اعتراضها به سوء استفاده سیاسی عفو بین الملل از گروگانگیری رجوی در آلبانی (+نشریه نجات 87)ا

اعتراضها به سوء استفاده سیاسی عفو بین الملل از گروگانگیری رجوی در آلبانی (+نشریه نجات 87)ا

انجمن نجات، مرکز خراسان رضوی و خوزستان، هفدهم ژانویه 2019:…  عفو بین الملل ادعا می کند که “مستقل از هر دولت، ایدئولوژی سیاسی، منافع اقتصادی یا مذهبی است و عمدتا توسط حق عضویت یا کمک های مردمی حمایت مالی می شود”. ولی عفو بین الملل حتی یک کلام به غیر از تمجید از مجاهدین خلق به عنوان یک گروه حامی “حقوق بشر” نگفته. رها بحرینی از “عفو بین الملل” و شادی صدر از “عدالت برای ایران” تلاش کرده اند … 

نشریه انجمن نجات شماره 87نشریه انجمن نجات، شماره 87، فایل پی دی اف

اعتراضها به سوء استفاده سیاسی عفو بین الملل از گروگانگیری رجوی در آلبانی (+نشریه 87 انجمن نجات)ا

همکاری عفو بین الملل با شادی صدر سفیدشویی جنایات مجاهدین خلق مریم رجویMEK (Rajavi Cult) Victims’ Families Reject Amnesty International Report Endorsing Gross Human Rights Abuse In Albania

1- نامه خانواده های خوزستانی به دبیر کل عفو بین الملل

توسط انجمن نجات مرکز خوزستان آخرین بروزرسانی 26 دی 1397
لینک به منبع

1.1- نامه سنامه عباس اسدی

دبیرکل محترم عفو بین الملل آقای نایودو

با عرض ادب واحترام

گزارش عفو بین الملل در خصوص نقض حقوق بشر را مطالعه نمودم اما متاسفانه درگزارش تنظیم شده از جانب نهاد شما اسمی از گروههایی همچون مجاهدین خلق که سالهاست حقوق قانونی اعضای خود را نقض می کنند برده نشده است که این خود دلیلی است بر اینکه گزارش شما رنگ و بوی سیاسی و نه از موضع دفاع از حقوق بشر است . برادرم اسماعیل اسدی متاسفانه سالهاست عضو مجاهدین خلق می باشد اما نه ما موفق به دیدار با وی شدیم ونه اینکه گذاشتند او با ما ارتباطی داشته باشد واقعا چرا باید این مورد آشکار از نقض حقوق بشر از دید نمایندگان شما پنهان بماند ؟ همچنین رهبران مجاهدین خلق یکی دیگر از برادرانم بنام ابراهیم اسدی را سالها پیش قربانی اهداف خودخواهانه رجوی کردند و برای همیشه حسرت دیدار با او را بر دل ما گذاشتند.

آقای دبیرکل

از شما تقاضا دارم نمایندگان خود را به آلبانی و کمپ مربوط به مجاهدین خلق بفرستید تا ببینید درآنجا انسانهایی سالخورده وافسرده ای که به قوانین حقوقی خود اشراف نداشته و سالهاست از خانواده های خود خبری ندارند. بر همین اساس نهاد شما باید بطور جدی وضعیت آنها را مورد بررسی قرار دهد و این کمترین انتظار خانواده نگران ما از نهاد شماست.

با تشکر از شما
عباس اسدی از استان خوزستان ایران

رونوشت :
1- آقای فلیپ لوتر
2- نویسندگان گزارش منصوره و رها

1.2 نامه غلامعلی علاف پور

دبیر کل عفو بین الملل آقای کومی نایودو

احتراما اینجانب غلامعلی علاف پور ساکن خوزستان شهر اهواز برادر نسرین علاف پور هستم که بیش از 30 سال است در سازمان مجاهدین خلق عضویت داشته و در حال حاضر هم در کمپ به اصطلاح اشرف 3 مربوط به همین سازمان در کشور آلبانی ساکن می باشد . متاسفانه طی سالیان علیرغم تلاش های زیاد و از جمله نوشتن نامه های متعدد به نهادهای مختلف بین المللی وحقوق بشری و از جمله کمیساریای آلبانی تاکنون موفق به دیدار با خواهرمان نشدیم. برای من بسی جای تاسف است که سازمان شما در جدیدترین گزارش خود درپایان 2018 از نقض ابتدایی ترین حقوق اعضای سازمان مجاهدین خلق منجمله خواهرم نسرین اشاره ای نکرده است که من به نمایندگی ازطرف خانواده ام از شما درخواست دارم که حقوق بشرخانواده ها واعضای مستقر درکمپ مجاهدین خلق ساکن درآلبانی را هم مورد توجه قراردهید .

با تشکر
غلامعلی علاف پور

رونوشت :
1- فیلپ لوترمدیرتحقیقات عفو بین الملل برای خاورمیانه وشمال آفریقا
2- نویسندگان گزارش عفو بین الملل

1.3 نامه عادل حزبه پور

آقای کومی نایودو دبیرکل محترم عفوبین الملل

با سلام

من عادل حزبه پور هستم برادرعبدالامیر حزبه پور که در جنگ ایران وعراق توسط ارتش عراق اسیر شد. تا زمانی که وی در اردوگاه جنگی بود برایمان نامه می نوشت .اما از سال 68 دیگر از وی خبری نشد بعدها متوجه شدیم که رهبران مجاهدین خلق او و تعدادی دیگر از اسرای جنگی را در هماهنگی با صدام و البته با بی توجهی مسئولین وقت صلیب سرخ با وعده فرستادن به اروپا فریب داده و به کمپ خودشان بنام اشرف می برند تا ازآنها درجهت مقاصد خود سوء استفاده کنند .
آقای دبیرکل

خبر موثق داریم که برادرم الان در کشور آلبانی و در مقر اشرف 3 مربوط به سازمان مجاهدین خلق می باشد. ولی ما همچنان موفق به ارتباط با او نشدیم متاسفانه مسئولین دولت آلبانی اجازه ورود من و خانواده ام را به کشورشان جهت دیدار با برادرم نمی دهند .اینکه شما موضوع حقوق بشر را دنبال می کنید عالیست اما نمی دانم چرا درگزارش نهاد شما در رابطه با حقوق امثال برادرم که توسط سازمان مجاهدین خلق سالهاست نقض می شود اصلا یک خط هم نوشته نشده است .بنابراین ازشما می خواهم که خودتان راسا ورود کرده و این نقصیه را برطرف کنید. درغیر اینصورت این حق را به من و خانواده ام بدهید که فکرکنم گزارش عفو بین الملل تماما با اهداف سیاسی و نه بر مبنای رعایت حقوق بشر تنظیم شده .سئوال من ازشما این است که آیا برادرمن دراین دنیا حق آزاد زیستن وآزاد انتخاب کردن ندارد ؟ لطفا به من و خانواده ام پاسخ دهید .

با تشکر
عادل حزبه پوراز استان خوزستان – شهر اهواز

رونوشت :
1- آقای فیلپ لوتر
2- نویسندگان گزارش عفو بین الملل

1.4 آقای کومی نایودو دبیرکل محترم عفو بین الملل

با سلام

من مهوش جهانبانی همسر علی ابراهیمی می باشم. همسر من در دوران جنگ ایران و عراق اسیر شد. اما در سال 68 رهبران سازمان مجاهدین خلق بدون توجه به قوانین مربوط به نگهداری اسرای جنگی و البته با حمایت صدام رئیس جمهور سابق عراق او را با وعده فرستادن زود هنگام به ایران و یا به کشورهای اروپایی فریب داده و به مقر خودشان می برند که باز برخلاف معیارهای حقوق بشری هیچگاه نگذاشتند من همسرم را ملاقات کنم. وقتی گزارش شما را در مورد نقض حقق بشر مطالعه نمودم تعجب کردم که چرا درآن گزارش به حقوق حقه همسرم که توسط رهبران مجاهدین خلق سالهاست نقض می شود اشاره نشده است درحالیکه منطقا نهاد شما نباید تبعیض قائل شود. تعداد زیادی به همراه همسرم در کمپ مجاهدین خلق هستند که تاکنون هیچ نهاد بین المللی و حقوق بشری توجهی به وضعیت اسفناک آنها نکرده و مورد بررسی قرار نداده است که چرا حقوق قانونی آنها نقض می شود .حال از شما می خواهم که بطور ویژه به این مسئله بپردازید شاید که امثال همسرمن هم نجات پیدا کند .

مهوش جانبانی از ایران – استان خوزستان – شهر اهواز

رونوشت :
1- آقای فیلپ لوتر
2- نویسندگان گزارش عفو بین الملل

2- نامه اعضاء جداشده به آقای فیلیپ لوتر

توسط انجمن نجات مرکز خراسان رضوی آخرین بروزرسانی 26 دی 13
لینک به منبع

آقای فیلیپ لوتر مدیر تحقیقات عفو بین الملل برای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا

با سلام و احترام

ما قربانیان فرقه رجوی هستیم که سالیان طولانی از عمرمان را بطور حرفه ای در تشکیلات مخوف فرقۀ رجوی بودیم سرانجام بعداز سقوط صدام توانستیم از قرارگاه اشرف ، لیبرتی و از آلبانی فرار و یا جدا شویم و اکنون در کشور ایران زندگی می کنیم.

آقای فیلیپ لوتر

خبر بازدید اعضای عفو بین الملل از قرارگاه اشرف 3 برایمان غیر قابل باور بود و این سؤال مطرح می شود که آیا یک گروه فعال حقوق بشری که در خصوص وقایع تاریخی به تحقیق می پردازد و گزارش تهیه می نماید. به دنبال چه دستاوردی می باشد؟ و چرا این گروه که ادعای دفاع از حقوق بشر دارد گزارشی غیر واقعی ارائه می دهد؟!!!
ما جداشده از سازمان مجاهدین این گزارش را بطور اساسی دارای اشکالات زیادی بلکه یکجانبه و به نفع سازمان مجاهدین که خود نقض کننده حقوق بشر است می دانیم. بعد از مطالعه این گزارش لازم است بپرسیم که چه کسی و کسانی آنرا نوشته و یا نوشته اند ؟!! و نویسنده چه ارتباطی با مجاهدین خلق و مریم رجوی داشته است. گزارش ادعا می کند که شهادت هایی از اعضای مجاهدین خلق در آلبانی دریافت کرده است.

شما می دانید که افراد داخل کمپ اشرف3 با فریب و دروغ و مغزشویی فرقه ای نگه داشته شده و می شوند. چرا که تعداد زیادی که از اشرف3 با معرفی به کمیساریای عالی پناهندگی از فرقه رجوی جدا شده اند و الان در کشورهای خارج و ایران زندگی می کنند می گویند اگر افراد داخل اشرف3 دسترسی به دنیای آزاد داشته باشند و از زیر سلطه مغزشویی فرقه ای رجوی رهایی پیدا کنند بدون درنگ همه از فرقه رجوی جدا خواهند شد و دست به روشنگری خواهند زد. همانطوریکه ما این کار اکنون می کنیم .

سازمان مجاهدین خلق، فرقه رجوی، نه تنها یک سازمان سیاسی نیست بلکه درون این فرقه فکر و ذهن افراد ، اندیشه و روح افراد ،حتى نفس و خون افراد ،در انحصار رهبر قرار گرفته و هر گونه اختیاری از افراد سلب شده است و حتی فکر کردن افراد هم با بحث هاى درونى تحت کنترل تشکیلات و فرقه قرار می گیرد … و این واقعیتی است که همه کسانی که از سازمان مجاهدین جدا شده اند حاضرند شهادت بدهند.

آقای فیلیپ لوتر

دوستان ما که در آلبانی از سازمان مجاهدین جدا شده اند دارای مدارک شناسایی نیستند، اجازه کار یا مدارکی برای سفر ندارند. آنان به عنوان پناهنده در آلبانی ثبت نشده اند. حتی زمانی که آنان توسط کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان UNHCR در عراق ثبت نام شدند از اسامی جعلی استفاده کرده و گذرنامه دیگران را قرض گرفتند.

بنابراین، برای عفو بین الملل امکانپذیرنبوده که هویت افرادی که با آنها صحبت کرده اند را با دقت و به روشنی مشخص نماید.

همچنین، یک واقعیت وجود دارد و آن این است با توجه به سیستم بسته و سکت سازمان مجاهدین خلق که اعضا خود را مغزشویی کرده و می کند و طی این سالیان تصویر خود را آنطور که خودش خواسته به عنوان واقعیت در ذهن اعضایش کاشته است. پس این افراد مغزشویی شده نمی توانند شاهدان قابل اتکایی باشند.

در صفحه اول این گزارش، عفو بین الملل ادعا می کند که “مستقل از هر دولت، ایدئولوژی سیاسی، منافع اقتصادی یا مذهبی است و عمدتا توسط حق عضویت یا کمک های مردمی حمایت مالی می شود”.

ولی متاسفانه بعد از سقوط صدام حسین وقتی امکان تحقیق حول شرایط اعضای مجاهدین خلق در عراق بوجود آمد، عفو بین الملل حتی یک کلام به غیر از تمجید از مجاهدین خلق به عنوان یک گروه حامی “حقوق بشر” نگفت.

این در حالی بود که در سال 2005، دیدبان حقوق بشر Human Rights Watch گزارشی در محکومیت نقض حقوق بشر توسط مجاهدین خلق علیه اعضای خودش منتشر کرد. در سال 2009 مؤسسه رندRAND Corporation مطالعاتی عمیق در خصوص مجاهدین خلق انجام داد و نقض حقوق بشر فرقه ای این سازمان را برملا نمود. تنها در سال جاری، به دنبال گزارشات کوبنده ای از جانب رسانه های آلبانی در خصوص سوء استفاده ها و رفتار خطرناک سازمان مجاهدین خلق در آلبانی، رسانه های مختلف غربی گزارشات تحقیقی بیرون داده و در خصوص این سازمان نوشتند. تمامی این گزارشات از نقض جدی حقوق بشر علیه دوستان مان که یک روزی ما هم اسیر دست این فرقه بودیم سخن به میان آوردند.

به عنوان اعضای جدا شده از مجاهدین خلق متعجب هستیم که چگونه شادی صدر می تواند به اردوگاه اشرف 3 در مانز Manez برود، ولی هیچ یک از اعضای خانواده ها دوستان مان اجازه دیدار با عزیزان خود در آنجا را ندارند . ما اعضای جدا شده که در بین ما هستند کسانی که خانواده اش هم اکنون در اشرف 3 می باشد دو دهه است که برای حق ارتباط خانوادها با عزیزان خود در داخل سازمان مجاهدین خلق مبارزه می کنیم. و این در حالی می باشد که به گواهی خود سازمان مجاهدین حتی زندانیان در زندان های با امنیت بالا در ایران دارای این حق می باشند.

رها بحرینی از “عفو بین الملل” و شادی صدر از “عدالت برای ایران” تلاش کرده اند تا سازمان مجاهدین خلق را یک اپوزیسیون دموکراتیک صلح طلب نشان دهند. این یک دروغ بزرگ است.
ما جدا شده ها از سازمان مجاهدین خلق شهادت می دهیم چه ما آنزمان که در عراق یا آلبانی بودیم در شرایط برده داری نوین تحت اعمال مغزشویی نگاه داشته می شدیم و در حال حاضر اعضای سازمان در البانی اشرف 3 در شرایط برده داری نوین تحت اعمال مغزشویی قرار دارند .

اما چرا عفو بین الملل اینها را نمی بیند . ، چرا عفو بین الملل در خصوص سوء استفاده های اخیر سازمان مجاهدین خلق سخن نمی گوید؟ چرا عفو بین الملل در هیچ کجا اشاره ای به قتل اعضا توسط خود سازمان – مسعود دلیلی ، یاسر اکبری در عراق و در سال جاری مالک شراعی در آلبانی به عنوان نمونه – نمی نماید؟

گزارش شما مدام به حق قربانیان و خانواده های آنان اشاره دارد که مایل به تحقیق حول نقض حقوق بشر و احقاق خسارات وارده می باشند. این گزارش در حالیکه اعضای مجاهدین خلق را قربانیان سال 1988 معرفی می کند، قربانیان نقض حقوق بشر در داخل سازمان را در سی سال گذشته نادیده گرفته است. این گزارش حتی اشاره ای به آنچه در خلال عملیات “فروغ جاویدان” که با حمایت صدام علیه ایران در سال 1988 صورت گرفت که مریم رجوی و شوهرش مسعود رجوی بین 2 تا 3 هزار نفر – اغلب غیر نظامی – را به ورطه مرگ در یک نبرد نظامی بیهوده برای اشغال ایران فرستادند نمی نماید. در حالیکه این اقدام فاجعه آمیز و خیانت بار و جنایت آمیز رجوی به روشنی یک جنایت جنگی است. که می باید توسط عفو بین الملل مورد بررسی و تحقیق قرار می گرفت.

آقای فیلیپ لوتر

این امتناع در بیان جنایات و سوء استفاده های مجاهدین خلق در گزارش تهیه شده – که البته ما تنها می توانیم در خوشبینانه ترین حالت آنرا غیر منصفانه بدانیم آنرا غیر قابل اتکا و استفاده مفید می سازد. در نتیجه تنها استفاده آن می تواند برای سازمان مجاهدین خلق باشد که با مظوم نمایی خود را قربانی جا بزند و توجهات را از کنترل و سرکوب اعضای خود در آلبانی منحرف نماید.

اگر عفو بین الملل واقعا به مبارزه برای حقوق بشر هر فرد اعتقاد دارد، ما جدا شده ها درخواست های زیر را مطرح می نماییم:

1 . عفو بین الملل بر دولت آلبانی فشار بگذارد تا مطمئن شود که تمامی کسانی که مایل به جداشدن از اردوگاه مجاهدین خلق هستند قادر به این کار باشند.
2 . عفو بین الملل مطمئن شود که دولت آلبانی ویزای ورود و مجوز در داخل آلبانی برای خانواده های دوستان مان جهت دیدار با عزیزانشان صادر نماید.
3 . عفو بین الملل به اعضا و اعضای سابق مجاهدین خلق که از سازمان جدا شده اند مدارک هویتی و اجازه کار بدهد تا آنها بتوانند به صورت مستقل زندگی نمایند.
با احترام و تشکر : اعضای جداشده ار سازمان مجاهدین خلق – ایران – خراسان رضوی

رونوشت به :
خانم رها بحرینی (نویسنده گزارش)
خانم منصوره میلز (نویسنده گزارش)

(پایان)

***

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/دیدار-عفو-بین-الملل-از-مجاهدین-خلق-آلبا/

دیدار بحث برانگیز عفو بین الملل از اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی

انجمن نجات، به نقل از ویکپیدیا، دانشنامه آزاد، دهم ژانویه ۲۰۱۹:… عفو بین الملل سه سفر میدانی به اردوگاه مجاهدین داشته . انجمن نجات نماینده خانواده های اعضای مجاهدین خلق شکایت نموده است که عفو بین الملل هرگز نباید در نقض حقوق بشری که در اردوگاه رخ می دهد، با نزدیک شدن به اعضایی که احتمالا برای شهادت دادن تحت فشار قرار دارند، شرکت نماید.  ایران اینترلینک، یک ارگان خیریه ای هم از انتقاد انجمن نجات از عفو بین الملل برای دیدار از اردوگاه پشتیبانی نموده است … 

شادی صدر مجاهدین خلق فرقه رجوی و عفو بین الملل نقض حقوق بشرThe Amnesty International Report Which Whitewashes The MEK (Mojahedin Khalq, Rajavi cult)

لینک به منبع

دیدار بحث برانگیز عفو بین الملل از اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی

توسط انجمن نجات مرکز تهران آخرین بروزرسانی ۲۰ دی ۱۳۹۷

از ویکیپدیا، دانشنامه آزاد

Amnesty International Mojahedin Khalq MEK Wikipedia

مطلبی در دانشنامه ویکیپدیا منتشر شده که ترجمه آن عینا در زیر آورده می شود:

دیدار بحث برانگیز عفو بین الملل از اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی

در دسامبر ۲۰۱۸، عفو بین الملل گزارشی با عنوان “اسرار غرقه به خون” منتشر نمود که ایران را به اعدام جمعی زندانیان سیاسی در سال ۱۹۸۸ متهم کرد.

بسیاری از مدارک مورد استفاده بر اساس شهادت های اعضای مجاهدین خلق که در حال حاضر در مجموعه اردوگاهی مستقر در آلبانی، خارج از پایتخت تیرانا، اقامت دارند می باشد.

بر اساس این گزارش، محققین عفو بین الملل، “سه سفر میدانی به تیرانا در آلبانی، جایی که تعداد قابل توجهی از نجات یافتگان و خانواده ها مستقر هستند، داشته است”.

بهرحال، بسیاری گزارشات نشانگر این است که نقض حقوق بشر در داخل اردوگاه وجود دارد و اعضا مغزشویی و شکنجه می شوند.

یک سازمان غیر دولتی، انجمن نجات، که نماینده خانواده های اعضای مجاهدین خلق، که محروم از دیدار با آنان هستند، می باشد، شکایت نموده است که عفو بین الملل هرگز نباید در نقض حقوق بشری که در اردوگاه رخ می دهد، با نزدیک شدن به اعضایی که احتمالا برای شهادت دادن تحت فشار قرار دارند، شرکت نماید.

ایران اینترلینک، یک ارگان خیریه ای تحت مدیریت دو عضو سابق مجاهدین خلق، همچنین از انتقاد انجمن نجات از عفو بین الملل برای دیدار از اردوگاه برای کسب اطلاعات پشتیبانی نموده است.

لینک به اصل مطلب:

https://en.wikipedia.org/wiki/Criticism_of_Amnesty_International#Amnesty’s_controversial_visits_to_the_camp_of_the_People’s_Mujahedin_in_Albania

Amnesty’s controversial visits to the camp of the People’s Mujahedin in Albania

In December 2018, Amnesty published a report entitled, ‘Blood-soaked Secrets,’ that accused Iran of carrying out the mass executions of political prisoners in 1988. [۶۲] Much of the evidence used in the report was based on the testimonies of members of the People’s Mujahedin who are now resident at a camp complex located in Albania, just outside of the capital, Tirana. According to the report, Amnesty’s researchers, “undertook three field trips to Tirana, Albania, where a substantial number of survivors and family members are based.” However, many reports indicate that human rights abuses take place at this camp and that members are allegedly subjected to indoctrination and torture. [۶۳] An NGO, the Nejat society, which represents the families of members of the People’s Mujahedin who have been denied access to meet them, has complained that Amnesty should never have been complicit in human rights abuses that occur at the camp by approaching members that have likely offered testimonies under duress. [۶۴] Iran Interlink, a charity run by two former members of the People’s Mujahedin, has also lent weight to the criticism by the Nejat Society of Amnesty for visiting the camp in order to elicit information. [۶۵]

(پایان)

***  

Amesty_International_Whitewash_Criminal_Mojahedin_Khalq_Rajavi_Cult_HR_Abuse_AlbaniaHuman Rights report on Abuse of Human Rights by Mojahedin Khalq, Rajavi cult. (NO EXIT)

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/عفو-بین-الملل-برای-تطهیر-مجاهدین-خلق-فر/

گزارش عفو بین الملل برای تطهیر مجاهدین خلق

انجمن نجات، هشتم ژانویه ۲۰۱۹:… جای بسی تعجب دارد. عفو بین الملل دخالت مجاهدین خلق و شادی صدر در تنظیم این گزارش را هم تکذیب نکرده است.  در مرکز شکایات این تبلیغات بی شرمانه برای تطهیر مجاهدین خلق، جنایت جنگی این سازمان در عملیات موسوم به “فروغ جاویدان” قرار دارد. این عملیات کمتر از یکماه قبل از اعدام ها صورت گرفت. اما در کمال تعجب در این ۱۴۰ صفحه هیچ اشاره ای به این نشده …

عفو بین الملل و استفاده از ناقضین حقوق بشر مجاهدین خلق و مزدوران صدامHuman Rights report on Abuse of Human Rights by Mojahedin Khalq, Rajavi cult. (NO EXIT)

شادی صدر مجاهدین خلق فرقه رجوی و عفو بین الملل نقض حقوق بشرShadi Sadr of Justice4Iran is the nominal head of several organisations supported by anti-Iran neoconservatives. She frequently travels to Albania and Paris to liaison with MEK and Maryam Rajavi. She has written pro-MEK articles and takes a pro-MEK stance. She has no credibility whatsoever in the wider Iranian community.

لینک به منبع

لینک به متن انگلیسی

گزارش عفو بین الملل برای تطهیر مجاهدین خلق

توسط انجمن نجات مرکز تهران آخرین بروزرسانی ۱۸ دی ۱۳۹۷

در آخرین روزهای سال ۲۰۱۸، گزارشی کاملا مخدوش و مشکوک در ۱۴۰ صفحه از جانب سازمان انگلیسی عفو بین الملل در خصوص وقایع تابستان سال ۱۹۸۸ در ایران، منتشر شد. در این گزارش، بعد از گذشت بیش از سی سال، به اعدام اعضای سازمان مجاهدین خلق، که توسط عفو بین الملل یک اپوزیسیون صلح طلب و آزادیخواه معرفی گردیده، پرداخته شده است.

بررسی ها نشان می دهد که این گزارش توسط رها بحرینی، منصوره میلز و شادی صدر و البته اساسا توسط مجاهدین خلق در آلبانی نوشته شده و سپس برای انتشار به تأیید فیلیپ لوتر Philip Luther، مدیر تحقیقات عفو بین الملل برای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، رسیده است.

شکایات ارسالی خانواده ها و قربانیان مجاهدین خلق به آقای فیلیپ لوتر به آدرس [email protected] تاکنون کاملا بی جواب مانده و عفو بین الملل در مقابل اعتراضات وارده به این گزارش بی توجهی و سکوت کامل اختیار کرده است.

در مراجعات حضوری، این ارگان مسئولیت تنظیم این گزارش را از سر خود باز نموده و مراجعه کنندگان را به آدرس های نویسندگان گزارش  [email protected]  و  [email protected] ارجاع داده و خواسته است تا شکایات خود را مستقیما برای آنان بفرستند که جای بسی تعجب دارد. عفو بین الملل دخالت مجاهدین خلق و شادی صدر در تنظیم این گزارش را هم تکذیب نکرده است.

در مرکز شکایات این تبلیغات بی شرمانه برای تطهیر مجاهدین خلق، جنایت جنگی این سازمان در عملیات موسوم به “فروغ جاویدان” قرار دارد. این عملیات کمتر از یکماه قبل از اعدام ها صورت گرفت. اما در کمال تعجب در این ۱۴۰ صفحه هیچ اشاره ای به این تهاجم نظامی جاه طلبانه و از پیش شکست خورده به داخل خاک ایران، که تنها ۳۰۰۰ کشته از اعضای سازمان بجا گذاشت که اغلب افراد عادی و فاقد آموزش نظامی بودند، نشده است. مسئولیت این عملیات و کشته شده های آن تماما بر عهده سازمان مجاهدین خلق و خصوصا رهبری آن مسعود و مریم رجوی است.

از دیگر موضوعات مورد شکایت، شهادت نامه هایی است که در این گزارش مورد استفاده قرار گرفته که تماما از اعضا و هواداران مجاهدین خلق گرفته شده است. در حال حاضر بسیاری خانواده ها در داخل و خارج از ایران هستند که از مجاهدین خلق حمایت نمی کنند و برای دادن شهادت دعوت نشدند. این گزارش لذا بر اساس حذف این عده نمی تواند به هیچ عنوان منصفانه یا مستقل باشد.

در خصوص این گزارش موارد متعدد دیگری از شکایات وجود دارد. از جمله نپرداختن به این واقعیت که در حال حاضر مجاهدین خلق تحت حمایت و پشتیبانی دولت آلبانی همچنان به روال گذشته از ارتباط خانواده ها با اعضای گرفتار در منز Manez در آلبانی محروم می باشند. این نشانگر نقض مستمر و دائم ابتدایی ترین حقوق انسانی است که خانواده ها سالهاست در این خصوص شاکی می باشند.

جای بسی تأسف دارد که یک سازمان ظاهرا حقوق بشری با سابقه بیش از نیم قرن، به این شکل آلت دست بازی های سیاسی در منطقه می شود و چنین گزارشی را منتشر می نماید، به نحوی که حتی یارای پاسخ گویی به شکایات وارده را هم ندارد.
در این رابطه، اولین نامه شکایت خانواده ها به دبیر کل عفو بین الملل آقای کومی نایودو Mr. Kumi Naidoo به آدرس[email protected] در لینک زیر قابل دسترس است.

https://www.nejatngo.org/fa/posts/28506

و
http://iran-interlink.org/wordpressfa/اعتراض-به-عفو-بین-الملل-توسط-خانواده-ها/

(پایان)

*** 

Maryam_Massoud_Rajavi_Saddam_Saudi_Money_Gold_Terrorism_MEK_Mojahedin_Khalq_MKORAND Report: The Mujahedin-e Khalq in Iraq, A Policy Conundrum

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/اعتراض-به-عفو-بین-الملل-توسط-خانواده-ها/

پاسخ خانواده های گروگانها و قربانیان فرقه رجوی (مجاهدین خلق) به گزارش اخیر عفو بین الملل

 انجمن نجات، مرکز تهران، بیستم دسامبر ۲۰۱۸:… عفو بین الملل حتی یک کلام به غیر از تمجید از مجاهدین خلق به عنوان یک گروه حامی “حقوق بشر” نگفته. در سال ۲۰۰۵، دیدبان حقوق بشر Human Rights Watch گزارشی در محکومیت نقض حقوق بشر توسط مجاهدین خلق منتشر کرد. در سال ۲۰۰۹ مؤسسه رندRAND Corporation مطالعاتی عمیق در خصوص مجاهدین خلق انجام داد و نقض حقوق بشر …

احسان بیدی سیاوش رستارOver 50 survivors of Mojahedin Khalq (MEK, Rajavi cult) write to UNHCR

لینک به منبع

لینک به متن اصلی نامه (انگلیسی)

پاسخ خانواده های گروگانها و قربانیان فرقه رجوی (مجاهدین خلق) به گزارش اخیر عفو بین الملل

توسط انجمن نجات مرکز تهران آخرین بروزرسانی ۲۹ آذر ۱۳۹۷

خانواده های قربانیان سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) گزارش عفو بین الملل را به دلیل نپرداختن به نقض فاحش حقوق بشر در آلبانی رد می کنند.
در روزهای پایانی سال ۲۰۱۸، عفو بین الملل Amnesty International گزارشی در خصوص وقایع تابستان سال ۱۹۸۸ میلادی در ایران در ۱۴۰ صفحه منتشر کرد.
در این خصوص انجمن نجات، از جانب خانواده های دردمند و رنج کشیده، پاسخی برای دبیر کل این ارگان به تاریخ ۱۷ دسامبر ایمیل نمود که البته هنوز پاسخی دریافت نشده است.

پاسخ خانواده های گروگانها و قربانیان فرقه رجوی (مجاهدین خلق) به گزارش اخیر عفو بین الملل

متن نامه به شرح زیر است: 

دبیر کل عفو بین الملل آقای کومی نایدو Kumi Naidoo
عفو بین الملل – انگلستان
مرکز فعالیت های حقوق بشر – لندن

ما به عنوان خانواده های اعضای مجاهدین خلق برای شما نامه می نویسیم. ما مایل نیستیم در خصوص وقایع سال ۱۹۸۸ که در گزارش شما به آن پرداخته شده اظهار نظر نماییم اما می خواهیم سؤال کنیم که آیا در یک گروه فعال حقوق بشری رسم بر این است که در خصوص وقایع تاریخی به تحقیق پرداخته و در ۱۴۰ صفحه گزارش تهیه نماید. عفو بین الملل انتظار دارد از تهیه این گزارش به چه دستاوردی برسد؟

ما این گزارش را جدا ناقص یافته و به دلایل زیر فاقد اعتبار می دانیم:

یک جستجوی اینترنتی نشان می دهد که تمامی سازمان های غربی، از قبیل وزارت خارجه آمریکا و ملل متحد و رسانه ها، سازمان مجاهدین خلق را با علائم اختصاری MEK یا MKO معرفی می نمایند. این گزارش در سرتاسر آن از علائم اختصاری PMOI استفاده می نماید، که همیشه و فقط توسط خود مجاهدین خلق بکار برده می شود. بعد از مطالعه این گزارش لازم است بپرسیم که چه کسی آنرا نوشته و نویسنده چه ارتباطی با مجاهدین خلق و با مریم رجوی داشته است.

در صفحه ۷ این گزارش گفته شده است:

“تحقیقات عفو بین الملل، که از سپتامبر ۲۰۱۷ تا نوامبر ۲۰۱۸ بطول انجامید، بر اساس تحلیل های شهادت ۴۱ نجات یافته، ۵۳ خانواده قربانیان، ۱۱ زندانی سابق، و ۱۰ شاهد دیگر از ۲۸ شهر در سراسر ایران، به صورت مستقیم یا از طریق عدالت برای ایران Justice4Iran که یک سازمان حقوق بشری ایرانی است بدست آمده است”.

شادی صدر از سازمان “عدالت برای ایران” در رأس چندین سازمان حامی نومحافظه کاران ضد ایرانی قرار دارد. او مدام به آلبانی و پاریس برای ارتباط با مجاهدین خلق و مریم رجوی سفر می کند. او مقالاتی در حمایت از مجاهدین خلق نوشته و موضع حمایتی در قبال این سازمان دارد. او هیچ اعتباری به هیچ عنوان در میان جوامع گسترده ایرانی ندارد.
گزارش ادعا می کند که شهادت هایی از اعضای مجاهدین خلق در آلبانی دریافت کرده است. افرادی که در آلبانی هستند دارای مدارک شناسایی نیستند، اجازه کار یا مدارکی برای سفر ندارند. آنان به عنوان پناهنده در آلبانی ثبت نشده اند. حتی زمانی که آنان توسط کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان UNHCR در عراق ثبت نام شدند از اسامی جعلی استفاده کرده و گذرنامه دیگران را قرض گرفتند. بنابراین، برای عفو بین الملل امکانپذیر نیست که هویت افرادی که صحبت کرده اند را با دقت و به روشنی مشخص نماید.

همچنین، یک واقعیت وجود دارد و آن اینکه اعضای مجاهدین خلق در حال حاضر اطلاعات خود در قبال وقایع ۱۹۸۸ را صرفا از نوشته های سازمان دریافت کرده اند. سازمان مجاهدین خلق اعضا را مغزشویی کرده و طی این سالیان تصویر خود را به عنوان واقعیت در ذهنشان کاشته است. آنان شاهدان قابل اتکایی نیستند.

ده ها خانواده ایرانی در اروپا و شمال آمریکا زندگی می کنند که عزیزان خود را در وقایع ۱۹۸۸ از دست داده اند. این گزارش توهینی به دیگر خانواده های اعدام شدگان که در حال حاضر مقیم داخل یا خارج از ایران می باشند است که حامی مجاهدین خلق نیستند، که در طرف صدام حسین یا نیروهای ضد ایرانی سعودی/اسرائیلی قرار نگرفتند. چرا عفو بین الملل حتی با یکی از این افراد مصاحبه نکرده است؟ آنان هم خانواده های قربانیان مجاهدین خلق هستند، ولی خائن نیستند.

در صفحه اول، عفو بین الملل ادعا می کند که:

“مستقل از هر دولت، ایدئولوژی سیاسی، منافع اقتصادی یا مذهبی است و عمدتا توسط حق عضویت یا کمک های مردمی حمایت مالی می شود”.

بعد از سقوط صدام حسین وقتی امکان تحقیق حول شرایط اعضای مجاهدین خلق در عراق بوجود آمد، عفو بین الملل حتی یک کلام به غیر از تمجید از مجاهدین خلق به عنوان یک گروه حامی “حقوق بشر” نگفت. در سال ۲۰۰۵، دیدبان حقوق بشر Human Rights Watch گزارشی در محکومیت نقض حقوق بشر توسط مجاهدین خلق علیه اعضای خودش منتشر کرد. در سال ۲۰۰۹ مؤسسه رندRAND Corporation مطالعاتی عمیق در خصوص مجاهدین خلق انجام داد و نقض حقوق بشر فرقه ای این سازمان را برملا نمود. تنها در سال جاری، به دنبال گزارشات کوبنده ای از جانب رسانه های آلبانی در خصوص سوء استفاده ها و رفتار خطرناک سازمان مجاهدین خلق در آلبانی، رسانه های مختلف غربی گزارشات تحقیقی بیرون داده و در خصوص این سازمان نوشتند. تمامی این گزارشات از نقض جدی حقوق بشر علیه اعضا سخن به میان آوردند.

به عنوان خانواده های اعضای مجاهدین خلق ما خشمگین و متعجب هستیم که چگونه شادی صدر می تواند به اردوگاه اشرف ۳ در مانز Manez برود، ولی هیچ یک از ما خانواده ها اجازه دیدار با عزیزان خود در آنجا را نداریم. ما دو دهه است که برای حق ارتباط با عزیزان خود در داخل سازمان مجاهدین خلق مبارزه می کنیم. حتی زندانیان در زندان های با امنیت بالا در ایران دارای این حق می باشند.

رها بحرینی از “عفو بین الملل” و شادی صدر از “عدالت برای ایران” تلاش کرده اند تا سازمان مجاهدین خلق را یک اپوزیسیون دموکراتیک صلح طلب نشان دهند. این دروغ است.
اعضای مجاهدین خلق منزوی بوده و در شرایط برده داری نوین تحت اعمال مغزشویی نگاه داشته می شوند. ظاهرا عفو بین الملل معنی این حرف ها را نمی فهمد. در غیر این صورت، چرا عفو بین الملل در خصوص سوء استفاده های اخیر سازمان مجاهدین خلق سخن نمی گوید؟ چرا عفو بین الملل در هیچ کجا اشاره ای به قتل اعضا توسط خود سازمان – مسعود دلیلی در عراق و در سال جاری مالک شراعی در آلبانی به عنوان نمونه – نمی نماید؟

گزارش شما مدام به حق قربانیان و خانواده های آنان اشاره دارد که مایل به تحقیق حول نقض حقوق بشر و احقاق خسارات وارده می باشند. این گزارش در حالیکه اعضای مجاهدین خلق را قربانیان سال ۱۹۸۸ معرفی می کند، قربانیان نقض حقوق بشر در داخل سازمان را در سی سال گذشته نادیده گرفته است. این گزارش حتی اشاره ای به آنچه در خلال عملیات “فروغ جاویدان” در سال ۱۹۸۸ گذشت که مریم رجوی و شوهرش مسعود بین ۲ تا ۳ هزار نفر – اغلب غیر نظامی – را به ورطه مرگ در یک نبرد نظامی بیهوده برای اشغال ایران فرستادند نمی نماید. این بروشنی یک جنایت جنگی است.

این امتناع در بیان جنایات و سوء استفاده های مجاهدین خلق در گزارش تهیه شده – که البته ما تنها می توانید آنرا عمدی بدانیم – آنرا بی معنی می سازد. تنها استفاده آن می تواند برای سازمان مجاهدین خلق باشد که وجهه خود را سفید نمایی کند و توجهات را از کنترل و سرکوب اعضای خود در آلبانی منحرف نماید.

اگر عفو بین الملل واقعا به مبارزه برای حقوق بشر هر فرد اعتقاد دارد، ما خانواده ها درخواست های زیر را مطرح می نماییم:

– اینکه عفو بین الملل بر دولت آلبانی فشار بگذارد تا مطمئن شود که تمامی کسانی که مایل به جداشدن از اردوگاه مجاهدین خلق هستند قادر به این کار باشند.

– اینکه مطمئن شود که دولت آلبانی ویزای ورود و مجوز در داخل آلبانی برای خانواده ها جهت دیدار با عزیزانشان صادر نماید.

– اینکه به اعضا و اعضای سابق مجاهدین خلق مدارک هویتی و اجازه کار بدهد تا آنها بتوانند به صورت مستقل زندگی نمایند.

(پایان)

*** 

Mojahedin_Khalq_MEK_Ch_4_News_AlbaniaThe shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian government

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/برزو-درگاهی-ایندیپندنت-مجاهدین-خلق-مر/

یک “فرقه سیاسی” مخالف رژیم ایران، که یک کشور در داخل کشور آلبانی خلق کرده است

مزدور ارتش خصوصی صدام بهزاد صفاری در عراق و آلبانیبرزو درگاهی، روزنامه “ایندیپندنت” انگلستان، دوم ژانویه ۲۰۱۹:… سرهنگ بازنشسته ایلی زیلا Ylli Zyla، مقام سابق اطلاعاتی و ضد تروریستی آلبانی می گوید: “آنان انسان های سرگشته ای هستند. به طور متوسط بالای ۵۰ سال سن دارند. آنان به تدریج یکی بعد از دیگری فوت می کنند. آنان دارای سوابق مورد استفاده حرفه ای نیستند. تمامی آنان مغزشویی شده اند”.اغلب روزها، کادرها به نظر … 

مزدور ارتش خصوصی صدام بهزاد صفاری در عراق و آلبانیAlbanian Police No Match For MEK Commanders Trained By Saddam’s Mukhabarat

لینک به متن انگلیسی 
ترجمه ابراهیم خدابنده

یک “فرقه سیاسی” مخالف رژیم ایران، که یک کشور در داخل کشور آلبانی خلق کرده است.

در تیرانا، برزو درگاهی با جداشدگان از سازمان مجاهدین خلق ایران دیدار کرد، یک گروه بحث برانگیز که خود را عزیز واشنگتن یافته است.

پنجشنبه ۲۷ سپتامبر ۲۰۱۸

روزنامه انگلیسی ایندیپندنت  The Independent

The MEK's former facility, near Tiranaمقر مجاهدین خلق، نزدیک تیرانا

یک گروه تبعیدی ایرانی که عزیز نومحافظه کاران واشنگتن می باشد، مقری را در داخل کشوری در شبه جزیره بالکان یعنی آلبانی برپا کرده که منتقدین آن را “کشور در داخل کشور” توصیف می کنند.

جداشدگان گروه، بستگان اعضا، خبرنگاران، وکلا و یک مقام اطلاعاتی سابق آلبانی می گویند که از یک مقر ۸۴ هکتاری (۳۴۰ هزار متر مربع) بخوبی حفاظت شده که در دامنه های بلندی های دور از شهر در آلبانی بوجود آمده است، گروهی به نام سازمان مجاهدین خلق ایران شروع به توزیع اسرار آمیز پول نقد، برپا نمودن شبکه خصوصی ارتباطات رادیویی، و صدور اطلاعات فریبکارانه برای نفوذ در مباحثات حول جمهوری اسلامی – که دشمن تلقی می شود –  می نماید.

بعلاوه، این گروه متهم شده که اعضا را در داخل اردوگاه علیرغم میلشان حبس نموده است، اتهامی که سازمان را به زانو در آورده است. این سازمان توسط یک زوج در تبعید به نام مریم و مسعود رجوی رهبری شده و از جانب اعضای سابق و کارشناسان به عنوان یک فرقه سیاسی شناخته می شود.

اولسی یازچی، یک نویسنده آلبانیایی که بخشی از یک تیم حقوقی است که جهت یافتن حقایق بیشتر در خصوص این گروه اقدام می نماید می گوید: “ما ظاهرا در یک کشور دموکراتیک زندگی می کنیم. ولی آنان یک کشور در داخل کشور ما ساخته و قوانین خودشان را اجرا می کنند.”

او ادامه می دهد: “آنان در آلبانی مانند مافیا MAFIA رفتار می کند – قوانین را می شکنند، اخاذی می کنند، رشوه می دهند، افراد را کتک می زنند، جداشدگان را تهدید می نمایند، به هر کسی که آنان را مورد سؤال قرار دهد تهمت می زنند که مأمور رژیم ایران است و اعضای خود را در داخل اردوگاه به شیوه های توتالیتاریسم استالینیستی تحت کنترل دارند، و در نهایت مدعیند که دموکرات هایی هستند که ایران را نجات خواهند داد”.

ایندیپندنت به چند سخنگو و نماینده مجاهدین خلق دسترسی پیدا کرد، و از آنان در خصوص این موارد نظر خواست.

https://www.independent.co.uk/news/world/middle-east/mek-maryam-rajavi-anti-iran-albania-cult-state-regime-a8556201.html

کشور در داخل کشور مجاهدین خلق

در زمانی که این گزارش درحال تهیه بود، سازمان یک کلیپ ویدئویی پنج و نیم دقیقه ای که صحنه های یکنواختی را با عنوان “محوطه مسکونی” نشان می داد منتشر کرد، که نشان می داد این مقر از ده ها ساختمان تشکیل شده و در دو طرف دروازه اصلی دو شیر طلایی که سمبل مجاهدین خلق است قرار گرفته است.

این ویدئو نشان می دهد که آلبانیایی ها مشغول کارهای ساختمانی در اردوگاه هستند و در عین حال اعضا با همسایگان آلبانیایی مشغول صرف چای، یا در حال تهیه موسیقی در استودیو می باشند، که شامل آهنگ معروف فرانک سیناترا “My Way” هم هست.

مردان در برابر یک زوج مسن و در حالیکه آنان می خواستند دور شوند فریاد زدند “تروریست، تروریست”، مصطفی و محبوبه محمدی، ایرانی – کانادایی، می گویند که آنان ۲۱ سال است که برای بازپس گرفتن دخترشان سمیه از دست مجاهدین خلق مبارزه می کنند.

آنان از سال ۲۰۰۴ با دخترشان صحبت نکرده اند، این زمانی بود که آنان برای تلاشی مذبوحانه برای خارج نمودن سمیه و برادر جوانش به عراق سفر کردند. این زوج، خود زمانی هوادار سازمان بودند و حتی برای گروه پول جمع می کردند.

مصطفی محمدی بخاطر می آورد که: “ما در خیابان ها پخش می شدیم و تصاویر ایرانیانی را نشان می دادیم که رژیم کشته است و می گفتیم که کودکان آنان در اردوگاه های پناهندگی گرفتار هستند”.

ولی نهایتا محمدی ها علیه گروه شدند، که آنان ادعا می کنند دخترشان را با فریب به عراق برده و پاسپورت او را گرفته و اجبارا در داخل سازمان حفظ کرده است. به دنبال کوشش های فراوان با کمک دیپلمات های آمریکایی و کانادایی، آنان می گویند که توانستند پسرشان را خارج نمایند، که حالا در کانادا زندگی می کند، ولی دخترشان را نتوانستند.

مجاهدین خلق می گویند که سمیه به انتخاب آزاد خود در داخل سازمان است، و ویدئوهایی از وی منتشر  کرده اند که والدین خود را رد می کند.

مریم رجوی، رهبر مجاهدین خلق، در حال سخنرانی ویدئویی در سال ۲۰۱۹ در جلسه قیام ایران در منهتن در ۲۲ سپتامبر ۲۰۱۸

حداقل یک عضو سابق دیگر گروه در تیرانا می گوید که او توانست زمانی که خواهان جدایی بود سازمان را ترک نماید.

او که خواست نامش منتشر نشود می گوید: “من انتخاب کردم که زندگی شخصی خودم را داشته باشم. هیچ فشاری برای ماندن وجود نداشت”.

یک بیانیه طولانی از جانب گروه در وبسایت گروه پوششی موسوم به شورای ملی مقاومت ایران می گوید که مصطفی محمدی در سال ۲۰۰۸ در تهران بوده است – اتهامی که او رد می کند – و این بیانیه وکیل محمدی را “مأمور” سرویس های اطلاعاتی ایران می خواند.

این ویدئوی پنج و نیم دقیقه ای فیلمی از سمیه محمدی را نشان می دهد که او اصرار دارد که “رژیم ایران پدر وی را استخدام کرده تا مجاهدین خلق را متهم به ربودن وی نماید”.

وقتی محمدی ها ابتدا به آلبانی آمدند تا سمیه را پیدا کنند، توسط مقامات در تیرانا سردوانده شدند که ابتدا اصرار داشتند که چنین فردی در کشورشان نیست.

ولی آنان توانستند از جانب گروه استقرار پناهندگان محلی که همدردی نشان می دادند تأییدیه دریافت نمایند که او در سال ۲۰۱۵ وارد تیرانا شده است. فقط چند روز قبل از درگیری با اعضای مجاهدین خلق، محمدی ها توانستند یک افسر پلیس را برای تأیید حضور دخترشان به داخل اردوگاه بفرستند، احتمالا این اولین باری بود که مقامات آلبانی مجوز ورود به مقر را گرفتند.

یازچی یک نویسنده می گوید: “این یک شوک بزرگ برای مجاهدین خلق بود. این نقش فرماندهان را در چشم اعضا کوچک کرد”.

محمدی ها شنیده بودند که او روزی یک بار راهی بیمارستان در تیرانا میشود تا به عنوان مترجم برای اعضای مجاهدین خلق که طالب مراقبت های پزشکی هستند خدمت کند. آنان روز ۲۷ ژوئیه در نزدیکی محل منتظر ماندند تا لحظه ای او را ببینند. بعد از چند ساعت انتظار آنان مجبور به بازگشت به هتل خود شدند.

دلیل بازگشت آنان این بود که یک گروه مرکب از ۴ مرد – که بعدا مشخص شد که عاملان مجاهدین خلق بودند – این زوج مسن را محاصره کرده و به طرف آنان فریاد زدند “تروریست”.

پلیس به سرعت رسید تا به دعوا خاتمه دهد. در کمال تعجب افسران پلیس، عاملان مجاهدین خلق به کتک زدن محمدی در مقابل چشم آنان ادامه دادند، و در برابر این زوج ضعیف فریاد می زدند “تروریست”.

پلیس، محمدی ها بعلاوه عاملان مجاهدین خلق را محاصره کرد و همه را به ایستگاه پلیس تیرانا برد. رهبران مجاهدین خلق وکیل خود مارگاریتا کولا Margarita Kola بعلاوه برخی مسئولین گروه را صدا کردند. کولا، که زمانی به عنوان مشاور در سفارت آمریکا در تیرانا کار می کرد، ادعا نمود که از جانب آمریکایی ها اقدام می کند.

میگنا بالا Migena Balla وکیلی که محمدی ها را نمایندگی می کند و او نیز در ایستگاه پلیس بود گفت که کولا در ایستگاه پلیس گفت “آیا می دانید من که هستم یا نه؟ من فقط یک وکیل نیستم، من نماینده قانونی سفارت آمریکا هستم”. به گفته بالا رفتار پلیس بلافاصله تغییر کرد.

کولا به ایندیپندنت گفت که او برای سفارت آمریکا کار نمی کرد ولی از پاسخ به این سؤال که آیا اساسا چنین ادعایی کرده است یا نه خودداری نمود.

تحت فشار، پلیس به اعضای مجاهدین خلق اجازه داد تا بروند، ولی محمدی ها را چند ساعت نگاه داشت. اداره دادستانی تیرانا به ایندیپندنت گفت که موضوع همچنان تحت تحقیق می باشد.

مصطفی محمدی برای مداوا به یک بیمارستان برای جراحات و کبودی هایش رفت، ویدئوی حمله جمعی عاملان مجاهدین خلق به این زوج در رسانه های اجتماعی آلبانی منتشر شد. ایستگاه های تلویزیونی محلی برای دیدار با این زوج آمدند، و داستان جستجوی آنان برای دخترشان روی آنتن رفت. مردم آلبانی از این بابت خشمگین بودند.

یازچی می گوید: “ما پناهندگان بسیای از سوریه ای و عراقی و غیره داریم. آنان می توانند هر کاری بخواهند انجام دهند. برای خرید بروند. در خیابان بگردند. این مجاهدین خلق کجا هستند؟ چرا ما نمی توانیم آنها را ببینیم؟”

سرهنگ بازنشسته ایلی زیلا Ylli Zyla، یک افسر اطلاعاتی و ضد تروریست سابق آلبانی، مراقب مجاهدین خلق است

اغلب جهان زمانی که دونالد ترامپ به عنوان رئیس جمهور آمریکا در سال ۲۰۱۶ انتخاب شد نگران شدند. اما رهبران مجاهدین خلق جشن گرفتند.

حسن حیرانی، عضو سابق کمیته سیاسی گروه، که در سال جاری جدا شد به خاطر می آورد که: “مانند جشن عروسی بود. به خاطر انتخاب ترامپ بود که گروه از جا به جلو پرید و به اردوگاه جدید رفت. آنها خیلی خوشحال بودند. آنها می گفتند که موتور ژئوپلتیک منطقه روشن شده است”.

داستان این گروه ۵۰ ساله تماما محدود به جنگ ها، قیام ها، و پیچ و تاب های سیاسی خاورمیانه بوده است. این گروه توسط دانشجویان چپ گرا ده ها سال قبل برای نبرد با رژیم شاه محمد رضا پهلوی در ایران تأسیس شد، که ترورهایی علیه مقامات آمریکایی در ایران که حامی دولت بودند انجام داد.

بعد علیه روحانیونی شد که در انقلاب ۱۹۷۹ حکومت را در تهران بدست گرفتند، که بمب گذاری هایی در دهه ۱۹۸۰ میلادی انجام داد. زمانی که به آنها یک اردوگاه در شمال شرقی بغداد داده شد در کنار صدام حسین وارد جنگ ایران و عراق گردیدند.

این حرکت محبوبیت گروه را در میان اغلب ایرانیان نابود کرد. ولی با ده ها تانک و هزاران رزمنده در یک مجموعه بزرگ کویری و پرجمعیت به نام اردوگاه اشرف در یک استان در مجاور مرز ایران قرار گرفت، و همچنان تهدیدی برای جمهوری اسلامی باقی ماند.

سرنوشت این سازمان بعد از اشغال عراق به رهبری آمریکا در سال ۲۰۰۳ و سقوط صدام حسین تغییر کرد. نیروهای آمریکایی ابتدا گروه را به عنوان بخشی از رژیم بغداد بمباران کردند، و بسیاری از تانک های آنان را نابود ساختند. ولی نومحافظه کاران واشنگتن بعدا مجاهدین خلق را به عنوان یک راه بالقوه برای فشار بر تهران ارتقاء بخشیدند.

این گروه عاقبت مورد غضب جمعی از سیاستمداران جدید عراقی که از جانب ایران حمایت می شدند قرار گرفت. اعضا تحت فشار قرار گرفتند تا اردوگاه اشرف را ترک کنند، که بعدا توسط میلیشای سپاه بدر مورد حمایت ایران اشغال گردید، و آنان به اردوگاه لیبرتی منتقل شدند، در همان مقری که نیروهای آمریکایی در نزدیکی فرودگاه بین المللی بغداد مستقر بودند.

تحت فشار مقامات بغداد برای جابجایی گروه، آمریکا توانست دولت آلبانی را متقاعد نماید تا حدود ۲۰۰ نفر از اعضای گروه را به عنوان پناهنده در سال ۲۰۱۳ بپذیرد، که به عنوان یک عمل انسان دوستانه توصیف شد.

ولی در حالیکه آنان تحت حملات میلیشیای شیعه مورد حمایت ایران بودند، بعلاوه فشاری که مبارزان داعش وارد می کردند، طرح انتقال چند صد نفر به آلبانی، به هر صورت تبدیل به انتقال تمامی سازمان از عراق به جنوب شرقی اروپا شد.

زمانی که آنان کاملا به آلبانی منتقل شدند، گروه ابتدا در یک تعداد ساختمان های آپارتمانی خالی که در خارج از شهر پراکنده بودند مستقر شد، و همچنان در ناآگاهی و بی توجهی محو گردید.

رهبران بیهوده تلاش کردند تا اعضا را همچنان ایزوله نگاه داشته – که مشتاق ارتباط با دنیای مدرن و برای سالیان ممنوع از ارتباط با جنس مخالف بودند – و مانع از جداشدن آنان گردند. آنها سعی کردند در اطراف ساختمان های آپارتمانی حصارهای بلندی نصب کنند، ولی فورا توسط مقامات محلی که عصبانی شده بودند برچیده شدند.

مصطفی و محبوبه محمدی کانادایی – ایرانی طی ۲۱ سال گذشته سعی کردند تا دخترشان سمیه را از  مجاهدین خلق بیرون بیاورند.

با انتخاب آقای ترامپ، همه چیز تغییر کرد. مجاهدین خلق سالها روی امثال جان بولتون و رودی جولیانی در واشنگتن سرمایه گذاری کرده بودند که نیروهایی در داخل دولت جدید در واشنگتن به حساب می آمدند.

علاوه بر این، شاهزاده محمد بن سلمان ولیعهد جاه طلب و مشخصا ضد ایران در عربستان سعودی قدرت را به دست گرفت، و شروع به یافتن متحد برای اهداف خود کرد تا دولت روحانیون در تهران را عقب نشانده و در صورت امکان سرنگون نماید.

از سال ۲۰۱۷، درست زمانی که ترامپ شروع به اعمال مجدد تحریم ها علیه ایران که اوباما در توافق هسته ای برداشته بود نمود، مجاهدین خلق ناگهان شروع به خرید مجموعه زمین هایی در آلبانی، در خارج از شهر و در مزارع نزدیک شهر منزا Manza، بین پایتخت آلبانی و دریای آدریاتیک نمودند.

دولت ترامپ به برقراری روابط مستحکم با مجاهدین خلق ادامه داد. در آخر هفته، وکیل رئیس جمهور در اجتماع گروه در یک هتل در مرکز شهر منهتن Manhattan سخنرانی نمود، و مجاهدین خلق را به عنوان پادزهر خشونت و سرکوب توسط “قاتلان غیر قانونی” در قدرت در تهران خواند. او گفت که: “ایران مستحق آزادی و دموکراسی است”.

خبرنگار و محقق آلبانیایی جرجی تاناسی Gjergi Thanasi گفت که این گروه ۱۳ میلیون دلار (۹/۹ میلیون پوند) برای خرید ابتدا ۲۰۰ هزار متر مربع در یک مجموعه پرداخت کرد و سپس یک ۱۴۰ هزار متر مربع دیگر خرید و همچنان به خرید املاک و پرداخت قبوض آب، برق، و اینترنت با مبالغ بسیار بالا ادامه داد.

تاناسی می گوید: “آنان برای هر چیزی مبالغ بالای نقد می پردازند، بعضی اوقات یک حجم زیاد از پول محلی برای خرید می پردازند، پولی که از محل هایی غیر از بانک ها و صرافی ها دریافت می کنند، ولی همچنین از اسکناس های ۱۰۰ دلاری استفاده می کنند و هیچ رد بانکی بجا نمی گذارند.

او می گوید: “آنها قبوض خود را به موقع می پردازند و نقد می دهند. آنها در برابر اجناسی که از مغازه ها یا حتی مراکز خرید می خرند همیشه نقد می پردازند. آنها از کارت بانکی استفاده نمی کنند. آنها دوست دارند هیچ ردی باقی نگذارند”.

تاناسی کشف کرد که گروه ۱۷۰۰ دستگاه کامپیوتر و مونیتور برند لنوو Lenovo از یک شرکت آلبانیایی خریداری کرده است. ابتدا او فکر کرد که این کار به منظور کلاهبرداری برای فرار از مالیات گمرک واردات و بازفروش آنان برای کسب منفعت است.  ولی مجاهدین خلق بهای کامل دستگاه ها را پرداخت نمودند. آنها این کامپیوتر ها را برای اردوگاه می خواستند، و پول آنرا هم نقدا پرداخت نمودند. او با تمسخر می گوید: “این تعداد دستگاه کامپیوتر را برای چه مصرفی می خواهند؟”

این گروه هزینه های بالایی دارد. آنها یک اینترنت اختصاصی با سرعت بالا برقرار کرده اند. آنها همچنین توانسته اند مجوز رسمی برای برقراری دکل آنتن بر فراز کوه داجتی Dajti، بر قله های مشرف بر تیرانا، برپا نموده و عملا شبکه ارتباطی خودشان را بوجود آورند.

یک شرکت امنیتی خصوصی آلبانی، به نام آرگون Argon، حفاظت اردوگاه و ورودی های آنرا به عهده گرفته است، که حداقل ۹ نفر مسلح به تفنگ های تهاجمی و سلاح های دستی در شیفت های شش ساعته در تمام ۲۴ ساعت دارد.

هنوز روشن نشده است که چرا آلبانی، یک کشور کوچک بالکان که تلاش می کند شهرت خود برای فساد و پول شویی را به منظور عضویت در اتحادیه اروپا تغییر دهد، به چنین گروه سایه ای اجازه می دهد تا با مداقه بسیار کمی به فعالیت بپردازد.

تاناسی می گوید: “اگر من بخواهم یک خودرو برای ۲ یا ۳ هزار یورو بخرم باید از بانک برای پرداخت پول خودرو استفاده کنم. من باید پول را از طریق بانک به گردش در آورم و روشن سازم که این پول از پس انداز شخصی خودم هزینه شده است”.

سازمان ظاهرا ارتباطات قوی با مقامات ارشد آمریکایی دارد. پاندلی ماجکو Pandeli Majko، یک وزیر در دولت فعلی آلبانی تحت نخست وزیری ادی راما Edi Rama، فاتمیر مدیو Fatmir Mediu، وزیر سابق دفاع، و الونا جبریا Elona Gjebrea، معاون سابق وزیر کشور، همراه با جولیانی زمانی که اوایل امسال برای جشن سال نوی ایرانی به میزبانی مجاهدین خلق از آلبانی دیدار می کرد بودند.

حیرانی، یک عضو سابق ۳۸ ساله از بخش سیاسی مجاهدین خلق، می گوید که او مظنون شد که پول های ناگهانی گروه از جانب اهدا کنندگان عربستان سعودی از طریق کانالی که توسط شاهزاده سعودی ترکی الفیصل سازمان داده شده بود می آید، که او در تابستان در میتینگ مجاهدین خلق در فرانسه همراه با جولیانی، وکیل ترامپ، و بولتون، مشاور امنیت ملی کاخ سفید، شرکت کرد.

حیرانی می گوید که او هیچ مدرکی دال بر حمایت سعودی از گروه به غیر از گفتگو با اعضای رهبری سیاسی ندارد. حیرانی به خاطر دارد که: “من گفتم، چه اردوگاه بزرگی، با این همه ساختمان و مسئولم در جواب گفت که بالاخره فیصل تخم طلا گذاشت”.

یک سخنگوی سفارت سعودی در واشنگتن به نامه درخواست من برای اظهار نظر پاسخی نداد. علی شهابی، مؤسس بنیاد فکری عربستان که توسط ریاض حمایت می شود گفت که شاهزاده ترکی خدمت به مجاهدین خلق به عنوان کانال کمک مالی را تکذیب کرده است.

حسن شهباز، ۵۰ ساله، کمی بعد از اشغال عراق توسط آمریکا به مجاهدین خلق پیوست. ولی وقتی به تیرانا رسید کشف نمود که مادر پیرش، دو برادرش، و دو خواهرش جان خود را برای سفر به عراق در خلال جنگ داخلی عراق در سال ۲۰۰۶ جهت دیدار با او به خطر انداخته بودند. وقتی آنها رسیده بودند از جلوی درب ورودی اردوگاه بازگردانده شده بودند. او امروز می گوید: “آنها به خانواده من گفتند که من آنجا نیستم و آنها را بازگردانده بودند”.

وقتی او با مسئولین مجاهدین خلق در خصوص عملشان برخورد کرد، به وی گفتند مسئله را دنبال نکند و فعلا مسکوت نگاه دارد.

چند هفته بعد در ماه آوریل، هنگام خروج با دیگر اعضای مجاهدین خلق، او به آرامی از گروه جدا شد، یک تاکسی به سمت تیرانا گرفت و به یکی از افراد جمع فزاینده جداشدگان از گروه تبدیل گردید.

او می گوید: “در عراق که ما را حبس کرده بودند، می گفتند که صرفا به خاطر حفاظت خودمان است. میگفتند که دولت عراق در جیب دولت ایران است. حالا حرفشان چیست؟”.

در داخل اردوگاهی که اعضا اصطلاحا اشرف ۳ مینامند، سازمان همان مناسباتی را برپا کرده است که منتقدان به آن ساختار فرقه ای می گویند. به اعضا گفته می شود که در خصوص یکدیگر جاسوسی کنند، خواب شب خود را بازگو نمایند، و در نشست های مغزشویی در ساعات طولانی شرکت کنند.

اعضایی که نافرمانی کنند به عنوان تنبیه روزها ایزوله می شوند و از ارتباط با دوستان خود منع می گردند. بعد از خروج به منظور رفتن به بیمارستان یا مغازه ها، آنان مورد بازرسی بدنی قرار می گیرند، که از ترس این است که مبادا سعی نمایند گوشی تلفن همراه به داخل اردوگاه ببرند.

اردوگاه به چندین قسمت تقسیم شده است، که قسمت انتهای شمالی اختصاصا برای دیدارهای مریم رجوی مستقر در فرانسه نگاه داشته شده است، و کارگران طبقه پائین که عمدتا مردان هستند از دیگر افراد با حصار و ایست و بازرسی جدا شده و در انتهای جنوبی اردوگاه قرار دارد.

حیرانی این اردوگاه را مشابه “مزرعه حیوانات Animal Farm “، نام کتاب معروف جرج اورول George Orwell که در خصوص یک جامعه ایزوله و استبدادی نوشته شده است، می داند. در یک بیانیه، گروه اعلام نمود که اعضای مجاهدین خلق “هدف تروریسم رژیم ایران هستند” و لذا نیاز به حفاظت دارند. این بیانیه همچنین اعلام نمود که اعضای مجاهدین خلق در اردوگاه”همیشه پذیرای دوستان، شخصیت ها و خبرنگاران از آلبانی و سایر کشورها، چه در محل فعلی و چه در محل قبلی، بوده اند. ولی آنان مراقب هستند و به حد کافی تجربه دارند که مأموران رژیم ایران را پذیرا نباشند”.

در حالیکه این سازمان قادر به جذب نیروی جدید نیست، اعضای جدید پا به سن می گذارند، و بسیاری از اعضا ممکن است فقط از ترس دنیای بیرون در داخل اردوگاه بمانند.

سرهنگ بازنشسته ایلی زیلا Ylli Zyla، مقام سابق اطلاعاتی و ضد تروریستی آلبانی می گوید: “آنان انسان های سرگشته ای هستند. به طور متوسط بالای ۵۰ سال سن دارند. آنان به تدریج یکی بعد از دیگری فوت می کنند. آنان دارای سوابق مورد استفاده حرفه ای نیستند. تمامی آنان مغزشویی شده اند”.

اغلب روزها، کادرها به نظر می رسد که در نبرد رسانه های اجتماعی مشغول هستند، تا سراب محبوبیتی که گروه واقعا فاقد آنست را نشان بدهند.

آنان ساعت های متمادی را در جنگ توئیتری علیه حامیان دولت تهران یا حتی مخالفان جمهوری اسلامی که همچنین مخالف مجاهدین خلق هستند صرف می کنند. حیرانی می گوید: “به ما گفته شده بود تا به حساب های افرادی که مخالف یا منتقد مجاهدین خلق هستند حمله کنیم. یا سخنان مریم رجوی را باز توئیت نماییم”.

همچنین به آنها گفته شده بود تا هویت های سیاسی ساختگی غیر از هواداران مجاهدین خلق اتخاذ نمایند. او به خاطر می آورد – اتهامی که توسط دیگر جداشدگان مورد تأیید قرار گرفت – که: “آنان به ما می گفتند که در حال حاضر محیط برای ما خوب نیست. آنان می گفتند که به خاطر تبلیغات علیه ما توسط رژیم، بهتر است تظاهر کنیم که ما سلطنت طلب، یا فقط فعالان دموکراسی در ایران هستیم.”

شاهین قبادی، یک سخنگوی مجاهدین خلق، در توئیتر خود اتهامات مربوطه که گروه یک کارخانه ترول Troll Factory (Troll Factory یا Troll Farm به معنی مؤسسه ای است که کارکنانش با حساب های متعدد ساختگی در فضای مجازی مدام و به میزان بسیار بالا نظرات موافق یا مخالف را در خصوص موضوعی ترویج می نمایند – مترجم) در آلبانی براه انداخته است را محکوم کرد و آنرا مضحک توصیف نمود و آنرا دیکته شده از جانب مقامات اطلاعاتی ایران به رسانه های بین المللی خواند. یک ویدئوی گروه اتاقی پر از کامپیوتر را نشان می دهد، که اعضا ویدئوهای اعتراضات در داخل ایران را جمع آوری می کنند.

زیلا Zyla در خصوص گروه به نوعی متخصص شده است. او می گوید که اگرچه این گروه فعلا تهدیدی برای امنیت ملی آلبانی به حساب نمی آید، ولی دارد به چالشی برای نظم عمومی کشور مبدل میشود. اعضایش مشاهده شده که به جداشدگان حمله می کنند، که در کافه های تیرانا می چرخند، و در جلسات هفتگی آموزشهای حرفه ای سازماندهی شده توسط ملل متحد شرکت می نمایند. یک جداشده گفت که او تابحال شش بار از زمانی که از گروه خارج شده است مورد تهدید قرار گرفته است.

زیلا به ایندیپندنت می گوید: “حتی پلیس اجازه ورود به اردوگاه آنان را ندارد. وزیر کشور تقریبا هیچ کنترلی بر روی کمپ ندارد. گشت های پلیس، بنا بر اطلاع من، اجازه ورود به مجموعه های مجاهدین خلق را ندارند. اردوگاه آنان به یک سنگر مرموز تبدیل شده است.

(پایان)

*** 

همچنین:

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/گزارش-روزنامه-گاردین-از-مجاهدین-خلق-فر/

تروریست، فرقه، یا قهرمانان دموکراسی ایران؟ داستان وحشی وحشی مجاهدین خلق

روزنامه گاردین، نهم نوامبر ۲۰۱۸ (ترجمه ایران اینترلینک):… مبارزان ضد سرمایه داری، ضد امپریالیست، و ضد آمریکایی مجاهدین خلق تعدادی از افسران پلیس شاه را اغلب به شکل درگیری های انتحاری خیابانی در دهه ۷۰ میلادی کشتند. این گروه هتل ها، خطوط هوایی و شرکت های نفتی متعلق به آمریکائی ها را هدف قرار می داد، و مسئول قتل شش آمریکایی در ایران بود. یکی از مشهورترین سرودها … 

ترجمه مقاله تحقیقی گاردین مجاهدین خلق مریم رجوی فرقه رجوی آلبانیEx members accuse Maryam Rajavi of coordinating routine sexual abuse

لینک به متن اصلی (انگلیسی)
ترجمه ابراهیم خدابنده

تروریست، فرقه، یا قهرمانان دموکراسی ایران؟ داستان وحشی وحشی مجاهدین خلق

روزنامه انگلیسی گاردین – ۹ نوامبر ۲۰۱۸

آنان برای انقلاب ایران جنگیدند – و سپس برای صدام حسین. ایالات متحده و بریتانیا زمانی آنان را محکوم کردند. ولی حالا مخالفتشان با تهران، آنان را به محبوب سخت سران کاخ سفید ترامپ بدل ساخته است.

https://www.theguardian.com/news/2018/nov/09/mek-iran-revolution-regime-trump-rajavi

مصطفی و ربابه محمدی برای نجات دخترشان به آلبانی آمدند. ولی در تیرانا، پایتخت آلبانی، این زوج میانسال همه جا توسط دو مأمور امنیت آلبانی تعقیب می شدند. مردانی با عینک های آفتابی آنان را از هتل تا خیابان جرج دبلیو بوش و تا دفتر وکلیشان و تا وزارت امور داخله، و از وزارتخانه تا هتل دنبال می کردند.

محمدی ها می گویند که دخترشان سمیه برخلاف میلش توسط یک گروه انقلابی ایرانی حاشیه ای، که به آلبانی تبعید شده و به اسم مجاهدین خلق شناخته میشود، نگاه داشته شده است. مجاهدین خلق که عموما به عنوان یک فرقه شناخته میشوند، زمانی به عنوان یک سازمان تروریستی توسط ایالات متحده و بریتانیا معرفی شدند، ولی مخالفت آنان با دولت ایران حالا موجب کسب حمایت از جانب جناح عقابان قوی در دولت ترامپ، شامل مشاور امنیت ملی جان بولتون و وزیر خارجه مایک پومپئو شده است.

سمیه محمدی یکی از حدود ۲۳۰۰ عضو مجاهدین خلق است که در داخل یک پایگاه بسیار مستحکم که در مساحتی به وسعت ۳۴ هکتار در یک مزرعه در شمال غربی آلبانی ساخته شده زندگی می کند. والدین وی، که زمانی از حامیان گروه بودند، می گویند که ۲۱ سال قبل، سمیه به عراق پرواز کرد تا در یک اردوی تابستانی شرکت نموده و مزار خاله اش را زیارت کند. اما او هرگز برنگشت.

این زوج دو دهه گذشته را در کوشش برای بیرون کشیدن دخترشان از مجاهدین خلق سپری کرده اند، و از محل اقامتشان در کانادا به پاریس، اردن، عراق و اکنون آلبانی سفر نموده اند. مصطفی در حالیکه در بیرون یک رستوران در مرکز تیرانا نشسته بود گفت: “ما علیه هیچ گروه یا کشوری نیستیم. ما فقط می خواهیم دخترمان را خارج از اردوگاه و بدون حضور فرماندهانش ببینیم. او می تواند انتخاب کند آنجا بماند یا اینکه انتخاب کند با ما به خانه برگردد”. مجاهدین خلق اصرار دارند که سمیه نمی خواهد اردوگاه را ترک کند، و نامه ای منتشر نموده است که در آن او پدر خود را متهم کرده است که با اطلاعات ایران کار می کند.

مادر سمیه می گوید: “او دختر محجوبی است. آنها افرادی مانند وی را تهدید می کنند. او می خواهد گروه را ترک کند ولی می ترسد که او را بکشند”.

مجاهدین خلق از زمان تبعید از ایران در اوایل دهه ۸۰ میلادی، خود را مکلف به سرنگون کردن جمهوری اسلامی نموده اند. ولی این گروه از دهه ۶۰ میلادی به عنوان یک میلیشیای دانشجویی مارکسیست- اسلامی، که در سرنگون کردن شاه در انقلاب ۱۹۷۹ میلادی ایران نقش بازی کرد کارش را شروع نمود.

مبارزان ضد سرمایه داری، ضد امپریالیست، و ضد آمریکایی مجاهدین خلق تعدادی از افسران پلیس شاه را اغلب به شکل درگیری های انتحاری خیابانی در دهه ۷۰ میلادی کشتند. این گروه هتل ها، خطوط هوایی و شرکت های نفتی متعلق به آمریکائی ها را هدف قرار می داد، و مسئول قتل شش آمریکایی در ایران بود. یکی از مشهورترین سرودهای مجاهدین خلق عنوان می نماید: “مرگ بر آمریکا، با آتش و خون، بر لبان هر مسلمان، فریاد مردم ایران، نابود باد آمریکا”. (متن سرودهای “نبرد با آمریکا” و “سرکوچه کمینه” از سرودهای مجاهدین خلق منتشر شده بعد از انقلاب اسلامی ضمیمه است – مترجم)

چنین حملاتی راه بازگشت آیت الله روح الله خمینی در تبعید را هموار نمود، که بلافاصله مجاهدین خلق را به عنوان تهدیدی جدی برای طرح هایش جهت تبدیل ایران به جمهوری اسلامی تحت کنترل روحانیت تشخیص داد. چریک های به خوبی مسلح طبقه متوسط ، اگرچه در میان دانشجویان و روشنفکران مذهبی محبوبیت داشتند، ولی ثابت شد که هیچ همخوانی با سازوکار و قاطعیت خمینی ندارند.

به دنبال انقلاب، خمینی از سرویس های امنیتی، دادگاه ها و رسانه ها استفاده کرد تا حمایت سیاسی مجاهدین خلق را محدود نماید و سپس آنان را به طور کامل خورد کند. بعد از اینکه آنان مقابله کردند، و بیش از ۷۰ تن از مقامات ارشد جمهوری اسلامی – شامل رئیس جمهور و رئیس قوه قضائیه – را در بمب گذاری های هولناک کشتند، خمینی دستور یک سرکوب خشونت آمیز علیه اعضا و هواداران مجاهدین خلق را صادر کرد. نجات یافتگان از کشور فرار کردند.

صدام حسین، که درگیر یک جنگ خونین علیه ایران با حمایت بریتانیا و ایالات متحده بود، فرصت را غنیمت یافت تا مبارزان تبعیدی مجاهدین خلق را علیه جمهوری اسلامی به خدمت بگیرد. در سال ۱۹۸۶، او به گروه پیشنهاد سلاح، پول نقد و پایگاه وسیع نظامی که اردوگاه اشرف نامگذاری شد و فقط ۵۰ کیلومتر تا مرز ایران فاصله داشت را داد.

برای نزدیک به دو دهه، تحت رهبری نامطلوب شخص مسعود رجوی، مجاهدین خلق حملاتی را علیه اهداف نظامی و غیر نظامی در طول مرز با ایران انجام دادند و همچنین به صدام حسین برای سرکوب دشمنان داخلی اش کمک نمودند. ولی بعد از همراه شدن با صدام – که شهرهای ایران را بی محابا بمباران می کرد و بی رحمانه از سلاح شیمیایی در جنگ استفاده می نمود که جان میلیون ها نفر را گرفت – مجاهدین خلق تقریبا تمامی حمایتی که در ایران کسب نموده بودند را از دست دادند. اعضا حالا به عنوان خائن شناخته می شدند.

مجاهدین خلق، ایزوله در پایگاه عراقی تحت کنترل شدید رجوی، به فرقه تبدیل شدند. یک گزارش ارائه شده به دولت ایالات متحده <https://www.rand.org/pubs/monographs/MG871.html>,
مبتنی بر مصاحبه های انجام شده در داخل اردوگاه اشرف اینطور نتیجه گیری می کند که مجاهدین خلق “بسیاری از خصوصیات یک فرقه، از قبیل کنترل شدید، مصادره اموال، کنترل جنسی (شامل طلاق اجباری و تجرد)، انزوای عاطفی، کار اجباری، محرومیت از خواب، سوء استفاده جسمی و گزینه های محدود خروج” را دارا می باشند.

بعد از اشغال عراق توسط ایالات متحده، مجاهدین خلق یک کارزار لابی گری غیر عادی را آغاز کردند
<https://www.theguardian.com/world/2012/sep/21/iranian-exiles-lobbyists-delist-mek>
تا شناسایی به عنوان یک سازمان تروریستی را خنثی نمایند – علیرغم گزارشاتی که نشان می دهند این گروه در ترور دانشمندان هسته ای ایران در سال ۲۰۱۲ دست داشته است – ولی تحت رهبری همسر مسعود رجوی، یعنی مریم رجوی، مجاهدین خلق حمایت قابل ملاحظه ای در بخش هایی از جناح راست آمریکایی و اروپایی، که مشتاق اتحاد با هر کسی که علیه تهران بجنگد هستند، کسب کردند.

در سال ۲۰۰۹، بریتانیا مجاهدین خلق را از لیست گروه تروریست ها خارج کرد. دولت اوباما نیز در سال ۲۰۱۲نام گروه را از لیست ترور آمریکا حذف نمود. <https://www.theguardian.com/world/2012/sep/21/iran-mek-group-removed-us-terrorism-list
و سپس وارد مذاکره برای استقرار آنان در آلبانی شد.

در کنفرانس سالانه “ایران آزاد” که گروه در پاریس هر تابستان براه می اندازد، ده ها نماینده انتخابی ایالات متحده و بریتانیا – در کنار سیاستمداران و مقامات نظامی بازنشسته، شرکت کرده و به صراحت خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی و جایگزین کردن آن با مریم رجوی به عنوان رهبر ایران می شوند. در گردهمایی سال گذشته در پاریس، نماینده مجلس انگلستان از حزب محافظه کار دیوید ایمس David Amess اعلام نمود که “تغییر رژیم . . . نهایتا بدست خواهد آمد”. در همان برنامه جان بولتون John Bolton، که مدت ها قبل از پیوستن به دولت ترامپ  جنگ با ایران را آغاز کرده بود – اعلام نمود که او  انتظار دارد مجاهدین خلق قدرت را در تهران تا قبل از سال ۲۰۱۹ بدست بگیرند. او بیان داشت: “رفتار و اهداف رژیم تغییر نخواهد کرد و لذا تنها راه حل تغییر خود رژیم است”.

جاذبه اصلی کنفرانس امسال در پاریس یکی دیگر از حامیان سالیان مجاهدین خلق، شهردار سابق نیویورک رودی جولیانی Rudy Giuliani و حالا وکیل شخصی دونالد ترامپ بود. او خطاب به جمعیت گفت: “ملاها باید بروند. آیت الله ها باید بروند. و آنان باید با یک دولت دموکراتیک که خانم رجوی آنرا نمایندگی خواهد کرد جایگزین شوند”. جولیانی همچنین کار “هسته های مقاومت” مجاهدین خلق در داخل ایران را ستود، و آنان را بخاطر برگزاری موج اخیر اعتراضات در برابر وضعیت بد اقتصادی مورد تشویق قرار داد. او گفت: “این اعتراضات اتفاقی نیستند، آنان توسط بسیاری از افراد ما در آلبانی هماهنگ شده اند.” جولیانی، بولتون و مرحوم جان مک کین John McCain در میان سیاستمداران آمریکایی هستند که به آلبانی سفر کردند تا حمایت خود از مجاهدین خلق را نشان دهند.

در همین حال در آلبانی، مجاهدین خلق درگیر حفظ نیروهای خود هستند که شروع به جداشدن کرده اند. این گروه همچنین از جانب رسانه های محلی و احزاب مخالف زیر ذره بین قرار گرفته است، که مفاد معامله انجام شده برای آوردن مبارزان مجاهد خلق به تیرانا را مورد سؤال قرار می دهند.

سخت است بتوان یک ناظر جدی یافت که معتقد باشد مجاهدین خلق ظرفیت یا حمایتی در داخل ایران برای سرنگون کردن جمهوری اسلامی دارند. ولی سیاستمداران ایالات متحده و بریتانیا با صدای بلند از یک گروه کوچک انقلابی زمین گیر شده در آلبانی بر اساس یک بازی ساده تر حمایت میکنند: حمایت از مجاهدین خلق ساده ترین راه برای خمشگین کردن تهران است، و مجاهدین خلق در عوض تنها بخش کوچکی از استراتژی کلی ترامپ برای خاورمیانه است که هدفش ایزوله کردن و وارد کردن فشار اقتصادی بر ایران می باشد.

قبل از اینکه مجاهدین خلق بتوانند محبوب راست های آمریکا و اروپا شوند، می بایست خود را از نو بسازند. دموکراسی، حقوق بشر و سکولاریزم شعارهای جدید گروه شد – مریم رجوی به عنوان رهبر گروه، خشونت را محکوم کرد و با موفقیت یک فرقه ضد غربی را به یک دولت در تبعید دموکراتیک طرفدار آمریکا تبدیل نمود.

راه دراز به کسب مقبولیت با اشغال عراق توسط ایالات متحده در سال ۲۰۰۳ شروع شد. این جنگ صدام حسین، مدافع و محافظ مجاهدین خلق، را سرنگون کرد، ولی این گروه را در ارتباط مستقیم با مقامات آمریکایی قرار داد – که خیلی زود به دنبال مهمات بیشتر علیه ایران بودند.

ایالات متحده در اواخر دهه ۱۹۹۰ میلادی مجاهدین خلق را، به عنوان یک ژست حسن نیت در برابر دولت اصلاح طلب در تهران، یک گروه تروریست معرفی کرده بود.  وقتی جرج دبلیو بوش George W Bush صدام حسین را در سخنرانی سال ۲۰۰۲ به پناه دادن به تروریست ها متهم نمود که منجر به اشغال عراق شد، او در واقع اشاره اش به مجاهدین خلق بود. ولی در روزهای نخست اشغال عراق توسط آمریکا، بحثی در کاخ سفید پیش آمد که با حدود ۵۰۰۰ نفر مبارزان مجاهدین خلق در مقرشان در اردوگاه اشرف چه کنند.

کوندولیزا رایس Condoleezza Rice، وزیر خارجه ایالات متحده، اینطور بحث می کرد که مجاهدین خلق در لیست سازمان های تروریستی قرار دارند و باید بر همین اساس با آنها برخورد شود. ولی جناح عقاب ها، شامل وزیر دفاع وقت دونالد رامزفلد Donald Rumsfeld، و معاون رئیس جمهور دیک چنی Dick Cheney، اینطور بحث می کردند که مجاهدین خلق باید به عنوان سلاحی علیه جمهوری اسلامی مورد استفاده قرار گیرند – این هدف بعدی در نقشه راه نومحافظه کاران برای بازسازی خاور میانه بود. (“پسران به بغداد میروند، مردان واقعی به تهران میروند”، گفتار نیمه شوخی آنان بود.)

جناح رامزفلد پیروز شد. اگرچه این گروه هنوز در لیست سازمان های تروریستی بود، پنتاگون (وزارت دفاع آمریکا) به صورت یک جانبه مبارزان مجاهد خلق در داخل اردوگاه اشرف را به عنوان “اشخاص حمایت شده” تحت کنوانسیون ژنو به رسمیت شناخت – آنان رسما خلع سلاح شده بودند، ولی در عمل امنیت آنان از جانب نیروهای آمریکا در عراق ضمانت شد. ایالات متحده از گروهی حفاظت می کرد که در عین حال به عنوان تروریست معرفی کرده بود.

شکی نیست که نگاه جناح عقاب های آمریکا به مجاهدین خلق به عنوان سلاحی در جنگ علیه ایران بود: در ماه مه ۲۰۰۳، یعنی همان ماهی که بوش در اعلامیه مشهور خود مأموریت عراق را انجام شده مطرح نمود، روزنامه نیویورک تایمز گزارش داد که “سخت سران پنتاگون” وارد حمایت از مجاهدین خلق شده اند، “و شاید بعدا آنرا به عنوان سازمان اپوزیسیون آینده در ایران مورد بازسازی قرار دهند، به نوعی مانند اپوزیسیون عراقی مورد حمایت آمریکا تحت احمد چلبی که جنگ در عراق را جلوداری کرد”. در سال ۲۰۰۳، دولت بوش یک پیشنهاد با امضای رهبر عالی ایران علی خامنه ای مبنی بر تحویل سران مجاهدین خلق در عراق در معاوضه با اعضای شورای نظامی القاعده و بستگان اسامه بن لادن که توسط ایران در حالیکه از افغانستان بعد از ۱۱ سپتامبر در حال فرار بودند دستگیر کرده بود را رد کرد.

زمانی که اشغال عراق توسط آمریکا به کابوس جنگ داخلی تبدیل شد، راست های آمریکایی به صورت فزاینده ای ایران را مقصر تفرقه در کشور می دانستند. سیاستمداران ارشد به صراحت خواهان بمباران جمهوری اسلامی شدند، در میان وحشت فزاینده در خصوص برنامه هسته ای ایران – که وجود آن اولین بار توسط مجاهدین خلق برملا شد که بی بی سی آنرا یک “کودتای تبلیغی” برای گروه نامید. (چندین متخصص اطلاعات اسرائیل گزارش نمودند که موساد Mossad این مدارک را به مجاهدین خلق داده است). در سال ۲۰۰۷، خروجی های خبری آمریکا گزارش نمودند که بوش یک دستورالعمل سری را برای انجام “عملیات مخفی” در داخل ایران به امضا رسانده است.

بین سالهای ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۲، هفت دانشمند هسته ای ایران با مسمومیت یا بمب مغناطیسی که بر خودروی در حال حرکت آنها توسط موتور سوار چسبانده شده بود مورد حمله قرار گرفتند، پنج نفر کشته شدند. در سال ۲۰۱۲، اخبار ان بی سی NBC News، در نقل قول از دو مقام ناشناس آمریکایی گزارش نمود که حملات مربوطه از جانب آژانس اطلاعات خارجی اسرائیل طراحی شده و توسط عوامل مجاهدین خلق در داخل ایران به اجرا در آمده است. یک سخنگوی مجاهدین خلق این گزارش را “ادعای دروغ” خواهند . . . که “منبع اصلی آن رژیم ملاها می باشد”.

در همین اثنا بود که مجاهدین خلق شروع به کار برای بازسازی وجهه خود در غرب نمودند. گروه های مرتبط با مجاهدین خلق به کارزارهای سیاسی کمک کردند و واشنگتن را با تبلیغات پوشاندند و سیاستمداران با نفوذ غربی مواجب بگیر دست به قلم شدند و سخنرانی کردند – و برای خارج کردن نام مجاهدین خلق از لیست سازمان های تروریستی لابی نمودند.

یک لیست بلندبالای فوق العاده از سیاستمداران آمریکایی از هر دو حزب، ارقام بالای مالی دریافت کردند تا در مراسم مختلف به نفع مجاهدین خلق صحبت کنند، که شامل جولیانی، مک کین، نیوت گینگریچ Newt Gingrich و رؤسای سابق حزب دموکرات ادوارد رندال Edward Rendell و هاوارد دین Howard Dean – همراه با تعدادی از رؤسای سابق اف بی آی FBI و سی آی ای CIA می شدند. جان بولتون که به دفعات در مراسم حمایت از مجاهدین خلق ظاهر شده بود برآورد می شود که مبلغی بالغ بر ۱۸۰ هزار دلار دریافت کرده است. بر اساس فرم های مالی بیرون آمده، بولتون برای یک حضور خود در گردهمایی “ایران آزاد” در پاریس در سال ۲۰۱۷ مبلغ ۴۰ هزار دلار گرفته است.

یک تعداد از سیاستمداران بریتانیایی در دو یا چند مراسم مجاهدین خلق در پاریس در طی سه سال گذشته شرکت کرده اند، که شامل باب بلکمن Bob Blackman و متیو اوفارد Matthew Offord از حزب محافظه کار و راجر گادسیف Roger Godsiff و تونی پرکینز Toby Perkins از حزب کارگر می شوند. نماینده از حزب محافظه کار و وزیر سابق ترسا ویلیرز Theresa Villiers در دو مراسم سالانه پاریس شرکت داشته است. همچنین دیوید ایمس، نماینده مجلس از حزب محافظه کار در حوزه جنوب غرب – صدای بلند مجاهدین خلق در پارلمان انگلستان بود که همچنین به آمریکا جهت سخنرانی در یک گردهمایی در حمایت از گروه هم سفر نمود. (تمامی این نمایندگان از پاسخ دادن در خصوص علت حضور خود امتناع کردند).

دیگر شرکت کنندگان بریتانیایی در گردهمایی امسال در پاریس شامل سه عضو مجلس لردها و پنج نماینده سابق، از جمله مایک هنکاک Mike Hancock، که بعد از اعتراف به داشتن رفتار نامناسب با یک موکل از حزب لیبرال دموکرات استعفا داد، و میشل تامسون Michelle Thomson، که مجبور به استعفا از حزب ملی اسکاتلند در سال ۲۰۱۵ در یک معامله مشکوک ملکی شد، میگردید. اسقف سابق آکسفورد، جان پریچارد John Pritchard نیز آنجا بود که یک طومار در حمایت از مجاهدین خلق امضا شده توسط ۷۵ اسقف دیگر را در دست داشت که شامل اسقف اعظم کانتربری روآن ویلیامز Rowan Williams می شد.

در مراسم امسال، با اهتزاز پرچمهای انگلستان و بنرهای “تغییر رژیم”، ویلیرز در خصوص اهمیت حقوق زنان صحبت کرد و مریم رجوی را مورد ستایش قرار داد – که البته ورود او به انگلستان ممنوع است – و حمایت خود را از “هدف مشروع” وی برای ایجاد “ایرانی که آزاد از سرکوب وحشیانه توسط ملاهاست” اعلام نمود. در یک نمایش به دقت طراحی شده بر روی صحنه، رجوی بر روی کتاب قطور شهدای مجاهدین خلق گل گذاشت و بر روی آن با احترام نوشت. او گفت: “زمان آن فرا رسیده است تا رژیم سرنگون شود. پیروزی قطعی است، و ایران آزاد خواهد شد.”

یک روز بعد از کنفرانس، به دنبال دستگیری چهار مظنون در بلژیک، آلمان و فرانسه – شامل یک دیپلمات ناشناس ایرانی – مجاهدین خلق، تهران را متهم کردند که بمبگذاری در این مراسم را طراحی کرده است. وزیر خارجه ایران، محمد جواد ظریف ادعای دخالت ایران را رد کرد و این اتهامات را به عنوان “طنز شیطانی گمراه کننده” تعریف نمود.

حتی در حالیکه متحدان سیاسی در غرب با موفقیت جذب شده بودند، امنیت سازمان در عراق با خروج سربازان آمریکا مورد تهدید قرار گرفت. بین سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۳، نیروهای امنیتی عراق حداقل دو بار مقر مجاهدین خلق را مورد هجوم قرار دادند که حدود ۱۰۰ نفر کشته شدند. نوری المالکی، نخست وزیر وقت عراق – که سفیرش در آمریکا گروه را “چیزی نه بیشتر از یک فرقه” خوانده بود – اصرار داشت که آنها کشور را ترک کنند.

دانیال بنجامین Daniel Benjamin، که آنزمان رئیس دایره ضد تروریسم در وزارت خارجه آمریکا بود به من گفت که ایالات متحده تصمیم گرفت تا نام مجاهدین خلق را از لیست سازمان های تروریست خارجی حذف نماید، نه به این دلیل که اعتقاد داشتند آنان دست از اعمال خشونت آمیز کشیده اند، بلکه به این ترتیب “مانع از کشته شدن همه آنان” در صورتی که در عراق بمانند گردند. بعد از اینکه مجاهدین خلق دیگر به عنوان یک گروه تروریستی معرفی نمی شدند، ایالات متحده قادر بود تا آلبانی را متقاعد نماید که حدود ۲۷۰۰ نفر باقیمانده اعضا را به تیرانا در یک سری پروازهای چارتر بین سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۶ منتقل نماید.

این گروه یک زمین در آلبانی خریداری کرد و یک پایگاه جدید ساخت. ولی انتقال از عراق به آلبانی که نسبتا امن بود یک موج از جداشدن ها را موجب گشت. کسانی که امکانش را داشتند از کشور خارج شده و به اتحادیه اروپا و آمریکا رفتند، ولی حدود ۱۲۰ نفر فراری جدید از مجاهدین خلق در تیرانا ماندند در حالیکه هیچ حق کار یا حقوق مهاجرتی نداشتند. من با بیش از ۱۰ نفر جداشده صحبت کردم، که نیمی از آنها هنوز در تیرانا هستند. آنان گفتند که فرماندهان مجاهدین خلق به صورت سیستماتیک از اعضا سوء استفاده می کنند تا مخالفان را ساکت کرده و مانع از جدایی شوند – با استفاده از شکنجه، حبس انفرادی، مصادره اموال و جداسازی خانواده ها جهت کنترل بر اعضا. در پاسخ به این اتهامات، یک سخنگوی مجاهدین خلق گفت: “افرادی که به عنوان اعضای سابق معرفی می گردند به عنوان بخشی از یک کارزار شیطانی علیه مجاهدین خلق بکار گرفته می شوند”.

شهادت کسانی که به تازگی جداشده اند در راستای گزارشات گروه هایی مانند دیدبان حقوق بشر است که گزارش نموده است اعضای سابق شاهد “کتک زدن، تحقیر زبانی و فیزیکی، اعترافات اجباری، تهدید به اعدام و شکنجه که در حداقل دو مورد منجر به مرگ شده است” بوده اند.

سازمان مجاهدین خلق از دل نهضت آزادی ایران بیرون آمد، یک اپوزیسیون وفادار اسلامی دموکراتیک که در سال ۱۹۶۱ توسط محمد حنیف نژاد پایه گذاری شد و دنباله روی محمد مصدق نخست وزیر ایران بود که در کودتای ۱۹۵۳ طراحی شده از جانب انگلستان و آمریکا برکنار شد. این جنبش خواهان استقلال ملی، آزادی فعالیت های سیاسی و جدایی مسجد از دولت بود. مجاهدین خلق به این سنت ها رسیدند، ولی در برابر افزایش سرکوب توسط شاه در دهه های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی با کنار گذاشتن مبارزه مسالمت آمیز واکنش نشان دادند.

در آن زمان، سازمان مجاهدین خلق، که اعضایش عمدتا دانشجویان ایده آلیست طبقه متوسط بودند، اسلام و دکترین مارکسیسم را ترکیب کردند. آنان آیات قرآن را که در تطابق با اعتقادات شیعی آنان با سوسیالیسته کردن ابزار تولید، نفی نظام طبقاتی و ارتقای مبارزه برای اقلیت های قومی ایران بود را باز تعبیر کردند. با تعمق در افکار کسانی همچون فرانس فانون Frantz Fanon و رژی دبره Régis Debray، آنان نسبت به جنبشهای آزادیبخش ملی در الجزایر، کوبا، فلسطین و ویتنام اعلام همبستگی نمودند. با نقل قول از جزوه مشهور لنین، مجاهدین خلق سؤال “چه باید کرد؟” را مطرح نمودند و آنان نوشتند که پاسخ آنان خیلی سراست است: “مبارزه مسلحانه”.

رجوی در میان ۶۹ نفر از اعضای مجاهدین خلق بود که در سال ۱۹۷۲ توسط دادگاه نظامی به اتهام طراحی اقدامات تروریستی محاکمه شد. او در دادگاه گفت که: “طبقه حاکمه در بستر مرگ قرار دارد”. وقتی دادستان سخن او را قطع کرد و پرسید که چرا سلاح تهیه کرده است رجوی پاسخ داد: “تا با امثال شما برخورد کنم”.

از ۱۱ عضو کمیته مرکزی مجاهدین خلق که در سال ۱۹۷۲ محاکمه شدند، ۹ نفر فورا اعدام گردیدند و یک نفر در زندان باقی ماند. وقتی رجوی در سال ۱۹۷۹ یعنی سه هفته قبل از پیروزی انقلاب ایران از زندان آزاد شد، او رهبر بلامنازع مرگبارترین گروه شورشی زیر زمینی ایران بود.

مجاهدین خلق نقش مهمی در انقلاب ۱۹۷۹ ایفا کردند، کاخ سلطنتی را اشغال نمودند و اغلب مبارزات جهت خنثی نمودن پلیس و ارتش را انجام دادند. دو روز بعد از انقلاب، مسعود رجوی که ۳۰ ساله بود با رهبر عالی ۷۷ ساله دیدار کرد. این دو با هم کنار نیامدند. رجوی در سال ۱۹۸۱ به یک خبرنگار گفت که: “من با خمینی دیدار کردم. او دستش را برای من جلو آورد تا ببوسم، و من امتناع کردم. از آن پس ما با هم دشمن شدیم”.

خمینی مجاهدین خلق را به عنوان تهدیدی نسبت به قدرت خود می دید، لذا رجوی را از شرکت در انتخابات ریاست جمهوری محروم کرد و سازمان وی را دشمن اسلام قلمداد نمود. اعضای مسلح سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تازه تأسیس در مراسم مجاهدین خلق مداخله نمودند، انتشارات آنان را سوزاندند و اعضایش را کتک زدند. بدون قدرت سیاسی، مجاهدین خلق بر اعتراضات خیابانی تکیه کردند. صدها هزار ایرانی در گردهمائی ها شرکت کردند که البته بزودی از جانب دادگاه ها ممنوع اعلام گردیدند.

در واکنش، مجاهدین خلق و رئیس جمهور بنی صدر، که او نیز با خمینی در تضاد بود، اعتراضات دو روزه ای را در حدود ۳۰ شهر سازمان دادند – خمینی را وادار کردند تا به تلویزیون رفته و این ممنوعیت را مورد تأیید قرار دهد. او گفت که مجاهدین خلق “محاربه با خدا” انجام داده اند. روحانیون دیگر اخطار دادند که به سوی تظاهرات بی محابا شلیک خواهد شد. در ۲۰ ژوئن ۱۹۸۱، مجاهدین خلق یک اعتراض بزرگ به تعداد حدود نیم میلیون از مردم تهران، با هدف شروع انقلاب دوم، سازمان دادند. کلام روحانیون درست بود: ۵۰ تظاهر کننده کشته شدند و ۲۰۰ نفر مجروح گردیدند. بنی صدر از کار برکنار شد و موج اعدام ها آغاز گردید.

طی ماه ها و سالهای بعدی، خشونت بالا گرفت. خمینی هزاران هوادار مجاهدین خلق را بدام انداخت – در عین حال وفاداران به وی امواج خشونت گسترده علیه اعضا و هواداران مجاهدین خلق براه انداختند.

تا ماه دسامبر، رژیم ۲۵۰۰ عضو مجاهدین خلق را اعدام کرده بود. گروه با سیل ترورها و عملیات انتحاری علیه ائمه جمعه، قضات دادگاه های انقلاب و اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دست به ضد حمله زد. یک مبارز مجاهد خلق، ابراهیم زاده، که ۱۳ پاسدار و آیت الله صدوقی، یک مشاور نزدیک به خمینی را با نارنجک دستی در یک حمله انتحاری در ژوئیه ۱۹۸۲کشت نوشت: “من مایلم بمیرم تا به سرعت بخشیدن به رسیدن به جامعه بی طبقه توحیدی کمک نمایم، تا سنت های انقلابی مان را زنده نگاه دارم، و تا انتقام رفقایمان را که به دست این رژیم تشنه به خون و ارتجاعی کشته شدند را بگیرم”.

تا اواسط دهه ۱۹۸۰ میلادی، هزاران نفر با عنوان مجاهد خلق اعدام گردیدند یا در نبردهای خیابانی توسط جمهوری اسلامی ایران کشته شدند.

این زمانی بود که رجوی پیشنهاد صدام حسین را پذیرفت تا با ایران از مکان امن خود در عراق بجنگد. طی چند سال بعد، رجوی “انقلاب ایدئولوژیک” را براه انداخت، ازدواج را ممنوع کرد و طلاق “ابدی” را برای تمام اعضا اجباری ساخت، که لازم بود از شوهر یا زن خود جدا شوند. او خود با یکی از تازه طلاق گرفته ها، یعنی مریم عضدانلو، ازدواج کرد که در نتیجه در عمل همه کاره او شد و نام وی را هم گرفت.

برای صدام، مجاهدین خلق یک وسیله قابل استفاده در جنگش علیه ایران، ولی یک بار مصرف، بود. مجاهدین خلق در هر صورت تماما وابسته به رهبر عراقی بودند. علاوه بر کمک های نقدی و تسلیحاتی، او اسرای جنگی ایرانی را به عنوان اعضای جدید برای رجوی فرستاد. ادوارد تورمادو، یکی از آن اسیران که جذب شدن خود را بخاطر می آورد می گوید: “تمام دنیای من اردوگاه اشرف بود. هیچ چیز دیگری برایم معنی و مفهوم نداشت. حتی اگر می دانستم مادری دارم که منتظر من است، تمام دنیای من همان چیزی شده بود که آنها برایم ساخته بودند.”

در ژوئیه ۱۹۸۸، شش روز بعد از آتش بسی که رسما جنگ ایران و عراق را خاتمه داد، مجاهدین خلق یک مأموریت انتحاری در عمق اراضی را به انجام رساندند که عملیات “فروغ جاویدان” نامگذاری شد. بار دیگر، رجوی پیش بینی کرد که عمل او منجر به انقلابی دیگر خواهد شد. رجوی به مبارزان خود که آماده برای اعزام برای مرگشان بودند گفت: “مانند یک بهمن خواهد بود. شما نیازی نیست چیزی با خودتان ببرید. ما مانند ماهی در آب دریای خلق شنا خواهیم کرد. آنان هرچه نیاز داشته باشید به شما خواهند داد.”

مأموریت با کشتار خاتمه یافت: مبارزان مجاهد خلق ناچار به یک کمین ترتیب داده شده از جانب ارتش ایران کشیده شدند که با کمترین کوشش منجر به متلاشی شدن آنان گردید. یک سرباز ایرانی که در این عملیات شرکت کرده بود اخیرا آنرا برای من تشریح کرد. مهرداد، که در سال ۱۹۸۷ در سن ۱۵ سالگی داوطب شد، بخاطر می آورد که لشکر آنان، که علیه سربازان عراقی در مرزهای جنوبی جنگیده بود، در ژوئیه ۱۹۸۸ به شمال اعزام شد تا در برابر یک تهاجم جدید از جانب عراق مقاومت نماید. لشکر وی به محلی نزدیک شهر کرمانشاه حدود ۱۸۰ کیلومتری مرز عراق فرستاده شد. مهرداد و دیگر سربازان همرزمش متعجب شدند که شنیدند سربازان دشمن توانسته اند تا این عمق به داخل ایران پیشروی کرده باشند. او گفت: “ما فکر کردیم ارتش ما تسلیم شده است”.

وقتی مهرداد رسید او دریافت که دشمن مجاهدین خلق بودند – که به درون یک تله هدایت شده بودند. او به من گفت: “استراتژی نظامی آنان خیلی احمقانه بود. آنها فقط بر روی جاده به سمت تهران رانده بودند. مانند این بود که مثلا ارتش فرانسه بخواهد انگلستان را اشغال کند و صرفا از اتوبان دوور Dover به سمت لندن استفاده نماید”.

مهرداد گفت: “ما به سرعت هزاران تن از آنان را کشتیم. انباشت اجساد در هر دو طرف جاده بود. آنچه برای ما جالب بود این بود که بسیاری از آنان زن بودند”. برخی اعضای مجاهدین خلق از قرص های سیانور استفاده کردند تا زنده دستگیر نشوند. مجاهدین خلق سپس اعلام کردند که ۱۳۰۴ نفر از اعضایشان به شهادت رسیدند و ۱۱۰۰ نفر مجروح شده و به عراق بازگردانده شدند.

نجات یافتگان در محل محاکمه و به سرعت اعدام شدند. مهرداد شاهد بود که صدها نفر از تیرهایی که در شهر مجاور یعنی اسلام آباد برپا شده بود اعدام گردیدند. خمینی از این اشغال ناموفق به عنوان بهانه ای برای اعدام جمعی هزاران مجاهد خلق و دیگر چپ گراها در زندان های ایران استفاده کرد. عفو بین الملل تخمین می زند که بیش از ۴۵۰۰ نفر در زندان ها مردند، و برخی منابع می گویند که رقم حتی بیش از این است.

فروغ جاویدان یک نقطه عطف مهم برای مجاهدین خلق بود. در درون اردوگاه اشرف محصور با سیم های خاردار، غرق در واقعیت یک تبعید بی پایان، عضویت مصدوم و غم انگیز تحت رهبری پارانوئیدی رجوی علیه خود برگشته بود. بسیاری از اعضای سابق به من گفتند که بعد از شکست خونین، مسعود رجوی خود را نماینده المهدی، امام دوازدهم که در قرن نهم میلادی غایب شد و بر اساس اعتقاد شیعیان ایران همراه با عیسی برای برقرار کردن صلح و عدالت در جهان باز خواهد گشت، معرفی نمود. خارج از اردوگاه اشرف، مجاهدین خلق به حملات در آنسوی مرزها علیه ایران ادامه دادند، و به صدام کمک کردند تا قیام علیه حکومت خود، بعد از شکست در جنگ خلیج در برابر آمریکا در سال ۱۹۹۰، را درهم بشکند. صدام از مجاهدین خلق استفاده نمود تا جنبش مسلحانه کرد استقلال طلب در شمال را سرکوب نماید. بر اساس گزارش نیویورک تایمز، مریم رجوی به مبارزانش گفته بود: “کردها را زیر تانک های خود بگیرید، و گلوله های خود را برای پاسداران انقلاب ایران نگاه دارید”. مجاهدین خلق قویا شرکت در نبرد صدام برای سرکوب شورشیان شیعه و کرد را تکذیب می کنند، ولی یک دادگاه حقوق بشر عراقی رهبران مجاهدین خلق را برای نقششان در سرکوب این قیام ها محکوم کرده است. کاروان جمال طاهر، یک نماینده عالی دولت محلی کردستان در لندن، یکی از مبارزان پیشمرگه کرد در سال ۱۹۹۱ بود. او به من گفت که بخاطر دارد چگونه مجاهدین خلق وارد شهر کلار، حدود ۱۵۰ کیلومتری جنوب شرقی کرکوک، درست بعد از آنکه صدام کنترل شمال عراق بعد از جنگ خلیج اول را از دست داده بود، شدند. او گفت: “آنها با تانک های صدام آمدند. ما فکر کردیم آنان پیشمرگه هایی هستند که باز گشته اند زیرا که تانک ها با تصاویر رهبران کرد پوشیده شده بود . . . ولی آنان بر روی شهر آتش گشودند . . . کشتاری بزرگ اتفاق افتاد.”

در دهه بعد، مجاهدین خلق به جنگ خود علیه ایران ادامه دادند. در سال ۱۹۹۲، یک گروه به صورت همزمان علیه نمایندگی های دیپلماتیک در ۱۰ کشور حمله ور شدند، که این شامل نمایندگی دائم ایران در ملل متحد در نیویورک، که پنج مرد با چاقو آنجا را اشغال نمودند، هم می شد. مجاهدین خلق همچنین حملات فردی بیشتری را نیز انجام دادند. در سال ۱۹۹۸، یک سوء قصد منجر به کشته شدن اسدالله لاجوردی، رئیس سابق زندان اوین که شخصا اعدام هزاران عضو مجاهدین خلق را هدایت کرده بود، گردید.

در اردوگاه اشرف، فرماندهان به اعضای ناراضی میگفتند که اگر آنها فرار کنند، قطعا با مرگ یا توسط صدام یا توسط مقامات ایرانی، روبرو خواهند شد. یک عضو که بعد از انتقال مجاهدین خلق به آلبانی فرار کرده بود به من گفت: “ما از جهان خیلی دور بودیم. ما هیچ اطلاعاتی در اختیار نداشتیم. نه تلویزیون، نه رادیو”. در عوض آنان در داخل اردوگاه تنها تلویزیون مجاهدین خلق را داشتند که حاوی سخنرانی های تکراری مریم و مسعود رجوی بود که تمام روز پخش می شد.

رجوی به پیروانش گفته بود که شکست در عملیات فروغ جاویدان ناشی از یک اشتباه نظامی نبود، بلکه ریشه در افکار اعضا داشت که نگران همسرانشان بودند، عشق آنان مانع از بکارگیری اراده آنان برای جنگ شده بود. در سال ۱۹۹۰، تمامی زوج ها در داخل اردوگاه مجبور به طلاق شدند – و زنان حلقه های ازدواج خود را با شمایل مسعود رجوی عوض نمودند. همسران از یکدیگر جدا شدند، و کودکان آنان به اروپا فرستاده شدند تا توسط هواداران مجاهدین خلق به فرزند خواندگی پذیرفته شوند.

فرماندهان مجاهد خلق از تمامی اعضا خواستند تا بصورت عیان تمامی افکار جنسی گناه آلود خود را بیان نمایند. منوچهر عبدی، ۵۵ ساله که مجاهدین خلق را در آلبانی ترک کرده است به من گفت که جلسات اعتراف گیری هر روز برگزار می شد. حتی احساسات عاشقانه و دوستانه ممنوع بود. او گفت: “من مجبور بودم اعتراف کنم که دلم برای دخترم تنگ شده است. سپس آنها سر من داد می کشیدند و مرا تحقیر می کردند. آنها به من میگفتند که خانواده من دشمن من است و دلتنگی نسبت به آنها موجب قدرت بخشیدن به ملاها در تهران خواهد شد.”

یک جداشده اخیر دیگر، علی (که نام واقعی او نیست) جای زخم هایی را بر روی بازوان و پاهای خود نشان داد که طبق توضیحات او در نتیجه هفته ها شکنجه بوجود آمده بودند که بعد از پیوستن او به گروه در اوایل دهه ۱۹۹۰ میلادی رخ داده بود که این شکنجه ها شامل سوزاندن با ته سیگار بر روی بازوانش هم می شدند. او گفت که وقتی شکنجه ها تمام شد او را به بغداد برای دیدار با رهبر بردند. علی گفت: “ما را به یک سالن بزرگ بردند. مسعود رجوی آنجا با یک گروه از زنان نشسته بود. رجوی گفت که اگر هر یک از ما کلمه ای به کسی بگوییم، حتی یک کلمه، و اگر چیزی از این مسائل برملا شود و به گوش کسی برسد، یا اگر کسی خواستار ترک گروه باشد، فورا به سرویس امنیت و اطلاعات صدام حسین تحویل داده خواهد شد.”

بتول سلطانی در سال ۱۹۸۶ با همسرش و دختر نوزادش به مجاهدین خلق پیوست. ابتدا خانواده آنها می توانستند با هم زندگی کنند، ولی در سال ۱۹۹۰، به گفته او مجبور به طلاق و ترک دختر ۵ ساله و پسر تازه به دنیا آمده اش گردید که آنان برای بزرگ شدن نزد هواداران مجاهدین خلق به خارج فرستاده شدند. سلطانی ادعا می کند که مجبور به رابطه جنسی با مسعود رجوی به دفعات شده است، که از سال ۱۹۹۹ آغاز گردید. او میگوید که آخرین تجاوز در سال ۲۰۰۶ صورت گرفت، سالی که او از اردوگاه اشرف فرار کرد و آن زمانی بود که رجوی سه سال بود در انظار عمومی ظاهر نشده بود. وقتی اخیرا صحبت کردیم، سلطانی مریم رجوی را متهم کرد که به مسعود کمک می کرد تا برای چندین سال اعضای مؤنث مجاهدین خلق را مورد سوء استفاده جنسی قرار دهد. سلطانی گفت: “مسعود رجوی فکر می کرد که تنها پاشنه آشیل مبارزان مؤنث جنس مخالف است. او میگفت که تنها دلیل زنان برای ترک وی وجود مردان است و لذا تمامی قلب زنان را می خواست”.

سلطانی، که یکی از سه زنی است که در خصوص سوء استفاده جنسی در داخل مجاهدین خلق در یک مستند که سال ۲۰۱۴ بر روی آنتن تلویزیون ایران رفت صحبت کرده است، رجوی را متهم نمود که صدها همسر در داخل اردوگاه داشته است.

یک عضو مؤنث سابق دیگر، زهرا مؤینی، که به عنوان محافظ مریم رجوی خدمت می کرد، به من گفت که زنان اگر شوهران خود را طلاق نمی دادند و به عقد مسعود رجوی در نمی آمدند تهدید به تنبیه می شدند. مؤینی در یک مصاحبه تلفنی از آلمان گفت: “مریم خود درگیر سوء استفاده جنسی بود، او خطبه ها را برای جاری شدن عقد می خواند”.

او همچنین گفت: “کسانی که چنین ازدواجی را نپذیرفتند ناپدید شدند. به من گفته شد که اگر شوهرم را طلاق ندهم سروکارم با زندان رمادی خواهد بود و اجبارا باید هر شب با ژنرال های عراقی بخوابم”.

در برابر این اتهامات یک سخنگوی مجاهدین خلق گفت: “ماشین تبلیغاتی ملاها طی ۴۰ سال گذشته اتهامات جنسی علیه مقاومت و رهبر آن را منتشر کرده اند”.

دو جداشده مؤنث دیگر، زهرا باقری و فرشته هدایتی، ادعا کرده اند که بدون موافقتشان در بیمارستان اردوگاه اشرف تحت عمل جراحی هیسترکتومی (خارج کردن رحم و تخمدان)، به بهانه یک عمل جراحی بخاطر یک بیماری جزئی، قرار گرفته اند. زنان می گویند که به زبان ایدئولوژیک نامتعارف این گروه، این روند برای قربانیان به این شکل توجیه می گردید که آنان به قله وفاداری به رهبر رسیده اند.

هدایتی، که از کشتار عملیات فروغ جاویدان جان سالم بدر برده بود، در سن ۲۲ سالگی در سال ۱۹۸۱ همراه با همسرش که هنوز در گروه است به مجاهدین خلق پیوست. او به من گفت: “آنان گفتند که یک کیست cyst دارم. ولی آنان علاوه بر کیست، رحم مرا هم خارج کردند. آنان به من گفتند که این بدان معنی است که من در ارتباط به مراتب محکم تری با رهبر عقیدتی مان قرار گرفته ام”. هدایتی که در عراق از گروه جدا شد و حالا در نروژ زندگی می کند، می گوید که هرگز مورد سوء استفاده جنسی قرار نگرفت، ولی توسط گروه برای طلاق شوهرش مورد مغزشویی  قرار گرفته بود. او مدعی است که بیش از ۱۰۰ زن دیگر توسط دکترهای مجاهدین خلق عقیم شدند. باقری گفت: “من همیشه از خود می پرسم که چرا این کار را با ما کردند. البته برای این که آینده را از ما بگیرند”.

بین یک اقدام به فرار در سال ۲۰۰۱ و خروج وی از مجاهدین خلق در سال ۲۰۱۳، هدایتی می گوید که وی موضوع سخت ترین برخوردها از جانب فرماندهانش بوده است. او می گوید: “آنها می گفتند که من همجنس گرا هستم. آنها به صورتم تف می انداختند و مرا کتک می زدند و مرا حبس می نمودند. من به زندان افتادم و در حبس انفرادی بودم”.

کشور آلبانی ظاهرا اعضای مجاهدین خلق را به دلایل انساندوستانه پذیرفته است – ولی ممکن است رهبران کشور فرصتی را یافته اند تا خدمتی برای دولت آمریکا انجام دهند، که پیشنهاداتش از جانب دیگر کشورهای مختلف اروپایی رد شده بودند. یک مقام سابق وزارت خارجه آمریکا به نام دانیل بنجامین Daniel Benjamin گفته است: “آنها تنها طرفی بودند که اینها را پذیرفتند”.

اولسی یازچی Olsi Jazexhi، یک پروفسور تاریخ در دانشگاه دورس Durres  و منتقد تصمیم دولت برای پذیرش مبارزان مجاهد خلق، می گوید که سیاستمداران آلبانی امیدوار بودند که این معامله موجب شود تا آمریکا چشمان خود را بر روی فساد مالی آنان ببندد. او گفت: “مجاهدین خلق کارتی است که به آنان در قبال آمریکا قدرت می بخشد. آنان فکر می کنند که با پذیرش مجاهدین خلق، آمریکایی ها کاری به کار آنان نخواهند داشت”. یک تلگراف محرمانه وزارت خارجه آمریکا در سال ۲۰۰۹، که توسط ویکی لیکس WikiLeaks انتشار یافت، می گوید که هر سه حزب اصلی کشور “نمایندگانی در پارلمان دارند که با جرائم سازمانیافته در ارتباط می باشند … عقل سلیم، بعلاوه گزارشات رسیده، حکم می کند که پارلمان جدید دارای تعدادی قاچاقچیان مواد مخدر و متصدیان پولشویی باشد”.

برای دولت ترامپ، مجاهدین خلق سرمایه باارزشی برای تشدید تضادهای منطقه ای بین عربستان سعودی و ایران به حساب می آیند. این تابستان، ترامپ به ناگهان از توافق هسته ای با ایران خارج شد و تحریم های جدیدی را اعلام نمود و سقوط ارز کشور و چهار ماه اعتراضات پراکنده در سراسر ایران را موجب گشت. ایالات متحده این هفته تحریم های سختی علیه صدور نفت ایران و روابط بانکی برقرار نمود. ولی استراتژی خاور میانه ترامپ تحت یک بازبینی جدید بعد از قتل خبرنگار جمال قاشقچی Jamal Khashoggi  توسط مأموران سعودی در استامبول  قرار گرفت که ضربه ای علیه ولیعهد این کشور، محمد بن سلمان، و اتحاد وی با دولت ترامپ بود.

سازمان مجاهدین خلق که بیشتر عمر خود را در تبعید بوده است از صدام کمک مالی دریافت می کرد. بعد از سقوط وی، این گروه می گوید که پول خود را از سازمان های مبارز ایرانی و کمک های افراد بدست می آورد. مجاهدین خلق همیشه دریافت کمک مالی از عربستان سعودی را تکذیب کرده اند – ولی رئیس سابق اطلاعات عربستان، شاهزاده ترکی الفیصل، که در میتینگ گروه در پاریس در ۲۰۱۶ شرکت نمود و خواهان سرنگونی رژیم ایران شد موج جدیدی براه انداخت.

ارواند آبراهامیان Ervand Abrahamian، یک پروفسور در دانشگاه سیتی در نیویورک و نویسنده کتاب مجاهدین ایران، که قطعا کاری آکادمیک است، در خصوص تاریخچه این گروه می گوید: “پول قطعا از جانب سعودی ها می آید. کس دیگری نیست که بتواند آنان را در این سطح از مخارج حمایت مالی نماید.”

تحلیلگران توافق دارند که سازمان مجاهدین خلق دارای این ظرفیت یا حمایت نیست که بتواند دولت ایران را سرنگون کند – بطوری که حتی بولتون و پمپئو هم قطعا این را قبول دارند. پل پیلار Paul Pillar، که به مدت ۲۸ سال در سازمان سیا CIA خدمت کرده است، که شامل یک دوره به عنوان تحلیلگر ارشد ضد تروریسم این آژانس می شود، می گوید: “آنان احتمالا اینقدر درایت دارند که بدانند این گروه دموکراتیک نیست و به هر صورت هیچ پایگاهی در داخل ایران ندارد”. ترامپ و جناح عقاب ها به گفته پیلار زیاد به دنبال یافتن جایگزین برای رژیم فعلی ایران نیستند بلکه بیشتر به دنبال ضعیف کردن آن هستند. او می گوید: “آنان به دنبال هر چیزی هستند که نظم سیاسی را در ایران برهم بزند بطوری که آنان و رئیس جمهور آمریکا بتوانند در نتیجه اعلام پیروزی نمایند و به عواقب آن فکر نمی کنند”.

طبق اظهارات یک جداشده اخیر مجاهدین خلق، حسن حیرانی، کار اصلی گروه در آلبانی نبرد اینترنتی در خصوص پخش اطلاعات جنگی بین ایران و رقیبان است. حیرانی، که تابستان گذشته مجاهدین خلق را ترک کرد، می گوید که او در یک “مزرعه ترول troll farm” (مفهوم جدیدی در فضای مجازی است که به شرکت ها یا گروههایی گفته میشود که با انبوه حسابهای غیرواقعی در آن وارد میشوند و به صورت گسترده تعداد بازدید و حمایت یا عدم حمایت را با استفاده از نرم افزارهای مختلف با لا می برند – مترجم) شامل ۱۰۰۰ نفر دیگر در اردوگاه آلبانی کار می کرد که مطالبی تبلیغی به طرفداری از رجوی و علیه ایران به زبانهای انگلیسی، فارسی و عربی در فیس بوک، توئیتر، تلگرام و بخش نظرات روزنامه ها ارسال می کردند.

او می گوید: “ما از صبح تا شب با حساب های جعلی کار می کردیم. ما دستورات روزانه داشتیم که فرماندهان برایمان می خواندند. مثلا می گفتند که وظیفه ماست که فلان سناتور، یا بهمان سیاستمدار، یا ژورنالیست که علیه ایران نوشته است را مورد تشویق قرار دهیم و ما مثلا می نوشتیم که متشکریم و مردم ایران از طرف مربوطه و مریم رجوی به عنوان رهبر برحق ملت حمایت می کنند، ولی اگر داستان منفی در خصوص مجاهدین خلق وجود داشت، ما پست می گذاشتیم که مثلا طرف مزدور رژیم ایران است و صدای مردم ایران نیست و خواهان آزادی در ایران نمی باشد”. یک سخنگوی مجاهدین خلق این اتهامات را “دروغ های دیگری” که برای دفاع از وزارت خارجه ایران ساخته شده اند خواند.

بر اساس گفته های مارک اوون جونز Marc Owen Jones، یک آکادمیسین که در خصوص ربات های سیاسی در رسانه های اجتماعی مطالعه کرده است، “هزاران” حساب توئیتری مشکوک در اوایل سال ۲۰۱۶ با “ایران” به عنوان محل و “حقوق بشر” به عنوان توضیح نام حساب سربرداشتند، که در حمایت از ترامپ و مجاهدین خلق پست می گذاشتند. این حساب ها، به گفته جونز، به صورت فله ای ساخته شده و تلاش های ضد ایرانی ترامپ در زمان استفاده از هشتگ های #IranRegimeChange, #FreeIran and #IstandwithMaryamRajavi. را ارتقاء می دادند.

ژورنالیست های آلبانی می گویند که مجاهدین خلق، که ارتباطات نزدیکی با سیاستمداران ارشد و سرویس های امنیتی دارند، در مصونیت کامل در آلبانی فعالیت می کنند. ایلی زیلا Ylli Zyla که به عنوان رئیس اطلاعات نظامی آلبانی از سال ۲۰۰۸ تا سال ۲۰۱۲ خدمت کرده است، مجاهدین خلق را متهم نمود که قوانین آلبانی را نقض می کنند. او به من گفت: “اعضای این سازمان در آلبانی به عنوان گروگان زندگی می کنند”. او گفت که اردوگاه آنان فرای کنترل پلیس آلبانی قرار دارد و “خشونت روانی و تهدید به مرگ” در درون آن اتفاق می افتد.

اعضای سابق، سازمان مجاهدین خلق را متهم می سازند که مسئول قتل مالک شراعی در ماه ژوئن، یک فرمانده ارشد که توسط غواصان پلیس بعد از غرق شدن در قعر یک مخزن آب در پشت مقر گروه در آلبانی کشف شد، میباشد. خواهر شراعی، زهرا شراعی گفت که خانواده او اخباری از اعضای سابق بدست آورده اند که مالک قصد فرار داشته، و می گویند که مجاهدین خلق مسئول مرگ  او هستند. او از ایران به گاردین گفت: “من دشمن آنان هستم و تا زمانی که انتقام نگیرم آرام نخواهم نشست. مجاهدین خلق می گویند که شراعی در حالیکه که برای نجات جان فرد دیگری از غرق شدن اقدام می کرد غرق شد. پلس آلبانی می گوید که مرگ وی مشکوک نیست.

در حالیکه که جداشدگان با امکانات شخصی به صورت قاچاق از آلبانی به کشورهای اتحادیه اروپا رفته اند، بسیاری اعضای سابق به صورت دست به دهان در تیرانا زندگی می کنند. کشور آلبانی حق پناهندگی به مجاهدین خلق یا جداشدگان آنان اعطا نکرده است، و ملل متحد مستمری ماهانه ۳۰ هزار لک lek (215 پوند) به آنها تا اول سپتامبر می پرداخت. یازچی Jazexhi که در حمایت از جداشدگان کار کرده است می گوید: “آنان گیر افتاده اند. زبان نمی دانند، با قوانین آشنایی ندارند، آنان نمیدانند دموکراسی چیست. به دیکتاتوری عادت دارند. ما به آنها می گوییم که نباید بترسند”.

میگنا بالا Migena Balla، وکیل مدافع مصطفی و ربابه محمدی، زوجی که در تیرانا برای آزادی دخترشان سمیه مبارزه می کنند، اعتقاد دارد فشار هم بر روی پلیس و هم دستگاه قضایی گذاشته شده تا مطمئن شوند که مجاهدین خلق “تولید مشکلات سیاسی” نکنند. او می گوید: “سیاست در سیستم قضایی دخالت می کند. وقتی من به ایستگاه پلیس رفتم تا شکایت آنان را ثبت کنم، افسران پلیس عملا فرار کردند. آنان می ترسیدند که شغلشان را از دست بدهند”.

مجاهدین خلق از حضور محمدی ها در آلبانی استقبال نمی کنند. آنان مصطفی را متهم می سازند – و هر عضو سابقی که علیه مجاهدین خلق صحبت کرده است – که مأمور حقوق بگیر “رژیم ملاها” می باشد. در ۲۷ ژوئیه، مصطفی بعد از حمله چهار عضو ارشد مجاهدین خلق در بیمارستان بستری شد، که تصویر ویدئویی آن توسط همسرش ضبط گردیده است. حمله کنندگان، که در برابر محمدی فریاد می زدند “تروریست”، مدت بسیار کوتاهی توسط پلیس آلبانی بازداشت شدند. ولی بعد از رسیدن گروهی از اعضای مجاهدین خلق به ایستگاه پلیس، آنان فورا آزاد گردیدند.

مجاهدین خلق نامه هایی را منتشر کرده اند، که ظاهرا توسط سمیه نوشته شده است، و پدرش را محکوم کرده اند که مأمور اطلاعات ایران است. اخیرا سمیه که ظاهری کاملا مضطرب داشت در یک مصاحبه ویدئویی در داخل مقر مجاهدین خلق گفت که او می خواهد به عنوان یک عضو از گروه باقی بماند.

محمدی ها با انتشار نامه ای سرگشاده به دخترشان و سیاستمداران آلبانی واکنش نشان دادند، و خواهان یک دیدار هدایت نشده با دخترشان گردیدند. ربابه برای سمیه نوشت: “من مادرت محبوبه ربابه حمزه هستم و می خواهم ترا ملاقات کنم. من همان زنی هستم که با سینه خود به تو شیر داد، من ترا در آغوشم بزرگ کردم. تو از گوشت و خون من هستی . . . من ترا از جان خودم بیشتر دوست دارم . . . من دارم پیر می شوم، خسته شده ام، ولی زندگی بدون دیدن تو ارزش ادامه دادن ندارد.”

آرون مرآت Arron Merat خبرنگار اکونومیست در تهران بین سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۴ بوده است. او مسئول پوشش اخبار ایران برای گاردین، ساندی تایمز و وایس نیوز است. حساب توئیتری وی

https://twitter.com/a_merat?lang=en

می باشد.

ضمیمه ها:

۱- ترانه سر کوچه کمینه

شعر این ترانه در سال ۱۳۵۲ پس از ترور سرهنگ هاوکینز مستشار نظامی آمریکا توسط یکی از اعضای مجاهدین خلق در زندان سروده شده است. سپس در آبان ماه سال ۱۳۵۸ به صورت یک ترانه سرود تکمیل و در سری چهارم سرودهای سازمان انتشار یافت.

سرکوچه کمینه، مجاهد پر کینه – آمریکایی بیرون شو، خونت روی زمینه

مجاهد خلق ما – راه و رسمش چنینه

همگی همراه هم، به یاری حق، به نیروی خلق

تا هنگام پیروزی، تا هنگام بهروزی

کارگر تو بیداری، از دشمنات بیزاری – توی قلب دشمنات، سر مذاب می کاری

با نبرد خونینت، آزادی رو می آری

همگی همراه هم، به یاری حق، به نیروی خلق

تا هنگام پیروزی، تا هنگام بهروزی

برزگر تا رزم و خون، آزادی گیرد بنیان – برجهانخواران کینه، افشانی در کوهستان

بذر وحدت می کاری – در سرزمین طوفان

همگی همراه هم، به یاری حق، به نیروی خلق

تا هنگام پیروزی، تا هنگام بهروزی

۲- سرود نبرد با آمریکا

سرود نبرد با آمریکا از مجموعه سرودهای سازمان مجاهدین خلق است که در سال ۱۳۵۸ سروده و ساخته و منتشر گردید.

در اوج رزم جاودان – با سد اصلی زمان

دریای خلق قهرمان – اینک نشسته در طغیان

تا ستاره سحر، افکند به شب شرر، زآتش گلوله ها

تا دمد سپیده دم، رخ نهان کند ستم، از نبرد توده ها

بشنو در این زمان – بانک مجاهدین

غرد ز هر کران – چون رعد آتشین

تنها سلاح ملت، همبستگی و وحدت، یا فتح یا شهادت، نبرد با آمریکا

خیزد ز بانگ رزم ما – آهنگ مرگ آمریکا

از بمب و آتش سلاح – سوزد شب اسارت ها

تا رهایی بشر، کی شود تهی جهان، از نبرد بی امان

جز اسارت و نبرد، راه دیگری مجو، بین خلق و ظالمان

جان را در این نبرد – باید فدا کنیم

بر عهد آهنین – باید وفا کنیم

فریاد هر مسلمان، لبیک بر شهیدان، خروش خلق ایران، نابود باد آمریکا

ننگ است راه سازش، پیروز باد جنبش، از دل خروش بر کش، نابود باد آمریکا

(پایان)

***

link to one of the Mojahedin Khalq songs advocating killing Americans celebrating killing of Captain Hawkins
(Recorded and distributed by MEK even years after the revolution. In Persian) 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/مجاهدین-خلق-تروریسم-بین-المللی-نمایشگ/

نمایشگاه کانون آوا در باشگاه خبرنگاران بروکسل – مجاهدین خلق، تروریسم بین المللی (مصاحبه ها)ا

کانون آوا، هفتم دسامبر ۲۰۱۸:… آقایان رضا صادقی جبلی و ادوارد ترمادو و خانم ها بتول سلطانی، حمیرا محمدنژاد و آن خدابنده در مصاحبه هایی به تاریخچه سازمان مجاهدین خلق ایران، تروریسم لجام گسیخته، وضعیت کنونی فرقه رجوی، استمرار نقض حقوق بشر توسط مریم رجوی و دستیارانش پرداختند. این مصاحبه ها در روز اول نمایشگاه عکس در سالن باشگاه خبرنگارانانجام گرفته است … 

نمایشگاه عکس در باشگاه خبرنگاران بروکسلگزارشاتی از نمایشگاه کانون آوا در باشگاه خبرنگاران بروکسل – مجاهدین خلق، تروریسم بین المللی

لینک به منبع 

نمایشگاه کانون آوا در باشگاه خبرنگاران بروکسل – مجاهدین خلق، تروریسم بین المللی (مصاحبه ها)

آقایان رضا صادقی جبلی و ادوارد ترمادو و خانم ها بتول سلطانی، حمیرا محمدنژاد و آن خدابنده در مصاحبه هایی به تاریخچه سازمان مجاهدین خلق ایران، تروریسم لجام گسیخته، وضعیت کنونی فرقه رجوی، استمرار نقض حقوق بشر توسط مریم رجوی و دستیارانش پرداختند. این مصاحبه ها در روز اول نمایشگاه عکس و بعد از جلسه افتتاحیه در سالن باشگاه خبرنگاران در بروکسل انجام گرفته است

سخنان خانم بتول سلطانی مدیرانجمن زنان ایران در نمایشگاه عکس تروریسم بین الملل دربروکسل:

سخنان خانم حمیرا محمدنژاد ازانجمن زنان ایران در نمایشگاه عکس تروریسم بین الملل دربروکسل: 

سخنان آقای ادوارد ترمادو ازکانون آوا آلمان در نمایشگاه عکس تروریسم بین الملل دربروکسل (انگلیسی):

Anne Khodabande, Open Minds, De-Radicalisation Consultant, PHOTO-EXHIBITION in Bruxelles (انگلیسی):

Reza Jabelli, Service Etat Civil et Population, رضاجبلی در نمایشگاه تروریسم بین الملل دربروکسل (انگلیسی):

(پایان)

*** 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/جنایات-مجاهدین-خلق-فرقه-رجوی-بروکسل/

برگزاری نمایشگاه بین المللی عکس در بروکسل

کانون آوا، پنجم دسامبر ۲۰۱۸:…  نمایشگاه بین المللی عکس با عنوان “تروریسم بین الملل”  از دوشنبه سوم  تا دوشنبه دهم دسامیر۲۰۱۸ بمدت یک هفته در محل مرکز رسانه ای پارلمان اروپا واقع در بروکسل افتتاح گردید. در این نمایشگاه عکسها و تابلوهایی از جنایات گروه های مختلف تروریستی به معرض نمایش در آمد. در جلسه افتتاحیه این نمایشگاه در روز دوشنبه سوم دسامبر ۲۰۱۸ تعداد زیادی … 

نمایشگاه بروکسل باشگاه خبرنگارانThe Guardian: Ex members accuse Maryam Rajavi of coordinating routine sexual abuse

لینک به منبع

برگزاری نمایشگاه بین المللی عکس در مرکز رسانه ای پارلمان اروپا (باشگاه خبرنگاران، بروکسل)

نمایشگاه بین المللی عکس با عنوان “تروریسم بین الملل”  از دوشنبه سوم  تا دوشنبه دهم دسامیر۲۰۱۸ بمدت یکهفته در محل مرکز رسانه ای پارلمان اروپا واقع در بروکسل افتتاح گردید. در این نمایشگاه عکسها و تابلوهایی از جنایات گروه های مختلف تروریستی به معرض نمایش در آمد.

درجلسه افتتاحیه این نمایشگاه در روز دوشنبه سوم دسامبر ۲۰۱۸ تعداد زیادی از علامندان ایرانی و خارجی شرکت کردند. این تمایشگاه بطور خاص به جنایات گروه های تروریستی در جهان و خاورمیانه و همچنین کشورخودمان ایران می پردازد و افکار عمومی دنیا را نسبت به خطرحضور پس مانده های این گروه ها در اروپا آگاه می سازد. همه علاقمندان را به بازدید از این نمایشگاه منحصر بفرد دعوت می کنیم.

قابل ذکرمی باشد که این برنامه همزمان از صفحه فیسبوک تلویزیون مردم بطور زنده در سطح جهان پخش گردید.

(پایان)

***

European_Parliament_Against_Maryam_Rajavi_Mojahedin_Khalq_MEK_MKO_TerroristsMEPs discuss Mojahedine-E Khalq (MEK) Threat in #Albania

Mojahedin_Khalq_MEK_Ch_4_News_AlbaniaThe shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian government

Albanian Police No Match For MEK Commanders Trained By Saddam’s Mukhabarat 

افشای اعتصاب غذای دروغین مجاهدین خلق فرقه رجویSitting Down with the MEK (Mojahedin Khalq, Rajavi cult, NCRI, …)

The MEK’s dirty past includes the anti-Imperialist inspired murder of six Americans in pre-revolution Iran which it later celebrated in songs and publications

***

ژرار دوپره لابی مریم رجوی در پارلمان اروپاMEP Gérard Deprez claims 265 parliamentarians support Rajavi’s MEK. Really?

نمایندگان پارلمان اروپا جلسه بحث در مورد مجاهدین خلق فرقه رجویDebate in the European Parliament ‘What is to be done about the Iranian Mojahedin Khalq (MEK)?’

Under President Macron, France can play a pivotal role in Western relations with Iran

مریم رجوی البغدادی مجاهدین خلق داعش تروریسم تهرانISIS Drew On MEK Expertise For Terror Attacks On Tehran (aka Mojahedin Khalq Rajavi cult)

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsAlbania’s destabilization? You have forgotten hundreds of Mojahedin!

همچنین:

  • انجمن نجات، هشتم ژانویه ۲۰۱۹:… جای بسی تعجب دارد. عفو بین الملل دخالت مجاهدین خلق و شادی صدر در تنظیم این گزارش را هم تکذیب نکرده است.  در مرکز شکایات این تبلیغات بی شرمانه برای تطهیر مجاهدین خلق، جنایت جنگی این سازمان در عملیات موسوم به “فروغ جاویدان” قرار دارد. این عملیات

    Read More….

    انجمن نجات، مرکز فارس، اول ژانویه ۲۰۱۹:…  از زمان سقوط صدام حسین دیکتاتور عراق در سال ۲۰۰۳، تشکیلات مجاهدین خلق به نحو عجیبی همبستر ایالات متحده آمریکا و اسرائیل شد. هرچند که پیش از آن حمایت صدام از گروه مجاهدین خلق یکی از بهانه های پرزیدنت جرج دبلیو بوش برای حمله به عراق بود، پس از سقوط صدام، کم

    Read More….

    زهرا میرباقری، انجمن نجات، مرکز تهران، سی و یکم دسامبر ۲۰۱۸:… آیا فرقه رجوی تنها فرقه ای است که برای رسیدن به اهداف و بقای خود از مِتُدِ “آلیناسیون و از خود بیگانگی” تئوری و ابزاری به ظاهر نرم بنام ایدئولوژی، و طرح اهداف و انگیزه های فعال اجتماعی بنام ِ برقراری دمکراسی، عدالت اجتماعی و برقرار

    Read More….

    انجمن نجات، مرکز مازندران، سی ام دسامبر ۲۰۱۸:… در مورد گرفتاری افراد در چمبره مجاهدین خلق فرقه رجوی باید به موانع هم توجه نمود. مثلا مانعی به نام بالا بودن سن افراد می باشد. بیشتر افراد سن شان بالای پنجاه سال می باشد و با خودش فکر می کند که در بیرون از تشکیلات چکار می تواند بکند پس بهتر است که در

    Read More….

     انجمن نجات، مرکز تهران، بیستم دسامبر ۲۰۱۸:… عفو بین الملل حتی یک کلام به غیر از تمجید از مجاهدین خلق به عنوان یک گروه حامی “حقوق بشر” نگفته. در سال ۲۰۰۵، دیدبان حقوق بشر Human Rights Watch گزارشی در محکومیت نقض حقوق بشر توسط مجاهدین خلق منتشر کرد. در سال ۲۰۰۹ مؤسسه رندRAND Corporation مطالعاتی عم

    Read More….

    انجمن نجات، مرکز فارس، هفدهم دسامبر ۲۰۱۸:… شواهدی که از درون تشکیلات مجاهدین خلق بدست آمده است نشان می دهد که در پایگاه های این گروه هر گونه مخالفت بلافاصله از سوی رهبران سرکوب می شود. افشاگری های مستند بسیاری از سوی اعضای سابق مجاهدین در این سال ها انجام شده است که حاکی از رفتار بسیار غیر دمک

    Read More….

    علی اکرامی، انجمن نجات، مرکز خوزستان، دوازدهم دسامبر ۲۰۱۸:… رجوی با شکست اقدام احمقانه و نسنجیده مبارزه مسلحانه بخش باقی مانده از این دانشجویان را به عراق برد تا ارتش کوچک و ستون پنجم دشمن متجاوز به خاک میهن را دردل ارتش صدام بنیان گذاری نماید. حملات مشترک به روستاهای مرزی و ب

    Read More….

    انجمن نجات، مرکز مازندران، دهم دسامبر ۲۰۱۸:… بر اساس جمله رجوی در پیام فوق مبنی بر اینکه جز «اسارت» یا «نبرد» هیچ رابطه ای بین آمریکا و دیگران وجود ندارد ، می توان نتیجه گرفت که رجوی ها راه اسارت را برگزیدند . وضعیت اسفبار و مزدوری و کاسه لیسی آنها برای جنگ طلبان آمریکایی و حتی ترامپی که در خود

    Read More….

    بخشعلی علیزاده، انجمن نجات، مرکز تهران، ششم دسامبر ۲۰۱۸:… در فرقه رجوی این طرز تفکر در ذهن هر فرد کاشته و همواره در درون او زنده نگه داشته میشود که او یعنی خودش یک “قهرمان” است. قهرمانی از هزاران قهرمان خلق، و در راه مسعود رجوی و مریم رجوی میجنگد که نماد قهرمانان خلق هستند. اما در کنار چنین

    Read More….

    زهرا سادات میرباقری، انجمن نجات، مرکز تهران، سوم دسامبر ۲۰۱۸:… چه جالب، خودشان با خودشان ملاقات کردند و آنرا فیلم ملاقات جا زدند! عجب! رجوی میگوید: این هیات متشکل از نایب رئیس گروهِ دوستان ایران آزاد (انجمن پوششی سازمان مجاهدین خلق)، یارومیر اشته تینا Jaromir Stetina و ا

    Read More….

    علی اکرامی، انجمن نجات، مرکز خوزستان، دوم دسامبر ۲۰۱۸:… رجوی در تمامی این سالیان به نیروهایش و عده های سر خرمن داده، همان گرک گرک! یا به بیان رجوی سرنگونی سرنگونی! و دیگر کسی باور نمی کند. خود رجوی در یکی از نشست ها به بهترین شکل شارلاتان بازی خود را عیان کرد! آنجا که درحضور هزاران عضو گفت هرکس جای ما بود

    Read More….

    بخشعلی علیزاده و هادی شبانی، انجمن نجات، مراکز تهران و مازندران، بیست و هفتم نوامبر ۲۰۱۸:…  آیا مسعود و مریم رجوی دیواری کوتاه تر از دیوار اعضای سازمان پیدا نمی کنند؟ همین امر دستاویزی میشود تا مدتی طی نشستهای متعدد، نیروهای سازمان را وادار کنند تا توی سر خودشان بزنند و طی گزارش نویسی ها و گزار

    Read More….

    انجمن نجات، مرکز کزمانشاه، بیست و چهارم نوامبر ۲۰۱۸:… آنها به من دشنام می دادند و مرا جاسوس رژیم آخوندی خطاب می کردند آنقدر به ساق های پاهایم زدند که خون آلود شد . دستانم را محکم با دستبند بستند که یک هفته دست بند دستم بود که آنچنان محکم بود که دستم هیچ حسی نداشت وقتی دستم را بازکردند آتش سیگار را روی آن گذ

    Read More….

    مزدا پارسی، انجمن نجات، مرکز فارس، بیست و یکم نوامبر ۲۰۱۸:…  مرات بر این باور است که این ادعاهای مجاهدین خلق علیه اعضای جدا شده کذب است چراکه «شهادت های افرادی که تازه جدا شده اند، گزارش های پیش از آن، از جمله دیدبان حقوق بشر را تایید می کند. در گزارش دیدبان حقوق بشرآمده است که اع

    Read More….

    ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، مرکز تهران، پانزدهم نوامبر ۲۰۱۸:…  پایگاه خبری ناشنال پست به تاریخ ۹ نوامبر ۲۰۱۸ نوشت که وکیل همسر سوم رودی جولیانی در جریان دادگاه طلاقش مدارکی را ارائه نمود که نشان می دهد جولیانی ۲۸۶۵۳۲ دلار برای معشوقه اش در حالی که دارای همسر بوده هزینه کرده است. این منبع خبری افزود که جول

    Read More….

    بخشعلی علیزاده، انجمن نجات، مرکز تهران، چهاردهم نوامبر ۲۰۱۸:…  پیام اخیر آماده باش مسعود رجوی تلاشی دیگر برای فائق آمدن بر بحران بهمن (فقدان چشم انداز روشن برای وعده بولتون – رجوی) بود که علی الظاهر مشکلی حل نکرده است. آن طور که مشخص است سازمان مجاهدین خلق بر اساس ضرب المثل معروف عربی که “الغرِ

    Read More….

    Death_of_massoud_rajavi_MEKابراهیم خدابنده، انجمن نجات، مرکز تهران، هفتم نوامبر ۲۰۱۸:…  پیامی از جانب رهبر ممنوع التصویر، ممنوع الصدا و مجهول المکان مجاهدین خلق که هنوز مرده یا زنده بودنش تعیین تکلیف نشده، خطاب به ارتش آزادی بخش ملی در رسانه های فرقه رجوی قرائت گردید که صرفاً مصرف مقطعی و داخلی دارد و ه

    Read More….

     انجمن نجات، مرکز فارس، پنجم نوامبر ۲۰۱۸:… اخیرا، خبرهایی مبنی بر حضور مریم رجوی در تیرانا منتشر شده است و تحلیل های متنوعی درباره علت سفر دوباره او به تیرانا نوشته شده است. به نظر می رسد که این بار حضور مریم رجوی در مقر تیرانا دلایل تشریفاتی ندارد. او در هتل اینترنشنال تیرانا اقامت دارد و هر روزه با فرماندهان و مقاما

    Read More….

    mojahedin_khalq_zahra_merikhi_terrorism_Albania_2ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، سی و یکم اکتبر ۲۰۱۸:… در حالی که حاضران از شنیدن سخنان زهرا مریخی با خنده ای تمسخر آمیز به یکدیگر نگاه می کردند؛ یکی از خانم های حاضر در جلسه پرسیده است: “یعنی اگر ما در صحنه، لحظات جیم (نمونه های مربوط به موارد جنسی) خود را

    Read More….