هک کردن سایتهای مخالفین و دموکرات مآبی مریم قجر!!ا

هک کردن سایتهای مخالفین و دموکرات مآبی مریم قجر!!ا

قربانعلی حسین نژاد، وبلاگ عیاران (محمد کرمی)، دهم نوامبر ۲۰۱۸:… فرقۀ رجوی در رنج و سوزش از افشاگریهای جداشدگانتاب تحمل سایتهای آنها را ندارد و با راه انداختن دسته های تروریست سایبری خود بهدنبال ریزش نیرویی بی سابقه در آلبانی و پیام اعلام شکست رسمی به اسم رجوی، اقدامبه هک کردن سایتهای «پیوند رهایی» و «فریاد آزادی» کرده است … 

هک سایتها توسط مجاهدین خلق فرقه مریم رجویWe have been Hacked. We will continue as normal ASAP

لینک به منبع

هک کردن سایتهای مخالفین و دموکرات مآبی مریم قجر!!

نوشتۀ قربانعلی حسین نژاد عضو و مترجم ارشد سابق رهبری سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی)

خدا را شکر نمردیم تا اینکه بالاخره نتیجۀ عملی و واقعی شعر و شعارهای فرقۀ رجوی و مریم قجر در مجامع و محافل و رسانه های سازمانی مبنی بر وعده و وعید آزادی بیان و دموکراسی و منشور آزادیها و تنها آلترناتیو دموکراتیک!!! را هم دیدیم و عملا تجربه کردیم که بسیار تجربۀ موفقی بود!! آن هم وقتی هنوز این سازمان فرقه ای به حاکمیت نرسیده و در جهان دربدر و از سر تا پایش در سوراخ موش حتی در جهان آزاد بسر می برد و رهبر عقیدتی اش هم مفقود الاثر می باشد؛ حالا ببین وقتی به حاکمیت برسند دیگر چه ماری از خورجین دموکراسی و آزادی بیان ادعایی خودشان در خواهند آورد فقط خدا می داند والله اعلم بحقائق الأمور!! آن وقت دیگر فکر کنم دهان همۀ احزاب و دولتهای دموکراتیک و آزاد جهان از تعجب باز خواهد ماند که دیگر چنین دموکراسی و آزادی بیان را هرگز در خوابشان هم نمی دیدند و کسی تجربه اش نکرده!!

اما قضیه این است که از چند روز پیش سایت «پیوند رهایی» با مدیریت اینجانب و سایت «فریاد آزادی» با مدیریت آقای محمد کرمی در فرانسه هک شده و مطالب آنها از بین رفته اند که از آنجا که این سایتها متعلق به ما جداشدگان از سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی) و مخالفان خط مشی و سیاستهای قدیم و جدید رهبری آن می باشد و تماما به افشای خیانتها و جنایتهای رهبری این فرقه اختصاص دارند دشمنی جز فرقۀ رجوی برایشان متصور نیست و این تنها و تنها می تواند کار چماقداران و تروریستهای سایبری خانم مریم قجر در اورسوراواز فرانسه باشد که در مهد دموکراسی و با استفاده از امکانات فرانسه چنین سرکوب و خفقان و تروریسم در فضای مجازی به راه انداخته اند که خود خیانت و ضربۀ بزرگی به این مهد آزادی و دموکراسی در قلب اروپا می باشد.

معلوم می شود که به دنبال موج ریزش نیرویی در آلبانی و فرارها در حد فرماندهان و مسئولین و اعضای قدیمی از تشکیلات فرقه و سردرگمی مریم قجر مستقر در هتلی در آلبانی برای سروسامان دادن به اوضاع بهم ریختۀ تشکیلات فرقه و به دنبال اوجگیری فعالیتهای الترناتیوهایی مانند رضا پهلوی آن هم به صورت علنی و در رسانه های فارسی زبان سراسری خارج کشور که فرقه را مجبور به پخش پیامی از زبان رجوی مفقود الاثر نمود که در آن آشکارا به شکست استراتژی فرقه و شعارهای سرنگونی اعتراف کرد و وعدۀ سرخرمنش را به «هر چه طول بکشد» و «فراز و نشیب» داشته باشد حواله نمود!! فرقۀ رجوی که دیگر تاب تحمل سایتهای افشاگرانۀ جداشدگان را ندارد و تمام فتواها و تلاشهای رهبر عقیدتی و سرانش برای ترور فیزیکی آنان در خیابانهای اروپا مفتضحانه شکست خورده و با توجه به ادعاهای دموکرات مآبانۀ مریم قجر در محافل اروپایی بی آبروتر از گذشته شدند بدجوری به دست و پا افتاده که از آنها در فضای مجازی انتقام بگیرد و خشم و کین خود نسبت به آنها را با تروریسم و سانسور علیه آزادی بیان و سخن در دنیای آزاد قدری تسکین بدهد.

ما جداشدگان از فرقۀ رجوی و اعضا و مسئولان قدیمی سابق آن که در کشورهای اروپایی پناهنده هستیم از دولتهای این کشورها و مشخصا دولت فرانسه خواستار اخراج بقایای سران این فرقه از خاک این کشورها هستیم چرا که آنان فضای دموکراتیک و آزادی بیان را در این کشورها با سوء استفاده از امکانات و آزادیهای دموکراتیک آلوده به دیکتاتوری و سانسور و سرکوبگری و تروریسم فکری خود می کنند و بدینگونه همچون کارهایشان در عراق و آلبانی به دخالت در امور این کشورها پرداخته و حاکمیت آنها را نقض می کنند. 

۲۰۱۸ / ۱۱/ ۱۰

(پایان)

*** 

MEK_troll_factory_in_Albania_modern_slavesSecret MEK troll factory in Albania uses modern slaves (aka Mojahedin Khalq, MKO, NCRI ,Rajavi cult)

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33371

به مناسبت پنجاه و سومین سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران

 Ghorbanali Hosseinnejad EU Parliamentقربانعلی حسین نژاد، ششم سپتامبر ۲۰۱۸:… یاد آوری می شود که اپورتونیستهای راست به سرکردگی رجوی دهها سال است که خودشان و مشخصا بعد از کودتای موسوم به «انقلاب ایدئولوژیک» اعتراف کرده اند که دیگر آن سازمان مجاهدین اصیل را که توسط بنیانگذاران شهید پایه گذاری شد نمایندگی نمی کنند بلکه یک سازمان یا تشکل دیگری می باشند و از همانزمان تا کنون … 

Albania: MEK rebrands by assassinating unwanted members

The MEK’s dirty past includes the anti-Imperialist inspired murder of six Americans in pre-revolution Iran which it later celebrated in songs and publications

لینک به منبع

به مناسبت پنجاه و سومین سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران

نگاهی به گذشته و مشی سازمان و تبدیلش به فرقه و از بین بردن پایگاه مردمی آن توسط رجوی

نوشتۀ قربانعلی حسین نژاد عضو و مترجم ارشد سابق رهبری سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی)

۱۵ شهریور طبق تصمیم سازمانی به عنوان روز بنیانگذاری سازمان مجاهدین خلق ایران در سال ۱۳۴۴ بدون اینکه اسمی برای آن بگذازند؛ تعیین و مشخص شده است. در آن سال گروهی از اعضای اصلی نهضت آزادی ایران به رهبری مهندس مهدی بازرگان از آن تشکل انشعاب کرده و در برابر مشی مبارزات سیاسی و پارلمانی که نهضت در پیش گرفته بود مشی مبارزۀ مسلحانه را علم کرده و چندین سال بر تئوریزه و ایدئولویژه کردن این مشی مشغول شدند. این انشعاب سالها بعد یعنی بعد از دستگیری همۀ بنیانگذاران و اعضای مرکزیت سازمان توسط ساواک شاه در شهریور ۵۰ که به ضربۀ ۵۰ معروف است بعد از طی مراحلی و نامهای گوناگون در زندان سرانجام به نام سازمان مجاهدین خلق ایران نامگذاری و برای زندانیان اعلام شد و از آنجا نیز توسط خانواده های ملاقات کننده به بیرون و به میان اندک هواداران سازمان در میان دانشجویان و روشنفکران مذهبی آن زمان درز کرد.

تا اینکه بعد از انقلاب ضد سلطنتی ایران در سال ۵۷ پراگماتیست اپورتونیستهای راست به سردمداری مسعود رجوی با شعارها و اقدامات چپ روانه مبتنی بر تهدید و ترور و سرانجام هم تروریسم در ادامۀ همان مشی غلط مبارزۀ مسلحانه علاوه بر وارد کردن بزرگترین ضربه در تاریخ ایران بر کل جنبش آزادیخواهانه و دموکراتیک مردم ایران در مبارزه با دیکتاتوری و استبداد و به هدر دادن امکانات و نیروی انسانی چه از مردم ایران و چه از جنبش آزادیخواهانۀ آنان؛ در همین حال بزرگترین ضربه را به سازمان مجاهدین خلق ایران و پایگاه مردمی آن و امید و اعتماد خلقمان به این سازمان وارد ساختند امید و اعتمادی که حاصل پایداریها و خونهای شهدای سازمان و در رأس آنها بنیانگذاران سازمان بود.

درست است که مشی مبارزۀ مسلحانه که سازمانهایی همچون مجاهدین خلق به رهبری بنیانگذاران شهید و در رأس آنها محمد حنیف نژاد در آن زمان علیه رژیم به تقلید بس اشتباه از مبارزات آزادیخواهانه و برابری و استقلال طلبانه در الجزائر، فلسطین، آمریکای لاتین، چین و ویتنام و آفریقا وو… برگزیدند در حالیکه این مشی به هیچوجه متناسب با جامعه و شرایط اجتماعی و فرهنگی و سیاسی جامعۀ ایران نبود و به همین جهت درست بر ضد خودش تبدیل شد و نتیجه ای جز شکست نیروهای آگاه و روشنفکر جامعه در به ثمر نشاندن اهداف آزادیخواهانه و برابری طلبانه شان به همراه نداشت، ولی این سازمانها از جمله سازمان مجاهدین اصیل در آن زمان آرمانها و شعارهایشان اساسا استقلال و آزادی و مبارزه با سیطرۀ سرمایه داری جهانی به سرکردگی آمریکا بود و هرگونه وابستگی و تکیه به بیگانه بویژه آمریکا را در راه تحقق آرمانهایشان و سرکوب در داخل تشکیلات را نفی می کردند چنانکه در همان آغاز بنیانگذاری سازمان یکی از اعضای بنیانگذار یعنی زنده یاد عبد الرضا نیک بین وقتی جدا شده بدون هیچگونه سرکوب و فشار و اصرار بر ماندن و بدون اینکه سر به نیست بشود (کاری که در تشکیلات رجوی با اعضا و مسئولین بالا در صورت خواست جدایی می کردند) از سازمان خارج شد.

از این رو در پنجاه و سومین سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران وظیفۀ مبرم تاریخی همۀ اعضا و هواداران سابق سازمان ضمن افشای اپورتونیستهای راست به سردمداری مسعود رجوی و خیانتهای آنان که با تبدیل سازمان به یک فرقه و نقض آشکار و شدید حقوق بشر از طریق سرکوبها و حبسها و قتلهای وحشتناک درون تشکیلاتی در طی سه دهۀ گذشته روی خیانتها و جنایتهای اپورتونیستهای چپ نما در سال ۵۴ را سفید کردند و با سیاستهای ضد ملی و نوکری و وابستگی برای بیگانه بطور خاص رفتن به عراق و همکاری با صدام قاتل مردم ایران و ادامه اقدامات تروریستی در داخل کشور با کمک او از طریق اعزام تیمهای ترور و خمپاره زنی، اعمال و اندیشه های ضد عرف و اخلاق و فرهنگ مردممان پایگاه مردمی سازمان را نابود ساختند؛ احیای ارزشها و آرمانها و شعارهای اصیل سازمان مجاهدین خلق و در رأس آنها استقلال و آزادی و دمکراسی است.

یاد آوری می شود که اپورتونیستهای راست به سرکردگی رجوی دهها سال است که خودشان و مشخصا بعد از کودتای موسوم به «انقلاب ایدئولوژیک» اعتراف کرده اند که دیگر آن سازمان مجاهدین اصیل را که توسط بنیانگذاران شهید پایه گذاری شد نمایندگی نمی کنند بلکه یک سازمان یا تشکل دیگری می باشند و از همانزمان تا کنون به ندرت از نام سازمان مجاهدین خلق ایران آنهم برای فریب طیف هایی از ایرانیان خارج و داخل استفاده کرده اند بلکه در رسانه ها و بیانیه ها و اطلاعیه هایشان بیشتر با نامهایی موهوم و غیر واقعی که هیچگونه وجود و معنی واقعی خودش را ندارد مانند «شورای ملی مقاومت ایران» و «ارتش آزادیبخش ملی ایران» وانواع و اقسام انجمنهای ایرانی یا خارجی دست ساز خودشان ظهور و نمود داشته اند و اغلب اصطلاحات و شعارهای اصیل و اصلی سازمان مجاهدین خلق را کنار گذاشته و مصطلحات و شعارهای ضد ملی و تفرقه افکن همچون «ایران رجوی، رجوی ایران» خاص خودشان را که آمیخته با کیش شخصیت و فردپرستی است که اساسا با اصل سانترالیسم دموکراتیک و رهبری شورایی در سازمان مجاهدین خلق منافات دارد (هر گز در سازمان نام فرد مشخصی به عنوان رهبر مطرح نبوده است) ساخته و پرداخته و به کار می برند بطوریکه این امر را از زبان مهدی ابریشمچی یکی از سردمداران خائن اپورتونیستهای راست علنا و«با افتخار» راه و روش بنیانگذاران را رد کرده و و خودشان را بالاتر از بنیانگذاران معرفی کردند و رسما اعلام نمودند که ما دیگر سازمان مجاهدین خلق نیستیم. وی در یک سخنرانی پیرامون شعبدۀ موسوم به «انقلاب ایدئولوژیک» گفت: «ما اونی که بودیم نیستیم، افتخار هم می کنیم، نسبت به اونهاییکه این راه رو نرفتند سرهستیم» (مهدی ابریشمچی – نشریۀ «مجاهد» شمارۀ ۲۴۱ به تاریخ ۱۵ فروردین سال ۶۴ – صفحۀ ۲۲).

شکل گیری یک جنبش رهاسازی میراث سازمان مجاهدین و بنیانگذاران آن از غصب و غارت و تحریف رجوی و فرقه اش در اوائل سال ۶۳  با درخواست تشکیل کنگرۀ سازمان از سوی مجاهد خلق پرویز یعقوبی قدیمترین عضو مرکزیت سازمان برای جمع بندی گذشته و انتخاب رهبری در راستای اصل تغییر ناپذیر و پایه ای سازمان یعنی اصل سانترالیسم دموکراتیک و رهبری جمعی و نه فردی و کیش شخصیت آن هم از نوع رجوی آغاز شد ولی طی نشستهایی توسط رجوی و سردمداران دیگر باندش نه تنها بی پاسخ ماند بلکه با انواع شیوه های ترور شخصیت و لجن پراکنی خاص رجوی در داخل تشکیلات و بعد هم در بیرون و در رسانه های سازمان سرکوب گردید ولی هرگز اهمیت تاریخی خودش در احیای میراث سازمان و بنیانگذارانش را از دست نداد و کتابها و جزوات و بیانیه های این جنبش به عنوان جریان اصیل سازمان مجاهدین خلق و مواضع آن باقی ماند.

در ادامه و در راستای قیام آقای پرویز یعقوبی و با تأسی به ایشان، مجاهد خلق علی زرکش دوسال بعد در مخالفت با سیاستهای چپ روانه تروریستی و کودتایی رجوی تحت نام «انقلاب ایدئولژیک» قد علم کرد که با توطئه آپورتونیستهای راست که یک عنصر بی مایه و عروسکی بنام مریم عضدانلو را نیز به کار گرفته بودند توانستند او را در محاکم خود به اعدام محکوم نموده و پس از چند سال اسارت در زندان رجوی در نهایت در عملیات موسوم به فروغ از بین ببرند و بسیاری مجاهدان پیشکسوت دیگر چه در داخل و چه در خارج از کشور که در مخالفت با حاکمیت خلیفه گری و ولایت رجوی، شجاعانه از تشکیلات این حاکمیت بیرون آمده اند،  یا خاموشند و یا به مخالفت محفلی و غیر علنی با رجوی بسنده کرده اند. این یاران و همسنگران دیرین باید به وظیفۀ تاریخی خودشان در بیان واقعیتها و افشای آنچه در داخل تشکیلات فرقۀ رجوی مبنی بر لگد مال کردن همۀ آرمانهای اصیل سازمان و شهدایش شاهد بودند قیام کنند.

*** 

Farid_Totounchi_Mahoutchi_MEK_Iraq_AlbaniaFarid Totounchi (Real name: Mahoutchi) Commander of Saddam’s Private army forcing Somayeh Mohammadi to do a “Forced confession” session in Terror camp in Albania

MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Kidnaped_Canadian_woman_AlbaniaCanadian family asks Top Channel’s “Fiks Fare for help: “MEK mujahedeens took our daughter”

Mijear_Yje_Margarita_Kola_Margarita_Kolës_Paid_Mercenary_Mojahedin_Khalq_MEK_AlbaniaMijear_Yje_Margarita_Kola_Margarita_Kolës_Paid_advocate_Mojahedin_Khalq_MEK_Albania

No_to_ME__MKO_NCRI_Maryam_Rajavi_Cult_In AlbaniaThe Most Dangerous Cult In Albania (Albania for Albanians. Not for Terrorist MEK)

Lindsey_Hilsum_Attacked_By_MEK_Maryam_Rajavi_Cult_In_AlbaniaMEK members residing in Albania hit British journalist, local media reports (Mojahedin Khalq, Maryam Rajavi Cult, NCRI …)

European_Parliament_Against_Maryam_Rajavi_Mojahedin_Khalq_MEK_MKO_TerroristsMEPs discuss Mojahedine-E Khalq (MEK) Threat in #Albania

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33323

به مناسبت سالگرد کشتار تروریستی و جنایتکارانۀ ۱۰ شهریور سال ۹۲ اشرف

 Ghorbanali Hosseinnejad EU Parliamentقربانعلی حسین نژاد، پیوند رهایی، پاریس، سوم سپتامبر ۲۰۱۸:… بنابراین از رهبری سازمان مجاهدین و بویژه نوچه هایش در خارجه که مخالفان سیاستهای رهبری سازمان و منتقدینش را زمینه سازان کشتارهای اشرف و لیبرتی وانمود می کنند باید پرسید با توجه به این دخالتهایتان در امور داخلی عراق و پروژه های ضد عراقی و دشمن تراشیهایتان در عراق آیا زمینه سازان و جاده صاف … 

Résultats de recherche d'images pour « ‫کشتار 10 شهریور اشرف‬‎ »نگوئید کشته شدند ؛ بگوئید رجوی به کشتن داد !

لینک به منبع

به مناسبت سالگرد کشتار تروریستی و جنایتکارانۀ ۱۰ شهریور سال ۹۲ اشرف

زمینه سازان و جاده صاف کنهای واقعی کشتارها در اشرف و لیبرتی:

مخالفین ومنتقدین یا مسئولین سازمان مجاهدین؟

نقش روابط خارجی مجاهدین در عراق در زمینه سازی کشتارها با دشمن تراشی و تحریک و بهانه دادن به تروریستها و با دخالتهای مستمر در امور عراق

به قلم: قربانعلی حسین نژاد عضو قدیمی و مترجم ارشد بخش روابط خارجی سازمان مجاهدین در عراق

در پنجمین سالگرد کشتار تروریستی و جنایتکارانۀ اشرف در دهم شهریور ۱۳۹۲ در رابطه با زمینه سازان واقعی این کشتار خونین باید بگویم: معصومه ملک محمدی که از ۲۵ سال پیش تا کنون مسئول بخش روابط خارجی و در زمان صدام حسین مسئول ارتباط با دولت عراق بود، بعد از سرنگونی صدام حسین نیز همچنان به عنوان مسئول روابط خارجی سازمان در اشرف یعنی روابط با عراق و عراقیها و آمریکاییهای اشغالگر باقی ماند و همراه با دستیار و مشاورش عباس داوری (رحمان) مشغول دخالت روزانه در امور عراق و تلاش برای ایجاد تفرقه و بهم زدن اوضاع عراق و تقویت دسته بندیهای ضد دولت عراق و جلوگیری از هرگونه ائتلاف و وحدت برای تشکیل دولت آشتی ملی و دامن زدن به اختلافات و درگیریهای داخلی و جاسوسی علیه مقاومت عراق در برابر آمریکاییها به سود آمریکایی ها و دادن اطلاعات مقاومت عراق به آمریکاییها و جعل اطلاعیه و بیانیه به فارسی ترجمه شده به عربی!! به اسم عراقیان و درست کردن امضاهای تقلبی و جعل آمار و ارقام دروغین مبنی بر حمایت ۵ میلیون و ۳ میلیون عراقی و… از باقی ماندن سازمان در عراق که بعد با اخراج از اشرف معلوم شد هیچ حمایتی نداشته اند به علاوۀ گروه سازیها و ایجاد جمعیتها و تشکلهای موهوم عراقی که مطلقا وجود خارجی نداشتند و تبلیغ پولی آنها با بیانیه های جعلی حمایت از باقی ماندن در عراق در مطبوعات آن کشور وو… بودند، و همین دخالتها و کارهای جعلی به اسم عراقیان که مردم و دولت و حتی اپوزیسیون آن کشور خوب می دانستند که این حرفهای سازمان مجاهدین است و نه مردم عراق (مانند درخواست باقی ماندن ارتش آمریکا در عراق و پروژۀ تألیف و ترجمۀ کتابهای داستان و پخش آنها در میان نوجوانان و جوانان عراق بوسیلۀ آمریکایی ها مبنی بر اینکه حمله به آمریکاییها تروریسم و کار رژیم ایران می باشد و آمریکایی ها می خواهند کشورتان را از نفوذ رژیم ایران نجات بدهند و باید در عراق بمانند وو…) و پی بردن عراقیان به این اقدامات خائنانه و کثیف بود که آنها بویژه دولت و نیروهای عراقی را دشمن مجاهدین و از آنها بیزار کرد بطوریکه کار به جلسۀ پارلمان عراق در اعتراض به این دخالتها و نشان دادن نشریۀ مجاهد عربی در تلویزیون توسط سخنگوی دولت عراق کشید که طی آن با خواندن عناوین نشریه مبنی بر خیمه شب بازی خواندن انتخابات عراق و دخالتهای دیگر در امور عراق و نشان دادن عددها و حروف فارسی و رد پای اصطلاحات مجاهدین خاص فرهنگ ایرانی و فارسی در بیانیه های صادر شده به اسم عراقیان که در مطبوعات عراق آگهی پولی کرده بودند و… فضای دشمنی و ضدیت با حضور سازمان در عراق به علت کارهای خلاف قوانین آن کشور که از رهبری سازمان سر می زد ایجاد شد و دست تروریستها را برای کشتار مجاهدین و جنایتهایشان در این ده سال بویژه کشتار اخیر در اشرف باز نمود. خودخواهی ها و توهینهای معصومه ملک و معاونش عباس داوری در بخش روابط حارجی به شعور عراقیان در آن ده سال اشرف بود که اینهمه دشمن در عراق برای مجاهدین تراشید بطوریکه موقع اخراج از اشرف و اینهمه کشتارها و جنایتها علیه افراد سازمان و ساکنان اشرف مطلقا از دفاع و حمایت عشایر و قبایل و شیوخ و رؤسای آنها به عنوان همسایه های اشرف که اکثرا هم مسلح هستند خبری نشد علیرغم اینکه آنهمه سالها در اشرف تغذیه شدند و مهمانیها و جشنهای پرخرج و پولهای هنگفت به آنها داده شد با انبوهی وقت و انرژی زنان و مردان اشرف و با کارهایی شاق و پر رنج و زحمت برای عشایر و شیوخ آنها که بعضیهایشان نیز به زنان اشرف طمع می کردند.

لذا دست رهبری سازمان مجاهدین با خط و خطوط وسیاستهای یاد شده اش در رابطه با عراق و تحولات و دولت آن بویژه مسئولین بخش روابط خارجی آن و در رأس آنها معصومه ملک محمدی نیز بر خونهای ریخته شده در اشرف آغشته است زیرا کار این بخش به مسئولیت معصومه ملک محمدی که در حالی مسئول امور عراق در سازمان شده بود که به اعتراف خودش در صحبتهایش با ما در لیبرتی کوچکترین اطلاعی نه از زبان عربی و نه از فرهنگ عراق و مردم عراق و عرب ندارد همراه با دستیارش عباس داوری کارشان دشمن تراشی و عامل برافروختن کینه ها و دشمنیها در میان عراقیان و نیروهای آنها و دولت عراق علیه مجاهدین بوده و با توهینهایشان به عراقیان و پروژه های دخالت روز مره شان در امور عراق و تلاشهایشان و اعلام بسیجهایشان برای سرنگون کردن دولت عراق (از جمله پروژه سین چهل یعنی سرنگونی دولت مالکی در چهل روز!!! در سال ۱۳۸۶) و جاسوسیهایشان علیه عراقیان به سود نیروهای آمریکایی تماما به دستور شخص رجوی و در اجرای رهنمودهای او و اصرار رجوی و رهبران سازمان بر باقی ماندن در عراق و در اشرف و عدم تخلیۀ کامل اشرف به بهانۀ «اموال»!! زمینه را برای حملات فرقه ها و گروههای مذهبی تروریستی وابسته به رژیم و فعال در عراق علیه مجاهدین در اشرف و لیبرتی و کشتار مجاهدین ساکن آنها هموار کرد.

اینجانب که به مدت ۲۵ سال در قرارگاههای مختلف سازمان در عراق و بیشتر در اشرف و بغداد در بخش روابط خارجی سازمان بودم بارها در آن ده سال اشرف یعنی بعد از سرنگونی رژیم صدام حسین و اشغال این کشور توسط ارتش آمریکا نتایج و آثار منفی این پروژه های ضد عراقی و دخالتهای آشکار و با مباهات!! در امور داخلی و کشمکشها و اختلافات مذهبی و ملی و سیاسی عراق بر روی سرنوشت مجاهدین و تبدیل شدن این تقلبها و گروه سازیها و تبلیغات و فعالیتهای غیر قانونی مداخله جویانه بر ضد خود ما یعنی ساکنان اشرف آنهم از نوع و با سبک همان تبلیغات که در اروپا و آمریکا می کردند و تبلیغ عربی حمایتها از مجاهدین توسط سران اروپا و آمریکا بویژه جنایتکاران جنگی ارتش و اطلاعات آمریکا که در میان ملت عرب بویژه عراقیان به علت جنایتهایشان در حق آنها منفور هستند را به خانم معصومه ملک محمدی و مسئول بخش روابط خارجی و دستیارش آقای عباس داوری یادآور می شدم و با نامه های متعدد حتی به خود مسعود رجوی خطر این نوع دخالتها و نامه ها و بیانیه ها با فرهنگ مجاهدین و به سبک تبلیغات غربی یعنی دشمنان عرب و عراق و برگزاری مراسم و جشنها به مناسبتهای مذهبی شیعی و دعوت شیعیان عراق به اشرف و راه انداختن سینه زنی و نوحه خوانی آنها در مسجد اشرف و خواندن زیارت عاشورا در برابر آنها توسط مجاهدین آنهم با بلندگو که صدایش را مردم اطراف تا کیلومترها می شنیدند زیارتی که آشکارا ابوبکر و عمر و عثمان در آن مورد لعن قرار می گیرند و به هیچوجه خود شیعیان عراق به علت حضور سنی ها این زیارت را نمی خوانند و به خلفای راشدین لعنت نمی فرستند، و دامن زدن به اختلافات بین شیعه و سنی با دعوت از سنی ها از سوی دیگر و در مناسبتهای مذهبی و تشویق آنها به نماز خواندن در پشت امام شیعه یا بر عکس در مسجد اشرف!! به عنوان ایجاد وحدت بین شیعه و سنی در عراق!! وو…

بله خطر این کارها بر روی جان و مال مجاهدین در اشرف را یاآور می شدم و حتی یک بار در نشست داخلی پنجاه نفرۀ روابط خارجی در اشرف بلند شده ضمن اعتراض به معصومه ملک محمدی که حرف مسعود رجوی مبنی بر اینکه عراقیان وحشی هستند و همان عربهایی هستند که دخترانشان را زنده به گور می کردند و… تکرار می کرد خطر این کارها و دخالتها و جعلیات فریبکارانه به اسم عراقیان و توهین به آنها و به شعور آنها را یادآور شدم ولی در جواب و به جای توجه به انتقادهایم با داد و فریادهای رایج معصومه ملک محمدی و عباس داوری و دشنامهایشان در همان نشست روبرو شدم.

عباس داوری گزارشهای جاسوسان و مزدوران عراقی سازمان در بغداد را در مورد زمان و مکان حملۀ احتمالی به آمریکاییها و محل و موقعیت و مشخصات افراد مقاومت عراق را به من می داد و من آنها را به فارسی ترجمه می کردم که بعد فهمیدم آنها را می دادند به بخش کاویان (روابط با آمریکاییها) که آنها را به انگلیسی ترجمه می کردند و آنها را برده وبه آمریکاییها می دادند تا آنها را از خطر مرگ برهانند و به نیروهای مقاومت عراق هم ضربه بزنند!!. اما کثیفترین پروژه در خوشخدمتی به آمریکاییها که من خودم شاهد آن بودم در تابستان سال ۸۵ بود که ماهها طول کشید و آن نوشتن قصه ها به عربی در سه گروه سنی کودکان و نوجوانان و جوانان عراقی مبنی بر تروریست نشان دادن حمله کنندگان به آمریکاییها و اینکه آنها مزدوران رژیم ایران هستند و تبلیغ اینکه اشغالگران آمریکایی نجات دهندگان آنها از رژیم ایران می باشند و باید در عراق باقی بمانند و مهربان و خادم نشان دادن آمریکاییها برای چاپ و توزیع این قصه ها توسط آمریکاییها در مدارس و دانشگاهها و ورزشگاهها و مراکز جوانان عراق بود. این قصه ها با پولهای کلان طبق محورهایی که آمریکاییها تعیین کرده بودند توسط دو نویسندۀ عراقی نوشته می شد و متن عربی آنها را به من می دادند تا آنها را به فارسی ترجمه کنم (حتی در یک ماهی که در آنموقع در بیمارستان اشرف بستری بودم با آوردن کامپیوتر به بیمارستان که ممنوع بود مرا به کار ترجمه این قصه های عربی به فارسی و قصه هایی هم که در این راستا و برای این پروژه توسط آرمان نفیسی با نقاشی نوشته می شد از فارسی به عربی بدون اجازۀ پزشکان وادار می کردند حتی شب با بیدار ماندن تا صبح علیرغم اینکه قرصهایی که می خوردم خواب آور بود تا کار سریع و در مدتی که به آمریکاییها قول داده بودند تمام شود)، من مسأله دار شده بودم و غر می زدم که چه نیازی به ترجمۀ این قصه ها به فارسی هست، بعدا توسط بچه های بخش سیاسی (قسمت رابطه با آمریکایی ها) مطلع شدم که این ترجمه های من به آنها داده می شود و آنها این قصه ها را از فارسی به انگلیسی ترجمه می کنند و حسین مدنی که رابط سازمان با آمریکاییها بود آنها را برای چک و اوکی (تأیید) به آمریکاییها می دهد تا ضمنا از کیفیت کار سران فرقه در خدمت به آنها مطلع شوند! ولی سر انجام به علت مخالفت داخلی و کارشکنی مخفیانۀ من و چند نفر از بچه های ضد رجوی در داخل سازمان که هنوز هم آنجا هستند و خودداری نویسندگان عراقی از ادامۀ همکاری در نتیجۀ افشاگری مخفیانه که ما در نزد آنها کردیم و هدف و سیر این پروژه را به آنها گفتیم (علیرغم پولهای کلانی که سران فرقۀ رجوی به نویسندگان عراقی می دادند) و قطع همکاری ناشر عرب طرف قرارداد در خارج که با خواندن مضمون قصه ها به هدف آنها پی برده بود این پروژه شکست خورد و به انجام نرسید.

بنابراین از رهبری سازمان مجاهدین و بویژه نوچه هایش در خارجه که مخالفان سیاستهای رهبری سازمان و منتقدینش را زمینه سازان کشتارهای اشرف و لیبرتی وانمود می کنند باید پرسید با توجه به این دخالتهایتان در امور داخلی عراق و پروژه های ضد عراقی و دشمن تراشیهایتان در عراق آیا زمینه سازان و جاده صاف کنهای واقعی برای کشتار مجاهدین شما بودید و هستید که سالها بر نگهداری عزیزان مردم ایران در جهنم عراق تحت نفوذ و هژمونی دشمنشان یعنی رژیم حاکم بر ایران اصرار داشتید و یا مخالفان و منتقدین همین خط مشیهای غلط و ضد مجاهدی و سیاستهای دشمن تراشی شما در عراق کدام؟!.. آنهم منتقدین و مخالفانی که پیگیرانه خواستار و تلاشگر انتقال افراد گرفتار در عراق بحران زده وقتلگاه روزانۀ خود شهروندان عراقی،بوده اند و انواع تهمتها و دشنامهایتان را به جان خریدند.

(پایان)

*** 

سازمان ملل در مورد نقش رجوی در کشتار ۵۳ تن از قربانیان مجاهدین خلق در کمپ اشرف تحقیق کند

Self Sacrifice Struan Stevenson Rajavi terroristsپشت پرده کتاب مستخدم رجوی، استراون استیونسون، تحت نام “فداکاری”

Maryam Rajavi — MEK Propaganda Queen — Advertises Her Serives For Iran’s Enemies

False_Flaq_Albania_Mojahedin_Khalq_Maryam_Rajavi_Cult_MKO_MEKFalse Flag Op In Albania Would Drive A Wedge Between The EU And Iran

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32981

حملۀ تروریستی چاقوکشان رجوی بر پدر و مادر سمیه محمدی در خیابانهای تیرانا 

Ghorbanali Hosseinnejad EU Parliamentقربانعلی حسین نژاد، پیوند رهایی، اول اوت ۲۰۱۸:… پلیس تعداد هشت نفر از جانیان رجوی از جملۀ آنان محمد قارائی، علیرضا حاتمی، همایون دیهیم و احمد طباطبایی را دستگیر کرده و به زندان منتقل نموده و مورد بازجویی قرار داد. ولی بعد از حدود هفت ساعت یک مسئول بخش اطلاعات (سی. آی. ای) در سفارت آمریکا در تیرانا به مرکز پلیس آمده و درخواست آزادی آنها را کرد که … 

_Jila_Deyhim_MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Cult_Terrorism_AlbaniaAmerican support for MEK (Mojahedin Khalq, Rajavi cult) in Albania alienates Iranian public opinion

حمایت مطبوعات آلبانی از مصطفی محمدی و سمیه محمدی گروگان مریم رجوی مجاهدین خلق در کمپ تروریستی آلبانی 3موج گسترده و بی سابقۀ حملات رسانه های آلبانی به سران فرقۀ رجوی در این کشور

Here is how the Mojahedin el-Halk (Mojahedin Khalq, Maryam Rajavi cult, MEK) militants attack Mostafa Mohammady in the streets of Tirana. They try to illegally detain and later hit Mostafa, who ends up in hospital. The operation against Mostafa was directed by commander Behzad Saffari. He led bands of mojahedin to later protest against Mostafa even in Tirana’s police station number 4

لینک به منبع

در خیابانهای پایتخت آلبانی، تروریست می گوید: «آی تروریست»!!!

حملۀ تروریستی چاقوکشان رجوی بر پدر و مادر سمیه محمدی در خیابانهای تیرانا

به دنبال ضرب و شتم آقای مصطفی محمدی توسط اوباش چاقوکش مریم قجر و بستری شدن او در بیمارستان، پلیس آلبانی هشت نفر از لات و لمپنهای رجوی را دستگیر کرد که بعدا با وساطت مسئول بخش اطلاعات (سی. آی. ای) در سفارت آمریکا در تیرانا آزاد شدند

نوشتۀ قربانعلی حسین نژاد عضو و مترجم ارشد سابق رهبری سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی)

ضرب و شتم مصطفی محمدی پدر سمیه محمدی در تیرانا آلبانی بدست مزدوران مجاهدین خلق مریم رجوی

به دنبال فعالیتهای گستردۀ آقای مصطفی محمدی و خانم محبوبه (ربابه) حمزه پدر و مادر خانم سمیه محمدی اسیر فرقۀ رجوی در آلبانی در خیابانهای تیرانا پایتخت آلبانی و نیز در منطقۀ دورس محل قلعه و زندان مخوف فرقۀ رجوی موسوم به «اشرف ۳» و رسانه های این کشور و مراجعات مکرر آنان به پلیس و ارگانهای قضائی و کشوری و اجرائی آلبانی؛ فرقۀ رجوی در حضیض شکست و درماندگی با دستپاچگی تمام در اقدامی به غایت رسواگر خود و بر ضد خود تبدیل شده، چماقداران و چاقوکشان لات و لمپن خود را به فرماندهی بهزاد صفاری و احمد طباطبایی روانۀ خیابانهای تیرانا کرد تا با شعارهای «تروریست»، «تروریست» مصداق مثل دزد می گوید «آی دزد»، چهرۀ تروریستی خودشان را بپوشانند در حالیکه مردم آلبانی که همیشه فرقۀ رجوی را فرقۀ تروریستی می دانند و نسبت به حضور این فرقه در خاک کشورشان بارها اعتراض کرده اند به خوبی و به وضوح دیدند که چه کسی تروریست است و سران فرقۀ رجوی با دست خودشان ماهیت کثیف تروریستی خودشان را افشا کردند.

ضرب و شتم مصطفی محمدی پدر سمیه محمدی در تیرانا آلبانی بدست مزدوران مجاهدین خلق مریم رجوی

آنان در اجرای فرمان چند سال پیش مسعود رجوی مبنی بر قتل جداشدگان و مخالفان و خانواده ها در خیابانهای اروپا به قصد ترور و  قتل پدر و مادر سمیه محمدی به آنها دسته جمعی حمله ور شده و آنها را جلوی چشم پلیس تیرانا که سه هفته است محافظت این پدر و مادر را بر عهده دارند به قصد قتل و ترور آنان مورد ضرب و شتم قرار دادند که در نتیجۀ آن آقای مصطفی محمدی توسط پلیس به بیمارستان منتقل و بستری شد و پلیس تعداد هشت نفر از جانیان رجوی از جملۀ آنان محمد قارائی، علیرضا حاتمی، همایون دیهیم و احمد طباطبایی را دستگیر کرده و به زندان منتقل نموده و مورد بازجویی قرار داد. ولی بعد از حدود هفت ساعت یک مسئول بخش اطلاعات (سی. آی. ای) در سفارت آمریکا در تیرانا به مرکز پلیس آمده و درخواست آزادی آنها را کرد که در نتیجه پلیس مجبور به آزاد کردن این جانیان شد ولی اقدام آنان به عنوان یک عمل تروریستی در پروندۀ این جانیان ثبت شده و این پرونده برای رسیدگی در فرصتهای آینده در کنار رسیدگی به شکایت آقای مصطفی محمدی علیه این فرقه مبنی بر تعدی و حمله بر او و به گروگان گرفتن فرزندش و ربودن او از کانادا در حالیکه به سن قانونی نرسیده بود، نزد مقامات قضائی آلبانی باز می باشد.

ما اعضای انجمن «پیوند رهایی» (گروهی از جداشدگان فرقۀ رجوی) این اقدام جنایتکارانۀ چاقوکشان فرقۀ رجوی به دستور مستقیم مریم قجر و سران این فرقه در آلبانی را به شدت محکوم کرده و از دولتهای فرانسه و آلبانی خواستار مجازات مریم قجر و دیگر سران فرقه اش و عوامل و نوچه های جنایتکار آنان در آلبانی هستیم.

ضرب و شتم مصطفی محمدی پدر سمیه محمدی در تیرانا آلبانی بدست مزدوران مجاهدین خلق مریم رجوی

برای دیدن منبع اصلی روزنامه و فیلم و عکلسهای آقای محمدی در بیمارستان اینجا  را کلیک کنید

MEK_Maryam_Rajavi_Terrorists_Thugs_Tirana_Albania

فرماندهان فرقۀ رجوی در حال هدایت حملۀ تروریستی بر والدین سمیه محمدی در تیرانا

*** 

Perse e rrahen moxhahedinet iraniane Mostafa Mohammedin.Why did Iranian Mojahedin (Marmay Rajavi cult, MEK, MKO, NCRI) physically assault Mostafa Mohammadi?

O Edvini_lidhi_zagarët_Moxhahedin_Edi_Rama_MEKPM Edwin (Edi Rama), tied to the Mojahedin Khalq (aka MEK, MKO, NCRI, Rajavi cult …)

Malek_Shara'i_Murdered_Albania_MEK_Maryam_RajaviOpen letter to Filippo Gerandi, United Nations, asking for investigation into the murder of Makek Sharaii in Albania

US Forces Albania To Take IS Fighters After Hosting MEKUS Forces Albania To Take IS Fighters After Hosting MEK

Here is how the Mojahedin el-Halk (Mojahedin Khalq, Maryam Rajavi cult, MEK) militants attack Mostafa Mohammady in the streets of Tirana. They try to illegally detain and later hit Mostafa, who ends up in hospital. The operation against Mostafa was directed by commander Behzad Saffari. He led bands of mojahedin to later protest against Mostafa even in Tirana’s police station number 4

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32656

ترفند کهنه شدۀ فرقۀ رجوی که برای ما جداشدگان کاملا شناخته شده است

Ghorbanali Hosseinnejad EU Parliamentقربانعلی حسین نژاد، پیوند رهایی، ششم ژوئیه ۲۰۱۸:… در تمام تاریخچۀ فرقۀ رجوی یک نمونه هم نبوده که هوادار خارجه نشین که با تأمین و امکانات کامل فرقه زندگی مرفه خود را دارد از این فرقه بریده و به رژیم بپیوندند بویژه که عملیات تروریستی هم علیه فرقه انجام بدهد. چرا کمیسیون به اصطلاح امنیت فرقه که با هر افشاگری ما جداشدگان علیه ما اطلاعیه می دهد، قبل از مقامات اروپایی … 

رجوی نتانیاهودم خروس بیرون زد ـ نتانیاهو و مریم رجوی

لینک به منبع

ترفند کهنه شدۀ فرقۀ رجوی که برای ما جداشدگان کاملا شناخته شده است

در تمام تاریخچۀ فرقۀ رجوی یک نمونه هم نبوده که هوادار خارجه نشین که با تأمین و امکانات کامل فرقه زندگی مرفه خود را دارد از این فرقه بریده و به رژیم بپیوندند بویژه که عملیات تروریستی هم علیه فرقه انجام بدهد. 
چرا کمیسیون به اصطلاح امنیت فرقه که با هر افشاگری ما جداشدگان علیه ما اطلاعیه می دهد، قبل از مقامات اروپایی مسألۀ امنیتی ادعائی به این بزرگی را خودش افشا نکرد و چرا این را که امیر سعدونی و همسرش به ایران رفته بودند همان زمان و قبل از شوی ویلپن به همه نگفت؟ و چرا اینجا همۀ اطلاعاتش در مورد مسألۀ امنیتی خاص فرقه را از مقامات اروپایی نقل می کند؟!!

نوشتۀ قربانعلی حسین نژاد عضو و مترجم ارشد سابق رهبری سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی)

این یک اصل حقوقی و جرم شناسانه است که در هر جرمی باید طرف سود برنده از آن را در نظر گرفت و آن را در متهم کردن هر طرفی مورد توجه قرار داد بویژه اگر طرفین ماجرا هر دو عاقل و بالغ و سیاستمدار باشند که کاری عمدی که به زیانشان باشد مرتکب نمی شوند بلکه دنبال سود و برآوردن هدفشان هستند.

ماجرای دستگیری دو نفر از هواداران فعال و وفادار فرقۀ رجوی در بلژیک به اتهام حمل مواد منفجره برای کارگذاشتن در شوی سالانۀ مریم قجر به دستور و تهیۀ یک دیپلمات رژیم مطلقا بویژه در این شرایط دشوار رژیم آن هم موقعی که روحانی مشغول دیدار اروپایی اش است در راستای منافع رژیم و به سود آن نیست بلکه به طور کامل از هر نظر چه از لحاظ تبلیغاتی و رسانه ای و مطرح شدن فرقه که به دنبال بی رونقی سیرک امسال مریم قجر در ویلپن و برای توجیه و لاپوشانی اعمال تروریستی و جنایتهای خود در عراق و نا امن نشان دادن حضور خود در خارجه برای جلب بیشتر حمایتهای اربابانش و زمینه سازی برای پاپوش دوزی علیه مخالفان و منتقدانش در خارجه و… به شدت به آن نیاز دارد به سود این فرقه و در راستای تأمین منافع و اهداف آن می باشد.

تحلیلگرانی که می گویند دو فرد فرقه ای دستگیر شده یعنی زوج امیر سعدونی و نسیم نومنی بعد از سالها هواداری و فعالیت برای فرقۀ رجوی از این فرقه جدا شده و به رژیم پیوسته اند توجه ندارند که اولا از میان هواداران خارجه نشین فرقه کمتر بریده و جدا می شوند زیرا نه تنها تحت فشارهای تشکیلاتی از آن نوع که در عراق بود و در آلبانی است قرار ندارند بلکه اساسا کار آنها برای فرقه نه از روی ایمان و عقیده به مسعود و مریم و انقلاب ایدئولوِژیک! بلکه به علت تأمین هزینه های زندگی و رفاه و راحتی شان توسط فرقه می باشد و هرگز انگیزه ای برای رفتن طرف رژیم و کار برای رژیم ندارند آن هم در حد انفجار و حمل مواد منفجره که خطر دستگیری و زندان و از دست دادن تمام زندگی و راحتی شان را دارد و در تمام تاریخچۀ فرقۀ رجوی یک نمونه هم نبوده که هوادار خارجه نشین که با تأمین و امکانات کامل فرقه زندگی مرفه خود را دارد از این فرقه بریده و به رژیم آن هم در این شرایط و اوضاع وخیمی که رژیم دارد بپیوندند بویژه اینکه عملیات تروریستی هم علیه فرقه انجام بدهد.

از این گذشته چرا کمیسیون به اصطلاح امنیت فرقه که با هر افشاگری ما جداشدگان علیه ما اطلاعیه می دهد و مشخصا در مورد شخص اینجانب از خبر ورود من به فرانسه تا هر گونه فعالیت تبلیغی و افشاگرانه ام علیه این فرقه بیش از ۲۰ اطلاعیه و گزارش و اظهارات رسانه ای منتشر کرده، چرا قبل از مقامات اروپایی مسألۀ امنیتی ادعائی به این بزرگی را خودش افشا نکرد و چرا این را که امیر سعدونی و همسرش به ایران رفته بودند همان زمان و قبل از شوی ویلپن به همه نگفت؟ و چرا اینجا همۀ اطلاعاتش در مورد مسألۀ امنیتی خاص فرقه را از مقامات اروپایی نقل می کند؟!!

بسیاری از تحلیلگران خارجی و نیز رسانه های فارسی زبان از جمله ناظران سیاسی در بی بی سی این را مسأله ای مشکوک تلقی کردند و برخی نیز آن را سناریوی ساخته و پرداختۀ سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی) دانسته و این سؤال را مطرح کردند که چرا خود سازمان مجاهدین این توطئۀ ادعائی را قبل از اعلام آن از سوی مقامات اروپایی افشا نکرد؟ و چرا دیپلمات رژیم قبل از اینکه دستگیر بشود در این فاصلۀ حتی بعد از برگزاری مراسم ویلپن به ایران نگریخته است در حالیکه آن موقع امکانات دیپلماتیک خروج از اروپا و بازگشت به ایران را داشت؟

هر کسی هم در اینکه این ماجرا سناریوی ساخته و پرداختۀ خود فرقۀ رجوی است شک کند ما جداشدگان و اعضای سابق سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی) که در طول چندین دهه حضور و کارمان در تشکیلات این فرقه شاهد انواع تقلبها و نیرنگها و صحنه سازیها و فریبکاریهای توسط سران آن بودیم نمی توانیم در این که خود فرقه این مسأله را به وجود آورده و یا تدارک دیده است شک و تردیدی به خود راه بدهیم.

یادمان هست که وقتی در قرارگاه اشرف بودیم موقعیکه سران فرقه می خواستند دولت صدام حسین شعاع امنیتی قرارگاه را بیشتر کند چند خمپاره با نشان دادن به خودمان به عنوان مانور از بیرون قرارگاه به زمینهای بایر داخل قرارگاه شلیک کردند ولی آنها را در تبلیغات بیرونی شان حملۀ خمپاره ای رژیم به قرارگاه جا زدند، به علاوۀ نمونه هایی دیگر از کشته شدن مسعود دلیلی در قرارگاه اشرف و صحنه سازیهای فرقه در مورد آن تا بسیجهای عمومی در قرارگاههای مختلف فرقه در عراق در زمان صدام برای نوشتن نامه ها از قول خانواده های ایرانی در داخل مبنی بر گرفتن مقادیر زیادی پول از سازمان برای نگهداری کودکان به منظور فریب دادگاهی در لندن که یقۀ این فرقه را به علت جمع آوری پول از مردم انگلستان به بهانۀ کمک به کودکان زندانیان سیاسی و اعدام شدگان در ایران گرفته بود و تا شعارنویسی ها در دیوارهای قرارگاههای سازمان در عراق و فیلمبرداری از آنها و جا زدن آنها به عنوان فعالیتهای هواداران و هسته های سازمان در داخل کشور و تا رژه های تقلبی با رد کردن افراد چندین بار از برابر جایگاه جلوی دوربینها و تا مأموریت دادن به افراد در قرارگاه اشرف در عراق برای تلفن زدن به برنامۀ همیاری تلویزیون فرقه به عنوان اینکه از داخل ایران زنگ می زند تا گروه سازیهای تقلبی در عراق و بیانیه نویسی ها به نام عراقیان با شمارهای تقلبی میلیونی از امضاهای جعلی و تا حتی مصاحبه های ساختگی به نام برخی شخصیتها و تا صد برابر کردن آمار و ارقام از جمله تعداد شرکت کنندگان در شوها و تجمعات فرقه وو…

در این رابطه حتما مقالۀ آقای غفور فتاحیان عضو قدیمی جداشده از فرقۀ رجوی که خودش شخصا در همین عملیات به دستور و حضور و گرادهی فرماندهان نظامی فرقه شرکت داشت با عنوان « فریب افکار عمومی با سناریوی بمب گذاری در شوی مریم قجر – سناریوی جدید فرقۀ رجوی یادآور خمپاره زنی خودمان به داخل اشرف است» را در این لینگ بخوانید.

*** 

هادی روشن روان (هوشنگ)اهادی روشن روان (هوشنگ) نفر اطلاعاتی صدام/رجوی، تنها منبع متهم کردن ایران به بمب گذاری آرژانتین 

مریم رجوی مهدی ابریشمچی تروریسم مجاهدین خلق اروپا امریکاتحلیل امنیتی ادعای عجیب برنامه ریزی حمله به منافقین؛ اگر چند عامل ایرانی یک یازده سپتامبر دیگر رقم زدند، تعجب نکنید!

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32612

تلاش فرقۀ رجوی برای موج سواری و بهره برداری در شوی ویلپن از تظاهرات اعتراضی ایران

Ghorbanali Hosseinnejad EU Parliamentقربانعلی حسین نژاد، پیوند رهایی، بیست و نهم ژوئن ۲۰۱۸:… فرقۀ رجوی که بهتر از هر کسی از میزان منفوریت خود در میان ایرانیان داخل و خارج ایران آگاه است، وقتی می بیند تظاهرات اعتراضی مردم در داخل ایران و اخبار آن در رسانه های فارسی زبان و خارجی، شدیدا تار و تنبور مضحک و تکراری سالانۀ «ایران رجوی رجوی ایران»!!! و ادعای یاوۀ «تنها آلترناتیو» و «رهبری مقاومت ایران … 

Newt Gingrich Rajavi cult TerrorismMr. Gingrich! The Cult of Rajavi Is Also Incompatible with Western Civilization!

National Security: Could Maryam Rajavi (Mojahedin Khalq) blackmail her friends in high places – Rudi Giuliani, John Bolton and Newt Gingrich

لینک به منبع

تلاش فرقۀ رجوی برای موج سواری و بهره برداری در شوی ویلپن از تظاهرات اعتراضی ایران

تصمیم مغایر با سنت سنواتی! برای تغییر شعارهای سیرک ویلپن امسال از مداحی رجوی ها به حمایت از تظاهرات داخل  برای لاپوشانی خیانتها و جنایتهایشان و انزوای مطلق خود در میان ایرانیان

نوشتۀ قربانعلی حسین نژاد عضو و مترجم ارشد سابق رهبری سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی)

دوستان قدیمی مان در داخل تشکیلات فرقۀ رجوی در فرانسه به ما اطلاع دادند که مسئول امور تبلیغات و فرهنگی شوی سالانۀ مریم قجر در ویلپن پاریس که در ۳۰ ژوئن امسال برگزار می شود به نام مهناز با برگزاری نشستهایی با برخی از کادرها و دست اندرکاران شوی سالانه گفته است: «با توجه به تظاهرات بازار تهران و برخی دیگر از شهرها و اینکه خواهر مریم نیز قرار است در سخنرانی خود از اقدام بازاریان حمایت کند، باید هر چه سریعتر در این مدت کم اقدام به چاپ و تهیۀ پوسترهای حاوی شعارهای همسو با تظاهرات بازار تهران و اعلام حمایت از اعتصاب کنندگان و تشویق به ادامۀ قیام، اقدام نماییم تا بٌعد تبلیغی گسترده ای را در مراسم روز شنبه در ویلپن داشته باشیم و بتوانیم به خوبی حمایت خودمان از این اعتصابات را از طریق رسانه های خارجی به جامعۀ بین المللی و نفرات داخل نشان دهیم».

به دنبال صحبتهای مهناز چند نفر از افراد فرقه مأمور طراحی، تهیه و راه اندازی پارچه و بنر و پوستر با شعارهای همسو با تظاهرات روزهای اخیر بازار تهران شده اند تا در سیرک مریم قجر در ویلپن مورد استفاده قرار گیرند.

لازم به یادآوری است که فرقۀ رجوی که بهتر از هر کسی از میزان منفوریت خود در میان ایرانیان داخل و خارج ایران آگاه است، وقتی می بیند تظاهرات اعتراضی مردم در داخل ایران و اخبار آن در رسانه های فارسی زبان و خارجی، شدیدا تار و تنبور مضحک و تکراری سالانۀ «ایران رجوی رجوی ایران»!!! و ادعای یاوۀ «تنها آلترناتیو» و «رهبری مقاومت ایران»!!! را تحت الشعاع خود قرار می دهد و در این میان دیگر حنای مریم رجوی برای رنگ کردن گنجشکهای لهستانی و اروپای شرقی و سیاهان و عربهای آفریقا و افغانهای پناهنده نیازمند پول و قراردادن آنها به جای قناری ایرانیان خارج مطلقا رنگی ندارد، و وقتی می بیند کوس رسوایی خیانتها و جنایتهایش با تکیه بر جنگ طلبان آمریکایی و جنایتکاران اسرائیلی و سخنرانان اجاره ای خارجی بازنشسته و «سابق» های از دور خارج شده و انواع مزدوریش در گذشته برای صدام و امروز برای شیوخ عرب خلیج فارس و آمریکا و اسرائیل به صدا در آمده است، به فکر موج سواری برای بهره برداری از تظاهرات اعتراضی مردم ایران از جمله بازاریان که این روزها در تهران و برخی شهرهای دیگر جریان دارد افتاده است تا خودش را همراه مردم جا زده و به خیال خام خود بتواند جنایتها و خیانتهایش به این مردم را بپوشاند و یا کمرنگ جلوه بدهد زیرا به خوبی می داند که همگان از اینکه این فرقه هیچ نقش و تأثیری در رویدادها و تحولات داخل ایران ندارد آگاه هستند و می دانند که مردم ایران مشخصا در خیزشها و تظاهرات خودشان برای این فرقه نه تنها تره ای خورد نمی کنند بلکه به نفع کسانی شعار می دهند که ضد این فرقه بوده و فرقۀ رجوی دشمن خونی آنها می باشد و در رسانه های خودش انواع دشنامها و ناسزاها را نثار آنان می کند و همه به خوبی می دانند که اعتراضات داخل ایران خودجوش بوده و هیچ ربطی به نیروهای خارج ایران و مشخصا فرقۀ رجوی ندارد و هدف این فرقه که همواره در همۀ مراسم و تجمعها و سیرکهای مضحک و تکراری اش شخص رهبران خودش و مداحی برای آنان و تبلیغ خومحوریهایش را شعار اصلی خود قرار می دهد جز مطرح کردن خود و جاسازی تقلبی و موهوم برای خود در میان مردم ایران در اوج انزوا و پرت افتادگی اش از ایران و ایرانی نیست.

*** 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31389

انتصاب شخص چهارم به عنوان «مسئول اول»!! سیلی فرقۀ رجوی به صورت خود!ا 

قربانعلی حسین نژاد، پیوند رهایی، پانزدهم سپتامبر ۲۰۱۷:… یادم هست در همان سال ۶۸ در نشست اشرف که رجوی مریم را به عنوان مسئول اول معرفی کرد یک روستایی بیسواد ترک که اسیر جنگی بود و تازه توسط مهدی ابریشمچی از اردوگاه اسرای ایرانی در عراق به اشرف آورده شده بود بلند شد و با لهجۀ ترکی غلیظ گفت: آخی برادر مسعود اگر خواهر مریم اول است پس شما چه هستید؟!! که مسعود …

مریم رجوی خشونت ترور قتل و جنایت از تیرانا آلبانی نمایش “مسئول اول” در سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی)!ا

لینک به منبع

شوی انتصاب شخص چهارم به عنوان «مسئول اول»!! سیلی فرقۀ رجوی به صورت خود!

نوشتۀ قربانعلی حسین نژاد مترجم ارشد سابق رهبری مجاهدین (فرقۀ رجوی) درعراق

ضرب المثل شیرین فارسی می گوید: فلانی با سیلی صورت خودش را سرخ نگه می دارد!! یعنی کسی که از فقدان یک چیز و یا شرمندگی بی چیزی رنگش پریده یا زرد شده مجبور می شود به صورت خودش سیلی بزند تا صورتش سرخ شود بگویند نترسیده یا رنگش نپریده یعنی با سرو صدا و خودآزاری و تبلیغات و رنگ کردن می خواهد سر دیگران کلاه بگذارد و عوامفریبی کند و فکر کند دیگران را رنگ کرده در حالیکه خودش را رنگ کرده و نه به دیگران بلکه به خودش سیلی و ضربه زده است. معادل این مثل در عربی هم جالب است. عربها می گویند: «کالحادی بلا بعیر» یعنی فلانی مثل آواز خوان قافله است که شتر ندارد. چون قدیم کاروانهای عرب برای شترها آواز می خواندند که شترها خسته نشوند و راه بروند ولی در این میان کسی هم پیدا می شد که شتر نداشت ولی برای راضی کردن خودش و فریب دیگران بانگ شتررانی با سر و صدای زیاد راه می انداخت که بله من هم یک قافله شتر دارم!!.

اولا مسئول اول بازی که مسعود رجوی از نزدیک به سی سال پیش با مسئول اول!! قراردادن مریم رجوی در اشرف شروع کرد چیزی جز فریب افکار عمومی نیست و هیچ کودکی و بیسوادی را هم نمی تواند بفریبد چنانکه یادم هست در همان سال ۶۸ در نشست اشرف که رجوی مریم را به عنوان مسئول اول معرفی کرد یک روستایی بیسواد ترک که اسیر جنگی بود و تازه توسط مهدی ابریشمچی از اردوگاه اسرای ایرانی در عراق به اشرف آورده شده بود بلند شد و با لهجۀ ترکی غلیظ گفت: آخی برادر مسعود اگر خواهر مریم اول است پس شما چه هستید؟!! که مسعود رجوی به شدت عصبانی شد و داد زد بشین خروس بی محل پارازیت ول نکن توی حرف آدم!!!. بله زهرا مریخی ویترینی بیشتر نیست چون سه نفر دیگر بالاتر از او هستند یعنی نفر چهارم فرقه را به عنوان مسئول اول برای افراد تشکیلات و بیرون قالب و رنگ می کنند!!! زهرا مریخی بعد از مسعود و مریم و مژگان قرار دارد اگر او مسئول اول است پس مسعود رجوی که خودشان می گویند زنده است چه کاره است؟ پس مریم چه کاره است؟ پس مژگان چرا جانشین فرمانده ارتش آزادیبخش!!! در آلبانی!!! است آیا او که جانشین مسعود رجوی در آلبانی شده پایین تر از مسئول اول است یا بالاتر از او؟ تازه جانشین مسعود رجوی یعنی مژگان چه جوری همردیف!! مسئول اول شده؟؟!! واقعا تناقضات مضحکی است!!

سالیان است که رهبری فرقۀ رجوی این نوع عوامفریبی را با سروصدا و تبلیغات و شیپور و پرچم و سخنرانی و رنگهای مختلف پوشیدن و پوشاندن به محل و افراد و… پیشۀ خود کرده و خیال می کند دیگران را در داخل و خارج تشکیلات وارفته اش می تواند رنگ کند!! که بله رنگ ما نپریده و نه شکست که پیروز شده ایم و بله ما قافلۀ شتر با هزار شتر (هزار شین) داریم!!!

ثانیا مریم رجوی به چه عنوان آنجا شرکت کرده؟ عنوان رئیس جمهور برگزیدۀ مقاومت یعنی رئیس جمهور شورا و رئیس فعلی شورا چه ربطی به سازمان مجاهدین دارد؟؟!! مگر مریم رجوی در سال ۷۲ به دنبال انتصابش به عنوان رئیس جمهور برگزیدۀ مقاومت از تمام مناصب و موقعیتهای خود در سازمان مجاهدین استعفا نداده  است؟ و مگر نه این است که وی هیچ سمتی و مسئولیتی در سازمان مجاهدین ندارد بلکه رئیس جمهور شورای ملی مقاومت می باشد؟ این زیر پا گذاشتن حتی پروتکلهای خودشان است که مریم مراسم انتخاب مسئول اول سازمان را برگزار کند. چرا؟ چون نمی توانند بگویند که مریم در آنجا به عنوان عضو رهبری عقیدتی مجاهدین می باشد برای اینکه الآن دیگر دورۀ این سمت و این حرف که بوی ولایت فقیه می دهد گذشته است.

ثالثا اگر مسئول اول با آراء برای دو سال انتخاب می شود و قابل تمدید است پس چرا موقع تمدید دورۀ او دیگر برای او رأی گیری نمی شود؟؟ زهره اخیانی سه دوره پیاپی مسئول اول بود دو دورۀ دیگرش کی رأی و رأی گیری شد؟؟ ما که ندیدیم؟

رابعا ۱۸ همردیف یعنی چه؟ تمام مسئولان اول قدیم و چهره های قدیمی و اصلی را که قدیس شده و رویشان سالها تبلیغ شده بود مثل فهیمه و نسرین و مژگان در حقیقت کنار گذاشته اند و رویش را با همردیف کردن آنها پوشانده اند؟ آیا همردیف شدن آنها یعنی آنها به موازات مریخی می خواهند تصمیم بگیرند؟ این که می شود ۱۸ مسئول اول؟؟!!! چرا؟ چون نمی توانستند آنها را معاون مسئول اول قرار بدهند برای اینکه موقعیت و شهرتشان و سوابقشان بالاتر و بیشتر از زهرا مریخی است لذا آمده اند چند نفر از کودکان سابق سازمان را کرده اند معاون مسئول اول یعنی به معاونان پیرزن اضافه کرده اند تا جوانگرایی و جوان نمایی کنند و بیرون نگویند همه شان پیر پاتال هستند!!.

یک موضوع خنده دار دیگر سمت مژگان پارسایی است.

در عراق به او می گفتند جانشین رهبری حالا می گویند جانشین فرمانده ارتش آزادیبخش؟؟!!!

چون رهبر اصلی یعنی مسعود که نیست و حالا مریم رهبر است و او هم که خودش حی و حاضر در آلبانی است دیگر نمی توانستند بگویند اینجا یعنی در آلبانی هم مژگان جانشین رهبری است لذا کرده اند جانشین ارتش آزادیبخش؟؟!!! مگر اینجا عراق است؟ کو ارتش کو سلاح؟ مژگان خانم فرمانده کدام عملیات و نیروی نظامی است؟!! کدام عملیات را می خواهد از آلبانی فرماندهی کند؟؟!!! شخص فرمانده اصلی خودش کجاست و چرا مخفی است و چه بلایی سرش آمده؟؟؟ آیا اگر زنده است نمی توانست بیاید اروپای آزاد؟!!!

بله این حضرات همۀ اصطلاحات را زیر زیرکی عوض کرده اند تا سر همه شیره بمالند و فکر کرده اند کسی نمی فهمد. آنها زیر زیرکی و با خیال رنگ کردن دیگران که خط مشی و تاکتیک و استراتژی قدیمی رجوی است تمامی سران قدیمی را از نسرین گرفته تا صدیقه و مژگان و زهره همه را در حقیقت و عملا از سمتهای کلیدی کنار گذاشته اند و به سمتهایی تشریفاتی و اسمی بدون مسمی راضیشان کرده و به خیال خود فعلا روی آتش سؤالات و تناقضات خاکستر ریخته اند.

همردیف کردن ۱۸ نفر یعنی حذف آنها و کلاه گذاشتن سرشان که بله شما هم مقامی دارید!!! مثل مشاور کردن افراد برای رئیس جمهور در برخی رژیمها و دولتها تا آنها و باندشان را ساکت نگهدارند!!… فقط باید به این سران فرقۀ رجوی گفت: حضرات محترم، لطفا به شعور افراد خودتان و دیگران توهین نکنید آن سالیان فریب و نیرنگ گذشت امروز عصر آگاهی و ارتباطات نوین و رشد اندیشه و تفکر آزاد است.

*** 

رجوی، بیمار جنسی عقب مانده

Ashamed of your Leader? Silencing the victims of Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult, PMOI, NCRI …) to promote Maryam Rajavi

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31376

علی حسین‌نژاد؛ سازمان مجاهدین خلق، سه دهه شخصیت اجتماعی و آثارم را سانسور کرد 

 محمد تنگستانی، ایران وایر، چهاردهم سپتامبر ۲۰۱۷:… در طول کار و حضورم در سازمان مجاهدین خلق به عنوان عضو و مسئول یک ارگان بیرونی، نزدیک به شصت جلد کتاب ترجمه و تألیف داشته‌ام که در روی جلد هیچ‌کدام از آنها جرأت نکردام نه تنها اسم واقعی خودم، حتی اسم مستعار و سانسور شده‌ام را بنویسم! حتی الآن هم که بعد از سه دهه از آن تشکیلات بیرون آمده‌ام و چند کتاب در این پنج سال زندگی‌ام … 

فرقۀ رجوی یاد هویت و ملیت ایرانی افتاده است!!ا

لینک به منبع

علی حسین‌نژاد؛ سازمان مجاهدین خلق، سه دهه شخصیت اجتماعی و آثارم را سانسور کرد

محمد تنگستانی

قربانعلی حسین نژادضرب‌المثل«زبان سرخ‌ سر سبز می‌دهد برباد» را برخی رعایت بیان و نکته‌سنجی می‌دانند وعده‌ای آن را محافظه‌کاری و خودسانسوری تعریف می‌کنند. در پروژه جدیدی که ما برای شما تهیه‌کرده‌ایم   قرار است به «خودسانسوری» بپردازیم. در این پروژه سه سؤال مشترک از تمام مصاحبه‌شونده‌ها پرسیده می‌شود و در بین پاسخ آنها اگر پرسشی بود مطرح می‌کنیم. نیت ما در این پروژه و مجموعه مصاحبه‌هایی که قرار است منتشر بشود، به چالش کشیدن مصاحبه‌شونده‌ها نیست. ما تعریف آنها از خودسانسوری را به شما انعکاس می‌دهیم و اگر تمایل داشته باشند یک نمونه از خودسانسوری زندگی فردی و یا اجتماعی‌شان را با شما به اشتراک می‌گذاریم و درصورتی‌که تمایل به این کار نداشته باشند برای شما خواهیم نوشت. در این پروژه مصاحبه‌شونده‌ها را برخلاف کارهایی که تاکنون برای شما منتشر کرده‌ایم، معرفی نمی‌کنیم و علتش  برابر بودن افراد یک جامعه در مقوله خودسانسوری، در این پروژه است. شما نیز می‌توانید در پروژه خودسانسوری شرکت کنید و مصادیقی از خودسانسوری در فعالیت‌های ادبی-هنری، دوران تحصیل و یا زندگی شخصی خود را به نشانی اینستاگرام ما ارسال کنید. سی‌مین نفری که با او گفت‌وگو کرده‌ایم علی حسین‌نژاد است. آقای حسین‌نژاد در تعریف خودسانسوری می‌گوید:

ـ خودسانسوری در حقیقت تسلیم شدن در برابر دگرسانسوری و حاکمیت سانسور یا سانسور از سوی حاکمیت است. وقتی سانسور از طرف حکومت سیاسی به  اجتماع، فرهنگ و ایده‌ها تحمیل می‌شود و مقاومتی در برابر آن نیست به تبلیغ و ترویج این سانسور کمکی ناخواسته شده است نتیجه آن خودسانسوری فرد و جامعه می‌شود.

خود‌سانسوری را یک بداخلاقی فرهنگی تعریف می‌کنید یا محافظه‌کاری؟

ـ خودسانسوری یک بداخلاقی فرهنگی، ناشی از محافظه‌کاری و ترسی است که سانسور حاکم سیاسی، فرهنگی و یا اجتماعی ایجاد و آن را به یک فرهنگ تبدیل کرده است. خودسانسوری فرد را از خودبیگانه و با خویشتن متناقض می‌کند، که به اصطلاح در زبان فارسی ما به آن «دورویی» می‌گوییم، مجبور می‌سازد و در نتیجه دروغ و فریبکاری و بی‌اعتمادی به یک‌دیگر در جامعه رواج می‌یابد. افراد غالبا می‌کوشند خودشان را همانند  و «همرنگ» با هر «جماعت»‌ی و یا شخصی که با او سروکار دارند نشان بدهند تا «رسوا»ی خاص و عام نشوند! بنابراین همه جا حقیقت قربانی مصلحت می‌شود و «دروغ مصلحت‌آمیز» از «راست»‌ی که فتنۀ سانسور حاکم سیاسی یا فرهنگی یا اجتماعی را برمی‌انگیزد بهتر می‌شود.

پیش فرض ما این است که جامعۀ ایران جامعه‌ای خودسانسور است. گمان می‌کنید که این خود‌سانسوری ریشه در فرهنگ ایران دارد یا تاریخ و اتفاقات سیاسی؟

ـ بدیهی است که خودسانسوری نتیجۀ استبداد حاکم خودی و غیر خودی طی سال‌ها و بلکه قرن‌ها بر کشور ماست.  استبداد تاریخ و فرهنگ ما را ساخته‌و‌پرداخته و حد‌های خود را در کشور ما به وجود آورده است. بدون‌ تردید خودسانسوری ریشه در فرهنگ ایران دارد که این فرهنگ هم به نوبۀ خود حاصل همان تاریخ و اتفاقات سیاسی است که حکومت‌ها تا کنون با  زور و استبداد آن را به وجود آورده‌اند و سبب شکل‌گیری فرهنگ و ارزش‌های اجتماعی خاص ایران شده‌اند؛ فرهنگی که خودسانسوری و دیگرسانسوری از مهمترین ویژگی‌ها و نمودهای آن است. کافی‌ست  نگاهی به ادبیات و ضرب المثل‌ها داشته باشیم. خودسانسوری و دیگر سانسوری تأثیری تصاعدی و متقابل یا دیالکتیکی بر یکدیگر داشته و دارند. به عنوان مثال:  .

«خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو.»

«دروغ مصلحت آمیز به از راست فتنه انگیز.»

 «زبان سرخ سر سبز می‌دهد بر باد.»

« جواب ابلهان خاموشی است.»

 «تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد (سعدی).»

«هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.»

و یا آنجا که سید اشرف الدین گیلانی (نسیم شمال) شاعر مبارز مشروطیت در ترجمۀ شعر ترکی صابر شاعر آذربایجانی می گوید:

دست مزن! چشم , ببستم دو دست

راه مرو! چشم , دو پایم شکست

حرف مزن! قطع نمودم سخن

نطق مکن! چشم ببستم دهن

هیچ نفهم! این سخن عنوان مکن

خواهش نافهمی انسان مکن

لال شوم کور شوم کر شوم

لیک محال است که من خر شوم (یعنی سانسور اندیشیدن و فهمیدن را از بیرون کسی نمی‌تواند مگر فرد با خودسانسوری نخواهد یا نتواند بیندیشد و بفهمد).

امروز مهمترین درد و مشکل اپوزیسیون ایران و مشخصا در خارج از کشور که ما هستیم همین خودسانسوری حاکم بر روابط و مناسبات فی ما بین اشخاص و چهره‌ها و محافل و جریانات و گروه‌های مختلف است که نمودش نه اختلافات که امری طبیعی است بلکه دشمنی‌ها، سوء ظنها و بی‌اعتمادی‌ها است که همه را از یک‌دیگر دور کرده و اتحاد را رؤیایی دست نیافتنی جلوه می‌دهد و دقیقا و تنها به دشمن مشترکشان خدمت می‌کند و اوست که از این سانسور و خودسانسوری همه‌گیر و واگیردار بهره می‌برد. وقتی گروهی که من چند دهه عضو آن بودم غیر از خودش هیچ گروهی از اپوزیسیون ایران را نه تنها به رسمیت بلکه برای آنها حق حیات نمی‌داند و هر منتقدی و مخالفی و حتی اعضای قدیمی‌اش را که از آن جدا شده‌اند به دشمن مشترک نسبت می‌دهد چه مبارزه‌ای و چه مقاومتی علیه دشمن مشترک جز همین کینه پراکنی در میان اپوزیسیون یعنی خدمت و نوکری بی‌مزد و منت و مجانی به همان دشمن رویاروی همگان دارد؟نتیجۀ این حاکمیت سانسور و خودسانسوری در میان جریان‌های اپوزیسیون ایران این می‌شود که وقتی به دوستی می‌گویی بیا برویم فلان جلسه یا مراسم یا کنفرانسی یا جشنی ایرانی اول می‌پرسد: کی‌ها میان؟‌! وقتی می‌گویی فلانی و فلانی هم هست می گوید من کنار آنها نمی‌شینم! یا در همان جلسه یا مراسم یا هر گردهمایی می‌بینید افراد را به همدیگر نشان می‌دهند که او را ببین و… و بعد هم غیبت و پشت سر دیگران، داد سخن‌ها دادن که خلق و خوی معروف ما ایرانی‌ها است. تعارفات و مجاملات دورویانه و خودنمایانه و دروغین در میان هیچ‌یک از ملت‌های جهان به این شکل وجود ندارد.

یک نمونه از سانسور و خودسانسوری حاکم ناشی از تنفر و کینه پراکنی و سوء‌ظن‌پردازی و بی‌اعتمادی سازی توسط گروهی از اپوزیسیون که با بهره برداری از سالیان نام و چهرۀ مثبت مبارزاتی و احترام و پایگاه مردمی که داشت ولی اکنون همه را از دست داده است به هر مخالفی و منتقدی انگ همکاری با دشمن و مزدوری آن می‌زند و فضایی از بی‌اعتمادی در میان ایرانیان می‌پراکند را خودم چندی پیش شاهد بودم. در نمایشگاه کتاب بدون سانسور که در یکی از پایتخت‌های اروپایی برگزار شده بود، یک شخصیت و چهرۀ روشنفکر و ادیب معروف ایرانی را دیدم که فردی را به یکی نشان می‌داد و می‌گفت: ببین او آمده که اینجا را شناسایی کند!!! که دیدم تعجب مخاطبش را برانگیخته بود که: شناسایی برای چه و می‌خواهد چه‌کار کند؟! در حالیکه خبر نمایشگاه و آدرس دقیق آن در سایت‌ها بارها و بارها اعلام و منتشر شده بود. عقل سانسور زده و خودسانسور درست مانند یک پدیدۀ طبیعی آفت زده می‌ماند. 

ریشه را به نظر من باید در همان زمان‌هایی جستجو کرد که نسل ما به خوبی شاهدش بود و زمان‌های مشابه آن در قرن‌های گذشته. زمان‌هایی که ساواک طوری خودش را در جامعۀ ایران تبلیغ کرده بود که همه  فکر می‌کردند از هر جمعی نیمی جاسوسِ نیم دیگر است و بالای هر دیواری از کلاس‌های درس گرفته تا ادارات و حتی خانه‌ها دوربین یا ضبط صوت کار گذاشته اند! و مشابه آن در نسل قبل‌تر که هر کار خلافی و نارضایتی و فسادی مشاهده می‌شد بدون ریشه یابی واقعی آن می‌گفتند: «کار کار انگلیسی‌ها است»! یا بیماری دایی جان ناپلئونی(نظریۀ توطئه) که تا امروز وبای جان جامعه و فرهنگ و مردم و نیروهای حتی روشنفکر و اپوزیسیون ایرانی است.

قاعدتن تاکنون خود‌سانسوری داشته‌اید. تمایل دارید یک نمونه از خودسانسوری‌هایی که داشته‌اید را هم‌رسانی کنید؟ 

ـ بله من هم مثل همۀ افراد جامعۀ سانسور زدۀ ایران، خودسانسوری‌ داشته و دارم. دو سوم  از عمرم را در گروهی بودم که سانسور و خودسانسوری اساسی‌ترین و اصلی‌ترین رکن ساختاری تشکیلاتش بوده و می‌باشد. حاصل حاکمیت سیاسی و اجتماعی و فرهنگی، سانسور بر جامعۀ  است. بطوری‌که به علت سانسور و اختناق و کنترل شدیدی که بر کار وحرکت و حرف زدن و بیان و حتی فکر کردن و اندیشیدن و انتخاب لباس برما حاکم کرده بودند باید کاملا مواظب خودمان می‌بودیم که چه کنیم و چه بپوشیم و چه بگوییم و چه بیندیشیم، همان‌طور که پیش‌تر از نسیم شمال نقل کردم. البته سانسور اندیشیدن کار خودمان بود که تسلیم سانسور حاکم شده بودیم (بارزترین نمونۀ خودسانسوری که ما در آنجا داشتیم). در سازمان مجاهدین خلق‌که کمتر کسی از ما نام واقعی‌ خودش را داشت. در آن سازمان ما اسم خودمان را هم سانسور می‌‌کردیم.

در طول کار و حضورم در سازمان مجاهدین خلق به عنوان عضو و مسئول یک ارگان بیرونی، نزدیک به شصت جلد کتاب ترجمه و تألیف داشته‌ام که در روی جلد هیچ‌کدام از آنها جرأت نکردام نه تنها اسم واقعی خودم، حتی اسم مستعار و سانسور شده‌ام را بنویسم! حتی الآن هم که بعد از سه دهه از آن تشکیلات بیرون آمده‌ام و چند کتاب در این پنج سال زندگی‌ام در دنیای نسبتا آزاد و بدون سانسور اروپا ترجمه کرده‌ام نگذاشته‌ام اسمم را روی آنها بنویسند که طبعا از روی تواضع نیست زیرا نوشتن نام مؤلف و یا مترجم نه تنها حق آن دو بلکه حق جامعه است که بداند نویسنده یا مترجم این کتاب کیست؛ بلکه در مورد اولی یعنی ترجمه‌ها و تألیفاتم در داخل تشکیلات مجاهدین باید بگویم که علت ننوشتن اسمم از یک سو ضابطۀ سازمانی با این عنوان که رژیم حاکم خانواده‌ام را در ایران اذیت می کند یعنی خودسانسوری ناشی از اعمال سانسور و اختناق حاکمیت‌ استبدادی بر جامعۀ ما و از سوی دیگر حاکمیت استبدادی در تشکیلات خود این فرقه بود که فرد و فردیت را در مقابل اصالت جمع و گروه و رهبری مقدس و مادام العمر بلا منازع و تردید ناپذیر نفی می‌کرد. اما در مورد دومی یعنی علت عدم ذکر اسمم بر روی کتاب‌های ترجمه شده در دنیای آزاد و بعد از جدایی از آن گروه از یک سو خودسانسوری ناشی از  ترور فکری و شخصیتی با انواع برچسب‌های مضحک و اعمال سانسور و کنترل و تعقیب و مراقبت از سوی سران آن گروه علیه ما جداشدگان است و از سوی دیگر هراس از تهدیدات تروریسم ارتجاعی وحشی سربرآورده از اعماق قرون می‌باشد که امروز به مشکل و تهدید درجه یک آزادی و انسانیت و ارزش‌ها و دستاوردهای نوین بشری و حقوقی در جهان تبدیل شده و با اعمال سانسور به صورت هراس افکنی در میان ناشران و نویسندگان و مترجمین و اهل رسانه مشخصا در رابطه با مذهب و اسلام موجب بسا خودسانسوری‌ها بویژه در میان نویسندگان و مترجمین و ناشران در کشورهای غربی شده است.

*** 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31146

زمینه سازان و جاده صاف کنهای واقعی کشتارها در اشرف و لیبرتی

end-of-mojahedin-khalq-in-iraq-bbc-8قربانعلی حسین نژاد، پیوند رهایی، پاریس، اول سپتامبر ۲۰۱۷:… عباس داوری گزارشهای جاسوسان و مزدوران عراقی سازمان در بغداد را در مورد زمان و مکان حملۀ احتمالی به آمریکاییها و محل و موقعیت و مشخصات افراد مقاومت عراق را به من می داد و من آنها را به فارسی ترجمه می کردم که بعد فهمیدم آنها را می دادند به بخش کاویان (روابط با آمریکاییها) که آنها را به انگلیسی ترجمه می کردند و آنها را برده … 

رجوی نفرات را در لیبرتی به قصد به کشتن دادنگوئید کشته شدند ؛ بگوئید رجوی به کشتن داد !

فاجعه کمپ اشرف نوزدهم فروردیدرگیری های ۱۰ شهریور ۹۲ در پادگان اشرف

لینک به منبع

به مناسبت سالگرد کشتار تروریستی و جنایتکارانۀ ۱۰ شهریور سال ۹۲ اشرف

زمینه سازان و جاده صاف کنهای واقعی کشتارها در اشرف و لیبرتی:

مخالفین ومنتقدین یا مسئولین سازمان مجاهدین؟

نقش روابط خارجی مجاهدین در عراق در زمینه سازی کشتارها با دشمن تراشی و تحریک و بهانه دادن به تروریستها و با دخالتهای مستمر در امور عراق

به قلم: قربانعلی حسین نژاد عضو قدیمی و مترجم ارشد بخش روابط خارجی سازمان مجاهدین در عراق

در چهارمین سالگرد کشتار تروریستی و جنایتکارانۀ اشرف در دهم شهریور ۱۳۹۲ در رابطه با زمینه سازان واقعی این کشتار خونین باید بگویم: معصومه ملک محمدی که از ۲۵ سال پیش تا کنون مسئول بخش روابط خارجی و در زمان صدام حسین مسئول ارتباط با دولت عراق بود، بعد از سرنگونی صدام حسین نیز همچنان به عنوان مسئول روابط خارجی سازمان در اشرف یعنی روابط با عراق و عراقیها و آمریکاییهای اشغالگر باقی ماند و همراه با دستیار و مشاورش عباس داوری (رحمان) مشغول دخالت روزانه در امور عراق و تلاش برای ایجاد تفرقه و بهم زدن اوضاع عراق و تقویت دسته بندیهای ضد دولت عراق و جلوگیری از هرگونه ائتلاف و وحدت برای تشکیل دولت آشتی ملی و دامن زدن به اختلافات و درگیریهای داخلی و جاسوسی علیه مقاومت عراق در برابر آمریکاییها به سود آمریکایی ها و دادن اطلاعات مقاومت عراق به آمریکاییها و جعل اطلاعیه و بیانیه به فارسی ترجمه شده به عربی!! به اسم عراقیان و درست کردن امضاهای تقلبی و جعل آمار و ارقام دروغین مبنی بر حمایت ۵ میلیون و ۳ میلیون عراقی و… از باقی ماندن سازمان در عراق که بعد با اخراج از اشرف معلوم شد هیچ حمایتی نداشته اند به علاوۀ گروه سازیها و ایجاد جمعیتها و تشکلهای موهوم عراقی که مطلقا وجود خارجی نداشتند و تبلیغ پولی آنها با بیانیه های جعلی حمایت از باقی ماندن در عراق در مطبوعات آن کشور وو… بودند، و همین دخالتها و کارهای جعلی به اسم عراقیان که مردم و دولت و حتی اپوزیسیون آن کشور خوب می دانستند که این حرفهای سازمان مجاهدین است و نه مردم عراق (مانند درخواست باقی ماندن ارتش آمریکا در عراق و پروژۀ تألیف و ترجمۀ کتابهای داستان و پخش آنها در میان نوجوانان و جوانان عراق بوسیلۀ آمریکایی ها مبنی بر اینکه حمله به آمریکاییها تروریسم و کار رژیم ایران می باشد و آمریکایی ها می خواهند کشورتان را از نفوذ رژیم ایران نجات بدهند و باید در عراق بمانند وو…) و پی بردن عراقیان به این اقدامات خائنانه و کثیف بود که آنها  بویژه دولت و نیروهای عراقی را دشمن مجاهدین و از آنها بیزار کرد بطوریکه کار به جلسۀ پارلمان عراق در اعتراض به این دخالتها و نشان دادن نشریۀ مجاهد عربی در تلویزیون توسط سخنگوی دولت عراق کشید که طی آن با خواندن عناوین نشریه مبنی بر خیمه شب بازی خواندن انتخابات عراق و دخالتهای دیگر در امور عراق و نشان دادن عددها و حروف فارسی و رد پای اصطلاحات مجاهدین خاص فرهنگ ایرانی و فارسی در بیانیه های صادر شده به اسم عراقیان که در مطبوعات عراق آگهی پولی کرده بودند و… فضای دشمنی و ضدیت با حضور سازمان در عراق به علت کارهای خلاف قوانین آن کشور که از رهبری سازمان سر می زد ایجاد شد و دست تروریستها را برای کشتار مجاهدین و جنایتهایشان در این ده سال بویژه کشتار اخیر در اشرف باز نمود. خودخواهی ها و توهینهای معصومه ملک و معاونش عباس داوری در بخش روابط حارجی به شعور عراقیان در این ده سال اخیر بود که اینهمه دشمن در عراق برای مجاهدین تراشید بطوریکه موقع اخراج از اشرف و اینهمه کشتارها و جنایتها علیه افراد سازمان و ساکنان اشرف مطلقا از دفاع و حمایت عشایر و قبایل و شیوخ و رؤسای آنها به عنوان همسایه های اشرف که اکثرا هم مسلح هستند خبری نشد علیرغم اینکه آنهمه سالها در اشرف تغذیه شدند و مهمانیها و جشنهای پرخرج و پولهای هنگفت به آنها داده شد با انبوهی وقت و انرژی زنان و مردان اشرف و با کارهایی شاق و پر رنج و زحمت برای عشایر و شیوخ آنها که بعضیهایشان نیز به زنان اشرف طمع می کردند.

لذا دست رهبری سازمان مجاهدین با خط و خطوط وسیاستهای یاد شده اش در رابطه با عراق و تحولات و دولت آن بویژه مسئولین بخش روابط خارجی آن و در رأس آنها معصومه ملک محمدی نیز بر خونهای ریخته شده در اشرف آغشته است زیرا کار این بخش به مسئولیت معصومه ملک محمدی که در حالی مسئول امور عراق در سازمان شده بود که به اعتراف خودش در صحبتهایش با ما در لیبرتی کوچکترین اطلاعی نه از زبان عربی و نه از فرهنگ عراق و مردم عراق و عرب ندارد همراه با دستیارش عباس داوری کارشان دشمن تراشی و عامل برافروختن کینه ها و دشمنیها در میان عراقیان و نیروهای آنها و دولت عراق علیه مجاهدین بوده و با توهینهایشان به عراقیان و پروژه های دخالت روز مره شان در امور عراق و تلاشهایشان و اعلام بسیجهایشان برای سرنگون کردن دولت عراق (از جمله پروژه سین چهل یعنی سرنگونی دولت مالکی در چهل روز!!! در سال ۱۳۸۶) و جاسوسیهایشان علیه عراقیان به سود نیروهای آمریکایی تماما به دستور شخص رجوی و در اجرای رهنمودهای او و اصرار رجوی و رهبران سازمان بر باقی ماندن در عراق و در اشرف و عدم تخلیۀ کامل اشرف به بهانۀ «اموال»!! زمینه را برای حملات فرقه ها و گروههای مذهبی تروریستی در عراق علیه مجاهدین در اشرف و لیبرتی و کشتار مجاهدین ساکن آنها هموار کرد.

اینجانب که به مدت ۲۵ سال در قرارگاههای مختلف سازمان در عراق و بیشتر در اشرف و بغداد در بخش روابط خارجی سازمان بودم بارها در این ده سال اخیر یعنی بعد از سرنگونی دولت سابق عراق و اشغال این کشور توسط ارتش آمریکا نتایج و آثار منفی این پروژه های ضد عراقی و دخالتهای آشکار و با مباهات!! در امور داخلی و کشمکشها و اختلافات مذهبی و ملی و سیاسی عراق بر روی سرنوشت مجاهدین و تبدیل شدن این تقلبها و گروه سازیها و تبلیغات و فعالیتهای غیر قانونی مداخله جویانه بر ضد خود ما یعنی ساکنان اشرف آنهم از نوع و با سبک همان تبلیغات که در اروپا و آمریکا می کردند و تبلیغ عربی حمایتها از مجاهدین توسط سران اروپا و آمریکا بویژه جنایتکاران جنگی ارتش و اطلاعات آمریکا که در میان ملت عرب بویژه عراقیان به علت جنایتهایشان در حق آنها منفور هستند را به خانم معصومه ملک محمدی و مسئول بخش روابط خارجی و دستیارش آقای عباس داوری یادآور می شدم و با نامه های متعدد حتی به خود مسعود رجوی خطر این نوع دخالتها و نامه ها و بیانیه ها با فرهنگ مجاهدین و به سبک تبلیغات غربی یعنی دشمنان عرب و عراق و برگزاری مراسم و جشنها به مناسبتهای مذهبی شیعی و دعوت شیعیان عراق به اشرف و راه انداختن سینه زنی و نوحه خوانی آنها در مسجد اشرف و خواندن زیارت عاشورا در برابر آنها توسط مجاهدین آنهم با بلندگو که صدایش را مردم اطراف تا کیلومترها می شنیدند زیارتی که آشکارا ابوبکر و عمر و عثمان در آن مورد لعن قرار می گیرند و به هیچوجه خود شیعیان عراق به علت حضور سنی ها این زیارت را نمی خوانند و به خلفای راشدین لعنت نمی فرستند، و دامن زدن به اختلافات بین شیعه و سنی با دعوت از سنی ها از سوی دیگر و در مناسبتهای مذهبی و تشویق آنها به نماز خواندن در پشت امام شیعه یا بر عکس در مسجد اشرف!! به عنوان ایجاد وحدت بین شیعه و سنی در عراق!! وو…

بله خطر این کارها بر روی جان و مال مجاهدین در اشرف را یاآور می شدم و حتی یک بار در نشست داخلی پنجاه نفرۀ روابط خارجی در اشرف بلند شده ضمن اعتراض به معصومه ملک محمدی که حرف مسعود رجوی مبنی بر اینکه عراقیان وحشی هستند و همان عربهایی هستند که دخترانشان را زنده به گور می کردند و… تکرار می کرد  خطر این کارها و دخالتها و جعلیات فریبکارانه به اسم عراقیان و توهین به آنها و به شعور آنها را یادآور شدم ولی در جواب و به جای توجه به انتقادهایم با داد و فریادهای رایج معصومه ملک محمدی و عباس داوری و دشنامهایشان  در همان نشست روبرو شدم.

عباس داوری گزارشهای جاسوسان و مزدوران عراقی سازمان در بغداد را در مورد زمان و مکان حملۀ احتمالی به آمریکاییها و محل و موقعیت و مشخصات افراد مقاومت عراق را به من می داد و من آنها را به فارسی ترجمه می کردم که بعد فهمیدم آنها را می دادند به بخش کاویان (روابط با آمریکاییها) که آنها را به انگلیسی ترجمه می کردند و آنها را برده وبه آمریکاییها می دادند تا آنها را از خطر مرگ برهانند و به نیروهای مقاومت عراق هم ضربه بزنند!!. اما کثیفترین پروژه در خوشخدمتی به آمریکاییها که من خودم شاهد آن بودم در تابستان سال ۸۵ بود که ماهها طول کشید و آن نوشتن قصه ها به عربی در سه گروه سنی کودکان و نوجوانان و جوانان عراقی مبنی بر تروریست نشان دادن حمله کنندگان به آمریکاییها و اینکه آنها مزدوران رژیم ایران هستند و تبلیغ اینکه اشغالگران آمریکایی نجات دهندگان آنها از رژیم ایران می باشند و باید در عراق باقی بمانند و مهربان و خادم نشان دادن آمریکاییها برای چاپ و توزیع این قصه ها توسط آمریکاییها در مدارس و دانشگاهها و ورزشگاهها و مراکز جوانان عراق بود. این قصه ها با پولهای کلان طبق محورهایی که آمریکاییها تعیین کرده بودند توسط دو نویسندۀ عراقی نوشته می شد و متن عربی آنها را به من می دادند  تا آنها را به فارسی ترجمه کنم (حتی در یک ماهی  که در آنموقع در بیمارستان اشرف بستری بودم با آوردن کامپیوتر به بیمارستان که ممنوع بود مرا به کار ترجمه این قصه های عربی به فارسی و قصه هایی هم که در این راستا و برای این پروژه توسط آرمان نفیسی با نقاشی نوشته می شد از فارسی به عربی بدون اجازۀ پزشکان وادار می کردند حتی شب با بیدار ماندن تا صبح علیرغم اینکه قرصهایی که می خوردم خواب آور بود تا کار سریع و در مدتی که به آمریکاییها قول داده بودند تمام شود)، من مسأله دار شده بودم و غر می زدم که چه نیازی به ترجمۀ این قصه ها به فارسی هست، بعدا توسط بچه های بخش سیاسی (قسمت رابطه با آمریکایی ها) مطلع شدم که این ترجمه های من به آنها داده می شود و آنها این قصه ها را از فارسی به انگلیسی ترجمه می کنند و حسین مدنی که رابط سازمان با آمریکاییها بود آنها را برای چک و اوکی (تأیید) به آمریکاییها می دهد تا ضمنا از کیفیت کار سران فرقه در خدمت به آنها مطلع شوند! ولی سر انجام به علت مخالفت داخلی و کارشکنی مخفیانۀ من و چند نفر از بچه های ضد رجوی در داخل سازمان که هنوز هم آنجا هستند و خودداری نویسندگان عراقی از ادامۀ همکاری در نتیجۀ افشاگری مخفیانه که ما در نزد آنها کردیم و هدف و سیر این پروژه را به آنها گفتیم (علیرغم پولهای کلانی که سران فرقۀ رجوی به نویسندگان عراقی می دادند) و قطع همکاری ناشر عرب طرف قرارداد در خارج که با خواندن مضمون قصه ها به هدف آنها پی برده بود این پروژه شکست خورد و به انجام نرسید.

بنابراین از رهبری سازمان مجاهدین و بویژه نوچه هایش در خارجه که مخالفان سیاستهای رهبری سازمان و منتقدینش را زمینه سازان کشتارهای اشرف و لیبرتی وانمود می کنند باید پرسید با توجه به این دخالتهایتان در امور داخلی عراق و پروژه های ضد عراقی و دشمن تراشیهایتان در عراق آیا زمینه سازان و جاده صاف کنهای واقعی برای کشتار مجاهدین شما بودید و هستید که سالها بر نگهداری عزیزان مردم ایران در جهنم عراق اصرار داشتید و یا مخالفان و منتقدین همین خط مشیهای غلط و ضد مجاهدی و سیاستهای دشمن تراشی شما در عراق کدام؟!.. آنهم منتقدین و مخالفانی که پیگیرانه خواستار و تلاشگر انتقال افراد گرفتار در عراق بحران زده وقتلگاه روزانۀ خود شهروندان عراقی،بوده اند و انواع تهمتها و دشنامهایتان را به جان خریدند.

Résultats de recherche d'images pour « ‫کشتار 10 شهریور اشرف‬‎ »

*** 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31067

آقای قربانعلی حسین نژاد مهمان این هفته تلویزیون مردم 

 مردم تی وی (کانون آوا)، بیست و هشتم اوت ۲۰۱۷:… روزجمعه ۱۸ اوت ۲۰۱۷ برابر با ۲۷ مردادماه ۱۳۹۶ ساعت ۱۲ ظهر بوقت واشنگتن – ساعت ۱۸ بوقت آلمان وساعت ۲۰:۳۰ بوقت ایران  آقای قربانعلی حسین نژاد مترجم ارشد عربی سابق دربخش روابط خارجی سازمان مجاهدین درباره موضوعات زیر: ۱- چگونگی و روند جدایی و دوری علامه محمد علی حسینی روحانی برجستۀ شیعۀ لبنانی رئیس شورای اسلامی … 

علامه حسینی مشاور مریم رجوی اعلام جدایی کردجدایی آقای علامه حسینی مشاور ارشد مریم رجوی از فرقه مجاهدین 

لینک به منبع

آقای قربانعلی حسین نژاد مهمان این هفته تلویزیون مردم

برنامه های زنده مصاحبه با جداشدگان و منتقدین سازمان مجاهدین درتلویزیون MardomTV.com 

https://youtu.be/IkXY9u6BvzQ

روزجمعه ۱۸ اوت ۲۰۱۷ برابر با ۲۷ مردادماه ۱۳۹۶ ساعت ۱۲ ظهر بوقت واشنگتن – ساعت ۱۸ بوقت آلمان وساعت ۲۰:۳۰ بوقت ایران

آقای قربانعلی حسین نژاد مترجم ارشد عربی سابق دربخش روابط خارجی سازمان مجاهدین

درباره موضوعات زیر:

۱- چگونگی و روند جدایی و دوری علامه محمد علی حسینی روحانی برجستۀ شیعۀ لبنانی رئیس شورای اسلامی عربی لبنان از فرقۀ رجوی.

۲- ترفندهای فرقۀ رجوی برای جلوگیری از اعلام قطع رابطۀ علامه حسینی با این فرقه و دیدارش با جداشدگان از آن.

۳- خلاصه ای مضمونی از سخنرانی و مصاحبۀ علامه حسینی در جمع جداشدگان فرقه در پاریس.

۴- سراسیمگی و سوز و گداز فرقۀ رجوی از این موضعگیری و اقدام علامه حسینی و برنامۀ جدا شدگان با او با صدور دو اطلاعیه علیه ایشان و ما با انواع تهمتها و دشنامها، وسپس تلاشها و التماسهای زبونانه و وقیحانۀ فرقه برای بازگرداندن او.

۵- سوابق حمایت سالیان علامه حسینی از فرقۀ رجوی و فیلم استقبال از او در مقر فرقه در اورسوراواز فرانسه و سخنان مریم رجوی در مدیحه سرایی برای علامه و چگونگی تغییر یکشبۀ القاب و توصیفات فرقه برای ایشان و سؤالات و تناقضاتی که این برخورد دورویانه ایجاد می کند.

۶- تأثیرات و انعکاسات سمینار جداشدگان در پاریس با علامه حسینی در محافل و رسانه های عربی در منطقه از جمله مطبوعات عربستان و حمایت آنها حتی حامیان و لابیهای عرب فرقۀ رجوی از علامه حسینی و دفاع آنها از ایشان در برابر تهمتها و دروغهای فرقه.

۷- موج جدید اختلافات و دعوای علنی بین فرقۀ رجوی و برخی جریانها و شخصیتهای عرب منطقه که حامی فرقه بودند بر سر برخورد منفی فرقه با عربهای ایران و عدم حضور آنها در شورای رجوی و عکس العمل ملتمسانۀ فرقه در قبال آن.

۸- هدف واقعی سفر سناتورهای آمریکایی به آلبانی و دیدارشان از مقرهای فرقۀ رجوی در تیرانا با حضور مریم قجر و تبلیغات دروغین فرقه در این مورد.
صحبت کردند.

مجری برنامه آقای پارساسربی مدیرتلویزیون مردم بودند.

ینندگان و شنوندگان تلویزیون مردم درطول برنامه ازطریق تلفن و یا ایمیل با مهمان برنامه تماس حاصل نموده و سئوالات خودرامطرح کردند.
توجه همه علاقمندان را بدیدن وشنیدن این برنامه جالب جلب می کنیم.

قابل ذکرمی باشد که این برنامه همزمان از صفحه فیسبوک تلویزیون مردم پخش گردید.

***

قربانعلی حسین نژاد دادگاه مهدی ابریشمجی

وقاحت گوبلزی رجوی علیه خانواده ها، مسئولین سازمان ملل، من و دخترم

قربانعلی حسین نژاد پارلمان اروپامتن سخنرانی آقای قربانعلی حسین نژاد در پارلمان اروپا

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30830

چگونه فرقۀ رجوی جاسوسیهای خودش در خارج را اطلاعات رسیده از داخل جا می زند (+ به همین خیال باش)ا 

Maryam_Rajavi_false_newsقربانعلی حسین نژاد (و حمید)، پیوند رهایی، دوازدهم اوت ۲۰۱۷:… فرقۀ تروریستی رجوی در اطلاعیۀ اخیرش با شمارۀ ۲ علیه علامه حسینی و اینجانب و دیگر جداشدگان فعال و افشاگر ماهیت این فرقه در ردیف سلسله مبارزات و مقاومت مشعشع «سازمان مجاهدین»!!! برای «حفظ امنیت» به اصطلاح «شورای ملی مقاومت» خودش از «تروریسم»!!! ادعا کرده که اطلاعاتی از …

آشنایی با جعلیات سازمان مجاهدین خلق ایران فرقه رجویآشنایی با جعلیات مجاهدین خلق فرقه رجوی

چگونه فرقۀ رجوی جاسوسیهای خودش در خارج را اطلاعات رسیده از داخل جا می زند؟!!

لینک به منبع

نوشتۀ قربانعلی حسین نژاد مترجم ارشد عربی سابق در بخش روابط خارجی سازمان مجاهدین

مریم رجوی اخبار تولید می کند و به جاسوسی افتخار می کند

فرقۀ تروریستی رجوی در اطلاعیۀ اخیرش با شمارۀ ۲ علیه علامه حسینی و اینجانب و دیگر جداشدگان فعال و افشاگر ماهیت این فرقه در ردیف سلسله مبارزات و مقاومت مشعشع «سازمان مجاهدین»!!! برای «حفظ امنیت» به اصطلاح «شورای ملی مقاومت» خودش از «تروریسم»!!! ادعا کرده که اطلاعاتی از داخل ایران!! به دست آورده که لابی و حامی سابق خودشان در جهان عرب آقای علامه سید محمد علی الحسینی رئیس شورای اسلامی عربی لبنان که شخص مسعود رجوی به ما می گفت «حمایت او از ما برابر با داشتن یک میلیون هوادار می باشد» و مریم رجوی او را سمبل تشیع علوی و فردی شجاع توصیف می کرد، به آنها پشت کرده می خواهد در پاریس دفتر باز کند و می خواهد برود در پارلمان اروپا در بروکسل علیه این فرقه سخنرانی کند.

یاد برخی اطلاعیه ها یا مقالات فرقه علیه جداشدگان در آلبانی و کلا اروپا افتادم که می نویسند فلانی فلان جا با تاکسی رفت!! یا علامه حسینی را با ماشین از فرودگاه به هتل بردند!! یا جدا شدگان در رستورانی که سمینار داشتند نهار خوردند!! یا فلانی یعنی اینجانب با لابی ها و حامیان عرب فرقه در کافه های پاریس می نشینند صحبت می کنند و او تلاش می کند آنها را از حمایت از فرقۀ رجوی بازبدارد!!! (احتمالا به نظر مقاله نویسان فرقه باید به جای کافه در وسط خیابان بنشینیم صحبت کنیم). عجب دموکراسی این خانم مریم قجر تبلیغ می کند؟! هنوز به حاکمیت محال و موهومشان نرسیده اند به زبانی روشن می گویند که کسی جز ما حق صحبت با شخصیتها و افراد ندارد!!! و کسی که از ما حمایت کند دیگر نباید و حق ندارد با کسی جز خود ما صحبت کند!!! یعنی سرکوب و خفقان دهه ها حاکم بر مقرها و پایگاههای سازمان باید به افراد حامی حتی سابق خودشان هم تسری پیدا کرده و شامل حال آنها هم بشود!!!. عجب آلترناتیو یا جانشین دموکراتیکی که هنوز جایگزین نشده اجازۀ صحبت و فعالیت سیاسی تبلیغی به ضرر خودش را به کسی نمی دهد و هر گونه جاسوسی و تهدید و ارعاب و اتهام زنی و هرزه درایی را برای خودش مجاز می شمارد.

فرقۀ رجوی به اصطلاح اطلاعات مافوق سری!! را که در اطلاعیۀ شماره ۲ خود علیه فعالیتهای جدید علامه حسینی و اینجانب و جداشدگان از فرقه در اروپا درج کرده تماما و عینا از چت عربی من و علامه حسینی با هک کردن صفحۀ فیس بوکمان به دست آورده و مثل عادت همیشۀ سالیانش (از جمله مانند اطلاعات هسته ای ایران که اسرائیل با سیستم ماهواره ای خودش در اختیار فرقۀ رجوی می گذارد) ادعا می کند که این اطلاعات را از داخل ایران به دست آورده است!!! می بینید فرقه ای که عالم و آدم مخالف خودش از جمله جداشدگان و پناهندگان ایرانی مخالف این فرقه را همه جا به جاسوسی و قصد ترور و…!! متهم می کند کاری جز جاسوسی و ترور فکری و شخصیتی علیه آنان ندارد و به این جاسوسی هم علنا با بیان مثلا چگونگی جزئیات واضح هر موردی مانند مثلا تاکسی و غذا خوردن و شاید سرویس رفتن و…!! اعتراف کرده و اطلاعات ریز و دقیق!! خودش از افراد را به رخ خوانندگانش بکشد که با توهین به شعورشان فکر می کند می تواند آنها را فریب بدهد.

نمونۀ مضحکی دیگر از این کارهای مسخرۀ جاسوسی و تعقیب و مراقبتشان آن هم در جوامع آزاد اروپا اینکه چند روز پیش یکی از زنان عضو شورای رهبری سابق و مرکزی کنونی شان مرا در حال سوار شدن به قطار در پاریس دید فوری موبایلش را برداشته و از من عکس گرفت!!! احتمالا می خواست مدرک داشته باشد که من با قطار می روم نه با هواپیما یا نه با تاکسی!!!

علامه حسینی یک شخصیت بین المللی است که علاوه بر زبان ملی خود یعنی عربی که بیش از هفتاد کتاب به آن زبان نوشته و منتشر کرده است به زبانهای انگلیسی و فرانسه تسلط کامل داشته و کتابهای متعددی هم به این دو زبان نوشته و منتشر کرده است. وی از حق رفت و آمد آزاد به فرانسه و اتحادیۀ اروپا برخوردار است و هر وقت به فرانسه می آید با وزرای خارجه و کشور و دیگر مقامات فرانسوی و نهادها و سازمانهای مذهبی اسلامی در فرانسه دیدار و گفتگو می کند و بارها در پارلمان اروپا در بروکسل به دعوت خود این پارلمان حضور یافته و سخنرانی کرده است. تازه فرقۀ رجوی کشف کرده که می خواهد برود پارلمان اروپا سخنرانی کند یا می خواهد در پاریس دفتر باز کند!!! واقعا عجب اطلاعات دست اولی دارد این کمیسیون امنیت!!! شورای دست ساز رجوی؟!!

جالب است که در همینجا در ارتباط با همین موضوع به اطلاع هموطنان برسانم که از اول ورود علامه حسینی به پاریس در ماه ژوئیۀ گذشته برای شرکت در سمینار جداشدگان از فرقۀ رجوی در پاریس سردمداران فرقه در فرانسه به شدت به دست و پا افتادند که او را از این سفر و از حضور در برنامۀ جداشدگان بازبدارند و تا آخرین لحظه با تلفنهای متعدد احمد افشار (فرزاد) به او می خواستند او را از این سفر منصرف کنند ولی علامه حسینی که از یک سال پیش از این فرقه روی گردان شده بود از پاسخ به آنها خودداری کرده بود و در پاریس هم توسط نوچه های خودشان تحت نام جعلی و مسخرۀ «انجمن پناهندگان ایرانی مقیم پاریس» قصد تظاهرات در برابر هتل محل سمینار جداشدگان از این فرقه که همگی پناهندۀ اروپا از جمله فرانسه می باشند با حضور و سخنرانی علامۀ حسینی داشتند که پلیس فرانسه مانعشان شد و این سمینار با موفقیت برگزار گردید. تا اینکه در همان روز اعلام جدایی علامه حسینی از جرگۀ حامیان فرقه و انتشار آن مجبور شدند تمام رشته های سالیان خودشان در رابطه با این شخصیت عربی را یک شبه پنبه کنند و در حالیکه طی همۀ این سالیان به علت نفوذ او در کشورها و محافل عربی و اسلامی و حمایت او از این فرقه از او آنهمه حمایت مادی  معنوی می کردند حالا این نفوذ او را به تهمت «نفوذ دادن او به کشورها و محافل عربی و اسلامی توسط رژیم» آلوده می کنند و یک شبه ردۀ او را از «علامه» به «ملا» و «آخوند» تنزل می دهند؛ و این یعنی همه چیز و همه کس فقط در خدمت من خوب است و الا یکشبه بد و اخ می شود.

فقط می ماند که در پایان به این فرقه بگویم: «عرض خود می بری و زحمت ما می داری» و این کارهای هزار بار تجربه شده تان مثل همۀ سیاستهای ولی فقیه گور به گور شده تان رجوی خائن به ضد خودش تبدیل شده و بیش از پیش دست خود شما را رو کرده و ماهیت فرقه ای تروریستی و ارتجاعی خود شما را افشا و برملا می کند.

به همین خیال خام باش!

لینک به منبع

حمید تبریزی – از ایران

۱۷/۰۵/۱۳۹۶

آقای مهرداد هرسینی که بت پرست تمام عیاری بوده و امورش بدون پرستش مسعود واخیرا مریم رجوی نمیگذرد، درنوشته ای با نام ” ‌ دل قوی دار، سحر نزدیک است ” ، عنوان کرده است:

” جنبشی که از سوی خانم رجوی بر پایه حریت بشری، آزادی و دادخواهی بر سر خون شهدا و قربانیان و به محاکمه کشاندن آمران و عاملان تمامی ظلم ستم ساری و جاری در ایران برپا شد به چالشی ملی و میهنی کشید، اکنون به نهال نوپا والگوی زیبایی برای تمامی کشورهای تحت ستم دیکتاتورها تبدیل شده است “.

کسی که درکی ازآزادی وحریت ندارد ودستش تا مرفق به خون مردم کرد عراق ، مردم ایران و اعضای سازمان مستحل شده ی مجاهدین خلق آلوده است ، نمیتواند بانی جنبشی باشد که مهرداد هرسینی تصویری ازآن ارائه نموده است!

این قبیل جنبش ها توسط انسان نماهای این چنینی ،  دربهترین حالت ممکن است تنها حکم برپایی توفان درفنجانی را داشته باشد !

آخر چگونه مریم خانمی با سابقه ی معاونت در کشاندن سازمان مجاهدین خلق به عهد دقیانوس ودوران برده داری ، میتواند الگویی زیبا برای تمام کشورها هم باشد؟!

مریم خانم دربهترین حالت جوجه دیکتاتوری است که اربابان مربوطه هم حساب زیادی روی او باز نمی کنند وحداکثر اینکه بخواهند بعنوان یک مگس سمج با عمر کوتاه ، ازوجود نامبارکش سوء استفاده هایی برعلیه منافع ملی کشورمان بکنند!!

درادامه :

” … سنگ بنای این جنبش مردمی بر پایه همان شعار «می‌توان و باید» گذاشته شده، سنگ بنایی که همواره اصل را بر محور عنصر داخلی، مردم و جوهر و مضمون «کس نخارد» استوار کرده است. نخست باید به خالق تمامی این ارزش‌های انسانی که با صبر و بردباری خارق الوصفی، آجر به آجر و سنگ به سنگ این پایداری ملی را تا به امروز و با تمامی سختی‌ها، خیانت‌ها، جنایات و بند بسته‌ای استعاری و ارتجاعی به پیش برده است، یعنی به برادر مسعود تبریک گفت و سپس به مدیریت، صلابت و استواری خانم رجوی در پیشبرد این سیاست اصولی در سطح داخلی و بین‌المللی “.

جنبشی که بدرد رجوی ها بخورد ، دراین کشور وجود ندارد!

چرا که ممکن نیست که دراین کشور یک جنبش برده داری وکنیز پروری مورداستقبال کسی قرار گیرد که تخصص این زوج در آنست!

درجواب به قسمت اخیر این ادعاهای این مرید حقیر رجوی باید گفت که اگر لالائی بلدید ، خودتان چرا میخوابید؟!

اگر استقلال خوب است چرا رهبر عقیدتی ؟! تان ۴دهه ایست که به مسئولین کشور های دشمن ملت ایران چسبیده و تمامی مایحتاج خود را ازآنها تهیه میکند ؟!

آیا این ناخن های صدام ، اسرائیل ، عربستان و…ناخن خود شما هستند عینا ، که پشت تان را میخارند؟

خیلی پر روئی پسر!

هرسینی دروغپردازی های وقیحانه ی خود را اینگونه ادامه میدهد :

” کل رژیم را در خیمه‌شب‌بازی انتخابات به شکست کشانید، شعار نه شیاد نه جلاد را اجتماعی کرد و پرونده‌ این کشتار را که براثر سیاست مماشات دولت‌های غرب مسکوت مانده بود، در سطح بین‌المللی مطرح ساخت “.

وآیا ۴۲ میلیون نفر مردمی که رای دادند نیز ، شامل این قاعده ( شکست خوردن ) شدند؟!

وسرجمع اینکه این ” بین الملل ” ازتمامی وقایع ایران با اطلاع بودند و شما حقیقت تازه ای را کشف وبه استخضار آنها نرسیده اید تا اقدامی تازه بعمل آورند!

آنها دلشان بحال ما نسوخته که اگر اینطور بود ، جهان بهتری داشتیم!

ونیز :

” بر این سیاق و در راستای اصل قانونمند تقابل نیروها نیز «نان شب» برای ما ایرانیان و برای رسیدن به حاکمیت مردمی و دمکراسی همان موضوع ملی یعنی حقوق بشراست. .. “.

شکر که نان شب شما توسط اربابان تامین میشود ونان شب ما زمانی بطور وقفه ناپذیری تامین خواهد شد که دست به یک انقلاب صنعتی وخودکفا سازی بزنیم که راه این کار هم از شعارهای عجیب وغریب باند رجوی نمیگذرد!

بقیه ی مشکلات ما  بهمراه یا بعد ازتحقق این مهم – خود کفایی صنعتی وکشاورزی- حل شدنی است!

بعبارت دیگر ، ما برای تامین نان شب خود ، به چیزی که بایدتوجه نکنیم ، توصیه ها وسخنان دشمنان داخلی وخارجی مردم ایران است و جری ترین دشمن داخلی ایران ، سازمان مجاهدین رجوی است!!

حمید تبریزی

(پایاان)

***

مریم رجوی عکس جعلی هویت جعلی

چهارشنبه سوری مجاهدین خلق در داخل ایران سال ۲۰۱۵ (عکس جعلی، خبر جعلی، هویت جعلی)

جعل رجوی اتمی مزدور مجاهدین خلقرجوی عکس صندوق نسوز را بجای تاسیسات اتمی به امریکایی ها قالب کرد

جلال گنجه ای پسر کشته شده اش در عملیات مهران را بعنوان “اعدامی” در ایران قالب می کند

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29681

فرقۀ رجوی یاد هویت و ملیت ایرانی افتاده است!!ا

 قربانعلی حسین نژاد، پیوند رهایی، دوم ژوئن ۲۰۱۷:…  طبق اطلاعاتی که از طریق دوستان قدیممان در داخل تشکیلات رجوی در آلبانی به دستمان رسیده است فرقۀ رجوی قصد دارد در شوی سالانۀ اول ژوئیۀ امسال خود در سالن ویلپن پاریس با بهره‌گیری از تصاویر شخصیت‌هاو چهره ها و مفاخر ملی تاریخی ایران و ایرانی مانند فردوسی، ابوعلی سینا، رستم و سهراب و سیاوش و… نمایشنامه‌ای را به اصطلاح در خصوص “نبرد خیر و شر” البته در حقیقت با الهام از … 

مریم رجوی بزرگداشت قتل و ترور در فرانسه مریم رجوی، تفاوت خیمه شب بازی تکراری ویلپنت امسال با سال های قبل چیست؟ (سرنگونی؟!)

لینک به منبع

به اقتضای زمان و همرنگی با جماعت!!

فرقۀ رجوی یاد هویت و ملیت ایرانی افتاده است!!

قبل از برگزاری شو؛ فرقه تعداد شرکت کننده را «صدهزار پناهنده»!! اعلام کرده است!!

نوشتۀ قربانعلی حسین نژاد مترجم ارشد عربی سابق در بخش روابط خارجی سازمان مجاهدین

طبق اطلاعاتی که از طریق دوستان قدیممان در داخل تشکیلات رجوی در آلبانی به دستمان رسیده است فرقۀ رجوی قصد دارد در شوی سالانۀ اول ژوئیۀ امسال خود در سالن ویلپن پاریس با بهره‌گیری از تصاویر شخصیت‌هاو چهره ها و مفاخر ملی تاریخی ایران و ایرانی مانند فردوسی، ابوعلی سینا، رستم و سهراب و سیاوش و… نمایشنامه‌ای را به اصطلاح در خصوص “نبرد خیر و شر” البته در حقیقت با الهام از فرمایشات ارباب و صاحبخانۀ جدیدش ترامپ که به تازگی در عربستان دم از «نبرد خیر و شر» زد به اجرا دربیاورد.

باید پرسید چه شده که فرقۀ رجوی که سالیان خودش را یک سازمان ایدئولوژیک معتقد به اسلام و تشیع می داند و ایدئولوژی را پایه  و اساس تمام اندیشه ها و اعمال خود می شمارد و در تمام سالیانی که در تشکیلات آن بودیم در گوش ما خواندند که هر گونه اصالت دادن به ایران و ملیت و هویت ملی و هر گونه ناسیونالیسم و ملیت گرایی دوری از ایدئولوژی است چه شده که حالا اینگونه عاشق سمبلهای ملی ایرانی شده است؟!

بدیهی است که اینگونه اقدامات از یک سو به هدف اعمال مشغولیت و محدودیت و کنترل اذهان اعضاء که به دنبال خروج کامل آنها از عراق به شدت مسأله دار شده اند صورت می گیرد و از سوی دیگر دم جنباندنی دگرباره برای اربابان آمریکایی اش می باشد تا در زمانه ای که موج بیزاری از تروریسم و خشونت تحت نام مذهب و اسلام جهان را فراگرفته و جنایات وحشتناک تروریستی داعش در جهان به نام مذهب و اسلام جهانیان از جمله ایرانیان را از هرگونه فعالیت و مبارزۀ مذهبی و ایدئولوژیک متنفر کرده است ویژگی ایدئولوژیک و مذهبی خودش را تحت پوش ایرانیت و هویت و ملیت ایرانی که امروز شعار اکثر گروههای اپوزیسیون حتی مذهبی در داخل و خارج کشور شده کمرنگ جلوه بدهد. یادآوری می شود که طی چند ماه گذشته، برخی از اعضاء در جلسات و نشست‌های فرقه اظهار داشته‌اند که روند اقدامات و موضع‌گیری‌های سران  بسیار ضعیف‌تر از قبل شده به طوریکه مسائلی از قبیل شرکت کم ایرانیان و در عوض حضور تعداد زیادی از افغانی‌ها و اعراب در شوهای سالیانه‌ی گذشته، همچنین سیاست نزدیکی به عربستان سعودی و گروههای تروریستی مذهبی افراطی از قبیل داعش و سکوت در قبال جزایر سه‌گانه، و … موجب انتقاد و نارضایتی پنهانی اعضای تشکیلات و نیز هواداران خارج کشوری فرقۀ رجوی وحتی سایر گروههای اپوزیسیون از از این فرقه شده و موج جدایی از این فرقه را بویژه در آلبانی شدت بخشیده است.

به همین دلیل در یک جلسۀ داخلی کادرهای فرقۀ رجوی مقرر گردیده که برای حل این مسأله و کاهش انتقادات درون تشکیلاتی و نیز هواداران خارج کشوری و حتی برخی نیروهای اپوزیسیون، اقدام به اجرای طرح فوقدر مراسم امسال خود نمایند و الا فرقه ای که به رهبری رجوی همیشه متکی به بیگانه بوده و هم تاکتیکها و هم استراتژیهای آن همواره مبتنی بر کسب حمایت بدترین و جنایتکارترین رژیمهای خارجی و حتی امپریالیستهای دشمن خلقها و بدترین دشمنان ایران و ایرانی بوده است از جمله رژیم صدام حسین که در حال جنگ با ایران بود و به دست دادن با او و قرارگرفتن به عنوان بخشی از ارتش متجاوز او و حمله به خاک و مردم ایران دوش به دوش ارتش او افتخار می کرده و می کند و فرقه ای که در بزرگترین تجمعها و شوهایش حتی یک شخصیت سخنران ایرانی وجود ندارد و مدیحه سرایانش تماما بیگانگان سردمدار ستم و جنایت علیه خلقها و کشورها می باشند و حمایتهای مالی و سیاسی منطقه ای خود را تماما از مرتجعترین دشمنان ایران و ایرانی و در رأس آنها عربستان سعودی می گیرد و از جنایتکارترین تروریستهای جهان و منطقه یعنی داعش تحت نام «انقلابیون عراق» و «عشایر انقلابی» دفاع و حمایت می کند، به هیچوجه نمی تواند بطور واقعی و صادقانه دم از تاریخ و هویت ایرانی و سمبلها و چهره های ایرانی بزند.

از سوی دیگر فرقۀ رجوی در یک آگهی پولی خودش که به روزنامۀ انگلیسی دیلی تلگراف داده به صورت خنده داری به نقل از خود روزنامۀ تلگراف!! آورده که: «در پاریس روز اول ژوئیه شورای ملی مقاومت یک گردهمایی با ۱۰۰هزار پناهنده در خارج از کشور را برگزار خواهد کرد، این گردهمایی توسط گلچینی از شخصیتهای سیاسی از سراسر جهان، و به‌خصوص بسیاری از شخصیتهای ارشد از آمریکا نظیر جان بولتون و مدیرکل سابق اف بی‌آی و ژنرالهای ارتش آمریکا که در عراق خدمت کردند، را شامل می‌شود». عین متن را در لینگ زیر در یکی از حسابهای فیس بوکی خود فرقۀ رجوی بخوانید:

https://www.facebook.com/photo.php?fbid=748633942011410&set=a.267923900082419.1073741828.100005944338064&type=3&theater

بدینگونه دم خروس از زیر دامن مریم قجر بیرون زده که از همین حالا به فکر جمع آوری پناهندگان خارج کشور آن هم بدون طرح ملیت آنان زیرا ننوشته پناهندۀ ایرانی!! (عجب ادعای احترام به هویت و ملیت ایرانی؟؟!) می باشند آن هم با اعلام قبلی تعدادشان! که مشخص می کند بعد از برگزاری مانند همۀ سالهای گذشته اعلام خواهند کرد صد هزار نفر در این گردهمایی شرکت داشتند!! و از همین حالا تعداد دروغ را خودشان لو داده اند!! آن هم به قول و به اعتراف خودشان با شرکت فرماندهان جنایتکار آمریکایی که به عراق و عراقیان «خدمت»!! کرده اند!!…

(پایان)

***

رادیو فردا: سفر به پاریس، از جیب سازمان مجاهدین خلق؟

لوموند: شو مجاهدین خلق به سبک آمریکایی

مزدور پرویز خزایی مجاهدین خلق ارتش خصوصی صدام حسینگزارش پرویز خزائی و طرح یک پرسش: مخاطب اصلی “گزارش تا این تاریخ” چه کسی است؟ (+ آینده فرقه رجوی)

مریم رجوی علی صفوی تروریسماسرائیل، عربستان و منافقین بزرگترین بازندگان توافق ایران و قدرت های جهانی

رودی جولیانی مجاهدین خلق مریم رجوی تروریسمرادیو امریکا: مصائب رودی جولیانی برای کاندیداتوری تصدی وزارت خارجه دولت آینده آمریکا

رودی جولیانی مواجب بگیر سازمان مجاهدین خلق فرقه رجویرادیو فردا: ارتباط جولیانی با گروه‌های خارجی برای تصدی وزارت خارجه «مشکل‌ساز» است

*** 

  •  محمد تنگستانی، ایران وایر، چهاردهم سپتامبر ۲۰۱۷:… در طول کار و حضورم در سازمان مجاهدین خلق به عنوان عضو و مسئول یک ارگان بیرونی، نزدیک به شصت جلد کتاب ترجمه و تألیف داشته‌ام که در روی جلد هیچ‌کدام از آنها جرأت نکردام نه تنها اسم واقعی خودم، حتی اسم مستعار و سانسور شده‌ام را بنویسم! حتی الآن هم که بعد از سه دهه از آن تش

    end-of-mojahedin-khalq-in-iraq-bbc-8قربانعلی حسین نژاد، پیوند رهایی، پاریس، اول سپتامبر ۲۰۱۷:… عباس داوری گزارشهای جاسوسان و مزدوران عراقی سازمان در بغداد را در مورد زمان و مکان حملۀ احتمالی به آمریکاییها و محل و موقعیت و مشخصات افراد مقاومت عراق را به من می داد و من آنها را به فارسی ترجمه می کردم که بعد فهمیدم آنها را می دادند به

    Maryam_Rajavi_false_newsقربانعلی حسین نژاد (و حمید)، پیوند رهایی، دوازدهم اوت ۲۰۱۷:… فرقۀ تروریستی رجوی در اطلاعیۀ اخیرش با شمارۀ ۲ علیه علامه حسینی و اینجانب و دیگر جداشدگان فعال و افشاگر ماهیت این فرقه در ردیف سلسله مبارزات و مقاومت مشعشع «سازمان مجاهدین»!!! برای «حفظ امن

    Kalkan_Nejat_against MEK Rajavi cult_3انجمن نجات، مرکز تهران، بیست و سوم ژوئیه ۲۰۱۷:… همچنان که به این ترتیب در سال های گذشته نزدیک به ۱۰۰۰ نفر تحت نظارت صلیب سرخ جهانی به ایران بازگشته و توانسته اند بدون مشکل قضایی از امکان زندگی در ایران برخوردار شوند و بارها در رسانه ها شرح زندگی خود را بیان داشته اند.

     مسعود خدابنده، هافینگتون پست (هافپست)، چهارم ژوئن ۲۰۱۷:… این همایش، که با شرکت تعدادی از پارلمانترها، محققین و تحلیلگران همراه با نمایندگانی از خارج از  پارلمان از جمله مسئولین امنیتی اروپایی، برگزار شد توسط آنا گومزآنا گ از کشور پرتقال سازماندهی و توسط ماریتیه شاکه از هلند و میشل گاهلر از آلمان همراهی گردید. هر سه نفر سواب

     قربانعلی حسین نژاد، پیوند رهایی، دوم ژوئن ۲۰۱۷:…  طبق اطلاعاتی که از طریق دوستان قدیممان در داخل تشکیلات رجوی در آلبانی به دستمان رسیده است فرقۀ رجوی قصد دارد در شوی سالانۀ اول ژوئیۀ امسال خود در سالن ویلپن پاریس با بهره‌گیری از تصاویر شخصیت‌هاو چهره ها و مفاخر ملی تاریخی ایران و ایرانی مانند فردوسی، ابوعلی سینا، رس

     پیوند رهایی، هفتم می ۲۰۱۷:…  روز جمعه ۵ می ۲۰۱۷ تلویزیون مردم تی وی مستقر در ایالت ویرجینیای آمریکا صحبتهای آقای قربانعلی حسین نژاد مترجم ارشد سابق در بخش روابط خارجی سازمان مجاهدین خلق (فرقۀ رجوی) در موضوعات زیر: – نگاهی به ترفندها و زدوبندهای غیرقانونی فرقۀ رجوی در آلبانی برای جلوگیری از موج ریزش نیرویی و جدا شدن افراد. – اطلاعی

    EUP_Mojahedin_Khalq_Maryam_Rajavi_Cult_MEK_MKO_NCRI1نه به تروریسم و فرقه ها، بروکسل، بلژیک، بیست و نهم آوریل ۲۰۱۷:…  روزهای چهار شنبه و پنجشنبه ۲۷و ۲۶ آوریل کنفرانس پولشویی و فرارهای مالیاتی مبتنی بر گزارشات اسناد پاناما یکی از کنفرانسهای بسیار مهم کل اروپا در بروکسل برگزار شده بود. هیئتی با شرکت آقای

    پیوند رهایی، چهاردهم آوریل ۲۰۱۷:…گفتگوی اختصاصی اقای عیسی آزاده از فرماندهان سابق سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی) با آقای قربانعلی حسین نژاد مترجم ارشد عربی سابق رجوی در بخش روابط خارجی سازمان در مورد عوارض شکست استراتژیکی فرقۀ رجوی با خروج از عراق و انتقال به آلبانی و اروپا از جمله موج جدایی و 

     پیوند رهایی، ششم آوریل ۲۰۱۷:… میزگرد دوم گروهی از جداشدگان مجاهدین در فرانسه – فروردین ۹۶٫ تلاشهای فرقۀ رجوی برای جلوگیری از موج ریزش و جدایی در آلبانی و سفر چند ماهۀ مریم رجوی از فرانسه به آلبانی و تلاشهایش برای سرگرم کردن افراد با جشنها و شعر و شعارهای تکراری سی و اند ساله. شرکت کنندگان:  قربانعلی حسین نژاد … 

    Mojahedin khalq Rajavi cult lobbyقربانعلی حسین نژاد، پیوند رهایی، دوم آوریل ۲۰۱۷:… پشت کردن فرقۀ رجوی به حامیان و مزدوران عراقی و عربی اش به دنبال خروج کاملش از عراق!! حذف مزدوران و حامیان و لابیهای عرب و عراقی توسط فرقۀ رجوی به دنبال خروج کاملش از عراق نشان دهندۀ اوج ماکیاولیسم و منفعت طلبی ا

    پیوند رهایی، پاریس، بیست و نهم مارس ۲۰۱۷:…  موضوعات مورد بحث: تبریکات و پیامهای نوروزی. شوی سالانۀ مریم قجر در حومۀ پاریس.  انتقال کامل فرقۀ رجوی و اسرای آن از عراق به آلبانی. اعلام «فاز تهاجم سیاسی» برای لاپوشانی شکست استراتژی فرقه. شوهای جدید مریم قجر در آلبانی برای جلوگیری از موج ریزش ن

    Dënohet muxhahedini iranian, vodhi konserva në një market në Babrruقربانعلی حسین نژاد، پیوند رهایی، بیست و هشتم فوریه ۲۰۱۷:… ایرانیان باید از رهبران این فرقه و اول هم مریم رجوی بازخواست کنند: شما که برای پنج دقیقه سخنرانی یک مقام آمریکایی در جشنهایتان ۵۰ هزار دلار به او پول می دهید (طبق گزارش اخیر آسوشیتدپرس) برای افراد ا