مصاحبه اختصاصی بنیاد خانواده سحر با ابراهیم خدابنده

مصاحبه اختصاصی بنیاد خانواده سحر با ابراهیم خدابنده

شحمانی خدابندهبنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و پنجم اکتبر ۲۰۱۴: … قصد دارم از جانب خانواده ها از تمامی پتانسیل های موجود در این جا برای رسیدن به این خواسته حقوق بشری استفاده کنم. در همین راستا دیداری به درخواست خودم با سفیر جمهوری اسلامی در محل سفارت ایران داشتم. او تلاش نمود قدری شرایط موجود را برای من شرح دهد که ظاهرا مسائل و قضایا پیچیده تر از آنست که تصور میشود و کار دشوارتر …

کل الاخبارابراهیم خدابنده: رجوی از صدام کوپن”نفت در قبال غذا” میگرفت

لینک به منبع

مصاحبه اختصاصی بنیاد خانواده سحر با ابراهیم خدابنده

ابراهیم عاطفه خدابنده

بنیاد خانواده سحر مصاحبه ای اختصاصی با ابراهیم خدابنده در بغداد به انجام رسانده است که عین متن مصاحبه در زیر از نظرتان میگذرد.

بنیاد خانواده سحر: تصور نمیکنم که نیازی به معرفی شما برای خوانندگان سایت سحر باشد، اما بهرحال برای شروع مصاحبه، درخواست میکنم خودتان را مختصرا معرفی نمائید.

ابراهیم خدابنده: من ابراهیم خدابنده هستم. در سال ۱۳۳۲ در تهران متولد شدم. در سال ۱۳۵۰ بعد از اخذ دیپلم ریاضی از دبیرستان البرز جهت ادامه تحصیل به انگلستان رفتم. از دانشگاه نیوکاسل فوق لیسانس مهندسی برق گرفتم. قبل و در خلال انقلاب اسلامی عضو انجمن اسلامی بودم و در این رابطه فعالیت داشتم و مدتی هم در نوفل لوشاتو بودم. در جریان انقلاب یک سخنرانی به زبان انگلیسی برای معرفی انقلاب اسلامی در دانشگاه انجام دادم و همچنین یک برنامه تلویزیونی در همین رابطه در انگلستان داشتم. در همان زمان کارهای سیاسی میکردم و با نمایندگان مجلس انگلستان در نیوکاسل در ارتباط بودم. از سال ۱۳۵۹ جذب سازمان مجاهدین خلق شدم و به مدت ۲۳ سال به صورت تمام وقت عضو این سازمان بودم. کارم در سازمان اساسا روابط بین المللی در اروپا بود و جمعا به بیش از ۲۰ کشور دنیا جهت انجام مأموریت هائی برای سازمان سفر نمودم. اکنون بیش از ۱۱ سال است که در ایران زندگی میکنم و روی پدیده ای با عنوان “فرقه های مخرب کنترل ذهن” مطالعه می نمایم. دو کتاب ترجمه و چندین کتاب تألیف نموده ام. در بسیاری از دانشگاه ها برای اساتید و دانشجویان سخنرانی داشته و در برنامه های تلویزیونی متعددی شرکت کرده ام. مصاحبه ها و مقالات زیادی نیز در همین رابطه داشته ام که در رسانه های داخلی و بین المللی منعکس شده اند.

سؤال: علت حضور شما در عراق در حال حاضر چیست؟

جواب: در حال حاضر مشکل اصلی با سازمان مجاهدین خلق یک مقوله صرفا حقوق بشری است. همه میدانند که رجوی امکان و اجازه ارتباط اعضای فرقه اش با خانواده هایشان را نمیدهد و متأسفانه اراده ای هم وجود ندارد تا او را وادار نماید تا دست از چنین نقض فاحش یک حق اولیه انسانی بردارد. من از تهران و برادرم مسعود از انگلستان به اینجا آمده ایم تا مجددا یافتن راهی برای برقراری ارتباط بین خانواده های دردمند و رنج دیده با عزیزان گرفتارشان در اردوگاه لیبرتی را مورد بررسی قرار دهیم. در این رابطه ملاقات هائی هم انجام داده و خواهیم داد و تلاش میکنیم از هر امکانی برای رسیدن به این مقصود استفاده نمائیم.

من در ایران با صدها تن از والدین و فرزندان و دیگر بستگان اعضای سازمان مجاهدین خلق دیدار داشتم که همگی به دلیل بی خبری از عزیزانشان در رنج و عذاب هستند. بسیاری از آنها بارها به عراق سفر کرده و مدت های مدیدی اقامت نموده اما هرگز موفق به دیدار یا کسب اطلاع از بستگانشان نشده اند. ظاهرا هیچ شخصیت و نهاد دولتی و غیر دولتی و ملی و بین المللی هم در این خصوص جوابگو نیست و همه دیگران را مسئول می دانند. واقعیت انکار ناپذیر اینست که رجوی این افراد را در اردوگاه لیبرتی به گروگان و اسارت گرفته است و حتی حداقل حقوق یک زندانی را هم برای آنان قائل نیست و قصد دارد همه آنها را قربانی مطامع و جاه طلبی های کودکانه خود کند. برای نجات جان این افراد باید همین حالا کاری کرد.

سؤال: چرا رجوی اجازه دیدار و ارتباط افرادش با خانواده هایشان را نمیدهد و چرا کسی نمی تواند او را وادار به پذیرش این حق مسلم انسانی نماید؟

جواب: قطعا با کارکرد “فرقه های مخرب کنترل ذهن” آشنائی دارید. یکی از بارزترین خصوصیات فرقه ها و تفاوتشان با ارگان های مشروع و مردمی اینست که فرقه ها ضد خانواده و ضد ارتباط اجتماعی اعضای خود هستند چرا که آنان روی “کنترل ذهن مخرب فرقه ای” سوار می باشند و این پدیده که به طور عام به “مغزشوئی” شناخته میشود با برانگیخته شدن احساسات و عواطف خانوادگی از میان میرود و خنثی میگردد. رجوی همچون تمامی رهبران فرقه ای بیم دارد که اگر ارتباط این افراد با دنیای بیرون خصوصا با خانواده برقرار شود هویت کاذب کاشته شده در ضمیر آنان از بین رفته و هویت اصلی و واقعی شان زنده شود و خود را نمایان سازد.

اما در خصوص اینکه چرا رجوی در عراق اینقدر آزادی عمل دارد که بتواند کنترل افراد خود را، هم به لحاظ فیزیکی و هم به لحاظ فکری، بدست گرفته و آنها را اسیر عینی و ذهنی خود نماید سؤالی است که اتفاقا میخواهم در این سفر به یک جواب معین و مشخص به آن برسم. حق دیدار با بستگان درجه یک برای حتی زندانیان جرائم سنگین در تمامی دنیا به رسمیت شناخته شده است. برخی از این افراد که اکنون در اردوگاه لیبرتی اسیر دست رجوی هستند بیش از سه دهه است که با خانواده و کلا دنیای بیرون از فرقه ارتباط نداشته اند. آنچه آنان از دنیا و شرایط محیط خود می دانند همان است که رجوی طی این سالیان به آنها گفته است چون آنها هیچ کانال ارتباطی و کسب خبر نداشته اند.

تلاش من و دیگر دوستان حاضر در اینجا اینست که اولا دریابیم مشکل در کجاست که نمیتوان رجوی را وادار کرد که این حق را به رسمیت بشناسد و ثانیا چه راه حلی برای برون رفت از این معضل وجود دارد. من به نوعی از جانب خانواده های چشم براه که بیشترین زجر و عذاب در حال حاضر از آن آنهاست به اینجا آمده ام تا هر اقدامی که میسر است را انجام دهم تا شاید این مشکل به گونه ای حل شود. بهانه سازمان اینست که افراد داخل اردوگاه خود مایل به ارتباط با بستگانشان نیستند و متأسفانه این بهانه از جانب نهادهای بین المللی هم برای توجیه بی عملیشان تکرار میشود؛ حال آنکه اگر کارکرد کنترل ذهن مخرب فرقه ای را مد نظر قرار دهیم روشن است که این افراد با اراده آزاد تصمیم نمیگیرند. وانگهی بستگان این افراد بسیار مشتاق دیدار با آنها هستند و این حق را نمیشود از آنان گرفت.

سؤال: تاکنون چه اقداماتی صورت داده اید و چه نتایجی حاصل شده است؟

جواب: من قصد دارم از جانب خانواده ها از تمامی پتانسیل های موجود در این جا برای رسیدن به این خواسته حقوق بشری استفاده کنم. در همین راستا دیداری به درخواست خودم با سفیر جمهوری اسلامی در محل سفارت ایران داشتم. او تلاش نمود قدری شرایط موجود را برای من شرح دهد که ظاهرا مسائل و قضایا پیچیده تر از آنست که تصور میشود و کار دشوارتر از آنست که نشان میدهد. آقای حسن دانائی فر قول مساعد داد تا از تمامی ظرفیت های سفارت در عراق برای برآورده شدن این خواست انسانی، که البته ظاهرا فوق العاده دشوار به نظر میرسد، استفاده نماید. در هر صورت عواملی سیاسی وجود دارند که مانع از برآورده شدن این خواست بسیار ساده خانواده ها میشود.

من با دو نماینده مجلس عراق هم تاکنون دیدار داشتم تا به این وسیله پیام خودم را به دولت و مجلس عراق برسانم و از شرایط و وضعیت موجود باخبر شوم. دکتر عدنان سراج به تازگی از سفر اروپا بازگشته بود. او میگفت که از جانب افراد فرقه رجوی در اروپا تهدید شده است. همچنین از میزان تبلیغات و لابی گری این سازمان در اروپا علیه دولت عراق خبر میداد که جای تعجب داشت. آقای عدنان شهمانی هم میگفت تا جائی که به دولت و مجلس و دستگاه قضای عراق بر میگردد این سازمان جائی در عراق ندارد اما این همه مسئله نیست و عوامل دیگری هم دخیل هستند.

این دو نماینده تأکید داشتند که تمامی نهادهای موجود در صحنه سیاسی عراق حضور مجاهدین خلق در این کشور را مغایر با قانون اساسی و غیر قانونی و همچنین در تضاد با امنیت ملی کشور میدانند و خواهان خروج هرچه زودتر آنان هستند. ظاهرا مشکل در پذیرش کشورهای دیگر است. در حال حاضر تمامی کشورها شناخت جامعی از سازمان مجاهدین خلق دارند و نمی پذیرند افرادی که در یک فرقه مخرب کنترل ذهن و تحت فرمان یک فرد غیر قابل اتکا و غیر قابل پیش بینی همچون رجوی هستند را به کشور خود ببرند؛ مگر اینکه این افراد جدا شده و از کادر ذهنی و تشکیلاتی سازمان خارج شوند و به صورت فردی پناهنده شده باشند.

سؤال: آیا شما بالاخره نسبت به اینکه راهی برای ارتباط خانواده ها باز شود خوش بین هستید؟

جواب: سازمان های بین المللی می بایست تلاش کنند تا ابتدا افراد داخل اردوگاه لیبرتی را با دنیای خارج از سازمان آشنا سازند که اولین گام در این خصوص برقراری ارتباط با خانواده است که در این رابطه علاقه چندانی نشان نمی دهند. مقامات ملل متحد در بغداد میگویند که میخواهند انرژی خود را فقط روی خروج آنها از عراق صرف نموده و با رجوی در خصوص موضوع دیگری وارد کشمکش نشوند. به نظر من این اولویت بندی درست نیست. به عقیده من آنها باید ابتدا فشار بر رجوی بگذارند تا دیدارها انجام شود. این مقدم بر خروج آنها از عراق است. این افراد اول باید با دنیای خارج از فرقه آشنا شوند و آنرا تجربه کنند و بعد خودشان با اراده آزاد راه و سرنوشتشان را معین نمایند.

دولت عراق و ارگان های بین المللی بر روی خروج فوری آنها تأکید دارند که این مستلزم یافتن مکانی برای انتقال آنان است که تاکنون پیشرفت چندانی صورت نگرفته است. آنها ایران را راحت ترین و در دسترس ترین محل میدانند که البته من شخصا موافق نیستم چرا که اگر چه این افراد، به غیر از تعداد اندکی، تحت پیگرد قانونی قرار نخواهند گرفت اما یافتن شغل و راه انداختن یک زندگی جدید با توجه به سن و سالی که اغلب این افراد دارند و مدت مدیدی که از جامعه ایران دور بوده اند کار ساده ای نیست؛ مگر اینکه زیر پوشش خانواده قرار گیرند. در ضمن بسیاری از این افراد بدلیل ذهنیت هائی که دارند مایل به رفتن به ایران نیستند و نمیشود آنها را تا خودشان نخواهند مجبور کرد.

من تلاش خواهم کرد تا به مقامات ملل متحد و کمیساریای عالی و همچنین به مقامات دولت عراق در دیدارهای آینده بقبولانم که آنها حتما باید ابتدا پارامتر خانواده ها را وارد نمایند و بدون این عامل همیشه با بن بست روبرو خواهند شد و راه به جائی نخواهند برد. در این خصوص البته با توجه به تجارب این چند مدت در عراق زیاد خوش بین نیستم ولی سعی و تلاش خودم را خواهم کرد.

سؤال: آخرین سؤال اینکه همراهان شما در این سفر چه کسانی بودند؟

جواب: در درجه اول این یک سفر زیارتی خانوادگی است. من همراه با مادرم و همسرم ابتدا از تهران جهت زیارت به نجف اشرف پرواز کردیم و در آنجا اقامت گزیدیم. سپس به کربلای معلی رفته و در آنجا مستقر شدیم. اکنون نیز به کاظمین آمده ایم. برادرم مسعود نیز از انگلستان به ما پیوست و همراه ماست. باید بگویم که سفر بسیار خوبی بود و خصوصا مادرم و همسرم بسیار راضی هستند که چنین فرصتی بدست آمد.

بنیاد خانواده سحر: از اینکه وقتتان را در اختیار ما قرار دادید تشکر میکنم. ما از صمیم قلب برایتان آرزوی موفقیت میکنیم و امیدواریم راه ارتباط خانواده ها با عزیزانشان به زودی زود باز شود.

ابراهیم خدابنده: من هم از شما و تلاش های شما، که در جریان آنها هستم، قدردانی و تشکر میکنم. میدانم که دعای خیر خانواده ها همیشه بدرقه راهتان است. برایتان آرزوی موفقیت دارم.

***

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=13719

دیدارها و مصاحبه های ابراهیم خدابنده در بغداد

شحمانی خدابندهبنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و یکم اکتبر ۲۰۱۴: …  ابراهیم خدابنده ملاقاتی با عدنان شهمانی نماینده مجلس عراق و رئیس کمیته رسیدگی به پرونده مجاهدین خلق در مجلس این کشور در دفتر کار وی به انجام رساند. در این ملاقات آقای عدنان شهمانی به صورت مفصل آخرین وضعیت مجاهدین خلق در عراق و اقداماتی که از جانب دولت و مجلس و قوه قضائیه این کشور در این خصوص صورت گرفته …

جنون رهبری مجاهدین خلق (رجوی ) و جان های ارزان اعضاء

مسعود رجوی قبل از فرارمسعود رجوی یازده سال قبل  با نزدیک شدن سقوط ولینعمتش صدام حسین از قرارگاه اشرف فرار کرد و مخفی شد

لینک به منبع

دیدارها و مصاحبه های ابراهیم خدابنده در بغداد

ابراهیم خدابنده، از مسئولین سابق روابط بین المللی سازمان مجاهدین خلق که از این سازمان جدا شده و در تهران زندگی میکند، هم اکنون در بغداد بسر می برد. او تاکنون دیدارها و مصاحبه هائی در اینجا به انجام رسانده که شرح برخی از آنان در زیر آمده است. وی قول مصاحبه ای اختصاصی با بنیاد خانواده سحر را هم داده است که پس از انجام آن به نظر خوانندگان سایت سحر خواهد رسید.

شنبه ۱۹ مهر:

گفتگوی تلویزیونی در شبکه المسار عراق

مریم سنجابی به اتفاق مسعود خدابنده و ابراهیم خدابنده در یک گفتگوی تلویزیونی در استودیوی شبکه المسار شرکت کردند. در این گفتگو مسائل مربوط به فرقه رجوی در عراق و بخصوص موضوع خانواده ها مورد بحث قرار گرفت. شرکت کنندگان علت حضور خود در بغداد را ایجاد امکانی برای دیدار خانواده ها با عزیزان گرفتارشان در اردوگاه لیبرتی ذکر کردند. شرح شرایط خانواده هائی که سالیان سال است در بی خبری کامل از عزیزان خود به سر می برند مجری برنامه را هم به شدت تحت تأثیر قرار داد و احساسات وی را برانگیخت.

دیدار با عدنان سراج

مسعود و ابراهیم خدابنده دیداری با دکتر عدنان سراج، نماینده پارلمان عراق و عضو ائتلاف دولت قانون، در دفتر کار وی داشتند. در این گفتگو مسائل مربوط به حضور فرقه رجوی در عراق در گذشته و حال مورد بحث قرار گرفت و دکتر سراج تأکید کرد که هیچ ارگانی در عراق نیست که مؤکدا خواهان خروج این سازمان از عراق نباشد و با وجود همه اختلافاتی که بین جناح های مختلف وجود دارد در این موضوع همه با هم متفق القول هستند و اینرا یک ضرورت غیر قابل اجتناب می دانند. او که ریاست “مرکز عراقی برای توسعه رسانه ای” را نیز بر عهده دارد گفت که تمامی کوشش ها برای خروج مسالمت آمیز آنان از عراق صورت میگیرد اما جامعه بین المللی در این خصوص همکاری لازم را ندارد. وی که اخیرا به کشورهای اروپائی سفر داشته میگوید که اگرچه غربی ها از این فرقه حمایت میکنند اما حاضر نیستند حتی تعداد اندکی از افراد آنرا در کشورهای خود بپذیرند چرا که به ماهیت تروریستی و فرقه ای این سازمان و تهدیدات امنیتی آن آگاه هستند.

پنجشنبه ۲۴ مهر:

دیدار در سفارت جمهوری اسلامی

ابراهیم خدابنده همچنین دیداری با سفیر جمهوری اسلامی ایران در عراق حسن دانائی فر در محل سفارت ایران در بغداد داشت. در این ملاقات خدابنده به شرح وضعیت خانواده های دردمند و رنج کشیده که سالیان سال است از کسب اطلاع از وضعیت عزیزان خود محروم هستند پرداخت و از سفیر ایران درخواست نمود تا از تمامی ظرفیت های خود در این کشور استفاده نموده و امکان دیدار این خانواده ها با عزیزان گرفتارشان در اردوگاه لیبرتی را فراهم نماید.

سفیر جمهوری اسلامی در بغداد اطمینان داد که سفارت هر کاری که برای انجام این دیدارها میسر باشد را در حد مقدورات خود انجام خواهد داد. او گفت که در گذشته برای کسانی که توانسته اند از این اردوگاه فرار کرده و خارج شوند تلاش هائی صورت گرفته تا ارتباط آنان با خانواده هایشان که بعضا هیچ رد و نشانی از آنان نداشتند برقرار شود اما ارتباط خانواده ها با افراد داخل اردوگاه امکان پذیر نیست و صرفا باید امیدوار بود تا شاید شرایطی فراهم شود تا این خانواده ها بتوانند عزیزان خود را مجددا به نحوی دیدار نمایند.

شنبه ۲۶ مهر:

مصاحبه با روزنامه کل الاخبار

کل الاخبار

ابراهیم خدابنده در دفتر این روزنامه حضور یافت و مصاحبه ای به انجام رساند. این مصاحبه در روز بعد یعنی یکشنبه ۱۹ اکتبر ۲۰۱۴ انتشار یافت. در این مصاحبه خدابنده به سؤالات این روزنامه در خصوص گذشته این سازمان در عراق پاسخ داد.

یکشنبه ۲۷ مهر:

مصاحبه با شبکه العهد

ابراهیم خدابنده در این روز مصاحبه ای با شبکه تلویزیونی العهد به انجام رساند. در این مصاحبه وی مجددا بر خواست خانواده ها مبنی بر ایجاد امکان دیدار با عزیزان گرفتارشان در داخل اردوگاه لیبرتی که بعضا بیش از سه دهه است آنان را ندیده اند تأکید نمود. او از مقامات بین المللی و همچنین از دولت عراق خواست تا به این امر حقوق بشری توجه بیشتری نشان بدهند.

دیدار با عدنان شهمانی

شحمانی خدابنده

ابراهیم خدابنده ملاقاتی با عدنان شهمانی نماینده مجلس عراق و رئیس کمیته رسیدگی به پرونده مجاهدین خلق در مجلس این کشور در دفتر کار وی به انجام رساند.

در این ملاقات آقای عدنان شهمانی به صورت مفصل آخرین وضعیت مجاهدین خلق در عراق و اقداماتی که از جانب دولت و مجلس و قوه قضائیه این کشور در این خصوص صورت گرفته است را تشریح نمود. او گفت به غیر از معدود کسانی که وابسته به رژیم گذشته در عراق هستند و منافعی در ابقای این سازمان در عراق دارند و مایلند امنیت داخلی عراق را برهم بزنند، همه خواهان خروج فوری آنان از عراق می باشند. شهمانی اظهار داشت که در عراق اتفاق نظر برای خروج آنان وجود دارد و مجلس در این خصوص مصوبه ای صادر کرده و دولت های عراق نیز یکی پس از دیگری خواهان اخراج آنان شده اند. همچنین دستگاه قضائی عراق نیز به کرات خواهان محاکمه سران این سازمان گردیده و شکایات بسیاری در این رابطه به ثبت رسیده است.

او در بیانات خود گفت که پرونده وضعیت مجاهدین خلق سه عامل را شامل میشود که کمیته تحت ریاست او در مجلس این پرونده را دنبال می نماید. عامل اول یک موضوع حقوق بشری است که این افراد سالیان سال است خانواده های خود را ندیده اند و اگر چه رهبران سازمان اظهار میکنند که اعضایشان مایل به دیدار با خانواده هایشان نیستند اما این خانواده ها به شدت مشتاق دیدار با عزیزانشان می باشند و این حق باید برآورده شود. عامل دوم یک موضوع حقوقی است که رهبران این سازمان در جنایاتی در داخل عراق در همدستی با نظام گذشته دست داشته و پرونده های اتهامی متعددی از شکایات مختلف در دستگاه قضائی دارند و همچنین از نظر قانون اساسی عراق حضورشان در این کشور غیر قانونی است. عامل سوم امنیتی است که این سازمان از زمان سقوط رژیم سابق برای برهم زدن امنیت داخلی عراق تلاش نموده و با دشمنان عراق همکاری نزدیک دارد.

ابراهیم خدابنده در این ملاقات علت حضور خود در عراق را تشریح کرد و خواسته های خود را بیان نمود و توضیح داد که تأکید وی بر روی عامل اول یعنی موضوع حقوق بشری است. او اظهار داشت که با بسیاری از این خانواده ها در داخل ایران دیدار داشته و آنان به شدت از دوری و بی اطلاعی از عزیزانشان رنج میبرند. او گفت که افراد داخل اردوگاه لیبرتی از خود اختیاری ندارند که بخواهند تصمیم بگیرند که میخواهند خانواده هایشان را ملاقات کنند یا نه. او از قانونگذار عراقی درخواست نمود تا توجه دولت و مجلس عراق را به این موضوع مهم حقوق بشری جلب نماید.

خدابنده تأکید کرد که جان افراد مستقر در لیبرتی در خطر است و بیم یک فاجعه انسانی میرود و تهدید اصلی کسی به غیر از شخص رجوی نیست که با امیال جاه طلبانه خود تمامی این افراد را به کشتن خواهد داد. او گفت که با دولت و ملت عراق هم نظر است که آنان باید از عراق بروند و البته دلیل وی حفظ امنیت این افراد و بازگشت آنان به دنیای آزاد و آغوش خانواده می باشد. ابراهیم خدابنده توضیح داد که با کنار رفتن نوری مالکی از نخست وزیری در عراق، رجوی به ماندن در این کشور امیدوار شده است که این موضوع موجب خنده شهمانی شد و او گفت که فکر میکرد رجوی مطلع تر از این باشد و بداند که از نظر هیچ کس در عراق سازمان مجاهدین خلق آینده ای در این کشور ندارد.

در پایان خدابنده و شهمانی ابراز امیدواری کردند که در آینده نزدیک شرایط اعضای گرفتار در فرقه رجوی بهبود یافته و آنان به دنیای آزاد بازگشته و با خانواده های خود دیدار نمایند. نماینده مجلس عراق گفت که در گذشته تلاش های بسیاری انجام داده و با نمایندگان پارلمان اروپا و مقامات ملل متحد و صلیب سرخ دیدار داشته و به تلاش های خود ادامه خواهد داد.

بنیاد خانواده سحر

بغداد – ۲۱ اکتبر ۲۰۱۴

***

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=13226

جریان مسئله داری در فرقه رجوی – قسمت چهارم (مرگ عضو ربطی به مریم ندارد ولی خواب عضو را باید گزارش کرد؟)

ابراهیم خدابنده 2014ابراهیم خدابنده، هفتدهم سپتامبر ۲۰۱۴: …  همین هوادار که با تعدادی از زنان سازمان در پاریس در ارتباط کاری می باشد ایمیل دیگری فرستاده و از قول یکی از آنان نوشته است: “این روزها بند ج در رابطه با زنان در اردوگاه لیبرتی تشدید شده و زنان را موظف کرده اند تا: ساعت ها وقت خود را صرف کنند تا صدای خود را از زن بودن به مرد بودن تغییر دهند. رنگ پوست خود را با زیر آفتاب ایستادن و در معرض …

کدام بنیادگرائی؟ کدام دستاورد تاریخی؟

لینک به صفحه فیسبوک آقای خدابنده

لینک به قسمت اول:
جریان مسئله داری در سازمان مجاهدین خلق و سخنی با هواداران (چو می بینی که نابینا و چاه است ..)
لینک به قسمت دوم:
جریان مسئله داری در فرقه رجوی – ادامه (شماره دو)

لینک به قسمت سوم:

جریان مسئله داری در فرقه رجوی (قسمت سوم)

جریان مسئله داری در فرقه رجوی (قسمت چهارم)

“اگر یک عضو سازمان در حال مرگ باشد هیچ ارتباطی به مریم رجوی ندارد، اما خواب شب او قطعا به مریم ربط دارد و باید فورا گزارش نماید که چه خواب دیده و چقدر با ارزش های سازمان زاویه داشته است”.

ابراهیم خدابنده

در قسمت قبل (قسمت سوم) اشاره کردم که یکی از هواداران سازمان مجاهدین خلق در فرانسه ایمیلی برایم فرستاده بود مبنی بر تضادی که بین تعدادی از زنان عضو سازمان با تشکیلات پیدا شده و آن اینکه از یک طرف ادعای حکومت بر مبنای جدائی دین از دولت و همچنین عدم دخالت در امور شخصی و اعتقادی افراد میکنند و از طرف دیگر در درون مناسبات به تفتیش عقاید پرداخته و بالاترین محدودیت های ممکن را، خصوصا برای زنان، اعمال می نمایند.

همین هوادار که با تعدادی از زنان سازمان در پاریس در ارتباط کاری می باشد ایمیل دیگری فرستاده و از قول یکی از آنان نوشته است:

“این روزها بند ج در رابطه با زنان در اردوگاه لیبرتی تشدید شده و زنان را موظف کرده اند تا:

ساعت ها وقت خود را صرف کنند تا صدای خود را از زن بودن به مرد بودن تغییر دهند.

رنگ پوست خود را با زیر آفتاب ایستادن و در معرض گرد و خاک قرار گرفتن عوض کنند.

به هیچ وجه خودشان را در معرض دید مردان قرار ندهند.

هیچگونه اشعه ای از خود در مقابل مردان ساطع ننمایند.

در بحث معروف به بند ج ضوابطی به اجرا گذاشته میشود که زنان را موظف می نماید آنها را برای به اصطلاح مقابله با حس زنانه “جلب توجه” به دقت و به صورت کامل بکار ببندند. برخی از این ضوابط عبارتند از:

سفیدی صورت خود را تغییر داده و از حالت زن بودن خارج شده و به شکل مردها در آیند.

دستهای خود را با کارهای سخت نظیر کندن زمین، پر کردن کیسه شن، سنگر سازی، کار با ماسه و سیمان، و غیره زبر و ضمخت نمایند.

به هیچ عنوان حق استفاده از کرم یا نظایر آن برای پوست صورت و دست های خود ندارند.

حق ندارند کفش پاشنه دار و کفشی که صدای پاشنه آن به گوش برسد بپوشند.

حق ندارند لباس های رنگی بپوشند و همه باید از فرم های یک دست استفاده کنند.

حق کار در آشپزخانه به تنهائی را ندارند و بعد از کار هم بازرسی میشوند. دلیل آن البته روشن است که از ذکر آن خودداری می کنم.”

ایمیل دیگری داشتم از یکی از جداشدگان سازمان مجاهدین خلق که خواسته نام و مکانش را بازگو نکنم اما مطلبش را عینا منعکس نمایم که در زیر آورده میشود:

“من یکی از اعضای سازمان مجاهدین خلق در اروپا بودم. با خیلی از زنان سازمان در رده های بالا ارتباط داشتم. با تعدادی گپ و گفت و به قول سازمان محفل داشتیم. آنها بعضا مطالبی در خصوص مریم رجوی به من میگفتند. مثلا در مورد کسالت و بیماری، برای آزمایش رفتن، خرید لباس و اینکه خیاط های بسیار ماهر برایش آورده میشود، خرید لوازم آرایش بسیار گرانقیمت، پخت غذای مخصوص توسط آشپز مخصوص، و غیره. عکس هائی هم در این رابطه یکی از این خواهرها به من داده است و الان هم با بعضی از آنها در تماس هستم و ارتباط دارم و بعضی مسائل را به من میگویند.

آنچه که مطلب اصلی است و میخواهم منعکس شود این است که چه شد که از سازمان جدا شدم. شنیده ام که میگویند حس کینه در زنان بیشتر از مردان است. بهرحال یک روز همینطور که به عکس هائی که داشتم نگاه میکردم یاد آن حرفهای مریم افتادم که در عراق به خواهرها میگفت که عاشق صورت های آفتاب سوخته و دستان پینه بسته زنان سازمان است، اما برای خرید لوازم آرایش خودش افراد را تحت فشار میگذاشت که حتما باید فلان مارک باشد و اگر قدری مطابق میلش نبود زمین و زمان را به هم می دوخت و پرخاش میکرد.

در شرح حال بتول سلطانی هم که میخواندم دیدم که برخوردهای تند مسئولش با وی باعث کینه به دل گرفتن و فرارش از قرارگاه اشرف شده بود. به هر صورت من هم با دیدن این تناقضات با خودم گفتم کسی که مدام دم از جامعه بی طبقه توحیدی میزند هنوز به قدرت نرسیده اینطور زنان بخت برگشته را استثمار میکند و مدل زندگی شاهانه براه انداخته است، حالا اگر به قدرت برسد چکار خواهد کرد.

موضوع دیگر اینکه در بحث به عقد رجوی درآوردن همه اعضای شورای رهبری که واسطه آن هم خود مریم بود یک مسئله غیرقانونی و خلاف شرع و خلاف عرف هم اتفاق افتاده است. اگر رجوی به آیات قرآن استناد میکند تا ازدواجش با تمامی زنان شورای رهبری را توجیه کند و زنان را به بردگی بگیرد از نظر همان قرآن ممنوعیت هائی وجود دارد که رعایت نکرده است. مثلا مادر و دختر یا دو خواهر را یکجا به عقد خود در آورده است. مثال های آن زیاد است که برای حفظ حرمت افراد نام نمی برم.

مطلبی در خصوص ازدواج و صیانت نسل در موضعگیری که ظاهرا در خصوص غزه مریم عنوان “نسل کشی” را بکار برد داشتم. موضعگیری ظاهری از این جهت گفتم که اطلاع دقیق دارم که نفرات سازمان در مناطق یهودی نشین برخی کشورها روزهای شنبه میز کتاب گذاشته و به جهت اینکه دل یهودیان را بدست بیاورند می گویند که دوست اسرائیل هستند. بهرحال کسی که مخالف نسل کشی است خودش و شوهرش طرح هائی پیاده کرده اند که مصداق عینی زوال نسل است.

در سازمان مجاهدین خلق از سال ۱۳۶۸ که انقلاب ایدئولوژیک همگانی شد و تا سال ۱۳۷۲ کامل گردید خانواده وجود ندارد. البته در مواردی هم که به صورت غیرشرعی و نامعلوم بارداری اتفاق افتاده فورا با سقط جنین خاتمه یافته است.

مسعود و مریم رجوی از طلاق علی الدوام صحبت میکردند و همیشه میگفتند که حتی بعد از سرنگونی هم این روند ادامه دارد. اما مهدی ابریشم چی یک بار در یک نشست برای هواداران گفت: “چه کسی میگوید ما ازدواج و حق بچه دار شدن نداریم، با پیروزی انقلاب و رفتن به ایران ازدواج کرده و بچه دار خواهیم شد”. البته تصور نمیکنم زمانی که انقلاب پیروز شود اگر کسی باقی مانده باشد در سن بچه دار شدن باشد.

از این موضوع بگذریم. موضوع بعدی اینکه مریم که همیشه دم از مقاومت و مبارزه میزند چرا حالا یک بار برای نمونه خودش اعتصاب غذا نکرده، تحصن نکرده، دست به خودسوزی نزده، و همیشه بهترین شرایط را برای خودش فراهم میکند. اطلاع دارم که او اوقات فراغتش را با گربه اش بازی میکند. گویا سگ هم خواسته بوده که او را منصرف کرده اند. اما برای نیروهای زن در عراق تا آن زمان که در اشرف بودند و حالا که در لیبرتی هستند زندگی سنگری شبانه روزی و شرایط سخت تجویز می نماید.

مریم اوقات دیگرش را برای تفریح با شوهر سابقش مهدی ابریشمچی و دیگر دوستان به باغ و مزرعه میروند و سیب و گلابی می چینند. البته مدام هم مهمانی میدهد و همسایگان را دعوت میکند. در سازمان خانواده نداریم که همدیگر را دعوت کنند و مهمانی خانوادگی بدهند و تنها مریم است که وضع مالی خوبی دارد و میتواند مهمانی های پر خرج بدهد. اگر وقت گیر آورد و کار دیگری نداشت بازنشسته های خارجی را جمع میکند و باز ترتیب مهمانی میدهد و با آنها به اختلاط مشغول میشود. بعضا به مناسبت های ماه رمضان و سالگرد تأسیس سازمان و غیره هم برنامه هائی ترتیب میدهد و از این بازنشستگان دعوت به عمل می آورد. ایام کریسمس و نوروز و غیره هم که باشد برنامه دید و بازدید و هدیه دادن باز با همین بازنشستگان و همسایگان براه است.

مریم در پاریس زندگی اش را میکند. حالا اینکه افراد در عراق در چه وضعیتی هستند و چرا آنها را بی جهت آنجا نگاه داشته و چه کسی بیمار است و چه کسی می میرد و آینده این افراد چه میشود و غیره به ایشان ربطی ندارد. اگر یک عضو سازمان در حال مرگ باشد هیچ ارتباطی به مریم رجوی ندارد اما خواب شب او قطعا به مریم ربط دارد و باید فورا گزارش نماید که چه خواب دیده و چقدر با ارزش های سازمان زاویه داشته است.”

***

رونمایی کتاب “گسست بندها”

ترجمه کتاب فرقه ها درمیان ما
(مهندس ابراهیم خدابنده، انتشارات دانشگاه اصفهان)

همچنین:

کدام تکیه گاه؟

ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، بیست و سوم ژوئن ۲۰۱۴: … آورده است که: “…در مجاهدین خلق در حیطه تشکیلاتی، به تصدیق خود اعضا، تکیه گاه و شاخص عینی و مادی برای تلاش و فعالیت تشکیلاتی – مبارزاتی آنها، خانم مریم رجوی است و آنها او را تجسم مادی ارزش ها و ویژه گیهای «مجاهد» بودن میدانند…”.  این وسط

سخنی با حامیان فرقه رجوی

ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، تهران، بیست و یکم اوت ۲۰۱۳: … این میزان دریدگی و بکار بردن چنین ادبیاتی، آنهم خطاب به کسانی که سه دهه از عمر و تمامی آنچه داشتند را در طبق اخلاص در اختیار او قرار دادند، تنها از یک رهبر فرقه ای بر می آید که با استفاده از تکنیک های کنترل ذهن مخرب

وحشت فرقه رجوی از عواقب روند جدائی ها

ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، تهران، اول اوت ۲۰۱۳: …  سران فرقه مطرح نموده اند که جدا شدن این دو بسا سنگین تر از جدا شدن فریدون گیلانی و متین دفتری از شورای رجوی بوده چرا که در مقطع بسیار حساسی که مقاومت زیر ضرب است صورت گرفته است. این “مقطع حساس” را میتوان به این گونه تعبیر کرد

استعفای روحانی و قصیم و واکنش شورا

ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، تهران، هجدهم ژوئن ۲۰۱۳: …  آقایان روحانی و قصیم در نامه استعفای خود نهایت ملاحظه سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت را نموده و وارد هیچگونه نقد مشخصی نسبت به عملکرد سی و چند ساله مسعود رجوی که جای انتقاد های بسیاری دارد نشده اند و تنها بر

خدابنده: ترور شهید صیاد شیرازی سفارش صدام به مجاهدین خلق (فرقه رجوی) بود

خبرگزاری مهر، تهران، بیست و هشتم اوت ۲۰۱۳: …  خط اول این حرکت این فرقه برای کسب وجهه مردمی با شکست مواجه شده است و رجوی وقتی دید که این خط با شکست روبرو شده به ترور روی آورد و بعد از آن به سراغ صدام رفت. او استراتژی خود را قرار گرفتن در شکاف جنگ ایران و عراق می دید و می گفت برای کسب قدرت در ایران باید از حمایت یک ابرقدرت برخوردار باشیم و به همین خاطر ارتش آزادیبخش ملی را تشکیل داد و