عاشورا و بهره برداری تبلیغی فرقه رجوی

عاشورا و بهره برداری تبلیغی فرقه رجوی

Maryam_Rajavi_Tirana_albania_بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، پنجم اکتبر 2017:… باز هم مثل هر سال فرقه رجوی با برگزاری مراسم عاشورا قصد فریب مردم را دارد در حالیکه واقعه عاشورا کوچکترین ربطی به مجاهدین خلق ندارد. هر ساله با فرا رسیدن ایام ماه محرم، فرقه رجوی با دنائت خاص خود با تفسیر به رأی و مصادره ارزشهای والا و انسانی سرور آزادگان امام حسین (ع) و قیام عاشورا در … 

ترکی الفیصل مجاهدین خلق فرقه رجوی وعده “سرنگونی” پس از صدام و جولیانی و … این بار توسط ترکی الفیصل (+ الفیصل: مسعود رجوی مرده است)

عاشورا و بهره برداری تبلیغی فرقه رجوی

رضا افخمی (مستعار)
لینک به منبع

با سلام خدمت هموطنان عزیز و خوانندگان محترم

من رضا افخمی عضو جدا شده از فرقه رجوی هستم.

اهانت مریم رجوی مزدور به شیعیان و مسخره کردن عاشورا

باز هم مثل هر سال فرقه رجوی با برگزاری مراسم عاشورا قصد فریب مردم را دارد در حالیکه واقعه عاشورا کوچکترین ربطی به مجاهدین خلق ندارد.

هر ساله با فرا رسیدن ایام ماه محرم، فرقه رجوی با دنائت خاص خود با تفسیر به رأی و مصادره ارزشهای والا و انسانی سرور آزادگان امام حسین (ع) و قیام عاشورا در جهت مطامع کثیف و غیر انسانی خود بهره برداری می کند.

هر ساله در شام غریبان رجوی ملعون مثل یزید دوران افراد را زیر فشار تشکیلات مخوف خود مجبور به نوشتن نقشه مسیرمیکرد. درست مثل دیکته او میگفت و بقیه هم می نوشتند و امضا میدادند که تا آخرین قطره خون خود با رجوی قدرت پرست که تنها سودای حکومت بر ایران را در سر دارد بمانند.

این چه قیاس مع الفارقی است که رجوی می کند؟ استغرالله، امام حسین (ع) مظلوم بود و به دنبال قدرت و حکومت نبود، فقط می خواست آزاده باشد و با فداکاری خود و یاران با وفایش یک بن بست شکنی بی مانند را در سینه تاریخ به ثبت رساند. نهضت امام حسین یک جریان تاریخی محسوب میشود و به همین دلیل برای همگان بطور یقین پیام دارد، چون سنت های الهی بر همگان و در همه عصرها و نسل ها جاری و ساری است.

فَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلًا ۖ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلًا (فاطر- 43). سنتهای الهی قابل تبدیل و تحویل نیست. از طرف دیگر امام حسین دارای مقام عصمت بود، قول و فعل و تقریر او حجت است. تمامی حرکات و سکنات امام حسین که انسان کامل و بی همتایی در تاریخ شیعه بوده هیچ شباهت و سنخیتی با این فرقه رو به اضمحلال رجوی خائن ندارد.

حماسه خونین کربلا، کانون ادب و حیا بود و این دو صفت بارز انسانیت را به تمام جهانیان آموخت. همه اصحاب و یاران امام حسین با ادب بودند در حالی که شماها خانواده های اعضای خودتان را دشمن می نامید و آنان را بیرحمانه با سنگ و چوب می زنید و با زشت ترین الفاظ به آنان فحش و ناسزا می گوئید و افراد را وادار می کنید تا به آنان توهین کنند و افترا ببندند.

در درون تشکیلات با بی شرمی تمام و دهان دریدگی به افراد فحش و ناسزا می گویید و دم از امام حسین می زنید. امام حسین آموزگار عشق و محبت و یارانش هم شاگردان مکتب عشق بودند. آموزگاری که راه و رسم عاشقی را به عالمان و عاقلان آموخت کسی جز حسین ابن علی نبود در حالی که فرقه رجوی تخم کینه و نفاق را می پراکند، عشق و عواطف پاک انسانی افراد نسبت به خانواده را گناه نا بخشودنی می داند و تنها بدنبال جنگ افروزی و انتقام گرفتن از مردم ایران است. در درون فرقه هم شان و کرامت انسانی برای افراد خودش قائل نیست. با وعده های پوشالی آنها را در بند خود اسیر و به گروگان گرفته است.

اما رجوی باید بداند که روزی جواب این جنایت ها را به مردم ایران پس می دهد.

به امید آن روز که همه اسیران فرقه از دام اهریمنی مریم رجوی نجات یافته و به آغوش خانواده و جامعه خود باز گردند.

نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی – رضا افخمی

*** 

مک کین و مریم رجوی و لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایرانتو را بر این وقاحت ها که عادت داد؟

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31604

عاشورا و بازهم بهانه برای فرقه مجاهدین خلق (+ محرم و رجوی)ا 

 Massoud Rajavi Islamic 3بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، دوم اکتبر ۲۰۱۷:… حسین با علمدار با وفایش درس آزادگی به انسان و بشریت میدهند و شهید خسرو گلسرخی علیرغم مارکسسیت بودن خود میگوید مولایم حسین، و ببینید که فرقه رجوی که خود را تنها وارث خون خدا میداند چه با اعضای دربند خود می کند. یا حسین شاهد باش علمدارت عباس درس وفا داد و شد مظهر قسم و … 

مجاهدین خلق فرقه رجوی و سوء استفاده از مذهبمجید روحی: مسعود رجوی مطلقا اعتقادی به خدا و امام حسین و مراسم و مناسک مذهبی ندارد

عاشورا و بازهم بهانه برای فرقه

مجید آتش افروز (مستعار)
لینک به منبع

عاشورای حسینی آمد و همه به عزاداری امام حسین (ع) نشسته اند و فرقه رجوی نیز البته در این بین همچنان بدنبال فشار بیشتر بر روی اعضای گرفتار در بند خود است و به بهانه عاشورا و اینکه امام حسین خون خود را در راه آزادی و کرامت داد فشار را بیشتر کرده است. این در حالی است که این فرقه هیچ تناسبی و رابطه ای با امام حسین (ع) ندارد و همه اعمال و کردارش ضد رفتار امام حسین و در جهت اعمال یزید است.

فرقه رجوی اعضای در بند را مجبور به نوشتن تعهد نامه کرده و از آنان میخواهد تا با نوشتن به قول خودشان نقشه مسیر تعهد بدهند که تا آخرین نفس و آخرین قطره خون خود با رجوی می مانند. کجای این کار به رفتار امام مظلومان شبیه است؟ رفتار این فرقه را بنگرید، آنهم با ادعاهای آنچنانی که مدعی است تنها وارث خون حسین است و غیر از آنها در جهان مسلمان دیگری وجود ندارد. رجوی همیشه شعار داده است که: “هر که با ما نیست بر ماست”.

حسین با علمدار با وفایش درس آزادگی به انسان و بشریت میدهند و شهید خسرو گلسرخی علیرغم مارکسسیت بودن خود میگوید مولایم حسین، و ببینید که فرقه رجوی که خود را تنها وارث خون خدا میداند چه با اعضای دربند خود می کند.

یا حسین شاهد باش علمدارت عباس درس وفا داد و شد مظهر قسم و راستی و جوانمردی همچون پدر والامقامت علی (ع). بعداز تو بنگر که این انسانهای فانی چه میکنند و خون تو بهانه ای شده تا بر ادامه قدرت طلبی خود پا فشاری نمایند و اعضای در بند را که سالیان سال با مغز شویی و محصور کردن همچون کودکان عقب افتاده نگه داشته اند حال که به دنیای آزاد و دور از یوغ اهریمنی هم مسلکان این بی دینان که تشنه به خون اینها بودند و آنهم تنها به این دلیل که این مسعود رجوی بدنبال خون بیشتر بود تا بتواند بر اریکه قدرت تکیه بدهد و با آن بقول خودش دنیا را به واکنش وا دارد.

در اینجا نیزمریم رجوی و سر انگشتان جنایت کار خود با تهدید به قطع کردن پول افراد هنوز هم بدنبال فشار آوردن و تحت قید و بند نگه داشتن آنهاست و در این بین کمیساریا نیز که نقش تسهیل کننده کار آنهاست و دولت فاسد آلبانی نیز همه دست در دست هم این اعضا را تحت فشار قرار میدهند. آیا کسی هست که به این مظلومان کمک کند؟

تف بر تو ای دنیا که حریصان به تو و تشنگان قدرت چگونه حتی از خون بناحق ریخته شده خدا نیز نمیگذرند و آن را بهانه خود قرار میدهند و افراد را همچون اسرای کربلا حتی در خارج از مناسبات خود به اسارت میگیرند و چه عمر بن سعد ها و حرمله هایی که برای این دستگاه کثیف و اهریمنی جاسوسی و ایفای نقش می کنند.

اما باید گفت که خورشید در پشت ابر پنهان نمی ماند و همانطور که این دنیا بر هیچ پادشاهی وفا نکرد، اریکه و فساد این دستگاه کثیف نیز بر ملا میشود و همانطور که از مدتی پیش علائم ان نمودار شده روند اضمحلال و فروپاشی با سرعت هر چه تمامتر پیش میرود.

به امید آزادی هر چه زودتر اعضای در بند در فرقه رجوی

مجید آتش افروز – رها شده از فرقه رجوی در آلبانی

ماه محرم و فرقه رجوی

مجید آتش افروز (مستعار)
لینک به منبع

این ماه، ماه خون است. ماه خون خدا که تمامی شیعیان عالم عزادارند و راه امام حسین(ع) را پی می گیرند و این عزاداران خون خواه حسین هستند، از مردان و زنان و کودکان مسلمان و خیلی های دیگر، که ارادت خاص به امام حسین دارند.

اما خواستم در خصوص فرقه رجوی بگویم. چون این فرقه همیشه به دنبال جنگ طلبی است، از این روز مقدس هم در مسیر شوم و پلید خودش سوء استفاده می کند. فرقه رجوی به دنبال انتقام از مردم ایران است، مردمی که سالیان رنج برده اند و این فرقه باز هم می خواهد آنان را دردمند نماید.

مراسم گرفتن فرقه رجوی هم تماما برای ظاهر سازی و با تقلب و دوز و کلک است. آنها چیزی از خودشان ندارند و همیشه با صحنه سازی و شانتاژ می خواهند بگویند که ما راه حسین (ع) را در پیش گرفته ایم و در مسیر او هستیم که تماما دروغ و نیرنگ است. درست مثل شمر و یزید دروغ می گویند و هرگز با ملت ایران نبوده اند بلکه علیه ملت گام برداشته اند.

فرقه رجوی تلاش می کند تا تحریم ها را بیش تر کند تا فشار بیشتری بر مردم ایران وارد بیاید و مردم در تنگنا قرار بگیرند. همین کاری که خودش با نجات یافتگان آلبانی می کند و سعی می کند آنان را تحت فشار قرار دهد تا تمکین کنند. مگر امام حسین با مردم خودش چنین کرد؟ مگر امام حسین درس آزادگی به همه نیاموخت؟ پس چرا رجوی برای فریب دم از این راه می زند؟ چرا رجوی فقط بخاطر قدرت حاضر است علیه ملت خود هر اقدامی را انجام دهد؟ درست مثل یزید پلید که آب را بر یاران امام حسین بست، مستمری کسانی که در آلبانی تسلیم نشدند را قطع نمود.

یزید زمانه ما هم همین رجوی ملعون است. جای دوری نرویم. همین ما که در کشور آلبانی هستیم. چند بار پول ما را به بهانه های واهی قطع کرده است. مگر ما جزو مردم ایران نیستیم؟ مگر عمری را با این فرقه نبودیم؟ مگر او ما را به عراق نبرد و بعد به آلبانی نیاورد؟ مگر خانواده های ما جزو مردم ایران نیستند؟ چرا باید حتی عواطف خانوادگی از نفرات گرفته شود و خانواده را باید دشمن دانست. مگر امام حسین حتی در شب عاشورا چنین گفت؟

قربان امام حسین برم که اول خانواده خودش را وارد جنگ کرد. ولی رجوی چکار کرد؟ ناز پرورده درست کرد. رسیدگی ویژه به پسرش و دختر مریم و خیلی های دیگر کرد. چگونه است که دم از راه امام حسین می زند ولی رسم کثیف یزید را پیش می گیرد؟ چگونه است که دستور داد به خانواده های ما سنگ بزنند ولی برای خانواده های نزدیکان سنگ تمام گذاشت. آیا امام حسین این چنین می کرد؟

پس خواهش می کنم به اندازه دهانتان حرف بزنید و دروغ نگویید و اشک تمساح نریزید. چون همه عالم شما را شناخته اند و به این روز قسم که شما نه راه حسین را می روید و نه ذره ای به فکر ملت ایران هستید. حرفهای تکراری را کنار بگذارید و بروید دنبال زندگی تان که ما هم اینجا راحت بشویم و به زندگی خودمان برسیم.

آنهایی که در داخل شما گیر کرده اند باید آزاد باشند و بگذارید بروند دنبال زندگی خودشان. نگهداشتن نفرات با فشار فایده ای ندارد. بستن دهان جداشده با قطع مستمری دیگر فایده ای ندارد و سودی به شما نمی رساند. هر کاری بکنید دیر یا زود همه فراری خواهند شد.

تیرانا – آلبانی – نجات یافته از فرقه رجوی – مجید آتش افروز

*** 

کمپ اشرف سپتامبر 2013-1مسعود رجوی سرنگون نکردی، بد سرنگونت کردن

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15107

افاضات کشک و آبکی مسعود رجوی رهبر فرقه مجاهدین در مورد عملیات باصطلاح فروغ جاویدان 

سایت فرقه ها، سی و یکم دسامبر ۲۰۱۴:… عراق هم ادعای گرفتن تهران را نکرده است اما ما می‌خواهیم برویم تهران را بگیریم. (با طنز:) خوب، چه میشه کرد دیگه! بعضی وقت‌ها این طور پیش میاد دیگه! {دوباره به نقشه اشاره می‌کند.} ما به ترتیب به قصرشیرین، سرپل ذهاب، اسلام آباد و بعد کرمانشاه می‌رویم. بعد از آن همدان، قزوین، تاکستان، کرج و بالاخره تهران. (کف زدن حضار) ابتدا از محور قصرشیرین …

فروغ جاویدان مرصاد رجوی مجاهدین خلقحنیف حیدر نژاد: نگاهی به فروغ جاویدان، ۲۵ سال بعد- قسمت نهم و پایانی

لینک به منبع

افاضات کشک و آبکی مسعود رجوی رهبر فرقه مجاهدین در مورد عملیات باصطلاح فروغ جاویدان

پس از قطعنامه ۵۹۸ رجوی طرحی را ارائه می‌دهد که برمبنای آن قرار بود «ارتش آزادیبخش» دو سه روزه به تهران برسد و سپس «مسعود و مریم» در میان استقبال پر شور مردم وارد پایتخت شوند!! بی‌تردید تراوش چنین طرح و ایده‌ای جز از یک ذهن مبتلا به مالیخولیا و توهمات مفرط خودبزرگ‌بینی، ممکن نیست. بهترین مدرک و مرجعی که می‌تواند روشنگر این مسئله باشد، متن مکتوب جلسه‌ای است که آن را با هم مرور خواهیم کرد. در این جلسه، رجوی چنان در پوسته سخت و ضخیم توهمات خویش گرفتار است که هشدار جسورانه یک عضو زن عادی مبنی بر غیرواقعی بودن تحلیل رهبری سازمان از شرایط داخلی ایران، به هیچ وجه نمی‌تواند تأثیری بر وی بگذارد. به هرحال اگرچه متن جلسه مزبور اندکی مفصل است، اما از آنجا که برای پی بردن به عمق بلاهت و حماقت ناشی از خودبزرگ بینی رجوی از یک‌سو و مفتضحانه بودن انقلابات ایدئولوژیک با هدف برکشیدن رجوی از جایگاه انسانی به مقام خدایی از سوی دیگر، سندی بهتر از این نمی‌توان یافت، جا دارد به مطالعه آن بپردازیم:

مسعود رجوی و فروغ جاویدان

«ساعت در حدود ۱۱:۳۰ شب بود که مسعود و مریم وارد سالن شدند… رجوی شروع به سخنرانی کرد. حدود نیم ساعت از شروع صحبتش گذشته بود که ناگهان آن را قطع کرد و گفت: کارهای بزرگ در پیش داریم. مگر ما نگفته بودیم که «اول مهران، بعداً تهران»؟ {دست زدن حضار همراه با شعار «امروز مهران، فردا تهران»} در همین زمان دو نفر نقشه بزرگی از ایران را آوردند و در سمت چپ او، در کنار نقشه دیگری که قبلاً وجود داشت، نصب کردند و رفتند. پس از ساکت شدن جمعیت، رجوی به جلوی نقشه رفت و جلسه بدین‌گونه ادامه یافت:

رجوی: دیگر وقت آن رسیده است که به ایران برویم. طرح عملیات بزرگی را کشیده‌ایم که در نهایت منجر به فتح تهران و سقوط رژیم می‌شود. (هورای جمعیت) البته این دفعه احتیاج به ماکت و کالک منطقه‌ای نداشتیم چون این بار قرار است به تهران برویم. {دست زدن حضار و شعار «امروز مهران، فردا تهران»} البته نام آن را با عنایت به نام پیامبر اسلام «فروغ جاویدان» نام گذارده‌ایم. (صلوات حضار) و عملیات را به اسم امام حسین (ع) آغاز خواهیم کرد. چون این بار احتیاج به ماکت نداشتیم گفتیم چه ضرورتی دارد؟ خود نقشه ایران را بیاورید! (با چوب دستی از سمت چپ نقشه قصر شیرین، باختران و تهران را نشان می‌دهد) همانند شهاب باید به تهران برویم. از لحظه‌ها حتی کوچک‌ترین لحظه‌ها باید استفاده کرد، نباید هیچ لحظه‌ای را از دست بدهیم زیرا در این عملیات، لحظه‌ها تعیین کننده و سرنوشت سازند. این عملیات باید در عرض ۲ یا ۳ روز انجام شود چون فقط اگر عملیات با این سرعت انجام شود، رژیم فرصت بسیج نیرو پیدا نخواهد کرد؛ چون اصلاً به فکرش هم نمی‌رسد که ما بتوانیم در عرض این مدت به تهران برسیم و احتمالا نمی‌تواند هیچ عکس‌العمل مؤثری انجام بدهد. البته در عملیات چلچراغ از شما خواستم که سرعتتان در آن حد باشد. پس از عملیات چلچراغ با فرماندهان نشستیم و به جمع‌بندی و بررسی پرداختیم که عملیات بعدی چه باشد؟ پس از بحث و بررسی‌های زیاد دیدیم در عملیات قبلی که مهران بوده است و از مشکل‌ترین عملیات‌های مرزی بود، بعد از گرفتن ستاد لشکر می‌توانستیم جلوتر برویم و هیچ نیرویی هم بر سر راهمان نبود. با توجه به اینکه همیشه در عملیات‌ها به صورت تصاعدی عمل کرده‌اید، یعنی وسعت هر عملیاتتان از قبلی بیشتر بوده‌ است- آفتاب از پیرانشهر وسیع‌تر و مهران از آفتاب- حالا باید این عملیات هم نسبت به چلچراغ، تفاوت کیفی داشته باشد. بنابراین فکر کردیم که عملیات بعدی- هر چه باید باشد- حداقل این است که باید یک مرکز استان را بگیریم. در این صورت مگر ما دیوانه‌ایم که پس از گرفتن مرکز استان، آن را ول کنیم و برگردیم؟!

خوب، یا همان جا می‌مانیم، یا به طرف تهران حرکت می‌کنیم. ولی باز در مقایسه با کار قبلی دیدیم استان خیلی کم و کوچک است. (با لحن ظنزآلود) آخر شما دیگر بچه نیستید که بروید یک شهر را بگیرید! اگر بخواهید وسیع‌تر از عملیات‌های قبلی عمل کنید هیچ راهی غیر از فتح تهران ندارید (دست زدن حضار و ابراز احساسات.) البته یک سری می‌گفتند برویم اهواز را بگیریم و یک سری می‌گفتند برویم کرمانشاه را بگیریم. ما نشستیم و فکر کردیم و دیدیم باید از طریق کرمانشاه برویم زیرا اولاً تا حدودی وضع و شرایط مسیری که انتخاب کرده‌ایم نسبت به قبل مناسب‌تر و بهتر است، چون عراق تا قصرشیرین و سرپل ذهاب پیش رفته است و این بار نیاز به خط شکنی نداریم و به راحتی می‌توانیم تا کرمانشاه برویم. ثانیاً نزدیک‌ترین نقطه مرزی برای رسیدن به تهران، کرمانشاه است. از آن به بعد بر اساس تقسیمات انجام شده ۴۸ ساعته به تهران خواهیم رسید. البته روی لشکر ۸۴ و ۸۸ شناسایی انجام داده‌ایم اگر موقعیت سیاسی مثل قبول قطع‌نامه ۵۹۸ شورای امنیت از طرف ایران پیش نمی‌آمد شاید فقط در همان جا (کرمانشاه) عمل می‌کردیم ولی حالا ایران خیلی ضعیف شده است و ما یک راست می‌رویم و تهران را می‌گیریم. باید بدانید که ما از قبل تصمیم انجام این عملیات بزرگ را داشتیم و می‌خواستیم آن را دیرتر انجام دهیم اما پذیرش قطع‌نامه کار ما را تسریع کرد؛ یعنی به دلیل شرایط سیاسی جدید مجبوریم یکی دو ماه آن را زودتر انجام دهیم. تصمیمی که ما گرفتیم تصمیم بسیار حساس و مشکلی بود و ما چاره‌ای جز عمل نداریم و اگر الان اقدام نکنیم فرصت از دست خواهد رفت زیرا بعد از اینکه بین ایران و عراق صلح شود ما در اینجا قفل می‌شویم و دیگر نمی‌توانیم کاری انجام بدهیم و از لحاظ سیاسی، تبدیل به فسیل می‌شویم. پس بایستی آخرین تلاش خودمان را هم بکنیم و یک بار دیگر کل سازمان را به صحنه بفرستیم و مطمئن هستیم که پیروزیم و از هم اکنون من این پیروزی را به شما و خلق قهرمان ایران تبریک می‌گویم.

اما اگر ما به تحلیل‌هایی که در مورد رژیم داشته‌ایم معتقد هستیم زمان مناسبی برای ما به وجود آمده است. ما در تحلیل از جنگ گفتیم که رژیم در منتهای ضعف حاضر به توقف جنگ می‌شود و دلیل قبول قطع‌نامه از طرف آنها هم همین است. ما نباید این فرصت تاریخی را از دست بدهیم. باید حمله کنیم و کارش را یک سره کنیم. رژیم دیگر نیروی جنگی لازم را ندارد و نمی‌تواند نیروی جبهه را تأمین کند؛ مثلاً عراق در همین چند عملیاتی که کرده است به راحتی توانسته مناطقی را پس بگیرد و هر چه خواسته جلو رفته است. «فاو» را گرفته و جزایر مجنون و چند نقطه دیگر را با چند ساعت جنگ، باز پس گرفته است. ملت دیگر از جنگ خسته شده‌اند و همه مخالف جنگ هستند و کسی به جبهه نمی‌آید. کسانی که در جبهه هستند افرادی هستند که آنها را به زور از شهرها و روستاها دستگیر کرده‌اند و به جبهه فرستاده‌اند و میلی به جنگیدن ندارند. تمام لشکرها و نیروهای رژیم در حملات عراق ضربه کاری خورده و پراکنده هستند و یارای مقابله با ما را ندارند. پس هم از لحاظ نظامی تعادل خود را از دست داده‌ است و هم از لحاظ سیاسی در انزوای بین‌المللی قرار دارد. البته در عملیات چلچراغ یک نفر به کمک شما آمد و آن حضرت علی (ع) بود که به شما کمک کرد و این بار هم حضرت محمد(ص) و امام حسین(ع) به کمک شما می‌آیند و شما باید به اندازه چندین نفر کار کنید و سختی را تحمل کنید. البته در این چند روز که اعلام آماده‌باش بود شما خیلی کار کردید و کار یکی یا دو ماه را در ۳ روز کرده‌اید. از حالا باید همگی آماده باشید که هر وقت گفتیم حرکت می‌کنیم آماده باشید. شاید سازمان ۲۵ سال پیش به وجود آمد تا در چنین روزی به چنین کاری دست بزند.

ما از طرف قصرشیرین می‌رویم. در آنجا لشگر ۸۱ با عراق درگیر است، لشکر ۵۸ و لشکر ۸۸ در سومار درگیر هستند، لشکر ۶۴ در پیرانشهر است و تنها امکان دارد لشکر ۲۸ در راه به استقبال ما بیاید. {در اینجا رجوی فردی را از میان جمعیت صدا می‌زند و می‌پرسد:}اگر لشکر سنندج بیاید چه کار می‌کنی؟ { آن فرد جواب داد:} نمی‌آید. رجوی: نگو نمی‌آید؛ بگو اگر آمد داغانش می‌کنیم. {بلند می‌شود و روی نقشه دنبال شهرها می‌گردد.} کاری که ما می‌خواهیم انجام دهیم در حد توان و اشل یک ابرقدرت است؛ چون فقط یک ابرقدرت می‌تواند کشوری را ظرف این مدت تسخیر کند؛ به طور مثال بغداد تا مرز ایران ۱۸۰ کیلومتر فاصله دارد و در طول ۸ سال جنگ، ایران ادعای گرفتن آن را نکرده است؛ و همین طور عراق هم ادعای گرفتن تهران را نکرده است اما ما می‌خواهیم برویم تهران را بگیریم. (با طنز:) خوب، چه میشه کرد دیگه! بعضی وقت‌ها این طور پیش میاد دیگه! {دوباره به نقشه اشاره می‌کند.} ما به ترتیب به قصرشیرین، سرپل ذهاب، اسلام آباد و بعد کرمانشاه می‌رویم. بعد از آن همدان، قزوین، تاکستان، کرج و بالاخره تهران. (کف زدن حضار) ابتدا از محور قصرشیرین که در دست عراق است وارد می‌شویم و تا سرپل ذهاب می‌رویم؛ البته از طریق جاده آسفالته. بعد کرند و اسلام آباد را توسط یک لشکر که فرمانده آن احمد واقف {مهدی براعی} است. پس از فتح اسلام‌آباد، یک تیپ در کرند و دو تیپ در اسلام‌آباد، مستقر می‌شوند، که در ضمن راه ورودی شهر را نیز تحت کنترل می‌گیرند. اسم عملیات این محور را به نام «حنیف» نام‌گذاری کرده‌ایم. بعد از اسلام‌آباد به سمت کرمانشاه حرکت می‌کنیم، که اسم این عملیات «سعید محسن» است و دو لشکر به مسئولیت صالح {ابراهیم ذاکری} در کرمانشاه عمل می‌کنند. صالح، آماده‌ای؟ صالح: بله. رجوی: مسئولین همه آماده‌اند؟ صالح: بله. رجوی: شما قرار شد به کجا بروید؟ صالح: کرمانشاه. تقسیم‌بندی هم شده است که تیپ‌ها باید در کدام نقاط متمرکز شوند. تیپ… به سراغ صدا و سیما می‌رود، تیپ… به سراغ زندان دیزل‌آباد می‌رود و زندانیان را آزاد می‌کند و آنهایی را که می‌خواهند، مسلح می‌کند، و تیپ… سپاه بعثت و قرارگاه نجف را می‌گیرد و به همین ترتیب جعفر راه ورودی کرمانشاه، تیپ افسانه پادگان نزدیک آن، و تیپ جلیل {مهدی مددی} دروازه خروجی کرمانشاه را به اضافه هوانیروز دارند. البته مردم را می‌فرستیم که زندانیان دیزل‌آباد را آزاد کنند. رجوی: اول شهر را بگیردید، بعد زندان را؛ چون تصرف شهر مهم‌تر است. ما در کرمانشاه اعلام جمهوری دموکراتیک اسلامی می‌کنیم. این تیپ‌ها در کرمانشاه مستقر می‌شوند و ۲ تیپ به سنندج و بقیه به سمت همدان حرکت می‌کنند. نام عملیات محور همدان را به نام «بدیع زادگان» گذاشته‌ایم. محمود قائمشهر{محمود مهدوی}، آماده‌ای؟ محمود: بله. رجوی: می‌دانی باید به کجا بروید و چه هدف‌هایی را در شهر در دست بگیرید؟ محمود: بله همدان. رجوی: بعد از آنکه به همدان رسیدید و مستقر شدید یکی از تیپ‌های زیر نظر خودت را برای کمک به تهران بده. وقتی همدان و صدا و سیمای آن را گرفتید صدای مجاهد را پخش کنید و به مردم اعلام کنید که ما داریم می‌آییم. محمود: باشد. رجوی: رادار همدان باید منهدم شود تا هواپیما‌ها نتوانند درست کار کنند. از پایگاه نوژه هم ترسی نداشته باشید؛ هر سه ساعت به سه ساعت دستور می‌دهم هواپیما‌های عراقی بیایند و آنجا را بمباران کنند. پایگاه هوایی تبریز را هم با هواپیما هر سه ساعت به سه ساعت مورد هدف قرار خواهیم داد. نادر{حسن نظام الملکی}، از لحاظ پوشش هوایی چطوری؟ نادر: در دست ماست و می‌توانیم کنترل کنیم. رجوی: اگر هواپیمایی بخواهد از نوژه بلند شود چه کار می‌کنید؟ نادر: می‌زنیم. اگر چیزی بخواهد پرواز کند کلاً فرودگاه را می‌زنیم. رجوی: کاملاً مطمئن هستید؟ نادر: بله، می‌توانیم. رجوی: علاوه بر آن ضد هوایی و موشک سام ۷ هم که داریم؟ نادر: بله داریم. رجوی: فتح‌الله{مهدی افتخاری}، تو می‌روی قزوین و تاکستان را می‌گیری. یکی از هدف‌ها علاوه بر مراکز سپاه، لشکر ۱۶ قزوین است. پس از خلع سلاح تمام نیروهای نظامی و انتظامی در آنجا مستقر می‌شوی و وقتی مستقر شدی یکی از تیپ‌های خود را به کمک تهران بفرست چون در آنجا نیاز هست. پس از آن ۲ تیپ راهی تاکستان شده در آنجا مستقر می‌شود و پشت سر آن منوچهر{فرهاد الفت} با یک لشکر، راهی کرج می‌شود و آنجا را تصرف می‌کند. البته نام عملیات محورهای قزوین و تاکستان را به نام «سردار» نام گذارده‌ایم. پس از آن ۴ لشکر و ۲ تیپ تحت نام کلی «سیمرغ» و تحت فرماندهی محمود عطایی راهی تهران می‌شوند، که مهدی ابریشمچی هم معاون او در این عملیات است. {محمود عطایی و مهدی ابریشمچی دست یکدیگر را می‌فشارند.} ضمناً اگر یادتان باشد در انقلاب ایدئولوژیک گفتم یک سیمرغ بود که به کوه قاف رسیده و آن روز هم گفتم که سیمرغ «مریم» بود. علت اینکه این اسم «سیمرغ» را انتخاب کردم حرف همان روز است. (کف زدن حضار) مریم: (با اطوار:) چرا این اسم را گذاشتی؟ رجوی: می‌بخشید که بدون مشورت جنابعالی این اسم را گذاشتم. در آنجا تیپ لیلا فرودگاه مهرآباد، تیپ… سلطنت آباد، تیپ فرهاد صدا و سیما، تیپ فرشید زندان اوین، تیپ… مراکز سپاه، تیپ… نخست‌وزیری، تیپ… مجلس شورا، تیپ… ستاد ارتش و تیپ کاظم{حسین ابریشمچی} در جماران عمل می‌کند.(هورا وکف زدن حضار.) هوانیروز عراق تا سرپل¬ذهاب به همراه ستون‌ها خواهد بود. از نظر هوایی ناراحت نباشید چون هواپیماهای عراقی پشتیبان ما هستند و تمام ماشین‌ها به صورت ستون حرکت می‌کنند. البته این عملیات را دو عامل درجه یک تهدید می‌کند؛ یکی اینکه از طریق هواپیما رژیم مورد حمله و بمباران قرار بگیریم چون روی جاده همه به یک ستون حرکت می‌کنیم؛ ثانیاً چون صف ماشین‌ها خیلی طولانی است اگر ماشین‌هایی خراب شوند و یا از دور خارج شوند نباید به خاطر آن همه ستون متوقف شوند و بایستی آن را به سرعت از دور خارج کرد و از ماشین زاپاس استفاده کرد و یا کلاً آن را از دور خارج کرد و معطل آن نشد. در ضمن هیچ ماشینی حق سبقت گرفتن از جلویی را ندارد و همین‌طور حق عقب افتادن را هم ندارد. هر جا که رسیدید سر راه جاده‌ها را باز کنید. تیپ‌های مأمور در شهر، مأمور تأمین جاده‌های آن شهر می‌باشند و هر تیپ با رسیدن به آن شهر وارد آن شده و بقیه ستون بلافاصله به حرکت خود ادامه می‌دهند. ضمناً اگر اسیر شدید راجع به خط سیر عملیات که از کدام جاده و از کدام شهرهاست، چیزی نگویید و بگویید که عملیات قرار بود تا همین جا باشد. (رو به محمود قائم شهر:) محمود، خوب فهمیدی که باید به کجا بروی؟ یک دفعه به قائمشهر نروی! تو اول به همدان برو، کار و مسئولیت خودت را انجام بده، بعداً که به تهران آمدی مازندران را به تو می‌دهم. رو به قاسم{محمدعلی جابرزاده}: حیف که مردم اصفهان بی‌بخارند والا یک تیپ را هم به تو می‌دادم که به اصفهان برویم.{محمود عطایی فرمانده محور تهران را صدا می‌کند و او پای میکروفون می‌آید، از او پرسید:} وضعیت چطور است؟ عطایی: خوب است. با نیروی هوایی و هوانیروز عراق هماهنگ شده است. ماشین‌ها آماده‌ است، مهمات بارگیری شده، و تیپ‌ها تا حدودی توجیه شده‌اند و تا رسیدن به شهرها بهداری هم آمادگی لازم را دارد و هیچ‌گونه نگرانی وجود ندارد. در لابه‌لای ستون، تعمیرکار سیار و فیلم‌بردار سیار هم در حال حرکت هستند. رجوی: در این عملیات مردم به حمایت از ما بر می‌خیزند. کسانی که حاضرند با ما بیایند را از پادگان‌ها و مراکز سپاه مسلح کنید و هر چه خواستند تا تهران بیایند آنها را با خودتان ببرید. در این عملیات نیروهای زیادی به ما کمک خواهند کرد. از طرفی درب زندان‌ها که باز شود آنها هم با هم هستند و با ما خواهند آمد. نیروهای زندان، بالقوه با ما هستند. البته هر جا رفتید اگر مردم آنجا تسلیم شدند که کاری با آنها ندارید و اگر جنگیدند با آنها بجنگید،‌ و هر جا رسیدید از مردم کمک بگیرید و کارها را به خود مردم بدهید و از این نترسید که مردم اسلحه‌دار می‌شوند و چه خواهد شد. محمود، وقتی که تهران را گرفتی در خیابان طالقانی به ساختمان بنیاد علوی می‌روی. در طبقه پنجم آنجا اتاقی است که روزی اتاق من و اشرف و موسی بوده است. سلام من را به ساکنان آنجا می‌رسانی و اگر مردم آنجا بودند جای دیگری را به آنها بده چون ما را بعد از انقلاب به زور از آنجا بیرون کردند. آن اتاق را برای من نگه‌دار تا وقتی که به تهران آمدم در آنجا مستقر شوم. {رو به فرید:}{محمدعلی توحیدی}خوب، فرید، شما چه کار می‌کنید؟ در اولین روزی که نیروها به مقصد رسیدند شما باید ۲۴ ساعته برنامه داشته باشید و مسئله را به گوش همه ملت ایران برسانید. کار و بارتان جفت و جور هست؟ برنامه‌تان تنظیم شده است؟ فرید: ما ۲۴ ساعته برنامه خواهیم داشت. رجوی: برای ثبت در تاریخ می‌خواهم هر کس با این طرح موافق است دست بلند کند.{همه دست‌ها را بلند کردند. رجوی تک تک به همه نگاه کرد. رو به فیلم‌بردار و انتظامات:} شما چرا دستتان را بلند نمی‌کنید؟ {آنها هم دستشان را بلند کردند. رو به حضار:} آیا ما دیوانه نیستیم که می‌خواهیم چنین کاری بکنیم؟ آیا به نظر شما چنین کاری شدنی است و آیا احمقانه نیست؟ اگر کسی مخالفتی دارد بیاید و صحبت کند و کسی هم حق ندارد با او مخالفت کند. رجوی نشست و یک سیگار روشن کرد. در همین حین زنی از میان جمعیت بلند شد و دست خود را بلند کرد. همه حضار با تعجب به او نگاه می‌کردند. رجوی: پشت میکروفون بیا و حرف‌های خودت را بگو. زن: من مخالف نیستم، اما اینکه می‌گویید مردم با ما هستند فکر نمی‌کنم چنین باشد. من و شوهرم چند شب قبل از خارج آمده‌ایم و خود من ۴ ماه است که از ایران آمده‌ام. مردمی که من دیده‌ام با آنچه که شما می‌گویید تفاوت دارند. فکر نمی‌کنم آنها به ما کمک کنند. هیچ‌گونه جو سیاسی نظیر آنچه شما به آن اشاره می‌کنید در ایران به وجود نیامده است، چون خیلی‌ها در ایران هستند که حتی رادیو مجاهد را گوش نمی‌دهند و از مجاهدین هم به کلی بی‌خبرند. شما چطور انتظار دارید با اختناق شدیدی که وجود دارد چنین کسانی در تهران بلند شوند و از ما حمایت کنند؟ رجوی: درست می‌گویی و درست صحبت کردی ولی من الان تو را قانع می‌کنم. این نظر تو به ۴ ماه پیش بر می‌گردد و الان ایران خیلی فرق کرده است. از آن گذشته تا ما شهری را آزاد نکنیم مردم با ما نخواهند شد. ما روی نیروی خودمان حساب می‌کنیم. مردم در وهله اول نخواهند آمد و حتی ممکن است از ما بترسند و همان‌طور که گفتی بروند و درهایشان را ببندند؛ ولی وقتی که رفتیم و در کرمانشاه مستقر شدیم و مردم دیدند که تعادل قوا به سمت ما می‌چرخد یک قدم بیرون می‌گذارند و ما در شهر می‌گردیم و اعلام می‌کنیم که هستیم و آن وقت مردم جرأت می‌کنند درها را باز کنند و بعد جلو آمده و از ما حمایت می‌کنند و ما هم کارها را به دست مردم می‌دهیم، ولی در ابتدا آنچه تو گفتی درست است. در آن موقع که شما در ایران بودید چقدر از مردم مخالف رژیم بودند؟ زن:۹۰ درصد. رجوی: این ۹۰ درصد اگر بفهمند مجاهدین به شهرشان آمده‌اند حتماً از آنها حمایت می‌کنند و مردم وقتی که دیدند سپاه و کمیته دیگر نیست، حتماً نمی‌ترسند و وقتی که اسلحه گرفتند خودشان همه کاره می‌شوند و شما فقط آنها را راهنمایی می‌کنید. البته اگر در این عملیات شکست هم بخوریم تأثیرش آن قدر هست که باعث برپایی قیام توسط مردم شود، چون رژیم وضعیتی ندارد که تا عید دوام بیاورد. ولی ما در وضعیتی مثل ۳۰ خرداد قرار داریم و باید به این کار تن بدهیم. البته برای من تصمیم‌گیری در این مورد مشکل بود چون بهترین نیروها و نفراتی را که در سال‌های زندان با هم بودیم به داخل صحنه می‌فرستیم. ما در این عملیات می‌خواهیم تمام سازمان و تمام ارتش آزادی بخش را به میدان جنگ ببریم. این، خودش ریسک بالایی دارد، چون جنگ دو وجه دارد: یا شکست یا پیروزی. در صورتی که شکست باشد موجودیت سازمان به خطر می‌افتد.{یک نفر از ته سالن: خون اشرف می‌جوشد، مسعود می‌خروشد.} ما در قدیم ۳ یا ۴ نفر را در ایران داشتیم که آن عملیات‌ها را می‌کردند که سپاه و کمیته‌ها هیچ‌ کاری نمی‌توانستند بکنند. این ساسان{مهدی کتیرایی} کجاست؟ (رو به ساسان:) شما در سال ۱۳۶۰ در عملیات‌های تهران چه کار می‌کردید؟ ساسان: بالطبع با این نیرویی که داریم می‌رویم و حتماً برایمان موفقیت‌آمیز خواهد بود زیرا در سال ۶۰ و ۶۱ در تهران فقط ۸ تا ۱۰ تیم نظامی در سراسر تهران داشتیم که نیروهای کمیته و پاسداران از دست ما در امان نبودند. مثلاً یک تیم ۳ نفره ما این طرف میدان مصدق می‌ایستاد، یک تیم آن طرف و سراسر مسیر را به راحتی می‌بستند و نیروهای پاسدار و کمیته هم کاری نمی‌توانستند بکنند و از ما می‌خوردند. مریم: (رو به زن:) شما خیالتان راحت باشد. همه چیز آماده است و طرح‌ها دقیق می‌باشد. شما ناراحت نباشید. ما نباید مردم را زیاد هم دست کم بگیریم؛ چون که در میان خود ما هم عده زیادی از اسرا وجود دارند که به ما پیوسته‌اند و این نشان دهنده حمایت زیادی است که در شهرها از ما خواهد شد. اسرا دستشان را بلند کنند! {حدود ۴۰۰-۵۰۰ نفر دست بلند می‌کنند} ما در ۳۰ خرداد از روی استیصال و ضعف با رژیم برخورد کردیم ولی امروز از موضع قدرت با او برخورد خواهیم کرد. البته دلیل این که ما می‌خواهیم این قدر زود دست به این عملیات بزنیم این است که رژیم در حال حاضر هم دچار بحران نیرویی شده و هم روحیه نیروهایش به دلیل شکست‌های پیاپی، ضعیف شده است. برای همین هم می¬خواهد صلح صوری کند تا وقت پیدا کند و بسیج نیرو کند. به همین دلیل ما باید تا دیر نشده‌ از این فرصت استفاده کنیم و این را عملیات انجام دهیم ولی قبلاً بین هر عملیات، یکی دو ماه برای کارهای مقدماتی از جمله شناسایی و آماده کردن خودروها و دیگر وسایل و مانور وقت لازم داشتیم،‌ که در حال حاضر موفق شدیم همه کارها را در عرض همین مدت کوتاه بعد از عملیات چلچراغ انجام دهیم که کار بسیار شاقی بود ولی با روحیه بالای افراد ما و عنصر مجاهد بودن که در همه بوده است این کار در این مدت کوتاه عملی شد وخیلی‌ها در این مدت کوتاه، آموزش‌های پیچیده‌ای نظیر کار با تانک را هم یاد گرفتند و آماده عملیات شدند. عده‌ای هم راجع به وضعیت بچه‌های کوچک سؤال کردند که ما بچه‌ها را بعد از آنکه تهران فتح شد، سوار اتوبوس می‌کنیم و به تهران می‌آوریم. رجوی: از هر کس می‌پرسم بلند شود و جواب بدهد. طاهره{ثریا شهری}، چه کار کردی؟ کارها رو به راه است؟ دیگر فشنگ کم نمی‌آورید؟ کنسرو و آب میوه به اندازه کافی داریم؟ طاهره: نه، این دفعه خیلی زیاد داریم و تقسیمات وسایل هم انجام شده است. مهمات به اندازه کافی و حتی بیشتر از آنچه مورد نیاز است برداشته‌اند. هزار تفنگ اضافی رسیده است و تانک‌ها و خودروها هم اکثراً رسیده و بقیه هم تا فردا ظهر می‌رسد. کنسرو هم به تعداد کافی تهیه شده که حتی ممکن است زیاد هم بیاید. رجوی: محمود{محمود عضدانلو}، وضعیت به لحاظ امکانات چطور است؟ کم و کسری ندارید؟ همه خودروهای مورد نیاز رسیده است؟ محمود: بله،‌ فقط مقدار کمی مانده، که تا فردا ظهر تمام می‌شود. رجوی: فاطمه{مسئول امداد}،‌ وضعیت درمانی به لحاظ دارو و پزشک و آمبولانس همه آماده هستند یا نه؟ فاطمه: بله آماده است. رجوی: قرار بود برای حمل مجروحین هلی‌کوپتر بگیرید و داشته باشید گرفته‌اید؟ فاطمه: مسئله آن هم تا فردا حل خواهد شد. رجوی: دکتر حمید{حسن جزایری} را هم ببرید. کاظم{کاظم رجوی} هم آمده است. مسئله درمانی اینجا مسئولیتش با کاظم باشد که در این زمینه چیزی کم نیاورید. ما در این راه عاشورا گونه می‌رویم اما این بار با زمانی که در ۳۰ خرداد ۶۰ شروع کردیم فرق می‌کند، چون در آن موقع چشم‌انداز پیروزی نداشتیم و عاشورا گونه شروع کردیم ولی این بار چشم‌انداز پیروزی داریم که خیلی ملموس است. البته همه افراد باید بدانند که می‌خواهند چه کار کنند. ما کاری می‌خواهیم بکنیم که همه دنیا تعجب کنند و یک دفعه بفهمند که ما در تهران هستیم و خمینی دیگر وجود ندارد. مریم: درست است که ما به خاطر وظیفه‌ای که داریم عاشورا گونه وارد می‌شویم ولی در اینکه ما حتماً پیروز می‌شویم هیچ شکی نداریم. الان جبهه‌ها خالی شده و وقتی که از جبهه آن طرف‌تر برویم کسی نیست که جلوی ما را بگیرد و ما آن‌قدر می‌خواهیم با سرعت پیش برویم که هر کسی که مجروح شد باید خودش مسئله‌اش را حل کند که باعث کندی ستون نشود. رجوی: اگر کس دیگری حرفی دارد باید بگذارد در میدان آزادی تهران بگوید و جمع‌بندی عملیات هم در هما‌ن‌ جا خواهد شد. طی چند روزی که ما در اردوگاه قدم زده‌ایم شاهد بوده‌ایم که بچه‌ها چقدر کار کرده‌اند. دیدم جیپی را نفربر کرده‌اند و تویوتایی را زرهی کرده‌اند، که اینها همه نشان دهنده آمادگی ماست {با خنده:} روی جیپ‌های رزمی آرم ایران را زده‌اند که ما خیلی خوشحال هستیم که کشورمان سازنده شده است.{رو به یکی از فرماندهان:} کمر شکن‌ها را خالی کرده‌اید؟ تانک‌های ۶ چرخ آماده‌اند؟ فرمانده: بله. رجوی: تانک‌های ۶ چرخ سرعتشان زیاد است و هر سه تا از آنها که وارد یک شهر شود همان رژه‌اش جو وحشت را حاکم می‌کند. ما برای همین از این تانک‌ها استفاده می‌کنیم. مریم: در پایان مطلبی بود که می‌خواستم بگویم و آن اینکه از فرماندهان تیپ‌ها می‌خواهم که بعد از نشست، ساعتی به شما فرصت بدهند تا بچه‌ها همدیگر را ببینند و از هم خداحافظی کنند. در اینجا نشست تمام شد و همه دست زدند و شعار دادند و نهایتاً سرودی پخش شد و افراد شروع به بیرون رفتن از سالن کردند.» (به نقل از: فصلنامه مطالعات جنگ ایران و عراق )

مسعود رجوی در حال مبارزهچراغ خاموش کردن رجوی (امام حسین نه شب عاشورا غیبش زد و نه ده سال بعد از زیر قبای یزید نوار صوتی داد)

هفت گناه مجاهدین خلق فرقه رجوی (پشت صحنه ستون پنجم استخبارات عراق در زمان جنگ)

https://youtu.be/ThX9j6-FRMY

مسعود رجوی و فروغ جاویدان مسعود رجوی چند میگیری دیگه تحلیل آبکی نکنی؟

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=14091

رجوی به چه دلیل سینه زدن را در سال ۷۲ رواج داد ؟ (+چند خاطره)

فرقه هارها آذری زاده، سایت فرقه ها، سیزدهم نوامبر ۲۰۱۴:… رجوی حتی کتاب راه حسین را که از تالیفات یکی از بنیانگذاران سازمان بود و بعد از انقلاب به نیروها آموزش داده می شد ، را دراین اواخر ناقص می دانست چون به خودش ختم نمی شد !!. چون وی ازسال ۶۴ که خود را بعنوان رهبر ایدئولوژیکی فرقه به اعضا معرفی کرد و در راستای پیاده کردن تفکرات فرقه ای از آن تاریخ به بعد می بایست همه اعضا او را …

مجاهدین خلق فرقه رجوی تروریسمحامد صرافپور: از نیایش عاشورا و زیارت آل علی تا طواف کاخ سفید و دمیدن در صور صهیونیزم

لینک به منبع

رجوی به چه دلیل سینه زدن را در سال ۷۲ رواج داد ؟

فرقه رجوی مجاهدین عاشورا

شیعیان سراسر جهان هر ساله با آغاز ماه محرم به سوگواری و عزاداری برای امام حسین (ع) می پردازند تا یاد وخاطره مظلومیت و تنهایی او در دفاع از دین اسلام را در برابر طوفانهایی که دشمنان آن برای نابودیش بپا کرده بودند بیاد آورند، و از طرف دیگر با یاد فداکاری و رشادت امام حسین (ع) و اهل بیت و یاران اندکش در واقعه عاشورا یکبار دیگر تعهد خود را برای پاسداری از دینی که امام حسین (ع) خون خود را برای پایداری آن نثار کرد بیاد بیاورند .

پس برپایی مراسم عزاداری حسینی جزیی از ارزشهای خدایی و دینی شیعیان است که همواره باید آن را زنده نگه داشت . اما فرقه رجوی که علیرغم داعیه پیروی از امام حسین (ع) اعتقاد به برپایی مراسم عزاداری حسینی را حرکتی ارتجاعی و مردود می دانست . رجوی بعدها به این فکر می افتد تا با برگزاری مراسم عزاداری حسینی از آن درجهت منافع فرقه اش سوء استفاده کند

تا قبل از دهه ۷۰ مراسم ماه محرم و عزاداری برای امام حسین (ع) در مناسبات فرقه براساس تفکر التقاطی رجوی اقدامی ارتجاعی و ممنوع بود . فقط خود و یا مسئولین فرقه در روز عاشورا نشست هایی برای اعضا می گذاشتند تا دیدگاه التقاطی خود را نسبت به قیام امام حسین و واقعه عاشورا را دراذهان آنها جا بیاندازند . مسئولین موظف بودند نتیجه سخنان خود در مورد قیام امام حسین (ع) را به نقطه ای برسانند، که رجوی را به امام حسین (ع) و فرار کلیت فرقه به عراق و شریک شدن در جنایات صدام را به عزیمت خاندان و یاران امام حسین (ع) از مدینه به کوفه برای جهاد در راه خدا تشبیه کنند!

رجوی هم اگر نشست عمومی می گذاشت با بیان داستان هایی از قیام عاشورایی امام حسین (ع) در نهایت اقدامات خیانت بار خود و فرقه اش را به حرکت امام حسین برای خلق حماسه عاشورا تشبیه می کرد.

رجوی وحشت داشت علنا خود را با امام حسین تشبیه کند. ولی بارها در سخنان خود بیان می کرد که پیروی از راه امام حسین (ع) منوط به پیروی از او و فرقه اش است و هر تفکری غیر از این را باطل و گمراه کننده به حساب می آورد!!

رجوی حتی کتاب راه حسین را که از تالیفات یکی از بنیانگذاران سازمان بود و بعد از انقلاب به نیروها آموزش داده می شد ، را دراین اواخر ناقص می دانست چون به خودش ختم نمی شد !!. چون وی ازسال ۶۴ که خود را بعنوان رهبر ایدئولوژیکی فرقه به اعضا معرفی کرد و در راستای پیاده کردن تفکرات فرقه ای از آن تاریخ به بعد می بایست همه اعضا او را رهبر عقیدتی و بعنوان واسط خود و خدا و ائمه اطهار قرار می دادند.

از سال ۷۱ به بعد رجوی یکباره خواب نما شد و پیام داد برای اینکه بتوانیم حربه عزاداری حسینی را از دست حکومت ایران بگیریم بایستی مراسم عزاداری حسینی را برگزار و آن را در سیمای سازمان نشان دهیم تا مردم بدانند مسلمان و شیعه واقعی، ما هستیم !

البته باید گفت که تمامی فیلمهای که در سیمایشان نشان میدهند همگی تبلیغاتی بیش نیست ؛ یادم میاید که اولین بار که مراسم عزاداری حسینی درذ اشرف داشتیم و برای اولین بار گفته بودند که سینه بایستی بزنیم همه متناقض بودند که تا کنون میگفتیم این یک عمل ارتجاعی است ؛ چه شده که حال باید سینه زد ؟؟

خلاصه از صبح که ما برای اینکار رفتیم تا ظهر ساعت ۳ فقط کارمان تنظیمات برای تبلیغات و فیلم برداری بود و وقتیکه فیلمبرداریشان تمام شد گفتند که دیگر بروید ؛ گفتیم که ادامه دهیم زود است برویم که گفتند که فیلمبرداری تمام شد .

هر چه ود برای تبلیغات بود و رجوی برای عزاداری سینه را رواج نداد بلکه برای ماشین تبلیغاتی خودش بود . که اینکار را هر سال میکرد . و توجیه اش هم اینبود که امام حسین ع ) مال ماست و نه رژیم ایران . البته که او خودش را پرچمدار عاشورای حسینی میداند و حجت خدا روی زمین . ولی کلاش و شارلاتانی بیش نیست .

رها آذری زاده

نفس کشیدن ممنوع… (خاطرات خانم رها آذری زاده)

رها آذری زاده، سایت فرقه ها، سیزدهم نوامبر ۲۰۱۴
لینک به منبع

مریم رجوی مجاهدین خلق فرقه ها

در ذیل گوشه ای از رنج ها و سختی هایی که در طول سالیان اسارت بر عزیزانم تحمیل شده است این بار از زبان یکی دیگر از قربانیان این فرقه شوم بیان شده است. از خانم آذری زاده جهت ارسال این مطلب به وبسایت فرقه ها کمال تشکر را داریم.

هر از گاه دقایقی به دورانی که در فرقه رجوی و در اشرف بودم فکر میکنم !

و گاه تعجب میکنم که با چه شیوه ای ما را سالها در چاردیواری نگه داشته بودند ولی خودمان احساس فشار نمیکردیم و دلمان برای شهر و گردش و دیدار خانواده تنگ نمیشد ! با اینکه زیاد هم در ماندن در عراق رضایتی نشان نمیدادیم ولی اعتراضی هم نمیکردیم !

یکروز در نشستی یکی از بچه های شیراز بلند شد و به مسئول نشست گفت : خواهر دلمان تنگ شده برای تفریح و جایی مثل شیراز و حافظ و سعدی و و و ! شاتید باورتان نشود ولی مدتی بعد در محیطی موسوم به پارک اشرف هم ماکت حافظ هم سعدی و هم دریاچه ای مصنوعی را ساختند تا باینصورت دلها را از دلتنگی و درخواستهای جدایی بعدی سد کنند !

ممنوعیت های اشرف و مناسبات در فرقه رجوی شامل :

ازدواج ممنوع ؛ داشتن ارتباط با خانواده ممنوع ؛ ارتباط با دنیای بیرون ممنوع ؛ داشتن خانه و زندگی ممنوع ؛ تردد به بیرون از اردوگاههای فرقه رجوی ممنوع ؛ در صورت مخالفت با سران فرقه رجوی اعضاء شکنجه روحی و جسمی می شوند ؛ هیچ کس حق تصمیم گیری در مورد سرنوشت و اینده خود ندارد و سران فرقه برای اعضائ تصمیم می گیرند ؛ ارتباط معمولی و انسانی زن و مرد با هم ممنوع ؛ گوش دادن به رادیو ؛ تلویزیون به جز انچه مال فرقه رجوی هست ممنوع ؛ داشتن دوست و هم صحبتی ممنوع ؛ نوشتن نامه و ایمیل و یا تماس تلفنی و یا اینترنتی با خانواده و دوستان ممنوع ؛ سران فرقه رجوی هر روز برای اعضاء جلسات سرکوب بنام عملیات جاری برگزار می کنند ؛ برگزاری جلسات اجباری بنام غسل هفتگی اعضاء فرقه مجبور هستند هر روز مسائل جنسی خود را بیان کنند و حتا خوابهایی که می بینند ؛ سوء استفاده سران فرقه خاص مریم قجر عضدانلو از اعضاء برای پولشویی ؛ هر کس بخواهد از فرقه رجوی جدا شود سران فرقه حکم مرگ صادر می کنند ؛ ترور شخصیت و فیزیکی اعضاء جدا شده و منتقدان فرقه رجوی به دستور شخص رجوی و مریم قجر در اروپا که اسناد و شاهدان ان موجود می باشد و …

علاوه بر اعمال ضد انسانی توسط سران فرقه رجوی در حق اعضا خود بطور خاص تجاوز به زنان و برپائی حرمسرا توسط شخص مسعود رجوی به بهانه محرمیت ایدئولوژیک یکی از جنایات و شقاوتهای بی نظیر مسعود رجوی در درون تشکیلات می باشد که خانمهایی که توانسته اند از دست این فرقه نجات پیدا کنند از این جنایت رجوی پرده برداشته اند .

در حقیقت سران فرقه رجوی اعضاء را فقط برای مردن در راه و مسیری که خودشان می خواهند در اسارت ذهنی و فیزیکی نگه داشته اند تا از انها برای اهداف کثیف خودشان استفاده کنند ! و جالب اینکه همه ما در ذهنمان اینبود که انقلاب ایدئولوزیک درونی ما را در خود و در رهبری ذوب کرده و ما انسانهای طراز مکتب شده ایم !

ولی واقعیت اصلی اینبود که ما را از خود بیگانه و از خود تهی کرده بودند در نشستهای مغز شویی صدها ساعته ! ما هیچگونه اختیاری از خود نداشتیم و مثل رباط شده بودیم !

هیچ تصمیمی را خودمان نمیتوانستیم برای انجام کاری بگیریم و حتما باید بهمان میگفتند و راهنماییمان میکردند !

این احساس را تا مدتها که بایران آمده بودم داشتم مثل بچه ها بودم و احسشاس میکردم از پس مشکلات در این دنیا و در زندگی آزاد فردی خودم برنمیایم ! مدتها طول کشید تا روی پای خودم ایستادم !

بامید روزی که همه اسرای دست رجوی در لیبرتی طعم زندگی و آزادی ذهن و فردی را حس کنند !

***

آینده مجاهدین خلق پس از عراق

مجاهدین خلق رجوی امام امریکامریم رجوی، «نمایشهای اروپایی» و «ریزش و رانش» چند ساله نیرو

مردان ما در ایران؟

همچنین:

بار سنگین مسئولیت بر دوش رجوی و سوء استفاده از زنان

فرقه هاسایت فرقه ها، بیست و دوم سپتامبر ۲۰۱۴: …  در این مورد مهدی ابریشمچی ( برادر شریف ) با حرارت و تهاجمی می گفت که بله این مدار بالای حل شدگی در رهبری است و هر کسی بدان نائل نخواهد شد. البته حق داشت ، مثل حل شدگی خودش که همسر خود ، را با یک دختر ۱۸ ساله عوض کرد. مهدی ابریشمچی اعلام کرد که «مخالفت با مشیت 

نشست های عملیات جاری+سند

فرقه هاسایت فرقه ها، هفدهم سپتامبر ۲۰۱۴: … عملیات جاری یک نوع تفتیش عقاید است و یک نوع زیر آب زنی علنی دیگران ، برای اینکه سازمان بفهمد که نیرویش الان در چه جایگاهی است و چگونه باید با او کار کند نشست های عملیات جاری ضامن حفظ تشکیلات بود و بدون ترتیب دادن چنین نشست های شستشوی مغزی ، سازمان مجاهدین از

بالاخره منافقین هم پیشرفت کردند… (پخش مستند در آغوش یاران در صدا و سیما)

مجاهدین خلق فرقه رجوی تروریسمسایت فرقه ها، تهارن، سیزدهم سپتامبر ۲۰۱۴: …  خانم م.ن که چند روز پیش توانسته است از پادگان لیبرتی بگریزد و خود را تسلیم دولت عراق نماید در اولین مصاحبه خود اظهار داشته است اخیرا مقامات ارشد سازمان برای اعضای خود دوره های آموزشی گذاشته اس

چشم طمع سازمان منافقین (فرقه رجوی) همچنان به بلوچستان + اسناد

سایت فرقه ها، نهم سپتامبر ۲۰۱۴: …  پیرو خبر چندی قبل این رسانه پیرامون فعالیت عناصر سازمان منافقین(مجاهدین خلق) در بلوچستان برخی از اسناد این رویداد منتشر می شود.  در این شرایط این سوال مطرح است که منافقینی که در کنار عناصر تکفیری در سوریه و عراق دست به جنایات فج

حرم سرای اشرف، روایتی از حضور زنان در سازمان منافقین (فرقه رجوی)

فرقه هاسایت فرقه ها، بیست و سوم ژوئیه ۲۰۱۴: …  وقتی با این زنان که از تشکیلات خارج شده‌اند صحبت می‌کنیم دروغ بودن این ادعا بر ما روشن می‌شود.  خالقی با اشاره به جزئیات ساخت این مستند بلند گفت: فیلمبرداری این مستند در تهران، مشهد و استانبول انجام شده است. همچنین از فیلم‌های آرشیوی هم استفاده کردیم و