دکتر جمشید تفریشی از دانمارک، میهمان تلویزیون مردم تی واشنگتن

دکتر جمشید تفریشی از دانمارک، میهمان تلویزیون مردم تی واشنگتن

Dr.Jamshid_Tafreshi_Mardom_TVجمشید تفرشی در مصاحبه با پارسا سربی، مردم تی وی، هفدهم اکتبر ۲۰۱۸:… اگر این شخص رجوی ذره ای شرافت داشت. اگر این شخص رجوی ذره ای غیرت داشت. که در نظامهای کلاسیک فرمانده، و در نظامهای پارتیزانی باز فرمانده، اگر مسئول شکست عملیاتی باشد باید درجا یک گلوله خالی کند به مغز خودش که وای من این همه نیرو را بی جهت به کشتن دادم. ولی این آقای رجوی … 

جمشید تفرشی عضو سابق مجاهدین خلقتامین منافع استعمارگران ـ تبدیل سازمان مجاهدین به فرقه رجوی

لینک به منبع

دکتر جمشید تفریشی از دانمارک – عضو جدا شده ​ سازمان مجاهدین  میهمان تلویزیون مردم تی وی

دکتر جمشید تفرشی از اعضای سابق مجاهدین خلق ایران … اگر این شخص رجوی ذره ای شرافت داشت. اگر این شخص رجوی ذره ای غیرت داشت. که در نظامهای کلاسیک فرمانده، و در نظامهای پارتیزانی باز فرمانده، اگر مسئول شکست عملیاتی باشد باید درجا یک گلوله خالی کند به مغز خودش که وای من این همه نیرو را بی جهت به کشتن دادم. ولی این آقای رجوی بجای این که بیاید کوچکترین انتقادی از خودش بکند تمام گناهان را انداخت به گردن نیروها که شما چکار می کردید در چهارزبر؟ به فکر چه بودید؟ به فکر زنت بودی؟ به فکر بچه ات بودی؟ خوب نادان! آخه وقتی که سلاح ندادی، آذوقه ندادی و کمکهای دیگر را ندادی پس به چه باید …

(پایان)

***

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33228

برادر مجاهد جان مک کین قصاب ؛ فرقه بیوه رجوی را بی پدر کرد !ا 

Jamshid_Tafreshi_FBجمشید تفرشی، صفحه فیسبوک، بیست و نهم اوت ۲۰۱۸:… مریم عضدانلو قجر ؛ مانیفست حکومتی عقب مانده و ایران ستیز و تجزیه طلبانه خود را در حضور مک کین قرائت کرد. در این مانیفست ؛ قاتل کردهای عراقی یعنی مریم عضدانلو قجر که بدستور صدام آنان را به قتل رسانده بود ؛ در اینجا طرح خودمختاری کردستان ایران را مطرح میکند. یعنی طرح تجزیه ایران و از بین بردن … 

مک کین و مریم رجوی و لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایرانشهید فروشی (اهدای کتاب شهدای مجاهد خلق به جان مک کین)ا

لینک به منبع

“وتران ” (۱) – برادر مجاهد جان مک کین قصاب ؛ فرقه بیوه رجوی را بی پدر کرد !

جان مک کین ؛ در سمت خلبان جنگنده های تهاجمی نیروی دریایئ آمریکا فعالیتهای نظامی خود را آغاز کرد.مک کین پنج سال و شش ماه در اسارت نیروهای ویتنام بود. در سال ۱۹۸۱ از نیروی دریایی آمریکا بازنشسته شد و در سال ۱۹۸۲ به نمایندگی از ایالت آریزونا به عضویت مجلس نمایندگان آمریکا درآمد.

دلیل دشمنی “وتران ” جان مک کین با ایران :

جمشید تفرشیجان مک کین فقط با ایران و مردم ایران دشمنی نداشت ؛ بلکه با کشورهای منطقه ایران هم سرستیز داشت. سابقه این دشمنی هم به زمان جنگ ویتنام برمیگردد. اسارت مک کین از ۲۶ اکتبر ۱۹۶۷ آغاز شد. او در حال بیست و سومین ماموریت بمباران بر فراز ویتنام شمالی بود که اسکای هاک A-4E او مورد اثابت موشکی قرار گرفت و بر فراز هانوی سقوط کرد. هنگامی که در دریاچه تروک باک فرود آمد ؛ در حال خفگی قرار داشت که ویتنامی ها او را برای بهره گیری جهت تعویض اسراء نجات دادند. ولی آنها مک کین زخمی را که دچار شکستگی استخوان و زخم های شدید بود ؛ از مداوا سر باز زدند و به همان صورت در سلولی از وی نگاهداری کردند. ولی روزنامه های آمریکایی با دادن اطلاعات غلط به اذهان عمومی و بنا بر دستور پنتاگون ؛ نوشتند که مک کین زخمی مورد مداوا قرار گرفته است.

مک کین در سال ۱۹۷۳ از زندان آزاد شد ولی صدمات جسمی جنگ باعث شده بود که او نتواند بازوانش را بالاتر از شانه هایش بالا ببرد. ولی فقط صدمات جسمی نبود ؛ بلکه صدمات روحی زندان و شکنجه دوران زندان ؛ او را بیشتر آزار میداد.

بنا بر گزارش مرکز اطلاعات اجرای احکام اعدام آمریکا ( DPIC ) از هر ده محکوم به مرگ این کشور یکی ” وتران ” یا همان کهنه سرباز آمریکایی هست.

طبق بررسی مرکز علمی و تحقیقاتی واشنگتن ؛ اکثر این کهنه سربازان زمان جنگ ویتنام ؛ دچار بیماری ” اختلال تنش زای پس از رویداد ” ( PTSD ) هستند و این بیماری شایع ترین اختلال میان سربازان بازنشسته ارتش آمریکا هست که مک کین هم استثناء از آن نبود.

برای همین مک کین پیوسته در پی انتقام دوران اسارتش بود. او در تمام طرحهای خائینانه آمریکا در منطقه رل اساسی را بازی میکرد. مک کین صدها موشک بر روی مردم بیگناه ویتنام ریخته و صدها انسان معصوم را کشته بود و خود را یک قهرمان جنگی اعلام میکرد. حال اینکه حتی ترامپ او را مسخره میکرد و میگفت که او یک قهرمان جنگی نیست ؛ بلکه یک اسیر جنگی هست.

رونالد ترامپ این موضوع را بطور علنی در یکی از پروپاگانداهای انتخاباتی خود در سال ۲۰۱۶ بطور علنی مک کین را به سخره گرفت که او یک اسیر جنگی بوده و نه قهرمان جنگی.

او رد سال ۱۹۸۱ از نیروی دریایی آمریکا بازنشسته شد و در سال ۱۹۸۲ به نمایندگی از ایالت آریزونا به عضویت مجلس نمایندگان در آمد تا بهتر بتواند نقشه های دشمنانه خود بر علیه ایران و کشورهای منطقه را بجریان بیندازد.

شخصا با جان مک کین در جریان شهادت دادن بر علیه فرقه تروریستی رجوی آشنا شده و بمدت چند دقیقه با هم صحبت کردیم. ولی بعد از آن هرگز با این ” پدر بی پدر ” دیگر ارتباطی نداشتم .

دلایل علاقه جان مک کین به فرقه تروریستی رجوی :

مک کین در اثر همان بیماری ” اختلال تنش زای پس از رویداد ” و با حوادث رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی ؛ بهترین شیوه برای انتقام از حکام ایرانی را در فرقه رجوی جستجو میکرد. چرا که سابقه خیانت آنان برای وی و لابی های سرمایه گذار وی کاملا مشخص بود. فرقه سالها و در بحبوحه جنگ ایران و عراق در خدمت صدام حسین قرار داشت و خدمات شایانی برای صدام حسین انجام داده بود.

مریم عضدانلو قجر ؛ مانیفست حکومتی عقب مانده و ایران ستیز و تجزیه طلبانه خود را در حضور مک کین قرائت کرد. در این مانیفست ؛ قاتل کردهای عراقی یعنی مریم عضدانلو قجر که بدستور صدام آنان را به قتل رسانده بود ؛ در اینجا طرح خودمختاری کردستان ایران را مطرح میکند. یعنی طرح تجزیه ایران و از بین بردن استقلال سرزمین چندین هزارساله ما .

جان مک کین بیمار روحی روانی ؛ این دشمنی آشکار با تمامیت عرضی سرزمین ما را در هشتم فوریه این چنین عنوان کرده بود ” من همچنان اندیشناک جاه طلبی انان هستم که چیرگی ایرانی بر منطقه به ازای تاریخ است “

کسانیکه شم سیاسی و سواد سیاسی دارند ؛ معنی این سخنان را درک میکنند. سخنان ایران ستیزانه مک کین ؛ اصلا بر علیه آخوندهای حاکم بر سرزمینمان نیست ؛ بلکه هدف او تمامیت ارضی و سربلندی ایران عزیز ما هست . او بطور تلویحی میگوید که ما ایران را ضعیف خواهیم کرد ؛ ما ایران پارچه پارچه خواهیم کرد تا هوس نکند به امپراطوری گذشته برگردد .

کما اینکه اردشیر زاهدی در روزنامه هرالدتریبون به اظهارات ایران ستزانه وی شدیدا اعتراض کرد .

مشکل جان مک کین و لابی های سرمایه گذارش ؛ حکومت اسلامی و اسلام نیست ؛ چرا که رئیس جمهور خود خوانده فرقه رجوی مریم عضدانلو قجر ؛ لچک بسر در حضور وی سخنرانی میکند و سپس نوار صوتی مسعود رجوی گور به گور شده پخش میشود که میگوید حکومت ایده آل وی ؛ حکومت عدل علی هست . یعنی دقیقا همان شیوه خمینی دجال که هنگام به قدرت رسیدن میگفت الگوی حکومت وی ” حکومت ناب محمدی ” هست .

مانیفست فرقه رجوی هم ” حکومت عدل علی ” هست ؛ یعنی دو روی یک سکه چه حکومت عدل علی ؛ چه حکومت ناب محمدی.

در حقیقت برای جنایتکاران جمگی مثل جان مک کین فرقی نمیکند که حکومت ناب محمدی باشد ؛ یا حکومت عدل علی . برای دشمنان ایران مهم ان هست که ایران ویران شود ؛ ایران پارچه پارچه شود ؛ چرا که ایرانی مستقل ؛ ایرانی یکپارچه و مقتدر و دارای دموکراسی و حکومت مردمی ؛ با دکترین جان مک کین و مک کین ها مغایر هست .

زنده و جاوید باد ایران
نابود باد دشمنان ایران

(۱) – وتران / به کهنه سربازان آمریکایی گفته میشود.

(پایان)

***

محمد حنیف نژاداز کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=19545

مهدی ابریشم چی ـ بی رگ ترین موجود دنیا را بهتر بشناسیم 

جمشید تفرشی، بیست و نهم ژوئن ۲۰۱۵:… بالام جان کتده نه خبر ؟ اششک لر دوغوب ؟ فامیل لرچوخالیپ ؟ ترجمه : چه خبر از روستا ؟ خرها زائیده اند ؟ اعضاء فامیل زیاد شده ؟ تصور میکنید این شنیع ترین بصطلاح شوخی از چه کسی هست ؟ نه اشتباه نکنید این جلف بازی منصوب به سید کریم دلقک دربار پهلوی نیست . بلکه نزدیکترین فرد به رهبر فرقه یعنی مهدی ابریشم چی ؛ کسی که خود فرزند ناخلف آذربایجان …

نگاهی به گزارش عملیات جاری مهدی ابریشمچی؛ بی‌مسئولیتی، خیانت و جنایت

(با تشکر از آقای تفرشی دریافت شد – ایران اینترلینک)

مهدی ابریشم چی ـ بی رگ ترین موجود دنیا را بهتر بشناسیم

نام مهدی ابریشم چی در خواننده و شنونده به لحاظ کاراکتر ؛ موجودی بی رگ و در فرهنگ غنی پارسی و محاورات اجتماعی ایران مردی بی غیرت را تداعی میکند که نه تنها در ایران و خاورمیانه ؛ بلکه در سرتاسر جهان بی رگ ترازاو یافت نشده و نخواهد شد . موجود بی غیرتی که از روابط پنهانی همسرش مریم عضدانلو قجر با مسعود رجوی خبر داشت ولی جرات نشان دادن کوچکترین واکنشی را در خود نمی یافت .تا اینکه نهایتا با دستان خویش همانند یک کالای پشت ویترین ؛ خانم مریم را به فرد کاریزماتیک و رهبرفرقه هدیه نمود . مهدی ابریشم چی در عملی کاملا مغایر با فرهنگ ؛ معتقدات و آداب و رسوم ایرانیان و بدون کوچکترین رعایت قوانین مذهبی مرسوم در دین اسلام همسر قانونی و شرعی خود را طلاق داد و بلافاصله وی را به حجله رهبر فرقه فرستاد . فرقه ای ها و بخصوص رهبرظاهرا خود را پیرو اسلام و تشیع می نامند . یکی از مرسوم ترین ارکان تشیع حفظ عده سه ماه و ده روزه زنان برای عقد با مرد دیگری هست. مسعود رجوی برای اینکه ازآخوندهای متحجر عقب نیفتد ؛ خود را ولی امرفرقه مینامد . وی این رکن اساسی شیعه را برای رسیدن به حجله زود هنگام ؛ با فتوائی لغو و حفظ عده خانم مریم را غیر ضروری و نامطلوب اعلام نمود . همانند آخوندهای همگن ؛ دست اینها برای پرده پوشی کثافت کاریهایشان با صدور فتوا ؛ بازمیگردد . یکی دیگراز ارجحیت های رجوی بر آخوندها ؛ خلاقیت وی درحماسه پردازی هست . او میتواند با صحنه های نمایشی هر امر عادی وپیش پا افتاده ای را به برکت سخنوری و روضه خوانی همانند حماسه ای عظیم و بی بدیل به مریدان غالب نماید . در فضاحت و رسوائی حادثه غیر اخلاقی طلاق اجباری و ازدواج قبیله ای نیز چنین کرد . برای سرپوش گذاردن به افتضاح زنبارگی و اقدام بی شرمانه و نامتعارف و برای کاستن از واکنش اعضاء و هواداران ؛ حرکت ناشایست خود را بنام انقلاب ایدئولوژیک غالب نمود . حتی به اینها نیز بسنده نکرده ؛ همانند آخوندهای رسوای حاکم بر سرزمینمان از قران و حدیث و آیه نیز یاری گرفت تا بگوید اقدام من ریشه شرعی دارد و برای حفظ بیضه مبارک اسلام ؛ امری ضروری بود که مریم خانم را به زوجیت خویش در بیاورم . این امرربطی به زنبارگی و روابط عاشقانه غیراخلاقی و پنهانی ما نداشته و هدف ایدئولوژیک بود تا ستون خیمه اسلام همچنان بر افراخته و جنگ با رژیم ایران به مرحله سرنگونی نزدیکتر شود ـ امان از حقه بازیهای از نوع اسلامی ـ . مهدی ابریشم چی این بی رگ ترین سیب زمینی قرن نیز دست به سینه ؛ این حماسه تاریخی را گوش میکرد و در عالم هپروت فرو رفته بود . رهبر او را به پهنه بیکران آسمان و سروش داوودی قرآن و خروش سهمناک اقیانوس و شتاب هواپیمای خلبان معزی و گرز رستم بر فرق افراسیاب و هر حماسه ای که به یاد دارید ؛ تشبیه کرد . چون مهدی ابریشم چی زیباترین زن آنروز فرقه ؛ یعنی همسر شرعی و قانونی خود را در اقدامی بی شرمانه تقدیم رهبر نموده بود وباید او را قهرمان میکرد.ابریشم چی میدانست که اگر روابط عاشقانه و پنهانی مریم با رهبر فرقه آشکار گردد ؛ موجب ناخرسندی مریدان و دستمایه تبلیغات سوء حکومت آخوندی خواهد شد ؛ برای همین ترجیح داد مریم را تقدیم رهبر کند که خیرش را ببرد .

اخیرا دیداری داشتم با یکی از همرزمان سابق که خوشبختانه از چنگال خونین فرقه رها گشته و قدم به دنیای آزاد گذارده است . ضمن یادآوری خاطرات جهنمی دورانی که با هم بودیم ؛ ناگهان اشاره نمود که هیچ میدانستی شریف ( نام سازمانی ابریشم چی ) برای خنداندن جمع تو را تقلید میکرد ؟ از شنیدن موضوع جا خوردم ؛ گو اینکه قبلا نیز یکی از عزیزان جدا شده همین موضوع را گفته بود . قاعدتا در جهان امروز موضوع تقلید افراد مشهور و محبوب امری عادی و بخشی ازتفریحات روزمره و جزئی از روابط اجتماعی هست . شخصیتی که مورد تقلید قرار گرفته نه تنها هیچ اعتراضی نمیکند بلکه خود نیز در جهت قوت بخشیدن به این مقوله اجتماعی ؛ هنرمند را مورد تشویق هم قرارمیدهد . ولی تقلید شدن از طرف موجودی همانند مهدی ابریشم چی برای من یکی اهانت و گستاخی محسوب میشود . درتنظیم رابطه تشکیلاتی هم همگان بر این موضوع واقف بودند که من کوچکترین ارزشی برای این فرد قائل نبودم ؛ حتی این مطلب بگوش رجوی هم رسیده بود . ولی درراستای ضوابط تشکیلاتی و به این دلیل که افراد در محیطی بسته قرار دارند ؛ ناچارا باید همدیگر را تحمل میکردیم . با این شخص در یک محل مشترک سازمانی بیگاری میکردیم ( بصطلاح ستاد پشتیبانی) و ساکن یک آسایشگاه بودیم . با تمام تلاشی که برای نزدیک شدن به من بخرج میداد هرگز نمیتوانستم خودم را متقاعد بکنم که این روابط را برقرار نمایم . مهدی ابریشم چی شخصا فاقد بلوغ سیاسی و لمپنی بی قواره هست که سعی میکند خود را مجذوب رهبر عقیدتی و حل شده در وی جلوه بدهد . با توضیحاتی هم که در وصف وی رفت ؛ او را یکی از چهره های شاخص فرقه قرار داده که بعنوان مطیع ترین طعمه در کنار رهبر فرقه ایستاده است . این اطاعت کامل از رهبر فرقه ؛ نماینگر آن هست که وی نیز درتمام جنایات شریک و هم رای او هست . علاوه بر اینها باید اضافه نمود شکنجه افراد ناراضی ؛ قتل افراد بیگناه و معصومی که برای رهائی از ظلم و ستم اسارتگاههای صدام حسین به اشرف آمدند و دهها مورد دیگراز این دست اعمال غیر انسانی که یا مستقیم مرتکب شده و یا با فرمان وی انجام میگردد؛ فقط بخش کوچکی از جنایات مرتکب شده ابریشم چی هست . او بر اساس قانونمندی فرقه ای یک عقب مانده فکری و ذهنی هست که هیچگونه سنخیتی با انسان و جامعه مدرن و متمدن ندارد . چرا که در مغز وی اینگونه تزیق کرده و گنجانده اند که باید مطیع رهبر عقیدتی باشی و همانند گوسفند پشت سر زن سابق ات و همسرش راه بیفتی . البته پاره ای از وقتها وظیفه سگ گله را هم بعهده دارد تا پاچه مخالفان را بگیرد. انسان مدرن توانائی آن را دارد که از اختلاف عقاید استقبال و از آنها آگاه شود و در عین حال نیازی ندارد که از بیم پاشیده شدن حال مشروع و یا نامشروع * جهان بینی * خویش عقاید دیگران را نفی و آنان را دشمنان بالفطره بنامد . همچنین قانونمندی دیگر فرقه غرق کردن اعضاء در دگماتیزیم کامل هست . بدین صورت کسانی را که از نظر عقلانیت وقدرت و خلاقیت بالاتر از آنان قرار دارند ؛ کورکورانه نفی کرده و تقبیح میکنند . وقتی هم که منطق در کار نباشد و لمپنیزیم فرقه ای هم حاکم گردد ؛ حاصلی جز اطاعت کورکورانه ودلقک بازی و حرکات جلف و لمپنیزیم نخواهد داشت .

ابریشم چی در نقش سید کریم دلقک درباری

بالام جان کتده نه خبر ؟ اششک لر دوغوب ؟ فامیل لرچوخالیپ ؟ ترجمه : چه خبر از روستا ؟ خرها زائیده اند ؟ اعضاء فامیل زیاد شده ؟ تصور میکنید این شنیع ترین بصطلاح شوخی از چه کسی هست ؟ نه اشتباه نکنید این جلف بازی منصوب به سید کریم دلقک دربار پهلوی نیست . بلکه نزدیکترین فرد به رهبر فرقه یعنی مهدی ابریشم چی ؛ کسی که خود فرزند ناخلف آذربایجان هست و حتی روزگاری افتخار همنشینی با یکی از سرداران نامی ایران زمین موسی خیابانی را هم داشت ؛ این جفنگیات را می پرسید . این نا شریف موسوم به شریف هر موقع به من میرسید با این جفنگیات بصطلاح این گونه شوخی میکرد . هرغروب با یکی از مردان فاضل سرزمینمان که ازهمشهریان بزرگوارم بود قدم زنان به فیافی میرفتیم . شریف معولا با اتومبیل میامد وقتی به من میرسید ؛ شیشه را پائین میکشید وبا صدا کردن به اسم ؛ جمله بالا را تکرار کرده و گاز میداد و میرفت . پدر که از فرهنگیان فرهیخته تبریز و دو فرزند نازنینش ـ یک دختر و یک پسر ـ را در عملیات جنون آمیز رجوی بنام فروغ از دست داده بود ؛ از موضوع بسیار دلخور میشد . به ایشان میگفتم من زیاد جدی نمیگیرم ؛ شما هم جدی نگیرید پدر ؛ به هرحال بیشتر از این نباید انتظار داشت از شریف . ولی به پدر قول دادم به احترام ایشان موضوع را تلافی خواهم کرد . در زمان مرگ خمینی که دستور آماده باش داده شده بود ؛ بطور سراسیمه بخشی از سیم خاردارها برداشته شد که بصطلاح گردانها در اطراف اشرف تمرینات رزمی داشته باشند . نگبهانی منطقه هم با ما بود که باز هم بصطلاح اعضاء خودی بودیم . در زیر طوفان وحشتناک شن ؛ نگهبان بودم که اتومبیل شریف را دیدم . باز در همان حال مریم عضدانلو را هم تشخیص دادم که در کنار شریف نشسته است . این بهترین لحظه برای انتقام بود . جلوی او را گرفتم ؛ اول مریم حال و احوال کرد و خسته نباشی در این طوفان شن چرا عینک نزدی و از این صحبتها . اصلا توجه نکردم ؛ درست با همان لحن صدای خودش خیلی بلند داد زدم : شریف کتده نه خبر …..الا آخر . صورت وی همانند لبو سرخ شده بود ؛ دستهایش میلرزید … مریم عضدانلو با خنده گفت همشهری بازی در نیار فارسی بگو. گفتم این اسم رمز بین من و شریف هست ؛ خود شریف ترجمه خواهد کرد . به هرحال و علی رغم میل باطنی ام که اینگونه جفنگیات و دستمایه شدن استعمار و اهانت به هموطنانم را شدیدا محکوم میکنم در راستای قولی که به پدر بزرگوارو نازنین داده بودم ؛ او را در حضور رهبر عقیدتی اش این چنین خوار وافشاء کردم .

اصولا مزاح و شوخ طبعی یکی از خصلتهای برجسته و بسیار زیبای ما ایرانیان هست که از بدو تاریخ جزئی از فرهنگ ما بوده و همچنان باقی خواهد ماند . ولی دلقک بازی و لودگی و اهانت به قومیت ها و به سخره گرفتن گویش یک عده از هم وطنان شریف سرزمینمان فرق میکند با بدیحه سرائی و لطیفه گوئی و شوخ طبعی . این ترفند یکی از حیله های ننگین استعمار کهن و در راس آنها پیر استعمار انگلیس هست که با هدف از هم پاشیدن اتحاد و همبستگی ملی ما ایرانیان ؛ اینگونه جوکهای بی شرمانه را به جامعه ما تحمیل کرده است . جز ایران درکجای دنیا مرسوم هست که افراد یک سرزمین گویشهای مختلف را اسبابی برای خوار و ذلیل نشان دادن و یا بی تمدن نامیدن مناطق مختلف کشورشان بکار ببرند ؟ یکی از دلقکهای معروف درباری در رژیم پهلوی بنام سیدکریم مروج این فرهنگ استعماری بود که ناآگاهانه با مسخره کردن شیوه ها و گویش های مناطق مختلف کشورمان ؛ ارتزاق میکرد . و اما مهدی ابریشم چی که خود را مجاهد و خلقی و مبارز مینامد ؛ با دلقک درباری سید کریم چه فرقی دارد ؟ این شخص نیزغرق در همان گرداب جهل و نادانی استعمار ؛ اینگونه ارزشهای ملی ما را زیر پا میگذارد . در عصر استعمار کهن ؛ در موارد بسیاری با ناسیونالیسم ایرانی مقابله ولی در عوض از ترویج شوونیسم در بین ایرانیان از هیچ ترفندی فرو گذار نمیکردند. شوونیسم اینگونه اقوام یک ملت را از هم جدا میسازد ؛ حقوق آنان را نادیده و موجب برقراری روابط خصمانه ما بین قوم های مختلف یک ملت میگردد .

از دید جامعه شناسی اگر بخواهیم یک فرد را مورد تجزیه و تحلیل شخصیتی قرار بدهیم باید تمام داده ها و پردازه های وی را مورد نقد و بررسی قرار بدهیم . با این داده ها تا حدود زیادی میتوانیم ساختار شخصیتی و انگیزه های پردازشی شخص را تعریف کنیم . حال برای شناخت بیشتر این موجود و دیو نهفته در درون این جانی بالفطره چند نمونه دیگر از کارهای او را بررسی می کنیم . زمانیکه برادران عزیزهموطنمان در دست صدام حسین جانی گرفتار بودند ؛ طرح پیوستن آنها به فرقه در دستور کار قرار گرفت . در چند مورد همراه وی به کمپ اسراء رفتم که البته این نیز جنبه نمایشی داشت . من هم جزء افراد معدودی بودم که کارت عدم تعرض در سرتاسر عراق داشتم و بدون افسر همراه عراقی تردد میکردم . رجوی برای اینکه نشان بدهد در عراق از موضع قدرت برخوردار هست ؛ ما را با اتومبیل های شیک و گرانقیمت اهدائی صدام حسین به کمپ اسراء میفرستاد . تشریح این مورد را به برداران عزیزی که اکنون در داخل کشور مستقرهستند واگذار میکنم که خوب توضیح بدهند در کمپ اسراء به آنها چه وعده هائی داده میشد و بعد از رسیدن به کمپ اشرف چگونه ماهیت اصلی و دیکتاتوری درون گروهی را همانا حس میکردند . بخصوص شریف که بیشتر روی جنیسیت تکیه کرده و با سوء استفاده از حالت روحی برخاسته از اسارت سالهای این عزیزان ؛ به انان وعده ازدواج و زندگی در اشرف را میداد .این وعده را هم با نشان دادن رژه چند باره زنان با انیفورم های کوتاه و آشپزخانه بزرگ با دیگهای پر بار؛ رنگ و لعاب میکرد .

ابریشم چی در نقش جهاد گر داعش :

یکشب در حالیکه دیوانه وار به چپ و راست می دوید ؛ فریاد میزد که سریع اسحله بگیرید یکی از این آشغال ها ـ با پوزش از تمام عزیزان پیوستی که مجبور به نوشتن عین کلمه شدم ـ گریخته و باید او را دستگیر کنیم . اسلحه گرفته سوار شدیم ؛ موقعیت فرد گریخته را که موفق نشده بود از سیم خاردارها عبور کند ؛ به شریف گزارش دادند . همه اتومبیلها پشت سر وی به سمت سوژه حرکت کردیم . نورافکن ها روی شخص زوم شد ؛ شخص فورا دستها را بالای سر گذاشت و بدون حرکت در همانجا نشست . شریف دیوانه وار فریاد میکشید ؛ شلیک کنید . شخص فریاد میزد تسلیم شدم من قصد فرار ندارم … ولی اینها بی تاثیر بود . مهدی ابریشم چی سلاح کمری را از قلاف بیرون کشیده و فریاد زد : به شما گفته بودم سزای فرار از کمپ اشرف اعدام بی چون و چرا هست . در کمال خونسردی و در اوج بیرحمی و ددمنشی همانند داعشی های امروزی سلاح را بر شقیقه فرد نگون بخت گذاشت وشلیک کرد .

ابریشم چی در نقش حاکم شرع و همردیف آخوند جنایتکار خلخالی :

باز یکروزی آنونس دادند هر جا هستید فورا کار را تعطیل و به فیافی مراجعه کنید . سراسیمه به فیافی رفتیم روی یک چهارپایه یکی از اعضاء قدیمی سازمان بنام تقی زشتی نشسته بود و در کنار میزی مهدی ابریشم چی با یک باتوم در دست ؛ زمزمه کنان وعصبی قدم میزد . تقی زشتی قبلا معمم بود و از دوران قبل از انقلاب به سازمان پیوسته بود . بقول فرقه ائی ها شدیدآ مسئله دار بود . میدانستم که او را بصورت تبعید با دوکارگر خارجی در یک محل دور افتاده کمپ به بیگاری گمارده بودند . تقی هم در همان آسایشگاه مشترک ما ساکن بود . یک رادیو دوموج تهیه ـ احتمالا از طریق کارگران ـ و اخبار ایران را دنبال میکرد . شریف با فریاد جلسه محاکمه راشروع کرد ؛ هیچ توضیح نمیدهی فقط با نعم ( آری ) و یا لا ( نه ) جواب میدهی . پرسید : تو یک رادیو دو موج بطور مخیفیانه تهیه و به کانتین برده ای . زشتی گفت : بعله از یک کارگر ….آنچنان نعره ای کشید شریف که سالن فیافی به لرزه درامد . گفتم نعم یا لا و لاغیر ؛ تو اخبار رژیم را گوش میکنی ؟ تقی زشتی بینوا گفت : همیشه نه ؛ باز فریاد کریه ؛ نعم یا لا ؛ تقی جواب داد : نعم . با همین کلمه نعم تقی زشتی جریان محاکمه نیز به اتمام رسید . مهدی ابریشم چی که خود هم قاضی بود و هم بازجو و هم بازپرس و هم وکیل مدافع ؛ ختم جلسه را اعلام و نتیجه دادگاه را به اطلاع حضار که حدود پنجاه نفر بودیم رساند . تقی زشتی در یک محاکمه سه دقیقه ای به اعدام محکوم شد . کاملا درست خواندید بعله حکم اعدام بجرم داشتن یک رادیو دو موج و گوش فرا دادن به اخبارمیهن اش در کمپ اشرف . حکم اعدام تقی زشتی به آینده موکول شد . ممکن هست این موضوع برای بعضی از عزیزان خواننده مقداری عجیب بنظر برسد که در سه دقیقه کسی را بجرم گوش دادن به رادیو به اعدام محکوم کنند . در این زمینه انچه که خوب بخاطر دارم خانم عاطفه که از فرقه جدا شده اند در ان تاریخ فرهنگی قلعه بودند و در جریان محاکمه تقی زشتی حضور داشتند که میتوانند سطور بالا را کاملا تائید کنند .

ابریشم چی در نقش مداح اهل بیت رهبری

همانگونه که گفتم این موجود از نقشی به نقش دیگر در میاید . اگر تقلید مرا هم که کرده قصدی نداشته بر اساس همان ترک عادت موجب مرض دچار چنین خطائی شده است . هنگامیکه تونل مخفیگاه رجوی را تاسیس میکردیم ؛ همه منطقه با خاک ریزاستتار شده بود تا کسی از جریان بوئی نبرد . این طرح بسیار مخفی بود حتی از نفرات بالای فرقه چند نفر بیشتر اطلاع نداشتند . در یک حفاری که حدود سی متری زیر زمین بودم ؛ راننده عراقی لودر با بیلچه به یک توپ منفجر نشده حدود چهل کیلوئی زد . اتفاقی در نزدیکی وی قرار داشتم که فورا گفتم بپرد پائین و فاصله بگیرد . در حرکتی نا متعارف که تاکنون نتوانستم دلیل آن جنون را بیابم ؛ رفتم و توپ را از روی بیلچه لودر برداشتم و پشت وانتی گذاشته سربالائی حدود سی متری را طی کرده و تا سطح زمین آوردم . سپس با بی سیم مخصوص که فقط چند نفری که در جریان طرح بودند آنرا دریافت میکردند ؛ خبر دادم که سریع به منطقه حفاری بیائید . اولین نفر فرمانده نسرین بود آمد بعد جواد برائی و بهروز ـ که در جریان اخرین حمله به اشرف کشته شد ـ و سپس شریف . همه اینها با تعجب می پرسیدند چطور تصمیم گرفتی اینکار را بکنی ؛ چرا یک چنین کاری کردی ؟ البته شریف هم با حیرت نگاه میکرد که من خنده ام گرفت و گفتم واقعا نمیدانم با چه منطقی یک توپ به این سنگینی و آماده انفجار را با وانت تا اینجا حمل کردم . شاید نخواستم کارگران عراقی در اثر انفجار توپ کشته شوند . اینجا شریف جوش آورد و زد زیر فریاد : بدرک که کشته بشوند ؛ مگر جان انها چه ارزشی دارد که تو جان خودت را نادیده گرفتی و چنین کار خطرناکی کردی . ناگهان مرا بغل کرد و در حالیکه سرش را روی شانه ام گذاشته بود گفت : اگر تو شهید میشدی من جواب برادر را چه میدادم ؛ من جواب خواهر را چه میدام ؛ مگر برادر نمیگوید هر یک ما هزار دشمن هستیم تو چرا میخواستی هزار را بکشی . این مطالب را واقعا مداح گونه و با حالت مرثیه میگفت و نه با گویش معمولی که واقعا خنده ام گرفته بود . جواب دادم نمیدانم واقعا شوکه شدم از دیدن توپ و در یک واکنش آنی این کار را کردم .

مهدی ابریشم یکی از سرشکنجه گران و رابط استخبارات عراق :

اگر شریف را سرشکنجه گر معرفی نمیکنم بدین جهت هست که فرقه سرشکنجه گر چه زن و چه مرد زیاد دارد که نیمخواهم قبح آنها را کمتر جلوه بدهم . سحرگاه روزیکه میخواستند مرا از اشرف بیرون بیاورند با نظارت شریف یکی از شنیع ترین و غیر انسانی ترین حرکت بشریت را با من انجام دادند . چنان حرکتی که من تا حال حتی از رژیم جهل و جنایت آخوندی هم ندیده و نشنیده ام . برای همین هم همیشه میگویم فرقه رجوی از رژیم جهل و جنایت آخوندی خطرناکترهست . فرقه یک گروهی داشت که شباهت بینظری به گارد جاویدان محمدرضا شاه پهلوی دارد . اینها حتی در اشرف نبودند در قسمتی از کاخ علی شیمیائی که زوج رجوی ساکن آن بودند ؛ مستقر بودند که اغلب نگهبانی کاخ با آنها بود . همانند سگهای وحشی اینها را تربیت میکردند که در مواقع نشستهای جمعی بازرسی بدنی میکردند . مرا به اتاقکی برده و دستور دادند که تمام لباسهایم را در بیاورم ؛ حتی زیرپوشم را . از این کار امتناع کردم ؛ که ناگهان یکی از این سگهای هار حمله کرد و زیر پوشم را پاره نمود . پاها را به سمت چپ و راست باز کرده شروع کردند به بازرسی میلیمتری موهای سرم و همینطور سانتیمتری پائین آمدند تا کمرگاه . ناگفته نگذارم که از شب قبل داروئی به من داده بودند که کاملا بی حس و ناتوان شده و قدرت کوچکترین حرکتی را نداشتم . یکی از سگهای هار از من خواست که عملی غیر انسانی انجام بدهم تا مقعد مرا هم بازرسی کنند . طبعا نه تنها خودم ؛ بلکه قلمم نیز شرم میکند از تشریح این حوادث ؛ ولی شنکجه هائی که بر من تحمیل کرده اند را ؛ با عرقی بر پیشانی و با خونی بر جگر ؛ مجبور هستم که بنویسم . وقتی خود امتناع کردم با حرکتی وحشیانه دستانم را روی زمین گذاشته و خود این حرکت غیر انسانی و تهوع اور را انجام دادند . مهدی ابریشم چی از اتاق کناری شاهد این صحنه های شنیع بود و طبعا بدستور وی انجام میشد این شکنجه های ننگین و ضد بشری و قرون وسطائی خرد کننده . چرا که من علنی در همان قرارگاه اشرف بی رگی و بی غیرتی او را بر زبان آورده بودم و او فرصتی بدست آورده بود برای انتقام . سپس با پوشاندن لباسهائی مندرس مرا به خیابان اصلی اشرف آوردند در حالیکه یک کاسه و یک لیوان پلاستیکی هم بدستم داده بودند . بعد از این بود که صحنه سان دیدن فرماندهان و ساکنان قلعه از من شروع شد .اتومبیل های پاترول یکی پس از دیگری از مقابل من رد شده و با اشاره دست از بالا به پائین و خنده ای شنیع مرا مورد شکنجه روحی قرار میدادند ؛ بعد از ان شکنجه جسمی . بعد چشم بسته پشت یک پاترول که به احتمال قوی ؛ تعلق به شریف داشت ؛ انداخته و به مرکز استخبارات صدام حسین در بغداد تحویل دادند . اینجا قصد ندارم که شکنجه های استخبارات را بیاورم ولی به این بسنده میکنم که مهدی ابریشم چی رابط بین فرقه و استخبارات عراق بود . یک اشاره کوتاه هم بکنم که من هم در یک دادگاه محاکمه و حکم اعدام دارم . جرم من هم تهیه یک دوربین ارزان قیمت به خانمی بود که خودش نه ولی همسرش هوادار فرقه بود و در عملیات موسوم به فروغ کشته شد . این خانم هنگام امدن به قرارگاه حامله بود که بعد از وفات همسرش وضع حمل کرد . به مسئولین مراجعه و تقاضای یک دوربین کرده بود که از کودک نوزادش عکس بگیرد . شدیدا به وی حمله کرده بودند که اینجا ارتش آزادیبخش هست و نه خونه خاله که بخواهی از فرزندنت عکس بگیری . کوتاه کنم این خانم در اسکان کار اجباری میکرد و از من چنین درخواستی نمود . یک دوربین از بغداد خریدم و به وی تحویل دادم . خبرچینها موضوع را گزارش کرده بودند که جلسه دادگاه من با شرکت زهره بنی جمالی و عباس فیلی و چندی دیگر که فعلا اسامی در خاطرم نیست ؛ برگزار شد . من هم همانند زشتی در چند دقیقه محاکمه و به اعدام محکوم شدم . عجیبترین سئوال هم از طرف زهره پرسیده شد که آیا هنگام دادن دوربین به خواهر … دست او را هم لمس کردی ؟ من هم آدمی فرصت جو و کمی هم ناقلا ؛ همین سئوال کافی بود که پریدم کنار زهره و دست او را گرفتم و گفتم تا این حد پیش رفتم و نه بیشتر ولی قصد داشتم بعدا بیشتر پیش بروم .

موارد یاد شده در بالا از قبیل شکنجه های جسمی و روحی در اشرف به همراه شکنجه ها در استخبارات عراق ؛ استقرار در زندان حله و گذراندن ماهها اسارت در کمپ حله و تحمل شدیدترین زجرهای زندگانی ام در آنجا ؛ انگیزه های فراونی درمن ایجاد کرده بود . برای همین زمانیکه ابراهیم ذاکری ملعون تماس گرفته و گفت که از طرف مسعود رجوی ماموریت دارد که با من نشستی بگذارد ؛ بدون تامل آنرا قبول کردم . از مدتها قبل اطلاع داشتم که فرقه با همخانه خائن من ـ از گفتن همسر قصدا امتناع میورزم ـ ارتباط دارد و او را تطمیع میکند . برای همین عملیات ایزائی کامل را به مرحله اجراء دراورده بودم . سلسله وقایع یاد شده در بالا که یک از هزار جریانات هست ؛ مهم ترین انگیزه من برای ملاقات با ذاکری ملعون بود که چشم در چشم نماینده مسعود رجوی بدوزم و چرائی جنایات آنان را بپرسم . بخصوص اینکه چرا مرا تحویل استخبارات عراق دادند . طبعا پاسخ های ذاکری و شکنجه گر معروف اشرف بنام عادل بسیار مضحک و خنده دار و در عین حال تهوع آور بود . ذاکری میگفت که استخبارات خواسته بود که تو را تخلیه اطلاعاتی بکند ؛ چون اطلاعات مهمی از مراکز مختلف امنیتی و بخصوص از روابط مخفی آنان داشتی و در اوج وقاحت درخواست میکرد که گذشته را فراموش کن و خودت را بسپار به رهبری . وقتی با واکنش شدید من مواجه شد که با چه روئی چنین درخواست بی شرمانه ای را میکنی ؛ آنروی سکه و چماق تهدید را برداشت که چنین و چنان میکنیم . این بزرگترین افتخار دوران سیاسی من هست که از زبان ابراهیم ذاکری شنیدم که گفت : سازمان برای خنثی کردن تحرکات تو ـ بخوانید افشاگریهای تو ـ میلیونها دلار پول و هزاران ساعت زمان هزینه کرده است . سپس شروع کردند به بازپخش زهر شکست و ناکامی که همگی قصه های خائن مذبور یعنی همخانه خائن من بود. ولی تعجب من از زخم خوردگانی بود که جعلیات و دروغهای تهوع آور و خزعئبلات فرقه را جدی گرفته و واکنش نشان دادند . چشم را بر عقل و منطق و حقه بازی و حیله گری و جعل پردازی فرقه بسته و بی محابا بر من تاختند . حال اینکه اگر من زهر ملاقات با نماینده مسعود رجوی را سرکشیده بودم ؛ که نه تنها برای خودم ؛ بلکه در راستای منافع تمامی جداشده ها بود . از ذاکری پرسیدم چرا اینهمه دروغ و جعلیات در مورد من می نویسید پاسخ داد : اگر اینها را نمی نوشتیم که می ترکیدیم من سه ماه شبانه روز با تو کلنجار رفتم که انقلاب بکنی تو نپذیرفتی من با رگ و پوست و خون تو آشنا هستم و بیش از همه تو را میشناسم ؛ خوب میدانستم که چگونه ترا آزار روحی بدهم و وادر کنم که واکنش نشان بدهی . با پوزش از طولانی شدن مطلب ؛ موارد ریز این جریان ملاقات را هم بزودی منتشر خواهم کرد .

(پایان)

مریم رجوی صدامیان داعش تروریسمجمشید تفرشی: تامین منافع استعمارگران ـ تبدیل سازمان مجاهدین به فرقه رجوی

مسعود رجوی، مهدی ابریشمچی، ژنرال حبوش و کشتار اکراد عراقی

مهدی ابریشمچی را بهتر بشناسیم

محمد رزاقی پاریس محاکمه مهدی ابریشمچیامروز ، مهدی ابریشمچی در دادگاه پاریس به اتهام فعالیت های تروریستی محاکمه شد (آکسیون میدان سن میشل)

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=14497

ژنرالهای جنگ طلب ـ حامیان فرقه رجوی ؛ چرا ؟

جمشید تفرشی، سوم دسامبر ۲۰۱۴:… آنان اهداف بزرگتری دارند و آن همانا تضیعف سرزمین ما و عدم پیشرفت تکنولوژی و عدم پیشرفت و برقراری دموکراسی در سرزمین ما هست . برای دستیابی به این اهداف هم مساعدترین نیروی تبهکار وطن فروش و خائن به میهن ؛ فرقه رجوی هست که به جاسوسی و بیگانه پرستی شهره گشته اند. پیروان فرقه تبدیل به فسیل هائی شدند که مغز آنها از تفکر و روح آنها …

حسین مدنی شهریار کیا بعد از صدامقربانعلی حسین نژاد: خوش خدمتی های فرقۀ رجوی به آمریکاییها در عراق

مجاهدین خلق فرقه رجوی العربیه تروریسماگر رجوی این انرژی را بجای مزدوری و دریوزگی، برای مردم گذاشته بود

(با تشکر از آقای تفرشی دریافت شد – ایران اینترلینک)

ژنرالهای جنگ طلب ـ حامیان فرقه رجوی ؛ چرا ؟

جمشید تفرشیچندی پیش به خبری برخورد کردم مبنی بر حمایت یک سیاستمدار دانمارکی از فرقه رجوی و اینکه کتابی نوشته و مریم عضدانلو را مورد تفقد قرار داده است . دستگاه تبلیغاتی فرقه این فرد را با تیتر : شخصیت برجسته و سیاستمدار دانمارکی ؛ بنام ینس کریستین لوند و از حزب سوسیال دموکراتها معرفی کرده بود . ناگفته نماند که سوسیال دموکراتها اکنون حکومت ائتلافی دانمارک را بهمراه احزاب دیگر در دست دارند . دوستان و حتی همکاران بسیارزیادی در حزب سوسیال دموکرات دانمارک دارم که با انها تماس گرفته و جویای چند و چون قضیه حمایت گردیدم . با تماسهای اولیه مشخص شد که مانند همیشه ؛ فرقه از سیستم پشت پا اندازی سود جسته است . سیستم پشت پا اندازی یک شیوه معمول در فرقه هست . بدین صورت که چند نفر از فرقه ائی ها به اجتماعات سیاستمداران میروند ؛ وقتی فرد شناخته شده ائی رد میشود ؛ یکی از نفرات به وی پشت پا می اندازد و نفر بعدی دست او را میگیرد که سقوط نکند و سومین نفر حاضر فورا عکسی از صحنه میگیرد . سپس فرقه در بوق و کرنای عظیم تبلیغاتی که در اختیار دارد می دمد : فلان سیاستمدار برجسته از ما حمایت کرد و این عکس هم شاهد ادعا ! . حکایت حمایت ینس کریستین لوند ـ سیاستمدار برجسته دانمارکی ! بدین گونه هست . زمانیکه به جستجوی احوالات این آقای ینس کریستین لوند پرداختم با کمال تعجب دریافتم که وی نه تنها سیاستمدار برجسته نیست ؛ بلکه یک ژنرال ۶۵ ساله جنگ طلب بازنشسته هست که خود را به ریش سوسیال دموکراتها چسبانده است . بی اختیار به این فکر افتادم که چرا تمام ژنرالهای جنگ طلب ضد میهنمان در سرتاسر جهان ؛ از حامیان اصلی فرقه رجوی هستند ؟ از آنجائیکه  کشور دانمارک دموکرات و آزادی بیان و عقاید در این سرزمین محترم شمرده میشود ؛ بعنوان یک شهروند دانمارکی ایرانی الاصل نامه ائی به شخص مذبور نوشتم . در این نامه از ژنرال بازنشسته ینس کریستین لوند ؛ دلائل دشمنی اش با مردم سرزمینمان و همچنین چرائی حمایتش از فرقه تروریستی رجوی را جویا شده و از وی درخواست ملاقات نمودم . در نامه ارسالی توضیح دادم که مایل هستم  در مورد حقایق سرزمینم ایران ؛ خواست و نظرات مردم میهنم و ماهیت آنتی دموکراتیک ؛ طرفدار اسلام خشن و خشونت طلب و تروریستی فرقه رجوی ؛ و بعنوان ناظری که از آن فرقه جدا شده ام ؛ با وی بحث و تبادل نظر نمایم . با کمال تعجب جوابی دریافت کردم که ینس بنا به شرائط جسمی در حال حاضر قادر به ملاقات با بنده نیست و در صورت بهبود وضعیت جسمی ؛ در اولین فرصت قرار ملاقاتی خواهد گذاشت . با این تفاصیل مشخص شد که تمام تبلیغات فرقه رجوی مبنی بر اینکه ژنرال باز نشسته ینس کریستین لوند دانمارکی ؛ از فرقه و شخص مریم عضدانلو حمایت بعمل آورده و کتابی در این زمینه نوشته است ؛ عاری از حقیقت میباشد . چون شخص مذبور بدلیل ضعف جسمانی و مشکلات ؛ حتی قادر به ملاقات نیست چه برسد باینکه بنشیند و کتاب هم بنویسد . ولیکن یک نکته بسیار تامل برانگیز در اینجا نهفته که چرا و چگونه : اکثر حامیان ظاهری و صوری فرقه رجوی ؛ ژنرالهای جنگ طلب و بازنشسته ائی هستند که به سیاست روی آورده اند ؟                          

نخست به گزارش پایگاه اینترنتی * نیو ایسترن آوت لوگ * و مقاله * تونی کارنالوچی * نظری بیفکنیم . وی مینویسد : اگر بگوئیم که آمریکا مسئول ایجاد سازمانهای تروریستی مانند القاعده و یا داعش هست ؛ سخنی به گزاف نگفته ایم . این یک حقیقت مستند است . درگیریهای کنونی خاورمیانه ؛ شاید پر هرج و مرج و خارج از کنترل آمریکا و بسیاری از متحدان مشتاق آن بنظر برسد ؛ ولی در حقیقت آنها بطور تعمدی ؛ این جبهه های منطقه ائی را علیه ایران و برای مقابله با نفوذ آن در منطقه طرح ریزی کرده اند . در یکی از عجیب ترین و علنی ترین حمایتها ؛ یک ژنرال ارتش آمریکا بنام * ژنرال هاف شلتون * خواستار حمایت مادی ؛ سیاسی و استراتژیک آمریکا ؛ از فرقه رجوی میشود . این در حالی صورت گرفته که هنوز فرقه از لیست سازمانهای تروریستی آمریکا خارج نشده بود . از دیگر حامیان سینه چاک فرقه رجوی میشود از ژنرالهای باز نشسته ائی مانند * ژنرال لوئیس فره * و * ژنرال جیمز جونز * فرمانده سابق نیروهای دریائی آمریکا و * ژنرال آلن درشویتز * نام برد . نکته قابل توجه اینکه این ژنرالهای بازنشسته آمریکائی که به عالم سیاست روی آورده اند ؛ هم از جمهوریخوان جنگ طلب حامی بوش هستند و هم از دموکراتهای بظاهر مخالف جنگ . بطور نمونه * ژنرال جیمز جونز * مشاور سابق باراک اوباما هست در کنار * ژنرال مایکل موکاری * دادستان کل سابق الات متحده آمریکا و * جان بولتن * سفیر سابق ایالات متحده در سازمان ملل که اینها معروف به جمهوریخواهان جنگ طلب و طرفداران بوش هستند .                                       

بدنبال تحلیل قبلی نگاهی می افکنیم به مقاله کریس مک گریل ؛ خبرنگار روزنامه گاردین در واشنگتن که در سپتامبر ۲۰۱۲ و زمانیکه فرقه رجوی هنوز از لیست گروههای تروریستی وزارت خارجه آمریکا خارج نشده بود . کریس مک گریل در این مقاله به مبالغ هنگفتی اشاره میکند که فرقه به ژنرالهای بازنشسته و سیاستمداران ذی نفوذ پرداخت میکند . در این لیست کریس مک گریل به اسامی اشخاصی چون : ژنرال هیوچ شلتون ؛ رئیس سابق ستاد مشترک آمریکا ؛ لوییز فری ؛ رئیس سابق سی آی ای و مایکل موکاری ؛ دادستان کل سابق ایالات متحده واد رندل فرماندار سابق پنسیلوانا اشاره میکند . کریس مک گریل ادعا میکند که افراد ذکر شده برای ترتیب دادن سخنرانی های مختلف  در حمایت از خروج نام فرقه از لیست تروریستی ؛ نفری یکصد و پنجاه هزار دلار دریافت کرده اند . قابل ذکر هست که نام اد رندل ؛ فرماندار سابق پنسیلوانیا با جماعت فتح الله گولن هم برده میشود . فتح الله گولن از حامیان پر نفوذ حکومت رجب طائب اردوغان ؛ نخست وزیر ترکیه ـ اردوغان اکنون اولین رئیس جمهور منتخب مردم هست ـ بود که در پنسیلوانیا به خود تبعیدی دست یازیده است . گولن امام جماعت یک مسجد کوچکی در یکی از قصبه های ارزروم بود که بعد از کودتای ارتش در سال ۱۹۸۰ و در پی مخالفت با این کودتا به پنسیلوانیا مهاجرت کرده و در واقع دست به یک تبعید خود خواسته زده است . جماعت فتح الله گولن در مدت کوتاهی و بناگهان تبدیل به یک کارتل پر نفوذ و غول آسائی شد . این رشد ناگهانی در پی توافق پنهانی با مقامات و جاسوسان آمریکائی و استعمارگران حرفه ائی و لابی های صهینونیزم بین الملل بود که میخواستند از وی بعنوان اهرم فشار بر علیه حکومت ترکیه بهره بگیرند . در حال حاضر این فرقه در بیش از ۱۲۰ کشور جهان از مدارس دینی و در ۱۶ کشوراز دانشگاه و دهها موسسه مالی ؛ گروه های عظیم مدیا و حتی بانک برخوردار هست . در پی تاسیس حزب عدالت و توسعه به رهبری رجب طائب اردوغان ؛ جماعت فتح الله گولن تلاش بی وقفه ائی انجام دادند تا شخص اردوغان و حزب تازه تاسیس وی حکومت ترکیه را در اختیار بگیرد . گولن با هزینه کردن میلیونها دلار ؛ از اکثر نقاط جهان  پیروان خویش را به ترکیه فرستاد تا با دادن رای به  حزب عدالت و توسعه و اردوغان راه رسیدن وی به حکومت را هموار و قطعی نمایند . اکثر آکادمی های پلیس با هزینه جماعت گولن اداره میشود ؛ خوابگاها و مدارس غیر انتفاعی در سرتاسر ترکیه تاسیس کرده و اکثر دانش آموختگان قوه قضائیه از دستگاه مالی وی بورسیه میگرفتند . در پی اختلاف فتح الله گولن با حکومت اسلامی ایران  ـ که موضوع اختلاف بر سر صیغه موقت و مجاز شمردن آن توسط حکومت اسلامی بود و شخص فتح الله گولن مخالف سرسخت این عمل بوده و آنرا حرام میشمارد ـ جماعت گولن با اردوغان اختلاف سلیقه پیدا کردند . جماعت نخست به انتشار نوارهای ویدئوئی از سران احزاب مخالف پرداخت . این نوارها از روابط نا مشروع سیاسیون با زنان بیگانه و بخصوص زنانی که در خدمت حکومت اسلامی ایران بودند و در محل هائی مانند هتل ها تهیه شده بود . از جمله قربانیان این کاستها * دنیز بایکال * دبیرکل حزب جمهوریخواهان بود که مجبور به استعفاء شد . یکی ازطنزهای قضیه هم این بود که دنیز بایکال در متن استعفانامه خویش تاکید کرده بود که انتشار این کاست ربطی به پنسیلوانیا ندارد . سپس موضوع اختلاف جماعت گولن با اردوغان کاملا بالا گرفت . در سحرگاه ۱۷ دسامبر ۲۰۱۳ و در حالیکه هنوز هوا گرگ و میش هم نشده بود ؛ خبری همانند بمب در سرتاسر ترکیه و حتی جهان ترکید . پلیس ترکیه در عملیاتی مشترک در چندین شهر ترکیه و همزمان به منازل و دفاتر کار دهها نفر اعضاء دولت و افراد سرشناس هجوم برد و به دستگیری افراد پرداخت . در میان این دستگیر شدگان فرزندان دو تن از وزیران دولت اردوغان ؛ رئیس یک بانک دولتی و چند تاجرو یک فرد ایرانی بنام رضا ضراب نیز بچشم میخورد . این حرکات و دستگیریهای سحرگاهی تحت عنوان مبارزه با بزرگترین رشوه خواری و سوء استفاده مالی تاریخ ترکیه انجام گرفت . در پی این دستگیریها و افشاء ابعاد شگفت انگیز آن ؛ چهار وزیر دولت رجب طائب اردوغان استعفاء دادند ( یکنفر توسط اردوغان برکنار و سه وزیر دیگر ناچارا استعفاء دادند ) . جنجال عظیم گروههای مدیای وابسته به جماعت و روند ادامه پرونده نشان داد که تمام این جریان از مرحله شنود تا حکم قاضی مبنی بر دستگیریها و جستجو در محل توسط وابستگان نفوذی جماعت گولن ( فرقه فتح الله گولن ـ ساکن پنسیلوانیا ) در اداره پلیس و دستگاه قضائی انجام گرفته است . آنروی دیگر سکه زمانی مشخص شد که اردوغان منکر تمام این اتهامات شد و آنرا توطئه جماعت فتح الله گولن در راستای سرنگونی حکومتش نامید . عوامل فرقه گولن برای مقابله با گفته های اردوغان و اثبات دلائل دستگیریها ؛ یکی پس از دیگری نوارهای صوتی مربوط به سوء استفاده ها و رشوه گیری ها را در سایتهای ناشناس اینترنتی انتشار دادند . در این افشاگریها نوک حمله پیکان به سمت شخص اردوغان بود که ادعا میکرد میلیاردها دلار در منزل خویش جا سازی کرده است . در یکی از نوارهای منتشر شده ؛ اردوغان به پسرش بیلال دستور میدهد که پولها را در منازل نزدیکان و فامیل پخش کرده و به صفر برسانید . سپس جماعت ـ فرقه گولن عکسهائی در ارتباط با رضا ضراب ( صراف ) منتشر کرد که نفرات وی به درب منزل دو تن از وزاراء دولت اردوغان کیفهای پر از دلار و یورو میبرند . یک وزیر نیز متهم شد که یک عدد ساعت به مبلغ هفتصد هزار لیر ترک از رضا ضراب رشوه گرفته است .  ظاهرا این ساعت توسط نفرات رضا صراف از سوئیس خریده شده و به شخص ظفر چالیان در ترکیه تحویل شده .                                                                               

گرچه این جریان بعدا با ترفندهای مختلف و با حیله های اردوغان و تیم همکارارانش تا حدودی خنثی گردید ولی بهترین نمونه ائی هست که نقش جاسوسان و خدمت آنان به امپریالیزیم و صهیونیزم بین الملل را برجسته میکند . آمریکا بعد از آن یکی یکی لیست خواسته هایش را به اردوغان دیکته کرد و او اجبارا تمام خواسته های آنان را در غایت عجز و بیچارگی اجراء نمود . استعمارگران حرفه ائی امپریالیزیم و صهیونیزیم بین الملل از میان افراد ضعیف و مساعد خیانت به میهن ؛ کسانی را بعنوان رهبر فرقه پرورش داده و آموزش میدهند که نمونه های فتح الله گولن و مسعود رجوی میتواند موید این برداشت باشد . اگر در مورد فرقه رجوی هم  بپرسیم : که آیا ژنرالها صرفا به جهت دریافت پول و رشوه از آنان حمایت میکنند ؟ طبعا پاسخ آری به این سئوال اگر نگوئیم ابلهانه در خوشبینانه ترین صورت میشود گفت که ساده لوحانه است . در اینجا نگاه کارنالوچی بسیار عمیق و رئالیست هست که در ادامه مقاله جالب خویش می نویسد : رجوی ها معتقد به اندیشه ماکیاولی هستند که بر اساس آن هدف وسیله را توجیه میکند . آنها تا کنون به هر حربه ائی چون خشونت ؛ خیانت ؛ دروغ و تاکیتیک های فریب کارانه توسل جسته اند تا ازهژمونی خویش بر حفظ فرقه شان و عدم تلاشی آن سود بجویند .                                                                                                               

نمونه ائی دیگر : اگر یکسال پیش نامی از گروه ضد انسانیت و جانوران تروریستی بنام داعش به میان آورده میشد ؛ نه تنها مردم عادی که حتی صاحبنظران هم چنین موجودات پست و خونخواری را نمیشناخت . ولی بناگهان این جانوران از سوریه و سپس عراق سربرآوردند و به قتل و کشتار انسانهای بیگناه و سربریدنهای وحشیانه در مقابل دوربینها پرداختند . بدون شک این جانوران تروریست یکشبه ظهور نکردند . همه این جانوران  علاوه بر اینکه شکل و شمایلی شبیه به انسانها دارند ؛ به لحاظ افکار و خصوصیات درنده خوئی نیز با هم سهیم اند . بطور مشخص این افراد سالها در کنار هم شستشوی مغزی شده و آموزش نظامی و درنده خوئی دیده اند .  جالبتر از همه و شاید دردناکتر از همه ؛ آن زمانی هست که این جانوران در عراق به قتل و کشتار و جنایت و تجاوز به دختران و کودکان می پرداختند ؛ ولی فرقه رجوی در راستای همگنی با این تبهکاران جانی ؛ انانرا جنگجویان ناراضی مینمامید . فرقه استدلال میکرد که این جنگجویان ناراضی بر علیه حکومت مالکی دست به شورش زده اند وبطور علنی از جانوران درنده خوی داعش حمایت میکرد . اما بتدریج که جنایات آنها ابعاد بیشتری یافت و در برابر چشم میلیونها انسان سر از تن خبرنکاران اسیر جدا کردند ؛ زنان و کودکان دستگیرشده را مورد تجاوز قرار دادند و تمام دنیا آنها را جانیان تبهکار نامید ؛ فرقه نیز تاکیتک عوض کرد . فرقه نه تنها حمایت علنی از این تبهکاران را متوقف نمود ؛ بلکه به انکار همکاری با آنها نیز پرداخت . ولی تمام ناظرین بیطرف اذعان دارند که فرقه امکانات مالی و تسلیحاتی و لجستیکی در اختیار نیروهای وحشی و جنایتکار و تروریست داعش قرار میدهد . طبعا این همیاری و همکاری با تروریستهای خونخوار داعش بفرموده و از روی تعلیمات انجام میگیرد . این تعملیات بدون شک از ناحیه همین ژنرالهائی صادر میشود که بطور علنی و یا غیر علنی از فرقه رجوی حمایت میکنند . این ژنرالهای حمایت کننده فرقه رجوی ؛ همان جنگ طلبان حرفه ائی هستند که با سرزمین ایران و مردم ایران زمین دشمنی آشکار دارند . درد آنها تغییر حکومت ایران و برقراری دموکراسی در ایران نیست ؛ چرا که این موضوع اصلا به نفع آنها و اربابانشان نیست . این ژنرالها ادامه دهندگان راه  اسعتمارگرانی هستند که سالها  و حتی قرنها به  استثمار ملت ایران پرداخته اند . اینها از نوع همان ژنرالهائی هستند که سالیان سال سرزمین گرانقدرمان و حکومت دست نشانده امپریالیزیم و بخصوص مردم شریف میهنمان تحت سلطه آنان گرفتار و در زیر چکمه های آنان له میشدند .  این ژنرالها در خدمت استعمارگران حرفه ائی و امپریالیزیم و صهیونیزم بین الملل هستند که بنا بر خصلت استعماری ؛ با رشد و تعالی و سربلندی سرزمین ما سر خصومت و دشمنی دارند . استعمارگران هیچ فرقی بین حکومت اسلامی و حکومت مشروطه و حکومت سکولار قائل نیستند بلکه آنان اهداف بزرگتری دارند و آن همانا تضیعف سرزمین ما و عدم پیشرفت تکنولوژی و عدم پیشرفت و برقراری دموکراسی در سرزمین ما هست . برای دستیابی به این اهداف هم مساعدترین نیروی تبهکار وطن فروش و خائن به میهن ؛ فرقه رجوی هست که به جاسوسی و بیگانه پرستی شهره گشته اند. پیروان فرقه تبدیل به فسیل هائی شدند که مغز آنها از تفکر و روح آنها از انسانیت تهی گشته است . برای پیروان فرقه وطن فروشی و جاسوسی نه تنها به امری عادی تبدیل گشته ؛ بلکه آنرا نیز بخشی از ابزار مبارزاتی جهت سرنگونی حکومت اسلامی مینامند . حال اینکه در دنیای واقعیات و اصولا در بین خصلتهای پسندیده ما ایرانیان ؛ مام میهن و حفظ و دفاع از هر وجب خاک آن ؛ همانند ناموس گرامی و حتی مقدس هست . هرایرانی با شرافتی با هرعقیده و ایدئولوژی و سلیقه سیاسی ؛ وقتی پای منافع میهن و دفاع از خاک سرزمین بحث و موضوع باشد ؛ اگر مبارزحرفه ائی هم که نباشد ؛  حاضر هست که مشتاقانه جان خویش را هم نثار دفاع از خاک میهن بکند . اما فرقه رجوی از این خصلتهای زیبا فارغ هست و در اوج بی شرافتی و بی مسئولیتی و بدنبال هژمونی و قدرت طلبی رهبر فرقه ؛ و به جهت تامین منافع حقیر گروهی و ادامه حیات انگل وار و پارازیت وار به دریوزگی از درگاه امپریالیزیم و صهیونیزم بین الملل ادامه میدهد . در کمال بی غیرتی و بی شرافتی ؛ به جاسوسی از منابع ملی و اموال ملی پرداخته و اطلاعات درست و نادرست را به دشمنان ایران زمین میفروشند . پول بی شرافتی را خوردن و حمایت سیاسی به هر تقدیر جلب کردن هم نیاز به بی رگی و بی غیرتی دارد که سران فرقه در این زمینه بی نظیر و بی بدیل هستند .                                                   

جمشید تفریشی 

***

Gareth Porter: Mojahedin Khalq terrorists (MKO, MEK, NCRI, Rajavi cult) used for information laundry

Le Figaro: Mojahedin Khalq (aka MKO, MEK, Rajavi cult) Fight alogside insurgents in Syria


(Rajavi from Saddam to AIPAC)

همچنین:

  • Jamshid_Tafreshi_FBجمشید تفرشی، صفحه فیسبوک، بیست و نهم اوت ۲۰۱۸:… مریم عضدانلو قجر ؛ مانیفست حکومتی عقب مانده و ایران ستیز و تجزیه طلبانه خود را در حضور مک کین قرائت کرد. در این مانیفست ؛ قاتل کردهای عراقی یعنی مریم عضدانلو قجر که بدستور صدام آنان را به قتل رسانده بود ؛ در اینجا طرح خودمختاری کردستان ای

    جمشید تفرشی، بیست و نهم ژوئن ۲۰۱۵:… بالام جان کتده نه خبر ؟ اششک لر دوغوب ؟ فامیل لرچوخالیپ ؟ ترجمه : چه خبر از روستا ؟ خرها زائیده اند ؟ اعضاء فامیل زیاد شده ؟ تصور میکنید این شنیع ترین بصطلاح شوخی از چه کسی هست ؟ نه اشتباه نکنید این جلف بازی منصوب به سید کریم دلقک دربار پهلوی نیست . بلکه نزدیکتر

    جمشید تفرشی مارس 2015جمشید تفرشی، نهم آوریل ۲۰۱۵:… قصدم از تدوین این سلسله مقالات توسط چند تن از اسیران فرقه که به اینترنت دسترسی داشته و مطالب را خوانده اند ؛ از من سئوال شده است . بخصوص یکی از این عزیزان خواستار شکافتن بیشتر مطلب و در صورت امکان اضافه نمودن مدارکی به همراه نوشتارم گرید

    جمشید تفرشی مارس 2015جمشید تفرشی، نهم مارس ۲۰۱۵:… بعد از طلاقهای اجباری نوشته بودم که این طرح راهگشای گسل های عاطفی و تهی نمودن روان اسیران فرقه از هر نوع عاطفه و احساس نسبت به دیگران خواهد بود . ولی آن هنگام حتی نمیتوانستم حدس بزنم که موفق بشوند نیروهای اسیر در چنگال خویش 

    جمشید تفرشی، بیست و سوم دسامبر ۲۰۱۴:… سران فرقه ها با این مغزشوئی و با تعلیماتی که دریافت کرده اند ؛ براحتی میتوانند با شیوه های تحریک روانی ؛ افراد را به عملیات انتحاری ؛ ترور ؛ جنایت و خود سوزی و هر نوع شرارتی وادار نمایند . اکثر فرقه ها دارای رهبری کارزماتیک هستند که خود ای

    جمشید تفرشی، سوم دسامبر ۲۰۱۴:… آنان اهداف بزرگتری دارند و آن همانا تضیعف سرزمین ما و عدم پیشرفت تکنولوژی و عدم پیشرفت و برقراری دموکراسی در سرزمین ما هست . برای دستیابی به این اهداف هم مساعدترین نیروی تبهکار وطن فروش و خائن به میهن ؛ فرقه رجوی هست که به جاسوسی و بیگانه پرستی شهره گشته اند. پیرو

    جمشید تفرشی، هجدهم نوامبر ۲۰۱۴:… یکی از این فرقه ها که پیوسته بدان اشاره نموده و فرقه رجوی را با آن مقایسه کرده ام ؛ فرقه اسماعیلیه است که ماهیت و رهبری آن شباهت بسیاری با فرقه رجوی دارد. در حال حاضر موضوع ناپدید شدن مسعود رجوی به یک معما تبدیل شده گو اینکه هر از گاهی صدائی از وی

    جمشید تفرشی، بیست و پنجم دسامبر ۲۰۱۳: … در رابطه با مسائل اعتصاب غذا و اعلام خاتمه مفتضحانه آن توسط مریم عضدانلو ؛ دوستان جداشده و صاحبنظر در روزهای اخیر موضوع را از زاویه های مخلتف مورد بررسی قرار داده و مطالب با ارزشی را انتشار دادند . بخصوص که جریان دادگاه اسپانیا و موارد پشت پرده آنرا افشا

    دیچه وله فارسیطاهر شیرمحمدی، دویچه وله، نوزدهم دسامبر ۲۰۱۳: …  به نظر جمشید تفریشی جامعه‌شناس و فارغ التحصیل از دانشگاه “بوغاز ایچی” در ترکیه که درباره جماعت گولن هم تحقیق کرده، رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه و فتح‌الله گولن رهبر مذهبی و تبعیدی ترک ساکن پنسیلوانیای آمریکا دو تن از بان

    جمشید تفرشی ، هفدهم دسامبر ۲۰۱۳: … انجمن جهانی پزشکان در چهل و سومین کنگره بین المللی که  درنوامبر۱۹۹۱ درشهر سنت جولیانس مالتا (۱) برگزار گردید ؛ و متعاقب آن در چهل وچهارمین کنگره در ماربلا در اسپانیا ( ۲ ) تشکیل یافته و در اعلامیه فوق و ماده ۵ چنین امده است : اگر  اعتصاب غذا کننده بر اثر تحمیل و یا 

    جمشید تفرشی، نهم دسامبر ۲۰۱۳: … واقعا از این مسخره تر و مضحکتر میشود محملی یافت ؟ اگر فرقه قادر هست برای شما پناهندگی بگیرد ؛ پس چرا در مورد رهبر فراری خود چنین اقدامی نمیکند و او را از دربدری نجات نمیدهد ؟  اگر شما نمی دانید ؛ من یادآوری کنم که مسعود رجوی از فرانسه اخراج شده است و هرگز اجازه ور

    جمشید تفرشی، شانزدهم سپتامبر ۲۰۱۳: … نهایتا کمپ اشرف تخیله شد . پافشاری فرقه در حفاظت از کمپ اشرف و فدای جان انسانهای بی دفاع در چند حمله به آن محل ؛ از چند منظر قابل بررسی هست . مسعود رجوی همانگونه که در اطلاعیه قبلی هم اشاره کردم ؛ آرزو میکرد که در فردای پیروزی خیالی بر حکومت اسلامی ؛ قرارگاه ا

    جمشید تفرشی، چهارم سپتامبر ۲۰۱۳: … هر انسان آزاده ائی که به عکسهای منتشره حوادث کمپ اشرف نگاه بکند و آن اجساد غرق در خون با دستهای از پشت بسته را ببیند بدون کوچکترین تردیدی ؛ این جنایات را محکوم میکند . داستان آن هنگام دردناک میشود که با هر کدام از این جان باختگان دورانی طولانی