مسعود و مریم رجوى، فوق جنایت و خیانت (+ نامه ای سرگشاده به داشامیر شهی نماینده پارلمان آلبانی)ا

مسعود و مریم رجوى، فوق جنایت و خیانت (+ نامه ای سرگشاده به داشامیر شهی نماینده پارلمان آلبانی)ا

 ÙØ±ÙˆØº جاویدانعبدالکریم ابراهیمی و کریم غلامی، ایران فانوس، پانزدهم اکتبر ۲۰۱۸:… اى شیاد و حیله گر و دروغگو(مریم رجوى) شما و شوهر مفقودتان، دیگر باید بدست خودتان فاتحه همدیگر را بخوانید. دستتان براى همه رو شده است. از طرف دیگر، تناقض و گسست و فرار و جدا شدن در تشکیلاتت در البانى، نفس شما و اربابان جانى تان را بند آورده است. روزى نیست که فرار و جدایى از تشکیلاتت … 

فروغ جاویدانکریم غلامی: عملیات فروغ جاویدان نقطه پایان مجاهدین خلق

مسعود و مریم رجوى، فوق جنایت و خیانت

عبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، ۱۵٫۱۰٫۲۰۱۸
لینک به منبع

 abdolkarim_Ebrahimiرهبرى و مسئولین گروه مجاهدین خلق بسیار دغلباز و فریبکار هستند. به هیچ أصول و پرنسیبى پایبند نبوده و فقط به بقاء خود بهر قیمتی را چسپیده اند. تجربه بیست و پنج سال اسارت در تشکیلات این گروه  مرا به واقعیت هایى سوق داد که بعد از جدایى از آن وقتى به عملکرد رهبرى این سازمان نگاه میکنم سرم صوت میکشد و با یادآورى آن همه کارهاى ضد انسانى و ضد حقوق بشرى و جنایت هایى که مرتکب شده است، دچار تنش و دلهره و استرس میشوم.

واقعیت این است که مسعود و مریم رجوى، شقى ترین و جانى ترین افرادى هستند که باید تاریخ بعدها بیشتر در باره آن ها سخن گوید.

انسان نماهایى که در بیرون از تشکیلات خود و براى فریب افکار دیگران خود را در لباس میش پنهان کرده و مظلوم نمایى میکنند و خود را طرفدار آزادى و برابرى انسان و ضامن حقوق بشر معرفى می نمایند اما در عمل و در سر خان تشکیلات و هستى خود گرگى بیش نبوده و جنایت هاى بیشمارى در حق اعضاء خود و بیرون از خود در کشور عراق و ایران انجام داده اند.

مکانى در خاورمیانه وجود ندارد که تروریسم ترویج کند و کشت و کشتار مردم راه بیندازند و یک پاى ثابت حمایت عملى و پشت پرده رجوى در آن هویدا نباشد.

حمایت از دیکتاتورهاى منطقه که رنگ و بویى از آزادى و دمکراسى در آنها وجود ندارد، اما رجوى متحد پر و پا قرص آن هاست.

در خدمت قرار گرفتن براى دیکتاتور بعث عراق که وحشى ترین و جانى ترین دیکتاتور خاور میانه بود خود نمونه بارز این واقعیت است.

رجوى خود در قتل عام و ترور و سربه نیست کردن و شکنجه انسان ها روى هر دیکتاتورى را سفید کرده بود اما بوق تبلیغاتیش براى دفاع از حقوق بشر و آزادى و دمکراسى، گوش فلک را کَر میکرد.

روزانه هزاران نَفَر در دستگاه سرکوب بعث جلوى چشم رجوى و با همکارى این جانى با شکنجه هاى غیر انسانى و قرون وسطایى کشته میشدند آنگاه رجوى إعدام یک مجرم را در ایران چنان در بوق و کرنا  میکرد و آى واویلا نقص حقوق بشر سر میداد که خیلی ها تحت تأثیر قرار گرفته و باورشان میشد که این جانى آزادیخواه بوده و براى مردمش از چنگال ستم مبارزه میکند.

نمونه هایى که رجوى این جانى قرن در حمایت از آن ها یا در جنایات آن ها دست داشته و در مقابل آن آه و فغان دروغین سر داده و در بوق تبلیغاتى خود کرده و از کاهى  کوهى میساخت در زیر میآورم؛

اول، تمام قد در خدمت ارتش عراق قرار گرفتن و کشتار سربازان حافظ مرزهاى ایران و حتى مرزنشینان بومى و عملیات هاى تروریستى و بمب گذارى در داخل ایران بوسیله اعزام تیم هاى عملیاتى ترور و کشتار.

دوم، اهرم کشتار و سرکوب مردم شمال و جنوب عراق در انتفاضه شیعیان و أکراد بر علیه دیکتاتور صدام حسین  که خودم شاهد زنده آن جنایات هستم.

سوم، حمایت و دست داشتن در سرکوب مردم عراق در همکارى تنگاتنگ با بعث و اداره امنیت آن( شکنجه و کشتار وحشیانه دستگاه استخبارات از مردم خودش و گورهاى متعدد جمعى که بعد از سرنگونى دیکتاتور بعث توسط مردم کشف شد)

چهارم، زندانى کردن و شکنجه  و سربه نیست کردن و خودکشى افراد مخالف درون تشکیلاتى که اخیرا اسامى صد نَفَر از آن ها توسط جدا شدگان از این گروه افشا شده است.

پنجم، به راه انداختن اتاق فکر بعث بعد از سرنگونى صدام در قرارگاه بدنام اشرف که مردم کوچه و بازار و على الخصوص کشتار و قتل عام شیعیان عراق را سازماندهى میکرد.

ششم، حمایت آشکار و پنهان از داعش و اعمال وحشیانه آن در کشتار و قتل و عام و غارت مردم عراق و سوریه.

هفتم، حمایت از دیکتاتور بحرین در سرکوب تظاهرات مسالمت آمیز مردم آن براى رسیدن به حقوق انسانى خود .

هشتم، حمایت تمام قد از کشتار زنان و کودکان بیگناه کشور فقرزده یمن توسط جانیان آلِ سعود که یکى از تراژدی هاى قرن را در جنایت و کشتار رقم زده است.

نهم، در زمان دیکتاتور بعث که پشت خود را خوب گرم میدید حمایت تمام قد و جشن و سرور به راه انداختن براى کشتار و عملیات تروریستى یازده سپتامبر در آمریکا توسط القاعده( الان را نگاه کنید که چگونه این جانى زیر پر حمایت سازمان سیاه قرار گرفته است ، شیادى رجوى را میشود از این نمونه هم فهم کرد).

دهم، به کشته دادن عمدى بیش از صد و پنجاه تن از افراد تشکیلات خود براى مظلوم نمایى و سوء استفاده از خون جوانان بیگناهى که ندانسته مسیر مبارزه را با رجوى انتخاب کرده اما در چاه رجوى به دام افتاده و راه برون رفتى نداشتند تا عاقبت توسط این جانى جلوى تیر و تپانچه و ترکش موشک قرار گرفته و جانشان را از دست دادند. و هزاران نمونه دیگر.

اما در مقابل رجوى این شیطان زمانه و این جادوگر دوران یک دستگیرى و زندانى کردن فردى در ایران چنان در بوق تبلیغاتى و شیطانسازى خود میکرد که انگار هیچکس به اندازه رجوى طرفدار حقوق إنسان ها نیست. در صورتى که خود رجوى اهرم و مکانیزمى بود که افراد را به کشتن داده و زیر شکنجه می فرستاد براى اینکه با این جنایت بقاء خود را تضمین نماید.

حال را بنگرید. مریم رجوى چگونه  دامن را از رو بسته و بى مهابا به تمام آرمان هاى موسسین اولیه سازمان پشت پا زده و آلت دست  حکام عربستان و ترامپ و نتانیاهوى وحشى و حیوان صفت شده است. باید از مریم رجوى، این عجوزه پرسید، واقعا رخت از زغال سیاه تر است، شما که سنگ آزادى و بالأخص حقوق خبرنگاران را به سینه میزنى چرا جنایت اربابت آلِ سعود در قتل و شکنجه آقاى جمال خاشقچى، خبرنگار عربستانى  در کنسول گرى اش در ترکیه، خفه خون گرفتى و دم بر نمیآورى؟

اى شیاد و حیله گر و دروغگو(مریم رجوى) شما و شوهر مفقودتان، دیگر باید بدست خودتان فاتحه همدیگر را بخوانید. دستتان براى همه رو شده است. از طرف دیگر، تناقض و گسست  و فرار و جدا شدن در تشکیلاتت در البانى، نفس شما و اربابان جانى تان را بند آورده است. روزى نیست که فرار و جدایى از تشکیلاتت روى أنتن نرود و شاهد ریزش هر چه بیشتر افراد نباشیم.  تا کى میخواهید با سیلى صورت خودت را سرخ نگهدارید. مواظب باش که به زودى صورتى سیاه و بی حس خواهید داشت و آه ما جدا شدگان و خانواده های اسرا و سایر قربانیان جنایات تان، گریبانگیرتان را خواهد گرفت.

„پایان“

نامه سرگشاده آقای کریم غلامی به آقای داشامیر شهی نماینده پارلمان آلبانی

کریم غلامی، ایران فانوس، ۱۳٫۱۰٫۲۰۱۸
لینک به منبع

 با درود و احترام خدمت نماینده محترم پارلمان آلبانی آقای داشامیر شهی

اخیرا شما به مقر محل اقامت اعضای مجاهدین خلق رفته و از آنجا بازدید کرده اید. شما در مصاحبه هایی که با رسانه های آلبانی انجام داده اید، از مجاهدین خلق حمایت کرده و مدعی شده اید که آن ها به حقوق انسان ها احترام می گذارند. این اظهار نظر شما مایه تاسف است زیرا شما به زخم هزاران انسانی که به دست مجاهدین خلق آسیب دیده اند نمک پاشیده اید.

من کریم غلامی، یکی از اعضاء و مسئولین سازمان مجاهدین خلق بودم که به مدت ۲۵ سال در این سازمان فعالیت می کردم. من در سال ۱۳۶۷(۱۹۸۸) در یکی از عملیات های نظامی این سازمان از ناحیه نخاع مورد اصابت ترکش توپخانه، قرار گرفتم و از ناحیه کمر به پایین، فلج شدم. برادر بزرگترم در یکی دیگر از عملیات های سازمان مجاهدین خلق، زخمی و اسیر شد و در شهر کرمانشاه اعدام شد. خانواده من تماما سیاسی بودند و به همه احزاب مخالف از جمله سازمان مجاهدین، کمک های مالی و لجستیکی می کردند.

از نگاه و تجربه من، سازمان مجاهدین، یک تشکیلات فرقه ای است که اعضای آن هیچ اختیاری برای تصمیم گیری ندارند. رهبران این فرقه، با اختناق و سرکوب شدید از درون و شانتاژ علیه تمامی اعضای جدا شده از این فرقه، ترس شدیدی در درون تشکیلات ایجاد کرده اند که اعضای این فرقه از ترس مجازات جدا شدن، فرقه را ترک نمی کنند. اعضایی که میخواهند جدا بشوند، با مجازات های شدیدی روبرو میشوند، مانند برگزاری نشست های مغزشویی و ضرب و شتم افراد در این نشست ها و در ادامه، زندان و شکنجه و حتی مواردی بوده که افراد سربه نیست و اعدام شده اند.

آقای داشامیر شهی!

شما در مصاحبه با رسانه ها گفته اید که مجاهدین خلق به حقوق انسان ها احترام می گذارند. به چند موضوع فقط آنچه که مجاهدین خلق بر سر زنان آورده اند اشاره می کنم. لطفا به من و مردم توضیح دهید که کدام یک از آن ها احترام به حقوق انسان ها است.

اول، جدا کردن کودکان از مادرانشان

دوم، طلاق های اجباری

سوم، حجاب اجباری

چهارم، خارج کردن رحم زنان و مقطوع الانسل کردن آن ها

پنجم، تجاوز به زنان توسط مسعود رجوی تحت نام محرمیت زنان

ششم، تحقیر زنان که آنان ضعیفه هایی هستند که اگر دست رهبر عقیدتی بالای سر آن ها نبود آن ها „فاحشه“ هایی بیشتر نبودند (این موضوع بارها و بارها توسط مریم رجوی در درون تشکیلات مجاهدین به زنان عضو مجاهدین گفته می شد)

آقای داشامیر شهی!

ترور و بمب گذاری و خمپاره باران شهرها و پول شویی و ضرب و شتم مخالفان و ترور شخصیت، کدام یک با معیار احترام به حقوق انسان ها، مطابقت دارد؟

من به عنوان یکی از قربانیان سازمان مجاهدین، از شما می خواهم که در رابطه با اظهارات تان و حمایت از مجاهدین خلق، بازنگری بکنید و در این میان کاملا بی طرف باقی بمانید و اگر به مقر مجاهدین خلق می روید به سخنان کسانی که از آنان آسیب جدی دیده اند نیز گوش فرا دهید.

با احترام مجدد، کریم غلامی از آلمان

*** 

جشن برای ۳۵ سال خشونت و خیانت و آدم ربایی 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33424

وضعیت وخیم تشکیلات فرقه رجوى در آلبانى 

abdolkarim_Ebrahimiعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، دهم سپتامبر ۲۰۱۸:… مدتى است که این پیر عجوزه و روباه مکار(مریم رجوى) در آلبانى تشریف دارند و از ترس عواقب این ضربات به نشست هاى شستشوى مغزى روى آورده است. اما طبق خبرهایى که از دوستان به بیرون رسیده است، جو بدبینى و نارضایتى در بین افراد تشکیلات شدت یافته است و هر چه نشست ها کش داده می شود … 

حسن حیرانی تلویزیون کانال چهار انگلستانThe shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian government

لینک به منبع

وضعیت وخیم تشکیلات فرقه رجوى در آلبانى

ضربه هاى سنگین و پى در پى ای که بر پیکره پیر و فرسوده و عقب افتاده  سازمان رجوى وارد می شود، می رود تا این طناب پوسیده را به قطع و یقین، پاره و از بیخ و بُن امید مریم رجوى را بر باد دهد. یکى از این ضربات هولناک، مرگ سناتور جان مکین پدر خوانده و مؤسس و حامى تروریست هاى وحشى و انسان کش در خاورمیانه است.

بعد از سرنگونى دیکتاتور عراق و ارباب رجوى، این جان مکین بود که سازمان رجوى را تا این نقطه سر پا نگهداشت و یار و یاور و پشتیبان اصلى آن بود و آن را در برابر خشم اصلى مردم عراق براى به محاکمه کشاندن سران جانى این سازمان و از هم پاشاندن آن، حفظ کرد و سپس دولت آلبانى را مجبور به پذیرش سران جانى و تروریست سازمان و اعضاى آن نمود و نهایت سعى و تلاشش را کرد که این تشکیلات تروریستى را نگهدارد و در واقع این وضعیت را به دولت آلبانى، تحمیل کرد بر خلاف نظر و افکار عمومى این کشور که بر ضد استقرار این تروریست ها در خاک خود بوده و روزانه شاهد انعکاس نارضایتى و موضع گیرى رسانه هاى خبرى در این مورد بوده و هستیم.

نبود جان مکین خلع اصلى تحمیل استقرار تشکیلات رجوى در آلبانى خواهد بود و سران تشکیلات و بخصوص شخص مریم رجوى، دیگر دست باز در مانور دادن در کشور آلبانى را ندارد و بالطبع نمی تواند آن خواب هایى که براى کنترل و سرکوب تشکیلات و ایجاد زندانى همانند اشرف – عراق، که در آلبانى براه انداخته است، به پیش ببرد و به همین دلیل مرگ تشکیلات رجوى در تقدیر و شرُف انجام است.

دومین ضربه، اصرار خانواده اسیران رجوى بر خواست به حق خود براى دیدار با فرزندانشان که در چنگال رجوى اسیر هستند بخصوص خانواده سمیه محمدى که خواب خوش را از چشمان شخص مریم رجوى و سرانش ربوده است و عرصه را بر مریم رجوى و سرانش تنگ کرده و آن ها را به جنون کشانده تا نقطه اى که  از خشم این خانواده به سیم آخر زده و اعمال تروریستى و کتک کارى پدر و مادر سمیه را در انظار عمومى مردم در خیابان هاى آلبانى به نمایش گذاشت که این اعمال شنیع و تروریستى رجوى، رسانه هاى خبرى این کشور را بر آن داشت که انعکاس گسترده  و وسیعى از اعمال این جانیان را منعکس نمایند که نارضایتى مردم البانى را به دنبال داشت. همین نارضایتى مردم البانى و انعکاسات رسانه هاى خبرى، ضربه اى کارسازتر بر فرق پوسیده سران تشکیلات رجوى بود و چهره تروریستى رجوى و سرانش را بیش از پیش، واضح و بر ملا نمود و نارضایتى شهروندان و افکار عمومى کشور البانى از استقرار تروریست هاى رجوى را در کشور خود بدنبال داشته و خواهد داشت.

بنابر این، مریم رجوى وقتى قافیه را باخته می بیند، أولاً سرسپارى خود را با برگزارى مراسم پر هزینه  براى جان مکین در البانى به بأزماندگان و رهروان أو چون بولتون و جولیانى، به نمایش میگذارد تا نوکرى و چاکرى خود را مجدداً إعلام کند و ملتمسانه بخواهد که راه مکین جانى  ادامه یابد و همچنان مجرى اوامر آنهاست.

از این رو، مدتى است که این پیر عجوزه و روباه مکار(مریم رجوى) در آلبانى تشریف دارند و از ترس عواقب این ضربات به نشست هاى شستشوى مغزى روى آورده است. اما طبق خبرهایى که از دوستان به بیرون رسیده است،  جو بدبینى و نارضایتى در بین  افراد تشکیلات شدت یافته است و هر چه نشست ها کش داده می شود بر این جو نارضایتى و اعتراض، افزوده شده است که موج جدایى و فرار افراد را به دنبال داشته بخصوص در این روزها که پنج تن از  تشکیلات و حفاظ فولادى آن یعنى زنان شوراى رهبرى از آن جا فرار و این تشکیلات را ترک کرده اند، خبرى که چون پتک محکم بر گیجگاه مریم رجوى فرود آمده و مستأصل از راه چاره براى آن است و یأس و ناامیدى پیش از پیش به دنبال داشته و حلقه طلسم رجوى بر گردن زنان که خروج از تشکیلات براى آنان محال و نشدنى می آمد، کنده شده و از این پس شاهد ریزش و فرار زنان در رأس تشکیلات خواهیم بود و بالطبع ریزش نیروى مردان را تسریع و صد برابر خواهد کرد. این آزادى بر تک تک آن ها که تشکیلات پوسیده رجوى را ترک کرده اند، بخصوص زنانى که اخیراً خلاصى یافته اند مبارک و فشار و سوزش و درد جانسوز و  جانگاه نصیب عجوزه پیر و شوهر بزدل آن مسعود و مریم رجوى، مبارک  باد.

به امید آزادى تمام اسیران در بند و روشن شدن چشم پدران و مادران سالخورده به دیدار فرزندان خود.

„پایان“

*** 

MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Kidnaped_Canadian_woman_AlbaniaCanadian family asks Top Channel’s “Fiks Fare for help: “MEK mujahedeens took our daughter”

Farid_Totounchi_Mahoutchi_MEK_Iraq_AlbaniaFarid Totounchi (Real name: Mahoutchi) Commander of Saddam’s Private army forcing Somayeh Mohammadi to do a “Forced confession” session in Terror camp in Albania 

Albania: MEK rebrands by assassinating unwanted members

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33316

نامه صلح و دوستی و پیشنهاد مساعدت خدمت خبرنگار محترم آقای آرون مرات 

 abdolkarim_Ebrahimiعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، سوم سپتامبر ۲۰۱۸:… اینجانب عبدالکریم ابراهیمى، عضو جدا شده از سازمان مجاهدین که مدت ربع قرن در این تشکیلات بوده ام با خواندن مقاله اى از آقاى جرج ثاناسى مترجم شما در البانى، متوجه شدم شما به عنوان یک خبرنگار با وجدان و حقیقت یاب، که اصل و نسب ایرانی نیز دارید در صدد شناخت از این سازمان بوده و هستید و به دنبال … 

مطبوعات آلبانی سمیه محمدی مصطفی محمدی مجاهدین خلق تروریسم گروگان گیری Albanian media Shqiptarja.com publishes Somayeh Mohammadi’s story – Why can’t she speak for herself?

Albanian_Police_No_Match_For_MEK_Rajavi_Cult_ Saddam_MukhabaratAlbanian Police No Match For MEK Commanders Trained By Saddam’s Mukhabarat

لینک به منبع

محترم آقای آرون مرات

نامه صلح و دوستی و پیشنهاد مساعدت خدمت خبرنگار محترم آقای آرون مرات

آقاى آرون مرات عزیز

با عرض ادب و درود فراوان

اینجانب عبدالکریم ابراهیمى، عضو جدا شده از سازمان مجاهدین که مدت ربع قرن  در این تشکیلات بوده ام  با خواندن مقاله اى از آقاى جرج ثاناسى مترجم شما در البانى، متوجه شدم شما به عنوان یک خبرنگار با وجدان و حقیقت یاب، که اصل و نسب ایرانی نیز دارید در صدد شناخت از این سازمان بوده و هستید  و به دنبال منابع موثق براى تحقق این منظور می باشید. لذا من بعنوان کسى که در درون  تشکیلات آنها با انواع و اقسام محدودیت هاى روحى و روانى و شکنجه هاى جسمى و تحقیر و سرکوب هاى مستمر به اسم های خرافی و عوامفریب „انقلاب مریم“ قرار داشته ام و شاهد همکاری هاى این سازمان به عنوان ارتش خصوصى صدام حسین، در سرکوب انتفاضه جنوب عراق و کشتار بیرحمانه اکراد در شمال بغداد، بوده ام و نیز حمایت و سازماندهى پس مانده هاى بعث عراق بعد از سرنگونى صدام حسین و ایجاد اتاق فکر ترور و کشتار مردم بی گناه عراق به خاطر حمایت از سرنگونى صدام حسین توسط سران سازمان مجاهدین در قرارگاه اشرف  و همچنین نقش مخرب این سازمان  در حمایت از گروه هاى تروریستى که در عراق تشکیل می شد از جمله گروه غیر اسلامى و آدمخوار داعش و بخصوص مناسبات ضد انسانى که سران تشکیلات  و شخص مریم رجوى در تشکیلات خود پیاده کرده و هم اکنون نیز در کشور آلبانى همان شیوه سرکوب و تفتیش عقاید را بر علیه اعضاى خود پیش می برند، اطلاعات مستند در اختیار شما قرار دهم.

همچنین،  تعداد زیادى از دوستانم که از این سازمان مافیایی و مخرب، جدا شده و در کشورهاى مختلف اروپایى زندگى می کنند، می توانند شما را در مسیر تحقق اهداف تان و کسب حقیقت از شناخت درست سران این سازمان مافیایی و تبهکار و مناسبات درونى مملو از جهل و جنایت آن، مشاهدات خود را براى شما بازگو نمایند و خودم نیز حاضرم  دانستنی ها و مستنداتم را براى شما بازگو کرده و در اختیار جنابعالى قرار دهم. در راهی که پیش گرفته اید، موفق و کامیاب باشید.

با تشکر مجدد و آرزوی خیر،

آلمان – عبدالکریم ابراهیمى،

جداشده از فرقه مجاهدین خلق،

کانون سیاسی/فرهنگی ایران فانوس،

به تاریخ اول سپتامبر سال ۲۰۱۸ مطابق با یازدهم شهریورماه سال ۱۳۹۷

*** 

Mijear_Yje_Margarita_Kola_Margarita_Kolës_Paid_Mercenary_Mojahedin_Khalq_MEK_AlbaniaMijear_Yje_Margarita_Kola_Margarita_Kolës_Paid_advocate_Mojahedin_Khalq_MEK_Albania

No_to_ME__MKO_NCRI_Maryam_Rajavi_Cult_In AlbaniaThe Most Dangerous Cult In Albania (Albania for Albanians. Not for Terrorist MEK)

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33088

امید به تحریم، براى فرقه رجوى نه سرنگونى بلکه فروپاشى تشکیلاتش را به دنبال دارد

abdolkarim_Ebrahimiعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، چهاردهم اوت ۲۰۱۸:… مرحله اول تحریمهاى اقتصادى آمریکا که هدف آن فشار مضاعف بر مردم ایران است تا شاید بتواند از اوضاع نابسامان موجود اقتصادى و از این آب گلالود شده ماهى صید کند و مردم ایران را به زانو درآورده و مطیع و فرمانبردار خود کند به اجرا درآمد، اما غافل از اینکه مردم ایران از سال ١٣۵٧ خود را از قید استعمار … 

List-of-Mojahedin-Khalq-martyrs-Massoud-Maryam-Rajavi-MEK-fiction-fakeThe Enemy of My Enemy is NOT Always My Friend…

لینک به منبع

امید به تحریم، براى فرقه رجوى نه سرنگونى بلکه فروپاشى تشکیلاتش را به دنبال دارد

عبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، ۱۴٫۰۸٫۲۰۱۸

مرحله اول تحریمهاى اقتصادى آمریکا که هدف آن فشار مضاعف بر مردم ایران است تا شاید بتواند از اوضاع نابسامان موجود اقتصادى و از این آب گلالود شده ماهى صید کند و مردم ایران را به زانو درآورده و مطیع و فرمانبردار خود کند به اجرا درآمد، اما غافل از اینکه مردم ایران از سال ١٣۵٧ خود را از قید استعمار و آمپریالیسم و بردگى و بندگى نجات داد و محال است دیگر ملت ایران با وجود نارضایتی هاى داخلى و مشکلات جانفرساى اقتصادى، بخواهد یکبار دیگر سایه شومِ وابستگى  زیر یوغ اجانب را  تجربه کند و آقاى ترامپ و سردمداران شرور و خودخواه کاخ سفید بدانند که ملت ایران، با فرهنگ و تمدنى غنى و با مردمى صلح دوست و با علم و نابغه پرور، خودشان  خوب میدانند که چطور از مخمصه ها و فشارهایى  که توسط دولتمردان نالایقى که بر این سرزمین سرشار از نعمات خدادادى حکومت میکنند نجات دهند و نیازى به دلسوزى شما براى این ملت نیست. لطفا خودتان را گرگ در لباس میش و دایه اى دلسوزتر از مادر براى این ملت جا نزنید که این مردم  از نیات شوم شما به خوبى آگاهند. آقاى ترامپ شما به یک مشت خودباخته و خیانتکار که اسم ایرانى بودن را یدک میکشند و از سازمان سیا و موسادتان تغذیه میشوند و عده اى معدود و انگشت شمار هم بیش نیستند که یاوه هاى شما را براى ملت فهیم و با فرهنگ ایران سر میدهند دل خوش نکنید.

کسانى که أطراف کاخ سفید شما به اسم ایرانى پٓرسه میزنند و حرفهاى شما را براى ملت ایران نوشخوار میکنند از این ملت نیستند و تفاله هایى هستند که این ملت آنها را از دامن خود بیرون ریخته و مورد غضب و تنفر تمام مردم ایران بوده و هستند.

یکى از این قماش خودفروشها زوج رجوى میباشد که هر روز به یک رنگ در آمده و بر علیه ملت با فرهنگ ایران چنان خباثت و مزدورى از خود نشان میدهد که کوى سبقت از دیگران ربوده و دست بوس شما در زمینه تجاوز و فشار به حق و حقوق مردم و سرزمین ایران است.

 این زوج شیطان سفت با عده اى نیروى سالخوره اى که در اسارت خود دارد و با آنها مانور داده و ارگانهاى اطلاعاتى و امنیتى و حتى سیاسى شما را فریب میدهد دل نبندید، اینها کسانى هستند که در ابتداى تأسیس به اصطلاح سازمانى مجاهدین، ترور مستشاران آمریکایى را در دستور کار خود داشته و با شعار مبارزه با آمپریالیست آمریکا به میدان آمده و بعد از سرنگونى شاه در سال ١٣۵٧ شمسى به دامن آیت الله خمینى غلطیده و حامى اصلى گروگانگیرى سفارت آمریکا در تهران بودند اما وقتى شخص خمینى به مسعود رجوى نالایق  در حکومت قدرتى نداد، رجوى ترور و کشت و کشتار و جنگ مسلحانه در ایران به راه انداخت و پایه گذار عملیاتهاى انتحارى بود که الان توسط  عناصر تروریست از جمله داعش شاهد هستیم و رجوى هم آن زمان بسیارى از مردم عادى کوچه و بازار ایران را به خاک و خون کشید، بعد از آن رجوى  در زمان جنگ عراق بر علیه کشورش، به ملت و کشور خود پشت کرد و به خدمت دستگاه اطلاعاتى و ارتش عراق بر ضد سرزمین و مردم خود در آمد و نیز عامل سرکوب مردم جنوب عراق و کشتار أکراد شمال عراق براى بقاء حکومت دیکتاتور صدام بود. در حملات یازده سپتامبر به برجهاى دوقلو و کشتار بیگناهان توسط القاعده به جشن و پایکوبى همگانى در قرارگاه موسوم به باقرزاده در نزدیکى فلوجه مبادرت کرده و از آن واقعه ابراز شادمانى میکردند. با این اوصاف بعد از سرنگونى دیکتاتور عراق در خدمت سازمانهاى اطلاعاتى شما و اسرائیل و سعودى قرار گرفتند  که  فقط هدفى جز بقاء و فریب در کارشان نیست و میخواهند یک روز بیشتر بر اسیران خود حکمرانى کرده و آنها را در چنبره اسارت خود نگهدارند.

این روزها که تحریم بر علیه ملت ایران اعمال شده هم مرده کفن پوسیده (مسعود رجوى) از گور سر برون آورده و پیام پیروزى سر میدهد هم در عمل عفریته جهل و جنایت (مریم رجوى) حسابى مخ بدبخت هاى واداده در البانى “ اشرف ٣“ کار گرفته و از آنها تعهد سرنگونى میگیرد و چه جالب که اظهار ظاهرى نخست وزیر عراق حیدر العبادى در تبعیت از تحریم، انگار که سرنگونى را در دسترس رجوى قرار داده و این عفریته عجوزه و شیطان مجسم آن را به عنوان فاکت سرنگونى به خورد افراد داده و سرنگونى زودرس را با این فاکت توجیه میکند، این احمق نمیداند که دوران این اباطیل و یاوه ها گذشته و کسى براى حرفهایش در تشکیلات تره هم خورد نخواهد کرد و باید به این عجوزه مریم رجوى یادآور شد که نگاهى به افکار عمومى مردم و سیاسیون عراق بیندازد که چطور العبادى زیر تیغ انتقادى خود برده و به کرنر فرستادند که به احتمال زیاد در تشکیل دولت جدید هیچ نقشى نداشته باشد و سرمایه گذارى روى اسب بأخته نداشته باش که همیشه خودت بور شده اى و نیز چگونه اینرا براى افراد در اسارتت توجیه خواهید کرد. بگذریم که حرفه و شیادى شما بیش از این است که پس بکشید همانند قبل که در اشرف و لیبرتى حمایت دروغین اکثر مردم و سیاستمداران عراق را از مجاهدین یادآورى میکردید و در عمل دیدیم جز با نفرت مردم عراق از سازمان به رهبرى رجوى چیزى وجود نداشت و آخر الامر با اراده همین مردم و دولتمردان عراق از آن اخراج شده و در دامن برژوازى آن کابوس مسعود رجوى قرار گرفتیم و رها شدن  و به زندگى عادى رو آوردن ما جداشدگان نیز دال بر این واقعیت است که تنفس در دنیاى برژوازى که از آن نفرت داشتید پوسیدگى و از هم پاشیدگى تشکیلات را به دنبال دارد و افشاگرى که انجام میشود نفس تان را بریده است و دیگر به هر ترفندى پناه ببرید علاج دردتان نخواهد بود.

„پایان“

*** ØªØ¹Ù„یم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیAlbanians angry that America dumps its terrorists on them (Mojahedin Khalq, MEK, ISIS, … )

کمپ اشرف 3 زندان گروگانهای مریم رجوی در تیرانا آلبانیFootage of the MEK’s secret base in Albania
(Mojahedin Khalq, MKO, NCRI, Saddam’s private army, Rajavi cult …)

The MEK’s dirty past includes the anti-Imperialist inspired murder of six Americans in pre-revolution Iran which it later celebrated in songs and publications

Bolton_MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Cult_PayedJohn Bolton – Defender Of Zion, Promoter Of MEK Terrorism – Fees Revealed

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32983

شکنجه و ترور و چماق منطق رجوى 

 abdolkarim_Ebrahimiعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، اول اوت ۲۰۱۸:…  پدر و مادرى که فرزند دلبندشان در فرقه رجوى و تشکیلات بغایت ضد انسانى آن اسیر است همچنان امیدوار براى دیدار دخترشان تلاش میکنند و عشق و عاطفه شان براى این دیدار هر بار فزونتر از بار قبل است و هیچوقت شقاوت هاى رجوى و آزار و اذیت کردنهاى این فرقه مافیایى و پدرخوانده تروریسم در عزم این خانواده قهرمان … 

Perse e rrahen moxhahedinet iraniane Mostafa Mohammedin.Why did Iranian Mojahedin (Marmay Rajavi cult, MEK, MKO, NCRI) physically assault Mostafa Mohammadi?

Mogherini Avoids Maryam Rajavi As MEK Violence Erupts At The EU ParliamentMogherini Avoids Maryam Rajavi As MEK Violence Erupts At The EU Parliament

لینک به منبع

شکنجه و ترور و چماق منطق رجوى

عبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، ۰۱٫۰۸٫۲۰۱۸

پدر و مادرى که فرزند دلبندشان در فرقه رجوى و تشکیلات بغایت ضد انسانى آن اسیر است همچنان امیدوار براى دیدار دخترشان تلاش میکنند و عشق و عاطفه شان براى این دیدار هر بار فزونتر از بار قبل است و هیچوقت شقاوت هاى رجوى و آزار و اذیت کردنهاى این فرقه مافیایى و پدرخوانده تروریسم در عزم این خانواده قهرمان خللى ایجاد نکرده است.

بیاد دارم وقتى که در قرارگاه اشرف در بغداد بودم صداى دلنشین و استمداد آقاى مصطفى محمدى براى دیدار دخترش را میشنیدم که با چه سوز و گدازى خواهان دیدار با دخترش  سمیه محمدى بود، چنان این صدا و تضرع، کسى که میشنید تحت تأثیر میگذاشت که در درون خود هزار بار به مسعود و مریم رجوى به خاطر بى رحمى و شقاوتشان نتنها در حق اعضاء بلکه در حق خانواده هاى آنان از جمله پدر و مادرشان لعن و نفرین میفرستاد. الان که بعد از یک دهه از آن موقع گذشته و من بیش از شش سال است که از زندان و تشکیلات رجوى رها شده و زندگى آرامى در یکى از کشورهاى اروپایى دارم مقالات این فرقه و دوستان را در فضاى مجازى دنبال کرده و میخوانم که مجدداً تلاش خانواده محمدى براى دیدار فرزندشان توجهم را به خود جلب کرد و خیلى منقلب و تحت تأثیر اراده آهنین این پدر و مادر قهرمان قرار گرفتم و باز لعن و نفرین بر رجوى فرستادم که الان در آلبانى ترس اش از چیست که این پدر و مادر پیر که خواسته اى جز دیدن فرزند دلبندشان ندارند چنین ناجوانمردانه زیر مشت و لگد اوباش و قداره بندان رجوى قرار میگیرند و مورد ضرب و شتم و بى احترامى قرار میدهند.

 اصولاً باید سؤال کرد که چرا رجوى خانواده را لانه فساد و ضد مبارزه مینامد و افراد اسیر را مجبور به اطاعت کورکورانه از آن میکند ؟  و چرا رجوى عشق و عاطفه را درون تک تک افراد به اسم انقلاب کذایى مریم میکشد و میخواهد انسان بى رحم و بى عاطفه تربیت نماید ؟ غیر از این است که به بهانه سرنگونى و مبارزه افکار تروریسم و کشتار و کینه نسبت به همنوع خود که رجوى خواهان آن باشد، ترویج میکند؟ کینه توزى رجوى نسبت به پدر و مادر و خانواده اسراى تشکیلاتش براى چیست و چرا رجوى به پدر و مادر و خواهر و برادر اعضاى خود „فامیل الدنگ“ خطاب میکند؟ آیا این روش غیر انسانى در چنین برهه متمدنانه انسانى معنى و مفهومى دارد؟

میدانیم که رجوى این شیطان زمان براى هژمونى صد درصد و تحمیل خود و خانم چند شوهره اش بعنوان رهبر عقیدتى و اینکه بدون چون و چرا همه مطیع و فرمانبردارش باشند با غیر انسانى ترین روشهاى شیطانى خانواده و زن و بچه را در تشکیلات ممنوع کرد و همه را مجبور به طلاق اجبارى و جدایى زن و شوهرها از هم نمود که در بند دوم به اصطلاح انقلاب مریم که بند „ب“ نامیده میشد زنها را در حریم خصوصى خود برده و آنها را محرم خود کرد که این داستان حرمسرا و حوض رهایى زنان به دنبال خود  داشت که آن بحث دیگرى است اما رجوى خودشیفته و خودپرست علاوه بر بحث جنسى آن و در خدمت گرفتن زنان براى پیش برد اهداف و خط و خطوط اش در تشکیلات میخواست عاطفه را در درون افراد بکشد و عاطفه و عشق زنان هم به سمت خود کانالیزه کند تا رجوى همچنان در زندگى شاهانه اى که براى خود و خانمش مریم ترتیب داده بود ارتزاق شود و سالیان بر این حکمرانى خود بیفزاید از این رو بود که بعد از سرنگونى صدام که خانواده ها به درب اشرف براى دیدار جگر گوشه هایشان میآمدند و خواستار دیدار با فرزند و خواهر و برادر خود میشدند  رجوى همه را ممنوع از ملاقات با خانواده کرد و شعار فامیل الدنگ را در ذهن اعضاء جا میزد  که با خانواده خود ملاقات نباید داشته باشند و ایدئولوژیکاً موضعى ضد خانواده بگیرند و خانواده هایى که براى دیدار فرزندان خود  فشار زیادى میآوردند یا از طریق کمیساریاى سازمان ملل اقدام میشد، فرزندشان با دیکته اى که از طرف ستاد جنگ سیاسى درون سازمان که مسئولیتش با  جنایتکارى به اسم فرشته یگانه بود ابتدا در رسانه تصویرى خود آورده و متن دیکته شده را بیرون میداد  و بر همین أساس بعد از آن گفته میشد که کسى خواهان ملاقات با خانواده نیست، این است چهره زشت و تروریستى رجوى خائن که هنوز هم در البانى این رویه ضد انسانى خود را نسبت به خانواده ها حفظ  کرده و با شدت بیشترى بر ضد خانواده عمل میکند تا نکند بیشتر از این ریزش نیرو  و افشاگرى جداشده ها آوارى بیش از این و بس سنگین تر  بر سرش خراب کنند و این چنین است که بى مهابا در آلبانى با حمایت و پشتیبانى اربابش در کاخ سفید و سازمان سیا بدون توجه به قوانین و امنیت دولت آلبانى پدر و مادرى پیر و زجر کشیده که خواهان دیدار با فرزند خود هستند هدف حمله فیزیکى و ضرب و شتم و ترور افسار گسیخته خود قرار میدهند و هیچ ابایى هم از این عملکرد داعشى گونه خود ندارند. تصاویرى که از تروریستهاى تشکیلات رجوى به اسم دژخیم و شکنجه گر ژیلا دیهیم و برادرش همایون دیهیم و جانیان دیگرى به اسامى بهزاد صفارى، احمد طباطبایى، محمد قرائى وعلیرضا حاتمى که  در حال آزار و اذیت آقاى مصطفى محمدى و خانمش دیدم  بیاد آن ضرب المثل معروف أفتادم که میگوید „آب چو از سر بگذرد چه یک وجب چه صد وجب “ و این رجوى هم دیگر از دست فروپاشى تشکیلاتش و افشاگرى جدا شده ها به سیم آخر زده است و دارد دست و پا میزند و تقلاى واپسین نفس کشیدنش را میکند و چنین اکیپ ترورى به فرماندهى  ژیلا دیهیم براى ضرب و شتم یک پدر و مادرى سالخورده اعزام میکند، ژیلا دیهیم جنایتکارى است که در قرارگاه اشرف یکى از جانیان معروف شوراى رهبرى سازمان و نَفَر دست راست شکنجه گر معروف نسرین(مهوش سپهرى) بود که با برگذارى نشستهاى موسوم به „نشست دیگ“ مسئولیت شکنجه تازه واردها به اشرف را بر عهده داشت و همچنین یکى از زنانى بود که روى طرح هاى تروریستى و ترور افراد در ایران نقش کلیدى داشت و انتخاب نَفَر از تشکیلات رجوى براى اجراء نقشه ترور با پیشنهاد این جانى صورت میگرفت و مراحل آموزش و آمادگى تیم ترور هم از مسئولیتهاى این جانى بى هویت بود و به همین دلیل أو را فرمانده اکیپ بیرونى در البانى کرده اند و ضرب و شتم اعضاى جدا شده و خانواده هاى اسیران به ایشان محول شده است.

در پایان با همدردى با خانوادى محمدى از کلیه خانواده هایى که فرزندانشان در آلبانى همچنان در اسارت سران فرقه قرار دارند میخواهم که براى رهایى فرزندانشان از دام تروریسم پرورى رجوى تلاش مضاعف داشته باشند و از ترفندهاى جانیان و سران رجوى نهراسند و بدانند که ضربه نهایى همین خانواده ها بر فرق رجوى فرود خواهند آورد و به همین دلیل است که رجوى افسار پاره کرده است.

„پایان“

*** 

Mohammadi_Mostafa_Somayeh_Tirana_Albania_Panorama_1The 17-year-old girl left for war, the couple from Canada are looking for her in Durres after 21 years

مریم رجوی داعش تروریسم Mojahedin Khalq (MKO, NCRI, Rajavi cult) terrorists openly declare support for ISIL, terror acts

مک کین و مریم رجوی و لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایرانMEK’s Maryam Rajavi blackmails Albania to become the new ‘Saddam regime’ for them.

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32760

نامه سرگشاده به سفیر آلبانی در آلمان 

 Pandi Majko merr pjesë në takimin e xhihadistëve iranianëعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، شانزدهم ژوئیه ۲۰۱۸:… بنابر این، شرکت آقاى پاندولى مایکو که وزیر مهاجرین در کابینه دولت شما که در گردهمایى این سازمان که ٣٠ ژوئن در حومه پاریس توسط مریم رجوى برگزار شد شرکت کرده است! براى من جاى بسى تعجب است که یک مقام رسمى از دولت شما در این مراسم که رسمیت بخشیدن به فرقه گرایى و حمایت از تروریسم و خشونتگرایى … 

Pandi Majko merr pjesë në takimin e xhihadistëve iranianëOpen letters to Albanian Government objecting
Pandeli Mijko paid lobbying for Maryam Rajavi cult,
Mojahedin Khalq, terrorism and violence

لینک به منبع

نامه سرگشاده به سفیر آلبانی در آلمان

جناب آقای سفیر آلبانی، با درود فراوان

عبدالکریم ابراهیمیاینجانب عبدالکریم ابراهیمى، عضو جدا شده از سازمان مجاهدین که مدت بیش از بیست و پنج سال در اسارت این سازمان و تشکیلات آن بوده و با گوشت و پوست خود جنایات شخص مسعود و مریم رجوى چه در درون و در حق اعضاى ناراضى خود و  چه در بیرون این سازمان با مردم  ایران و همچنین مردم عراق، دیده و لمس کرده ام و هم اکنون  تشکیلات سازمان بعد از اخراج از عراق در کشور شما بصورت جمعى در یک پادگان (زندان خودساخته توسط مریم رجوى لیدر این گروه) ساکن میباشند. این سازمان، یک گروه و فرقه مخرب تروریستى است که در کشتار مردم ایران و عراق دست داشته و مسبب  جنایتىهاى ضد انسانى و کشتار و قتل عام مردم بیگناه است و همچنین حامى و پشتیبان اصلى گروههاى تندرو و تروریست اسلامى در خاورمیانه میباشد که در عراق و سوریه مردم این دو کشور را به خاک و خون کشیدند و مریم رجوى به حمایت از آنها اقدام میکرد و آنها را انقلابیون و عشایر انقلابى مینامید،  آدم خوارهاى داعش و جنایاتش در کشور عراق را می ستود و آنرا تبلیغ و ترویج میکرد و میان دولت مردان  و مردم عراق با پرداخت پول به افراد اقدام به اختلاف افکنى مینمود و وضعیت حاد و بحرانى و کشت و کشتار در این کشور براه مى انداخت. نیت و هدف این فرقه در هر مکانى که حضور داشته اند، ترویج همین تفکر بوده است و شکى نیست در کشور شما هم با خرج هاى میلیونى  و خرید افراد به عضوگیرى در میان ملت شما مبادرت خواهد کرد، از جمله دعوت  و شرکت وزیر مهاجرین دولت متبوع تان در مراسم آنها در حومه پاریس از جمله این واقعیات است و تحولات کشور شما را به سمت خود سوق خواهد داد. با همین منطق و استدلال  هم الان  جنگ طلبان در آمریکا با دریافت رشوه و پول هاى کلان این سازمان تروریستى را تبلیغ کرده و در مراسمات مریم رجوى شرکت میکنند و نیز تحمیل استقرار این گروه در خاک کشور شما با وساطت همین شیاطین جنگ طلب آمریکا امکان پذیر شد.

بنابر این، شرکت آقاى پاندولى مایکو که وزیر مهاجرین در کابینه دولت شما که در گردهمایى این سازمان که ٣٠ ژوئن در حومه پاریس  توسط مریم رجوى برگزار شد  شرکت کرده است! براى من جاى بسى تعجب است که یک مقام رسمى از دولت شما در این مراسم که رسمیت بخشیدن به فرقه گرایى و حمایت از تروریسم و خشونتگرایى است، بدون بازخوانى سابقه تروریستى مریم رجوى، مهمان ویژه این بزم چندش آور بوده  و این عمل توهین به فرهنگ و شعور یک ملت متمدن و بزرگ است و از شما تقاضامندم که این موضوع را به دولت متبوع خود انتقال داده و در این سیاست پول در مقابل انسانیت، وجدان و همت خود را بکار گیرید.

با احترام

عبدالکریم ابراهیمى، آلمان، پانزدهم ماه یولی، سال ۲۰۱۸

رونوشت:

سفارت خانه هاى آلبانى در کشورهاى اروپایى

فرانسه

اتریش

انگلیس

بلژیک

ایتالیا

هلند

دانمارک

نروژ

*** 

Saddam’s Private Army
How Rajavi changed Iran’s Mojahedin from Armed Revolutionaries to an Armed Cult

The Life of Camp Ashraf
Mojahedin-e Khalq – Victims of Many Masters
By Anne Khodabandeh (Singleton)  and Massoud Khodabandeh

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32524

عمل تروریستى و شارلاتانیزم رجوى

عبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، نهم دسامبر ۲۰۱۷:…  روز ۶ دسامبر  بنابر دعوت قبلى در یک کنفرانس حقوق بشر و وضعیت پناهندگان در پارلمان اروپا، به همراه تعدادى از جداشدگان سازمان مجاهدین (فرقه رجوى) شرکت کردم. در محوطه ورودى پارلمان، تعداد زیادى از قداره بندان … 

مزدور ارسالی بقایای صدام از لندن به پارلمان اروپا برای چاقوکشی سیاوش ربیعی 4حضور همزمان هیات بزرگ جداشدگان و مریم قجر در پارلمان اروپا – چماقداری تیم محافظت مریم قجر

لینک به منبع

عمل تروریستى و شارلاتانیزم رجوى

روز ۶ دسامبر  بنابر دعوت قبلى در یک کنفرانس حقوق بشر و وضعیت پناهندگان در پارلمان اروپا، به همراه تعدادى از جداشدگان سازمان مجاهدین (فرقه رجوى) شرکت کردم.

در محوطه ورودى پارلمان، تعداد زیادى از قداره بندان و چماق داران رجوى حضور داشتند به محض دیدن هیئت جدا شده شروع به فیلم و عکس بردارى کردند و هیئت جدا شده را علنا تهدید به مرگ می کردند. هنگام ورود به ساختمان پارلمان، وجود شالاتانیزم سازمان و تهدیداتى که بر علیه ما داشتند به مسئولین آنجا گوشزد کردیم و وارد جلسه شدیم و تلاش فرقه و لابیهاى شان براى اخلال در حضور هیئت جدا شده، به جایى نرسید و ما در جلسه مذکور شرکت کرده و یکى از اعضاى این هیئت در جلسه در رابطه با وضعیت اسفبار افراد اسیر در تشکیلات فرقه رجوى در البانى و مسئله ایزوله کردن آنها در یک نقطه  توسط مریم رجوى، به سخنرانى و افشاگرى پرداخت و خواستار رسیدگى سازمانهاى حقوق بشرى اروپا به این موضوع شد.

قبل از اتمام برنامه، ساعت پنج و سى دقیقه عصر، من و دوستم که از المان آمده بودیم بعلت کمبود فرصت براى برگشت زودتر از جلسه خارج شده و میخواستیم به کشور آلمان برگردیم. هوا کاملا تاریک شده بود که از درب سالن پارلمان بیرون رفتیم. هنوز ده متر دور نشده بودیم که یک دفعه با هجوم گله وار قداره بندان و چماق به دستان رجوى روبرو شدیم که به سمت ما حمله ور شده و تهدید به کشتن ما کردند. تقریبا ده تا پانزده نفر روى سر من ریختند و ناجوانمردانه با مشت و لگد و سلاح سردی که در دست داشتند به بدنم ضربه وارد میکردند و تهدید میکردند که دیگر طرف پارلمان اروپا پیدایم نشود. تقریبا این وضعیت پنج دقیقه به درازا کشید و من با تمام توان فریاد میزدم، رجوى تروریست و مریم رجوى تروریست، و فشار مى آوردم که خودم را به سمت درب سالن بکشانم و از انتظامات آنجا کمک بگیرم و اینکار هم انجام شد و به محض اینکه افراد انتظامات، ورود پیدا کردند چماقداران رجوی مثل موش هر کدام به سمتى فرار کردند.

من جریان تروریستی و چماق بدستى و شارلاتانیزم مریم رجوى را براى افراد انتظامات آنجا توضح داده و درخواست دستگیرى افراد مهاجم را کردم که تقریبا بعد از ده دقیقه پلیس به آنجا رسید و گزارش کامل را به پلیس دادم و افرادى هم که از مردم عادى آنجا حضور داشتند و عکس از صحنه و افراد گرفته بودند، به پلیس داده و یک گروه سه نفره از آنها توسط پلیس بازجویى شدند و بعد از آن من به بیمارستان منتقل شدم و مورد درمان و آزمایش قرار گرفته و این پرونده با حضور پلیس و شکایت رسمى در دست رسیدگى است.

افراد قداره بند و تروریستى که در این حمله شرکت داشتند و من توانستم آنها را شناسایى کنم، عبارتند بودند از، سیاوش ربیعی از لندن، جلال شریفی از البانی که مریم رجوى أو را به صورت قاچاق از البانى آورده بود( یادآور شوم جلال شریفى شوهر قدیمی مژگان پارسایى است که به جاسوس و شکنجه گر ترسو در درون تشکیلات رجوى معروف است)، موسی فیض، محمد اطمینان، محسن شریفی، وحید بابا خانی، زهره شیرمحمدی، سیما در پوشش خبرنگار، محمود ائمی، احسان اقبال در پوشش خبرنگار، حمید  و تعداد دیگری که با پوشاندن سر و صورت خود قابل شناسایی نبودند. این پرونده بسته نشده و در حال رسیدگى است.

حال خطابم به مریم رجوى است که فکر میکند با این اعمال تروریستى و إیجاد رعب و وحشت در دل منتقدین و جدا شده ها که افشاگر ماهیت واقعى این زوج تروریستى هستند، به پس کشیدن از افشاگرى علیه فرقه خود وا دارد اما باید به این پیر عجوزه و شوهر گور به گور شده اش گفت، مکتب شما تماما ارعاب و وحشت و اعمال تروریستى و شکنجه و سرکوب بوده و هست، ما را میخواهى با کتک کارى و با تهدید به کشتن بترسانى!؟

خانم عجوزه، سخت در اشتباه هستید اگر چنین افکار احمقانه اى را در سر داشته باشید. زیرا که ما جدا شده ها بیش از بیست سال با همین کتک کارى و قداره بندى قلاده هاى زنجیر بدستت در تشکیلات، روبرو بوده ایم و روزانه شکنجه میشدیم، با این کارهایتان نه تنها عزم ما را بر افشاگرى، راه به فزونى میبرد، بلکه چهره تروریستى و کریه خود را نزد افکار جامعه اروپایى روز به روز نشان میدهید. همانگونه که خودم شاهد اظهار نظر شهروندان بلژیک که ناظر بر رفتار تروریستى تان بودند به خوبى بیان کرده و در کمک به من و شهادت به پلیس نیز پیش قدم بوده و از اعمال پلیدتان به شدت منزجر بودند، فکر کنم شما بهتر است بروید جایى که تتمه داعش آنجا حضور داشته باشد. چرا که قانون و منطق و مکتب شما با هیچ جاى دنیا، همخوانى و سنخیتى ندارد جز پیش برادر خوانده هایتان، داعش و القاعده و لاغیر.

لذا من بعنوان فردی که نیمی از عمرم را در این فرقه سپری کرده ام بخوبی واقفم که مریم قجر، بعنوان یک عنصر خطرناک و از قماش داعش است و باید لانه فسادش در اور فرانسه تعطیل و از فرانسه اخراج شود. حضور این زنک حامی تروریست در پارلمان اروپا، یک دهن کجی آشکار بر علیه موازین حقوق بشر است. پارلمان اروپا، جای مریم قجر داعشی نیست و از مقامات قضایی بلژیک خواستارم که شکایت بنده و دوستم که وحشیانه مورد حمله و هجوم تروریستهای مریم قجر قرار گرفته ایم، بطور کامل پیگیری نموده و مجرمین را به سرای اعمالشان برسانید.

„پایان“

*** 

مزدور ارسالی بقایای صدام از لندن به پارلمان اروپا برای چاقوکشی سیاوش ربیعی 1One of the perpetrators has since been named as Siavosh Rajabi from London

حمله تروریستی مجاهدین خلق فرقه رجوی در پاریس 2015عملیات ناموفق تروریستی فرقه رجوی علیه آقای مصطفی محمدی و دخترش در اور سور اواز فرانسه 

Mojahedin Khalq Terrorist Training Camp Ashraf 3 in Albaniaتاسیس قرارگاه آموزش تروریستی مشترک مجاهدین خلق و مافیای آلبانی در کناره شهر تیرانا

آن خدابنده سینگلتون پارلمان اروپا Fact-Finding Mission to Rescue Separated MEK Unearths Profound Security Issues

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32329

تقلاى پوچ براى سرپا نگهداشتن تشکیلات رجوى 

abdolkarim_Ebrahimiعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، بیست و هفتم نوامبر ۲۰۱۷:… خانم رجوى، یادتان هست بعد از بیرون رفتن آمریکاییها، دنبال فتنه جدیدى بودید که بتوانید حضور خود را در عراق تداوم دهید و آنهم گردآورى سران بعث در اشرف و ارائه راه حل هاى تروریستى در برابر دولت قانونى عراق و بحث اختلاف شیعه و سنى راه انداختن و کشتار و قتل عام در شهرهاى عراق، آیا دردى از دردهاى … 

Elona Gjebrea_Maryam Rajaviورود پلیس ایتالیا به پرونده سیاستمدار فاسد آلبانی، لابی مریم رجوی.
مدارک ارتباط النا جبریا با سران مافیای مواد مخدر و همکاری وی با قاچاقچیان بین المللی.

لینک به منبع

تقلاى پوچ براى سرپا نگهداشتن تشکیلات رجوى

فرقه رجوى در سرفصل کنونى چنان خود را به آب و آتش میزند و گرد و خاک و هیاهوى تبلیغاتى راه انداخته است که تا کنون کم سابقه بوده است. آویزان کردن خود به ترامپ، اسرائیل و آل سعود و هیستریک وار واقعیتها را وارونه نشان دادن، به زعم خود میخواهد شکست کامل نظامى دولت خودخوانده داعش یا همان عشایر انقلابى مریم رجوى که مردم کشورهاى سوریه و عراق را به خاک و خون کشید و توسط همین اربابانش تأسیس و تأمین مالى و تسلیحاتى و لجستیکى میشد و نیز شکست طرح سعودى براى ایجاد بحرانى دیگر در خاورمیانه و لبنان، بعد إز شکست داعش با مجبور کردن نخست وزیر کشور لبنان به استعفاى اجبارى، و شکست سعودى در وارد کردن اسرائیل در جنگ با  لبنان، خواب شیطانى سران سعودى تعبیر نشد و بر عکس، بحران به رأس قدرت در حکومت سلطنتى سعودى کشیده شد و أین بحران دیگر محال است آل سعود را به آرامش حکومت دارى بکشاند بلکه میرود که به تدریج ریشه أین دیکتاتورى را إز بن برکند و بحرانى که گریبانگیر خاندان سلطنتى شده است، دیگر مهار پذیر نیست و باید به رهبران و سران فرقه رجوى گفت، باشید که صبح دولتتان مثل اربابتان صدام حسین بردمد.

مریم رجوى که سخت با بحران فرار و جدایى أفراد إز تشکیلاتش گریبانگیر است و براى فریب اذهان نیروهاى اسیر، چنان شیادانه به وارونه گویى واقعیتهاى موجود رو آورده است انگار إز گذشته و سرنوشت خود عبرت نگرفته و فکر میکند با این قلب واقعیتها میتواند چند صباحى دل پر درد و ناراضى أفراد در تشکیلات آلبانى را تسکین دهد.

مریم رجوى، یادش رفته است که البانى اشرف نیست و دولتمردان آلبانى نیز صدام حسین و بعث عراق نیستند تا او بتواند به قول شوهر فرارى اش با مشت آهنى هر گونه شک مخالفتى و یا داشتن زاویه اى با سرکوب مطلق و شکنجه و تهدید چنان سر جاى خود بنشاند و مورد سرکوب قرار دهد که درس عبرتى براى دیگر افراد باشد تا جرأت ابراز عقیده و خواست خود را نداشته باشند.

خانم رجوى! گذشت آن زمان که با بهانه انقلاب لجنزارتان خواسته هاى نامشروع خود و شوهرت را بر أفراد تشکیلات تحمیل میکردید و با دروغ وعده هاى پوچ میدادید و تحلیل هایى إز وضعیت ایران و منطقه به خورد ماها داده میشد که در تمام موارد عکس آن اثبات میشد.

یادتان هست در هر سرفصلى مسعود و شما سرنگونى حکومت ایران را در سه تا شش ماه نوید میدادید اما نه تنها سرنگونى محقق نشد، بلکه حامى و ارباب اصلى که موجودیت ارتش به اصطلاح آزادیبخش تان به آن وابسته بود به زباله دان تاریخ پیوست و تحلیلهایتان بر عکس از آب در آمد.

خانم مریم رجوى، یادتان است بعد از سرنگونى صدام حسین و با وجود سیل نظامیان آمریکایى در عراق و کنار مرز ایران، چه تحلیل هایى به خورد ما افراد تشکیلات میدادید که عنقریب آمریکا ایران را از آخوند براى ما پاکسازى خواهد کرد و ما با تانک هاى آمریکایى در ایران حکومت را قبضه خواهیم کرد! دیدى که چگونه نظامیان آمریکایى با چه خفتى و با صرف هزینه میلیاردى دم خود را روى کول گذاشته و بلادرنگ با خواست ملت و دولت تازه تأسیس شده عراق آنجا را ترک کردند و پوز شما و شوهرتان به خاک مالیده شده و تحلیلتان از وضعیت موجود خلاف از آب در آمد.

خانم رجوى، یادتان هست بعد از بیرون رفتن آمریکاییها، دنبال فتنه جدیدى بودید که بتوانید حضور خود را در عراق تداوم دهید و آنهم گردآورى سران بعث در اشرف و ارائه راه حل هاى تروریستى در برابر دولت قانونى عراق و بحث اختلاف شیعه و سنى راه انداختن و کشتار و قتل عام در شهرهاى عراق، آیا دردى از دردهاى لاعلاج شما دوا کرد و آیا توانستید با آن همه شعارهاى تو خالى „اشرف ناموس مجاهد خلق“ و „اشرف بود و نبود مجاهدین و ظرف استراتژیک مبارزه براى سرنگونى“ و اینکه در أین ظرف ما حکومت ایران را سرنگون خواهیم کرد و شعار“اگر جهان بجنبد اشرف از جا نجنبد“ را یادتان هست!؟ آیا این وعده هاى تو خالى و پوشالى تان محقق شد!؟ شما اشرف را نه براى مبارزه بر علیه آخوند، بلکه براى اجراى دیکتاتورى خود بر تشکیلات میخواستید و با چنگ و ناخن و دندان به آن چسبیده بودید که به وضعیت اسفبار امروز در آلبانى گرفتار نشوید و چه جوانهایى از این مملکت را برای مطامع جنایتکارانه خود قربانى شعارتان در پادگان اشرف کردید؟ آنهمه جنایت در حق اعضاء بى پاسخ نخواهند ماند، خانم رجوى! مطمئن باش تاوان جنایاتتان را پس خواهید داد.

یادتان هست با بوجود آمدن بحران سوریه، شما چه کارها و چه تبلیغاتى بر علیه دولت قانونى این کشور و در حمایت از تروریستهاى وحشى که به سوریه سرازیر شده بودند و توسط اربابانتان  و سران مرتجع برخى از کشورهاى عربى بخصوص حکومت دیکتاتورى سعودى ساپورت میشدند، چه شلوارهاى دهان گشادى براى خود دوخته بودید و خاورمیانه را در چنگ آمریکا و اسرائیل و عربستان میدیدید و با وجود اینکه دولت عراق قرارگاه اشرف را از شما با قدرت تمام پس گرفت و ما را آواره بیابان هاى أطراف فرودگاه بغداد به اسم لیبرتى کردند با چه شیادى اذهان أفراد را فریب میدادید و باز شعار سرنگونى در دسترس را به خورد تک تک ما داده تا اذهان را از روى  موضوع اصلى که شکست سیاست بیست و اندى ساله حضورتان در عراق بود را دور کنید، آیا با این سیاست اشتباه و غیر انسانى که در این مدت داشتید الان در البانى باز هم نمیخواهید تاوانش را پس دهید!؟ بخورید که تشکیلات خودتان طناب دور گردنتان شده است و از فشار دق مرگ شوید، بحران جدایى و نارضایتى و فرار در البانى، به حق قسمتى از آن تاوان است که به عینه پس میدهید.

خانم رجوى یادتان هست ورود داعش به عراق و تصرف موصل و دیگر شهرهاى عراق با به راه آنداختن جنایت وحشتناک و راه انداختن حمام خون از مردم بیگناه، شما ورود آنها را جشن گرفته و عشائر انقلابى خطاب میکردید و اذهان تشکیلات را به این پدیده نامیمون و ترور، مشغول کرده و سرنگونى حکومت ایران را به آن ربط دادید و تماما نشست هاى شما با أفراد شده بود این موضوع که عنقریب مسیر رفتن فرقه به داخل ایران باز خواهد شد و همراه این جرثومه وحشى تاریخ بشریت در بیرحمى و سنگدلى و کشتار یعنى داعش به ایران خواهید رسید، آیا آن خواب هایتان تعبیر شد!؟

خانم مریم رجوى! بساط داعش در سوریه و عراق به لحاظ نظامى برچیده شد و کشور سوریه و عراق با قدرت سرنوشت مملکت خود را در دست دارند. این ارباب قرون وسطی و قلدرمآب شما، حکومت عربستان است که رو به سراشیبى گذاشته است و سرنوشتى محتوم همانند اربابتان صدام حسین در انتظارش است، اینقدر خودتان را در برابر آمریکا و اسرائیل بزک نکنید، باور بفرمائید نیات آنها براى براى افزودن بر قدرت اسرائیل در خاورمیانه عکس از آب در آمده است و بجاى اینکه حکومت ایران تضعیف شود، روز به روز بر اقتدار ملى و نفوذ منطقه اى آن افزوده میشود. ائتلاف روسیه و ایران و ترکیه، حرف اول را خواهد زد و الان میبینیم روسیاهى به زغال مانده است و آمریکا و اسرائیل و عربستان، مستأصل و نا امیدانه میخواهند در منطقه خاورمیانه بحران آفرینى مجدد داشته باشند اما دیگر ترکش تیرهایشان مؤثر نیست و نخواهد بود و برد با ائتلاف واقعى مبارزه با تروریسم در خاورمیانه، یعنى ائتلاف روسى میباشد و ترکشهاى بحران آفرینى مانند طرح اسرائیلى – آمریکایى در منطقه کردى عراق و مسئله بحران آفرینى در لبنان با اجبار سعد حریرى به استعفاء، دیگر هیچ تأثیرى نخواهد داشت و افکار منطقه دیگر اجازه چنین بحران آفرینیهایى را نخواهد داد و شما اى خانم رجوى، میباید به این واقعیت تن بدهید که در ایستگاه پایانى عمر تشکیلاتى تان قرار گرفته أید. دیگر نمیشود با هر ترفندی براى تشکیلات ات عمر بخرید و تقلاى اخیر شما براى دور نگه داشتن افراد تشکیلات از جامعه در البانى و درست کردن سرنوشتى همانند قرارگاه اشرف، محال است و افکار اندک باقى مانده افراد تشکیلات هم اجازه چنین زندانى نخواهد داد و مطمئن باشید که براى این کشتى به گل نشسته شما ساحلى متصور نیست. پس لطفا بیشتر از این مرتکب جنایت در حق افراد اسیرتان نشوید، چنان که در آینده نزدیک مجبورهستید تاوان بیشترى در برابر عدالت پس بدهید.

„پایان“

*** 

Tirana_today_Mafia_shqiptare_ndihmon_muxhehedinëtSCANDAL! Albanian Mafia Helps Mojahedin Khalq (MEK, Rajavi cult) Recruit Our Youth, Fears The EU

OLSI JAZEXHI AlbaniaDr Olsi Jazexhi: Double standards in Albania’s fight against terrorism 

Anne Khodabandeh (Singleton) exposing Maryam Rajavi’s MEK activities in Albania
https://youtu.be/yt-rXbs8014

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32118

نشست هاى زیر مینیمم، فشارهاى غیر انسانى 

 abdolkarim_Ebrahimiعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، سیزدهم نوامبر ۲۰۱۷:… یک سال قبل از نشست هاى مسعود رجوى در قرارگاه باقرزاده موسوم به نشستهاى طعمه و خارجه گرایى که در برابر بن بست سیاسى و استراتژى و  ایدئولوژیکى که سازمان در آن قرار داشت، از بالا تا پائین سلسله مراتب  تشکیلات در یک یأس و ناامیدى و حالت پاسیو قرار داشتند و طبعا در این موقعیت پچ پچ کردنها و دزدکى حرف زدنها بین نفرات عمومیت … 

Saddam’s Private Army
How Rajavi changed Iran’s Mojahedin from Armed Revolutionaries to an Armed Cult

The Life of Camp Ashraf
Mojahedin-e Khalq – Victims of Many Masters
By Anne Khodabandeh (Singleton)  and Massoud Khodabandeh

لینک به منبع

نشست هاى زیر مینیمم، فشارهاى غیر انسانى

یک سال قبل از نشست هاى مسعود رجوى در قرارگاه باقرزاده موسوم به نشستهاى طعمه و خارجه گرایى که در برابر بن بست سیاسى و استراتژى و  ایدئولوژیکى که سازمان در آن قرار داشت، از بالا تا پائین سلسله مراتب  تشکیلات در یک یأس و ناامیدى و حالت پاسیو قرار داشتند و طبعا در این موقعیت پچ پچ کردنها و دزدکى حرف زدنها بین نفرات عمومیت پیدا میکرد و همه نفرات از وضعیت موجود ناراضى بوده و به محفل روى میآوردند.

آقا و خانم رجوى و شوراى رهبرى گماشته اى که داشتند، به ترفندى روی آوردند که از افراد زهر چشمى اساسى بگیرند و به این خاطر بحث ایدئولوژیکى بنام „زیر مینیمم“ را مطرح کردند که کل نفرات موجود در تشکیلات وارد آن شدند. قرارگاه هفتم در بصره جاى مناسبى براى برگزارى نشستهاى نفرات این قرارگاه نبود لذا به همه ابلاغ کردند که براى یک هفته اى به قرارگاه اشرف میرویم. همه فکر میکردیم که حتما نشست باقرزاده باشد. لذا بساط یک هفته اى بسته و فرداى آنروز قرارگاه حبیب را تخلیه کرده به اشرف رفتیم فقط تعداد انگشت شمارى براى حفاظت قرارگاه ماندند. دو سه روز اول در اشرف به نظافت محل استقرار مشغول شدیم و تقریبا در شبانه روز شانزده ساعت مشغولیت داشتیم، شش ساعت  در شب، استراحت در برنامه گذاشته بودند اما چنان نگهبانى و پستهاى متعددی چیده بودند که یک شب در میان یک ساعت و نیم هر نفر پست داشت و از زمان بیدار کردن براى پست تا استراحت مجدد، دو ساعت و ربع طول میکشید که با این احتساب خواب یک شب در میان، چهار ساعت میشد. فشارهاى فیزیکى و روحى بسیار بالا رفت و موضوع جابجایى هم به کسى گفته نمیشد تا اینکه یک روز هنگام نهار، ابلاغ شد که لایه „ام، او“ بعد از ظهر در سالن اجتماعات نشست دارند. رده هاى دیگر متناقض بودند که این چه نشستى است که به بقیه ابلاغ نمیشود.

عصر که نشستهاى عملیات جارى شروع شد، یکى از نفرات لایه اى که در آن بودم از مسئول نشست سؤال کرد که چه نشستى است که ما را نبردند؟ مسئول نشست در جواب گفت، بحث جدیدى است که خواهر مریم آورده و لایه اى است و همه وارد آن میشوند. لایه به لایه، میروند سالن اجتماعات خواهر نسرین(جلاد رجوى) بحث را منتقل میکنند و ادامه نشستها را در یگان هاى خودتان ادامه میدهید.

فردا صبح، ابلاغ شد که لایه ما عصر با نسرین نشست دارد. اسم نسرین مترادف با وحشت و ترس بود چون واقعا یک خانم به تمام معنا پاچه ورمالیده و لمپن و بد دهن و شکنجه گر بود که جز نفرت، انسانیتى در او وجود نداشت. زنى بى رحم و بی حیا و شقى القلب که اذیت و شکنجه کردن روحى و روانى و جسمى افراد برایش لذتبخش بود و تمام نشستهاى دیگ، کتک کارى، زندان، شکنجه و سربه نیست کردن افراد تا طرح هاى نظامى مانند عملیاتهاى داخله و بمب گذارى و تله گذارى، زیر نظر او  و با فرمان مسعود و مریم رجوى، صورت میگرفت.

در توجیه نشستهاى ادامه دار زیر مینیمم، گفت که رهبرى میخواهد تک تک افراد پوسته شکنى کنند و گرد و خاکى که سالیان روى عنصر مجاهدى خودتان ریخته اید با این سلسله نشستها از روى خود پاک کنید و مجاهد هم تراز مسئول اول سازمان بشوید و ادامه داد، باید تک تک تان بروید و پروژه نویسى کنید و در جمع لایه خودتان بخوانید، آن جمعى براى من قابل قبول است و از این بحث سرافراز بیرون مى آید که آتش دیگش قل قل کند و همه را بسوزاند. باید گذشته سیاه خود را جلوى جمع رو کنید و روسیاه شوید و گرنه از این بحث عبور نمیکنید. باید سوژه اى که پروژه اش میخواند، بداند که ما مهم برایمان مجاهد از جنس مسئول اول است، کسى که با صداقت وارد این بحث نشود، معلوم است که از جنس ما نیست و رهبرى ما مصمم است که این بحث ایدئولوژیکى به هر قیمّت پیش برود و کسى که خوب وارد آن نشود و خودش را جلوى جمع روسیاه نکند، جمع با هر قیمّت او را تغییر میدهد، جز دشمن ما همه میتوانند و ما بعنوان جمع مجاهدین با دشمن هیچ تعارفى نداریم و جمع چنین نفرى را تعیین و تکلیف میکند. معلوم بود که این نشستها بسا از نشستهاى موسوم به دیگ در گذشته، سخت تر و پر فشار تر است.

فرداى آنروز به پروژه نویسى افراد اختصاص داشت و از بعد از صبحانه در اتاق کارها و سالن اجتماعات همه مشغول نوشتن فاکت بودند. موضوع پروژه زیر مینیمم من این بود „کله شق و بى فکر و بى گدار به آب زن“ تقریبا چهل و پنج فاکت با نقطه آغاز و واقیت نوشته و دو صفه بزرگ هم یک جمعبندى براى آن نوشتم و دو روز بعد آن را در نشست لایه اى خواندم تقریبا چهار ساعت روى پروژه من بحث شد و اوباش حاضر به جواب، در نشستها در این مدت با فحش و الفاظ رکیک و داد و بیداد و در چند مورد برخورد فیزیکى و سیلى زدن و هل دادن، بالاخره مسئول نشست گفت این پروژه اى که نوشتى تکمیل نیست و من بعنوان مسئول نشست نمیپذیرم  و واکنش جمع هم که دیدى، برو بنویس و مجدداً در جمع بیار و بخوان و نشست آن روز پایان یافت.

من هم بشدت سرم درد میکرد و از فشارى که تحمل کرده بودم، ناى حرکت نداشتم. با کمک یکى از نفرات تا آسایشگاه رفتم و روى تخت دراز کشیدم که مقدارى آرامش بگیرم، یک دفعه حسین ابریشمچى از خواب بیدارم کرد، دیدم که زمان شام شده، همه رفتند شام، من تنها توى آسایشگاه بودم رو به من گفت، همین الان بیا برویم ستاد با شما کار دارند. لباس پوشیدم و رفتم ستاد، دیدم نسرین(مهوش سپهرى) و جواد خراسان و فائزه محبت کار و زهره قائمى، آنجا نشستند، پشت سر کاظم وارد شدم و سلام کردم، نسرین یک صندلى نزدیک خودش خالى گذاشته بود و به من گفت بروم روى آن صندلى بنشینم. اول احوالپرسى و خوش و بش گرمى داشت و از وضعیت نشست و پروژه خوانى من گفت و صورت جلسه نشست را یکبار برایم خواند. صورت جلسه هم بیشتر روى نکات جمع بندى پروژه ام کلیک شده بود. سر این موضوع که نوشته بودم، کله شق بوده ام و بى گدار به آب زده ام و از روى تفکر انتخابى نداشته ام. اینقدر مسئولین تشکیلات را جزانده بود که بلافاصله بعد از نشست به نسرین گزارش میدهند و به این دلیل آمده بود که مرا تعیین و تکلیف کند. اینجا بود که واقعا ترس وجودم را گرفت و از سر به نیست شدن ترس داشتم که بلایى سرم بیاورند. جواد خراسان و فائزه و زهره، حرفهاى مهوش را تصدیق کردند و هر کدام هم مزخرفاتى اضافه کردند. من در جواب تنها چیزى که داشتم بگویم، این بود که اگر انتخابم از روى جهل بوده، این مدت اینجا دوام نمیآوردم، از آنها اصرار از من إنکار،  تا جایى که جواد خراسان رو به نسرین گفت، خواهر نسرین، عبدالکریم نقش اپوزیسیون را در تشکیلات بازى میکند و با این گزارشش میخواسته بقیه را هم از مبارزه دلسرد کند و همینطور ادامه پیدا کرد تا از نیمه شب گذشته بود و نسرین از من پروژه ام را خواست خودش بخواند. به همین دلیل مرا با کاظم فرستاد آسایشگاه که دفترم را از توى کمد بیاورم. همه خواب بودند و من رفتم از کمدم دفتر را برداشتم و با مداد روى اتیکت کمد یکى از دوستانم نوشتم „نسرین من را خواسته“ چون واقعا ترس داشتم که سر به نیست شوم.

دفتر رابرداشتم و برگشتم و تقدیم جلاد کردم. تقریبا نیم ساعت خودش را مشغول خواندن جمع بندى کرد. فکر کنم چند بار خواند. در این مدت کاملا سکوت حکفرما بود و من در ترس عجیبى قرار داشتم، یک دفعه سرش را بالا آورد و با عصبانیت گفت، فلانى بى عرضه بوده (اسم مسئول نشست را برد) که تو سالم از آن نشست بیرون آمدى، اینجا جاى تیکه انداختن و اپورتونیسم بازى، نیست و با دست کوبید روى میز و به همه گفت، شما بى عرضه هستید که دشمن خودتان را تشخیص نمیدهید و خطاب به جواد خراسان و کاظم، گفت این را ببرید و تعیین و تکلیف کنید. کاظم هم به من گفت، برویم و آنشب در یک بنگال حبس شدم. بنگالى کنار ستاد که براى همین کارها استفاده میکردند. روز بعد، تا شب آنجا بودم، فقط عصر یک عدد نآن و یک تیکه پنیر از پنجره به من دادند و شب موقعى که همه  نشست بودند، مرا بردند مجدداً پیش نسرین در ستاد اشرف. من از سر به نیست شدن به شدت میترسیدم به همین دلیل گفتم بگذار مثل خودشان کرنش کنم و واقعا کله شقى را کنار گذارم و وقتى که رفتم پیش نسرین، با اظهار پشیمانى و تمجید دروغین از  مریم  و انقلاب نحس اش و اینکه قول نوشتن پروژه جدید را دادم، دست از سرم کشیدند و بعد از این همه فشار اجباراً خفت و خوارى را ترجیح دادم. این اعمال فشار و شکنجه روحى بجاى یک هفته دو ماه طول کشید که در این مدت فحش و فحشکارى و داد و بیدا و شکنجه روحى و روانى، بود و مقدمه نشستهاى موسوم به طعمه که سال بعدش در باقرزاده خود مسعود و مریم، اداره میکردند و مستقیما زیر نظر داشتند و خیلیها به علت فشارهاى روحى و روانى و طاقت فرسا، تیمارستانى شدند و خیلى هم  در زندانهاى رژیم بعث عراق از جمله أبوغریب، شکنجه و سر به نیست شدند.

روزى خواهد رسید که این جانیان به دست  عدالت سپرده شوند و سزاى اعمال خود را در این دنیا ببینند، آنروز دور نخواهد بود.

„پایان“

*** 

مسعود خدابنده تیرانا آلبانی فرقه رجوی مجاهدین خلقMassoud Khodabandeh i pergjigjet shpifjeve te MEK-ut ne Gazeta TemA
Massoud Khodabandeh responds to MEK (Rajavi cult)’s defamations in the Gazeta TemA newspaper

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31905

باز هم سرنگونى، این بار اما با ترامپ 

abdolkarim_Ebrahimiعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، سی ام اکتبر ۲۰۱۷:… در یک ماهه اخیر مریم رجوى و دیگر سران فرقه که با ریزش نیرو و فروپاشى مواجه هستند، به شدت و تمام عیار خودشان را به آمریکا و متحدان او قلاب کرده اند و „شال“ خیانت و مزدورى را به قول معروف از رو بسته اند تا شاید فرجى بیابند و دستآویز و توجیهى قرار دهند براى افراد مأیوس و وامانده از دنیاى پیشرفته امروزى که توسط سران جنایتکار فرقه ایزوله … 

مجاهدین خلق رجوی امام امریکااز «جان نثاری و دعای سلامت برای آیت الله خمینی» علیه امپریالیزم تا «خوشرقصی برای امپریالیزم

لینک به منبع

باز هم سرنگونى، این بار اما با ترامپ

در یک ماهه اخیر مریم رجوى و دیگر سران فرقه که با ریزش نیرو و فروپاشى مواجه هستند، به شدت و تمام عیار خودشان را به آمریکا و متحدان او قلاب کرده اند و „شال“ خیانت و مزدورى را به قول معروف از رو بسته اند تا شاید فرجى بیابند و دستآویز و توجیهى قرار دهند براى افراد مأیوس و وامانده از دنیاى پیشرفته امروزى که توسط سران جنایتکار فرقه ایزوله شده و دسترسى به دنیاى آزاد و زندگى انسانى را ندارند. این نوع  خباثت و دغلکارى و فریب و مغزشویى افراد در سیاست و ایدئولوژى مرتجع و قرون وسطائى و من درآوردى خانم و اقاى رجوى که فقط و فقط براى در اسارت نگه داشتن افراد تشکیلات است، از مخ پوسیده این جانیان تروریست( منظور مسعود و مریم رجوى) بیرون میزند تا چند صباحى بیشتر بر بقاء زندگى و عمر خفت بار و رذالت کش خود بیفزایند و غیر از این نبوده و نیست.

این روزها شاهد فعالیتهاى جنون آمیز و دیوانه وار مریم رجوى چه در درون تشکیلات البانى و چه در بیرون از تشکیلات و در دنیاى سیاست هستیم که میخواهد به زعم خود و شوهر زیرزمینى اش از ریزش نیرو و فروپاشى تشکیلات در آلبانى جلوگیرى کند و به همین دلیل با تمام قوا و با تمام امکانات و  با طناب هاى پوسیده و صد بار مصرف شده به میدان آمده که شاید مثل گذشته موقتاً فرجى براى جلوگیرى از تداوم ریزش نیرو بیابد. بنابر این، بعد از موضع گیرى ترامپ که خود آمریکائیها هم وقعى براى سیاست و مواضع جنون آمیز او قائل نیستند، فرقه رجوى و شخص مریم رجوى با هیاهوى تبلیغاتى و شدت بخشیدن به لابیگرى و جلسات و کنفرانسهاى پوچ و بى محتوا با خرج هاى میلیونى که  با آوردن افراد از آمریکا و دیگر کشورهاى اروپایى و آلت هاى دست آنها در خاورمیانه و در میان بعضى از دول عربى همانند ترکى فیصل معروف “ خبرگوى به درک واصل شدن مسعود رجوى“ رئیس اسبق سازمان جاسوسى سعودى، زمینه مخ خورى و فریب افراد تشکیلات را فراهم میکند که مدتى با این امید سر افراد را شیره بمالد که سرنگونى در دسترس قرار گرفته است. از طرف دیگر هم، پیام رهبر زیر زمینى و فرارى فرقه براى افراد خوانده میشود مبنى بر اینکه تا بهمن ماه سال آینده شمسى یعنى همزمانى با انقلاب ضد سلطنتى مردم ایران، با جمبوجت از البانى راهى ایران شده و لشکرها و تیپ هاى رزمى و آماده شده در البانى با تمام تجهیزات مدرن سرنگونى و نفرات ورزیده و جوانى که بدنه اصلى تشکیلات و سازمان رزم را تشکیل میدهند،  هر کدام طبق تقسیم بندیهاى استانى مستقیماً در زمین فرودگاه استان محل مأموریت خود پیاده شده و کنترل کشور را در دست خواهند گرفت.

زهى فریب و خیال باطل که با این ترفندها به مدت سى سال رجوى جانى بهترین سالهاى جوانى ما را گرفت و عمر خود را در این فرقه هدر دادیم، در کنار خاک میهن هیچ غلطى رجوى نکرد الان که یک مشت بیمار و پیر و ناتوان در اختیار دارد و آنهم قریب به اتفاق ناراضى و روند جدا شدن از فرقه را طى میکنند، میخواهد سرنگونی را محقق نماید.

الان خطابم به دوستانم در آلبانى است که هنوز موفق به جدایى از این فرقه نشده اند و همچنان رجوى و خانمش میخواهند شما را در اسارت خود نگهداشته و از اربابان خود مزد و پاداش دریافت کنند.

دوستان من، اى کسانى که ربع قرن با هم بوده و در کنار هم چه سختیهایى که از دست رجوى  کشیدیم و به امید سرنگونى برده مطلق و تمام عیار رجوى شده بودیم و با چرندیاتى به اسم انقلاب ایدئولوژیک چه تحقیر و شکنجه هایى که نشدیم، شما بهتر میدانید که مسعود رجوى و مریم رجوى در عراق و اشرف در هر سر فصلى از همین بامبولها و ترفندها به خورد ما میدادند و وعده سرنگونى، بیاد آورید زمان مرگ خمینى که وعده سرنگونى میداد و اعلام آماده باش و اینکه عنقریب راهى خاک میهن خواهیم شد،

بیاد آورید بعد از حمله عراق به کویت و تهدیدات بوش علیه ایران و باز نشست هاى جرقه و جنگ و بحث سرنگونى که در دسترس قرار گرفته براى اینکه بتواند نفرات را با این ترفند و اهرم انقلاب خود ساخته، شخصیت همه را خرد کرده و برده و بنده خود کند، آیا سرنگونى محقق شد؟ یا اینکه جز جو پلیسى و محدودیت بر افراد و سختگیرى و شکنجه و دشنام و کتک کارى، عاید دیگرى داشت.

 دوستان من! بیاد آورید دوران ریاست جمهورى خاتمى و بحث جام زهر و آوردن ترفندى به اسم مریم با نام رئیس جمهور خود خوانده در مقابل فضاى بازى که در ایران در حال شکلگیرى بود. بیاد دارید که چه سرنگونیهایى رجوى در چشم انداز میدید و بخورد ما براى فریب خوردگان میداد، آیا در آن زمان جز محدودیت و اجراى فرامین بدون چون و چرا و نشستهاى قرون وسطایى دیگ، عایدى دیگر داشت؟

دوستان من در البانى، که هنوز هم نتوانستید از طلسم رجوى خلاص شوید، بیاد آورید که رجوى در زمان عملیاتهاى تروریستى به اسم راهگشایى چگونه وعده سرنگونى میداد و حتى میگفت نوک دکل سرنگونى پیدا شده و چند ماهى به سرنگونى باقى نمانده است آیا سرنگونى محقق شد؟ و آیا ارتش به اصطلاح آزادیبخش حتى پیشرفتى در سازمان رزم داشت که سرنگونى محقق کند؟ و آیا به گفته رجوى که ایران در ضعیف ترین نقطه تاریخى خود رسیده، درست بود یا ایران داشت پله هاى پیشرفت نظامى طى میکرد و رجوى با این ترفند و فریبها مخ ما را کار میگرفت و مشغولیت میداد که به چیز دیگرى جز یاوه هاى او فکر نکنیم.

دوستان من در البانى! بیاد آورید دوره أحمدى نژاد و بحث اتمى که رجوى چه هیاهویى راه انداخته بود و نشستهاى مستمر هفته اى و دوره اى سیاسى که در این مورد مسئولین سازمان و خود رجوى به صورت کال کنفرانس صوتى میگذاشتند و سرنگونى را سه ماه به سه ماه عقب میانداختند، آیا آن مزخرفات و پوشالهاى رجوى گره اى از سرنگونى باز کرد که خود سرنگونى باشد؟

دوستان من!  شما از من بهتر با این فریبهاى رجوى آگاه تر هستید، الان هم که بازى ترامپ دیوانه به میان میکشد و مثل قبل کنفرانس پشت کنفرانس و نشست پشت نشست و دعوت پشت دعوت در برنامه دارند، همان خط فریب و حقه را پیش میبرند که شما را حتى یک روز بیشتر در اسارت خود نگهدارد، باور نکنید، مطلق رجوى در میان مردم ایران پایگاهى ندارد و تمام حرفهاى مریم و مسئولین سازمان در این رابطه که مردم با ما هستند دروغ است و براى فریب افراد در آنجا کارایى دارد. آمریکا هم مطلقاً قدرت و توان گذشته را ندارد و خیلى نسبت به زمان بوش و حمله به عراق، ضعیف تر شده است، اصلا بحث ترامپ و ربط دادن سرنگونى و وعده و وعیدهاى مریم رجوى در این رابطه را قبول نکنید و بدانید براى در اسارت نگهداشتن شماست و حرف آخر هم اینکه باور کنید، حتى اگر آخوندها سرنگون شوند مردم مطلقاً نمیگذارند رجوى قدرت را در ایران در دست بگیرد و مریم و مسعود رجوى فقط باید به حسرت گندم رى عمر شما را هم تلف کنند. بنابر این، تا دیر نشده است این تور طلسم شده بر دست و پاى خود را بگسلید و به دنیاى آزاد و زندگى با شرافت روى آورید، به امید رهایى همه شما از اسارت رجوى.

„پایان“

*** 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31657

توهم مریم رجوى در آستانه فروپاشى تشکیلاتش 

 abdolkarim_Ebrahimiعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، هشتم اکتبر ۲۰۱۷:… دیگر کسى براى اراجیف مریم رجوى بهائی قائل نیست. طبق شنیده ها از دوستانى که اخیراً از تشکیلات در البانى جدا شده اند، از اینکه مریم رجوى و با توصیه شوهر مفقود شده اش یکسال آینده را سرنگونى دولت ایران عنوان کرده و با استدلال هاى آبکى مانند گذشته، اینبار ترامپ و مکین را عامل حتمى سرنگونى … 

مسعود رجوی و موسی خیابانی در دیدار امام خمینیمجاهدین خلق از تأسیس تا احتضار

عبدالرضا نیک بینآنها نه تنها شکست خوردند که سقوط اخلاقی کردند (به مناسبت درگذشت عبدالرضا نیک بین رودسری – عبدی)ا

لینک به منبع

توهم مریم رجوى در آستانه فروپاشى تشکیلاتش

مریم رجوى براى نشان دادن اینکه تشکیلاتى برایش باقى مانده و هنوز هم میشود از این مهره در راستاى پوئن گرفتن از حکومت ایران توسط دشمنان این کشور و مردم آن به هر دریوزگى و خوار و خفتى تن داد و خود را غلام حلقه بگوش جنایتکارترین  و وحشى ترین انسان نماهاى ضد بشر کرد و با تروریسم وحشیانه داعش همخوان شد و به هزار و یک حیله و فریب متوسل شد که بتواند جلوى ریزش نیرو در آلبانى را بگیرد، اما با توجه به سابقه ننگینى که در پشت سر خود کاشته بود به محض اینکه پاى افراد از عراق خارج شد، دیگر کنترل و سرکوب و مغزشویى کارایى اش را از دست داد و مریم رجوى و دیگر سرانش را با بحران فروپاشى مواجه کرد و در این مدتى که به البانى منتقل شدند، به هر ترفندى متوسل شد اما نتوانسته جلوى ریزش نیروى تشکیلاتش را بگیرد. خبرها از البانى حاکى است که بعد از خیمه شب بازى انتخاب مسئول اول و تغییر و تحولات سلسله مراتب شوراى رهبرى فرقه، اضمحلال و کم رمقى و بى میلى در درون افراد شدت پیدا کرده است و کمتر کسى حاضر است حتى برنامه هاى جارى روزانه را طبق برنامه مشخص شده انجام دهد.

نارضایتى چنان تار و پود تشکیلات را فرا گرفته است که نشستهاى تشکیلاتى و ایدئولوژیکى هم به کساد کشیده شده است و کمتر کسى است که حاضر باشد مثل گذشته به اراجیف مریم رجوى و سرانش گوش دهد.

دیگر کسى براى اراجیف مریم رجوى بهائی قائل نیست. طبق شنیده ها از دوستانى که اخیراً از تشکیلات در البانى جدا شده اند، از اینکه مریم رجوى و با توصیه شوهر مفقود شده اش یکسال آینده را سرنگونى دولت ایران عنوان کرده و با استدلال هاى آبکى مانند گذشته، اینبار ترامپ و مکین را عامل حتمى سرنگونى اعلام نموده اند، نفرات به شدت با توجه به ربع قرن گذشته که  با چنین تحلیلهاى آبکى و گول زننده سر افراد را شیره میمالیدند و سرنگونى را شش ما و یک سال عقب میکشیدند، الان بدون سلاح و دور از وطن،  این  نوع ترفند ها و  فریبهاى زوج رجوى بشدت دافع برانگیز شده است و افراد علناً با طرح آن مخالفت میکنند و با نشستهاى مریم رجوى و خواندن پیام مسعود رجوى زاویه دارند و تن به پروژه نویسى و امضا و تعهد یک ساله نمیدهند. بنابر این خود مریم رجوى هم از این معضلى که در آن گرفتار است، مستأصل شده است و نمیداند چکار کند.

خبرى از تشکیلات البانى بیرون آمده که بعد از همه پرسى اقلیم کردستان عراق، مریم رجوى جشن و سور راه انداخته و مسئولین بالاى سازمان را توجیه کرده است که بارزانى براى رهبرى فرقه پیام داده است که از این پس تشکیلات فرقه میتواند مانند جنگجویان P.K.K در کوههاى قندیل کردستان عراق مستقر شوند و با حکومت ایران بجنگند و در این راستا هم به قول خودشان دوستان آمریکایى تأمین کننده نیازهاى تسلیحاتى و لجستیکى شان خواهند بود و این اطلاعات به رده هاى پائین تشکیلات درز کرده است.

البته از اقاى بارزانى که در خط اسرائیل قدم بر میدارد و با توصیه اربابان خود در تل آویو و واشنگتن، به چنین حماقتى در اقلیم کردستان عراق دست زده است،  بعید نیست که از رجوى هم که متحد دوران دیکتاتور  صدام به بارزانى بود و دست به کشتار کردهاى یکتى به رهبرى مرحوم جلال طالبانى و در راستاى منافع بارزانى قرار داشت، چنین حماقتى به خرج دهد و اربابان آنها براى مقابله با ایران چنین نقشه شومى در سر داشته باشند.

اما باید بدانند که اولا بارزانى با چنین اشتباه تاریخى که مرتکب شد، دیگر هم موقعیت خود را از دست خواهد داد و هم منافع مردم اقلیم کردستان عراق با این خواسته نامشروع به خطر افتاده است و جز بحرانى کردن منطقه که دارد از لوث وجود داعش و ترور پاک میشود و میرود که آرامشى به مردم غرق در خون این کشور که از کشتار و ترور داعش خلاصى میابند،  بدهد، با این پروژه شیطانى که به نفع اقلیم کردستان عراق در وهله اول و مسئله أکراد در ثانى، نیست و منافع آنها را تأمین نخواهد کرد و فقط این خلق مظلوم اقلیم کردستان عراق است که بازیچه قدرتهای فرامنطقه اى براى پیشبرد اهداف نامشروع خود توسط افرادى مانند مسعود بارزانى که داعیه رهبرى بر أکراد را دارد، قرار گرفته است و این اقلیم کردستان است که از این حماقت بارزانى ضرر خواهد برد.

لذا مسعود و مریم رجوى هم بدانند که دیگر افراد حاضر نخواهند شد گوشت دم توپ براى دیگران شوند و این پیوند شوم مطمئناً محقق نخواهد شد و اگر چنین باشد، اقلیم کردستان و سنگ و درختان کوه قندیل میزبان اجساد تمامى افراد تشکیلات رجوى خواهد شد و حتى یکى هم جان سالم از این معرکه بدر نخواهد برد.

„پایان“

*** 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31470

خاطره ای از قساوت رجوى در حق افراد تشکیلات 

 abdolkarim_Ebrahimiعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، نوزدهم سپتامبر ۲۰۱۷:…  در مقاله یکى از جدا شده ها در آلبانى، خواندم که یکى از نفرات جدا شده که یک پایش را در عملیاتهاى داخله موسوم به سحر و راهگشایى، بخاطر رفتن روى مین از دست میدهد، الان در آلبانى پایش عفونت کرده و نیاز به عمل جراحی دارد چرا که در سازمان مانع مداواى درست میشدند تا وابسته به خود کنند. الان همین …

بیائید هم بر مرده ها وهم بر زنده های فرقه رجوی گریه کنیم .

لینک به منبع

خاطره ای از قساوت رجوى در حق افراد تشکیلات

بعلت کارهاى سنگین و طاقت فرسا در تشکیلات مجاهدین زانوى راستم دچار آرتروز شدید شد بصورتى که گاهاً زانویم حین کار یا راه رفتن قفل میکرد و توان تحرک را از من میگرفت و مجبور بودم با درد آن بسازم و بسوزم چرا که سران مجاهدین مطلقاً سلامتى افراد برایشان مهم نبود و فقط بعنوان برده براى استفاده و پیشبرد پروژه هاى خود و مشغولیت افراد که در راستاى منافع فرقه اى شان بود، از نفر نهایت کار را میکشیدند و وقتى هم که بر اثر همین فشارهاى جسمى یا روحى نفر به مشکل میخورد و مریض میشد، نباید از کار یومیه و مسئولیتى که به او سپرده میشد، زده شود در غیر اینصورت مارکهایى به نفر میزدند و فشارهایى در نشستها به او وارد مى آوردند که سوژه صدها بار آرزوى مرگ بکند.

یک روز حین کار روى سقف زدن سالن امجدیه که براى برگذارى برنامه هاى جمعى میساختند، زانویم قفل کرد بطورى که نمیتوانستم بلند شوم، درد شدیدى داشتم و دو تا انگشت دست خود را از شدت درد گاز میگرفتم، بعد از تقریبا ده دقیقه، زانویم از حالت قفل خارج شد و توانستم حرکت کنم و با کمک یکى از دوستان، پائین رفتم. اتفاقا فرزانه میدانشاهى که فرمانده اف ما بود، آن لحظه آنجا بود و وضعیت مرا دید و مشکل زانویم را براش توضیح دادم. از اینکه نمیتوانستم به کار کردن ادامه دهم، از او خواستم که بگذارند به مقر بروم، فرزانه هم به افشین ابراهیمى که برادر ارشد در آنجا حضور داشت، گفت بفرستید استراحت برود ولى شب براى نشست لایه اى حتما بیاید.

با ماشین فرزانه برگشتم  به مقر، قرص مسکن خوردم و بعلت خستگى جلوى تختم روى کف اتاق خوابم برد تا بچه ها براى شام و نشست عملیات جارى برگشتند، از خواب بیدار شدم. شام نتوانستم مسیر دویست مترى از آسایشگاه تا سالن غذا خورى را با وضعیت درد زانویم  راه بروم، لذا شام نخوردم اما براى رفتن به نشست لایه اى آماده بودم چون میدانستم دست از سرم بر نمیدارند.

در آن وضعیت، مرگ خودم را از خدا میخواستم ولى با هر دردى که تحمل کردم براى نشست رفتم. نشست لایه اى سه تا مرکز که با هم بودیم خود فرزانه برگذار میکرد.

از قبل به همه گفته شده بود که باید در رابطه با لپر خوردن هاى سیاسى پروژه نویسى کنید و در جمع بخوانید. من هم تقریباً سى و هشت فاکت با نقطه آغاز و واقعیتها و در پایان یک جمعبندى نوشته بودم و آماده بودم در جمع بخوانم.

با تحمل فشار به راه رفتن تا سالن نشست اف ـ ام، ادامه دادم. نشست شروع شد. همان ابتدا یکى از برادران به اصطلاح مسئول به اسم نقى الله وردى که به نشست آمده بود، دست بلند کرد و گفت خواهر فرزانه الان نشست پروژه خوانى این لایه است اما من  انتقاد به عبدالکریم دارم که امروز خودش را به تمارض زد و وسط کار ول کرد به آسایشگاه آمد. همین کافى بود که اوباش  شناخته شده و حاضر در نشست قیام کنند و مثل لاشخورها بر سرم بریزند. میدانستم این سناریویى است که توسط فرزانه طراحى شده است لذا گفتم، من خودم که نیامدم با ماشین خواهر فرزانه تا مقر آمدم و الان هم نمیتوانم زانویم کاملا راست کنم.

همین بهانه اى شد که چرا در نشست وقتى سوژه هستى جواب میدهید. بالاخره نشست من با این جواب به نشست دیگ تبدیل شد و چنان تهمت و بد و بیراه نثارم شد و داد و فریاد بر سرم که توان نگهداشتن جسمم  سر پا نداشتم، با توجه به زانو دردم از پشتى صندلى کمک گرفتم که بتوانم سر پا بایستم اما کو انسان آزاده و با وجدانى که مرا در آن وضعیت درک کند، البته افراد مجبور بودند در تشکیلات چنین موضع گیرى داشته باشند.

بالاخره از این همه فشار و تهمت و دروغ  و داد و فریاد کلافه شده بودم. از یک طرف درد جسمى و از طرف دیگر فشار بیش از حد روحى بى حوصله ام کرده بود. از خدا جز مرگ انتظارى نداشتم، هر چه وضعیت زانویم و تشخیص پزشک را یادآورى میکردم، نه اینکه فایده نداشت بلکه بدتر هم میشد. چون قصد سازمان از سوژه کردن افراد خرد کردن آنها تا سرسپارى کامل بود، تنها راه این بود که باید خودم به دروغ میگفتم من مشکل زانو ندارم و خودم را به قول مسئول نشست، مجاهد گونه در جمع فردیتم را خرد و له و لورده میکردم، آنوقت به نقطه مجاهدى مریمى میرسیدم.

این وضعیت فشار چندین ساعت طول کشید و من باید با آن وضعیت درد زانو، هم  فشار روحى تحمل میکردم و هم درد جسمى، این است جنایاتى که در حق افراد تشکیلات میشد و هنوز هم ادامه دارد و تا زمانى که سر سپار هستید و مثل هرکول کار میکنى، حلوا حلوا میشوى به محض اینکه کارایى را از دست دادى، بارى بر دوش تشکیلات خواهی شد و جواب یک عمر زحمت در این تشکیلات تو سرى خوردن و حقارت است، آنهم اگر منتقد نباشید.  واى به بروز دادن انتقاد به سازمان و عملکرد رهبرى آن که جوابى در حد حذف فیزیکى فرد را در بر دارد.

میخواهم بگویم که فرقه کنونى رجوى، از زمان اربابش صدام تا همین الان رویه اى بس ناجوانمردانه با افراد تشکیلات خود دارد و هیچوقت مشکل و تضاد فرد را به رسمیت نشناخته و تا زمانى که توان کار جسمى برایشان دارى و خطوط سازمان را مو به مو اجرا میکنى، حق حیات دارید در غیر اینصورت مطلقاً حقوق افراد را به رسمیت نمیشناسند و کسانى هم که الان به هر نحوى خواهان ماندن در تشکیلات البانى نیستند و تا کنون عمر خود را در آن گذرانده و به نقطه پیرى رسیده اند، رجوى با آنها به ناجوانمردانه ترین صورت ممکن برخورد میکند حتى افرادى که در این سازمان نقض عضو شدند و توان هیچ کارى را در بیرون فرقه ندارند و با این وجود، الان از این تشکیلات در آلبانى جدا شده اند هم قربانى این شقاوت رجوى در حق افراد هستند.

در مقاله یکى از جدا شده ها در آلبانى، خواندم که یکى از نفرات جدا شده که یک پایش را در عملیاتهاى داخله موسوم به سحر و راهگشایى، بخاطر رفتن روى مین از دست میدهد، الان در آلبانى پایش عفونت کرده و نیاز به عمل جراحی دارد چرا که در سازمان مانع مداواى درست میشدند تا وابسته به خود کنند. الان همین فرد که بیرون آمده و نیاز مبرم به مداوا و عمل دارد و کسى بیرون هم ندارد او را کمک کند، به سران فرقه مراجعه کرده و از روى ناچارى از آنها مدد میخواهد اما مسئولین مربوطه با وقاحت تمام به این فرد جواب میدهند که اینجا سازمان خیریه نیست که به یک بریده کمک کند.

این است فرقه اى که افراد زندگى و عمر خود را براى آن گذاشتند. چنین آنها را رها میکند و از مخارج درمانى معلولین و قطع عضو شده هاى خودش نیز سر باز میزند و آنها را بى کس در کنار و گوشه خیابان رها می کند.

از وجدانهاى آزاد بخصوص خانواده اسراى فرقه رجوى استدعا دارم به یارى چنین افرادى در آلبانى بروند و نگذارند تا کسانی بى یار و یاور بخاطر جنایات رجوى پرپر شوند.

„پایان“

*** 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31316

فریبى به نام احیاى تشکیلات و جلوگیرى از ریزش نیرو 

abdolkarim_Ebrahimiعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، دهم سپتامبر ۲۰۱۷:… سازمانى که در اصول بر پایه توحید و قسط و برابرى و بر اصل ضد آمپریالیستى و ضد استثمارى و حامى محرومان، توسط عده اى از انقلابیون بنیانگذارى شد، اما مسعود رجوى آن را از اصول و اهداف أولیه بنیانگذاران، منحرف و براى تثبیت مادام العمر بودن خود در اریکه قدرت رهبرى سازمان با کنار زدن و نابودی و مقهور کردن و به کشته دادن رقباى خود چون سردار … 

مک کین و مریم رجوی و لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایرانشهید فروشی (اهدای کتاب شهدای مجاهد خلق به جان مک کین)ا

از قلاده های طلائی صدام تا قلاده های چرمی تل آویو

لینک به منبع

فریبى به نام احیاى تشکیلات و جلوگیرى از ریزش نیرو

سالگردى دیگر از سرنوشت سازمان مجاهدین خلق و فرقه امروزى که توسط مسعود رجوى  بلحاظ سیاسى و ایدئولوژى و استراتژى، به قهقرا رانده شد و منفور مردم ایران شده، گذشت.

سازمانى که در اصول بر پایه توحید و قسط و برابرى  و بر اصل ضد آمپریالیستى و ضد استثمارى و حامى محرومان، توسط عده اى از انقلابیون بنیانگذارى شد، اما مسعود رجوى آن را از اصول و اهداف أولیه بنیانگذاران، منحرف و براى تثبیت مادام العمر بودن خود در اریکه قدرت رهبرى سازمان با کنار زدن و نابودی و مقهور کردن و به کشته دادن رقباى خود چون سردار موسى خیابانى و على زرکش، کلیت سازمان را با ازدواج با مریم رجوى که همسر دوست و همرزمش مهدى ابریشم چى، بود پایه دیکتاتورى خود را در سازمان بنا نهاد و به یک فرقه مخرب با آئین سِکت و کیش شخصیتى تبدیل کرد و با تشکیل ارتش به اصطلاح آزادیبخش و دادن این اهرم بدست دیکتاتور بعث عراق، یک ارتش و سازمان تروریستى سر و سازمان داد که نمونه هاى این ایده شوم و این تصمیمات ضد انسانى را در القاعده و داعش امروزه با چشم خود میبینیم، ارتش و فرقه اى که با سقوط دیکتاتور بعث، عمر مزدورى و سیاسى و نظامى و ایدئولوژى و تشکیلاتى آن پایان یافت و امروز در کشور آلبانى با بحران هویت و ریزش نیرو و فروپاشى مواجه است و شدیدترین ضربات را از افشاگرى و روشنگرى اعضاى جدا شده  و بیدارى خانواده هاى اسیران در چنگش، خورده است، به صورتى که  افراد درون تشکیلات روز به روز ریزش کرده و عرصه را بر رهبرى سازمان بخصوص شخص مریم رجوى، تنگ نموده و در مخمصه قرار داده است.

بنابرین، مریم رجوى در نهایت فریب و حیله گرى خود و شوهر مفقود شده یا بعبارتی گوربگور شده اش، با برپایى جشن تأسیس سازمان و انتصاب به اصطلاح مسئول اول فرقه و انتخاب کاندید معاونین و همردیفان او از دختران میلیشیا براى روحیه دادن و فریب افراد پائین دست در تشکیلات، میخواهد مرحمى بر زخم چرکیده و لاعلاج فروپاشى و ریزش نیرویی بگذارد، اما باید به این عفریته جهل و جنایت، گفت به هر ترفند و حقه اى متوسل شوید، دیگر قادر نخواهید بود جلوى سیل جریان وار ریزش نیروها را بگیرید.

توسل جستن تان به جنایتکارترین فرد حاضر در رجال سیاسى آمریکا یعنى جان مکین و آوردن او به آلبانى براى روحیه دادن به افراد به کجا ختم شد!؟

دیدید که ریزش نیرو روندى صعودى را براى شما رقم زد!  غلطیدن تمام عیار در دامان آمپریالیسم و چشم دوختن به آمریکا براى نشاندن شما بر اریکه قدرت در ایران، خواب پنبه دانه اى است همانگونه که اربابتان صدام حسین دیکتاتور، توانست شما را به تهران ببرد، ارباب جدید شما را هم به تهران خواهد برد . درثانى، به فرض اینکه ملاها در ایران محو شدند با تمامى مردم ایران که دشمن و تشنه به خونتان هستند، چکار خواهید کرد؟

 امید است روزى برایشان دیگر سودى نداشته باشید و کٓت بسته شما را در تهران تحویل دهند تا آنوقت جوابگوى تمام جنایات خود و شوهرت باشید.

 خبرهاى دریافتى از دوستانم در آلبانى، این است که مریم رجوى براى افراد حاضر در آلبانی تکلیف کرده است که تا بهمن ماه سال ٩٧ تعهد دهند که از سازمان جدا نشوند و براى آنها روضه خوانى کرده است که حکومت ملاها در ایران تا آنوقت تعیین و تکلیف خواهد شد و ملاها توسط آمریکا جارو میشوند و براى استدلال خود به تشکیل ارتش مردمى در داخل ایران اشاره کرده که آماده و مسلح میباشند و زمینه ساز استقبال از آنها هستند و مسخره تر و خنده دارتر اینکه یک فیلم برایشان به نمایش گذاشته شده اند که چهار نفر با شعار ارتش آزادیبخش در حال حمل پرچم فرقه و ارتش آزادیبخش، است و در یکى از کوههاى ایران گرفته شده و اینرا به خورد افراد میدهند که نیروى رزمى با سلاح در ایران آماده است تا زمینه فراهم شود و اقدام کنند.

آخر کسى نیست به این خانم رجوى ابله بگوید که خودت را بیشتر در معرض تمسخر افراد در اسارتت قرار نده! دیگر دوران فریب از این نوع دجالگریهاى پوچ و سر کارى گذشته است. این افاضات براى دوران اربابت صدام حسین، کارایى داشت که با مشت آهنین به خورد افراد میدادید و صداى هر گونه مخالفتى را در نطفه خفه میکردید، مگر کور تشریف دارید و نمیبینید که دیگر افراد برایتان تره خورد نمیکنند و ریزش نیرو روزانه شده است.

بس کنید لطفا به مخالفتها توجه کنید، ببینید که چقدر، حتى صورى هم شده پاى چنین تعهدى خواهند آمد. مطمئناً پوزه ات به خاک مالیده میشود و اکثر نفرات ناراضى هستند و زیر بار چنین تکلیفى نخواهند رفت.

„پایان“

*** 

Remember.Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) was one of the excuses of US attacking Iraq

rudy-giuliani-mojahedin-khalqTrump Is At War With Iran, Not ISIS
Trump clearly has no intention of defeating terrorism.

مک کین و مریم رجوی و لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایرانشهید فروشی (اهدای کتاب شهدای مجاهد خلق به جان مک کین)ا

Wesley Martin Mojahedin Khalq Rajavi cult 3از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

Massoud Khodabandeh
Article first published online: 27 JAN 2015
DOI: ۱۰٫۱۱۱۱/aspp.12164

(Library of Congress. Congressional Research Service.
The People’s Mojahedin Organization of Iran, by Kenneth Katzman. Washington, Nov 1992. 6 p.
Doc. call no.: M-U 42953-1 no.92-824F)

Remember.Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) was one of the excuses of US attacking Iraq

Grand Controversy as MEK can’t prove leader Massoud Rajavi is dead or alive

2016-06-30-1467308500-6000440-download.jpgMaryam Rajavi — MEK Propaganda Queen — Advertises Her Serives For Iran’s Enemies

تروریسم مجاهدین خلق فرقه رجوی در تهرانISIS Attacks in Tehran Expose US-Saudi Lies About Iran

رودی جولیانی و دونالد ترامپ مجاهدین خلف قرفه رجویTrump Is At War With Iran, Not ISIS

مک کین و مریم رجوی و لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایرانتو را بر این وقاحت ها که عادت داد؟

از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

نمایندگان پارلمان اروپا جلسه بحث در مورد مجاهدین خلق فرقه رجویDebate in the European Parliament ‘What is to be done about the Iranian Mojahedin Khalq (MEK)?’

*** 

همچنین:

  • عبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، دوازدهم فوریه ۲۰۱۷:… این خیانت رجوى گواه یک واقعیت است که رجوى و دار و دسته اش نه تنها ایرانى نیستند و دشمن ملت ایران به حساب مى آیند، بلکه دشمن بشریت و انسانیت و حریت انسانى هستند و هیچ وقت نه ذره اى از شرافت و وجدان انسانى با خود دارند و نه بویى از انسانیت برده اند. در باطن از هیچ اصو

     Maryam Rajavi Mojahedin Khalq Terror group Parisعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، بیست و چهارم ژانویه ۲۰۱۷:… واقعیت این است که رجوى با حربه سرنگونى، بسیارى از جوانهاى صادق و آزاده مردم ایران را به عراق کشاند و به کشتن داد و با وعده هاى دروغین، تشکیل ارتشى تحت امر و مزدور یک دیکتاتورى که هزار برابر جنایتکارتر و سبوع تر در حق مردم 

     abdolkarim_Ebrahimiعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، دهم ژانویه ۲۰۱۷:… سازمان مجاهدین به رهبرى مسعود و مریم رجوى، مخوف ترین روشها و تاکتیکها براى سرکوب افراد تشکیلات و به بند کشیدن آنها بکار میبردند تا افراد را از هویت خود تهى کرده و بنده و برده خود کنند تا اختیارى از خود نداشته باشند. در واقع از إنسانها رباط ساختن حرفه این زوج بد ج

     abdolkarim_Ebrahimiعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، نوزدهم دسامبر ۲۰۱۶:… سعید صید مراد، یکى از افراد زبده و قدیمى سازمان بود که در نقش أفسر اطلاعات و عملیات و در طراحى آتش توپخانه اى ارتش به اصطلاح آزادیبخش، نقش اساسى داشت و در عملیاتهاى موسوم به راهگشایى، یکى از بهترین فرماندهان تیم هاى اعزام کننده بود و مأموریتهاى مهم عبور از م

     abdolkarim_Ebrahimiعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، چهاردهم دسامبر ۲۰۱۶:… روزنامه گاردین به نقل از یک منبع نظامی آگاه در حلب اعلام کرد تمامی خطوط دفاعی تروریست‌های تکفیری در این شهر در هم شکسته است و تا ساعاتی دیگر بزرگترین پیروزی نیروهای دولتی سوریه در برابر مخالفان رقم خواهد خورد. با وجود آنکه آزادسازی کامل حلب هنوز به طور رسم

     Maryam Rajavi, leader of the Council of Resistance of Iran (NCRI), takes part in a rally in Villepinte, near Parisعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، بیست و نهم نوامبر ۲۰۱۶:… مریم رجوى در افاضات خود به دولت هاى ١۶ سال گذشته آمریکا، تاخت و سیاست آنها را به باد انتقاد گرفت که چرا خاک ایران را به توبره نکشیده اند! این عجوزه پر خط و خال، نگفت که در این سالیان مورد نظر ایشان سیاست 

    iran-fanoose-nov-2016ایران فانوس، نوزدهم نوامبر ۲۰۱۶:… سیاستهای کشور آمریکا همیشه تهاجمی نیستند. آنان زمانی که در جنگهایی چون ویتنام و افغانستان و عراق و جاهای دیگر، کم می آورند، ناچاراً به تغییر سیاستهای تهاجمی ـ از میان احزاب دموکرات و جمهوریخواه فرقی نمی کند ـ ناچاراً کسی را نامزد و حمایت می کنند تا

     abdolkarim_Ebrahimiعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، پانزدهم نوامبر ۲۰۱۶:… علت این سکوت چیست؟ واقعیت این است که این زوج تروریست  خوب میدانند که اقاى ترامپ در برخورد با مقوله تروریسم بر خلاف اوباما و خانم کلینتون موضع شفاف و ضد سیاستهاى این دو در تروریست پرورى دارد و با صراحت از رویکردش در سوریه و سخت گرفتن بر تروریسم، سخن به میان آ

     abdolkarim_Ebrahimiعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، هفتم نوامبر ۲۰۱۶:…  شنیدم که اینروزها مریم رجوی این پیرزن تکیده و حیله گر و فریبکار، بحثى به اسم „فاز سرنگونى با تهاجم حداکثر“ براى سرگرم کردن و در اسارت نگه داشتن شما آورده است و از اعضاى مفت خور و حقوق کلان بگیر شورا روانه آلبانى کرده که با نقل خاط