پیام آماده باش مسعود رجوی و بحران بهمن

پیام آماده باش مسعود رجوی و بحران بهمن

Death_of_massoud_rajavi_MEKابراهیم خدابنده، انجمن نجات، مرکز تهران، هفتم نوامبر ۲۰۱۸:…  پیامی از جانب رهبر ممنوع التصویر، ممنوع الصدا و مجهول المکان مجاهدین خلق که هنوز مرده یا زنده بودنش تعیین تکلیف نشده، خطاب به ارتش آزادی بخش ملی در رسانه های فرقه رجوی قرائت گردید که صرفاً مصرف مقطعی و داخلی دارد و هیچ ربطی به استراتژی مجاهدین خلق ندارد، چرا که مجاهدین خلق بعد از سقوط صدام … 

مرگ مسعود رجوی توسط پرنس ترکی الفیصل عربستان اعلام شدمرگ مسعود رجوی

لینک به منبع

پیام آماده باش مسعود رجوی و بحران بهمن

توسط انجمن نجات مرکز تهران در ۱۵ آبان ۱۳۹۷

پیامی از جانب رهبر ممنوع التصویر، ممنوع الصدا و مجهول المکان مجاهدین خلق که هنوز مرده یا زنده بودنش تعیین تکلیف نشده، خطاب به ارتش آزادی بخش ملی در رسانه های فرقه رجوی قرائت گردید که صرفاً مصرف مقطعی و داخلی دارد و هیچ ربطی به استراتژی مجاهدین خلق ندارد، چرا که مجاهدین خلق بعد از سقوط صدام حسین و متلاشی شدن ارتش آزادی بخش ملی، هیچ استراتژی به غیر از این که آمریکا ایران را اشغال کند و به آن ها تحویل دهد ندارند.

بدون این که بخواهم وارد محتوای این پیام شوم – چرا که هیچ مطلب جدیدی نداشت و همان شعارها و وعده های سالیان تکرار شده بود – لازم به ذکر است که هر زمان اوضاع داخلی مجاهدین خلق به هم می خورد و اعتراضات بالا می گیرد، به نحوی که مریم رجوی از پس آن برنیاید، فوراً یک پیام از جانب مسعود رجوی قرائت می گردد که در آن وعده سرنگونی داده می شود و به این شکل تلاش می گردد تا اوضاع قدری آرام تر شود.

واقعیت موجود در داخل مناسبات مجاهدین خلق در مدت اخیر اینست که وعده سرنگونی رژیم در ۲۲ بهمن امسال، که هیچ چشم اندازی برای تحقق آن وجود ندارد، به یک بحران جدی و خرد کننده داخلی تبدیل شده است. طی این مدت مریم رجوی خیلی تلاش نمود تا با وعده و وعید بر این بحران فائق بیاید که هیچ اثری نداشته است.

تناقض موجود در داخل مناسبات به این شکل است که از یک طرف این وعده داده شده که رژیم تا قبل از ۲۲ بهمن ۹۷ سرنگون خواهد شد، و حتی رجوی در پیام قبلی خود اشاره کرد که کسانی که می خواهند جدا شوند تا آن زمان صبر کنند و اگر رژیم سرنگون نشد هر جا که می خواهند بروند، اما از طرف دیگر در برابر پرسش اعضا پاسخ داده می شود که کسی نمی تواند برای سرنگونی زمان تعیین کند و حتی اخیراً تقصیر عدم تحقق این وعده را هم به گردن خود اعضا انداخته اند. ۲۲ بهمن نزدیک است و این که رژیم از جایش تکان نخورد، قطعاً بازتاب شکننده و مخربی در درون تشکیلات فرقه رجوی خواهد داشت.

طبق معمول این سال ها چاره کار به این صورت دیده شده که در یک پیام سراسر شعاری و هیجانی، بحث “آماده باش دوران سرنگونی” را مطرح نمایند که دقیقاً یک عقب نشینی کامل از وعده بهمن است. بی مناسبت نیست که این پیام در روز آغاز دور جدید تحریم های آمریکا – که مجاهدین خلق تنها گروه اپوزیسیون است که از تحریم ملت ایران حمایت می کند – قرائت گردید. استراتژی مجاهدین خلق بعد از سقوط صدام حسین، تنها بر تضاد غرب با جمهوری اسلامی استوار بود و تاکنون هم در این شکاف به حیات خود ادامه داده است.

جان بولتون، که بعداً مشاور امنیت ملی دولت دونالد ترامپ در آمریکا شد، در گردهمایی قبلی مجاهدین خلق در پاریس اعلام کرد که “انقلاب اسلامی نباید به جشن چهل سالگی اش برسد”. به دنبال این بیان، مسعود رجوی که همیشه برای فرصت طلبی عجله دارد بلافاصله وعده داد که رژیم در ۲۲ بهمن سال ۹۷، یعنی قبل از جشن چهل سالگی انقلاب اسلامی، سرنگون خواهد شد. اکنون این وعده ی صریح، به آماده باش برای ورود به دوران سرنگونی تخفیف یافته است. به خاطر داریم که در سالیان گذشته، مسعود رجوی بارها مجاهدین خلق را وارد دوران سرنگونی و چنین آماده باش هایی کرده است که بدون شک از حافظه ی اعضا پاک نشده و نخواهد شد.

ابراهیم خدابنده

***

مرگ مسعود رجوی
The death of Massoud Rajavi
https://youtu.be/CBJ3XiaQwT4

مسئول واقعی حمله به لیبرتی کیست؟

https://youtu.be/26Mps-OQLTU

Former MEK members petition the UNHCR in AlbaniaOpen Letter to Prime Minister Edi Rama – Secure the lives of all current and former MEK members

Mossad To Use MEK Maryam Rajavi For Fatal False Flag Op In AlbaniaMossad To Use Mercenary MEK For Fatal False Flag Op In Albania

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33955

زهرا مریخی: باید به خودمان شک کنیم (+ ملاقاتهای مریم رجوی در هتل اینترنشنال تیرانا و مرگ یکی دیگر از اعضای فرقه مجاهدین)ا 

mojahedin_khalq_zahra_merikhi_terrorism_Albania_2ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، سی و یکم اکتبر ۲۰۱۸:… در حالی که حاضران از شنیدن سخنان زهرا مریخی با خنده ای تمسخر آمیز به یکدیگر نگاه می کردند؛ یکی از خانم های حاضر در جلسه پرسیده است: “یعنی اگر ما در صحنه، لحظات جیم (نمونه های مربوط به موارد جنسی) خود را نگوییم رژیم سرنگون نمی شود؟ آیا می توانید رابطه این موضوع با سرنگونی را توضیح دهید؟” مسئول نشست در … 

انتخاب مسئول اول در سازمان مجاهدین خلق ایران فرقه رجوینمایش “مسئول اول” در سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی)!ا

از میان خاطرات نجات یافتگان (آنجا یاد گرفتم که چگونه گلادیاتور وار برای حفظ خود دیگران را لگدمال کنم)

لینک به منبع

زهرا مریخی: باید به خودمان شک کنیم 

توسط انجمن نجات مرکز تهران آخرین بروزرسانی ۹ آبان ۱۳۹۷

خبرهای رسیده از جانب دوستان جداشده از فرقه رجوی در آلبانی حاکی از این است که زهرا مریخی، مسئول اول سازمان مجاهدین خلق، نشستی در سطح اعضای شورای رهبری سازمان در آلبانی داشته و در آن نشست اظهار نموده است:

“اگر به تعهد ۲۲ بهمن نرسیم (منظور وعده سرنگونی نظام جمهوری اسلامی در ۲۲ بهمن ۹۷ از جانب جان بولتون و مسعود رجوی است که تعهد اجرای آن از اعضا گرفته شده است) باید به خودمان شک کنیم نه به خط سازمان، باید به انقلاب خودمان شک کنیم، باید به عدم پایبندی به غسل (بیان آشکار موارد جنسی) در صحنه شک کنیم.”

در حالی که حاضران از شنیدن سخنان زهرا مریخی با خنده ای تمسخر آمیز به یکدیگر نگاه می کردند؛ یکی از خانم های حاضر در جلسه پرسیده است:

“یعنی اگر ما در صحنه، لحظات جیم (نمونه های مربوط به موارد جنسی) خود را نگوییم رژیم سرنگون نمی شود؟ آیا می توانید رابطه این موضوع با سرنگونی را توضیح دهید؟”

مسئول نشست در پاسخ گفته است:

“رهبری دورنمایی را می بیند که ما نمی بینیم و باید اعتماد کنیم. شک به خط سازمان بی ایمانی به انقلاب و به خواهر مریم است.”

خیلی جالب است. ابتدا جان بولتون مشاور امنیت ملی آمریکا، در نشست سال گذشته فرقه رجوی در پاریس، اعلام می کند که رژیم ایران نباید چهلمین سال تأسیس خود را جشن بگیرد و بعد مسعود رجوی برای خوش رقصی در مقابل امپریالیسم در پیامی وعده می دهد که رژیم تا ۲۲ بهمن سال جاری سرنگون خواهد شد. ازهمین حالا معلوم است اگر این پیش بینی عملی نشود اعضای گرفتار در فرقه باید پاسخگوی عدم تحقق وعده های مشتی نادان باشند.

منطق فرقه ای در سازمان مجاهدین خلق، یا بهتر است گفته شود بی منطقی مطلق، آنقدر از حد گذشته که حتی مسئولین رده بالای سازمان را هم به تمسخر و سؤال وا می دارد چه برسد به سایر اعضای گرفتار در فرقه رجوی.

واقعاً چگونه می شود “بیان علنی موارد جنسی در جمع” را به امری مانند سرنگونی نظام ربط داد و به آن مشروط کرد؟ آیا غیر از اینست که فقط در دستگاه مغزشویی فرقه ای پذیرش چنین چیزی ممکن است؟ این گونه مطالب صرفاً در فرقه های مخرب کنترل ذهن که سازمان مجاهدین خلق از نمونه های فوق العاده بارز و آشکار آنست دیده و شنیده می شود.

مریم رجوی در هتل اینترنشنال تیرانا:

همچنین خبر دیگری حاکی است که مریم رجوی تاکنون دو بار در سال جاری در هتل اینترنشال تیرانا و هر بار به مدت یک تا دو ساعت با برخی مسئولین آلبانی ملاقات داشته که هر بار تدارکات امنیتی فوق العاده ای چیده شده و این امر موجب ابراز نارضایتی پلیس و مسئولین امنیتی تیرانا گردیده است.

مسئولین آلبانی نسبت به حضور و اقدامات فرقه رجوی در آلبانی و خصوصاً برخورد آنان با جداشدگان نگران هستند، مریم رجوی تلاش می نماید نظر مسئولین آلبانی را جلب نماید. گفته می شود در این رابطه بین برخی مسئولین سیاسی و مقامات امنیتی آلبانی اختلاف نظر وجود دارد. به نظر می رسد در آینده باید شاهد هرچه محدودتر شدن تحرکات این فرقه در آلبانی بود.

فوت یکی دیگر از اعضای فرقه رجوی در آلبانی:

خبردار شدم که “عبدالله جعفرزاده مجاوری” فرزند نوروز در مقر مجاهدین خلق در تیرانا فوت نموده است. برای متوفی مغفرت و برای خانواده وی صبر جمیل و تسلای خاطر آرزو دارم. واقعیت امر اینست که میزان مرگ و میر در مقر مجاهدین خلق در تیرانا بیش از حد نرمال است. قطعاً فشارهای روانی که از جانب فرقه بر افراد برای ممانعت از جدا شدن آنان وارد می گردد در این رابطه بی تأثیر نیست.

فرقه رجوی در آلبانی برای این که افراد ناراضی جدا نشوند آنان را تحت شدیدترین فشارهای جسمی و روحی قرار می دهد تا قدرت تفکر، تمرکز و اراده آزاد را از آنان بگیرد و همین امر سلامت افراد را به شدت به خطر می اندازد و متأسفانه سازمان های به ظاهر مدافع حقوق بشر که تعاریف خاص خودشان را از حقوق انسان دارند در این رابطه سکوت کرده و چشمان خود را بسته اند.

ابراهیم خدابنده

*** 

زهرا مریخی در آلبانیزهرا مریخی قبل از فرار از عراق مسئول اول سازمان تروریستی مجاهدین خلق و  تحت الامر سیستم اطلاعاتی نظامی صدام حسین بود

علی اکرامی انجمن نجات مرکز خوزستاناگر انقلاب نکنید امسال هم از سرنگونی خبری نخواهد بود

Albanian_Police_No_Match_For_MEK_Rajavi_Cult_ Saddam_MukhabaratAlbanian Police No Match For MEK Commanders Trained By Saddam’s Mukhabarat

MEK_MKO_Mojahedin_Khalq_Maryam_Rajavi_facility_AlbaniaA Tiny Group on a Compound in Albania are Being Groomed to Destabilize Iran

سعدالله سیفیسعدالله سیفی در دامان پرمهر خانواده

MEK_troll_factory_in_Albania_modern_slavesSecret MEK troll factory in Albania uses modern slaves (aka Mojahedin Khalq, MKO, NCRI ,Rajavi cult)

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33626

از صلح و عشق تا قتل در خونسردی کامل نگاهی به فرقه مانسون 

Manson_Film_Logo_Rajavi_Cult_MEKابراهیم خدابنده، انجمن نجات، بیست و هفتم سپتامبر ۲۰۱۸:… مستند دو ساعته ‘Inside The Manson Cult: The Lost Tapes’ “درون فرقه مانسون: نوارهای گمشده” که در سال جاری میلادی به صورت استفاده از فیلم های مستند همراه با بازسازی برخی صحنه ها توسط بازیگران بر مبنای حقایق اتفاق افتاده تهیه شده، پرده از جنایات هولناکی بر می دارد که در درون یک فرقه مخرب … 

ابراهیم خدابنده مشهد مجاهدین خلق فرقه رجوی تروریسم خیانت وطن فروشیMothers, the forgotten victims of ISIS and the MEK (Rajavi cult)

لینک به منبع

از صلح و عشق تا قتل در خونسردی کامل

نگاهی به “فرقه مانسون”

توسط ابراهیم خدابنده در ۵ مهر ۱۳۹۷

مستند دو ساعته ‘Inside The Manson Cult: The Lost Tapes’ “درون فرقه مانسون: نوارهای گمشده” که در سال جاری میلادی به صورت استفاده از فیلم های مستند همراه با بازسازی برخی صحنه ها توسط بازیگران بر مبنای حقایق اتفاق افتاده تهیه شده، پرده از جنایات هولناکی بر می دارد که در درون یک فرقه مخرب کنترل ذهن که ظاهری آرام داشت به وقوع پیوسته است. این فیلم با استفاده از حدود ۱۰۰ ساعت فیلم های تهیه شده در این خصوص تولید گردیده است.

فرقه مانسون فرقه رجوی مجاهدین خلق

این مستند به زندگی رهبر فرقه Charles Manson “چارلز مانسون” که در سن ۸۳ سالگی مرد، فردی که ابتدا فوق العاده موجه می نمود و اعتماد بسیاری را جلب کرده بود، پرداخته و به درون Spahn’s Ranch “مزرعه اسپان” جایی که مانسون و پیروانش در آن در ایزولاسیون کامل زندگی می کردند می رود.

فرقه مانسون فرقه رجوی مجاهدین خلق

در این فیلم مصاحبه هایی با اعضای سابق این فرقه که حالا سن و سالی از آن ها گذشته نیز به نمایش در می آید که بعضاً برای اولین بار بعد از سالیان پرده از برخی حقایق که تاکنون در خصوص آن ها سکوت کرده بودند بر می دارند.

مانسون به شدت ادعای دفاع از حقوق زنان داشت و خود را پدر تمامی دختران می دانست. او می گفت که: “هر دختری باید پدری مانند چارلز داشته باشد، یعنی کسی که قدر گوهری به نام دختر را بداند، کسی که به زنان اجازه دهد آزاد باشند و هر کاری که بخواهند انجام دهند”.

اما در این فیلم به خوبی نشان داده می شود که چگونه مانسون از تمامی دختران و زنان سوء استفاده می کرد و به اسم رهایی آنان را استثمار می نمود و چگونه این رهبر ظاهرا آزادی خواه و صلح طلب دست به مخوف ترین جنایات و قتل ها و شکنجه ها و تجاوزها زده بود.

فرقه مانسون فرقه رجوی مجاهدین خلق

همچنین در این فیلم اطاعت کورکورانه و اعتماد بی دلیل هواداران نشان داده می شود که تعجب همگان را برمی انگیزد که چگونه این افراد قدرت تفکر منطقی را از دست داده و به روبات تبدیل گشته اند. برخی بعد از سالیان هنوز نفهمیده اند که چه مکانیزمی بر روی آنان عمل کرده است.

پنجاه سال قبل چارلز مانسون یک گروه از جوانان آرمان گرا و صادق و البته بی تجربه را در یک کمون در جنوب کالیفرنیا جمع کرد. مانسون یک موسیقی دان دارای نفوذ کلام بود که صرفاً از صلح و عشق سخن می گفت و افراد ناآگاه را به خود جذب می نمود و افراد مستعد را به درون حلقه خصوصی خود وارد می کرد. هیچ کس تصور نمی کرد که این فرد آرام با آن هنر لطیف موسیقی که داشت یکی از جانی ترین انسان های تاریخ آمریکا باشد.

این مستند در روز ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۸، یعنی ۱۰ ماه بعد از مرگ مانسون، از شبکه تلویزیونی Fox فوکس (این شبکه با Fox News “فوکس نیوز” متفاوت است) پخش گردید. قتل منتقدان و مخالفان از جمله خبرنگارانی که به دنبال تحقیق در خصوص این فرقه بودند در پرونده مانسون ثبت گردیده است.

مشخصاً یک فیلمساز جوان به طور ویژه اجازه فیلم برداری از درون فرقه را یافت که بلافاصله به طرز مشکوکی درگذشت و فیلم ها و عکس ها و مصاحبه های بسیاری از وی به جا ماند. این نوارهای گمشده ۴۰ سال بعد یعنی در سال ۲۰۱۶ یافت گردیده و در مستند فعلی به کار گرفته شد.

چارلز مانسون در ۱۲ نوامبر ۱۹۳۴ متولد شد و در ۱۹ نوامبر ۲۰۱۷ در زندان ایالتی Corcoran “کوکوران” مرد. نام اصلی او Charles Milles Maddox “چارلز میلز مادوکس” بود. او به عنوان یک رهبر فرقه ای و مخوف ترین جنایتکار آمریکا شناخته می شود. او فرقه “خانواده مانسون” را پایه ریزی کرد و افرادی را در مکانی با عنوان “خانه مانسون” گرد هم آورد.
در ژوئیه و اوت ۱۹۶۹ هواداران مانسون ۹ قتل در ۴ مکان را مرتکب شدند. در سال ۱۹۷۱ او به اتهام قتل و توطئه به قتل ۷ نفر محکوم شد که همگی آنان از اعضای خود فرقه بودند که به دستور وی کشته شده بودند. او بعداً به قتل دو نفر دیگر هم محکوم شد.

بعداً معلوم شد که وی جنایتکار با سابقه و دارای سوابق کیفری بوده که نام خود را تغییر داده است. او پدر خود را نمی شناخت و مادرش اغلب در زندان بود که چارلز هم از نوجوانی زندان را تجربه می نمود. این که او چگونه اعتماد بسیاری را جلب کرده بود به طوری که چشم بسته فرامین او، حتی ارتکاب به قتل، را اجرا می کردند هنوز مورد بحث است. او اکنون سمبل فریب، تجاوز، قتل، شکنجه و انواع جرم و جنایت در آمریکا شناخته می شود.

مانسون ابتدا به اعدام محکوم شد اما حکم او بعداً با یک درجه تخفیف به دلیل مخالف های آن زمان در کالیفرنیا با مجازات اعدام که به برداشتن این نوع مجازات در آن ایالت در سال ۱۹۷۲ منجر گردید به حبس ابد تقلیل یافت.

فرقه مانسون فرقه رجوی مجاهدین خلق

تماشای این فیلم برای کسانی که تجربه ای با فرقه مخرب کنترل ذهن رجوی دارند بلافاصله مسعود رجوی و فرقه اش را در ذهن تداعی می کند. راستی چگونه این شیاد زمان توانست اعتماد عده ای جوانان صادق و فداکار را جلب نماید و آنان را از یک عده جوانان پرشور ضد امپریالیست و استقلال طلب به مزدورانی برای دشمنان ایران و ایرانی و جنگ طلبان آمریکایی بدل نماید؟

*** 

همچنین
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24219

مروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۱۰) – قسمت پایانی 

 ابراهیم خدابنده، ایران اینترلینک، شانزدهم مارس ۲۰۱۶:… ما حق داریم رهبر یا گروه خود را امتحان کنیم و قبل از اعتماد به دنبال شاهد و دلیل باشیم. یک گروه سالم همیشه بردبار است و به تصمیم اعضای خود، حتی اگر خواهان جدائی باشند، احترام میگذارد. اگر یک رهبر یا گروه در برابر نظرات داده شده عصبانی میشود یا از اینکه اطلاعاتی خواسته شده به خشم می آید باید نسبت به پیوستن به آن تجدید نظر کرد. هوشیار باشیم … 

ابراهیم خدابنده دسامبر 2014ترجمه کتاب فرقه ها درمیان ما
(مهندس ابراهیم خدابنده، انتشارات دانشگاه اصفهان)

http://iran-interlink.org

لینک به قسمت اول
لینک به قسمت دوم
لینک به قسمت سوم
لینک به قسمت چهارم

لینک به قسمت پنجم
لینک به قسمت ششم
لینک به قسمت هفتم
لینک به قسمت هشتم
لینک به قسمت نهم

مروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۱۰) – قسمت پایانی

در قسمت های قبل از این سلسله مطالب، به فرقه های خطرناک زیر اشاره کردیم که هر کدام به نوبه خود با روش های اغلب مشابه، هر کدام به بهانه ای، به کنترل ذهن مخرب فرقه ای پرداخته و پیروان خود را استثمار نموده اند.

معبد خلق به رهبری جیم جونز

داودیه به رهبری دیوید کورش

آخر الزمان به رهبری مایکل تراوسر

فرزندان خدا (خانواده) به رهبری دیوید برگ

مزرعه به رهبری استفن گاسکین

منبع خانواده به رهبری پدر ید

کو کلاکس کلان

ساینتولوژی

هاره کریشنا

کلیسای متحده (مونی ها)

فرزندان خدا

خانواده منسون

دروازه بهشت

معبد خورشید

مؤسسه کارگران به رهبری رفیق بالا  

فرقه اوم شینریکیو به رهبری شوکو آساهارا  

این فرقه ها با استفاده از تکنیک های مانیپولاسیون ذهن یا همان مغزشوئی افراد مستعد و آسیب پذیر را جذب و حفظ می نمایند و آنان را وادار میکنند تا مغایر با میل خود دست به کارهائی بزنند که در شرایط عادی تن به انجام آنها نمیدهند.

فرقه های مخرب کنترل ذهن نوعی برده داری نوین را براه انداخته اند و به مغزشوئی مبادرت می ورزند به همین دلیل این پدیده به تهدید اصلی هزاره سوم و بدترین نوع آسیب اجتماعی معروف گردیده است. فرقه ها بنیاد خانواده و در نتیجه جامعه را تخریب میکنند و مخرب ترین پدیده در عصر حاضر به شمار میروند.

در خلال این سلسله مقالات مدام سؤال میشد که چه زمانی به فرقه مجاهدین خلق به رهبری مسعود رجوی و داستان پادگان اشرف پرداخته خواهد شد که البته از ابتدا هم قصد بر ورود به این موضوع نبود چرا که هدف یک بررسی کلی و نتیجه گیری کلی است و قطعا هر کس میتواند هر گروه یا سازمان دیگری را با این جمعبندی بسنجد و نتیجه گیری نماید.

در زیر جمعبندی که برخی دانشمندان در خصوص فرقه های مخرب کنترل ذهن، که نمونه های متعدد آنها طی این سلسله مقالات از نظرتان گذشت، انجام داده اند آورده میشود. نتیجه گیری نهائی البته به عهده خود خوانندگان است. پیشنهاد میشود که خصوصا جداشدگان فرقه رجوی و خانواده های اعضای این فرقه بیشتر در این خصوص مطالعه نموده و به جمعبندی مستقل برسند.

در خصوص تمامی این گروه ها و مشخصا رهبران آن ها ۱۰ نشانه خطرناک مشاهده میشود که به صورت زیر است:

۱٫     خودکامگی مطلق بدون حساب پس دادن به کسی یا جائی

۲٫     نداشتن تحمل سؤال و انتقاد از جانب اعضا

۳٫     نداشتن وضعیت درآمد و بودجه مشخص، و ارائه ندادن بیلان دخل و خرج به اعضا

۴٫     ایجاد ترس غیر منطقی نسبت به دنیای خارج از فرقه، مانند شیطانی دانستن دنیای خارج یا مثلا دخالت دادن نقش اف بی آی در همه امور  

۵٫     هیچ دلیل منطقی برای ترک گروه نمی تواند وجود داشته باشد، اعضای سابق همیشه کاری شیطانی کرده یا به مثلا اف بی آی وابسته بوده اند.

۶٫     اعضای سابق اغلب همیشه افرادی خبیث و حریص و فاسد معرفی میشوند.

۷٫     مدارکی دال بر نقض حقوق انسانی در درون فرقه توسط اعضای سابق ارائه شده است.

۸٫     پیروان همیشه بر این باور نگاه داشته میشوند که خطاکار و گناه کار هستند.

۹٫     رهبر گروه هرگز اشتباه نمیکند و همیشه حق با اوست.

۱۰٫   رهبر گروه به طور خاص قابلیتی دارد که حقایق را میداند و هیچ کس دیگری چنین قابلیتی ندارد و او بهتر از همه می فهمد.

همچنین ۱۰ نشانه خطر در خصوص افرادی که درگیر یک فرقه خطرناک میشوند وجود دارد که به شرح زیر است:

۱٫     اعتماد و باور مطلق نسبت به رهبر و گروه که هر اقدامی پیشاپیش درست تلقی میشود.

۲٫     فرعی تلقی شدن اعتقادات مذهبی، ملی و اجتماعی در برابر وابستگی روحی و عاطفی نسبت به رهبر و اینکه رهبر عملا به جای خدا می نشیند و همان تنظیم رابطه با وی صورت می پذیرد.

۳٫     هرگونه سؤال یا انتقاد از رهبر خطا تلقی شده و تقبیح میگردد. 

۴٫     هر گونه نحوه صحبت کردن یا تفکر و رفتار شخصی کنار گذاشته میشود. حریم شخصی کاملا از دست میرود.

۵٫     وابستگی مطلق نسبت به گروه و رهبر برای حل هر مشکلی و گرفتن هر تصمیمی صورت میگیرد.

۶٫     دوروئی و استانداردهای دوگانه درون و بیرون فرقه برای فرد تئوریزه میشود. فریب بیرونی ها توجیه پذیر است.

۷٫     حس های عادی جامعه از جمله عواطف خانوادگی و میهنی از بین میرود. عشق در هر صورت آن مگر به سوی رهبر حرام است.

۸٫     ایزوله شدن از خانواده و دوستان قدیمی مگر اینکه مورد توجه فرقه باشند صورت میگیرد.

۹٫     هر کاری که گروه و رهبر انجام بدهد، هر چقدر هم غیر اخلاقی یا غیر منطقی باشد، مشروع دانسته میشود. 

۱۰٫    اعضای سابق افرادی پست و حقیر و شیطانی تلقی میشوند که قابل اعتماد نیستند و با دشمن، مثلا اف بی آی، همکاری میکنند .

اما در مقابل گروه های فرقه ای گروه های سالم و مشروع و مردمی هم هستند که ۱۰ نشانه شناخت آنان به این ترتیب است:

۱٫     یک گروه غیر مخرب همیشه به سؤالات پاسخ داده و خود را مشتاقانه در معرض قضاوت دیگران قرار میدهد.

۲٫     اطلاعاتی مانند امور مالی و بودجه و هزینه ها از اعضا مخفی نگاه داشته نمیشود. گروه های سالم همیشه بیش از آنچه که می خواهید اطلاعات در اختیارتان قرار میدهند.

۳٫     رهبر یک گروه سالم دموکراتیک عمل کرده و جمعی تصمیم گیری میکند و حسابرسی و انتقاد را مورد تشویق قرار میدهد

۴٫     ممکن است رهبر یک گروه سالم اعضای سابق را مورد سرزنش و انتقاد قرار دهد ولی هرگز ارتباط با آنان را ممنوع نمیکند.

۵٫     یک گروه سالم هرگز نسبت به اعضای سابق رفتار خصمانه ندارد و علیه آنها پرونده سازی نمیکند و جوسازی و ناسزاگوئی پیش نمی گیرد.

۶٫     یک گروه سالم روابط خانوادگی را نه تنها مجاز دانسته بلکه مورد تشویق قرار میدهد و هرگز مانع دیدار با دوستان و آشنایان نمیشود.

۷٫     یک گروه سالم به حدود و حریم شخصی هر فرد احترام میگذارد.

۸٫     انتقاد در گروه هائی که مخرب نیستند تشویق میشود و به عقاید و نظرات افراد احترام گذاشته میشود.

۹٫     رهبر یک گروه غیر مخرب به اشتباهات خود اعتراف میکند و به نصایح دیگران گوش میدهد.

۱۰٫   رهبر یک گروه سالم خود را تنها منبع دانش و خیر نمی داند و تلاش میکند تا از دیگران نیز بیاموزد و تبادل نظرات را مهم میداند.

ساده نباشیم، قدرت تشخیص خود را بالا ببریم، سنجیده و حساب شده اعتماد کنیم.  

ما میتوانیم خود را در برابر رهبران و گروه های ناسالم محافظت کنیم. ما حق داریم رهبر یا گروه خود را امتحان کنیم و قبل از اعتماد به دنبال شاهد و دلیل باشیم. یک گروه سالم همیشه بردبار است و به تصمیم اعضای خود، حتی اگر خواهان جدائی باشند، احترام میگذارد. اگر یک رهبر یا گروه در برابر نظرات داده شده عصبانی میشود یا از اینکه اطلاعاتی خواسته شده به خشم می آید باید نسبت به پیوستن به آن تجدید نظر کرد.

هوشیار باشیم.  

ابراهیم خدابنده – اسفند ۹۴

***

جیم جونز، همسر و فرزند خوانده هایشمروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۱)

دیوید کورش در مقابل کلیسایشمروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۲)

مروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۳)

مجاهدین خلق فرقه رجوی فرقه هامروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۴)

مروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن ابراهیم خدابندهمروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۵)

مروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۶)

ابراهیم خدابنده: مروری مختصر بر فرقه های مخرب - مجاهدین خلق فرقه رجوی مروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۷)

ابراهیم خدابنده: مروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (8)مروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۸)

ابراهیم خدابنده فرقه رجوی مجاهدین خلقمروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۹)

داستان کمپ اشرف مجاهدین خلق قربانیان اربابانی بی شمار تقدیم به خانواده های تمامی قربانیان فرقه رجوی

ابراهیم خدابنده مشهد مرگ فرقه رجوی مجاهدین خلق شورای ملی مقاومت ایرانخدابنده در نشست رویش فرهنگ: امروز گروهک تروریستی منافقین، سازمانی ورشکسته است

کالکان اینترپل انجمن نجات علیه تروریسم مجاهدین خلق فرقه رجویNejat Society representatives in Interpol’s Project Kalkan meeting

ابراهیم خدابندهEbrahim Khodabandeh: Daesh, MKO (Mojahedin Khalq, Rajavi cult) fed by the same source

ابراهیم خدابنده جشنواره فجرEbrahim Khodabandeh gave an speech about the films talked about the internal situation of the MEK as a terrorist cult

همچنین:

http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20673

تاریخچه ۵۰ ساله سازمان مجاهدین خلق

ابراهیم خدابنده 2014ابراهیم خدابنده، ایران اینترلینک، سوم سپتامبر ۲۰۱۵:… سایت “مجاهدین” متعلق به فرقه رجوی مطلبی با عنوان “مهمترین وقایع تاریخ ۵۰ ساله سازمان مجاهدین خلق” نوشته که در لینک زیر قابل دسترسی می باشد.  سازمان مجاهدین خلق در این واقعه نگاری، بنا بر مصلحت روز، عمدا خیلی از موارد را از قلم انداخته، یا کاملا وارونه جلوه داده، یا به شعر و شعارهای کلی بسنده کرده است. از جمله موارد کتمان حقایق یا قلب …

کمپ بدنان اشرف تعطیل شدابراهیم خدابنده: جریان مسئله داری در فرقه رجوی – قسمت هشتم

محمد حنیف نژادآیا کسی هنوز به رجوی چشم امید بسته است؟

http://iran-interlink.org

تاریخچه ۵۰ ساله سازمان مجاهدین خلق

ابراهیم خدابنده – شهریور ۱۳۹۴

سایت “مجاهدین” متعلق به فرقه رجوی مطلبی با عنوان “مهمترین وقایع تاریخ ۵۰ ساله سازمان مجاهدین خلق” نوشته که در لینک زیر قابل دسترسی می باشد.

http://www.mojahedin.org/pages/timeline-pmoi.aspx

سازمان مجاهدین خلق در این واقعه نگاری، بنا بر مصلحت روز، عمدا خیلی از موارد را از قلم انداخته، یا کاملا وارونه جلوه داده، یا به شعر و شعارهای کلی بسنده کرده است.

از جمله موارد کتمان حقایق یا قلب آنها عبارتند از:

– در توضیح ضربه اول شهریور ۱۳۵۰، هیچ اشاره ای به استراتژی مبارزه مسلحانه با رژیم شاه و طراحی ترور در جریان جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی نشده است.

– در خصوص “احمد رضائی”، سازمان همیشه از او به عنوان اولین شهید عملیات انتحاری یاد میکرد که این توصیف از قلم انداخته شده و هیچ اشاره ای به نحوه کشته شدن او نگردیده است.

– در خصوص اعدام نشدن مسعود رجوی به تلاش های بین المللی برادرش کاظم اشاره شده، حال آنکه کاظم رجوی خود سفیر شاه و همکار ساواک بود و در ضمن اسناد ساواک دال بر همکاری مسعود رجوی در بازجوئی و زندان نیز موجود است.

– جالب است که به کشته شدن رضا رضائی و فاطمه امینی و سایرین اشاره میشود اما سخنی از تعلیم دیدن در اردوگاه های فلسطین و ترور و مبارزه مسلحانه و هواپیماربائی برفراز خلیج و بردن هواپیما به عراق و دیگر جریانات از این دست به میان نیامده است.

– ترور مستشاران و بازرگانان آمریکائی و دشمن اصلی تلقی کردن امپریالیسم جهانی به سرکردگی امپریالیسم آمریکا و سرود های “نبرد با آمریکا” و “سر کوچه کمینه” هم گویا فراموش شده است.

– انقلاب ۵۷ حاصل تلاش و مجاهدت سازمان مجاهدین خلق و هوادارانش نشان داده شده که رهبری آن در شرایط عدم حضور مسعود رجوی در صحنه و زندانی بودن وی ربوده شد.

– ماجرای “محمدرضا سعادتی” کاملا فراموش شده است. آیا جاسوسی برای شوروی سابق درست بعد از پیروزی انقلاب جزو تاریخچه سازمان نیست؟

– حمایت از گروگان گیری دیپلمات های آمریکائی در تهران و خواستار محاکمه آنان شدن و همچنین هدیه دادن سلاح به یاسر عرفات و تأکید بر مقاومت مسلحانه مقابل اسرائیل و مطالبی از این دست هم گویا فراموش شده یا از قلم افتاده است. بیاد داریم که جمهوری اسلامی همیشه از جانب سازمان متهم به مماشات با امپریالیسم و صهیونیسم بود.

– تهاجم رژیم بعث عراق در شهریور ۱۳۵۹ و واکنش ها و موضعگیری های سازمان مجاهدین خلق در برابر دشمن متجاوز به خاک میهن، از جمله در پیام نوروزی سال ۶۰ مسعود رجوی که ایران را آغازگر جنگ دانسته و عملا از شرکت در دفاع علیه تجاوز خارجی به بهانه “سنگرهای مستقل” طفره رفته بود، عمدا از صفحه تاریخ سازمان پاک شده است.

– در خصوص شورای ملی مقاومت، نام ابوالحسن بنی صدر و حزب دموکرات کردستان و سایر جداشدگان پاک شده و جالب است که از این ارگان، که جمعا چیزی به غیر از سازمان مجاهدین خلق و هوادارانش از آن نمانده، به عنوان “پایدارترین ائتلاف سیاسی ایران” یاد شده است. کدام شخصیت یا جریان سیاسی دارای کمترین زاویه با مجاهدین خلق در شورای ملی مقاومت باقی مانده است؟

– به ۱۹ بهمن ۶۰ و ۱۲ اردیبهشت ۶۱ و غیره پرداخته شده اما کوچکترین اشاره ای به ۷ تیر و ۸ شهریور و ترورهای آن سالیان که همیشه جزو افتخارات سازمان بود و به آنها می بالید نگردیده است.

– در خصوص انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین خلق چرا صرفا به شعر و شعار بسنده شده و کوچکترین اشاره ای به اصل ماجرا که جدا شدن مریم قجر عضدانلو از مهدی ابریشم چی و ازدواج او با مسعود رجوی که بعدها به الگوئی برای تمامی زنان شورای رهبری سازمان تبدیل گردید نشده است.

– به عزیمت به جوار خاک میهن، که نام مستعار کشور عراق است، و تأسیس ارتش آزادیبخش ملی اشاره گردیده اما هیچ نامی از صدام حسین برده نشده و یادی از خدمات او که رجوی همیشه مصرانه خواستار ملاقات و عکس گرفتن با وی بود نگردیده است.

– جای عکس های ملاقات های رجوی و صدام در این واقعه نگاری خالی است. به ۱۲۰ ساعت نوارهای ملاقات های مسعود رجوی و مسئولین سازمان مجاهدین خلق با مسئولین سرویس های امنیتی عراق در دوران صدام حسین و پول هائی که گرفته شد هم اشاره ای نشده است.

– به عملیات مروارید پرداخته شده که سازمان همیشه آنرا به دروغ جنگ علیه سپاه پاسداران ایران معرفی مینمود. بعدها مشخص شد که این عملیات با همدستی نیروهای صدام حسین علیه قیام کردها در شمال عراق بوده است. جا داشت به قتل عام مردم بی دفاع کردستان در شمال و شیعیان در جنوب عراق در مشارکت با نیروهای صدام حسین که اسناد و مدارک و شاهدان عینی آن همگی موجود و حاضر هستند هم اشاره ای میشد.

– از سال ۱۳۷۰ تا سال ۱۳۸۰، یعنی به مدت یک دهه تنها رژه رفتن و انتخاب رئیس جمهور و مسئول های اول در کارنامه مجاهدین خلق آورده شده است. از اشغال خشونت آمیز سفارت های ایران در کشورهای مختلف به صورت هماهنگ و همزمان که به اقدامات خود جوش هواداران نسبت داده شد و مأموریت سه ساله ناموفق مریم رجوی در پاریس و همچنین طرح هائی مانند راهگشائی و خمپاره زنی در داخل ایران که منجر به کشته شدن جمعی از شهروندان و همچنین نیروهای مجاهدین خلق و دستگیری و اسارت آنها شد هم کوچکترین اشاره ای نشده است.

– جا دارد در این برهه از موج دستگیری و شکنجه اعضای مظنون به همکاری با وزارت اطلاعات ایران هم سخنی به میان می آمد که شاهدان عینی آن هم اکنون در ایران و اروپا فراوانند. کسانی که به امید پیوستن به یک نیروی انقلابی به سازمان پیوستند اما سر از سلول های انفرادی و شکنجه گاه های همان نیرو در آوردند.

– همچنین جا داشت یادی از مرضیه که سازمان نهایت سوء استفاده را از او در این سالها کرد میشد و اینکه زمانی که از کرده خود پشیمان بود و لب به اعتراض گشود وی را محبوس نگاه داشتند تا در غربت و بی کسی مرد.

– آوردن عنوان “اولین افشاگری مجاهدین خلق در باره پروژه مخفیانه هسته ای رژیم” در سال ۱۳۸۱ هم بعد از همه این قضایای اخیر و بسته شدن پرونده “بحران ساختگی” اسرائیل و جنگ طلبان آمریکا علیه ایران جای بحث دارد. حذف نشدن این خیانت آشکار ملی از واقعه نگاری سازمان نشان میدهد که این گزارش بیشتر برای مخاطبان خاص تهیه شده است.

– عنوان “کودتای ننگین ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳″ که به دستگیری مریم رجوی و حدود ۱۲۰ نفر دیگر در مقر وی در پاریس به اتهام پول شوئی و طراحی ترور مخالفان اطلاق شده است واقعا جای تعمق دارد. کودتای دولت فرانسه در خاک خودش علیه یک گروه تروریستی ناقض قانون هم از آن حرف هاست.

– اشاره ای هم به خودسوزی های بعد از این واقعه شده است که نمایش تروریستی یک فرقه مخرب کنترل ذهن است. عنوان شده که ۱۶ نفر در کشورهای مختلف اروپائی (مصطفی محمدی در کانادا عمدا از قلم افتاده است) به صورت کاملا همزمان اما خودجوش و بدون اطلاع سازمان دست به خودسوزی زدند. درست مانند ادعای علی صفوی در مصاحبه با بی بی سی است که همه اعضای سازمان ناگهان همزمان و بدون هیچگونه هماهنگی تصمیم به طلاق از همسران خود گرفتند.

– یکی از مواردی که جا دارد در تاریخچه مجاهدین خلق به آن پرداخته شود تحصن چند ساله خانواده های دردمند و رنج کشیده مجاهدین خلق در کنار حصارهای پادگان اشرف است که صرفا خواهان دیدار کوتاهی با فرزندان خود بودند که در این واقعه نگاری با عنوان “جنگ روانی وزارت اطلاعات آخوندی” از آن گذشته است.

– مواردی مانند عوض شدن نوری مالکی نخست وزیر عراق یا پایان خدمت کوبلر نماینده دبیر کل ملل متحد در این کشور معلوم نیست به چنین دلیل “پیروزی بزرگ مقاومت ایران” تلقی شده اند. به دنبال سریال شکست ها و در بن بست کامل بودن، البته هم باید به چنین مواردی به عنوان پیروزی متوسل شد.

– افرادی هم که در اشرف و لیبرتی کشته یا فوت کرده اند هم همه بر تقصیرات رجوی اضافه میکند و هیچ جای افتخار ندارد که سازمان به آنها مباحات میکند. رجوی باید پاسخ تک تک خون های ریخته شده را که به سادگی قابل اجتناب بود بدهد. راستی آنهمه اصرار برای حفظ پادگان اشرف و اینهمه اصرار برای ماندن در عراق و به کشتن دادن هر چه بیشتر افراد به چه منظوری است و چه استراتژی تعقیب میشود؟

– در تاریخچه سازمان از سال ۱۳۸۰ به بعد هم عمدتا از بیانیه های مختلف با امضاهای جعلی و باز هم انتخابهای مسئول اول و کشمکش های حقوقی و مشغول شدن با لیست های تروریستی و درگیری ها در عراق و باز هم به کشتن دادن افراد بیشتر بخاطر لجبازی های رجوی و غیره سخن به میان می آید.

– چرا انتخاب مسئول اول در سازمان مجاهدین خلق که هیچ جائی ندارد و در یک مراسم فرمایشی با تنها یک کاندیدا و با رأی صد در صدی انجام میشود اینقدر در واقعه نگاری سازمان مهم و برجسته است اما بسیاری از نقاط عطف و استراتژیک و خصوصا وضعیت اسفبار کنونی سازمان از قلم افتاده اند؟

– آخرین مطلب این واقعه نگاری مربوط به گردهمائی ۲۳ خرداد امسال با شرکت تعدادی از بازنشستگان جنگ طلب امپریالیستی و صهیونیستی است که دگردیسی کامل فرقه رجوی را از یک سازمان انقلابی ضد سرمایه داری به یک فرقه عمله امپریالیسم نشان میدهد. رجوی از ماجرای محمد رضا سعادتی تا امروز همچنان به دنبال “حمایت یک ابر قدرت” برای به حاکمیت رسیدن در ایران است.

موارد بسیار زیاد دیگری هم هست که آشکارا دروغ گفته شده، یا حقایق تحریف گردیده، یا مسکوت مانده اند که اغلب از آن اطلاع دارند و اگر بخواهم وارد جزئیات شوم این مقاله به یک کتاب قطور تبدیل خواهد شد. یاد آن حکایت معروف الجزایری افتادم که روزی پسری که از بدنامی و بی آبرو بودن پدرش رنج می برد از وی خواست تا در میان مردم دعوی شرافت کند. پدر پاسخ داد که باید اول صبر کند تا کسانی که وی را میشناسند سر بر زمین بگذارند و بعد دست به چنین کاری بزند. البته مسعود رجوی آنقدر عجول و در عین حال وقیح است که فرصت نمیدهد کسانی که تمامی تاریخچه سازمان را خود از نزدیک شاهد بوده و تجربه کرده اند از میان بروند و بعد دست به چنین تحریفاتی بزند.

در زیر مروری بسیار مختصر و کوتاه بر تاریخچه ۵۰ ساله سازمان، که من ۲۳ سال از این سالیان را عضو تمام وقت این سازمان بودم، می نمایم.

از تأسیس سازمان در سال ۴۴ تا انقلاب ۵۷

سازمان مجاهدین خلق در ۱۵ شهریور ۱۳۴۴ توسط محمد حنیف نژاد بنیانگذاری شد. قیام مردم ایران در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ علیه دیکتاتوری محمدرضا پهلوی، محمد حنیف نژاد از اعضای نهضت آزادی را بر آن داشت تا دست به تشکیل یک سازمان انقلابی برای مبارزه به قول خودش علمی با شاه بزند. او معتقد بود که شرایط انقلاب به لحاظ عینی فراهم شده اما شرایط ذهنی هنوز آماده نگردیده است. “محمد آقا” به گفته خودش سازمان مجاهدین خلق را با کادرهای حرفه ای برای بدست گرفتن رهبری انقلاب جهت سرنگون کردن شاه تأسیس نمود.

در آن زمان سه گرایش عمده علیه شاه وجود داشت که عبارت از مذهبیون، ملیون، و مارکسیست ها بودند که هر کدام توسط شخصیت ها و احزاب مختلف آن زمان نمایندگی میشدند. حنیف نژاد با ترکیب و التقاط تفکرات این سه گرایش، یعنی اسلام، ملی گرائی، و سوسیالیسم، ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق را برای جذب حداکثر افراد ممکن در زیر یک چتر تدوین کرد و البته توانست نظر مساعد بسیاری از هر سه جریان را به خود جلب نماید.

تشکیل سازمان مجاهدین خلق همزمان با تشکیل سازمان چریک های فدائی خلق با ایدئولوژی مارکسیستی بود که درست مانند مجاهدین خلق معتقد به مبارزه مسلحانه چریک شهری به سبک سازمان های چپ آمریکای لاتین بوده و سازمان خود را بر اساس موازین حزبی ولادیمیر لنین رهبر انقلاب روسیه و اصول تشکیلاتی مائو تسه تونگ رهبر انقلاب چین تشکیل داده بودند.

سازمان مجاهدین خلق ظاهرا با نگرش ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستی و همچنین با نفی استثمار و سرمایه داری پا به عرصه مبارزه با شاه گذاشت و اعلام نمود که تضاد اصلی به لحاظ محتوائی و اجتماعی بین کار و سرمایه، و به لحاظ سیاسی و بین المللی بین امپریالیسم جهانی به سرکردگی امپریالیسم آمریکا و خلق های محروم می باشد. این سازمان آن زمان افراد خود را برای گرفتن تعلیمات نظامی و چریکی به اردوگاه های مقاومت فلسطین فرستاد.

ابتدا چریک های فدائی خلق وارد مبارزه مسلحانه با شاه شده و در ۱۹ بهمن ۱۳۴۹ به پاسگاه ژاندارمری سیاهکل در حوالی لاهیجان حمله مسلحانه نمودند. سازمان مجاهدین خلق همانطور که در تاریخچه خود آورده است برای اینکه در این امر عقب نماند به صورت زودرس و قبل از کسب آمادگی های لازم وارد مبارزه مسلحانه شد که در ۱ شهریور سال ۵۰ ضربه خورد و تقریبا تمامی کادرهای سازمان، از جمله مسعود رجوی، قبل از اینکه بتوانند وارد هرگونه عمل مسلحانه شوند دستگیر شدند. سازمان برنامه ریزی کرده بود تا در جریان جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی که قرار بود در مهرماه ۱۳۵۰ با تعداد کثیری از مهمانان خارجی به اجرا درآید ترور، خرابکاری و آدم ربائی نماید.

در ۱۱ بهمن ۱۳۵۰ احمد رضائی که اولین شهید مجاهدین خلق لقب گرفت در یک عملیات انتحاری خود و تعدادی از مأموران پلیس شاه را کشت. در ۳۱ فروردین ۱۳۵۱ اولین دسته از مرکزیت سازمان توسط شاه اعدام گردید. در ۴ خرداد همان سال بنیانگذاران سازمان اعدام شدند. بسیاری دیگر از دستگیر شدگان نیز به اعدام و حبس های طویل المدت محکوم گردیدند. مسعود رجوی که به اعدام محکوم شده بود، به یمن تلاش برادرش کاظم رجوی که سفیر شاه بود و با ساواک نیز همکاری داشت و همچنین تعاملات خود مسعود در زندان با ساواک، تنها عضو مرکزیت بود که اعدام نشد و حکم او به حبس ابد تقلیل یافت.

در این سالها یک سلسله اقدامات خرابکارانه و سوء قصد نسبت به مستشاران و بازرگانان آمریکائی و همچنین اشخاص و اماکن دولتی و نظامی در ایران توسط تیم های عملیاتی مجاهدین خلق صورت گرفت که متعاقبا به کشته شدن یا دستگیری و اعدام اعضای مجاهدین خلق نیز منجر گردید.

در سال ۱۳۵۴ مرکزیت آنزمان سازمان مجاهدین خلق، بعد از زمینه چینی های لازم، اعلام تغییر ایدئولوژی نمود و مارکسیسم را به جای اسلام برگزید. کسانی که با این امر مخالفت کرده و در برابر آن ایستادند کنار گذاشته شدند یا حتی به قتل رسیده یا به ساواک معرفی گردیدند. مجید شریف واقفی از جمله قربانیان این جریان بود.

ارزیابی کسانی که دست به تغییر ایدئولوژی زدند این بود که اسلام دیگر دینامیزم لازم برای ادامه مبارزه را ندارد و ایدئولوژی علمی و عملی عصر حاضر مارکسیسم است. این ارزیابی در نگاهی سطحی و فرصت طلبانه منطقی به نظر میرسید. به قول رئیس جمهور وقت آمریکا بیش از نیمی از جهان کمونیست بودند و تمامی انقلابات و جنبش های مطرح جهان هم با گرایشات مارکسیستی شکل گرفته بود.

تفاوت جدی سازمان مجاهدین خلق با سایر جریانات مذهبی و اسلامی در این بود که این سازمان بر خلاف آنان، مبارزه را بعد از پذیرش اسلام و به عنوان یک تکلیف شرعی نپذیرفته بود. بلکه ابتدا مبارزه مسلحانه برای سرنگونی شاه و تشکیل یک سازمان نظامی رهبری کننده انقلاب را انتخاب کرده و آنگاه به اسلام تمسک جسته بود.

ارزیابی مرکزیت آن زمان سازمان کاملا غلط از آب در آمد و سازمان مجاهدین خلق بسیاری از حمایت ها و امکانات خود را با تغییر ایدئولوژی از دست داد. این موضوع موجب شد تا مسعود رجوی که ابتدا سکوت کرده بود در زندان یک بیانیه ۱۲ ماده ای صادر نماید و تصمیم مرکزیت بیرون از زندان را نفی کرده و آنرا کودتای اپورتونیسم چپ نما بنامد. او اعلام نمود که مبارزه سازمان مجاهدین خلق با شاه همچنان مبتنی بر ایدئولوژی اسلام است.

از انقلاب ۵۷ تا شروع قیام مسلحانه در سال ۶۰

انقلاب اسلامی مردم ایران در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ موجب آزاد شدن تمامی کادرهای سازمان از زندان شد. رجوی آنطور که بعدها میگفت به قول خودش از انقلاب زودرس خوشنود نبود چرا که بر اساس استراتژی سازمان مجاهدین خلق، انقلاب ضد سلطنتی می بایست به رهبری این سازمان صورت می گرفت که چنین چیزی آن زمان در تصور هم نمی گنجید.

مسعود رجوی بعدها در تحلیل های خود مکررا عنوان نمود که “رهبری انقلاب ضد سلطنتی ربوده شد”. یعنی او به وضوح خود را مستحق رهبری این انقلاب میدید. مریم رجوی هم بارها در نشست های مختلف تکرار کرد که وظیفه مبرم او و اعضای سازمان اینست که رهبری انقلاب را به صاحب اصلی اش یعنی مسعود باز گردانند.

اولین اقدام مجاهدین خلق پس از پیروزی انقلاب ارتباط با سفارت شوروی سابق در تهران بود. قصد رجوی از همان ابتدا کسب حاکمیت ایران به هر قیمت بود و همانطور که سالها بعد در نشست های موسوم به “حوض” در عراق عنوان نمود برای این امر نیاز به حمایت یک ابرقدرت داشت.

در ۶ اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۸، یعنی کمتر از سه ماه بعد از انقلاب اسلامی ایران، محمدرضا سعادتی از اعضای ارشد سازمان مجاهدین خلق هنگام اجرای قرار ملاقات با مأمور شوروی سابق در تهران دستگیر شد. جالب توجه است که دقیقا در همان روز سران سازمان از جمله مسعود رجوی و موسی خیابانی با آیت الله خمینی دیدار داشتند.

مسعود رجوی موسی خیابانی آیت الله خمینی

(مسعود رجوی و موسی خیابانی در دیدار با آیت الله خمینی)

سازمان مجاهدین خلق با استفاده از فضای باز سیاسی بوجود آمده اقدام به تبلیغات و جذب نیرو نمود و در آذرماه ۵۸ به بهانه مقابله نظامی مردمی با تعرض آمریکا که مدام خطر آنرا گوشزد میکرد، میلیشیای مجاهد خلق را با سازمان کار نظامی تشکیل داد.

رجوی از همان ابتدای آزاد شدن از زندان به گفته خودش در تدارک مبارزه مسلحانه علیه جمهوری اسلامی نوپا بود. او حتی بعدها میگفت زمانی که سایر گروه ها به فکر تأسیس حزب و تشکیل کنگره بودند او در صدد جمع آوری سلاح و سازماندهی نظامی و تشکیل میلیشیا برای روز موعود جنگ مسلحانه بود. در همین راستا سازمان اقدام به گماردن نفوذی هائی در حساس ترین نهادهای کشور از جمله دفتر حزب جمهوری اسلامی، دفتر ریاست جمهوری، دادستانی کل کشور و غیره نمود.

قبل از تجاوز عراق به خاک ایران در شهریور ۱۳۵۹، مسعود رجوی به صورت مخفیانه سفری به فرانسه داشت و در آنجا با واسطه گری فرانسه برای اولین بار با رژیم بعث عراق ارتباط برقرار نمود. گفته ها حاکی است که قرار بر این شد که صدام حسین جنگ را شروع نماید و مجاهدین خلق هم از داخل عمل کرده و نظام را ساقط نمایند. موضعگیری ها و اقدامات بعدی مجاهدین خلق مؤید این گفته هاست.

نخستین جدائی عمده و اساسی از سازمان مجاهدین خلق بعد از انقلاب اسلامی، در سال ۱۳۵۹ اتفاق افتاد که سه تن از اعضای قدیمی سازمان به نام های رضا رئیسی (رئیس طوسی)، حمید نوحی، و حسین رفیعی طی اطلاعیه ای به تاریخ ۱۱ تیرماه رسما و علنا از این فرقه جدا شده و سپس بعد از واکنش های غیراصولی سازمان، دلایل خود را در کتابی با عنوان “روند جدائی” اعلام نمودند.

برخورد سازمان مجاهدین خلق با جداشدن این سه عضو قدیمی تشکیلات همان بود که بعدها در قبال هرجداشده ای پیش گرفته شد. سازمان اولا به دروغ عضویت آنها در سازمان مجاهدین خلق را منکر شد و آنرا تکذیب نمود و ثانیا آنان را آماج انواع اتهامات و توهین ها و تحقیرها قرار داد و تلاش کرد تا آنها را به شیوه های روانی سرکوب و ساکت نماید.

در ۳۱ شهریور سال ۱۳۵۹ رژیم بعث عراق تهاجم گسترده هوائی و زمینی خود علیه ایران را آغاز کرد و جنگ ۸ ساله ای را به ایران تحمیل نمود. متعاقب درگیر شدن تمامی نیروهای نظامی و انتظامی و امنیتی کشور در جنگ، تقابلات مجاهدین خلق با نظام نوپای جمهوری اسلامی هم شدت گرفت و ابوالحسن بنی صدر در مقام رئیس جمهور که فرماندهی کل قوا را هم بر عهده داشت به جای صرف همه انرژی خود در دفاع از میهن با آنها همراه شد. قوای بعثی که از حمایت بی دریغ غرب نیز برخوردار بود شهرهائی از میهن را در اشغال خود در آورده بود.

مسعود رجوی در پیام نوروز سال ۶۰ خود اولا ایران را آغازگر جنگ معرفی نمود و ثانیا اعلام کرد از آنجا با نیروهای نظامی ایران مرزبندی دارد در صفوف و سنگر های مستقل به دفاع از میهن خواهد پرداخت که عملا عدم شرکت خود در جنگ را اعلام نمود. همین بیانیه به خودی خود در هر کشوری میتواند به عنوان یک سند خیانت تلقی شده و مورد پیگرد قرار گیرد.

قیام مسلحانه سال ۶۰ تا عزیمت به عراق در سال ۱۳۶۵

عصر روز شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ هواداران و وابستگان سازمان مجاهدین خلق حرکتی خشونت آمیز را در تهران انجام دادند. هواداران سازمان با تمام قدرت خود به خیابان ها ریختند. سازمان مجاهدین خلق این روز را آغاز مبارزه مسلحانه علیه جمهوری اسلامی و به اصطلاح پایان فاز سیاسی و ورود به فاز نظامی نامید. این واقعه منجر به کشته شدن و دستگیری و اعدام جمع زیادی از شرکت کنندگان در این تظاهرات در سایه جنگ خارجی شد.

انفجاری بسیار قوی در دفتر حزب جمهوری اسلامی توسط نفوذی سازمان محمدرضا کلاهی، در تاریخ ۷ تیر ۶۰ رخ داد که به کشته شدن آیت الله بهشتی رئیس قوه قضائیه و جمعی از دولتمردان و همچنین افراد عادی منجر گردید.

در ۳۰ تیر همان سال تأسیس شورای ملی مقاومت توسط بنی صدر به عنوان رئیس جمهور شورا و مسعود رجوی به عنوان مسئول شورا اعلام گردید که تعدادی از سازمان ها و شخصیت های سیاسی به عضویت آن در آمدند که در حال حاضر تقریبا کسی از آن عده اولیه باقی نمانده است.

مسعود رجوی در ۷ مرداد سال ۶۰ همراه با رئیس جمهور ابوالحسن بنی صدر با یک فروند جنگنده نیروی هوائی ایران تحت هدایت بهزاد معزی خلبان سابق شاه به پاریس گریخت و درخواست پناهندگی سیاسی نمود که بلافاصله مورد قبول قرار گرفت.

مسعود رجوی ابوالحسن بنی صدر پاریس

(رجوی، بنی صدر و معزی بلافاصله بعد از فرار به پاریس)

در دفتر ریاست جمهوری نیز در ۸ شهریور همان سال بمبی توسط نفوذی مجاهدین خلق مسعود کشمیری منفجر شد که به کشته شدن رئیس جمهور رجائی و نخست وزیر باهنر انجامید. متعاقبا ترور های سریالی در تهران و دیگر شهرها از جمله عملیات انتحاری متعدد در شهرهای مختلف ایران صورت گرفت که در این رابطه جمع بسیاری کشته شدند. متقابلا اعدام اعضا و هواداران مجاهدین خلق نیز در سایه دفاع در برابر تجاوز خارجی ادامه داشت.

خط “زدن سرانگشتان رژیم” به شکل ایجاد تیم های ترور به عنوان استراتژی جدید در دستور کار قرار گرفت که مردم عادی کوچه و خیابان را به بهانه داشتن ریش یا نصب عکس آیت الله خمینی در محل کار خود مورد سوء قصد قرار دادند. طبق آمار جمع آوری شده از انتشارات سازمان مجاهدین خلق، حدود ۱۲ هزار نفر به تأیید خود سازمان طی این سالها توسط تیم های ترور کشته شدند.

یکی از اعضای تیم های ترور آنزمان که در سالهای اخیر با وی دیدار داشتم میگفت: “ما خودمان در لحظه هم پلیس، هم بازجو، هم بازپرس، هم دادستان، هم وکیل مدافع، هم قاضی، و هم مسئول اجرای حکم بودیم. قرار بود ظرف چند دقیقه همه این کارها را به سرعت انجام دهیم”.

استراتژی سازمان ابتدا “زدن رأس نظام و ساقط کردن حکومت و جایگزینی آن با شورای ملی مقاومت” بود. وقتی این استراتژی به نتیجه نرسید، استراتژی “زدن سرانگشتان رژیم” که مستقیما از پاریس هدایت میشد در دستور کار قرار گرفت.

در ۴ فروردین ۶۲ ابوالحسن بنی صدر از شورای ملی مقاومت جدا شد. ظاهرا بنی صدر از همکاری سازمان مجاهدین خلق با رژیم بعث عراق و خصوصا دیدار مسعود رجوی با طاق عزیز در پاریس در ۱۹ دی ۶۱ خرسند نبود و آنرا خیانت به عالی ترین مصالح ملت میدانست. بنی صدر بعدا اذعان نمود که در ایران فریب مسعود رجوی را خورد. متعاقبا مسعود رجوی که به دلایل سیاسی با فیروزه بنی صدر ازدواج کرده بود او را طلاق داد.

در اواخر اسفند ۱۳۶۳ مریم رجوی به عنوان همردیف مسئول اول سازمان معرفی شد. همان موقع اعلام گردید که مریم از شوهر خود مهدی ابریشم چی جدا شده و قرار است به عقد مسعود رجوی در آید. این موضوع به عنوان انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین خلق مطرح شد و رهبری عقیدتی سازمان با اختیارات مطلق معرفی گردید.

در ۳۰ خرداد ۶۴ مسعود با مریم ازدواج کرد و این ازدواج را فداکاری بزرگی برای پیشبرد انقلاب مردم ایران دانست. سازمان همچنان مدعی است که از برکات این انقلاب سود می برد که البته در دستگاه فرقه ای حرف نادرستی نیست و رجوی به برکات متدهای کنترل ذهن فرقه ایست که تاکنون افرادی را در تشکیلات خود حفظ کرده است.

مسعود رجوی مریم رجوی (ابریشمچی) ازدواج ایدئولوژیک

(مراسم ازدواج مسعود و مریم در پاریس)

واقعیت اینست که این یک ترفند فرقه ای برای مانیپولاسیون ذهن و کنترل افکار در درون فرقه بود. کسانی که به اصطلاح وارد انقلاب نشدند حذف گردیدند. کسانی که این واقعه را پذیرفتند در یک مدار بالاتر از سرسپردگی و تبعیت محض از رهبری سازمان قرار گرفتند که روز به روز بر شدت آن افزوده شد بطوری که حتی فکر کردن در درون فرقه رجوی ممنوع گردید و افراد به تدریج به ربات های فرمانپذیر تبدیل شدند.

استفاده از متدهای کنترل ذهن به تدریج در سازمان جای خود را چنان باز کرد که حتی رفتن به عراق و همکاری با دشمن متجاوز به خاک میهن نیز به راحتی پذیرفته شد. نشست های تفتیش عقاید عملیات جاری و غسل به پراتیک تعطیل ناپذیر روزمره همه اعضا بدل گشت و مانند همه فرقه ها فکر کردن و سؤال پرسیدن و انتقاد کردن به رهبری و خصوصا جدا شدن ممنوع شد.

عزیمت به عراق در سال ۱۳۶۵ تا سقوط صدام حسین در سال ۱۳۸۲

بعد از به بن بست رسیدن خطوط استراتژیکی مختلف براندازی نظام، رجوی به فکر تشکیل ارتش آزادیبخش ملی در عراق افتاد و لذا در خرداد ۱۳۶۵ بعد از زمینه چینی های لازم از پاریس به عراق رفت و بلافاصله با مقامات عراقی و متعاقبا با صدام حسین دیدار کرد. او در سال ۶۶ تأسیس ارتش آزادیبخش ملی را به عنوان بخشی از ارتش صدام حسین اعلام نمود. در این راستا قرارگاه های مرزی به راه افتاد و مجاهدین خلق تمامی نیروهای خود را در عراق متمرکز کرده و رسما و علنا وارد جنگ ایران و عراق، البته به سود متجاوز و علیه مرزبانان و مدافعان میهن، شدند.

(دیدار مسعود رجوی با صدام حسین در بغداد)

این واقعه باقی مانده مشروعیت فرقه رجوی را هم از میان برد و آنرا به منفورترین سازمان شناخته شده در تاریخ ایران بدل کرد. بیاد دارم که وقتی برای اولین بار با مرحوم پدرم در ایران دیدار کردم او گفت: “به هیچ کار سازمان مجاهدین خلق و درست یا غلط بودن آن و اینکه چه کسی با زن چه کسی ازدواج کرده و غیره کاری ندارم، اما همکاری با دشمن متجاوز به خاک میهن در هر منطقی در هر کجای دنیا خیانت آشکار به ملت محسوب میشود. شما چگونه و با چه منطقی اینرا قبول کردید؟” من تنها پاسخی که داشتم این بود که این از کارکردهای مغزشوئی است که تازه به آن به عنوان خدمت به اسلام و ایران افتخار هم میشد.

در این ایام ارتش آزادیبخش ملی با کمک نیروهای عراقی چندین عملیات مرزی از جمله عملیات آفتاب و عملیات چلچراغ را به انجام رساندند و عده بسیاری از نیروهای ایرانی که برای دفاع از میهن خود به مرزها آمده بودند را کشته یا اسیر کردند. لازم به ذکر است کمه همکاری با دشمن در حال جنگ در هر کجای دنیا بالاترین حد خیانت محسوب شده و حتی در کشورهائی که مجازات اعدام ندارند در این یک مورد استثناء قائل شده اند.

در سال ۱۳۶۷ قطعنامه شورای امنیت ملل متحد و طرح آتش بس بین ایران و عراق از جانب ایران مورد پذیرش قرار گرفت. سازمان همه نیروهای خود را بسیج کرد و به عنوان استفاده از آخرین فرصت باقی مانده، در ۳ مرداد آن سال عملیات فروغ جاویدان را با پشتیبانی نیروهای عراقی آغاز نمود. نیروهای عراقی که آن زمان تا سرپل ذهاب را در اختیار داشتند خط را شکستند و با پشتیبانی هوائی و آتش باری توپخانه ای، نیروهای سازمان که عمدتا از آمادگی پائینی برخوردار بودند را به سمت اسلام آباد هدایت کردند. ارتش آزادیبخش ملی تا میانه دشت حسن آباد و نزدیکی تنگه چهار زبر در ۱۵۰ کیلومتری کرمانشاه پیش رفت و سپس بعد از تحمل تلفات سنگین مجبور به عقب نشینی به داخل خاک عراق شد.

متعاقبا اعدام ها در ایران علیه مجاهدین خلق و دیگر نیروهائی که به اقدامات مسلحانه و همکاری با دشمنان خارجی برای براندازی نظام معتقد بودند براه افتاد. اعدام های سال ۱۳۶۷ همچون سال ۱۳۶۰ در شرایطی صورت گرفت که کشور تحت هجوم دشمن خارجی متجاوز قرار داشت و تمامی توان نظامی و انتظامی و امنیتی کشور درگیر دفاع از میهن بود.

در ۲۹ مرداد ۱۳۶۷ قرارداد آتش بس بین ایران و عراق منعقد شد و به ۸ سال جنگ پایان داده و شکاف جنگ برای فرقه رجوی بسته شد. شرایط سازمان مجاهدین خلق بعد از اعلام آتش بس را میتوان با شرایط این سازمان بعد از سقوط صدام حسین تنها حامی دولتی رجوی، یا بعد از توافق هسته ای ایران با غرب مقایسه نمود که شکافها بسته شد و سازمان در شرایط فوق العاده خطیر و عملا در بن بست قرار گرفت.

شکست در عملیات فروغ جاویدان موجب سرخوردگی و ریزش شدید نیروها که به امید فتح تهران وارد عملیات شده بودند گردید. رجوی حتی با برگزاری نشست های ایدئولوژیک نظیر “تنگه و توحید” و “امام زمان” هم نتوانست این فضا را تغییر دهد و اذهان را از بن بستی که سازمان در آن گرفتار شده بود منحرف نماید و لذا انقلاب طلاق در سال ۱۳۶۸ را براه انداخت که تا سال ۱۳۷۲ تکمیل گردید.

رجوی به جای پاسخگوئی در برابر شکست در عملیات بی منطق فروغ جاویدان مدعی شد که چون اذهان نیروها درگیر همسر و فرزندان و خانواده بوده است نتوانسته اند در مأموریت خود موفق شوند و لذا مرحله بعدی انقلاب ایدئولوژیک درونی را براه انداخت. بر اساس تئوری انقلاب ایدئولوژیک که البته در فرقه های دیگر هم در چندین مورد سابقه داشته است همه زنان می بایست در حریم و عقد رهبر عقیدتی یعنی مسعود رجوی تلقی گردند و لذا بر شوهران خود حرام میشوند.

تهاجم غافلگیرانه صدام حسین به کویت در سال ۱۳۶۹ سازمان مجاهدین خلق را در شرایط خطیری قرار داد. مسعود رجوی به اردن منتقل شد و تمامی نیروهای سازمان به منطقه کردی پناه بردند. بر اساس توافقی که گویا از طریق واسطه ها بین مجاهدین خلق و نیروهای آمریکائی صورت گرفت قرار گاه اشرف هدف بمباران های شدید و پی در پی نیروهای ائتلاف واقع نگردید.

پایان جنگ خلیج فارس آغاز ناآرامی ها در عراق و خیزش های مردمی علیه صدام حسین بود. رجوی رسما و علنا در این موضوع دخالت کرده و در طرف نیروهای رژیم بعث به سرکوب کردها در شمال و شیعیان در جنوب پرداخت که اسناد و مدارک آن و اظهارات شهود ماجراها موجود است. سازمان البته تلاش داشت این موضوع را به دخالت ایران ربط داده و جنگ خود را با سپاه پاسداران جلوه دهد.

در تاریخ ۱۸ آذر ۱۳۷۰ سازمان ملل متحد طی بیانیه ای عراق را مسئول و آغازگر جنگ ۸ ساله ایران و عراق و متجاوز به خاک ایران معرفی نمود. البته مسعود رجوی همیشه در جهت برآورده کردن امیال صدام حسین از همان ابتدا مدعی بود که ایران آغازگر جنگ بود. همچنین در حالیکه ایران هرگز به تأیید ارگان های بین المللی در طول جنگ از سلاح شیمیائی استفاده ننمود رجوی ادعا کرد که در حلبچه ایران از سلاح شیمیائی استفاده کرده است که حتی خود صدام حسین هم چنین ادعائی نداشت.

در فروردین سال ۱۳۷۱ سازمان مجاهدین خلق در کشورهای غربی تهاجم خشونت آمیز یکپارچه ای را علیه سفارت خانه های جمهوری اسلامی در کشورهای مختلف براه انداخت که در استرالیا و مقر ملل متحد و سوئد شامل آتش زدن و ضرب و جرح هم شد. این اقدام به عنوان یک حرکت هماهنگ تروریستی تلقی گردید و توجه مقامات امنیتی غرب را به خود جلب نمود. سازمان تلاش کرد تا آنرا اقدام خودجوش هواداران و خارج از کادر سازمان معرفی نماید.

در مرداد سال ۱۳۷۲ شورای رهبری سازمان همگی متشکل از زنان و در شهریور همان سال ریاست جمهوری مریم رجوی اعلام گردید و وی در مهر ماه عازم فرانسه شد. سازمان مجاهدین خلق تلاش داشته و دارد تا خود را یگانه مدافع حقوق و آزادی های زنان جلوه دهد و از تبعیض مثبت به نفع زنان صحبت میکند. افشاگری های تعداد زیادی از زنان جدا شده در سالهای اخیر نشان داد که اتفاقا زنان در داخل سازمان تحت استثمار مضاعف قرار دارند.

مریم رجوی در خلال اقامت خود در اروپا سفرهائی به نروژ و انگلستان نیز داشت. سفر سه ساله مریم رجوی به اروپا که حاصل آن تنها جذب مرضیه و چند خواننده دیگر بود جای بحث بسیاری دارد. رجوی که بعد از اعلام آتش بس در بن بست و تنگنا قرار گرفته بود تلاش داشت تا راه خود را در غرب باز کند که ناکام ماند و مریم دست خالی به عراق برگشت و اینبار به جای عملیات مرزی، خمپاره زنی در شهرهای ایران در دستور کار قرار گرفت.

در سال ۱۳۷۳ گزارش وزارت خارجه آمریکا علیه مجاهدین خلق منتشر شد و در سال ۱۳۷۶ این سازمان در لیست سازمان های تروریستی قرار گرفت که خط بطلانی بر تلاش ها و مأموریت مریم رجوی در غرب بود. مریم به عراق بازگشت و خط راهگشائی و سپس خط خمپاره زنی در شهرها براه افتاد که تا سال ۱۳۸۰ بطول انجامید. در سال ۱۳۷۹ سازمان مجاهدین خلق وارد لیست تروریستی انگلستان و در سال ۱۳۸۱ وارد لیست تروریستی اتحادیه اروپا گردید.

مسعود رجوی وارد شدن نام مجاهدین خلق در لیست های سازمان های تروریستی مختلف را سیاسی و تبلیغی خواند و آنرا حاصل تبانی غرب با جمهوری اسلامی معرفی نمود. اگر این حرف درست باشد بنابر این خارج شدن نام سازمان از این لیست ها هم قطعا به دلایلی سیاسی و تبلیغی و حاصل تضاد غرب با جمهوری اسلامی تلقی میگردد.

در ۳۰ اردیبهشت سال ۱۳۸۰ موج دستگیری مجاهدین خلق در آلمان به جرم کلاهبرداری از دولت و پول شوئی و سوء استفاده از کودکان صورت گرفت و در مرداد ۱۳۸۱ سازمان مجاهدین خلق به عنوان عمله اسرائیل بحران ساختگی هسته ای علیه ایران را به عنوان یک اقدام ضد ملی، در حالیکه گزینه اول یعنی سلطنت طلبان از انجام آن سرباز زدند، آغاز کرد.

سقوط صدام حسین در سال ۱۳۸۲ تا کنون

عملیات اشغال عراق در ۲۹ اسفند سال ۱۳۸۱ آغاز شد. رجوی گفته بود که آمریکا هرگز به عراق حمله نخواهد کرد و اگر حمله کند فورا به سمت مرزهای ایران حرکت کرده و عملیات سرنگونی فروغ جاویدان ۲ را به انجام خواهد رساند. نیروهای ائتلاف، عراق را اشغال کرده و قرارگاه اشرف را محاصره نمودند و مجاهدین خلق را خلع سلاح کردند. مسعود رجوی ناپدید گردید که هنوز هم در مخفی گاه بسر می برد. موج شدید ریزش نیروها که بیش از یک سوم کل اعضا را شامل میشد بعد از این جریانات صورت پذیرفت. بسیاری که تا آنزمان تحت اجبار و فشار و محاصره نیروهای بعثی مجبور به ماندن در سازمان بودند امکان فرار و رهائی پیدا کردند.

سازمان مجاهدین خلق اسامی بیش از ۵۰ نفر از اعضای خود را اعلام نمود که ظاهرا بخاطر بمباران قرارگاهها توسط نیروهای آمریکائی و انگلیسی کشته شدند. بعدها از طریق کسانی که امکان فرار از پادگان اشرف را بدست آوردند کاشف به عمل آمد که تنها حدود ۵ نفر از آنان در خلال بمباران ها کشته شده اند. حتی مشخص شد که برخی از آنان ناراضیانی بودند که توسط خود سازمان به قتل رسیدند.

در ۲۷ خرداد سال ۱۳۸۲ مریم رجوی و حدود ۱۲۰ نفر دیگر از اعضای مجاهدین خلق در قرارگاه مریم در اوورسورواز در حومه پاریس دستگیر شدند. متعاقبا تعدادی از اعضا در شهرهای مختلف اروپائی اقدام به خودسوزی کردند و این در حالی بود که خود مریم رجوی در مدت بازداشت حتی دست به اعتراض به شکل مثلا اعتصاب غذا هم نزد و به خاطر خوشامد قوه قضائیه فرانسه و قوانین سکولار و ممنوعیت تبلیغات مذهبی، بدون روسری در دادگاه حاضر شد.

یک مقام پلیس فرانسه در این رابطه گفته بود که کسانی که با یک فرمان خود را به آتش میکشند این پتانسیل را دارند که هر کس دیگری را هم به آتش بکشند. مسئولین امنیتی اروپائی این اقدام را یک حرکت تروریستی سازمانیافته ارزیابی کرده و نسبت به تهدیدات امنیتی حضور این سازمان در اروپا هشدار دادند. بعد از اشغال سفارت ها در سال ۱۳۷۱، این دومین حرکت تروریستی هماهنگ در اروپا به شمار میرفت که خسارات سیاسی بسیاری برای سازمان به دنبال داشت.

در تاریخ ۴ دی ۱۳۸۲، شورای عالی امنیت ملی ایران مصوبه ای به تصویب رساند که بر اساس آن کسانی که شاکی خصوصی نداشته باشند و از سازمان جدا شده و جنگ مسلحانه با نظام را رد کنند می توانند بدون پیگرد قانونی به ایران بازگردند. صدها تن از جداشدگان به این ترتیب و تحت تمهیدات صلیب سرخ جهانی از عراق به سلامت به نزد خانواده های خود در ایران بازگشتند و هم اکنون مشغول زندگی عادی خود می باشند.

به دنبال سرگونی حکومت صدام حسین، مدارک سازمان اطلاعاتی وی بیرون داده شد که شامل ۱۲۰ ساعت نوارهای دیدارهای مقامات امنیتی عراقی با مسعود رجوی و سران مجاهدین خلق می باشد. سرویس امنیتی رژیم بعث از این دیدارها که به یک دوره بیش از ۲۰ ساله، یعنی قبل از آغاز جنگ ایران و عراق تا قبل از سقوط صدام حسین، مربوط میشود به صورت مخفیانه فیلم برداری کرده بود. این نوارها پرده از بسیاری از روابط پنهانی مجاهدین خلق با سرویس امنیتی صدام حسین برداشت. تبادل اطلاعات در قبال دریافت پول و گرفتن سفارش ترور و التماس مسعود رجوی برای دیدار با صدام حسین و برادر خونی خواندن او در این نوارها کاملا مشهود است. سازمان مجاهدین خلق هیچ موضعی در قبال افشای این نوارها نگرفت.

در ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۴ دیدبان حقوق بشر در گزارشی با عنوان “خروج ممنوع” به تشریح وضعیت اسفبار حقوق بشر و حقوق اساسی اعضای فرقه رجوی پرداخت که با واکنش شدید این فرقه روبرو شد. نقض اولیه ترین حقوق انسانی در داخل مناسبات تشکیلاتی سازمان، خصوصا ستمی که بر زنان رفته است، در سالهای اخیر و به واسطه افشاگری های جداشدگان، توجه بسیاری از ناظران حقوق بشر را به خود معطوف نموده است.

در ۹ دی ۱۳۸۸ صدام حسین که مسبب تهاجم به ایران و تحمیل ۸ سال جنگ و کشتار و ویرانی بود عاقبت در خاک عراق و توسط دستگاه قضائی این کشور اعدام گردید. سکوت سازمان مجاهدین خلق در این رابطه جای تعمق دارد چرا که او تنها حامی دولتی مجاهدین خلق در کل تاریخچه این سازمان به حساب می آید و رجوی گفته بود که پیوند او با صدام خونی و عقیدتی است.

در ۲ اردیبهشت ۱۳۹۰، علیرغم تمامی تلاش هائی که فرقه رجوی برای نزدیک شدن به آمریکا به عمل آورد، گزارش وزارت خارجه آمریکا باز بر تروریست بودن این سازمان تأکید کرد و این بار آنرا یک فرقه کیش شخصیتی معرفی نمود. البته بعدا بر اساس توافقی که به منظور خروج از پادگان اشرف در زمان هیلاری کلینتون وزیر خارجه وقت آمریکا صورت گرفت، نام سازمان مجاهدین خلق از لیست گروه های تروریستی وزارت خارجه آمریکا خارج گردید.

سازمان مجاهدین خلق پس از انتقال به اردوگاه لیبرتی در عراق و از دست دادن پادگان اشرف که هم ظرف ایدئولوژی و هم ظرف استراتژی اش بود اکنون در حال انتقال به کشور آلبانی است و دیگر آینده ای در عراق ندارد. هم اکنون هیچ چشم انداز روشنی برای این سازمان متصور نیست و عملا سازمان مجاهدین خلق به رهبری مسعود رجوی که بیش از ۱۲ سال است در غیبت به سر میبرد در بن بست کامل و سراشیبی سقوط قرار دارد.

۵۰ سال تاریخچه سازمان به خوبی عاقبت کار یک رهبر غیر اصولی و فرصت طلب را نشان میدهد. یک مقام بازنشسته آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا به بی بی سی گفته بود که در تمامی دوران خدمت خود سازمانی به ملونی مجاهدین خلق ندیده است. مستند فرقه بوقلمون صفت که از شبکه جهانی الجزیره در باره مجاهدین خلق پخش شد گویای ماهیت واقعی یک فرقه مخرب کنترل ذهن است که اعضای آن مقدم ترین قربانیانش می باشند. فرقه ها از نظر حتی غربی ها غیر قابل اعتماد، غیر قابل پیش بینی و لذا غیر قابل استفاده تلقی میشوند و به همین دلیل تلاش های مکرر فرقه رجوی برای نزدیکی به غرب سودی ندارد. سرویس های اطلاعاتی غربی همچنین از میزان منفور بودن فرقه رجوی در میان مردم ایران آگاه بوده و آنرا به کرات اعلام نموده اند.

نوشتن این سطور برای من که ۲۳ سال از بهترین سالهای زندگی ام را به صورت شبانه روزی و با اعتماد مطلق و فدا کردن همه چیز وقف این سازمان کردم از هر کار دیگری دردآورتر است، اما مایلم به عنوان تجربه و عبرت آیندگان این موارد را ثبت نمایم تا کسانی مانند من و خصوصا جوانان کم اطلاع و کم تجربه امروز به سادگی فریب وعده ها و حرفهای زیبای شیادان را نخورند و با دقت و تحقیق و تعمق کافی پا به هر عرصه ای بگذارند.

***

  • Khodabandeh_Tabraeian_MEK_From_Terror_to_Cultخبرگزاری مهر، تهران، دوازدهم اوت ۲۰۱۸:… ابراهیم خدابنده در ادامه گفت: سازمان مجاهدین خلق سوابقی طولانی در جاسوسی و دادن اطلاعات دارد و در اکثر مواقع هم علی رغم انکار کردن شان می دانستند که اطلاعات را دارند به چه کسی می دهند. در ترور دانشمندان هسته ای و آمدن

    KhodabandehEbrahim_Nejat_Societyخبرگزاری مهر، بیست و نهم ژوئیه ۲۰۱۸:…  خدابنده در ابتدای این گفتگو با اشاره به همایش چند ماه پیش سازمان مجاهدین  در پاریس گفت: این همایش‌ها ربطی به مجاهدین خلق ندارد، همانطور که ربطی به فرانسه هم ندارد. چنین همایش‌هایی پروژه کاخ سفید است. الان شعار این گردهمایی‌ها مانن

    Khodabandeh_Ebrahim_Tehran_29112017انجمن نجات، مرکز تهران، بیست و نهم نوامبر ۲۰۱۷:… مسئله اساسی مورد بحث در طی نشست های دو روزه اجلاس موضوع تروریسم در منطقه و ارتباط آن با مسئله تکفیری ها و سوء استفاده آنان از دین مبین اسلام بود. خدابنده و میرباقری با بسیاری از شرکت کنندگان از کشورهای مختلف در خصوص تجر

    انجمن نجات، مرکز سمنان، بیست و سوم اکتبر ۲۰۱۷:… طی هفته گذشته یک سلسله نشست با حضور خانواده های اعضای اسیر فرقه رجوی و مدیر عامل انجمن نجات جناب آقای ابراهیم خدابنده و تنی چند از اعضا

    پانزدهم شهریور بمبگذاری مجاهدین خلق در خیابانها 2بنیاد هابیلیان، ششم سپتامبر ۲۰۱۷:… سال ۸۲ وقتی به ایران آمدم، با مرحوم پدرم صحبت می‌کردم و سؤالی پرسید که واقعاً ذهنم را درگیر کرد. گفت من هر چیزی را راجع به این سازمان بپذیرم یک مورد را نمی‌توانم بپذیرم و آ

    Ebrahim_Khodabandeh_Iranian_History_MEK_Rajavi_Cultمرکز اسناد انقلاب اسلامی (و مطبوعات)، سی ام اوت ۲۰۱۷:… مسعود رجوی رسما خودش گفته و صدها شاهد هم هست که سازمان مسئول ترورهای ۷ تیر و ۸ شهریور است. البته هنوز سازمان زیر بار نرفته و قبول نکرده است ولی صدها عضو سازمان از خود مسعود رجوی شنیده‌اند که قبول کر

    Nejat Society MEK Rajavi Cult Families Yazd 2017انجمن نجات، مرکز یزد، بیست و نهم اوت ۲۰۱۷:… در ابتدای جلسه آقای یغمایی مسئول  انجمن نجات مرکز یزد، ضمن خوش آمد گویی به خانواده ها  و میهمانان از اینکه دعوت انجمن را اجابت نموده ودراین همایش شرکت کرده اند تشکر کرد و به بیان خلاصه ای از فعالیت دفتر انجمن ن

    khodabandeh_Ebrahim_Mashad_Mojahedin_Khalq_Rajavi_Cult_MEK_3بنیاد هابیلیان، بیست و دوم اوت ۲۰۱۷:… در منچستر بودم و اتفاقاً از جلوی کنسول‌گری ایران رد می‌شدم. دیدم یک سری از بچه‌های انجمن اسلامی که من آنها را می‌شناختم و آنها هم نمی‌دانستند که من از انجمن اسلامی جدا شده‌ام و آمده‌ام در فرقه رجوی.

    Ebrahim_Khodabandeh_Mashad_1انجمن نجات، مشهد، هفتم اوت ۲۰۱۷:… از مزیت های انتقال اسیران به آلبانی می توان به مسئله امنیت جانی آنها اشاره کرد زیرا دیگر از موشک و خمپاره خبری نیست و اینکه رجوی نمی تواند از خون(جان) این عزیزان برای فرقه خود سوءاستفاده کند. دومین مزیت انتقال به آلبانی، ارتباط و آشنایی اسیرا

    Khodabandeh_Nejat_Mashad_2017انجمن نجات، مرکز خراسان رضوی، سوم ژوئیه ۲۰۱۷:… در این همایش آقای خدابنده طبق آخرین خبرهای کسب شده از فرقه رجوی در آلبانی گفت: خانواده ها از طریق ارتباط تلفنی ، شبکه های اجتماعی مثل تلگرام، و… نامه نگاری با عزیزانشان در آلبانی دارند، باعث شده اند که تناقضات بین اعضا روزبروز

    Massoud Rajavi terrorist foroughتاریخ ایرانی، دوم ژوئیه ۲۰۱۷:… عملیات مرصاد به روایت یک شاهد عینی. تاریخ ایرانی: عملیات مرصاد (فروغ جاویدان) به روایت ابراهیم خدابنده، عضو سابق فرقه رجوی. او در این مستند که شبکه خبر سیما پخش کرده، جلسه توجیهی مسعود رجوی در اواخر تیرماه ۱۳۶۷ را شرح داده که در آن سرکرده فرق

    ایرنا، مشهد، اول ژوئیه ۲۰۱۷:… ابراهیم خدابنده مدیرعامل انجمن نجات گفت: سازمان منافقین دست به هر کاری زد و با هر دشمن ایران همدست شد تا قدرت کسب کند اما همه تیرهایش به سنگ خورد. وی افزود: رجوی در نشستی با بنی صدر اعلام کرد که دیگر فعالیت های ترو

    Kalkan_Nejat_against MEK Rajavi cult_3گروهی از خانواده های اسرای رجوی در آلبانی، ایران اینترلینک، تبریز، بیست و چهارم ژوئیه ۲۰۱۷:…  این باصطلاح رزمندگان ، مانند عروسک های خیمه شب بازی وفقط درزمانی که درجوار مرزهای کشور ودر کمپ اشرف بودند ، آلت دست کم وبیش موثر رجوی شمرده می شدند ،حال که با تلاش طاقت ف

    Kalkan_Nejat_against MEK Rajavi cult_3انجمن نجات، مرکز تهران، بیست و سوم ژوئیه ۲۰۱۷:… همچنان که به این ترتیب در سال های گذشته نزدیک به ۱۰۰۰ نفر تحت نظارت صلیب سرخ جهانی به ایران بازگشته و توانسته اند بدون مشکل قضایی از امکان زندگی در ایران برخوردار شوند و بارها در رسانه ها شرح زندگی خود را بیان داشته اند.

    Ebrahim_Khodabandeh_Khozestan_against_MEK_Rajavi_Cultانجمن نجات، مرکز خوزستان، پانزدهم ژوئیه ۲۰۱۷:… روز پنجشنبه مورخه ۲۲ تیرماه تعدادی از خانواده های اسیران دربند فرقه رجوی از شهرهای اندیمشک، مسجدسلیمان، شوشتر، آبادان ، شوش و اهواز در دفترانجمن نجات شعبه خوزستان با آقای ابراهیم خدابنده محقق، پژو

    Kalkan_Nejat_against MEK Rajavi cult_1انجمن نجات، مرکز تهران، سیزدهم ژوئیه ۲۰۱۷:… خدابنده از جانب خانواده های دردمند و رنج کشیده اعضای فرقه رجوی که در آلبانی در اردوگاه این فرقه، منزوی از دنیای آزاد و محبوس هستند گفت: “خانواده ها هرگز برای عزیزان خود عاقبت بدی نمی خواهند. وقتی آنان موضوع استرداد اعضا

    عصر هامون، تهران، ششم ژوئن ۲۰۱۷:… خدابنده مسئولیت اعدام های سال ۶۷ را به مسعود رجوی منتسب کرد و افزود: در سال ۶۷ مسعود رجوی در عراق بود و نیروهایش ضمن تجاوز به خاک ایران، مرزبانان و مدافعان ایرانی را به قتل رساندند، وقتی همین افراد در زندان ادعا می کنند ما سرموضع خود هستیم یعنی صحه می گذارند ب

    انجمن نجات، مرکز سیستان و بلوچستان، بیست و دوم می ۲۰۱۷:…  برپایی همایش و نمایشگاه “نقد درون گفتمانی جریان فرقه رجوی” به همراه اکران فیلم سینمایی ماجرای نیمروز با همکاری انجمن نجات سیستان و بلوچستان و دانشگاه سیستان و بلوچستان. همایش در روزهای ۱۹ و ۲۰ اردیبهشت با سخنرا

    ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، بیست و یکم می ۲۰۱۷:…مطلع شدم که جان بولتون، لابی شناخته شده فرقه تروریستی رجوی در آمریکا، پیش بینی کرده است که قطعاً سید ابراهیم رئیسی در انتخابات ریاست جمهوری ایران پیروز خواهد شد. چند روز قبل از طریق دوستان در اروپا مطلع شدم که گویا مریم رجوی در برابر کسانی که 

     ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، بیست و ششم آوریل ۲۰۱۷:… یکی از اعضای فرقه رجوی در ارتباطی غیر مستقیم که با من داشت مطرح نمود که مریم رجوی در نشست های درون تشکیلاتی در آلبانی که به منظور ممانعت از ریزش شدید نیرو و فائق آمدن بر جو مسئله داری برگزار می نمود به بحث “انتقال بزرگ” رسید و آنرا تحولی بزرگ در مبارزات سازمان مجاهدین خل

     massoud rajavi iranابراهیم خدابنده، انجمن نجات، یازدهم فوریه ۲۰۱۷:…  مسعود رجوی به خوبی از میزان ناتوانی خود در برابر جریان اصلی انقلاب اسلامی آگاهی داشت و بر این باور بود که برای کسب قدرت نیاز به کمک و حمایت خارجی دارد. اولین گزینه او اتحاد جماهیر شوروی سابق بود. هنوز چند روزی از پیروزی انقلاب اسلامی ن

    exposing-mojahedin-khalq-rajavi-cult-in-meybod-uni-1سایت دانشگاه میبد (و صدا و سیما)، یزد، شانزدهم دسامبر ۲۰۱۶:… سپس یغمایی مسئول انجمن نجات استان یزد به تشریح سابقه تشکیل انجمن ، برنامه ها و فعالیت های آن پرداخت. در ادامه دکتر ابراهیم خدابنده، کارشناس مسائل فرقه شناسی و مدیر عامل انجمن نجات تهران که

     خبرگزاری تسنیم و فارس، یزد، دوازدهم دسامبر ۲۰۱۶:…  عضو سابق گروهک منافقین با اشاره به اینکه خیلی از اعضای سازمان تروریستی منافقین در زندان‌های انفرادی سازمان بودند، گفت: حتی بعداً بیان شد که ۷۰۰ نفر در این زندان‌ها بودند و خیلی از آن‌ها اقدام به خودکشی کردند. خدابنده با اشاره به اینکه این سا

     massoud-rajavi-written-by-ebrahim-khodabandehانجمن نجات، مرکز تهران، بیست و ششم سپتامبر ۲۰۱۶:… این یافته ها مشخص می سازد که عضوگیری در سازمان مجاهدین خلق از سال ۱۹۸۶ واقعا داوطلبانه نبوده و این افراد تحت اجبار در اردوگاه های سازمان در عراق نگاه داشته شده اند. ماه ژوئن سال ۲۰۰۴، JIATF (ستاد مرکزی نیروهای آمر

     ابراهیم خدابنده 2014ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، ششم سپتامبر ۲۰۱۶:…  مشکل عربستان برای نزدیک شدن به سازمان مجاهدین خلق و حمایت علنی از آن سابقه تروریستی و خصوصا همکاری با صدام حسین و همچنین سابقه نقض حقوق بشر در خصوص اعضای خودش است. عربستان سعودی مایل است که با سازمان مجاهدین خلق بدون مسعود

     ابراهیم خدابنده 2014ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، اول سپتامبر ۲۰۱۶:…  اخیرا با یک دوست قدیمی انگلیسی صحبت میکردم. در خصوص میتینگ مریم رجوی در بورژه پاریس در ۱۹ تیر امسال توضیح میدادم که مریم رجوی شعار “شیر همیشه بیدار” میداد و کمتر از نیم ساعت بعد ترکی فیصل مسعود رجوی را به “مرحوم” موصوف نمود. و

     ایران اینترلینک، بیست و نهم اوت ۲۰۱۶:… گروهی از جداشدگان، خانواده ها، و قربانیان ترور در آخرین لحظات روز یکشنبه ۷ شهریور دیداری کوتاه با خانم رویال داشتند. خانم رویال علیرغم اینکه روزی طولانی با برنامه های سخت و فشرده را پشت سر گذاشته و صبح زود روز بعد عازم ارومیه بود، با گشاد

    بی بی سی، صدای امریکا و مطبوعات دیگر، بیست و نهم اوت ۲۰۱۶:…  بیانیه رجوی:از همه یارانمان، بویژه مسلمانان فرانسه می خواهیم به خانم روایال رأی بدهند” در این بیانیه همچنین آمده است: “مطمئنیم با این انتخاب، فرانسه ارزشهای خود را بازخواهد یافت و در کنار ملتهای سرکوب شده عراق و ایران علیه بنیادگرایی

     ابراهیم خدابنده 2014ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، شانزدهم اوت ۲۰۱۶:…  ابتدا سه خبر از آخرین اخبار در خصوص فرقه رجوی را مرور می کنیم: – فرار عباس داوری، معصومه ملک محمدی، زهره اخیانی و دیگر سران فرقه رجوی از عراق به اروپا – جابجایی صدها نفر از افراد اردوگاه لیبرتی عراق به آلبانی و نشانه های تخ

     فروغ جاویدان مرصاد رجوی مجاهدین خلقباشگاه خبرنگاران، تهران، بیست و هفتم ژوئیه ۲۰۱۶:… روایتی مستند از بیست و هشت سال پیش. یعنی آخرین روزهای جنگ تحمیلی. یک گردنه معمولی که نقطه کمینگاه غرب شد و نقطه پایان همه توهم ها… عراق ترجیح میداد که با ایران آتش بس داشته باشد تا این که بخواهد تهاجمی صورت بگ