اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی بزرگترین خانه سالمندان جهان

اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی بزرگترین خانه سالمندان جهان

ایران اینترلینک، تیرانا، آلبانی، هجدهم دسامبر 2018:… به سرعت کت و شلوارم و کفش هایی که برقشان انداخته بودم را پوشیدم و راه افتادم؛ قرار بود از اردوگاه یک گروه مخالف حکومت ایران بازدید کنیم. عده ای از افراد این گروه درون شهر به دنبالمان آمدند تا ما را همراهی کنند. آنها زبان انگلیسی را نسبتا خوب صحبت می کردند اما گاهی به خاطر کهولت سن برخی واژه ها و عبارت ها را فراموش می کردند … 

یک شهروند آلبانیایی که نخواست نامش فاش شود شرح مختصری از بازدید چند ساعته خود را از اردوگاه مجاهدین در شهر تیرانای آلبانی را به رشته تحریر درآورد : به سرعت کت و شلوارم و کفش هایی که دیشب برقشان انداخته بودم را پوشیدم و راه افتادم؛   قرار بود از اردوگاه یک گروه مخالف حکومت ایران بازدید داشته باشیم. عده ای از افراد این گروه درون شهر به دنبالمان آمدند تا ما را همراهی کنند. آنها زبان انگلیسی را نسبتا خوب صحبت می کردند اما گاهی به خاطر کهولت سن برخی واژه ها و عبارت ها را فراموش می کردند.Maryam Rajavi’s MEK Propaganda Fightback Goes Wrong

http://iran-interlink.org

روایت یک شهروند آلبانیایی، از اردوگاه سازمان مجاهدین

بزرگترین خانه سالمندان جهان کجاست ؟

The Greatest Nursing Home in the world

یک شهروند آلبانیایی که نخواست نامش فاش شود شرح مختصری از بازدید چند ساعته خود را از اردوگاه مجاهدین در شهر تیرانای آلبانی را به رشته تحریر درآورد :

به سرعت کت و شلوارم و کفش هایی که دیشب برقشان انداخته بودم را پوشیدم و راه افتادم؛   قرار بود از اردوگاه یک گروه مخالف حکومت ایران بازدید داشته باشیم. عده ای از افراد این گروه درون شهر به دنبالمان آمدند تا ما را همراهی کنند. آنها زبان انگلیسی را نسبتا خوب صحبت می کردند اما گاهی به خاطر کهولت سن برخی واژه ها و عبارت ها را فراموش می کردند.

خانه سالمندان مجاهدین خلق فرقه رجوی کمپ اشرف آلبانی

بهرحال با آنها راه افتادیم و پس از خروج از شهر به محوطه ای تقریبا کشاورزی در حاشیه شهر تیرانا رسیدیم . ماشین ها جلوی درب ورودی یک کمپ جدیدالتاسیس متوقف شدند و خانم چاقی که عینک ذره بینی به چشم داشت و صورتش پر از چین و چروک بود با طمانیه و آرام آرام از درب نگهبانی به سمت ما آمد . تا چشمش به همراهان ما افتاد خنده ای کرد و با اشاره دست اجازه داد تا وارد شویم.

خانه سالمندان مجاهدین خلق فرقه رجوی کمپ اشرف آلبانی

ماشین ها از کنار چند سوله و ساختمان نوساز گذشتند و بغل یک سالن اجتماعات متوقف شدند. گروه ما  مورد استقبال چند نفر از مسئولین گروه ایرانی قرار گرفت و  برای پذیرایی به داخل سالنی راهنمایی شدیم. من هم پشت سر آنها وارد سالن شدم . اولین نگاهم که به حضار افتاد کمی متعجب شدم . جمعیت حاضر زنان و مردانی بودند که لباس های مرتبی به تن داشتند اما میانگین سنی آنها 60 تا 70 سال بود. من به وضوح می توانستم چین و چروک صورت ها ، سرهای بی مو ، شانه های افتاده ، کمرهای قوز کرده ، سمعک های در گوش و عینک های روی چشمشان را ببینم . خصوصا وقتی می خندیدند دندان های ریخته بعضی شان حسابی جلب توجه می کرد.

خانه سالمندان مجاهدین خلق فرقه رجوی کمپ اشرف آلبانی

من برای اینکه از این فضای پیرمردی فرار کنم به آرامی در گوش سرپرست گروه گفتم : تا شما صحبت می کنید من هم یک دوری در اطراف می زنم .  سریع خودم را از سالن به بیرون رساندم تا چرخی در مجموعه بزنم . یکی از ایرانیان آنجا که به نسبت بقیه جوانتر بود و سعی داشت خودش را خنده رو نشان بدهد ، فوری به سمت من آمد تا همراهی ام کند . هنوز ساخت و ساز در جریان بود ولی هرچه چشم چرخاندم نه کودکی دیدم  نه نوجوانی نه دختری نه پسری ! از همراهم که در واقع مراقب من بود با اشاره و کلمات شکسته بسته پرسیدم بچه های کوچک و دختران زیبا کجا هستند ؟  او هم با اشاره و کلمات شکسته بسته به من گفت : ما بچه نداریم و همه اینجا مجرد هستیم ما تصمیم گرفتیم زنان را از مردان جدا کنیم و تولید مثل نداشته باشیم تا بهتر مبارزه کنیم!

خانه سالمندان مجاهدین خلق فرقه رجوی کمپ اشرف آلبانی

 با تعجب سری برایش تکان دادم و به سمت یک سالن که خوابگاه آنها بود رفتم و از پنجره به داخلش نگاهی انداختم . 2 عکس بزرگ از مسعود و مریم رجوی بر دیوار خوابگاه نصب شده بود. ویلچر، واکر ، عصا ، انواع قرص و دارو ، پنپرز و  …  چیزهایی بودند که در نگاه اول کاملا جلب توجه می کرد . عده ای روی تخت ها مشغول چرت زدن و بعضی مچاله روی ویلچرشان ؛ چند نفری هم به تلویزیونی که روی دیوار نصب شده بود با چشمان خواب و بیدار نگاه می کردند.

خانه سالمندان مجاهدین خلق فرقه رجوی کمپ اشرف آلبانی

همراه من به آرامی دستم را گرفت و به سمت دیگری از محوطه برد. ماشین کوچکی از کنار ما عبور کرد در حالیکه مرد سفید مویی در صندلی عقب آن در حال گریه کردن بود. علتش را از همراهم پرسیدم خندید و با دستش اشاره ای به سرش کرد و گفت: فراموشی دارد .. آلزایمر .. معمولا چند بار در طول روز گم می شود.  در عراق که بودیم او راننده تانک بوده ولی حالا …

خانه سالمندان مجاهدین خلق فرقه رجوی کمپ اشرف آلبانی

واقعا شرایط داشت جالب می شد. کمی آنطرف تر چند نفر از زنان میانسال در حالیکه روسری به سر داشتند روی یک نیمکت در برابر آفتاب نشسته بودند چند نفر از همسن و سالان خودشان هم در نزدیکی آنها مشغول نرمش و پیاده روی بودند. به سمت آنها رفتیم . همراهم چیزی به فارسی به آنها گفت که همه آنها خندیدند .

خانه سالمندان مجاهدین خلق فرقه رجوی کمپ اشرف آلبانی

چین و چروک صورتشان بیش از هر چیز دیگری خودنمایی می کرد . سرصحبت را بایکی از این پیرزن ها باز کردم و با زبان اشاره و نفرهمراه و کمک بقیه افراد ازش پرسیدم : خانواده ات کجا هستند؟  چون فکر می کرد ما هم مثل خودش گوشمان سنگین شده با صدای بلندی جواب داد:  من و همسرم 40 سال قبل تنها فرزندم را با یک تاکسی به درب خانه پدرم در تهران فرستادیم و گفتیم به عراق می رویم و زود برمی گردیم . اما مبارزه طولانی شد. پدر و مادرم مردند ، همسرم در عراق مرد و او را در قبرستان مروارید خاک کردیم . یکی از اقوامم در بغداد در لیبرتی مرد و من هم تازه از بیمارستان آمریکایی  تیرانا مرخص شدم .3 ماه آنجا بستری بودم و چند جای بدنم را عمل کردم  احتمالا من هم اینجا خواهم مرد. با گفتن این جمله اشک از چشمانش سرازیر شد. یکی دیگر از خانم های که آنجا نشسته بود به جای نامشخصی خیره خیره نگاه می کرد و در طول آمدن و رفتن من هیچ تغییری در حالتش پیدا نشد. دوباره پرسیدم با خانواده ات تماس دارید؟ تلفن می زنید ؟ به ملاقات شما می آیند؟  سری تکان داد و با همان صدای بلند گفت ما با هیچ کس و هیچ کجا ارتباطی نداریم . هیچ اصلا ً .

خانم سوم که کمی لبش افتاده بود با صدای گرفته و خش دار گفت : ولی من اینجا را دوست ندارم انگار غم عالم را دارد ، من خیلی اهل کار و فعالیت بودم اما این سکته آخری ….  با دستش هم اشاره ای به پای ورم کرده اش کرد و ادامه داد : پسر برادرم در عراق با ما بود ولی وقتی اینجا اومدیم با دوستش فرار کرد و به کمپ پناهندگان سازمان ملل در تیرانا رفت.

 از آنها جدا شدم و با استفاده از اینترنت گوشی ام در مورد بیمارستان آمریکایی تیرانا که آن خانم گفته بود جستجو کردم . چیزهای جالبی پیدا کردم و معلوم شد تعداد زیادی از بیماران آنها ، اعضا همین گروه هستند که مشکلات جسمی و روحی فراوانی را با خود حمل می کنند. در فرصتی که باقی مانده بود چرخی در محوطه و بعضی ساختمان های دیگر زدم .در چهره هیچ کسی نشانه ای از خنده و امید ندیدم  همه عبوس ، افسرده و درهم بودند انگار که نفر بعدی که قرار است عزرائیل به سراغش برود او خواهد بود.

 بعد از حدود یکساعت نزد گروه برگشتم .آخرهای گردش بود. افرادی که اطراف بازدیدکنندگان بودند با اعضایی که من دیده بودم اندکی متفاوت بودن، کمی سن و سالشان پایین تر بود. البته این نوعی نمایش بود که سازمان برای ما ترتیب داده بود. در ادامه ما را به سالنی بردند که تقریبا 100 نفری در آن جمع بودند. چند موزیک مهیج که به آن انقلابی می گفتند،  پخش کردند به نحوی که همه افراد سالن حتی یکی دونفر از افراد مسن و سالخورده هم به شدت هیجانی شده بودند. این شرایط ، حال و هوای کمپ بازماندگان و کهنه سربازان جنگ جهانی دوم را در ذهنم تداعی می کرد.

خانه سالمندان مجاهدین خلق فرقه رجوی کمپ اشرف آلبانی

در مسیر بازگشت، برداشت خودم را از آنچه که در کمپ تیرانا دیده بودم و اوضاع اسفبار 2500 نفر از ساکنین آن به همراهانم گفتم و همچنین گفتم که به نظر من آنجا به تنها چیزی که شباهت دارد  خانه سالمندان است. خانه سالمندانی که شاید بتوان آن را بزرگترین خانه سالمندان جهان نامید. من اگر بتوانم حتما نماینده گینس را برای ثبت جهانی به این جا می فرستم.

یکی از همراهانم حرف های من را گوش کرد و گفت :  اینکه ما اینجا می آییم و دل این پیرمردها و پیرزن ها را شاد می کنیم کار بدی است ؟! تو فکر می کنی پول هایی که برای اینها خرج می شود برای مبارزه کردن اینهاست ؟! نه  صرفا برای زنده نگه داشتنشان است. ببین ! اینجا یک تبعیدگاه دورافتاده است !

یک شهروند آلبانیایی که نخواست نامش فاش شود شرح مختصری از بازدید چند ساعته خود را از اردوگاه مجاهدین در شهر تیرانای آلبانی را به رشته تحریر درآورد : به سرعت کت و شلوارم و کفش هایی که دیشب برقشان انداخته بودم را پوشیدم و راه افتادم؛   قرار بود از اردوگاه یک گروه مخالف حکومت ایران بازدید داشته باشیم. عده ای از افراد این گروه درون شهر به دنبالمان آمدند تا ما را همراهی کنند. آنها زبان انگلیسی را نسبتا خوب صحبت می کردند اما گاهی به خاطر کهولت سن برخی واژه ها و عبارت ها را فراموش می کردند.

یک شهروند آلبانیایی که نخواست نامش فاش شود شرح مختصری از بازدید چند ساعته خود را از اردوگاه مجاهدین در شهر تیرانای آلبانی را به رشته تحریر درآورد : به سرعت کت و شلوارم و کفش هایی که دیشب برقشان انداخته بودم را پوشیدم و راه افتادم؛   قرار بود از اردوگاه یک گروه مخالف حکومت ایران بازدید داشته باشیم. عده ای از افراد این گروه درون شهر به دنبالمان آمدند تا ما را همراهی کنند. آنها زبان انگلیسی را نسبتا خوب صحبت می کردند اما گاهی به خاطر کهولت سن برخی واژه ها و عبارت ها را فراموش می کردند.

یک شهروند آلبانیایی که نخواست نامش فاش شود شرح مختصری از بازدید چند ساعته خود را از اردوگاه مجاهدین در شهر تیرانای آلبانی را به رشته تحریر درآورد : به سرعت کت و شلوارم و کفش هایی که دیشب برقشان انداخته بودم را پوشیدم و راه افتادم؛   قرار بود از اردوگاه یک گروه مخالف حکومت ایران بازدید داشته باشیم. عده ای از افراد این گروه درون شهر به دنبالمان آمدند تا ما را همراهی کنند. آنها زبان انگلیسی را نسبتا خوب صحبت می کردند اما گاهی به خاطر کهولت سن برخی واژه ها و عبارت ها را فراموش می کردند.

یک شهروند آلبانیایی که نخواست نامش فاش شود شرح مختصری از بازدید چند ساعته خود را از اردوگاه مجاهدین در شهر تیرانای آلبانی را به رشته تحریر درآورد : به سرعت کت و شلوارم و کفش هایی که دیشب برقشان انداخته بودم را پوشیدم و راه افتادم؛   قرار بود از اردوگاه یک گروه مخالف حکومت ایران بازدید داشته باشیم. عده ای از افراد این گروه درون شهر به دنبالمان آمدند تا ما را همراهی کنند. آنها زبان انگلیسی را نسبتا خوب صحبت می کردند اما گاهی به خاطر کهولت سن برخی واژه ها و عبارت ها را فراموش می کردند.

(پایان)

*** 

فرقه مجاهدین و سفید سازی کارنامه ننگین خود درآلبانی

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/هزار-اشرف-هزار-پوشک-مجاهدین-خلق-مریم-رج/

از مرام بیگاری در مجاهدین خلق تا گاف جدید مریم رجوی

کانون هابیلیان، هفدهم دسامبر ۲۰۱۸:… این سکانس یکی از اعضای این گروهک تروریستی در اردوگاه را نشان می‌دهد در حالی‌که کیسه‌های پلاستیکی از پوشک‌های بزرگسالان را به همراه دارد. ناگفته نماند که این موضوع به‌ تنهایی نمی‌تواند سوژۀ یک خبر و گزارش شود و بسیاری از افراد در کهنسالی بی‌اختیاری ادرار را تجربه می‌کنند؛ اما این موضوع زمانی توجه‌ها را جلب می‌کند که این کهنسالان … 

هزار موشک هزار اشرف هزار پوشک مجاهدین خلق فرقه رجویMaryam Rajavi’s MEK Propaganda Fightback Goes Wrong

۱- آخرین وضعیت منافقین در آلبانی، گاف بزرگ منافقین در مستند جدید

آذر ۲۴, ۱۳۹۷

هابیلیان، هفدهم دسامبر ۲۰۱۸
لینک به منبع

گروهک منافقین در مستند سفارشی خود که از یک شبکۀ آلبانیایی پخش شد گاف بزرگی داد و تصویری از پوشک‌های مورداستفادۀ اعضای ازکارافتادۀ خود را پخش کرد.

به گزارش پایگاه خبری‌تحلیلی هابیلیان، چندی است گروهک منافقین در آلبانی تحت شدیدترین فشارها از سوی رسانه‌های بین‌المللی قرار گرفته است.

از زمان حضور اعضای گروهک منافقین در آلبانی، شبکۀ نشنال جئوگرافی، کانال ۴ انگلیس، شبکۀ الجزیره و چندین شبکۀ محلی آلبانیانی از این تروریست‌ها گزارش تهیه کردند. وجه اشتراک این گزارش‌ها و مستندها، ماهیت مخوف و رازآلود این گروهک تروریستی بود که طبعاً مطلوب سران این گروهک نیست؛ از همین رو سران این گروهک بر آن شدند که برای این موضوع چاره‌ای بیندیشند.

گروهک منافقین با استخدام تیم کاملی از یک شبکۀ آلبانیایی، سناریوی خود را به این شبکه و مجریِ ناشی آن دادند تا بر اساس آن مستندی از درون اردوگاه منافقین در ۲۰ کیلومتری تیرانا پایتخت آلبانی بسازد.

گروهک آدمکش منافقین در این مستند دست‌وپا می‌زند اعضای محصور خود را در این اردوگاه، به‌عنوان افرادی سرزنده و باروحیه نشان دهد که در حال تلاش برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران هستند. این گروهک از سوی دیگر تلاش می‌کند با مظلوم‌نمایی، گذشتۀ سراسر جنایت و خیانت خود را بپوشاند.

اما سکانسی از این مستند ناشیانه از چشمان فرتوت منافقین پنهان ماند. این سکانس یکی از اعضای این گروهک تروریستی در اردوگاه را نشان می‌دهد در حالی‌که کیسه‌های پلاستیکی از پوشک‌های بزرگسالان را به همراه دارد.

ناگفته نماند که این موضوع به‌تنهایی نمی‌تواند سوژۀ یک خبر و گزارش شود و بسیاری از افراد در کهنسالی بی‌اختیاری ادرار را تجربه می‌کنند؛ اما این موضوع زمانی توجه‌ها را جلب می‌کند که این کهنسالان ادعا کنند می‌توانند نظام جمهوری اسلامی را سرنگون کنند.

این موضوع نشان می‌دهد که این گروهک تروریستی در تنگنای عجیبی گرفتار آمده و هر روزی که بر آن‌ها می‌گذرد اعضای سالخوردۀ آن آرزوی سرنگونی را به گور می‌برند و بقیه اعضا که با حقه ‌و فریب به عضویت این گروهک درآمدند در اولین فرصت از آن جداشده و می‌گریزند.

۲- مرام بیگاری در گروهک منافقین

مهدی عسکری فرسنگی، بنیاد هابیلیان
آذر ۲۶, ۱۳۹۷

هابیلیان، هفدهم دسامبر ۲۰۱۸
لینک به منبع

بردگی مدرن مجاهدین خلق فرقه مریم رجوی آلبانی

یکی از فصول مهم و همواره پابرجا در فرقه رجوی، بیگاری از نیروهای این فرقه به هر طریق و به هر شیوه است؛ شیوه ای که از دیرباز در این فرقه مرسوم بوده و همچنان با اهداف مختلف از آن استفاده می شود. این اهداف اگر چه جملگی برای به اصطلاح اهداف مسعود و مریم رجوی به کار گرفته می شود اما هر کدام از این شیوه های بیگاری به دلایلی خاص انجام می شده است؛

آرمان بخشی و ایجاد انگیزه در نیروها؛ اگر به گذشته ها برگردیم، در سال های دور، یعنی اواخر رژیم پهلوی و سال های اوایل دوران انقلاب اسلامی، نیروهای  خورده این فرقه درست زمانی که با حربه مبارزه برای مردم دور هم جمع می شدند و درست در سال هایی که مملو از آموزش های بی خاصیت بودند و خود را برای ترور مردم کوچه و بازار آماده می کردند اما عملیات های خرابکاران به هر دلیل به تأخیر می افتاد از انگیزه تهی می شدند. بنابراین، بنابر دلایل مختلف که سرکردگان تشکیلات منافقین از آن به عنوان نظم بخشی یاد می کردند، شیوه ای جدید در خانه های تیمی این فرقه به راه افتاد که طی آن هر کدام از نیروها به شیوه ای مشغول می شدند و به بیگاری گرفته می شدند تا این بیگاری از سویی برای آنها ایجاد انگیزه ماندن در فرقه باشد و هم حس مفید بودن را از دست ندهند. در این شیوه، کارهایی عبث به طور روزمره در این سازمان تکرار می شد و بیگاری هایی مضحک در این فرقه باب می شد. مثلا در یک خانه تیمی یک نفر مسئول نظافت روزانه موتورسیکلت می شد، یک نفر مأمور بنزین و کنترل خرابی موتورسیکلت می شد و مسئولیت سوییچ موتورسیکلت نیز به نفر دیگری سپرده می شد. در مورد سلاح ها نیز اوضاع بر همین منوال بود. یک نفر انبار دار سلاح می شد، دیگری مأمور شمارش روزنه گلوله ها و کنترل آنها بود و دیگری باید اجازه استفاده را صادر می کرد. مأمور تنظیف سلاح ها هم در نوع خودش کمدی بیگاری دیگری بود که گروهک منافقین شدیدا به آن پایبند بود. همه این رویه ها و ده ها رویه دیگر تنها به این خاطر بود که نیروهای موجود در این فرقه در ساختار تشکیلاتی موجود دچار حس بطالت و غیر مفید بودن نشوند.

بیگاری برای عوام فریبی؛ یکی دیگر از رویه های رایج در بیگاری کشیدن در این فرقه بیگاری کشیدن از نیروها برای اهدافی بود که قرار بود عوام فریبی خاصی در عرصه بین المللی ایجاد شود یا این سازمان را مشابه آرمان های غیرعملی این سرانش جلوه دهد. به عنوان مثال در هر دوره از نشست های پرخرج منافقین که با هبه های آنچنانی به شکم چران های اروپایی، آمریکایی و بعضا عرب همراه است و قرار است از آن به عنوان تجمعی بزرگ در اروپا یاد شود، اعضای این فرقه که اغلب سنین میان سالی را هم پشت سر گذاشته اند باید تلاشی شبانه روزی را از چندین هفته قبل آغاز کنند و از آماده سازی سالن گرفته تا دعوت از میهمان ها و پروسه فریب کارگران و دانشجویان به هوای یک وعده غذای گرم و گردش در شهر را به ترتیب فراهم کنند. در این پروسه فریب خوردگان فرقه اگر چه می دانند کل ماجرای نشست بزرگ سالانه، فریبی بیش نیست و قرار است صرفا یک خیمه شب بازی تبلیغاتی و تلویزیونی باشد، اما یا قدرت تفکر از آنها سلب شده یا جبر ماندن در این فرقه آنها را وادار به پذیرش کرده و یا واقعا در هپروت موثر بودن این شیوه ها مانده اند. از نمونه های دیگر این شیوه می توان به زمانی اشاره کرد که قرار بود ۴۰ هزار نفر از مردم عراق را به اردوگاه اشرف دعوت کنند و همایش بزرگی با مضمون رضایت مردم عراق برای ماندن منافقین در عراق برگزار کنند. در گرمای آن سال که در سال های آخر حضور منافقین در عراق بود، سران این فرقه یکصد نفر از اعضای این فرقه را بطور شبانه روزی مجبور کردند تا سن بسازند و آنها بتوانند میزبان ۴۰ هزار نفر از مردم عراق باشند. این کار به دلیل نداشتن نقشه فنی و مهندسی ۴ بار تکرار شد و هر بار کار به نوعی خراب می شد. بگذریم از اینکه دست آخر تنها ۴ هزار نفر از زنان و کودکان و عده ای این مردان مسن فقیر تنها با فریب پول و وعده غذایی به اردوگاه اشرف آمدند اما سران این فرقه تعداد حاضران را بیش از ۴۰ هزار نفر اعلام کرد. در نمونه دیگر این نوع بیگاری می توان به آرزوی مسعود رجوی برای داشتن ارتشی مجهز اشاره کرد. در زمان نوکری صدام، وی ۵۰ تانک چیفتن از رده خارج به مسعود رجوی اهدا کرده بود. او برای اینکه در شوی سالانه اش، در مقابل دیدگاه خبرنگاران خارجی تشکیلات خودش را دارای ارتشی مجهز نشان دهد، نیروهای فرقه اش را به کار تعمیر این تانک ها گماشت اما ۶ ماه کار مداوم بر روی تانک ها به دلیل فرسودگی فراوان تانک ها از یک سو و نداشتن گلوله جنگی و مسلسل تانک ها، عملا با شکست مواجه شد.

بیگاری برای تنبیه؛ افراد زیادی در فرقه رجوی حضور داشته اند که در ابتدا مورد اقبال واقع شدند اما در ادامه به دلیل زاویه پیدا کردن با مسعود و مریم رجوی، درخواست برای جدایی یا برخی موارد دیگر مورد غضب واقع شده و به عنوان تنبیه، به اجبار تن به بیگاری دادند. محمد سیدالمحدثین که به اصطلاح رییس کمیسیون سیاست خارجی تشکیلات منافقین بود یکی از همین افراد بود که به‌دلیل مورد غضب قرار گرفتن، تمام مسئولیت هایش از وی سلب شد و ۵ سال قبل به عنوان آشپز در آشپزخانه منافقین در اورسورواز به بیگاری گماشته شد. موارد بسیار بدتری در مقایسه با تنبیه این سرکرده فرقه وجود دارد که رجوی طی آن افراد معترض را به شیوه های مختلف به بیگاری تا حد مرگ می گماشت تا آنها را از هستی ساقط کند و در این میان با مرگ برخی از این افراد بر اثر شدت کار، آنها را شبانه دفن می کردند.

بیگاری از زنان؛ دردمندانه ترین نوع بیگاری، بیگاری تشکیلات رجوی از زنان بود. در این مورد اگر چه رسانه های مهم دنیا بارها در مورد افشاگری زنان علیه تعرض رجوی اخبار و گزارش های متعددی نوشتند اما به هر حال عمق سوء استفاده از زنان این فرقه بسیار بیشتر از آنچه گفته شده بوده است. رجوی که علاوه بر شهوت قدرت، در شهوت جنسی نیز جنونی بی مثال داشت تمام زنان فریب خورده فرقه را بارها و بارها مورد تجاوز قرار داده بود تا این زنان در نقش بردگان جنسی او به بیگاری جنسی تن دهند. او حتی با عقیم سازی این زنان، امید به آینده، بازگشت، تشکیل زندگی و مادر شدن در آنها را نیز بطور کلی نابود کرد. او علاوه بر اینها تا می توانست در آفتاب سوزان عراق از زنان در کارهای سخت مردانه استفاده می کرد تا پیری زودرس ارمغان این اقدام باشد و زنان فرقه فکر زیبایی و حس لطیف زنانه خود را هم از دست بدهند و با صورت های زشت و آفتاب خورده به ماندن در فرقه به عنوان آخرین و تنها راه باقی مانده برای ادامه حیات خود فکر کنند. برگزاری مانورهای نظامی و حمل بارهای سنگین نظامی که در شرایط عادی برای مردان نیز با سختی همراه بود، یکی دیگر از ترفندهای رجوی بود تا زنان این فرقه را به ماشین های از کار افتاده ای تبدیل کند. البته دامنه کوته نظری زنان این فرقه را هم باید به این مقال اضافه کرد چرا که خود آنها نیز این تحمیق را پذیرفته بودند و در توهمات خود، بسیاری ایام، این اقدام را رویه ای درست نیز می پنداشتند.

بیگاری رسانه ای؛ این شیوه مخصوص دو گروه است: گروه اول کسانی که در فرقه و در بخش رسانه ای کار می کنند. آنها مجبور بوده و هستند در برنامه های تلویزیونی نقش تماس گیرندگان از اروپا و ایران را بازی کنند در حالی که به شهادت برخی جداشده ها از اتاق کنار استودیوی پخش این نقش را بازی می کنند. برخی از آنها داخل تشکیلات فرقه رجوی مأمور ایجاد سایت ها و کانال های دروغین و تحت عنوان هواداران این فرقه هستند تا از این طریق بتوانند موج رسانه ای خاصی ایجاد کنند. در این راستا البته گاف های فراوانی نیز از دل این تفکر بیرون می آید. درست زمانی که آنها مأمور واقعه سازی و کشته سازی می شوند، مثلا تصاویری را به عنوان سند وقوع اتفاق یا درگیری خاص در ایران منتشر می کنند که پیشتر در خبررسانی های اروپایی یا آمریکایی از وقایع همان کشورها منتشر شده است. در کنار تصاویر دروغین و تکراری، عمله های درون فرقه، به شدت در ایزوله اطلاعات و اخبار روز دنیا قرار دارند و کار آنها به گونه ای برنامه ریزی می شود که از هیچ رسانه و سایت آزادی باخبر نباشند. دسته دوم اندک عمله هایی هستند که ناخواسته به دام منافقین گرفتار می شوند و اگر چه جاسوسان انگلیس، آمریکا و رژیم اسرائیل در قبال جاسوسی از داخل کشور، بعضا رقم و ریالی هم دریافت می کنند، اغلب کسانی که در فرقه منافقین به عمله دروغ پردازی رجوی در داخل ایران تبدیل می شوند، از مناسبات مالی چندانی بهره‌مند نمی شدند.

(پایان)

***

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/حسن-حیرانی-ارتش-سایبری-مریم-پاک-رهایی/

حسن حیرانی: ارتش سایبری مریم پاک رهایی (قسمت اول)ا

حسن حیرانی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، پانزدهم دسامبر ۲۰۱۸:… این دو عامل باعث شد که به طور محدود و بسیار مانیتور شده بدون دیدن خود صفحه فیسبوک افراد صفحاتی که برایشان درست شده بود به طور مکانیکی یا همان ربات یکسری اخبارها را در حمایت از مقاومت خونبار!! برای خلق قهرمان انتشار بدهند!!. گفته می شد که هدف از این کار شکستن بایکوت رسانه ای است … 

حسن_حیرانی_تلویزیون_الجزیره_مصاحبه_مجاهدین_خلق_،فرقه_رجوی_آلبانیMojahedin Khalq (MEK, MKO, NCRI, Rajavi cult) keyboard warriors target journalists, Academics, activists

لینک به منبع 

حسن حیرانی: ارتش سایبری مریم پاک رهایی (قسمت اول)

حسن حیرانی، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی

ارتش سایبری مریم پاک رهایی (قسمت اول)

۱- پیش گفتار

با سلام دوستان

پس از این که بالاخره در آلبانی توفیق حاصل شد و توانستم خودم را از فرقه رجوی نجات بدهم و پس از مدتی که طول کشید تا بتوانم روی پای خودم بایستم و تا حدودی ضربات ناشی از اسارت در فرقه مجاهدین را پشت سر بگذارم ، در هفته های اخیر مصاحبه هایی با شبکه های مختلف از جمله “تلویزیون کانال چهار انگلستان” ، “شبکه تلویزیونی الجزیره” ، “شبکه تلویزیونی تی آر تی ترکیه” ، “نشریه گاردین” ، “نشریه ایندیپندنت” و تعدادی دیگر انجام دادم که به وضعیت سازمان مجاهدین خلق ایران، سابقه و وضعیت کنونی آنها در آلبانی پراخته ایم و پرداخته اند.

در رابطه با خلاصه ای از آنچه که در شبکه الجزیره انگلیسی از افشاگری اینجانب میخواستم نکاتی را به سمع و نظر محترم شما برسانم. من باب اطلاع شما دوستان، مطالبی که درشبکه الجزیره در رابطه با تروریسم اینترنتی فرقه رجوی پخش شد به دلیل فشردگی برنامه بسیار کوتاه بود. از این رو دیدم آنچه که در الجزیره گفته ام را به سمع و نظر شما دوستان و خوانندگان عزیز میرسانم.

۲- بیوگرافی تشکیل ارتش سایبری

اینکه چطور و چگونه و در پی چه حوادث و اتفاقاتی این به اصطلاح ارتش سایبری مریم پاک رهایی شکل گرفت سعی میکنم که درحد آنچه که در حد توان و قلم اینجانب باشد را از نطفه تا بلوغ هرچند با کم وکاست برایتان عنوان کنم.

وقتی که ما در عراق بودیم چه در اشرف و چه در کمپ لیبرتی از همه دنیا کلا قطع و در یک فضای بسیار “انقلابی!!” و آکنده از”عطوفتهای انسانی!!” و “استریل!!”، البته به قول “رهبران پاکباز و پاکباخته آن مقاومت خونبار” بودیم. ولی بعد از اعتراضاتی که در پی انتخابات سال ۸۸ در ایران شکل گرفت و اسم رهبران اصلاح طلب ایران بر سر زبانها و شبکه های خارجی افتاد این موضوع خیلی بر تشکیلات بی همتای “سازمان پرافتخار مجاهدین!!!” گران آمد و ایجاد اما و اگرها و ابتلائات سیاسی برای اعضاء به وجود آورد که اصطلاحا در درون مناسبات فرقه به آن “لب پر سیاسی” می گفتند. تا جایی که خود رهبر فرقه مجبور به نشستهای چندین روزه در رابطه با حوادث آن روزها شد که برای بسیاری از افراد قانع کننده نبود که البته به آنها با لحن محترمانه وگاها تندتر گفته میشد این چیزهایی که تو میگی و استدلال میکنی چیزی جز ولگردی سیاسی نیست واین اعتراضات چیزی جز کف روی آب نیست و در ادامه هم آیه معروف کف روی آب به کناری میرود و …. را میخواندند. (فَاَمَّا الزَّبَدُ فَیَذْهَبُ جُفَاءً وَاَمَّا مَا یَنفَعُ النَّاسَ فَیَمْکُثُ فِی الاْرْضِ)

آنهایی هم که تظاهر می کردند که قانع شده اند عمدتا صاحبان منصب و کرسی هایی در داخل مناسبات فرقه بودند که البته این بیچاره ها یاد آور همان گوسفندهای مزرعه حیوانات بودند که تا اسنوبال می گفت گود (Good) همه میگفتن گود گود گود و تا میگفت بد (Bad) همشان میگفتند بد بد بد .

به هر حال نفراتی که در بالای فرقه رجوی مشرف و مطلع ازموضوعات و شرایط بودند میدانستند که علت این عقب ماندگی در صحنه سیاسی اوضاع و تحولاتی که در ایران به وجود آمده، و اینکه نتوانستند حتی کوچکترین اسمی و یا موج سواری بر روی آن اعتراضات اجتماعی بکنند، ناشی از عقب ماندگی فکری و پس ماندگی ذهنی خودشان بوده که خودشان و نفراتشان را در همان فضای به اصطلاح استریل و پاک و به دور از هرگونه ارتباطات با فضای جامعه عادی نگه داشته بودند.

از آن پس که همزمان شده بود با بسته شدن درب قلعه اشرف توسط دولت عراق و دیگر تشکیلات نمیتوانست نفرات را به اسم کارانتفاعی به سوله های بسیار غیر استاندارد به نام مسقفات که قبلاً انبارهای مهمات بوده ببرد و در آن کانکس برای فروش تولید کند. بنابراین این دو عامل باعث شد که به طور محدود و بسیار مانیتور شده بدون دیدن خود صفحه فیسبوک افراد صفحاتی که برایشان درست شده بود به طور مکانیکی یا همان ربات یکسری اخبارها را در حمایت از مقاومت خونبار!! برای خلق قهرمان انتشار بدهند!!. همان موقع هم گفته می شد که هدف از این کار شکستن بایکوت رسانه ای است که رسانه های استعماری در همبستگی با ارتجاع حاکم در ایران علیه مقاومت!! ایجاد کرده اند. به هر حال این وضعیت که بسیار متعفن و شرم آور و خیلی توهین آمیزو تحقیرآمیزی بود که بر ما گذشت.

حسن_حیرانی_تلویزیون_4_انگلستان_مصاحبه_مجاهدین_خلق_،فرقه_رجوی_آلبانیThe shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian government

(ادامه دارد)

***

نقض حقوق بشر توسط مچاهدین خلق فرقه رجوی در آلبانیMeet Mojahedin Khalq (MEK, Rajavi cult): the Terrorist Cult Supported by Trump Administration

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/هیچ-آرایشی-شخصیت-زشت-رجوی-را-نمی-پوشاند/

هیچ آرایشی شخصیت زشت رجوی را نمی پوشاند

حسن حیرانی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، چهاردهم نوامبر ۲۰۱۸:… آیا به کشتن دادن افراد دراشرف که خود ما زمانی آلت دست شما بودیم وبه دستور تشکیلاتی عراقی ها را تحریک می‌کردیم که شلیک کنند و بالطبع نفرات کشته شوند آیا اینها اعدام نیست؟ آیا نفراتی که به دلیل اهمال های پزشکی و بعضاً تبعیض آمیز شما در رسیدگی به آنها فوت شدند یا نقص عضو شدند آیا اینها … 

تلویزیون انگلستان اردوگاه تروریستی مجاهدین خلق فرقه رجوی تیرانا آلبانی 3گزارش کانال ۴ تلویزیون انگلستان از اردوگاه مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در حومه تیرانا-آلبانی

لینک به منبع

هیچ آرایشی شخصیت زشت رجوی را نمی پوشاند

حسن حیرانی ـ تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی

با سلام دوستان

من باب اطلاع شما جلسه پر طمطراقی در ۱۱ اکتبر در سالن کنفرانس هتل اینترنشنال توسط سازمان پر افتخار و مزدور پرور مجاهدین برگزار شد که در آن شخصیت های بسیار بسیار مهمی از جمله یک کمونیست بریده آلبانیایی ازحزب مسقوطه انورخوجه دیکتاتورسابق کشورآلبانی که اکنون جیره خوار رجویست هاست و چطور همین فرد در نقش بازجوی تشکیلاتی در یک شوی مسخره از سمیه محمدی سوالات دیکته شده می پرسید و جواب های دیکته شده را میگرفت. این فرد به عنوان مجری جلسه و آقای بومدرا که یکی از شخصیت های بسیار انسانی در سازمان ملل بودند که البته ایشان هم به جرگه مزد بگیران و پول بگیران فرقه رجوی همانند مقامات آمریکایی پیوسته است و غیر از این هم چند برنامه هنری به سیاق همه جلسات مهم و بسیار نقش آفرین در فلک سیاسی آینده ایران و چند صحبت کلیشه ای و پذیرایی از میهمانان.

ناگفته نماند که مهمتر از همه اینکه موضوع جلسه به مناسبت روز جهانی نه به اعدام در رابطه با مسئله اعدام در ایران بود. البته نگارنده قصد دفاع از اعدام در ایران را ندارد چرا که به اعتقاد خود من در آینده نزدیک شاهد حذف اعدام در بسیاری از زمینه ها خواهیم بود چرا که رشد اجتماعی و شور تک تک افراد و بالا رفتن سواد و آگاهی و شعور اجتماعی از پایه های اصلی حذف اعدام است و تا وقتی که در افکارعمومی جامعه انتقام و یا حذف فیزیکی عنصر موثر در کاهش جرائم است صرفا قانون چاره ساز نیست. کما اینکه به آمار اعدام ها در ایران هم که نگاه میکنیم به طور مثال در یک سال گذشته تعداد خانواده های مقتول که قاتل را بخشیده‌اند و از درخواست قصاص صرف نظر کرده اند ۹۰ درصد قتلهای عمد درایران بوده است در حالیکه همین آمار در سی سال پیش یعنی در سال ۱۳۶۶ برعکس و تعداد خانواده های که تقاضای قصاص می‌کرده‌اند ۹۰ درصد بوده و تنها ۱۰ درصد بخشش. به هر حال همین دو آمار وجهت فلش این دو نقطه زمانی در یک مکان واحد به ما نشان می دهد حذف اعدام در ایران چه دراعدام هایی که خاستگاه اجتماعی دارد مثل قصاص و چه اعدام هایی که خاستگاه حکومتی دارد که البته حتما استقبال افکار عمومی بخشی از جامعه را با خود دارد و الا که به هیچ وجه قابل اجرا نبود کما اینکه وقتی به مسئله پدافیل در ایران نگاه میکنیم این اصلا موضوعی نیست که در این نقطه زمانی برای جامعه ای مثل ایران قابل پذیرش باشد و درچند حادثه ای هم که دریک سال گذشته متاسفانه رخ داد چه اجتماعات بزرگی بوجود آمد بطوری که قوه قضاییه قول داد که در اسرع وقت و خارج ازنوبت به این پرونده رسیدگی شود تا با مجازات هرچه سریعتر فرد جانی مرهمی بردل خانواده و بستگان داغدار باشد و….

اما الان روی سخن من با قاتلان فردیت و شخصیت و انسانیت و مجموعه ای از ارزش‌ها که کرامت انسانی نامیده می شود می باشد کسانی که خودشان سالیان سال است که بدون ذره معرفت و شناخت تلاش در سر بریدن فردیت انسان ها کرده اند. شما را چه به نه به اعدام. شما که اعدام های بدتری را دارید روزانه انجام می دهید. شما که بخاطر عقاید پوسیده خودتان افراد تان را به دور از چشم دیگران به یک مرداب برای شنا می برید به طوری که حتی مردم عادی و بومی منطقه از آن مرداب برای شنا استفاده نمی کنند و مالک شراعی را به کشتن می دهید آیا این اعدام نیست؟

آیا به خاطر خط و خطوط های نه اشتباه بلکه عامدانه شما برای اینکه پروژه شهید سازی خودتان را تکمیل کنید تا بهره سیاسی آن را مریم خانم در پاریس ببرد و کشته شدن آن افراد آیا این اعدام نیست؟

آیا به کشتن دادن افراد دراشرف که خود ما زمانی آلت دست شما بودیم وبه دستور تشکیلاتی عراقی ها را تحریک می‌کردیم که شلیک کنند و بالطبع نفرات کشته شوند آیا اینها اعدام نیست؟

آیا نفراتی که به دلیل اهمال های پزشکی و بعضاً تبعیض آمیز شما در رسیدگی به آنها فوت شدند یا نقص عضو شدند آیا اینها اعدام نیست؟

اما روی سخن من در اینجا بیشتر رو به اعدامهای شخصیتی و روانی شماست که چگونه شخصیت و هویت افراد را سعودی وار گردن زدید.

آیا غیر از این است فردیت ایدئولوژی یا مرام اجتماعی است که بر ارزش اخلاقی فرد تأکید می‌کند یعنی که هر آدمیزاد دارای خلوت و حریم خصوصیِ فیزیکی و روانی، و عقیده فردی و دیگر حقوق اساسی است که در هر شرایطی می‌بایست محترم شمرده شوند و هر انسان ادراکی از وجود خویشتن دارد که آن را می‌توان هویت شخصی یا خود نام نهاد. درحالیکه شما با تغیر مفاهیم و دریک رمال بازی منحصر به فردتان با گذاشتن یک نام فردیت فروبرنده برای خودتان حکم شرعی هر کاری را صادر نمودید و در یک گردش به عقب تاریخی چنان خود پنداشتهای درونی و برونی افراد را که پایه هویت فردی وجمعی است را در کارخانه انقلاب مریم پاک رهایی لعابیزه کردید که افراد به جای رسیدن ازخودپنداشت فردی به خودپنداشت جمعی که یک هویت ملی و فرهنگی را نمایندگی کند همگی شدن بازجو وشکنجه گر روانی یکدیگر ازخودبازجویی و تا روانپریشی و دیگرپریشی تا …..

کیست که نداند در اجتماعی که فردیت اشخاص شکل نگرفته افراد از نظر روانی و احساسات و افکار و واکنشها و سرنوشت منبعث از مفاهیم مبهمی از قبیل «نظر جمع» یا رسم و رسوم ویا قول شما ارزشهای خواهرمریم و….

درآن هاله ارزشها افراد نه تنها تشویق نمیشدند که از خود نظری داشته باشند بلکه اغلب فقط تنها هنگامی تأیید می شدند که به نظر جمع اقتدا میکردند و همرنگ جماعت میشدند ویا به قول خودتان ارزش در اثبات ارزشهای خواهر مریم بود. طبیعست که در چنین جمعی حتی در مواردی کاملاً شخصی و فردی نیز تصمیمات به صلاحدید یا دستور بزرگان!؟!؟!؟ گرفته میشد. در چنین جمعی افراد شعورمندی و تعقل و پنداشتهای فکری ومهمتر از همه استقلال خود را باید به بهای جلب محبت و رضایت اطرافیان فدا میکردند. نتیجه این فرایند مزورانه آنچیزی شد که شما میخواستید که نقش احساسات و عواطف در تعاملات جمعی بسی و چه بسیار بیشتربرجسته ‌تر از نقش عقلانیت و اندیشه شد و به جای شایسته سالاری خروجی آن یک حاشیه امن تشکیلاتی برای خودتان و نورچشمی های خودتان و تربیت مشتی بیشعور که تنها باید در پشت میکروفن شما را اثبات کنند و مدام احساس وعاطفه نثار مریم خانم و سید الرجال العالمین مسعود موعود کنند. یک جمع روانی که تنها خود سران میدانند چه ساخته اند در این سالیان. اینها را از سر بدگویی نمیگویم ما خودمان هم نمیدانستیم روانی هستیم و اشکالاتی داریم. گواه این گفتار هزینه ای است که سازمان ملل توسط سازمان رمسا در تیرانا کرده و تمام افرادی که از سازمان جدا شده اند همگی تحت درمان روانی توسط روانپزشکانی هستند که توسط سازمان ملل استخدام شده اند تا به وضعیت نرمال برگردند. در ابتدا برای خود ما کمی سخت بود که برویم وتحت نظر روانپزشک قرار بگیریم و فکر میکردیم نه ما مشکلی نداریم اما بعد فهمیدیم که در طی این سالیان چه به سرما آمده که البته در این مختصر نمیگنجد و باشد درجایی و وقتی دیگر.

به قول کارل کسی که به بیرون نگاه می کند رویاپردازی می کند اما کسی که به درون نگاه می کند بیدار می شود کاری که شما هرگز نکردید و از انجام آن واهمه دارید برای همین هم خودتان بیدارنمیشوید و هم همه تلاشتان را میکنید که افراد تحت سیطره تان هرگز بیدار نشوند برای همین است که شما مدام اعدامهای بیرون را میبیند وهرگز تمایلی به دیدن اعدامهای شخصیتی در درون خودتان ولودرحد نیم نگاهی نداشتید. کما اینکه تاریخ نشان داده که چیزی هولناک تر از آن نیست که انسان خود را تمام و کمال قبول داشته باشد که متاسفانه شما خودتان را نوک پیکان تکامل میدانید و این راهم چقدر به گوش ما میخواندید و ماهم در مقاطعی چه احمقانه باورمان شده بود که عضویت درسازمان پرافتخاری را داریم که نوک پیکان تکامل است و …

خلاصه کلام بدون آزادی اخلاقی نمی تواند وجود داشته باشد حال این چه خاورمیانه باشد که دارد از قرون وسطای خودش عبور میکند که البته ایران ما در انتهای مسیرآن است چه میخواهد سازمان پرمدعای شما باشد.

کما اینکه هیچ آرایشی شخصیت زشت را نمیپوشاند پس با این همه آرایشها وژست و پوزیشن های سیاسی و دموکراتیک که همه اش با پول سعودی درحال انجام است خوتان را خسته نکنید چون کسی را نمیفریبد.

در انتها من باب طنز هم که شده یادآوری می کنم که انعکاس این کنفرانس که در یوتیوب توسط سازمان پرافتخار که مدعی داشتن دهها میلیون هوادار در ایران وسرتاسر گیتی است گذاشته شده است و جالب است که بینندگان از ده ها نفر هم تجاوز نمی کند.لطفا به عدد ویوی این ویدیو و همچنین تعداد صفر کامنتهایی که در زیر این کلیپ گذاشته شده آن هم بعد از ۱۲ روز از پخش آن توجه کنید وقضاوت باخودتان.

با تشکر
حسن حیرانی

(پایان)

*** 

Guardian_MEK_MKO_ALbania_Terrorism_Maryam_Rajavi_1Terrorists, cultists – or champions of Iranian democracy? The wild wild story of the MEK

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/پرسه-زنی-چند-قلاده-از-آدمکشهای-فرقه-رجو/

پرسه زنی چند قلاده از آدمکشهای فرقه رجوی در آلبانی دراطراف محل اسکان افراد جدا شده (+ ویدئوی جشن تولد سمیه محمدی)ا

Hassan_Heyrani_4_Newsحسن حیرانی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، تیرانا، هشتم سپتامبر ۲۰۱۸:… از طرفی هم فرقه رجوی تمام اعضای خود را به استثنای افرادی که در خانه های امن و سکرت این فرقه موسوم به سرپل در شهر تیرانا هستند بقیه آنها در مزرعه حیواناتی بنام اشرف ۳ یا همان آرمان شهرکه مریم پاک رهایی این نام را برا آن نهادند در حوالی روستای مانز از توابع شهرستان … 

حسن حیرانی تلویزیون کانال چهار انگلستان The shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian government

لینک به منبع

هشدار نسبت به پرسه زنی چند قلاده از آدمکش های فرقه رجوی در محل اسکان افراد جداشده در آلبانی

پرسه زنی چند قلاده از آدمکشهای فرقه رجوی در آلبانی دراطراف محل اسکان افراد جدا شده جهت شناسایی و …

فرقه مجاهدین خلق در آلبانی تحت مانیتورینگ همه جانبه قرار دارد

حسن جیرانی ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ ۰۸٫۰۹٫۲۰۱۸

MEK_Rajavi_Cult_Saddam_Private_Army_In_Albania_To_Assassin_Critics

سلام دوستان

چند روز پیش حوالی بعدازظهر چند قلاده از آدمکش های فرقه رجوی در اطراف ساختمانی که تعدادی از افراد جدا شده توسط رمسا و کمیساریای عالی پناهندگان در آنجا اسکان داده شده بودند دیده شدند. آنها  مشغول پرسه زنی و شناسایی در اطراف این ساختمان بودند. من باب اطلاع خوانندگان عزیز این سطور، این ساختمان واقع در یک مجموعه ساختمانی که در انتهای خیابان شاتون لینزا در شرق تیرانا که به کوه منتهی می‌شود می‌باشد. از طرفی هم فرقه رجوی تمام اعضای خود را به استثنای افرادی که در خانه های امن و سکرت این فرقه موسوم به سرپل در شهر تیرانا هستند بقیه آنها در مزرعه حیواناتی بنام اشرف ۳ یا همان آرمان شهرکه مریم پاک رهایی این نام را برا آن نهادند در حوالی روستای مانز از توابع شهرستان دورس میباشند.بنابر این وجود این سه جانی آدمکش در این محلی که ساختمان ما وجود داشت هیچ بهانه ای نداشت آنهم در حالی که این ساختمان ها در انتهای یک خیابان فرعی می باشد و بهانه اینکه ما از اینجا عبور کرده ایم بسیار مسخره تر از آن است که بتواند مورد دستاویزشان قرار بگیرد. کما اینکه منطقه ما در انتهای شهر نزدیک به کوه و مسیرآن هیچ گونه ارتباطی به ترددات فرقه مجاهدین نمیتواند داشته باشد. از این هم که بگذریم موضوع آنجا جالبتر می‌شود که به بیوگرافی این سه نفر توجه کنیم .این سه نفر از آدمکش های قدیمی و شکنجه گر این فرقه میباشند که در درون فرقه هم اهن وتلپی برای خودشان مثلا دارند از جمله اینکه درشروع فاز نظامی در کردستان بوده اند وکلی سر بریده اند و….. فلان وبهمان کرده اند. دو نفر از آنها بنام حسن عزتی که با نام مستعار نریمان شناخته می شد و نفر دوم بهرام جنت صادقی که به نام مستعار مختار شناخته می‌شد که هر دوی آنها شکنجه گران و بازجویان سال ۷۳ در اشرف درعراق می باشند و حتی یکی از نفراتی که جدا شده از آلمان برایم تعریف کرده بود که در سال ۷۳ که مورد شکنجه و بازجویی در پروسه باصطلاح ابهام‌زدایی در فرقه رجوی قرار گرفته بود چطور مختاریاهمان بهرام جنت صادقی چگونه با ضرب و شتم او را در نزدیکی محله اسکان در اشرف دستگیرو به زور سوار خودرویی کرده بوده و مورد ضرب وشتم قرار میداده است .او درحالی که خودش از آن خاطرات تلخ مضطرب و صدایش میلرزید برایم می گفت که مختار چشمهایم را بست و دستهایم را از پشت تابانده و گرفته بود و به محلی که من نفهمیدم کجاست که البته من بعدا فهمیدم که در نزدیکی مسقفات اشرف بوده بردن برای بازجویی و….. نفر سوم هم که فرهنگ میباشد از نفرات قسمت امنیت و ف اشرف سابق بود که این فرد احتمالا اسم اصلی او خسرو صادقی میباشد. این فرد هم فردی معلوم الحال و یک تقریبا جانوری تمام عیار میباشد .

به طوری که یکی از فرماندهانم قبلاً برایم می گفت که یک نفر کرد که اورا مثل سایرین از اردوگاه اسرای عراقی با زبان بازی های دلقک رمال مهدی ابریشمچی به داخل سازمان کشیده شده بود و پس از مدتی متوجه شده بود که چه کلاهی سرش رفته بنده خدا میخواسته از طریق بیابان فرار کنه و بعد که او را گرفته و آورده بودند در قسمت ف اشرف در قسمت ورودی اردوگاه اشرف و وی را به داخل بنگال برده بودند و یک سری رفته بودند وبا مشت و لگد به زدن وی پرداخته بودند. درانتها فرهنگ که دارای هیکلی درشت و دست و پای بزرگ میباشد به داخل بنگال میره و اون کرد بدبخت و بینوا رو را آنقدر با پوتین تو سر و صورت و شکم و بدن آن مرد ببچاره میزد که وی مثل بچه ها گریه می کرد و وقتی که از فرهنگ از بنگال بیرون آمد صورتش عرق کرده بود و خسته وکوفته نفس نفس میزد که در همین هنگام افسانه یکی افراد ارشد شورای رهبری از آنجا رد می شود و فرهنگ را می بیند و می گوید دستت درد نکنه خسته نباشی میزدی له ولورده اش میکردی این مرتیکه کرد خائن کثیف رو. فرمانده ام که خودش راوی این موضوع بود برایم گفت من بعدا گزارشی نوشتم و اعتراض خودم رو نسبت به این موضوع گفتم که به هرحال این بنده خدا یک هموطن روستایی از روستاهای مرزی که نه سوادی داره ونه چیزی که ارتش صدام به صورت اسیر اینا رو جمع کرده آورده تو اردوگاه اسرای عراقی و بعدش هم ما رفتیم آوردیمش آیا باید چنین رفتاری داشت و آیا سزاوراست که این موضوعات را در رابطه با نفر در نظر نگیریم و چنین رفتاری داشته باشیم. که من از او سوال کردم آیا در رابطه با این موضوع بهت توضیحی دادند که گفت بله توبیخم کردند و همچنین بهم گفتن وقتی تو مبارزه پاشل و با دشمن بی مرز باشی سر چنین موضوعاتی بجای اینکه موضع انقلابی داشته باشی اینجوری ژست های احمقانه روشنفکری هم میگیری.

درهر صورت ازاین موضوع گذشته از اینکه این فرقه ورشکسته بخواهد کاری بکند یا آسیبی به ما برساند یا نه حتی از این ادا اطفار های بچه ترسان هم که بخواهد در بیاورد به هر حال ما همانند تهدیدهای سابق ازجمله مسیج های تهدید آمیز و یا تلفن های تهدید آمیز پرایوت و …. موضوع را به مراجع ذیربط اطلاع دادیم. بنده خودم شخصا چندین ملاقات داشتم و موضوع را شخصا به مسئولین سازمان رمسا و کمیساریای عالی پناهندگان تیرانا و وزارت کشور و مراجع قضایی و حقوقی و…. اطلاع دادم و در همه اینها نام و عکس این سه آدم کش ثبت شده آنها شخصا من گفتند که اول اینکه شما ایرانی هایی که در اینجا هستید کاملاً زیر نظر هستید و دولت ما کاملاً به اعمال شما نظارت دارد مخصوصا خود سازمان مربوطه که متأسفانه نجابت و مهمان‌نوازی دولت ما سوء استفاده هایی هم می کند و شما قبلا در آن عضویت داشته اید و بنا به دلایلی که فردی است و به ما ربطی ندارد تصمیم به جدایی از آن را گرفته اید ما کاملاً نظارت داریم و همچنین اینجا دیگر عراق نیست که این سازمان کارهایی را که به کرات شنیده ایم که در عراق با افراد خود انجام داده اینجا بتواند انجام بدهد و از این بابت ما به شما اطمینان خاطر میدهیم که ما کاملا در رابطه با امنیت و آسایش ما خودمان را مسئول میدانیم. سوای این هم در چندین نوبت به ماگفته شد جدای اینکه آنها دیگر نمیتوانند چنین انتقام کشی هایی از شما بکنند از نظر سیاسی هم آنها به نفعشان نیست که دست به چنین اقداماتی بزنند چون به لحاظ سیاسی و اجتماعی و بطورخاص افکار عمومی از وضعیت جالبی در فضای مجازی و مدیاها و رسانه ها در آلبانی برخوردار نیستند و اینجور اعمال صد بار بیشتر به ضررشان خواهد بود چه خودشان و یا حتی اینکه بخواهند کسی را اجیر کنند که دست به چنین اقدامات شریرانه ای بزنند چون با توجه به گستردگی و کار آزمودگی سکرت سرویس ما که درواقع میراث دوران حکومت سابق وانورخوجه میباشد تقریبا هیچ کار مخفیانه ای در این کشور امکان انجامش وجود ندارد آنهم چه برسد به گروهی انگشت نما که تحت مانیتورینگ همه جانبه میباشد.

علاوه بر این هم نیز توصیه هایی به ما شد که در تردداتمان بیشتر از یک نفر به طور خاص در شب باشیم. از خیابان‌های اصلی تردد کنیم و به خیابان های خلوت و فرعی تردد نداشته باشیم. همچنین شماره تلفن‌های به ما داده شد که چنانچه احساس خطری ازجانب هر کسی و چیزی داشتیم سریعاً با مقامات ذیربط در ارتباط باشیم و علاوه براین هم هر از گاهی هم از ما در این رابطه سوال میشود و از وضعیت امنیت و آسایش ما اطمینان حاصل میشود.

اما در آخر حرف خودم و خیلی نفرات دیگر را در رابطه با این دندان نشان دادنها و……. در این جمله خلاصه میکنم که آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت.

پدر و مادر محمدی در جشن تولد سمیه فرزند اسیرشان در فرقه مجاهدین : فرزند خوبمان امروز برایت اینگونه دعاکردیم

لینک به منبع

سخت ترین لحظات برای پدر و مادران لحظه ای است که فرزندات در چند قدمی تو باشد ولی عده ای از خدا بی خبر و بی عاطفه نگذارند تا تو او را ببینی

آقای مصطفی محمدی و خانم محبوبه حمزه پدر و مادر سمیه محمدی اسیر فرقۀ رجوی در آلبانی مراسم سالگرد تولد برای سمیه محمدی در محل اقامتشان در هتل در تیرانا پایتخت آلبانی برگزار کردند بدون حضور فرزند عزیزشان سمیه و به امید تلاش مقامات آلبانی و آمریکایی و کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد و رسانه ها و سازمانهای حقوق بشری آلبانی و بین المللی برای برآورده کردن آرزوی این پدر و مادر که جز دیدار فرزندشان بعد از ۱۵ سال چیز دیگر نیست.

فرزند خوبم
امروز برایت اینگونه دعاکردم! خدایا !
بجز خودت به دیگری واگذارش نکن! تویی پروردگار او!
پس قرارده بی نیازی درنفسش ! یقین دردلش !
اخلاص درکردارش! روشنی دردیده اش! بصیرت درقلبش !
و روزى پر برکت در زندگیش. آمین
سخت ترین لحظات برای پدر و مادران لحظه ای است که فرزندات در چند قدمی تو باشد ولی عده ای از خدا بی خبر و بی عاطفه نگذارند تا تو او را ببینی

آقای مصطفی محمدی و خانم محبوبه حمزه پدر و مادر سمیه محمدی اسیر فرقۀ رجوی در آلبانی مراسم سالگرد تولد برای سمیه محمدی در محل اقامتشان در هتل در تیرانا پایتخت آلبانی برگزار کردند بدون حضور فرزند عزیزشان سمیه و به امید تلاش مقامات آلبانی و آمریکایی و کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد و رسانه ها و سازمانهای حقوق بشری آلبانی و بین المللی برای برآورده کردن آرزوی این پدر و مادر که جز دیدار فرزندشان بعد از ۱۵ سال چیز دیگر نیست.

(پایان)

***

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32748

پاگنده های فرقه مجاهدین و اخلال در کار کمیساریای پناهندگان در آلبانی 

hassan_heyrani_1حسن حیرانی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، چهاردهم ژوئیه ۲۰۱۸:… ازحدود سه چندماه پیش که نفرات به دلیل فشارهای روحی روانی توسط تشکیلات فرقه مجاهدین و کارهایی که از آنها خواسته میشد و مجموعه مشکلات که اعتراضاتی را به دنبال داشت و النهایه تجمع افراد منجر به تقبل پرداخت کمک هزینه توسط کمیساریای عالی پناهندگان شد . از اینجا نیرنگ و کینه فرقه مجاهدین توسط … 

کمپ اشرف 3 زندان گروگانهای مریم رجوی در تیرانا آلبانیFootage of the MEK’s secret base in Albania
(Mojahedin Khalq, MKO, NCRI, Saddam’s private army, Rajavi cult …)

لینک به منبع

پاگنده های فرقه مجاهدین و اخلال در کار کمیساریای پناهندگان در آلبانی

سایت نجات یافتگان در آلبانی ـ ایران آزادی ـ حسن حیرانی ـ ۱۴٫۰۷٫۲۰۱۸

حسن حیرانیبا سلام به همه دوستان چه آنهایی که در آلبانی و  چه کسانی که در خارج از آلبانی هستید و یا حتی شما هموطنان شریف و آزاده ای که به دلایلی مسائل مربوط به مجاهدین و به طور خاص جدا شدگان را دنبال میکنید . و به هر حال برایتان از در جه اهمیتی برخوردار است. می خواهم به اطلاع برسانم که در چند روز اخیر مشکل جدیدی به وجود آمده البته دقیقتر بگویم این مشکل را به وجود آورده اند و کاملا مهندسی شده است.  اینکه در چند روز اخیر تعدادی از پاگنده های تشکیلات سازمان پر افتخار مجاهدین !!!! در قالب هیئت عزاداران رجوی با شایعه سازی و به بهانه اینکه از طرف مسئولین ذی ربط در کمیساریا و یا رمسا گفته شده که کمک هزینه پناهندگی شما از ماه آینده قطع خواهدشد و علی رغم اینکه به لحاظ اداری و قانونی در کشور آلبانی افراد هنوز نه پاسپورت و نه اجازه کار و بیزینس و ….. را ندارند و حتی خانواده های آنها به آلبانی برای دید وبازدید نمیتوانند بیایند گفته شده که بازهم این اتفاق خواهد افتاد!!! و با این حرفها  اقدام به دامن زدن نگرانی افراد و تحریک و تهیج نفرات علیه مسئولین کمیساریا و رمسا در تیرانا کرده اند که باید مثلا یک آکسیون خشن اعتراضی و یا اینکه فلان و بهمان کرد و یا با الفاظ نامناسب مسئولین رمسا و کمیساریا را مورد خطاب قرار داد.

اما حقیقت صحنه چیست و اینکه این موضوع از چه میزان صحت وسقم برخوردار است واز چه نقطه ای شروع شد وبه طور دقیقتر از کجا مهندسی شده، نگارنده رو برآن داشت که مطالبی رو که در این مدت در جریان بوده درحدی که اینجانب باخبرم رو جهت آگاهی دوستان اطلاع رسانی کنم.

ازحدود سه چندماه پیش که نفرات به دلیل فشارهای روحی روانی توسط تشکیلات فرقه مجاهدین و کارهایی که از آنها خواسته میشد و مجموعه مشکلات که اعتراضاتی را به دنبال داشت و النهایه تجمع افراد منجر به تقبل پرداخت کمک هزینه توسط کمیساریای عالی پناهندگان شد . از اینجا نیرنگ و کینه فرقه مجاهدین توسط “پاگنده های” خود آغاز شد تا  از یک سری افراد و رمسا و کمیساریا انتقام بگیرند که چرا راهی برای نجات افراد جداشده با شده است  و به این ترتیب  دیگه تشکیلات نتواند از اهرم نیازمندیهای صنفی افراد سوءاستفاده کند و مطامع و منافع خودش رو به نفرات تحمیل کند.

از اینجا بود که به هر حیله ای متوسل شد تا در کار جدید کمیساریای عالی پناهندگان اخلال ایجاد کند. توطئه های زیادی انجام شده که چند تاش رو بنده بیشتر به طور تام و تمام نمیدونم و چون در این مختصر نمیگنجد میگذارم برای یک فرصت دیگه ولی یکی از همین مکر وحیله هایی که تشکیلات بکار بست در این مدت اخیر تماس به صورت مستقیم و غیر مستقیم به افرادی که از رمسا پول میگیرند که بیایند دفتر سازمان و ماهیانه از سازمان هم همونقدر که رمسا پول پرداخت میکنه از دفتر سازمان هم بگیریند که در این میان به خود من هم و دوستم مراجعه شد که ما گفتیم نه ما از رمسا داریم پول میگیریم که اتفاقا خیلی هم اصرار شد که نه اشکالی نداره از هر دو طرف بگیرید و فلانی هم رو هم دو روز پیش بردیم و براش پول گرفتیم و او هم از سازمان پول میگیره و هم از رمسا که البته فرد مزبور بعدا توسط سازمان به اسمش مقاله ای علیه اینجانب با کلی دروغ و دبنگ چاپ شد که البته طبیعی هم بود چون دفتر سازمان پر افتخار مجاهدین !!! محض رضای خدا و انسانیت واینکه به هر حال شما سی سال چهل سال یا بیست سال تو سازمان ما بودی با سخت ترین شرایط و کارهای سخت جسمی الان که باز نشسته شدید یا نه انتخاب کردید خارج از تشکیلات باشید پولی خیرات نکرده و به کسی نداده گرچه خود اون پول خیرات سعودی به سازمانه به همین بسنده میکنم که بحث به حاشیه نره .

این وضعیت ادامه پیدا کرد تا اینکه نفراتی به دلایل مختلف از نیاز مالی گرفته تا طمع به دریافت پول بیشتر به سراغ حلوای خیراتی مجاهدین رفتند و به جماعت پاگنده های فرقه مجاهدین پیوستند درحالی که از رمسا هم پول میگرفتند من شخصا به خیلی از آنها گفتم که این کاری که شما میکنید خلاف مقررات کمیساریا و رمساست چون شما آنجا برگه و سند امضاء کردید که از تشکیلات سازمان پولی نمیگیرید و کمکی دریافت نمی کنید. آنها به من میگفتند خود سازمان گفته که ما به کمیساریا نمیگیم و اسم شما رو نمیدیم که البته به من هم همین راگفته بودند. من ادامه این روند را به مسئولین ذی ربط گوشزد کردم که چنین کثافت کاری و توطئه ای از جانب تشکیلات سازمان النهایه منجر به عدم اعتماد کمیساریا به همه افراد خواهد شد وپیامدهایی خواهد داشت که همه ضرر کنند و بطورخاص کسانی که حاضر به پذیرش دریافت مستمری  تحقیر آمیز سازمان نشدند که شخصا به اینجانب گفته شد که نگران نباشید ما دیگه فریب آنها رانخواهیم خورد سه سال پیش هم همین سناریو را رفتند و با دادن پول بیشتر نفرات را به سمت خودشان کشاندند و بعد به کمساریای عالی گفتند که ما هزینه نفراتمان را خودمان میدهیم و به لحاظ اخلاقی درست نیست که سازمان ملل هزینه کند که البته بقیه اش را همه میدانند که پس از قطع هزینه کمکی رمسا چطور تشکیلات شروع به نشان دادن اون روی هاپوی خودش کرد و وضعیتی شد که دیگه نفرات تحمل نداشتند و کاربه اونجا کشید که دوباره نفرات رفتند پیش کمیساریا تا کمک هزینه دریافت کنند.

شاید خوانندگان این افشاگری احساس تاسف کنند از چنین کارهای سخیف و بدسگالی یا اینکه تعجب و یاحتی تف لعنت کنند به تشکیلاتی که به چنین سادیسم عجیب و غریبی مبتلا شده که جنگ با جمهوری اسلامی و به ارمغان بردن آزادی و دموکراسی در پرتوی پاگنده های انقلاب مریم پاک رهایی !!!!! به کناری گذاشته و به جون افراد جداشده و انتقام کشی آن هم به چنین شیوهای کثیفی افتاده ولی واقعیت امر مقداری فراترسراصلی این قضیه نه افراد جدا شده و کسانی که در خارج تشکیلات هستند . بلکه سوژه اصلی این موضوع افراد ناراضی درون تشکیلات هستند که هرآن احتمال بیرون زدن دارند مخصوصا که به زمانبندی پایان دوساله سرنگونی هم چند ماهی بیشتر نمانده و از حلوای خیرات ترامپ هم چیزی نصیب جماعت دو رو و دغل باز نشد.

از همه خوانندگان خواهشمندم جهت انتشاربیشتردر نشر این سطور هرطور که میتوانند و به هرجایی که دسترسی دارند و هر اقدامی که قادر به انجام آن هستند فروگذار نکنند.

ارادتمند حسن حیرانی (آزاد)

*** 

Albania: MEK rebrands by assassinating unwanted members

MSNBC_Massoud_KhodabandehThe MEK’s man inside the White House (Maryam Rajavi cult, Mojahedin Khalq)

US Forces Albania To Take IS Fighters After Hosting MEKUS Forces Albania To Take IS Fighters After Hosting MEK

European_Parliament_Against_Maryam_Rajavi_Mojahedin_Khalq_MEK_MKO_TerroristsMEPs discuss Mojahedine-E Khalq (MEK) Threat in #Albania

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32710

اعلام جدایی حسن حیرانی از فرقه مجاهدین خلق در آلبانی 

Hasan_Heyran_MEK_Survivor_Tirana_Albaniaسایت نجات یافتگان در آلبانی، یازدهم ژوئیه ۲۰۱۸:… طی این یک هفته که من این موضوع رو برای نفرات میگفتم و به گوش تشکیلات میرسید خب برایشان قابل تحمل نبود که النهایه در غروب بیست فروردین منو صدازدند که جواد خراسان و فائزه و افشین اف مقرمان بود که گفتند در رابطه با اودوست خائنت موضع ات چیه ؟ که من گفتم خائن شما هستید خیانت رو شما کردید که نشست بهم … 

Tirana_today_Mafia_shqiptare_ndihmon_muxhehedinëtSCANDAL! Albanian Mafia Helps Mojahedin Khalq (MEK, Rajavi cult) Recruit Our Youth, Fears The EU

لینک به منبع

اعلام جدایی حسن حیرانی از فرقه مجاهدین خلق در آلبانی

حسن حیرانی نجات یافتگان فرقه رجوی مجاهدین خلق در آلبانی

حسن حیرانی تیرانا آلبانی

من حسن حیرانی دانشجوی ترم آخرمهندسی عمران کارشناسی ناپیوسته در سال ۱۳۸۲ با دوستم حسن شهباز در سفری به عراق با سازمان موسوم به مجاهدین برخورد کردیم که البته به دلیل اینکه آن زمان شبکه های خبری و اجتماعی اینجور ماهیت این سازمان را برای مردم ایران افشا نکرده بود ، شناخت کافی از آن دنداشتیم اما با تشویق دوستم که از من بزرگتر بود و در دوران نوجوانی در فاز سیاسی سازمان مجاهدین را  کمی میشناخت  به اشرف رفتیم . در برخورد اول با محمد سادات دربندی و  رفتن به موزه و غیره و صحبتهای رنگا رنگی که میکردند و تهییج حس وطن پرستی و …… خلاصه تصمیم به ماندن گرفتیم مخصوصا که آن اوایل بسیار کم تجربه بویدم و  سازمان با اعلام  زمانبندیهای کوتاه برای سرنگونی   و نشان دادن در باغ باغ سبز و … و اوهام سازی هایی ازجمله جذابیتهای آموزشهای سیاسی و چریکی و شعر و شعار و غیره چند سالی به همین منوال به کارهای بیگاری از جمله بنگال سازی و غیره گذشت تا شیش و هفت مرداد و غیره همین طور که بحث خروج معرفتی شد که انگار رفتن نامردی و تنها گذاشتن هموطن ایرانی است و …. که این بحثها بی تاثیر هم نبود تا اینکه لیبرتی والنهایه آلبانی بعد از اعتصاب غذای صد روزه در لیبرتی من به قسمت سیاسی سازمان منتقل شدم و حدود کمتر از پنج سالی را در ستاد سیاسی که توسط احمد واقب اداره میشد تحت امربودم.

در طی چند سال اشرف و لیبرتی همیشه ابهامات پایه ای این دستگاه فکری که نمود آن در تشکیلات خودش را نشان میداد که نگاه به انسان علی رغم شعارها بیرون پسند تناقض بود و به مسئولین میگفتم ولی هردفعه بهم گفته میشد که شما خواهر مریم و برادر مسعود را نمی شناسید که چگونه هرگونه محدودیت فکری و روحی و روانی رو برای انسان ناقض ذات آفرینش میدونند و سازمان تو خارج اصلا اینجوری نیست این تنها و تنها به دلیل شرایط عراق که باعث بوجود اومدن این شرایط شده و تشکیلات  به این شکل شده و اشل وظرفیت پایین افرادی از جمله لایه ام جدید که اردوگاهی هستند هم بی تاثیر نبوده و در خارج دیگه نیازی به این وضعیت نیست.

با مصامحه این را پذیرفتم گرچه این استدلال پر از تناقض بود به هرحال امید به آینده بهتر داشتم که این اشکالات نخواهد بود تا اینکه به آلبانی آمدیم که به مرور فهمیدیم که آن حرفها و استدلالها پوچ و بیهوده بوده  و ذات استبدادی این دستگاه به واقع برای همه مشخص شد از طرفی هم موضوع دیگر ی هم برای ما پیش آمد .حسن شهباز دوست من که با هم اومدیم در آلبانی توسط من به خانواده اش وصل شد ما در طی سالیان گذشته تماسی با داخله نداشتیم چون هر دفعه بهانه ای آورده میشد یا ما را میترساندند که رژیم اینکار را میکنه و اونکار رو میکنه . خلاصه ما در اثر این تماس با خانواده متوجه شدیم که حسن شهباز که در زمستان ۸۶ بهش گفته بودند تشکیلاتا که بیا زنگ بزن و خانواده خودت رو به اشرف دعوت کن خانواده اش در بهار ۸۷ به اشرف آمده ولی درجلوی درب اشرف هم تهدید شده اند که آمریکاییها میان دستگیرتون کنند از اینجا برین هر چه آنها قسم و آیه خوردند که حسن از اینجا زنگ زده و خودش مارو دعوت کرده که بهشون گفتند که اگر هم بوده الان بریده رفته و خانواده حسن میروند و فردا برمیگردند و عکس منو نشون میدهند که اینها باهم اومدند اگه پسر ما نیست لااقل به حسن حیرانی بگویید بیاد ما ببینیمش که باز هم اونا میگویند نه اون هم نیست رفته که اینا برمیگردند و به ما هم چیزی گفته نمیشه. مااین موضوع رو به تشکیلات گفتم به جواد خراسان حبیب رضایی اف مقر یوسف و… که همه خودشان اول به بی اطلاعی و اون راه میزدند و چند ماهی ما را چرخاندند که باید چک کنیم . بعد هم که ما خیلی پا فشاری کردیم و اینها بهانه ای نداشتند گفتند حالا مگه چی شده موضوعی که مال ده سال پیش بوده که من به حبیب رضایی گفتم که اینقدر بحث ف و فردیت میکنید چرا یک عذرخواهی از شما درنمیاد ؟ خلاصه این موضوع و به موازات آنهم زندان هارون الرشید که بنام اشرف سه که تمام این سازمان برای من زیر سوال رفت و مخصوصا امید به آینده روشن و رو گسترش و نه انقباض.

حسن از فرصت سیزده به در استفاده کرد و فرار کرد و به کمیساریا خودش رو معرفی کرد که کل طرح این موضوع با مشورت و کمک خودم بود  . بعد از رفتن حسن طبیعی بود که من رفتم زیر مانیتورینگ خیلی از بچه ها میومدند از من سوال میکردند که چی شد حسن شهباز فرار کرد که من واقعیت رو براشون میگفتم که در طی این یک هفته که من این موضوع رو برای نفرات میگفتم و به گوش تشکیلات میرسید خب برایشان قابل تحمل نبود که النهایه در غروب بیست فروردین منو صدازدند که جواد خراسان و فائزه و افشین اف مقرمان بود که گفتند در رابطه با اودوست خائنت موضع ات چیه ؟ که من گفتم خائن شما هستید خیانت رو شما کردید که نشست بهم ریخت و تهدید کردند. در عرض کمتر از ده دقیقه کار به جای باریک کشید که گفتم دیگر نمیخواهم اینجا بمانم  و شما می خواهید  من بین شرافتم و تشکیلات شما ، شما رو انتخاب کنم هرگز من شرفم رو نمیفروشم خلاصه در عرض بیست دقیقه نشست تعطیل شد خودشان هم فکر نمیکردند یک دفعگی بحث به اینجا بکشد.

فردا صبح هم ساعت نه صدایم زدن احمد واقف بود که یک حکم اخراج به دلیل شک امنیتی وتبانی درفرار یک خائن !! جلوی من گذاشتند . بعن هم وسایلم رو جمع کردند و دوساعت بازرسی کردند شب ساعت نه جلوی میدان اسکندر بیک مرا پیاده کردند که رفتم هتل و صبح هم اومدم رمسا.

من از مدتی که بیرون اومدم درد دلهایی که افراد برام کردن در واقع روز به روز بیشتر وبیشتر به ذات کثیف و رذل این دستگاه فکری فاسد دارم پی میبرم و به عیان خیانت و بیشرافتی این جماعت تاجرهویت  برایم آشکار شده است.

من حسن حیرانی جدایی خودم را از فرقه مجاهدین خلق اعلام میکنم و در راه افشای ماهیت این سازمان ضد ایرانی از هیچ تلاشی فرو گذار نخواهم کرد.

حسن حیرانی

رمانیکه حسن حیرانی در اشرف ـ عراق بوده است. سایت نجات یافتگان در آلبانی از از آریا ایران برای پیدا کردن ویدئو تشکر می کند

(پایان)

***

2016-06-30-1467308500-6000440-download.jpgMaryam Rajavi — MEK Propaganda Queen — Advertises Her Services For Iran’s Enemies

مسعود خدابنده تلویزیون ایران اینترنشنال ژوئن 2018گردهمایی سالانه سازمان مجاهدین در پاریس با ایرج مصداقی و مسعود خدابنده و علیرضا نامور حقیقی

Me Presidentin Macron, Franca mund të luajë një rol të rëndësishëm në marrëdhëniet perëndimore me Iranin
Under President Macron, France can play a pivotal role in Western relations with Iran

مرگ مسعود رجوی
The death of Massoud Rajavi
https://youtu.be/CBJ3XiaQwT4

مرگ مسعود رجویGrand Controversy as MEK can’t prove leader Massoud Rajavi is dead or alive

2016-06-30-1467308500-6000440-download.jpgMaryam Rajavi — MEK Propaganda Queen — Advertises Her Services For Iran’s Enemies

*** 

Rudy_Giuliani_MKO_MEK_NCRI_Rajavi_Cult_Truth_Isnt_Truth_LOLThe MEK’s man inside the White House (Maryam Rajavi cult, Mojahedin Khalq)

MEK_troll_factory_in_Albania_modern_slavesSecret MEK troll factory in Albania uses modern slaves (aka Mojahedin Khalq, MKO, NCRI ,Rajavi cult)

False_Flaq_Albania_Mojahedin_Khalq_Maryam_Rajavi_Cult_MKO_MEKFalse Flag Op In Albania Would Drive A Wedge Between The EU And Iran

Albania: MEK rebrands by assassinating unwanted members

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33506

چرا فرقه رجوی علیه اعضای جدا شده ها از مجاهدین در آلبانی توطئه میکند؟ 

منوچهر عبدی تیرانا آلبانیمنوچهر عبدی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، شانزدهم سپتامبر ۲۰۱۸:… در حال حاضر ما اطلاع داریم که فرقه مجاهدین ترددات نفرات را به بیرون چه برای گردش یا خرید یا هر چیز دیگر یا ممنوع کرده  یا به حداقل رسانده است و با جو سازی و امنیتی کردن فضای شهر تیرانا تلاش می کند نگذارد اعضای قربانی در درون سازمان … 

حسن حیرانی تلویزیون کانال چهار انگلستان پرسه زنی چند قلاده از آدمکشهای فرقه رجوی در آلبانی دراطراف محل اسکان افراد جدا شده (+ ویدئوی جشن تولد سمیه محمدی)ا

لینک به منبع

چرا فرقه رجوی علیه اعضای جدا شده ها از مجاهدین در آلبانی توطئه میکند؟

منوچهر عبدی، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ، ایران ـ آزادی ۱۵٫۰۹٫۲۰۱۸

واقعیت این است که اعضای جداشده از مجاهدین خلق تاثیر خیلی کیفی روی روند فروپاشی  تشکیلات فرقه رجوی دارند . زمانی که ما از عراق اخراج شدیم و به آلبانی منتقل شدیم کمیساریای عالی پناهندگان مسئولیت حقوقی و قانونی خود را مبنی بر پرداخت هزینه به پناهندگان  به سازمان مجاهدین داده بود تا بدین وسیله اعضای جداشده و ناراضی را در تنکنای مالی قرار دهد تا آنها را به ادامه همکاری با تشکیلات رجوی وادار نماید.

 این اهرم فرقه رجوی را بچه هاب جداشده در البانی با تلاش فراوان توانستند با اتحاد و همبستگی از دست فرقه مجاهدین بیرون بیاورند. سازمان مجاهدین هم این مدت بیکار نشسته و به توطئه برای بدست آوردن مجدد اهرم مالی فشار حداکثری را گذاشت، حدود یکماه پیش مجددا همین کمیساریای عالی پناهندگی بر خلاف قانون و تعهدی که پذیرفته بود ما اعضای جدا شده از مجاهدین که پناهندگان قانونی در آلبانی هستیم را جمع کرد و  یکی یک برگه گذاشتند جلوی ما و به همه رسما ابلاغ کردند که از ماه آینده هیچ حق و حقوق پناهندگی ما به شما نمی دهیم .

ما که تجربه و شناخت کافی از سازمان مجاهدین داریم ، می دانیم که  سازمان چقدر رذل و کثیف هست و بدون تردید این توطئه زیر سر فرقه مجاهدین است که به هیچ جدا شده ایی رحم نمی کند.  یعنی این سازمان جنایتکار به هیچ کسی رحم نمی کند حتی به مردم ایران چون یک سازمان خائن و مزدور هست.  ولی ما جدا شده ها در مقابل این توطئه کوتاه نیامدیم . ما جدا شده ها از آنجایی که این فرقه را خوب می شناسیم ، با ترفند ها و شانتاژهاش آشنا هستیم ،با دوستان حدود بیست و پنج نفر جمع شدیم بطور جمعی و از راه قانونی به وزارت کشور و کمیساریای عالی پناهندگی ومسئولین این کیس مراجعه کردیم البته ما چندین روز رفتیم جلوی وزارت کشور آلبانی هیچ کس جوابی به ما نمی داد و ما را پاس میدادند به کمیساریا و کمیساریا هم پاس میداد به وزارت کشور و هیچ کس تعهد نمی پذیرفت.  ما می دانستیم که این توطئه سازمان مجاهدین است ولی با دوستان جدا شده و اتحاد و همبستگی که داشتیم و داریم مریم قجر را از این موضوع بسیار وحشت زده کرده است. در ادامه ما طوماری را امضا کردیم به سازمانها و ارگانهای مربوطه این موضوع را منعکس کردیم بعد از ۲۵ روز دو باره کسانی را که طومار امضا کرده بودند را صدا کردند که این ماه را هم میدهیم ولی بعد از آن معلوم نیست .البته این حرف من فکر میکنم بلوف است و   این کاری که وزارت کشور و کمیساریا میخواهند بکنند .

اما چرا سازمان از جدا شده ها در آلبانی میترسه؟ در حال حاضر ما اطلاع داریم که فرقه مجاهدین ترددات نفرات را به بیرون چه برای گردش یا خرید یا هر چیز دیگر یا ممنوع کرده  یا به حداقل رسانده است و با جو سازی و امنیتی کردن فضای شهر تیرانا تلاش می کند نگذارد اعضای قربانی در درون سازمان با ما جدا شده در بیرون برخوردی داشته باشند،  چون مسعود رجوی و مریم رجوی بهتر از هر کس می دانند که اعضای جدا شده چه تاثیر کیفی بر روی روی نفرات اسیر در  این فرقه می گذارد. فرقه مجاهدین یک مشت دروغ به نفرات داخل تشکیلات تحویل می دهد و می گوید که از این ماه کمیساریای عالی پناهندگان  پولی به نفرات جدا شده نمیدهد تا افرادی که قصد جدایی دارند نا امید شوند که بیرون در تنگنای مالی قرار دارند . یعنی پولی کمیساریای پناهندگان به آنها نمی دهد که بترسند و از سازمان بیرون نیایند. مشخص است که  سازمان مجاهدین چه وحشتی دارد و چقدر حقه باز و شارلاتان هست که مطرح می کند الان اعضای جداشده توی پارک یا خیابان می خوابند ، اراجیف و مزخرفاتی که مصرف داخلی دارد چرا چون هر جدا شده ای اینجا یک خار در گلوی این سازمان مجاهدین است یعنی وقتی نفرات در سطح شهر جدا شده ها را می بینند متوجه میشوند که اصلا چنین چیزی نیست و دست سازمان و دروغ هاش رو میشه چون همه سرحال بشاش خندان و شیک زندگی میکنند.

داستان مالی با پیگیری و همبستگی و امضای طومارطرف حسابها یک پله عقب نشینی کردند و دوباره ماررا صدا کردند و گفتند این ماه هم کمک هزینه به شما تعلق میگیرد دراینجا بود که اطمینان پیدا کردیم که این توطئه سازمان هست.

حالا تاثیرات ما جدا شده ها درآلبانی اینکه فرقه رجوی میداند که ما آنها را افشا میکنیم این سازمان از افشاگری اعضای جدا شده وحشت دارند آلان دیگه بحث جدا شدن نیست چند وقت پیش۵ تن از زنان فرقه از سازمان فرار کردن برای چی اینها فرار میکنند ببیند تحت چه فشارهای شدیدی قرار گرفتن در مناسباتشون آنقدر فشارهای فکری و روحی ، قطع ارتباط با دنیای بیرون ، فقط یک تلویزیون خودشونه همانی که از قبل در عراق هم بوده اراجیفی که خودشون یک طرفه میگویند آدم ها دیگر قبول نمی کنند آخه اینجا که عراق نیست ، آلبانی در اروپا این همه وسایل ارتباط جمعی بعد ما جدا شده ها را درسطح شهر می بینند حالا فرقه ببینید نفرات را به چه نقطه ای میرسانند که مبادرت به فرار میکنند مثلا همین ۵ تا خانمی که فرار کردند یا در گذشته افراد دیگری هم فرار کرده بودند. مطمئنا آینده نیز چنین خواهد بود و راه گریزی برای فرقه مجاهدین نخواهد بود.

دوستان عزیزی که هنوز در فرقه مجاهدین  هستید.  عمر و جوانی خودتان را به پای مریم قجر هدر ندهید. شما نیز به این صف بپیوندید.

***  

شانتاژ مجاهدین خلق فرقه مریم رجوی در آلبانی و تهدید به ترور در کشورهای اروپاییشانتاژ فرقه مجاهدین خلق در آلبانی علیه خبرنگاران و رسانه های بین المللی

Mijear_Yje_Margarita_Kola_Margarita_Kolës_Paid_Mercenary_Mojahedin_Khalq_MEK_AlbaniaMijear_Yje_Margarita_Kola_Margarita_Kolës_Paid_advocate_Mojahedin_Khalq_MEK_Albania

False_Flaq_Albania_Mojahedin_Khalq_Maryam_Rajavi_Cult_MKO_MEKFalse Flag Op In Albania Would Drive A Wedge Between The EU And Iran

Albania: MEK rebrands by assassinating unwanted members

همچنین:

  • Maryam Rajavi MEK MKO NCRI keyboard warriors trolls Albaniaمنوچهر عبدی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، هفتم نوامبر ۲۰۱۸:… میخواهید نشان بدهید که زندگی عادی دارید و دیگر نظامی نیستید ولی درزندان اشرف ۳ اردوگاه شبه نظامی درست کرده اید تلاش فرقه رجوی برای سفید نمایی گذشته تاریک خود در آلبان

    albania_ُMaryam_Rajaiv_Attack_Survivors_Of_MEK_MKO_Mojahedin_Khalq_Terror_Cultغلامعلی میرزایی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، پنجم نوامبر ۲۰۱۸:…  چرا اطلاع ندادید که خانواده های ما برای دیدن ما به پشت دیوار اشرف آمده بودند؟  خانواده هایی که با درد و رنج  و  هزینه شخصی خود  آمده بودند، چرا از جانب مسعود رجوی ”

    Ali_Hajari_MEK_Maryam_Rajavi_cult_Sorvivor_Tirana_Albaniaعلی هاجری، نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، دوم نوامبر ۲۰۱۸:… بله با فریبکاری نیرو را حفظ میکردند یکی از کارهای چندش آور فرقه قرار دادن اعضای تشکیلات در مقابل خانواده هایشان بود که پشت دیوارهای اشرف و لیبرتی در عراق آمده بودند که من هم یکی

    albania_ُMaryam_Rajaiv_Attack_Survivors_Of_MEK_MKO_Mojahedin_Khalq_Terror_Cultمحمد عظیم میش مست، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، بیست و ششم اکتبر ۲۰۱۸:… ببینید سقوط تمامی ارزشهای اخلاقی و انسانی را در این مدعیان دروغین آزادی و دمکراسی. من خطاب به سردسته این باند جانی و فاسد ، یعنی مسعود

    Hassan_shahbazحسن شهباز، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، بیست و پنجم اکتبر ۲۰۱۸:… البته این حرف را من از خودم نمیگویم گواه و سند این حرف من همین روانپزشکانى هستند که توسط کمیساریاى عالى پناهندگان سازمان ملل متحد استخدام شده اند و تمام افراد جدا شده از فرقه تحت درمان هستند و هر هفته دو جلسه زیر نظر روانپزشکان دوره روان درمان

    Mosa_Damroodi_Sorvivor_MEK_Rajavi_Cult_Albaniaموسی دامرودی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزای، بیست و دوم اکتبر ۲۰۱۸:… رهبری فرقه مجاهدین اینگونه کارهایشان را بزک میکردند که بتوانند قدرت اعمال نفوذ بیشتری بر نفرات داشته باشند. در این شرایط بود که علیرغم اینکه هیچ اشراف و شناختی از زندگی و مشک

     ehsan_Bidi_Tirana_Albaniaاحسان بیدی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، بیست و یکم اکتبر ۲۰۱۸:… بدون تردید اربابان رجوی بخوبی  کشتار افسران امریکایی  را در زمان مبارزه تروریستی و مسلحانه علیه رژیم شاه را به خاطر دارند ، همچنین به یاد دارند که سازمان مجاهدین خلق و رهبری ان نقش محوری در قتل نیروهای آمریکایی و گسترش  شعار ها

    albania-mohammad-azim-meichmast_MEK_Survivorسایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، هجدهم اکتبر ۲۰۱۸:… اما در طول سالیان هر آنچه را که دیدم ،تماما عکس تبلیغاتی بود که قبلا شنیده بودم و بخاطرش به آنها پیوسته بودم. همه دروغها و ناصداقتی ها در زیر پوش مبارزه و سرنگونی مشروع جلوه داده می شد و درعوض ترک آ

    Manouchehr_Abdi_Logo_Ex_MEK_Mojahedin_Khalq_Rajavi_Cultمنوچهر عبدی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، شانزدهم اکتبر ۲۰۱۸:… مریم رجوی و اعوان و انصارش باید بدانند آن سبو  بشکست و آن پیمانه ریخت . آنها هیچ غلطی نمی تواند بکنند با دست خودش دارد گور خود و تشکیلات به اصطلاح پولادینش را می کند و هیچ

    Gholamali_Mirzayi_MEK_Survivor_Albaniaغلامعلی میرزایی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، سیزدهم اکتبر ۲۰۱۸:…و اما به  آلبانی که  آمدیم: تقریبا دست حضرات وسران فرقه مداهدین رو شد وماهیت فرقه ای آنها روز به روز برای ما روشن تر شد. اجحافات تشکیلاتی تحت پوشش ضوابط بیشتر شد ومجددا ارتباط با خانواد

     Malek_Beit_Mashal_Tirana_Albaniaمالک بیت مشعل، سایت نجات یافتگان در آلبانی، هشتم اکتبر ۲۰۱۸:… وقتی آنجا رفتیم گفتند باید زن و زندگی را طلاق بدهید . در یک لحظه احساس عجیبی به من دست داد پیش خودم گفتم که  دیگر من خلاصی از اینجا ندارم  و  حسابی توی چاه افتاده ام و مگر اینکه بمیرم تا از اینجا خلاص بشوم . ما هم به ناچار باید کاعذهایی را پر

     ehsan_Bidi_Tirana_Albaniaاحسان بیدی، نجات یافتگان در آلبانی، بیست و پنجم سپتامبر ۲۰۱۸:… اولین اتفاق آمدن پدر و مادر سمیه محمدی به آلبانی بود که بخوبی اگاه هستید که فرقه رجوی با تلاش مذبوحانه، شانتاژ و گسیل دسته چماقدار تروریست خود تلاش کردند خانواده محمدی را مورد ضرب و پتم و قرار دهند و آنها را از مسیر آمده بازگرداند. اما شجاعت این

    Malek_Beit_Mashal_Tirana_Albaniaمالک بیت مشعل، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، بیست و دوم سپتامبر ۲۰۱۸:… ما آن شب به مقری در بغداد رفتیم و روز بعد به سوی محلی که آنها اشرف صدا می کردند، رفتیم. دوم اردیبهشت بود. یادم آمد که همین یک ماه قبل اول عید درایران بودم، یاد کوچه پس کوچه های خیابان های شهرم افتادم. کمی دلم گرفت ولی فکر

    منوچهر عبدی تیرانا آلبانیمنوچهر عبدی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، شانزدهم سپتامبر ۲۰۱۸:… در حال حاضر ما اطلاع داریم که فرقه مجاهدین ترددات نفرات را به بیرون چه برای گردش یا خرید یا هر