاسخ دادن به دشمنان با وی است و آن را هم به "زمان مناسب" موکول کرده است. به عبارت دیگر وی به نفرات سازمان دستور میدهد که "فکر نکنید" و فقط "اطاعت کنید" و "سوال نکنید". (چون من در جنگ با خانواده خدابنده هستم)

    ولی داستان ساختگی رجوی مصرف دومی هم دارد. وی به بی خبران فرقه میگوید که نگران این جنگ با "رژیم" نباشید و از آن فرار هم نکنید. چرا که اگر چه "خانواده خدابنده" خیلی قوی است ولی مجاهدین خلق هم پشتیبانانی قوی در کردیدورهای قدرت ایالات متحده امریکا دارند. پشتیبانانی همچوی لابی اسرائیل و نومحافظه کاران. رجوی چنین توقع داشت و به دیگران هم قول داده بود که این گزارش تولیدی فرقه بشدت در منابع مختلف پخش شده و تبلیغ خواهد شد و مطبوعات امریکایی روی آن مانور خواهند آمد و توسط بالاترین قدرتهای حکومت امریکا پشتیبانی شده و نشان خواهند داد که تنها راه حل برای مقابله با ایران همانا دخالت نظامی و جنگ است و بنابراین مجاهدین خلق هم از وضعیت اسفبار کنونی نجات یافته و به نان و نوایی میرسند.

    قصد رجوی از جعل این مدرک این بود که با سفسطه به اعضای فرقه مجاهدین خلق بقبولاند که بالاخره یک جایگزینی برای رژیم ساقط شده صدام حسین پیدا کرده و امروز لابی اسرائیل و نومحفظه کاران جنگ طلب در اروپا و امریکا ولینعمتان جدید و جایگزین ولینعمت سابق وی صدام حسین شده اند. به عبارت دیگر باید گفت که رجوی با کلاهبرداری قصد داشت نشان دهد که اکنون به "موقعیت رفیع مزدوری" نائل شده و خریدار پیدا کرده و در این حد هم حمایت خواهد شد.

    اما مشکل رجوی این است که این اتفاق نیافتاد.

    گزارش تولیدی باصطلاح "به مطبوعات درز کرد" همانطور که قرار بود بکند. ولی با استقبال مطبوعات مواجه نشد و کسی هم آن را رله نکرد. بر عکس زمانی کوتاه بعد از باصطلاح "درز بیرونی"، گزارش با "اعلام بیرونی" تولید کننده "برای باز نگری پس گرفته شد". البته این "پس گرفتن" هم بدین خاطر بود که "تحقیقات" در رابطه با این تولید سخیف تحت نام "کتابخانه سنای امریکا" به جریان افتاد. سوال مطرح شده منتهی به شروع تحقیقات این است: سازمان مجاهدین خلق چگونه توانسته است در بخش "دفتر پشتیبانی جنگ غیرعامل و مبارزه تکنیکی علیه تروریسم" در وزارت دفاع این کشور نفوذ کند؟

    امروز این تحقیقات بسرعت به سرنخ های لابی فرقه رجوی و اعضایی از پالمان اروپا و دفتر سازمان مجاهدین خلق در بروکسل هم رسیده است و امروز تحقیقات به نقطه ای رسیده که در حال بررسی و تحقیق در مورد سوء استفاده از این مدارک ساختگی علیه پروسه پناهندگی برخی پناهجویان ایرانی هستند. نامه هایی که با ضمیمه کردن این گزارش تولیدی و با امضای برخی لابی های سازمان در پارلمان اروپا به مراکز تصمیم گیری کشورهای اروپایی ارسال شده تا جلوی پناهندگی برخی از نجات یافتگان تازه به اروپا رسیده را بگیرند.

    رجوی اما در این شکست اخیرش نه تنها شدت ضعف و رو به مرگ بودنش در عراق را نشان داد و آشکار کرد که دیگر نمی تواند جلوی فرارهای روز افزون افراد از کمپ لیبرتی را بگیرد، بلکه دست به یک خود افشایی در واشنگتن هم زد و نشان داد که در آنجا هم بر خلاف تبلیغات داخلی کسی از وی حمایتی جدی نمی کند. افشای سریع و وسیع گزارش دروغ و دغل رجوی نشان میدهد که وی به هیچ وجه در واشنگتن هم نه تحت حمایت نیروی است و نه تحت حفاظت نیرویی. وی البته در کنار این آبرو باختگی باز نشان داد که در واقع آنچه در مقابل وی ایستاده نه نیروی امنیتی عظیم و تعلیم یافته و ثروتمند و مقتدر وزارت اطلاعات مورد ادعای وی، که همین چند صد تن از اعضای جدا شده سازمان و فرقه خودش هستند و همین ها هستند که وی را به این روز انداخته اند.
    بنظر میرسد اکنون زمانش فرا رسیده باشد که این پرونده رجوی را هم مختومه اعلام کنیم و تمرکز را برگردانیم به نقطه اصلی و واجب. کمپ لیبرتی و سه هزار و اندی گروگان و خانواده هایشان. کسانی که هنوز هم آینده مشخصی را در چشم انداز نمی بینند.

    -------------

    همچنین
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=12337

    غرب نباید از مسئولیت خود در قبال تروریستهای بازنشسته مجاهدین خلق (فرقه رجوی) شانه خالی کند

    .

    ... این کشورها نباید فراموش کنند که دولت هایشان به همراه دیگر سیاستمداران غربی سالهای سال از وجود این قربانیان بهره برده اند. اعضای سازمان مجاهدین خلق سالهای سال بطور مستمر در مقابله غرب با ایران مورد بهره برداری و استثمار قرار گرفته اند. بسیاری از آنها در همین راستا بهترین سالهای زندگی خود را در کمپ های زمان صدام حسین تحت فرمان رهبران فرقه گذرانده اند. اکنون عجیب نیست اگر از مسئولین این کشورهای غربی بخواهیم تا زمان بازپرداخت را فراموش نکنند. بازپرداخت به قربانیانی که اکنون نیازمند هستند.کشورهای غربی امروز مسئولیت دارند و باید اجازه دهند تا این افراد با تضمین احترام و راحتی مورد نیازشان در این کشورها بازنشسته شده از امکانات درمانی و اجتماعی موجود بهره مند گردند ...

    آن سینگلتون، مشاورین استراتژی خاورمیانه، نهم می 2012
    http://mesconsult.com

    لینک به متن اصلی (انگلیسی)
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=12336

    بنابر گزارش اخیر تهران تایمز، جمهوری اسلامی ایران در رابطه با تصمیم احتمالی امریکا برای انتقال جمعی مجاهدین خلق به کمپ تروریستی جدید در کشوری همسایه ابراز نگرانی کرده است. منظور از این کشور همسایه احتمالا جمهوری آذربایجان می باشد.

    با توجه به این که این افراد بسیار شکننده و فرتوت هستند و عملا نمی توان از آنها برای کار و هدفی جدی استفاده کرد، مشخص است که هدف از مطرح شدن چنین حرکتی در وحله اول وادار کردن ایران به واکنش آنتاگونیستی، دامن زدن به تنفر و جلو گیری از احتمال هر گونه حل مسائل بصورت غیر خشونت آمیز می باشد. این حرکت البته در صورت صحت اهداف دیگری هم خواهد داشت. بسیاری از کشورها از جمله عراق، اتحادیه اروپا و امریکا هم از این مسئله استقبال می کنند چرا که این کار باعث می گردد تا بتوانند دست از این قضیه شسته و مشکل موجود را به فراموشی بسپارند. "این افراد را به نقاط و صحرا های دور دست می فرستیم تا در آنجا بپوسند و بمیرند و ما خلاص می شویم". این عمل طبعا غرب را از مشکل پذیرا شدن این افراد و استقرارشان در کشورهای غربی خلاص خواهد کرد.

    حتی فکر و تصور چنین "راه حلی" می تواند بوضوح نشان دهد که افرادی که این رویا ها را در سر دارند حاضرند تا به راحتی حقوق مینیمم انسانی این قرانیان را تحت نام "پیشرفت سیاسی" به فراموشی بسپارند.

    تا کنون نه کشورهای اروپایی و نه امریکا هیچ حرکت عملی مثبتی در جهت قبول تعدادی از این افراد فرتوت و بیمار نداشته اند. این کشورها نباید فراموش کنند که دولت هایشان به همراه دیگر سیاستمداران غربی سالهای سال از وجود این قربانیان بهره برده اند. اعضای سازمان مجاهدین خلق سالهای سال بطور مستمر در مقابله غرب با ایران مورد بهره برداری و استثمار قرار گرفته اند. بسیاری از آنها در همین راستا بهترین سالهای زندگی خود را در کمپ های زمان صدام حسین تحت فرمان رهبران فرقه گذرانده اند. اکنون عجیب نیست اگر از مسئولین این کشورهای غربی بخواهیم تا زمان بازپرداخت را فراموش نکنند. بازپرداخت به قربانیانی که اکنون نیازمند هستند.

    کشورهای غربی امروز مسئولیت دارند و باید اجازه دهند تا این افراد با تضمین احترام و راحتی مورد نیازشان در این کشورها بازنشسته شده از امکانات درمانی و اجتماعی موجود بهره مند گردند.

    ------------

    همچنین
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=10855

    داستان کمپ اشرف

    مجاهدین خلق قربانیان اربابانی بی شمار

    تقدیم به خانواده های تمامی قربانیان فرقه رجوی

    کتاب "داستان اشرف"، نوشته آن سینگلتون و مسعود خدابنده، به زبان انگلیسی است و اکنون در کتابفروشی ها و سایتهای آمازون در کشورهای اروپایی و امریکا قابل دسترسی می باشد. جهت تهیه کتاب همچنین می توانید با ایران اینترلینک تماس برقرار فرمایید.

    ... داستان عجیب کمپ اشرف در عراق از زمان تاسیس آن در سال 1986 تا کنون در این کتاب مورد بررسی قرار گرفته است. این کمپ در آغاز برای استقرار سازمان مجاهدین خلق (با نامهای دیگر همچون ام کی او، ام ای کی، فرقه رجوی، ...) بوجود آمد تا رهبر آن مسعود رجوی بتواند بعنوان نیروی کمکی صدام حرکت های خشونت بار و تروریستی مجاهدین خلق طی جنگ هشت ساله را پیش ببرد. دیری نپایید تا کمپ اشرف تحت سایه ولینعمت جدید، صدام حسین، به مرکز تعلیمات نظامی و مغز شویی های فرقه ای تبدیل گردید بطوری که همین سازمان مجاهدین در سالهای بعد تحت نام ارتش خصوصی صدام بعنوان بخشی جدایی ناپذیر از دستگاه مخوف نظامی امنیتی دیکتاتور سابق در سرکوب شیعیان و اکراد عراق شرکت کرد...

    New Book

    The Life of Camp Ashraf

    Mojahedin-e Khalq – Victims of Many Masters

    By Anne Singleton and Massoud Khodabandeh

    First published September 2011 by IRAN-INTERLINK

    http://Camp-Ashraf.com

    ISBN 978-0-9545009-1-7

    The book is now available through bookshops and Amazon websites throughout Europe and America

    Alternatively contact Iran Interlink directly for your copy

    Product Description

    The fascinating story of the controversial life of Camp Ashraf in Iraq from its foundation in 1986 to the present day is told in this book. Originally created to accommodate the Iranian opposition group Mojahedin-e Khalq (aka MEK, MKO, PMOI, Rajavi cult) and its leader Massoud Rajavi for coordinating the violent overthrow of the regime in Iran, Camp Ashraf became the MEK’s main military and ideological training base. The MEK later became known as Saddam’s Private Army as it became an integral element in the Iraqi dictator’s repressive apparatus.

    But, even years after the fall of Saddam the MEK still has the support and backing of many in the West and is therefore able to resist opening its doors to the outside world. It is the hidden life inside Camp Ashraf which renders it so controversial. The isolated garrison became the experimental ground for Rajavi to turn his group into a dangerous, destructive mind control cult. Rajavi keeps the rank and file in the camp in a state of modern slavery to perform acts of terrorism and to fulfil propaganda roles in Western countries for the group’s many masters.

    Massoud Rajavi’s methods of enthralling his followers include banning marriage and having children, instilling irrational phobic reactions to external factors, denying any contact with the outside world through radio, television, letters or telephones. In particular members must have no contact with their families. This book exposes the hidden life of the camp and its inhabitants. It speaks for the silent victims of the Rajavi cult and for the families who wait outside the camp for news of their loved ones.

    In conclusion, the book examines the ways to deal with the problem of how to dismantle a dangerous destructive mind control cult and free its members as various parties vie for control over the group for their own agendas.

    CONTENTS Page

    INTRODUCTION

    1965 – 1986
    THE MEK AND IRAQ

    1986 – 1991
    THE GOLDEN AGE

    1988 – 1993
    THE IDEOLOGICAL PHASE

    1991
    GULF WAR ONE

    1991 – 1997
    THE MEK’S DECLINE

    1997 – 2003
    CAMP ASHRAF PRISON – NO EXIT

    2003 – 2007
    THE MEK PLACED ON LIFE SUPPORT

    2007 – 2009
    A GROWING HUMANITARIAN CRISIS

    2009
    INEVITABLE CHANGE

    CAMP ASHRAF - PAST ITS ‘BEST BEFORE’ DATE

    CONCLUSION

    APPENDICES

    INTRODUCTION

    The controversial life of Camp Ashraf from its foundation to the present day makes a fascinating story in itself. The camp was created by Saddam Hussein in 1986 to accommodate the Iranian opposition group Mojahedin-e Khalq (MEK) and its leader Massoud Rajavi. Founded in 1965 the MEK first took up arms to try to oust the Shah. Two years after the 1979 Iranian revolution Rajavi tried to engineer a coup against Ayatollah Khomeini. It failed and he fled to Paris in 1981. Rajavi then tried to conduct his armed struggle against the new Islamic Republic from Paris but when this failed he was given succour in Iraq where Camp Ashraf became the MEK’s main military and ideological training base.

    The close relationship between Saddam and Rajavi led to the MEK being dubbed Saddam’s Private Army; Camp Ashraf played an integral role in the survival of the Iraqi dictator after the First Gulf war when Rajavi used his forces to help crush the Kurdish and Shiite uprisings. In 2003 Camp Ashraf became an enemy target for the Multi National Forces when Operation Iraq Freedom removed Saddam Hussein from power. Then in a paradoxical move the US Government provided military protection for Camp Ashraf for eight years while its inhabitants remained on the US Terrorism List.

    Camp Ashraf came under the control of the democratically elected Government of Iraq in January 2009 (under the Status of Forces Agreement). After that time it was inevitable that the camp would close. Successive Iraqi governments since 2003 insisted that the Americans close Camp Ashraf and expel the foreign terrorist group Mojahedin-e Khalq from the country because of the group’s history of terrible crimes against the people of Iraq.

    In the course of twenty five years Camp Ashraf has seen many changes. But the real story of course is not about the camp but about the lives of the people who inhabited it; how they came to be there and why they must now leave.

    In its forty five year history, the MEK organisation has undergone many public image changes; from guerrilla fighters, resistance army, terrorist entity to feminist democratic opposition. The man who has led the group through all these superficial incarnations is Massoud Rajavi. And behind the glamorous advertisements of a sophisticated and relentless propaganda machine, his single-minded pursuit of power at any cost and his fundamental belief in the use of violence to achieve this aim of power, has not changed one iota in all this time.

    Rajavi was a charismatic speaker and skilled psychological manipulator. He discovered in himself a talent for totalitarian control which matched his narcissistic ambition for power. Although he began to convert the Mojahedin-e Khalq organisation into a cult while still in Paris, it was the acquisition of the isolated, closed world of Camp Ashraf which provided the perfect crucible to extend his experiment. In Camp Ashraf he has forced the MEK members along a most extraordinary route of mental and physical anguish to meet his needs.

    Over the years former members who escaped from Camp Ashraf have told their stories to a world unwilling or unable to listen. Thousands of them consistently and courageously described the conditions of the internal revolutions and Rajavi’s bizarre requirements for members to divorce and to remove all the children from the camp; to undergo the daily humiliations of public self-confessions which enforce the celibacy and gender apartheid; to suffer micro-management of their every waking moment which imposed deliberately exhausting work schedules and disorienting indoctrination sessions; to be deprived of any information from and contact with the outside world and their families. Rajavi did all this to keep his members from leaving. When this failed, he imprisoned them.

    Camp Ashraf is now a double prison for the residents. They are trapped by Rajavi’s psychological manipulations which engender paralysing fear in everyone behind the barbed wire fences which he has had erected to keep them physically inside. But they are trapped ultimately by the misguided ignorance and misplaced sympathy of all those external agencies which could take action to free them but don’t.

    The life of Camp Ashraf has reached a critical juncture. It must close. The residents must leave. But over and above Massoud Rajavi’s refusal to leave, there are a host of third parties with their own agendas which militate against closure. The main players are the Americans and the Iranians who have developed their own narratives and myths around the MEK in order to use it as a tool to aggravate and intensify their thirty year enmity. Between the ‘bomb Iran, regime change’ pundits in America and the ‘crackdown on foreign backed violent opposition’ proponents in Iran, all the bases are covered.

    It is these voices which dominate political debates and media reporting on Camp Ashraf. But the political and security issues are a decoy to avoid answering the fundamental question. After twenty five years of testimony describing severe human rights abuses why do the individual residents of Camp Ashraf still have no voice? Why do people continue to escape the camp even in spite of the severe restrictions? At the time of Saddam Hussein perhaps these questions could be ignored. But now?

    The original inspiration to write the story of Camp Ashraf came from witnessing the determination of the families of the camp’s residents to rescue their loved ones. Since 2003 they braved bombs and bullets to reach the gate of Camp Ashraf in the hope of finding their relatives. They refused to give up, refused to take no for an answer. Even when the MEK began to pelt missiles at them they refused to give up. Their extraordinary love and courage needs to be voiced and this voice needs to reach above the cacophony of the false hand wringing and political wailing to those who are in a position to help.

    But as the story unfolded it became obvious that the really voiceless victims of Camp Ashraf are its residents. As the stories of individual members emerged it was clear that many had died and many more had suffered before their information could reach the public domain. Currently around 3500 people continue trapped and held hostage to the callous whims of the various pitiless powerful political forces who do not care about their individual fates. This book must speak out on their behalf.

    This book therefore is an attempt to tell their story in the hope that this will halt the diversion of this issue to everything else except this fundamental question – why are people risking everything to run away from Camp Ashraf and the MEK and why is no one listening to them?

    http://Camp-Ashraf.com

    ISBN 978-0-9545009-1-7

    The book is now available through bookshops and Amazon websites throughout Europe and America

    Alternatively contact Iran Interlink directly for your copy

    * * *

    Also read other reports

    Iran Interlink is a campaigning and activist group. Its aims are to expose the MEK as a destructive cult and to promote and protect the human rights of its victims who are mainly

    based in Camp Ashraf in the Diyala province of Iraq. Further information can be found at www.iran-interlink.org

    First Report (February 2008) - (PDF version)

    Second Report (September 2009) - (PDF version)

    Third Report (April 2011) - (PDF version)

    --------------

    همچنین
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=9815

     

    در پی درگیری های خشونت آمیز فدائیان فرقه رجوی،

    نماینده ایران اینترلینک خانم سینگلتون،

    از کمپ عراق جدید (سابقه اشرف) دیدار کرد

    .

    ... بنظر می رسد که حدود کمتر از دویست تن از اعضای فدایی فرقه رجوی با دستور مسعود رجوی رهبر فرقه در این عملیات خشونت بار شرکت کرده باشند. هنوز مشخص نیست که چه تعدادی از سه هزار و چهارصد ساکنین این کمپ هنوز خواهان عضویت در این گروه تروریستی باشند. دیدار خانم سینگلتون از کمپ عراق جدید بخشی از برنامه این هفته نمایندگی ایران اینترلیک بود که در ملاقات هایی با مقامات مسئول عراقی خواستار انحلال روابط فرقه ای حاکم بر کمپ گردیده است. نماینده ایران اینترلینک همچنین از مقامات عراقی تقاضا دارد تا وسائل محاکمه سران این فرقه تحت قوانین کشوری عراق و همچنن قوانین بین المللی محیا سازند. بقایای ساکنین کمپ باید بتوانند بدون دخالت رهبران سازمان مجاهدین خلق در رابطه با آینده خودشان تصمیم گیری نمایند و خانواده های آنها باید در این پروسه تصمیم گیری دخیل گردند ...

    http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=9773


    ایران اینترلینک، بغداد، هفدهم آوریل 2011
    لینک به متن انگلیسی
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=9772

    خانم آن سینگلتون از ایران اینترلینک بدنبال درگیری های اخیر بین فدائیان فرقه رجوی و نیروهای انتظامی عراق از منطقه و کمپ عرق جدید (سابقا اشرف) دیدار کرد. مقامات عراقی مسئول کمپ برخی از اشیایی که مجاهدین خلق (فرقه رجوی) از قبل تهیه کرده و با پرتاب آنها به نیروهای عراقی مستقر در محل باعث شروع خشونت ها شدند را ارائه نمودند.

    بنظر می رسد که حدود کمتر از دویست تن از اعضای فدایی فرقه رجوی با دستور مسعود رجوی رهبر فرقه در این عملیات خشونت بار شرکت کرده باشند. هنوز مشخص نیست که چه تعدادی از سه هزار و چهارصد ساکنین این کمپ هنوز خواهان عضویت در این گروه تروریستی باشند.

    سازمانهای حقوق بشری خواستار تحقیقات بی طرفانه در مورد وقایع اخیر در این کمپ گردیده اند.

    دیدار خانم سینگلتون از کمپ عراق جدید بخشی از برنامه این هفته نمایندگی ایران اینترلینک بود که در ملاقات هایی با مقامات مسئول عراقی خواستار انحلال روابط فرقه ای حاکم بر کمپ گردیده است. نماینده ایران اینترلینک همچنین از مقامات عراقی تقاضا دارد تا وسائل محاکمه سران این فرقه تحت قوانین کشوری عراق و همچنن قوانین بین المللی محیا سازند. بقایای ساکنین کمپ باید بتوانند بدون دخالت رهبران سازمان مجاهدین خلق در رابطه با آینده خودشان تصمیم گیری نمایند و خانواده های آنها باید در این پروسه تصمیم گیری دخیل گردند. بیش از هزار تن از ساکنین کمپ عراق جدید (سابقا اشرف) دارای ملیت یا پناهندگی یا سابقه سکونت در کشورهای امریکای شمالی و اروپایی هستند. سفارتخانه های این کشورها باید شرایط بازگشت این افراد را محیا سازند

    ایران اینترلینک، بغداد، هفدهم آوریل 2011
    گزارشات متعاقبا باطلاع خواهد رسید


    قطعات تولیدی مجاهدین که از قبل برای درگیری با نیروهای عراقی آماده شده بود


    مجاهدین از کلاهخود هایی با رنگ های مختلف برای هماهنگی حملات استفاده کرد


    قطعات کوچک تر که از فاصله دور تر بطرف نیروهای عراقی و ناظرین در محل پرتاب شده است

    --------------

    در همین رابطه:
    http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=9846

    آن سینگلتون، متخصص در امور سازمان مجاهدین خلق، طرح خود برای بستن اردوگاه اشرف را ارائه میدهد

    .

    ... خانم سینگلتون تشریح نمود که در حالیکه برای هیچ کس شکی وجود ندارد که سازمان مجاهدین خلق باید تا پایان سال 2011 از عراق خارج شود – چرا که سه دولت منتخب آزاد پی در پی از دسامبر سال 2003 بعلاوه قانون اساسی عراق و توافقنامه موقعیت نیروها بر این موضوع تأکید دارند – روشن است که سازمان مجاهدین خلق یک پدیده منحصر به فرد است که امکان برخورد با آن به عنوان یک طرف سیاسی یا نظامی امکان پذیر نیست و لذا جابجائی آن یک اقدام سهل و عادی نخواهد بود. شاهد این مدعا هم اکنون در مقاومت خشونت آمیز آنان در برابر اقدام نیروهای امنیتی عراق برای وادار کردن سازمان مجاهدین خلق به پذیرش قوانین مدنی عراق چه در ژوئیه 2009 و چه در 8 آوریل امسال مشاهده گردیده است ...

    دانشگاه المستنصرية ، بغداد، آوریل 2011
    گزارش بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و پنجم آوریل 2011
    http://www.saharngo.com/fa/story/1577

    لینک به متن انگلیسی
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=9842

    خانم آن سینگلتون، به عنوان نماینده ایران اینترلینک، بنا به دعوت بنیاد فرهنگی بلدیه، یک سازمان غیر دولتی در بغداد، از عراق بازدید کرد. بنیاد فرهنگی بلدیه، به ریاست خانم احلام المالکی، کمک های انسان دوستانه بسیاری به طیف گسترده ای از جامعه محروم عراق، که بطور مستقیم از اشغال این کشور توسط نیروهای ائتلاف در سال 2003 آسیب دیده اند، می نماید.

    بنیاد فرهنگی بلدیه نسبت به بحران انسانی در اردوگاه اشرف که ناشی از عملکرد رهبران سازمان مجاهدین خلق می باشد، که از دادن امکان دسترسی آزاد به سازمان های حقوق بشری برای بررسی وضعیت ساکنان اردوگاه اجتناب میکنند، بسیار نگران است.

    خانم آن سینگلتون، یک متخصص برجسته در امور فرقه تروریستی مجاهدین خلق و اردوگاه اشرف، از جانب دانشگاه المستنصرية در بغداد دعوت به سخنرانی شده بود تا به طرح مشکل جابجا نمودن گروه از عراق بپردازد.

    خانم سینگلتون صورت مسئله ای را که دولت عراق با آن روبروست تشریح کرده و به حاضران گفت که سازمان مجاهدین خلق بطور خاص از جانب نومحافظه کاران و صهیونیست ها در غرب مورد استفاده قرار گرفته تا از سال 2003، یعنی زمانی که گروه به اشتباه تحت حمایت نیروهای آمریکائی قرار گرفت، در امور داخلی عراق دخالت نماید (سازمان مجاهدین خلق در آمریکا به عنوان یک گروه تروریست نام گذاری شده است). از آن زمان، اردوگاه اشرف تنها بخش دستگاه سرکوب دیکتاتور سابق صدام حسین بوده که منحل نگردیده است. خانم سینگلتون در این رابطه توضیح داد که اردوگاه اشرف مرکز تعلیم و پشتیبانی شورش های خشونت آمیز به منظور منحرف کردن روند دموکراتیزه شدن عراق بوده است. هدف از این خشونت ها ایجاد تفرقه های فرقه ای و قومی و مذهبی در جامعه عراق و ممانعت از اتحاد و پیشرفت کشور تحت یک دولت منتخب آزاد می باشد. سازمان مجاهدین خلق در ارتباط مستقیم با گروه های صدامی مختلف (عراقی های وفادار به تفکرات دیکتاتور سابق) و عناصرشان در غرب است.

    از سال 2009، یعنی زمانی که دولت عراق مسئولیت حفاظت از اردوگاه را از نظامیان آمریکائی تحویل گرفت، امکان محدود نگاه داشتن فعالیت های سازمان بوده است که در نتیجه کاهش چشمگیری در میزان فعالیت های خشونت آمیز در کشور مشاهده میشود. بهرحال، کوشش برای جابجا کردن این سازمان از عراق بر اساس قانون اساسی این کشور به دلایل متعدد ناکام مانده است.

    خانم سینگلتون تشریح نمود که در حالیکه برای هیچ کس شکی وجود ندارد که سازمان مجاهدین خلق باید تا پایان سال 2011 از عراق خارج شود – چرا که سه دولت منتخب آزاد پی در پی از دسامبر سال 2003 بعلاوه قانون اساسی عراق و توافقنامه موقعیت نیروها بر این موضوع تأکید دارند – روشن است که سازمان مجاهدین خلق یک پدیده منحصر به فرد است که امکان برخورد با آن به عنوان یک طرف سیاسی یا نظامی امکان پذیر نیست و لذا جابجائی آن یک اقدام سهل و عادی نخواهد بود. شاهد این مدعا هم اکنون در مقاومت خشونت آمیز آنان در برابر اقدام نیروهای امنیتی عراق برای وادار کردن سازمان مجاهدین خلق به پذیرش قوانین مدنی عراق چه در ژوئیه 2009 و چه در 8 آوریل امسال مشاهده گردیده است.

    خانم سینگلتون توضیح داد که مذاکره با سازمان مجاهدین خلق مشکل را حل نخواهد کرد چرا که این مذاکرات تنها بر اساس منافع یک فرد، یعنی مسعود رجوی رهبر مجاهدین خلق که هنوز در داخل اردوگاه اشرف پنهان شده است، میباشد. اگر چه او به هواداران وفادار خود دستور داده است تا در برابر هر گونه اقدام دولت عراق برای اعمال قانون بر اردوگاه به صورت خشونت آمیز مقاومت کنند، اما روشن است که تنها تعداد کمی از ساکنان اردوگاه در این فعالیت های خشونت آمیز درگیر بوده اند. ده ها نفر که از سال 2009 از اردوگاه فرار کرده اند گزارشاتی داده اند که اغلب ساکنان اردوگاه دیگر مایل به ادامه عضویت در این سازمان تروریستی نیستند. خانم سینگلتون در این خصوص ادامه داد که لذا موضوع حیاتی این است که ارگان های مستقل مانند کمیسیون حقوق بشر ملل متحد بتوانند بدون دخالت کسی وارد اردوگاه شده و یک تحقیق کامل از ساکنان اردوگاه بعمل بیاورند. این مهم تنها زمانی محقق خواهد شد که رهبران سازمان مجاهدین خلق از اعضای بدنه جدا شده و به هر فرد حق انتخاب آزاد و مستقل برای تصمیم در خصوص آینده اش داده شود. به این ترتیب ساکنان اردوگاه میتوانند از خاک عراق بدون درگیری و خونریزی، که تهدید اصلی از جانب مسعود رجوی است، بیرون برده شوند.

    عراق یک کشور مستقل است و قادر است تا این مسئله را به شیوه حقوق بشری که بازتاب خوبی نسبت به این دموکراسی نوپا داشته باشد حل و فصل نماید. خانم سینگلتون گفت که وارد شدن گروه های حقوق بشری از جمله بنیاد فرهنگی بلدیه قطعا نشانه این است که کشور عراق اعتماد به نفس و توان برخورد با مسئله سازمان مجاهدین خلق را بصورت مؤثر و صلح آمیز دارد. نقطه ابهام، واکنش دولت های غربی خواهد بود که یا کمک کنند یا این روند را کند نمایند. علاوه بر همه اینها، این نکته حیاتی است که ملل متحد و سایر ارگان های حقوق بشری بین المللی بخوبی آگاه هستند که تنها موضع حقوق بشری مشروع در خصوص اردوگاه اشرف و ساکنان آن اقدام به منحل نمودن فوری و بدون قید و شرط ساختار فرقه ای این سازمان است، و با هر نفر از ساکنان مربوطه باید به عنوان یک فرد مستقل، و نه برده متعلق به فرقه تروریستی رجوی، برخورد شود.

    Link to download video file (61 MB)

    * * *

     

     

     

     

    --------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=9800

    دیدار آن سینگلتون از کمپ اشرف

    جهانشاه سید محمدی: رجوی نمی گذارد صدای کسی به گروگانها و اسرای داخل کمپ برسد

    .

    ... بنظر می رسد که حدود کمتر از دویست تن از اعضای فدایی فرقه رجوی با دستور مسعود رجوی رهبر فرقه در این عملیات خشونت بار شرکت کرده باشند. هنوز مشخص نیست که چه تعدادی از سه هزار و چهارصد ساکنین این کمپ هنوز خواهان عضویت در این گروه تروریستی باشند. دیدار خانم سینگلتون از کمپ عراق جدید بخشی از برنامه این هفته نمایندگی ایران اینترلیک بود که در ملاقات هایی با مقامات مسئول عراقی خواستار انحلال روابط فرقه ای حاکم بر کمپ گردیده است. نماینده ایران اینترلینک همچنین از مقامات عراقی تقاضا دارد تا وسائل محاکمه سران این فرقه تحت قوانین کشوری عراق و همچنن قوانین بین المللی محیا سازند. بقایای ساکنین کمپ باید بتوانند بدون دخالت رهبران سازمان مجاهدین خلق در رابطه با آینده خودشان تصمیم گیری نمایند و خانواده های آنها باید در این پروسه تصمیم گیری دخیل گردند ...

    ایران اینترلینک، پادگان عراق جدید (سابقا اشرف) بیستم آوریل 2011
    لینک به انگلیسی
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=9799

    Link to down load the video (95 MB)

    ----

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=9793

    مردم خواستار اخراج مجاهدین خلق (فرقه رجوی) از کمپ اشرف و کشور عراق هستند (خانم ها المالکی و سینگلتون در برنامه تلویزیون المسار)

    .

    ... خانم المالکی مدیر بنیاد غیر دولتی البلدیه عراق و خانم سینگلتون از ایران اینترلینک بریتانیا مسائل حقوق بشری پیرامون اخراج بقایای فرقه رجوی از عراق را مورد بررسی قرار دادند. ایران اینترلینک به نمایندگی از اعضای ناراضی گروه که در کمپ به رهبری مسعود رجوی به اسارت گرفته شده اند به دفاع از خواسته های آنها پرداخت. خانم سینگلتون توضیح میدهد که تنها راه حل مشروع و مطابق با رعایت حقوق بشر اسرا و گروگانهای رجوی در داخل کمپ تاکید همه دست اندرکاران بر انحلال کامل روابط فرقه ای و تشکیلاتی داخل کمپ است ... (ویدئو به زبان عربی است)

    شبکه تلویزیونی المسار، بغداد، هجدهم آوریل 2011
    http://www.almasartv.com

    مردم خواستار اخراج مجاهدین از عراق هستند
    (المسار، قسمت اول)

    مردم خواستار اخراج مجاهدین از عراق هستند
    (المسار، قسمت دوم)

    * * *

    لینک به فایل تصویری قسمت اول جهت دانلود (250 مگا بایت)

    لینک به فایل تصویری قسمت دوم جهت دانلود (250 مگا بایت)

    Home

     


    Date: 2013-01-25
    (C) 2006