تشکر آقایان قربانعلی حسین نژاد و غفور فتاحیان از موضع سفیر سابق نروژ در تهران

تشکر آقایان قربانعلی حسین نژاد و غفور فتاحیان از موضع سفیر سابق نروژ در تهران

پیوند رهایی، سوم ژانویه 2019:…  در زیر موضع رسمی دولت فرانسه در قبال سازمان مجاهدین خلق ایران را که توسط سخنگوی وزارت خارجۀ فرانسه آقای رومن نادال دو سال پیش اعلام شده و بارها بر آن تأکید شده است یادآور می شویم: «موضع فرانسه نسبت به سازمان مجاهدین خلق ایران بسیار روشن است. این سازمان به کارهای خشونت آمیز شناخته شده است و در فرانسه سازمان مجاهدین خلق … 

موضع گیری نروژ و فرانسه علیه مجاهدین خلق فرقه رجوی تروریسم یک “فرقه سیاسی” مخالف رژیم ایران، که یک کشور در داخل کشور آلبانی خلق کرده است

1- تشکر و قدردانی حسین نژاد از مقالۀ سفیر سابق نروژ در ایران در روزنامۀ نروژی داگنس نرینگسلیو

قربانعلی حسین نژاد، پیوند رهایی، سوم ژانویه 2019
لینک به منبع

آقاي ” رولد نس” سفیر نروژ در ایران بین سالهای 2007 و 2011

با درود و تبریک سال نو 2019 بر شما و مردم نروژ

اینجانب علی حسین نژاد عضو سابق و قدیمی سازمان مجاهدین خلق که به مدت سی سال در بخشهای سیاسی و روابط خارجی این سازمان کار کرده ام مقالۀ مورخه 27 نوامبر 2018 شما در روزنامه كثيرالانتشار نروژی داگنس نرینگسلیو را خواندم که در آن به درستی تأکید کرده اید که سازمان مجاهدین هیچگونه پایگاهی در میان مردم ایران ندارد و شنیدم که شما و روزنامۀ مذکور از طرف آن سازمان به این علت مورد حمله و هجوم تبلیغاتی قرار گرفته است.

من ضمن تشکر و حمایت از شما به علت این واقع بینی و افشای حقیقتی که خودتان در داخل ایران آن را مشاهده و لمس کرده اید و تشکر از مسئولین روزنامه که این مقالۀ واقع بینانه را منتشر کرده اند؛ واقعیتهای زیر را که خودم سالیان دراز در داخل و بیرون تشکیلات این سازمان شاهد آنها بوده ام به اطلاع شما و روزنامۀ مذکور می رسانم:

اینجانب بعد از آنکه دیدم سازمان مجاهدین خلق دیگر یک سازمان سیاسی نیست بلکه به یک فرقۀ مذهبی خاصی تبدیل شده که هیچگونه پایگاه مردمی نه داخل ایران و نه در خارج آن حتی در میان گروههای اپوزیسیون ایرانی ندارد و بلکه عموم ایرانیان از این فرقه متنفرند. اکنون این فرقه هیچ کاری جز تشویق به حمله به ایران و راه انداختن یک جنگ ویرانگر دیگری در منطقه ندارد جنگی بسا بدتر و ویرانگرتر از جنگ پیشین در عراق. و در همین راستا این فرقه در ماههای اخیر با همکاری اسرائیل دست به ساختن سناریوهای تروریستی علیه خود و نسبت دادن آن به رژیم ایران می زند تا زمینه را برای این جنگ و نیز مطرح کردن خودش آماده کند.

رهبری سازمان مذکور با تبدیل شدن آن به یک فرقه که سالها توسط اروپا و آمریکا به عنوان یک فرقۀ تروریستی شناخته شده ملیونها دلار از هدایای نفتی عراق را که دولت صدام حسین به آنها می داد و اینجانب به عنوان مترجم عربی رهبری این سازمان در عراق شاهد آن بودم و اکنون نیز سودهای حاصله از سرمایه گذاریهای کلان آن پولها و کمکهای پولی برخی کشورهای عرب منطقه را بین لابی های خود در غرب برای حمایت و دفاع از اهداف جنگ طلبانۀ اش توزیع می کند هدفی که به هیچوجه مورد حمایت مردم ایران نبوده ونیست. آنها یک فرقۀ خاصی با عقاید و افکار بدعت گذارانه و التقاطی و آمیخته ای از افکار مذهبی اسلامی شیعی و افکار غربی و کمونیستی بویژه استالینیسم می باشند که بکلی پایگاهشان را در میان مردم ایران از دست داده اند.

رهبری سازمان مجاهدین خلق از سال 1989 به همۀ ما دستور داد که همسران خودمان را طلاق دهیم و هر گونه ازدواج و حتی فکر کردن به آن را برای اعضای سازمان با انواع روشهای سرکوبگرانه ممنوع کرده است.

دراین فرقه فکر و اندیشه و روح و جسم نیرو ها در انحصار رهبر قرار گرفته و هر گونه اختیاری از افراد سلب شده است و حتی فکر کردن افراد هم با مغزشویی مستمر و روزانه تحت سیطره و کنترل تشکیلات فرقه قرار می گیرد و فکر کردن جز به رهبر فرقه ممنوع می باشد و انتقاد و اشکال گرفتن از رهبری به عنوان یک جرم شدیدا سرکوب می شود.

تا كنون بيش از هزار تن از اعضا و کادرها و مسئولین سازمان مجاهدین از آن جدا شده اند که بسیاری هم از میان زنان می باشند که برخی نیز اعضای شورای رهبری سازمان بودند که پرده از بسیاری رسوایی های جنسی رهبر سازمان مسعود رجوی همسر مریم رجوی برداشتند. همچنین جدا شدگان سازمان موارد زیادی از زندان و شکنجه و قتل مخالفان رهبری سازمان در قرارگاههای این سازمان در عراق را افشا کرده اند.

همۀ افراد این سازمان از هر گونه تماس و ارتباط با افراد خانواده هایشان محروم و ممنوع هستند و استفاده از هر گونه وسیلۀ ارتباطی اعم از رادیو و کانالهای تلویزیونی و انترنت و موبایل تماما برای اعضای سازمان ممنوع می باشد و تنها در اختیار رهبری و مسئولانی است که مأموریتهای ارتباطی خاص سازمان را دارند.

علاوه بر آن هر یک از ما جداشدگان در داخل تشکیلات این سازمان شاهد موارد زیادی زندان و شکنجه و حتی قتل و سربه نیست کردن اعضای مخالف سیاستهای رهبری آن در قرارگاههای این سازمان در عراق و موارد نقض روزانۀ حقوق بشر توسط رهبران آن بودیم که شرح این فجایع را به تفصیل و مستند و با ذکر اسامی قربانیان و نیز شکنجه گران این فرقه بارها نوشته و منتشر کرده ایم و در اختیار سازمانهای حقوق بشری بین المللی قرار داده ایم.

در زیر موضع رسمی دولت فرانسه در قبال سازمان مجاهدین خلق ایران را که توسط سخنگوی وزارت خارجۀ فرانسه آقای رومن نادال دو سال پیش اعلام شده و بارها بر آن تأکید شده است یادآور می شویم:

 «موضع فرانسه نسبت به سازمان مجاهدین خلق ایران بسیار روشن است. این سازمان به کارهای خشونت آمیز شناخته شده است و در فرانسه سازمان مجاهدین خلق ایران به عنوان سازمانی هیچگونه مشروعیت قانونی ندارد. این سازمان به دلیل ساختار خشونت آمیز خود و نبود مناسبات دموکراتیک در درون آن دارای ویژگیها و عملکردهای فرقه ای می باشد».

من و بسیاری از اعضای جدا شده از این فرقه که هریک به نوعی توانستیم از زندان تشکیلات فرقه ای و سرکوبگر آن نجات پیدا کنیم توسط رهبر این سازمان یعنی مسعود رجوی رسما تهدید به قتل در خیابانهای اروپا شده ایم. او به تمامی افراد خود اعلام نمود به هر صورتی که می توانند و در هر کشوری باشند اعضای جدا شده از این فرقه را که دست به افشای حقایقی می زنند که داخل تشکیلات آن دیده اند به قتل برسانند. پیام او در این مورد در تلویزیون و سایتهای رسمی سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی) پخش و منتشر شده و هنوز در این سایتها موجود می باشد.

موفقیت شما را در خدمت به حقوق بشر و اخلاق و انسانیت و حفظ حرمت و شرافت قلم و روزنامه نگاری آرزومندم.

Mr. Roald Ness Roald Næss Norway’s Ambassador to Iran between 2007 and 2011

Congratulations and greetings of the New Year 2019 on you and the people of Norway,

I am Ali Hussein Nezhad, a former member of the Mojahedin Organization of Iran (MEK- MKO- PMOI) who has been working in the political and foreign affairs departments of this organization for thirty years. I read Your article on 27/11/2018 in the Norwegian Multidisciplinary newspaper Dagens Naeringsliv  that you rightly emphasized that the Mojahedin organization MEK There is no base among the people of Iran and I hear that you and the newspaper have been attacked by the propagandas of organization for this reason.

I thank you and support you because of this fact and the disclosure of the truth that you yourself observed and touched inside of Iran and thank the officials of the newspaper. Dagens Naeringsliv Who have published this realistic article; I bring to your notice the following facts, which I myself have seen for many years, inside and outside the organization:

After I saw that the MKO was not a political organization, it became a special religious sect that does not have any popular base inside or outside of Iran, even among Iranian opposition groups, but it is the general Iranian people who hate the sect. Now, this sect is nothing but encouragement to attack Iran and launch another devastating war in the region, a war that is even worse and more devastating than the former war in Iraq. In the same vein, in recent months, the sect has been working with Israel to develop terrorist scenarios against itself and attribute it to the Iranian regime to prepare the ground for this war as well as to raise it up.

The leadership of this organization, with its becoming a cult known for many years by Europe and the US as a terrorist sect, witnessed millions of dollars of Iraqi oil donations provided by the Saddam Hussein government and I, as an Arabic translator of leadership the organization in Iraq. And now also the profits made from the massive investments of those monies and donations of some Arab countries distribute the region among their lobbies in the West to support and defend their war-torn goals, a goal which was by no means supported by the Iranian people. They are a particular sect with ideological and eclectic ideas combined with Shiite Islamic religious thoughts and Western and communist thoughts, especially Stalinism, that have completely lost their base among the Iranian people.

Since 1989, the leadership of the MKO has ordered all of us to divorce our spouses and prohibit any form of marriage and even thought of it for members of the organization with a variety of repressive methods.

In this sect, thought, and the spirit and body of forces are placed in the monopoly of the leader and any arbitrariness has been deprived of individuals, and even the thinking of individuals is continuously controlled by day-to-day supervision of the organization of the sect and the thinking of except The leader of the sect is forbidden, and the critique of leadership as a crime is severely suppressed.

So far, more than a thousand members and cadres and officials of the Mojahedin organization have been separated from it, many of them are women, some of them members of the Organization’s Leadership Council, who uncovered many of the scandals of the leader of the organization, Masoud Rajavi, wife of Maryam Rajavi’s wife. . The detainees of the organization have also exposed a large number of prisons and torture and killing of opposition leaders in the organization’s headquarters in Iraq.

All individuals of this organization are deprived of any contact and communication with their families, and the use of any communication means, including radio and television channels, the Internet and the mobile, is strictly prohibited for members of the organization and is only available to the leadership and authorities. Which have specific organizational communications missions.

In addition, each of our detainees inside the organization has witnessed many cases of imprisonment and torture, and even the killing of members of the opposition against its leadership policies in the Iraqi organization’s offices and the daily violations of human rights by its leaders, Detailed and documented disasters, and we have repeatedly written and published the names of the victims and the torturers of this sect and have been made available to international human rights organizations.

Under the official position of the French government towards the PMOI The French Foreign Ministry spokeswoman Romain Nadal said two years ago and has repeatedly emphasized:

” The position of France towards the PMOI is very clear. The organization is known for violent acts, and in France, the PMOI as an organization has no legitimacy. Because of its violent structure and the lack of democratic ties within it, it has sectarian functions and functions. “

I and many members of the secession, each of whom were somehow able to escape the sectarian and repressive organization’s jail, was officially threatened with murder in the streets of Europe by its leader, Massoud Rajavi. He announced to all his people that they could kill any members of the sect who are exposing the truths they saw in their organization, whatever they can and in any country. His message on this subject is on television and official sites MEK Broadcast and published and still available on these sites.

I wish you success in serving human rights and ethics and humanity and maintaining the respect and dignity of the pen and journalism.

2- نامه قدردانی غفور فتاحیان عضو قدیمی جداشده از فرقۀ رجوی از آقای رولد نس سفیر سابق نروژ در ایران به خاطر مقاله بسیار ارزشمندشان در روزنامه داگنس نرینگسلیو 

غفورفتاحیان، پیوند رهایی، سوم ژانویه 2018
لینک به منبع

جناب آقای سفیر رولد نس با عرض سلام و احترام و با تبریک سال نو 2019 بر شما و مردم نروژ؛

قبل از هر نکته ای تشکر و قدردانی خودم را از شما به خاطر افشای ماهیت پلید سازمان مجاهدین یا همان فرقه رجوی ابراز می کنم.

آقای سفیر

اینجانب غفور فتاحیان به مدت بیش از بیست سال در قرارگاههای این  سازمان در عراق بطور حرفه ای بودم و در واقع می توانم بگویم که درآنجا همانند یک اسیرزندانی بودم که در آخر هم با هزاران بار تلاش و به جان خریدن مرگ و با کمک نیروهای  آمریکایی مستقر در پادگان اشرف در عراق توانستم فرار کنم و هم اکنون خوشبختانه در کشور فرانسه ساکن می باشم.

آقای سفیر رولد نس

سازمان مجاهدین همان فرقۀ تروریستی و ضد بشری است که توسط مریم قجر و مسعود رجوی با شعار دروغین دموکراسی رهبری می شود که به یقین می توانم بگویم جنایت ضد بشری این سازمان بر علیه اعضای خود و میهن خود را تاریخ ایران به خود ندیده است.

آقای سفیر

آیا می دانید ما تمام اعضای سازمان در داخل کمپ اشرف سابق هیچگونه دسترسی به رادیو و تلفن و انترنت و تلویزیون و حتی کتاب را نداشتیم و در کمپ اشرف سابق در عراق بیش از 99 در صد از ما اعضای سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی) شناختی از موبایل نداشتیم و نمی دانستیم که این وسیله چه کار می کند؟. همین اکنون هم در مقر دیگری که این سازمان در آلبانی به راه انداخته است استفاده از موبایل برای افراد ممنوع است و به صراحت به تمام نفرات گفته می شود که موبایل یعنی وزارت اطلاعات رژیم ایران!!

آقای سفیر

ما در کمپ اشرف بطور متوسط روزانه 18ساعت کار طاقت فرسا می کردیم که اکثر نفرات به علت کم خوابی و مواد غذایی به بیماریهای صعب العلاج مبتلا شدند و در طی روز تمام نفرات با کوچکترین خللی که در کار پیش می آمد شروع به چرت زدن می کردند و حتی این چرت زدن هم باید دور از چشم مسئولین سازمان می بود وگرنه مورد حسابرسی شدید و انواع ناسزاها قرار می گرفت.

در مناسبات درونی سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی) دوست داشتن و فکر کردن به خانه و خانواده و ابراز عواطف خانوادگی و هر گونه ارتباط با افراد خانواده حتی در داخل تشکیلات ممنوع بوده و می باشد و هر فرد باید جزئیات تمام آنچه که در این رابطه به ذهنش آورده بویژه یاد همسر سابق و یا کوچکترین احساس جنسی در ذهن خودش را در نشستی به نام «غسل هفتگی» بخواند و همۀ افراد هم باید در این نشستها شرکت کنند تا با رکیک ترین فحش ها روبرو شود.

آقای سفیر

در پادگان اشرف یک زندان مخوف بود که بعد از ورود نیروهای آمریکایی به کمپ اشرف آن را شبانه با لودر صاف کردند بطوریکه هیچ اثری از آن نماند… در این زندان و محل دیگری در کمپ اشرف به نام محور 2 سابق در سالهای 1994 و 1995 مسئولین سازمان به دستور مسعود و مریم رجوی بیش از هزار نفر از اعضای ناراضی را که به رجوی و خط مشی او انتقاد داشتند دستگیر و زندانی کردند که من بیشتر زندانیان و زندانبان آنها را می شناسم و شاهد این دستگیریها بودم.

در این زندان دهها نفر سربه نیست و کشته شده اند و یا در اثر شکنجه های وحشیانه و فشارهای جسمی و روحی خودکشی کرده اند که اثری از آنها نیست و از جملۀ آنان جلیل بزرگمهر و حمزه رحیمی و قربانعلی ترابی و و شمس الله گل محمدی و دهها نفر دیگر می باشند.

آقای علی امامی را که بیش از شصت سال سن داشت بقدری شکنجه کردند که توانایی حرف زدن نداشت.

شمس الله گل محمدی را که در اثر شکنجه و زندان از ناحیۀ کمر آسیب دیده بود و توانایی راه رفتن نداشت و با عصا راه می رفت به وسیلۀ سیم برق کشتند و سپس اعلام کردند که وی خودکشی کرده است.

علی رضا طاهرلو به علت شرایط سخت زندان و شدت شکنجه ها  توسط عوامل رجوی در پادگان اشرف، چندین بار در زندان اقدام به خودکشی کرده بود ولی هر بار توسط دوستانش در زندان از مرگ نجات یافته بود و سرانجام در سال 2013 در کمپ اشرف سابق به طرز مشکوکی کشته شد.

دهها و صدها مورد دیگر را با اسامی و مشخصات می دانم ولی اینجا گنجایش شرح آنها نیست و من برای اثبات تمام گفته هایم حاضرم در هر دادگاهی شرکت کنم و شهادت بدهم و هر انچه را که در طی این بیست سال بر سر خودم و سایر دوستانم آوردند بیان کنم و تک به تک گفته ها و نوشته های خود و دوستانم در این سالها را اثبات کنم.

با تشکر

غفور فتاحیان – پاریس – فرانسه

دوم ژانویه 2019

Mr. Ambassador Roald Ness, greetings and with the congratulations of the New year 2019 on you and the people of Norway;

Before any point, I express my gratitude and thanks to you for exposing the dirty nature of the PMOI or the Rajavi cult.

Mr. Ambassador

I am Ghafur Fattahian for more than twenty years at the headquarters of this organization in Iraq, and in fact I could say that I was like a captive who, at the end, tried and died to death with the help of US troops I was able to escape in Iraq at the Camp Ashraf in Iraq and now, luckily, I live in France.

Mr. Ambassador Roald Ness

The PMOI is the same terrorist and anti-human sect that is led by Maryam Ghajar and Massoud Rajavi with the false slogan of democracy, which I can certainly say that the organization’s anti-human crime against its members and its homeland has not been seen in Iranian history.

Mr. Ambassador

Did you know that we did not have all the members of the organization inside the former Camp Ashraf any access to the radio and telephone and the Internet and television, and even the book, and in the former Camp Ashraf in Iraq, more than 99 percent of our members of the MKO (Rajavi Sect) We did not have a mobile phone and did not know what it was doing? The use of mobile phones for people is now forbidden in the organization’s other headquarters in Albania, and it is explicitly mentioned to all those who call the Ministry of Information of the Iranian regime!!

Mr. Ambassador

At Camp Ashraf, we spent an average of 18 hours a day working for 18 hours, most of them suffering from severe illness due to lack of sleep and food, and during the day, all the people with the smallest impediment they were going to start to snooze. And even this nap should be far from the eyes of the organization’s officials, otherwise it would be subject to severe audits and ill-fated cases.

In the internal relations of the Mojahedin organization (Rajavi sect), it is forbidden to love and think about home and family and expressing family affections and any communication with family members even inside the organization, and each person should have all the details of what is in his mind. He has brought her mind, especially the remembrance of her former wife, or the slightest sense of sex in her mind at a meeting called “Weekly Ghosts”, and everyone should attend these sessions to face the most ruthless swears.

Mr. Ambassador

In the garrison of Ashraf, there was a dreaded prison that, after the arrival of US forces in Camp Ashraf, it was cleaned up at night with a loader, so that there was no trace … In this jail and another place at Camp Ashraf called the 2nd Axis in 1994 and 1995, the authorities arrested and imprisoned more than a thousand dissident members who criticized Rajavi and his policy, which I knew most of their prisoners and their guards, and witnessed these arrests.

Dozens of people are not tortured and killed, or they have committed suicide through brutal tortures and physical and psychological pressures, including those of Jalil Zamaneh, Hamzeh Rahimi, Ghorbanali Torabi and Shamsollah Golmohammadi. There are dozens more.

Mr. Ali Imami, who was over thirty years old, tortured so much that he was unable to speak.

Shamsollah Gul Mohammadi, who was traumatized by the torture and imprisonment of the waist and unable to walk, walked on a cane with a power cord, then announced that he had committed suicide.

Ali Reza Taherlou was executed several times in prison in connection with the prison conditions and the severity of the torture by Rajavi agents in the Ashraf garrison, but each time he was saved from death by his friends in prison, and eventually expired in 2013 at Camp Ashraf. Suspiciously killed.

I see dozens and hundreds of other names with names and qualifications, but here they are not included in the description, and I am ready to testify to all the statements in any court, and to testify and whatever I have for myself and my other friends over the course of these twenty years. I would like to make a statement and to prove my words and writings and my friends in these years alone.

Thanks

Ghafur Fattahian – Paris – France

2/1/2019

(پایان)

*** 

مزدور ارتش خصوصی صدام بهزاد صفاری در عراق و آلبانیAlbanian Police No Match For MEK Commanders Trained By Saddam’s Mukhabarat

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/از-فریب-همیاری-مجاهدین-خلق-تا-مرگ-محمد-س/

فریبکاری مجاهدین تحت عنوان “همیاری” و راحت شدن “محمد سیدی کاشانی” از جور ولایت رجوی ها

قربانعلی حسین نژاد، پیوند رهایی، بیستم دسامبر ۲۰۱۸:… به افرادی در اشرف دستور می دادند به عنوان یک ایرانی  با برنامه همیاری سیما تماس بگیرد و تعهد ارسال فلان مقدار پول و یا طلا و جواهرات بدهد!! و الا هیچ ایرانی اصطلاحات “شیر همیشه بیدار” و “تضاد مقاومت را باید حل کرد” و “پشت سیاج اشرف” را که فقط در اشرف و سازمان مصطلح است بکار نمی برد … 

مجاهدین خلق فرقه رجوی دروغ همیاری پولشویی مزدوری عربستان صدام این مضحکه ی ۳روزه، احتیاج به اینهمه نوشتن نداشت

۱- دروغ و دغل و فریبکاری تحت عنوان «همیاری» تا کی؟

پیوند رهایی، بیستم دسامبر ۲۰۱۸
لینک به منبع

قربانعلی حسین نژاد

قربانعلی حسین نژاد

نوشتۀ قربانعلی حسین نژاد عضو و مترجم ارشد سابق رهبری سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی)

بار دیگر شوی گدایی و اخاذی فریبکارانه و نیرنگ بازانۀ موسوم به «همیاری» توسط فرقۀ رجوی در تلویزیون به اصطلاح «سیمایآزادی» فرقه شروع شده است. واقعا که این سران فرقۀ رجوی از اینهمه دروغ و دغل و فریبکاری و دجالی و توهین به عقل و شعوردیگران شرم نمی کنند! از آنان باید پرسید سر کی می خواهید کلاه بگذارید؟ جز سر اندک افراد باقی مانده در آلبانی و اندک ایرانیان بی خبراز ماهیت و کارهای شما؟

.. به سران فرقۀ رجوی در پاریس که شوی گدایی واخاذی تحت عنوان «همیاری» را در سیمای مغازلت آمریکایی به راه انداخته اند بایدگفت: حتی در صورت واقعی بودن این کمکها و پولها مگر شما چه کاری برای مردم ایران کرده اید و می کنید که حالا برای پیشبرد آن از مردم پول جمع می کنید؟ چه کاری جز بهترینخدمت به دشمنان داخلی و خارجی مردم ایران با تباه کردن و به هدر دادن وقت و توان و عمر بهترین نیروهای انقلاب و مبارزات این مردم کرده و می کنید؟ مورد و جای مصرف اینپولها حتی اگر واقعی و از جیب ایرانیان باشد، کجاست؟ جز پر کردن جیب مقامات سابق سیا و ارتش جنایتکار آمریکا؟! و صاحبان سالنها و هتلهای آنچنانی در واشنگتن و نیویورک واروپا؟! و لباسهای ملکه مریم؟! و مطبوعات و تلویزیونهای آمریکا و اروپا؟؟ و اگر واقعا این پولها برای ادامۀ کار سیما و تلویزیون شما جمع آوری می شود چطور شما میلیون میلیونبرای تبلیغات ویلپنی! و خرید افراد خارجی برای پر کردن صندلیها! و اجارۀ سالنهای پنج ستاره و سخنرانان سیایی آمریکایی و اروپایی و ارکسترها و پوبلسیته ها در گرانبهاترینروزنامه ها و تلویزیونهای آمریکا و اروپا خرج می کنید و پول دارید ولی برای سیمایتان پول ندارید؟!…

گویندۀ تلویزیون رجوی در توصیف برنامۀ همیاری می گوید: «برای تحقق آزادی مردم خودتان از ستم آخوندی به همیاری بپیوندید»، مردم ایران به او و سردمداران فرقۀ رجوی میگویند: شما آن موقع که تانک و توپ و همه گونه سلاح با همۀ پشتیبانی یک کشور و دولتی همچون رژیم صدام با ماهانه سه میلیون بشکۀ نفت به علاوۀ پولهای میلیونی نقد داشتید وبا آن قیام مردمی که بهانۀ نبودن آن را می آوردید نتوانستید ما را از ستم آخوندی برهانید حالا با سیما و تلویزیون می خواهید ما را آزاد کنید، خوب، اگر با حرف و تبلیغ و راه سیاسیمی شد ما را آزاد کنید پس چرا از اول این کار را نکردید و اینهمه به هدر و به کشتن دادن بهترین نیروها و نسل بالندۀ این ملت دیگر چه نیازی بود؟!

آخر خودتان که خوب می دانید منبع پول و درآمد سازمان کجاست؟ اگر نمی دانید از فرزاد (احمد افشار) و شریف (مهدی ابریشمچی) که من و آنها وقتی در روابط سازمان بودیم بااسناد و نامه هایی که ترجمه می کردیم دیدیم که صدام در دیدار مسعود رجوی با او در شهریور سال ۷۹ (سپتامبر سال ۲۰۰۰)

سهمیۀ سازمان از نفت عراق را از روزی ۷۰ هزاربشکه در روز به روزی صد هزار بشکه افزایش داد  (۳میلیون بشکه در ماه به ارزش بیش از ۹۰ میلیون دلار در ماه به قیمت نفت در آن موقع) به علاوۀ میلیونها بشکه در مواقعاضافه تولید از محل یادداشت تفاهم بین المللی نفت در مقابل غذا که به صورت کوپن به خارج عراق منتقل و توسط تشکیلات سازمان در خارج به فروش می رفت. نامۀ ستاد مالیسازمان به وزیر نفت عراق در مهر ماه سال ۸۱ (اکتبر ۲۰۰۲ ) را مبنی بر درخواست تحویل سهمیۀ ۶ ماه آیندۀ سازمان از نفت عراق به صورت یکجا به علت وجود تحلیلهای بینالمللی مبنی بر احتمال شروع جنگ در ۶ ماه آینده یعنی مقدار ۱۸ میلیون بشکه نفت با تیتر «درخواست ۱۸ میلیون بشکه نفت سهمیۀ ۶ ماه آینده» من خودم ترجمه کردم که به علتمخالفت اولیه وزارت نفت با پرداخت یکجای این مقدار شخص مسعود رجوی ناچار به انجام ملاقاتهای مکرر با وزرای نفت و صنایع و اطلاعات عراق شد (که فیلم یکی از اینملاقاتهای ضبط شده توسط مخابرات عراق بعد از سقوط صدام حسین افشا و علنی شد که اکنون در یو تیوب موجود است. موضوع ۱۸ میلیون بشکه در آن مطرح و بحث و مجاهله میشود)

 و سرانجام توانستند کوپنهای سهمیۀ ۶ ماه از نفت عراق یعنی ۱۸میلیون بشکه را یکجا شش ماه قبل از شروع جنگ و حملۀ آمریکا از دولت وقت عراق بگیرند تا بتوانند قبل از بسته شدن راهها و عدم امکان خروج از عراق و افت و محدودیتفروش و قیمت نفت عراق در نتیجۀ جنگ کوپنهای مذکور را به دفاترشان در اروپا منتقل کرده و در بازارهای جهانی بفروشند. همه ساله هم مسعود رجوی در روز ۱۴ ژوئیه در پیامتبریکش به صدام حسین به مناسبت سالگرد روی کار آمدن حزب بعث در عراق که من خودم آن را به عربی ترجمه می کردم از صدام حسین خواستار افزایش سهمیۀ نفت سازمان میشد.

 این همان منبع درآمد میلیاردی و تمام نشدنی رجوی با سرمایه گذاریهای کلان آن در اروپا و آمریکا و حتی کشورهای عربی از جمله خود عراق در کارخانه ها و هتلها و سینماها ورستورانها و شرکتها و بانکهای خصوصی توسط افراد و شرکتهای پوششی است که امروز نیز توسط مریم رجوی علاوه بر خرج کاخ پاریسی و لباسهای صد مدلی و جراحی چهرۀ خودبرای جوان نمایی و «تابان» شدنش میلیون میلیون صرف هزینۀ برگزاری کنفرانسها و مهمانیهای آنچنانی در اروپا و آمریکا با پرداختهای کلان به سخنرانان از مقامات جنایت پیشۀسابق سیا و امنیت و ارتش و دولتهای پیشین آمریکا از طریق شرکتهای لابی سازی و صرف آگهی های پرهزینه تبلیغاتی در مطبوعات آمریکا و اروپا و عراق و تلویزیونهای آمریکا وخرید هزاران وکیل و پارلمانتر اروپایی و آمریکایی و دهها مزدور عراقی برای نگهداشتن هرچه بیشتر اسرای فرقۀ خود در قید اسارت و جلوگیری از فروپاشی تشکیلات سرکوب وشکنجه و به کشتن دادن و تباه کردن هرچه بیشتر وقت و عمر بهترین جوانان و نیروهای کارآمد مردم ایران می گردد.

 بدینگونه می بینیم که تمامی ادعاهای رجویها و دستگاهشان مبنی بر کمک مالی مردم ایران و تمامی ترفندهایشان مبنی بر جمع آوری کمک مالی برای سیمای مغازلت آمریکایی واروپایی و دروغ و فریبشان و دیگر برنامه هایشان برای سرکیسه کردن ایرانیان در این رابطه تا کجا پوشالی و برای لاپوشانی کلان غارت نفت عراق و توجیه و سفیدسازی هزینه هایمیلیونی شان برای کنفرانسهای مأموران سی آی ای و ارتشیان جنایتکار آمریکا می باشد تا به خیال خام خود سر ایرانیان و دنیا کلاه بگذارند و بگویند منبع اینهمه درآمد ما همین استو بس یعنی جمع آوری کمکهای مردمی همچون فاز  سیاسی و تا سالهای قبل از انتقال به عراق!! در حالیکه همگان تغییر وضعیت و فرق بین شرایط سی سال پیش و اکنون را بهخوبی درک می کنند و می دانند که دیگر از آن پایگاه و حمایتها و کمکهای مردمی سالهای نخستین بعد از انقلاب خبری نیست و به همین دلیل آن موقع و تا سالهای ۶۵ و۶۶  ازاینهمه ولخرجی های امروز یعنی برگزاری جشنها و مهمانیهای پرهزینه در هتلهای چند ستاره و استخدام لابیها و وکلای میلیونها دلاری وو… هم خبری نبود برای اینکه هرگز فقطازمحل کمکهای مردمی نمی توان از عهدۀ اینهمه هزینه ها برآمد، لذا می توان از رهبران فرقۀ رجوی پرسید اگر صرفا با کمکهای مردمی می توان اینهمه هزینه های میلیونی را تأمینکرد پس چرا آن موقعها در ایران و خارجه از این فعالیتهای پرخرج و خاصه خرجیها و پرکردن جیب سردمداران سابق آمریکا و اروپا و نمایندگان پارلمانها و جشنها و سورچرانیهانداشتید؟!!

اما در مورد این تماسها که در برنامۀ به اصطلاح همیاری به ادعای خودشان از ایران گرفته می شود همۀ ما جداشدگان از سازمان که در اشرف بودیم می دانیم که این تماسها جعلی واز خود ستاد داخله در سازمان در عراق و خارج صورت می گیرد و شاهد بودیم که به افرادی در اشرف دستور می دادند به عنوان یک ایرانی در یکی از شهرهای ایران که فرد اهلآنجا بود  با برنامۀ همیاری سیما تماس بگیرد و تعهد ارسال فلان مقدار پول و یا طلا و جواهرات بدهد!! و الا هیچ ایرانی اصطلاحات «شیر همیشه بیدار» و «تضاد مقاومت را باید حلکرد» و«پشت سیاج اشرف» (در حالیکه کلمۀ سیاج عربی است و فقط در عراق و در میان افراد سازمان گفته می شود و فارسی آن نرده می باشد) وو… را که فقط در اشرف و درسازمان مصطلح می باشد به کار نمی برد.

 پولها و زندگی اکثر هواداران در خارج را هم خود سازمان تأمین می کند یعنی بر عکس ادعای سران فرقه، این سازمان است که به آنها پول می دهد نه آنها به سازمان و سیمایش!!.من خودم در ۳۰ سال پیش هم که در فرانسه بودم شاهد تأمین مالی  زندگی بسیاری فعالان و هواداران سازمان که داخل تشکیلات نبودند توسط سازمان بودم و این را به خوبی می دانم.بنابراین نمایشهایی این چنینی هدفی جز تبلیغ و دود و دم «حمایت مردمی» و«پایگاه مردمی» راه انداختن و لاپوشانی دولارهای نفتی صدام و بی پایگاهی و انزوای شدید این فرقه در میان ایرانیان داخل و خارج کشور و تمام نیروهای اپوزیسیون ایرانی ندارد…

 دروغ و دغل و عوامفریبی و دجالی و نفهم شمردن دیگران را بس کنید!.

۲- بابا درصحبتهایش  با ما علنا مخالفتش با سیاستهای رجوی را بیان می داشت

پیوند رهایی، بیستم دسامبر ۲۰۱۸
لینک به منبع

نوشتۀ قربانعلی حسین نژاد عضو و مسئول قدیمی و مترجم ارشد سابق رهبری سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی)

سازمان مجاهدین در سایت رسمی خودش اعلام کرد که محمد سیدی کاشانی (بابا) مجاهد پیر و قدیمی ترین عضو تشکیلات این سازمان در بیمارستانی در آلبانی درگذشت. او با سابقه ترین عضو سازمان مجاهدین و از اعضای اصلی و اولیۀ آن در همان زمان پایه گذاری سازمان در سال ۴۴ و زندانی سیاسی زمان شاه و سالها قدیمی تر از مسعود رجوی ولی نه در ظاهر بلکه عملا مغضوب او بود چرا که رجوی هیچ مسئولیت بالایی و سمت و رده ای به او نداد بلکه همیشه او را تحت مسئولیت زنانی که بسیار از او کم سابقه تر و در قسمت مربوطه در بخش تبلیغات بی تجربه بودند قرار داده بود و من که یک مدتی در بخش تبلیغات کار می کردم شاهد برخوردهای تحقیر آمیز توسط یک زن مسئول او با بابا بودم که بسیار برایم ناراحت کننده بود و من با دیدن آن صحنه دلم به درد می آمد. گناه بابا جه بود؟ برای اینکه در تمام طول سه دهه که ما در تشکیلات سازمان بودیم یک نمونه هم در نشستهای عمومی و علنی از او تقدیس و مجیزگویی و مبالغه گویی برای رجوی ندیدیم. ناسزا و دشنام و حتی عصبانیت هم از او علیه هیچ فردی در نشستها و بیرون ندیدیم بلکه این رباتهای مجیزگوی فرقه بودند که در نشستهای بخش تبلیغات گاهی او را مورد طعن و نیش و کنایه قرار می دادند و با جاسوسی و انتقال حرفهای خصوصی او به فهیمه اروانی مسئول تبلیغات و یا در نشستهای داخلی این بخش موجب می شدند که فهیمه اروانی او را با همۀ سوابق و تجارب و سنی که داشت مورد تحقیر و بی حرمتی قرار بدهد. اسد الله مثنی شکنجه گر معروف فرقه و فالانژ بخش تبلیغات دستگاه رجوی روزی در نشست فهیمه اروانی با ما گفت که بابا فلان جا محفل گذاشته بود و وضعیت تشکیلات و خطوط و کارهای تبلیغات سازمان را زیر سؤال می برده مثلا به یکی گفته است که نود درصد بچه های تبلیغات اصلا نماز نمی خوانند.

بابا واقعا مردی مهربان و همیشه خنده رو و به تمام معنی «انسان» بود. من شخصا با او در قرارگاه اشرف بعد از سقوط صدام صحبت کرده بودم و مخالفتش با خط و خطوط و عملکردهای رجوی در دخالت در امور عراق و همکاری با آمریکایی ها و طرز تبلیغات و برخورد با عراقیان که با آمریکا به عنوان اشغالگر کشورشان برخورد می کردند ابراز می کرد و می گفت: نمی دانم چگونه این مسئولان ما خطاب به عراقیان حمایتهای آمریکایی ها از ما را تبلیغ می کنند؟ این کارها که بیشتر موجب دشمنی عراقیان با ما می شود و آنها بدشان می آید.

نوشتۀ زیر را آقای اسماعیل یغمایی یار و دوست و همکار سالیان بابا امروز به دنبال اعلام درگذشت او نوشته است تحت عنوان: 

«محمد سیدی کاشانی تن وانهاد و از جور ولایت فقیه رست و به جان جهان پیوست»

که حتما بخوانید ولی آقای یغمایی ننوشته که منظورش از جور ولایت فقیه چیست؟ منطقا باید ولایت فقیه یا همان رهبری عقیدتی رجوی باشد زیرا کسی را که نزدیک چهل سال است در خارج ایران به سر برده و در تشکیلات سازمان مجاهدین بوده است نمی توان گفت در تمام این مدت تا لحظۀ مرگش زیر جور ولایت فقیه آخوندی حاکم بر ایران بوده است. اگر او از زیر حاکمیت ولایت فقیه آخوندی بیرون رفته و در تشکیلاتی که می گوید من ارتش آزادیبخش و مقاومت هستم و مبارزه می کنم کار و مبارزه می کرده دیگر نمی توان شخص او را زیر ستم و جور مثل خلق قهرمان دانست. اگر جوری بر او بوده آن هم در کشوری آزاد اروپایی از جانب رهبری تشکیلات سازمان مجاهدین بوده که شخصیتی چنان را در حصار خود زندانی و بدون تأثیر عملی در مبارزه قرار داده بود. بفرمایید آیا اگر بابا این مدت در زندان رژیم بود و یا فردی آزاد و مستقل در خارج بود حتی نفس وجودش تا چه رسد به مصاحبه ها و نوشتارها و گفتارهایش بیشتر توجه رسانه های ایرانی و خارجی را دقیقا به زیان رژیم جلب می کرد یا وجودش به قول آقای یغمایی در  «هفت حصار» تشکیلات سازمان در عراق و آلبانی و حرفها و خاطرات و نوشته هایش فقط در رسانه های مجاهدین؟؟!!

(پایان)

***

همیاری سیمای مقاومت مجاهدین خلق مریم رجوی صدا و سیمای رجوی ، جلوه ای از مقاومت و مطالبات مردم نیست و بلکه بسان سم مهلکی است که بر این مطالبات مشروع زده میشود تا نامشروعشان جلوه دهد !

MEK_troll_factory_in_Albania_modern_slavesSecret MEK troll factory in Albania uses modern slaves (aka Mojahedin Khalq, MKO, NCRI ,Rajavi cult)

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33371

به مناسبت پنجاه و سومین سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران

 Ghorbanali Hosseinnejad EU Parliamentقربانعلی حسین نژاد، ششم سپتامبر ۲۰۱۸:… یاد آوری می شود که اپورتونیستهای راست به سرکردگی رجوی دهها سال است که خودشان و مشخصا بعد از کودتای موسوم به «انقلاب ایدئولوژیک» اعتراف کرده اند که دیگر آن سازمان مجاهدین اصیل را که توسط بنیانگذاران شهید پایه گذاری شد نمایندگی نمی کنند بلکه یک سازمان یا تشکل دیگری می باشند و از همانزمان تا کنون … 

Albania: MEK rebrands by assassinating unwanted members

The MEK’s dirty past includes the anti-Imperialist inspired murder of six Americans in pre-revolution Iran which it later celebrated in songs and publications

لینک به منبع

به مناسبت پنجاه و سومین سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران

نگاهی به گذشته و مشی سازمان و تبدیلش به فرقه و از بین بردن پایگاه مردمی آن توسط رجوی

نوشتۀ قربانعلی حسین نژاد عضو و مترجم ارشد سابق رهبری سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی)

۱۵ شهریور طبق تصمیم سازمانی به عنوان روز بنیانگذاری سازمان مجاهدین خلق ایران در سال ۱۳۴۴ بدون اینکه اسمی برای آن بگذازند؛ تعیین و مشخص شده است. در آن سال گروهی از اعضای اصلی نهضت آزادی ایران به رهبری مهندس مهدی بازرگان از آن تشکل انشعاب کرده و در برابر مشی مبارزات سیاسی و پارلمانی که نهضت در پیش گرفته بود مشی مبارزۀ مسلحانه را علم کرده و چندین سال بر تئوریزه و ایدئولویژه کردن این مشی مشغول شدند. این انشعاب سالها بعد یعنی بعد از دستگیری همۀ بنیانگذاران و اعضای مرکزیت سازمان توسط ساواک شاه در شهریور ۵۰ که به ضربۀ ۵۰ معروف است بعد از طی مراحلی و نامهای گوناگون در زندان سرانجام به نام سازمان مجاهدین خلق ایران نامگذاری و برای زندانیان اعلام شد و از آنجا نیز توسط خانواده های ملاقات کننده به بیرون و به میان اندک هواداران سازمان در میان دانشجویان و روشنفکران مذهبی آن زمان درز کرد.

تا اینکه بعد از انقلاب ضد سلطنتی ایران در سال ۵۷ پراگماتیست اپورتونیستهای راست به سردمداری مسعود رجوی با شعارها و اقدامات چپ روانه مبتنی بر تهدید و ترور و سرانجام هم تروریسم در ادامۀ همان مشی غلط مبارزۀ مسلحانه علاوه بر وارد کردن بزرگترین ضربه در تاریخ ایران بر کل جنبش آزادیخواهانه و دموکراتیک مردم ایران در مبارزه با دیکتاتوری و استبداد و به هدر دادن امکانات و نیروی انسانی چه از مردم ایران و چه از جنبش آزادیخواهانۀ آنان؛ در همین حال بزرگترین ضربه را به سازمان مجاهدین خلق ایران و پایگاه مردمی آن و امید و اعتماد خلقمان به این سازمان وارد ساختند امید و اعتمادی که حاصل پایداریها و خونهای شهدای سازمان و در رأس آنها بنیانگذاران سازمان بود.

درست است که مشی مبارزۀ مسلحانه که سازمانهایی همچون مجاهدین خلق به رهبری بنیانگذاران شهید و در رأس آنها محمد حنیف نژاد در آن زمان علیه رژیم به تقلید بس اشتباه از مبارزات آزادیخواهانه و برابری و استقلال طلبانه در الجزائر، فلسطین، آمریکای لاتین، چین و ویتنام و آفریقا وو… برگزیدند در حالیکه این مشی به هیچوجه متناسب با جامعه و شرایط اجتماعی و فرهنگی و سیاسی جامعۀ ایران نبود و به همین جهت درست بر ضد خودش تبدیل شد و نتیجه ای جز شکست نیروهای آگاه و روشنفکر جامعه در به ثمر نشاندن اهداف آزادیخواهانه و برابری طلبانه شان به همراه نداشت، ولی این سازمانها از جمله سازمان مجاهدین اصیل در آن زمان آرمانها و شعارهایشان اساسا استقلال و آزادی و مبارزه با سیطرۀ سرمایه داری جهانی به سرکردگی آمریکا بود و هرگونه وابستگی و تکیه به بیگانه بویژه آمریکا را در راه تحقق آرمانهایشان و سرکوب در داخل تشکیلات را نفی می کردند چنانکه در همان آغاز بنیانگذاری سازمان یکی از اعضای بنیانگذار یعنی زنده یاد عبد الرضا نیک بین وقتی جدا شده بدون هیچگونه سرکوب و فشار و اصرار بر ماندن و بدون اینکه سر به نیست بشود (کاری که در تشکیلات رجوی با اعضا و مسئولین بالا در صورت خواست جدایی می کردند) از سازمان خارج شد.

از این رو در پنجاه و سومین سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران وظیفۀ مبرم تاریخی همۀ اعضا و هواداران سابق سازمان ضمن افشای اپورتونیستهای راست به سردمداری مسعود رجوی و خیانتهای آنان که با تبدیل سازمان به یک فرقه و نقض آشکار و شدید حقوق بشر از طریق سرکوبها و حبسها و قتلهای وحشتناک درون تشکیلاتی در طی سه دهۀ گذشته روی خیانتها و جنایتهای اپورتونیستهای چپ نما در سال ۵۴ را سفید کردند و با سیاستهای ضد ملی و نوکری و وابستگی برای بیگانه بطور خاص رفتن به عراق و همکاری با صدام قاتل مردم ایران و ادامه اقدامات تروریستی در داخل کشور با کمک او از طریق اعزام تیمهای ترور و خمپاره زنی، اعمال و اندیشه های ضد عرف و اخلاق و فرهنگ مردممان پایگاه مردمی سازمان را نابود ساختند؛ احیای ارزشها و آرمانها و شعارهای اصیل سازمان مجاهدین خلق و در رأس آنها استقلال و آزادی و دمکراسی است.

یاد آوری می شود که اپورتونیستهای راست به سرکردگی رجوی دهها سال است که خودشان و مشخصا بعد از کودتای موسوم به «انقلاب ایدئولوژیک» اعتراف کرده اند که دیگر آن سازمان مجاهدین اصیل را که توسط بنیانگذاران شهید پایه گذاری شد نمایندگی نمی کنند بلکه یک سازمان یا تشکل دیگری می باشند و از همانزمان تا کنون به ندرت از نام سازمان مجاهدین خلق ایران آنهم برای فریب طیف هایی از ایرانیان خارج و داخل استفاده کرده اند بلکه در رسانه ها و بیانیه ها و اطلاعیه هایشان بیشتر با نامهایی موهوم و غیر واقعی که هیچگونه وجود و معنی واقعی خودش را ندارد مانند «شورای ملی مقاومت ایران» و «ارتش آزادیبخش ملی ایران» وانواع و اقسام انجمنهای ایرانی یا خارجی دست ساز خودشان ظهور و نمود داشته اند و اغلب اصطلاحات و شعارهای اصیل و اصلی سازمان مجاهدین خلق را کنار گذاشته و مصطلحات و شعارهای ضد ملی و تفرقه افکن همچون «ایران رجوی، رجوی ایران» خاص خودشان را که آمیخته با کیش شخصیت و فردپرستی است که اساسا با اصل سانترالیسم دموکراتیک و رهبری شورایی در سازمان مجاهدین خلق منافات دارد (هر گز در سازمان نام فرد مشخصی به عنوان رهبر مطرح نبوده است) ساخته و پرداخته و به کار می برند بطوریکه این امر را از زبان مهدی ابریشمچی یکی از سردمداران خائن اپورتونیستهای راست علنا و«با افتخار» راه و روش بنیانگذاران را رد کرده و و خودشان را بالاتر از بنیانگذاران معرفی کردند و رسما اعلام نمودند که ما دیگر سازمان مجاهدین خلق نیستیم. وی در یک سخنرانی پیرامون شعبدۀ موسوم به «انقلاب ایدئولوژیک» گفت: «ما اونی که بودیم نیستیم، افتخار هم می کنیم، نسبت به اونهاییکه این راه رو نرفتند سرهستیم» (مهدی ابریشمچی – نشریۀ «مجاهد» شمارۀ ۲۴۱ به تاریخ ۱۵ فروردین سال ۶۴ – صفحۀ ۲۲).

شکل گیری یک جنبش رهاسازی میراث سازمان مجاهدین و بنیانگذاران آن از غصب و غارت و تحریف رجوی و فرقه اش در اوائل سال ۶۳  با درخواست تشکیل کنگرۀ سازمان از سوی مجاهد خلق پرویز یعقوبی قدیمترین عضو مرکزیت سازمان برای جمع بندی گذشته و انتخاب رهبری در راستای اصل تغییر ناپذیر و پایه ای سازمان یعنی اصل سانترالیسم دموکراتیک و رهبری جمعی و نه فردی و کیش شخصیت آن هم از نوع رجوی آغاز شد ولی طی نشستهایی توسط رجوی و سردمداران دیگر باندش نه تنها بی پاسخ ماند بلکه با انواع شیوه های ترور شخصیت و لجن پراکنی خاص رجوی در داخل تشکیلات و بعد هم در بیرون و در رسانه های سازمان سرکوب گردید ولی هرگز اهمیت تاریخی خودش در احیای میراث سازمان و بنیانگذارانش را از دست نداد و کتابها و جزوات و بیانیه های این جنبش به عنوان جریان اصیل سازمان مجاهدین خلق و مواضع آن باقی ماند.

در ادامه و در راستای قیام آقای پرویز یعقوبی و با تأسی به ایشان، مجاهد خلق علی زرکش دوسال بعد در مخالفت با سیاستهای چپ روانه تروریستی و کودتایی رجوی تحت نام «انقلاب ایدئولژیک» قد علم کرد که با توطئه آپورتونیستهای راست که یک عنصر بی مایه و عروسکی بنام مریم عضدانلو را نیز به کار گرفته بودند توانستند او را در محاکم خود به اعدام محکوم نموده و پس از چند سال اسارت در زندان رجوی در نهایت در عملیات موسوم به فروغ از بین ببرند و بسیاری مجاهدان پیشکسوت دیگر چه در داخل و چه در خارج از کشور که در مخالفت با حاکمیت خلیفه گری و ولایت رجوی، شجاعانه از تشکیلات این حاکمیت بیرون آمده اند،  یا خاموشند و یا به مخالفت محفلی و غیر علنی با رجوی بسنده کرده اند. این یاران و همسنگران دیرین باید به وظیفۀ تاریخی خودشان در بیان واقعیتها و افشای آنچه در داخل تشکیلات فرقۀ رجوی مبنی بر لگد مال کردن همۀ آرمانهای اصیل سازمان و شهدایش شاهد بودند قیام کنند.

*** 

Farid_Totounchi_Mahoutchi_MEK_Iraq_AlbaniaFarid Totounchi (Real name: Mahoutchi) Commander of Saddam’s Private army forcing Somayeh Mohammadi to do a “Forced confession” session in Terror camp in Albania

MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Kidnaped_Canadian_woman_AlbaniaCanadian family asks Top Channel’s “Fiks Fare for help: “MEK mujahedeens took our daughter”

Mijear_Yje_Margarita_Kola_Margarita_Kolës_Paid_Mercenary_Mojahedin_Khalq_MEK_AlbaniaMijear_Yje_Margarita_Kola_Margarita_Kolës_Paid_advocate_Mojahedin_Khalq_MEK_Albania

No_to_ME__MKO_NCRI_Maryam_Rajavi_Cult_In AlbaniaThe Most Dangerous Cult In Albania (Albania for Albanians. Not for Terrorist MEK)

Lindsey_Hilsum_Attacked_By_MEK_Maryam_Rajavi_Cult_In_AlbaniaMEK members residing in Albania hit British journalist, local media reports (Mojahedin Khalq, Maryam Rajavi Cult, NCRI …)

European_Parliament_Against_Maryam_Rajavi_Mojahedin_Khalq_MEK_MKO_TerroristsMEPs discuss Mojahedine-E Khalq (MEK) Threat in #Albania

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/وعده-پوشالی-فرقه-رجوی-برای-بهمن-ماه-97/

وعده پوشالی فرقه رجوی برای بهمن ماه ۹۷ هم دارد سر می رسد!!ا

غفور فتاحیان، پیوند رهایی، سی و یکم دسامبر ۲۰۱۸:… همگان دیدند و شنیدند که فرقۀ رجوی چقدر روی این تبلیغات کرد ولی چی شد؟ همه اش دروغ و فریب بود. الان تا چند روز دیگر هم بهمن سر می رسد و تمام هم می شود در حالیکه دراین اوضاع و احوال هم امریکا از سوریه دارد خارج می شود و خود ترامپ هم گفته ما نمی خواهیم پلیس خاورمیانه  باشیم و دارد نیروهایش را به آمریکا برمی گرداند … 

رودی جولیانی مریم رجوی مزدوری وطن فروشی مجاهدین خلقجشن فرقه رجوی در سرمایه گذاری روی جناح جنگ طلب به سر رسید

لینک به منبع

وعده پوشالی فرقه رجوی برای بهمن ماه ۹۷ هم دارد سر می رسد!!

نوشتۀ غفور فتاحیان عضو قدیمی جداشده از فرقۀ رجوی

این از عادات قدیمی فرقه رجوی است که هر وقت کمرش زیر فشار ناراضیان خم می شود برای منحرف کردن اذهان عمومی و در رفتن از زیر بار پاسخگویی، همه ساله یک تاریخ سرنگونی برای جمهوری اسلامی تعیین می کند و جالبتر اینکه آن را نیز در بوق و کرنا و دستگاه تبلیغاتی خودش صدها بار تکرار می کند و هنوز چند ماه مانده که تاریخ این تعیین تکلیف اعلام شده  به پایان برسد مورد دیگر و تاریخ دیگری را اعلام می کند.

 فرقۀ شیاد و دروغگو هیچ شرم و حیایی هم ندارد چون این وعدۀ باند رجوی و اعلام سرنگونی امسال که ماه دیگر فرا می رسد با دیگر وعده های آن که از سی سال پیش هر ساله به مناسبتی آن را اعلام می کرد که امسال سال آخر است و همه زبان بسته های مستقر در اشرف را تا سال دیگر سر می دوانید هرچند تکرار همان سناریوها و فریبکاریها می باشد ولی با قبلیها کمی فرق می کند. قبلا رجوی خودش شخصا اعلام سرنگونی می کرد ولی اینبار با دادن صدها هزار دلار به جان بولتون نوشته ای را  به او می دهند با این مضمون که جمهوری اسلامی به چهل سالگی خود نمی رسد البته برای جان بولتون تنهای چیزی که مهم است همان پول است و نه چیزی دیگر.

ولی فرقه رجوی پول را که از کیسۀ خودش خرج نمی کند بلکه پول کشورهای عربی است که اینطوری با دست باز خرج می کند و فرقه رجوی با این پول مفت با یک تیر دو نشان را می خواهد بزند اول اینکه کهنه سربازان و سالمندان آلبانی را تا این تاریخ ولو با هر شیادی هم که شده سرگرم کند و فکر فرار و جدا شدن را از سر آنها خارج کند. دوم اینکه بگوید تنها ما نیستیم که می گوییم جمهوری اسلامی سرنگون می شود و این آمریکا هم همین حرف را می زند چرا که مهم برای فرقه رجوی نگه داشتن همان سالمندان درآلبانی است و لاغیر.

 ناگفته نماند که بسیاری هم از این ناراضیان و اسیران بعداز مدتی پی به این دروغگویی وشیادی رجوی برده بودند ولی جرأت بیان و مخالفت با دیوی همچون رجوی را نداشتند زیرا در آن زمان زندان و شکنجه و سر به نیست کردن و از این موارد بسیار بود.

رجوی و باقی مانده سران خائن فرقه چشم به کاخ سفید دوخته اند که کی جمهوری اسلامی را سرنگون میکند و آن موقع امریکا  ملکه مریم قجر را تا تهران اسکورت میکند و او را به تخت ریاست جمهوری می نشاند!! این تنها امید و آرزو و خط فرقه رجوی است که روی ان سوار شده است.

خود فرقه رجوی هم خوب می داند که این خط به سرانجام نمی رسد ولی چاره و دلخوشی ندارد. از این رو به این خط چسبیده که شاید فرجی حاصل بشود.

همگان دیدند و شنیدند که فرقۀ رجوی چقدر روی این تبلیغات کرد ولی چی شد؟ همه اش دروغ و فریب بود. الان تا چند روز دیگر هم بهمن سر می رسد و تمام هم می شود در حالیکه دراین اوضاع و احوال هم امریکا از سوریه دارد خارج می شود و خود ترامپ هم گفته ما نمی خواهیم پلیس خاورمیانه  باشیم و دارد نیروهایش را به آمریکا برمی گرداند.

از این طرف هم مریم رجوی به سالخوردگان کمپ آلبانی که با انواع بیماری ها دست و پنجه نرم می کنند و بسیاری هم نمی توانند ادرار و مدفوع خود را نگه دارند  پیام می دهد که امریکا با خروج نیروهای خود از سوریه آنها را به عراق می برد برای حمله به ایران!! بعد هم آن زبان بسته های مستقر در اشرف سه در آلبانی برایش و برای ترامپ کف می زنند و شعار می دهند که امسال سال آخر است.

حال این زنکه شیاد بجای اینکه اینها را آزاد کند و بگذارد چند ماه آخر زندگی شان طعم زندگی بیرون را بچشند انها را با دروغ و دغل می خواهد در این زندانش در آلبانی همچنان نگهدارد.

*** 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/اثبات-مرگ-رجوی-شیاد-در-پیام-جعلی/

اثبات مرگ رجوی شیاد در پیام جعلی منتسب به او

غفور فتاحیان، پیوند رهایی، نوزدهم نوامبر ۲۰۱۸:… هیچ کسی به اندازه جدا شده ها از فرقۀ رجوی با کاراکتر و شیادی و حقه بازی و شبعده بازیهای  بجا مانده از رجوی گور به گور شده که اکنون توسظ ایادی او نشخوار می شود آشنایی کامل ندارد و تجربۀ عملی نکرده است. زیرا تمامی جدا شدگان از این فرقه با گوشت و پوست و استخوان خود جنایتهای رجوی را لمس کرده اند … 

پیام مرحوم مسعود رجوی رهبر مجاهدین خلق ایران مرگ مسعود رجوی

لینک به سایت پیوند رهایی

اثبات مرگ رجوی شیاد در پیام جعلی منتسب به او

نوشتۀ غفور فتاحیان عضو قدیمی جداشده از فرقۀ رجوی

هیچ کسی به اندازه جدا شده ها از فرقۀ رجوی با کاراکتر و شیادی و حقه بازی و شبعده بازیهای  بجا مانده از رجوی گور به گور شده که اکنون توسظ ایادی او نشخوار می شود آشنایی کامل ندارد و تجربۀ عملی نکرده است.

زیرا تمامی جدا شدگان از این فرقه با گوشت و پوست و استخوان خود جنایتهای رجوی را لمس کرده اند و تمام این شیادیها و حقه بازی های رجوی را از نزدیک دیده و از زبان او مستقیما شنیده اند و بسیاری از آنان جنایت های رجوی را افشا کردند و در مقابل رجوی و ایادی تروریست او سینه سپر نموده اند.

هفته بیش تمامی سایت های اجاره ای ریز و درشت فرقه رجوی یک پیام به اسم رجوی با شماره ۱۱ را منتشر و پخش کردند که بازهم با صدای گویندۀ تلویزیونشان بود چرا که رجوی سالها پیش مرده و اکنون جسدش را هم موریانه ها خورده اند ولی معلوم نیست چگونه از عالم برزخ پیام می فرستد و دستور آماده باش می دهد؟؟!!

من چند ین بار از روی کنجکاوی این پیام رجوی را به دقت گوش کردم و متوجه شدم این پیام در همین قلعه اورسوراواز نوشته توسط ایادی او نوشته شده و در سایت های مختلف فرقه نشخوار می شود، زیرا کسانی که آشنایی با رجوی ملعون دارند می دانند که رجوی  فرد حرافی بود و در هر پیامی که قبلا ما در اردوگاه بدنام اشرف از او می شنیدیم کلی آسمان و ریسمان را به هم می بافید و به قول خودش تحلیل می کرد و همه هم می دانستیم که تک تک این کلمات حرفهای رجوی است.

این پیام جعلی اخیر سران فرقه با نزدیک بودن بهمن ماه یعنی زمانی است که فرقه تحلیل کرده که جمهوری اسلامی در بهمن سال ۹۷  سرنگون می شود و مریم هم به تاج و تخت می رسد یعنی همان تحلیلی که از سی سال پیش شخص رجوی زمانی که زنده بود هر سال اعلام می کرد و وعدۀ آن را می داد ولی رجوی زرنگ و شیاد بود و از پس تمام این قول و قرارهایش می آمد وتازه طلبکار هم می شد و همه را مقصر نرسیدن او  به وعده هایش می دانست و کسی هم جرأت انتقاد به او را نداشت، ولی اکنون با توجه به نزدیک بودن ماه بهمن و اینکه فرقه رجوی زمین گیر شده برای روحیه دادن به چند اسیر طلسم شدۀ خود و نگه داشتن همین چند اسیر آن هم در حالی که اکثریت انها بالای شصت سال سن در انتظار عزرائیل  هستند آنها را هر طور شده دل خوش کند تا خیال فرار و جدا شدن از فرقه نداشته باشند.

به همین دلیل سران فرقه بخصوص مریم قجر به فکر چاره افتاده و همان شگرد چندین سال پیش رجوی را با کپی کردن و جعل یک پیام منتسب به رجوی در پیش گرفته اند و چنین پیامی را امروز قبل از رسیدن بهمن ماه در بوق و کرنا می کنند که ببینید رهبر عقیدتی می گوید دیگر منتظر سرنگونی و وعده و وعیدهای ما امثال بهمن ماه نشوید چون درست است آماده باش می دهیم ولی این آماده باش همیشگی است و سرنگونی طول می کشد و فراز و نشیب دارد!!! آن هم بدون دادن زمان مشخص!!.

بنابرین بهترین سند مرگ رجوی همین پیام اوست که سران فرقه به رجوی نسبت می دهند زیرا خیلی واضع است که این پیام کپی حرفهای قدیمی رجوی است و هیچ چیز تازه ای ندارد و تنها تحلیل تازه اش این است که برای اولین بار می گوید سرنگونی طول می کشد و زمان ندارد.

 برای مثال شماها نگاه کنید به پیامهای رجوی مربوط به چندین سال پیش مثل روز روشن است که محتوای کلی این پیام جدید نیست و قدیمی است منتها پایه های فرقه رجوی با دروغ و شعبده بازی بنا شده است و این برای فرقه رجوی طبیعی است البته برای سرمداران فرقه رجوی اصلا زنده و یا مرده بودن رجوی زیاد مهم نیست مهم قطع نشدن دلارهای باد آورده برای سفرها و لباسهای مد روز و جراحی مریم قجر و دوره گردی اوست.

وگرنه این چیز زیاد پیچده ای نیست. مرگ یک چیز طبیعی است و همه زمانی می میرند. اینکه فرقۀ  رجوی چندین سال است که رجوی مرده ولی خبر مرگ او را اعلام نمی کند از این فرقه بعید نیست زیر این فرقه تماما با دروغ و شعبده بازی و کلاه برداری سیاسی امورات خود را می گذارند  و این مسائل برای فرقه رجوی بسیار طبیعی است و جالب است بدانید که قبلا هم وقتی دروغ های زنان شورای رهبری فرقه را در انجا رو می کردیم در جواب می گفتند این در مسیر سرنگونی است و این مسائل لازمه سرنگونی است!!!.

*** 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/سکوت-در-قبال-سخنان-گراهام-و-قتل-خاشوقچی/

سکوت در قبال سخنان گراهام و قتل خاشوقچی، اثبات بی وطنی و مزدوری فرقه رجوی

غفور فتاحیان، پیوند رهایی، پنجم نوامبر ۲۰۱۸:…  موضوع مربوط به چندی بیش بود که یک سناتورامریکای به نام گراهام به ایرانیان توهین کرد که با واکنش شدید ایرانیان خارج کشور مواجه شد و همه خواستار عذرخواهی این سناتور از مردم ایران شدند. در این میان تنها فرقه رجوی بود که خود را به کوچه علی چپ زد و همه چیز را نشنیده گرفت و مثل همیشه در سکوت مرگبار خود فرو رفت … 

rudy-giuliani-mojahedin-khalq-rajavi-cult-terrorismThe Fanaticism of the MEK’s Cheerleaders (Mojahedin Khalq, MKO, NCRI, Rajavi cult …)

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیBBC: Who are the Iranian dissident group MEK? (Mojahedin Khalq, MKO, PMOI, …) 

لینک به منبع

سکوت در قبال سخنان گراهام و قتل خاشوقچی، اثبات بی وطنی و مزدوری فرقه رجوی

نوشتۀ غفور فتاحیان عضو قدیمی جداشده از فرقۀ رجوی

غفور فتاحیانگرچه از سالیان بیش اثبات شده که فرقه آدم کش و مزدور رجوی هیج ربطی به ایران و ایرانی ندارد و فقط با سوء استفاده از وضعیت داخل کشور اقدام به مزدوری و خبر چینی برای سرویس های امینتی می کند ولی منتظر بودم و مستمر سایت های اجاره ای ریز و درشت فرقه رجوی را چک می کردم که شاید فرقه ضد ایرانی رجوی موضعی در قبال توهینهای گراهام سناتور آمریکایی به ایران و ایرانی اتخاذ و اعلام کند اما خبری از این موضعگیری نشد.

موضوع مربوط به چندی بیش بود که یک سناتورامریکای به نام گراهام به ایرانیان توهین کرد که با واکنش شدید ایرانیان خارج کشور مواجه شد و همه خواستار عذرخواهی این سناتور از مردم ایران شدند. در این میان تنها فرقه رجوی بود که خود را به کوچه علی چپ زد و همه چیز را نشنیده گرفت و مثل همیشه در سکوت مرگبار خود فرو رفت و جرأت حتی اعلام خبر را هم نداشت.

موضوع دوم مربوط به قتل جمال خاشقجی روزنامه نگار عربستانی بود که در کنسولگری عربستان در ترکیه کشته شد که با گذشت چند هفته از آن هنوز هم خبر اول رسانه های جهان است و همه طرفداران حقوق بشر این عمل را محکوم کردند و بی طرفترین کشورها هم ولو یکبار هم شده این خبر را باز تاب دادند.

فرقه مزدور رجوی در سایتهای اجاره ای اش علیه مخالفان خود و جداشدگان از آن آسمان و ریسمان را به هم می بافد و از شاخ افریقا گرفته تا زیر زمین مواردی که به نفعش هست را در بوق و کرنا می کند و اگر تمام دنیا هم ول کند این فرقه شیاد و آدم کش ول نمی کند، ولی در این دو مورد و بسیاری موارد دیگر آنجا که به ضررش هست و حقوق مزدوریش قطع می شود خود را به کری و کوری و لالی می زند و جرأت بیان کردن و حتی پخش خبر را هم ندارد. این هم از کارکردهای قرقه وطن فروش رجوی که قبلا زیر عبای صدام حسین به حیات ننگین خودش ادامه می داد حال مریم قجر در زیر عبای سرویسهای اطلاعاتی شب وروزش را می گذارند.

دو روز بیش که با یکی از دوستان سابق که اخیرا از فرقه رجوی جدا شده وقتیکه راجع به این مسئله با او صحبت می کردم در جوابم گفت اتفاقا این فرقه شیاد برای فریب اعضای اسیر خود و متناقض نکردن آنها به این مسئله در بولتن داخلی خود اشاره کرده و فقط اخبار مربوط به قتل جمال خاشقجی را بصورت کلی بیان کرده بود و در نشست سیاسی هم بعضی از نفرات در این مورد سوال می کنند که چرا سازمان همین خبر را که در بولتن روزانه زده در اخبار تلویزیون فرقه بخش نکرده و فقط یک خبر آن هم به صورت کلی در بولتن روزانه که درونی است و هیچ کس جز اعضای فرقه رجوی از آن خبر ندارند آورده است، و گفته اند: سازمان بعنوان یک سازمان دموکراتیک باید به این خبر واکنش نشان بدهد و آن را به شدت محکوم کند ولی مسئول نشست فرقه که حسابی گیج و منگ شده بود و انتظار چینن پرسشی را نداشت با بی شرمی تمام می گوید ما یعنی فرقۀ رجوی در مسائل داخلی کشورها دخالت نمی کنیم و تضاد سازمان فعلا این امور نیست و الآن سازمان در این دوره خودش را درگیر این مسائل پیش پا افتاده و مربوط به کشور دیگر نمی کند. آن دوست اخیرا جدا شده می گفت که در مورد حرفهای آن سناتور امریکایی اصلا خبری نداریم و چیزی در آن مورد به ما نگفته اند.

از زمانی که من هم در اشرف بودم این بولتن اخبار روز بصورت روزانه در تابلوی اعلانات تمامی مقرات نصب می شد که اخبار درونی بود و اصلا اخبار تلویزیون بدنام فرقه به محتوا و اخبار آن اشاره نمی کرد و این بولتن بیشتر برای فریب افراد داخل فرقه بود که از دنیای بیرون قطع بودند و تنها منبع خبری همان بولتن روزانه بود که آن هم توسط سران جنایتکار فرقه رجوی نوشته می شد و هر طور که می خواستند به اخبار سمت و سو می دادند و آنها را سانسور و دست چین می کردند.

البته برای همه روشن است که اعلام نکردن این نوع اخبار که برای مدتی هم در صدر اخبار دنیا بودند و عدم موضعگیری در قبال آنها مزدوری و بی وطنی و ضد ایرانی بودن فرقه رجوی را بیش از پیش اثبات می کند سازمانی که توسط مرحوم رجوی به سرقت رفت و او آن را تبدیل به یک فرقه و یک بیزنس اطلاعاتی کرد.

شرم بر رجوی و تمام کسانی که خواسته و ناخواسته سنگ این مزدوران وطن فروش را به سینه می زنند.

*** 

Mossad To Use MEK Maryam Rajavi For Fatal False Flag Op In AlbaniaMossad To Use Mercenary MEK For Fatal False Flag Op In Albania

همچنین:

  • علیرضا نصراللهی، یاران ایران، پاریس، دوم ژانویه 2018:… سازمان مجاهدین برای همکاری با رژیم صدام و خیانت به کشور خودش در هیچ زمانی کوتاهی نکرده،و همواره این مدال پر افتخار خیانت به ایران بر گردنش آویزان می باشد و در حال حاضر هم از طرف عربستا

    Read More….

    غفور فتاحیان، پیوند رهایی، سی و یکم دسامبر 2018:… همگان دیدند و شنیدند که فرقۀ رجوی چقدر روی این تبلیغات کرد ولی چی شد؟ همه اش دروغ و فریب بود. الان تا چند روز دیگر هم بهمن سر می رسد و تمام هم می شود در حالیکه دراین اوضاع و احوال هم امریکا از سوریه دارد خارج می شود و خود ترامپ هم گفته ما نمی خواهیم

    Read More….

    میر باقر صداقی، سایت وطنم، سوئیس، سی ام دسامبر 2018:… برخلاف این واقعیت آپوزسیون وطن فروش و در راس آن فرقه رجوی با دهان کف زده خوشحال از تحریم مردم ایران و شکنجه تدریجی مردم ایران با اسباب تحریم  در وطن فروشی  چهارنعل وارد وادی وطن فروشی دیگر شدند و با استقبال از به قدرت رسیدن نئو کانهای جنگ طل

    Read More….

    علی شیرزاد، وبلاگ عیاران، بیست و نهم دسامبر 2018:… مریم رجوی! تو که میگفتی تحریم غذایی نیست این خبر چیه؟؟ توکه حرفهای وزیر خزانه داری و آن یکی آدمخوار مک گورک و پمپیو را نشخوار میکردی و هواداران کثیفتر از خود و ضد ایرانی را وادار میکردی حرفهای آنها و تو را نشخوارکنند چه جوابی داری؟ بازهم میگویی تحریم غذایی 

    Read More….

    میر باقر صداقی، سایت وطنم، بیست و سوم دسامبر 2018:… بهتر بود آنزمان به جای اینکه باور میکردم استراتژی فرقه رجوی جنگ آزادیبخش نوین است باور میکردم استراتژی فرقه رجوی چون لیاقت سرنگون کردن را نداشت و ندارد, وطن فروشی هست بوده و خواهد بود تا اینکه با سرنگونی صدام علنا در مناسبات مسئولین سیاست

    Read More….

    مجاهدین خلق مریم رجوی حامی تحریم های ضد مردمی امریکا علیه ایرانصابر از تبریز (امضاء محفوظ)، ایران اینترلینک، بیست و دوم دسامبر 2018:…  خانم رجوی و مجاهدین خلق! اربابانتان خیلی نامرد و بلکه جنایتکارند! بنزینی که مواد اولیه اش به ثمن بخس از ما خریداری میشود، چرا نباید دراختیار هواپیماهای مسافرب

    Read More….

    راه نو، بیستم دسامبر 2018:…  دورهمی اخیر در آلبانی با سه تن از یاران شیطان، مریم رجوی،  در تیرانا، که با  عنوان دهان پر کن «دیدار نمایندگان پارلمان اروپا با مریم رجوی در آلبانی» در رسانه های وابسته به این گروه خودنمایی می کرد ، از جمله سرگرمی های این روزهای مریم رجوی در آلبانی شمرده می شود. ا

    Read More….

    روزنامه گاردین، نهم نوامبر 2018 (ترجمه ایران اینترلینک):… مبارزان ضد سرمایه داری، ضد امپریالیست، و ضد آمریکایی مجاهدین خلق تعدادی از افسران پلیس شاه را اغلب به شکل درگیری های انتحاری خیابانی در دهه 70 میلادی کشتند. این گروه هتل ها، خطوط هوایی و شرکت های نفتی متعل

    Read More….

    علی شیرزاد، وبلاگ عیاران، نوزدهم دسامبر 2018:… در سال 61 خط داد که برای حفظ نیرو میتوانید بعد دستگیری بدون همکاری با دشمن طوری رفتارکنید که زنده بمانید و اسمش را گذاشته بود خط حفظ نیرو ولی در عراق طلبکار بود شما ها که زنده مانده اید بریده و با دشمن همکاری کردید و مجاهد آنهایی بودند که اعدام 

    Read More….

    انجمن نجات، مرکز مازندران، دهم دسامبر 2018:… بر اساس جمله رجوی در پیام فوق مبنی بر اینکه جز «اسارت» یا «نبرد» هیچ رابطه ای بین آمریکا و دیگران وجود ندارد ، می توان نتیجه گرفت که رجوی ها راه اسارت را برگزیدند . وضعیت اسفبار و مزدوری و کاسه لیسی آنها برای جنگ طلبان آمریکایی و حتی ترامپی که در خود 

    Read More….

    سید امیر موثقی، وبلاگ موثقی، دهم دسامبر 2018:… فکر میکنید که بوی کباب به مشامتان میرسد و این داغ گذاشتن بر پیشانی خودتان هست.  این را در نظر داشته باشید که هرگز دولت امریکا و اسرائیل و عربستان  حریف ایران نخواهند شد  چراکه ایران به نوبه خود در منطقه یک ابر قدرت می باشد و هر گز تحریمهای بیرحمانه

    Read More….

    صابر از تبریز (امضاء محفوظ)، ایران اینترلینک، هشتم دسامبر 2018:… یا توجه به سوابق امر و اینکه باند رجوی چه حرف هایی را بسیجی پسند میداند، ظاهرا اشاره ی مداوم رئیس جمهور به پایداری و مقاومت است که البته این راه را همه ی مردم غیر وابسته به اجنبی- که باند رجوی در راس این اندک مردم قرار دارد- دوست د

    Read More….