۲۵ سال مدت انتظار دریافت تابعیت سوئد برای اعضای باند تروریستی رجوی
.
... در تصمیم اداره مهاجرت سوئد عینا آمده است: "از نظر اداره مهاجرت سوئد وجود نام یک سازمان در لیست سازمان های تروریستی اتحادیه اروپا مبنای اصلی تصمیم گیری که آیا یک سازمان مشمول تصمیم ۲ سپتامبر سال ۲۰۰۴ دولت سوئد می شود یا خیر نیست, بلکه مبنای تصمیم گیری گزارشاتی است که در رابطه با فعالیتهای هر سازمان منتشر می گردد. نظر اداره مهاجرت سوئد این است که با توجه به پیشینه اطلاعاتی که در رابطه با سازمان مجاهدین خلق وجود دارد این سازمان از جمله سازمان هایی است که مد نظر دولت سوئد در تصمیم ۲ سپتامبر سال ۲۰۰۴ بوده است." ...

(مریم رجوی مستفر در قرارگاه مرکزی گروه تروریستی در پاریس)
نگاه نو به نقل از استکهلمیان، دوم ژوئیه 2010
http://www.negaheno.net/1389/04/10/6454/
استکهلمیان – بسیاری از متقاضیان پناهندگی ایرانی که به هنگام درخواست پناهندگی خود اعلام نمودند که از اعضای "سازمان مجاهدین خلق ایرا ن" بوده اند از سال ۲۰۰۴ تاکنون جهت دریافت تابعیت سوئدی دچار مشکل شده اند. اداره مهاجرت سوئد با استناد به تصمیمی که دولت وقت سوسیال دمکرات سوئد اتخاذ نمود (و تاکنون نیز دارای اعتبار است) ضمن مخالفت با درخواست تابعیت سوئدی اینگونه متقاضیان اعلام نموده است که در صورتی با تقاضای تابعیت آنان موافقت خواهد نمود که حداقل ۲۵ سال از عضویتشان در سازمان مجاهدین خلق گذشته باشد. خط مشیی که دادگاه های مهاجرتی سوئد نیز از آن پیروی کرده و در نتیجه شکایت های اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق به مرجع بالاتر یعنی دادگاه مهاجرتی نیز نتیجه مشابهی بدنبال داشته است, یعنی مخالفت با درخواست تقاضای تابعیت و تایید انتظار ۲۵ ساله (کارنس تید) برای اینگونه متقاضیان.
بدنبال این تصمیم دولت سوئد و تفسیر اداره مهاجرت و دادگاه های مهاجرتی سوئد از آن, گروهی از ایرانیان با وجود سالها زندگی شرافتمندانه در سوئد حق در آمدن به شهروندی این کشور را عملا از دست داده اند و در رابطه با بسیاری از امور زند گی از قبیل مسافرت, دریافت وام تحصیلی جهت تحصیل در دانشگاه های خارج از سوئد و تصدی برخی مشاغل و رشته های تحصیلی از قبیل حرفه پلیس که نیازمند دارا بودن تابعیت سوئدی است دچار مشکل شده اند.
از آنجائیکه در طی ماه های گذشته تعدادی از خوانندگان استکهلمیان در رابطه با این مشکل با سایت در تماس بوده اند از مرکز اطلاعات ایرانیان درخواست کردیم تا به تحقیق بیشتری در این زمینه بپردازد.
استکهلمیان: تا آنجایی که ما متوجه شدیم این مشکل در طی سالهای گذشته وجود نداشته. بسیاری از فعالان سازمان مجاهدین خلق وجود دارند که دارای تابعیت سوئدی هستند. اداره مهاجرت چرا حالا به اعضای این سازمان گیر داده؟
مرکز اطلاعات ایرانیان: دولت وقت سوسیال دمکرات سوئد حدود شش سال قبل و دقیقا در تاریخ دوم سپتامبرسال ۲۰۰۴ تصمیمی اتخاذ نمود که در آن از جمله آمده است "افراد فعال و دارای حق تصمیم گیری در سازمان هایی که مشخص است بصورت سیستماتیک مرتکب تجاوزات گسترده و جدی از قبیل شکنجه, قتل و اعدامهای خارج از سیستم قضایی شده اند باید قاعدتا ۲۵ سال جهت دریافت تابعیت سوئدی در انتظار بمانند." اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق ایران پس از اتخاذ این تصمیم دولت سوئد در رابطه با تقاضاهای تابعیت خود دچار مشکل شده اند.

استکهلمیان: آیا در تصمیم و دستور العمل دولت وقت سوسیال دمکرات صراحتا اشاره ای به سازمان مجاهدین خلق شده است؟
مرکز اطلاعات ایرانیان: خیر.
استکهلمیان: پس تصمیم دولت سوئد چه ربطی به یک ایرانی عضو ساده یک سازمان سیاسی دارد که مجبور شود ۲۵ سال از حق در آمدن به شهروندی سوئد محروم شود؟
مرکز اطلاعات ایرانیان: ما به متن چند تصمیم اتخاذ شده از سوی اداره مهاجرت و دادگاه مهاجرتی سوئد در رابطه با اینگونه متقاضیان مراجعه کردیم. تفسیر اداره مهاجرت سوئد, و همچنین دادگاه مهاجرتی, از تصمیم سال ۲۰۰۴ دولت سوئد این است که سازمان مجاهدین خلق نیز از جمله سازمان هایی است که مشمول این تصمیم دولت می شود. در متن تصمیم صادر شده از سوی دادگاه مهاجرتی در رابطه با پرونده یکی از اینگونه ایرانیان عینا آمده است:
"دادگاه مهاجرتی با اداره مهاجرت هم عقیده است که سازمان مجاهدین خلق از جمله سازمان هایی است که کرارا مرتکب تجاوزات گسترده ای شده که در بند ۱ اف آ ئی کنوانسیون سال ۱۹۵۱ ژنو در مورد حق پناهندگی به آن اشاره شده است. آقای …. از فعالان سازمان مجاهدین خلق بوده و در نتیجه تا گذشت زمانی باز هم بیشتر مجاز به دریافت تابعیت سوئدی نخواهد بود".

اشاره کنیم که اداره مهاجرت سوئد در هنگام تصمصم گیری پیرامون درخواست تابعیت افراد پرونده ه آنان و از جمله متن مصاحبه در زمان تسلیم تقاضای اقامت متقاضیان را مورد توجه قرار می دهد.
استکهلمیان: سازمان مجاهدین خلق در تاریخ ۲۶ ژانویه ۲۰۰۹ از لیست سازمان های تروریستی اتحادیه اروپا خارج شد. آیا این نمی بایست به معنی تغییر خط مشی اداره مهاجرت و دادگاه های مهاجرتی سوئد در رابطه با درخواست تابعیت اعضای سابق این سازمان باشد؟
مرکز اطلاعات ایرانیان: در تماسی که ما با اداره مهاجرت سوئد و همچنین دادگاه مهاجرتی داشتیم این موضوع را مطرح کردیم. طبیعتا استناد به این موضوع از دفاعیات متقاضیان در شکایاتشان از تصمیم اداره مهاجرت به دادگاه مهاجرتی نیز بوده است. اما اداره مهاجرت سوئد و دادگاه مهاجرتی صراحتا اعلام کرده اند که تصمیم اتحادیه اروپا, در این رابطه, مبنا نیست بلکه این اداره مبنای تصمیم گیری خود که آیا یک سازمان مشمول دستورالعمل ۲ سپتامبر سال ۲۰۰۴ دولت سوئد می شود یا خیر را بر اساس گزارشاتی که پیرامون فعالیتهای هر سازمان منتشر می شود اتخاذ می کند. در تصمیم اداره مهاجرت سوئد عینا آمده است:
"از نظر اداره مهاجرت سوئد وجود نام یک سازمان در لیست سازمان های تروریستی اتحادیه اروپا مبنای اصلی تصمیم گیری که آیا یک سازمان مشمول تصمیم ۲ سپتامبر سال ۲۰۰۴ دولت سوئد می شود یا خیر نیست, بلکه مبنای تصمیم گیری گزارشاتی است که در رابطه با فعالیتهای هر سازمان منتشر می گردد. نظر اداره مهاجرت سوئد این است که با توجه به پیشینه اطلاعاتی که در رابطه با سازمان مجاهدین خلق وجود دارد این سازمان از جمله سازمان هایی است که مد نظر دولت سوئد در تصمیم ۲ سپتامبر سال ۲۰۰۴ بوده است."

استکهلمیان: حالا تکلیف هموطنانی که در این زمینه دچار مشکل شده اند چیست؟ جوان ۳۲ ساله ای با ما در تماس بوده که در سالهای ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۰ از اعضای سازمان مجاهدین خلق بوده, از سن ۱۹ سالگی در سوئد اقامت داشته, هرگز با قانون دچار کوچکترین مشکلی نبوده, امروز دارای تحصیلات دانشگاهی است و جهت ادامه تحصیل به دانشگاهی در خارج از سوئد دعوت شده اما بواسطه عدم دارا بودن تابعیت سوئد نمی تواند وام تحصیلی بگیرد و از موقعت تحصیلی که پیش آمده استفاده کند. او تاکنون ۳ بار به تقاضای تابعیت سوئدی خود پاسخ منفی گرفته. او که نمی تواند ۲۵ سال صبر کند! آیا راهی برای او و دیگر هموطنانی که در وضعیت مشابهی قرار دارند وجود دارد؟
مرکز اطلاعات ایرانیان: با توجه به اینکه این پرونده, و پرونده های مشابه آن, در مراجع قانونی موجود در سیستم اداری سوئد مورد بررسی قرار گرفته شانس زیادی, حداقل در چهارجوب مقررات و قوانین فعلی سوئد, جهت تغییر تصمیم وجود ندارد. اما باید توجه کرد که این مشکل بدنبال اتخاذ یک تصمیم سیاسی برای این گروه از متقاضیان بوجود آمده و متعاقبا راه حل آن نیز سیاسی است. افراد و سازمان هایی که این موضوع برایشان دارای اهمیت است می توانند با استفاده از امکانات و ابزارهای سیاسی که در دست دارند به نمایندگان نزدیک به خود در پارلمان سوئد فشار آورند که دولت را مجبور به تغییر تصمیم خود و یا حداقل شفاف تر نمودن آن در رابطه با متقاضیانی از قبیل جوانی که به آن اشاره نمودید نماید. راه دیگر مراجعه به اهرمهای حقوقی خارج از سیستم اداری سوئد از قبیل دادگاه حقوق بشر اروپاست که البته کمی پیچیده است اما می تواند در نهایت به نتیجه برسد.
----------
همچنین:
http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=8351
ریشه اتهامات ضداخلاقی علیه رجوی از کجا سرچشمه می گیرد؟!!
.
... پژواک اظهارات غیر منتظره خانم بتول سلطانی در نشست حمایت از قربانیان قلعه رجوی (فرانسه) در مورد سوء استفاده و رابطه جنسی مسعود رجوی با دختران و زنان تشکیلات به اندازه انفجار یک بمب در افکار عمومی و محافل سیاسی خارج کشور بازتاب داشت. اگر چه خانم سلطانی درباره جزئیات این سوء استفاده ها صحبتی نکردند، اما در واقع امتناع از ارائه توضیحات تکمیلی چیزی از بهت و غافلگیری مخاطبان کم نکرد. اینکه چه زمانی این اظهارات بسط و وارد جزئیات خود خواهد شد، باید در انتظار ماند تا اطلاعات تکمیلی از طریق ایشان و یا اعضای مطلع بیان شود. اما ...




بهار ایرانی، مجاهدین دبلیو اس، اول ژوئیه 2010
http://www.mojahedin.ws/article/show.php?id=3544
پژواک اظهارات غیر منتظره خانم بتول سلطانی در نشست حمایت از قربانیان قلعه رجوی (فرانسه) در مورد سوء استفاده و رابطه جنسی مسعود رجوی با دختران و زنان تشکیلات به اندازه انفجار یک بمب در افکار عمومی و محافل سیاسی خارج کشور بازتاب داشت. اگر چه خانم سلطانی درباره جزئیات این سوء استفاده ها صحبتی نکردند، اما در واقع امتناع از ارائه توضیحات تکمیلی چیزی از بهت و غافلگیری مخاطبان کم نکرد. اینکه چه زمانی این اظهارات بسط و وارد جزئیات خود خواهد شد، باید در انتظار ماند تا اطلاعات تکمیلی از طریق ایشان و یا اعضای مطلع بیان شود. اما عجالتاً میشود نفس ادعاهای خانم سلطانی را از زوایای مختلف مورد بررسی و گمانه زنی قرار داد.
بی تردید مبنای چنین اظهار نظری از آنجا که از سوی یکی از نزدیک ترین نفرات و از بالاترین لایه های تشکیلاتی همجوار به زندگی شخصی رجوی بیان شده می تواند بستر مناسبی برای واکاوی و گمانه زنی های درون تشکیلاتی گردد. ناگفته نماند موضوع روابط جنسی در مناسبات و تشکیلات زیرزمینی و مسلحانه از همان آغازین سالهای شکل گیری و تأسیس به یکی از معضلات و چالش های تشکیلاتی تبدیل و در هر زمان بنا به شرایط و اقتضائات راه حل های مختلفی اتخاذ و اعمال شده است. گو اینکه این موضوع در میان سازمان های چپ و مارکسیست آنچنان موضوعیتی نداشته، اما بیشترین اهمیت موضوع در چارچوب مناسبات گروه های مدعی مذهبی و از جمله سازمان مجاهدین خلق مطرح بوده است. تیتروار می توان به بخشی از مسائل اخلاقی که سران جریان انشعاب در تشکیلات منشعب از مجاهدین از جمله و در رأس آنها تقی شهرام در ایجاد روابط نامشروع با زنان تشکیلات و تحت توجیهات تشکیلاتی مختلف ایجاد و باعث شد اشاره کرد. در همین رابطه شاید متأثرکننده ترین و دردناک ترین نمونه آن را می توان در لابلای خاطرات احمد احمد از اعضای قدیمی و جداشده سازمان مجاهدین و در رابطه با تقی شهرام ردیابی کرد. همچنین می توان در دستونشته ها و اعترافات اعضای دستگیرشده که در ساواک باقی مانده ردپای این گونه مناسبات و سوء استفاده ها را در اشکال مختلف دنبال کرد.
اهمیت اشاره به این موضوعات ولو بصورت تیتروار و اجمالی از این جهت است که بدانیم اینگونه مسائل به انحاء مختلف در مناسبات درون تشکیلاتی بخصوص سازمان مجاهدین مسبوق به سابقه بوده است. لازم به تأکید است این اشارات به هیچ وجه به معنای زیر سوال بردن ارزش و اعتبار و شأن اخلاقی و دینی بسیاری از اعضای صادق و مسلمان سازمان نیست، بلکه از باب بازشناسی ریشه ها و زمینه های چنین انحرافات و در میان برخی اعضای سست عقیده و منحرف از لحاظ اخلاقی و فکری است که به دلیل التقاط محوری و همچنین زمینه های شخصیتی و خصلتی فاقد تعبد و الزام اخلاقی بوده و به همین دلیل در تشکیلات شاهد اینگونه انحرافات هستیم. در این موضوع برای مرزبندی و جلوگیری از هر گونه سوء داوری در مورد افراد باید با لحاظ جمیع جهات تحقیقات گسترده و مستندی صورت بگیرد و اصل موضوع در تشکیلات زیرزمینی و بطور مشخص در سازمان مجاهدین به دلایل مختلف از جمله برداشت ها و تأویل های اخلاقی خاص بخصوص بعد از اعدام بنیانگذاران و در خلاء آنها از بنیان مورد واکاوی و بررسی قرار بگیرد. اما تا آن مجال و امکان که با توجه به اظهارات خانم سلطانی و گشوده شدن باب موضوع حالا دیگر اجتناب ناپذیر می نماید، تنها به بررسی اظهارات ایشان و در رابطه با شخص مسعود رجوی و احتمالاً ارتباط این اظهارات با اتفاقات مسبوق به سابقه از جمله ازدواج رجوی با مریم عضدانلو و در ادامه برجسته کردن نقش زنان در سازمان و تشکیل شورای رهبری متشکل از زنان و حذف کلیه مردان از رده های بالای تشکیلاتی و ارتباط این سیر وقایع با اتهامات مطروحه بحث و گمانه زنی خواهیم کرد. پرداختن به موضوع مستلزم نگاه واقع بینانه، مستند به اظهارات اعضای جداشده، تعامل با صاحب نظران و مطلعین می باشد و ما نیز مایل هستیم درباره نفس اظهارات خانم سلطانی قضاوت و ارزیابی و کنکاش توأمان و همسویی صورت بگیرد. البته در این میان جا برای اظهار نظر کسانی که احتمالاً به انکار اصل موضوع مبادرت کنند، باز است. تلاش ما در این رابطه صرفنظر از ارائه نقطه نظرات و موضع سایت، ایجاد شرایطی است که بتواند اصل موضوع را به دلیل اهمیت و سبقه تاریخی اش مورد بررسی و قضاوت قرار بدهد.
اشاره کردیم اتهامات خانم سلطانی مسبوق به سابقه است و این بر می گردد به ازدواج غیر مترقبه و غافلگیرکننده مسعود رجوی با مریم عضدانلو و جدایی او از مهدی ابریشم چی که در زمان خود به بروز بحث های مختلف و همچنین باز کردن باب اتهامات غیر اخلاقی به رجوی منجر گردید. اتهاماتی مبنی بر روابط نامشروع مسعود با مریم عضدانلو که در آن زمان مسئول اول دفتر مسعود رجوی است و متعاقب آن برخوردهای درون تشکیلاتی و شروع سرکوب های درون تشکیلاتی بواسطه موضع گیری شماری از اعضای سازمان بواسطه بیان شک و تردیدها و اتهامات غیر اخلاقی به رجوی و اتفاقات بعدی که هر کدام نیاز به مجال و فرصت مکفی جهت بازخوانی و تدوین یک دوره بسیار حساس و حائز اهمیت را دارد. اما همین اندازه بدانیم که تفاوت اتهامات تازه متوجه رجوی در واقع ابعاد تازه ای از طرح روابط غیر اخلاقی و جنسی رجوی با زنان درون تشکیلات را باعث شده است. در کنار این موضوعات نکته مهمتر تحلیل کلیّت موضوع از منظر مناسبات فرقه ای و بررسی کیس روابط جنسی در درون فرقه ها و بخصوص از جانب رهبران آنها و توجیهات و تأویلات فکری و به اصطلاح عرفانی و قداست گونه برای این نوع مناسبات است که در مقالات آتی از این منظر نیز به موضوع خواهیم پرداخت.
---------
همچنین:
http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=8344
مصاحبه های منتشر نشده بنیاد خانواده سحر با خانم بتول سلطانی
(بخش های اول، دوم و سوم)

.
... زمانی که خانم بتول سلطانی در بغداد بودند این سری مصاحبه ها با بنیاد خانواده سحر بر روی نوار ضبط شد ولی به دلیل کثرت مسئولیت ها و وظایفی که طی این مدت بر عهده داشتیم امکان پیاده کردن و ویراستاری آنها جهت درج در سایت سحر بوجود نیامد. در حال حاضر از آنجا که محتوای این مصاحبه ها به هیچ وجه کهنه نشده و اتفاقا با مسائل و رویدادهای اخیر تا جائی که به فرقه رجوی مربوط میشود همخوانی دارند، اقدام به نشر آن ها با فاصله حدود دو سال نمودیم ...

بنیاد خانواده سحر، بغداد، سی ام ژوئن 2010
http://www.saharngo.com/fa/story/1358
بخش های اول، دوم و سوم
دریافت فایل
- بخش اول سری جدید 194 کیلوبایت
- بخش دوم سری جدید 183 کیلوبایت
- بخش سوم سری جدید 108 کیلوبایت
زمانی که خانم بتول سلطانی در بغداد بودند این سری مصاحبه ها با بنیاد خانواده سحر بر روی نوار ضبط شد ولی به دلیل کثرت مسئولیت ها و وظایفی که طی این مدت بر عهده داشتیم امکان پیاده کردن و ویراستاری آنها جهت درج در سایت سحر بوجود نیامد.
در حال حاضر از آنجا که محتوای این مصاحبه ها به هیچ وجه کهنه نشده و اتفاقا با مسائل و رویدادهای اخیر تا جائی که به فرقه رجوی مربوط میشود همخوانی دارند، اقدام به نشر آن ها با فاصله حدود دو سال نمودیم.
فعلا بخشهای اول تا سوم این مصاحبه ها به این ترتیب از نظرتان میگذرد. ادامه این سری مصاحبه ها به تدریج در آینده در سایت سحر منعکس خواهند شد.
بخش های اول، دوم و سوم
دریافت فایل
- بخش اول سری جدید 194 کیلوبایت
- بخش دوم سری جدید 183 کیلوبایت
- بخش سوم سری جدید 108 کیلوبایت
-----------
همچنین:
http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6430شورای رهبری یا حرمسرای رجوی
.

خانم "بتول سلطانی" عضو جدا شدهی شورای رهبری مجاهدین، یكی رقت انگیزترین صحنههای استثمار جنسی زن در دوران معاصر كه در فرقهی رجوی صورت میگیرد را به این صورت تشریح كرده است:
« از طریق یک سلسله نشست های طولانی برای فردی که عضو شورای رهبری می شد، توجیه می کردند که جنس رابطه و ذوب تو در رهبری خیلی فرق می کند با جنس و ذوب شدن در رهبری با گذشته...وقتی مریم از بحث ها می گذشت و اعضا را به اصطلاح توجیه می کرد، خیلی تیز و صریح به ما می گفت که شماها از این پس در حکم زن های مسعود هستید و مسعود شوهر شما است... بطور رسمی جلسه ای برای این مراسم شبیه مراسم عقدهای معمولی وجود دارد که اصطلاحا به آن جلسه عقد می گویند... برگزار کننده این جلسات خود مریم بود... او تاکید می کرد با این کار یعنی درآمدن شما به عقد مسعود ذهن شما به روی هر مرد دیگری بسته می شود. این هم از نکات جالبی بود که مطرح می شد و به این ترتیب مسعود وارد جلسه می شد و خودش هم خطبه عقد را می خواند و زن ها بله می گفتند... بعد از اینکه مسعود وارد جلسه می شد، ابتدا خودش آنتراکت می داد، بعد همه می رفتند وضو می گرفتند و بر می گشتند و مسعود خطبه عقد را می خواند و زن ها یکی یکی بله می گفتند. »
از سال 1363 كه ماجرای ارتباط مسعود رجوی با "مریم قجر عضدانلو" برملا گردید و میرفت تا به یك بحران تشكیلاتی درون مجاهدین تبدیل شود، رجوی با خباثت، به تئوریزه كردن آن پرداخت و از این مسیر، هم به حذف رقبا پرداخت و هم به تثبیت جایگاه تشكیلاتی اش.
رجوی در سال 1370 ماجرا را به سطح تشكیلات كشاند و فرمان طلاق عمومی را صادر كرد و به این ترتیب از هرگونه ارتباط شخصی و دور از چشم مراقبین تشكیلاتی جلوگیری كرد.
در همان دوران رجوی با میان كشاندن بحثهای فمینسیتی و به ظاهر در دفاع از حقوق زنان، پتانسیل اطاعت پذیری آنان را به نفع موقعیتش در تشكیلات مصادره كرد و زنان را در مصادر امور تشكیلاتی نشاند و به این وسیله مردان را مهار كرد.
پس از مدتی تعدادی از زنان را به عنوان زنان رها شده و تكثیرشدگان مریم - چه معنای دقیقی - تحت نام شورای رهبری بر دیگران گمارد، شاخص اصلی برای انتصاب این زنان كه رسماً نیز اعلام گردید، این بود كه آنها خود را كلفت رهبری مجاهدین بدانند.
اگرچه زن در تمام ادوار حیات مجاهدین، صرفاً یك ابزار بوده است كه جنسیت وی مورد بهره برداری قرار گرفته و تحت استثمار بوده است - چه آن زمان كه به بهانهی مبارزه از كانون خانواده جدا گردید، چه در زمانی كه پوشش خانههای تیمی بود و تنها و بدون پناه تن به امیال مسؤولین تشكیلاتی میداد كه نمونههای آن فراوان دیده شده است، چه در زمانی كه به عملیاتهای تروریستی فرستاده شد و چه آن زمان كه در اردوگاههای عراق به بیگاری گمارده شد و مجبور گردید تا فرزندش را در اختیار رهبری مجاهدین قرار دهد - اما این فقرهی اخیر سیاه ترین صحنهی استثمار جنسی زن است.
رجوی با ایجاد حرمسرا و رسمیت بخشیدن به آن، حضیض انحطاط و فلاكت زن مجاهد خلق و جایگاه خفیف آن را نشان میدهد. رجوی با دستمایه قرار دادن شعارهای فمنیستی و پنهان شدن در پشت رهایی زن، عملاً خفت بارترین نوع زندگی را برای زنان مجاهد رقم زده است و متحجرانه تر از شاهان قاجار، حرمسرایی از آنان را هر دو سال یك بار برای خود دستچین میكند و پس از مصرف، آنها را از حرمسرا خارج میسازد.
بی تردید علت زبونی و بزدلی بی اندازهی رجوی كه وی را به یك فراری مفلوك و هراسان مبدل كرده است را بایستی در زن بارگی و عیاشیهای وی جستجو كرد.
----------------
همچنین:
http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=8315
بتول سلطانی: رابطه جنسی رجوی با زنان مطلقه در اشرف (فیلم)
(و گزارشی از کارناوال فرقه تروریستی رجوی در فرانسه)
.
... ولی وقتی رفتم، دیدم ته این چیست. دیدم ته آن این است که بی شرمی مثل مسعود رجوی با زنان مطلقه (طلاق های اجباری در سازمان مجاهدین) رابطه جنسی برقرار کند. کدام وجدان بیداری، کدام انسانی در این کره خاکی می تواند این درجه از استثمار را تحمل کند؟...
نگاه نو، به نقل از تلویزیون ایران، بیست و هشتم ژوئن 2010
http://www.negaheno.net/1389/04/07/6425/
-----------
همچنین:
http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=8266
انگليس: مجاهدين خلق(منافقين) مسئول اقدامات تروريستي زيادي بوده اند
.
... "بري مارستن" در اين بيانيه که براي "ايرنا" ارسال کرده، نوشته است: به عنوان يک اصل، دولت انگليس هيچ گونه تماسي با اين سازمان ندارد و ما معتقديم که اين گروه از هيچ گونه حمايت عمومي در ايران برخوردار نيست. وي گفت: ما اقدامات تروريستي گروههاي جنايتکاري نظير جندالله(گروهک ريگي) و سازمان مجاهدين خلق(منافقين) به ويژه حملات وحشيانه آنها به مساجد، نيروهاي امنيتي و مردم بي گناه در ايران را محکوم کرده ايم ...
ایرنا، لندن، هفدهم ژوئن 2010
http://www.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=1183219
لینک به متن انگلیسی
http://iran-interlink.org/?mod=view&id=8265
لندن - سخنگوي وزارت خارجه انگليس روز پنجشنبه در بيانيه اي گفت: سازمان مجاهدين خلق(گروهک منافقين) مسئول اقدامات تروريستي زيادي عليه مردم عادي در ايران بوده و هرگز به طور شفاف خشونت را نکوهش و انکار نکرده است.
به گزارش ايرنا، "بري مارستن" در اين بيانيه که براي "ايرنا" ارسال کرده، نوشته است: به عنوان يک اصل، دولت انگليس هيچ گونه تماسي با اين سازمان ندارد و ما معتقديم که اين گروه از هيچ گونه حمايت عمومي در ايران برخوردار نيست.
وي گفت: ما اقدامات تروريستي گروههاي جنايتکاري نظير جندالله(گروهک ريگي) و سازمان مجاهدين خلق(منافقين) به ويژه حملات وحشيانه آنها به مساجد، نيروهاي امنيتي و مردم بي گناه در ايران را محکوم کرده ايم.
سخنگوي وزارت خارجه انگليس گفت: ما تروريسم را بسيار جدي مي گيريم، بنابراين ما در اصول آماده همکاري با مقامات ايران درباره شواهد و مستندات مربوط به اعمال تروريستي واقعي هستيم.
به دنبال دستگيري اعضاي دو تيم از گروهک تروريستي منافقين که قصد بمبگذاري و اقدامات ايذايي عليه مردم و نظام را داشتند و بر مبناي يافتههايي مبني بر حمايت انگليس و چند کشور غربي ديگر از اجراي اقدامات تروريستي توسط اين گروهک، سفير انگليس در تهران روز گذشته به وزارت امور خارجه احضار و اعتراض شديد جمهوري اسلامي ايران در خصوص اين موضوع به وي ابلاغ شد.


(Alejo Vidal-Quadras , Mojahedin Khalq logo, Struan stevenson )

(مریم رجوی رهبر فرقه تروریستی مجاهدین خلق مستقر در پاریس)
----------
همچنین: بریتانیا: ساکنین کمپ اشرف با احترام به تصمیم عراق بصورت کاملا صلح آمیز با مقامات همکاری کنند . ... وزیر حقوق بشر نیز در ملاقات بیست و هفتم ژانویه 2010 با سفیر ما تایید نمود که دولت عراق در حل و فصل مسئله ساکنین کمپ با رعایت ضوابط و قوانین حقوق بشری و با همکاری سازمان ملل و صلیب سرخ جهانی عمل خواهد کرد. ما معتقدیم که به نفع خود ساکنین کمپ است تا با قبول و احترام به تصمیم دولت عراق بصورت کاملا صلح آمیز با مقامات عراقی همکاری کنند ... مجلس عوام، پارلمان بریتانیا، شانزدهم مارس 2010 لینک به متن اصلی (انگلیسی) دیوید درو (نماینده از حزب کارگر): سوال می کنم از معاون وزیر خارجه که در ملاقاتهای اخیری که با دولت عراق داشته اند آیا صحبتی شده و یا قدم هایی برداشته شده است تا ساکنین کمپ اشرف از عراق اخراج نشوند؟ . ایوان لویس (معاون وزیر خارجه و نماینده از حزب کارگر): ما مسئله کمپ اشرف را در مقاطع مختلف با نخست وزیر عراق، وزیر خارجه، وزیر حقوق بشر، وزیر داخله و همچنین کمیته دولتی مسئول این کمپ مطرح کردیم. من خود در دسامبر 2009 در ملاقات با وزیر خارجه عراق تاکید کردم که حل این مسئله باید با رعایت استاندارهای بین المللی حقوق بشری باشد. ما همچنین در این رابطه با سازمان ملل، امریکا و اتحادیه اروپا هم در مقاطعی صحبت کرده ایم. ما معتقدیم که به نفع خود ساکنین کمپ است تا با قبول و احترام به تصمیم دولت عراق بصورت کاملا صلح آمیز با مقامات عراقی همکاری کنند. --------- همچنین: بریف: کمپ اشرف و کنوانسیون ژنو
. ... در خصوص سرزمین اشغال شده، عملکرد کنوانسیون تا یکسال بعد از پایان عمومی عملیات نظامی ادامه خواهد داشت، و بعد از آن در صورتی که قدرت اشغالگر همچنان نقش دولت را ایفا نماید ادامه می یابد. اشغال عراق رسما در 30 ژوئن 2004 پایان یافت ... پارلمان بریتانیا، ترجمه از ایران اینترلینک، بیست و ششم آوریل 2009 20 مارس 2009 کمپ اشرف چیست؟ اشرف یک محل استقرار در استان دیاله عراق، نزدیک به مرز ایران، می باشد که مقر فرماندهی سازمان مجاهدین خلق محسوب میگردد. سازمان مجاهدین خلق عنصر اصلی در یک ائتلاف از گروه های اپوزیسیون ایرانی موسوم به شورای ملی مقاومت است که از جانب تعدادی از کشورها به عنوان یک گروه تروریستی معرفی گردیده است، ولی در حال حاضر از لیست سازمان های تروریستی در بریتانیا و اتحادیه اروپا خارج شده است. این سازمان در خلال جنگ ایران و عراق در طرف صدام حسین بود، ولی بدنبال اشغال عراق به رهبری ایالات متحده در سال 2003، سازمان مجاهدین خلق به نیروهای آمریکایی تسلیم گردید و تمامی 3800 عضو آن خلع سلاح شده و در کمپ اشرف محصور گردیدند. تعدادی حدود 370 نفر از آن زمان بطور داوطلبانه به ایران بازگشته اند، و در سال 2004 محدودیت ها و کنترل ها برداشته شدند. دولت عراق هدف خود را بستن کمپ و اخراج پرسنل سازمان مجاهدین خلق از سرزمین عراق اعلام داشته است. چه کسی مسئول ساکنان اشرف است؟ مسئولیت اصلی حفاظت از ساکنان مربوطه به عهده کشورهایی است که عملا کنترل آنجا را به عهده دارند. از سال 2003 تا 31 دسامبر 2008 نیروهای آمریکایی از کمپ اشرف حفاظت نمودند. سپس در 1 ژانویه 2009 کنترل مربوطه، تحت توافق جدید بین آمریکا و عراق در خصوص موقعیت نیروها، به دولت عراق واگذار شد. هم ایالات متحده و هم دولت عراق اطمینان داده اند که، در چهارچوب قانون اساسی عراق، ساکنان اشرف مطابق با قوانین انسان دوستانه بین المللی و خصوصا مطابق با اصول عدم اجبار رفتار خواهد شد. بریتانیا این موضوع را متقدمتا مربوط به ایالات متحده میداند تا اینکه مسئولیت بریتانیا باشد. نگرانی های عمده در چیست؟ شرایط زندگی در اشرف عموما موضوع نگران کننده ای نیست، اگر چه یک انفجار مقر تأمین آب اشرف را در فوریه 2008 منهدم نمود. نگرانی اصلی این است که ساکنان آن اگر به صورت غیر داوطلبانه به ایران بازگردانده شوند با خطر شکنجه یا سایر موارد نقض جدی حقوق بشر قرار روبرو خواهند بود. عراق طبق گزارشات واصله به ساکنان اشرف دو گزینه را پیشنهاد کرده است: بازگشت به ایران یا یافتن کشور ثالثی برای اقامت در تبعید. مقامات عراقی بهرحال روشن ساخته اند که اعضای سازمان مجاهدین خلق بزور به ایران بازگردانده نخواهند شد و از جامعه بین المللی خواسته اند تا به ساکنان اشرف پناهندگی بدهند. آیا کنوانسیون ژنو شامل حال سازمان مجاهدین خلق هم میشود؟ در ماه ژوئیه سال 2004، به نیروهای سازمان مجاهدین خلق در اشرف توسط آمریکا اعلام شد که آنها تحت کنوانسیون چهارم ژنو مربوط به سال 1949، "افراد حفاظت شده" محسوب میشوند، زیرا که آنها در خلال جنگ در عراق بی طرف بوده اند. کنوانسیون چهارم ژنو از شهروندانی حفاظت میکند که در نتیجه یک برخورد نظامی بین المللی یا اشغال یک کشور خود را در دست کشوری می یابند که تبعه آن نبوده اند. این کنوانسیون مشخص میسازد که در هیچ شرایطی یک فرد حفاظت شده نباید تحت هیچ شرایطی به کشوری که ممکن است بهر دلیل ترس از پیگرد برای نظرات سیاسی یا عقاید مذهبی اش داشته باشد منتقل گردد. چه قوانین بین المللی دیگری میتوانند به این مسئله مربوط باشند. تحت قوانین بین المللی و اصل عدم اجبار، هیچ کس نباید در صورتیکه خطر واقعی وجود داشته باشد که ممکن است مورد بدرفتاری یا تحت پیگرد بخاطر نژاد و مذهب و ملیت و یا عضویت در گروه اجتماعی خاص یا داشتن عقاید سیاسی قرار گیرد، اخراج یا بازگردانده شود. ایالات متحده کنوانسیون های مربوط به این اصول را پذیرفته است (کنوانسیون پناهندگان سال 1951 و کنوانسیون منع شکنجه ملل متحد سال 1984)، ولی دولت عراق چنین کاری را نکرده است. در هر صورت اصول عدم اجبار به عنوان یک اصل قانونی مرسوم بین المللی شناخته شده که تمامی کشورها خود را به آن ملزم میدانند. -----------
در همین رابطه:
http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=7871
http://iran-interlink.org/?mod=view&id=7870
مقامات عراقی به ساکنین کمپ اطلاع داده اند که آنها نمی توانند بیش از این در کمپ اشرف باقی بمانند ولی مقامات همچنین به آنها تضمین داده اند که افراد به زور به کشوری که ممکن است در آن ترس از محاکمه داشته باشند یا احتمال بدهند که ممکن است شکنجه شوند فرستاده نخواهند شد. وزیر حقوق بشر نیز در ملاقات بیست و هفتم ژانویه 2010 با سفیر ما تایید نمود که دولت عراق در حل و فصل مسئله ساکنین کمپ با رعایت ضوابط و قوانین حقوق بشری و با همکاری سازمان ملل و صلیب سرخ جهانی عمل خواهد کرد.
http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6286
لینک به متن اصلی (انگلیسی)
http://iran-interlink.org/?mod=view&id=6273
نویسنده: آرابلا تورپ
بخش: امور خارجه و دفاعی
منبع: کتابخانه مجلس عوام بریتانیا
کسانی که کمپ اشرف را بطور داوطلبانه ترک کرده اند گزارشاتی در خصوص مغزشویی، تحمیل آموزش ها و رفتار خشن توسط سازمان مجاهدین خلق در قبال کسانی که میخواهند جدا شوند داده اند.
این اطلاعات به نمایندگان مجلس در راستای اجرای وظایف نمایندگی داده شده و مربوط به هیچ فرد خاص یا شرایط بخصوصی نمیشود و باید به عنوان اطلاعات بروز شده تلقی گردد. قوانین یا سیاست ها میتوانند از زمان بروز شدن این گزارش تغییر یابند. متخصصین مناسب و مسلط باید در صورتی که نظرات یا اطلاعات خاصی مد نظر است مورد مشاوره قرار گیرند.
این اطلاعات در رابطه با ترم ها و شرایط عمومی ما ارائه میگردند که بر روی اینترنت در دسترس عموم است یا میتواند در صورت درخواست بصورت یک کپی داده شود. نویسندگان گزارش جهت گفتگو در خصوص محتوای این بریف با نمایندگان مجلس و کارکنان آنان در دسترس میباشند ولی این موضوع در خصوص افراد عادی صدق نمیکند.
در خصوص سرزمین اشغال شده، عملکرد کنوانسیون تا یکسال بعد از پایان عمومی عملیات نظامی ادامه خواهد داشت، و بعد از آن در صورتی که قدرت اشغالگر همچنان نقش دولت را ایفا نماید ادامه می یابد. اشغال عراق رسما در 30 ژوئن 2004 پایان یافت.
http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6837
http://iran-interlink.org/?mod=view&id=6789
http://iran-interlink.org/userfiles/File/RAND_August%202009.pdf
(Camp Ashraf)

