خاطرات غلامعلی میرزایی از مجاهدین خلق، فرقه رجوی ـ قسمت اول و دوم

خاطرات غلامعلی میرزایی از مجاهدین خلق، فرقه رجوی ـ قسمت اول و دوم

غلامعلی میرزایی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، بیست و ششم دسامبر 2018:… وکیل تسخیری هم علیه من حرف زد، من هم در دفاعیات خودم همان نکته ای را که در شیراز گفته بودم گفتم ، ولی اهمیت ندادند . دادگاه بیش از ده دقیقه طول نکشید و پایان جلسه دادگاه اعلام شد و باید منتظر رای دادگاه می شدم. نیم ساعت بعد رای اعلام شد و برای من شش ماه زندان حکم کردند … 

albania_ُMaryam_Rajaiv_Attack_Survivors_Of_MEK_MKO_Mojahedin_Khalq_Terror_Cultمریم رجوی بعد از سی سال عضویت آقایان میرزایی و میش مست در سازمان مجاهدین کشف کرد که آنها جاسوس و مزدور هستند

لینک به منبع

برای آنهایی که هنوز مجاهدین خلق را نمی شناسند، خاطرات غلامعلی میرزایی ـ قسمت اول و دوم

غلامعلی میرزایی، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 24.12.2018

غلامعلی میرزاییمن غلامعلی میرزایی متولد 1337 از خرم آباد لرستان . برای اینکه دوران دبستان ودبیرستان را  بتوانم به پایان برسانم مجبور بودم کارهای دیگر از قبیل کارگری یا در مغازه شیرینی فروشی انجام بدم تا بتوانم کمک هزینه ای برای خانواده ام داشته باشم.  از آنجایی که سوم دبیرستان نظام قدیم را گرفتم دیگر نمی توانستم ادامه تحصیل داده چون هم کار و هم ادامه درس مشکل بود. از آنجایی که علاقه زیادی داشتم به کشورم خدمت کنم درسال 1353 وارد ارتش شدم .

آموزشگاه نوجوانان اولین بار بود که در ایران تاسیس شده بود ولی جز نیروی زمینی بود که تحت کمیته مشترک آمریکا وانگلیس آموزش داده می شد.نا گفته نماند که روز اول به ما گفتند که دوره شما دوسال ونیم است ولی با درجه ای جدید همانند افسران. چون در این دوران ما بایستی هم درس نظامی می خواندیم و هم دروس رسمی آمزوش و پرورش.

در این دوسال اول  در پادگانی  در تهران پارس بودم ،به لحاظ شرایط سخت بود البته آموزشهای شبانه روزی ، امکانات خوب بود ولی آموزشها فشرده بودند و بایستی ترمهای مختلف را می گذراندیم .بعداز دوسال با مدرک تحصیلی دوم نظری علوم تجربی و امتحان نظامی برای گذراندن ادامه دوره نظامی و دوره تکاوری به  در پادگان مرکز پیاذه شیراز منتقل شدم.

البته در تهران آموزش های اسکی ، کوه نوردی و غیره را دیده بودم برای دوره تکمیلی به شیراز اعزام شدم . در شیرازهم دوره تکمیلی پیاده همراه با دوره تکاوری که شبانه روزی بود .بعد از گذشت شش ماه یک مانور مشترک با هوابرد گذاشته شد در همین موقع بود که خبر رسید که آن درجه ای که قرار بوده به شما بدهند منتفی شده الان گروهبان دومی را به شما ابلاغ می کنیم بعد تصمیم گرفته می شود که چه درجه ای بدهند .با شنیدن این موضوع تمام آنچه را که در ذهن داشتم، هدر رفته دیدم . دیدم  که آن وعده ها همه فریب بوده وگرنه مانند سایر قسمت های نیروی زمینی نفر بعد از یک سال همین درجه را میگرفت وشرایط سخت هم نداشت .از اینجا بود که تصمیم گرفتیم با دوستانم دست به یک اقدام اعتراضی بزنیم ،بدون اینکه کسی چیزی بگوید.

مقطعی در شرایط مانور بودیم، در یک مرخصی چند ساعته برای آماده کردن الزامات مانور به شهر آمدیم وهر کس رفت شهر خودش .من بعد از 23 روز برگشتم .رکن دو ارتش، همان اطلاعات ارتش مرا احضار کرد و سوال و جواب شروع شد. کجا بودی؟ چرا رفتی؟ این اغتشاش در ارتش محسوب میشود و … گفتم تنها رفتم پدرم را ببینم ، او مریض بوده شش ماه بوده مرخصی نرفتم .با همه تفاصیل گفت که دست ما نیست درجه شما را می گیرم و حقوقتان از همین الان قطع می شود تا شما را بعد از پایان دوره تحویل دادگاه ارتش تهران بدهیم.

غلامعلی میرزایی مجاهدین خلق آلبانیاز آنجایی که من و دوستانم تمام آموزشهای رزمی و غیره را دیده بودیم به عنوان مربی انتخاب در گردان دانشجویان وظیفه بایستی می رفتیم ولی قبل از آن بایستی یک ماه دوره مربی شدن و طرح درس نوشتن را آموزش می دیدیم. بعد از پایان این دوره به گردان مربوطه رفتیم در همان سال یعنی 1356 در اول مهر ماه من را به دادگاه ارتش  در عباس آباد احضار کردند .اول باز پرسی و پس از آن تعیین وکیل تسخیری اعلام شد. سپس تاریخ دادگاه اول با ضمانت که از تهران خارج نشوم .

بعد از دو هفته دادگاه اول شروع شد و در جایگاه متهم فرار گرفتم. تعداد زیادی سرهنگ و سرتیپ نشسته بودند دادستان وارد شد. سپس ریس دادگاه که سر لشگر خواجه نوری بود وارد و زنگ دادگاه زده شد . دیدم بقیه همه بلند شدند ، من هم از جایم بلند شدم . ولی یک دفعه احساس کردم که خدایا مگر چه جرمی مرتکب شده ام ؟ این جلسه دادگاه با این همه نفرات و اعلام جرم و اینکه از خودم دفاع کنم و … برای چی ؟ وکیل تسخیری هم علیه من حرف زد، من هم در دفاعیات خودم همان نکته ای را که در شیراز گفته بودم گفتم ، ولی اهمیت ندادند .دادگاه بیش از ده دقیقه طول نکشید و پایان جلسه دادگاه اعلام شد و باید منتظر رای دادگاه می شدم. نیم ساعت بعد رای اعلام شد و برای من شش ماه زندان حکم کردند ولی حکم قطعی نبود و باید منتظر دادگاه تجدید نظر می شدم .

بعد از دو هفته به دادگاه احضار شدم . ولی دادگاه تجدید نظر به شکل دادگاه قبلی نبود و  فقط در اتاق خود رئیس دادگاه سر لشگر خواجه نوری بدون حضور وکیل تسخیری یک سوال کرد آیا دفاع دیگری نداری ؟ که درجواب گفتم خیر ،گفت همان شش ماه حکم تایید شده و  بعد میری زندان،تا یک الی دوهفته دیگر .

دو هفته بعد تقریبا آذر ماه 1356 بود که آمدند دنبالم با خودرو دژبان مرکز و به زندان جمشیدیه منتقل شدم . وقتی وارد آنجا شدم قبل از هرچیز یک پلاکادر با شماره برای عکس گرفتن و سپس تراشیدن سر و ریل دوباره عکس گرفتن در جهات مختلف درست مانند اینکه جرم بزرگی مرتکب شدیم وسپس یک لیوان و قاشق با یک بشقاب به من دادند و راهی بند شدم.

البته بندهای زندان پر بود و بایستی مدتی کف خوابی در کف بند را تجربه می کردم. نا گفته نماند که هنگام ورود به زندان تمام موجودی را می گرفتند و در حساب می گذاشتند هفته ای پنجاه تومان برای پول سیگار و… می دادند .البته برای تازه واردها تا مدتی ماست یا لبنیات نبود . ولی در همان زندان با لباس زندانی و دمپایی صبحگاه و شامگاه اجباری بود .ولی هر چند روز به هر بهانه ای تمام وسایل را بهم می ریختنذ و درب بندها را می بستند و هوا خوری در کار نبود ..محیط هواخوری هم برای 1100نفر به اندازه یک زمین فوتبال بود که حتی نمی شد بطور مستقیم راه رفت.بعد از مدتی از کف خوابی به بند رفتم ولی موارد بهداشت توی زندان زیر صفر بود. در زمستان آب سرد که عوارض خودش را داشت. بیماری های دیگر هم شایع بود ، حشرات هم در همه جا جولان می دادند.

ادامه دارد

*** 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/جامعه-بی-طبقه-توحیدی-رجوی/

پرده ای از جامعه بی طبقه توحیدی رجوی

غلامعلی میرزایی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، بیستم نوامبر ۲۰۱۸:… فرزند من که بعد از سی وهفت سال برای دیدن من بیاید مزدور است اما فرزند رجوی واحمد واقف ودیگران بایستی با اسامی مستعار که توسط این فرقه برای آنها تهیه شده است در بهترین دانشگاهها باشند. ماهانه پول خون ودست رنج تک تک ما راباید به آنها بدهند تا ساکت باشند … 

مصطفی رجوی فرزند مسعود رجویامامزاده ای که امام نشد

لینک به منبع

پرده ای از جامعه بی طبقه توحیدی رجوی

غلامعلی میرزایی ، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی

با نگاهی به عکس زیر میتوان متوجه شد که از چه میخواهم بگویم .

مصطفی رجوی، آرمان ربیعی، جداشده از مجاهدین خلق فرقه رجوی در نروژ

بله درست است منظور پسر آقای رجوی است که شخص خانم رجوی وی را جانشین برحق و درست پدرش مینامید.

برای آشنایی خوانندگان محترم اجازه بدهید خلاصه ای از زندگی خود را برایتان شرح بدهم وبعد خودتان میتوانید به قضاوت بنشینید.

اوایل جنگ ایران وعراق بود که اسیر شدم وبرای مدت نزدیک به نه سال را در ارودگاههای عراق در بند بودم شرایطی پیش آمد که تصمیم به پیوستن به فرقه رجوی گرفتم و نزدیک به سی سال از عمر خود را در این فرقه گذراندم.

در طی این مدت هیچگاه اجازه تماس و یا حتی فکر کردن به خانواده خود را نداشتم تا اینکه در جریان حملات تروریستی که در تهران و سایر شهرها داشتند مرا مجبور کردند که با خانواده خود تماس بگیرم اما از آنجا که آنها اطلاعی از وضعیت من نداشتند و من نیز از انها بی اطلاع بودم گفتم که هیچ شماره ای ندارم علت این امر را نیز جویا شدم که چرا باید با خانواده ام تماس بگیرم که گفته شد این تیم های عملیات (تروریستی ) که به ایران میروند نیاز به محلهای امن دارند که بتوانند به انجا رفته وسپس بعد از اقدام به شلیک خمپاره و یا کشتار مردم دوباره بتوانند به آنجا برگردند. وقتی متوجه شدند که من هیچ شماره تلفنی ندارم در ظرف کمتر از یکساعت شماره خانواده مرا گیر آورده و از من خواستند که با آنها تماس بگیرم که البته النهایه من از این کار به بهانه های مختلف طفره رفتم و آنها به مقصود خود نرسیدند.
تا این نقطه که گفتم خانواده دشمن شماره یک و مهم تر و اصلی تر از رژیم ایران بود و من حتی حق فکر کردن به آنها را نداشتم اما یکباره تبدیل شدند به محل امنی برای تیمهای تروریستی.
تا سالیان دوباره هیچ تماسی با خانواده خود نداشتم و حتی بایستی در نشستهای مغز شویی که توسط شخص رجوی و بعد هم فرماندهان آنها برگزار میشد بایستی از خودم انتقاد میکردم که چرا در رویا خانواده ام را دیده ام و یا حتی به مادر پیرم فکر کرده ام آخر انها ماموران وزارت اطلاعات هستند و این کار گناهی نابخشودنی است که به آنها فکر کنی و نه حتی تماس بگیری ولی برای اینکه تیمهای تروریستی بروند خانواده هستند و یک امکان برای تیمهای تروریستی.

 بعد از مدتی خانواده ها به مقابل اشرف آمدند ودر این مدت ما باید هر روز چیزی به عنوان غسل روزانه در مقابل شنیدن صدای خانواده ها و یا اسامی نفراتی که فریاد میزدند درچند نوبت بیاد خانواده های خود افتاده ایم وبرای اینکه این صدا به گوشمان نرسد بایستی تحت شدیدترین پارازیت ها و یا آهنگها و سرودهای عنقلابی!!! این سازمان ساعتها قرار میگرفتیم تا با ایجاد صدای بیش از حد مانع رسیدن صدای خانواده ها به ما شوند در طی این مدت نیز هیچگاه به من گفته نشد که فرزندم به مقابل اشرف آمده و یا از کسی نشنیدم.

البته بعد از جدا شدن و تماس با خانواده ام متوجه شدم که فرزندم زمانیکه به مقابل اشرف آمده تمامی هزینه برعهده خودش بوده است از پاسپورت تا غذایی که میخورد درحالیکه به ما گفته میشد که همه اینها را وزارت اطلاعات ایران به عراق آورده است وبه آنها نیز پول پرداخت شده است تا در جلوی اشرف فرزندان خودشان را که اسیر دست این فرقه بود صدا بزنند تا شاید صدای آنها این فرزندان را از خواب بیدار کند ومتوجه اشتباه خود شوند واز طرف دیگر روزهای چهار شنبه و بعدها شنبه را مخصوص آموزش فلاخن کردند و با درست کردن آن افراد را وادار میکردند تا از راه دور خانواده ها را با سنگ بزنند.

بعد از آمدن به البانی برای مدت کوتاهی چون در نزدیکی مرکز شهر ودر آپارتمان بودیم کمی فضای باز بوجود آمد وبرای اینکه افراد را مشغول کنند ماهانه به هر نفر چیزی حدود هشت دلار پول تو جیبی میدادند که با جمع کردن آنها توانستم یک گوشی دست دوم بخرم وبعد از کلی تلاش که چیزی از گوشی واینترنت سر در نمیاوردم توانستم با خانواده خودم تماس بگیرم وخوشبختانه خودشان این شماره را زمانیکه برای تیمهای تروریستی خودشان میخواستند خانه خانواده ام را محل استقرار آنها بکنند برایم پیدا کرده بودند را توانسته بودم نگه دارم وتوانستم توسط همان با خانواده خود تماس بگیرم و درجریان آنچه بر خانواده ام گذشته بود قرار بگیرم.

بعد ازمدتی شخص مریم رجوی با برگزاری نشستهایی مارا مجبورکرد که دوباره برعلیه خانواده های خود حرف بزنیم ولی اینبار که دیگر حقیقت را میدانستم زیر بار نرفتم وهنوز دنبال جداشدن نبودم وبر سر عقاید خودم بودم ولی متاسفانه شخص رجوی و بعد هم زهرا مریخی با گفتن اینکه الان اصلی ترین دشمن خانواده است و نه بورژوازی و نه ایران و اینکه الان در آلبانی با موشک مخملی عنوانی که به اینترنت وتماس با خانواده ها داده بودند مواجه هستیم فشار را زیاد کردند وقتی هم که به کمپ جدید که خارج شهر رفتیم این فشار چند برابر شد وازما خواسته شد تا همین گوشیهای مستهلک را نیز به آنها بدهیم که دیگر توان تحمل این موضوع را نداشتم وخواهان جدایی شدم ولی قبول نکردند ومرا تحت فشار های مختلف قرار دادند تا جاییکه ناچار به فرار شدم.

با معذرت از خوانندگان به خاطر طولانی شدن موضوع ولی برای روشن شدن مطلب لازم بود تا خلاصه ایی گفته شود.

این کاری بود که با ما که اعضای خودشان بودیم و به مدت سی سال خانواده وعمرمان را به آنها دادیم با ما کردند درحالیکه همیشه میگفتند ومیگویند که در این سازمان نه بالا وجود دارد و نه پایین ،تبعیضی در آن نیست و هر چه هست فدا وصداقت است و ما نیز به آن باور داشتیم تا اینکه عکس آن را دیدیم ومتوجه شدیم. حال اگر نگاهی به عکس پسر رجوی بیاندازید متوجه خواهید شد که با ما چه کرده اند وبا فرزندان خود که الان درکشورهای اروپایی هستند چه کردند ،مارا به کشوری آورده اند که هیچ موقعیت قانونی نداریم و هر روز نیز در خطر اذیت وآزار از طرف این فرقه هستیم ،فرزندانشان در بهترین دانشگاههای اروپا وبا بالاترین پول وهزینه ایی که از خون ما بدست آمده برای آنها زندگی مرفهی ایجاد کرده اند. آری معنی صداقت وفدا وجامعه بی طبقه توحیدی این است و این که هرکس که برای ادامه زندگی وتماس با خانواده اش از این فرقه سکت جدا شود ،بلافاصله هر چه انگ ومارک که لایق خودشان است به او میزنند.

 وقتی ما با خانواده خود تماس بگیریم خانواده ما میشود مزدور وزارت اطلاعات ایران فرزند من که بعد از سی وهفت سال برای دیدن من بیاید مزدور است اما فرزند رجوی واحمد واقف ودیگران بایستی با اسامی مستعار که توسط این فرقه برای آنها تهیه شده است در بهترین دانشگاهها باشند.

ماهانه پول خون ودست رنج تک تک ما راباید به آنها بدهند تا ساکت باشند وبرعلیه پدر ومادرشان حرفی نزنند آخر آنها فرزندان از ما بهتران هستند،در نقطه مقابل ما باید درکشوری بدون آینده رها شویم وفرزندانمان نیز که هزینه همه چیز با خودشان بوده است وبایستی مارک بخورند.

آری اگر تا بحال معنی فدا وصداقت وجامعه بی طبقه توحیدی را خوب نمیفهمیدیم الان بخوبی متوجه شدیم وخود این عکس بدون هیچ گونه نوشتاری کافی است تا هر خواننده ایی متوجه شود که این فرقه وسکت تا چه حد در همه گفتار خودش صادق است وتا چه دنبال آزادی مردم ایران است.

مشک ان است که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید. این مشک نیز خود بخود همه چیز را بیان میکند .

با امید به آزادی سایر دوستان دربندم .
غلامعلی میرزایی

***

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/جرم-ما-این-است-که-بعد-از-شنیدن-سی-سال-درو/

جرم ما این است که بعد از شنیدن سی سال دروغ دیگر سکوت نکردیم

albania_ُMaryam_Rajaiv_Attack_Survivors_Of_MEK_MKO_Mojahedin_Khalq_Terror_Cultغلامعلی میرزایی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، پنجم نوامبر ۲۰۱۸:…  چرا اطلاع ندادید که خانواده های ما برای دیدن ما به پشت دیوار اشرف آمده بودند؟  خانواده هایی که با درد و رنج  و  هزینه شخصی خود  آمده بودند، چرا از جانب مسعود رجوی ” خانواده الدنگ ، مزدوران ارتجاع ” نامیده شدند؟ خانم مریم رجوی و آقای مسعودر جوی مزدور چه کسی است و چه میکند؟ آیا برای … 

حملات و فحاشی های مریم رجوی علیه نجات یافتگان فرقه مجاهدین خلق در آلبانی

حسن شهباز: از پیوستگی تا جدایی از مجاهدین خلق در آلبانی

لینک به منبع

جرم ما این است که بعد از شنیدن سی سال دروغ دیگر سکوت نکردیم

پیش پرداخت ما ۳۰ سال فدا و صداقت به شما بود، اما پاسخ شما تنها دروغ و شیادی برای ما بود

مریم رجوی مدعی است که از قبل و با الهام از ” مرحوم مسعود رجوی ” جاسوسی و مزدوری ما را کشف کرده ، چرا قبل از جدایی ما در این مورد سخنی نگفت؟

آیا مزدور شما نیستید که برای صدام حسین و حالا سعودی ها ، موساد و جنگ طلب های آمریکایی مزدوری می کنید؟

غلامعلی میرزایی ، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی

این حکایت این روزهای  سازمان مجاهدین است که مدعی بود بر سر دربش شعار صدق و وفاست ، این در حالیست که در عمل برای من که سی سال در این فرقه عضویت داشته ام و جان بر کف تمام عمر خود را داده ایم ، چیزی جز دروغ و خیانت ندیدیم .

راستی باید از این سازمان با همه عظمت پوشالی که خودش مدعی است پرسید که چه شده وچه بر شما پیش آمده که اینطوری فریاد وفغان شما بربام آسمان رفته است وآنهم بخاطر اینکه ما فقط اعلام کردیم که رسما از شما فاصله میگیریم وتمامی این مدت که با شما بودیم جز دروغ ندیدیم تا این حد پیکره  شما را به لرزه در آورده است که مریم رجوی اینطور هوار میزنید و دشنام می دهد و علیه من و سایر دوستان جداشده از مجاهدین خلق در آلبانی فریاد سر داده و کشف کرده بعد از سی سال همه ما جاسوس و مزدور بوده ایم.

در واقع در شرایط کنونی سخن ما با این سازمان فرقه گرای رجوی نیست که بیشتر از هزار و پانصد نفر از آنها بالای ۵۵ سال سن دارند ، بلکه  با مردم است تا همه کسانی که ذره ای  وجدان و شرف و انسانیت دارند ، قضاوت کنند.

قبل از هر چیز چند سئوال خیلی ساده وجود دارد که باید پرسید و اگر کسی که مدعی است آمده و با اسم ورسم وسند ومدرک پاسخ بدهد .

نخستین پرسش این است که سازمان مجاهدین چه زمانی متوجه شد که ما مزدور وزارت اطلاعات ایران هستیم؟ آیا تنها بعد از اینکه ما اعلام کردیم از فرقه مجاهدین خلق در آلبانی جدا شده ایم؟ چرا این گونه است؟ اگر مریم رجوی مدعی است که از قبل و با الهام از ” مرحوم مسعود رجوی ” جاسوسی و مزدوری ما را کشف کرده است چرا سخنی نگفت؟ چرا به افکار عمومی اطلاع نداد؟

اما مشکل جای دیگری نهفته است. مشکل در تار وپود یک سیستم مافیایی فرقه گرا با رهبری توتالیتر و تمامیت خواه نفهته است که دروغ و خیانت نخستین روش او برای توجیه هدف و ادامه حیات تشکیلات و کنترل نیروهای تشکیلاتی اش می باشد.

پرسش بعدی این است که چرا هیچ وقت در طول این سالیان به ما گفته نشده بود که فرزندان ما جلوی درب اشرف آمده اند و الان این موضوع دارد طرح میشود؟

آیا برای کسانی که برای دیدار خانوادگی عزیزانشان بعد از سال های اسارت و بدبختی به عراق و پشت دیوارهای اشرف امده بودند، مزدور وزارت اطلاعات بودند؟ چرا اطلاع ندادید که خانواده های ما برای دیدن ما به پشت دیوار اشرف آمده بودند ، خانواده هایی که با درد و رنج  و  هزینه شخصی خود  آمده بودند، چرا از جانب مسعود رجوی ” خانواده ، مزدوران ارتجاع ” نامیده شدند؟ خانم مریم رجوی و آقای مسعودر جوی مزدور چه کسی است و چه میکند ؟ آیا برای این حضرات امکان تعریف آن وجود دارد یا خیر ؟ 
ایا شما مزدور هستید یا ما؟ آیا مزدور شما نیستید که برای صدام حسین و حالا سعودی ها و موساد و جنگ طلب ها مزدوری می کنید؟

آیا رسم روزگار این است و یا همانطور که خانم رجوی فرمودند هرکه با ما نیست بر ماست و شما باید هر مارک و تهمتی که میخواهید به آنها بزنید؟ ایا جرم ما این نیست که گفتیم بعد از سی سال آنچه مسعود رجوی و مریم رجوی گفته اند، به ماده تبدیل نشده است؟ آیا این مزدوری است؟ یعنی بعد از سی سال هر کس چنین انتقادی کرد، مزدور است؟

اگر شما واقعا در حرفتان صادق هستید چرا تا قبل از اینکه ما اعلام کنیم از سازمان مجاهدین جدا شده ایم و تا بحال تحت مغزشویی این سازمان بوده ایم و فریب آنها را خورده ایم صدایی از شما در نیامد که ما ماموران وزارت اطلاعات هستیم؟ چه شد که یک شبه ما همه مزدور شدیم؟ بنابراین  روشن است که این روش استالینیستی فرقه مجاهدین خلق می باشد که هر منتقد خود را ترور شخصیت کند و ما را نیر باکی نیست . مریم رجوی در افشای ما نوشته است : ” پیش پرداخت مزدوری ما و …

براستی کدام پیش پرداخت آیا غیر از این است که همه عمر و زندگی خود را صرف شما پیش پرداخت کردیم ؟ آیا چیزی برای پرداخت مانده است و یا اینکه شما تمامی شیره جان  و اندیشه مارا کشیده اید؟

آیا داشتن تماس با خانواده آن هم بعد از سی سال بودن در مناسبات شما و دادن همه چیز تا این حد دستگاه شما و انقلاب پاک خواهر مریم تان را به مخاطره  و لرزه بر جان و تنتان می اندازد ؟ آری ،ما بعد از این همه سال شنیدن دروغ و خیانت از جانب شما دیگر حاضر به ادامه آن نیستیم و میخواهیم که همه این دروغها را رسوا کنیم. رسوا کنیم تا هر کس ذره ای وجدان و انسانیت در وجودش باشد به قضاوت بنشیند تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد، واگر هم شما تااین حد لرزان و ترسان نبودید و نیستید میتوانیم یکدیگر را در دادگاه ببینیم تا تمامی دروغ ا و نیرنگ های  شما رسوا شود و بر همه مشخص شود که چه کسانی هستید و چگونه پایه مکتب شماچیزی جز دروغ و خیانت نیست.

*** 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33969

علی هاجری با سابقه ۲۸ سال عضویت در سازمان مجاهدین رسما جدایی خود را از این فرقه در آلبانی اعلام کرد 

Ali_Hajari_MEK_Maryam_Rajavi_cult_Sorvivor_Tirana_Albaniaعلی هاجری، نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، دوم نوامبر ۲۰۱۸:… بله با فریبکاری نیرو را حفظ میکردند یکی از کارهای چندش آور فرقه قرار دادن اعضای تشکیلات در مقابل خانواده هایشان بود که پشت دیوارهای اشرف و لیبرتی در عراق آمده بودند که من هم یکی از آنها بودم که چند بار مصاحبه از ما خواستند که انجام بدهیم و علیه خانواده قلم  فرسایی کنیم بله به این شکل افراد شکنجه … 

دیدار زینب و مونا حسین نژاد بعد از سی و شش سال اسارت در فرقه رجویMona And Zeinab Hosseinnejad Meet Each Other After 36 Years

لینک به منبع

علی هاجری با سابقه ۲۸ سال عضویت در سازمان مجاهدین رسما جدایی خود را از این فرقه در آلبانی اعلام کرد

من از دروغ خسته شده بودم

علی هاجری ـ تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی

علی هاجری نجات یافته از مجاهدین خلق فرقه رجوی در آلبانی

من علی هاجری از اعضای سابق مجاهدین خلق  رسما جدایی خودم را از این فرقه در آلبانی اعلام می کنم. من در سال ۱۳۵۸ با فرقه مجاهدین خلق  آشنا شدم ولی هیچگونه فعالیتی نداشتم حتی در آن موقع که هنوز غیر قانونی اعلام نشده بود من کاری به موضوعات سیاسی و تبلیغاتی نداشتم فقط دنبال کارهای خودم بودم ۰
در سال ۱۳۶۵ بعد از تجاوز صدام حسین به میهنم در جبهه جنگ اسیر نیروهای عراقی شدم و سال ۱۳۶۷ بعد از آتش بس جنگ تحمیلی وقتی دیدم تبادل اسرا انجام نگرفت تحت تاثیر تبلیغات فرقه مجاهدین که مستمر از تلویزیون عراق پخش میشد و همچنین تحت تاثیر صحبتهای بعضی از دوستان که عمدتاً در سال ۱۳۶۹ به ایران برگشتند و همچنین وضغیتی که در اردوگاه داشتیم تقاضای رفتن به فرقه را نوشتم و در تاریخ ۱۳۶۸/۳/۳۳ بعد از توجیه توسط یکی از سرکردگان فرقه به نام مهدی ابریشمچی در تاریخ ۱۳۶۸/۳/۲۹ رسماً وارد فرقه مجاهدین خلق و پادگان اشرف شدم و از آن  مرحله فعالیت تشکیلاتی خود را آغاز کردم .
در اوائل برخوردها خوب بود ولی به مرور رنگ بوی تبعیض به مشام میرسید یعنی که دو طیف نفرات در فرقه دیده میشد یکی اردوگاهی و دیگری کسانی بودند که از جاهای دیگری پیوسته بودند. نمونه فریبکاریهایی که برای نگه داشتن نیرو انجام میدادند وعده و وعید بود و یا با کلک و شگردی که مختص خودشان بود باچرب زبانی سر افراد را شیره میمالیدند. وعده سرنگونی و از این قبیل. ولی اگر بخواهم سر کارهای ضد انسانی فرقه بگویم یکنفر بر اثر فشار روحی در یکی از پارکینگهای زرهی خودکشی کرد البته من نمشناختم دوستم که در آن مقر بود بعد از سالیان به من گفت و یا کتک کاری نفراتی که در زمان تبادل اسرا انجام شد کسانی که از اردوگاه پیوسته بودند را زدند و یا در مورد خودم در سال ۱۳۷۷ وقتی دیدند که زیر بار حرفهایشان نمروم و تن به خواسته آنها نمیدهم نشست بزرگی برای من ترتیب دادند و شروع به حرف زدن علیه من کردند که منجر به درگیری فیزیکی شد که وقتی به آنها حمله کردم با مشت تو صورتم زدند.
یا در سال ۱۳۷۳ تعداد زیادی را دستگیر کرده بودند ولی ما خبردار نبودیم بعد فهمیدیم که تحت بازجویی بودند. در نشستهای موسوم به انقلاب کارشان تهدید و تحقیر بود بخصوص در سال ۱۳۸۰ در قرارگاهی به اسم باقرزاده که صحنه گردان آن خود مسعود و مریم رجوی بود که این بیشتر برای رعب و وحشت نیروها بود و نه چند فرد مشخص بلکه میخواستند بقیه حساب کار دستشان باشد که دست از پا خطا نکنند. من از قول دوستم میگویم قتل مشکوک معصومه غیبی پور را که همیشه میگفت او  را یا کشتند یا اینکه از دست آنها دست به خودکشی زد.
برچسب زدن و تحقیر کردن نفراتی که از اردوگاه پیوسته بودند زیاد بود در نشست گفته میشد اینها لمپن بودند وانواع و اقسام این موارد یا برجسته کردن خطای فردی نفری که فرقه را ترک کرده آنهم توسط خود مسعود رجوی در نشستهای عمومی که این واقعا فشار زیادی روی مرد جماعت داشت.

به جان انداختن افراد در نشستهای به اصطلاح انقلاب وحشتناک بود میگذاشتند به دروغ هرکس میخواهد هر حرفی بزند و کسی حق نطق کشیدن نداشت و این یک وسیله شکنجه و اذیت و آزار بود که فرد باید حرف دروغ را بشنود ولی حق دفاع از خود را نداشته باشد .

به همین دلیل همه میترسیدند ، این شیوه ضد انسانی بود که مسعود و مریم رجوی ابداع کرده بودند در دروغ پردازی ید طولایی داشتند همیشه همه را از خارج شدن از فرقه مجاهدین  میترساندند میگفتند که اگر بروید با شما چنین و چنان خواهند کرد با فریبکاری میگفتند که هتل مهاجر بغداد اگر کسی پا در آن بگذارد در جا از وزارت اطلاعات ایران سر در میآورد و همه را میترساندند همه فکر میکردند که حرف واقعی است در صورتیکه از یک نفر پرسیدم گفت همه فریبکاری بود.

بله با فریبکاری نیرو را حفظ میکردند یکی از کارهای چندش آور فرقه قرار دادن اعضای تشکیلات در مقابل خانواده هایشان بود که پشت دیوارهای اشرف و لیبرتی در عراق آمده بودند که من هم یکی از آنها بودم که چند بار مصاحبه از ما خواستند که انجام بدهیم و علیه خانواده قلم  فرسایی کنیم بله به این شکل افراد شکنجه میشدند من بعد از ورود به آلبانی وقتی دیدم که هرچه گفته میشود جز فریبکاری نیست، دیگر  تصمیم گرفتم که از فرقه مجاهدین خلق جدا شده و دنبال زندگی مطلوب خود بروم.
من در تاریخ ۱۳۹۷/۷/۱۱در داخل تشکیلات سازمان در البانی اعلام جدایی کردم و بعد از یکماه فرستادن من به قرنطینه در محل در تاریخ ۱۳۹۷/۷/۱۱ فرقه را ترک کردم ولی دیدم باز اینها در امورات من دخالت میکنند بخاطر اینکه هیچ نوع وابستگی به فرقه نداشته باشم مستمری که از آنها میگرفتم را قطع کردم چون از ما استفاده ابزاری برای جاسوسی فرقه میکردند به همین دلیل کاملا از آنها جدا شدم و ارتباط خودم را قطع کردم. تلاش می کنم در نوشته بعدی ام شرح طرح جدایی خودم را با مسئولین سازمان در آلبانی  و حضور در قرنطینه را  بنویسم .

*** 

موسی دامرودی نجات یافته از مجاهدنی خلق فرقه رجوی در آلبانیاعلام جدایی رسمی آقای موسی دامرودی از فرقه مجاهدین در آلبانی (بیست و دوم اکتبر ۲۰۱۸)

محمد عظیم میش مست نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانیجدایی آقای محمد عظیم میش مست از فرقه مجاهدین خلق در آلبانی (هجدهم اکتبر ۲۰۱۸)

غلام علی میرزاییجدایی  آقای غلامعلی میرزایی عضو سی ساله مجاهدین از فرقه رجوی (سیزدهم اکتبر ۲۰۱۸)

جدایی حسن شهباز از مجاهدین خلق فرقه رجوی در تیرانا آلبانیاعلام جدایی حسن شهباز از فرقه مجاهدین در آلبانی (بیستم سپتامبر ۲۰۱۸)

حسن حیرانی نجات یافتگان فرقه رجوی مجاهدین خلق در آلبانیاعلام جدایی حسن حیرانی از فرقه مجاهدین خلق در آلبانی

همچنین:

http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33887

مریم رجوی بعد از سی عضویت آقایان میرزایی و میش مست در سازمان مجاهدین کشف کرد که آنها جاسوس و مزدور هستند 

albania_ُMaryam_Rajaiv_Attack_Survivors_Of_MEK_MKO_Mojahedin_Khalq_Terror_Cultمحمد عظیم میش مست، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، بیست و ششم اکتبر ۲۰۱۸:… ببینید سقوط تمامی ارزشهای اخلاقی و انسانی را در این مدعیان دروغین آزادی و دمکراسی. من خطاب به سردسته این باند جانی و فاسد ، یعنی مسعود رجوی و مریم رجوی می گویم اگر روستایی و دهاتی بودن من وخانواده ام جرم هست من به این جرم هم افتخار می کنم . اما در رابطه … 

حملات و فحاشی های مریم رجوی علیه نجات یافتگان فرقه مجاهدین خلق در آلبانی

حسن شهباز: از پیوستگی تا جدایی از مجاهدین خلق در آلبانی

لینک به منبع

پاسخ آقای محمد عظیم میش مست یکی از آخرین اعضای جداشده از فرقه مجاهدین در آلبانی به مریم رجوی

مریم رجوی بعد از سی عضویت اقایان میرزایی و میش مست در سازمان مجاهدین کشف کرد که آنها جاسوس و مزدور هستند

این درد را پیش که باید برد ؟ فردی بعد از  ۹ سال اسارت در اردوگاه های صدام حسین و  ۳۰ سال فعالیت در  تشکیلات  مجاهدین ، حال به دلیل عدم تمایل برای فعالیت و همکاری با فرقه مجاهدین از سوی مریم رجوی  مزدور و جاسوس نام گیرد

محمد عظیم میش مست ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ ۲۵٫۱۰٫۲۰۱۸

هموطنان ودوستان عزیز دورد بر شما
نه ماه پس ازجدایی و چند روز پس ازاعلام جدایی رسمی من از باند فاسد رجوی این باند جنایتکار در سراشیب اضمحلال و فروپاشی درونی در یک اطلاعیه سراسر کذب ودروغ با جعل واقعیت ها وبا رذیلانه ترین تهمت ها وبرچسب علیه من به زعم خودش دست به روشنگری زده است تا من وامثال من را واداربه سکوت کنند غافل ازاینکه آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت ، قضاوت با خودتان، اما واقعیت چیست؟
من در روزهای نخست جنگ ایران و عراق ، یعنی در اول مهر ۱۳۵۹ به اسارت نیروهای عراقی درآمدم مدت نه سال در اردوگاهای مختلف عراق بودم سپس بعد از اعلام آتش بس و درشروع مبادله اسرا به این باند جنایت پیشه پیوستم . یعنی بر خلاف ادعای احمقانه دار و دسته رجوی،

اولا انها آزادی را به من هدیه نکردند

دوم اینکه  مدت بیست و نه سال در اسارت خود این این باند وطن فروش بودم تازه بعد از ۲۹ سال کشف کردند که من مزدور وزارت اطلاعات و…. هستم. شیوه کثیف وناجوانمردانه ای که تابحال تلاش کردند تمامی منتقدین و مخالفین و تمامی اعضای جداشده از خود را با این حربه ازدور خارج وگوشه نشین ویا لااقل آنها را وادار به سکوت کنند ولی دیگر دوران سیاه حاکمیت بلامنازع رجوی بر تشکیلات فرقه مجاهدین به پایان رسیده چه رسد به بیرون تشکیلات.

من خودم مدتی پیش دردرون همین تشکیلات بودم بیان چنین مزخرفات و برچسب هایی  فقط اسباب خنده افراد دردرون تشکیلات و سرشکستگی راویان این اکاذیب می شود، چون هر آدم عاقلی از خودش سوال میکند که چطور متهم مزبور بیست و نه سال در درون مناسبات بود و کسی نفهمید که این فرد مزدور و نفر وزارت اطلاعات بوده است ، ولی به محض اینکه پایش به بیرون رسید و علیه گذشته خود و این سازمان فرقه ای سخنی گفت یک شبه شد آنچه که آنها می گویند.

سوم : همگان می دانند که سران این باند جانی وخودفروخته به قول خودشان درتمامی سرفصل ها ودر چنین مواقعی یعنی در زمان جدایی افراد ازاین گروه ورشکسته یک متن کلیشه ای ازقبل آماده شده را برای سند سازی جلو افراد می گذارند تا امضاء کنند تا در صورت لزوم برای سند سازی علیه افراد مورد سواستفاده قراربدهند.  بر همین سیاق آنچه را که علیه من بعنوان سند به نمایش گذاشته اند یک جعل سند آشکار است که به پشیزی نمی ارزد مثل داستان امضاهای چندین میلیونی عراقیها . من هرگز نه چنین سندی را نوشته و نه امضاء کرده ام .

چهارم :  ببینید سقوط تمامی ارزشهای اخلاقی و انسانی را در این مدعیان دروغین آزادی و دمکراسی. من خطاب به سردسته این باند جانی و فاسد ، یعنی مسعود رجوی و مریم رجوی می گویم اگر روستایی و دهاتی بودن من وخانواده ام جرم هست من به این جرم هم افتخار می کنم . اما در رابطه با خانواده من هم هیچ کشف جدیدی نکرده اند، چرا که از نظر باند رجوی همه خانواده ها مزدورند. مگر کتابی که خود مسعود رجوی علیه خانواده های اعضای مجاهدین خلق نوسته و آنها را ” خانواده الدنگ ” و … خطاب کرده ، فراموش شده است . از نظر رجوی رابطه اعضا با خانواده مرز سرخ و زشت ترین کار دنیاست. البته اگر رجوی می توانست همه خانوادهای اعضاء را به دارمی کشید تا از شر کابوس خانوادها راحت شود.  از نظر این فرومایگان خانواده خوب وبد هم نداریم، همه الدنگ و دشمن و مزدور هستند. بنابراین هر آنچه که در توان دارند علیه خانواده ها بکار می گیرند تا افراد جرات تماس باخانواده های خود را پیدا نکنند.

همگان به خوبی می دانند که تا کجا این باند از خانواده ها وحشت دارد . چه کسی مانع آمدن خانواده های حتی جداشگان به آلبانی برای دیدن فرزندانشان هست؟ آیا کسی جز این باند ورشکسته وحامیان آنها می باشد؟
در پایان برای خاطر جمعی رهبری فرقه مجاهدین و باند جیره خوار اعلام می کنم که تصمیم گیری در باره خودم و آینده خودم وخانواده ام تنها وتنها به خودم مربوط است و این

باند فاشیستی هیچ گونه دخل وتصرفی نمی تواند داشته باشد و من نیز هرگز مقهور تهمت ها ،برچسب ها و شانتاژ های این ورشکستگان نخواهم شد.
پیروز باشید

محمد عظیم میش مست

*** 

Eduard Kukan MEP refutes Iranian Mojahedin MKO, MEK Maryam Rajavi cult claim Eduard Kukan MEP refutes Iranian Mojahedin claim (aka MKO, MEK, Rajavi cult)

European_Parliament_Against_Maryam_Rajavi_Mojahedin_Khalq_MEK_MKO_Terrorists

MEPs discuss Mojahedine-E Khalq (MEK) Threat in #Albania

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33806

جدایی آقای محمد عظیم میش مست از فرقه مجاهدین خلق در آلبانی

albania-mohammad-azim-meichmast_MEK_Survivorسایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، هجدهم اکتبر ۲۰۱۸:… اما در طول سالیان هر آنچه را که دیدم ،تماما عکس تبلیغاتی بود که قبلا شنیده بودم و بخاطرش به آنها پیوسته بودم. همه دروغها و ناصداقتی ها در زیر پوش مبارزه و سرنگونی مشروع جلوه داده می شد و درعوض ترک آن محیط جهنمی که فرصت هر گونه فکر و تصمیم جدی را از انسان میگرفت نامشروع ، خیانت، بریدگی و  … 

MEK_troll_factory_in_Albania_modern_slavesSecret MEK troll factory in Albania uses modern slaves (aka Mojahedin Khalq, MKO, NCRI ,Rajavi cult)

False_Flaq_Albania_Mojahedin_Khalq_Maryam_Rajavi_Cult_MKO_MEKFalse Flag Op In Albania Would Drive A Wedge Between The EU And Iran

لینک به منبع

ـ جدایی آقای محمد عظیم میش مست از فرقه مجاهدین خلق در آلبانی

ـ وی از سال ۱۳۶۸ عضو سازمان مجاهدین بوده است

ـ داستان موشک مخملی چیست؟

محمد عظیم میش مست ـ سایت نجات یافتگان در  آلبانی ـ ایران آزادی ـ ۱۷٫۱۰٫۲۰۱۸

محمد عظیم میش مست نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانی

با سلام دوستان

بدینوسیله اینجانب محمد عظیم میش مست که از سال ۶۸ درعضویت تشکیلات فرقه مجاهدین خلق بوده ام رسما جدایی کامل خودم را از تشکیلات این فرقه اعلام میکنم.

من محمد عظیم میش مست درجه دار ارتش در اوایل حمله عراق به ایران و در مرزهای شرقی کشور  اسیر شدم. من تقریبا از اولین اسرای جنگی بودم که سخترین شرایط روحی و جسمی را در زندانهای صدام حسین گذراندم و النهایه مدت نزدیک به نه سال در اردوگاه های مختلف در عراق اسیر بودم. در همین سالها بود که ازطریق یک سری تبلیغات فرقه رجوی که در اردوگاه های اسرای جنگی جهت جذب نفرات انجام میشد با آنها آشنا شدم و در پایان جنگ و شروع آزادی اسیران در سال ۱۳۶۸ به تشکیلات فرقه مجاهدین پیوستم.

اما در طول سالیان هر آنچه را که دیدم ،تماما عکس تبلیغاتی بود که قبلا شنیده بودم و بخاطرش به آنها پیوسته بودم. همه دروغها و ناصداقتی ها در زیر پوش مبارزه و سرنگونی مشروع جلوه داده می شد و درعوض ترک آن محیط جهنمی که فرصت هر گونه فکر و تصمیم جدی را از انسان میگرفت نامشروع ، خیانت، بریدگی و  عبور از مرز سرخ و بی مرزی و…. قلمداد میشد.

هدف از این تبلیغات پرسروصدا و پروپاگاندای مسعود رجوی و مریم رجوی  این بود که کسی حتی فکر ترک تشکیلات و اون محیط کذایی به ذهنش هم نزند. تا اینکه النهایه با علم کردن انقلاب ایدوئولوژیک و طلاق های اجباری ، خانواده  دشمن شماره یک و سد راه مبارزه و مرز سرخ شد. مسعود رجوی هر گونه علاقه عاطفی و حتی غیر جنسی به همسر ، چه زن و چه شوهر، از نظر شرعی حرام اعلام شد تا مثلا رهبری در جایگاه اصلی و ایدئولوزیک خودش بنشیند !!
درخلال این خیمه شب بازی رجوی که با شعبده های مریم پاک رهایی هر روز رنگ و لعاب جدیدی به خودش میگرفت چه خانواده هایی که از هم نپاشیدند. سالیان با شعر و شعارهای فریبنده و وعده و وعیدهای پوچ و توخالی در نشستهای به اصطلاح انقلاب برای جا انداختن رهبری عقیدتی که چیزی جز رمال بازی و فریبکاری نبود سپری شد تا اینکه به آلبانی آمدیم.

تقریبا میتوان گفت که آلبانی جایی بود که دست حضرات و سران فرقه مجاهدین را در مقابل اعضا باز میکرد و ماهیت فرقه ای و نه آرمانی که خودشان مدعی بودند هر روز ظاهر و آشکارتر میشد. در آلبانی هم همان محدودیتها بی مورد و اجحافات تشکیلاتی و فرقه ای تحت پوش ضوابط تشکیلات و… با شدت بیشتر ادامه پیدا می کرد. مجددا خانواده و ارتباط با خانواده شد مرز سرخ، و موبایل شد خطرناکترین سلاح جهان و ممنوع و نامشروع و به قول مریم پاک رهایی که نام موشک مخملی را به آن گذاشته بود.

سرپیچی از اوامر تشکیلات در این رابطه مساوی بود با خریدن هر تهمت و بر چسپی مثل بریده و طعمه بورژوازی تا نفوذی و مزدور و خودفروخته و… در این نقطه بود که پرده های ابهام و شک و دودلی از جلوی چشمانم فروریخت و به روشنی دیدم که چگونه  همان ضوابط ضد انسانی که در گذشته تحت عنوان شرایط زمانی و مکانی مبارزه ما را مجبور به اطاعت و کرنش از آن کرده بودند و ماهم پذیرفته بودیم با شدت بیشتری  تحت عنوان ها و رمال بازیهای دیگری روز به روز بر اعضای اسیر و قربانی مجاهدیناعمال میشد. در اینجا بود که دیگر ماهیت فرقه ای این دستگاه فکری و عقب ماندگی تاریخی آن از جامعه ایران و بطورخاص از خواستگاه  اجتماعی نسل جدید ایران برایم بیش از گذشته قطعی شد و دیگر درنگ را جایز ندانستم و پس از نزدیک به سی سال سابقه حرفه ای تشکیلاتی تصمیم به جدایی از فرقه مجاهدین خلق را گرفتم، فرقه ای که همه  عمر ، جوانی و هستی و نیستی خودم را در مسیر اهداف خشونت طلبانه و فرقه گرایانه آن به فنا داده بودم.
اکنون دوباره رسما جدایی کامل خودم را از تشکیلات فرقه رجوی اعلام میکنم و در راستای اطلاع رسانی و روشن شدن افکار عمومی  بخصوص نسل جوانان کشور برای آشنایی هرچه بیشتر با ماهیت این فرقه منزوی و خشونت طلب در به اشتراک گذاشتن خاطراتم از آنچه که در این سه دهه بر من گذشت از هیچ تلاشی دریغ نخواهم کرد.

با تشکر
محمد عظیم میش مست

*** 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33768

جدایی رسمی آقای غلامعلی میرزایی عضو سی ساله مجاهدین از فرقه رجوی 

Gholamali_Mirzayi_MEK_Survivor_Albaniaغلامعلی میرزایی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، سیزدهم اکتبر ۲۰۱۸:…و اما به  آلبانی که  آمدیم: تقریبا دست حضرات وسران فرقه مداهدین رو شد وماهیت فرقه ای آنها روز به روز برای ما روشن تر شد. اجحافات تشکیلاتی تحت پوشش ضوابط بیشتر شد ومجددا ارتباط با خانواده ها مرز سرخ و موبایل خطر ناکترین دشمن برای این فرقه شد و اگر کسی اسم تماس یا گوشی … 

Maryam_Rajavi_Cult_MEK_MKO_NCRI_Tirana_Albania_TRT_World_2018The MEK: a group looking to overthrow the Iranian regime

لینک به منبع

جدایی رسمی آقای غلامعلی میرزایی عضو سی ساله مجاهدین از فرقه رجوی

غلام علی میرزایی

اینجانب غلامعلی میرزایی که از خردادماه سال ۱۳۶۷ به مدت نزدیک به سی سال در تشکیلات فرقه رجوی بودم بدین وسیله جدایی خودم را از تشکیلات فرقه محاهدین خلق رسما اعلام می کنم.

من غلامعلی میرزایی درجه دار ارتش بودم که در همان اوایل سال ۱۳۵۹ در ۱۱ مهر ماه در مرزهای جنوب کشور توسط ارتش عراق اسیر شدم. در اولین سالهای جنگ سختترین شرایط را به لحاظ جسمی و روحی را در زندانهای صدام حسین گذراندم. نزدیک به نه سال در اردوگاهای مختلف عراق با سخت ترین شرایط سپری شد و در همین سالها بودکه بایک سری تبلیغات فرقه رجوی که در اردوگاه های و زندان های صىام حسین جهت جذب وکشاندن اسرای جنگی به سمت خودشان بود آشنا شدم .

من که همسر و فرزند داشتم بعد از اتمام جنگ در سال ۶۸ به تشکیلات فرقه رجوی پیوستم. اما در طی سالیان هر آنچه را که شنیده بودم تماما خلاف گفته هایی بود که در اردوگاه شنیده بودم. از دروغ ،ریا ، چاپلوسی، پشت سر دیگران حرف زدن و…. . و تمام اینها در زیر پوش به اصطلاح مبارزه و به ارمغان بردن آزادی؟!؟! و دموکراسی؟!؟!؟ برای مردم ایران بود.

همه این گفته ها هر تصمیم جدی را از انسان می گرفت و طوری وانمود می کردند که هر تصمیمی غیر از این خیانت و بریدگی و بی مرزی با دشمن خدا و خلق می باشد. هدف از همه این گفته ها چیزی نبود جز اینکه انسان را از آگاهی واختیار خودش بی محتوا کنند وآن محیط کذایی را مدینه فاضله قلمداد نمایند تا اینکه بتوانند با علم کردن انقلاب ایدیولوژیک خودشان سد راه روابط خانوادگی بشوند. چون از نظر شرع رجوی ارتباط با خانواده حرام بود در خلال این شعبده بازیها هرروز یک بازی جدیدی به نام بندهای انقلاب درونی القا می شد که بایستی به آن گردن می نهادیم سالیان با شعر وشعارهای فریبنده ووعده های پوچ وفریبنده در نشستهای به اصطلاح انقلاب ایدوئولوژیک برای جا انداختن رهبری عقیدتی که چیزی جز رمال بازی وفریبکاری نبود سپری شد تا اینکه اشغال عراق توسط امریکا انجام شد.

همانطور که در بالا گفتم من متاهل و دارای همسر وفرزند بودم و در آن دوران که خانواده ها جهت دیدار عزیزانشان به عراق می آمدند که همسرو فرزند و برادر و همسر برادرم جزو همین نفرات بودند به جلو اشرف امدند. سران فرقه در منتهای ناجوانمردی و بی مروتی هیچی به من نمی گفتند. حتی در تبلیغات خودشان می گفتند که اینها مزدوران رژیم هستند. بعنوان نمونه در یک در خواستی که اقوام من برای دیدن من داشته اند با میل گرد زدند و دست او را شکستند و او هم عینک ضارب را از چشمش بر داشت تا در آینده بتواند در هر دادگاهی آن را اثبات کند این موضوعات را من زمانی متوجه شدم که به آلبانی آمدیم وتوانستم مخفیانه یک گوشی تهیه کرده وبا خانواده ام تماس بگیرم.

و اما به البانی که امدیم:

تقریبا دست حضرات وسران فرقه مداهدین رو شد وماهیت فرقه ای آنها روز به روز برای ما روشن تر شد. اجحافات تشکیلاتی تحت پوشش ضوابط بیشتر شد ومجددا ارتباط با خانواده ها مرز سرخ و موبایل خطر ناکترین دشمن برای این فرقه شد و اگر کسی اسم تماس یا گوشی را بر زبان می آورد نام آن را سر پیچی از تشکیلات قلمداد می کردند واز بر چسپ بریده وطعمه بورژوازی گرفته و تا نفوذی ومزدوری وخود فروخته قلمداد میکردند ومی گفتند ضرورت دوران است شما حتی اگر هم نمیفهمید مهم نیست با خودسپاری تشکیلاتی و تعهد خون ونفس به رهبری عقیدتی سعی کنید که این موضوعات را ازخودتان عبور بدهید و بپذیرید در آینده دور یا نزدیک حتما آن را فهم خواهید کرد و همیشه همینطور بوده چون رهبری عقیدتی به دلیل بینش عمیق و ژرف اندیشی که دارند نقاط دورتری را میبینند که ما با این بینش و ذهن ساده قادر به دیدن و فهم آن در این نقطه نیستیم؟!؟!؟

اینگونه کارهایشان را بزک میکردند که بتواننداعمال نفوذ بیشتری بر نفرات داشته باشند. در این شرایط بود که علی رغم شرایط ومشکلات جسمی که داشتم تصمیم گرفتم از مناسبات فرقه جدا شوم و در یک تردد به بیرون دیگر به آن محیط برنگشتم.

اکنون رسما جدایی خودم را از تشکیلات فرقه رجوی اعلام میکنم ودر راستای روشنگری افکار عمومی ونسل جوان کشور برای شناخت هرچه بیشتر ماهیت این فرقه منزوی وبه اشتراک گذاشتن خاطراتم از آنچه در این دوران بر من گذشت دریغ نخوام کرد.

با تشکر
غلامعلی میرزایی

***

Farid_Totounchi_Mahoutchi_MEK_Iraq_AlbaniaFarid Totounchi (Real name: Mahoutchi) Commander of Saddam’s Private army forcing Somayeh Mohammadi to do a “Forced confession” session in Terror camp in Albania 

Channel4_News_Mojahedin_Khalq_Rajavi_Cult_MEK_MKO_The shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian government

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33617

ترک برداشتن زندان اشرف ۳ ( زندان مجاهدین خلق در آلبانی ) با روشنگری رسانه های بین المللی 

 ehsan_Bidi_Tirana_Albaniaاحسان بیدی، نجات یافتگان در آلبانی، بیست و پنجم سپتامبر ۲۰۱۸:… اولین اتفاق آمدن پدر و مادر سمیه محمدی به آلبانی بود که بخوبی اگاه هستید که فرقه رجوی با تلاش مذبوحانه، شانتاژ و گسیل دسته چماقدار تروریست خود تلاش کردند خانواده محمدی را مورد ضرب و پتم و قرار دهند و آنها را از مسیر آمده بازگرداند. اما شجاعت این خانواده و روشنگری … 

American bomber L. Todd Wood Mojahedin Khalq MEK AlbaniaMEK brings American bomber L. Todd Wood to Albania to show that it is not a terrorist organization but is a baker’s organization

لینک به منبع

ترک برداشتن زندان اشرف ۳ ( زندان مجاهدین خلق در آلبانی ) با روشنگری رسانه های بین المللی

مریم رجوی دست نشانده مثلت  آمریکا، اسرائیل و عربستان در کشور آلبانی

احسان بیدی تیرانا آلبانی مقاومت در مقابلل مجاهدین خلق فرقه رجویحتما مطلع هستید که در طی چند ماه اخیر حضور رسانه های معتبر بین المللی در آلبانی و  تهیه گزارش های مختلف و روشنگری در مورد ماهیت مجاهدین خلق افزایش یافته است.

تاریخ و گذشته  فرقه تروریستی رجوی نشان می دهد که دستش به خون مردم بیگناه ایران و همچنین عراق آغشته است. فرقه مجاهدین خلق که مورد حمایت اربابان و قدرت های بین المللی خودش هست، هیچ وقت فکر  نمیکرد  به خاطر روشنگری رسانه های محلی و بین المللی  در  یک باتلاق عمیق گرفتار شود.
مریم رجوی دست نشانده مثلت  آمریکا، اسرائیل و عربستان  همیشه در تصوراین بود که می تواند با دادن رشوه و قدرتی که اربابانش دارند، بتواند  مهرخاموشی برلب و دهان منقیدن و مخالفین بکوید و قلم هایی که  ازخیانت های فرقه مجاهدین خلق پرده بر می دارند، بشکند.

اما با تلاش اعضای جداشده از مجاهدین خلق در آلبانی که ناشی از زخم و دردی است که بر بدن دارند، صورت مسئله را برای مریم رجوی برعکس آن چیزی که می پنداشت، کردند.
در یک ماه اخیر دو اتفاق مهم افتاد که توجه رسانه های غربی و داخل آلبانی  را به خودش جلب کرد.
اولین رویداد آمدن مصطفی محمدی و محبوبه حمزه ، پدر و مادر سمیه محمدی ، از کشور کانادا به آلبانی  برای دیدن فرزندشان در سازمان مجاهدین بود.

در همین ارتباط  بخوبی اگاه هستید که فرقه رجوی با تلاش مذبوحانه، شانتاژ و گسیل دسته چماقدار تروریست خود تلاش کردند خانواده محمدی را مورد ضرب و پتم و قرار دهند و آنها را از مسیر آمده بازگرداند. اما شجاعت این خانواده و روشنگری های رسانه های این نقشه فرقه رجوی را برملا کرد و مجبور شد بهای سنگینی برای ادامه اسارت سمیه محمدی در زندان اشرف ۳ در آلبانی بپردازد.

آنچه که در این ماجرا جالب توجه بود ، وارد شدن رسانه های غربی و بین المللی مانند تلویزیون تاپ چنل ، شبکه ۴  تلویزیون  انگلستان و شبکه الجزیره و انعکاس اسارت سمیه محمدی  در زندان اشرف ۳ واقع در آلبانی بود، چرا که فرقه مجاهدین خلق اجازه نداد که حتی سمیه محمدی برای چند دقیقه پدر و مادر خود را از نزدیک ببینند.

اما رویداد دوم چه بود؟

مریم رجوی با تطمیع و تهدید اعضای سابق این سازمان در آلبانی و با  پشت پا زدن به تمامی معیارهای اخلاقی و حقوقی در تلاش بود که زندگی را برجداشدگان از فرقه رجوی  در  کشور آلبانی تنگ کند. از یک سو بر کمیساریا عالی پناهندگان در آلبانی فشار می آورد که مسئولیت پرداخت کمک هزینه پناهندگی را از این نهاد بین المللی سلب و خود امور را به دست گیرد تا اعضای جداشده را در تنگنای مالی قرار دهد.

از سوی دیگر با اعزام آدمکش های قدیمی و شکنجه گر خود  بنام حسن عزتی  با نام مستعار نریمان ، بهرام جنت صادقی با نام مستعار  که تحت فرماندهی سرزندانبان های فرقه مجاهدین یعنی محمد سادات در بندی با نام نستعار عادل و  حسن محصل کار می کنند، اعضای جداشده را تهدید و در نهایت به سکوت وادار کنند که این ترفند فرقه مجاهدین نیز با هوشیاری اعضای جداشده و همچنین روشنگری های  رسانه های داخلی کشور آلبانی  نیز شکست خورد و باید گفت  جزیره امن فرقه مجاهدین در حصار زندان اشرف ۳ آرام نخواهد ماند.

*** 

Rudy_Giuliani_MKO_MEK_NCRI_Rajavi_Cult_Truth_Isnt_Truth_LOLThe MEK’s man inside the White House (Maryam Rajavi cult, Mojahedin Khalq)

MEK_troll_factory_in_Albania_modern_slavesSecret MEK troll factory in Albania uses modern slaves (aka Mojahedin Khalq, MKO, NCRI ,Rajavi cult)

False_Flaq_Albania_Mojahedin_Khalq_Maryam_Rajavi_Cult_MKO_MEKFalse Flag Op In Albania Would Drive A Wedge Between The EU And Iran

Albania: MEK rebrands by assassinating unwanted members

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33569

خاطرات من در فرقه مجاهدین خلق 

Malek_Beit_Mashal_Tirana_Albaniaمالک بیت مشعل، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، بیست و دوم سپتامبر ۲۰۱۸:… ما آن شب به مقری در بغداد رفتیم و روز بعد به سوی محلی که آنها اشرف صدا می کردند، رفتیم. دوم اردیبهشت بود. یادم آمد که همین یک ماه قبل اول عید درایران بودم، یاد کوچه پس کوچه های خیابان های شهرم افتادم. کمی دلم گرفت ولی فکر آینده و سرنوشت و … 

عربستان سعودی مجاهدین خلق فرقه رجوی توی تروریسمSaudi Arabia Secretly Sent Truckloads of Gold and Rolex Watches to the Iranian MEK (aka Mojahedin Khalq, MKO, NCRI, Rajavi cult …)MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Cult_Faking_Social_Media_Aljazeera_2018Mojahedin Khalq (MEK, MKO, NCRI, Rajavi cult) keyboard warriors target journalists, Academics, activists

لینک به منبع

خاطرات من در فرقه مجاهدین خلق

مالک بیت مشعل ـ سایت نجات یافتگان در آلبانی ـ ایران آزادی ـ ۲۱٫۰۹٫۲۰۱۸

این بار میخواهم سرگذشت خودم و  چگونگی پیوستن خود به فرقه ضد انسانی مجاهدین خلق را برای شما بازگو کنم.
من هیچ رابطه  یا شناختی از سازمان مجاهدین نداشتم و حتی آشنایی حداقل هم با مناسبات و دیدگاه های سیاسی این سازمان نداشتم و در حال تلاش برای خودم و خانواده ام بودم و از اینکه در میهنم ایران زندگی می کردم بسیار راضی و خرسند بودم و اگر سختی هم بود با امید به خوشی ها آسان می شد.
این شرایط می گذشت تا یک روز با یک نفر  در ایرانشهر آشنا شدم ،درست ابتدای نورزو و اول فروردین  ۱۳۸۰ بود. فرد مورد نظر  رابط سازمان مجاهدین بود و بعدها متوجه شدم که نقش پیک را برای فرقه مجاهدین بازی می کند و افراد معرفی شده توسط این فرقه  را به عراق می برد.

بعد از دو هفته آشنایی با این فرد او پی برد که  من قصدرفتن به خارج از کشور از طریق پاکستان را دارم ، او در این فاصله از فرقه مجاهدین هم صحبت می کرد و  خوبی های آنها را بیان و ستایش می کرد و من گوش می دادم. تا اینکه یک روز گفت من یک راه حلی برای رفتن تو به اروپا دارم . پرسیدم چگونه؟

او گفت من ابتدا شما را به پاکستان می برم و به سازمان مجاهدین معرفی می کنم و آنها تو را به صورت قانونی از  پاکستان به عراق می برند و بعد از سه ماه بگو می خواهم به فرانسه بورم و هوادار شما باشم  و انها تو را به اروپا می فرستند ، خیلی سریع و قانونی و نه اینکه قاچاقی باشد و به این ترتیب راحت به اروپا می روی .

من عمق ماجرا را نمی فهمیدم و  حرف های فرد رابط سازمان مجاهدین را باور کردم، هر چند که او خود را کامل معرفی نکرده بود . ما با یکدیگر از ایرانشهر به پاکستان رفتیم . یک شب در هتل بودیم و روز بعد او من را به یک نفر دیگر تحویل داد که اسم مستعار او محسن بود. او هم بلوچ بود و به زبان انگلیسی ،پاکستانی  و بلوچی مسلط بود. با هم رفتیم به یک آپارتمان ، فکر کنم طبقه سوم بود ، وقتی وارد شدیم چند نفر دیگر هم آنجا بودند . با آنها سلام و احوالپرسی کردم به نظر می رسید که آنها زودتر از من به دام افتاده بودند، چرا که  یک هفته بعد از  آنجا رفتند. دیگر فقط من و یک نفر دیگر مانده بودیم. کم کم در آن تنهایی برای ما فیلم های سازمان و  سخنرانی های مسعود رجوی و مریم رجوی را می گذاشتند تا بیشتر آشنا بشویم . خلاصه بعداز سه هفته گفتند که مدارکم اماده شده است و به عراق خواهیم رفت . ابتدا به اردن رفتیم و سپس به سمت بغداد.
دو نفر به استقبال ما آمدند. آنچنان از ما استقبال کردند و خودمانی گرم گرفتند مثل اینکه سال هاست ما را می شناسند. هرکس این استقبال آنها را می دید ، می گفت حتما این دو نفر  از اعضای خانواده آنها هستند . من ازاین استقبال خیلی صفا کردم و با خودم گفتم اینها همان آدم هایی هستند که من دنبالشون می گشتم.

ما آن شب به مقری در بغداد رفتیم و روز بعد به سوی محلی که آنها اشرف صدا می کردند، رفتیم. دوم اردیبهشت بود. یادم آمد که همین یک ماه قبل اول عید درایران بودم، یاد کوچه پس کوچه های خیابان های شهرم افتادم. کمی دلم گرفت ولی فکر آینده و سرنوشت و زندگی بهتر من را آرام می کرد. به سمت اشرف در حالحرکت بودیم، آن موقع اشرف هنوز برای من غار و یک قلعه تو در تو و بن بست نشده بود، دوست داشتم زودتر به آنجا برسم ببینم کجاست. تا اینکه به اشرف رسیدیم. دم درب آدم های مختلفی با لباس فرم های یکسان در حال نگهبانی بودند همه دست تکان می دادند و لبخند می زدند، آنها هم مثل اینکه من را سال های سال است می شناسند، من هم برای آنها دست تکان می دادم و لبخند می زدم. شاید لبخند آنها به دلیل حضور در فرقه معنی دار بود، ولی من از ته دل لبخند می زدم.  ولی نه آنها می دانستند رجوی چه سرنوشتی را می خواهد برای ما رقم بزند و نه من. گفتند باید ابتدا برویم محلی که اسمش پذیرش و ورودی نام گرفته بود.

ادامه دارد

*** 

بی بی سی فارسی و برنامۀ پرگار در مورد فرقۀ رجوی (نیازی به نظر سنجی در ایران نیست. در همین خارج کشور نظر سنجی می کردید)ا

از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

Mojahedin_Khalq_MEK_Ch_4_News_AlbaniaThe shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian government

MSNBC_Massoud_KhodabandehMassoud khodabandeh: No decent American intelligence officer would say MEK is trustworthy because it is a Destructive Cult.

Sir_David_Amess_MP__Maryam_Rajavi_Cult_MEK_Mojahedin_Khalq_Saddam_TerrorismThe Iranian Cult and the British Gentlemen (Mojahedin Khalq, MEK, MKO, NCRI, Maryam Rajavi Cult)

Document on Mojahedin Khalq released by RAND (The Mujahedin-e Khalq in Iraq, A Policy Conundrum)

‘No Exit’ – Human Rights Abuses Inside the Mojahedin Khalq Camps – Human Rights Watch, May 2005

(Rajavi cult or MKO aslo known as Saddam’s Private Army)

Maryam Rajavi Saddam's private army NCRIIntroducing Maryam Rajavi as a human rights activist is the wrong tool for the wrong job

Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) Our Men in Iran? (Seymour M. Hersh, The New Yorker, April 2012)

US Forces Albania To Take IS Fighters After Hosting MEKUS Forces Albania To Take IS Fighters After Hosting MEK

European_Parliament_Against_Maryam_Rajavi_Mojahedin_Khalq_MEK_MKO_TerroristsMEPs discuss Mojahedine-E Khalq (MEK) Threat in #Albania

مصاحبه احسان بیدی در آلبانیمتن ترجمه مصاحبه آقای احسان بیدی با روزنامه دیتا در آلبانی

هشدار احسان بیدی در مورد شرایط اعضای سازمان مجاهدین در آلبانی
https://youtu.be/7Kv4TzhfhGY?list=PLKBykDl9S9ONhSVUeVcRSQp01sjE0HGUW

تولدی دوباره
https://youtu.be/0zrJEbiCFvc

ژرار دوپره لابی مریم رجوی در پارلمان اروپاMEP Gérard Deprez claims 265 parliamentarians support Rajavi’s MEK. Really?

مریم رجوی البغدادی مجاهدین خلق داعش تروریسم تهرانISIS Drew On MEK Expertise For Terror Attacks On Tehran (aka Mojahedin Khalq Rajavi cult)

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsAlbania’s destabilization? You have forgotten hundreds of Mojahedin!

نمایندگان پارلمان اروپا جلسه بحث در مورد مجاهدین خلق فرقه رجویDebate in the European Parliament ‘What is to be done about the Iranian Mojahedin Khalq (MEK)?’

تروریسم در تهران مجاهدین خلق داعش عربستان سعودیIran: MKO, Saudi behind terror attacks – Saudi Minister Refuses to Condemn Tehran Shootings

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsAlbania’s destabilization? You have forgotten hundreds of Mojahedin!

همچنین:

  • حسن شهباز، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، بیستم دسامبر 2018:… مثلا ميگفتند دركجاى دنيا درارتش ها ديده ايد كه نفرات رده بالا ، با رده هاى مختلف و با سابقه ، در تمام مزايا و امتيازات با كسى كه تازه از راه رسيده ، برابر باشد ، حتى محل استراحت و خورد و خوراكشان هم يكى باشد ، و اين را عين برابرى

    Read More….

    محمد عظیم میش مست، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، هفدهم دسامبر 2018:… همانطور كه در اعلام جدايي خودم گفتم با توجه به آنچه كه در اين ساليان سياه بر من و امثال من گذشت بر آن شدم كه صداي خفته و خسته قربانيان آن ساليان فريب شوم و حداقل تلاشي در راستاي تنو

    Read More….

    حسن حیرانی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، پانزدهم دسامبر 2018:… این دو عامل باعث شد که به طور محدود و بسیار مانیتور شده بدون دیدن خود صفحه فیسبوک افراد صفحاتی که برایشان درست شده بود به طور مکانیکی يا همان ربات یکسری اخبارها را در حمایت از مقاو

    Read More….

    نقض حقوق بشر توسط مچاهدین خلق فرقه رجوی در آلبانیعلی هاجری، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، یازدهم دسامبر 2018:… در تاریخ ۱۳۹۶/۷/۱۱ بعد از بحثهای طولانی که با من شد که از رفتن منصرف شوم ولی از آن جایی که دیدند من بر سر خروج از فرقه جدی هستم به من ابلاغ شد که دو ماه باید بمانم بعد بروم چ

    Read More….

    موسی دامرودی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، هشتم دسامبر 2018:… شما، مسعود رجوی و مریم رجوی ،  که دم از شرف میزنید ، از کدام شرف سخن می گویید؟  شرف مبارزه با خانواده؟  ننگ برشما و شرفتان . شما ای فرقه مجاهدین ! که هر انسان آزاده ای را مزدور می خوانید. مزدور رهبرتان است که برای رسیدن به قد

    Read More….

    نقض حقوق بشر توسط مچاهدین خلق فرقه رجوی در آلبانیمحمد عظیم مییش مست و غلامرضا میرزایی، نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، ششم دسامبر 2018:… حالا که  دیگر حنایش پیش اربابان جهانخوارش هم رنگی ندارد و دیگر کسی آنها را به بازی نمی گیرد میدان جنگ جدیدی پیدا کرده است و دشمن و تهدید را در «جدا شدگان

    Read More….

    مالک بیت مشعل، نجات یافتگان در آلبانی، سوم دسامبر 2018:… و اما رجوی بیگانه با وطن ! تو اگر راست میگی که ایرانی هستی و دموکراتیک و هزار حرف دیگه که یک پاپاسی ارزش نداره ایرانی ها رو دور خودت جمع کن نه اینکه روز به روز اون مثلا شورای ملی که شورای رجوی هست نفراتش کم تر نشوند هرچه ادم ملی و وطن پرست هرجا می فهمند که

    Read More….

    علی هاجری، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، اول دسامبر 2018:… بعد از چند روز اقامت در اشرف از دوستی سئوال کردم اینکه گروهان ماست پس لشکر کجاست با تمسخر گفت بابا به همین دویست نفر میگویند لشکر باور نکردم ولی در کمال تعجب دیدم درسته . واقعا خنده دار بود که صد یا دویست نفر معادل یک لشک

    Read More….

    منوچهر عبدی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، بیست و پنجم نوامبر 2018:… آلان هم در آلبانی مریم قجر بیتوته کرده که جلوی فروپاشی و ریزش نیروی را بگیرید و همان خط عراق را در اینجا هم میخاد پیاده کند و باز هم مثل هر سال که به بهمن ماه نزدیک میشویم وعده های پوشالی و نشست های پی درپی شروع میشود که 

    Read More….

    حسن شهباز، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، تیرانا، بیست و دوم نوامبر 2018:… گفته بودند كه اگر آّمريكايى ها سرزده وارد شدند و خواستند سوالى بكنند ، بگوييد براى ديدار آمده ايد و ميتوانيد اسم يك مسئولى را هم كه ميشناسيم به عنوان فاميل و آشنا به اونها بدهيم. حدالامكان لباس نظامى نم

    Read More….

    غلامعلی میرزایی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، بیستم نوامبر 2018:… فرزند من كه بعد از سي وهفت سال براي ديدن من بيايد مزدور است اما فرزند رجوي واحمد واقف وديگران بايستي با اسامي مستعار كه توسط اين فرقه براي آنها تهيه شده است در بهترين دانشگاهها باشند. ماهانه پول خون ودست رنج تك تك ما را

    Read More….

    مالک بیت مشعل، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، نوزدهم نوامبر 2018:… واقیعت این است که من وقتی در داخل سازمان می شنیدم که می گویند در سازمان مجاهدین افراد ” مغزشویی ” می شوند ، خنده ام می گرفت و از خودم می پرسیدم مغزشویی چیست؟ آیا یک دستگاهی هست که آدم را با آن مغزشویی می کنند یا اشعه ای هست و خلاصه … 

    Read More….

    حسن حیرانی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، چهاردهم نوامبر 2018:… آیا به کشتن دادن افراد دراشرف که خود ما زمانی آلت دست شما بودیم وبه دستور تشكيلاتي عراقی ها را تحریک می‌کردیم که شلیک کنند و بالطبع نفرات کشته شوند آیا اینها اعدام نیست؟ آ�

    Read More….

    Maryam Rajavi MEK MKO NCRI keyboard warriors trolls Albaniaمنوچهر عبدی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، هفتم نوامبر 2018:… میخواهید نشان بدهید که زندگی عادی دارید و دیگر نظامی نیستید ولی درزندان اشرف 3 اردوگاه شبه نظامی درست کرده اید تلاش فرقه رجوی برای سفید نمایی گذشته تاریک خود در آلبان

    Read More….

    albania_ُMaryam_Rajaiv_Attack_Survivors_Of_MEK_MKO_Mojahedin_Khalq_Terror_Cultغلامعلی میرزایی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، پنجم نوامبر 2018:…  چرا اطلاع ندادید که خانواده های ما برای دیدن ما به پشت دیوار اشرف آمده بودند؟  خانواده هایی که با درد و رنج  و  هزينه شخصی خود  آمده بودند، چرا از جانب مسعود رجوی ”

    Read More….

    Ali_Hajari_MEK_Maryam_Rajavi_cult_Sorvivor_Tirana_Albaniaعلی هاجری، نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، دوم نوامبر 2018:… بله با فریبکاری نیرو را حفظ میکردند یکی از کارهای چندش آور فرقه قرار دادن اعضای تشکیلات در مقابل خانواده هایشان بود که پشت دیوارهای اشرف و لیبرتی در عراق آمده بودند که من هم یکی

    Read More….

    albania_ُMaryam_Rajaiv_Attack_Survivors_Of_MEK_MKO_Mojahedin_Khalq_Terror_Cultمحمد عظیم میش مست، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، بیست و ششم اکتبر 2018:… ببینید سقوط تمامی ارزشهای اخلاقی و انسانی را در این مدعیان دروغین آزادی و دمکراسی. من خطاب به سردسته این باند جانی و فاسد ، یعنی مسعود

    Read More….

    Hassan_shahbazحسن شهباز، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، بیست و پنجم اکتبر 2018:… البته اين حرف را من از خودم نميگويم گواه و سند اين حرف من همين روانپزشكانى هستند كه توسط كميسارياى عالى پناهندگان سازمان ملل متحد استخدام شده اند و تمام افراد جدا شده از فرقه تحت درمان هستند و هر هفته دو جلسه زير نظر روانپزشكان دوره روان درمان

    Read More….

    Mosa_Damroodi_Sorvivor_MEK_Rajavi_Cult_Albaniaموسی دامرودی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزای، بیست و دوم اکتبر 2018:… رهبری فرقه مجاهدین اينگونه كارهايشان را بزك ميكردند که بتوانند قدرت اعمال نفوذ بیشتری بر نفرات داشته باشند. در این شرایط بود که علیرغم اینکه هیچ اشراف و شناختی از زندگی و مشک�

    Read More….

     ehsan_Bidi_Tirana_Albaniaاحسان بیدی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، بیست و یکم اکتبر 2018:… بدون تردید اربابان رجوی بخوبی  کشتار افسران امریکایی  را در زمان مبارزه تروریستی و مسلحانه علیه رژیم شاه را به خاطر دارند ، همچنین به یاد دارند که سازمان مجاهدین خلق و رهبری ان نقش محوری در قتل نیروهای آمریکایی و گسترش  شعار ها