حادثه دانشگاه آزاد و تبلیغات ناکار آمد مریم رجوی و مجاهدین خلق

حادثه دانشگاه آزاد و تبلیغات ناکار آمد مریم رجوی و مجاهدین خلق

راه نو، سی و یکم دسامبر ۲۰۱۸:… آنچه که تبلیغات  کلیشه ای مریم رجوی  را ناکارآمد کرد پاسخ دندان شکن دانشجویان به ایشان و امثال ایشان بود.  دانشجویان معترض این دانشگاه ضمن اینکه دنبال مطالبات به حق خود بودند و خواستار رسیدگی های قضایی به کوتاهی مسئولین دست اندرکار دانشگاه آزاد بودند از سوی دیگر صف  خود  با تمامی ضد انقلابیون  بویژه سازمان ترروریستی و … 

دانشجویان دانشگاه آزاد علیه مسعود رجوی مریم رجوی صدام حسین مزدوری خیانتشکنجه رزمندگان؛ اوج خیانت منافقین (فرقه رجوی، مجاهدین خلق) در جنگ تحمیلی

لینک به منبع

حادثه دانشگاه آزاد و تبلیغات ناکار آمد مریم رجوی

حادثه دانشگاه آزاد و دست و پا زدن های مریم رجوی و تلاش برای تاثیر گذاری بر اعتراضات دانشجویان

حادثه مصیبت بار و دردآور واژگونی اتوبوس حامل دانشجویان واحد علوم و تحقیقات  دانشگاه آزاد،  حوالی ساعت ۱۲ ظهر روز چهارم دیماه ۹۶ روی داد و منجر به در‌گذشت  ۱۰ تن و زخمی شدن تعدادی از دانشجویان این دانشگاه شد، که  موجب تأسف و تألم  ایرانیان بویژه جامعه دانشگاهیان کشور گردید.

همین خبر کافی بود که مریم رجوی رهبر فرقه مجاهدین به میدان آمده و تلاش کند از آب گل آلود ماهی بگیرد.  اینکه دانشجویان تجمع کرده و خواستار رسیدگی جدی به وضعیت نابسامان امورات ترابری این دانشگاه شدند امری طبیعی است و  مسئولین امر نیز باید  پاسخگو بوده و  حسابرسی شوند.

این اتفاق برای مجاهدین و رهبر فرتوت آن فرصت مناسبی را فراهم کرد   تا  بار دیگر  دستگاه تبلیغاتی خود را حول آن  کوک کنند.

یکی از ادا و اطوار های مریم رجوی  به روال ثابت ، توئیت کردن است. وی در  تاریخ ۰۸/۱۰/۹۷ در حساب کاربری اش دانشجویان را به اعتراض  فرا خوانده و از آنان خواست  تا «به اعتراض دانشگاه آزاد بپیوندند.

دیروز نیز اطلاعیه بی خاصیت دیگری تحت عنوان «تظاهرات و اعتراض دانشجویان دانشگاه آزاد تهران برای دومین روز متوالی» و بنام آنچه که «شورای ملی مقاومت»  خوانده می شود صادر کرد و همان  حرفهای قبلی را به فرم  دیگری بازتکرار  کرد.

ولی آنچه که تبلیغات  کلیشه ای مریم رجوی  را ناکارآمد کرد پاسخ دندان شکن دانشجویان به ایشان و امثال ایشان بود.  دانشجویان معترض این دانشگاه ضمن اینکه دنبال مطالبات به حق خود بودند و خواستار رسیدگی های قضایی به کوتاهی مسئولین دست اندرکار دانشگاه آزاد بودند از سوی دیگر صف  خود  با تمامی ضد انقلابیون  بویژه سازمان ترروریستی و فرقه گرای مجاهدین را  جدا کردند.

آنان با صدای بلند فریاد می زدند  که بدنبال احقاق حق  و مطالبات خود در این حادثه هستند. و مسئولین باید پاسخگو باشند   تا بار دیگر چنین حوادثی رخ ندهد. ولی هرگز اجازه سواستفاده به مجاهدین  و سایر ضد انقلابیون خارجه نشین را نیز نخواهند داد.

بازتاب گسترده این تجمعات و پخش سخنان دانشجویان معترض  از رسانه ملی  و حضور رئیس دانشگاه آزاد و دادستان کل کشور در جمع آنان و شنیدن حرفهای صریح و بی پرده  دانشجویان حاکی از  عزم جدی مسئولین در رسیدگی به علل این حادثه بود.

ولی آنچه در حرفهای این دانشجویان برجسته بوده و گوش های مریم رجوی هرگز آنها را نشنید این بود که حرفها و خواسته هایشان هرگز نباید زمینه ای برای سواستفاده مجاهدین و سایر ضد انقلابیون خارجه نشین شود.

بدین ترتیب دانشجویان معترض با جدا کردن صف  خود با این وطن فروشان  بی وطن  آب پاکی بر تمامی یاوه گویی های مضحک و ضد انقلابی مریم رجوی ریختند.

ضمن اینکه باید یادآوری کرد  کسانی که امروز دایه مهربان تر از مادر برای دانشجویان ایرانی شده اند همان کسانی هستند که تعداد زیادی از دانشجویانی را که در اوایل انقلاب و بعد از آن به مجاهدین پیوسته بودند را در خاک عراق یا با سربازان عراقی برای جنگیدن با ارتش ایران  همراه کردند و یا در داخل تشکیلات بخاطر اعتراض به مناسبات بغایت ارتجاعی و فرقه ای تشکیلات مجاهدین به زندان افکنده و شکنجه کردند.

نویسنده : سردبیر
منبع خبر : راه نو

*** 

غواصان شهید و جشن مجاهدین خلق فرقه رجویپایکوبی مجاهدین بخاطر شهادت غواصان ایرانی (رجوی: این کارناوال استخوان بود)

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/عملکرد-مریم-رجوی-مجاهدین-خلق-و-پیام-تبر/

میلاد حضرت مسیح و تناقض در حرف و عمل مریم رجوی

راه نو، بیست و هشتم دسامبر ۲۰۱۸:…  سالهاست که مریم رجوی بمناسبت میلاد حضرت مسیح(علیه السلام) و آغاز سال نو پیام هایی به مسیحیان کشورمان ایران و البته پیروان مسیح در سراسر جهان می دهد. ؟!! اما  هرگز این پیام ها باعث نشده است که مناسبات به شدت فرقه ای  و ارتجاعی این گروه از دید  ایرانیان ، همچنین  کارشناسان  گروه های فرقه ای پنهان بماند. انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین … 

رابطه مریم رجوی و مجاهدین خلق با سالروز میلاد عیسی مسیح و سال نو میلادیرابطه مریم رجوی و مجاهدین خلق با سالروز میلاد عیسی مسیح و سال نو میلادی

لینک به منبع

میلاد حضرت مسیح و تناقض در حرف و عمل مریم رجوی

سالهاست که مریم رجوی بمناسبت میلاد حضرت مسیح(علیه السلام) و آغاز سال نو پیام هایی به مسیحیان کشورمان ایران و البته پیروان مسیح در سراسر جهان می دهد. ؟!!

اما  هرگز این پیام ها باعث نشده است که مناسبات به شدت فرقه ای  و ارتجاعی این گروه از دید  ایرانیان ، همچنین  کارشناسان  گروه های فرقه ای پنهان بماند.

انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین با هفت بند آن،  که یک مسیر  انحرافی از آنچه که اسلام  واقعی و محمدی نامیده می شود،   شاکله و ستون فقرات ساختار تشکیلاتی مجاهدین در کادر یک گروه فرقه ای با اندیشه های ارتجاعی ولی به ظاهر چپ نمایانه را  تشکیل می دهد.

علیرغم چنین وضعیت  خراب ایدئولوژیکی که هیچ راه خلاصی از آن جز با نابودی سران چنین فرقه ای میسر نیست ، مریم رجوی همچنان در حال فریبکاری و تلاش برای به انحراف کشاندن  افکار عمومی مردم ایران و سیاست مداران بین المللی از مناسبات فرقه ای این گروه است.

همه جداشدگان از تشکیلات مجاهدین بویژه آنهایی که در دین و آئین مجاهدین نبودند و از مذاهب دیگر ، مثل مسیحیت و . . . پیروی می کردند با  بدترین سرکوب های تشکیلاتی مواجه می شدند.

در بخشی از پیام مریم رجوی که  بمناسبت میلاد مسیح و آغاز سال نو مسیحی در سایت های وابسته به این گروه در سوم دیماه ۹۷ درج گردیده ، آمده است:

« . . . او پیامبر هم‌دردی و دوستی است. می‌گفت:‌ هرگاه که به‌یاری کوچک‌ترین برادرم برخاستید، انگار به ‌من کمک کرده‌اید.

مسیح راه و رسمی را نشان ‌داد که در آن انسان با پرداخت‌گری و فدا کردن خود به‌ خاطر دیگران ممتاز می‌شود. می‌گفت: همدیگر را دوست داشته باشید همان‌طور که من، شما را دوست دارم.

هیچ عشقی بزرگ‌تر از آن نیست که به‌خاطر دیگران زندگی خود را فدا کنیم . . . »

بنظر میرسد مریم رجوی عمدا  سعی کرده است دیگر خصوصیات حضرت مسیح(علیه السلام) که می تواند برای تشکیلات خود مجاهدین دردساز شود را فراموش کرده است.

سراسر کتاب انجیل از رفتار محبت آمیز، حتی نسبت به دشمنان، موج می زند و از نظر حضرت مسیح(علیه السلام)، آنچنان که در متون موجود به ایشان نسبت داده شده، احسان باید شامل دشمنان نیز بشود: «عیسی گفت: شنیده اید که به اولین گفته اند: همسایه خود را محبت نما و با دشمن خود عداوت مکن. اما من به شما می گویم که دشمنان خود را محبت نمایید و برای لعن کنندگان خود برکت بطلبید و به آنان که از شما نفرت کنند، احسان کنید و به هر که به شما فحش دهد و جفا رساند، دعای خیر کنید تا پدر خود را که در آسمان است، پسران شوید؛ زیرا که آفتاب، خود را بر بدان و نیکان طالع می سازد و باران بر عادلان و ظالمان می بارد… پس کامل باشید چنان که پدر شما، که در آسمان است، کامل است.» ۱

روابط داخلی  مجاهدین  و تنظیم رابطه رهبری گروه با اعضا و همچنین اعضا با یکدیگر زمانی می توانست  از آسیب پذیری مصون بماند که بر اساس ملاک های منطقی، آزادی بیان، آزادی مذاهب، حقوق بشر  و  بدور از مناسبات فرقه ای  تنظیم شده باشد.

ولی در تشکیلات مجاهدین هرگز چنین رویه ای وجود نداشت. محاکم تفتیش عقاید روزانه برقرار بود و کسانی که از چارچوب های انقلاب ایدئولوژیک تخطی می کردند بشدت مجازات می شدند. حال سنی باشی یا مسیحی و یا لائیک، و چه کسانی که تنها بدلیل  اعتقاد به دین مسیح و سایر ادیان و عدم قبول ایدئولوژی مجاهدین،  و اینکه تنها تعهد آنان «جنگیدن» در کادر آنچه که «ارتش آزادیبخش» نامیده می شد، است،  تحت شدیدترین فشارهای روحی و روانی مسئولین تفتیش عقیده مجاهدین قرار گرفته و رزوها و ماهها را در سلول های انفرادی سپری کرده اند.

ادوارد تِرمادو تنها یکی از این اقلیت های مذهبی جدا شده از مناسبات مجاهدین است. او یک ایرانی مسیحی  بود که از بخت بد،  گذرش به تشکیلات مجاهدین افتاد.

در اینجا قسمتی از مصاحبه وی  با تلویزیون بی بی سی در  ۲۳ مارس ۲۰۱۱ – ۰۳ فروردین ۱۳۹۰ آورده می شود  تا اوج وقاحت و بی شرمی مریم رجوی در فشار به اقلیت های مذهبی در تشکیلات مجاهدین را یادآور شویم  و اینکه حرف و ادعاهای او  تا کجا با عمل درون تشکیلاتی مجاهدین  در تناقض است.

ضمن اینکه ترور های مجاهدین در سالهای دهه شصت که در حق مسیحیان کشورمان  از جمله؛  هایقان موسسیان، ادموند موسسیان، ورژ باغومیان، سردار آوانسیان و . . .  انجام شده را نیز نباید از یاد برد.

سوال مجری : شما چه وقت به این نتیجه رسیدید که با مشی سازمان مجاهدین مخالف هستید؟

انقلاب ایدئولوژیک داخل سازمان مجاهدین. خوب من مخالف این قضیه بودم. از آنجا هم من نسبت به آنها دلسرد شدم، تا زمانی که مهیا شد {که خارج شوم}. چون چند مرتبه من نامه نوشتم، گزارش نوشتم، درخواست دادم که من می خواهم از این سازمان بروم. ولی مسئول و برادری که آنجا در یگان مسئول بالا بود من را صدا می کرد و می گفت این نامه را تو نوشته ای؟ می گفتم آره. پاره می کرد و می ریخت، می گفت برو بیرون، برو سر کارت. قبول نمی کردند. تا آنجایی که من می فهمم، دلیل آن هم این بود که چون من یک اقلیت مسیحی بودم، خوب از لحاظ تبلیغاتی برای آنها بدردبخور بود، بایستی من را در سازمان نگه می داشتند.

سوال مجری: شما، آقای ترمادو، فقط عضو ارتش سازمان مجاهدین بودید یا اینکه عضو خود سازمان مجاهدین هم شده بودید؟

نخیر. من فقط عضو ارتش بودم. اولا به دلیل اینکه سازمان مجاهدین غیر از مسلمان شعیه عضو دیگری را قبول نمی کند.

یعنی این جزو شرایط خاص عضویت است؟

این جزو شرایط خاص سازمان مجاهدین است.

یعنی این سازمان مسلمان سنی را هم قبول نمی کند؟

ببینید یک جریانی آنجا هست. من یک دوستی داشتم به اسم عباس، مثل اینکه الان ایران است. ایشان سنی بود، از بچه های تربت جام یا تربت حیدریه بود. او تعریف می کرد می گفت که خانم مهوش سپهری، نسرین، که جانشین آقای رجوی بودند، به او گفته بود تو که نماز می خوانی روزه هم می گیری، بیا و نماز شیعه بخوان. ایشان گفته بود خوب اگر من نماز شیعه بخوانم، فردا به ایران برگردم به فامیل هایم که همه سنی اند چه جوابی بدهم. او گفته بود خوب حالا نماز شیعه بخوان، به ایران رفتی نماز سنی بخوان. چون خود ایشان {مهوش سپهری} هم سنی بود و بخاطر اینکه عضو سازمان بشود، برگشته بود و شیعه شده بود. خوب این مسائل در سازمان بود.

یعنی رسما اعلام نکرده بودند که شرایط عضویت در سازمان مجاهدین مسلمان شیعه بودن است؟

من فکر نمی کنم که این را اعلام بیرونی کرده باشند. ۲

۱ـ انجیل متى، باب ۵، جمله ۴۴٫

۲ – بی بی سی

نویسنده : سردبیر
منبع خبر : راه نو

(پایان)

*** 

رابطه مسعود رجوی مریم رجوی مجاهدین خلق با کریسمس و سال نو میلادیتروریست، فرقه، یا قهرمانان دموکراسی ایران؟ داستان وحشی وحشی مجاهدین خلق

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/خیالپردازی-ها-و-دغدغه-های-مریم-رجوی/

خیالپردازی ها و دغدغه های مریم رجوی و یاران شیطان

راه نو، بیستم دسامبر ۲۰۱۸:…  دورهمی اخیر در آلبانی با سه تن از یاران شیطان، مریم رجوی،  در تیرانا، که با  عنوان دهان پر کن «دیدار نمایندگان پارلمان اروپا با مریم رجوی در آلبانی» در رسانه های وابسته به این گروه خودنمایی می کرد ، از جمله سرگرمی های این روزهای مریم رجوی در آلبانی شمرده می شود. اعضای شرکت کننده  در این دورهمی بلحاظ  سن و سال هم با مریم رجوی همخوانی کامل داشته … 

خیالپردازی ها و دغدغه های مریم رجوی و یاران شیطان

دورهمی مریم رجوی مجاهدین خلق فرقه رجوی در آلبانی و وحشت از فروپاشی مجاهدین خلقPandeli Majko prefers to  get paid by Mojahedin Khalq (Rajavi cult MEK), leaving Tirana to burn

۱- رویاها و خیال پردازی های مریم رجوی

راه نو، بیستم دسامبر ۲۰۱۸
لینک به منبع

براساس بحت های روانشناختی در اغلب فرقه ها ، رهبران آنها  انسان های نرمال و عادی نبوده و حداقل به یکی از بیماری های روانشناختی متبلا هستند. سازمان مجاهدین نیز که بعنوان یک فرقه شناخته می شود مشمول همین قانونمندی است. و اغلب در ذهن رهبران آنان دنیای تخیلات با واقعیات مخلوط شده و اینجاست […]

براساس بحت های روانشناختی در اغلب فرقه ها ، رهبران آنها  انسان های نرمال و عادی نبوده و حداقل به یکی از بیماری های روانشناختی متبلا هستند. سازمان مجاهدین نیز که بعنوان یک فرقه شناخته می شود مشمول همین قانونمندی است. و اغلب در ذهن رهبران آنان دنیای تخیلات با واقعیات مخلوط شده و اینجاست که مشکل ساز می شوند . در نتیجه رفتارها و قوانین غیر معمولی را  هم که در فرقه ها ساری و جاری می کنند اغلب پایان خوشی  برای اعضاء ،  بویژه رهبران چنین فرقه های رقم نمی خورد.

هنگامی که رویا و خیال پردازی افراطی شود، بیانگر یک صفت از اختلال شخصیت خودشیفتگی است.

مریم رجوی نیز بعنوان رهبر فرقه مجاهدین دچار چنین اختلال روان شناختی است.  و دروغ گویی های وی نیز  ناشی از توهمات غالب وی است. سخنرانی اخیر وی که بصورت کنفرانس ویدئو بوده و در جمع باصطلاح «جوامع ایرانی»  صورت گرفته در تائید محتوای  همین بحث است.

سایت مجاهدین در تاریخ ۲۴/۰۹/۹۷ می نویسد: روز شنبه ۲۴ آذر مریم رجوی، در یک کنفرانس ویدئو سراسری با حضور جوامع ایرانی سخنرانی کرد که همزمان در بیش از ۴۰ نقطه در اروپا، آمریکای شمالی و استرالیا برگزار شد.

حال اگر به نحوه چینش کلمات و نوع نگارش این متن  توجه کنیم ،  رد پای چنین اختلالی را می توان در شخصیت مریم رجوی مشاهده کرد که اعضای نگون بخت این فرقه مجبور به رعایت چنین ادبیاتی در نگارش های خود هستند تا تمایلات روحی و روانی وی ارضاء شود.

حال اگر به صحبت های  مریم رجوی در این کنفرانس ویدئو هم  توجه شود  بیشتر به عمق اختلال شخصیت و رویاهای خیالی این فرد پی خواهیم برد.

مریم رجوی در شروع سخنرانی ،  سلام و درود های خود را باصطلاح به «یاران مقاومت»  در «بیش از ۴۰ مرکز در سه قاره جهان» می فرستد.

از این جملات چنین تصور می شود  که در ۴۰ نقطه جهان از سه قاره  تعداد زیادی از جمعیت بنحویکه جای سوزن انداختن هم نیست نشسته و برای شنیدن سخنان  مریم رجوی  لحظه شماری می کنند. ؟؟!!

در جای دیگر می گوید: « . . . در یک‌سال گذشته، رژیم بارها و بارها تلاش کرد راه قیام‌ها را ببندد . . . تلاش کرد جلوی کانونهای شورشی را بگیرد، ولی نتوانست. . . »

هرکسی  از وضعیت ایران خبر نداشته باشد فکر می کند واقعا خبری است.

کانون های شورشی هم ترفند جدید مریم رجوی برای سرپوش گذاشتن بر تضادهای داخل تشکیلات  و بستن دهان معترضین در اردوگاه آلبانی است.  مطمئنا این استراتژی نیز پس از مدتی به حال و روزگار استراتژی های قبلی مجاهدین دچار شده و به موزه خواهد رفت.

از این موارد بازهم هست. مریم رجوی می گوید؛

«. . . روزهای اخیر چین از سرمایه‌گذاری در میدان گاز پارس جنوبی در ایران خارج شده و قبل از آن‌هم توتال خارج شده بود. بله، تمام مسأله این است که رژیم برون رفتی ندارد . . .»

بدین ترتیب باید از مریم رجوی پرسید : یعنی کار تمام است ؟

وی در بخش دیگری از صحبت هایش ادامه می دهد؛ « . . . در حال حاضر رژیم از تروریسم در اروپا و آمریکا به‌مثابه یک پاتک و ابزار ضروری تدافعی در مقابل قیام مردم ایران استفاده می‌کند».

سپس به اروپا انتقاد می کند که «چرا به کمک رژیمی می‌روید که شهرهای اروپا را تهدید می‌کند؟»

سوال اینجاست اگر واقعا حرفهای مریم رجوی درست باشد و حکومت ایران در اروپا و آمریکا دست به ترور می زند و امنیت آنان را تهدید می کند ،  آیا  قطع رابطه با ایران حداقل ترین اقدام  کشورهای اروپایی نخواهد بود ؟ چه برسد به آمریکا.

بنابراین تناقض در حرفهای مریم رجوی خیلی آشکار  است و می توان نتیجه گرفت  که همه اینها ساخته و  پرداخته ذهن خیال پرداز مریم رجوی است که دنیای واقعیت را با دنیای خیالی خود مخلوط کرده است.

حال نگاه کنید به نتیجه گیریهای مریم رجوی از بحث های خودش.

«به‌ موازات تضعیف کیفی موقعیت رژیم در یک‌سال گذشته، موقعیت آلترناتیو دمکراتیک، شورای ملی مقاومت، در عرصه داخلی و بین‌المللی اعتلا پیدا کرده است».

یعنی بدلیل عدم سرمایه گذاری چین در پارس جنوبی و  خروج شرکت توتال از ایران موقعیت جمهوری اسلامی بشدت تضعیف شده است!! ؟؟ ضمن اینکه ایشان توضیح نمی دهد، وقتی می گوید: موقعیت آلترناتیو  و . . .  اعتلا پیدا کرده است یعنی چه اتفاقی افتاده است ؟ ضمن اینکه این حرف با اعضایی که در ماههای اخیر از این گروه در اردوگاه آلبانی جدا شده و مناسبات فرقه ای و بغایت عقب مانده آنان را افشا کرده اند نیز در تناقض است.

بازهم از این افضات هست. مریم رجوی می گوید:

«استقبال چشمگیر هموطنانمان در داخل و خارج کشور از برنامه اخیر همیاری ملی، نشانه روشن و درخشان از موقعیت این مقاومت و مقبولیت و پایگاه اجتماعی آن است».

بعد هم گویی خودش هم باورش شده، که  این پولها را  مردم ایران برای مجاهدین ارسال می کنند ، می گوید:

«راستی آنان که مدعی بودند مخارج این مقاومت و این سازمان به وسیله‌ این یا آن دولت غربی یا عربی تأمین می‌شود، کجا هستند؟ و چه می‌گویند؟»

باید از مریم رجوی پرسید اگر ادعا دارید که این همه پول و طلا و جواهرات را مردم ایران نثار شما کرده و می کنند ؟ پس چرا هیچ حمایت سیاسی و یا اجتماعی از شما  توسط مردم ایران طی این سالیان را  کسی ندیده است  و چرا سالهاست در حسرت حضور ایرانیان خارج از کشور در تجمعات نمایشی خود هستید ؟  و مجبورید از  دانشجویان کشورهای اروپای شرقی و مهاجرین رنگین پوست با وعده تفریح و گردش سالن هایتان را پر کنید ؟

سوال دیگر اینکه چرا علیرغم این همه هزینه های میلیون دلاریِ سالیانِ شما برای برپایی نمایشات  و شوهای تبلیغاتی، و پرداخت  جیره و مواجیب  به این  همه لاشخورهای سیاسی بازنشسته و . . .  هنوز هم این پول ها تمامی ندارد ؟

بنابراین می توان گفت  مردم بحق مریم رجوی  را فریبکار و مزدور و بیگانه پرست و جنایتکار می نامند ؟ چرا که برنامه «همیاری ملی» هم  یک سرپوش برای پولشویی  و ایز گم کردن از  منابع کثیف مالی این گروه  است. این نمایش مضحک که یک برنامه غیر زنده و ساختگی است تلاشی است تا  به  فعالیت های کثیف مالی مجاهدین مشروعیت بخشیده و در نگاه ایرانیان خارج از کشور  و کشورهای حامی آنان مردمی جلوه داده شود دهد تا اتفاقا همین جیره و مواجیب که توسط همین اربابان بی نام و نشان به حساب آنان واریز می شود قطع نشود.

یکی از جداشدگان در خاطرات خود می گوید؛ شخص رجوی در یکی از نشست ها درسطح مسئولین در خاک عراق گفته بود تلاش کنید به هر شکل ممکن به داخل خاک عراق نیرو بیاورید چرا که نگاه مسئولین عراق در میزان و تعداد نیروهای ماست و اگر کسی به ما نپیوندد عراقی ها احساس خواهند کرد که ما پایگاه اجتماعی در داخل کشور نداریم.  و این باعث خواهد شد از میزان رسیدگی های دولت عراق به ما کم شود. یعنی جیره آنها را قطع کنند.

به همین دلیل هم بود که مسئولین مجاهدین با هر فریب و دغل کاری و دروغ سعی می کردند جوانان ایرانی در کشورهای همجوار را از جمله با عنوان کاریابی و موارد مشابه فریب داده و به داخل خاک عراق ببرند.

منابع مالی مجاهدین همچنانکه توسط تعداد زیادی از جدا شده ها  نیز افشا شده است؛  شامل پول هایی است که توسط صدام حسین از زمان حضور مجاهدین در خاک عراق تا زمان سقوط این دیکتاتور به این گروه،  در قبال همراهی  سربازان عراقی در جبهه های جنگ،  جاسوسی و عملیات در داخل کشور و . . . پراخت شده است. یا پول ها و طلاهایی است که توسط عربستان سعودی در همان زمان حضور مجاهدین در خاک عراق به مجاهدین داده شده است. [۱]

ضمن اینکه در وضعیت فعلی هم مجاهدین به همراه سایر ضد انقلابیون مثل رضا پهلوی و . . . تحت حمایت مالی آل سعود و برخی از شیوخ مرتجع عرب منطقه هستند.

در اینجا لازم است در رابطه با ادعای مریم رجوی مبنی بر داشتن پایگاه اجتماعی در داخل کشور توسط مجاهدین توضیحاتی را بدهم که توسط برخی از جدا شده ها افشا شده است.

زمانیکه مجاهدین در خاک عراق بودند در قسمتی از قرارگاه اشرف محلی بود که هیچ کس به جز تعدادی از مسئولین و دست اندرکاران مجاهدین کسی به آنجا تردد نداشت. در این محل  دیوارها و امکانی  شبیه به آنچه که در داخل کشور معمول است را ساخته بودند. سپس بر روی  این دیوارها شعار نوشته و سپس از آنها عکس می گرفتند.  و در مرحله بعدی  با نرم هایی مثل فتوشاب و . . . روی آنها کار کرده و آنها را  در رسانه های خود یعنی «سیمای آزادی» و  فضای مجازی بعنوان اعتراضات داخل کشور  منتشر می کردند.

اکنون نیز گفته می شود این تجربه که بهرحال برای منافقین کارآیی های خاص خودش را دارد در اردوگاه آلبانی نیز بکار گرفته می شود.  به گفته برخی از جداشدگان  مجاهدین  محلی برای اینکار اختصاص داده اند ، تا  فیلم ها و عکس هایی که در این محل  تهیه می شود را در کانال های تلگرامی، صفحات فیسبوک و . . .  وابسته به  مجاهدین در معرض دید مخاطبان قرار بدهند تا  داشتن پایگاه اجتماعی را برای خود ،  اعضای این گروه در آلبانی و برخی محافل خارجی حامی این گروه  شبیه سازی کنند.

بدین ترتیب  باید گفت توهمات و خیالپردازی های مریم رجوی بعنوان رهبر فعلی فرقه رجوی نیز پایانی ندارد. وی نیز همان راهی را می رود که پیشتر مسعود رجوی رهبر مفقود الاثر این فرقه رفته است. او هم سالها بود انواع و اقسام استراتژی ها را طراحی و در دنیای خیالی خود سیر و سفر می کرد و   ۴۸ ساعته به تهران می رسید.  او  در باغ سبز  را به اعضای نگونبخت  این فرقه نشان میداد .  کلید بهشت بر گردن زنان عضو «شورای رهبری » می انداخت که حالیکه همگی سرابی بیش نبود.

[۱]  رجوع شود به خاطرات مریم سنجابی عضو پیشین شورای رهبری مجاهدین.

۲- یاران شیطان و دغدغه های مریم رجوی

راه نو، بیستم دسامبر ۲۰۱۸
لینک به منبع

می گویند اوضاع و احوال این روزها و ماههای اخیر مجاهدین خوب نیست و روزگار بر وفق مراد مریم رجوی نمی چرخد. مشکلات عدیده تشکیلاتی و شتاب یافتن جدایی اعضاء از این فرقه در آلبانی، فوتی های اخیر  اعضاء که منشاء آن پیری و انواع بیماریها، بویژه سرطان است، به گل نشستن آنچه که استراتژی […]

می گویند اوضاع و احوال این روزها و ماههای اخیر مجاهدین خوب نیست و روزگار بر وفق مراد مریم رجوی نمی چرخد. مشکلات عدیده تشکیلاتی و شتاب یافتن جدایی اعضاء از این فرقه در آلبانی، فوتی های اخیر  اعضاء که منشاء آن پیری و انواع بیماریها، بویژه سرطان است، به گل نشستن آنچه که استراتژی مضحک «کانون های شورشی» خوانده میشود، بی رونقی بازار سیاست، بد بیاری های پشت سرهم دمار از روزگار مریم رجوی درآورده است.

دورهمی اخیر در آلبانی با سه تن از یاران شیطان، مریم رجوی،  در تیرانا، که با  عنوان دهان پر کن «دیدار نمایندگان پارلمان اروپا با مریم رجوی در آلبانی» در رسانه های وابسته به این گروه خودنمایی می کرد ، از جمله سرگرمی های این روزهای مریم رجوی در آلبانی شمرده می شود. گفتنی است  اعضای شرکت کننده  در این دورهمی بلحاظ  سن و سال هم با مریم رجوی همخوانی کامل داشته  و همگی در طیف بازنشسته ها محسوب می شوند؛ تونه کلام عضو کمیسیون خارجی و نایب رئیس باصطلاح گروهِ «دوستان ایران آزاد»  ، یارومیر اشته تینا Jaromir Stetina عضو کمیسیون خارجی و نایب رئیس زیر کمیسیون امنیت و دفاع و استرون استیونسون نماینده سابق و باصطلاح هماهنگ‌کننده «کارزار برای تغییر در ایران».

البته کار به اینجام ختم نشد. این افراد بازدیدی هم از  اردوگاه مجاهدین در تیرانا داشتند. که خبر آن در سایت مجاهدین در تاریخ ۰۷/۰۹/۹۷ درج گردید.

البته هدف مریم رجوی از این تبلیغات مضحک نیز کاملا مشخص بود و  این همان کاری بود که مجاهدین در زمان جنگ ایران و عراق و در خاک این کشور هم کردند. مجاهدین برای جذب  ایرانیان اسیر در اردگاههای عراق اقدام به تهیه یک فیلم تبلیغاتی از قرارگاه اشرف نمودند. و آنرا در برنامه تلویزیونی این گروه به نام «سیمای مقاومت» از تلویزیون عراق هم پخش کردند که در مناطق مرزی قابل رویت بود.

پر زرق و برق ترین قسمت این فیلم نیز بخش آشپزخانه،  و امکانات رفاهی و پزشکی مجاهدین در اشرف بود. رهبران مجاهدین بخوبی می دانستند که اسرای ایرانی در اردگاههای عراق بشدت تحت انواع شکنجه های روحی و روانی و جسمی هستند و بلحاظ تغذیه و رسیدگی های پزشکی نیز در حداقل ها قرار دارند.  لذا سعی کردند یک وضعیت مطلوب و استاندارد از وضعیت تغذیه و امکانات پزشکی در قرارگاه اشرف را به تصویر بکشند تا هم بتوانند اسرای ایرانی در اردوگاههای عراق را جذب مجاهدین کنند و هم افکار عمومی را  از تمرکز بر ساختار ها و مناسبات فرقه ای، نقض حقوق بشر و  فشارهای روحی و روانی که هر لحظه بر اعضای  این گروه وارد می شد،  منحرف کنند.  البته تا حدودی موفق هم شدند.  و تعدادی از  اسرا نیز به مجاهدین در عراق پیوستند. البته بیشتر از یک هفته طول نکشید، اسرایی که به مجاهدین پیوسته بودند  علیرغم انبوه رسیدگی های رفاهی،  پزشکی و تغذیه ، تنها بدلیل مناسبات بغایت فرقه یی، خواهان بازگشت به اردوگاه عراق شدند. ولی مجاهدین هرگز چنین اجازه ای را به آنها ندادند. تا اینکه جنگ تمام شد و  اکثر آنها از طریق صلب سرخ جهانی این  گروه را ترک و به ایران بازگشتند.

اکنون مجاهدین بار دیگر می خواهند  با همان شیوه،  افکار بین المللی و بویژه ایرانیان را فریب داده  و با نشان دادن اینکه مجاهدین در این اردوگاه در رفاه کامل بسر می برند باز هم  بر  مناسبات بغایت  فرقه ای این گروه سرپوش بگذارد.

از دیگر اقدامات مجاهدین طی این ماه که در تاریخ ۱۳/۰۹/۹۷ در سایت مجاهدین درج شد ، پیام مریم رجوی   به «سیمای آزادی » تلویزیون وابسته به این گروه به مناسبت آنچه که «بیست و سومین همیاری ملی» نامیده می شد بود.

این تلاش بی حاصل که بیش از  دو دهه  و اندی است ادامه  دارد ،  هرگز نتوانسته است  دید مردم  نسبت به اینکه مجاهدین مزدور بیگانگان اند و سالها در خدمت اربابان منطقه ای و بین المللی  خود بوده اند بکاهد.

در بخشی از این پیام آمده است:

« . . . هم‌چنانکه هموطنانمان در این سه روز، بارها و با شیواترین و نافذترین بیانها، خاطرنشان کردند؛ استقلال و خودکفایی مقاومت ایران را در برابر همه قدرتها و دولتها مُهر کرد، همه تبلیغات و یاوه‌های آخوندها و پاسدارانشان را به باد داد، پایگاه اجتماعی مجاهدین و تنها آلترناتیو دموکراتیک را در برابر چشم‌ها گذاشت و به‌خصوص نشان داد که توفان قیام مردم ایران برای آزادی سربازایستادن ندارد . . . »

بدین ترتیب باید گفت؛ «همیاری ملی»  در واقع سرپوش گذاشتن بر پولشویی و قانونی و مردمی جلوه دادن منابع مالی کثیف مجاهدین است که بهای ریختن خون هزاران بی گناه نصیب آنان  شده است.

مجاهدینی که سالهای سال در خلال جنگ ایران و عراق برای کشتن سربازان ایرانی در جبهه های جنگ، و جاسوسی برای عراق،  از صدام حسین پول گرفته  و روزگار گذرانند. مجاهدینی که در شرایط  فعلی نیز تحت پوشش مالی شیوخ مرتجع عرب منطقه،  بویژه آل سعود  هستند و همکاری های اطلاعاتی و تروریستی با اسرائیل و آمریکا را در پرونده   خود دارند،  نمی شود بر روی  این همه  خیانت و جنایت صرفا با یک شو تبلیغاتی تلویزیونی سرپوش  گذاشت.

اما در مورد قتل خاشقچی نیز سکوت  رهبر مجاهدین مریم رجوی قابل توجه و توجیه  است.  چرا که وی هرگز نمی تواند علیه  ارباب خود موضعگیری کند. ضمن اینکه اینگونه  حذف  فیزیکی مخالفان،  در درون تشکیلات مجاهدین نیز یک روال عادی محسوب می شود. که در گذشته بارها  اتفاق افتاده است.

ولی آنچه که این سکوت را برای مریم رجوی دردآور می کند. حمایت ترکی الفیصل  از حامیان مریم رجوی از این قتل  است.

مریم رجوی که  به حضور این شخص جنایتکار در نمایش سالانه این گروه در ویلپنت پاریس در تیر ماه ۹۶  افتخار می کرد حال حامی قتل خاشقجی بطور علنی شده است. و این نشان دهنده حضور  بی عیب و نقص جنایتکاران در یک صف واحد است.

در تاریخ ۱۱/۰۸/۹۷ اغلب خبرگزاری ها صحبت های «ترکی فیصل» رئیس کنونی شورای تحقیقات ملک فیصل و رئیس سابق سازمان اطلاعات سعودی که روزی خاشقچی روزنامه‌نگار مقتول سعودی در جایگاه مشاور وی بود،  علیه مواضع آمریکا را منعکس کردند.  بدین ترتیب او هم پته ارباب خود یعنی آمریکا را روی آب ریخته است.

وی که در نشست شورای ملی روابط آمریکایی – عربی سخنرانی می‌کرد، گفت: «کسی که در خانه شیشه‌ای نشسته است، به سوی مردم سنگ نمی‌اندازد.»

ترکی فیصل در ادامه انتقادات صریح خود از مقامات آمریکایی که خواستار مجازات عاملان قتل خاشقچی شدند، افزود: «کشورهایی که افراد بی‌گناه را شکنجه و زندانی می‌کنند و جنگ‌هایی راه انداخته‌اند که در آن هزاران نفر بر اساس اطلاعات اشتباه کشته شده‌اند، باید از انتقاد کردن از دیگران خجالت بکشند.»

رئیس سابق سازمان اطلاعات عربستان سعودی تاکید کرد، «کشورهایی که در حق خبرنگاران و حتی مردم عادی ظلم می‌کنند، نباید ادعای حمایت از آزادی بیان داشته باشند.»

از سوی دیگر مجاهدین تلاش می کنند  بر روند تحولات داخل ایران نیز تاثیر گذار باشند. و با سوار شدن بر مشکلات مردم نیات خود را پیش ببرند که از این  منظر نیز رهبران مجاهدین بویژه مریم رجوی سرخورده شده اند. البته پر واضح است که در قدم اول منشاء سرخوردگی مریم رجوی  بی توجهی مردم   به ۱۱ پیام منتسب به مسعود رجوی بود که سعی شده بود در این پیام در حد بالایی از کلمات احساسی استفاده  شده و با  موزیک به آن هیجان خاصی داده شود.  تا بر روی مخاطبان تاثیر گذار باشد.  ولی بنظر میرسد برای مخاطبان نگاه کردن به کارتون تام و جری بیشتر از این پیام جذابیت داشته است.

انعکاس هیجانی اخبار  ؛ اعتصاب کامیونداران و رانندگان،  اعتصاب کارگران هفت تپه اهواز ، اعتصاب و تجمعات کارگران گروه ملی فولاد اهواز ، و . . . در تعداد زیادی از کانال های تلگرامی وابسته به مجاهدین و تکرار مکرر آنها ،  با انبوه تبلیغات دروغ   هم از  درد بی درمان مریم رجوی دوا  نکرد.

از دیگر تحولات روزها و هفته های اخیر اعتراضات و تجمعات خیابانی مردم  فرانسه است. گفته می شود حمایت دولت فرانسه از ثروتمندان و فرار آنها از پرداخت مالیات، و  عوامل دیگر  باعث شده است که معترضان فرانسوی را که از قشرهای پائین جامعه هستند و  اکنون به جلیقه زردها معروف شده اند  در پاریس و دیگر شهر‌های این کشور به خیابان‌ها بکشاند.

سرکوب عریان و کشته شدن تعدادی از معترضان  و دستگیری صدها تن در این تجمعات آن روی سکه دولت های دموکراتیک اروپایی از جمله  فرانسه را به نمایش گذاشته است.

ولی آنچه که  جای سوال دارد  اینکه چرا مجاهدین تلاش می کنند کمترین اخبار در این رابطه را در رسانه های رسمی و غیر رسمی خود انعکاس دهند ؟  و چشم های خود را بر روی طوفانی که هم اکنون فرانسه را درنوردیه است ببندند.

جالب است بدانیم بنا به گزارش خبرگزاری آنا در تاریخ ۲۳/۰۹/۹۷  الکساندر بیووایس چیوا از سخنگویان جلیقه زردها گفته است از انقلاب ۱۹۷۹ ایران الهام گرفته ایم و این یک فشار مضاعف برای مجاهدین بویژه مریم رجوی است که ضد انقلابی ترین گروه طی ۴۰ سالی است که از عمر انقلاب ایران می گذرد.

باید گفت مجاهدینی که در قالب ستون پنجم دشمن قول ایجاد آشوب  و اغتشاش در ایران را به مسئولین امنیتی برخی از کشورهای  منطقه ای و اروپایی  می دادند،  حال خود این کشورها گرفتار بحران و آشوب شده و بازار اخاذی مجاهدین از این دولت ها نیز  فعلا  تخته شده است.

بنظر میرسد  استراتژی «کانون های شورشی» مجاهدین به جای ایران بیشتر در فرانسه جواب داده است. و اگر شرایط فرانسه به همین منوال پیش برود مریم رجوی نیز باید  از فرانسه به اردگاه «اشرف ۳ » در آلبانی کوچ کند چرا که دیگر فرانسه نمی تواند برای فعالیت های تروریستی ،  اشاعه فرقه گری، پولشویی و دیگر اقدامات ضد انسانی و ضد ملی این گروه  جای امنی باشد.

(پایان)

*** 

یک شهروند آلبانیایی که نخواست نامش فاش شود شرح مختصری از بازدید چند ساعته خود را از اردوگاه مجاهدین در شهر تیرانای آلبانی را به رشته تحریر درآورد : به سرعت کت و شلوارم و کفش هایی که دیشب برقشان انداخته بودم را پوشیدم و راه افتادم؛   قرار بود از اردوگاه یک گروه مخالف حکومت ایران بازدید داشته باشیم. عده ای از افراد این گروه درون شهر به دنبالمان آمدند تا ما را همراهی کنند. آنها زبان انگلیسی را نسبتا خوب صحبت می کردند اما گاهی به خاطر کهولت سن برخی واژه ها و عبارت ها را فراموش می کردند.اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی بزرگترین خانه سالمندان جهان

Anne Khodabandeh Reza Jabali Edward Termado Brussels Press Club 2018Photo Exhibition Press Club, Brussels – International Terrorism Mojahedin Khalq (MEK, NCRI, Rajavi cult) 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/بمب-گذاری،-شگرد-جدید-مریم-رجوی-برای-سرپ/

بمب گذاری، شگرد جدید مریم رجوی برای سرپوش گذاشتن بر شکست گردهمایی پاریس

سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، ششم ژوئیه ۲۰۱۸:… انتظار می رفت گردهمایی امسال مجاهدین که هر سال و به مناسبت بزرگداشت روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ – آغاز ورود مجاهدین به فاز تروریسم و خشونت برگزار می شود، تفاوت برجسته ای نسبت به سالهای قبل داشته باشد. بویژه اینکه مجاهدین تلاش میکردند اعتراضات مردمی که از دی ماه سال ۹۶ در داخل کشور نسبت به مشکلات … 

مریم رجوی در حال مزخرف گوییزمین گیر شدن مریم رجوی در آلبانی و واکنشی از سر استیصال

Albania’s Anti-Trafficking Coordinator Elona Gjebrea praises Maryam Rajavi for keeping modern slaves in Tirana

لینک به منبع

بمب گذاری، شگرد جدید مریم رجوی برای سرپوش گذاشتن بر شکست گردهمایی پاریس

سیدحجت سیداسماعیلی

عضو پیشین شورای مرکزی مجاهدین و کارشناس ارشد علوم سیاسی

انتظار می رفت گردهمایی امسال مجاهدین که هر سال و به مناسبت بزرگداشت روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ – آغاز ورود مجاهدین به فاز تروریسم و خشونت برگزار می شود، تفاوت برجسته ای نسبت به سالهای قبل داشته باشد. بویژه اینکه مجاهدین تلاش میکردند اعتراضات مردمی که از دی ماه سال ۹۶ در داخل کشور نسبت به مشکلات اقتصادی و معیشتی صورت می گرفت را چاشنی کار خود کرده و مجاهدین را عامل راه اندازی و هدایت این تجمعات و اعتراضات به عنوان اپوزیسیون به جهان معرفی کنند.

بی تأثیر بودن ۹ اطلاعیه منتسب به مسعود رجوی بر روی مردم ایران که حتی یک شعار به نفع این گروه تروریستی در داخل کشور داده نشد از یک سو و عدم استقبال ایرانیان خارج کشور از این گردهمایی در پاریس از سوی دیگر و همچنین عدم حضور شخصیتی در خور توجه در نمایش ویلپنت، همگی عواملی بودند که باعث سرخوردگی رهبران مجاهدین از برگزاری این گردهمایی شد.

مضاف بر اینکه مشکلات تشکیلاتی ۲۸۰۰ عضو بیمار و پیر محصور در آلبانی نیز خواب راحت را از چشم رهبران مجاهدین ربوده است.

علیرغم اینکه رهبران مجاهدین تلاش زیادی را برای هرچه باشکوه تر برگزار کردن این گروهمایی کرده بودند ولی عملا وضعیت حتی از سال گذشته که توانسته بودند ترکی الفیصل را به این گردهمایی بکشانند نیز بدتر بود.

حتی شنیده شده است که مجاهدین سعی داشتند امسال این کنفرانس را لغو کنند تا مبادا در صورت عدم استقبال از آن از سوی ایرانیان خارج کشور و… میلیون ها دلاری که از سوی کشورهای حامی شان بویژه عربستان سعودی  دریافت می کنند را از دست بدهند. که نهایتا با فشارهای عربستان سعودی و اسرائیل این گردهمایی برگزار گردید که مثل روال همیشگی با حضور برخی از سیاست مداران آمریکایی و معارضان سوری خارج نشین در پاریس همراه بوده است.

نهایتا در روز اجرای این نماش آنچه که برای رهبران مجاهدین یک کابوس تلقی میشد اتفاق افتاد.

 روزنامه گاردین در تاریخ ۱۰/۰۴/۹۷ در رابطه با مراسم روز شنبه نهم تیرماه مجاهدین نوشت:

«. . . روز (شنبه) حدود ۴ هزار نفر با اتوبوس به پاریس آورده شدند و پرچم گروه مجاهدین خلق به دست آنها داده شد یا از آنها خواسته شد که کلاه‌های زردرنگی که نام مریم رجوی (سرکرده گروهک تروریستی منافقین) برروی آنها نوشته شده بود را بر سر بگذارند. از این تعداد، نیمی از آنها اتباع کشورهای لهستان، چک، اسلوواکی، آلمان و سوریه بودند که در پاسخ به یک فراخوان فیس‌بوکی که وعده سفر به پاریس به همراه غذا و محل اقامت چندروزه را تنها در ازای ۲۵ یورو به آنها داده بود، در این همایش شرکت کرده بودند.

. . . بخش اعظمی از افراد حاضر در این مراسم، پناهجویان و اتباع کشورهای اروپای شرقی بودند که با وعده سفر توریستی رایگان در این تجمع شرکت کرده بودند . . . »

به نوشته این روزنامه انگلیسی، صدها پناهجوی سوری ساکن آلمان نیز با این وعده به پاریس آمده بودند که بسیاری از آن‌ها در طول سخنرانی‌ها زیر درختان چرت می‌زدند!

این روزنامه انگلیسی در بخش دیگری از گزارش خود با اشاره به نفرت مردم ایران از مجاهدین نوشته است: اکثر ناظران سیاسی ایران می‌گویند گروه مجاهدین خلق در داخل ایران از حمایت حداقلی برخوردار است و به دلیل استفاده از خشونت و ارتباط نزدیک با دستگاه‌های اطلاعاتی اسرائیل، به شدت مورد تنفر قرار دارد …».

 بدین ترتیب وضعیت بوجود آمده رهبران مجاهدین را بر آن داشت تا برای تخلیه این فشار و انحراف افکار عمومی ایرانیان خارج کشور، بویژه حامیان سیاسی و مالی شان از این شکست، بدنبال چاره بیفتند تا بیشتر از این در سطح بین المللی و در نزد حامیان سیاسی شان مفتضح نشوند.

سفر آقای حسن روحانی رئیس جمهور ایران به اروپا بهترین بهانه را بدست رهبران مجاهدین داد تا بتوانند فشار حاصل از بی توجهی مردم به این گروه خشونت طلب در داخل کشور و ناکامی های آنان در نمایش ویلپنت را تخلیه کنند.

بنابراین تلاش عوامل جمهوری اسلامی برای بمب گذاری در گردهمایی پاریس موضوع پروپاگاندای مجاهدین شد. و با همکاری برخی از دستگاههای اطلاعاتی کشورهای اروپایی با مجاهدین کلیک خورد.

بدین ترتیب همزمان با سفر حسن روحانی رئیس جمهوری ایران به اروپا، دستگاه اطلاعاتی بلژیک مدعی شد، دو دیپلمات ایرانی در رابطه با بمب‌گذاری در گردهمایی مجاهدین بازداشت شدند.

مقامات بلژیکی بدون اشاره بیشتر به جزئیات این عملیات، هویت این دو را یک مرد ۳۸ ساله به نام «امیر س.» و یک زن ۳۳ ساله به نام «نسیمه ن.» و اتهام آنها را «تلاش برای انجام حمله تروریستی» اعلام کرده‌اند.

متعاقبا سخنگوی وزارت امور خارجه ایران اعلام کرد: «سناریوی بی پایه و اساس دخالت دیپلمات ایرانی در یکی از کشور‌های اروپایی برای تخریب روابط ایران و اروپا در این مقطع مهم و حساس طراحی و اجرا شده است . . . گروهک ترویستی منافقین پس از ناکامی در نشست سالانه خود و برای جبران شکست در کسب حمایت سیاسی در جهت اهداف ضد انسانی و ضد ایرانی خود و نیز با توجه به سفر موفق ریاست جمهوری اسلامی ایران به دو کشور اروپایی همانند گذشته مبادرت به برنامه ریزی و اجرای سناریوی دیگری کردند تا بتوانند ضمن تاثیر گذاری بر این سفر اروپایی نسبت به تخریب جایگاه و موقعیت ایران و ایرانیان نزد افکار عمومی اروپا در این مقطع حساس کنونی تلاش کنند.».

وی خاطر نشان کرد: طبق اطلاعات موجود افراد بازداشت شده در کشور بلژیک از اعضای شناخته شده و عملیاتی آن سازمان تروریستی محسوب می‌شوند و مقامات ذی صلاح ایران آمادگی دارند تا با ارایه اسناد و مدارک لازم در جهت روشن ساختن ابعاد واقعی این سناریوی از پیش طراحی شده گروه مزبور همکاری‌های لازم را به عمل آورد.».

در این میان آنچه که بیشتر دست رهبران مجاهدین را رو کرد یادداشتی بود که توسط یکی از دوستان فرد بازداشت شده به نام «امیر س.» به رسانه ها داده شد. و مشخص شد که این فرد از خود مجاهدین بوده که بعدا از آنها جدا شده است.

بدین ترتیب باید گفت رهبران مجاهدین از هر وسیله ای برای رسیدن به اهداف کثیف سیاسی خود استفاده می کنند و حتی به کسانی که روزگاری عضو این گروه بوده و سالیان سال در خدمت آنان بوده اند ولی بدلیل ماهیت فرقه ای و تروریستی این گروه آن را ترک کرده اند نیز رحم نمی کند.

*** 

Amir_S_Nasimeh_N_MEK_Terrorist_Maryam_RajaviOnce again the arrested bombers turn out to be MEK (Maryam Rajavi cult) members.

ترور خشونت بمبگذاری مجاهدنین خلق فرقه رجوی اروپاامیر سعدونی متهم به بمبگذاری و مهدی ابریشمچی مرد شماره ۲ سازمان مجاهدین خلق ایران

Albania: MEK rebrands by assassinating unwanted members

MSNBC_Massoud_KhodabandehThe MEK’s man inside the White House (Maryam Rajavi cult, Mojahedin Khalq)

US Forces Albania To Take IS Fighters After Hosting MEKUS Forces Albania To Take IS Fighters After Hosting MEK

European_Parliament_Against_Maryam_Rajavi_Mojahedin_Khalq_MEK_MKO_TerroristsMEPs discuss Mojahedine-E Khalq (MEK) Threat in #Albania

مسعود خدابنده تلویزیون ایران اینترنشنال ژوئن 2018گردهمایی سالانه سازمان مجاهدین در پاریس با ایرج مصداقی و مسعود خدابنده و علیرضا نامور حقیقی

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29717

شارلاتانیسم مجاهدین پایانی ندارد 

سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، چهارم ژوئن ۲۰۱۷:… بعد از گذشت چندین دهه از حیات سازمان، از نظر آقای ابرشمچی مشکل این است که تا بحال کسی مجاهدین را نشناخته است. پس نیاز است بیشتر به مردم ایران و جهان معرفی شود؟ و در این میان از آلترناتیو فرهنگی سخن می گوید؟ باید از ایشان پرسید کدام آلترناتیو فرهنگی؟ سازمانی که حیاتش را به جنگ و خشونت و خونریزی سپری کرده و با بدترین دیکتاتورها … 

ابریشمچی مسعود رجوی قرارگاه صدام حسینرمز گشایی از نماد «مهدی ابریشمچی»

لینک به منبع

شارلاتانیسم مجاهدین پایانی ندارد

سیدحجت سیداسماعیلی، عضو پیشین شورای مرکزی مجاهدین و کارشناس علوم سیاسی
۱۳ خرداد ۱۳۹۶

در تاریخ ۱۱/۰۳/۹۶ سایت مجاهدین گفتگویی با مهدی ابریشمچی تحت عنوان «کهکشان ملی و میهنی بزرگ مقاومت؛ اهمیت و ویژگیها» را درج کرد.

در رابطه با این گفتگو برخی نکات قابل ذکر وجود دارد که ذیلا به برخی از آنها اشاره میگردد.

۱- مهدی ابریشمچی در ابتدای صحبت هایش میگوید: « . . . امسال گردهمایی ویلپنت در ۱ ژوئیه (۱۰تیر ماه) حائز اهمیتی است فراتر از همه سال‌های گذشته . . . جهان در حال حاضر درد را می‌بیند، ولی درمان را نمی‌بیند. خطر را می‌بیند ولی راه‌حل را نمی‌بیند . . . همان‌طور که خواهر مریم اعلام کردند: «نه مماشات و نه جنگ‌افروزی خارجی»، بلکه راه‌حل، مردم ایران و مقاومت سازمان‌یافته آنان است- این را ما باید به جهان در این گردهمایی معرفی کنیم. . . . یک راه‌حل مادی واقعی و قدرتمند . . . » ؟ !!

گفتنی است از سال ۱۳۸۲ و بعد از سقوط صدام حسین و شکست استراتژی «جنگ آزادیبخش نوین» ، مجاهدین به یک راه حل جدید برای سرنگونی نظام رسیدند. اگر در گذشته راه حل سرنگونی رژیم ارتش آزادیبخش با حمایت صدام حسین بود، اما در این مرحله راه حل و بقول مجاهدین استمالت و مماشات در برابر نظام برای کسب امتیازات سیاسی رد شده و در عوض اقدام به تهاجم نظامی علیه ایران توسط غرب و خارج کردن نام سازمان مجاهدین خلق از لیست های تروریستی و باز پس دادن سلاح های ارتش آزادی بخش مستقر در عراق ارائه میگردید که مریم رجوی از آن تحت عنوان راه حل سوم نام می برد.

در این راه حل فرض بر این بود که ارتش آزادی بخش بعد از تسلیح و دریافت لجستیک و پشتیبانی لازم از غرب، از عراق حرکت کرده و پس از مقابله با نیروهای مسلح جمهوری اسلامی به فتح تهران و برقراری حاکمیت مطلوب خود نائل می آمد. البته در سال ۱۳۶۰ هم مجاهدین می خواستند رژیم را ۶ ماهه و با استراتژی «زدن سرانگشتان» این نظام را سرنگون کنند که نشد.

اکنون نیز بنظر میرسد با توجه به تحولات منطقه و جهان بویژه اخراج مجاهدین از خاک عراق و تبعید آنها به آلبانی رویاهای مریم رجوی تحت عنوان راه حل سوم از هم فرو پاشیده و اکنون در اوج استیصال و درماندگی راه حل دیگری تحت عنوان «نه مماشات و نه جنگ‌افروزی خارجی» را مطرح میکند که صرفا با گردهمائی امسال در ویلپنت پاریس محقق خواهد شد؟ !!

۲ – مهدی ابریشمچی در جای دیگری از صحبت هایش میگوید: « . . . من این‌جا می‌خواهم تأکید کنم که دنیای سیاست، فقط دنیای صحبت نیست، فقط دنیای ارائه تئوریها نیست. بلکه دنیای ارائه راه‌حل مادی و مشخص است، دنیای قدرت است . . . هر چقدر ما بتوانیم روز اول ژوئیه (۱۰تیر) قدرت این مقاومت را جدی‌تر و واقعی‌تر نشان دهیم، رژیم هر چه بیشتر ضربه می‌خورد.»

سوال اینجاست آیا زمانی که مجاهدین با ارتش آزادیبخش تا دندان مسلح و تحت حمایت تمام عیار مالی و تسلیحاتی صدام حسین نتوانستند کاری کنند، حال می خواهند با یک گردهمائی در ویلپنت پاریس که نصف بیشترش را هم دانشجویان و بی خانمان های کشورهای اروپای شرقی تشکیل میدهد؟ رژیم را سرنگون کنند؟!!!

ضمنا در ارتباط با صحبت های آقای ابریشمچی این سوال هم مطرح میشود که ؛ انتخابات ریاست جمهوری بهترین شرایط برای نشان دادن میزان قدرت سیاسی و نفوذ مجاهدین بر مردم ایران بود. حقا مجاهدین هم با تمام قدرت و توان تشکیلاتی و رسانه ای شان برای پیشبرد خط تحریم انتخابات به میدان آمدند نتیجه چه شد؟ نتیجه حضور ۴۲ میلیون ایرانی پای صندوق های رأی بود. و کسی به خط تحریمی مجاهدین توجهی نکرد ؟

مجاهدین حتما حضور چشمگیر ایرانی ها در جلوی سفارت خانه ها و کنسولگریهای ایران در کشورهای اروپایی را هم دیدید که برای رای دادن صف کشیده بودند. البته آنها هم از فحش و ناسزای های عوامل مجاهدین در فضای مجازی بی نصیب نماندند. حال سوال این است مجاهدین وزن و قدرت سیاسی شان را در میان مردم ایران چگونه ارزیابی می کنند؟ آیا فکر نمی کنید اینگونه برخورد مردم ایران چه در داخل و چه در خارج از کشور نتیجه عملکرد شما طی ۴ دهه گذشته است؟ همان چیزی که رهبران مجاهدین تلاش می کنند روی آن را خاک بپاشند؟

با این اوصاف حال می خواهید با گردهمائی در ویلپنت پاریس جمهوری اسلامی را سرنگون کنید؟ !!

۳ – طرح این جمله از آقای ابریشمچی هم خالی از لطف نیست. وی میگوید: « . . . همان‌طور که عرض کردم، محصول این شرکت کردن این است که ما این بار درمان و راه‌حل را روی میز می‌گذاریم. ولی درمانی که فقط جنبه پتانسیل و جنبه بالقوه ندارد. بالفعل است، مادی و قدرتمند است، توان دارد و می‌تواند ایران را آزاد و این رژیم را سرنگون کند . . .»

یعنی استراتژی جنگ آزادیبخش نوین و چندین سال جنگیدن در کنار نیروهای صدام حسین و کشتن سربازانی که با نیروهای متجاوز عراقی می جنگیدند، پیشنهاد بمباران شهرهای ایران به صدام حسین توسط رجوی و . . . کارساز نبود، حال با عبور از همه این مراحل تازه شما فهمیدید که درمان و راه حل چیست و برای اولین بار می خواهید در ویلپنت پاریس آن را روی میز گذاشته و ایران را آزاد کنید؟ !! جل الخالق به این همه هوش و نبوغ سیاسی و استراتژیکی.

۴ – جمله زیر را توجه کنید. آقای ابرشمچی میگوید: «. . . وقتی ما مجاهدین می‌گوییم اسلام انقلابی یا وقتی می‌گوییم آلترناتیو فرهنگی، خب مردم ما الآن این را در صحنه ایران به خوبی می‌دانند، ولی این را باید در صحنه بین‌المللی هم ارائه کنیم تا در گام بعدی به ‌تدریج این مقاومت مورد حمایت قرار گیرد و به ‌رسمیت شناخته شود . . .».

بعد از گذشت چندین دهه از حیات سازمان، از نظر آقای ابرشمچی مشکل این است که تا بحال کسی مجاهدین را نشناخته است. پس نیاز است بیشتر به مردم ایران و جهان معرفی شود؟ و در این میان از آلترناتیو فرهنگی سخن می گوید؟ باید از ایشان پرسید کدام آلترناتیو فرهنگی؟ سازمانی که حیاتش را به جنگ و خشونت و خونریزی سپری کرده و با بدترین دیکتاتورهای منطقه یعنی صدام حسین همکاری کرده و حال در زیر قبای شاه سعودی خزیده و هرگز از عملکرد خود نیز ابراز پشیمانی نکرده و دهها ترور و آدم کشی، سوزاندن اعضای خود، زندان و شکنجه در سازمان را در پرونده خود دارد آیا جایی برای سخن گفتن از آلترناتیو فرهنگی وجود دارد؟

ضمن اینکه باید از ایشان پرسید مگر شما کم لابی گری کردید؟ مگر کم پولها برای بدست آوردن حمایت سیاسی در عرضه بین المللی هزینه کردید؟ آیا می خواهید بیشتر از اینها شناخته شوید؟

۵ – شارلاتانیسم مجاهدین پایانی ندارد. مهدی ابریشمچی می گوید: «. . . اجباراتی که همین خلق و همین مقاومت به خامنه‌ای تحمیل کرده بود، او را مجبور کرد که برود به سراغ رئیسی. چون هیچ جواب دیگری وجود نداشت . . . آنچه که اتفاق افتاد این بود که خامنه‌ای در گامی که می‌خواست بردارد، شکست خورد . . . بنابراین ما داریم به سمت ویلپنت می‌رویم. . . ».

ابریشمچی اصلا از این نمی گوید که مردم به هیاهوی تحریمی مجاهدین هیچ توجهی نکردند و علیرغم تبلیغات گسترده تحریم انتخابات، پای صندوق های رای رفتند. ابریشمچی تلاش می کند با سفسطه از کنار موضوع انتخابات بگذرد و «شکست خامنه ای» را مطرح کند. فرض کنیم همین حرف ایشان درست باشد. یعنی خامنه ای می خواست آقای رئیسی را رئیس جمهور کند ولی مردم و به زبان شما خلق این شکست را بر خامنه ای تحمیل کردند. ولی نگفتید همین خلق با شما چه کردند و با حضور گسترده رای خود را به آقای روحانی دادند. شما نگفتید از نظر مردم و خلق چه جایگاهی در این انتخابات داشتید؟

باید گفت شرایط فعلی سردرگمی مجاهدین، ناشی از وضعیت خراب گذشته است که لاجرم آنها را گرفتار سندروم «… و اما پاکستان» و یا بعبارتی سندروم « . . و اما ویلپنت پاریس» کرده است.

۶ – مهدی ابریشمچی میگوید: «. . . وقتی که ما صحبت از شقه در نظام می‌کنیم، معنی‌اش یک شکست استراتژیک است. یک شکست جدی که با بود و نبود رژیم رابطه دارد . . . ».

باید گفت رهبران مجاهدین برای شانه خالی کردن از پاسخگویی به انبوه سوالات اعضا و هوادران سازمان در قبال تحولات سیاسی در ایران از یک سو و سرپوش گذاشتن بر شکست های خطی – استراتژیک سازمان از سوی دیگر به عناوینِ همچون ؛  یک سره، دو سره کردن و سه سره شدن حاکمیت و یا “جنگ گرگ ها” ، “جنگ قدرت” و تضاد جناح ها و اکنون شقه در راس نظام متوسل شده و آنها را دستمایه تحلیل ها و پیش بینی های سراب گونه خود قرار میدهد.

اهمیت این دستاویزها و توجیه فضای باز سیاسی بوجود آمده در ایران برای رجوی آنقدر جدی بوده و هست که هر از چندی با تاکید روی این مبنا و یادآوری، تشکیلات را همچنان در مواجه با پرسش های کلیدی مجاب و به سکوت وادار میکند.

اگر بخواهیم خاستگاه تحلیل های سیاسی او را دریابیم باید روی مولفه فریبکاری سیاسی با هدف فرار از پاسخگویی وی انگشت گذاشته شود که در نوع خود بی نظیر است.

در آخر هم ابریشمچی در مقابل این سوال ساختگی که: عده بسیار زیادی از هموطنانمان، بینندگان سیمای آزادی از داخل کشور هستند که به‌دلیل خفقان و اختناقی که وجود دارد، نمی‌توانند در این گردهمایی شرکت کنند. . . چه نقش و وظیفه‌یی متوجه آنها می‌تواند باشد؟ در نهایت عجز و درماندگی میگوید: « . . . هموطنانی که در داخل ایران هستند، به خوبی می‌توانند هم‌میهنان در خارج کشور را تشویق به حضور در گردهمایی کنند. اگر کسی را می‌شناسند، او را تشویق کنند به این‌که بیاید و در این گردهمایی شرکت کند . . . ».

بنابراین باید گفت وضعیت فعلی و التماس برای حضور حتی یک ایرانی در این گروهمایی ضمن اینکه حاصل چندین دهه خیانت و وطن فروشی و جنایت در حق مردم و اعضای سازمان است ضمنا تلاشی است برای پر کردن خلاء شکست خط «تحریم انتخابات»  که با حضور ۴۲ میلیونی مردم ایران محقق شد.

(پایان)

***

نگاهی به گزارش عملیات جاری مهدی ابریشمچی؛ بی‌مسئولیتی، خیانت و جنایت

مهدی ابریشمچی مزدور مریم قجر عضدانلو و مسعود رجوی مهدی ابریشمچی را بیشتر بشناسیم!

مسعود رجوی، مهدی ابریشمچی، ژنرال حبوش و کشتار اکراد عراقی

مزدور مهدی ابریشمچی وطن فروشی که در زندانهای صدام و رجوی شکنجه گر بودرمز گشایی از نماد «مهدی ابریشمچی»

گزارش سحر، ۲۰۰۹: پادگان مریم رجوی (فرانسه) از بیرون و از درون 

قرارگاه اروپایی سازمان مجاهدین خلق در نزدیکی شهرک حومه ای اورسورواز Auvers-sur-Oise در استان سرژی پونتواز Cergy-Pontoise در کشور فرانسه از زمان پیدایش خود با تأیید دولت وقت فرانسه نقش مقر سرفرماندهی جنگ مسلحانه این سازمان را به اشکال مختلف ایفا کرده است.

تعدادی از زنان نجات یافته از فرقه رجوی مجاهدین خلقنامه سرگشاده به خانم ها سوزانا کلاین و کارولاین هاوارت، خیریه “زنان در جهان”

مریم رجوی روز زن مجاهدین خلقروز جعلی زن در ویترین مردانه مریم رجوی (از جعل تاریخ تا توهین به زنان ایرانی)

زهرا سادات میرباقریبمناسبت ۸ مارس (روز جهانی زن) و خشونت طلبی های مریم رجوی

Ashamed of your Leader? Silencing the victims of Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult, PMOI, NCRI …) to promote Maryam Rajavi – March 2013

افشای دروغ بزرگ باندرجوی در باره لایحه دفاعی کنگره آمریکا

پارلمان بریتانیا علیه تروریسم مجاهدین خلق فرقه رجویتابلوی ورود ممنوع پارلمان انگلیس مقابل منافقین

لرد کارلایل سر لابی جدید مجاهدین خلق در پارلمان انگلستانبریتانیا مجددا تقاضای لرد لابی گر برای ویزای رجوی را رد کرد.
چرا مریم قجررجوی دروغگو ی شیاد و متخصص برگزاری کنفرانس های تقلبی را به انگلیس وامریکا راه نمی دهند؟

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27176 

۳۰ مهر ۱۳۷۲ و داستان ریاست جمهوری مریم رجوی، سرپوشی برای ماهیت خشونت طلبی مجاهدین

Radicalised Mojahedin Khalq from Iraq to Albania

سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و پنجم اکتبر ۲۰۱۵:… سازمان مجاهدین طی سالهای گذشته تلاش کرد با به اتمام رسیدن عمر سیاسی مسعود رجوی با هیاهو و جنجال های تبلیغاتی از مریم رجوی (قجر عضدانلو) با پست بی محتوای ریاست جمهوری اش که با تکرار طرح‌های کهنه دگماتیستی در قالب «شورای ملی مقاومت» و شعارهای بشدت ایدئولوژیک و سازمانی که باعث به حاشیه … 

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیMassoud and Anne Khodabandeh: Albanian citizens fearful of radicalised Mojahedin Khalq neighbours deserve more information

لینک به منبع

۳۰ مهر ۱۳۷۲ و داستان ریاست جمهوری مریم رجوی،

سرپوشی برای ماهیت خشونت طلبی مجاهدین

سیدحجت سیداسماعیلی

عضو پیشین شورای مرکزی مجاهدین

در ششم شهریور سال ۱۳۷۲ در اجلاس باصطلاح شورای ملی مقاومت که در عراق تشکیل شد ، مریم رجوی یا بعبارت دقیق تر مریم قجر عضدانلو به سمت آنچه که مجاهدین از آن تحت عنوان «رئیس جمهور آینده ایران» نام می بردند انتخاب و در ۳۰ مهر همان سال توسط مسعود رجوی اعلام بیرونی گردید.

طراح این سناریو شخص مسعود رجوی بود. او از ماهها قبل در تدارک پیشبرد چنین طرحی بود.

باید گفت مریم قجر در یک انتخاب آزاد به این پست نرسیده بود. چرا که اکثریت اعضای شورای باصطلاح ملی مقاومت از نفرات خود سازمان بودند و سازمان قبل از برگزاری اجلاس شورا که تنها یک نماینده و یک عضو در شورا داشت تعداد زیادی از اعضای قدیمی سازمان را تحت عنوان «گسترش شورا » وارد این شورا کرده بود. بقیه چند نفر اعضای غیر سازمانی هم که در شورا عضویت داشتند بدلیل وابستگی های مالی به سازمان هرگز نقشی در تحولات این شورا نداشتند و تنها کارکرد آنها اعلام موافقت با خواسته های سازمان بود.

البته تنها مخالفت جدی با این انتخاب از سوی آقا و خانم متین دفتری بود که پس از این واقعه و با پی بردن به ماهیت ارتجاعی مجاهدین و خودکامگی شخص رجوی از شورای دست ساز وی خارج شدند.

ضمن اینکه آقای هزارخانی هم گفته بود که این انتخاب (بدلیل شکلی بودن آن) میتواند یک خودکشی سیاسی باشد.

البته باید گفت خود مریم قجر هم زیاد از این سناریو چیزی سر در نمی آورد و صرفا بعنوان یک ابزار و یک نماد برای بزک کردن ماهیت خشونت طلبی سازمان بکار گرفته می شد. بعبارتی «رئیس جمهور مقاومت» یک پست تحمیلی و بی محتوا بیش نبود.

همچنانکه وی در اجلاس شورا در پاسخ مسعود رجوی مبنی بر اینکه «. . . ‌در مورد ابلاغ الزام‌آور مصّوبه ما (شورا) جوابتان چیست؟» گفته بود: «. . . چیز بیشتری نمی‌توانم بفهمم، . . . بگذارید باز هم تقاضا کنم مرا از این مسئولیت معاف کنید و چنین ابلاغ الزام‌آوری صادر نکنید».

پر واضح است که این نوع انتخاب نیز خارج از عرف و قوانین شناخته شده بین المللی و دموکراسی های تعریف شده در اکثر کشورهای جهان بود. چرا که نه مدت زمان مشخصی برای ریاست جمهوری وی تعیین شده بود و نه مردم ایران وی را انتخاب کرده بودند. حال سوال اینجاست ؟ کسانی که وی را به این ریاست انتخاب کردند آیا گزینه های دیگری نیز در اختیار داشتند؟ آیا وی در یک رقابت آزاد چند گزینه ای به این پست رسیده بود ؟ ضمن اینکه باید پرسید کسانی که آنروز وی را به این پست در شورای ساختگی مجاهدین انتخاب کردند حال کجایند ؟

بنابراین میتوان نتیجه گرفت که این کار مجاهدین تنها در کادر حکومت‌های دیکتاتوری و گروه های فرقه ای که همه رهبران آن مادام العمر هستند قابل تبیین و تفسیر است.

مسعود رجوی با انتخاب مریم قجر به پست ریاست جمهوری دو هدف را دنبال میکرد. او هم در پهنه تشکیلات نیاز به اینکار داشت و هم در پهنه سیاست، بویژه در صحنه بین المللی نیاز داشت که فعالیت جدیدی را آغاز و ضمن سرپوش گذاشتن بر شکست های استراژیک نظامی خود در خاک عراق، ماهیت فرقه ای و خشونت طلبی مجاهدین، بویژه همکاری با صدام حسین در سرکوب قیام اکراد شمال عراق در انتفاضه سال ۱۹۹۱ ، حمایت غرب، بویژه آمریکا را از این گروه بدست آورد.

در پهنه تشکیلات نیز موضوع ریاست جمهوری مریم قجر بعنوان یکی از بندهای انقلاب ایدئولوژیک مطرح گردید که تک تک اعضای مجاهدین مجبور بودند بمانند بندهای قبلی از آن عبور کنند تا به گفته رهبران مجاهدین بتوانند در دوران جدید بار و مسئولیت بیشتری را به دوش بکشند. ضمن اینکه این انتخاب کارکردهای دیگری هم داشت. هم وسیله سرکوب اعضای مخالف بود و هم بهانه ای بود تا هر سال با بزرگداشت هفته ۳۰ مهر و برگزاری جشن ها و راه اندازی مسابقات ورزشی و . . . نیروها را تا مدتی مشغول و روحیه آنها را بالا ببرند.

در پهنه سیاسی اما ، بدلیل اینکه سازمان در باتلاق عراق گیر کرده بود نیاز زیادی به حمایت های بین المللی به ویژه اروپا و آمریکا داشت تا بتواند در تعادل قوا دست پر در مقابل ایران داشته و خود را در صحنه بین المللی به عنوان تنها آلترناتیو که می بایستی روی او حساب باز کنند مطرح کند .
از سوی دیگر سازمان اعتقاد داشت حضور مریم در پاریس می‌تواند فضای پاسیو ایرانیان خارج کشور را از بین برده و پیروزیهای سیاسی زیادی را برای سازمان به ارمغان آورد ضمن اینکه تا حدودی خلاء نداشتن پایگاه اجتماعی در داخل کشور را نیز پر کند.

بنابراین در شهریور سال ۱۳۷۲ مریم رجوی برای بدست آوردن حمایت غرب به فرانسه رفت .

مریم رجوی (قجر عضدانلو) علیرغم انبوه فعالیت های سیاسی در فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی پیروزی چندانی به دست نیاورد .

وی در سال ۱۳۷۵ پس از شکست در جلب حمایت غرب، دست از پا درازتر در حالیکه تنها یک لقب پرطمطراق و تحمیلی «رئیس جمهور برگزیده مقاومت برای دوران انتقال» را با خود یدک می کشید به عراق باز گشت.

مریم رجوی (قجر عضدانلو) با این لقب در تحولات و سرفصل های مهم بعدی سازمان نیز هرگز مسئله ای حل نکرد و تاثیر گذار نبود.

در اکتبر سال ۱۹۹۷ (۱۳۷۶) وزارت خارجه آمریکا براساس قانون ضدتروریسم مصوبه همان سال، مجدداً سازمان مجاهدین را یک گروه تروریستی اعلام کرد.

آمریکا در اواخر اسفند سال ۱۳۸۱ به عراق حمله و در فروردین ۸۲ صدام حسین را ساقط کرد. بدین ترتیب مجاهدین بیش از پیش در منجلابی که خود آنرا بوجود آورده بودند گرفتار آمدند. در این مقطع بحرانی نیز دستاورد «رئیس جمهور مریم رجوی» تنها مزدوری و جاسوسی بیشتر به نفع ارتش آمریکا در خاک عراق بود.

در سال ۱۳۹۱ دولت عراق تصمیم گرفت با همکاری سازمان ملل، مجاهدین را از خاک عراق اخراج کند. «رئیس جمهور مریم رجوی» علیرغم انواع فریب کاری و بهانه تراشی ها در مقابل این تصمیم نیز نتوانست کاری از پیش ببرد . بنحوی که تا پایان شهریور ۹۲ قرارگاه اشرف تخلیه و کلیه ساکنان آن به لیبرتی انتقال داده شدند و نهایتا در شهریور ۹۵ پروسه اخراج آنها به کشور آلبانی تکمیل گردید.

نشست سالانه سازمان مجاهدین، در شهر «بورژه» در حومه پاریس،نیز بیش از هر چیز دیگر متاثر از حضور و سخنان شاهزاده ترکی الفیصل، رئیس پیشین سازمان اطلاعات و امنیت عربستان سعودی (استخبارات) قرار گرفت و نه «رئیس جمهور خود ساخته مجاهدین ».

بنابراین توجه عربستان سعودی و ترکی الفیصل به مجاهدین نه بخاطر جایگاه و نقش مریم قجر بعنوان رئیس جمهور ، بلکه یکی از نتایج کشمکشها و صف آرایی عربستان سعودی در مقابل جمهوری اسلامی در منطقه بود.

اکنون که ۲۳ سال از عمر «ریاست جمهوری مریم رجوی» ؟ !! می گذرد. باید گفت وی قدیمی ترین رئیس جمهور متوهم خود خوانده جهان است که باید این رکورد در کتاب گینس ثبت گردد.

بدین ترتیب باید گفت: سازمان مجاهدین طی سالهای گذشته تلاش کرد با به اتمام رسیدن عمر سیاسی مسعود رجوی با هیاهو و جنجال های تبلیغاتی از مریم رجوی (قجر عضدانلو) با پست بی محتوای ریاست جمهوری اش که با تکرار طرح‌های کهنه دگماتیستی در قالب «شورای ملی مقاومت» و شعارهای بشدت ایدئولوژیک و سازمانی که باعث به حاشیه رانده شدنشان گردیده بود؛ یک گروه فرقه ای و تروریستی را بعنوان یک تشکیلات دموکراتیک و مردمی جازده و موفقیت‌هایی را بدست بیاورد. ولی پنجره ای که هرگز به جایی باز نشد و آنچه که در عمل اتفاق افتاد برملا شدن هرچه بیشتر چهره کریه و ضد مردمی و عقب مانده مجاهدین؛ همسویی علنی با داعش، اخراج کامل این گروه از خاک عراق و نهایتا پرده برداری از گرایش به ایدئولوژی وهابیت عربستان بعنوان سیاست اتخاذ شده مقطع کنونی مجاهدین در نشست ۱۹ تیر ۹۵ در بورژه پاریس بود.

*** 

همچنین:

  • سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، چهارم ژوئن ۲۰۱۷:… بعد از گذشت چندین دهه از حیات سازمان، از نظر آقای ابرشمچی مشکل این است که تا بحال کسی مجاهدین را نشناخته است. پس نیاز است بیشتر به مردم ایران و جهان معرفی شود؟ و در این میان از آلترناتیو فرهنگی سخن می گوید؟ باید از ایشان پرسید کدام آلترنا

    حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و یکم می ۲۰۱۷:… مجاهدین که با شعار تحریم انتخابات به میدان آمده بودند و تمام توان تبلیغاتی خود را صرف پیشبرد آن  کرده بودند خیلی از واقعیت ها را در مورد مجاهدین و رهبران آن برملا کرد، از جمله: ۱٫ انتخابات ریاست جمهوری بنوعی زورآزمایی مجاهدین با نظام هم محسوب م

     سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، اول مارس ۲۰۱۷:…  حال اگر فارغ از هر تعصبی و از دید یک ناظر بی طرف و البته منصف اگر بخواهیم وضعیت زنان در جمهوری اسلامی ایران و تشکیلات فرقه ای مجاهدین را مقایسه کنیم آیا غیر این است که بگوییم زنان در ایران هزار بار بهتر از زنان در بند مجاهدین زندگی می کنند؟ بدین ترتیب باید گفت منا

     Radicalised Mojahedin Khalq from Iraq to Albaniaسید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و پنجم اکتبر ۲۰۱۵:… سازمان مجاهدین طی سالهای گذشته تلاش کرد با به اتمام رسیدن عمر سیاسی مسعود رجوی با هیاهو و جنجال های تبلیغاتی از مریم رجوی (قجر عضدانلو) با پست بی محتوای ریاست جمهوری اش که با تکرار طرح‌های کهنه دگماتیستی در قالب «شورای ملی مقاومت» و شعارهای بشدت

     سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و نهم آوریل ۲۰۱۶:… بنظر میرسد منفوریت شدید مجاهدین در میان مردم بویژه نسل جدید در ایران بواسطه افشاگریهای انجام شده از یک سو و عدم حضور طولانی مدت رهبر این گروه در انظار عمومی بواسطه ترس از دستگیری از سوی دیگر، مجموعا باعث شده است تا رهبران این گروه به این نوع از تبل

    Abbass Davari Mojahedin Khalq Rajavi cultسید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، سیزدهم آوریل ۲۰۱۶:… با تکیه بر انبوه تجربه در سالیان گذشته و شناخت کافی از مجاهدین، باید گفت: تبلیغات مجاهدین از آنجائی‌که صرفا برای مصرف داخل تشکیلات است و مردم ایران هیچ نقشی در آن ندارند، همیشه از خود مجاهدین شروع و به خو

     سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، نهم آوریل ۲۰۱۶:…  نتیجه اینکه : ۱ – تغییر فاز از موضوع فعالیتهای هسته‌ای به بحث حقوق بشر در ایران از فردای توافق وین توسط مجاهدین را می‌توان تنها بهانه برای ادامه فعالیت تبلیغاتی این گروه در مقابل بر باد رفتن آرزوی ده ساله‌ی در گرفتن

     ایران افشاگر سایت مجاهدین خلق فرقه رجویسیدحجت سیداسماعیلی، ایران اینترلینک، ششم آوریل ۲۰۱۶:…  هر چند استفاده  از افراد لمپنی مثل آقای محمد اقبال  توسط رهبران مجاهدین بر علیه  منتقدین خود،  ناشی از پیسی و درماندگی  این گروه است. ولی فرهنگ بکار گرفته شده توسط این شخص درخور توجه و البته مایه تاسف و ابراز شگفتی

    Maryam Rajavi clown1سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و ششم مارس ۲۰۱۶:…  به همین دلیل و برای کاستن از آبرو ریزی بیشتر ، یک سین دیگر تحت عنوان «س= سرفرازی» به سفره هفت سینش اضاف کرد تا ضمن کمرنگ کردن شعار سرنگونی، خود را نیز از زیر بار قول سرنگونی به اعضا و هواداران این سازمان خلاص کند. البته نا گفته

     Maryam Rajavi fake 1سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، یازدهم مارس ۲۰۱۶:… ولی آنچه قابل تامل است تناقض آشکار در رفتارهای دیوانه‌وار این گروه است. مجاهدین به خوبی می‌دانند که برگزاری مراسم‌های ملی و آئینی و باستانی هیچ نقطه تلاقی با مشروعیت نظام حاکم ندارد. ولی بدلیل نیازِ مبرمِ درون گروهی، رهبران

    Mojahedin_Khalq_Iran_March20163سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، سوم مارس ۲۰۱۶:…  «سرنگونی»، سال هاست که به یک شعار بی مصرف و بی محتوا که توسط رهبران نادان این گروه سر داده میشود تبدیل شده است و چیزی که از آن باقی مانده تنها یک نوشته بر روی یک تکه کاغذ است که هر سال بر سفره هفت سین مجاهدین تحمیل میشود. ت

    Mojahedin Khalq Election 20161سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و هفتم فوریه ۲۰۱۶:… اکنون این سوال پیش می‌آید اگر واقعاً این‌طور بود و رهبران مجاهدین چنین پیش‌بینی را در خصوص انتخابات می‌کردند و چنین اخباری بدست آنان می‌رسید، چرا با صدور اطلاعیه‌ای آنرا رسماً تحریم نکردند تا نتایج بهتری از این ه

    سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، پانزدهم فوریه ۲۰۱۶:…  حال در ورای همه این بازی های کودکانه و عوام فریبانه این سوال پیش می آید که چرا رهبر کوتوله و خود خوانده مجاهدین در آستانه انتخابات ایران اطلاعیه ای رسمی صادر نکرده و شخصا آنرا تحریم نمی کند و به جوانان خط نمی‌دهد که ش

    سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، هشتم فوریه ۲۰۱۶:…  بدین ترتیب رجوی سعی کرد با پاک کردن صورت مسئله بر اشتباهات تاریخی اش سرپوش بگذارد.البته کار بدین جا ختم نشده، تازه به دوران رسیده‌هایی هستند که می خواهند بعنوان چوب زیر بغل رجوی عمل کنند و خطاهای دهه‌های گذشته …

    سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و یکم ژانویه ۲۰۱۶:… اجرای برجام بایان عمر سیاسی مجاهدین نیز هست چرا که جایگزین کردن یک حرکت تاکتیکی مثل موضوع حقوق بشر با موضوع هسته ای – که سرمایه گذاری عظیم چندین ساله استراتژیکی سازمان برای شروع جنگی دیگر در منطقه بوده – یک فریب سیاسی بیش نیست و صرفا مص

    سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، نهم دسامبر ۲۰۱۵:…  و بالاخره روز ۱۶ آذر هم رسید و کسی به فریب کاریهای مجاهدین گوش فرا نداد و هیچ اتفاق خاصی هم که مجاهدین وعده آنرا می دادند نیفتاد و یک بار دیگر رهبری مجاهدین بور شد. وضعیت مجاهدین به مثابه آن کبکی است که سرش را زیر برف کرده و فکر میکند ک

    سید حجت سید اسماعیلی، ایران اینترلینک، هجدهم اکتبر ۲۰۱۵:…  اگر آنچه را که مجاهدین در این اطلاعیه مدعی اند، رژیم بر سر خانواده مثنی آورده است باید دید خود مجاهدین چه بلایی بر سر تنها عضو حاضر از این خانواده در تشکیلات مجاهدین آورده اند.  البته ممکن است خانواده این فرد هنوز ندا

    سید حجت سید اسماعیلی (بهرام)، سیزدهم سپتامبر ۲۰۱۵:… انگار این آقایان از همکاری های اطلاعاتی، جاسوسی و مزدوری مجاهدین برای صدام حسین و دیگر کشورها بی خبر بوده و هیچ حرفی برای گفتن ندارند.  امیدوارم خدای ناکرده اروپا نشینی ، پز مبارزه با رژیم دادن و با ذره بین دنبال فاکت ها و دلایل عبور از مرزبندی

    2014-09-16-USIran.jpgسید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، هجدهم اوت ۲۰۱۵:…  آنچه در خصوص کمپین حمایت از صلح برای ایران و سکوت رسانه‌ای معنی‌دار مجاهدین قابل ذکر است اینکه ؛ مبتکران این کمپ

    مسعود رجوی و فروغ جاویدان سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و نهم ژوئیه ۲۰۱۵:… رجوی به شدت از توافق وین سرخورده شده است و به برخورد دوگانه غرب در خصوص وضعیت عراق و ایران اشاره می‌کند و این‌که چرا آمریکا بر سر تسلحیات عراق به این