نقد و بررسی استثمار زنان توسط اعضای سابق تشکیلات رجوی – قسمت اول

نقد و بررسی استثمار زنان توسط اعضای سابق تشکیلات رجوی – قسمت اول

زنان_مجاهدین خلق_فرقه رجویزنان ایران، دهم مارس ۲۰۱۴: …  نمی دانم کجای دنیا این قانون وجود داره که اگر آقا و خانمی بخواهند کار کنند حتما باید با هم ازدواج هم بکنند من سالیان هست که اینجا کار می کنم و شاهد چنین چیزی نبودم. بعد اسم این را گذاشتند آزادی و سقف ایدئولوژیک واسه اون زدند البته خوب این کار سازمان است واسه همه چیز یک سقف ایدئولوژیک می زنه. در صحبتهای کتابی اخیر مریم رجوی به مناسبت روز زن از زنان دنیا و به قول خودشان …

زنان_مجاهدین خلق_فرقه رجوی

زندگی ما در پادگان مخوف اشرف و زندگی مریم رجوی ! خود قضاوت کنید

لینک به منبع

نقد و بررسی استثمار زنان توسط اعضای سابق تشکیلات رجوی و افشای چهره مریم رجوی در روز ۸ مارس ۲۰۱۴ در روز جهانی زن در شهر دوسلدرف آلمان قسمت اول


http://youtu.be/l9VAn91kVQg

متن صحبتهای خانم محمد نژاد در سمینار

من هم به نوبه خودم روز زن را به تمامی زنان دنیا با هر عقیده و مذهب تبریک می گم من ۹ سال در تشکیلات سازمان مجاهدین بودم که ۷ سال آن در عراق و ۲ سال در اروپا در رابطه با بحث امروز یعنی زن مسعود رجوی از همون ابتدا که زن را بعنوان به اصطلاح همردیف وارد سازمانش کرد با طلاق مریم رجوی و همبستری با مسعود رجوی آمیخت

نمی دانم کجای دنیا این قانون وجود داره که اگر آقا و خانمی بخواهند کار کنند حتما باید با هم ازدواج هم بکنند من سالیان هست که اینجا کار می کنم و شاهد چنین چیزی نبودم.

بعد اسم این را گذاشتند آزادی و سقف ایدئولوژیک واسه اون زدند البته خوب این کار سازمان است واسه همه چیز یک سقف ایدئولوژیک می زنه.

در صحبتهای کتابی اخیر مریم رجوی به مناسبت روز زن از زنان دنیا و به قول خودشان زنان گیتی حرف می زنند و این در حالی است که زنان این سازمان از هیچ آزادی فکری و عملی و انسانی و بیانی برخوردار نیستند، ایشون اشاره به این می کنند که زنان در این سازمان حق انتقاد دارند اما نگفتند که به کی بله انتقاد به خودشان و به همدیگر اما آیا کسی هم می تونه انتقاد از آنها هم بکنه یا اگر کسی دهان به انتقاد باز کنه یک مارک مزدور و نفوذی به او زده می شه و یا مثل مهری ها و نسرین احمدی برای همیشه ساکتش می کردید تا کی می خواهید دنبال شعر و شعار باشید

در گفته هایتان اشاره به مرد سالاری و در نتیجه حذف زنان از میدان کردید، گیرم که تمام این حرفها درست باشد شما خودتان تو این زمینه چه کار مثبتی کردید نمونه بارز کار شما مشغول کردن ذهن زنها با رده ها ی قلابی بود. یادم هست یکی از زنان یکبار می گفت که اگر فلان شورای رهبری بمیره من جاشو می گیرم، و حالا شما برای ما که بهترین دوران زندگی مون را بهترین دوران جوانی مان را توی سازمان به سر بردیم و شاید هم تلف کردیم می خواهید از آزادی صحبت کنید.

یکبار تب ۴۰ درجه داشتم وحالم خیلی بد بود یکی از بچه ها به من گفت تو که خیلی حالت بده چرا نمی ری استراحت کنی گفتم استراحت و جوابش را ندادم خودش برگشت به من گفت آخ… می دونم اگر بری باید فحش بخوری که مشکل ایدئولوژیکی داری این کار شما بود این یک نمونه کوچیک از آزادی های بیشمار هست که شما ازش دم می زنید می دونید چیه بگذارید به زبون خودتون باهاتون حرف بزنم بجای شعار دادن و قطار کردن اسم کسانی که شهیدشون میگوئید ولی در اصل عامل مرگشون شما بودید

لطفا ماده بدهید یادتون هست همیشه به ما می گفتید ماده بدهید حالا خودتان ماده بدهید، ماده بدهید یعنی چی یعنی آزادی مطبوعات یعنی همین زنانی که شما پشت اونها پناه می گیرید و از اسم اونها و حتی جسدشون همینطور که خانم سلطانی گفتند حتی از جسدشون سوء استفاده می کنید

اگر شما واقعا معتقد به حرفهائی که می زنید حرف منتقدان خودتان را حداقل گوش می کردید و با اونها سر یک میز می نشستید و قانعشون می کردید تا کی می خواهید دنبال شعر و شعار باشید بودید شاهد چنین چیزی نبودم و بعد اسم این را گذاشتند آزادی و ایدئولوژی گذاشتند

شما از زخم خیانت به امید و اعتماد مردم حرف می زنید و این در حالی که توی دستگاه و سیستم خودتون همه آنها را پایمال می کنید تو کجای دنیا شنیدید یا دیدید افرادی که خودشان آزادانه، آگاهانه یا نا آگاهانه اش را می گذارم کنار، افرادی که آزادانه توی این روابط می آیند چرا نباید بتوانند آزادانه هم از اونجا خارج بشوند.

توی یکی از پایگاهها موقعی که توی اروپا بودم موقعی که افراد تصمیم می گرفتند که از تشکیلات بروند بیرون اول باید خودشان را آماده دشنام ها، توهین ها و کتکها می کردند و بعدا که این آمادگی تمام می شد می رفتند اعلام جدائی می کردند. که البته بعد از اینکه افراد بعدی تجربه شون بیشتر شد دیگر اینکار را هم نمی کردند و به روشهای دیگر جدا می شدند.

این آزادی هست که شما ازش صحبت می کنید، آزادی که حق بیان نداره حق اینکه بگه من می خواهم جدا بشم نداره، حق ا نتقاد نداره پس این چه آزادی است شما در صحبتهای گذشته تان بحث انتقاد می کنید، ما کی می تونستیم انتقاد کنیم، ما حتی در انتخابات موقعی که داشتید شورای رهبری را شما انتخاب می کردید تو سالن ما باید مسعود می پرسید و ما همه باید دستمان را بلند می کردیم.

کجای دنیا شما دیدید که یک انتخابات اینطوری وجود داشته باشه شما حتی یک پارلمان کوچک تشکیل ندادید همه نیروهای انتخابی خودتون بودندآیا ما می تونستیم صندوقی بگذاریم بصورتی مخفیانه نظراتمان را بنویسیم بندازیم اونجا و شما طی اون رفتار کنید خواهش می کنم دیگه این شعارها را تکرار نکنید چون شعارهای سوخته هست.

در آخر می خواهم بگویم که شما لازم نیست که به فکر مردم کشورهای سوریه و عراق و …. دیگر باشید این حرفها را بگذارید کنار اگر شما واقعا دلسوز کسی هستید اول دلسوز افرادی باشید که توی اونجا تمامی جانشان را و زندگیشان را برای شما گذاشتند البته واسه شما نه آنها یک هدف دیگر داشتند ولی متأسفاته افتادند گیر شما .

اگر شما مرد عمل هستید بفرمائید به همین مردمی که پیش شما هستند و از همه جا محدودشان کردید اول به اونها رسیدگی کنید شما از آزادی زن دم نزنید از آزادی مردها دم نزنید که از طریق زنها می خواهید به اون برسید کجای دنیا آزادی مردها از زنها به اونها رسیده، اگر برابری می خواستید بیاورید طرق خیلی خیلی راحتری وجود داشت به همه چیز سقف ایدئولوژیک نزنید بسه دیگه تا کی می خواهید قربانی بگیرید

روزی که از زندان در فرانسه بعد از یک مدت کوتاه آزاد شدید و دو زن جوان به خودشان را سوزاندند به خاطر شما اولین حرفتان چی بود “غذای اونجا خیلی بد بود” یکبار سوآل کردید که راستی اونها کی بودند یکبار نشستید فکر کنید که اون دختر جوون که خودش را برای شما سوزاند کی بود بخدا اگر بدانید

اگر یک زره انسانیت هنوز توی وجود شما مونده و یا اگر می خواهید حداقل آینده بیشتر از این لعنتتان نکنند بگذارید بیایند زندگیشان را بکنند حداقل یک روز بتونند نفس بکشند ولی یادتون باشه اون روز می رسه که همین زنها مثل من و امثال من یک روزی مدعی شما خواهند بود به قول خودتون همیشه به ما می گفتید دیروزود داره ولی سوخت و سوز نداره این حرف بر می گرده به خودتان و به امید آن روز

مریم رجوی ملکهسعی مریم رجوی در تحقیر مستمر اعضای مجاهدین خلق

آینده مجاهدین خلق پس از عراق


(Rajavi from Saddam to AIPAC)

همچنین:

شباهتهای باندرجوی، گروه فمن ! ماهیت ادا و اطوارهای مریم رجوی در روز جهانی زن

ایران دیدبان، هشتم مارس ۲۰۱۴: …  اینها تمام مشابهت هایی است که بین دار و دسته رجوی و زنان فیمن وجود دارد، رجوی نیز زنان عضو مجاهدین را را ذاتاً زنان نابکاری می داند که ایدئولوژی او توانسته است آنها را پاک سازد و او توانسته به آنها جرأت بدهد که در عرصه سیاسی عرض اندام کنند، مریم رجوی نیز هیچگاه پنهان نمی ساز

به ‌بهانه ۸ مارس روز جهانی زن. سرنوشت غم‌انگیز زنان در گروهک تروریستی منافقین  (مجاهدین خلق، فرقه رجوی)

حسین سلیمی، بنیاد هابیلیان، هشتم مارس ۲۰۱۴: …  بی پایه بودن ادعاهای این گروه در دفاع از حقوق زنان آنجا به خوبی اثبات می شود که بدانیم این گروهک ضد حقوق زنان که همیشه داعیه حمایت از حقوق‌بشر و زنان را داشته و دارد! ۱۷۱ زن را ترور کرده و به خاک‌وخون کشیده است. عنوان‌های زیر تیترهای مطالبی است که در چند سال گذشته توسط افراد مختلف

مریم رجوی  و دکانی به نام روز زن

محمد ب، وبلاگ باند رجوی، هشتم مارس ۲۰۱۴: … جنابعالی که در سخنرانی های هرساله دم از حقوق زنان می زنید و الی آخر… چرا بیش از هزار زن نگونبخت را بیش از سی سال در جهنم عراق حبس کرده اید و از تمامی امکانات دنیای امروزی منع کرده اید؟ تمامی آنها نه دسترسی به تلفن برای ارتباط با خانواده دارند

شاه بازی مسعود و مریم رجوی (دست مریزاد آقای مسعود خدابنده! )

مریم رجوی ملکهمحمد مرادی، ایران دیدبان، چهارم مارس ۲۰۱۴: … حقیقتاً بایستی به شجاعت آقای مسعود خدابنده در صراحت افشای ابعاد حیرت آوری از عقده های زوج رجوی و اشرافیت حاکم بر منش و رفتار آنان، درود فرستاد و به ایشان دست مریزاد گفت. این اقدام ایشان کاری است سترگ که نشان می دهد چه جانورانی بر