هزاران تبریک به دوست عزیزم علی هاجری

هزاران تبریک به دوست عزیزم علی هاجری

 ادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، چهارم نوامبر ۲۰۱۸:… علی هاجری عزیز، تو و من و امثال ماها که به عنوان سربازان این مرز و بوم با دشمن اشغالگر جنگیدیم و سالها اسارت را تحمل کردیم، اما متآسفانه در یک مقطعی فریب دروغهای رجوی خوردیم و با این خیال که مجاهدین برای مردم ایران آزادی را به ارمغان خواهند آورد و هزاران خیال دیگر که تنها خیال بود و نه واقعیت و با حس وطنپرستی به سازمان … 

علی هاجری نجات یافته از مجاهدین خلق فرقه رجوی در آلبانیعلی هاجری با سابقه ۲۸ سال عضویت در سازمان مجاهدین رسما جدایی خود را از این فرقه در آلبانی اعلام کرد

لینک به منبع

هزاران تبریک به دوست عزیزم علی هاجری

وبلاگ ادوارد، ۰۳/۱۱/۲۰۱۸

درود و هزاران درود به دوست عزیز دوران سخت اسارت علی هاجری عزیز، آزادی از فرقه منحوس رجوی را تبریک می گوییم و برایت بهترین زندگی را در دنیای آزاد آرزو می کنم، دوست خوبم اگر چه برای آزاد شدن از چنگال استسماری تشکیلات رجوی دیر اقدام کردی، اما بدان و مطمعآ باش که هنوز زندگی در این دنیا پیش رویت هست و هنوز هم برای تشکیل یک کانون گرم خانواده که البته خار چشم رجوی هاست فرصت داری و هنوز هم دیر نیست، رجوی با فریب و دروغگوئی و تبلیغات پوچ برای به قدرت رسیدن زندگی و جوانی تو و من و ما را به باد فنا داد، اما همین امروز خودت و همه ما شاهد هستیم و به چشم می بینیم که چگونه در حال از دست دادن تمام سرمایه اش است، چگونه تشکیلات کذائی اش در حال سقوط است و چگونه همان انقلاب دروغی مریمش باعث از هم گسستگی درونی تشکیلات عنکبوتی اش شده، و مهمتر از همه چگونه در چشم مردم ایران تبدیل به تشکیلاتی منفور و مخوف گشته، این همان چوبی است که از سوی خداوند بر فرقش فرود آمده تا درس عبرتی باشد برای هر آن کسی که به میهن و مردم خود پشت می کند و برای منفعت خود خون جوانان این مرز و بوم را در راه به قدرت رسیدن می ریزد، رجوی با وعده های دروغ خود بهترین های این کشور را به تباهی برد و هنوز هم هر چه در توان دارد بکار گرفته تا دشمنان مردم ایران را به حمله به ایران و تحریم مردم ایران ترغیب کند، گوئی که همینان دشمن قسم خورده مردم ایران هستند.

علی هاجری عزیز، تو و من و امثال ماها که به عنوان سربازان این مرز و بوم با دشمن اشغالگر جنگیدیم و سالها اسارت را تحمل کردیم، اما متآسفانه در یک مقطعی فریب دروغهای رجوی خوردیم و با این خیال که مجاهدین برای مردم ایران آزادی را به ارمغان خواهند آورد و هزاران خیال دیگر که تنها خیال بود و نه واقعیت و با حس وطنپرستی به سازمان پیوستیم، اما متآسفانه تمام تبلیغاتی که به خورد ما داده بودند خیال و دروغ و سرابی بیش نبود و سازمانشان آن چیزی نبود که ماها برداشت کرده بودیم، برعکس رجوی برای منافع خود تمام میراث بنیانگذاران سازمان را در اختیار صدام قرار داده بود و تمامآ در خدمت ارتش صدام عمل می کرد، همانگونه که امروز تمام سرمایه خود را در اختیار دشمنان منطقه ای و فرا منطقه ای ایران قرار داده ،ما برای فهم این موضوع هر کدام به نوبه خود مسیر درازی را طی کردیم و در واقع هستی خود را از دست دادیم اما امروز که اشراف کامل و شناخت درستی نسبت به مجاهدین و رهبری سازمان داریم به گمان من وظیفه دیگری هم در برابر مردم ایران و نسل جوان ایرانی را باید به دوش بکشیم آنهم اینکه بایستی با تمام توان خود هر آنچه که به چشم خود در سازمان و تشکیلات فرقه ای مجاهدین دیده ایم را برای هوشیاری قشر جوان امروزی بنویسیم و بگوئیم و افشا کنیم تا نسل جوان بداند و آگاه باشد و مانند تو و من انتخاب اشتباه سیاسی نکند، ما نسل سوخته ای هستیم که نبایستی اجازه دهیم نسل امروزی هم با اشتباهی که ما کردیم خو را در آتش جهنمی کسانی امثال مجاهدین بیاندازد.
با درود و هزاران درود به تمام کسانی که با تلاش و تقلا برای رسیدن به دنیای آزاد و رهائی از فرقه رجوی به پا خواسته اند و با امید شنیدن رها شدن دیگر دوستانمان از قید و بند تشکیلات رجوی، با آرزوی موفقیت برای تو عزیز.

دوست قدیمی و هم اسارتی تو ادوارد.

*** 

دیدار زینب و مونا حسین نژاد بعد از سی و شش سال اسارت در فرقه رجویMona And Zeinab Hosseinnejad Meet Each Other After 36 Years

موسی دامرودی نجات یافته از مجاهدنی خلق فرقه رجوی در آلبانیاعلام جدایی رسمی آقای موسی دامرودی از فرقه مجاهدین در آلبانی (بیست و دوم اکتبر ۲۰۱۸)

محمد عظیم میش مست نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانیجدایی آقای محمد عظیم میش مست از فرقه مجاهدین خلق در آلبانی (هجدهم اکتبر ۲۰۱۸)

غلام علی میرزاییجدایی  آقای غلامعلی میرزایی عضو سی ساله مجاهدین از فرقه رجوی (سیزدهم اکتبر ۲۰۱۸)

جدایی حسن شهباز از مجاهدین خلق فرقه رجوی در تیرانا آلبانیاعلام جدایی حسن شهباز از فرقه مجاهدین در آلبانی (بیستم سپتامبر ۲۰۱۸)

حسن حیرانی نجات یافتگان فرقه رجوی مجاهدین خلق در آلبانیاعلام جدایی حسن حیرانی از فرقه مجاهدین خلق در آلبانی

Mossad To Use MEK Maryam Rajavi For Fatal False Flag Op In AlbaniaMossad To Use Mercenary MEK For Fatal False Flag Op In Albania

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33894

فروپاشی فرقه رجوی، با شانتاژ سرپا نخواهید ماند 

ادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، بیست و هفتم اکتبر ۲۰۱۸:… تبریک دوباره به آزادگان عزیز محمد میش مست و غلامعلی میزائی، که بار گرانی را در دوران جنگ هشت ساله به مدت ۹ سال در اردوگاه های عراق به عنوان اسیران جنگی تحمل کردند و خود به عنوان اسیر جنگی شاهد بودم که بر عکس دارودسته رجوی هرگز شرف ایرانی خود را به عراقی ها و دشمن نفروختند، اما متآسفانه در مقطعی … 

حملات و فحاشی های مریم رجوی علیه نجات یافتگان فرقه مجاهدین خلق در آلبانیمریم رجوی بعد از سی عضویت آقایان میرزایی و میش مست در سازمان مجاهدین کشف کرد که آنها جاسوس و مزدور هستند

لینک به منبع

فروپاشی فرقه رجوی، با شانتاژ سرپا نخواهید ماند

وبلاگ ادوارد،۲۶/۱۰/۲۰۱۸

تبریک دوباره به آزادگان عزیز محمد میش مست و غلامعلی میزائی، که بار گرانی را در دوران جنگ هشت ساله به مدت ۹ سال در اردوگاه های عراق به عنوان اسیران جنگی تحمل کردند و خود به عنوان اسیر جنگی شاهد بودم که بر عکس دارودسته رجوی هرگز شرف ایرانی خود را به عراقی ها و دشمن نفروختند، اما متآسفانه در مقطعی تعدادی فریب تبلیغات پوچ رجوی را که دم از آزادی خلق و میهن میزد خوردیم و ناآگاهانه به دایره شوم رجوی پیوستیم، اگر چه در سالیانی که در همین تشکیلات و دایره شوم جوانی و عمرمان در راه خودخواهی رجوی و دروغ و دغلبازی های دستگاه مزدورش از دست دادیم و از شیرینی زندگی در دوران جوانی بهره ای نبردیم اما با شناخت کامل از این فرقه شوم و دیکتاتوری خارج شدیم و امروز بایستی آگاه کردن جوانان ایران زمین با افشای چهره بزک کرده مزدوران خودفروخته فرقه رجوی در دستورکارمان باشد و این به عنوان یک وظیفه ملی و میهنی وظیفه تک تک کسانی است که دروران تاریک و سیاه فرقه رجوی را دیده و با گوشت و استخوان خود لمس کرده ایم، هیچکسی به غیر از امثال ماها که عمری را در تشکیلات استالینی و مزدور رجوی طی کرده ایم نمی تواند در رابطه با مجاهدین و واقعیت های درونی آنان افشاگری کند، رجوی ادعا نکند که امثال ما را از اسارت آزاد کرده، بهتر است که بگوید با فریب و دروغ و وعده های پوچ اسیرانی که ۹ سال اسارت را تحمل کرده بودند را به اردوگاه مرگ در اشرف کشاند تا بقیه جوانی و زندگی آنان را برای هوسرانی های خود به باد فنا بدهد،ما اعضای سابق فرقه خیانتکار رجوی شاهدان زنده ای هستیم که در برابر نسل امروز مسئول بوده و بایستی آگاهی دادن به این نسل فرقه ضد ایرانی رجوی را طوری افشا کنیم که از انحراف آنان جلوگیری کنیم.

محمد میش مست و غلامعلی میرزائی، ای عزیزان، شما امروز آزادگی خود را اثبات کردید و خود را از چنگال اهریمن نجات دادید، اگر فرقه دیکتاتوری مجاهدین به شما یا هر کس دیگری که خود را از این هیولای خودپرست و ضد بشری رها میکند و میخواهد زندگی خود و آینده خود را آزادانه رقم بزند تهمت و افترا می بندد این ضدیت آشکار این فرقه با دمکراسی و آزادی و حقوق بشر است و خود ماهیت ضد دمکراسی و ضد آزادی و ضد مردمی خود را به نمایش می گذارد، مجاهدین تحمل هیچ انتقادی را چه از سوی اعضای جدا شده و چه از سوی هر کسی دیگر ندارند که اگر داشتند آنموقع می توانستیم بگوئیم که از انسانیت بویی برده اند، در مقابل بایستی مقاوم بود و به چرندیات مزدوران و حقوق بگیران رجوی و تشکیلات ورشکسته و شانتاژهایشان گوش نداد و برعکس بایستی تا می توان بر این مزدران تاخت، البته خودتان در تشکیلات درهمین بیست و نه سال شاهد تهمت زدن ها حتی به کسانی که در اردوگاه هستند و شاید رنگ بیرون از تشکیلات را هم ندیده باشند بوده اید و نیازی به گفتن نیست اما برای آگاهی اذهان عمومی بایستی یاد آوری کرد تا ماهیت ضد انسانی و چهره بزک کرده این جانیان بهتر افشا شود.

دوستان عزیزم ما در دوران اسارت درعراق با تمام محدویت ها و با تحمل سخت ترین روزها ۹ سال با سربلندی و افتخار دوران اسارت را به سر بردیم و همانگونه که در بالا گفتم شرف ایرانی را هرگزبه دشمن نفروختیم، گرسنگی را تحمل کردیم کتک و اذیت وآزار راتحمل کردیم، فحش و ناسزاهای سربازان عراقی را به جان خریدیم، بسته بودن درهای آسایشگاه ها که برای اذیت کردن شاید چندین روز به روی مان می بستند که همین باعث انواع بیماری ها بود را به خاطر دارید؟ تمام اینها را تحمل کردیم، نه برای فرد خودمان که برای عزت ایران و ایرانی، اما با وردمان به اردوگاه اشرف همان روزهای نخست که اسیران پیوسته به تشکیلات را فرمانده هان دراشرف اردوگاهی خطاب میکردند بایستی متوجه می شدیم که این یک فرقه ضد ایرانی است که تحت فرمان صدام به مزدوری مشغول است و در همان ابتدا بایستی با شروع تبادل اسیران آنجا را ترک می کردیم، اما اعتمادی که به رجوی کرده بودیم که تمامآ پوچ از آب در آمد اجازه فکر کردن نمی داد، من هم دوازده سال در تشکیلات ضد بشری هر نوع مسئولیت را با دل و جان انجام دادم و هر کاری که به من داده شد به نحو احسن به سرانجام رساندم اما همین که گفتم نیستم و میخواهم دنبال زندگی خودم بروم، پس از ۴ ماه انفرادی در زندان اسکان در اشرف توسط مهدی ابریشمچی بی شرمانه تحویل زندان ابوغریب شدم و همین که پایم به خارج رسید و اولین کلام را درباره مجاهدین به زبان آوردم مورد حمله و هجوم و شانتاژ های بی امان همین ضد ایرانیان مجاهد قرار گرفتم که هنوز هم ادامه دارداما هرگز صحنه مبارزه را با این کفتارها ترک نکردم و ادامه خواهم داد تا جائی که لازم باشد، شما نیز بدانید آخرین کسانی نخواهید بود که از این دایره مرگ رها شده اید، دوستان دیگر ما هم به مرور در آینده از اردوگاه مرگ و نیستی خود را رها خواهند کرد و همانگونه که سالهاست تکرار می کنیم این تشکیلات دوامی نخواهد آورد و از هم خواهد پاشید، اعضای گرفتار در تشکیلات که دقیقآ مانند گروگان در دست رجوی قرار دارند روزی جهان آزاد و زندگی بدون خانم و آقا بالا سر تشکیلاتی را انتخاب خواهند کرد، بایستی دربرابر این مزدوران بین المللی و منطقه ای که هم قدم دشمنان ایران و ایرانی هستند و تمام تلاش خود را میکنند تا با اقدامات خود همگام با دشمان مردم ایران باشند مقاوم بود و مقامت کرد، با آرزوی زندگی خوش و شیرین برای شما دوستان عزیز و هم دوره اسارت، و با آرزوی آزادی دیگر دوستان خوبمان که هنوز در چمبره دیو در تشکیلات اهریمنی گرفتار هستند، موفق باشید.

*** 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33593

وزن مجاهدین در عملیات تروریستی اخیر در اهواز سنجیده شد 

 ادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، بیست و چهارم سپتامبر ۲۰۱۸:… برای سازمانی که ادعای آلترناتیو حکومت را در بوغ و کرنا کرده و گوش جهانیان را کر کرده شرم آور و خجالت آور است که در برابر تروریست هائی که قصد تجزیه ایران را در سر دارند چنین منفعل باشد و حتی از عمل شنیع این بی وطنان استقبال کند، در حالیکه وزارت خارجه امریکا که امروز با همین جمهوری اسلامی در منطقه چنگ در … 

Terrorist_Attack_in_Iran_Sepember2018_al_Ahwaz Arab_Peoples_Democratic Front_MEK_Albania_Rajavi_Cult_1عملیات تروریستی مشترک امروز “مقاومت ملی الاحواز” از انگلیس و “سازمان مجاهدین خلق ایران” از آلبانی ده ها کشته و مجروح بجا گذاشت

al_Ahwaz_Arab_People_Democratic_Front_Mojahedin_Khalq_Rajavi_Cult_Terrorists_2018Terrorists were from “al-Ahwaz Arab People’s Democratic Front” based in London and “Peoples Mojahedin Khalq Organisation” based in Albania 

لینک به منبع

وزن مجاهدین در عملیات تروریستی اخیر در اهواز سنجیده شد

وبلاگ ادوارد، ۲۳/۰۹/۲۰۱۸

عملیات مزدورانه تروریستی گروهی وطن فروش دراهوازمورد استقبال فرقه تروریستی رجوی قرار گرفته و سایت سرسپرده همبستگی فرقه رجوی خبر را با تآخیر اعلام نمود، آنهم با سرهم کردن اخبار رسانه ها و اضافه کردن مشتی ارجیف سازمان خودش.

مجاهدین این عملیات ننگین را که تعدادی غیر نظامی و حتی کودک چهار ساله هم خونشان به زمین ریخته محکوم نکردند، و تنها به درج خبر که از رسانه های داخلی اعلام شده بسنده نمودند. چرا؟ زیرا این گروه از اینگونه عملیات کثیف و مزورانه نه تنها ناراحت نمی شوند که بسیار هم استقبال می کنند چون خودشان و ماهیتشان هم همین است، گروه مزدور وطن فروش الاحواز هم مانند خود فرقه مجاهدین از بیرون کشور حمایت و هدایت می شود، درست مثل زمانی که صدام جنایتکار علنآ از همین فرقه و عملیات ضد ایرانی فرقه حمایت مالی و تسلیحاتی و لجستگی می نمود و مجاهدین هم بدون ذره ای خجالت با همان حمایت های صدام در درون کشور آدمکشی می کردند و عمل کتیف خود را مبارزه با رژیم اعلام می کردند و در مقابل برای حکومت صدام جاسوسی کرده تا از شرمندگی صدام درآیند، البته امروز بر کسی پوشیده نیست که همین فرقه از سعودی تغذیه می کند و اگر چنین عملیات ضد ایرانی و ضد انسانی را محکوم نمی کنند به این دلیل است که هر دو گروه مزدور یک کشور ضد ایرانی در منطقه هستندو در این هم شکی نیست.

برای سازمانی که ادعای آلترناتیو حکومت را در بوغ و کرنا کرده و گوش جهانیان را کر کرده شرم آور و خجالت آور است که در برابر تروریست هائی که قصد تجزیه ایران را در سر دارند چنین منفعل باشد و حتی از عمل شنیع این بی وطنان استقبال کند، در حالیکه وزارت خارجه امریکا که امروز با همین جمهوری اسلامی در منطقه چنگ در چنگ است به سرعت این حرکت شنیع را محکوم می کند اگر چه ظاهری اما این نشانگر شعور وزارتخانه را به نمایش می گذارد، از طرف دیگر آپوزاسیون دیگر در خارج از کشور همان سپاه را که بیشترین تلفات را در روز شنبه متحمل شده سربازان کشور می نامد و تفاوتی بین نظامی و غیر نظامی قائل نمی شود و این حرکت کثیف را محکوم می کند، همین برخورد مجاهدین برای سنجش وزن سازمان مزدور در درون ایران کافی است تا رفیع زاده ها ببینند و در رسانه های بین المللی واقعیت ها را بیان کنند نه اینکه با دریافت پول های کلان واقعیت ها را کتمان کنند، مجاهدین همین هستند که امروز می بینیم و نیازی به نظرسنجی در درون ایران هم نیست، خودشان ماهیت خودشان را بخوبی نشان می دهند.

*** 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33556

دو واکنش دیگر به برنامه شرم آور پرگار بی بی سی (معرفی برادر مجاهدخلق شارلاتان مجید رفیع زاده بعنوان “مستقل!” بدون پرسش حتی یک سوال؟!)ا

Saudi_Arabia_Mojahedin_Khalq_Terrorismادوراد ترمادو و مزدا پارسی، آلمان و ایران، نوزدهم سپتامبر ۲۰۱۸:… بسیاری از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق معتقدند که می توانستند پاسخ های بهتری در مقابل رفیع زاده داشته باشند اما به نظر می رسد که عدم حضور قربانیان مجاهدین خلق در این برنامه به قوت آن افزوده است چراکه جدا شدگانی که به افشاگری درباره مناسبات درونی مجاهدین خلق … 

از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

آریو بررزن پیروزنیا: شکستن رکورد وقاحت توسط مجاهدین خلق بدلیل سکوت ماست
(نفوذ تروریسم به قلب کنگره امریکا تحت لوای “نوروز”؟!)ا 

دو  واکنش دیگر به برنامه شرم آور پرگار بی بی سی (معرفی برادر مجاهدخلق شارلاتان مجید رفیع زاده بعنوان “مستقل!” بدون پرسش حتی یک سوال؟!)

۱- آیا سازمان مجاهدین در ایران وزنی دارد؟

ادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، نوزدهم سپتامبر ۲۰۱۸
لینک به منبع

وبلاگ ادوراد،۱۸/۰۹/۲۰۱۸

همین موضوع در برنامه پرگار بی بی سی مورد بحث قرار گرفت،اما با شرکت تنها دو تن که یکی خانم محترم ملیحه محمدی تحلیلگر سیاسی و روزنامه نگار مستقل و دیگری آقای مجید رفیع زاده تحلیلگر سیاسی و مشاور نشریه مطالعات هاروارد که در واقع نقش کسی را ایفا می کرد که سینه زن همان سازمان مجاهدین یا فرقه رجوی بود، شخصآ برعکس دیگر دوستانم انتقادی به مجری برنامه ندارم اما به حق می توان گفت که جای یکی از اعضای سابق سازمان مجاهدین یا همان فرقه مزدور رجوی در این برنامه خالی بود و برنامه پرگار با نبود یکی از اعضای سابق و منتقد سازمان مجاهدین هم حق مردم ایران را زیر پا گذاشت و هم حق هزاران تن از کسانی که بهترین دوران جوانی خود را در تشکیلات استالینی مجاهدین تلف کرده اند.

در پرسش و پاسخی که مابین مجری برنامه آقای کریمی و شرکت کنندگاه صورت گرفت بوضوع پیدا بود که خانم ملیحه محمدی اطلاعات قدیمی و کمی در مورد سازمان مجاهدین دارند با توجه به اینکه ایشان تمام تلاش خود را جهت افشای چهره مجاهدین انجام دادند و واقعیت های زیادی را هم بیان نمودند اما اطلاعات ایشان کم و قدیمی بود، با این حال شخصآ به عنوان یکی از اعضای سابق فرقه مجاهدین و یکی از منتقدین فرقه از ایشان تشکر می کنم و به ایشان توصیه می کنم برای شناخت بهتر فرقه رجوی و برای تکمیل اطلاعات خودشان بهتر که تماس خود را با اعضای جدا شده در اروپا محکم تر کرده تا در مورد فرقه رجوی بروزتر شوند.

اما آقای مجید رفیع زاده تحلیلگر سیاسی و مشاور نشریه مطالعات هاروارد که دائم از تحقیقات خود در رابطه با مجاهدین دم می زد، اما حتی اشاره ای هم به شیوه تحقیقات خود ننمود باید بپرسم که شما به عنوان مشاور نشریه مطالعات هاروارد درمحل کار خود در دیگر زمینه ها هم به همین شکل مشاوره می دهید و تحقیق می کنید؟

اگر اینطور است آن نشریه هاروارد هم بایستی با مشاوره شما بی محتوا باشد،چون سخنان شما در برنامه پرگار هم جنبدارانه بود و هم بی پایه و اساس، معمولآ افرادی که در مورد موضوعی تحقیق می کنند هم با موافق و هم با مخالف جریان تماس می گیرند تا بتوانند از توضیحات هر دو طرف به نتیجه درستی دست پیدا کنند، اما شما تنها به تحقیقاتی بسنده کردید که به قول خودتان با اعضا و فرماندهان مزدور مجاهدین صحبت کرده اید، خوب طبیعتآ هیچ ماست فروشی نیست که بگویید ماست من ترش است.

آقای رفیع زاده برای شما هم توصیه ای دوستانه دارم آنهم اینکه جهت تکمیل تحقیقات خود سری به یوتیوب زده و فیلمی را که توسط نه ماها بلکه استخبارات عراق در حین معامله ننگین بین ژنرال حبوش رئیس وقت استخبارات صدام و رجوی و دارودسته اش انجام می شود تماشا کنید که البته می دانم که فیلم مزبور را دیده اید و بعد صحبت از خرج های میلیونی مجاهدین نمایید، پولهائی را که مجاهدین خرج تجمعات خود در پاریس می کنند و گویا ترکشش به جیب جنابعالی هم خورده خرج های نیست که با کمک های دوقران دهشاهی مردمی تآمین شود خودتان حتمآ تحقیق کرده اید و می دانید که تنها برای چند دقدقه سخنرانی جمهوری خواهان پیرو کفتارهای جنگ طلب امریکائی هر کدام حداقل پنجاه هزار دلار پرداخت می شود طبعآ چنین اشخاصی در هتل های ایبس ارزان قیمت هم اقامت نمی کنند و هتل های چندین و چند ستاره برایشان مهیا میشود لطفآ تا یادم نرفته یک تحقیقی هم در مورد آن بنیادی که درانگلستان تحت نام کمک به کودکان پولشوئی می کرد و تعطیل شد انجام بدهید.

مجاهدین در روزهای ابتدائی انقلاب وزن داشتند، اما با سیاست های اشتباه و با تندروی های آقای رجوی از وزنش کاسته شد و به پایان رسید، در واقع بایستی برای اینکه بهتر فهم کنید گفت مجاهدین ریق مرگ را خیلی وقت پیش سرکشیده اند و نه تنها با حضور فردی مثل شما که مشخصآ مجاهدین هوای جیب شما را دارند در برنامه ای مثل پرگار و پرگارها که با بولتون ها و جولیانی های جیب بر هم در ایران وزنی بدست نخواهند آورد،چرا؟ چون این جماعت خبیث در برابر تاریخ و مردم ایران امتحان خود را پس داده اند و مردم ایران علیرقم مشکلاتی که با نظام دارند چند برابر بیشتر با این سازمان و فرقه مشکل دارند و از این جماعتی که زمانی ارتش دوم صدام را تشکیل دادند آنهم در زمان جنگ متنفر و بیزار هستند،شما می فرمایید نمی توان نظر سنجی کرد؟ من راهش را یادتان می دهم، خودتان شخصآ اقدام کنید و در همین یوتیوب یک عکس از رجوی ها قرار دهید و یک تیتر خوب هم بنویسید، دو روز بعد سری بزنید و ببینید با چه کلمات رکیکی در رابطه با آنان روبرو می شوید، این را هم به تحقیقات نازنین خود اضافه کنید آنوقت سواد مجاهدشناسی خودتان بالا می رود و از این چرند بافی دست بر می دارید، راستی آقای محقق شما در درون تشکیلات مجاهدین بوده اید؟ شما در قرارگاه اشرف بوده اید؟ آیا مجاهدین شما را مانند هزاران نفر از اعضای خود وادار به طلاق از همسرتان کرده اند؟ آیا شما از نشست های موسوم به انقلاب ائدولوژیک شان که خرد کننده شخصیت انسانی است خبر دارید؟ آیا از برخورد های فیزیکی و تحقیر کردن اعضا در جمع چند ده نفره در نشست های مسخره حوض خبر دارید؟ و هزاران موارد دیگر…… پس لطفآ تحقیق کنید، امیدوارم که پس از تحقیقاتتان دوباره مزخرف نبافید.

۲- میزگردی برای پاسخ به بدیهیات: «مجاهدین خلق چه وزنی دارند؟»

توسط انجمن نجات مرکز فارس در ۲۶ شهریور ۱۳۹۷
لینک به منبع

برنامه شنبه شب پرگار در شبکه بی بی سی با عنوان «مجاهدین خلق چه وزنی دارند؟» با آنکه سعی می کند به سوالی بدیهی درباره تشکیلات مجاهدین خلق بپردازد اما فرصت مناسبی را به بیننده ها می دهد تا بار دیگر با واقعیت مجاهدین خلق، سوابق آن و همچنین شرایط فعلی آن در مناسبات اجتماعی و سیاسی امروز ایران مواجه شوند.

مطابق رسم معمول این برنامه چالشی، مهمان های برنامه از میان دو طیف موافق و مخالف مجاهدین خلق انتخاب شدند. مجید رفیع زاده با عنوان «تحلیل گر سیاسی  و مشاور نشریه بین الملل هاروارد» و ملیحه محمدی با عنوان «تحلیل گر سیاسی و روزنامه نگار مستقل» در این برنامه به شرح دیدگاه های خود در باره میزان نفوذ مجاهدین خلق در جامعه امروز ایران می پردازند.

با جستجویی کوتاه در گوگل می توان دریافت که داریوش کریمی مجری برنامه تعمدا عنوان «مستقل» را برای مجید رفیع زاده به کار نمی برد چراکه او نسبت بسیار نزدیکی با مجاهدین خلق دارد؛ در بسیاری از مقالات خود در برخی نشریات –که اغلب تنها در رسانه های مجاهدین خلق بازنشر می شوند– از اهداف این گروه دفاع می کند و سعی می کند شورای ملی مقاومت را جایگزین مناسبی برای جمهوری اسلامی معرفی کند که از حمایت جمع کثیری از سیاستمداران آمریکایی ست و چنانچه خود اذعان می کند سال گذشته در گردهمایی های مجاهدین خلق شرکت کرده است.

در سوی دیگر این مباحثه ملیحه محمدی دعوت شده است که در سوابقش نه قرابتی با مجاهدین خلق و نه جمهوری اسلامی دیده می شود. درحالی که بسیاری از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق معتقدند که می توانستند پاسخ های بهتری در مقابل رفیع زاده داشته باشند اما به نظر می رسد که عدم حضور قربانیان مجاهدین خلق در این برنامه به قوت آن افزوده است چراکه جدا شدگانی که به افشاگری درباره مناسبات درونی مجاهدین خلق پرداخته اند، همواره از سوی مجاهدین خلق برچسب مزدوری جمهوری اسلامی خورده اند.

ملیحه محمدی در جایگاه روزنامه نگاری مستقل و تحلیل گری بی طرف که بخشی از حیات سیاسی و حرفه ای خود را در مناسبات سیاسی و اجتماعی ایران گذرانده و بسیاری از پدیده های اجتماعی و سیاسی را خود درک کرده است، شاید گزینه بهتری باشد برای رسیدن به پاسخ بدیهی موضوع برنامه که مجاهدین خلق در ایران نفوذی ندارند.

مجید رفیع زاده که متولد ۱۹۸۰ و دارای تبار سوری- ایرانی ست، در رسانه های مجاهدین خلق به عنوان “دانشمند سیاسی” معرفی می شود! وی که نسبت به ملیحه محمدی که عمری را در میانه جنگ شهری و ترور های مجاهدین خلق در قبل و بعد از انقلاب گذرانده است، از مجاهدین خلق همان را می داند که رسانه های مجاهدین خلق می گویند. او تمام مباحثی که درباره مجاهدین خلق عنوان می کند را مبتنی بر تحقیقاتی که خود انجام داده است، می داند و دائما ادعا می کند که در مصاحبه هایش با اعضای مجاهدین خلق و تحقیقاتی که انجام داده است به این یافته ها رسیده است.

او به هیچ عنوان نمی گوید که مسئله و هدف تحقیقش چه بوده است اما اینکه در تحقیقاتش حتی با یک نفر از افراد جدا شده از مجاهدین خلق مصاحبه نکرده است و یا حتی یک بار به ذهنش نرسیده است که از تشکیلات بپرسد «مسعود رجوی کجاست؟» نشان می دهد که تحقیقات به اصطلاح علمی او تا چه حد فاقد روایی و پایایی است. در پاسخ به پرسش داریوش کریمی درباره کجایی مسعود رجوی به سادگی می گوید: « نمی دانم . از خودشان بپرسید.»

رفیع زاده معتقد است که مجاهدین خلق در ایران امروز نفوذ دارد و برای این ادعایش دلایلی را مطرح می کند. به باور او چون مجاهدین در میان همه طیف های سیاسی آمریکایی مدافع دارد، پول و سازمان دهی دارد، پس در ایران نفوذ دارد. و معلوم نمی کند که طیف های سیاسی آمریکا چه ارتباطی با جامعه ایران دارند و وقتی که مورد پرسش قرار می گیرد با عقب نشینی از موضعش ادعا می کند که چون نظر سنجی انجام نشده نمی داند که آیا مجاهدین خلق در ایران نفوذ دارند یا ندارند. ملیحه محمدی اما معتقد است که سابقه تاریخی و ذهنیت شناخته شده هر ملتی معین می کند که به صورت کلی چه گرایش هایی دارند و چنانکه مصدق قهرمان ملی ایرانیان محسوب می شود، مجاهدین خلق به دلیل همکاری با صدام حسین و جنگ های شهری و چریکی، «ذهنیت آزار دهنده ای» برای ایرانیان ایجاد می کند. به باور او نشانه های انتخاب مردم ایران در رفتار های اجتماعی آن ها دیده می شود به طوریکه در اعتراضات اخیر نامی از مجاهدین دیده نمی شود. رفیع زاده البته معتقد است که مردم نمی توانند نامی از مجاهدین خلق بیاورند چون برای آن ها خطر اعدام در پی دارد اما نمی گوید که چرا حتی در شبکه های اجتماعی –که فضا برای ابراز عقیده آزادانه بسیار بازتر از کوچه و خیابان است— باز هم اثری ازحمایت مردمی گسترده برای مجاهدین خلق نیست.

رفیع زاده به راحتی پرده بر حقایقی چون عملیات فروغ جاویدان و همکاری های رجوی با صدام می کشد و با تخفیف دادن مطالبات نسل امروز به آب و آن ادعا می کند که برای جوانان نسل امروز چه اهمیتی دارد که در سال های جنگ چه گذشته است! او به سادگی حافظه تاریخی ایرانیان را نادیده می گیرد و آن ها را مردمی می پندارد که تنها دغدغه نان دارند و برای رسیدن به آن به هر ابزاری فارغ از آنکه سابقه و ماهیتش چه باشد دست میازند.

محمدی اما معتقد است که مردم ایران به لحاظ سیاسی بسیار کنجکاو هستند و از همین رو به شدت اهل رسانه هستند و حتی رویکرد مقامات آمریکایی را درباره ایران به خوبی می شناسند. حتی داریوش کریمی خود اذعان می کند که کسانی چون جان بولتون و رودی جولیانی که از مدافعان سرسخت مجاهدین خلق هستند در ایران محبوب نیستند چون افرادی جنگ طلب محسوب می شوند. محمدی همچنین اشاره می کند که مردم ایران با هرگرایش سیاسی برای کشته شدگان جنگ ایران و عراق احترام قائل هستند و از جنگ طلبان رویگردانند.

با این حال، رفیع زاده به راحتی ادعا می کند که بولتون و جیولیانی و امثالهم به دنبال جنگ با ایران نبوده اند. ایشان که «دانشمند» علوم سیاسی است، بعید است که جمله معروف جان بولتون در مطلبی که پس از توافق هسته ای با ایران در نیوریورک تایمز نوشت، را مطالعه نکرده باشد: «برای متوقف کردن بمب ایران، بر ایران بمب بیندازید».بعلاوه، در ۲۳ مارس ۲۰۱۸ پس از آنکه جان بولتون به عنوان مشاور امنیت ملی دانلد ترامپ انتخاب شد، گاردین در مقاله ای یاد آور شد که جان بولتون این قبیل جملات را بارها در رسانه های مطبوعاتی و تلویزیونی علیه ایران، تکرار کرده است.همچنین، جمله معروف سناتور تازه درگذشته، جان مک کین که در سخنرانی تبلیغاتی خود درزمان کاندیداتوری اش برای ریاست جمهوری آمریکا درپاسخ به سوال شهروندی که درباره سیاست وی در قبال ایران پرسید، گفت:«ترانه قدیمی بیچ بویز را شنیده اید که می گوید ایران را بمباران کنیم؟» و در ادامه زیر لب بخشی از ترانه تغییر شکل یافته گروه قدیمی بیچ بویز را اجرا کرد و خواند: «بمب، بمب، بمب، بزن بریم ایران رو بمبارون کنیم…» او بعد ها میهمان مریم رجوی در آلبانی شد. پس از مرگش پیام های تسلیت در رسانه های مجاهدین خلق  و مدح و ثنای علی رضا جعفرزاده نماینده مجاهدین خلق درآمریکا و شرکت در مراسم یادبودش، همه نشانه ی همراهی مجاهدین خلق با جنگ طالبان بود.

وقتی که ملیحه محمدی از رفیع زاده درباره منابع مالی مجاهدین خلق سوال می کند، او ادعا می کند که هیچ سندی مبنی بر حمایت خارجی از دولت های آمریکا و اسرائیل و روسیه برای کمک مالی به مجاهدین خلق نیافته است و منابع مالی مجاهدین خلق را هواداران تامین می کنند. به ادعای او هواداران هفتاد تا هشتاد درصد درآمد خود رادر اختیار تشکیلات قرار می دهند. در این مورد به خصوص باید گفت که اگر ایشان بتوان تمایزی میان هوادار و اعضا قائل شود قطعا سخنی بجا گفته است. بله اعضای داخلی سازمان به شهادت جدا شدگان همه درآمد خود –نه هفتاد یا هشتاد درصد– را در اختیار تشکیلات قرار می دهند. اعضا اساسا بدون کسب دستمزد برای تشکیلات کار می کنند و با انواع فعالیت های تجاری و پولشویی سرمایه تشکیلات را بیشتر می کنند. کسانی که رفیع زاده با عنوان اساتید دانشگاه و تجار و باحجابان و بی حجابان… از آنها یاد می کند، درواقع سمپات ها یا هواداران مجاهدین خلق هستند که به نوعی با سیستم تشکیلاتی این گروه ارتباط دارند –که چرایی و چگونگی این ارتباط خود بحث مفصلی را می طلبد– اما از اعضا محسوب نمی شوند. رفیع زاده که خود را محقق می داند چرا هیچ اطلاعاتی از چند و چون روابط در درون قرارگاه مجاهدین خلق در آلبانی نمی هد و حتی جایی که مجری برنامه ظن کیش بودن این تشکیلات را عنوان می کند، ایشان به فرافکنی می پردازد و سخن از هواداران به میان می آورد. تناقض گویی ها و ادعا های او درباره سازو کار پول رسانی خانواده ها و هواداران به مجاهدین خلق چنان بی اساس و بر پایه حدس و گمان است که مخاطب تردید می کند که او واقعا به عنوان تحلیلگر سیاسی و شخصیتی دانشگاهی به این برنامه دعوت شده است.

درباره کمک های مالی صدام حسین به مجاهدین خلق فیلمی مستند وجود دارد که پس از سقوط صدام از استخبارات حکومت بعث، بدست آمد و عباس داوری نماینده مسعود رجوی را در حال دریافت بسته های دلار از ماموران استخبارات عراق نشان می دهد. همچنین درمنابع مختلف از جمله کتاب آنتونی کوردزمن با عنوان «سلاح های کشتار جمعی ایران، تولد رقابت هسته ای در منطقه؟» آمده است که «مجاهدین خلق بین سال های ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۳ از محل یارانه های برنامه نفت در برابر غذا میلیون ها دلار از صدام حسین دریافت کردند» و «فیلم هایی وجود دارد که نشان می دهد صدام حسین چمدان های پر از پول به مجاهدین خلق می دهد».

ملیحه محمدی معتقد است که مردم ایران درباره حقایق تارخی شفاف هستند و نمی توانند این حجم از عدم شفافیت و تغییر نگرش و رویکرد در مجاهدین خلق را بپذیرند. او یادآوری می کند که چگونه کسانی که روزی در ادبیات مجاهدین خلق، «امرای فاسد عرب» و «امپریالیسم » امریکا خوانده می شدند، تبدیل به متحدین این تشکیلات شدند. او از رفیع زاده می پرسد که چرا مجاهدین هیچ گاه پاسخ گوی جداشده ها نبودند و آیا این سازمان همان سازمان بدیع زادگان و حنیف نژاد است و پاسخ رفیع نزاد همواره این است که هدف مجاهدین خلق در چهل سال گذشته تغییر نکرده است و همواره به دنبال سرنگونی جمهوری اسلامی بوده است.

رفیع زاده نمی گوید که وسیله مجاهدین خلق برای رسیدن به هدف دائما در حال تغییر بوده است. روزی این وسیله اسلحه و منابع مالی اهدایی صدام حسین و روزی حمایت های سیاست مداران عرب و اروپایی و آمریکایی، بوده است. شاید جمله معروف «هدف وسیله را توجیه می کند» به ذهن مجری و دیگر مهمان برنامه نرسید، اما کلیت مباحث این برنامه به سادگی این جمله را درباره توصیف مجاهدین خلق به ذهن متبادر می کرد.

مزدا پارسی

*** 

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیBBC: Who are the Iranian dissident group MEK? (Mojahedin Khalq, MKO, PMOI, …) 

عربستان سعودی مجاهدین خلق فرقه رجوی توی تروریسمSaudi Arabia Secretly Sent Truckloads of Gold and Rolex Watches to the Iranian MEK (aka Mojahedin Khalq, MKO, NCRI, Rajavi cult …)MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Cult_Faking_Social_Media_Aljazeera_2018Mojahedin Khalq (MEK, MKO, NCRI, Rajavi cult) keyboard warriors target journalists, Academics, activists

Mojahedin_Khalq_MEK_Ch_4_News_AlbaniaThe shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian government

MSNBC_Massoud_KhodabandehMassoud khodabandeh: No decent American intelligence officer would say MEK is trustworthy because it is a Destructive Cult.

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشSaudi Arabia’s ambivalent relationship to terrorism

Remember.Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) was one of the excuses of US attacking Iraq

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33534

انتقادها به پخش اکاذیب “برادر مجاهد مجید رفیع زاده” در برنامه پرگار داریوش کریمی (نامه هایی در تقبیح ماست مالی جنایات ضد بشری مجاهدین رجوی)ا 

Majid_Rafizadeh_Mojahedin_Khalq_Saddam_Army_MEK_Terrorists_USAسایتهای مختلف، پاریس، شیراز، کلن آلمان … هجدهم سپتامبر ۲۰۱۸:… جناب آقای رفیع زاده صحبت بر سر شفافیت و مسائل مالی سازمان شد. شما دقیقا همان جمله کلیشه ای که بما هم سالیان سال در سازمان گفته میشد که هواداران ازداخل برای سازمان پول حواله میکنند و … را تحویل مجری برنامه دادید . راستش هم خنده ام گرفته بود هم این سوال … 

مجاهدین خلق تحت نامهای مستعار در کنگره امریکا درمقابل اقتدای رجویه به جان مک کین ، دیگران چه مطرح میکنند!ا

از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

آریو بررزن پیروزنیا: شکستن رکورد وقاحت توسط مجاهدین خلق بدلیل سکوت ماست
(نفوذ تروریسم به قلب کنگره امریکا تحت لوای “نوروز”؟!)ا 

انجمن نجات، مرکز فارس، شیراز، هجدهم سپتامبر ۲۰۱۸:
لینک به منبع

در پاسخ به مجید رفیع زاده ….

توسط انجمن نجات مرکز فارس در ۲۶ شهریور ۱۳۹۷

روز گذشته تلوزیون فارسی بی بی سی در برنامه پرگار مصاحبه ای را ترتیب داده بود با خانم ملیحه محمدی و آقای مجید رفیع زاده. لازم دانستم که بعضی نکات را برای عموم بینندگان آن برنامه و  خصوصا جهت اطلاع ایشان  یا بعنوان سوال از آقای رفیع زاده داشته باشم.

ایشان که از شیوه صحبت کردنش  بخوبی مشهود بود از مواجب بگیران فرقه مجاهدین شده است و توسط افراد این فرقه توجیه میشود٬  یا خودش را واقعا  به ساده لوحی در صحبتها یا موضوعاتی که مطرح میشد زده بود یا که دیگر باید گفت که عقل ناقصی دارد و بر خلاف تمامی تحصیلات و عناوینی که باخود یدک میکشد هیچ آگاهی و قدرت تحقیق و تشخیص درست از غلط را ندارد! خطاب به ایشان میپرسم جناب آقای رفیع زاده که هرچه بشما در این مصاحبه گفته میشد میگفتی چیز اثبات نشده است آیا سالیان سال جنگیدن نیروهای مجاهدین هم دوش با نیروهای ارتش صدام علیه ایران وجوانان ایرانی و هم پیمان شدن این گروه با صدام یعنی دشمن ترین دشمن مردم ایران  هم هنوز برای شما اثبات نشده است؟! آیا اینهمه سال شستشوی مغزی که توسط مسئولین سازمان خصوصا شخص مریم ومسعود رجوی در نشستهای باصطلاح انقلاب ایدئولوژیک هم که توسط صدها تن از نیروهای جدا شده از این سازمان٬  افشا شده است هم هنوز برای شما اثبات نشده است؟ آیا مجبور کردن نیروهایشان به بیان خصوصی ترین تناقضات جنسی و  فکری و ذهنی شان در جمع که توسط تمامی جداشدگان تاکید شده بود هم هنوز برای شما اثبات نشده است؟ چطور اینگونه تصور میکنید که نسل کنونی جامعه ایران کاری به کار آرمانها و ایدئولوژی حنیف نژاد و مهدی رضایی و بدیع زادگان و خیابانی ها ندارد و اصلا آنها را فراموش کرده اند و فقط و فقط به مسائل اقتصادی درون جامعه اهمیت میدهند؟ شما چطور میتوانی به زبان بیآوری که فرقه رجوی به آزادی دین از سیاست اعتقاد درونی وقلبی دارد درصورتیکه حتی یکنفر در سازمان اگر ایدئولوژی آنها را قبول نمیداشت و خودش را صد روی صد وقف سازمان و مشخصا مسعود نمیکرد نمیتوانست به رده های بالاتر مسئولیت ارتقاء پیدا کند؟ چطور فکر میکنی که مجاهدین به آزادی عقیده و بیان و پوشش اعتقاد قلبی و درونی دارند که حتی یک زن در سازمان وارتش آن زمان اجازه نداشت که بدون روسری در سالن غذاخوری و محوطه یکانها ظاهر شود؟ آیا در تحقیقاتی که انجام دادید سرنخی از این هم بدست آوردید که اینهمه نفرات که قصد جداشدن از این سازمان را داشتندو یا همین الان هم دارند٬ با چه مجوزی به سخت ترین شکنجه های روحی و جسمی محکوم میشدند  و در مواردی هم به حذف فیزیکی آنها منتهی میشد؟راستی جناب دکتر رفیع زاده که خیلی تحقیق کردید آیا در تحقیقات خودتان٬ اسمی هم از خروس آباد در قرارگاه اشرف شنیدی یا باز متاسفانه چیزی نشنیدی و چیزی اثبات نشد؟ خروس آباد یعنی جایی که خروس هم از شدت فشار و شکنجه تخم میگذارد!! یعنی که بچه هایی که با انقلاب پوشالی مریم رجوی مخالف بودند را انگ نفوذی رژیم میزدند و باین مکان منتقل میکردند. در آن مکان آنقدر توسط سپیده ابراهیمی و مهدی ابریشمچی و نریمان و …. شکنجه میشدند که یا بایستی به دروغ هم که شده اعتراف کنند که نفوذی هستند و یا بایستی بمیرند. اگر می مردند که تعدادی هم از بین رفتند که هیچ و اگر اعتراف میکردند که نفوذی هستند که با دست بازتری شکنجه میشدند. براستی آیا چیزی از این اتفاقات هم در سازمان برایت تعریف کرده اند؟!! راستی آقای رفیع زاده برای شخص شما که اینهمه تحقیق کرده ای سوال پیش نیآمده که چرا وقتی پدران ومادران سالخورده برای دیدن فرزندانشان از ایران به عراق وپشت درب قرارگاه اشرف آمده بودند٬ توسط مجاهدین با سنگ پذیرایی شدند و سر این افراد سالخورده که خواسته اس جز دیدن فرزندانشان بعد از سالیان سال را نداشتند؟!! یا که باز اینهمه اثبات نشده و شما چیزی مشاهده نکردید؟ اصلا چرا را به گذشته چند سال پیش برویم شما چیزی در مورد پدر و مادر سمیه که اکنون بیش از یکماه است که والدینش در آلبانی به هر دری زده اند که او را ملاقات کنند و بارها توسط اراذل و اوباش سازمان کتک خورده اند و کار به پلیس هم کشیده شده است هم چیزی نشنیده ای؟! این که دیگر هر روز توسط روزنامه های آلبانی تیتر میشود!آقای رفیع زاده در سازمانی که شما سنگ دمکراتیک بودنش را به سینه میزنی چرا هیچکس حق داشتن ارتباط حتی تلفنی و نامه ای با خانواده اش را نداشت و اگر کسی فقط دلش برای خانواده اش تنگ میشد٬ به بدترین توهین ها و تحقیر ها محکوم بود؟! چرا مسعود رجوی در نشستهای انقلاب سال ۱۳۶۸ رسما و علنا به همه نیروها گفت که شما بایستی فقط مرا دوست داشته باشید و هر عشقی بجز عشق بمن حرام و باطل است؟مسعودرجوی به چه حقی و با چه مجوزی به نیروهای خود دستور تشکیلاتی داد که اگر کسی خواست از ما جداشود٬ بایستی به قتل برسد و اصلا هم نگران بعدش نباشید. چرا که زندانهای اروپا از هتل چهار ستاره بهتر و مجهز تر است؟! راستی دکتر از رقص رهایی چه میدانی؟ آیا پای صحبت زنانی که توانسته اند از این فرقه جدا شوند و شاهد نشستهای رقص رهایی با مسعود رجوی بوده اند هم نشسته ای یا که برایت صرف نداشته وقتت را جایی تلف کنی که درآمدی نداشته باشد؟ در صحبتهایت گفتی که در اعتراضات دی ماه گذشته پوستر هایی از خانم رجوی هم دیده شده دکتر جان مرا یاد زمانی انداختی که در قرارگاه اشرف بودیم که بخشی در قسمت سیمای مجاهدین بود که مسئول مونتاژ همین کارها بود. یعنی بعضی از بچه ها که ای کاش اجازه داشتم اسامی شان هم میگفتم  که بخوبی به برنامه فتوشاپ مسلط بودند دور هم جمع می شدند و این کارها را انجام میدادند یا در بعضی از خیابانهای قرارگاه خودشان جوری فیلم میگرفتند که بیننده تصور کند که از داخل فرستاده شده است. پس لطفا از این داستانها برای ما تعریف نکن که ما خودمان آخر خط روزگاریم!

جناب آقای رفیع زاده صحبت بر سر شفافیت و مسائل مالی سازمان شد. شما دقیقا همان جمله کلیشه ای  که بما هم سالیان سال در سازمان گفته میشد که هواداران ازداخل برای سازمان پول حواله میکنند و … را تحویل مجری برنامه دادید . راستش هم خنده ام گرفته بود هم این سوال برایم پیش آمد که این بنده خدا یعنی تا این حد ساده و زودباور هست یا که ترجیح میده که اینگونه وانمود کند؟!   آقای محترم!  یک خانواده ۴ نفره برای یک مسافرت ده روزه داخل کشور و نه حتی خارج از کشور حداقل ۵ میلیون تومان پول لازم دارد٬ بعد مسائل مالی  سازمان مجاهدین سالیان سال در عراق و اکنون در آلبانی و فرانسه و … با پول کمک های مالی خانواده ها اداره و حل و فصل میشود؟! وضعیت حواله پول از داخل کشور به خارج به گونه ای شده است که حتی خانواده هایی که فرزندانشان در خارج کشور مشغول به تحصیل هستند دیگر قادر به فرستادن ارز نیستند و آنها مجبورند یا برای خرج تحصیل کار کنند و یا ترک تحصیل کرده و به کشور بازگردند٬ بعد جنابعالی مدعی هستی که مردم برای سازمان پول میفرستند؟! یک قلم پول دستی که آقای جولیانی و مک کین و بولتون برای حظور در خیمه شب بازیهای مجاهدین دریافت میکردند به گفته حتی روزنامه های امریکایی *البته اگر شما دیده باشی که احتمالا ندیده ای و اثبات نشده است* هر کدام ۵۰ هزار دلار است که به دلار حتی ده هزار تومان هر کدام برای هر میتینگ ۵۰۰ میلیون تومان یعنی سرجمع یک میلیارد و نیم دریافت میکرده اند بعد شما میگویی این خرج ها و این مخارج توسط هواداران تامین میشده و برای (مریم رجوی) فرستاده میشده است!!  آیا تصور میکنی که همه مردم مانند خود شما هستند که اینگونه مضخرفات را باور کنند؟! خدا را شکر فیلم ملاقات مسئولین سازمان که اگر اشتباه نکنم عباس داوری بود با مسئولین عراقی که چمدان پر پول را به آنها تحویل میدهد و مجاهدین بر سر پول بیشتر با طرف عراقی چانه میزنند هم موجود است و همه دیده اند.نکند که شما باز این مستند را هم ندیده ای و هنوز از نظر شما چیزی اثبات نشده است؟! جهت اطلاع خودت میگویم که مجاهدین از بانک های عراق با وانت پول بار میزدند و به مقر جلال زاده در بغداد برای امورات جاری سازمان  منتقل می کردند! بخشی از سهمیه فروش نفت عراق توسط شخص صدام برای مجاهدین که مجهز ترین نیروی تحت امرش بود اختصاص داده میشد و از حق هم نگذریم مسعود رجوی هم برای صدام سنگ تمام میگذاشت و هیچ کاری برایش دریغ نمیکرد. چه در دوران جنگ بوش پدر که ارتش عراق به کلی از بین رفته بود و این مجاهدین بودند که با تمام توان جلوی حمله مخالفین صدام راگرفتندو مانع رسیدنشان به بغداد شدند بطوریکه استاندار دیالی بعد از درگیری ها در حظور صدام رسما از نقش مجاهدین در ثبات عراق تقدیر کرد! راستی آقای رفیع زاده شما که مدافع مجاهدین شده ای آیا برای این سوال جوابی دارید که چرا تا قبل از سرنگونی رژیم بعثی عراق٬ مسعود همواره میگفت که تنها دوست و برادر ما صدام است و ما باو متحد استراتژیک هستیم ولی بلافاصله بعد از سرنگونی عراق٬ دستور آمد که در برخورد با امریکایی ها بگویید که ما ازاول هم با صدام مشکل داشتیم و او را دیکتاتور میدانستیم و ما با امریکا متحد استراتژیک هستیم؟ لطفا اگر تحقیقی در این زمینه کرده اید بما هم اطلاع دهید! آقای دکتر شما در صحبتهایتان گفتید که مجاهدین از پایگاه هواداری زیادی در داخل کشور برخوردارند و مثال زدید که مثلا آنها اینهمه خانواده دارند و خانواده های آنها با این گروه موافق و هوادار است.سوال از خود شما که این حرف را میزنی و خیلی به آمار و نظرسنجی علاقه داری آخرین باری که خود شما ایران و در بین مردم  بودی کی بود که متوجه شدی مردم ایران خیلی هوادار مجاهدین هستند؟ یا با چند خانواده مجاهدین برخورد داشتی که متوجه شدی خانواده های آنها باین گروه موافق هستند. اگر مایل بودی ده ها  و صدها خانواده را بشما معرفی کنم و خودت با آنها تماس بگیر و از دلشان باخبر شو! آنوقت متوجه خواهی شد که حتی خانواده های مجاهدین از دل وجانشان از این فرقه متنفر هستند و رهبران این گروه را لعنت و نفرین میکنند و تباهی عمر و زندگی عزیزانشان را در مسعود رجوی میدانند! آخر این تناقض را چگونه پاسخ میدهی که مجاهدین سر پدر و مادری که فقط برای دیدن فرزندنش به درب قرارگاه آنها مراجعه کرده را با سنگ میشکنند٬ بعد چطور این حرف را باور کرده ای که خانواده مجاهدین هوادار آنها بمانند ؟! خود شما خنده ات نمیگیرد از این استدلال!؟ مجاهدین حتی به نیروهای خود اجازه نمیدهند که با پدر و مادرشان یک تماس تلفنی بگیرند بعد بنظر شما اینها یک گروه فرقه ای با تفکرات عقب مانده ای و عشیره ای نیستند؟ اگر خود شما جناب رفیع زاده به مدت سی سال در مکانی نگاه داشته شوی بدون تلفن٬ نامه٬ اینترنت٬ تلوزیون٬ رادیو٬ روزی دو نوبت مجبور میبودی که در نشستهای معروف به عملیات جاری و غسل هفتگی شرکت کنی و هم یکانی هایت بخاطر داشتن تناقض فکری فحش بشنوی و …. آیا میتوانستی جان سالم بدر ببری؟ اگر شما را ازدیدن فرزندنت و خانواده ات بمدت سی سال منع میکردند و بشما میقبولاندند که این خانواده تو کانون فساد است و تو بایستی از خانواده ات متنفر باشی٬ آیا میتوانستی زنده بمانی؟! جناب دکتر من خانواده ای را میشناسم که ۴ تن از اعضاء درجه یک آنها در این سازمان بوده اند  و حتی شهید هم داده اند٬ اگر دوست داشتی بشما معرفی میکنم تا تحقیقاتت را روی آنها هم انجام دهی و با خانواده اش در ایران ارتباط داشته باشی بعد متوجه میشوی که خانواده های این سازمان تا کجا از این فرقه و بخصوص از رهبری آنها منزجر و متنفر هستند!!

ای کاش بجای خانم ملیحه محمدی کسی چون من طرف شما در آن مصاحبه قرار میگرفت. واقعا حیف!آنوقت یکی مثل شما بعید بود که بتواند  برای کسی چون من که تمام تنم جای زخم تیر و ترکش است و  بهترین سالیان نوجوانی و جوانیش را در این سازمان گذرانده بود٬ اینگونه از فرقه ای دفاع کند که  به اندازه سر سوزنی واقعیت ندارد و جز شعار و تظاهر و فریب چیزی در چنته اش نیست!

آقای رفیع زاده تا حالا در شرایطی گیر افتاده ای که آرزو کنی ای کاش زلزله بیاد تا بلکه شاید شرایط تغییر کند؟ آیا تاکنون آرزو کرده ای که ای کاش سخت ترین جنگ ها دربگیرد بلکه اتفاقی بیفتد و راهی برای در رفتن از جهنمی که در آن گیر کرده ای باز شود؟ آیا تا حالا خبر خودکشی نزدیکترین دوستت را که در اثر فشار روحی در سازمانی که جنابعالی  بدون ذره ای آگاهی و تحقیق٬ ازش دفاع میکنی٬ برایت آورده اند؟ من در تمامی شرایطی که نوشتم گیر کرده ام و همه را تجربه دارم و اینگونه اخبار تلخ را برای من آورده اند! کامران بیات  اهل کرمانشاه در انبار روغن لشکر ۹۱ با خوردن قرص سیانور خودکشی کرد. کریم پدرام اهل استان فارس با گذاشتن لوله سلاح زیر چانه اش در گشت شبانه و شلیک رگبار به زندگی خود پایان داد یا دخترک نوجوان بنام آلان محمدی که در برج نگهبانی قرارگاه اشرف با سلاح کلاشینکوف خود را از بین برد تا از اینهمه فشار تشکیلاتی رها شود!

آقای دکتر در صحبتهایتان گفتید که آمریکا خیلی سیستم بانکی قوی دارد و اگر مجاهدین از جایی پول میگرفتند حتما امریکا متوجه میشد٬ واقعا اینکه امریکا سیستم بانکی قوی دارد خیلی حرف درست و دقیقی است و منم با شما در این موضوع موافق هستم. حالا اگر احیانا امریکا نخواهد متوجه شود چکار باید کرد و چه کسی را باید دید؟  مثالی قدیمی است که میگوید کسی که خواب است را میتوان بیدار کرد ولی کسی که خودش را بخواب زده را هرگز نمیشود از خواب بیدار کرد!راستی شما در تحقیقاتتان این موضوع را دنبال نکردید که یکی دوسال پیش بود که سران سعودی برای تفریح به فرانسه رفته بودند و در خلال این سفر با سران مجاهدین هم ملاقاتی داشتند.* آیا احیانا این وسط پولی٬چیزی٬چک٬ قراردادی و … رد و بدل نشد یا کلا یک دید و بازدید ساده بود!!؟* آیا شما فکر نمیکنید که امریکا از این فرقه تروریستی بنام مجاهدین بعنوان اهرم فشار علیه رژیم ایران استفاده میکند و مجاهدین که تبهر خاصی در مزدوری دارند بخوبی این نقش را ایفا میکنند؟ آیا شما باین موضوع فکر نکرده اید که  امریکا هم همان کاری که صدام سالیان سال از مجاهدین میکشید ٬ را دارد از آنها میکشد؟ آیا فکر نمیکنید که منطقا آنها برای این خوش خدمتی انتظار مادی و اسکناسی دارند و این کاملا طبیعی است  در این اوضاع که  هم رژیم سعودی و هم امریکا رابطه بدی به ایران دارند٬ بهترین فرصت برای استفاده ابزاری از این گروه میباشد تا زمانی که تاریخ مصرف شان تمام شود؟

آقای ربیع زاده هم من میدانم و هم خود شما که در این اوضاع خراب اقتصادی برادر به برادر پولی قرض نیمدهد چه رسد که بخواهد کلا  و  بلاعوض باشد. پس بهتر است که سابقه خود را بیش از این خراب نکنید و بیخودی بروی اسب از پیش بازنده سرمایه گذاری نکنید!این حرفها که مردم برای ما پول میفرستند و فلانی در امریکا دکتره و وکیل و … باین پول ها نمیتوان یک موسسه خیریه را هم اداره کرد چه رسد به یک گروه تروریستی که ماهانه چند صد هزاردلار فقط بایستی رشوه و حق حساب به شخصیتهایی مثل بولتون وجولیانی و احیانا شخص جنابعالی بدهد. آقای ربیع زاده  دیگ آش مجاهدین٬ بیشتر از آنچه شما تصور میکنید ته گرفته که بتوان تلخی و سوختگی آنرا با یک شیشه گلاب و …. رفع و رجوع کرد. پس لطفا ساکت شوید!  در آخر به شما بعنوان کسی که خیلی سرد و گرم این دنیا را چشیده و برخلاف شما که هیچ چیز برایش ثابت نشده٬ خیلی چیزها برایم ثابت شده است میگویم که این صحبتها را از کسی میشنوید که عمرش را در این سازمان گذرانده است و سالیان سال با آنها زندگی کرده است. شما اگر حقیقتا ریگی به کفش ندارید و نخ وصل حساب بانکی تان به یکی از آدم های  مجاهدین وصل نیست٬  میتوانید برای تکمیل تحقیقات خود به کسانی مراجعه کنید که با پوست و گوشت و استخوانشان درد بودن در یک فرقه مذهبی را چشیده اند و میتوانند مثل یک کتاب ناطق با جزئیات برای شما از خاطرات تلخ خودشان تعریف کنند!

مراد

.

علیرضا نصراللهی، یاران ایران، پاریس، هجدهم سپتامبر ۲۰۱۸:
لینک به منبع

نامه علیرضا نصراللّهی به مجری برنامه پرگار بخش فارسی بی بی سی

نوشته علیرضا نصراللًهی از اعضا سابق سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی)

با سلام و درود به آقای داریوش کریمی

آقای داریوش کریمی اینجانب علیرضا نصراللّهی عضو جداشده از سازمان مجاهدین خلق ایران هستم،و سالیان،سال در رکاب حضرت حق آقای مسعود رجوی،شمشیر زدم،و صداقت و فدا را در این مکتب آموختم.چون فکر میکردم اینجا (عراق) سرزمین کربلاست،و این آدمها ،هم هواداران و سربداران آقا امام حسین هستند،و آقای مسعود رجوی هم امام حسین زمانه ما می باشد،و ما میخواهیم جانم را فدای آزادی مردمان کنیم،و در همین راستا همه زندگیه خودمان را در طبق اخلاص گذاشتیم و از همه چیز خودمان چه با اجبار و چه دل بخواه گذشتیم تا ملت عزیز ایران بتواند آزادی خودشان را،آنطور که مسعود رجوی معنا کرده بود را بدست آورند.

ما اعضای جداشده از سازمان مجاهدین سالهای سال در شرایط سخت و دشوار،کشور عراق مبارزه کردیم(شرایط سخت فقط برای مخاطب یک علامت سوال است ولی برای ما یعنی مردن و زنده شدن در هر ثانیه) و آن شرایط را برای آرمانهایمان تحمل کردیم آیا این سزاوار است که شما کسی را که حتی در خواب نمیتواند ببیند چه برسد به آن که این شرایط را تحمل کند به برنامه پرگار و یا هر برنامه دگر دعوت نمایید و او هر چه دروغ یاد گرفته از اربابانش (فرقه رجوی )تحویل مردم دهد،خدا رو صدهزار بار شکر که مردم همه میتواند اخبار صحیح را از اخبار کذب و دروغ تشخیص دهند.

من به عنوان یک مخاطب همیشگی شما واقعأ وقتی با این مصاحبه رو به رو شدم از دست شما جدأ ناراحت شدم،چون شما و همه کسانی که در این رسانه برزگ مشغول به کار و تلاش برای رساندن واقعیت به مردم هستید به آدمهای عادی کوچه و خیابان فرق میکنید.

یکی از شرایط روزنامه نگاری و یا همان رسانه این است که مطلب را به درستی به مردم تحویل دهید،نه اینکه هر کسی رو که چه با پول و یا با پارتی بازی در رو به رو مخاطبین خودتان قرار دهید و باعث دلسردی خیلی از مشترکانتان شوید.

به راستی آقای داریوش کریمی عزیز آیا شما ذره ای در مورد این آقای مجید رفیع زاده تحقیق کرده اید و اصلاّ می دانید ایشان کی هست و چه چیز باعث شده که ایشان با همان زبان سازمان مجاهدین و همان اصطلاحات سخن بر زبان بیاورد؟
آقای داریوش کریمی آیا شما در چندین سال گذشته در این دنیا زندگی نکرده اید؟
آیا شما فیلم هایی که آقای رجوی در مقابل فروختن اطلاعات کشورمان به صدام هست و در مقابل پول دریافت میکرد رو ندیده اید؟
آیا شما بعنوان یک شخصیت کاملاّ سیاسی و یا غیره سیاسی در دنیای مجازی چشم تان به این مدارک که از سرویس های امنیتی صدام لو رفت و به رسانه ها رسید خبر ندارید؟
آیا شما میتوانید به ما بگویید این آقا از کجا یک دفعه به برنامه پرگار دعوت شد؟
در قسمتی آقای به اصطلاح بیطرف میگوید سازمان رجوی،سازمانیافته ترین و سرمایه دارترین گروه در جهان می باشد،منهم با این به ظاهر دوستمان موافق هستم ولی من میگویم این سازمان در پیشبرد خراب کردن ایران و ایرانی بینظریرترین گروه در دنیا میباشد،و در مورد پول هر یک سنت از این پول که آنها خرج می کنند،خون هزاران ایرانی هست که بابت آن از صدام و سرویسهای اطلاعاتی غربی بدست آوردند.شما خودتان هم خوب می دانید که با جمع آوری صدقه نمی شود این سرمایه را جمع کرد.

آقای داریوش کریمی به خدا قسم در ایران شما حتی یک نفر،دقت داشته باشید حتی فقط یک نفر هم پیدا نخواهید که از این فرقه حمایت کند چه برسد به کمک مالی،گذشت دهه های سالهای پنجاه تا شصت که مردم زندگیشان را در اختیار آنها می گذاشتند.

آقای داریوش کریمی من و بقیه دوستان نمتوانم قبول کنم که شما و کسی که پشت پرده این مصاحبه قرار گرقته است واقعأ بی هیچ منظوری ایشان را دعوت کرده است،من نمیخواهم خدای نکرده بهتان تهمت بزنم و شما را متهم کنم،ولی شما هم اگر جای ما بودید همین فکر را میکردید.

آخه مگر امکان دارد در دنیای به این بزرگی که ما در آن قرار گرفته ایم و همه به راحتی دسترسی به اینترنت دارند آنهم شمایی که باید از همه اخبار با اطلاع باشید از خبرهای مربوط به مجاهدین بیخبر باشید؟

یا شما واقعأ بیخبر هستید،که من باور ندارم و یا خبر داشته اید!در مورد اوّل که موضوع منتفی میباشد،ولی در مورد اینکه شما خبر داشته اید،در مقابل مردم مسول هستید که نگذارید خبرهای دروغ به مردم برسد.کاری را که سازمان مجاهدین سالیان،سال با ما و هوادارانش میکرد.

آقای داریوش کریمی به نظر من اطلاعات مردم از شما بیشتر می باشد چون با یک حساب سرانگشتی میتوانید حساب کنید که در سال چقدر هزینه های این سازمان میتواند،باشد تازه اینها حساب هایی هست که ما خبر داریم تازه زیر میزیهای آنها به کنار،من به عنوان یک عضو جداشده از این سازمان از شما خواهش میکنم که اگه واقعأ در گفتار و کردار خودتان صادق هستید همانطور که این شخص را به برنامه پرگار دعوت کردید بیاید و ما راهم به عنوان منتقدان سازمان مجاهدین در این برنامه راه دهید تا ما هم توسط برنامه شما همانطور که آنها صحبت کردنند ما هم صحبت کنیم .

ولی یک امّا دارد آنهم اینست که ما در گفتارمان صداقت داریم و به مخاطبین شما حقیقت را خواهیم گفت نه دورغ مثل آقای مجید رفیع زاده.

در آخر خواهش میکنم که جواب ما را  بدهید وگر نه به خدا به همه رسانه ها ایمیل خواهم زد،به همه شبکه های مجازی لینک خواهم فرستاد که شما هم با رجوی دستتان در یک کاسه هست و شما را هم همانند بقیه خریداری کرده اند،باور کنید من شما را تهدید نمیکنم فقط حق خودمان را از رسانه شما میخواهم همین؛فکر نکنم برای زدن حرف حق درخواست زیادی باشد.مرسی

تصور زیر متن ارسال شده به بی بی سی فارسی بخش پرگار،داریوش کریمی

منتظر جواب شما هستم با سپاس از همه شما

فرستاده شده به دفتر مرکزی بی بی سی فارسی بحش پرگار آقای داریوش کریمی و مدیر برنامه پرگار

در دو لینگ زیر میتوانید قسمتی از فساد مالی سازمان مجاهدین را  ببینید:

.

داوود باقروند ارشد، نه به تروریسم و فرقه ها، کلن آلمان، هجدهم سپتامبر ۲۰۱۸
لینک به منبع

نامه آقای داود باقروند ارشد به مجری برنامه پرگار بخش فارسی بی بی سی
سپتامبر ۱۷, ۲۰۱۸
آقای داریوش کریمی

با درود

ضمن تشکر از مباحث بسیار جالب و پر محتوایی که در سطح جامعه فارسی زبان در برنامه پرگار تهیه و اجرا میکنید.

برنامه این هفته شما در مورد موضوع مجاهدین و موضوع نقش آنها در معادلات سیاسی ایران بود. متاسفانه با توجه به اطلاعات و تجربه شخصی خودم آنچه در این برنامه شاهد بودم دعوت شما از دو تن از کسانی بود که در واقع هیچ اطلاع قابل استنادی نداشتند.

در مورد آقای مجید رفیع زاده محقق باید بگویم و شهادت دهم که تمامی مباحث ایشان عین استدلالهایی بود که سازمان مجاهدین و البته خود بنده طی سالیان حضور در انگلستان زمانیکه (مریم رجوی در لندن حضور داشت) تحت مسئولیت خانم بهشته شادرو[i] (چهارمین مسئول اول مجاهدین از سال ۱۳۷۸) مسئول انگلستان بودم مجبور بودیم در جواب نه به مردم و رسانه ها بلکه به هوادارانی که بشدت در این زمینه دچار مشکل بودند بدهیم.

همچنین باید شهادت دهم که ادعایی مانند اینکه سازمان مجاهدین اعضایی در اروپا و آمریکا در میان افرادی با افکار سکولار، غیر مذهبی، لائیک … دارد کذب محض است. و نشان میدهد که آقای رفیع زاده اگر تحقیقی کرده باشند! منابع تحقیقی ایشان تماما اعضای سازمان بوده است که به او اطلاعات صد در صد دروغ داده اند.

در مورد منابع مالی سازمان در اوج تعجب بنده باید سوال کنم، چرا باید زمانیکه هزاران گزارش و حتی ویدئو ملاقاتهای آقای مسعود رجوی و رئوسای مختلف سازمان اطلاعات ارتش عراق در مورد پرداختهای میلیونی به سازمان مجاهدین وجود دارد رسانه ای با اعتبار جهانی بی بی سی و بطور خاص شما که مسئول یک برنامه نه صرفا خبری که محتوایی هستید باید به تحقیقات آقای رفیع زاده که تماما حرفهای سازمان مجاهدین مانند پرداخت ۸۰درصد درآمد های هواداران به سازمان که مشخص نیست چه کسی میتواند با ۲۰درصد درآمدش در اروپا و  آمریکا زندگی کند استناد میکند. و یا ا ینکه به حدس و گمانهای ایشان که اگر ۱۰۰۰۰نفر به سازمان مجاهدین ۸۰% حقوق خود را بدهد نباید این میزان قدرت مالی داشته باشد استناد میکنید. و فراموش میشود که هزینه (اسکان، غذا، لباس، دارو، تردد، …) سه هزار نفر عضو رسمی سازمان در اروپا و آمریکا که کار نمیکنند و نمیتوانند بکنند و هزینه های فعالیتهای سیاسی و تبلیغی … آنها از کجا تامین میشود که میلیونها دلار میماند که اینگونه در برنامه های سالیان و پرداختهای کلان به سیاستمدران و آوردن تماشاچی از میان پناهندگان نیز میماند؟

آقای کریمی

میتوانم سوال کنم چرا شما در بررسی مقوله ای بنام سازمان مجاهدین به بزرگترین خبر و اطلاع و منبع و شاید حادثه ای که طی سه دهه هر روز شاهد آن هستیم و هستید و آن سیلی از جدا شدگان در میان رهبران و شورای رهبری چه زن و چه مرد و حتی فرزندان مجاهدین و البته فرزند خود مسعود رجوی است که تماما اخبار و اطلاعاتی را به اطلاع جهانیان میرسانند که حاکی از واقعیات بسیار تکان دهنده ای در مورد سازمان مجاهدین است را نادیده میگیرید؟ بعد در بررسی این سازمان یا به بی اطلاع ترین ها و یا کسانیکه اطلاعات بسیار بسیار قدیمی دارند تکیه میکنید؟ آیا اینکار شان و اعتبار برنامه پرگار را   حداقل در این موضع از بحث های برنامه شما زیر سوال نمیبرد؟

توجه دارید که اگر سازمان مجاهدین پول گرفته خود مسعود رجوی نبوده که پولهای را حمل کرده، ما مجاهدین اینکار را کردیم. اگر هرکاری انجام شده توسط اعضا به اجرا در آمده و شما با وجود اینکه این افراد در دسترس شما هستند از تحقیق و سوال از آنها چشم پوشی میکنید.

انتظار دارم که به نامه من پاسخ دهید. چون من از برنامه های خوب دیگر شما بسیار استفاده کرده و میکنم. و حداقل بعنوان یکه مخاطب خود این سوالات برایم مطرح است.

با تشکر داود باقروند ارشد
عضو سابق مجاهدین و شورای ملی مقاومت

پانوشت:
[۱] جهت اطلاع اینکه خانم بهشته شادرو بدون اینکه بخواهم فرد ایشان را مورد سوال قراردهم در هیچ کجای نشریه مجاهد هیچ مطلبی در مورد پیشینه ایشان دیده نمیشود. دانش آموزی بودند که جذب مجاهدین شده بودند و حتی متون سازمان را از رو نیز نمیتوانست درست بخواند. و عملا تحت مسئولیت بنده با توجه به سابقه کارم در انگستان در تحصیل و مسئولیت انجمن دانشچویان مسلمان خارج کشور امور را میگرداندم و ایشان عملا بعنوان نماینده رهبری!!! در آنجا حضور داشت. و از جمله مسئولیت در بنیاد ایران اید انگلستان که یکی از دو تن دارندگان امضا (معتمدین) همراه با حمیدرضا عسگری زاده بوده ام. و مسئول رابطه با دولت، ادارات، پلیس جهت مدیریت جمع آوری پول.

(پایان)

*** 

امریکا علت حمله به عراق را پشتیبانی صدام از مجاهدین خلق اعلام کردHow do you explain this to the families of over 4000 US servicemen Killed in Iraq?

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33453

دلخوشی فرقه رجوی به راه اندازی رادیوی دروغپردازش 

 ادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، یازدهم سپتامبر ۲۰۱۸:… شاهد اخباری هستیم که در هیچ قوطی عطاری پیدا نمی شود به غیر از همان سایت های چرندباف مجاهدین، بابا مردم ایران از شمایان بیزار هستند، مگر شما چقدر رودار هستید آیا متوجه نیستید که تا در دنیای مجازی اخباری از شما پخش میشود یک دنیا فحش و ناسزا از طرف مردم ایران نثارتان می شود؟ البته … 

محمد حنیف نژاداز کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

لینک به منبع

دلخوشی فرقه رجوی به راه اندازی رادیوی دروغپردازش

وبلاگ ادوارد ۱۰/۰۹/۲۰۱۸

خانم زهرا مریخی در سالگرد تآسیس پنجاه و سومین سال سازمان به گل نشسته مجاهدین که امروزه مورد تنفر مردم ایران می باشد از آغاز به کار رادیوی منفور و دروغپرداز مجاهد خبر داد، رادیوئی که مسئولیت سمپاشی و دروغپردازی و اغفال جوانان ایران را سالها به دوش کشید و با اخبار سرتا پا دورغ باعث شد تا عده ای جوان پاک و خوش خیال به امید رسیدن به دمکراسی سر از فرقه دیکتاتوری و خودکامه رجوی دربیاورند، کسانی که سالیان عمر و جوانی خود را در راهی پوچ به باد دادند، یابا فریب و نیرنگ رجوی به کام مرگ رفتند یا در چنگال اهریمن خود شیفته هنوز هم گرفتار هستند.

خانم زهرا مریخی به عنوان مسئول اول فرقه رجوی خود بخوبی می داند که در گذشته همین رادیو مجاهد و دروغپرداز چه اطلاعیه های دروغی در مورد تیم های عملیاتی پخش می کرد که از اردوگاه اشرف برای عملیات به داخل کشور اعزام می شدند وتمامی اعضای تیم را عنوان شهید معرفی می کرد، با این سیاست که در درون تشکیلات دیگران را نیز تحت تآثیر روانی قرار داده و راهی عملیات های تروریستی نمایند، در حالیکه بعد ها دروغشان روی آب افتاد و دیدیم تمام کسانی که نامشان را همین رادیو دروغپرداز شهید اعلام نموده زنده هستند و در عملیات های گوناگون دستگیر شده بودند، رادیو مجاهد یک رسانه مستقل نبوده و نیست و نخواهد بود و چون وابسته به فرقه منحوس رجوی است در واقع صدای تحت امر فرقه محسوب می شود که تمامآ سیاست های همین فرقه را پیش می برد، چه با اخبار دروغ و چه با جعلیاتی که دستپخت سران ماتم زده مجاهدین می باشد، و در تمامی جنایت های فرقه رجوی هم شریک بوده و هست.

تا همین امروز هم وقتی به سایت های فرقه در دنیای مجازی مراجعه می کنیم، شاهد اخباری هستیم که در هیچ قوطی عطاری پیدا نمی شود به غیر از همان سایت های چرندباف مجاهدین، بابا مردم ایران از شمایان بیزار هستند، مگر شما چقدر رودار هستید آیا متوجه نیستید که تا در دنیای مجازی اخباری از شما پخش میشود یک دنیا فحش و ناسزا از طرف مردم ایران نثارتان می شود؟ البته راه اندازی رادیو صدای دروغپرداز شما برای فرار از همین فحش و ناسزاگوئی های است که مردم ایران در فضای مجازی نثارتان میکنند چون رادیو زیرنویس ندارد تا پاسخ دریافت کنید.

خانم مریخی بهتر است که چشمان خود را بمالد تا بهتر متوجه اوضاع امروزی هم درون ایران و هم درون فرقه شود، جوانان امروز ایران، خام خیالان دیروز نیستند که فریب صدای رایوی ناهنجار فرقه شما را بخورند.

این خانم مسئول گویا خود را در کره مریخ احساس می کند و گمان می برد که مردم کره زمین هم مانند خودش فکر می کنند، بایستی به خانم مریخی از کره زمین پیامی فرستاد که: ای مریخی اینجا زمین است و مردم زمین هم چشم دارند هم گوش و عقل، دروغپردازی و حقه بازی های قدیمی فرقه مجاهدین در کره زمین تاریخش تمام شده و دیگر با رادیو و تلویزیون که بودجه سعودی دارد زنده نخواهد شد، بهتر آنکه اربابان خودفروخته ات را که قوزبالاقوز مردم ایران هستند و سی و هشت سال هم به مردم و هم به میهن ما خیانت کرده اند را به مریخ ببری تا شرشان از سر مردم ایران زمین کنده شود

*** 

زهرا مریخی در آلبانیزهرا مریخی قبل از فرار از عراق مسئول اول سازمان تروریستی مجاهدین خلق و  تحت الامر سیستم اطلاعاتی نظامی صدام حسین بود

خاطره ای از نشست زهرا مریخی

پارلمان اروپا علیه مجاهدین خلق فرقََه رجوی Edward Termado and ‪Dennis de Jong MEP, European Parliament 
Departure from Iraq: Broken Taboo, the MKO Lose (Mojahedin Khalq, Rajavi cult, MEK)

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33294

مک کین مرد، دیدید که هیچ گ……ی نخورد!ا 

 ادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، دوم سپتامبر ۲۰۱۸:… مک کین مرد، خرج مجاهدین کمتر شد اما یک پایشان هم چلاق شد، یکی از اربابان اصلی فرقه مجاهدین که در تجمعات فرقه در پاریس میمون وار جست خیز می کرد و با صدای نکره فریاد بمب بمب بمب سر می داد و مجاهدین هم وی را تشویق می کرند، حالا نوبت به دیگران هم خواهد رسید، هر کسی که بر علیه مردم ایران قدمی … 

مک کین و مریم رجوی و لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایرانشهید فروشی (اهدای کتاب شهدای مجاهد خلق به جان مک کین)ا

False_Flaq_Albania_Mojahedin_Khalq_Maryam_Rajavi_Cult_MKO_MEKFalse Flag Op In Albania Would Drive A Wedge Between The EU And Iran

لینک به منبع

مک کین مرد، دیدید که هیچ گ……ی نخورد!

وبلگ ادوارد ۳۱/۰۸/۲۰۱۸

بمب،بمب،بمب، شعار سناتور جنگ طلب و ضد ایرانی آخر سر خودش را راهی گور کرد، کسی که آرزوی بمباران ایران و مردم دلیر سرزمینم را داشت اما مرگ امانش را برید و راهی دیاری کرد که مطمعنآ بزودی دیگر دشمنان ایران هم به همانجا راهی خواهند شد، اینان فراموش نکنند که نفرین مردم ایران گیرائی دارد و به موقع یقه تمامی کسانی را که برای ایران و ایرانی نقشه شومی در سر دارند می گیرد، مثل صدام منفور که از موشک باران و بمباران ایران و مردم ایران لذت می برد و در تلویزیون قهقه سر می داد، مثل فرقه رجوی که از کجا به ناکجا آباد رسیدند و امروز هم بازیچه دست امریکا و سعودی شده و روز به روز هم با نابودی و فروپاشی درونی روبرو هستند، این نفرین مردم ایران است که هر کسی بایستی از آن درس عبرت بگیرد، البته همه ما رفتنی هستیم، مک کین هم روزی رفتنی بود،اما اینکه در آستانه فشار بر ایران از سوی امریکای قلدور او و امثال او برای نابودی مردم ایران هل هله می کردند فرا رسیدن مرگش جالب بود و دیدیم که مرد و هیچ گ….ی هم نخورد، مطمعنآ بولتن و بولتون ها هم به همین سرنوشت دچار خواهند شد و آرزوی بمباران و نابودی ایران عزیز را به گور تنگ و تاریک خواهند برد، این عاقبت هر کس وناکسی هم هست که به خاک پاک ایران زمین خیانت کند.

مک کین مرد، خرج مجاهدین کمتر شد اما یک پایشان هم چلاق شد، یکی از اربابان اصلی فرقه مجاهدین که در تجمعات فرقه در پاریس میمون وار جست خیز می کرد و با صدای نکره فریاد بمب بمب بمب سر می داد و مجاهدین هم وی را تشویق می کرند، حالا نوبت به دیگران هم خواهد رسید، هر کسی که بر علیه مردم ایران قدمی بر دارد آرزویش را با جسم منفورش به گور ابدی خواهد بر، فرقی نمی کند ترامپ باشد یا بولتون یا مک کین یا سران فرقه ای که همگام با آنان در نقشه شوم شان شریک هستند، این نفرین مردم پاک ایران زمین است.

پاینده باد ایران عزیز.

*** 

مزدوران فرقه رجوی مجاهدین خلق در خدمت جنگ و امریکا

عکس فوق: مریم رجوی در کنار سناتور جان مک کین آمریکائی
عکس زیر: خواهران و برادران مجاهد خلق به صف در مقابل پرچم آمریکا 

جان مک کین مریم رجوی مزدوری جنایت تروریسممحمد رزاقی: دیدار مریم قجر داعشی با بنیانگذاران داعش!ا

داعش امریکایی رجوی مجاهدین خلقملاقات سناتور جان مک کین حامی سر سخت فرقه بی آبروی رجوی با (ابوبکر بغدادی) امیر داعش

What makes Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) and ISIS brothers

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33100

پرت و پلا گوئی مهدی ابرشمچی اثرات مصرف قرص ترامادول است (قسمت دوم)ا

 ادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، شانزده اوت ۲۰۱۸:… خارج کردن بقیه اعضا به آلبانی با پا در میانی امریکا انجام شد و خود سران سازمان هیچ نقشی در نجات جان افراد خود نداشتند بلکه برعکس اگر دست خودشان بود با تلفات بیشتر راضی بودند تا بتوانند در دنیا هم مظلوم نمائی کنند و هم اینکه از خون کشته ها تغذیه شوند، آقای ابریشمچی اکنون می گوید عملیات پیچیده … 

مزدور مهدی ابریشمچی وطن فروشی که در زندانهای صدام و رجوی شکنجه گر بودرمز گشایی از نماد «مهدی ابریشمچی»

لینک به منبع

پرت و پلا گوئی مهدی ابرشمچی اثرات مصرف قرص ترامادول است

قسمت دوم

وبلاگ ادوارد ۱۴/۰۸/۲۰۱۸

آقای ابریشمچی در بخش دیگری می فرماید که بعد از عملیات فروع ارتششان آماده عملیات سرنگونی شد، و تآکید می کند:

چه از نظر ایدولوژیک که اصلی ترین سرمایه کیفی این  نسل و منشا توانایی های این نسل هست و در واقع انقلاب ایدئولوژیک  منشا آن بود و چه به لحاظ ساختاری وسلاح و تبدیل شدن به یک ارتش زرهی  تمام عیار آموزش دیده و آماده نبرد.

اما همانطوریکه در قسمت ا،ل این مقاله نوشتم رجوی خوب می دانست که با پایان جنگ بین ایران و عراق ارتشش درعراق کاملآ قفل خواهد شد و به همین دلیل هم به دست و پای صدام افتاد تا ارباب را برای عملیات فروغ راضی کند، ابریشمچی یا علنآ دروغ می گوید یا حرف های بی ربطش را بایستی به حساب اثرات همان قرص گذاشت،

پس از عملیات فروغ و تا قبل از اینکه من و امثال من از اردوگاه اسیران به این گروه دلقک صدام بپیوندیم در درون تشکیلات مجاهدین بخاطر شکست مفتضحانه ارتش رجوی غوغائی بوده که خیلی از افراد سازمان، رجوی را زیر سؤال برده بودند و ریزش نیرو هم شدت گرفته بود، آقای ابریشمچی نعل وارونه میزند، اتفاقآ رجوی در همان عملیات بعد فروغ بود که متوجه شد اگر دست و پای افراد را در تشکیلات نبندد بزودی لی لی می ماند و حوضش، پس تنها ابزاری که برای استسمار و بردگی زنان و مردان در دست داشت را بکار گرفت، که همانا انقلاب کذای ائیدولوژیک یا همان انقلاب عاطفه کش و ضد انسانی مریم بود، پس از جریانات کویت هم که موضوع برای همه روشن است، همان ارتش قفل شده در عملیاتی که در اصل تحت فرمان ارتش صدام انجام داد سرکوبی و کشتار کردها در شمال و شیعیان مخالف رژیم صدام را در جنوب عراق در پرونده خود دارد.

اما تحولات بعد از سرنگون شدن صدام را که آقای ابریشمچی از روی آن میپرد و می گوید:

من اینجا در صدد توضیح این ابتلائات نیستم ولی فقط ذکر می کنم و رد میشم، موضوع مهمی است که پراختن به آن برای فرقه و مسؤلینش به صرفه نیست برای همین هم آقای ابریشمچی تلاش کرده موضوع را ماستمالی کند و در همان حال خماری با یک جهش از روی آن رد شود، رجوی ادعا داشت که اگر امریکا به عراق حمله کند ما یعنی ارتتش راهی مرزهای ایران می شویم و رژیم را سرنگون خواهیم کرد، اما دیدیم که به محض ورود نیروهای امریکا به عراق چگونه در برابر ارتش امریکا زانو زد و دو دستی تمام سلاح های اهدائی صدام را تحویل داد و خودش مانند موشی در گوشه ای پنهان شد، پس از سرنگون شدن ارباب و پدرخوانده دولت جدید عراق بدون هیچ تعارفی عذر مجاهدین را خواست و به آنان ابلاغ کرد که خاک عراق را ترک کنند، اما مجاهدین با ادا و اطوار سربه مخالفت گذاشته و با دهن کجی به دولت قانونی جدید عراق اعلام کردند که اردوگاه اشرف خاک ما است و هیچکس نمی تواند ما را از اشرف تکان بدهد و هزاران دوز و کلک و بهانه تراشی دیگر، حتی بر حسب عادت همیشگی خود به مآموران سازمان ملل هم تهمت مزدوری زدند و مدعی شدند که مآموران سازمان ملل هم مزدور رژیم ایرانند، سران سازمان با هدف جنجال به پا کردن افراد خود را در اشرف نگداشت و به تمام توصیه ها مبنی بر ترک عراق بی توجهی نشان داد تا اینکه روزهای شوم شروع شد و حملاتیکه ارتش و پلیس عراق به اشرف نمود، البته هدف سران مجاهدین هم همین بود ،به کشتن دادن اعضا و مظلوم نمائی در دنیا، ترفند و بهانه بعدی هم این بود که خانم رجوی گفت دولت عراق بایستی دویست میلیون دلار به سازمانش غرامت بدهد، این بازار هم نگرفت و به ضرب و زور البته پس از تلفات بی جا که مسؤلیتش تمامآ بر عهده سران سازمان است به لیبرتی برده شدند، در لیبرتی هم زور زدند که به اشرف برگردند بازهم با بهانه تراشی تعدای را به کشتن دادند و بعد هم خانم رجوی گفت امریکا بایستی یک هواپیما بیاورد و اعضای ما را مستقیم به امریکا ببرد با این پیشنهاد مضحک معلوم بود که هدف اینان ماندن در عراقو به کشتن دادن بیشتر اعضای در بند است تا با خون آنان مانور سیاسی کنند،در طول وقوع تمام این وقایع ما اعضای جدا شده صدها مقاله نوشتیم و از ابتدا گفتیم که عراق جای ماندن نیست و تآکید کردیم که عراق برای مجاهدین قتلگاه است و توصیه کریم که هر چه زودتر عراق را ترک کنید اما گوش سران فرقه بدهکار نبود و همین سماجت هم باعث شد تا تعدای بیگناه در راه ناعقلی رهبران فرقه کشته شوند.

خارج کردن بقیه اعضا به آلبانی با پا در میانی امریکا انجام شد و خود سران سازمان هیچ نقشی در نجات جان افراد خود نداشتند بلکه برعکس اگر دست خودشان بود با تلفات بیشتر راضی بودند تا بتوانند در دنیا هم مظلوم نمائی کنند و هم اینکه از خون کشته ها تغذیه شوند، آقای ابریشمچی اکنون می گوید عملیات پیچیده خروج از عراق، اگر هم پیچیده بود شما پیچیده کرده بودید، خروج از عراق که به هر حال بایستی صورت می گرفت چرا که مجاهدین درعراق حامی مانند صدام را نداشتند،اما خروج از عراق و ورود به آلبانی یک شکست بزرگ برای مجاهدین بود که اکنون برای فریب افکار عمومی و اعضای دربند و اسیر در تشکیلات لرزان خود تلاش دارند تا آنرا یک عملیات پیروزمندانه جلوه دهند، البته به یک عنوان می توان آنرا عملیات پیچیده نامید آنهم اینکه هیچ کشوری در طول آن سالها در زمانیکه در عراق بعد صدام بودند علی رقم تلاشها و درخواست های سازمان ملل فرقه مجاهدین و اعضایشان را نپذیرفتند چون این فرقه هم در لیست تروریستی امریکا و هم اروپا بوده و دولت ها به هر حال با چشم تروریست بودن نگاهش می کنند، اما این مورد بیانش برای آقای ابریشمچی خیلی سخت است.

*** 

Mojahedin Khalq, MEK, Rajavi cult in Iraq No more
اتمام قائله مجاهدین خلق، فرقه رجوی در عراق
The End of the Path – Teaser 1
پایان یک راه – تیزر اول

Mojahedin Khalq, MEK, Rajavi cult in Iraq No more
اتمام قائله مجاهدین خلق، فرقه رجوی در عراق
The End of the Path – Teaser ۲
پایان یک راه – تیزر دوم 

*** 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33051

پرت و پلا گوئی مهدی ابرشمچی اثرات مصرف قرص ترامادول است (قسمت اول)ا

 ادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، نهم اوت ۲۰۱۸:… در مورد عملیات فروغ باید گفت، اگر نبود صدام و ارتش مزدورش، شما جرآت نمی کردید نزدیک مرز شوید، درست مثل همین امروز که در آلبانی و فرانسه لنگ هایتان را دراز کرده اید و تنها به حرافی و زوزه کشیدن و زدن بر طبل جنگ مشغولید، اون بیمه نامه ارتش کاذب شما هم یک حرف چرند بود که مسعود رجوی از سر استیصال … 

مهدی ابریشمچی مزدور مریم قجر عضدانلو و مسعود رجوی مهدی ابریشمچی را بیشتر بشناسیم!

لینک به منبع

پرت و پلا گوئی مهدی ابرشمچی اثرات مصرف قرص ترامادول است

وبلاگ ادوارد ۰۸/۰۸/۲۰۱۸

قسمت اول

آنطوری که در فضای مجازی خوانده ام، مصرف قرص ترامادول آدمی را به هذیان گوئی وا می دارد، صحبت های آقای مهدی ابریشمچی را که خواندم از چشمهای خمار ایشان و صحبت هائی که تنها به پرت و پلا کوئی می ماند در من این احساس را زنده کرد که این آقا ترامادول مصرف کرده اون هم در حد زیاد.

آقای ابریشمچی که در واقع بعد از موسی خیابانی مرد شماره دو فرقه از او نام برده میشود در این سخنسرائی حرف های عجیب و غریبی را به زبان آورده که تنها برای مصرف درون تشکیلاتی کاربرد داشته آن هم نه الان بلکه در زمانی که اعضای سازمان زیر هیپنوتیزم رجوی ها در عراق و در اردوگاه مرگ اشرف گرفتار بودند، من از تمام هم وطنانم درخواست دارم که یکبار صحبت های این آقا را در سایت جیره خور ایران افشاگر مرور کنند، تلاش من این است که پاسخ پرت و پلاهای ایشان را تا جائی که به درستی اطلاعات دارم بدهم.

آقای ابریشمچی در ابتدا عملیات فروغ را چنین توضیح می دهد:

درروزهایی مشابه همین روزها ارتش آزادی بخش ملی ایران  یعنی ارتش صلح، ارتش آزادی، بعد از اینکه در نبرد های قهرمانانه خودش به خصوص در نبرد آزادی سازی مهران نظام ولایت فقیه وخمینی را دچار رعشه سرنگونی کرد وجام زهر آتش بس را به حلقوم رژیم ریخت، درشرایطی بسیارخطیر و حساس  دست به یک تصمیم گیری تاریخی زد که بدون شک این تصمیم عبارت بود از اجرای عملیات کبیر فروغ  جاویدان!

یعنی یک حماسه ماندگار ملی و میهنی. البته قیمت و بهای آن را کهکشانی از جاودانه فروغ ها پرداختند. 

ولی همانطور که فرماندهی کل برادر مسعود، پیش از نبرد هم گفته بود و در عمل هم ثابت شد، نتیجه این عملیات  در هر حال مبارک بود و هست.  چرا که بیمه نامه ارتش ازادی بخش بود. در واقع در یک کلام مشخص شد که واقعا این ارتش، ارتش صلح وآزادی است.  چرا که از یک طرف با عملیات خودش تنور جنگ طلبی رژیم را گل گرفت و یک نقطه پایان بر این جنگ ضد میهنی گذاشت. ولی از طرف دیگر نشان داد که  این ارتش زائده جنگ نیست، دلیلش این است که بزرگترین عملیات خودش را پس از پذیرفته شدن آتش بس از طرف آخوندها انجام داد.

در مورد عملیات فروغ باید گفت، اگر نبود صدام و ارتش مزدورش، شما جرآت نمی کردید نزدیک مرز شوید، درست مثل همین امروز که در آلبانی و فرانسه لنگ هایتان را دراز کرده اید و تنها به حرافی و زوزه کشیدن و زدن بر طبل جنگ مشغولید، اون بیمه نامه ارتش کاذب شما هم یک حرف چرند بود که مسعود رجوی از سر استیصال مطلق به شماها قالب کرد، البته نه به امثال تو که از تمام ماجرا با خبر بودی، که به اعضای ساده لوئی که در چنبره دیو بودند. البته که ارتش شما زائیده جنگ بود، این که پس از آتش بس عملیات خیانتکارانه فروغ را انجام دادید دلیل بر این نیست که ارتش شما زائیده جنگ نبود، بلکه برعکس،آقای ابریشمچی خود خوب می دانی که برای اجازه عملیات فروغ مسعود رجوی چقدر به صدام حسین التماس کرد،حرفی که خودش در نشست می گفت، بهتره خودتو را به اون راه نزنی و واقعیت را بیان کنی،مسعود رجوی خوب می دانست که با آتش بس بین ایران و عراق ارتش دست سازش هیچ کاربردی نخواهد داشت و دردرون عراق قفل خواهد شد، به همین دلیل هم به محض سروصدای آتش بس به دست پای صدام افتاد که اجازه یک عملیات را از او بگیرد، خود مسعود می گفت که به صدام گفته فقط مذاکرات را چند روز کش بدهید کار تمام است، که صدام هم با سه روز کش دادن مذاکرات موافقت کرده بود، درهمان حال هم ژنرال های ارتش صدام به مسعود رجوی گفته بودند، این کار تو خودکشی کردن است اما گوش نداد و در یک عملیات خائنانه بیش از ۱۵۰۰ نفر را تنها از طرف خودش به کام مرگ کشید، آنوقت شماها با وقاحت تمام هنوز به این عملیات ننگینتان افتخار می کنید؟ و نام ارتشی که پس ازآتش بس تحت امر صدام درآمد تا خیزش کردها را در شمال و شیعه یان عراقی را در جنوب عراق سرکوب کند را ارتش آزادی می نامید؟ راستی کجاست اون ارتش آزادی شما که ازش دم می زنید وبه آن افتخار می کنید؟ درآلبانی؟ در ۳۴۳۰ کیلومتری تهران؟ نکند منظورتان از پرسنل ارتشتان همین کسانی هستند که از اشرف به آلبانی بردید؟ همان کسانی که میانگین سنیشان ۵۵ سالگی است؟ همان بچه هائی که دیگر رمقی برایشان نگذاشته اید، همان کسانی که با دروغ و وعده سرخرمن سالهاست که در چمبره دیو به اسارت کشیده اید، همان کسانی که هنوز اجازه ندارند برای خود مستقلآ تصمیم گیری کنند؟ همان کسانی که امروز در زندان دیگری به نام اشرف ۳ گرفتارند و اجازه ملاقات به عزیزانشان را ندارند؟ بله آقای ابریشمچی، پایان جنگ ایران و عراق، پایان ارتش به قول شما آزادیبخش بود.

ادامه دارد

*** 

نگاهی به گزارش عملیات جاری مهدی ابریشمچی؛ بی‌مسئولیتی، خیانت و جنایت

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32997

چماق کشی برازنده نام مجاهدین خلق است

 ادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، سوم اوت ۲۰۱۸:… همانگونه که قبلآ بارها و بارها گقته ایم این فرقه روبه مرگ که امروزه عصای زیر بغلش سعودی و اسرائیل و امریکاست در تلاش است تا خود را به عنوان آلترناتیو رژیم ایران به دنیا غالب کند، اگر چه ملت بزرگ ایران تا مغز استخوان از این فرقه تروریستی بیزار و متنفر است اما بایستی بر اساس وظیفه هشدار داد و ملت ایران را آگاه کرد که … 

Mahbube_Rubabe_Hamza_Mohammadi_Tirana_Albania_1Mojahedin / The father rejected, the mother’s writes to her daughter: Come out and meet me, I want to see you before I die

لینک به منبع

چماق کشی برازنده نام مجاهدین خلق است

آقای مصطفی محمدی و همسرشان در آلبانی مورد حمله گرگ های چماق کش رجوی ها قرار گرفتند، البته بایستی هم این حرکت وحشیانه فرقه روبه مرگ را محکوم نمود و هم از این فرقه خون آشام تشکر کرد،تشکر به این دلیل که با این عمل غیر انسانی چهره و ماهیت اصلی خود را برای چند دهمین با در برابر افکار عمومی آنهم در اروپا به نمایش گذاشت و در راه افشاگری تشکیلات مخوف و عنکبوتی رجوی به اعضای جدا شده کمک شایانی کرد، بایستی گفت که باز هم عدو سسب خیر شد، از طرفی بایستی به آقای محمدی و همسر ایشان درود فرستاد، مادر و پدر قهرمانی که برای نجات فرزند دربند و اسیر خود که سالهاست در چنبره دیو گرفتار گشته از پا ننشسته و برای رها کردن سمیه شان مجاهدین را به جنون واداشته اند، درود و هزاران درود بر شما ای مادر دلیر و ای پدر قهرمان.

ما اعضای جدا شده ازاین فرقه منحوس، سالهاست که به طرق مختلف چهره دیکتاتوری فرقه مجاهدین را برای هموطنان شریف و جهانیان افشا نموده ایم، هزاران بار با نوشتن مقالات و با مصاحبه ها توضیح داده ایم که توبه گرگ مرگ است، اگر امروز مجاهدین دست به عملیات تروریستی نمی زنند دلیلش تعقییر ماهیت آنان نیست، دلیلش نبود میدان عمل است وگر نه اینان هم اکنون دلتنگ خونریزی هستند، این فرقه فاسد نمی تواند بدون خشونت روزگار خود را سپری کند، سران این فرقه مانند دراکولاهای فیلم های ترسناک قدیم برای زندگی کردن به خون نیاز دارند، زیرا خونخوار هستند زیرا پایه عقیدتی اینان روی خون سوار است.

همانگونه که قبلآ بارها و بارها گقته ایم این فرقه روبه مرگ که امروزه عصای زیر بغلش سعودی و اسرائیل و امریکاست در تلاش است تا خود را به عنوان آلترناتیو رژیم ایران به دنیا غالب کند، اگر چه ملت بزرگ ایران تا مغز استخوان از این فرقه تروریستی بیزار و متنفر است اما بایستی بر اساس وظیفه هشدار داد و ملت ایران را آگاه کرد که اگر روزی روزگاری این جانیان پایشان به ایران برسد ایران را به دریای خون تبدیل خواهند نمود.

ناگفته نماند حمله کردن و ضرب و شتم یک پدر و مادر بی دفاع و سالخورده نشان از ضعف بزرگ فرقه ای است که در دنیا میمون وار شکلک آلترناتیو درمیاورد، این چه آلترناتیوی است که حضور پدر و مادری را در آلبانی تحمل نمی کند و فرمان حمله صادر می کند، ترسشان از چیست، مگر پدر و مادر سمیه که تنها خواسته شان دیدار با فرزندشان است که البته یک خواست قانونی و انسانی است مسلح بوده اند که مجاهدین اینگونه به وحشت افتاده اند؟

خبر ها حاکی از آن است که هشت نفر از وحشوش آدم خوار مجاهد در رابطه با این حمله و چماق کشی بازداشت می شوند که متآسفانه با پا درمیانی امریکایی ها آزاد می شوند، البته که این هم نشان وابستگی سازمانی است که تا دیروز سرود های ضد امریکاییش گوش ماها را اردوگاه اشرف کر کرده بود، مبارکتان باد، اما اینگونه وحشیگری ها دردی از هزاران درد فرقه دوا نخواهد کرد و اتفاقآ بیشتر در باتلاق مرگ فرو خواهند رفت، این فرقه نابود شدنی است و امروز هم پایه هایش لرزان و در حال سقوط است و به همین دلیل هم تلاش دارد حتی با ضرب و شتم مانع نزدیک شدن خانواده ها به اعضای اسیر در آلبانی شود، چماق کشی و سرکوب البته برازنده نام مجاهدین است چرا که ماهیت اینان همین است، سرکوب، خون، جنگ، آشوب و ترور

*** 

Mohammadi_Mostafa_Somayeh_Tirana_Albania_Panorama_1The 17-year-old girl left for war, the couple from Canada are looking for her in Durres after 21 years

_Jila_Deyhim_MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Cult_Terrorism_AlbaniaAmerican support for MEK (Mojahedin Khalq, Rajavi cult) in Albania alienates Iranian public opinion

Perse e rrahen moxhahedinet iraniane Mostafa Mohammedin.Why did Iranian Mojahedin (Maryam Rajavi cult, MEK, MKO, NCRI) physically assault Mostafa Mohammadi?

O Edvini_lidhi_zagarët_Moxhahedin_Edi_Rama_MEKPM Edwin (Edi Rama), tied to the Mojahedin Khalq (aka MEK, MKO, NCRI, Rajavi cult …)

Malek_Shara'i_Murdered_Albania_MEK_Maryam_RajaviOpen letter to Filippo Gerandi, United Nations, asking for investigation into the murder of Makek Sharaii in Albania

US Forces Albania To Take IS Fighters After Hosting MEKUS Forces Albania To Take IS Fighters After Hosting MEK

Here is how the Mojahedin el-Halk (Mojahedin Khalq, Maryam Rajavi cult, MEK) militants attack Mostafa Mohammady in the streets of Tirana. They try to illegally detain and later hit Mostafa, who ends up in hospital. The operation against Mostafa was directed by commander Behzad Saffari. He led bands of mojahedin to later protest against Mostafa even in Tirana’s police station number 4

.

Albania: MEK rebrands by assassinating unwanted members

MSNBC_Massoud_KhodabandehThe MEK’s man inside the White House (Maryam Rajavi cult, Mojahedin Khalq)

US Forces Albania To Take IS Fighters After Hosting MEKUS Forces Albania To Take IS Fighters After Hosting MEK

European_Parliament_Against_Maryam_Rajavi_Mojahedin_Khalq_MEK_MKO_TerroristsMEPs discuss Mojahedine-E Khalq (MEK) Threat in #Albania

مسعود خدابنده تلویزیون ایران اینترنشنال ژوئن 2018گردهمایی سالانه سازمان مجاهدین در پاریس با ایرج مصداقی و مسعود خدابنده و علیرضا نامور حقیقی

داستان کمپ اشرف مجاهدین خلق قربانیان اربابانی بی شمار تقدیم به خانواده های تمامی قربانیان فرقه رجوی

Under President Macron, France can play a pivotal role in Western relations with Iran

مریم رجوی البغدادی مجاهدین خلق داعش تروریسم تهرانISIS Drew On MEK Expertise For Terror Attacks On Tehran (aka Mojahedin Khalq Rajavi cult)

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشخبرت هست که در شهر شکر ارزان شد؟!ا

مزدوران فرقه رجوی مجاهدین خلق در خدمت جنگ و امریکاعکس فوق: مریم رجوی در کنار سناتور جان مک کین آمریکائی
عکس زیر: خواهران و برادران مجاهد خلق به صف در مقابل پرچم آمریکا 

List-of-Mojahedin-Khalq-martyrs-Massoud-Maryam-Rajavi-MEK-fiction-fakeThe Enemy of My Enemy is NOT Always My Friend…

Elona Gjebrea përgëzon Marjam Raxhavin për mbajtjen e skllevërve modernë në Tiranë

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیShould we be afraid of Senator McCain meeting with the Mojahedin Khalq (Rajavi cult, MEK, MKO, …) in Albania?

(Library of Congress. Congressional Research Service.
The People’s Mojahedin Organization of Iran, by Kenneth Katzman. Washington, Nov 1992. 6 p.
Doc. call no.: M-U 42953-1 no.92-824F)

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsJohn Bolton grooming Mojahedin Khalq (MEK, Rajavi cult) in Tirana part of bigger agenda for Albania

مجاهدین خلق زباله شیمیایی و مواد مخدر در آلبانیAlbania: Toxic Waste, Cannabis and the Iranian Mojahedin Khalq (Rajavi cult) are part of the same equation under the devilish Justice Reform

ترورستهای داعش مجاهدین خلق فرقه رجوی عراقMEK’s Fake Intelligence On Aleppo Only Hinders Fact-finding Bodies Finding The Truth

خروج سازمان مجاهدین خلق از عراق بعد از ۳۰ سال

مسعود خدابنده بی بی سیلینک به ویدئو در سایت بی بی سی

کیهان لندن – خداحافظ بغداد، سلام تیرانا

https://youtu.be/bQKaQTYVik4

مسئول واقعی حمله به لیبرتی کیست؟

https://youtu.be/26Mps-OQLTU

همچنین:

  • forough Rajavi Mojahedinادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، هفتم مارس ۲۰۱۷:…  همه خوب می دانیم که در درون ایران چیزی بنام ستاد داخلی مجاهدین وجود نداشته و ندارد، اگر وجود داشت به هر حال دراین سالیان که یکی دو سال هم نیست حداقل یک حرکت کوچکی انجام می داد، این ستاد اسمی در درون تشکیلات و در اورسورواز می باشد که وج

    Mojahedin_Khalq_Rajavi_Cult_Saddam_2ادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، بیست و یکم فوریه ۲۰۱۷:… سئوال اینجاست که آیا این فرار به جلوهای مریم رجوی و با بکار بردن ترفندهائی از این نوع بیش از پیش و بطور ناخاسته مهر تآیید بر مرگ مسعود رجوی نیست؟ دوستان ما در آلبانی که هنوز گرفتار دروغ و دغل بازی های سازمان و سران

     ادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، دوم فوریه ۲۰۱۷:… البته مجاهدین که سالهاست در پی جنگ افروزی در درون ایران هستند و از این پدیده شوم صد در صد خوشحال به نظر می رسند و به همین دلیل هم سکوتشان معنی دار است، اینها سالهاست که دستمال به دست برای چنین روزی لحضه شماری می کردند و به همین آشغال کله هائی که امروز دور و بر ترامپ را پر کرده ان

     rafsanjani_funeral_4ادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، هفدهم ژانویه ۲۰۱۷:… مریم رجوی البته اینها را خوب می داند اما تفسیر وی از درگذشت آقای هاشمی دستاویزی است برای خودنمائی و همانگونه که گفتم تنها برای فریب دادن اعضای درون تشکیلات و برای چند صباحی مانور کردن، چرا که مجاهدین پس از برجام چنته پری ندارند و همی

     ادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، پنجم ژانویه ۲۰۱۷:… در دنیای سیاست اولویت منافع کلان برای یک دولت است و طبعآ برای امریکا هم چنین است، اما مجاهدین همیشه در خواب پنبه دانه خود و رویاهای پوچ گذرعمر کرده اند و هرگز نخواسته اند که واقیت ها را بپذیرند، مثلآ اگر آقای ترامپ بر تعققیر دادن برجام اشاره کرده مجاهدین بر همین موضوع سوار می شو