اعتراضات به سفید شویی نقض حقوق بشر در مجاهدین SOKOL BALLA Vision Plus TV

اعتراضات به سفید شویی نقض حقوق بشر در مجاهدین SOKOL BALLA Vision Plus TV

منابع مختلف، دوم دسامبر ۲۰۱۸:… راستی شما وقتی به قرارگاه مجاهدین رفتید از خود نپرسیدید که چرا مجاهدین از گذشته خود چیزی نمیگویند ؟ امیدوارم اینبار که برای تهیه گزارش رفتید از مجاهدین تاریخچه و گذشته شان را بپرسید  ؟ از آنها بپرسید انقلاب ایدئولوژیک چیست ؟ بپرسید نشست های غسل و عملیات جاری چیست ؟ بپرسید چرا از صدام حسین پول میگرفتند و مابه ازای آن چه میکردند … 

Sokol_Ball_Mojahedin_Khalq_Terrorist_Cult_Albania_Camp_Human_rights_Abuse_1The Guardian: Ex members accuse Maryam Rajavi of coordinating routine sexual abuse

Sokol_Ball_Mojahedin_Khalq_Terrorist_Cult_Albania_Camp_Human_rights_Abuse_2M.E.I: Why is this Iranian regime change cult ( Mojahedin-e Khalq) building a base … in Albania?

اعتراضات به سفید شویی نقض حقوق بشر در مجاهدین در آلانی توسط  Sokol Balla در برنامه Real Story in Vision Plus in Albania

لینک به متن انگلیسی گزارش

۱- تلاش مذبوحانه مجاهدین برای پاک کردن گذشته

آریا ایران، دوم دسامبر ۲۰۱۸
لینک به منبع

تلویزیون «vizionplus» آلبانی در روز ۲۶ نوامبر ۲۰۱۸ یک فیلم مستند با عنوان «آخرین مجاهدین» در برنامه «Real Story» از اردوگاه مجاهدین در حومه تیرانا پخش نمود که توسط سوکول بالا مدیر شبکه تهیه شده بود.

این فیلم مستند که از ابتدا تا انتها، نمایشی و سفارشی بودن آن مشخص است، با عنوان حماسی «آخرین مجاهدین، داستان واقعی ۳۰۰۰ تن از مجاهدین در مانز» تلاش میکند چهره ای ترحم انگیز از یک سازمان تروریست ارائه دهد، تا شهروندان آلبانی را به مدارا با آنان دعوت نماید.

این شبکه تلویزیونی که با یک اکیپ کامل مدیر خود را برای تهیه این مستند همراه ساخته، رابطه بسیار نزدیکی از خود با مجاهدین نشان می دهد. طوریکه بی طرفی آن از همان جملات اول گزارش زیر سئوال می رود.

در ابتدای این مستند آمده است:

«مستند آخرین مجاهدین برای اولین بار در برنامه تلویزیونی داستان واقعی به مخاطبان معرفی می گردد. سکول بالا، مدیر شبکه برای تهیه یک مستند به اردوگاه مجاهدین ایرانی در شهری مرموز میان تیرانا و دورس معرفی می شود.

سکول بالا، در این مستند توجهات را به زندگی جدید ۳۰۰۰ تن از مجاهدین در مانز جلب می کند. در خلال تهیه این گزارش، مجاهدین یک داستان واقعی از اهداف شان می گویند، که برای هموطنانشان مبارزه می کنند تا کشورشان را آزاد نمایند.»

کسی که از ابتدا تا انتها همراه گزارشگر می باشد، حسن نایب آقا است که بعنوان فرمانده قرارگاه معرفی شده است.

او به گزارشگر می گوید؛ رسانه های خارجی در تلاش هستند تا جامعه خود را فریب بدهند.

اما اشاره نمی کند که کدام رسانه و چگونه فریبکاری ای؟

نایب آقا نمی گوید که قبل و بعد از ۱۹۷۹ چه اتفاقاتی در ایران افتاد، نقش مجاهدین و مسعود رجوی چه بود و چگونه طی ۳ سال، جامعه را به التهاب کشیده و دست به اسلحه، ترور و بمب گذاری بردند. این غرش مسلسل ها، بمب گذاری ها و ترورهای خیابانی توسط اعضای سازمان مجاهدین بود که جامعه ایران را به آشوب کشیده و امنیتی کردند.

او نمی گوید که کدام رسانه های خارجی جامعه خود را فریب می دهند و علیه مجاهدین دروغ می گویند؟ که حاصل این مدل دروغگویی های رسانه ای فشار مختلف علیه مجاهدین تولید کرده و آنان را با دولت آلبانی به دشمنی و درگیری وادار می نماید.

واقعیت این است که شبکه ۴ انگلستان که در تلاش بود از اردوگاه مجاهدین گزارش مستند تهیه نماید، با پذیرایی چرب و نرم مجاهدین روبرو گردیده و مانند رفتارهای همیشگی مجاهدین با فحش و کتک و اقدام به شکستن دوربین مواجه شده و به مقامات آلبانیایی به عنوان تروریست معرفی می گردد.

گزیدگی رهبران مجاهدین از این خبرنگار مستقل که از زبان حسن نایب آقا در تلویزیون یک شبکه آلبانیایی زبان بر شکایت گشوده، خود نشانگر حقایقی است که مجاهدین آنرا دروغ و توطئه علیه مجاهدین می نامند.

شبکه vizionplus در اثنای گزارش خود می گوید که؛ مجاهدین خلق در صحبت هایشان می گویند که مردم آلبانی مورد احترام و قابل قدردانی هستند چرا که آنها قلب بزرگی دارند.

اما سکول بالا، مدیر شبکه می پرسد که؛ سازمان مجاهدین خلق در آلبانی چه می کند و آیا اردوگاه آموزشی برای جنگ علیه ایران دایر نموده است؟

حسن نایب آقا مسئول اردوگاه در پاسخ تاکید می کند که آنها در این اردوگاه جنگجویان را آموزش نمی دهند.

او می گوید؛

مجاهدین خلق روشنفکران جامعه ایران هستند. مبارزه ما این است که با روش های روشنفکری و افشاگرانه در برابر رژیم ایران مقاومت کنیم. سابقا ما دراردگاه اشرف یک مقاومت دشوار در برابر رژیم ایران داشته ایم.

ما در آلبانی نمی خواهیم یک اردوگاه هنرهای رزمی داشته باشیم.

ما در اینجا تمرین می کنیم تا افرادی درست، نرمال و طبیعی باشیم و مقاومت از طریق تلاش برای …

به گفته وی، اهمیت مجاهدین در این است که رزمنده آزادی باشد.

این گفته های فریبکارانه که با یک برنامه نمایشی و از پیش طراحی شده در شبکه آلبانیایی پخش گردید، خارج از اینکه مدیر شبکه چقدر پول از مجاهدین دریافت کرده، نمایشگر درماندگی مجاهدین از حقایقی است که توسط شبکه های مستقل و آزاد درباره آنان گزارش و پخش می گردد.

وگرنه مجاهدین کجا و روشنفکری کجا؟ ارتش آزادیبخش مریم و مسعود رجوی با ۴۰ سال خیانت، ترور، بمب گذاری و جنایت علیه مردم کجا، و روش های روشنفکری و مقاومت از طریق روشنفکری کجا؟

هدف مجاهدین مانند همیشه دروغ جلوه دادن اخباری است که تا کنون از آنان توسط منابع مستقل و بین المللی گزارش شده است. تاریخی سیاه و خونین که با طلای خالصی که در جیب شبکه های وابسته و مزدبگیر ریخته می شود، پاک نخواهد شد. گذشته تاریک و سیاه مجاهدین نه از خاطره ها خواهد رفت و نه می توان آن را فراموش نمود. این سیاهی انبار شده با هیچ چراغی به سپیدی تبدیل نخواهد گردید.

۲- فرقه رجوی درحال پاک کردن رد پاهای گذشته وسفیدسازی

(قابل توجه تلویزیون ویزیون پلوس البانی)

منصور نظری

آقای منصور نظری

منصور نظری، ایران اینترلینک، دوم دسامبر ۲۰۱۸
http://iran-interlink.org

خانم ها و آقایان مدیرمسئول  تلویزیون ویزیون پلوس اخیر شما یک گزارش از قرارگاه باصطلاح اشرف سه تهیه کرده اید که بیشتر مصاحبه است با سران این دستگاه ؛ انچه در این گزارش امده بیشتر به شعبده بازی مجاهدین شبیه است تا واقعیت این سازمان اگر دقت کرده باشید میبینید که این سازمان هیچ چیزی از گذشته خود نمیگوید و انچه هم میگوید برای سفیدسازی گذشته خیانت بارش میباشد .

براستی ایا برای شما بعنوان یک ژورنالیست سوال پیش نیامد که رهبر این سازمان کجاست ؟ ایا از خود نمی پرسید که مگر میشود رهبر یک سازمانی برای پانزده سال مفقود باشد ؟ البته ما میدانیم او چرا مخفی شده است ؛ او مخفی شده که امروز به شما پاسخ ندهد در گذشته چه کرده است او مخفی شده تا مردم گذشته خیانت بار این سازمان را به فراموشی بسپارند .

گذشته این سازمان از زمان تاسیس  تا به امروز جزء مصیبت و خونریزی برای مردم ایران هیچ چیز دیگری نداشته است ؛ از همان زمان تاسیس چند نفر از اعضای این سازمان توسط اعضاء دیگر به قتل رسیدند و پس از ان قتل تعدادی از مستشاران امریکایی تا زمانی که انقلاب ایران به پیروزی رسید و پس از ان نیز جنگ و خونریزی که باعث کشته شدن دهها هزار نفر از هر طرف شده است همان زمان تعدادی از قربانیان نوجوان سازمان که مغزشویی شده بودند با انجام عملیات انتحاری به سبک تروریستهای امروزی سنگ بنای چنین اعمال شنیعی را بنیاد نهادند  ؛ این خلاصه بخش کوچکی از تاریخچه این سازمان تا پیوستن به صدام حسین است ؛ در شرایطی که کشور ایران در جنگ با کشور عراق بود سازمان مجاهدین به دشمن ایران یعنی صدام حسین پیوست و بعنوان سرباز پیاده صدام به کار گرفته شد ومابه ازای ان ۱۸ درصد از نفت عراق به اضافه مبالغ هنگفتی که بصورت نقد به انها داده میشد منبع عظیم مالی نظامی این سازمان بود ؛ در کنار ان قربانیانی که با رویای ازادی و عدالت برای کشورشان به سازمان مجاهدین ملحق شده بودند در قرارگاههای سازمان گرفتار شدند و بنا به گفته مسعود رجوی هر کسی که قصد خروج از سازمان را داشته باشد باید ۲ سال را در زندان اشرف و سپس ۸ سال زندان مخوف ابو غریب عراق و سپس توسط دولت صدام حسین به دولت ایران تحویل داده میشد ؛ علاوه بر همه اینها قربانیان در مناسبات این سازمان هیچگونه اجازه دسترسی به خانواده را نداشتند و هرگونه مخالفت و نارضایتی در سازمان مجاهدین برابر بود با شکنجه و بعضا در مواردی قتل ناراضیان .

این خلاصه تاریخچه این سازمان تا سقوط صدام حسین است و از ان پس نیز زنجیره فشار بر قربانیان همیشه وجود داشته است تا اینکه امریکا با هدف شستشو وسفید کردن ؛انها را به کشور شما تحمیل کردند تا در کشور شما از تروریستهای بد تروریستهای خوب بسازند ؛ انچه گفته شد درد و رنجیست که ما جداشدگان از این فرقه با پوست و گوشت و استخوانمان انرا لمس کرده ایم بسیاری از ما جداشدگان هنوز اثار جرم این تروریستها بر بدنهایمان باقیست ؛ بسیاری بودند که در همان عراق دست به خودکشی زدند امار انها بسیار زیاد است ؛ انچه که بطور خلاصه گفته شد یک در هزار انچیزیست که واقع شده است.

اما یک نکته به شما بعنوان کسانیکه ژورنالیست هستید براستی شما وقتی به قرارگاه مجاهدین رفتید از خود نپرسیدید که چرا مجاهدین از گذشته خود چیزی نمیگویند ؟ امیدوارم اینبار که برای تهیه گزارش رفتید از مجاهدین تاریخچه و گذشته شان را بپرسید  ؟ از انها بپرسید انقلاب ایدئولوژیک چیست ؟ بپرسید نشست های غسل و عملیات جاری چیست ؟ بپرسید چرا از صدام حسین پول میگرفتند و مابه ازای ان چه میکردند ؟ همچنین چرا هیچکدام از قربانیان این سازمان اجازه تماس با خانواده را ندارند چرا خانواده انها نمیتوانند فرزندانشان را ببینند ؟

مگر مجاهدین نمیخواهند خودشان را تبلیغ کنند چرا هیچ خبرنگار ایرانی اجازه دسترسی برای مصاحبه با اعضای سازمان مجاهدین را ندارند ؟

ژورنالیستها بهتر از هر کسی علامت تعجب ها وسوالات را پیدا میکنند امیدوارم که شما نیز انرا بیابید شرافت و اخلاق ژورنالیستی حکم میکند که شما نیز بدنبال حقیقت بدرون این سازمان بروید و از انها بپرسید چرا به کشورشان به مردمشان و به نیروهایشان خیانت کردند و در اخر نیز یاداوری میکنم حافظه تاریخی مردم ایران و جداشدگان از این فرقه هرگز پاک نخواهد گشت  .

متن انگلیسی نامه:

Mr SOKOL BALLA

President of Vision Plus TV in Albania

I am Nazari Mansour, a former member of the MEK organization who separated many years ago from the Mojahedin-e Khalq.

You recently provided a report on the Mojahedin camp in Albania, but this report is not real. Why?

The MEK are trying to whitewash their past. Surely they have not told you anything about their past. Why?

This organization has a black history and for this reason the MEK organization is trying to erase it. Why? Because they have a terrible past of violence and terrorism.

Its terrorist operations targeted American-owned businesses, and it killed six American citizens, in addition to its far more numerous Iranian victims.

After the victory of the Iranian revolution and the beginning of the war between Iran and Iraq the MEK joined Saddam Hussein in Iraq. The Iraqi dictator also gave the group weapons, cash, and a compound called Camp Ashraf in return for its continuing attacks inside Iran as well as helping Saddam suppress his own domestic opponents.

Within this organization are many things that you have not been told, for example: compulsory divorce, meetings to confess dreams in which everyone must describe their dreams, family contact is forbidden, having a phone was forbidden. If anyone wanted to leave the organization, they would have to spend two years imprisoned in Ashraf, then eight years in Abu Ghraib prison, then be handed over to the Iranian government. WHY? Just because they want to leave the MEK organization.

I suggest that the next time you want to report about the MEK, it would be better to ask them about their past, about forced divorces, working with Saddam Hussein, and imprisonment and torture inside Camp Ashraf. And in addition, invite investigative delegations to establish the truth.

Yours Sincerely
Mansour Nazari

۳- نامه سرگشاده به آقای مدرس سوکول بالا مجری برنامه

Real Story Vision Plus

انجمن وطنم دوم دسامبر ۲۰۱۸ سوئیس 
لینک به منبع

میر باقر صداقی

آقای میر باقر صداقی

با سلام و احترام به آقای مدرس سوکول بالا مجری برنامه رئال استوری اخیرا در خبرها شنیدم شما با حضور در مقر فرقه رجوی در آلبانی با آقای حسن نایب آقا در فرقه رجوی مصاحبه ای داشتید متاسفانه من در مراجعه به متن مصاحبه متوجه شدم که آقای حسن نایب  آقا به شما گفته که رساناهای خارجی سعی در فریب جامعه دارند واین گروه یک گروه جنگ جو نیست و آنها روشنفکران جامعه خود هستند و تنها با روشنگری در مقابل رژیم مقاومت کرده اند اما من بعنوان یک عضو جدا شده از این گروه باید به شما بگویم که این گروه یک گروه تروریستی است آنموقع که من عضو این گروه بودم بارها این گروه مرا تشویق به خشونت و اعمال تروریستی کرده است حتی من شاهد اعزام تیمهای تروریستی از این گروه برای بمب گذاری و خمپاره باران شهرهای ایران بوده ام و حاضر هستم در هر دادگاهی بین المللی این را شهادت بدهم لطفا فریب این گروه تروریستی را نخورید این گروه بدلیل شکست استراتژی جنگ آزادیبخش و سقوط صدام حسین دیکتاتور سابق عراق در حال حاضر توان جنگ مسلحانه را ندارد اما پتانسیل عملیاتی شدن در هر زمان و هر لحظه را دارد.

با تشکر میر باقر صداقی سوئیس دوم دسامبر ۲۰۱۸ انجمن وطنم .

متن انگلیسی نامه

Dear Mr Sokol Balla, presenter of the Real Story in Vision Plus in Albania.

Your program was brought to my notice in which you visited the Mojahedin Khalq (MKO, MEK, NCRI, PMOI and many other pseudonyms) terrorist organisation and held an interview with Mr Hassan Naybagha.

I noted that Hassan Naybagha falsely claimed that all foreign media are now trying to mislead the international community and claimed not only that the group is not a military group but the group and its members in the camp are from among the intellectuals of Iranian society, who have only resisted the regime in Iran by intellectual means (not military).

As an ex-member of the Mojahedin Khalq Organisation (MEK, MKO, or more properly known as the Rajavi cult),I can testify to you that the MEK is nothing more or less than a terrorist group. When I was with the group, I was regularly encouraged to carry out violent acts of terrorism. I have also been witness to the despatch of MEK terror teams from Iraq to Iran to carry out bombing campaigns, using mortars to attack buildings in residential areas. I am available to testify in any court of justice should there be the opportunity.

Please don’t be fooled by the charm offensive of this terrorist cult. Due to the defeat of Saddam Hussein who was the benefactor and the main strategic ally of Mojahedin Khalq, the group is now incapable of taking up arms. But make no mistake, they still have the dangerous potential to start terrorist operations should the time and the place by favourable to them.

Mir Bagher Sedaghi

۴- نامه غفور فتاحیان عضو قدیمی جداشده از فرقۀ رجوی به ویزون پلوس آلبانی

غفور فتاحیان، پیوند رهایی، دوم دسامبر ۲۰۱۸
لینک به سایت پیوند رهایی

غفور فتاحیان

آقای غفور فتاحیان

با سلام و خسته نباشید برای تمامی دست اندرکاران و مسئولین تلویزیون ویزیون پلوس آلبانی؛

اینجانب غفور فتاحیان به مدت بیش از بیست سال در قرارگاههای سازمان مجاهدین در عراق و از نزدیک شاهد فرستادن تیم های تروریستی سازمان مجاهدین به داخل ایران برای کشتن شهروندان بی دفاع بودم.

این سازمان بسیاری از اعضای مخالف خود را در عراق سر به نیست و زندانی و شکنجه کرده بطوریکه خیلی از دوستان سابقمان که در عراق در داخل تشکیلات آن با هم بودیم توسط شکنجه گران این سازمان که هم اکنون در مقر این سازمان در آلبانی هستند کشته و سربه نیست شدند.

من همچینن شاهد تمام بی عدالتی ها و سرکوب و خفقان و اعمال  کنترل بر افراد و قطع رابطه با دنیای بیرون حتی با افراد خانواده اشان توسط این سازمان چه در رابظه با خودم و چه در رابط با دوستانم بودم.

مسئولین محترم شبکۀ تلویزیونی ویزیون پلاس؛

سازمان مجاهدین آن نیست که خانم مریم رجوی در اروپا آن را به نحوی که خودش می خواهد و مناسب دنیای متمدن امروزی باشد معرفی می کند و دم از دموکراسی و حقوق بشر می زند بلکه در واقع انچه هزاران بار خطرناک است در پشت این حرفها و شعارها ی او برای جلب حمایت قرار دارد و در واقع خانم مریم رجوی نهایت سوء استفاده را از جریانهای دموکراتیک  و فضای دموکراتیک در جهان غرب برای تامین اهدافش که در راس آن نگهداری اسرای این فرقه در آلبانی می باشد به عمل می آورد.

اینجانب به عنوان شخصی که به مدت بیش از بیست سال در داخل تشکیلات سازمان مجاهدین در عراق بوده و کار کرده است گواهی می دهم و به اطلاع شما و جامعۀ بین المللی می رسانم که این سازمان دیگر سالیان متمادی است که یک سازمان مبارز برای تحقق آزادی و دموکراسی در ایران نیست بلکه توسط رهبران آن و در رأس آنان مریم رجوی تبدیل به یک فرقه با اعتقادات و اجبارات و تابوهای فکری و ذهنی مغایر با اصول و عرفها و نُرمهای انسانی و جهانی شده است و به همین علت و به علل بسیاری دیگر بویژه همکاریها و اتحادش با رژیم صدام و ارتش او و وابستگی به او از لحاظ مالی و امکاناتی و سیاسی پایگاه مردمی خود را در میان ایرانیان داخل و خارج ایران تماما از دست داده است و مردم ایران حتی اپوزیسیون و مخالفان شدید و فعال رژیم حاکم بر ایران در داخل و خارج کشور از این سازمان متنفر هستند بطوریکه این فضای تنفر و بیزاری علاوه بر بیرون، در داخل خود این سازمان  نیز همیشه وجود داشته و در حال گسترش است بطوریکه بیش از دو هزار نفر از آن در طی سی سال گذشته بخصوص از زمانی که آنها را از عراق اخراج کردند و به آلبانی آمدند از آن جدا شده اند و اکنون نیز صدها نفر از جداشدگان از این سازمان در همان آلبانی زندگی می کنند و شما برای نشان دادن بی طرفی تان و اینکه می خواهید واقع بینانه در مورد این سازمان تحقیق کنید می توانید با آنها نیز که در تیرانا هستند مصاحبه کنید زیرا تمام آنها که به شما در داخل این تشکیلات نشان داده اند ساختگی و صحنه سازی بوده و صحبتهای آن افراد نیز تماما دیکته شده توسط سران این سازمان می باشد.

این فرقه هیچ گاه اندیشه و گرایش تروریستی و خشونت طلبی خود را کنار نگذاشته و نمی تواند بگذارد زیرا پایه و اساس آن با ترور و جنگ مسلحانه و خشونت بنا نهاده شد است.

غفور فتاحیان عضو سابق سازمان مجاهدین

پاریس – ۳۰ نوامبر ۲۰۱۸

متن انگلیسی نامه:

To officials of the Albanian Vizion Plus television network,

Respectful greetings,

I am Gafoor Fatahian, a former member of the Iranian People’s Mojahedin Khalq organization (MEK). I spent twenty years in the headquarters of this organization in Iraq and I am an eyewitness to this organization when they were sending terrorist teams into Iran to kill innocent civilians.

Moreover, MEK has eliminated many of its own members who opposed its leadership’s policies. They also imprisoned and tortured others. Many of my ex-comrades were killed inside the organization’s headquarters in Iraq by order of the leaders of the organization and by its executioners who are now in the headquarters of the organization in your country, Albania.

I am an eyewitness to the repressive practices against members within the organization. They isolated them from the outside world, especially from their families in Iran and other countries.

In fact, the real MEK is not the one spoken of by Maryam Rajavi in Europe in the present, using the buzzwords of the free world to say her organization is committed to democracy, freedom and human rights in an attempt to win support from America and European countries.

What is going on behind the scenes and behind the barbed wire surrounding the headquarters of this organization is very serious and terrible and is intended to keep the members of the organization as prisoners held inside its headquarters in Albania.

This organization is no longer a political organization fighting for the establishment of democracy and freedom in Iran, but it has been transformed into a special community by its leaders, headed by Maryam Rajavi with beliefs, ideas and duties contrary to the principles and norms of humanity and universality in the present age. For this reason and for many other reasons, including the cooperation of the organization and its alliance with the regime of Saddam Hussein and its army and its financial, military and political dependence on foreigners, the MEK has lost its popular base among Iranians inside and outside Iran, even active opponents against the regime in Iran.

Hatred toward this organization and the atmosphere of alienation and opposition prevailing within the ranks of the organization among its members, has also led to the separation of more than two thousand members of the Organization over the past thirty years. In particular after the expulsion of the organization from Iraq and transfer to Albania whereby hundreds of members have now separated from the organization and are living in the Albanian capital, Tirana. And, if you want to prove your journalistic neutrality, you can interview these members who are separated from the organization in your country. They can tell you many facts about this organization so that you will discover that everything in your report about the organization’s headquarters in Albania is nothing but fabricated lies, artificial acts and false statements uttered by the leaders of the organization who wanted to display a fiction in front of your cameras.

This dangerous terrorist community has never renounced its violent ideas and terrorist tendencies because its ideas were built on the basis of terrorism, armed struggle and violence, not freedom and democracy, which it praises in its hollow slogans.

Gafoor Fatahian is a former member of the People’s Mojahedin Organization of Iran.

Paris – 30 November 2018

– 

۵- نامه عیسی آزاده به مدیر تلویزیون ویزیون پلاس و مجری برنامه «رئال  استوری» 

یاران ایران، دوم دسامبر ۲۰۱۸
لینک به منبع

عیسی آزاده پارلمان اروپا

آقای عیسی آزاده

آقای سکول بالا مدیر محترم تلویزیون ویزیون پلاس و مجری برنامه «رئال استوری» در آلبانی

ضمن تقدیم سلام

اینجانب عیسی آزاده از مسئولین و فرماندهان سابق سازمان مجاهدین خلق هستم که بیش از سی سال در بخش های مختلف آن  فعالیت داشته واز کمپ لیبرتی در عراق با کمک کمیساریای عالی پناهندگان و هم چنین دفتر ویژه سازمان ملل از این فرقه جدا شده ام و هم اکنون در کشور فرانسه زندگی می کنم .

سازمان مجاهدین با یک سابقه تروریستی بسیار خطرناک در نزد مردم ایران بشدت منفور است. از طرف دیگر این سازمان با تبدیل شدن به یک فرقه فناتیک اعضای خودش را مورد خشن ترین آزار ها قرار می دهد بنحوی که اعضایش را از جهان آزاد  قطع کرده  و حداقل حقوق اعضا را نادیده گرفته و به رسمیت نمی شناسد. حتی اجازه ملاقات خانواده ها با عزیزانشان را به بهانه های واهی ممنوع کرده است.

این فرقه با کنترل ذهن مستمر اعضا انها را برده فکری خودش کرده واعضا را مجبور ساخته که رهبری این فرقه را جای خدا قرار داده و او را بپرستند.

این فرقه پایه گذار عملیات انتحاری در منطقه است واز ۳۸ سال قبل مبادرت به عملیات انتحاری در داخل ایران و اروپا کرده است.

این فرقه در جوامع ایرانیان در داخل کشور و خارج از کشور هیچ جایگاهی ندارد و از منظر مردم ایران این فرقه بشدت منفور و خیانتکار محسوب می شود. . مسئولین سازمان مجاهدین با صرف هزینه های هنگفت و از طریق رسانه ها سعی در تطهیر و سفید سازی گذشته مملو از کشتار خونین خود هستند. پرونده  سیاهی که به هیچ وجه با آب صد دریا هم پاک نخواهد شد.این فرقه فاقد حداقل پرنسیبهای سیاسی است و مطلقا هیچ صداقتی در آن وجود ندارد و مستمر با شانتاژ و جوسازی و دروغ سعی دارد که صورتش را با سیلی سرخ نگهدارد. و سیاه را سفید جلوه دهد.و با آوردن تعدادی سخنران اجاره ای و جمع آوری صدها پناهنده آواره با پول سعی در نشان دادن پایگاه اجتماعی خود کرده و می کند. کل سرمایه انسانی این فرقه  در حدود دوهزار اعضای نگونبختی است که با متوسط سنی ۵۵ و با کلسیونی از بیماریها در پادگانی موسوم به اشرف سه در حومه تیرانا بسر می برند.

اخیرا تلویزیون تحت مدیرت جنابعالی و دربرنامه ای به نام ریال استوری که خودتان مجری آن هستید؛ برنامه ای عاری از واقعیت از این فرقه پخش کرده اید که برای کسانیکه ماهیت این فرقه را می دانند و مطلع هستند بیشتر به یک جوک شبیه است.این برنامه نقص بزرگی از لحاظ اصول مطبوعاتی و خبرنگاری واقع بینانه و بیطرفانه دارد و آن این است که بایستی شما مصاحبه با تعدادی از کارشناسان مسلط به شناخت این فرقه و نیز هزاران اعضای جداشده از آن که سالها و برخی هم دهها سال در این فرقه از اعضا و مسئولین و فرماندهان آن بوده اند انجام داده و پخش می کردی و این وظیفه رسانه ای شما به عنوان یک ژورنالیست حرفه ای وتحصیل کرده و بی طرف می باشد. در کشور خودتان  بیش از صدنفر از این فرقه جدا شده و زندگی می کنند و چند صد نفر هم طی دوسال اخیر که از این فرقه جدا شده اند از البانی خارج شده ودر کشورهای اروپایی و امریکا بسر می برند.

من بعنوان یکی از فرماندهان و مسئولین سابق این فرقه به شما هشدار می دهم که فریب  این فرقه را نخورید زیرا این فرقه در کشور عراق هم با صرف هزینه های هنگفت و دادن رشوه های کلان از رسانه شروع کرد و سپس با پشتیبانی مالی ازگروههای تروریستی مانند القاعده و داعش  به نا امنی های کشور عراق دامن زد و مخل امنیت عراقیان و کشتار مردم بی گناه آن کشور شد.

  این فرقه در هنگام انفجار برج های دوقلو در امریکا توسط القاعده در پایگاهایش در عراق جشن و پایکوبی برقرار کرد و از آن عملیات تروریستی حمایت کرد و در زمان اشغال بخش عمده ای از خاک عراق توسط داعش مجددا جشن گرفت و تا جایی که در توان داشت داعش را در عراق مورد انواع پشتیبانی های مستقیم و غیر مستقیم قرار داد.

این فرقه در آلبانی هم دسیسه های شیطانی اش را شروع کرده ولابد شما بعنوان یک ژورنالیست آلبانیایی بهتر از ما می دانید که این فرقه چگونه در امور سیاسی کشور شما  دخالت می کند.

این فرقه قبل از هر اقدامی باید وضعیت رهبرش مسعود رجوی را تعیین تکلیف کند که مرده یا زنده است؟!. آنقدر به لحاظ سیاسی این فرقه دستش خالی است که مرگ رهبراش را ترکی الفیصل رئیس سابق اطلاعات سعودی اعلام کرده است واین فرقه با جنجال و هیاهو رهبر مرده اش را زنده جلوه داده وتا کنون یازده پیام منسوب به وی منتشر کرده است.آیا این عین عوام فریبی و شالارتانیسم سیاسی نیست؟

من از شما درخواست می کنم که طبق اصل بی طرفی رسانه ای اجازه دهید که اینجانب به همراه چند نفر از دوستانم هم حقایق مربوط به این فرقه رابه اطلاع مردم آلبانی برسانیم. رپرتاژی که با مسئولیت شما پخش شده است یک طرفه است و اساسا ساخته و پرداختۀ دستگاه عوام فریب این فرقه با صحنه سازیهای مضحک و صحبتهای ساختگی و دیکته شده از قبل توسط سران آن است.

لطفا حداقل برای اطلاع خودتان یا تعدادی از افراد جامعه جدا شده گان هم مصاحبه انجام دهید. بدون شک یک ژورنالیست حرفه ای از همه زوایا حقایق را بررسی ومورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد.

لازم می دانم به اطلاع برسانم که این فرقه بدترین خفقان و دیکتاتوری را نسبت به اعضای خودش اعمال می کند و هم اکنون هم درآلبانی با ایزوله کردن آنها در یک کمپ زمینۀ سر به نیست کردن اعضای ناراضی را فراهم کرده است .

این فرقه تروریستی و فناتیک به دلیل عدم رعایت حداقل حقوق انسانی و استفاده ابزاری ازا اعضا و هم چنین طلاق های اجباری و در تجرد نگهداشتن زنان و مردان ناقض حقوق بشر بوده و باید جنایات آن افشا و تحت پیگرد قضایی قرار گیرد.

آقای  سکول عزیز؛

یک سازمان سکتاریسیت و مزدور بیگانه هیچ وقت نمی تواند خودش را بعنوان اپوزیسیون قالب کند . شما به عنوان یک رسانه می توانید از جوامع ایرانیان در خارج از طریق فیس بوک در مورد این فرقه نظر سنجی کنید زیرا در این صورت یقینا بیشتر با واقعیتهای این فرقه موسوم به سازمان مجاهدین آشنا شده و به میزان منفور بودن آن نزد ایرانیان پی خواهید برد.

با احترام عیسی آزاده

پاریس ۳۰ نوامبر ۲۰۱۸

Mr. SOKOL BALLA

President and director   vision Plus TV and host of the real story in Albania

(Automatic google translation)

I, Easa Azadeh – from officials and former commander of the MEK I’m more than thirty years in different parts of it have activity and Camp Liberty in Iraq, with the help of a UNHCR higher refugees, and the Office of the UN special of the cult, isolated and now in French I live in.french.

MEK with a history of terrorist is very dangerous, in the sight of the people of Iran, sorely hated. From the other side of the MEK by becoming a cult fanatics member himself about the most violent vexation, Singapore, gives, implying that members of the Liberator, had cut the minimum rights of members to ignore and not recognize. Even allowed to meet with the families and their loved ones to make excuses, wishful thinking has forbidden.

This cult saccate, mind control, continuous members, them, thought herself has Tank would have made that the leadership of this cult to put in place of God, and the aura of worship.

This cult basic transition operation a tehari in the world has gotten 38 years before the venture into operation a tehari in Iran and Europe.

The cult communities of the Iranians inside the country and out of country no place, and from the perspective of the people of Iran, this cult acutely unpopular and treacherous can be considered. Officials of the MKO with the costs of operation and through the media tried to downplay and white storage past full of killing and bloody. The case touts that in any way with the water hundred the sea of time, the White will not. This cult lacks the minimum principles of political is absolutely no Honesty in it, there is no continuous Heart and shanties and lie is trying to show with your silly Red Keep. And black white effects. And by bringing a number of Speaker rental and collecting the hundreds of refugees displaced with the money try to show the social base. The total human capital of this sect of about two thousand members Grime that with an average age of 55 and with cohesion of disease in the garrison the so-called Ashraf3, in the outskirts of Tirana, institutions of society.

I, as one of the commanders and authorities of the denomination to alert you to the tenth, that the lure of these cults do not eat, because these sects in Iraq together with the costs of operation and giving bribes, huge, from, media, started, and then, with the financial support into a terrorist like Al-Qaeda and ISIS to insecurity, the country of Iraq, security Iraq and killing innocent people.

This cult when the explosion of the Twin Towers in America by al-Qaeda in camps in Iraq celebrated introduced, and IT operations support for the terrorists will in time occupy a major part of the territory of Iraq by ISIS, again celebrated, and where can be found the ISIS in Iraq, about the types of support, direct and indirect.

This cult in Albany, too, the machinations of the evil his has to start ولابد you as a journalist Albanian better than we know that this cult how in the political affairs of the country, you can interfere.

This cult before any action should the situation ladder will determine the assignment that Dead or Alive. So politically, the cult of the hand her empty that death ladders the Turkish Al-Faisal, the former chairman of the information Arabia, has announced. Vine cult with tumult, the leader of his dead again, alive and has so far eleven messages appointed to he has published. Is this the same demagoguery and Heart not political?

I ask of you to think that, according to the principle of neutrality of the media, let the servant to accompany a few of my friends also facts related to this cult laid to inform people of Albania note reporters that your responsibility is one-sided and is basically a figment of the device demagogic this cult.

Please and please at least inform yourself, or a number isolated from the community representatives also interview to do. Without a doubt, a journalist, a professional from all angles to check the facts case analysis.

It is necessary to know to inform them that this sect the worst of the stifling and dictatorial toward members herself applies and now also in Albania with isolate out them in a camp context, breakeven is not out of the members unhappy.

The cult due to non-compliance with minimum human rights and transformed the MEK to a cult of terror and fanatic and use the tool parents of members, and such a divorce is mandatory and in celibacy going to be used, women and men, flawed, human rights, and have the crimes of the Ann disclosure, and under the jurisdiction used. Mr. sokol dear an organization sect and mercenary alien no time and can be seen as the opposition to mold. You, as a media can from the communities of Iranians outside through a Facebook survey. Surely more with the facts, and hated being MEK will wake.

With respect, easa azadeh

Paris, November 30, 2018

۶- آقاى سگول بالا مدیر شبکه تلویزیونى ویژن پلاس و مجرى برنامه رئال استوری البانى

عبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، ۳۰٫۱۱٫۲۰۱۸
لینک به منبع

عبدالکریم ابراهیمی

آقای عبدالکریم ابراهیمی

اخیراً  از این شبکه با مدیریت جنابعالى برنامه هایى پخش شده که چهره تروریسم مجاهدین خلق و شخص مسعود و مریم رجوى و دیگر سران جنایتکار آن ها را از گذشته ننگین شان در تروریسم و کشتار و حتى شکنجه در مورد افراد تشکیلات شان، پاک و تطهیر نشان داده میشود.

بدینوسیله  اینجانب عبدالکریم ابراهیمى، بعنوان عضو قدیمى و با سابقه اى بیش از یک ربع قرن که تحت تشکیلات و اسیر در دستان بخون نشسته رهبرى و سران آن قرار داشتم، مراتب تأسف شدید و اعتراض خود را بعنوان انسانى آسیب دیده از اعمال تروریستى و فرقه اى این سازمان که رهبرى آنرا مسعود و مریم رجوى، بر عهده دارند،  تَوجه شما و دست اندرکاران این شبکه را به نکات زیر جلب مینمایم تا شاید وجدان آگاهتان،  بجوش آمده و  اگر آگاهانه یا ناآگاهانه یا بخاطر دریافت پول  چنین عملى صورت گرفته است در کارتان تجدید نظر کرده و چهره کریه تروریسم، آن طور که هست براى مستمعین و ببیندگان خود گزارش کنید و مطمئن هستم که وجدانتان از جنایات تروریستى و ظلم رهبرى و سران این سازمان در صورت آگاهى شما از واقعیات آن بدرد خواهد آمد.

سازمان مجاهدین بعد از تأسیس و سازمان دادن به خود و تشکیل هسته هاى مخفى با شعار ضد شاه و ضد آمپریالیسم به میدان آمد اما مشى آن مسلحانه بود که تا قبل از سرنگونى حکومت شاهنشاهى در ایران به ترور مستشاران آمریکایى دست زد و حتى بعد از ضربه شاه به این تشکیلات و دستگیرى بیشتر آن ها باز شیوه ترور خود را رها نکرده و اینبار ترورهاى درون تشکیلاتى  را شروع کردند و کسانى که حدس زده می شد پاسیو شده یا خط سازمان را اشتباه می دانستند، ترور فیزیکى می شدند. بعد از سرنگونى شاه و روى کار آمدن آقاى خمینى چون مجاهدین تمامیت خواه بودند اما جایگاهى ضعیف در برابر آقاى خمینى در بین مردم داشتند، وقتى نتوانستند آرزوى خود را به کرسى بنشانند و حکومت را در دست گیرند، مجدداً مشى مسلحانه را در پیش گرفتند و طرفداران آقاى خمینى در هر رده و سطحى به شیوه هاى وحشیانه و غیر انسانى مثله و اجسادشان را قطعه قطه کرده یا می سوزاندند و یا زنده زنده پوست از تن نفر می کندند( نفراتى که مجرى اینگونه کارها بوده اند و جنایات این چنینى مستقیما بدست آنان یا زیر نظر آن ها صورت میگرفته اکنون در کشور شما با اسم مستعار در پادگان مجاهدین حضور دارند)، این جنایت شامل حال کسبه کوچه و بازار هم میشد که الان بسیارى از خانواده هاى ایرانى داغدیده ترورهاى آن زمان سازمان مجاهدین هستند. همچنین عملیات تروریستى انتحارى و به خاک و خون کشیدن مردم و بمب گذاری ها در ایران در ابتداى انقلاب توسط این سازمان طراحى و به اجرا در میامد.

سازمان مجاهدین هم چنین  بعد از استقرار در عراق  وحشیانه ماشین ترور و کشتار خود را پیش میبرد و در شهرهاى ایران مردم عادى را با بمب گذارى و در  مرزهاى غربى ایران سربازان ایرانى که گناهى جز حفظ مرز کشور خود نداشتند قتل عام می کرد.

مسعود و مریم رجوى  و دیگر سرانش  در همکارى با دیکتاتور عراق و اداره امنیت آن در دستگیرى و شکنجه و به قتل رساندن بی شمار مخالفان دیکتاتور عراق نقش کلیدى داشتند و به همین دلیل اعتماد صدام حسین را متوجه خود کرده بودند.

در شورش شیعیان و کردهاى عراق بر علیه ظلم و ستم  دیکتاتور آن  و حزب بعث آن پیش قراول کشتار و قتل عام شیعیان در جنوب عراق و أکراد در شمال آن کشور که میخواستند به سمت بغداد پیش روى داشته باشند و دیکتاتور را ساقط کنند، اما همین  ارتش رجوى به دستور مستقیم او دست به  جنایات و کشتار زد و خودم شاهد کشتار أکراد در شهر خانقین و طوز خورماتو  عراق بودم و دیدم که چگونه اتوبوس حامل خانواده أکراد توسط مجاهدین با موشک انداز آرپیچى هفت، هدف گرفته شد و تمام سرنشینان آن در آتش سوختند و یا اینکه با چشم خود مشاهده کردم که چه جور مجاهدین با نفربر  بى ام بى وان، أکراد را زیر زنجیر می انداختند و از روى آن ها رد میشدند.

در جریان بعد از سرنگونى صدام، مجاهدین هم مأمن و طراح کشتار و قتل عام مردم بیگناه عراق توسط بقایاى بعث بودند و  قتل عام و کشتار داعش در عراق و سوریه را مى ستودند و با پول و امکانات به پشتیبانى از آن ها اقدام می کردند اما اکنون در کشور شما مظلوم نمایى کرده و با درست کردن  برنامه هاى غیر واقعى، می خواهند چهره  گذشته تروریستى و جنایات بی شمار خود را  پاک نمایند اما هم  قابل توجه شما باشد که  سران تروریست این سازمان دست شان تا مفرق در خون مردم خاورمیانه بخصوص مردم  ایران و عراق، آغشته است و با هیچ چیزى شسته نخواهد شد تا زمانى که بدست عدالت سپرده شده و عادلانه محاکمه شوند و تاوان جنایات خود را پس دهند.

با احترام مجدد

عبدالکریم ابراهیمى

۷- نامه سرگشاده کریم غلامی به شبکه تلویزیونی رئال استوری آلبانی

کریم غلامی، ایران فانوس، دوم دسامبر ۲۰۱۸
لینک به منبع

کریم غلامی

آقای کریم غلامی

خانم ها و آقایان

هیئت مدیره محترم ویژیون پولس

مطلع شدم در برنامه ای تحت عنوان رئال استوری به وضعیت مجاهدین خواهید پرداخت

من یکی از اعضای جدا شده از سازمان مجاهدین با سابقه ۲۵ سال عضویت در سازمان مجاهدین هستم که اکنون در کنار سایر جداشدگان از سازمان مجاهدین در انجمن های حقوق بشری فعالیت می کنم. فعالیت ما شامل افشاگری ها علیه جنایات سازمان مجاهدین است که طی سالیان تلاش کرده روی آن سرپوش بگذارد. من از سن ۱۶ سالگی در کنار مجاهدین با ملاهای ایران جنگیدم و تمام بهترین سال های عمرم را صرف مبارزه با رژیم حاکم بر ایران کردم و در این راه مجروح شدم و سالیان است که روی صندلی چرخدار زندگی می کنم. در سال ۲۰۰۹ به دلیل درد شدید پایم که در سال ۲۰۰۵ شکسته بود و متاسفانه به درستی درمان نشد و به شدت عفونت کرده بود، می خواستم به خارج از عراق بروم تا آن را درمان کنم ولی مسئولین مجاهدین نه تنها در این رابطه مرا یاری نکردند بلکه به مدت دو هفته مرا بعضا ۲۴ ساعت بازجویی کردند و حتی در حالی که روی صندلی چرخدار بودم و از شدت درد پایم توان نشستن نداشتم توسط مسئولین مجاهدین مورد ضرب و شتم قرار گرفتم. مگر خواسته من چه بود؟ من می خواستم درمان بشوم و به دردهایم پایان بدهم ولی در عوض مجاهدین مرا شکنجه می دادند و دردی به دردهایم اضافه می کردند.

رهبران سازمان مجاهدین سالیان تلاش کرده اند که گذشته پر از جنایت خود را سفید سازی بکنند. هشدار می دهم و یادآور می شوم که فریب دروغ های رهبران مجاهدین را نخورید و اجازه ندهید که با این نمایش ها بر روی جنایت های خود سرپوش بگذارند. اگر می خواهید رئال استوری داشته باشید، باید همه جانبه به آن نگاه کنید، شما باید به اعضای منتقد و جدا شده از مجاهدین گوش فرا دهید تا بشنوید آنچه که سالیان بر آنها گذشته است. شما باید به مردم ایران که قربانیان ترورهای کور مجاهدین بودند نیز گوش فرا دهید.

سازمان مجاهدین، یک تشکیلات فرقه ای و تروریستی است که اعضای آن هیچ اختیاری برای تصمیم گیری ندارند. رهبران این فرقه، با اختناق و سرکوب شدید از درون و شانتاژ علیه تمامی اعضای جدا شده از این فرقه، ترس شدیدی در درون تشکیلات ایجاد کرده اند که اعضای این فرقه از ترس مجازات جدا شدن، این فرقه را ترک نمی کنند. اعضایی که میخواهند جدا بشوند، با مجازات های شدیدی روبرو میشوند، مانند برگزاری نشست های مغزشویی و ضرب و شتم افراد در این نشست ها و در ادامه زندان و شکنجه و حتی مواردی بوده که این افراد سربه نیست و اعدام شده اند.

رفتار مجاهدین با زنان در تشکیلات مجاهدین بسیار بی رحمانه و ظالمانه بوده. شما باید به زنانی که در این سازمان آسیب دیده اند گوش فرا دهید. به چند مورد از جنایاتی که سازمان با زنان در درون تشکیلات انجام داده جلب می کنم.

جدا کردن کودکان از مادرانشان

طلاق های اجباری

حجاب اجباری

خارج کردن رحم زنان

تجاوز به زنان توسط مسعود رجوی تحت نام محرمیت زنان

تحقیر زنان که آنان ضعیفه هایی هستند که اگر دست رهبر عقیدتی بالای سر آنها نبود آن ها „فاحشه“ هایی بیشتر نبودند.(این موضوع بارها و بارها توسط مریم رجوی در درون تشکیلات مجاهدین به زنان عضو مجاهدین گفته می شد.)

با امید این که یک برنامه بی طرف و همه جانبه ارائه دهید.

با احترام

کریم غلامی

(پایان)

*** 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/نقض-حقوق-بشر-در-تشکیلات-مجاهدین/

افشاگری های روزنامه نگاران غربی درباره نقض حقوق بشر در تشکیلات مجاهدین

مزدا پارسی، انجمن نجات، مرکز فارس، بیست و یکم نوامبر ۲۰۱۸:…  مرات بر این باور است که این ادعاهای مجاهدین خلق علیه اعضای جدا شده کذب است چراکه «شهادت های افرادی که تازه جدا شده اند، گزارش های پیش از آن، از جمله دیدبان حقوق بشر را تایید می کند. در گزارش دیدبان حقوق بشرآمده است که اعضای جدا شده شاهد “ضرب و شتم، آزار روانی و کلامی، اعتراف اجباری، تهدید به … 

گاردین مطبوعات غربی مجاهدین خلق فرقه رجوی مریم رجویThe MEK (Mojahedin Khalq, Rajavi cult, NCRI …) And The Bankrupt U.S. Policy On Iran

لینک به منبع

لینک به متن انگلیسی

افشاگری های روزنامه نگاران غربی درباره نقض حقوق بشر در تشکیلات مجاهدین

توسط انجمن نجات مرکز فارس در ۳۰ آبان ۱۳۹۷

امروزه کافی است واژه MEK را در گوگل جستجو کنیم که به انبوهی از منابع بی طرف از روزنامه نگاران و فعالان مستقل درباره تشکیلات مجاهدین خلق دست یابیم. برخی از این افراد تحقیقات جامع و مفصلی درباره این گروه انجام داده اند و ماهیت واقعی آن را به خوبی افشا کرده اند. تازه ترین این مطالب را پل پیلار مامور سابق سازمان سیا در نشریه نشنال اینترست منتشر کرد.

پیلار نیز مقاله خود را در پی انتشار مقاله طولانی و پرجزئیات آرون مرات درباره مجاهدین خلق در گاردین نوشت، مقاله ی شش هزار کلمه ای که به گفته پل پیلار توسط تحلیل گری مجرب در امور ایران نوشته شده بود؛ آرون مرات سال ها مسئول بخش ایران در روزنامه اکونومیست بود. عنوان مقاله مفصل مرات که توجه بسیاری در رسانه های غربی به خود جلب کرد چنین بود: « ترویست ها، فرقه گراها یا قهرمانان دمکراسی ایران؟ داستان فوق وحشتناک مجاهدین خلق».

در میان جزئیات بسیاری که درباره ذات غیر دمکراتیک مجاهدین خلق در مقاله مرات عنوان می شود، جنبه های نقض حقوق بشر در این تشکیلات، گسترده و غیر قابل انکاراند. او گزارشش را با ماجرای سمیه محمدی آغاز می کند و از پدر و مادرش می نویسد که بیش از بیست سال است برای دیدار آزادانه با سمیه از هیچ تلاشی فرو گذار نکرده اند.
نویسنده گاردین نقض حقوق بشر را محدود به کسانی که درون فرقه گروگان گرفته شده اند، نمی داند؛ افرادی که از تشکیلات جدا شده اند نیز از حقوق اولیه پناهندگان در آلبانی برخوردار نیستند.

مرات اذعان می کند که پس از انتقال اعضای مجاهدین خلق به آلبانی تشکیلات زمینی در آن جا خریده و پایگاه جدیدی ساخته اما انتقال به آلبانی باعث موجی از جدایی ها شده است. وی می نویسد: «کسانی که برایشان مقدور بود توانستند به کشور های اتحادیه اروپا یا آمریکا فرار کنند اما در حدود ۱۲۰ نفری که به تازگی از تشکیلات فرار کرده اند بدون داشتن حق کار یا مهاجرت در آلبانی مانده اند. من نزدیک به دوازده تن از این افراد که نیمی از آن ها هنوز در آلبانی هستند، صحبت کردم. آن ها می گفتند که فرماندهان مجاهدین خلق به طور سیستماتیک اعضا را مورد آزار و اذیت قرار می دهند – با استفاده از شکنجه، زندان انفرادی، ضبط اموال، جدا کردن از خانواده ها اعضا را تحت کنترل خود نگه می دارند تا مخالفت ها را خاموش یا از جدا شدن آن ها جلوگیری کنند. سخنگوی تشکیلات مجاهدین خلق در پاسخ به این اظهارات می گوید: این افرادی که به عنوان عضو سابق معرفی می شوند در بخشی از کمپین دیونمایی علیه مجاهدین خلق به کار گرفته شده اند.»

مرات بر این باور است که این ادعاهای مجاهدین خلق علیه اعضای جدا شده کذب است چراکه «شهادت های افرادی که تازه جدا شده اند، گزارش های پیش از آن، از جمله دیدبان حقوق بشر را تایید می کند. در گزارش دیدبان حقوق بشرآمده است که اعضای جدا شده شاهد “ضرب و شتم، آزار روانی و کلامی، اعتراف اجباری، تهدید به مرگ و شکنجه که در دو مورد به مرگ انجامید، بوده اند.»

روزنامه نگار گاردین فهرستی مفصل و پرجزئیات از موارد نقض حقوق بشری که سران مجاهدین خلق علیه اعضا مرتکب می شوند، ارائه می دهد و در هر مورد نام فردی که شخصا مورد خشونت ورزی از سوی تشکیلات قرار گرفته است، عنوان می کند. این گزارش ها جنبه های گوناگونی از نقض حقوق انسان ها در تشکیلات مجاهدین خلق را روشن می کند از نشست های اعتراف و خودانتقادی، شکنجه های جسمی و روحی گرفته تا طلاق اجباری، سواستفاده جنسی از زنان توسط مسعود رجوی، عمل جراحی بیرون آوردن رحم و عقیم کردن زنان و زندان انفرادی. منوچهر عبدی، بتول سلطانی، زهرا معینی و فرشته هدایتی از جمله کسانی هستند که اظهارت آن ها به عنوان شاهدان عینی در این گزارش تحقیقی آمده است.

پس از ارائه شواهد کافی درباره ساز و کار نقض حقوق افراد در تشکیلات فرقه ای مجاهدین خلق، مرات به داستان سمیه محمدی باز می گردد. از وکیل خانواده محمدی نقل می کند که پلیس و سیستم قضایی آلبانی تحت نفوذ اطلاعات غلطی که مجاهدین خلق به آن ها می دهد، هستند. این وکیل به مرات گفته است: «وقتی که به اداره پلیس رفتم تا شکایت آن ها را ثبت کنم، افسران پلیس در حقیقت فرار کردند. آن ها می ترسند که شغلشان را از دست بدهند.»

او از رفتار خشونت آمیز عوامل مجاهدین خلق با مصطفی و محبوبه محمدی می نویسد: « آن ها مصطفی – و هر عضو سابقی که بر ضدشان صحبت کند— را به مزدوری و جیره خواری “رژیم ملاها” متهم می کنند. در ۲۷ جولای، مصطفی پس از حمله چهار تن از اعضای رده بالای مجاهدین خلق در بیمارستان بستری شد. حمله کنندگان، که بر سر محمدی فریاد می زدند “تروریست” برای مدت کوتاهی بازداشت شدند. اما پس از آنکه گروه بزرگی از افراد مجاهدین خلق در اداره پلیس تجمع کردند، آزادشان کردند.»
و همچنین مرات درباره مصاحبه کذایی با سمیه محمدی که در آن پدر و مادرش را به مزدوری برای اطلاعات جمهوری اسلامی متهم می کند، می نویسد: « سمیه ای که عصبی به نظر می رسید، اخیرا در مصاحبه ای ویدئویی در پایگاه مجاهدین خلق گفت که مایل است در گروه بماند.»

ل پیلار در مقاله خود گزارش آرون مرات رابا مقایسه مریم و مسعود رجوی با رهبران فرقه های بدنامی چون جیم جونز، تکمیل می کند و در ادامه می نویسد: « خانواده ها از هم پاشیدند، همسران مجبور به جدایی شدند، و زنان اگر با مسعود رجوی ازدواج نمی کردند و متحمل تجاوز جنسی او نمی شدند، تهدید به مجازات و تنبیه می شدند. جزئیات تهوع آور در باره پایگاه مجاهدین در آلبانی ادامه دارد، از جمله ماجراهای عقیم کردن اجباری زنان و زندان انفرادی برای کسانی که احتمال فرارشان از تشکیلات وجود دارد. رییس سابق اطلاعات نظامی آلبانی می گوید که اعضای مجاهدین خلق در درون پایگاه آن به مانند گروگان هایی زندگی می کنند که در معرض خشونت روانی بیش از حد و تهدید به مرگ هستند.»

چنانچه شاهد آن هستیم و رسانه های غربی هم دائما در گزارش هایشان تایید می کنند، گزارش هایی که مبتنی بر سرکوب و خشونت در درون پایگاه های مجاهدین خلق است اندک نیستند و وجدان های آگاه باید وظیفه خود بدانند که برای متوقف کردن این خشونت ها اقدامات جدی بکنند.

مزدا پارسی

*** 

Mojahedin Khalq Mek MKO Rajavi cultUSARemember.Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) was one of the excuses of US attacking Iraq

The MEK’s dirty past includes the anti-Imperialist inspired murder of six Americans in pre-revolution Iran which it later celebrated in songs and publications

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/کانون-های-شورشی-علیه-مریم-رجوی/

کانون های شورشی علیه مریم رجوی

 انجمن نجات، مرکز فارس، پنجم نوامبر ۲۰۱۸:… اخیرا، خبرهایی مبنی بر حضور مریم رجوی در تیرانا منتشر شده است و تحلیل های متنوعی درباره علت سفر دوباره او به تیرانا نوشته شده است. به نظر می رسد که این بار حضور مریم رجوی در مقر تیرانا دلایل تشریفاتی ندارد. او در هتل اینترنشنال تیرانا اقامت دارد و هر روزه با فرماندهان و مقامات ارشد نشست هایی برگزار می کند … 

Maryam Rajavi Tirana Albania cult of RajaviMEK in Albania—Potential Implications and Security Concerns for Albania

لینک به منبع

لینک به متن انگلیسی

کانون های شورشی علیه مریم رجوی

توسط انجمن نجات مرکز فارس در ۱۲ آبان ۱۳۹۷

از زمان انتقال تشکیلات مجاهدین خلق به آلبانی، مریم رجوی چندین بار از پاریس به تیرانا سفر کرده است. سفرهای او معمولا برای مناسبت های خاص از قبیل مراسم نوروز یا پذیرایی های پر زرق و برق از میهمان های آمریکایی اش صورت گرفته است. برای نمونه سناتور مرحوم شده جان مک کین یکی از این چندین مقام آمریکایی بود که مبالغ کلان دریافت کردند و برای حمایت از مجاهدین خلق به مقر تیرانا آمدند و با رییس جمهور خود خوانده مجاهدین خلق دیدار کردند.

اخیرا، خبرهایی مبنی بر حضور مریم رجوی در تیرانا منتشر شده است و تحلیل های متنوعی درباره علت سفر دوباره او به تیرانا نوشته شده است. به نظر می رسد که این بار حضور مریم رجوی در مقر تیرانا دلایل تشریفاتی ندارد. او در هتل اینترنشنال تیرانا اقامت دارد و هر روزه با فرماندهان و مقامات ارشد نشست هایی برگزار می کند. چه چیزی باعث شده است که اقامت رجوی در تیرانا تا این حد طولانی شود؟ احتمالا او لازم دیده است که بر اداره و سازمان دهی تشکیلاتش بازنگری کند.

مهم ترین دلیل حضور او می تواند روند رو به افزایش جدا شدن اعضا از تشکیلات باشد. چنانچه در خبر ها دیدیم، در هفته گذشته دست کم چهار نفر از تشکیلات مجاهدین خلق اعلام جدایی کردند. عظیم میش مست، غلامعلی میرزایی، موسی دامرودی و علی هاجری افرادی هستند که ظرف همین دو هفته گذشته اعلام جدایی کردند. همه آن ها از افراد باسابقه مجاهدین خلق بودند که دست کم سه دهه از عمر خود را در این تشکیلات گذرانده اند.

این ها تنها چند نمونه اندک هستند که از زمان انتقال به آلبانی تا کنون رسما اعلام جدایی کرده اند. مسلما، شمار جدا شده ها بسیار بیشتر از نام هایی است که در رسانه ها منتشر می شود چرا که بسیاری از افراد پس از جدا شدن بیم از آزار و اذیت عوامل مجاهدین خلق دارند. هنگامی که مجاهدین خلق در آلبانی مستقر شدند، چنانچه جدا شده ها خود اذعان می کنند، شرایط برای خروج از سازمان مناسب تر از شرایط حضور در عراق بود – سران سازمان اعضا را بسیار از نفوذ جمهوری اسلامی در عراق می ترساندند. هر چند که در همان دوران نیز، به ویژه پس از سقوط صدام حسین و خلع سلاح مجاهدین خلق توسط ارتش آمریکا، صد ها تن از کمپ اشرف و لیبرتی فرار کردند.

چنانچه گفته شد، پس از انتقال به آلبانی شمار زیادی از اعضا مخفیانه و در سکوت خبری از گروه جدا شدند. برای نمونه، زینب حسین نژاد که پدرش قربان علی چند سال پیش از او، در عراق، از تشکیلات جدا شده بود، موفق شد که گروه را ترک کند و به یونان برود. جدایی او از تشکیلات در زمان خودش رسانه ای نشد تا هفته گذشته که خواهرش مونا به همراه پدر به دیدار او رفتند. ویدئوهای تاثر برانگیز از اشک های شوق دو خواهر در اولین دیدارشان پس از ده ها سال جدایی، در شبکه های اجتماعی با استقبال فراوان روبرو شد.

بدین ترتیب، مبارزه اصلی مریم رجوی در این روزها، حفظ اعضا در درون تشکیلات فرقه است. در حالیکه او برای متقاعد کردن اعضا به ماندن در تشکیلات تلاش می کند، مبارزه کذایی اش برای آزادی و دمکراسی بی معنی است.

درحالی که او از تریبون های تبلیغاتی اش مدعی می شود که کانون های شورشی در شهر های ایران شکل داده است اما به واقع درگیر مقابله با کانون های شورشی و مقاومتی است که اعضا در درون گروه تشکیل داده اند.

از منابع درون گروه خبر می رسد که زهرا مریخی مسئول اول سازمان نیز در مقر اشرف سه، نشست های طولانی مدت برای اعضا برگزار می کند و آن ها را متهم می کند که به اندازه کافی به «غسل در صحنه» متعهد نبوده اند! «غسل در صحنه» یکی از مناسک فرقه است که شامل افشای افکار جنسی، خود انتقادی و سپس اعمال فشار جمعی است. ظاهرا سران سازمان اجرای این فرایند را برای رسیدن به هدفشان که همان سرنگونی جمهوری اسلامی است حیاتی می دانند!

چنانچه می دانیم، حامی سرشناس مجاهدین خلق جان بولتون به آن ها قول داده است که تا پیش از چهلمین سالگرد انقلاب ایران یعنی در سال ۲۰۱۹، جمهوری اسلامی سرنگون خواهد شد و او و تشکیلات مجاهدین خلق در تهران جشن خواهند گرفت. اکنون دو ماه تا لحظه موعود بیشتر باقی نمانده است. نشانی از سرنگونی به چشم نمی خورد، تشکیلات مجاهدین خلق روز بروز بیشتر تحلیل می رود. سران سازمان و در راس آن ها مریم رجوی با چالش بزرگ حفظ تمامیت سازمان روبرو هستند و سرنگونی جمهوری اسلامی در این میان رویایی بسیار دور از دسترس به نظر می رسد.

مزدا پارسی

***

Mossad To Use MEK Maryam Rajavi For Fatal False Flag Op In AlbaniaMossad To Use Mercenary MEK For Fatal False Flag Op In Albania

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33916

خانواده؛ کابوس مرگباری برای فرقه رجوی 

 Bakhshali_Alizadeh_Tirana_Albaniaبخشعلی علیزاده، انجمن نجات، مرکز تهران، بیست و نهم اکتبر ۲۰۱۸:… لجن پراکنی های مشمئز کننده علیه خانواده در چند سال اخیر از طرف فرقه رجوی کم نبود. از جمله می گفتند که خانواده ها همه مزدور وزارت اطلاعات هستند و شعار می دادند که: “ننگ ما، ننگ ما، فامیل الدنگ ما” و میگفتند که خانواده ها برای جاسوسی و ترور به اشرف آمده اند. در زمانی که سازمان مجاهدین … 

دیدار زینب و مونا حسین نژاد بعد از سی و شش سال اسارت در فرقه رجویMona And Zeinab Hosseinnejad Meet Each Other After 36 Years

لینک به منبع

خانواده؛ کابوس مرگباری برای فرقه رجوی

توسط انجمن نجات مرکز تهران آخرین بروزرسانی ۶ آبان ۱۳۹۷

شما هر چقدر شنیده باشید یا حتی اگر دیده باشید که پدیده ای به نام خانواده چگونه تشکیلات به اصطلاح آهنین سازمان مجاهدین خلق را بلرزه در میآورد باز کم است.
بله عنصر خانواده یک زهر کشنده به تار و پود فرقه رجوی بوده و هست. برخلاف خیلی از مسائل دیگر که تاکنون دیده اید خانواده عملکرد دیگری در مناسبات فرقه رجوی دارد.
مثال: اگر مسئولین فرقه در معرض شدیدترین مشکلات و فشارها باشند. تلاش میکنند از آن یک سکوی پرش و جهش ترتیب بدهند و محرک ایجاد نمایند، حتی در قبال کشتار و حمله و هجوم! اما کجا به زانو در می آیند؟ بورژوازی؟ نه، دقیقا در نقطه خانواده، بله درست در نقطه خانواده متحمل شکست میشوند.

حتی برای عبور از بورژوازی و ارزشهای دنیای سرمایه داری که بسیار قوی هستند و میتوانند حرکت ها و جنبش های زیادی را از پا در بیاورند، فرقه رجوی در مقابله با این پدیده همیشه آمادگی داشته و آموزش های لازم را به کادرهایش میدهد، اما در مقابل خانواده علیرغم انبوهی آموزش و ترفند توان مقابله ندارد.

راستی چرا گفتم “ترفند”؟ بدلیل اینکه برای مقابله با عنصر خانواده آنها متوسل به قرآن و ائمه اطهار میشوند و از آنها شواهد تاریخی می آورند که خانواده نه تنها بد است بلکه از ارزشهای خداگونه انسان را بدور نگه میدارد.

داستان خانواده در سازمان مجاهدین خلق از سال شصت و هشت شمسی که وارد انقلاب ایدئولوژیک شدیم تبدیل شد به یک وسیله بسیار متناقض. زیرا هم توانستند خود را از برخی بحرانهای سیاسی و اجتماعی و منطقه ای نجات بدهند و هم بالعکس، در بسیاری مقاطع هم مثل تیغ دو لبه عمل کرد. بنابراین خانواده در تشکیلات مسعود و مریم رجوی داستانی است بی پایان.

لجن پراکنی های مشمئز کننده علیه خانواده در چند سال اخیر از طرف فرقه رجوی کم نبود. از جمله می گفتند که خانواده ها همه مزدور وزارت اطلاعات هستند و شعار می دادند که: “ننگ ما، ننگ ما، فامیل الدنگ ما” و میگفتند که خانواده ها برای جاسوسی و ترور به اشرف آمده اند.

در زمانی که سازمان مجاهدین خلق در عراق بود، در مراجعه خانواده ها برای کسب اطلاع از سلامتی فرزندانشان، مورد هتاکی ها و حتی ضرب و شتم شدید قرار گرفتند که قطعا برخی فیلم های آن صحنه های زشت را در فضای مجازی دیده اید.

علت دشمنی مسعود و مریم رجوی با خانواده چیست؟

طبعا اگر مطالعه کرده باشید ای بسا پی برده باشید. اما من خدمت شما بصورت خیلی ساده و کوتاه بیان کنم که خانواده یعنی چه؟

خانواده در یک کلام یعنی پاکترین عشق و عواطف همسر و فرزندان و پدر و مادر و خواهر و برادر و سایر عزیزان. خانواده اولین جامعه ای است که هر انسانی آنرا میشناسد و در آن بزرگ شده و تربیت می شود و بعد وارد جامعه بزرگتر میگردد تا نقش ایفا کند. خانواده همان جایی است که تمامی عشق و عواطف به صورت بی دریغ و بی چشمداشت و یک جانبه نثار می گردد. اما علاقه و عاطفه خانوادگی پادزهر مغزشویی است.

بنابراین هر خانواده ای در مناسبات سازمان مجاهدین خلق دشمن تلقی میگردد. زیرا حضور خانواده عواطف را زنده می کند و آثار مغزشویی را از بین می برد و تفکر آزاد و مستقل را موجب می شود که به هیچ عنوان مورد پسند فرقه نیست.

مسعود رجوی خود را مالک اعضای خود می داند و می خواهد آنان را مغزشویی کرده و از آنها مانند ربات استفاده نماید. در این میان خانواده را رغیب خود می داند و آنرا مزاحم و موجب دردسر می بیند و لذا تمام تلاش خود را می کند تا این مانع را از سر راه بردارد و نگذارد اعضا با خانواده هایشان در ارتباط باشند.

بنابراین دعوای اصلی بین رجوی و خانواده هاست. خانواده ها از آنجا که عشق و علاقه شان واقعی است هرگز کوتاه نمی آیند و به کمک عزیزان خود می شتابند و از هیچ فداکاری فروگذار نخواهند کرد.

در این جنگ قطعا خانواده پیروز است چون برحق است و عضو مربوط نهایتا بین رجوی مردم فریب و خانواده دارای عشق پاک، خانواده را انتخاب می کند و این سالیان چه در عراق و چه در آلبانی این موضوع به کرات ثابت شده است.

مرحله بعد از جدا شدن فرد از سازمان، رفتن فرد پی زندگیش است تا مجددا شروع تازه ای داشته باشد و از آنطرف سازمان ول کن معامله نیست و با تبلیغات منزجر کننده و تهوع آور تلاش میکند صحنه را مخدوش کرده و بهم بریزد. بنابراین لجن پراکنی می نماید و آب را گل آلود میکند. اما براستی هدف فرقه از این ترفند ها چیست؟ پاسخ ساده است، برای جلوگیری از ورود سایر خانواده ها جهت نجات فرزندانشان است که نتیجه اش جدا شدن از بدنه سازمان می باشد. جدا شدن هر فرد یعنی یک ضربه سنگین بر پیکره فرسوده و بی جان سازمان.

بله دوستان در یک بیان ساده تلاش کردم برسانم که هرگاه خانواده ای قصد کرد تا فرزندش را بدست بیاورد در اغلب موارد موفق بوده است، زیرا مغزشویی از طرف فرقه بشدت ادامه دارد و خانواده می تواند این جادو را باطل کند. هرگاه خانواده ای وارد شده دقیقا بمثابه آب به لانه مورچه ریختن بوده و کل دستگاه سازمان را بر هم ریخته است. پس بر هر خانواده ای که نگران فرزندش است لازم و ضروری است که لحظه ای آرام و قرار نگیرد و دست بکار شود. این جنگی است که زمان و مکان نمی شناسد و برنده کسی است که بیکار ننشیند و پیگیر باشد و افق های دور را نگاه کند. در افق جز پیروزی تصویر دیگری مشاهده نمی شود.

بخشعلی علیزاده

*** 

Maryam_Rajavi_Cult_MEK_MKO_NCRI_Tirana_Albania_TRT_World_2018The MEK: a group looking to overthrow the Iranian regime

Mojahedin_Khalq_MEK_Ch_4_News_AlbaniaThe shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian government 

Albanian_Police_No_Match_For_MEK_Rajavi_Cult_ Saddam_MukhabaratThe fortified headquarters of Iranian Mojahedin Khalq (MEK, MKO, NCRI, …) in Albania

MEK_MKO_Mojahedin_Khalq_Maryam_Rajavi_facility_AlbaniaA Tiny Group on a Compound in Albania are Being Groomed to Destabilize Iran

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33867

“از “ابراز نگرانی مقامات امنیتی از مستقر شدن مریم رجوی در هتل ناشنال تیرانا” تا “عمق وابستگی فرقه مجاهدین خلق به شیوخ سعودی 

Bakhshali_Alizadeh_Tirana_Albaniaبخشعلی علیزاده، انجمن نجات، مرکز تهران، بیست و سوم اکتبر ۲۰۱۸:… مریم رجوی حدود یک هفته است که در هتل ناشنال تیرانا با تعداد زیادی از همراهان مستقر شده و دیدارهایی داشته است که این موضوع عدم رضایت مقامات امنیتی آلبانی را به دنبال داشته که به مقامات سیاسی در این خصوص معترض بوده اند.ظاهرا سازمان مجاهدین خلق قصد دارد افراد خیلی بیشتری را از سراسر اروپا … 

عادل اعظمی بهمن اعظمی سعدالله سیفی نجات یافتگان فرقه رجوی مجاهدین خلق در آلبانی 1من و بهمن و سعدالله، کردستان و دیالی و تیرانا

ابراز نگرانی مقامات امنیتی آلبانی از تمرکز جدید فرقه رجوی در این کشور

توسط انجمن نجات مرکز تهران در ۱ آبان ۱۳۹۷
لینک به منبع

یکی از نجات یافتگان از فرقه رجوی در تیرانا که با انجمن نجات در تماس است از قول یکی از مسئولین امنیتی آلبانی که با وی در ارتباط می باشد بیان نموده است که:

“مریم رجوی حدود یک هفته است که در هتل ناشنال تیرانا با تعداد زیادی از همراهان مستقر شده و دیدارهایی داشته است که این موضوع عدم رضایت مقامات امنیتی آلبانی را به دنبال داشته که به مقامات سیاسی در این خصوص معترض بوده اند.

ظاهرا سازمان مجاهدین خلق قصد دارد افراد خیلی بیشتری را از سراسر اروپا در آلبانی متمرکز کند و یک قلم رقم بالایی کامپیوتر، شاید حدود ۱۰۰۰ دستگاه، سفارش داده و وارد کرده و از گمرک ترخیص نموده است که برای کشور کوچکی مثل آلبانی رقم فوق العاده بالایی است و معلوم نیست این تعداد کامپیوتر چه استفاده ای دارد.

حضور مجاهدین خلق در کشور آلبانی همیشه با اعتراض مقامات امنیتی و پلیس همراه بوده که ظاهرا الان افراد مستقر در اروپا را هم در آلبانی متمرکز می کنند که این بی توجهی مقامات سیاسی به امور امنیتی بخاطر منافع مقطعی عواقب ناخوشایندی را در آینده برای این کشور بدنبال خواهد داشت.”

خبرهای دیگر همچنین حاکی است که اوضاع درونی فرقه رجوی در آلبانی به شدت نابسامان است و مستقر شدن مریم رجوی در یک هتل در تیرانا که خود مقری مستقل در اردوگاه سوم فرقه در آلبانی دارد تأییدی بر این موضوع می باشد.

اخیرا بسیاری از اعضا علنا به مسئولین خود گفته اند که از وعده های مکرر دروغین در خصوص سرنگونی رژیم خسته شده اند و مسئولین هم در پاسخ آب پاکی را روی دستشان ریخته و گفته اند که هیچکس نمی تواند تاریخ دقیقی برای سرنگونی بدهد که همین موضوع اعتراضات و بهم ریختگی ها را تشدید کرده است.

همسویی فرقه رجوی با حکام سعودی تا کجا؟

توسط انجمن نجات مرکز تهران در ۲۹ مهر ۱۳۹۷
لینک به منبع

بخشعلی علیزاده نجات یافته از مجاهدین خلق فرقه مریم رجوی در آلبانیبی گمان یکی از مهمترین اخبار این ایام مفقودالاثر شدن روزنامه نگار و فعال سیاسی عربستان، آقای جمال خاشقچی میباشد که چند روز پیش با نامزد خود به کنسولگری سعودی در استامبول مراجعه می نماید تا مدارک خود را تکمیل کند. ظاهرا قصد ازدواج با یک زن ترکیه ای را داشته است. نامزد وی بعد از ساعت‌ها انتظار در بیرون کنسولگری که خبری از آقای خاشقچی نمیشود به پلیس اطلاع داده و داستان شروع می گردد.

بعد از چندین روز از مفقودالاثری جناب خاشقچی، تمام ظن ها متوجه دولت سعودی و شخص بن سلمان ولیعهد عربستان میگردد. اغلب دولتهای غربی در این خصوص موضع گیری می نمایند. دولت آمریکا وزیر خارجه خود را روانه ریاض مینماید تا حکام سعودی را متوجه عواقب کارشان نماید. برخی دیدارهای رسمی کنسل شده و ادامه روابط با ریاض موکول به روشن شدن نتایج تحقیقات می گردد، که قطعا اخبار را در این خصوص دنبال کرده اید.

اما آنچه همه را متعجب کرده رویکرد فرقه رجوی در این خصوص است. البته خیلی هم جای تعجب ندارد و این انتظاری بیهوده و عبث است که موضعگیری علیه سعودی از جانب فرقه رجوی مشاهده گردد.

چرا فرقه رجوی در این خصوص کلا سکوت کرده است؟ اگر به جای سعودی مثلا سوریه یا عراق بود آیا تابحال گوش فلک را کر نکرده بود؟

فکر می کنم پاسخ واضح باشد. نباید مریم رجوی علیه ولی نعمت خود در ریاض حرفی بزند و یا موضعی بگیرد یا حتی اخبار روز آنها را که در همه رسانه ها هست در رسانه های خود منعکس نماید.

فضاحت این جنایت و بوی تعفن آن بقدری زیاد است که سکوت مریم رجوی و فرقه اش محلی از اعراب ندارد. اما دست آنها برای همه رو میشود که چقدر وابسته به شیوخ سعودی و دلارهای آنان هستند و مهر صحتی است بر سخنان آقای مسعود خدابنده که چندی پیش افشاگری کرد که طلاهای هدیه داده شده از طرف سلطان سعودی را با چند کامیون از ریاض به بغداد منتقل کرده بودند.

واقعا وقتی پایبندی به اصول در کار نباشد کار به کجا میکشد؟

وقتی منافع روز، سیاست یک فرقه تروریستی را مشخص می کند آنوقت امپریالیسم و جهانخوار و ببر کاغذی متحد استراتژیک میشود. یا رژیمی مثل سعودی که بدلیل فقط یک قلم کشتار مردم بی دفاع یمن زیر ضرب بین المللی است و اکنون هم بدلیل سلاخی کردن منتقد خودش زیر سنگین ترین اتهامات است، ولی نعمت میشود. ظاهرا این اقدامات مشمئز کننده و تهوع آور فرقه رجوی سر باز ایستادن ندارد و این فرقه با سرعت زیاد ریل سقوط و انحطاط را طی میکند.

بخشعلی علیزاده

*** 

سعدالله سیفیسعدالله سیفی در دامان پرمهر خانواده

MEK_troll_factory_in_Albania_modern_slavesSecret MEK troll factory in Albania uses modern slaves (aka Mojahedin Khalq, MKO, NCRI ,Rajavi cult)

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33626

از صلح و عشق تا قتل در خونسردی کامل نگاهی به فرقه مانسون 

Manson_Film_Logo_Rajavi_Cult_MEKابراهیم خدابنده، انجمن نجات، بیست و هفتم سپتامبر ۲۰۱۸:… مستند دو ساعته ‘Inside The Manson Cult: The Lost Tapes’ “درون فرقه مانسون: نوارهای گمشده” که در سال جاری میلادی به صورت استفاده از فیلم های مستند همراه با بازسازی برخی صحنه ها توسط بازیگران بر مبنای حقایق اتفاق افتاده تهیه شده، پرده از جنایات هولناکی بر می دارد که در درون یک فرقه مخرب … 

ابراهیم خدابنده مشهد مجاهدین خلق فرقه رجوی تروریسم خیانت وطن فروشیMothers, the forgotten victims of ISIS and the MEK (Rajavi cult)

لینک به منبع

از صلح و عشق تا قتل در خونسردی کامل

نگاهی به “فرقه مانسون”

توسط ابراهیم خدابنده در ۵ مهر ۱۳۹۷

مستند دو ساعته ‘Inside The Manson Cult: The Lost Tapes’ “درون فرقه مانسون: نوارهای گمشده” که در سال جاری میلادی به صورت استفاده از فیلم های مستند همراه با بازسازی برخی صحنه ها توسط بازیگران بر مبنای حقایق اتفاق افتاده تهیه شده، پرده از جنایات هولناکی بر می دارد که در درون یک فرقه مخرب کنترل ذهن که ظاهری آرام داشت به وقوع پیوسته است. این فیلم با استفاده از حدود ۱۰۰ ساعت فیلم های تهیه شده در این خصوص تولید گردیده است.

فرقه مانسون فرقه رجوی مجاهدین خلق

این مستند به زندگی رهبر فرقه Charles Manson “چارلز مانسون” که در سن ۸۳ سالگی مرد، فردی که ابتدا فوق العاده موجه می نمود و اعتماد بسیاری را جلب کرده بود، پرداخته و به درون Spahn’s Ranch “مزرعه اسپان” جایی که مانسون و پیروانش در آن در ایزولاسیون کامل زندگی می کردند می رود.

فرقه مانسون فرقه رجوی مجاهدین خلق

در این فیلم مصاحبه هایی با اعضای سابق این فرقه که حالا سن و سالی از آن ها گذشته نیز به نمایش در می آید که بعضاً برای اولین بار بعد از سالیان پرده از برخی حقایق که تاکنون در خصوص آن ها سکوت کرده بودند بر می دارند.

مانسون به شدت ادعای دفاع از حقوق زنان داشت و خود را پدر تمامی دختران می دانست. او می گفت که: “هر دختری باید پدری مانند چارلز داشته باشد، یعنی کسی که قدر گوهری به نام دختر را بداند، کسی که به زنان اجازه دهد آزاد باشند و هر کاری که بخواهند انجام دهند”.

اما در این فیلم به خوبی نشان داده می شود که چگونه مانسون از تمامی دختران و زنان سوء استفاده می کرد و به اسم رهایی آنان را استثمار می نمود و چگونه این رهبر ظاهرا آزادی خواه و صلح طلب دست به مخوف ترین جنایات و قتل ها و شکنجه ها و تجاوزها زده بود.

فرقه مانسون فرقه رجوی مجاهدین خلق

همچنین در این فیلم اطاعت کورکورانه و اعتماد بی دلیل هواداران نشان داده می شود که تعجب همگان را برمی انگیزد که چگونه این افراد قدرت تفکر منطقی را از دست داده و به روبات تبدیل گشته اند. برخی بعد از سالیان هنوز نفهمیده اند که چه مکانیزمی بر روی آنان عمل کرده است.

پنجاه سال قبل چارلز مانسون یک گروه از جوانان آرمان گرا و صادق و البته بی تجربه را در یک کمون در جنوب کالیفرنیا جمع کرد. مانسون یک موسیقی دان دارای نفوذ کلام بود که صرفاً از صلح و عشق سخن می گفت و افراد ناآگاه را به خود جذب می نمود و افراد مستعد را به درون حلقه خصوصی خود وارد می کرد. هیچ کس تصور نمی کرد که این فرد آرام با آن هنر لطیف موسیقی که داشت یکی از جانی ترین انسان های تاریخ آمریکا باشد.

این مستند در روز ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۸، یعنی ۱۰ ماه بعد از مرگ مانسون، از شبکه تلویزیونی Fox فوکس (این شبکه با Fox News “فوکس نیوز” متفاوت است) پخش گردید. قتل منتقدان و مخالفان از جمله خبرنگارانی که به دنبال تحقیق در خصوص این فرقه بودند در پرونده مانسون ثبت گردیده است.

مشخصاً یک فیلمساز جوان به طور ویژه اجازه فیلم برداری از درون فرقه را یافت که بلافاصله به طرز مشکوکی درگذشت و فیلم ها و عکس ها و مصاحبه های بسیاری از وی به جا ماند. این نوارهای گمشده ۴۰ سال بعد یعنی در سال ۲۰۱۶ یافت گردیده و در مستند فعلی به کار گرفته شد.

چارلز مانسون در ۱۲ نوامبر ۱۹۳۴ متولد شد و در ۱۹ نوامبر ۲۰۱۷ در زندان ایالتی Corcoran “کوکوران” مرد. نام اصلی او Charles Milles Maddox “چارلز میلز مادوکس” بود. او به عنوان یک رهبر فرقه ای و مخوف ترین جنایتکار آمریکا شناخته می شود. او فرقه “خانواده مانسون” را پایه ریزی کرد و افرادی را در مکانی با عنوان “خانه مانسون” گرد هم آورد.
در ژوئیه و اوت ۱۹۶۹ هواداران مانسون ۹ قتل در ۴ مکان را مرتکب شدند. در سال ۱۹۷۱ او به اتهام قتل و توطئه به قتل ۷ نفر محکوم شد که همگی آنان از اعضای خود فرقه بودند که به دستور وی کشته شده بودند. او بعداً به قتل دو نفر دیگر هم محکوم شد.

بعداً معلوم شد که وی جنایتکار با سابقه و دارای سوابق کیفری بوده که نام خود را تغییر داده است. او پدر خود را نمی شناخت و مادرش اغلب در زندان بود که چارلز هم از نوجوانی زندان را تجربه می نمود. این که او چگونه اعتماد بسیاری را جلب کرده بود به طوری که چشم بسته فرامین او، حتی ارتکاب به قتل، را اجرا می کردند هنوز مورد بحث است. او اکنون سمبل فریب، تجاوز، قتل، شکنجه و انواع جرم و جنایت در آمریکا شناخته می شود.

مانسون ابتدا به اعدام محکوم شد اما حکم او بعداً با یک درجه تخفیف به دلیل مخالف های آن زمان در کالیفرنیا با مجازات اعدام که به برداشتن این نوع مجازات در آن ایالت در سال ۱۹۷۲ منجر گردید به حبس ابد تقلیل یافت.

فرقه مانسون فرقه رجوی مجاهدین خلق

تماشای این فیلم برای کسانی که تجربه ای با فرقه مخرب کنترل ذهن رجوی دارند بلافاصله مسعود رجوی و فرقه اش را در ذهن تداعی می کند. راستی چگونه این شیاد زمان توانست اعتماد عده ای جوانان صادق و فداکار را جلب نماید و آنان را از یک عده جوانان پرشور ضد امپریالیست و استقلال طلب به مزدورانی برای دشمنان ایران و ایرانی و جنگ طلبان آمریکایی بدل نماید؟

***

همچنین
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24219

مروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۱۰) – قسمت پایانی 

 ابراهیم خدابنده، ایران اینترلینک، شانزدهم مارس ۲۰۱۶:… ما حق داریم رهبر یا گروه خود را امتحان کنیم و قبل از اعتماد به دنبال شاهد و دلیل باشیم. یک گروه سالم همیشه بردبار است و به تصمیم اعضای خود، حتی اگر خواهان جدائی باشند، احترام میگذارد. اگر یک رهبر یا گروه در برابر نظرات داده شده عصبانی میشود یا از اینکه اطلاعاتی خواسته شده به خشم می آید باید نسبت به پیوستن به آن تجدید نظر کرد. هوشیار باشیم … 

ابراهیم خدابنده دسامبر 2014ترجمه کتاب فرقه ها درمیان ما
(مهندس ابراهیم خدابنده، انتشارات دانشگاه اصفهان)

http://iran-interlink.org

لینک به قسمت اول
لینک به قسمت دوم
لینک به قسمت سوم
لینک به قسمت چهارم
لینک به قسمت پنجم
لینک به قسمت ششم
لینک به قسمت هفتم
لینک به قسمت هشتم
لینک به قسمت نهم

مروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۱۰) – قسمت پایانی

در قسمت های قبل از این سلسله مطالب، به فرقه های خطرناک زیر اشاره کردیم که هر کدام به نوبه خود با روش های اغلب مشابه، هر کدام به بهانه ای، به کنترل ذهن مخرب فرقه ای پرداخته و پیروان خود را استثمار نموده اند.

معبد خلق به رهبری جیم جونز

داودیه به رهبری دیوید کورش

آخر الزمان به رهبری مایکل تراوسر

فرزندان خدا (خانواده) به رهبری دیوید برگ

مزرعه به رهبری استفن گاسکین

منبع خانواده به رهبری پدر ید

کو کلاکس کلان

ساینتولوژی

هاره کریشنا

کلیسای متحده (مونی ها)

فرزندان خدا

خانواده منسون

دروازه بهشت

معبد خورشید

مؤسسه کارگران به رهبری رفیق بالا  

فرقه اوم شینریکیو به رهبری شوکو آساهارا  

این فرقه ها با استفاده از تکنیک های مانیپولاسیون ذهن یا همان مغزشوئی افراد مستعد و آسیب پذیر را جذب و حفظ می نمایند و آنان را وادار میکنند تا مغایر با میل خود دست به کارهائی بزنند که در شرایط عادی تن به انجام آنها نمیدهند.

فرقه های مخرب کنترل ذهن نوعی برده داری نوین را براه انداخته اند و به مغزشوئی مبادرت می ورزند به همین دلیل این پدیده به تهدید اصلی هزاره سوم و بدترین نوع آسیب اجتماعی معروف گردیده است. فرقه ها بنیاد خانواده و در نتیجه جامعه را تخریب میکنند و مخرب ترین پدیده در عصر حاضر به شمار میروند.

در خلال این سلسله مقالات مدام سؤال میشد که چه زمانی به فرقه مجاهدین خلق به رهبری مسعود رجوی و داستان پادگان اشرف پرداخته خواهد شد که البته از ابتدا هم قصد بر ورود به این موضوع نبود چرا که هدف یک بررسی کلی و نتیجه گیری کلی است و قطعا هر کس میتواند هر گروه یا سازمان دیگری را با این جمعبندی بسنجد و نتیجه گیری نماید.

در زیر جمعبندی که برخی دانشمندان در خصوص فرقه های مخرب کنترل ذهن، که نمونه های متعدد آنها طی این سلسله مقالات از نظرتان گذشت، انجام داده اند آورده میشود. نتیجه گیری نهائی البته به عهده خود خوانندگان است. پیشنهاد میشود که خصوصا جداشدگان فرقه رجوی و خانواده های اعضای این فرقه بیشتر در این خصوص مطالعه نموده و به جمعبندی مستقل برسند.

در خصوص تمامی این گروه ها و مشخصا رهبران آن ها ۱۰ نشانه خطرناک مشاهده میشود که به صورت زیر است:

۱٫     خودکامگی مطلق بدون حساب پس دادن به کسی یا جائی

۲٫     نداشتن تحمل سؤال و انتقاد از جانب اعضا

۳٫     نداشتن وضعیت درآمد و بودجه مشخص، و ارائه ندادن بیلان دخل و خرج به اعضا

۴٫     ایجاد ترس غیر منطقی نسبت به دنیای خارج از فرقه، مانند شیطانی دانستن دنیای خارج یا مثلا دخالت دادن نقش اف بی آی در همه امور

۵٫     هیچ دلیل منطقی برای ترک گروه نمی تواند وجود داشته باشد، اعضای سابق همیشه کاری شیطانی کرده یا به مثلا اف بی آی وابسته بوده اند.

۶٫     اعضای سابق اغلب همیشه افرادی خبیث و حریص و فاسد معرفی میشوند.

۷٫     مدارکی دال بر نقض حقوق انسانی در درون فرقه توسط اعضای سابق ارائه شده است.

۸٫     پیروان همیشه بر این باور نگاه داشته میشوند که خطاکار و گناه کار هستند.

۹٫     رهبر گروه هرگز اشتباه نمیکند و همیشه حق با اوست.

۱۰٫   رهبر گروه به طور خاص قابلیتی دارد که حقایق را میداند و هیچ کس دیگری چنین قابلیتی ندارد و او بهتر از همه می فهمد.

همچنین ۱۰ نشانه خطر در خصوص افرادی که درگیر یک فرقه خطرناک میشوند وجود دارد که به شرح زیر است:

۱٫     اعتماد و باور مطلق نسبت به رهبر و گروه که هر اقدامی پیشاپیش درست تلقی میشود.

۲٫     فرعی تلقی شدن اعتقادات مذهبی، ملی و اجتماعی در برابر وابستگی روحی و عاطفی نسبت به رهبر و اینکه رهبر عملا به جای خدا می نشیند و همان تنظیم رابطه با وی صورت می پذیرد.

۳٫     هرگونه سؤال یا انتقاد از رهبر خطا تلقی شده و تقبیح میگردد.

۴٫     هر گونه نحوه صحبت کردن یا تفکر و رفتار شخصی کنار گذاشته میشود. حریم شخصی کاملا از دست میرود.

۵٫     وابستگی مطلق نسبت به گروه و رهبر برای حل هر مشکلی و گرفتن هر تصمیمی صورت میگیرد.

۶٫     دوروئی و استانداردهای دوگانه درون و بیرون فرقه برای فرد تئوریزه میشود. فریب بیرونی ها توجیه پذیر است.

۷٫     حس های عادی جامعه از جمله عواطف خانوادگی و میهنی از بین میرود. عشق در هر صورت آن مگر به سوی رهبر حرام است.

۸٫     ایزوله شدن از خانواده و دوستان قدیمی مگر اینکه مورد توجه فرقه باشند صورت میگیرد.

۹٫     هر کاری که گروه و رهبر انجام بدهد، هر چقدر هم غیر اخلاقی یا غیر منطقی باشد، مشروع دانسته میشود.

۱۰٫    اعضای سابق افرادی پست و حقیر و شیطانی تلقی میشوند که قابل اعتماد نیستند و با دشمن، مثلا اف بی آی، همکاری میکنند .

اما در مقابل گروه های فرقه ای گروه های سالم و مشروع و مردمی هم هستند که ۱۰ نشانه شناخت آنان به این ترتیب است:

۱٫     یک گروه غیر مخرب همیشه به سؤالات پاسخ داده و خود را مشتاقانه در معرض قضاوت دیگران قرار میدهد.

۲٫     اطلاعاتی مانند امور مالی و بودجه و هزینه ها از اعضا مخفی نگاه داشته نمیشود. گروه های سالم همیشه بیش از آنچه که می خواهید اطلاعات در اختیارتان قرار میدهند.

۳٫     رهبر یک گروه سالم دموکراتیک عمل کرده و جمعی تصمیم گیری میکند و حسابرسی و انتقاد را مورد تشویق قرار میدهد

۴٫     ممکن است رهبر یک گروه سالم اعضای سابق را مورد سرزنش و انتقاد قرار دهد ولی هرگز ارتباط با آنان را ممنوع نمیکند.

۵٫     یک گروه سالم هرگز نسبت به اعضای سابق رفتار خصمانه ندارد و علیه آنها پرونده سازی نمیکند و جوسازی و ناسزاگوئی پیش نمی گیرد.

۶٫     یک گروه سالم روابط خانوادگی را نه تنها مجاز دانسته بلکه مورد تشویق قرار میدهد و هرگز مانع دیدار با دوستان و آشنایان نمیشود.

۷٫     یک گروه سالم به حدود و حریم شخصی هر فرد احترام میگذارد.

۸٫     انتقاد در گروه هائی که مخرب نیستند تشویق میشود و به عقاید و نظرات افراد احترام گذاشته میشود.

۹٫     رهبر یک گروه غیر مخرب به اشتباهات خود اعتراف میکند و به نصایح دیگران گوش میدهد.

۱۰٫   رهبر یک گروه سالم خود را تنها منبع دانش و خیر نمی داند و تلاش میکند تا از دیگران نیز بیاموزد و تبادل نظرات را مهم میداند.

ساده نباشیم، قدرت تشخیص خود را بالا ببریم، سنجیده و حساب شده اعتماد کنیم.  

ما میتوانیم خود را در برابر رهبران و گروه های ناسالم محافظت کنیم. ما حق داریم رهبر یا گروه خود را امتحان کنیم و قبل از اعتماد به دنبال شاهد و دلیل باشیم. یک گروه سالم همیشه بردبار است و به تصمیم اعضای خود، حتی اگر خواهان جدائی باشند، احترام میگذارد. اگر یک رهبر یا گروه در برابر نظرات داده شده عصبانی میشود یا از اینکه اطلاعاتی خواسته شده به خشم می آید باید نسبت به پیوستن به آن تجدید نظر کرد.

هوشیار باشیم.  

ابراهیم خدابنده – اسفند ۹۴

***

جیم جونز، همسر و فرزند خوانده هایشمروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۱)

دیوید کورش در مقابل کلیسایشمروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۲)

مروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۳)

مجاهدین خلق فرقه رجوی فرقه هامروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۴)

مروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن ابراهیم خدابندهمروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۵)

مروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۶)

ابراهیم خدابنده: مروری مختصر بر فرقه های مخرب - مجاهدین خلق فرقه رجوی مروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۷)

ابراهیم خدابنده: مروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (8)مروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۸)

ابراهیم خدابنده فرقه رجوی مجاهدین خلقمروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۹)

داستان کمپ اشرف مجاهدین خلق قربانیان اربابانی بی شمار تقدیم به خانواده های تمامی قربانیان فرقه رجوی

ابراهیم خدابنده مشهد مرگ فرقه رجوی مجاهدین خلق شورای ملی مقاومت ایرانخدابنده در نشست رویش فرهنگ: امروز گروهک تروریستی منافقین، سازمانی ورشکسته است

کالکان اینترپل انجمن نجات علیه تروریسم مجاهدین خلق فرقه رجویNejat Society representatives in Interpol’s Project Kalkan meeting

ابراهیم خدابندهEbrahim Khodabandeh: Daesh, MKO (Mojahedin Khalq, Rajavi cult) fed by the same source

ابراهیم خدابنده جشنواره فجرEbrahim Khodabandeh gave an speech about the films talked about the internal situation of the MEK as a terrorist cult

همچنین:

http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20673

تاریخچه ۵۰ ساله سازمان مجاهدین خلق

ابراهیم خدابنده 2014ابراهیم خدابنده، ایران اینترلینک، سوم سپتامبر ۲۰۱۵:… سایت “مجاهدین” متعلق به فرقه رجوی مطلبی با عنوان “مهمترین وقایع تاریخ ۵۰ ساله سازمان مجاهدین خلق” نوشته که در لینک زیر قابل دسترسی می باشد.  سازمان مجاهدین خلق در این واقعه نگاری، بنا بر مصلحت روز، عمدا خیلی از موارد را از قلم انداخته، یا کاملا وارونه جلوه داده، یا به شعر و شعارهای کلی بسنده کرده است. از جمله موارد کتمان حقایق یا قلب …

کمپ بدنان اشرف تعطیل شدابراهیم خدابنده: جریان مسئله داری در فرقه رجوی – قسمت هشتم

محمد حنیف نژادآیا کسی هنوز به رجوی چشم امید بسته است؟

http://iran-interlink.org

تاریخچه ۵۰ ساله سازمان مجاهدین خلق

ابراهیم خدابنده – شهریور ۱۳۹۴

سایت “مجاهدین” متعلق به فرقه رجوی مطلبی با عنوان “مهمترین وقایع تاریخ ۵۰ ساله سازمان مجاهدین خلق” نوشته که در لینک زیر قابل دسترسی می باشد.

http://www.mojahedin.org/pages/timeline-pmoi.aspx

سازمان مجاهدین خلق در این واقعه نگاری، بنا بر مصلحت روز، عمدا خیلی از موارد را از قلم انداخته، یا کاملا وارونه جلوه داده، یا به شعر و شعارهای کلی بسنده کرده است.

از جمله موارد کتمان حقایق یا قلب آنها عبارتند از:

– در توضیح ضربه اول شهریور ۱۳۵۰، هیچ اشاره ای به استراتژی مبارزه مسلحانه با رژیم شاه و طراحی ترور در جریان جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی نشده است.

– در خصوص “احمد رضائی”، سازمان همیشه از او به عنوان اولین شهید عملیات انتحاری یاد میکرد که این توصیف از قلم انداخته شده و هیچ اشاره ای به نحوه کشته شدن او نگردیده است.

– در خصوص اعدام نشدن مسعود رجوی به تلاش های بین المللی برادرش کاظم اشاره شده، حال آنکه کاظم رجوی خود سفیر شاه و همکار ساواک بود و در ضمن اسناد ساواک دال بر همکاری مسعود رجوی در بازجوئی و زندان نیز موجود است.

– جالب است که به کشته شدن رضا رضائی و فاطمه امینی و سایرین اشاره میشود اما سخنی از تعلیم دیدن در اردوگاه های فلسطین و ترور و مبارزه مسلحانه و هواپیماربائی برفراز خلیج و بردن هواپیما به عراق و دیگر جریانات از این دست به میان نیامده است.

– ترور مستشاران و بازرگانان آمریکائی و دشمن اصلی تلقی کردن امپریالیسم جهانی به سرکردگی امپریالیسم آمریکا و سرود های “نبرد با آمریکا” و “سر کوچه کمینه” هم گویا فراموش شده است.

– انقلاب ۵۷ حاصل تلاش و مجاهدت سازمان مجاهدین خلق و هوادارانش نشان داده شده که رهبری آن در شرایط عدم حضور مسعود رجوی در صحنه و زندانی بودن وی ربوده شد.

– ماجرای “محمدرضا سعادتی” کاملا فراموش شده است. آیا جاسوسی برای شوروی سابق درست بعد از پیروزی انقلاب جزو تاریخچه سازمان نیست؟

– حمایت از گروگان گیری دیپلمات های آمریکائی در تهران و خواستار محاکمه آنان شدن و همچنین هدیه دادن سلاح به یاسر عرفات و تأکید بر مقاومت مسلحانه مقابل اسرائیل و مطالبی از این دست هم گویا فراموش شده یا از قلم افتاده است. بیاد داریم که جمهوری اسلامی همیشه از جانب سازمان متهم به مماشات با امپریالیسم و صهیونیسم بود.

– تهاجم رژیم بعث عراق در شهریور ۱۳۵۹ و واکنش ها و موضعگیری های سازمان مجاهدین خلق در برابر دشمن متجاوز به خاک میهن، از جمله در پیام نوروزی سال ۶۰ مسعود رجوی که ایران را آغازگر جنگ دانسته و عملا از شرکت در دفاع علیه تجاوز خارجی به بهانه “سنگرهای مستقل” طفره رفته بود، عمدا از صفحه تاریخ سازمان پاک شده است.

– در خصوص شورای ملی مقاومت، نام ابوالحسن بنی صدر و حزب دموکرات کردستان و سایر جداشدگان پاک شده و جالب است که از این ارگان، که جمعا چیزی به غیر از سازمان مجاهدین خلق و هوادارانش از آن نمانده، به عنوان “پایدارترین ائتلاف سیاسی ایران” یاد شده است. کدام شخصیت یا جریان سیاسی دارای کمترین زاویه با مجاهدین خلق در شورای ملی مقاومت باقی مانده است؟

– به ۱۹ بهمن ۶۰ و ۱۲ اردیبهشت ۶۱ و غیره پرداخته شده اما کوچکترین اشاره ای به ۷ تیر و ۸ شهریور و ترورهای آن سالیان که همیشه جزو افتخارات سازمان بود و به آنها می بالید نگردیده است.

– در خصوص انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین خلق چرا صرفا به شعر و شعار بسنده شده و کوچکترین اشاره ای به اصل ماجرا که جدا شدن مریم قجر عضدانلو از مهدی ابریشم چی و ازدواج او با مسعود رجوی که بعدها به الگوئی برای تمامی زنان شورای رهبری سازمان تبدیل گردید نشده است.

– به عزیمت به جوار خاک میهن، که نام مستعار کشور عراق است، و تأسیس ارتش آزادیبخش ملی اشاره گردیده اما هیچ نامی از صدام حسین برده نشده و یادی از خدمات او که رجوی همیشه مصرانه خواستار ملاقات و عکس گرفتن با وی بود نگردیده است.

– جای عکس های ملاقات های رجوی و صدام در این واقعه نگاری خالی است. به ۱۲۰ ساعت نوارهای ملاقات های مسعود رجوی و مسئولین سازمان مجاهدین خلق با مسئولین سرویس های امنیتی عراق در دوران صدام حسین و پول هائی که گرفته شد هم اشاره ای نشده است.

– به عملیات مروارید پرداخته شده که سازمان همیشه آنرا به دروغ جنگ علیه سپاه پاسداران ایران معرفی مینمود. بعدها مشخص شد که این عملیات با همدستی نیروهای صدام حسین علیه قیام کردها در شمال عراق بوده است. جا داشت به قتل عام مردم بی دفاع کردستان در شمال و شیعیان در جنوب عراق در مشارکت با نیروهای صدام حسین که اسناد و مدارک و شاهدان عینی آن همگی موجود و حاضر هستند هم اشاره ای میشد.

– از سال ۱۳۷۰ تا سال ۱۳۸۰، یعنی به مدت یک دهه تنها رژه رفتن و انتخاب رئیس جمهور و مسئول های اول در کارنامه مجاهدین خلق آورده شده است. از اشغال خشونت آمیز سفارت های ایران در کشورهای مختلف به صورت هماهنگ و همزمان که به اقدامات خود جوش هواداران نسبت داده شد و مأموریت سه ساله ناموفق مریم رجوی در پاریس و همچنین طرح هائی مانند راهگشائی و خمپاره زنی در داخل ایران که منجر به کشته شدن جمعی از شهروندان و همچنین نیروهای مجاهدین خلق و دستگیری و اسارت آنها شد هم کوچکترین اشاره ای نشده است.

– جا دارد در این برهه از موج دستگیری و شکنجه اعضای مظنون به همکاری با وزارت اطلاعات ایران هم سخنی به میان می آمد که شاهدان عینی آن هم اکنون در ایران و اروپا فراوانند. کسانی که به امید پیوستن به یک نیروی انقلابی به سازمان پیوستند اما سر از سلول های انفرادی و شکنجه گاه های همان نیرو در آوردند.

– همچنین جا داشت یادی از مرضیه که سازمان نهایت سوء استفاده را از او در این سالها کرد میشد و اینکه زمانی که از کرده خود پشیمان بود و لب به اعتراض گشود وی را محبوس نگاه داشتند تا در غربت و بی کسی مرد.

– آوردن عنوان “اولین افشاگری مجاهدین خلق در باره پروژه مخفیانه هسته ای رژیم” در سال ۱۳۸۱ هم بعد از همه این قضایای اخیر و بسته شدن پرونده “بحران ساختگی” اسرائیل و جنگ طلبان آمریکا علیه ایران جای بحث دارد. حذف نشدن این خیانت آشکار ملی از واقعه نگاری سازمان نشان میدهد که این گزارش بیشتر برای مخاطبان خاص تهیه شده است.

– عنوان “کودتای ننگین ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳″ که به دستگیری مریم رجوی و حدود ۱۲۰ نفر دیگر در مقر وی در پاریس به اتهام پول شوئی و طراحی ترور مخالفان اطلاق شده است واقعا جای تعمق دارد. کودتای دولت فرانسه در خاک خودش علیه یک گروه تروریستی ناقض قانون هم از آن حرف هاست.

– اشاره ای هم به خودسوزی های بعد از این واقعه شده است که نمایش تروریستی یک فرقه مخرب کنترل ذهن است. عنوان شده که ۱۶ نفر در کشورهای مختلف اروپائی (مصطفی محمدی در کانادا عمدا از قلم افتاده است) به صورت کاملا همزمان اما خودجوش و بدون اطلاع سازمان دست به خودسوزی زدند. درست مانند ادعای علی صفوی در مصاحبه با بی بی سی است که همه اعضای سازمان ناگهان همزمان و بدون هیچگونه هماهنگی تصمیم به طلاق از همسران خود گرفتند.

– یکی از مواردی که جا دارد در تاریخچه مجاهدین خلق به آن پرداخته شود تحصن چند ساله خانواده های دردمند و رنج کشیده مجاهدین خلق در کنار حصارهای پادگان اشرف است که صرفا خواهان دیدار کوتاهی با فرزندان خود بودند که در این واقعه نگاری با عنوان “جنگ روانی وزارت اطلاعات آخوندی” از آن گذشته است.

– مواردی مانند عوض شدن نوری مالکی نخست وزیر عراق یا پایان خدمت کوبلر نماینده دبیر کل ملل متحد در این کشور معلوم نیست به چنین دلیل “پیروزی بزرگ مقاومت ایران” تلقی شده اند. به دنبال سریال شکست ها و در بن بست کامل بودن، البته هم باید به چنین مواردی به عنوان پیروزی متوسل شد.

– افرادی هم که در اشرف و لیبرتی کشته یا فوت کرده اند هم همه بر تقصیرات رجوی اضافه میکند و هیچ جای افتخار ندارد که سازمان به آنها مباحات میکند. رجوی باید پاسخ تک تک خون های ریخته شده را که به سادگی قابل اجتناب بود بدهد. راستی آنهمه اصرار برای حفظ پادگان اشرف و اینهمه اصرار برای ماندن در عراق و به کشتن دادن هر چه بیشتر افراد به چه منظوری است و چه استراتژی تعقیب میشود؟

– در تاریخچه سازمان از سال ۱۳۸۰ به بعد هم عمدتا از بیانیه های مختلف با امضاهای جعلی و باز هم انتخابهای مسئول اول و کشمکش های حقوقی و مشغول شدن با لیست های تروریستی و درگیری ها در عراق و باز هم به کشتن دادن افراد بیشتر بخاطر لجبازی های رجوی و غیره سخن به میان می آید.

– چرا انتخاب مسئول اول در سازمان مجاهدین خلق که هیچ جائی ندارد و در یک مراسم فرمایشی با تنها یک کاندیدا و با رأی صد در صدی انجام میشود اینقدر در واقعه نگاری سازمان مهم و برجسته است اما بسیاری از نقاط عطف و استراتژیک و خصوصا وضعیت اسفبار کنونی سازمان از قلم افتاده اند؟

– آخرین مطلب این واقعه نگاری مربوط به گردهمائی ۲۳ خرداد امسال با شرکت تعدادی از بازنشستگان جنگ طلب امپریالیستی و صهیونیستی است که دگردیسی کامل فرقه رجوی را از یک سازمان انقلابی ضد سرمایه داری به یک فرقه عمله امپریالیسم نشان میدهد. رجوی از ماجرای محمد رضا سعادتی تا امروز همچنان به دنبال “حمایت یک ابر قدرت” برای به حاکمیت رسیدن در ایران است.

موارد بسیار زیاد دیگری هم هست که آشکارا دروغ گفته شده، یا حقایق تحریف گردیده، یا مسکوت مانده اند که اغلب از آن اطلاع دارند و اگر بخواهم وارد جزئیات شوم این مقاله به یک کتاب قطور تبدیل خواهد شد. یاد آن حکایت معروف الجزایری افتادم که روزی پسری که از بدنامی و بی آبرو بودن پدرش رنج می برد از وی خواست تا در میان مردم دعوی شرافت کند. پدر پاسخ داد که باید اول صبر کند تا کسانی که وی را میشناسند سر بر زمین بگذارند و بعد دست به چنین کاری بزند. البته مسعود رجوی آنقدر عجول و در عین حال وقیح است که فرصت نمیدهد کسانی که تمامی تاریخچه سازمان را خود از نزدیک شاهد بوده و تجربه کرده اند از میان بروند و بعد دست به چنین تحریفاتی بزند.

در زیر مروری بسیار مختصر و کوتاه بر تاریخچه ۵۰ ساله سازمان، که من ۲۳ سال از این سالیان را عضو تمام وقت این سازمان بودم، می نمایم.

از تأسیس سازمان در سال ۴۴ تا انقلاب ۵۷

سازمان مجاهدین خلق در ۱۵ شهریور ۱۳۴۴ توسط محمد حنیف نژاد بنیانگذاری شد. قیام مردم ایران در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ علیه دیکتاتوری محمدرضا پهلوی، محمد حنیف نژاد از اعضای نهضت آزادی را بر آن داشت تا دست به تشکیل یک سازمان انقلابی برای مبارزه به قول خودش علمی با شاه بزند. او معتقد بود که شرایط انقلاب به لحاظ عینی فراهم شده اما شرایط ذهنی هنوز آماده نگردیده است. “محمد آقا” به گفته خودش سازمان مجاهدین خلق را با کادرهای حرفه ای برای بدست گرفتن رهبری انقلاب جهت سرنگون کردن شاه تأسیس نمود.

در آن زمان سه گرایش عمده علیه شاه وجود داشت که عبارت از مذهبیون، ملیون، و مارکسیست ها بودند که هر کدام توسط شخصیت ها و احزاب مختلف آن زمان نمایندگی میشدند. حنیف نژاد با ترکیب و التقاط تفکرات این سه گرایش، یعنی اسلام، ملی گرائی، و سوسیالیسم، ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق را برای جذب حداکثر افراد ممکن در زیر یک چتر تدوین کرد و البته توانست نظر مساعد بسیاری از هر سه جریان را به خود جلب نماید.

تشکیل سازمان مجاهدین خلق همزمان با تشکیل سازمان چریک های فدائی خلق با ایدئولوژی مارکسیستی بود که درست مانند مجاهدین خلق معتقد به مبارزه مسلحانه چریک شهری به سبک سازمان های چپ آمریکای لاتین بوده و سازمان خود را بر اساس موازین حزبی ولادیمیر لنین رهبر انقلاب روسیه و اصول تشکیلاتی مائو تسه تونگ رهبر انقلاب چین تشکیل داده بودند.

سازمان مجاهدین خلق ظاهرا با نگرش ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستی و همچنین با نفی استثمار و سرمایه داری پا به عرصه مبارزه با شاه گذاشت و اعلام نمود که تضاد اصلی به لحاظ محتوائی و اجتماعی بین کار و سرمایه، و به لحاظ سیاسی و بین المللی بین امپریالیسم جهانی به سرکردگی امپریالیسم آمریکا و خلق های محروم می باشد. این سازمان آن زمان افراد خود را برای گرفتن تعلیمات نظامی و چریکی به اردوگاه های مقاومت فلسطین فرستاد.

ابتدا چریک های فدائی خلق وارد مبارزه مسلحانه با شاه شده و در ۱۹ بهمن ۱۳۴۹ به پاسگاه ژاندارمری سیاهکل در حوالی لاهیجان حمله مسلحانه نمودند. سازمان مجاهدین خلق همانطور که در تاریخچه خود آورده است برای اینکه در این امر عقب نماند به صورت زودرس و قبل از کسب آمادگی های لازم وارد مبارزه مسلحانه شد که در ۱ شهریور سال ۵۰ ضربه خورد و تقریبا تمامی کادرهای سازمان، از جمله مسعود رجوی، قبل از اینکه بتوانند وارد هرگونه عمل مسلحانه شوند دستگیر شدند. سازمان برنامه ریزی کرده بود تا در جریان جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی که قرار بود در مهرماه ۱۳۵۰ با تعداد کثیری از مهمانان خارجی به اجرا درآید ترور، خرابکاری و آدم ربائی نماید.

در ۱۱ بهمن ۱۳۵۰ احمد رضائی که اولین شهید مجاهدین خلق لقب گرفت در یک عملیات انتحاری خود و تعدادی از مأموران پلیس شاه را کشت. در ۳۱ فروردین ۱۳۵۱ اولین دسته از مرکزیت سازمان توسط شاه اعدام گردید. در ۴ خرداد همان سال بنیانگذاران سازمان اعدام شدند. بسیاری دیگر از دستگیر شدگان نیز به اعدام و حبس های طویل المدت محکوم گردیدند. مسعود رجوی که به اعدام محکوم شده بود، به یمن تلاش برادرش کاظم رجوی که سفیر شاه بود و با ساواک نیز همکاری داشت و همچنین تعاملات خود مسعود در زندان با ساواک، تنها عضو مرکزیت بود که اعدام نشد و حکم او به حبس ابد تقلیل یافت.

در این سالها یک سلسله اقدامات خرابکارانه و سوء قصد نسبت به مستشاران و بازرگانان آمریکائی و همچنین اشخاص و اماکن دولتی و نظامی در ایران توسط تیم های عملیاتی مجاهدین خلق صورت گرفت که متعاقبا به کشته شدن یا دستگیری و اعدام اعضای مجاهدین خلق نیز منجر گردید.

در سال ۱۳۵۴ مرکزیت آنزمان سازمان مجاهدین خلق، بعد از زمینه چینی های لازم، اعلام تغییر ایدئولوژی نمود و مارکسیسم را به جای اسلام برگزید. کسانی که با این امر مخالفت کرده و در برابر آن ایستادند کنار گذاشته شدند یا حتی به قتل رسیده یا به ساواک معرفی گردیدند. مجید شریف واقفی از جمله قربانیان این جریان بود.

ارزیابی کسانی که دست به تغییر ایدئولوژی زدند این بود که اسلام دیگر دینامیزم لازم برای ادامه مبارزه را ندارد و ایدئولوژی علمی و عملی عصر حاضر مارکسیسم است. این ارزیابی در نگاهی سطحی و فرصت طلبانه منطقی به نظر میرسید. به قول رئیس جمهور وقت آمریکا بیش از نیمی از جهان کمونیست بودند و تمامی انقلابات و جنبش های مطرح جهان هم با گرایشات مارکسیستی شکل گرفته بود.

تفاوت جدی سازمان مجاهدین خلق با سایر جریانات مذهبی و اسلامی در این بود که این سازمان بر خلاف آنان، مبارزه را بعد از پذیرش اسلام و به عنوان یک تکلیف شرعی نپذیرفته بود. بلکه ابتدا مبارزه مسلحانه برای سرنگونی شاه و تشکیل یک سازمان نظامی رهبری کننده انقلاب را انتخاب کرده و آنگاه به اسلام تمسک جسته بود.

ارزیابی مرکزیت آن زمان سازمان کاملا غلط از آب در آمد و سازمان مجاهدین خلق بسیاری از حمایت ها و امکانات خود را با تغییر ایدئولوژی از دست داد. این موضوع موجب شد تا مسعود رجوی که ابتدا سکوت کرده بود در زندان یک بیانیه ۱۲ ماده ای صادر نماید و تصمیم مرکزیت بیرون از زندان را نفی کرده و آنرا کودتای اپورتونیسم چپ نما بنامد. او اعلام نمود که مبارزه سازمان مجاهدین خلق با شاه همچنان مبتنی بر ایدئولوژی اسلام است.

از انقلاب ۵۷ تا شروع قیام مسلحانه در سال ۶۰

انقلاب اسلامی مردم ایران در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ موجب آزاد شدن تمامی کادرهای سازمان از زندان شد. رجوی آنطور که بعدها میگفت به قول خودش از انقلاب زودرس خوشنود نبود چرا که بر اساس استراتژی سازمان مجاهدین خلق، انقلاب ضد سلطنتی می بایست به رهبری این سازمان صورت می گرفت که چنین چیزی آن زمان در تصور هم نمی گنجید.

مسعود رجوی بعدها در تحلیل های خود مکررا عنوان نمود که “رهبری انقلاب ضد سلطنتی ربوده شد”. یعنی او به وضوح خود را مستحق رهبری این انقلاب میدید. مریم رجوی هم بارها در نشست های مختلف تکرار کرد که وظیفه مبرم او و اعضای سازمان اینست که رهبری انقلاب را به صاحب اصلی اش یعنی مسعود باز گردانند.

اولین اقدام مجاهدین خلق پس از پیروزی انقلاب ارتباط با سفارت شوروی سابق در تهران بود. قصد رجوی از همان ابتدا کسب حاکمیت ایران به هر قیمت بود و همانطور که سالها بعد در نشست های موسوم به “حوض” در عراق عنوان نمود برای این امر نیاز به حمایت یک ابرقدرت داشت.

در ۶ اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۸، یعنی کمتر از سه ماه بعد از انقلاب اسلامی ایران، محمدرضا سعادتی از اعضای ارشد سازمان مجاهدین خلق هنگام اجرای قرار ملاقات با مأمور شوروی سابق در تهران دستگیر شد. جالب توجه است که دقیقا در همان روز سران سازمان از جمله مسعود رجوی و موسی خیابانی با آیت الله خمینی دیدار داشتند.

مسعود رجوی موسی خیابانی آیت الله خمینی

(مسعود رجوی و موسی خیابانی در دیدار با آیت الله خمینی)

سازمان مجاهدین خلق با استفاده از فضای باز سیاسی بوجود آمده اقدام به تبلیغات و جذب نیرو نمود و در آذرماه ۵۸ به بهانه مقابله نظامی مردمی با تعرض آمریکا که مدام خطر آنرا گوشزد میکرد، میلیشیای مجاهد خلق را با سازمان کار نظامی تشکیل داد.

رجوی از همان ابتدای آزاد شدن از زندان به گفته خودش در تدارک مبارزه مسلحانه علیه جمهوری اسلامی نوپا بود. او حتی بعدها میگفت زمانی که سایر گروه ها به فکر تأسیس حزب و تشکیل کنگره بودند او در صدد جمع آوری سلاح و سازماندهی نظامی و تشکیل میلیشیا برای روز موعود جنگ مسلحانه بود. در همین راستا سازمان اقدام به گماردن نفوذی هائی در حساس ترین نهادهای کشور از جمله دفتر حزب جمهوری اسلامی، دفتر ریاست جمهوری، دادستانی کل کشور و غیره نمود.

قبل از تجاوز عراق به خاک ایران در شهریور ۱۳۵۹، مسعود رجوی به صورت مخفیانه سفری به فرانسه داشت و در آنجا با واسطه گری فرانسه برای اولین بار با رژیم بعث عراق ارتباط برقرار نمود. گفته ها حاکی است که قرار بر این شد که صدام حسین جنگ را شروع نماید و مجاهدین خلق هم از داخل عمل کرده و نظام را ساقط نمایند. موضعگیری ها و اقدامات بعدی مجاهدین خلق مؤید این گفته هاست.

نخستین جدائی عمده و اساسی از سازمان مجاهدین خلق بعد از انقلاب اسلامی، در سال ۱۳۵۹ اتفاق افتاد که سه تن از اعضای قدیمی سازمان به نام های رضا رئیسی (رئیس طوسی)، حمید نوحی، و حسین رفیعی طی اطلاعیه ای به تاریخ ۱۱ تیرماه رسما و علنا از این فرقه جدا شده و سپس بعد از واکنش های غیراصولی سازمان، دلایل خود را در کتابی با عنوان “روند جدائی” اعلام نمودند.

برخورد سازمان مجاهدین خلق با جداشدن این سه عضو قدیمی تشکیلات همان بود که بعدها در قبال هرجداشده ای پیش گرفته شد. سازمان اولا به دروغ عضویت آنها در سازمان مجاهدین خلق را منکر شد و آنرا تکذیب نمود و ثانیا آنان را آماج انواع اتهامات و توهین ها و تحقیرها قرار داد و تلاش کرد تا آنها را به شیوه های روانی سرکوب و ساکت نماید.

در ۳۱ شهریور سال ۱۳۵۹ رژیم بعث عراق تهاجم گسترده هوائی و زمینی خود علیه ایران را آغاز کرد و جنگ ۸ ساله ای را به ایران تحمیل نمود. متعاقب درگیر شدن تمامی نیروهای نظامی و انتظامی و امنیتی کشور در جنگ، تقابلات مجاهدین خلق با نظام نوپای جمهوری اسلامی هم شدت گرفت و ابوالحسن بنی صدر در مقام رئیس جمهور که فرماندهی کل قوا را هم بر عهده داشت به جای صرف همه انرژی خود در دفاع از میهن با آنها همراه شد. قوای بعثی که از حمایت بی دریغ غرب نیز برخوردار بود شهرهائی از میهن را در اشغال خود در آورده بود.

مسعود رجوی در پیام نوروز سال ۶۰ خود اولا ایران را آغازگر جنگ معرفی نمود و ثانیا اعلام کرد از آنجا با نیروهای نظامی ایران مرزبندی دارد در صفوف و سنگر های مستقل به دفاع از میهن خواهد پرداخت که عملا عدم شرکت خود در جنگ را اعلام نمود. همین بیانیه به خودی خود در هر کشوری میتواند به عنوان یک سند خیانت تلقی شده و مورد پیگرد قرار گیرد.

قیام مسلحانه سال ۶۰ تا عزیمت به عراق در سال ۱۳۶۵

عصر روز شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ هواداران و وابستگان سازمان مجاهدین خلق حرکتی خشونت آمیز را در تهران انجام دادند. هواداران سازمان با تمام قدرت خود به خیابان ها ریختند. سازمان مجاهدین خلق این روز را آغاز مبارزه مسلحانه علیه جمهوری اسلامی و به اصطلاح پایان فاز سیاسی و ورود به فاز نظامی نامید. این واقعه منجر به کشته شدن و دستگیری و اعدام جمع زیادی از شرکت کنندگان در این تظاهرات در سایه جنگ خارجی شد.

انفجاری بسیار قوی در دفتر حزب جمهوری اسلامی توسط نفوذی سازمان محمدرضا کلاهی، در تاریخ ۷ تیر ۶۰ رخ داد که به کشته شدن آیت الله بهشتی رئیس قوه قضائیه و جمعی از دولتمردان و همچنین افراد عادی منجر گردید.

در ۳۰ تیر همان سال تأسیس شورای ملی مقاومت توسط بنی صدر به عنوان رئیس جمهور شورا و مسعود رجوی به عنوان مسئول شورا اعلام گردید که تعدادی از سازمان ها و شخصیت های سیاسی به عضویت آن در آمدند که در حال حاضر تقریبا کسی از آن عده اولیه باقی نمانده است.

مسعود رجوی در ۷ مرداد سال ۶۰ همراه با رئیس جمهور ابوالحسن بنی صدر با یک فروند جنگنده نیروی هوائی ایران تحت هدایت بهزاد معزی خلبان سابق شاه به پاریس گریخت و درخواست پناهندگی سیاسی نمود که بلافاصله مورد قبول قرار گرفت.

مسعود رجوی ابوالحسن بنی صدر پاریس

(رجوی، بنی صدر و معزی بلافاصله بعد از فرار به پاریس)

در دفتر ریاست جمهوری نیز در ۸ شهریور همان سال بمبی توسط نفوذی مجاهدین خلق مسعود کشمیری منفجر شد که به کشته شدن رئیس جمهور رجائی و نخست وزیر باهنر انجامید. متعاقبا ترور های سریالی در تهران و دیگر شهرها از جمله عملیات انتحاری متعدد در شهرهای مختلف ایران صورت گرفت که در این رابطه جمع بسیاری کشته شدند. متقابلا اعدام اعضا و هواداران مجاهدین خلق نیز در سایه دفاع در برابر تجاوز خارجی ادامه داشت.

خط “زدن سرانگشتان رژیم” به شکل ایجاد تیم های ترور به عنوان استراتژی جدید در دستور کار قرار گرفت که مردم عادی کوچه و خیابان را به بهانه داشتن ریش یا نصب عکس آیت الله خمینی در محل کار خود مورد سوء قصد قرار دادند. طبق آمار جمع آوری شده از انتشارات سازمان مجاهدین خلق، حدود ۱۲ هزار نفر به تأیید خود سازمان طی این سالها توسط تیم های ترور کشته شدند.

یکی از اعضای تیم های ترور آنزمان که در سالهای اخیر با وی دیدار داشتم میگفت: “ما خودمان در لحظه هم پلیس، هم بازجو، هم بازپرس، هم دادستان، هم وکیل مدافع، هم قاضی، و هم مسئول اجرای حکم بودیم. قرار بود ظرف چند دقیقه همه این کارها را به سرعت انجام دهیم”.

استراتژی سازمان ابتدا “زدن رأس نظام و ساقط کردن حکومت و جایگزینی آن با شورای ملی مقاومت” بود. وقتی این استراتژی به نتیجه نرسید، استراتژی “زدن سرانگشتان رژیم” که مستقیما از پاریس هدایت میشد در دستور کار قرار گرفت.

در ۴ فروردین ۶۲ ابوالحسن بنی صدر از شورای ملی مقاومت جدا شد. ظاهرا بنی صدر از همکاری سازمان مجاهدین خلق با رژیم بعث عراق و خصوصا دیدار مسعود رجوی با طاق عزیز در پاریس در ۱۹ دی ۶۱ خرسند نبود و آنرا خیانت به عالی ترین مصالح ملت میدانست. بنی صدر بعدا اذعان نمود که در ایران فریب مسعود رجوی را خورد. متعاقبا مسعود رجوی که به دلایل سیاسی با فیروزه بنی صدر ازدواج کرده بود او را طلاق داد.

در اواخر اسفند ۱۳۶۳ مریم رجوی به عنوان همردیف مسئول اول سازمان معرفی شد. همان موقع اعلام گردید که مریم از شوهر خود مهدی ابریشم چی جدا شده و قرار است به عقد مسعود رجوی در آید. این موضوع به عنوان انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین خلق مطرح شد و رهبری عقیدتی سازمان با اختیارات مطلق معرفی گردید.

در ۳۰ خرداد ۶۴ مسعود با مریم ازدواج کرد و این ازدواج را فداکاری بزرگی برای پیشبرد انقلاب مردم ایران دانست. سازمان همچنان مدعی است که از برکات این انقلاب سود می برد که البته در دستگاه فرقه ای حرف نادرستی نیست و رجوی به برکات متدهای کنترل ذهن فرقه ایست که تاکنون افرادی را در تشکیلات خود حفظ کرده است.

مسعود رجوی مریم رجوی (ابریشمچی) ازدواج ایدئولوژیک

(مراسم ازدواج مسعود و مریم در پاریس)

واقعیت اینست که این یک ترفند فرقه ای برای مانیپولاسیون ذهن و کنترل افکار در درون فرقه بود. کسانی که به اصطلاح وارد انقلاب نشدند حذف گردیدند. کسانی که این واقعه را پذیرفتند در یک مدار بالاتر از سرسپردگی و تبعیت محض از رهبری سازمان قرار گرفتند که روز به روز بر شدت آن افزوده شد بطوری که حتی فکر کردن در درون فرقه رجوی ممنوع گردید و افراد به تدریج به ربات های فرمانپذیر تبدیل شدند.

استفاده از متدهای کنترل ذهن به تدریج در سازمان جای خود را چنان باز کرد که حتی رفتن به عراق و همکاری با دشمن متجاوز به خاک میهن نیز به راحتی پذیرفته شد. نشست های تفتیش عقاید عملیات جاری و غسل به پراتیک تعطیل ناپذیر روزمره همه اعضا بدل گشت و مانند همه فرقه ها فکر کردن و سؤال پرسیدن و انتقاد کردن به رهبری و خصوصا جدا شدن ممنوع شد.

عزیمت به عراق در سال ۱۳۶۵ تا سقوط صدام حسین در سال ۱۳۸۲

بعد از به بن بست رسیدن خطوط استراتژیکی مختلف براندازی نظام، رجوی به فکر تشکیل ارتش آزادیبخش ملی در عراق افتاد و لذا در خرداد ۱۳۶۵ بعد از زمینه چینی های لازم از پاریس به عراق رفت و بلافاصله با مقامات عراقی و متعاقبا با صدام حسین دیدار کرد. او در سال ۶۶ تأسیس ارتش آزادیبخش ملی را به عنوان بخشی از ارتش صدام حسین اعلام نمود. در این راستا قرارگاه های مرزی به راه افتاد و مجاهدین خلق تمامی نیروهای خود را در عراق متمرکز کرده و رسما و علنا وارد جنگ ایران و عراق، البته به سود متجاوز و علیه مرزبانان و مدافعان میهن، شدند.

(دیدار مسعود رجوی با صدام حسین در بغداد)

این واقعه باقی مانده مشروعیت فرقه رجوی را هم از میان برد و آنرا به منفورترین سازمان شناخته شده در تاریخ ایران بدل کرد. بیاد دارم که وقتی برای اولین بار با مرحوم پدرم در ایران دیدار کردم او گفت: “به هیچ کار سازمان مجاهدین خلق و درست یا غلط بودن آن و اینکه چه کسی با زن چه کسی ازدواج کرده و غیره کاری ندارم، اما همکاری با دشمن متجاوز به خاک میهن در هر منطقی در هر کجای دنیا خیانت آشکار به ملت محسوب میشود. شما چگونه و با چه منطقی اینرا قبول کردید؟” من تنها پاسخی که داشتم این بود که این از کارکردهای مغزشوئی است که تازه به آن به عنوان خدمت به اسلام و ایران افتخار هم میشد.

در این ایام ارتش آزادیبخش ملی با کمک نیروهای عراقی چندین عملیات مرزی از جمله عملیات آفتاب و عملیات چلچراغ را به انجام رساندند و عده بسیاری از نیروهای ایرانی که برای دفاع از میهن خود به مرزها آمده بودند را کشته یا اسیر کردند. لازم به ذکر است کمه همکاری با دشمن در حال جنگ در هر کجای دنیا بالاترین حد خیانت محسوب شده و حتی در کشورهائی که مجازات اعدام ندارند در این یک مورد استثناء قائل شده اند.

در سال ۱۳۶۷ قطعنامه شورای امنیت ملل متحد و طرح آتش بس بین ایران و عراق از جانب ایران مورد پذیرش قرار گرفت. سازمان همه نیروهای خود را بسیج کرد و به عنوان استفاده از آخرین فرصت باقی مانده، در ۳ مرداد آن سال عملیات فروغ جاویدان را با پشتیبانی نیروهای عراقی آغاز نمود. نیروهای عراقی که آن زمان تا سرپل ذهاب را در اختیار داشتند خط را شکستند و با پشتیبانی هوائی و آتش باری توپخانه ای، نیروهای سازمان که عمدتا از آمادگی پائینی برخوردار بودند را به سمت اسلام آباد هدایت کردند. ارتش آزادیبخش ملی تا میانه دشت حسن آباد و نزدیکی تنگه چهار زبر در ۱۵۰ کیلومتری کرمانشاه پیش رفت و سپس بعد از تحمل تلفات سنگین مجبور به عقب نشینی به داخل خاک عراق شد.

متعاقبا اعدام ها در ایران علیه مجاهدین خلق و دیگر نیروهائی که به اقدامات مسلحانه و همکاری با دشمنان خارجی برای براندازی نظام معتقد بودند براه افتاد. اعدام های سال ۱۳۶۷ همچون سال ۱۳۶۰ در شرایطی صورت گرفت که کشور تحت هجوم دشمن خارجی متجاوز قرار داشت و تمامی توان نظامی و انتظامی و امنیتی کشور درگیر دفاع از میهن بود.

در ۲۹ مرداد ۱۳۶۷ قرارداد آتش بس بین ایران و عراق منعقد شد و به ۸ سال جنگ پایان داده و شکاف جنگ برای فرقه رجوی بسته شد. شرایط سازمان مجاهدین خلق بعد از اعلام آتش بس را میتوان با شرایط این سازمان بعد از سقوط صدام حسین تنها حامی دولتی رجوی، یا بعد از توافق هسته ای ایران با غرب مقایسه نمود که شکافها بسته شد و سازمان در شرایط فوق العاده خطیر و عملا در بن بست قرار گرفت.

شکست در عملیات فروغ جاویدان موجب سرخوردگی و ریزش شدید نیروها که به امید فتح تهران وارد عملیات شده بودند گردید. رجوی حتی با برگزاری نشست های ایدئولوژیک نظیر “تنگه و توحید” و “امام زمان” هم نتوانست این فضا را تغییر دهد و اذهان را از بن بستی که سازمان در آن گرفتار شده بود منحرف نماید و لذا انقلاب طلاق در سال ۱۳۶۸ را براه انداخت که تا سال ۱۳۷۲ تکمیل گردید.

رجوی به جای پاسخگوئی در برابر شکست در عملیات بی منطق فروغ جاویدان مدعی شد که چون اذهان نیروها درگیر همسر و فرزندان و خانواده بوده است نتوانسته اند در مأموریت خود موفق شوند و لذا مرحله بعدی انقلاب ایدئولوژیک درونی را براه انداخت. بر اساس تئوری انقلاب ایدئولوژیک که البته در فرقه های دیگر هم در چندین مورد سابقه داشته است همه زنان می بایست در حریم و عقد رهبر عقیدتی یعنی مسعود رجوی تلقی گردند و لذا بر شوهران خود حرام میشوند.

تهاجم غافلگیرانه صدام حسین به کویت در سال ۱۳۶۹ سازمان مجاهدین خلق را در شرایط خطیری قرار داد. مسعود رجوی به اردن منتقل شد و تمامی نیروهای سازمان به منطقه کردی پناه بردند. بر اساس توافقی که گویا از طریق واسطه ها بین مجاهدین خلق و نیروهای آمریکائی صورت گرفت قرار گاه اشرف هدف بمباران های شدید و پی در پی نیروهای ائتلاف واقع نگردید.

پایان جنگ خلیج فارس آغاز ناآرامی ها در عراق و خیزش های مردمی علیه صدام حسین بود. رجوی رسما و علنا در این موضوع دخالت کرده و در طرف نیروهای رژیم بعث به سرکوب کردها در شمال و شیعیان در جنوب پرداخت که اسناد و مدارک آن و اظهارات شهود ماجراها موجود است. سازمان البته تلاش داشت این موضوع را به دخالت ایران ربط داده و جنگ خود را با سپاه پاسداران جلوه دهد.

در تاریخ ۱۸ آذر ۱۳۷۰ سازمان ملل متحد طی بیانیه ای عراق را مسئول و آغازگر جنگ ۸ ساله ایران و عراق و متجاوز به خاک ایران معرفی نمود. البته مسعود رجوی همیشه در جهت برآورده کردن امیال صدام حسین از همان ابتدا مدعی بود که ایران آغازگر جنگ بود. همچنین در حالیکه ایران هرگز به تأیید ارگان های بین المللی در طول جنگ از سلاح شیمیائی استفاده ننمود رجوی ادعا کرد که در حلبچه ایران از سلاح شیمیائی استفاده کرده است که حتی خود صدام حسین هم چنین ادعائی نداشت.

در فروردین سال ۱۳۷۱ سازمان مجاهدین خلق در کشورهای غربی تهاجم خشونت آمیز یکپارچه ای را علیه سفارت خانه های جمهوری اسلامی در کشورهای مختلف براه انداخت که در استرالیا و مقر ملل متحد و سوئد شامل آتش زدن و ضرب و جرح هم شد. این اقدام به عنوان یک حرکت هماهنگ تروریستی تلقی گردید و توجه مقامات امنیتی غرب را به خود جلب نمود. سازمان تلاش کرد تا آنرا اقدام خودجوش هواداران و خارج از کادر سازمان معرفی نماید.

در مرداد سال ۱۳۷۲ شورای رهبری سازمان همگی متشکل از زنان و در شهریور همان سال ریاست جمهوری مریم رجوی اعلام گردید و وی در مهر ماه عازم فرانسه شد. سازمان مجاهدین خلق تلاش داشته و دارد تا خود را یگانه مدافع حقوق و آزادی های زنان جلوه دهد و از تبعیض مثبت به نفع زنان صحبت میکند. افشاگری های تعداد زیادی از زنان جدا شده در سالهای اخیر نشان داد که اتفاقا زنان در داخل سازمان تحت استثمار مضاعف قرار دارند.

مریم رجوی در خلال اقامت خود در اروپا سفرهائی به نروژ و انگلستان نیز داشت. سفر سه ساله مریم رجوی به اروپا که حاصل آن تنها جذب مرضیه و چند خواننده دیگر بود جای بحث بسیاری دارد. رجوی که بعد از اعلام آتش بس در بن بست و تنگنا قرار گرفته بود تلاش داشت تا راه خود را در غرب باز کند که ناکام ماند و مریم دست خالی به عراق برگشت و اینبار به جای عملیات مرزی، خمپاره زنی در شهرهای ایران در دستور کار قرار گرفت.

در سال ۱۳۷۳ گزارش وزارت خارجه آمریکا علیه مجاهدین خلق منتشر شد و در سال ۱۳۷۶ این سازمان در لیست سازمان های تروریستی قرار گرفت که خط بطلانی بر تلاش ها و مأموریت مریم رجوی در غرب بود. مریم به عراق بازگشت و خط راهگشائی و سپس خط خمپاره زنی در شهرها براه افتاد که تا سال ۱۳۸۰ بطول انجامید. در سال ۱۳۷۹ سازمان مجاهدین خلق وارد لیست تروریستی انگلستان و در سال ۱۳۸۱ وارد لیست تروریستی اتحادیه اروپا گردید.

مسعود رجوی وارد شدن نام مجاهدین خلق در لیست های سازمان های تروریستی مختلف را سیاسی و تبلیغی خواند و آنرا حاصل تبانی غرب با جمهوری اسلامی معرفی نمود. اگر این حرف درست باشد بنابر این خارج شدن نام سازمان از این لیست ها هم قطعا به دلایلی سیاسی و تبلیغی و حاصل تضاد غرب با جمهوری اسلامی تلقی میگردد.

در ۳۰ اردیبهشت سال ۱۳۸۰ موج دستگیری مجاهدین خلق در آلمان به جرم کلاهبرداری از دولت و پول شوئی و سوء استفاده از کودکان صورت گرفت و در مرداد ۱۳۸۱ سازمان مجاهدین خلق به عنوان عمله اسرائیل بحران ساختگی هسته ای علیه ایران را به عنوان یک اقدام ضد ملی، در حالیکه گزینه اول یعنی سلطنت طلبان از انجام آن سرباز زدند، آغاز کرد.

سقوط صدام حسین در سال ۱۳۸۲ تا کنون

عملیات اشغال عراق در ۲۹ اسفند سال ۱۳۸۱ آغاز شد. رجوی گفته بود که آمریکا هرگز به عراق حمله نخواهد کرد و اگر حمله کند فورا به سمت مرزهای ایران حرکت کرده و عملیات سرنگونی فروغ جاویدان ۲ را به انجام خواهد رساند. نیروهای ائتلاف، عراق را اشغال کرده و قرارگاه اشرف را محاصره نمودند و مجاهدین خلق را خلع سلاح کردند. مسعود رجوی ناپدید گردید که هنوز هم در مخفی گاه بسر می برد. موج شدید ریزش نیروها که بیش از یک سوم کل اعضا را شامل میشد بعد از این جریانات صورت پذیرفت. بسیاری که تا آنزمان تحت اجبار و فشار و محاصره نیروهای بعثی مجبور به ماندن در سازمان بودند امکان فرار و رهائی پیدا کردند.

سازمان مجاهدین خلق اسامی بیش از ۵۰ نفر از اعضای خود را اعلام نمود که ظاهرا بخاطر بمباران قرارگاهها توسط نیروهای آمریکائی و انگلیسی کشته شدند. بعدها از طریق کسانی که امکان فرار از پادگان اشرف را بدست آوردند کاشف به عمل آمد که تنها حدود ۵ نفر از آنان در خلال بمباران ها کشته شده اند. حتی مشخص شد که برخی از آنان ناراضیانی بودند که توسط خود سازمان به قتل رسیدند.

در ۲۷ خرداد سال ۱۳۸۲ مریم رجوی و حدود ۱۲۰ نفر دیگر از اعضای مجاهدین خلق در قرارگاه مریم در اوورسورواز در حومه پاریس دستگیر شدند. متعاقبا تعدادی از اعضا در شهرهای مختلف اروپائی اقدام به خودسوزی کردند و این در حالی بود که خود مریم رجوی در مدت بازداشت حتی دست به اعتراض به شکل مثلا اعتصاب غذا هم نزد و به خاطر خوشامد قوه قضائیه فرانسه و قوانین سکولار و ممنوعیت تبلیغات مذهبی، بدون روسری در دادگاه حاضر شد.

یک مقام پلیس فرانسه در این رابطه گفته بود که کسانی که با یک فرمان خود را به آتش میکشند این پتانسیل را دارند که هر کس دیگری را هم به آتش بکشند. مسئولین امنیتی اروپائی این اقدام را یک حرکت تروریستی سازمانیافته ارزیابی کرده و نسبت به تهدیدات امنیتی حضور این سازمان در اروپا هشدار دادند. بعد از اشغال سفارت ها در سال ۱۳۷۱، این دومین حرکت تروریستی هماهنگ در اروپا به شمار میرفت که خسارات سیاسی بسیاری برای سازمان به دنبال داشت.

در تاریخ ۴ دی ۱۳۸۲، شورای عالی امنیت ملی ایران مصوبه ای به تصویب رساند که بر اساس آن کسانی که شاکی خصوصی نداشته باشند و از سازمان جدا شده و جنگ مسلحانه با نظام را رد کنند می توانند بدون پیگرد قانونی به ایران بازگردند. صدها تن از جداشدگان به این ترتیب و تحت تمهیدات صلیب سرخ جهانی از عراق به سلامت به نزد خانواده های خود در ایران بازگشتند و هم اکنون مشغول زندگی عادی خود می باشند.

به دنبال سرگونی حکومت صدام حسین، مدارک سازمان اطلاعاتی وی بیرون داده شد که شامل ۱۲۰ ساعت نوارهای دیدارهای مقامات امنیتی عراقی با مسعود رجوی و سران مجاهدین خلق می باشد. سرویس امنیتی رژیم بعث از این دیدارها که به یک دوره بیش از ۲۰ ساله، یعنی قبل از آغاز جنگ ایران و عراق تا قبل از سقوط صدام حسین، مربوط میشود به صورت مخفیانه فیلم برداری کرده بود. این نوارها پرده از بسیاری از روابط پنهانی مجاهدین خلق با سرویس امنیتی صدام حسین برداشت. تبادل اطلاعات در قبال دریافت پول و گرفتن سفارش ترور و التماس مسعود رجوی برای دیدار با صدام حسین و برادر خونی خواندن او در این نوارها کاملا مشهود است. سازمان مجاهدین خلق هیچ موضعی در قبال افشای این نوارها نگرفت.

در ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۴ دیدبان حقوق بشر در گزارشی با عنوان “خروج ممنوع” به تشریح وضعیت اسفبار حقوق بشر و حقوق اساسی اعضای فرقه رجوی پرداخت که با واکنش شدید این فرقه روبرو شد. نقض اولیه ترین حقوق انسانی در داخل مناسبات تشکیلاتی سازمان، خصوصا ستمی که بر زنان رفته است، در سالهای اخیر و به واسطه افشاگری های جداشدگان، توجه بسیاری از ناظران حقوق بشر را به خود معطوف نموده است.

در ۹ دی ۱۳۸۸ صدام حسین که مسبب تهاجم به ایران و تحمیل ۸ سال جنگ و کشتار و ویرانی بود عاقبت در خاک عراق و توسط دستگاه قضائی این کشور اعدام گردید. سکوت سازمان مجاهدین خلق در این رابطه جای تعمق دارد چرا که او تنها حامی دولتی مجاهدین خلق در کل تاریخچه این سازمان به حساب می آید و رجوی گفته بود که پیوند او با صدام خونی و عقیدتی است.

در ۲ اردیبهشت ۱۳۹۰، علیرغم تمامی تلاش هائی که فرقه رجوی برای نزدیک شدن به آمریکا به عمل آورد، گزارش وزارت خارجه آمریکا باز بر تروریست بودن این سازمان تأکید کرد و این بار آنرا یک فرقه کیش شخصیتی معرفی نمود. البته بعدا بر اساس توافقی که به منظور خروج از پادگان اشرف در زمان هیلاری کلینتون وزیر خارجه وقت آمریکا صورت گرفت، نام سازمان مجاهدین خلق از لیست گروه های تروریستی وزارت خارجه آمریکا خارج گردید.

سازمان مجاهدین خلق پس از انتقال به اردوگاه لیبرتی در عراق و از دست دادن پادگان اشرف که هم ظرف ایدئولوژی و هم ظرف استراتژی اش بود اکنون در حال انتقال به کشور آلبانی است و دیگر آینده ای در عراق ندارد. هم اکنون هیچ چشم انداز روشنی برای این سازمان متصور نیست و عملا سازمان مجاهدین خلق به رهبری مسعود رجوی که بیش از ۱۲ سال است در غیبت به سر میبرد در بن بست کامل و سراشیبی سقوط قرار دارد.

۵۰ سال تاریخچه سازمان به خوبی عاقبت کار یک رهبر غیر اصولی و فرصت طلب را نشان میدهد. یک مقام بازنشسته آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا به بی بی سی گفته بود که در تمامی دوران خدمت خود سازمانی به ملونی مجاهدین خلق ندیده است. مستند فرقه بوقلمون صفت که از شبکه جهانی الجزیره در باره مجاهدین خلق پخش شد گویای ماهیت واقعی یک فرقه مخرب کنترل ذهن است که اعضای آن مقدم ترین قربانیانش می باشند. فرقه ها از نظر حتی غربی ها غیر قابل اعتماد، غیر قابل پیش بینی و لذا غیر قابل استفاده تلقی میشوند و به همین دلیل تلاش های مکرر فرقه رجوی برای نزدیکی به غرب سودی ندارد. سرویس های اطلاعاتی غربی همچنین از میزان منفور بودن فرقه رجوی در میان مردم ایران آگاه بوده و آنرا به کرات اعلام نموده اند.

نوشتن این سطور برای من که ۲۳ سال از بهترین سالهای زندگی ام را به صورت شبانه روزی و با اعتماد مطلق و فدا کردن همه چیز وقف این سازمان کردم از هر کار دیگری دردآورتر است، اما مایلم به عنوان تجربه و عبرت آیندگان این موارد را ثبت نمایم تا کسانی مانند من و خصوصا جوانان کم اطلاع و کم تجربه امروز به سادگی فریب وعده ها و حرفهای زیبای شیادان را نخورند و با دقت و تحقیق و تعمق کافی پا به هر عرصه ای بگذارند.

***

  • Khodabandeh_Tabraeian_MEK_From_Terror_to_Cultخبرگزاری مهر، تهران، دوازدهم اوت ۲۰۱۸:… ابراهیم خدابنده در ادامه گفت: سازمان مجاهدین خلق سوابقی طولانی در جاسوسی و دادن اطلاعات دارد و در اکثر مواقع هم علی رغم انکار کردن شان می دانستند که اطلاعات را دارند به چه کسی می دهند. در ترور دانشمندان هسته ای و آمدن

    KhodabandehEbrahim_Nejat_Societyخبرگزاری مهر، بیست و نهم ژوئیه ۲۰۱۸:…  خدابنده در ابتدای این گفتگو با اشاره به همایش چند ماه پیش سازمان مجاهدین  در پاریس گفت: این همایش‌ها ربطی به مجاهدین خلق ندارد، همانطور که ربطی به فرانسه هم ندارد. چنین همایش‌هایی پروژه کاخ سفید است. الان شعار این گردهمایی‌ها مانن

    Khodabandeh_Ebrahim_Tehran_29112017انجمن نجات، مرکز تهران، بیست و نهم نوامبر ۲۰۱۷:… مسئله اساسی مورد بحث در طی نشست های دو روزه اجلاس موضوع تروریسم در منطقه و ارتباط آن با مسئله تکفیری ها و سوء استفاده آنان از دین مبین اسلام بود. خدابنده و میرباقری با بسیاری از شرکت کنندگان از کشورهای مختلف در خصوص تجر

    انجمن نجات، مرکز سمنان، بیست و سوم اکتبر ۲۰۱۷:… طی هفته گذشته یک سلسله نشست با حضور خانواده های اعضای اسیر فرقه رجوی و مدیر عامل انجمن نجات جناب آقای ابراهیم خدابنده و تنی چند از اعضا

    پانزدهم شهریور بمبگذاری مجاهدین خلق در خیابانها 2بنیاد هابیلیان، ششم سپتامبر ۲۰۱۷:… سال ۸۲ وقتی به ایران آمدم، با مرحوم پدرم صحبت می‌کردم و سؤالی پرسید که واقعاً ذهنم را درگیر کرد. گفت من هر چیزی را راجع به این سازمان بپذیرم یک مورد را نمی‌توانم بپذیرم و آ

    Ebrahim_Khodabandeh_Iranian_History_MEK_Rajavi_Cultمرکز اسناد انقلاب اسلامی (و مطبوعات)، سی ام اوت ۲۰۱۷:… مسعود رجوی رسما خودش گفته و صدها شاهد هم هست که سازمان مسئول ترورهای ۷ تیر و ۸ شهریور است. البته هنوز سازمان زیر بار نرفته و قبول نکرده است ولی صدها عضو سازمان از خود مسعود رجوی شنیده‌اند که قبول کر

    Nejat Society MEK Rajavi Cult Families Yazd 2017انجمن نجات، مرکز یزد، بیست و نهم اوت ۲۰۱۷:… در ابتدای جلسه آقای یغمایی مسئول  انجمن نجات مرکز یزد، ضمن خوش آمد گویی به خانواده ها  و میهمانان از اینکه دعوت انجمن را اجابت نموده ودراین همایش شرکت کرده اند تشکر کرد و به بیان خلاصه ای از فعالیت دفتر انجمن ن

    khodabandeh_Ebrahim_Mashad_Mojahedin_Khalq_Rajavi_Cult_MEK_3بنیاد هابیلیان، بیست و دوم اوت ۲۰۱۷:… در منچستر بودم و اتفاقاً از جلوی کنسول‌گری ایران رد می‌شدم. دیدم یک سری از بچه‌های انجمن اسلامی که من آنها را می‌شناختم و آنها هم نمی‌دانستند که من از انجمن اسلامی جدا شده‌ام و آمده‌ام در فرقه رجوی.

    Ebrahim_Khodabandeh_Mashad_1انجمن نجات، مشهد، هفتم اوت ۲۰۱۷:… از مزیت های انتقال اسیران به آلبانی می توان به مسئله امنیت جانی آنها اشاره کرد زیرا دیگر از موشک و خمپاره خبری نیست و اینکه رجوی نمی تواند از خون(جان) این عزیزان برای فرقه خود سوءاستفاده کند. دومین مزیت انتقال به آلبانی، ارتباط و آشنایی اسیرا

    Khodabandeh_Nejat_Mashad_2017انجمن نجات، مرکز خراسان رضوی، سوم ژوئیه ۲۰۱۷:… در این همایش آقای خدابنده طبق آخرین خبرهای کسب شده از فرقه رجوی در آلبانی گفت: خانواده ها از طریق ارتباط تلفنی ، شبکه های اجتماعی مثل تلگرام، و… نامه نگاری با عزیزانشان در آلبانی دارند، باعث شده اند که تناقضات بین اعضا روزبروز

    Massoud Rajavi terrorist foroughتاریخ ایرانی، دوم ژوئیه ۲۰۱۷:… عملیات مرصاد به روایت یک شاهد عینی. تاریخ ایرانی: عملیات مرصاد (فروغ جاویدان) به روایت ابراهیم خدابنده، عضو سابق فرقه رجوی. او در این مستند که شبکه خبر سیما پخش کرده، جلسه توجیهی مسعود رجوی در اواخر تیرماه ۱۳۶۷ را شرح داده که در آن سرکرده فرق

    ایرنا، مشهد، اول ژوئیه ۲۰۱۷:… ابراهیم خدابنده مدیرعامل انجمن نجات گفت: سازمان منافقین دست به هر کاری زد و با هر دشمن ایران همدست شد تا قدرت کسب کند اما همه تیرهایش به سنگ خورد. وی افزود: رجوی در نشستی با بنی صدر اعلام کرد که دیگر فعالیت های ترو

    Kalkan_Nejat_against MEK Rajavi cult_3گروهی از خانواده های اسرای رجوی در آلبانی، ایران اینترلینک، تبریز، بیست و چهارم ژوئیه ۲۰۱۷:…  این باصطلاح رزمندگان ، مانند عروسک های خیمه شب بازی وفقط درزمانی که درجوار مرزهای کشور ودر کمپ اشرف بودند ، آلت دست کم وبیش موثر رجوی شمرده می شدند ،حال که با تلاش طاقت ف

    Kalkan_Nejat_against MEK Rajavi cult_3انجمن نجات، مرکز تهران، بیست و سوم ژوئیه ۲۰۱۷:… همچنان که به این ترتیب در سال های گذشته نزدیک به ۱۰۰۰ نفر تحت نظارت صلیب سرخ جهانی به ایران بازگشته و توانسته اند بدون مشکل قضایی از امکان زندگی در ایران برخوردار شوند و بارها در رسانه ها شرح زندگی خود را بیان داشته اند.

    Ebrahim_Khodabandeh_Khozestan_against_MEK_Rajavi_Cultانجمن نجات، مرکز خوزستان، پانزدهم ژوئیه ۲۰۱۷:… روز پنجشنبه مورخه ۲۲ تیرماه تعدادی از خانواده های اسیران دربند فرقه رجوی از شهرهای اندیمشک، مسجدسلیمان، شوشتر، آبادان ، شوش و اهواز در دفترانجمن نجات شعبه خوزستان با آقای ابراهیم خدابنده محقق، پژو

    Kalkan_Nejat_against MEK Rajavi cult_1انجمن نجات، مرکز تهران، سیزدهم ژوئیه ۲۰۱۷:… خدابنده از جانب خانواده های دردمند و رنج کشیده اعضای فرقه رجوی که در آلبانی در اردوگاه این فرقه، منزوی از دنیای آزاد و محبوس هستند گفت: “خانواده ها هرگز برای عزیزان خود عاقبت بدی نمی خواهند. وقتی آنان موضوع استرداد اعضا

    عصر هامون، تهران، ششم ژوئن ۲۰۱۷:… خدابنده مسئولیت اعدام های سال ۶۷ را به مسعود رجوی منتسب کرد و افزود: در سال ۶۷ مسعود رجوی در عراق بود و نیروهایش ضمن تجاوز به خاک ایران، مرزبانان و مدافعان ایرانی را به قتل رساندند، وقتی همین افراد در زندان ادعا می کنند ما سرموضع خود هستیم یعنی صحه می گذارند ب

    انجمن نجات، مرکز سیستان و بلوچستان، بیست و دوم می ۲۰۱۷:…  برپایی همایش و نمایشگاه “نقد درون گفتمانی جریان فرقه رجوی” به همراه اکران فیلم سینمایی ماجرای نیمروز با همکاری انجمن نجات سیستان و بلوچستان و دانشگاه سیستان و بلوچستان. همایش در روزهای ۱۹ و ۲۰ اردیبهشت با سخنرا

    ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، بیست و یکم می ۲۰۱۷:…مطلع شدم که جان بولتون، لابی شناخته شده فرقه تروریستی رجوی در آمریکا، پیش بینی کرده است که قطعاً سید ابراهیم رئیسی در انتخابات ریاست جمهوری ایران پیروز خواهد شد. چند روز قبل از طریق دوستان در اروپا مطلع شدم که گویا مریم رجوی در برابر کسانی که

     ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، بیست و ششم آوریل ۲۰۱۷:… یکی از اعضای فرقه رجوی در ارتباطی غیر مستقیم که با من داشت مطرح نمود که مریم رجوی در نشست های درون تشکیلاتی در آلبانی که به منظور ممانعت از ریزش شدید نیرو و فائق آمدن بر جو مسئله داری برگزار می نمود به بحث “انتقال بزرگ” رسید و آنرا تحولی بزرگ در مبارزات سازمان مجاهدین خل

     massoud rajavi iranابراهیم خدابنده، انجمن نجات، یازدهم فوریه ۲۰۱۷:…  مسعود رجوی به خوبی از میزان ناتوانی خود در برابر جریان اصلی انقلاب اسلامی آگاهی داشت و بر این باور بود که برای کسب قدرت نیاز به کمک و حمایت خارجی دارد. اولین گزینه او اتحاد جماهیر شوروی سابق بود. هنوز چند روزی از پیروزی انقلاب اسلامی ن

    exposing-mojahedin-khalq-rajavi-cult-in-meybod-uni-1سایت دانشگاه میبد (و صدا و سیما)، یزد، شانزدهم دسامبر ۲۰۱۶:… سپس یغمایی مسئول انجمن نجات استان یزد به تشریح سابقه تشکیل انجمن ، برنامه ها و فعالیت های آن پرداخت. در ادامه دکتر ابراهیم خدابنده، کارشناس مسائل فرقه شناسی و مدیر عامل انجمن نجات تهران که

     خبرگزاری تسنیم و فارس، یزد، دوازدهم دسامبر ۲۰۱۶:…  عضو سابق گروهک منافقین با اشاره به اینکه خیلی از اعضای سازمان تروریستی منافقین در زندان‌های انفرادی سازمان بودند، گفت: حتی بعداً بیان شد که ۷۰۰ نفر در این زندان‌ها بودند و خیلی از آن‌ها اقدام به خودکشی کردند. خدابنده با اشاره به اینکه این سا

     massoud-rajavi-written-by-ebrahim-khodabandehانجمن نجات، مرکز تهران، بیست و ششم سپتامبر ۲۰۱۶:… این یافته ها مشخص می سازد که عضوگیری در سازمان مجاهدین خلق از سال ۱۹۸۶ واقعا داوطلبانه نبوده و این افراد تحت اجبار در اردوگاه های سازمان در عراق نگاه داشته شده اند. ماه ژوئن سال ۲۰۰۴، JIATF (ستاد مرکزی نیروهای آمر

     ابراهیم خدابنده 2014ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، ششم سپتامبر ۲۰۱۶:…  مشکل عربستان برای نزدیک شدن به سازمان مجاهدین خلق و حمایت علنی از آن سابقه تروریستی و خصوصا همکاری با صدام حسین و همچنین سابقه نقض حقوق بشر در خصوص اعضای خودش است. عربستان سعودی مایل است که با سازمان مجاهدین خلق بدون مسعود

     ابراهیم خدابنده 2014ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، اول سپتامبر ۲۰۱۶:…  اخیرا با یک دوست قدیمی انگلیسی صحبت میکردم. در خصوص میتینگ مریم رجوی در بورژه پاریس در ۱۹ تیر امسال توضیح میدادم که مریم رجوی شعار “شیر همیشه بیدار” میداد و کمتر از نیم ساعت بعد ترکی فیصل مسعود رجوی را به “مرحوم” موصوف نمود. و

     ایران اینترلینک، بیست و نهم اوت ۲۰۱۶:… گروهی از جداشدگان، خانواده ها، و قربانیان ترور در آخرین لحظات روز یکشنبه ۷ شهریور دیداری کوتاه با خانم رویال داشتند. خانم رویال علیرغم اینکه روزی طولانی با برنامه های سخت و فشرده را پشت سر گذاشته و صبح زود روز بعد عازم ارومیه بود، با گشاد

    بی بی سی، صدای امریکا و مطبوعات دیگر، بیست و نهم اوت ۲۰۱۶:…  بیانیه رجوی:از همه یارانمان، بویژه مسلمانان فرانسه می خواهیم به خانم روایال رأی بدهند” در این بیانیه همچنین آمده است: “مطمئنیم با این انتخاب، فرانسه ارزشهای خود را بازخواهد یافت و در کنار ملتهای سرکوب شده عراق و ایران علیه بنیادگرایی

     ابراهیم خدابنده 2014ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، شانزدهم اوت ۲۰۱۶:…  ابتدا سه خبر از آخرین اخبار در خصوص فرقه رجوی را مرور می کنیم: – فرار عباس داوری، معصومه ملک محمدی، زهره اخیانی و دیگر سران فرقه رجوی از عراق به اروپا – جابجایی صدها نفر از افراد اردوگاه لیبرتی عراق به آلبانی و نشانه های تخ

     فروغ جاویدان مرصاد رجوی مجاهدین خلقباشگاه خبرنگاران، تهران، بیست و هفتم ژوئیه ۲۰۱۶:… روایتی مستند از بیست و هشت سال پیش. یعنی آخرین روزهای جنگ تحمیلی. یک گردنه معمولی که نقطه کمینگاه غرب شد و نقطه پایان همه توهم ها… عراق ترجیح میداد که با ایران آتش بس داشته باشد تا این که بخواهد تهاجمی صورت بگ