گفتگو پیرامون روابط پنهان مزدوران CIA با باند تبهکار رجوی (۶۵دقیقه)
.
... پيش از برگزار انتخابات رياست جمهوري، احمد باطبي عضو شوراي مركزي مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران مذاكراتي را همراه با كيوان رفيعي با تني چند از عوامل گروهك تروريستي منافقين جهت مسلح شدن و اقدام به ترور و به آشوب كشاندن كشور داشته است. باطبي همچنين در ديدارهايي كه با رزيتا منطقي سخنگوي دفتر لندن انجمن پادشاهي داشته است درباره ...
نگاه نو، به نقل از تلویزیون جمهوری اسلامی، پانزدهم مارس 2010
http://www.negaheno.net/1388/12/24/5971/
---------
همچنین:
http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7851
ایران: رابطه تنگاتنگ شبکه های حقوق بشری واشنگتن و تروریست های تحت حمایت سازمان سیا در عراق
.
... پيش از برگزار انتخابات رياست جمهوري، احمد باطبي عضو شوراي مركزي مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران مذاكراتي را همراه با كيوان رفيعي با تني چند از عوامل گروهك تروريستي منافقين جهت مسلح شدن و اقدام به ترور و به آشوب كشاندن كشور داشته است. باطبي همچنين در ديدارهايي كه با رزيتا منطقي سخنگوي دفتر لندن انجمن پادشاهي داشته است درباره ...
لینک به ویدیوی خبرگزاری فارس در این رابطه:
http://www.farsnews.com/media.php?nn=8812230895
خبرگزاری فارس، چهاردهم مارس 2010
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8812230605
خبرگزاري فارس: پس از كليد خوردن «پروژه بي ثبات سازي ايران» در سال 2006 كه توسط سازمان سيا تهيه و با دستور بوش ابلاغ و عملياتي شد راه اندازي نوع جديدي از جنگ اطلاعاتي موسوم به «نبرد سايبري» در دستور كار دولت آمريكا قرار گرفت.
به گزارش خبرگزاري فارس ، پروژه بي ثبات سازي سازمان سيا كه با اختصاص بودجه چهارصد ميليون دلاري كنگره آمريكا و با دستور بوش ابلاغ و عملياتي شد راه اندازي نوع جديدي از جنگ اطلاعاتي موسوم به «نبرد سايبري» را با استفاده از عوامل گروهك هاي ضد انقلاب همچون منافقين، سلطنت طلبان، انجمن پادشاهي، فرقه ضاله بهاييت وگروههاي موسوم به حقوق بشري در دستور كار قرار داد.
اين پروژه كه با شبكه سازي گسترده در فضاي مجازي و سايبر كليد خورد ، اهدافي چون جمع آوري اطلاعات، جريان سازي و جنگ رواني عليه نظام جمهوري اسلامي، تاسيس سايت هاي مبتذل، حمايت خبري و رسانهاي از گروهكهاي تروريستي، اقدامات ايذايي و هكري و نفوذ به سرورهاي دولتي، برنامهريزي براي اخلال در سيستم مديريت شهري از جمله سامانه سوخت رساني و تهييج و تشويق به تجمعات غيرقانوني و اغتشاش در حوادث پس از انتخابات را دنبال مي كرد.
*مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
يكي از گروهكهاي فعال شده در اين پروژه كه مأموريت بيثبات سازي در كشور را همواره دنبال كرده است مجموعهاي از گروههاي موسوم به حقوق بشري هستند كه در قالب سه تشكل فعاليت خود را از سالهاي گذشته آغاز و پس از تصويب بودجه 400 ميليون دلاري سازمان سيا توسط كنگره، شتاب بيشتري دادند.
يكي از اين مجموعهها، "مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران " است كه فعاليت غير رسمي خود را در سال 84 آغاز و در نوروز سال 85 به صورت رسمي اعلام موجوديت كرد. اين تشكل كه به صورت هرمي فعاليت خود را آغاز كرد توسط كيوان رفيعي، احد باطبي، سيدجمال حسيني، تارا نيازي و سما بهمني تأسيس شد كه پس از مدتي بهزاد مهراني جايگزين سما بهمني در هيأت مديره اين تشكل شد.
اين مجموعه كه بيش از 70 درصد بافت تشكيلاتي آن را فرقه ضاله بهاييت تشكيل ميدهد توسط صادق نقاش كار و بهروز جاويد تهراني از عناصر دستگير شده در ماجراي 18 تير 1378، به صورت غيررسمي در سال 1384 كار خود را آغاز كرد . چارت تشكيلاتي آن مجموعه اي متشكل از شوراي مركزي، كادر مركزي، كميته ارتباطي (واحد كارگري، واحد دانشجويي، واحد زنان، واحد كودكان، واحد زندانيان سياسي، واحد اقليت هاي مذهبي، واحد قوميتها، واحد اصناف، واحد بينالملل) ،كميته اطلاع رساني (واحد سخنگوي برون مرزي، واحد سخنگوي درون مرزي، واحد روابط عمومي و دبيرخانه)، كميته تبليغ و جذب ، كميته پژوهشي (واحد تحقيقات موضوعي، واحد ترجمه، واحد تحقيق وآموزش، واحد چاپ و انتشار)، كميته اجرايي (واحد فني و واحد اجرايي و تداركات) است كه پيش بيني مي شود اعضاي آن به حدود 500 نفر برسند.
پيش از برگزار انتخابات رياست جمهوري، احمد باطبي عضو شوراي مركزي مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران مذاكراتي را همراه با كيوان رفيعي با تني چند از عوامل گروهك تروريستي منافقين جهت مسلح شدن و اقدام به ترور و به آشوب كشاندن كشور داشته است.
باطبي همچنين در ديدارهايي كه با رزيتا منطقي سخنگوي دفتر لندن انجمن پادشاهي داشته است درباره نحوه عضوگيري و انجام عمليات مشترك تروريستي در داخل ايران مذاكراتي داشته است.
ياطبي پس از فرار از كشور، سال گذشته در ديدار با جورج بوش رئيس جمهور سابق ايالات متحده آمريكا، خواستار دريافت كمكهاي مالي، اطلاعاتي و حمايتهاي امنيتي بيشتر شده بود . پس از اين ديدار بود كه وي به همراه تني چند از اعضاي گروهش ديدارهايي را با ريچارد پرل، ولي رضا نصر و ريچارد هالبروك داشتهاند.
*كانون مدافعان حقوق بشر
دومين تشكلي كه در قالب NGO و تشكيلات هرمي فعاليت خود را آغاز كرد تشكل «كانون مدافعان حقوق بشر» است كه در سال 1381 توسط شيرين عبادي تأسيس و به ثبت قانوني در داخل كشور و ثبت بينالمللي رسيد. اعضاي اين كانون را علاوه بر شيرين عبادي، برخي وكلاي دادگستري همچون محمدسيف زاده، محمدعلي دادخواه(وكيل پرونده در اويش گنابادي، عليرضا فيروزي، سورنا هاشمي)، عبدالفتاح سلطاني (از اعضاي هيأت مديره كانون وكلاي دادگستري و وكيل اكبر گنجي، زهرا كاظمي و هاله اسفندياري) ، محمدشريف ،نرگس محمدي (نايب رئيس وسخنگوي كانون) و ژينوس سبحاني (منشي بهايي كانون) تشكيل ميدهند. نكته قابل تامل آنكه تعداد قابل توجهي از اعضاي اين مجموعه بهايي مذهب هستند.
*كميته گزارشگران حقوق بشر
سومين تشكل فعال در اين مجموعه «كميته گزارشگران حقوق بشر» است كه در 10 اسفند 1384 توسط چند تن از دانشجويان دفتر تحكيم وحدت تاسيس شد. اين مجموعه داراي شوراي مركزي ده نفره است كه اكثريت اعضاي اين كميته را افراد فرقه ضاله بهاييت تشكيل ميدهند. شوراي مركزي اين كميته عبارتند از:
1- سعيد كلانكي
2- شيوا نظرآهاري
3- سعيد جلالي فرد
4- كوهيار گودرزي
5- سعيد حائري
6- پريسا كاكايي
7- مهرداد رحيمي
8- سعيد حبيبي
9- حسام ميثاقي
10- نويد خانجاني
راه اندازي كمپين يك ميليون امضا، القاي تقلب در انتخابات دهم رياست جمهوري، دامن زدن به مطالبات فمنيستي، اهانت به شريعت اسلام و سازماندهي زنان و دانشجويان براي حضور در آشوب هاي پس از انتخابات از جمله اقدامات اين كميته بوده است.
تاسيس شبكه موسوم به "ايران پراكسي " از جمله مهمترين اقداماتي است كه با بودجه بالغ بر 50 ميليون دلار توسط سازمان سيا و تحت پوشش دفتر IBB وزارت امور خارجه آمريكا فعال گرديد.
تخليه بانكهاي اطلاعاتي كشور، نفوذ و خرابكاري در سايتهاي اينترنتي ايران، مبارزه با فليترينگ در داخل كشور، ايجاد امنيت براي كاربران شبكه مجازي عليه جمهوري اسلامي، ايجاد بستر ارتباط امن تلفني و ديتا براي مصاحبه با راديو فردا، راديو زمانه، شبكه تلويزيوني صداي آمريكا VOA و ساير رسانههاي غربي، در زمره ماموريتهاي شبكه ايران پراكسي بود. سازمان سيا با ايجاد اين سروس سايبري، تنها در حوادث اخير با توليد و انتشار بيش از هفتاد ميليون فليتر شكن، جنگ رواني پردامنهاي را عليه جمهوري اسلامي سازماندهي كرد. عناصر داخلي اين شبكه كه حقوق ماهيانه قابل توجهي دريافت ميكردند، پس از شناسايي و دستگيري، اعتراف نمودهاند كه نرم افزارهاي فيلترشكن شبكه ايران پراكسي مجهز به قابليتهاي تخليه اطلاعات خصوصي و خانوادگي افراد نيز بوده و متاسفانه در حجم وسيعي براي اهداف جاسوسي مورد استفاده قرار گرفته است.
شبكه مذكور پس از وقوع فتنه اخير، تلاش كرد ضمن شبكه سازي گسترده در فضاي مجازي با انتشار اخبار خلاف واقع و كذب، كاربران اينترنتي را تحت پوشش و تاثير خود قرار دهد. همچنين كميته وكلا و خبرگزاري هرانا از ديگر مجموعههاي مرتبط مي باشد كه در يكي از آخرين اقدامات، عناصر اين شبكه و با حمايتهاي برخي از كشورهاي اروپايي در نشست موسوم به سازمانهاي غير دولتي در ژنو شركت داده و در آستانه نشست پنج به علاوه يك، به ارائه آمار و اطلاعات كذب، اقدام به فضا سازي رواني عليه جمهوري اسلامي نمود.
اين شبكه از طريق برخي عوامل خود، داراي ارتباطات گسترده اي با بالاترين سطوح هيات حاكمه آمريكا است از حمايت دولت مردان آمريكا برخوردار ميباشد. عوامل اصلي اين شبكه، اهداف خود را از طريق برخي كشورهاي غربي از جمله آمريكا به لايههاي مياني و فعال مجموعه منتقل كرده و متاسفانه با جذب و سوء استفاده از كاربران ايراني از آنان به عنوان عضو، بهره برداري مينمودند.
در پايان جا دارد از تلاشهاي بي وقفه و شبانه روزي پاسداران حريم امنيت كشور و فرزندان انقلابي ملت غيور ايران اسلامي،كه با انجام سلسله اقدامات و عمليات پيچيده امنيتي در حوزه فناوري اطلاعات و ارتباطات، برخي از متهمان و عناصر مرتبط و موثر آنها را شناسايي كرده و 30 نفر از آنها را دستگير كرده اند تقدير و تشكر بعمل آورد.
لینک به ویدیوی خبرگزاری فارس در این رابطه:
http://www.farsnews.com/media.php?nn=8812230895
-------------


-------------
همچنین
http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7826
حمایت مجاهدین از ریگی، دلالت های معنایی
.
... لیرغم اینکه امریکایی ها و انگلیسی ها خودشان را از معرکه دور می کنند، به همان اندازه مجاهدین اصرار دارند آشکارا یا تلویحی خود را به ریگی و مابقی آدمکشان فراری او نزدیک و به این ترتیب یک تروریست و کینه توز بیمار را در جرگه اپوزیسیون جا بزنند. اینکه چطور می شود یک گروه مسلح همزمان با طرق لابی گری و ...
![]()
امید پویا، مجاهدین دبلیو اس، نهم مارس 2010
http://www.mojahedin.ws/article/show.php?id=3469
در شرایطی که رسانه ها و سایت های رسمی سازمان لقمه حمایت از ریگی را با دادن عنوان رهبر جنبش مقاومت مردمی به او و از طرف دیگر اطلاق زدوبند و ... دور سرشان می گردانند اما ظاهرا دنباله و ادامه حمایت های صریح و جانبدارانه از او را به عهده سایت های موازی و زیرمجموعه های خود واگذار کرده اند. در این رابطه و به طور مشخص می توان از دو سایت دیدگاه و همچنین آفتابکاران از سایت های پوششی سازمان نام برد که با درج مقالاتی که از نگاه به اصطلاح کاربران درج می شود، از زوایای مختلف دستگیری و موضع گیری های سازمان را در ارتباط با این تروریست نمایندگی می کنند. در این رابطه اشاره به دو مطلب از این سایت ها با عناوین دستگیری ریگی و امدادهای غیبی به قلم جواد شفایی در سایت آفتابکاران و دیگری هشدار - ضرورت به قلم م. اخلاقی در سایت دیدگاه قابل تاکید و اشاره است که هر کدام با رویکردی موازی و همسو سعی دارند ضمن حمایت از عبدالمالک ریگی دستگری او را به نوعی هشدار و در راستای یک زدوبند جهانی میان سازمان های جاسوسی کشورهای امریکا، انگلیس و پاکستان و ... جا بزنند و در نهایت هم از مجاهدین و به صراحت بابت حمایت از ریگی و محکومیت دستگیری او تشکر و قدردانی کنند. صرفنظر از این ادعاها اما آنچه بیشتر اهمیت دارد، معرفی عبدالمالک ریگی به عنوان رهبر یک جنبش مسلحانه برانداز است که تاکیدشده :
"چریک خلق عبدالله ریگی هر اندیشه ای که داشت، اما با شجاعت تمام به کل رژیم با تندترین زبان، یعنی تفنگ " نه " گفت."
این حمایت صریح از ریگی در شرایطی صورت می گیرد که به ادعای رسمی سازمان مجاهدین خلق امریکا و انگلیس هر گونه همکاری با ریگی را رد کرده و به نوعی موضوع خود را نسبت به او روشن کرده اند. صرفنظر از راست یا دروغ بودن ادعای امریکا و انگلیس آنچه اهمیت دارد اینکه آنها تلاش می کنند خود را از موضع نزدیکی و حمایت از ریگی دور نگه دارند. نفس این تلاش دلالت بر این امر می کند که حتی امریکایی ها هم حاضر نیستند از اقدامات سبعانه و وحشیانه ریگی دفاع کنند. حالا تحت هر توجیه و دلیلی که اتفاقا امریکایی ها دست بازی برای توجیه اینگونه اقدامات دارند، اما حداقل در این فقره با توجه به توحش غیر قابل وصف و توجیه ریگی خود را کنار کشیده اند. اما مسئله اینجا است که علیرغم اینکه امریکایی ها و انگلیسی ها خودشان را از معرکه دور می کنند، به همان اندازه مجاهدین اصرار دارند آشکارا یا تلویحی خود را به ریگی و مابقی آدمکشان فراری او نزدیک و به این ترتیب یک تروریست و کینه توز بیمار را در جرگه اپوزیسیون جا بزنند. اینکه چطور می شود یک گروه مسلح همزمان با طرق لابی گری و فریبکاری، مشغول دست و پا زدن برای بیرون آمدن از لیست تروریستی امریکا و دیگر کشورها باشد و در همان حال از کسی مثل عبدالمالک ریگی به عنوان رهبر یک جنبش مردمی حمایت و پشتیبانی بکند، این سوالی است که قبل از هر کس باید حامیان غربی و اروپایی مجاهدین پاسخ بدهند. هر چند این ابهام و سوال می تواند به خاطر دادن حق پناهندگی و تحت حمایت گرفتن مجاهدین به عنوان اسیر جنگی در عراق و استفاده ابزاری و سیاسی از کنوانسیون های بین المللی متوجه امریکایی ها هم بشود. حمایت مجاهدین در شرایطی صورت می گیرد که هیچ یک از جریانات اپوزیسیون حداقل به صراحت حاضر به حمایت از ریگی نشدند.
حامیان غربی مجاهدین باید به این پرسش اساسی و ابهام جدی و شک برانگیز پاسخ بگویند که میان سربریدن و به گلوله بستن عده ای گروگان و با فرض وابستگی آنها به جمهوری اسلامی، با ادعای آزادی و دمکراسی خواهی و مطالبه حقوق قومی و مذهبی چه ارتباطی می توان پیدا کرد. به همان اندازه چه ارتباطی می توان میان این فرد و گروه با جریانی مثل مجاهدین پیدا کرد که بی وقفه بر طبل راه حل سوم و با پسوند دمکراتیک می کوبند. آیا حمایت مجاهدین از ریگی به منزله مشروعیت دادن به هر گونه خشونت سبعانه و وحشی گری نمونه آنچه بر سر مسلمانان در بوسنی آوردند، نیست. آیا حمایت مجاهدین از ریگی با هر بهانه و عنوانی پشتیبانی مستقیم و ترغیب و تشویق حامیان او به ادامه چنین فجایعی نیست. آیا این حمایت به این معنی نیست که مجاهدین علیرغم آن همه شعر و شعارهای فریبنده و دروغین در ماهیت فرصت طلبانی هستند که یک روز در قالب دمکراسی خواهی اعتراضات مدنی در ایران را با نفوذ چند تروریست به نام خود مصادره و به خشونت می کشانند و روز دیگر با حمایت از ریگی و اقدامات مشمئز کننده او سعی در جذب و سازماندهی تروریست های هوادار او می کنند. آیا حمایت مجاهدین از ریگی و جنایات او باعث شرمندگی و سرافکندگی اتحادیه اروپا از بابت خارج کردن نام مجاهدین از لیست تروریستی خود نخواهد شد؟ آیا حکمی که از سوی دادگاه اتحادیه اروپا تصریح می کند که مجاهدین از تاریخ فوریه 2001 تا صدور حکم نه اقدام به هیچ عمل تروریستی و نه حمایت از هیچ گروه و اقدام تروریستی نکرده، و به همین دلیل حکم به خروج نام آنها از لیست تروریستی خود می دهد، در مقابل حمایت و جانبداری آشکار مجاهدین از جنایات فجیع و تحقیرگونه انسانیت و زیرپا له کردن ساده ترین قوانین حقوق بشری چه پاسخی دارد؟
آیا تلقی و تعبیر زدوبند و محکوم کردن دستگیری ریگی توسط مجاهدین به این معنی نیست که اگر فردا بن لادن و القاعده هم در چنگال قانون و عدالت گرفتار شدند، باز مجاهدین با همین توجیهاتی که برای حمایت از ریگی و به عنوان رهبر جنبش مردمی سرهم بندی کردند، به حمایت از بن لادن و به قصد نزدیک کردن بقایای او و به خدمت گرفت شان همین توجیهات و برچسب ها را نثار امریکا یا دستگیرکنندگان بن لادن نخواهند کرد؟ آیا عدم حمایت پارلمانترها و حامیان مجاهدین در اروپا و غرب از ریگی به این معنی نیست که آنها با هر عقیده و هدفی ولو با هدف تغییر و حتی سرنگونی جمهوری اسلامی تحت هیچ شرایطی نفوذ و حضور امثال ریگی را بر مقدرات هیچ یک از مردم ایران ولو قومیت بلوچ تاب نمی آورند. اگر این نشانه ها، دلالت بر محکوم کردن اقدامات ریگی توسط این افراد می کند، پس برای آنها حمایت مجاهدین از ریگی به چه معنایی است. با چه پرنسیب و معیارهایی این قرابت و همسویی و بده بستان ها را می توان توجیه و توضیح داد. طرح این سوال آیا واقع بینانه و هشداردهنده نخواهد بود، بپرسیم اگر در فردای فرضی ریگی و مجاهدین حامی ریگی به قدرت برسند، ابعاد این خشونت ها تا کجا خواهد بود و چه کسانی پاسخگوی و مسئول آن خواهند بود. حقیقت این است که دستگیری ریگی در کنار تمامی دستاوردهای آن، حامل یک دستاورد با اهمیت دیگر هم بود. اینکه ماسک مبارزه علیه خشونت، دفاع از حقوق بشر، رسیدن به آزادی و دمکراسی و ... از چهره فریبکاران و دروغگویان برای هزارمین بار برداشته شود. و نهایت اینکه کسانی که هنوز به گمان و توهم حمایت از دمکراسی و تعمیق آن در ایران پشت سر مجاهدین ایستاده اند، دریابند که این دمکرات های نقابدار اگر قرار باشد دست شان به قدرت برسد، بقول ایرانی ها نه از تاک نشان خواهد ماند نه از تاک نشان.



-----------
همچنین:
http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=7759
همدردی فرقه مافیایی رجوی با ریگی!
.
... حمایت و همدردی از طرف فرقه مافیایی و فراخوان دادن به مراجع ذیربط بین المللی در حالی است که هیچ دولت و یا ارگانی ریگی را به عنوان پناهنده نمی شناسد! و اینجا این سوال را باید سران فرقه مافیایی رجوی پاسخ بدهند که کدام پناهنده سلاح بدست گرفته و در کشتار مردم بیگناه شرکت کرده ؟ کدام پناهنده ای دست به اعمال جنایتکارانه ای مثل سر بریدن و اعدام افراد بی گناه کرده فقط به جرم اینکه سرباز بوده اند ...
![]()
محمد رزاقی، وبلاگ رزاقی، بیست و پنجم فوریه 2010
http://www.razaghi13.blogfa.com/post-133.aspx
بعد از انتشار خبر دستگیری جنایتکاری بنام ریگی تنها گروهی که از دستگیری این فرد جانی ابراز شکایت کرده باند مافیایی رجوی بوده . این ابراز همدردی فرقه مافیایی رجوی در حالی است که حامیان دیروز این جنایتکار وقتی دیدند کار از کار گذشته بلافاصله سعی در دور کردن خود از این فرد میکردند تا انجا که سفرای بعضی از کشورهای اروپایی در تهران هم از دستگیری ریگی ابراز خوشحالی و رضایت کردند.
اما فرقه مافیایی رجوی یکباره ریگی را پناهنده و ربوده شده توسط رژیم جمهوری اسلامی معرفی کرد!و از مقامات سازمان ملل خواهان مداخله شد! به متن پیام از سایت فرقه مافیایی رجوی توجه کنید.
مقاومت ايران زدوبندها و اقدامات كثيف تروريستى و آدمربايى و استرداد پناهندگان ايرانى در پاكستان را قوياً محكوم مىكند و از مللمتحد و ديگر مراجع ذيربط بينالمللى خواستار مداخله فورى وهشدار به ديكتاتورى آخوندى در مورد هرگونه شكنجه و اعتراف گيريهاى قرون وسطايى و اعمال مجازاتهاى وحشيانه در مورد دستگيرشدگان است
این حمایت و همدردی از طرف فرقه مافیایی و فراخوان دادن به مراجع ذیربط بین المللی در حالی است که هیچ دولت و یا ارگانی ریگی را به عنوان پناهنده نمی شناسد! و اینجا این سوال را باید سران فرقه مافیایی رجوی پاسخ بدهند که کدام پناهنده سلاح بدست گرفته و در کشتار مردم بیگناه شرکت کرده ؟ کدام پناهنده ای دست به اعمال جنایتکارانه ای مثل سر بریدن و اعدام افراد بی گناه کرده فقط به جرم اینکه سرباز بوده اند؛ یا کدام پناهنده ای اعمال تروریستی و بمب گذاری کرده که منجر به کشته شدن افراد عادی و زن وبچه شده که این هم دومی باشد واطلاق نام پناهنده به یک جناینکار توهین به اسم پناهنده هست .
البته از دید رجوی هر کس مثل رجوی جنایتکار ؛ خائن؛ قاچاقچی؛ تروریست ؛ ادم کش؛ وطن فروش باشد یا گوهر بی بدیل است یا اشرف نشان یا از نیروهای انقلاب نوین مردم ایران به رهبری رجوی و ریگی !!
اینکه سران فرقه با سراسیمگی به این موضوع پرداخته اند قابل فهم است که میتوان از چند جهت نگاه کرد.
یکم اینکه سران فرقه همانطور که در اطلاعیه خودشان به موضوع اعتراف گیری اشاره کرده اند نشان میدهد که بین این 2 گروه تروریست جنایتکار همکاری و ارتباط وجود داشته که ریگی هم در یکی از مصاحبه هایش به ان اعتراف کرده و الان سران فرقه به شدت در ترس و هراس هستند که نکند ابعاد واقعی این ارتباط از طریق اعترافات ریگی مشخص شود.
دوم سران فرقه مافیایی به چشم دیدند که تا دیروز عوامل جنگ طلب چطور از ریگی حمایت میکردند و به وی القاب رهبر.... میدادند و چطور در برنامه های تلویزیونی ان را حلوا ؛حلوا میکردند ولی همین که دستگیر شد سعی در.دور کردن خود از جنایتهای این فرد میکنند تا مبادا شریک جرم شناخته شوند.
سوم هم اینکه رجوی و دارو دسته اش اینده خودشان را به خوبی در اینه ریگی می بینند ؛ می بینند تا زمانیکه بعنوان ابزار مورد استفاده قرار میگیرند در گوشه و کناری هر از گاهی مطرح می شوند و لی همینکه کارایی خود شان را از دست بدهند سرنوشتی بهتر از ریگی در انتظارشان نیست و از دست عدالت گریزی ندارند.
رجوی جنایتکار ایا این اعمال یک پناهنده هست که فراخوان به مجامع ذی ربط بین المللی داده ای؟؟؟
البته که نه این اعال همکار و هم مسلک تو و دارو دسته و همپالگیهای تو بود که این چنین فراخوان داده ای!!!
محمد رزاقی
![]()
![]()
--------
همچنین:
http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7758
عصبانیت رجوی از دستگیری عبدالمالک ریگی
.
... در این دیدار که شخص عبدالمالک ریگی با تعدادی از عناصر و فرماندهان گروهک سازمان منافقین دیدار و گفتگوها داشته است، وی آمادگی خود را برای هرگونه همکاری در راستای تشکیل یک گروه تروریستی جدید تحت عنوان سازمان نیروهای مسلح مجاهدین اعلام نموده است ...
سایت نگاه نو، به نقل از تلویزیون مجاهدین، بیست و پنجم فوریه 2010
http://www.negaheno.net/1388/12/06/5930/
--------- همچنین: عقدنامه سیاسی مریم رجوی و ریگی انتقال کمپ تروریستی از عراق به مرز پاکستان . ... در این دیدار که شخص عبدالمالک ریگی با تعدادی از عناصر و فرماندهان گروهک سازمان منافقین دیدار و گفتگوها داشته است، وی آمادگی خود را برای هرگونه همکاری در راستای تشکیل یک گروه تروریستی جدید تحت عنوان سازمان نیروهای مسلح مجاهدین اعلام نموده است ... تابناک، شانزدهم فوریه 2010 سازمان مجاهدین خلق و گروهک ریگی مذاکرات اولیه خود را به منظور ادغام و همکاری های مشترک برگزار کرده اند. به گزارش«جوان آنلاین»،سران دو گروهک ریگی و منافقین اخیرا در منطقه ای در پاکستان ضمن دیدار با یکدیگر سلسله مذاکراتی را با یکدیرگ رانجام داده اند. -------- همچنین: تشكیل سازمان تروریستی با ائتلاف مجاهدین و ریگی تحت نظر نیروهای امریکایی . ... در دوره آموزشی كه به همین منظور در پادگان قادسیه عراق در نزدیكی شهر بغداد برگزار شده است تعداد زیادی از نیروهای سازمان مجاهدین اعم از زن و مرد در حال یادگیری و آموزش دورههایی در زمینه جاسوسی، عملیات ایذایی، رزم انفرادی وعملیات برون مرزی تحت نظر نیروهای آمریكایی هستند. گفته میشود این نیروها پس از اتمام دوره آموزش قرار است با مدارك جعلی توسط نیروهای آمریكا به داخل كشور اعزام شده و عملیات مختلفی را انجام دهند ... انجمن نجات به نقل از خبرگزاری جهان، سی و یکم ژانویه 2010 لینک به متن انگلیسی به گزارش جهان نیوز، در ادامه حمایتهای گروه تروریستی مجاهدین از عبدالمالك ریگی و تشكیلات تروریستی زیر مجموعه وی كه تحت عنوان جنبش مقاومت ملی فعالیت میكنند اخیرا جلساتی با حضور تعدادی از سركردگان گروه مجاهدین و شخص عبدالمالك ریگی در شهرهای كراچی و اسلامآباد پاكستان به منظور حمایت و همكاریهای مشترك برگزار گریده است. ----------- در همین رابطه: فیلم اقرار تروریست های ارسالی رجوی و پشتیبانان امریکایی وی به کوشش برای تخریب حرکت عدالت خواهانه مردم ایران نوار صوتی مکالمات با قرارگاه ترور گروه در لندن . . برگرفته از اخبار پرس تی وی، بیست و یکم ژوئن 2009 لینک به فایل ویدئویی (9 مگا بایت) لینک به فایل ویدئویی (9 مگا بایت)
------------ همچنین: ها آرتص : مجاهدین خلق، موساد و سرویس های اطلاعاتی غرب عاملین ترور فیزیکدان ایرانی . ... سوابق گذشته حاكي از اين است كه احتمال دخالت و دست داشتن سرويس هاي اطلاعاتي غربي و يا حتي اسرائيل در اين حمله تروريستي وجود دارد. بنابرگزارشات خبري خارجي ، اسرائيل در دهه 60 نيز در حملات مشابهي دانشمندان آلماني كه در پروژه هاي موشكي مصر فعاليت مي كردند را هدف قرار داده است. همچنين از نمونه هاي ديگر ترورهاي اسرائيل، مربوط به دهه 70 و ترور مصري ها و دانشمند كانادايي فعال در تاسيسات هسته اي و موشكي عراق در زمان صدام حسين بوده است ... انجمن عدالت، چهاردهم ژانویه 2010 لینک به متن اصلی (انگلیسی) روزنامه هاآرتص به گزارش خبرنگار انجمن عدالت به نقل از سایت خبری تحلیلی وطن (watan.ir) روزنامه صهيونيستي "هاآرتص" در شماره امروز چهارشنبه ازاحتمال دست داشتن موساد در ترور دانشمند هسته اي ايران خبر داد و نوشت:به نظر مي رسد هيچ گاه نخواهيم فهميد «مسعود عليمحمدي» دانشمند هسته اي ايران واقعا توسط چه كسي كشته شده است. كساني كه اين ترور را انجام داده اند احتمالا هيچ گاه آن مسئوليت آن را بر عهده نخواهند گرفت و آنان كه خود را مسئول اين حمله معرفي مي كنند، عاملان واقعي آن نخواهند بود. درنتيجه پيچيدگي بيش از حد مسائل ايران، بسياري از سازمان ها مي توانند از مرگ اين استاد فيزيك بهره ببرند. فرض اين است كه اين ترور مي تواند كار يك سازمان زير زميني مخالف رژيم ايران مانند مجاهدين خلق و يا گروه هاي حامي اقليت هاي قومي و مذهبي خاصي مانند كردها، عرب ها و يا سني ها باشد. اين گروه ها اعمال وحشيانه و حملات تروريستي را يا با برنامه ريزي خودشان و يا به نمايندگي از سرويس هاي اطلاعاتي خارجي عليه شخصيت هاي مهم رژيم انجام داده اند. در سال هاي اخير گزارش ها در مورد تلاش هاي سرويس هاي اطلاعاتي غربي براي هدف قرار دادن داشمندان ايران افزايش يافته است و گزارشات متعددي درمورد مرگ هاي مشكوك دانشمندان هسته اي ايران به دست رسيده است. در يكي از اين موارد يك دانشمند در منزلش ظاهرا به خاطر خفگي ناشي از گازگرفتگي كشته شد. -------- همچنین: برنامه هسته ای ایران با انفجار همراه شد (کارشناس نظامی روس: کشتن و ربودن مهره های ایرانی مشخصا دستور موساد است) . ... رئوتوف می نویسد: بعقیده برخی کارشناسان، پشت همه این جریانات اسرائیل قرار دارد. "ایگور کوروتچنکو" کارشناس نظامی به کامرسانت گفت: "کنار زدن مهره های اصلی برنامه اتمی ایران، بویژه در عرصه نظامی، برای اسرائیل اهمیتی حیاتی دارد. و کشتن و ربودن آنها، مشخصاً کار دست موساد است"... خبرگزاری ریانووستی روسیه، بخش فارسی، سیزدهم ژانویه 2010 "الکساندر رئوتوف" خبرنگار روزنامه روسی "کامرسانت" در مقاله ای که روز چهارشنبه در تازه ترین شماره این روزنامه منتشر شد، نوشت: در تهران طی انفجار روز گذشته "مسعود علی محمدی" دانشمند مشهور فیزیک هسته ای ایران کشته شد که به نظر کارشناسان نقشی قابل توجه را در توسعه برنامه هسته ای ایران ایفا می کرد. تهران آمریکا و اسرائیل را به قتل وی متهم کرد و اعلام کرد که آنها بدین ترتیب سعی در ممانعت از توسعه صنایع اتمی ایران دارند. بویژه که طی سال های اخیر صنایع اتمی ایران در جریاناتی مرموز چند دانشمند اتمی را از دست داده است. -------- از همین منبع: چه کسی از عملیات تروریستی در ایران سود می برد؟ . ... در کل به نظر می رسد که هم ایران، هم کشورهای همسایه و هم کل جامعه جهانی یک دشمن مشترک دارند، یعنی تروریسم که توسط قاچاقچیان مواد مخدر تامین می شود و مبارزه با آن فقط باید به صورت مشترک انجام شود. اما فقط بی اعتمادی که اساس آن بر پایه اختلاف مذهبی و ایدئولوژی است، مانع تحقق این امر می شود ... "ایوان زاخارچنکو"، مفسر بخش بین المللی، خبرگزاری «ریا نووستی» روسیه، بیستم اکتبر 2009 --------- همچنین: اعلام آمادگی مدودف جهت همکاری با ایران درمبارزه با تروریسم . ... دفتر مطبوعاتی کرملین به نقل از این پیام گزارش داد: معتقدیم که مبارزه با تهدیدات تروریسم و افراط گرایی بدون نگاه به منشا آنها، به تلاش همه کشورها نیاز دارد. در همین راستا جهت مقابله با این تهدیدات برای همکاری با ایران آمادگی داریم ... سایت فارسی خبرگزاری روسیه، ریانووستی، مسکو، نوزدم اکتبر 2009 مسکو، 27 مهر، خبرگزاری «ریا نووستی»/ "دمیتری مدودف" رییس جمهور روسیه طی پیام تسلیتی به "محمود احمدی نژاد" رییس جمهور ایران در رابطه با عملیات تروریستی اخیر در این کشور ضمن محکوم کردن آنها، آمادگی مسکو را برای همکاری با تهران در مبارزه با تروریسم و افراط گرایی اعلام کرد.
------------
در همین رابطه: تاکتیک های شکست خورده (قسمت دوم: ارتش خصوصی صدام) مستندی در رابطه با ارگان تروریستی تحت الحمایه واشنگتن، سازمان مجاهدین خلق یا فرقه رجوی . . پرس تی وی، بیست و یکم ژوئن 2009 لینک به متن انگلیسی لینک به فایل تصویری (سی مگا بایت) لینک به فایل تصویری (سی مگا بایت)
---------
در همین رابطه: نامه سرگشاده به خانم هیلاری کلینتون وزیرامورخارجه امریکا اعتراض به حمایت رادیو دولتی امریکا از تروریسم بر علیه حرکت مردمی ملت ایران . . الف .مینو سپهر، وبلاگ زنان در اسارت فرقه رجوی، بیست و یکم ژوئن 2009 واشنگتن ـ دفتروزارت امورخارجه ـ بخش اموربین الملل ـ اموررسانه ها در همین رابطه:
اعتراف رسمی ریگی به همكاری با باند تروریست رجوی (مصاحبه رهبر گروه کشتار مردم در مساجد ایران با تلویزیون رنگارنگ در واشنگتن دی سی) . . ایران دیدبان، دوم ژوئن 2009 "عبدالمالك ریگی" مسؤول گروه تروریستی موسوم به "جندالله" ، پس از ارتكاب جنایت تروریستی در مسجد علی بن ابیطالب (ع) زاهدان، رسماً ارتباط با مجاهدین را فاش ساخت و به پشتیبانی اطلاعاتی مجاهدین از جندالله اعتراف علنی نمود. عبدالمالك ریگی كه در تاریخ 10/3/1388 در مصاحبه با کانال تلویزیون ماهوارهای رنگارنگ سخن میگفت، در پاسخ به سؤال یكی از شنوندگان كه از وی پرسید آیا با مجاهدین خلق ارتباط دارد یا خیر؟ به رابطهی با باند تروریست رجوی اذعان كرد. ----------- همچنین: نامه سرگشاده به نخست وزیر بریتانیا، گوردن براون با محدود کردن فعالیت های تروریستی مجاهدین خلق در لندن همبستگی خود با مردم ایران را نشان دهید . ... مسعود خدابنده در نتیجه گیری نامه سرگشاده به نخست وزیر بریتانیا می نویسد:" ما از شما و دولت شما توقع داریم که در این مرحله حساس با سرعت عمل در این رابطه اقدام نموده و جلوی اعمال خشونت و تروریسم سازمان مجاهدین خلق از داخل خاک بریتانیا را بگیرید. بدین ترتیب شما همچنین خواهید توانست ابزار اصلی سرسختان ایران را از دستشان خارج کرده و اجازه بدهید تا مردم با ابراز و پیگیری خواسته های مشروعشان تغییرات مورد نظر خودشان در کشورشان را بوجود آورند"... شبکه سی. ان. بی. سی، چهارم ژانویه 2010 لینک به سی ان بی سی: امروز مسعود خدابنده، مدیر موسسه مشاورین استراتژی خاورمیانه از مرکز خود در شهر لیدز در نامه ای سرگشاده به نخست وزیر بریتانیا آقای گوردن براون از دولت بریتانیا خواست تا جلوی تحرکات گروه تروریستی مجاهدین را که از لندن برنامه های ماهواره ای در تشویق و پشتیبانی از خشونت و ترور در ایران پخش می کنند را بگیرد. مسعود خدابنده در این نامه گفت: "تظاهرات شجاعانه و صلح طلبانه مردم ایران برای بدست آوردن آزادی های طبیعی و حقوق حقه شان بخاطر اقدامات مضری که از داخل خاک بریتانیا انجام می گیرد صدمه دیده است". خدابنده گفت که سازمان مجاهدین خلق از طریق شبکه ماهواره ای خود بنام سیمای آزادی از لندن برنامه هایی در تشویق ترور و خشونت پخش می کند. این گروه (که بعد از تغییرات بنیادی در سال 1985 به فرقه ای مخرب تبدیل شد و بنام رهبر فرقه، فرقه رجوی نام گرفته است) منابع مالی خود را نیز از طریق شعب بانکهای مستقر در لندن جابجا می کند. خدابنده گفت:" اکنون بریتانیا با دنباله روی کور کورانه از رهبران واشنگتن متهم به حمایت از تروریسم شده است. این به نفع منافع ملی ما نیست". سرسختان دولت ایران دیروز پایان تحمل در قبال تظاهرات خیابانی را اعلام کردند. این حرکت پس از آن صورت گرفت که منابع اعلام نمودند تعدادی از اعضای سازمان تروریستی مجاهدین خلق برای به خشونت کشیدن حرکت های مردمی به ایران اعزام شده اند. مسعود خدابنده در اوت 2009 پس از مشاوره با مقامات دولت عراق گزارش دوم خود از کمپ اشرف را منتشر نمود. دولت عراق خواستار اخراج اعضای گروه از کشور است. یک مقام عراقی امروز تاکید کرد که پس از تحویل گرفتن کمپ محل اسقرار مجاهدین در عراق از نیروهای امریکایی در ژانویه 2009 تیم های ترور سازمان دیگر نمی توانند از این کمپ به ایران ارسال شوند. اگرچه سازمان مجاهدین خلق هنوز در لیست تروریستی ایالات متحده است ولی این گروه با آزادی تمام در پاریس، لندن و شهرهای آلمان فعالیت می کند. اعضای فعال گروه در اروپا آموزش های عملی و ایدئولوژیکی ترور را در سیستم صدام حسین دیده و اراده خود برای استفاده از خشونت و ترور را بارها به نمایش گذاشته اند. خدابنده در این نامه عنوان می کند که:" با توجه به مسئله اتمی ایران، تغییر رژیم می تواند نتیجه مناسبی برای دولت بریتانیا باشد ولی این نمی تواند از طریق ترور و استفاده از گروه های تروریستی دنبال شود". خدابنده اضافه می کند:"ما نمی توانیم از یک گروه تروریستی بخواهیم تا خشونت و ترور را نفی کند ولی می توانیم از شما و دولت شما بخواهیم تا فعالیت های آنها را در راستای قوانین داخلی بریتانیا و سیاست اعلام شده ضد تروریستی دولت محدود نمایید". مسعود خدابنده در نتیجه گیری نامه سرگشاده به نخست وزیر بریتانیا می نویسد:" ما از شما و دولت شما توقع داریم که در این مرحله حساس با سرعت عمل در این رابطه اقدام نموده و جلوی اعمال خشونت و تروریسم سازمان مجاهدین خلق از داخل خاک بریتانیا را بگیرید. بدین ترتیب شما همچنین خواهید توانست ابزار اصلی سرسختان ایران را از دستشان خارج کرده و اجازه بدهید تا مردم با ابراز و پیگیری خواسته های مشروعشان تغییرات مورد نظر خودشان در کشورشان را بوجود آورند". پایان * * * متن کامل نامه مسعود خدابنده:
(مریم رجوی مستفر در قرارگاه مرکزی گروه تروریستی در پاریس)
http://www.iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=7712
http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=86043
در این دیدار که شخص عبدالمالک ریگی با تعدادی از عناصر و فرماندهان گروهک سازمان منافقین دیدار و گفتگوها داشته است، وی آمادگی خود را برای هرگونه همکاری در راستای تشکیل یک گروه تروریستی جدید تحت عنوان سازمان نیروهای مسلح مجاهدین اعلام نموده است.
گفته می شود در این دیدار حمایت تسلیحاتی و تبادل اطلاعات از جمله توافقات انجام شده در این دیدار پیش از نهایی شدن ادغام توافق شده بوده است.
http://www.iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=7656
http://www.nejatngo.org/fa/post.aspx?id=8799
http://www.iran-interlink.org/?mod=view&id=7653
به گفته منابع مطلع، در این جلسات توافق شده است گروهی جدید به نام سازمان نیروهای مسلح مجاهدین ایران با همكاری عناصر ریگی و گروه مجاهدین تشكیل شود.
بر اساس این گزارش، عبدالمالك ریگی در این جلسه ضمن اعلام موافقت با تشكیل سازمان جدید آمادگی خود را برای همه گونه همكاری به گروه مجاهدین اطلاع داده است.
در همین حال از پاكستان خبر میرسد عناصری از گروه مجاهدین كه از عراق اخراج شدهاند ضمن تماسهایی با فراریان و اشرار و معاندین نظام در برخی مناطق پاكستان علیالخصوص شهرهای كراچی و اسلامآباد در صدد جذب نیرو و سازماندهی یك سازمان مسلح هستند كه احتمال میرود در راستای ایجاد این سازمان باشد.
همچنین در پی بروز ناآرامیهای خیابانی اخیر در ایران و اعلام آمادگی مجاهدین برای انجام عملیات در كشور، اخیرا نیروهای آمریكایی مستقر در عراق اقدام به آموزش تعدادی از نیروهای سازمان مجاهدین در زمینههای مختلف نمودهاند.
در دوره آموزشی كه به همین منظور در پادگان قادسیه عراق در نزدیكی شهر بغداد برگزار شده است تعداد زیادی از نیروهای سازمان مجاهدین اعم از زن و مرد در حال یادگیری و آموزش دورههایی در زمینه جاسوسی، عملیات ایذایی، رزم انفرادی وعملیات برون مرزی تحت نظر نیروهای آمریكایی هستند.
گفته میشود این نیروها پس از اتمام دوره آموزش قرار است با مدارك جعلی توسط نیروهای آمریكا به داخل كشور اعزام شده و عملیات مختلفی را انجام دهند.
http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6548
لینک به متن اصلی (انگلیسی)
http://iran-interlink.org/?mod=view&id=6546

http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7577

(رجوی و صدام - سازمان تروریستی مجاهدین تحت حمایت لابی اسرائیل)
http://edalatjusticesociety.com/pages/?id=954
http://www.iran-interlink.org/?mod=view&id=7578
از اينرو احتمال زيادي دارد كه اينكار توسط افرادي انجام شده باشد كه مايلند به برنامه هسته اي ايران آسيب رسانده و يا آنرا به تعويق بيندازند. البته كه منظور در اينجا دولت هاي غربي و اسرائيل است. اين دول سعي مي كنند تا با استفاده از سرويس هاي اطلاعاتي و جاسوسي خود به اطلاعاتي در مورد برنامه هاي هسته اي ايران دست يابند. گزارش هايي درمورد تلاش اين دولت ها براي صدمه زدن به تجهيزات خريداري شده از خارج توسط ايران ، جذب عاملاني از افراد موثر در برنامه هسته اي ايران جهت دستيابي به اطلاعات و يا فريفتن برخي از مقامات ارشد مرتبط با برنامه هسته اي درجهت كناره گرفتن اين افراد از پروژه هسته اي دريافت شده است.
سوابق گذشته حاكي از اين است كه احتمال دخالت و دست داشتن سرويس هاي اطلاعاتي غربي و يا حتي اسرائيل در اين حمله تروريستي وجود دارد. بنابرگزارشات خبري خارجي ، اسرائيل در دهه 60 نيز در حملات مشابهي دانشمندان آلماني كه در پروژه هاي موشكي مصر فعاليت مي كردند را هدف قرار داده است. همچنين از نمونه هاي ديگر ترورهاي اسرائيل، مربوط به دهه 70 و ترور مصري ها و دانشمند كانادايي فعال در تاسيسات هسته اي و موشكي عراق در زمان صدام حسين بوده است.
اين در حالي است كه همكاران «علي محمدي» در دانشگاه تهران مي گويند وي در برنامه هسته اي ايران هيچگونه مشاركتي نداشته است. با اين حال پيشينه برنامه هاي هسته اي ايران همواره حاكي از اين بوده است كه دانشگاه هاي اين كشور به ويژه دانشكده هاي فيزيك و شيمي نقش عمده و پيشرويي را در برنامه هسته اي ايران ايفا كرده اند. اين داشگاه ها تجهيزات لازم را خريداري و مخفي كرده و استادان و محققان آنها به عنوان مشاوراني در برنامه اتمي ايران حضور داشته اند.
بدون در نظر گرفتن اينكه چه كسي عامل اين ترور كه مشابه ترورهاي رخ داده در بيروت و يا غزه است، ضربه ديگري بر چهره رژيم ايران و همچنين «محمود احمدي نژاد» و مسوولين ايران وارد شد. دولت ايران در حال حاضر نه تنها با فشارهاي معترضان داخلي روبرو است بلكه فشارهاي بين المللي همانند حمله به تاسيسات هسته اي اش را نيز تحمل مي كند.
از سوي ديگر تهديداتي نيز از سوي گروه هاي داراي اقليت هاي قومي و مذهبي كه در سازمان هاي زير زميني در حال فعاليت بوده و گاها با انجام حملات خشونت با درصدد رسيدن به استقلال و يا باز پس گرفتن حقوق از دست رفته خود هستند، به ايران وارد مي شود.
http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7569
http://pe.rian.ru/analitic/20100113/124676591.html
مولف می نویسد: طبق اطلاعات رسانه های ایران، محمدی سال های اخیر در دانشگاه تهران تدریس می کرد و فیزیک نوترونی درس می داد. در ضمن، کارشناسانی مستقل معتقدند که علاوه بر این او در توسعه برنامه هسته ای ایران نیز شرکت داشت. در هر صورت، پروفسور متخصصی مشهور بود.
مقامات ایران بلافاصله نیروهای بیگانه را به قتل وی متهم کردند. "رامین مهمانپرست" سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران روز گذشته گفت که طبق تحقیقات اولیه در این اقدام تروریستی نشانه های مثلث خصمانه، یعنی رژیم صهیونیستی، آمریکا و عوامل آنها دیده می شوند. وی افزود: اما این اقدامات و کشتن دانشمندان اتمی کشور مانع برنامه هسته ای ایران نمی شود و بلکه آن را تسریع نیز می کند.
وی در ادامه نوشت: اسرائیل و آمریکا دست داشتن خود در این رویداد را نفی می کنند. اما باید خاطر نشان کرد که طی سال های اخیر صنایع اتمی ایران حقیقتاً نیز از چند چهره سرشناس محروم شده است. در سال 2007 در وضعیتی مرموز و نامشخص "اردشیر حسن پور" متخصص مرکز هسته ای اصفهان کشته شد. در سال گذشته میلادی نیز "شهرام امیری" متخصص فیزیک هسته ای که 30 سال داشت، بهنگام زیارت در عربستان سعودی ناپدید شد. تهران می گوید که او از سوی نیروهای امنیتی عربستان ربوده شده است که پس از آن وی را به آمریکایی ها تحویل دادند.
رئوتوف می نویسد: بعقیده برخی کارشناسان، پشت همه این جریانات اسرائیل قرار دارد. "ایگور کوروتچنکو" کارشناس نظامی به کامرسانت گفت: "کنار زدن مهره های اصلی برنامه اتمی ایران، بویژه در عرصه نظامی، برای اسرائیل اهمیتی حیاتی دارد. و کشتن و ربودن آنها، مشخصاً کار دست موساد است".
در عین حال اپوزیسیون ایران نگران است که مقامات کشور از کشته شدن این دانشمند برای سرکوب گسترده معترضین احمدی نژاد استفاده کند. روز سه شنبه خبرگزاری فارس اطلاع داد که مسئولیت این انفجار را "انجمن پادشاهی ایران" بر عهده گرفته است که خواستار سرنگون سازی نظام حاکم است.
رئوتوف ادامه می دهد: طرفداران اپوزیسیون روز گذشته سعی کردند اثبات کنند که آنها دلیلی برای کشتن مسعود علی محمدی نداشتند، چرا که او با آنها همفکر بود. از جمله که پروفسور زیر بیانیه حمایت از "میرحسین موسوی" رهبر اپوزیسیون را امضا کرده بود.
وی در پایان می نویسد: قتل دانشمند ایرانی در حالی بود که اوضاع پیرامون برنامه هسته ای ایران حاد می شود. ایران همچنان به پیشنهاد 1+5 میانجیگران حل مسئله هسته ای ایران (روسیه، چین، انگلیس، فرانسه، آلمان و آمریکا) درباره غنی سازی اورانیوم در کشورهای ثالث پاسخ نداده است. در این راستا روز شنبه دیدار 1+5 در نیویورک برگزار می شود که طی آن امکان تشدید تحریمات در رابطه با ایران بررسی خواهد شد. روز گذشته تهران اعلام کرد که به نشان حسن نیت برای مدت دو ماه روند غنی سازی اورانیوم را متوقف کرده بود. اما اعضای 1+5 به استثنای روسیه و چین معتقدند که این تلاش دیگری برای به درازا کشاندن زمان است.
خبرگزاری «ریا نووستی» روسیه، 23 دی ماه
http://www.iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=7104
(ترجمه از بخش فارسی ریانووستی روسیه)
http://pe.rian.ru/analitic/20091019/123575844.html
سیاسی کردن هرگونه اتفاق و اوضاعی در ایران ساده و آسان است. نمونه آن انفجار روز یکشنبه در استان سیستان و بلوچستان است که نزدیک به 50 قربانی به جا گذاشت. هدف این عملیات تروریستی بدون تردید خدشه وارد آوردن از داخل به چهره ایران در جهان و تشدید بی ثباتی در این کشور است. اما سئوال اینجاست که چه کسی از آن نفع می برد. روز 18 اکتبر در نزدیکی سالن کنفرانس شهر "سرباز" یک تروریست انتحاری خود را در کنار خودروی معاون فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران منفجر کرد.
زمان برای انجام این عملیات تروریستی اتفاقی انتخاب نشده است. چرا که هنوز هم شعله های اعتراضات در خصوص انتخابات ریاست جمهوری در این کشور فروکش نکرده است. اما عملیات تروریستی مذکور دست کم دو اتفاق مهم را تحت پوشش خود گرفت.
اولا امروز در وین مذاکرات ایران با دیپلمات های روسی، آمریکایی و فرانسوی در خصوص تصمیم گیری جهت تحویل سوخت هسته ای برای راکتور تحقیقاتی ایران انجام خواهد شد. تصمیم تهران برای افزایش حجم تولید غنی سازی اورانیوم که ممکن است برای تولید تسلیحات هسته ای هم مصرف شوند، به این مذاکرات بستگی دارد.
دوما، تحت نظارت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران قرار بود که مذاکرات میان نمایندگان شیعه و سنی انجام شود.
اتهامات سیاسی بلافاصله شکل گرفتند. ایران آمریکا، بریتانیا و عربستان سعودی و همچنین نیروهای امنیتی پاکستانی را به دست داشتن در این عملیات تروریستی متهم نمود. غربی ها هم که دلیل مشکلات کنونی ایران را رژیم حاکم بر این کشور می بینند، خود به خود متهم هستند.
بر اساس گزارش نیروهای انتظامی سیستان و بلوچستان "عبدالمالک ریگی" رهبر گروهک "جندالله" مسئولیت این انفجار را بر عهده گرفته است که اکثرا از بلوچ هایی که در تقاطع مرزی ایران باد پاکستان و افغانستان زندگی می کنند، تشکیل شده است.
این یکی از مناطق وسیع و محروم ایران محسوب می شود که فعالیت های قاچاقچیان موادمخدر در آن بسیار محسوس است.
بر اساس گزارش رسانه های گروهی غربی، دلیل این مسئله می تواند تحرکات اخیرا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در منطقه و تشدید حضور این نیرو در سیستان و بلوچستان جهت جلوگیری از کانال های مواد مخدر و همچنین دستگیری "عبدالحمید ریگی" برادر عبدالمالک رهبر "جندالله" باشد که هنوز حکم اعدامش به اجرا در نیامده است.
بی دلیل نیست که ناظران بین المللی بیشتر به مسئله مواد مخدر در محل توجه دارند تا به اهمیت اختلاف نظرات میان شیعه و سنی در منطقه.
بدون تردید قاچاقچیان مواد مخدر به بی ثباتی ایران نیاز دارند چرا که دولت این کشور را از مسئله مواد مخدر دور کرده و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران امکان کمتری برای دخالت در این تجارت که با تروریسم ارتباط تنگاتنگی دارد، پیدا خواهد کرد.
روزنامه "وال استریت ژورنال" تاکید می کند که تهران بیش از گذشته از نفوذ طالبان و شبکه تروریستی بین المللی القاعده در پاکستان و افغانستان بر گروهک های جنایی و نظامی در مرز با ایران نگران است. اگرچه "جندالله" هیچ وقت برای رژیم ایران مشکل جدی محسوب نمی شود، اما دشمنان این کشور می توانند از چنین گروهک هایی برای ایجاد تزلزل در حکومت ایران استفاده کنند.
ایرانی ها به دولت پاکستان هم به خاطر ارتباطش با عربستان سعودی چندان اعتماد ندارند که در ایران بعنوان حامی جنگجویان سنی معروف است. البته خود پاکستانی ها تلاش دارد به ایرانی ها بقبولانند که هیچ نقشی در عملیات تروریستی اخیر نداشته و برعکس خواستار همکاری در مبارزه با تهدیدات مشترک از سوی تروریسم و تشکیلات نظامی غیر قانونی برون مرزی هستند.
البته واقعا بعید به نظر می رسد که پاکستانی ها به بی ثبات سازی ایران تمایل داشته باشند چرا که بی ثباتی در این کشور فقط به ناپایداری در کل منطقه منجر خواهد شد.
به عقیده ناظران، پاکستان در گذشته از تشکیلات نظامی سنی به ویژه در افغانستان طی دهه80 علیه نیروهای شوروی سابق حمایت کرده که همین مسئله نیز باعث بدبینی حکومت ایران شده است. عبدالحمید ریگی اعتراف کرده که از واشنگتن دستور و کمک مالی می گرفته اما کاخ سفید این اتهامات را به طور کل رد کرده است.
اگر نیروهای امنیتی غربی به تغییر رژیم احمدی نژاد در ایران تمایل داشته باشند، کمک به قاچاقچیان مواد مخدر در مرز میان ایران، پاکستان و افغانستان جهت پیشبرد این منظور در شرایط فعلی با ریسک بسیار از نظر امنیت منطقه و مبارزه با تروریسم توام بوده که نیروهای آمریکا برای تامین آن در افغانستان مستقر شده اند.
اما فقط هیجانات باعث شده تا مقامات ایران عملیات تروریستی در سیستان و بلوچستان را سیاسی کنند، چرا که راحت تر است که "دستانی از خارج" را متهم نمود تا به ناتوانی خویش در حل مسائل امنیتی اعتراف کرد.
بر اساس نوشته روزنامه اماراتی "خلیج تایمز"، تهران باید به اشتباه خود اعتراف کند و آنطور که باید با پاکستان و افغانستان جهت تنظیم استراتژی مشترک مبارزه با "دشمن واحد" اقدام نماید. روزنامه ترکیه ای "تودی زمان" نیز می نویسد، اگر ایران فقط بدنبال منافع خود باشد یعنی بعبارت دیگر اسلام را فقط برای ایرانیان بخواهد، کاری از پیش نخواهد برد چرا که در عصر حاضر هیچ کشوری در منطقه نمی تواند با تکیه بر نیروی خود بر روی پا بایستد.
در کل به نظر می رسد که هم ایران، هم کشورهای همسایه و هم کل جامعه جهانی یک دشمن مشترک دارند، یعنی تروریسم که توسط قاچاقچیان مواد مخدر تامین می شود و مبارزه با آن فقط باید به صورت مشترک انجام شود. اما فقط بی اعتمادی که اساس آن بر پایه اختلاف مذهبی و ایدئولوژی است، مانع تحقق این امر می شود.
خبرگزاری «ریا نووستی» روسیه، 27 مهرماه
http://www.iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=7097
http://pe.rian.ru/foreign/arab/20091019/123567794.html
دفتر مطبوعاتی کرملین به نقل از این پیام گزارش داد: معتقدیم که مبارزه با تهدیدات تروریسم و افراط گرایی بدون نگاه به منشا آنها، به تلاش همه کشورها نیاز دارد. در همین راستا جهت مقابله با این تهدیدات برای همکاری با ایران آمادگی داریم.
بر اساس آخرین گزارشات موجود قربانیان عملیات تروریستی در جنوب شرقی ایران که روز یکشنبه علیه مقامات لشکری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران رخ داد، به 49 نفر رسیده است. 

http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=6553
http://www.presstv.com
http://www.iran-interlink.org/?mod=view&id=6552
http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6547
http://www.banafsheh707.blogfa.com/






موضوع پشتیبانی ازگروه تروریستی مجاهدین توسط بخش فارسی صدای امریکا
خانم وزیربا احترام فراوان .
همانگونه که آگاهید سازمان تروریستی مجاهدین ازنظر دولت امریکا درلیست گروه های تروریستی درکنارگروه مخرب القائده قراردارد _ این گروه درقالب عملیات تروریستی واقدامات خشونت بار ازتاریخ پیدایش بویژه ازسال 1982 تا 2003 ده ها هزارتن از هم میهنان مارا درعملیات نظامی _ تروریستی به خاک وخون کشیده است _ بنابراین این گروه نه تنها کوچکترین پایگاه وجایگاهی درمیان مردم ایران ندارد بلکه درنزد عموم مردم ایران بعنوان یک گروه منزوی و خشونت گرا باسابقه ای سیاه شناخته می گردد .
سرکارخانم کلینتون .
ازیک سال پیش بخش فارسی صدای امریکا بدون درنظر گرفتن این واقعیت از اعضای موثر این گروه بعنوان روزنامه نگاردربرنامه های بخش فارسی خود استفاده می نماید که چنین اقداماتی صرف نظر از زیرپاگذاشتن منشور صدای امریکا توسط مسئولین این رسانه نوعی پشتیبانی از تروریسم محسوب می گردد .
برای نمونه می توان از دعوت برنامه ساز این تلویزیون آقای بیژن فرهودی از افرادی چون علیرضاجعفرزاده ـ حسن داعی الاسلام ازاعضای مهم این سازمان تروریستی یاد کرد
خانم وزیر _ بنده بعنوان یک بیننده این رسانه قبلا طی دومورد بگونه ای مستند مراتب اعتراض خود رابه اینگونه اقدامات غیرقانونی طی نامه هایی مستند و سرگشاده به عرض آقایکامبیزمحمودی رساندم که متاسفانه مورد برسی قرارنگرفت .
خانم کلینتون
ازچند شش ماه پیش بدین سو فردی بنام علی جوانمردی ازطرفداران این گروه تروریستی دربخش خبر وبعنوان گوینده در این تلویزیون مشغول بکار گردیده و بنا به مدارک پیوست درچندین مورد بگونه ای صریح وروشن از مواضع این گروه تروریستی جانبداری نموده و درجهت تبلیغ برای آنها اقدام می نماید.
بنا برتحقیقات بنده ایشان دربخش فارسی تنظیم وگزینش خبر فعالیت می نماید و دربرخی از موارد سعی می کند به طرق متفاوت برای این گروه ترریستی تبلیغ نماید که آخرین مورد آن بنا برمدارک پیوست پخش بخشی ازسخن رانی مریم رجوی دربخش خبرها ونظرها درتاریخ 2009/06/20 می توان اشاره نمود .
خانم کلینتون توجه داشته باشید
درحالی که هم اکنون مردم ایران درچهارچوب یک جنبش مدنی مسالمت آمیز مشغول احقاق حقوق خود هستند _ طرفداران این گروه سعی می کنند با نفوذ دررسانه های همگانی ضمن بهره برداری ازشرایط بوجود آمده بنفع خود سواستفاده نمایند .
از آنجائیکه نظام حاکم برایران بخاطرسوابق سیاه وتروریستی نسبت به این گروه تروریستی حساسیت خاصی دارد _ لذا چنین اقداماتی از جانب بخش فارسی صدای امریکا به زیان جنبش مدنی مردم ایران تمام خواهد شد که نمونه آنرا می توان درایجاد اختلال درپخش تلویزیونی صدای امریکا ازتاریخ 2009/06/20 درایران نام برد .
خانم کلینتون درپایان این نامه ازشما تقاضا دارم باتوجه به اینکه صدای امریکا تحت نظروزارت امور خارجه آن کشور فعالیت می نماید دستور فرمائید باتوجه به مدارک پیوست نسبت به تخلف بخش فارسی صدای امریکا بررسی وتحقیق نموده وازتکرار چنین اقدامات خلاف قانون جلوگیری نمایند .
با تشکروسپاس فراوان _
الف .مینو سپهر کنکاشگروتلاشگرحقوق بشروزنان 2009/06/21
به پیوست مدارک ومستندات
نگارشگر الف.مینوسپهر
http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6461
http://www.irandidban.com/master.asp?ID=15491
ریگی که در ابتدا تلاش داشت رابطهاش با مجاهدین را كمرنگ نشان دهد، گفت:
« ما با همهی كسانی كه با رژیم مبارزه میكنند رابطه داریم، ولی رابطهی بسیار نزدیكی نیست و كمرنگ است، البته ما خواهان آن هستیم كه هر كاری میخواهند برای آنها انجام دهیم، یك كارهایی ما از دستمان برمیآید و یك كارهایی آنان میتوانند انجام دهند، ما میتوانیم افراد آنها را انتقال دهیم، اما فكر میكنم كه محدودیت دارند و در كشورهایی قرار دارند كه نمیتوانند خودشان را تكان بدهند ... »
"داور" مدیر تلویزیون رنگارنگ با تأكید بر نام گروه مجاهدین خلق سؤال را تكرار كرد كه مجدداً ریگی سخنان بالا را تكرار نمود و داور که تظاهر میکرد قانع نشده، توضیحات بیشتری دربارهی نوع رابطه خواستار شد که ریگی مجبور شد به ابعاد دیگری از این ارتباط اعتراف كند و گفت:
« البته بعضی همكاریهای اطلاعاتی با ما داشتهاند، اطلاعاتی دربارهی فعالیتهایی كه رژیم در این مناطق داشته است و بعضی فعالیتهایی كه سپاه قدس داشته را به صورت ایمیل و پیام برای ما ارسال میكنند. مجاهدین وقتی از اخباری مطلع میشوند، مثلاً تیمهایی كه میخواهند به منطقه بیایند [ مأموران ایرانی ( توضیح از ایران دیدبان ) ] ، بعضی افراد دارند كه به ما اطلاعرسانی میكنند در این خصوص. »
بدینترتیب و با اعترافات مختصر و حداقلی ریگی، آشكار شد كه گروه تروریستی مجاهدین نقش پشتیبان اطلاعاتی باند تروریست جندالله را برعهده دارد.
اخبار موثق دیگر حاكی است که برخی از عوامل "عمر البغدادی" طی دو سال گذشته، وظیفهی ایجاد ارتباط بین اعضای اطلاعاتی مجاهدین با جندالله را برعهده داشتهاند و در انتقال اطلاعات و هماهنگیها بین این دو گروه تروریستی فعال بودهاند. و این در حالی است که شخص عمر البغدادی نیز هماهنگیهایی را برای انجام عملیاتهای تروریستی در عراق با مجاهدین صورت میداده است.
با افشای ابعاد جدیدی از دخالتهای مجاهدین در عملیاتهای تروریستی، بار دیگر بایستی به دولتهای فرانسه و عراق یادآور شد كه صرف خلع سلاح این گروه، خطرات و تهدیدات آن را خنثی ننموده است، بلكه تا زمانی كه رهبری مجاهدین مقر و پایگاهی مثل اردوگاه اشرف و اردوگاه اور در خاك این كشورها داشته باشد، همچنان به اقدامات تروریستیاش ادامه خواهد داد.
http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7519
لینک به متن اصلی (انگلیسی)
http://www.iran-interlink.org/?mod=view&id=7518
http://www.cnbc.com/id/34686287
لینکه به رویترز:
http://www.reuters.com/article/
idUS99721+04-Jan-2010+PRN20100104
.
مسعود خدابنده مدیر مشاورین استراتژی خاورمیانه است. مشاورین استراتژی خاورمیانه مسئولیت سایت خبررسانی ایران اینترلینک را نیز بر عهده دارند. آقای خدابنده بیش از سی سال سابقه کار و تحقیق مشخص بر روی سازمان تروریستی مجاهدین خلق ایران را دارد و در سالهای اخیر بدنبال تصمیم دولت عراق بر اخراج گروه تروریستی خارجی از کشورشان بعنوان مشاور دولت عراق فعالیت می کند
http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7519
لینک به متن اصلی (انگلیسی)
http://www.iran-interlink.org/?mod=view&id=7518

