قتل عام مردم بی گناه «سرپل ذهاب» توسط فرقه تروریستی رجوی و دل سوزی برای زلزله زدگان

قتل عام مردم بی گناه «سرپل ذهاب» توسط فرقه تروریستی رجوی و دل سوزی برای زلزله زدگان

 فروغ جاویدانانجمن فراق، شانزدهم نوامبر 2017:… ر بعدازظهر روز سوم مرداد ۱۳۶۷ ش، فرقه تروریستی منافقین به همراه ارتش بعث عراق، هجوم مشترک خود را از طریق سرپل ذهاب به طرف شهر کرند در استان کرمانشاه آغاز کرد. آنان که عملیات خود را با هدف براندازی نظام اسلامی آغاز کرده بودند، وضعیت نظامی ایران را از هم پاشیده ارزیابی نموده، اوضاع داخلی کشور را آسیب پذیر می دانستند. از این رو، منافقین … 

فروغ جاویدانعملیات فروغ جاویدان در کمینگاه مرصاد

لینک به منبع

قتل عام مردم بی گناه «سرپل ذهاب» توسط فرقه تروریستی رجوی و دل سوزی برای زلزله زدگان

فرقه تروریستی رجوی در حالی با حادثه دیدگان شهرستان سرپل ذهاب اظهارهمدردی نمود که جنایتکاران این فرقه در عملیات مرصاد بسیاری از مردم بی گناه این منطقه را قتل عام کردند.

به گزارش پایگاه خبری – تحلیلی فراق، چندین روز از قبول قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت توسط جمهوری اسلامی ایران می گذشت، در بعدازظهر روز سوم مرداد ۱۳۶۷ ش، فرقه تروریستی منافقین به همراه ارتش بعث عراق، هجوم مشترک خود را از طریق سرپل ذهاب به طرف شهر کرند در استان کرمانشاه آغاز کرد. آنان که عملیات خود را با هدف براندازی نظام اسلامی آغاز کرده بودند، وضعیت نظامی ایران را از هم پاشیده ارزیابی نموده، اوضاع داخلی کشور را آسیب پذیر می دانستند. از این رو، منافقین می پنداشتند با یک ضربه و شوک نهایی، نظام جمهوری اسلامی فرو خواهد ریخت و این تنها فرصت آنها است. این مزدوران کوردل چنان به وعده های دشمنان قسم خورده انقلاب اطمینان پیدا کرده بودند که جمع بندی نهایی درباره نظام آتی ایران را به چند روز بعد در میدانِ آزادی تهران موکول نمودند. این عملیات که فروغ جاویدان نام گرفته بود، با مقاومت دلاورمردانه بسیجیان و نیروهای مردمی، به حماسه غرورآفرین مرصاد تبدیل شد و طومار ننگین منافقین را درهم پیچید.

در تیرماه سال ۱۳۶۷، پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ توسط کشور ایران، به تصور اینکه نیروی دفاعی کشورمان تحلیل رفته و مردم از جنگ و بمباران خسته شده اند رژیم بعثی عراق درصدد طراحی نقشه ای برآمدند تا بلکه با اجرای آن هم نظام جمهوری اسلامی را ساقط کنند و هم کشور را به تصرف خود درآورند. نیروهای عراقی در عملیات مرصاد که در اواخر دوران هشت سال دفاع مقدس رخ داد وارد نواحی مرزی استان کرمانشاه شدند و شهرستان های سرپل ذهاب،محور گیلانغرب و قصرشیرین را نیزتصرف کردند و طی سه روز عملیات متعددی بین نیروهای عراقی و نیروهای ارتش و سپاه پاسدارن سرپل ذهاب صورت گرفت.این نیروهای منافقین کوردل با عملیاتی طراحی شده محور قصرشیرین به سرپل ذهاب و به طرف کرمانشاه از مسیر کرندغرب تا اسلام آباد و گردنه چهارزبر مورد حمله قرار دادند تا فعالیت های گسترده تری را علیه نظام و رزمندگان دفاع مقدس صورت دهند.

از دیگر رویدادهای مهم این جنگ بمباران شیمیایی توسط نیروهای عراقی در منطقه بابایادگار و روستای زرده از توابع شهرستان دالاهو و همچنین در دهستان دیره و روستاهای نسار و شاهمار از توابع شهرستان گیلانغرب بود که جوانان و رزمندگان بسیاری مجروح و شهید شدند.به دنبال این ماجرا نیروهای مختلف مردمی و عشایرین از طریق سپاه پاسداران سازماندهی شدند و سلاح تحویل گرفتند و برای دفاع از میهن اسلامی به جنگ آمدند. منافقین در این عملیات به کمین گاه رزمندگان اسلام افتادند و این درسی برای منافقین کور دل در تاریخ اسلام بود.حال امروز مریم رجوی خائن دلسوز مردم سرپل ذهاب شده و برای مردم پیام تسلیت می فرستد و درفضاهای مجازی و ماهواره ای یک جنگ به راه انداخته اند که نیازاست جامعه ما با هوشیاری و بصیرت اسلامی از هرگونه تلاش دشمن جهت پیشبرد اهداف شوم خود جلوگیری کنند.

سرپل ذهاب درغرب کرمانشاه یکصد هزار نفر جمعیت دارد.

انتهای پیام

*** 

سوء استفاده مریم رجوی از زلزله کرمانشاه شماره حساب و گرفتن پول و کلاشی سو استفاده منافقین (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) از زلزله. اعلام شماره حساب در اروپا و جمع آوری پول

غواصان شهید و جشن مجاهدین خلق فرقه رجویپایکوبی مجاهدین بخاطر شهادت غواصان ایرانی (رجوی: این کارناوال استخوان بود)

مستند “بازخوانی جنایات گروهک تروریستی منافقین” از زبان جدا شده ها. تهیه شده در صدا و سیمای اردبیل (سبلان). مصاحبه ها از آقایان کرم خیری – اسفندیار پناهی – رضا رجب زاده و علی مرادی.

 https://youtu.be/UEwFH7uzTOg

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32014

حیله همیاری، دستور جمع کردن تلفن ها، فشار بر سمیه محمدی و … (خانواده ها آگاه باشند)ا 

Money laundry Mojahedin Khalq Maryam Rajavi MEK NCRI 1انجمن فراق، ششم نوامبر ۲۰۱۷:…  به دنبال افزایش درخواست خروج اعضا از فرقه رجوی،‌ از چند روز پیش مریم رجوی با برگزاری نشست های دوره ای به اعضا گفته است خانواده ها دشمن اصلی شما هستند و به هیچ صورت نباید با آنها صحبت کنید. بنا بر گزارش های رسیده به فراق همچنین در این نشست ها توسط سران مزدور فرقه تصمیم گرفته شده جاسوس ها با خانواده ها تماس برقرار کنند و به بهانه اینکه اسیر … 

عربستان سعودی مجاهدین خلق داعش و تروریسمفرقه رجوی ، حقه و سرگرمی بنام همیاری ملی!ا


حامیان تروریسم و جنایت همراه مریم رجوی مزدور فرقه منفور رجویلیست قیمتهای سخنرانان و مدعوین کرایه ای بزرگداشت تروریسم در پاریس به یورو

لینک به منبع

خانواده های اسیران فرقه رجوی آگاه باشند / درنشست اخیر مریم رجوی با اسیران چه اتفاقی افتاد؟ تلفن های همراه اسیران از آنها گرفته شد / حیله گری نخ نما با عنوان همیاری مالی / سمیه محمدی قربانی جاسوس ها شد

کلاهبرداری پولشویی مجاهدین خلق فرقه رجوی مریم رجوی سیمای آزادی

مریم رجوی در نشست اخیر خود با اعضا اعلام کرد افرادی که از تلفن همراه استفاده می کنند باید آن ها را پس داده و با هیچ یک از اعضای خانواده خود ارتباط نگیرند.

به گزارش پایگاه خبری – تحلیلی فراق به دنبال افزایش درخواست خروج اعضا از فرقه رجوی،‌ از چند روز پیش مریم رجوی با برگزاری نشست های دوره ای به اعضا گفته است خانواده ها دشمن اصلی شما هستند و به هیچ صورت نباید با آنها صحبت کنید.

بنا بر گزارش های رسیده به فراق همچنین در این نشست ها توسط سران مزدور فرقه تصمیم گرفته شده جاسوس ها با خانواده ها تماس برقرار کنند و به بهانه اینکه اسیر آن ها را می خواهند از فرقه خارج کنند پول مطالبه کنند.

این ترفند با نام بیست و دومین همیاری مالی هم اکنون در رسانه های فرقه رجوی در حال برگزاری است که اعضای مزدور و اجاره ای خود را با تابعیت هایی از کشور آلمان و فرانسه  به برنامه های خود آورده و از زبان آنها سخنان سخیف خود را بیان می کنند.

این ترفند نخ نما به حدی مسخره و زننده است که هر بیننده بلافاصله به محتوای ساختگی آن پی می برد. افرادی که در برنامه همیاری مالی سخن می گویند آن قدر در حصار فکری فرقه بودند که حتی نمی توانند از روی نوشته هم بخوانند.

البته با توجه به موارد ذکر شده لازم است خانواده های اسیران فرقه رجوی هنگام دریافت تماس های تلفنی دقت بیشتری نموده و به هیچ یک از آن ها اعتماد نکنند.

به گزارش فراق مشاهده شده است برخی جاسوس های فرقه با عنوان اینکه می خواهند دوستی جدید با خانواده ها برقرار کنند، با خانواده مورد نظر ارتباط برقرار کرده و در ابتدا با دادن اطلاعات از فرد اسیر، خود را فردی خیرخواه و بدون وابستگی عنوان نموده و سپس با ترفندها و حیله های مخصوص درخواست پول یا تخلیه اطلاعاتی می کنند.

این افراد هنگام تماس این بهانه را می آورند که حقوق فرد اسیر قطع شده است و او به کمک مالی فوری نیاز دارد که این موضوع نیز باید مورد دقت خانواده ها باشد.

ذکر این نکته هم برای آگاهی خانواده ها مهم است که هنگام انتشار اخبار مربوط به جدایی افراد در میان خانواده های اسیران دقت بیشتری گردد تا مزدوران و جاسوس های فرقه از این مورد سو استفاده نکنند. جاسوس های فرقه افرادی که تازه جدا شدند را پیدا کرده و باز هم با ترفندهای کثیف فرقه شروع به مغزشویی آنها می کنند. این جاسوس ها به افراد می گویند که اگر شما از فرقه خارج شدید، از شما سواستفاده نموده و برخورد می کنند که یکی از نمونه های اخیر آن در جدایی سمیه محمدی اتفاق افتاد. بر اساس اخبار رسیده سمیه محمدی قربانی تهدیدات و مزدوری جاسوس های فرقه رجوی شد.

در پایان امیدواریم با حرکت و رفتارهای آگاهانه خانواده ها که خواب را از چشمان جریان نفاق و شخص مریم رجوی ربوده است شاهد متلاشی شدن این فرقه مخرب باشیم.

انتهای پیام / فراق

*** 

IMPAKT 97: Jihad 2.0? What are the Iranian Jihadis (MKO, Rajavi cult) doing in Albania? (part 1)

https://youtu.be/WYEGkiTvyJc

اعتصاب غذا مریم رجویچرا مریم رجوی وشوهر فراری اش اعتصاب غذا نمی کنند؟

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30682

گفتگو با مکی رفیعی از جداشده های فرقه رجوی (بخش های اول، دوم و پایانی)ا 

Rafiee_Makiانجمن فراق، دوم ژوئیه ۲۰۱۷:…  جدا شده های فرقه رجوی، مخزنی از اسرارِخیانت ها و جنایت های فرقه رجوی هستند. این افراد با بیان سرگذشت و بازگویی دیده های خود نقش مهمی در افشای ماهیت پلید این فرقه دارند. بدون شک سخنان و افشاگری های این افراد سیمای واقعی فرقه رجوی را آشکار ساخته و این گفتارها در نهایت آگاهی بیشتر مقام های بین المللی، خانواده ها و حتی اسیران فرقه رجوی را موجب می گردد. پایگاه خبری-تحلیلی فراق، بدین منظور … 

خانم ثریا عبداللهی خانواده های اسیران فرقه رجوی، استرداد سران جنایتکار این فرقه را می خواهند

گفت و گوی خواندنی پایگاه خبری-تحلیلی فراق با مکی رفیعی، از جدا شده های فرقه رجوی:

بخش اول: وقتی مریم رجوی را سیدت نساء العالمین معرفی می کردند/۱

لینک به منبع

مکی رفیعی نجات یافته از مجاهدین خلق فرقه رجوی

آقای مکی رفیعی

فراق: جدا شده های فرقه رجوی، مخزنی از اسرارِخیانت ها و جنایت های فرقه رجوی هستند. این افراد با بیان سرگذشت و بازگویی دیده های خود نقش مهمی در افشای ماهیت پلید این فرقه دارند.

بدون شک سخنان و افشاگری های این افراد سیمای واقعی فرقه رجوی را آشکار ساخته و این گفتارها در نهایت آگاهی بیشتر مقام های بین المللی، خانواده ها و حتی اسیران فرقه رجوی را موجب می گردد.

پایگاه خبری-تحلیلی فراق، بدین منظور گفت و گویی خواندنی با آقای مکی رفیعی که از این فرقه کثیف فرار کرده انجام داده است که در سه قسمت منتشر می شود.

مکی رفیعی که با انگیزه کار  راهی کشور ترکیه شده بود توسط آدم ربایان فرقه رجوی ربوده شده و سر از اردوگاه اشرف در آورد. وی خاطرات جالبی از حضور خانواده ها در اشرف، مراسم های ساختگی دینی رجوی و نحوه فعالیت اعضای فرقه رجوی دارد  و با صبر و حوصله ای قابل تقدیر به تمام سوال های ما پاسخ دادند

متن کامل گفت و گوی پایگاه خبر ی- تحلیلی فراق را با وی در زیر می خوانید:

فراق: لطفا خود را معرفی کنید وبگوئید چگونه وارد فرقه رجویی شدید ؟

بنده مکی رفیعی هستم . سال ۱۳۵۴ درشهر اهواز متولد شدم .من در زمستان سال ۱۳۸۰ جهت رفتن به اروپا به صورت قاچاقی از کشور خارج شده و به کشور ترکیه رفتم .هدفم رفتن به یکی از کشورهای اسکاندیناوی بود که در شهر استانبول و در مرکز آن به طور مشخص «اکسارای» در رستوران پرسپولیس با لابی های فرقه رجوی آشنا شدم .کار لابی های فرقه در آنجا شکار ایرانیها و جوانان ایرانی بود که جهت کار و مهاجرت به ترکیه سفر می کردند. در ابتدا این دیدار ها جهت آشنایی بود . بعد با شگردها و ترفندهای خاص خودشان مرا دعوت به صرف چایی و نهار کردند و بعد از صحبت های اولیه گفتند که قصد ما کمک به ایرانی هایی است که به دیار غربت سفر می کنند وما به راحتی می توانیم شما را بدون اینکه یک تومان یا ریالی خرج کنید به اروپا ومقصد مورد نظر برسانیم . آن ها گفتند که فقط باید به مدت سه ماه به عراق و به طور مشخص اشرف بروید و کار شما در اشرف فقط فراگیری ویاد گیری زبان انگلیسی است تا وقتی که به اروپا سفر کردید مشکلی نداشته باشید. آن ها گفتند که در مدت این سه ماه نیز دوستان ما کار پناهندگی شما را از طریق سفارت مورد نظر کشوری که می خواهید به آنجا بروید در بغداد دنبال می کنند وبعد از گرفتن حق پناهندگی به طور مستقیم با هواپیما از بغداد به کشور مورد نظر می روید .لازم به ذکر است بنده هیچ اطلاعی از اشرف و فرقه رجوی نداشتم به این دلیل پیشنهاد آن ها را زود قبول کردم و سپس مزدوران رجوی مرا به خانه خودشان بردند که در آنجا چند جوان ایرانی را دیدم که در شرایطی مشابه قبل از من طعمه شکار این شیادان قرار گرفته بودند.

آدم ربایان رجوی با لیست گذرنامه عراقی که از کنسولگری عراق در استانبول گرفته بودند ما را به عراق فرستادند.

فراق: همکاری شما با فرقه رجویی چگونه بود آیا مسولیتی وفعالیتی در فرقه داشتید ؟

جهت اطلاع شما وخوانندگان گرامی در فرقه رجوی می رسانم که در فرقه رجوی هیچ کس را نمی گذاشتند بیکار بماند و از همه بیگاری می کشیدند . بنده نیز مانند سایر اعضای گول خورده از صبح تا شب مشغول کارهای مختلف خدماتی ، ساختمان سازی ، کشاورزی وغیره داخل اشرف بودیم تا اینکه بحث اجتماعی وملاقات با شیوخ ومردم عراق شد .

جهت اطلاع وتنویر افکار خوانندگان گرامی قسمت«اجتماعی» شاخه ای از قسمت سیاسی فرقه می باشد که کارش دعوت از شیوخ و برخی مسؤولین عراقی است که یک وظیفه این بخش جلب حمایت از شیوخ عراقی و دیگر شخصیت ها از فرقه و وظیفه دیگرش تاثیر گذاری در صحنه سیاسی عراق بود که بنده به علت اینکه عرب زبان هستم از من جهت ترجمه در قسمت اجتماعی استفاده کردن و مسؤولیت بنده به عنوان ترجمه ملاقات بود .کار ما به این صورت بود که صبح ها بعد از صبحگاه بریف سیاسی می شدیم وبعد با رفتن به اتاق کامپیوتر سناریوی ملاقات را همراه با مسؤول ملاقات نوشته وآماده ملاقات می شدیم که تقریبا تا ساعت سه بعد از ظهر طول می کشید وعصرها نیز باز هم  نشست لایه ای که همان شستشوی مغزی تشکیلاتی یا بیگاری بود.

فراق: سران فرقه چگونه خود را برای فعالیت تروریستی علیه هموطنان خود توجیه می کردند؟

بعد از آمدن ما به فرقه تقریبا بیست روز بعد آمریکا به عراق حمله کرد وجنگ آمریکا وعراق صورت گرفت. بعد از جنگ وسرنگونی حکومت بعثی صدام آمریکا فرقه را خلع سلاح کرد و دریک روز وشب تمامی اسلحه های فرقه را تحویل گرفت . نیروهای آمریکایی حرکت وتردد اعضای فرقه را در ابتدا محدود وسپس تردد آنها را قطع کرد به همین دلیل در زمان و شرایط عملیات های داخلی قطع شد .

هدف فرقه بیشتر حفظ نیروها وگول زدن آنها وبازی با روحیات افراد بود که خلاصه می شود در حفظ تشکیلات منفور رجوی.

اینجا باید موضوعی را باز کنم و دراین باره بیشتر توضیح بدهم. بعد از تحویل سلاح ها به آمریکا سلاحی که فرقه سال های مدید آن را وسیله سرنگونی قلمداد می کرد و سلاح را ناموس وشرف یک مجاهد خلق می دانست کلیه اعضای فرقه دچار تناقضات بزرگی شدند. افرادی که سال ها عمر خود را پای رجوی وحرف های وی ریختند با چشمهای خود می دیدند که چگونه یک شبه ناموس وشرفشان را تحویل آمریکایی ها می دهند.

به دنبال این رفتار، اعتراض ها ، فرارها و تناقض ها در فرقه زیاد شد و در واقع هدف فرقه دراین زمان راست و ریس کردن افراد وقانع کردنشان بود وانرژی خود را بیشتر صرف این کارها می کرد.

فراق: درباره نحوه برپایی مراسم دینی درفرقه توضیح دهید ؟ گفته می شود دعاهای ساختگی شبیه به ادعیه قرانی اما با مضمون شعارهای فرقه ساخته شده بود که همه اعضا باید ان را قرائت می کردند باره این موضوع توضیح بفرمایید ؟

سوال جالبی کردید . در ابتدا باید بگویم دجالگری وشیادی دراین فرقه زیاد است. دجالگری یعنی اینکه دین را وسیله اهداف ومطامع خود قرار دادن . آنها با ساختن دعاهای خاص خود بعد از نماز یا در مراسم های تاسوعا وعاشورا و در حین خواندن زیارت عاشورا وشبهای قدر نهایت دجالگری را اعمال می کنند.

مثلا دعایی بعد از نمازهای مغرب وعشا می خوانند و درآن مریم را سیدت نساء العالمین خطاب می دهند که قرآن کریم این لقب را فقط خاص حضرت مریم عذرا مادر عیسی پیامبر قرارداده است . درزیارت عاشورا درظهر عاشورا مسعود را حسین زمان معرفی می کنند که مورد ظلم قرار گرفته است در حالی که دقیقا برعکس صورت مسله است زیرا که این رجوی هست که بر نیروهای خود ظلم می کند . این فرقه رجوی هست که با فریب ونیرنگ نیروها را نگه می دارد و با شیادی نیروها را داخل فرقه می آورد.

در ادامه دجالگری فرقه به نسبت دادن مسعود به امام زمان می توان اشاره کرد بلاخص بعد از فرار کردن مسعود از چنگال عدالت وی را غایب زمان عصر می گویند وجالب است که در نشست های لایه ای یا نشست های سیاسی وایدوئولوژیک همیشه بحث غیبت را به مسعود نسبت می دهند. این ها بخش کوچکی از دجالگری فرقه است  که با یاری خدا درآینده مفصل در این باره صحبت می کنیم

فراق: آیا شما با مسعود رجویی ملاقاتی داشته اید درباره شناختی که از شخصیت او دران زمان داشتید وبعدها متوجه شدید توضیح بدهید ؟؟

ما سعادت این را داشتیم که با مسعود رجویی ملاقات نداشتیم زیرا همانگونه که گفتم بعد از آمدن ما درفرقه بیست روز بعد جنگ شروع شد. از قبل نیز وی را نمی شناختم ولی بعد از رفتن به فرقه از نحوه برخورد وتشکیلات مخوفشان واین که چگونه افراد را به زور نگه می دارند و دجالگری که به اسم دین راه انداخته بودند و همه آنها توسط وی ترسیم شده بود معلوم بود که چه شخصیت معلول الحال است.

ادامه دارد

بخش دوم: رجوی طرز فراموش کردن خانواده را به فرد آموزش می داد

لینک به منبع

فراق: چه شناختی از  شخصیت مریم رجویی داشتید رفتارهای او با اعضا چگونه است ؟

مریم قجر عضدانلو که خود را به رجوی لقب داده  پیش برنده حرفهای مسعود است .مریم رجویی در ابتدای سرنگونی حزب بعث مانند همسرش مسعود به فرانسه فرار کرد . ببینید درفرقه بحثی هست به نام فدای حداکثر که این فدای حداکثر باید از بالا باشد یعنی مسؤول یا فرمانده یا رئیس باید جلودار فدای حداکثر باشد ولی در عمل می بینیم که در فرقه این بحث نیز برعکس است یعنی مسؤول در تنگنا از صحنه فرار می کند وتحت مسؤول است که باید قربانی بشود.

مریم رجویی درابتدای سرنگونی صدام همراه شوهرش پا به فرار گذاشت ومعنای فدای حداکثر را به فرار حداکثر تبدیل کرد. راستش همیشه مریم می گفت در سردر مجاهدین نوشته شده فدا از نقطه بالا ولی دیدیم که چگونه فرار کردن وحتی در حمله عراقی ها درشش وهفت مرداد و در نوزده فروردین کسانی که کشته شدند تحت مسؤول بودند ومسؤولینی که دراشرف بودند مثل فهیمه اروانی، مژگان پارسایی، زهره اخیانی، صدیقه حسینی، رحمان داوری، احمد واقف وغیره دنبال سوراخ موش بودند ومعلوم شد که همه حرفهایشان شعاری بیش نیست وبا چنین شعارهایی افراد را خام  می کردند.

فراق: فرقه خانواده ها را چگونه برا اعضای خود معرفی می کند ؟؟

سوال خوبی کردید خانواده در فرقه هیچ جایگاهی ندارد بلکه به عنوان دشمن یک مجاهد خلق به ما معرفی می شد .ابن بحث لازمه موشکافی زیادی هست وباید دراینجا کمی تامل  کنیم ونباید از این سوال به سادگی گذشت.

خانواده دراسلام  و بقیه ادیان آسمانی جایگاه بسیار بزرگی دارد علاوه برآن کانون عاطفه خانواده است.

پس سوال ایجاد می شود اگر فرقه دنبال آزادی خانواده ها است چرا ضد خانواده های خودش است وچرا با ضدیت هرچه تمامتر با خانواده ها برخورد می کند ؟؟

فرقه چون عاطفه را دردرون افراد  خود می کشت و وجود خانواده با خط وخطوط رجویی منافات داشت به همین دلیل از همان ابتدای ورود فرد به فرقه طرز فراموش کردن خانواده را به فرد آموزش می داد و به وی می گفت هروقت که لحظاتی یاد خانواده خود افتادی باید آن لحظه را دستگیر کنی یعنی سعی کنی فکرت را عوض کنی وشب آن را در دفتر عملیات جاری بنویسی ودر جمع بخوانی واجازه به جمع بدهی که علیه این لحظه ضد ارزشی وضد مجاهدی صحبت کنن و بر علیه تو تیغ بکشند. تیغ کشیدن یعنی توهین وبد وبیراه گفتن درعملیات جاری علیه فردی که این لحظات را درجمع می خواند می باشد.

پس فهمیدیم که فرقه رجوی آموزش ضدیت با خانواده را از ابتدا و بدو ورود به فرد یاد می دهد. حالا مرحله بعد این است که به هیچ عنوان نباید فرد با خانواده اش تماس تلفنی داشته باشد و تماس داشتن به مثابه دوستی سپاه پاسداران قلمداد می شود وچنانچه درخواست تماس با خانواده را داده باشد به وی می گویند که ها، داری پاسدار می شوی واز آنجایی که دشمن یک مجاهد خلق پاسدار است و فرد در آن طرف می باشد درخواست کننده به شدت تحت فشار قرار می گرفت.افرادی داشتیم ۲۰ سال با خانواده خود تماس نداشتند و فرقه اجازه تماس با خانواده را نمی داد وخانواده کاملا بی خبر از فرزندشان بودند.یکی دیگر از آموزش های ضدیت با خانواده این بود که اگر خانواده جهت ملاقات دم در اشرف آمد باید با آنها برخورد شدیدی کرد وبه شدت برخورد کرد.از جمله به آنها توهین کرد، به آنها سنگ زد و با آنها ملاقات نکرد وآنها را دشمن خود خواند وهمانگونه که شاهد بودید چه خانواده هایی که فرسنگها وهزاران کیلومترها مشقات سفر را به جان می خریدند تا بلکه عزیزشان را دقایقی ببینند و یا حتی صدایش را بشنوند و یا در آغوش بکشند ولی در بدو رسیدن با برخوردهای زشت و با انواع توهینها ، سنگ پراکنی ها و کارهای ضد ارزش دیگر مواجه می شدند . انشاالله وقتی وفرصتی بشود که این بحث را بیشتر وکارشناسی تر باز کرد.

بخش آخر: خانواده بود که دژ رجویی را پودر کرد

لینک به منبع

فراق : آیا در زمان آغاز سفر خانواده ها به عراق اتفاق های خاصی درون فرقه روی می داد ؟ شما درآن زمان چه می کردید؟

درجواب سوال مقدمه ای باید بگویم . از آنجایی که فرقه یک فرقه کاملا بسته است وهیچ خبری را نمی گذارد از بیرون به نیروها برسد مگر آن خبر فیلترینگ شود به همین دلیل یکی از دلایل ضدیت فرقه با خانواده این است که خانواده حامل اخباری می باشد که فرقه سال ها آنها را از افراد کتمان کرده و یا با دروغ  و شیادی به گونه ای دیگر جلوه داده است . سران فرقه می ترسند از اینکه افراد در تماس خانواده با دنیای بیرون ارتباط برقرار کنند و دروغ های فرقه برملا شود.

اما در جواب سوال شما یادم است که در ابتدای سرنگونی حزب بعث و در اثر فشار سازمانهای بین المللی وصلیب سرخ، فرقه علی رغم میل باطنی خودش با ملاقات خانوادههایی که از ایران با هزینه شخصی خود آمده بودند موافقت کرد واجازه داد که دم در اشرف به مدت یک ساعت خانواده ها بچه های خود را ملاقات کنند.

این دیدارها تحت فشار سازمان های بین المللی روی داد واینکه شرایط برای فرقه به گونه ای بود که می خواست به سازمانها بین المللی بگوید که یک سازمان باز است و به همین دلیل قبول کرد .

خوب افراد بعد از بیست واندی وحتی بیشتر توانستند خانواده های خود را آن هم به مدت یک ساعت ببینند. در برگشت افراد به قرارگاه ویگانها محفل ها شروع شد و در کمتر از یک ساعت ملاقات  معلوم شود که اخبار زیادی که سازمان به افراد داده بود کذب محض است. راستش بعد از برملا شدن دروغهای رجویی فرارها شروع شد زیرا افرادی که با خانواده ملاقات کرده بودند فقط جسمشان در اشرف بود ولی روح آنها بیرون و نزد خانواده خود بود.  وقتی فرقه فرارها را دید که زیاد شدند، مانند فرار سران تشکیلاتی که سال ها ادعای جان برکفی رجویی را داشتند و در عرض  یک ساعت تغییر و به رجوی پشت کردند دیگر اجازه ملاقات را نداد واعلام کرد خانواده دشمن ترین دشمن ما است.

اما پرسیده بودید آیا اتفاق خاصی زمانی که خانواده ها می آمدند درآنجا روی  می داد؟ باید بگویم بله زمانی که خانواده ها دم قرارگاه می آمدند ترس وجود مسؤولین فرقه را فرا می گرفت واز رخسار و رفتار آن ها می شد فهمید که دم در خبرهایی  است .

بعداز راه افتادن بلندگوها، آنها با ایجاد پارازیتهایی باصدای بلند سعی می کردند صدای دل نشین خانواده ها را در اشرف ازبین ببرند. کار دیگر فرقه دراین زمان بردن وقرنطینه کردن  افرادی بود  که اعلام جدایی کرده بودند و یا با فرقه زاویه داشتند که مبادا با آمدن خانواده ها این افراد فرار کنند. کار بعدی سران فرقه هنگام آمدن خانوادهها نشست گذاشتن برای اعضا بود که با نشستهای طولانی سعی میکردند که افراد را شستشوی مغزی کنند ودیدگاه آنها را نسبت به خانواده خود عوض کنند.

درجواب سوالتان باید این را نیز بگویم که با شنیدن صدای خانواده، اینکه با تمام وجود خواهان ملاقات با ما بودند و با آمدن برادرم وشنیدن صدای وی که درحین کار بودم دیگر نمی توانستم کار کنم . دیگر تمام وجودم بیرون بود و فقط جسمم داخل اشرف بود. شبها فقط به فکر برادرم بودم که فرسنگها راه به خاطرمن آمده ومن چگونه نمی توانم به دیدارش بروم وبین خودم وخدای خودم اشک می ریختم.

با رفتن برادرم دیگر من نفر فرقه نبودم، چند بار درخواست جدایی نوشتم ولی به شدت مرا سرکوب کردند. چندین بار برایم «دیگ» گذاشتن، «دیگ» اصطلاحی است که فرقه برای دادگاهی کردن افراد می گذاشت.

چندین بار مرا به انفرادی بردند و مرا با تهدید وامضا گیری به تشکیلات منحوس خود برگرداندند. سختی زیادی کشیدم، در چندین نوبت مرا به خروجی برده وچند نفر با چوب وآهن به من حمله کردند که چرا می خواهی دراین شرایط از فرقه جدا شوی و تا سرحد مرگ مرا زدند.

پس از آن درون خود تصمیم گرفتم که به هیچ عنوان حرف رفتن را نزنم بلکه فقط به فکر فرار باشم.

چندین روز گذشت، مترصد فرصتی بودم. همانگونه که می دانید در اشرف، ایست بازرسی های متعددی را فرقه زده بود وعلاوه بر آن از داخل یگان « اف. ام » نیز خروج مشکل بود چرا که دم در دونگهبان داشت. منتظر فرصتی بودم تا اینکه یک روز برای کارجمعی همراه چند تن از هم یگان های خود و چند فرمانده برای کار در داخل اشرف رفتیم .یگان های مشترک عراق وآمریکا که گشت مشترک داشتند درحال عبور از از روبه روی ما بودند.

لازم به ذکر است که درآن زمان پرونده امنیتی اشرف از نیروهای آمریکایی تحویل نیروهای عراقی شده بود وآمریکایی ها به صورت آزمایشی شش ماه قرار بود که برخورد با نیروهای فرقه را به عراقی ها آموزش دهند.

بنده درحین کار از دور گشت مشترک عراقی وآمریکایی را مشاهده کردم، احساس عجیبی داشتم به خودم گفتم الان بهترین فرصت است. به خداوند توکل کردم، چندین بار سوره توحید را خواندم و خودم را به خدا سپردم.

وقتی گشت به موازات ما رسید هرچه توان دربدن داشتم را به پاهایم انتقال دادم  و به سرعت به طرف گشت دویدم.

افراد ومسؤولانی که آنجا بودند تا به خودشان بیایند، من فرسنگ ها فاصله گرفتم. آن ها شروع به تعقیب من کردند تا اینکه نیروهای آمریکایی وعراقی متوجه شدند با صدای بلند فریاد می زنم و از آن ها کمک می خواهم.

سربازعراقی از ترس این که من انتحاری هستم و به سرعت به طرفشان می آیم پیاده شد و ضامن اسلحه کلاشینکف خود را کشید که مرا بزند ولی افسر حاضر در صحنه چون تجربه فرار بچه ها را داشت سریع جلوی تیراندازی را گرفت وآغوشش را باز کرد وسریع مرا داخل ماشین هامر انداخت.

افراد فرقه دور و برماشین هامر را گرفتند و با داد و بیداد تلاش کردند که مرا پیاده کنند ونگذارند بروم که به زبان عربی به عراقی ها گفتم که این ها قصد کشتن مرا دارند ومترجم عرب نیز برای نیروهای آمریکایی ترجمه کرد.

هم عراقیان وهم نیروهای آمریکایی به شدت با افراد فرقه برخورد کردند. پس از آن مرا تحویل سازمان حقوق بشر عراق دادند ودولت عراق مرا به هتل الرشید برد. آن ها مرا صاحب اختیار قراردادند که تصمیم بگیرم کجا بروم آیا ایران یا اروپا بروم که بنده اول تصمیم گرفتم به اروپا سفر کنم و با گرفتن پاسپورت از سفارت ایران در بغداد به ترکیه رفتم و آماده سفر به اروپا شدم اما بعد از صحبت تلفنی با خانواده ام که به شدت دوست داشتند ایران برگردم وغربت در غربت نشود و دوباره دور هم جمع شویم تصمیم خود را عوض کردم و به وطن عزیزم آمدم والان خدمتتان هستم.

فراق:با توجه به حضور چند ساله شما در فرقه منحوس رجوی، اصول رفتاری این فرقه را چگونه دیدید؟

سوال جالبی است ببینید اصلا فرقه اصول ندارد که برآن پایبند باشد. بله درحرف وشعار تا دلت بخواهد صاحب اصول، عقاید وچارچوب است ولی در عمل اصلا پایبند به هیچ یک از گفتارها وشعارهای خود نیست .

چند مثال بزنم. اولی خلع سلاح بود که قبلا توضیح دادیم و لزومی نیست تکرار کنیم . دومی تخلیه اشرف که برای فرقه دژی مستحکم، پل سرنگونی و نبردگاه آخر بود. همیشه این شعار را درهرنشستی تکرار می کردند که کوه اگر بجنبد اشرف زجا نجنبد ولی دیدیم چگونه با فضاحت هرچه تمام تر تخلیه کردند وکوه موش زائید.

همچنین شعاردیگرشان ضد امپریالیسم بود که همه می بینند چگونه در زیرسایه امپریالیسم می خزند. البته می دانید که فرقه برای هرکدام از این کوتاه آمدن ها و بازی هاش دلیل می آورد که خود ونیروهای وفادارش را قانع کند .کارشناسان دروغ پرداز رجوی دور هم می نشینند و توجیهاتی برای این کارهای خود در می آورند مانند این که برای ترک اشرف توجیه نمودند که یک مجاهد مقید به زمین نیست. واقعا خنده داراست وقتی قافیه تنگ می آید . توجیه آبکی که فقط خودشان را با انها دل خوش می کنند.وقتی خزیدن در سایه امپریالیسم می آید توجیه می کنند که شاغول جنگ ما نظام ایران است در صورتی که در بدو ورود ما یکی از آموزش های مهم ضد امپریالیسم بود و آمریکا واروپا را ببر کاغذی می خواندیم.

فراق:حضور خانواده ها در آلبانی مقر فعلی فرقه را به منظور آگاه سازی اسیران چگونه ارزیابی می کنید؟

همانگونه  که قبلا هم گفتم خانواده برای فرقه دشمن ترین دشمنان است وترس عجیبی از حضور خانواده ها دارد .برای جواب این سوال کمی به عقب تر برگردیم به زمانی که اعضای فرقه در اشرف بودند. من به جد می گویم اگر فرقه اشرف را ترک کرد و فرار کرد اگر لیبرتی جایگاه دوم فرقه درعراق را ترک کرد فقط همت وحضور پرشور خانواده ها بود . همین خانواده ها که از جان ودل مایه می گذارند ودر سرما وگرما در اطراف اشرف ولیبرتی بافریادهای بلند و رسا عزیزان خود راصدا می زنند. این خانواده بود که دژمستحکم رجویی را پودر کرد.  خانواده بود که گذاشت اشرف بجنبد وشبانه خالی  شود ولیبرتی برسر رجویی خراب شد . خانواده بود که باعث شد این همه افراد از فرقه جدا شوند .به یقین خانواده ها در این راه موفق خواهند شد.

فراق: وضعیت فعلی ایران را باتوجه به مواردی که سران فرقه به شما عنوان می کردند چگونه می بینید ؟

تمام حرف های فرقه دروغ محض است.ما جداشده ها از وقتی ایران آمدیم تا الان هیچ ممنوعیتی نداشتیم.

علی رغم این که ما سال ها دشمن این نظام بودیم ولی مانع وحایلی در پیشرفت کاری ، درسی واجتماعی ما نبود ومانند یک شهروند عادی با ما برخورد می شود .

اما درباره بیکاری که فرقه درباره آن مانور می دهد باید بگویم که در همه کشورها بیکاری وجود دارد و درایران هم با این همه تحریم های ظالمانه توسط دشمنان قطعا مشکل وجود دارد که با یاری خداوند، وحدت و همبستگی میان تمام مردم این موضوع ریشه کن خواهد شد.

فراق:پیام شما به افراداسیر ونااگاه درفرقه چیست ؟

پیام من این است که فرقه رجویی وساختار ایدئولوژی آن بر مبنای دروغ استوار است واین عزیزان هرچه سریعتر از فرقه جدا شوند خیلی بهتر است زیرا عمرعزیزشان را بی خودی درآن باطلاق هدر می دهند.

من چندین بار با افرادی که اخیرا وچند سال قبل جداشدند  صحبت کردم همه به من می گفتند ای کاش زودتر جدامی شدیم وای کاش همان موقع که جداشدی ماهم جدامی شدیم زیرا که این فرقه به جز دروغ ودغل چیز دیگری  بلد نیست.

در یک کلام باید بگویم هرچه بیشتر در فرقه پلید رجوی بمانید بیشتر فرصت های بهتر زیستن را از دست می دهید.

فراق:به نظر شما راه آزادی اسیران فرقه در چیست ؟

در حال حاضر شکر خدا فرارهای از فرقه زیاد شده وآن هم به دلیل آگاه تر شدن افراد است. هر چه به جلو برویم قطعا این جداشدن ها زیاد می شود. در گذشته جدایی، بیشتر از لایه های پایین بود ولی الان مشاهده می کنیم که مسؤولین رده بالا، فرماندهان نیرویی وغیر نیرویی  جدا می شوند . به قطع آن هایی هم که در فرقه ماندند بیشتر در چه کنم، چه کنم افتادند ومردد هستند و آن هم به علت سن وسالشان است که با خودشان‌ می گویند آیا بعد از این همه عمربیرون برویم چه کنیم . من در همین جا هم به شما این وعده را می دهم که جداشدن از فرقه با یاری خداوند بیشتر و بیشتر خواهد شد مطمئن باشید.

ہپایان)

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30289

خانواده ها: دولت فرانسه باید پاسخگو باشد (+ فرانسه، قربانی خیمه شب بازی مریم رجوی)ا 

Maryam_Rajavi_MEK_Terrorist_France_Villepinte_2017انجمن فراق (خانواده ها)، چهارم ژوئیه ۲۰۱۷:… در مورد مسئله امنیت، فرانسوی‌ها باید بیش از همه نگران باشند! فرانسه و بالاخص پاریس در یکی دو سال گذشته درگیر مسئله حملات تروریستی بوده و امروز امنیت این کشور مسئله‌ای قابل بررسی است؛ حال در این شرایط گروهی با سابقه ۳۰ سال ترور و جنایت آزادانه در این کشور تردد کرده و نشست برگزار می‌کنند. بدون بررسی عمیق خیلی … 

رفسنجانی، بهشتی، فرقه رجوی ترور حزب جمهوریاعتراض خانواده ها به دولت فرانسه: چرا به رجوی اجازه برگزاری جشن بزگداشت ترور و خشونت میدهید؟

اعتراض خانواده های انجمن نجات استان اردبیل به همایش فرقه رجوی: دولت فرانسه باید پاسخگو باشد

انجمن فراق، چهارم ژوئیه ۲۰۱۷
لینک به منبع

جمعی از خانواده های عضو انجمن نجات استان اردبیل با اعتراض شدید به رفتار مسالمت آمیز دولت فرانسه با منافقین خواستار پاسخگویی پاریس به این موضوع شدند.

به گزارش پایگاه خبری – تحلیلی فراق ، در بیانیه اعتراضی این خانواده ها آمده است:سال‌هاست فرقه تروریستی منافقین در پناه دولت فرانسه و ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی به حیات حداقلی و انگلی خود ادامه می دهند. حمایت غرب و مخصوصا دولت فرانسه از منافقین در حالی صورت می گیرد که این گروهک تروریستی، ۱۷ هزار نفر را در ایران به شهادت رسانده است.

سابقه تروریستی فرقه رجوی برای کسی پوشیده نیست؛ همه دولت‌های منطقه و دولت‌های اروپایی نسبت به سوابق این فرقه آگاه هستند.در چنین شرایطی دولت فرانسه و احزاب سوسیالیست و محافظه کار این کشور که طی دهه های اخیر قدرت را در دست داشته اند باید پاسخگوی حمایت خود از مریم رجوی سرکرده این فرقه کثیف باشند.

بر هیچ کس پوشیده نیست که دولت فرانسه، میزبان تروریست‌ها و حامی آنهاست. بدیهی است که دست دولت فرانسه نیز به خون هزاران ایرانی قربانی ترور آغشته است. 

همچنین این خانواده ها خواستار پاسخگویی دولتی که مدعی حمایت از حقوق بشر است به زندانی کردن اعضا در این فرقه و عدم رعایت حقوق اولیه آن ها که ارتباط با خانواده ها می باشد را شدند.
در همایش یک روزه منافقین علاوه بر عده ای اجاره ای و اجیر شده؛ برخی نمایندگان از دو حزب جمهوری‌خواه و دموکرات کنگره آمریکا، نمایندگانی از اتحادیه اروپا، مسئولان برخی کشورهای عربی از جمله سعودی ها و سران گروهک های تروریستی از جمله معاندان سوریه داشته اند.
انتهای پیام

فراق، بررسی می کند: فرانسه ، قربانیِ خیمه شب بازی مریم

انجمن فراق، چهارم ژوئیه ۲۰۱۷
لینک به منبع (انجمن فراق)
لینک به منبع (خبرگزاری تسنیم)

نمایش منافقین در فرانسه برگزار شد؛ نشستی که سال‌هاست برای این فرقه تروریستی، نه دیگر جنبه پیش‌ تولید یک اقدام عملی یا برنامه‌ریزی و هدف‌گذاری آینده، بلکه بیشتر از همه یک عرصه تبلیغاتی است برای بقاء.

در واقع همه حرف منافقین در این نشست که البته به خاطر آن میلیون‌ها دلار نیز هزینه می‌کنند، این است که بگویند ما همچنان وجود داریم و دشمنان ایران می‌توانند برای مبارزه با جمهوری اسلامی ایران بر روی ما سرمایه‌گذاری کنند.

حال البته باید به این نکته نیز اشاره کرد که دقیقاً همانطور که خود منافقین نیز می‌دانند، برآورد سرویس‌های اطلاعاتی حامی منافقین قطعاً از جایگاه این فرقه در میان مردم ایران خبر می‌دهد و طرح مسائلی همچون آلترناتیو نظام ایران و براندازی و … هم دقیقاً در همان مرحله تبلیغات بیشتر کاربرد ندارد، اما بالاخره این گروه با همه عوامل، ظرفیت‌ها و امکاناتش بخشی از اپوزیسیون جمهوری اسلامی است و کشورهای دشمن نیز ولو به امید قدری مزاحمت برای ایران، مجبور به تقویت گروه‌هایی نظیر منافقین هستند.

هرچند برای منافقین و نشست آنها در پاریس نمی‌توان عمق چندانی قائل بود و شعاع این حرکت را اگر بیشتر از همان سالن ویلپنت و چند ساعت تبلیغات رسانه‌ای قبل و بعد از آن درنظر بگیریم هم زیاده‌روی کرده‌ایم، اما بررسی این نشست می‌تواند توضیحی برای زرق و برق این شوی تبلیغاتی باشد.

سخنرانان بازنشسته و اجاره‌ای

نگاهی به دیگر حرکت‌های رسانه‌ای و حامیان این گروهک نشان می‌دهد اساساً همه شرکت‌کنندگان در تجمعات این گروه حتی اگر سیاستمدار با سابقه و شناخته شده باشند، همگی در یک نقطه مشترکند که نه تنها اکنون از دنیای سیاست و قدرت بازنشسته شده‌اند، بلکه تقریباً دیگر امیدی برای بازگشت به عرصه قدرت ندارند که دست به چنین معامله‌ای با منافقین می‌زنند.

کارناوال مریم رجوی در ویلپنت پاریس بدون ایرانی

جان بولتون، گینگریچ، لوپز، ترکی فیصل و… همه اینها دیگر اکنون در ساختارهای قدرت کشورهای متبوع خود جایگاهی ندارند و صرفاً حضور در نشست منافقین را با انگیزه تجاری و کاسبی نگاه می‌کنند، با این تفاوت که جایگاه و سابقه هر یک از این سیاستمداران در افزایش یا کاهش مبالغ مؤثر است. نگاهی به فهرست مبالغ پرداختی منافقین که گاهی به رقم ۸۰هزار دلار برای دو دقیقه سخنرانی هم می‌رسد، مؤید این مطلب است. نکته جالب اینجاست که متون سخنرانی نیز توسط عوامل منافقین تهیه می‌شود و به عبارت دقیق‌تر اساساً سخنرانان در نشست‌های منافقین به معنای واقعی کلمه برای ساعتی رزرو می‌شوند.

رفتار رودلف جولیانی یکی از حاضرین در نشست اخیر منافقین در ویلپنت نمونه‌ای است از این مطلب که این افراد قبل از حضور در نشست‌های منافقین دیگر آینده سیاسی در ساختارهای قدرت برای خود قائل نیستند که به چنین کاسبی روی آورده‌اند. جولیانی شهردار سابق نیویورک بعد از روی کار آمدن دونالد ترامپ سعی داشت خود را به عنوان گزینه‌ای در کابینه ترامپ معرفی کند و برای همین منظور نیز مدتی از منافقین و فعالیت‌های تبلیغی این گروه فاصله گرفت، اما حضور او در جلسه روز گذشته نشان می‌دهد که دیگر امیدی برای بازگشت به قدرت ندارند و به همین منظور به کاسبی قبلی بازگشته است!

جمعیت اجاره‌ای

جمعیت حاضر در سالن، غیر از تعدادی از اعضای رسمی و مرتبط سازمان در اروپا که عموماً صف‌های اول را تشکیل می‌دهند، طبق روال هر ساله از گردشگران اروپایی و برخی افراد بی‌خانمان تشکیل شده است. این افراد که برخی از آنها نه از سیاست سر در می‌آورند و نه حتی کوچکترین ارتباطی با مسئله نشست دارند، به وعده سفر یک روزه به پاریس همراه با پرداخت هزینه ترانسفر و غذا و حتی پول توجیبی به این نشست وارد می‌شوند. نمونه‌های بسیاری از دانشجویان حاضر در اروپا یا پناه‌جویان که در سال‌های گذشته به صورت موردی در مورد کیفیت حضورشان در نشست منافقین صحبت کرده‌اند، مؤید این مطلب است که منافقین اساساً در اروپا به اندازه پر کردن سوله ویلپنت آدم ندارند!

مزدور مریم رجوی وطن فروشی در ویلپنت پاریس

البته منافقین در نشست امسال کمی گزیده‌تر و باهوش‌تر عمل کردند و به جای افراد رنگین پوست که هر سال به وفور در نشست یافت می‌شدند، به افرادی با چهره‌هایی از شرق آسیا، عرب‌های غرب آسیا و تبعه‌های افغانستان و پاکستان روی آروند تا چهره‌ای عادی‌تر برای نشست خود ایجاد کنند!

ارقامی که تاکنون از این جلسه منتشر شده از این حکایت دارد که به هر پناهنده روزانه در حدود ۳۰ تا ۵۰ یورو به علاوه مواد غذایی و به هر فرد که بتواند ۲۰ تا ۳۰ نفر را برای حضور در این نشست همراه کند، مبلغی در حدود ۱۵۰۰ یورو پرداخت می‌شود.

مؤسسات و انجمن‌های قراردادی

در نشست‌های منافقین و دیگر اقدامات این گروهک همواره نام مؤسسات و انجمن‌هایی به چشم می‌خورد که یا در تأیید منافقین بیانیه‌ای منتشر کرده‌اند، یا پای طومار و بیانیه‌ای از منافقین را امضاء کرده‌اند. نکته جالب در مورد این مؤسسات که عموماً از کشورهایی سر بر می‌آروند که اتفاقاً عوامل منافقین در آنجا حضور فعال دارند! این است که هیچگاه شخصیتی شناخته شده در این مؤسسات دیده نشده و غیر از حمایت و تأیید منافقین کار دیگری از آنها ثبت نشده است!

همین دو دلیل از میان ده‌ها نشانه دیگر ثابت می‌کند که این انجمن‌ها همانطور که قبلاً هم در سابقه فعالیت‌های منافقین مشاهده شده، انجمن‌هایی پوششی تشکیلات نفاق هستند که غیر از یک اسم و ثبت، هیچ عقبه دیگر و البته هیچ استفاده دیگری هم ندارند. این مؤسسات پوششی که امروز برای وسیع نشان دادن دایره حمایت از منافقین مورد استفاده قرار می‌گیرند، در گذشته استفاده‌های دیگری هم داشته‌اند که پوشش برای دریافت پول در قالب خیریه به نام گروه‌های مختلف آسیب دیده‌، اما به کام تروریسم سازمان را در کارنامه دارند؛ هرچند که این شیوه منافقین حداقل در محدوده اروپا همچنان هم فعال است!

«همبستگی مردم سوریه با گردهمایی بزرگ مقاومت در پاریس» نمونه این پیام‌ها و مؤسسات در نشست اخیر بود که مانند موارد مشابهش نه عقبه مشخص و نه افراد شناخته شده‌ای در پس خود دارد.

اما در این میان وجود یک انجمن و تجمع واقعی هم در پاریس قابل بررسی بود. تجمعی متشکل از اعضای جداشده این فرقه که امروز با صدها و شاید هزاران برگ سند و مدرک خواهان پایان دادن به فعالیت تروریست‌ها در قلب اروپا هستند. این افراد سند زنده‌ای از نقض حقوق بشر، ترور، شکنجه و… سازمان منافقین هستند که اکنون برای مبارزه با این تشکیلات با هزینه‌های شخصی خود فعالیت می‌کنند.

قربانی نهایی امنیت فرانسه!

از مسعود رجوی سرکرده مفقود منافقین که باز هم امسال در حد یک کلیپ با صدا و تصاویری آرشیوی از او یاد شد، بگذریم، ورود مریم رجوی سرکرده منافقین هم داستان خودش را داشت! ۱۵ محافظ زن و مرد در اطراف سرکرده تروریست‌ها نشان می‌دهد که امسال در مقایسه با سال‌های قبل خود منافقین نیز احساس امنیت نمی‌کنند!

مزدور مریم رجوی وطن فروشی در ویلپنت پاریس

در مورد مسئله امنیت، فرانسوی‌ها باید بیش از همه نگران باشند! فرانسه و بالاخص پاریس در یکی دو سال گذشته درگیر مسئله حملات تروریستی بوده و امروز امنیت این کشور مسئله‌ای قابل بررسی است؛ حال در این شرایط گروهی با سابقه ۳۰ سال ترور و جنایت آزادانه در این کشور تردد کرده و نشست برگزار می‌کنند. بدون بررسی عمیق خیلی راحت می‌توان فهمید که اخذ چنین رویکرد اشتباهی، امنیت کل فرانسه را تهدید می‌کند! کشور عراق در دل بحران و ترور، برای برقراری امنیتش اخراج تروریست‌ها را با اصرار زیاد به سرانجام رساند و همین عوامل منافقین را که بارها منشاء بسیاری از اقدامات تروریستی در این کشور بوده‌اند، برای همیشه اخراج کرد! در چنین شرایطی نباید برای دولت فرانسه فهم این مسئله خیلی سخت باشد که میدان دادن به تروریست‌ها، می‌تواند یک روز دامن‌گیر ملت فرانسه باشد.

در پایان باید گفت که بسته شدن پرونده منافقین یک اراده واقعی می‌خواهد که دولت‌‌های غربی از جمله فرانسه می‌توانند یکی از ارکان اصلی آن باشند، البته به شرطی که به جای اهداف سیاسی، مبارزه واقعی با تروریسم ملاک تصمیم‌گیری قرار گیرد.

یادداشت از علی قاسمیان
انتهای پیام

(پایان)

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24773

عبادت در فرقه رجوی فقط جلوی دوربین است (مصاحبه با حسین خیراندیش) 

hossain kherandish 1انجمن فراق، بیست و ششم آوریل ۲۰۱۶:…  خیر اندیش که حدود ۸سال از دوران زندگی خود را در اردوگاه شیطان سپری کرده است افزود : در طول این مدت هیچ گاه اجازه استفاده از رسانه های گروهی مانند تلویزیون و رادیو را نداشتیم و هرکس که حتی به فکر استفاده از این وسایل می افتاد با شدیدترین شکنجه ها مواجه می شد . این جدا شده از فرقه رجوی با به کاربردن کلمه “کودن ” برای اعضای این گروهک گفت: من هیچ … 

لینک به منبع

گفتگوی اختصاصی فراق با حسین خیر اندیش

یکی از جداشده های فرقه منافقین

حسین خیراندیش نجات یافته از مجاهدین خلق فرقه رجوی

افشاگری یکی از جداشده های فرقه منافقین در گفتگوی اختصاصی با فراق

عبادت در فرقه رجوی فقط جلوی دوربین است

یکی از جداشده های فرقه شیطانی رجوی گفت:

 حسین خیراندیش نجات یافته از مجاهدین خلق فرقه رجویمراسم های دینی و نماز خواندن در فرقه رجوی فقط در جلوی دوربین های تلویزیون است و به صورت نمایشی اتفاق می افتد .
حسین خیر اندیش روز یکشنبه ۲۹ فروردین در گفتگوی اختصاصی با فراق با اشاره به اینکه در این فرقه اعمال مذهبی به اجبار جلوی دوربین ها انجام می شود افزود:

سران فرقه به ما می گفتند در هردین و آئینی هستید برای ما مهم نیست، فقط زمانیکه ما به شما می گوییم باید رفتارهای دینی از خود نشان دهید .

وی که با نگاه به گذشته خود فقط لعن و نفرین را نثار این فرقه تروریستی می کند ادامه داد:این گروهک تروریستی فقط افرادی را می خواست پرورش دهد که کور ، کر ، لال و مطیع فرمان سران فرقه باشند .

خیر اندیش که حدود ۸سال از دوران زندگی خود را در اردوگاه شیطان سپری کرده است افزود : در طول این مدت هیچ گاه اجازه استفاده از رسانه های گروهی مانند تلویزیون و رادیو را نداشتیم و هرکس که حتی به فکر استفاده از این وسایل می افتاد با شدیدترین شکنجه ها مواجه می شد .

این جدا شده از فرقه رجوی با به کاربردن کلمه “کودن ” برای اعضای این گروهک گفت:

من هیچ شناخت ذهنی از این فرقه تروریستی نداشتم و سران فرقه هم مدام به ما می گفتند که آمدنتان به اینجا دست خودتان است اما رفتنتان دیگر باخودتان نیست .

وی با اشاره به نحوه گرفتاری خود در این فرقه گفت:

در زمان جنگ تحمیلی بر اثر اصابت ترکش به سر و شکم و خونریزی شدید به عنوان مجروح جنگی اسیر و در کشور عراق بستری شدم.

خیراندیش ادامه داد:

پس از بهبودی نسبی با اسرار یکی از دوستانم و اغفال برخی ماموران رجوی از جمله افرادی به نام های دکتر حمید، محمدرضابوداقچی ومهدی ابریشمچی که فریبکارانه مدعی بهبود وضعیت جسمی و معشیتی من بودند گرفتار این فرقه شدم.

او گفت: ماموران رجوی به من وعده دادند که تو هموطن ما هستی،مامی توانیم تورا مداواکنیم و به ایران بازگردانیم.

وی که با هیچ پیشینه ذهنی ناخواسته فریب وعده های پوچ رجوی را خورده بود درباره تلاش برای فرار از این گروهک گفت:

رجوی ملعون ، افرادی را اجیر کرده بود تا هر کس را که می خواست از اردوگاه اشرف فرار کنند با تیر بزنند و پاداش های صد هزار دلاری دریافت کنند، بدین جهت هیچ کس جرات فرار نداشت.

خیر اندیش در پایان گفت :

در طول این سال ها ،تمام افرادی که به قصدفرار کشته می شدند را پس از مدتها پنهانی در قبرستان داخل اشرف دفن و ادعا می کردند که این افراد به علت بیماری و یا حوادث ساختگی دیگر کشته شدند .

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24523

من میترا نیستم ! 

Mitra Nistamانجمن فراق، نهم آوریل ۲۰۱۶:…  فیلم مستند “من میترا نیستم” روایتی است از زندگی دختری نوجوان و انقلابی به نام “زینب کمایی” که در ابتدای دهه شصت و در کوران تحرکات شوم سازمان منافقین ، به دلیل فعالیت های مذهبی – سیاسی اش مورد خشم و کینه اعضای این گروه قرار می گیرد. این اثر به کارگردانی محسن امانی و تهیه کنندگی مقداد اموری در مدت زمان ۳۸ دقیقه مخاطب را با این شخصیت کمتر شناخته شده … 

کانال کمپین خانواده های اسیران فرقه رجوی ایجاد شد.کانال کمپین خانواده های اسیران فرقه رجوی ایجاد شد

لینک به منبع

من میترا نیستم !

درباره مستند

یا لطیف

« اولین شب فروردین ماه سال ۱۳۶۱ بود. چند ساعتی از نماز مغرب و عشا میگذشت اما او هنوز به خانه برنگشته بود. ساعتی قبل از اذان برای خواندن نماز جماعت به مسجد المهدی رفته بود. همیشه بلافاصله بعد از تمام شدن نماز به خانه برمی گشت. جستجو در کوچه و خیابان ها فایده ای نداشت. او حالا آن چنان بی نشان شده بود که انگار هیچوقت نبوده است؛ هیچوقت… »

من میترا نیستم

فیلم مستند “من میترا نیستم” روایتی است از زندگی دختری نوجوان و انقلابی به نام “زینب کمایی” که در ابتدای دهه شصت و در کوران تحرکات شوم سازمان منافقین ، به دلیل فعالیت های مذهبی – سیاسی اش مورد خشم و کینه اعضای این گروه قرار می گیرد.

این اثر به کارگردانی محسن امانی و تهیه کنندگی مقداد اموری در مدت زمان ۳۸ دقیقه مخاطب را با این شخصیت کمتر شناخته شده از تاریخ انقلاب اسلامی آشنا می کند.

دانلود مستند:

با حجم تقریبی ۳۸۰ مگابایات و کیفیت عالی(HD 720p)—- اینجا     یا     اینجا

با حجم تقریبی ۱۶۰ مگابایت و کیفیت خوب (۳۶۰p) ——– اینجا     یا     اینجا

دانلود تیزر:

با حجم تقریبی ۱۰ مگابایات و کیفیت عالی(HD 720p)—- اینجا

با حجم تقریبی ۵ مگابایت و کیفیت خوب (۳۶۰p) –——– اینجا

این فیلم مستند که در موسسه فرهنگی و هنری آسمان هفتم تهیه و تولید شده ، روایت خود را با نگاه بر مستندات ارائه شده در کتاب “راز درخت کاج” نوشته سرکار خانم معصومه رامهرمزی به پیش می برد.

(پایان)

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=22883

نمونه ای از تخلیه تلفنی گروهک منافقین از خانواده ها

انجمن فراقانجمن فراق، اول ژانویه ۲۰۱۶:… می گفتن چون خیلی تلاش کردن که از لندن اقدام کنن برای دریافت ویزای عراق که بروند لیبرتی اما موفق نشدن حال از من در خواست داشتن که احتمالش هست که خانواده هابه لیبرتی بروند ؟اگر چنین برنامه ای هست تا من سریع به ایران بیاییم تا بتوانم از طریق انجمن نجات وخانواده ها بروم لیبرتی که برادر زاده ام را ببینم من در جوابشان گفتم طی این۱۴ سال که پسرم در سیاهچال رجوی …

انحمن فراقآنکه از منطق به دور است به فحاشی وتهمت رو می آورد قسمت آخر

لینک به منبع

نمونه ای از تخلیه تلفنی گروهک منافقین از خانواده ها

با سلام و خسته نباشید خدمت کلیه خانواده های عزیز کمپین دررابطه با فرقه رجوی من هم مورد تلفنی داشتم شخصی به نام محمدی از لندن چندین بار با من تماس داشتن که بار اول ایشان داستان خود را اینگونه عنوان کردند که گویا برادر زاده ایشان بنام حسن محمدی در سال ۸۰ از ترکیه به اتفاق پسرمن روزبه عطایی وارد اشرف شدند و مرتب با عمو در تماس بوده ولی با اولین موشکباران لیبرتی ارتباط قطع می شود ایشان دو درخواست از من داشتن

۱-آیا روزبه با شما در تماس می باشد ؟

اگر با شما در تماس است لطفا سراغی از برادر زاده من بگیرید.

۲-می گفتن چون خیلی تلاش کردن که از لندن اقدام کنن برای دریافت ویزای عراق که بروند لیبرتی اما موفق نشدن حال از من در خواست داشتن که احتمالش هست که خانواده هابه لیبرتی بروند ؟اگر چنین برنامه ای هست تا من سریع به ایران بیاییم تا بتوانم از طریق انجمن نجات وخانواده ها بروم لیبرتی که برادر زاده ام را ببینم من در جوابشان گفتم طی این۱۴ سال که پسرم در سیاهچال رجوی جنایتکار زندانی میباشد یکبار هم نشده که به من زنگ بزند در ضمن هم قرارنیست که خانواده ها به لیبرتی بروند پرسیدچرا؟گفتم جوابش رو خودت بهتر میدونی البته این مکالمه در چند نوبت صورت گرفت در پایان من از ایشان خواستم که شماره ای از خودشان به من بدهند بقدری ترسیده بودند که در یک هفته ۳ بار تماس گرفتند و هر بار یک شماره می دادنددر پایان بهش گفتم بیا ایران تا شما را به کسی معرفی کنم که خیلی راحت بتونید بروید لیبرتی.ایشان متوجه شدن که من فهمیدم چه نقشه ای دارد دیگه تماسی نگرفتن .من شرمنده شما عزیزان هستم از اینکه مطلب زیادشدفقط از عزیزانی که خارج از کشور هستن این شماره ها را پیگیری کنندوآیا حسن محمدی در لیبرتی هست یاواقعا ایشان دروغ می گفتن.

شماره ها از این قراراست:

۰۰۸۸۶۲۲۷۴۰۸۷۹

۰۰۴۴۲۰۷۰۹۷۸۵۰۹

۰۰۵۹۱۶۲۶۰۴۴۳۶

***

 
همچنین:
 
نامه خانم ثریا عبداللهی در فراق فرزندش امیراصلان
 ثریا عبداللهی انجمن فراق، اردبیل، بیست و چهارم اوت ۲۰۱۵:… من زن ایرانی و آذریم، تعصب به وطن و هم وطن درذات ایرانیان و علی الخصوص آذری ها می باشد، به فرزندان و نوه هایم عشق دارم وتا کنون تلاش کرده ام با افتخار زندگی کنم چند سالی که از خدا عمر گرفته ام با افتخار زندگی کردم ! وبه همه داشته هایم شاکرم ،به دنبال جاه و جلال و شوکت نبوده ام که بخواهم کسانی را فدای مقامم کنم، ساده زیستم و ساده …
 
 
نامه خانم ثریا عبداللهی در فراق فرزندش امیراصلان
 
بنام خدای مهربان
سلام امیرجانپسرم،
چهارده سال است که از توبی خبرم، حال جرم و گناه من به عنوان مادر و تو به عنوان فرزند چه بودنمی دانم، ولی اگر بخواهم تاریخچه تمامی زندانهای سیاسی دنیا را مرور کنیم به قانونی می رسیم که درآن ذکر شده هر کسی به هرجرم وخیانتی که مرتکب وزندانی شده؛ می تواند هر شش ماه ویا یک سال با اقوام نزدیک به مدت چند دقیقه ملاقات داشته باشد البته رعایت این قانون برای نفرات زندانی که مرتکب جرم های سنگینی از جمله قتل عمد وخیانت به کشورو جاسوسی شده اند شامل می شود.
 
پس برای این نفرات هم ملاقات وجوددارد واما پدرومادران دراولویت قرار دارند، یعنی بستگان درجه اول می توانند طبق قانون زندان مربوطه رفتارکنند و هیچ قدرتی نمی تواند مانع ملاقات ها شوند، ولی زندان فرقه رجوی چگونه است که به خانواده ها چنین اجازه ای داده نمی شود!!!سی سال است که ما را از ملاقات و ارتباط با فرزندانمان منع کرده اند!چرا نباید فرزندان با مادران ویا خانواده های خود در ارتباط باشند؟امیرم؛ چهارده سال عمر کمی نیست، بیست سال داشتی که به خیال خودت از مشکلات روزگار فرار کردی و می خواستی بدون دردسر راحت زندگی کنی و مادر و خواهرانت را زیر بال و پر بگیری ،الان سی وچهار ساله شدی، واقعاً به خواسته های قلبی خودت رسیدی؟ آیا مادرت را ازتنهایی و بی کسی نجات دادی! آیا آینده خواهرانت را فراهم کردی ویا خودت را از مشکلات روزمره زندگی رهانیدی؟اگر خاطرت باشد روزی که عازم ماکو شدی دختر خواهرت تنها هشت ماه داشت ، خواهر کوچکت هنوز در مدرسه راهنمای مشغول تحصیل بود، مادرت به دنبال لقمه نانی شبانه روز تلاش می کرد که زندگی آبرومندانه ای داشته باشید، ولی اکنون چهارده سال از آن روزها می گذرد .امروز همان دخترهشت ماهه خواهرت اول دبیرستان در رشته تجربی مشغول تحصیل است و خواهریثریا عبداللهیپسرم امیر؛ بادگاری برایت عکس سام پسر خواهر بزرگت را میفرستم .!که شش سال از تو کوچکتر است مدرک فوق لیسانس را گرفته و مشغول کار در بهترین و بزرگترینآزمایشگاه کشور ایران است، خواهر بزرگت صاحب فرزند پسر دیگری شد و صاحب خانه وزندگی شده است.خوب امیرجان چه کسی در میدان جنگ زندگی باخت ؟ باید صادقانه جواب دهیم که توبودی که باختی !واما چرا تو؟
 
می خواهم بدانم آیا بعد از چهارده سال صاحب زندگی و تحصیل و خانه وهمسر و فرزند شدی ؟روزی که برای اولین بار عازم عراق شدم به خیال خام خودم که پسرم خانه وزندگی و حتی همسرو فرزند دارد سر از پا نمی شناختم وبرای تو وعروس خیالی خودم و نوه رویاهایم سوغات آوردم وحال ببین سوغات من چی بود !!!روزی که برای دیدارت به عراق می آمدم لباسها و وسایلی که توچندین سال عطروبویت را ازآنها می گرفتم ولباس و وسایل دیگر برای عروسم وبرای نوه ی خیالی خود که شامل یک عروسک و ماشین کوکی بود با خود می آوردم چون نمیدانستم نوه ی رویاهای من دختر است یا پسر!حال تصور کن من در چه فکری بودم و با چه عشقی ،فرسنگها مسیر را پیمودم ،در رویاهایم فقط و فقط باتو بودم و با تو خیلی راحت صحبت می کردم ووقتی گفتند به مرز رسیدیم سراز پا نمی شناختم و فقط به فکر دیدنت و بوئیدنت لحظه شماری می کردم .امیرجان عزیرم ، خدالعنت کند آن کسانی را که این رویاهای شیرینم را به جهنم تبدیل کردند ،لال شود آن زبانی که تورا فریب داد و کور شود آن چشمانی که تورادید وصیدت کرد و بشکند آن دستانی که تورا از من جدا کرد .امیرم ، فکر نکن که با ماندنت در جهنم فرقه رجوی ،دنیا هم ایستاده ،نه عزیزم ، جهان هر ثانیه در حال تغییر و تحول است ، همه به فکر پیشرفت زندگی و آینده خود هستند حتی خواهرانت، شاید لحظه ای فراموششان نشوی ولی بدنبال موفقیت خودشان هم هستند .آری عزیزم تنها تو باختی و سوختی و مادرت که لحظه به لحظه فقط در انتظار دیدارت نشسته ،مادری که همیشه تورا از گرگهای دوپای میش نما می ترساند ولی توغافل بودی میخواستی به هر قیمت شده موفق شوی ولی متاسفانه قیمتی که پرداختی به بهای جانت وتباه شدن جوانیت تمام شدامیرجان من همان مادرهستم که تورا در بطن خود پرورش داد ودنیای روشن را به تو بخشیدم و لقب مادر شدن را دردفتر دنیا ثبت کردم، کسی که تودر آغوش گرم پرمحبت آن بزرگ شدی، مادری که شبها با لالابی آن به خواب می رفتی و لحظه های شیرین دنیا و زندگی را فدای خندهای کودکانه ات می کرد، مادری که تو از شیره جان آن جان و قدرت گرفتی ، آری امیرجان ، پسر نازنین و مظلومم ، من به دنبال آن شیره جان ، من به بوی آن کودکی که زیر گلویش بوی شیره جانم را می داد می گردم .
 
امیر اصلانم ،امروز زندانبانان فرقه رجوی به مادرت لقب مزدوری می دهند،چرا؟مگر من چندبار باسران این فرقه ملاقات داشتم ویا چندبار به اشرف آمده بودم ویا اصلاً این از خدا بی خبران را می شناختم که امروز مزدور شدم ؟امیر جان ، نزدیک به هزار نفر یا شاید بیشتر ، از زندان رجوی بعد از سی سال فرار کردند ،فراریان اکثراً از نفرات رده بالای سازمان بودند یعنی جان وهستی وجوانیشان فدای قدرت طلبی سران این فرقه کرده و برای همیشه نابود شده اند ، آموزش نظامی دیده اند ، به تمامی قانون فرقه ای آشنائی کامل دارند ورعایت هم کرده اند ، ولی چرا فرار کردند؟ چرا اکنون سازمان مجاهدین را یک فرقه می نامند؟ نفرات فراری از فرماندهان و گرداندگان اصلی فرقه بودند،اکثر نفرات فراری کسانی بودند که با میل و اختیار خود به سازمان ملحق شده واکنون جزء نفراتی هستند که تمامی خیانتهای درون فرقه را افشا می کنند !
 
حال تصور کن تو در کدام نقطه کور این فرقه قرار داری !نه مجاهدی ! نه رزمنده ای ! نه نفری هستی که با اختیار خود وارد سازمان شده ای وازهمه مهمتر نه تحصیل و سابقه سیاسی داری !امیرجان باید به جرأت به تو بگویم ،توارزش یک کاه را هم در این فرقه نداری ،فقط وجودت برای سوختن و خونت برای ریختن لازم است که رهبران فرقه بتوانند چند صباحی مانور مجاهدین خلق قهرمان را با ریختن خون تو و امثال تو دهند .توهم مثل تمامی جداشدگان دیگر،اگر امروز از فرقه فرار کنی ،فردا لقب مزدوری را رهبر فرقه مجاهدین برسرشانه هایت می چسباند و مادرت هم چون فرزندش را می خواهد ، شده مزدور !یعنی نتیجه می گیریم که رهبر فرقه سی سال است که فقط مزدور پرورش داده ، پس مبارزه برای سرنگونی و دفاع از حقوق زنان و کارگران و معلمان و پرستاران در کدام قسمت چارت سازمانی دافع خلق قهرمان قرار می گیرد ؟
 
اصلان جان ! پیچیدن فرقه رجوی به دور خود فقط پوچ بوده و هیچ ، لااقل توبخاطر این پوچی بیهوده مپیچ.امیرجان ، مزدور آن کسانی هستند که عشق و عاطفه و محبت را از مادر و فرزندانش دریغ میکنند!مزدور کسانی هستند که حاضر شدند به خاطر اهداف خودشان ، جوانی و زندگیت را نابود ومحبت مادر و خواهران و خانواده ات را از تودریغ می کنند.مزدور آن کسانی هستند که تورا از نعمت خانواده و همسر و فرزند و استقلال فکری برای همیشه محروم کرده وعشق وعاطفه را در وجودت به خیال خودشان سوزانده اند .
من زن ایرانی و آذریم، تعصب به وطن و هم وطن درذات ایرانیان و علی الخصوص آذری ها می باشد، به فرزندان و نوه هایم عشق دارم وتا کنون تلاش کرده ام با افتخار زندگی کنم چند سالی که از خدا عمر گرفته ام با افتخار زندگی کردم ! وبه همه داشته هایم شاکرم ،به دنبال جاه و جلال و شوکت نبوده ام که بخواهم کسانی را فدای مقامم کنم، ساده زیستم و ساده زندگی کردم، برنفسم سوار بودم ، روسفید و سربلند زندگی کردم .روزی که به زندان نفرین شده اشرف آمدم ، تمامی هستی و زندگیم آتش گرفت ،تمامی رویاهای شیرینم به زهر تبدیل شد، تمامی جوانیم به یکباره خاکستر شد، من پسرم را می خواستم که با هزاران دروغ ونیرنگ وفریب به بهانه زندگی با چشمان بسته وارد زندانی کرده بودند که خروج بطور کل ممنوع بود .اصلان جان ، هنوز نفسی به جان دارم و قدرتی برای حرکت ، بدان تا آخرین لحظه به دنبالت خواهم آمد.من به دنبال شیره جانم هستم که بوی آن شیره تا مرزهای جهان پیچیده است .
 
امیراصلان ،تورا راحت به دست نیاوردم که گرگ ها بتوانند تو را راحت از دستم بگیرند، من برای پرورش و دیدن قامت رعنایت خون دلها خورده ام ،سختی دوران دیده ام ، با نداشته ها ساخته ام و سوخته ام.آری امیرجانم ، مادرت تا لحظه آخر ایستاده، ایستادن و استقامت و مقاومت ، قدرتیست که خدواند فقط به مادران عطا کرده است .یک باری امروز رو دوشمه  که واسش یه عمری زمین میخورمهمه منتظر تا ببینن کجا تو  از جاده ی عشق دل می بریولی ایستادن فقط کار ماست…
 
به امید رهایی تمامی اسیران در بند فرقه ی رجویثریا عبدالهی
 
***
همچنین:
 –
 
جمیل، انجمن نجات مرکز تهران، اول فوریه ۲۰۱۴: …  براثر فشارهای بین‌المللی و سازمان ملل تاکنون نزدیک چهارصد نفر به کشورهای اروپایی اعزام شده‌اند. بدیهی است فضای اروپا با حصار لیبرتی تفاوتی کیفی دارد و افراد از دسترسی‌های زیادی برخوردار می‌شوند، از جمله ارتباط با خانواده و مستقل زندگی کردن و …
 –
 
سایت نیم نگاه، شانزدهم ژوئیه ۲۰۱۳: …  پدر پیری که با صورت خونی روی خاکها نشسته خداخدا فریاد می زد. حتی به کودک چند ماهه هم افراد فرقه رجوی رحم نمی کردند. دختران و پسران جوانی که به دنبال پدر یا مادر آمده بودند ، با گریه و ضجه خاطره چگونه مفقود شدن عزیزانشان را تعریف می کردند  زنی که بعد از چندین سال
 –
 
باشگاه خبرنگاران، تهران، بیست و ششم ژوئن ۲۰۱۳: …  وی ادامه داد: بعد از چند سال از دولت ایران درخواست کردم که می‌خواهم فرزندم را ببینم، دولت ایران هم موافقت کرد و گفت فرزندت در عراق است و مشکلی نداری، می‌توانی بروی و فرزندت را ببینی، من با چند خانواده از اردبیل راهی عراق شدیم، رفتیم اما