محمد حسین سبحانی: نگاهی به پیامی خشونت طلبانه (+متن کامل خزعبلات مزدور فراری مسعود رجوی)

محمد حسین سبحانی: نگاهی به پیامی خشونت طلبانه (+متن کامل خزعبلات مزدور فراری مسعود رجوی)

ایران قلم، دسامبر ۲۰۱۴: … صدور فرمان قتل جدا شدگان و منتقدان و ناراضیان سازمان مجاهدین توسط مسعود رجوی امر تازه ای نبوده و در گذشته هم صورت گرفته است حتی در گذشته نزدیک و هم گذشته دور . روشن است که سازمان مجاهدین برای اینکه مخالفان و منتقدان خودش را از سر راه خود بردارد هیچ ابایی تا کنون از این موضوع نداشته است ولی خوب اینبار بقول معروف رجوی خودش را عریان تر ارائه کرد …

(آقای محمد حسین سبحانی در پارلمان اروپا)
مریم رجوی نمی‌تواند در پاریس فرمان حمله ترویستی علیه قربانیان صادر کند، اما مدعی بیرون آمدن از لیست گروه‌های تروریستی باشد

نگاهی به پیام خشونت طلبانه مسعود رجوی در ۱۱ آبان ۱۳۹۳ – قسمت اول

محمد حسین سبحانی، ایران قلم، هشتم دسامبر ۲۰۱۴:… البته خوب صدور فرمان قتل جدا شدگان و منتقدان و ناراضیان سازمان مجاهدین توسط مسعود رجوی امر تازه ای نبوده و در گذشته هم صورت گرفته است حتی در گذشته نزدیک و هم گذشته دور . روشن است که سازمان مجاهدین برای اینکه مخالفان و منتقدان خودش را از سر راه خود بردارد هیچ ابایی تا کنون از این موضوع نداشته است ولی خوب اینبار بقول معروف رجوی …

لینک به منبع

نگاهی به پیام خشونت طلبانه مسعود رجوی در ۱۱ آبان ۱۳۹۳ تحت عنوان ” عهد پرچم و ابلاغیه چراغ خاموش “  – قسمت اول

آقای سربی:

بینندگان عزیز سلام امیدوارم تا این لحظه را بخوبی و خوشی پشت سر گذاشته باشید و اوقاتی را که امروز با هم هستیم برنامه ای را که کانون آوا به شما تقدیم می کند با هم ببینیم و بشنویم و اگر پرسشی داریم بپرسیم و اگر نظری دارید مطرح کنید و پس از آن در مورد گفته های این دوستان فکر کنیم و تصمیم بگیریم. امروز آقای محمد حسین سبحانی از آلمان با ما هستند قبلا هم چند ین بار مهمان برنامه بودند از ایشان تشکر میکنم که باز هم وقت شان را به من و شما دادند. قرار هست که امروز شما در مورد دو موضوع صحبت کنید چرا مسعود رجوی فرمان قتل جدا شدگان را صادر کرده است و موضوع دوم نگاهی به وضعیت درونی سازمان مجاهدین.آقای سبحانی که چرا مسعود رجوی فرمان قتل جدا شدگان و منتقدان این سازمان را صادر کرد مگر شما برادران و خواهران ایشان نبودید ؟

آقای سبحانی:

البته خوب صدور فرمان قتل جدا شدگان و منتقدان و ناراضیان سازمان مجاهدین توسط مسعود رجوی امر تازه ای نبوده و در گذشته هم صورت گرفته است حتی در گذشته نزدیک و هم گذشته دور . روشن است که سازمان مجاهدین برای اینکه مخالفان و منتقدان خودش را از سر راه خود بردارد هیچ ابایی تا کنون از این موضوع نداشته است ولی خوب اینبار بقول معروف رجوی خودش را عریان تر ارائه کرد و خیلی مستند تر در این پیام صوتی که همراه با تصویر بوده و در سایتهای هوادار سازمان هم این پیام صوتی منتشر شده است این ماهیت را عریان تر کرده است. اجازه بدهید که ما در این جلسه نگاهی به این پیام صوتی مسعود رجوی در ۱۱ آبان ۱۳۹۳ تحت عنوان ” عهد پرچم و ابلاغیه چراغ خاموش ” داشته باشیم. اما اینکه چرا مسعود رجوی فرمان قتل اعضای جدا شده و منتقدان و ناراضیان را صادر کرده است ؟

مخاطب و هدف اول پیام خشونت طلبانه و تروریستی رجوی، ساکنین اسیر لیبرتی بوده است

البته در این پیام صرفا جدا شدگان از سازمان مجاهدین خلق مورد خطاب ایشان نبوده اند ، اعضای جدا شده از شورای ملی مقاومت و حتی مرحوم عزت الله سحابی و آقای جلال طالبانی و نخست وزیر سابق عراق آقای نوری المالکی ، آقای دکتر بنی صدر و… خلاصه هر کسی که دم دستش می رسیده اینجا دشنام داده و تهدید کرده است. در این پیام یک بخش صدای ایشان هست و همچنین فیلم هایی تهیه کرده اند صدای ایشان آمده و به خواننده پیام رجوی را رسا تر و روشنتر منتقل می کند.

اما هدف اصلی از پیام صوتی مسعود رجوی تحت عنوان ابلاغیه پرچم و چراغ خاموش این نبوده که بخواهد با این پیام صوتی فرمان قتل اعضای جدا شده از مجاهدین را صادر کند ، بلکه هدف اصلی مسعود رجوی به شرایط بسیار بحرانی در درون کمپ لیبرتی بر می گردد و مخاطب اصلی این پیام خشونت طلبانه افراد اسیر در لیبرتی هستند که بسیار وضعیت و شرایط خاص و بحرانی دارند و پرسش ها و چرا های مختلف و فراوانی نسبت به سازمان مجاهدین و رهبری آن ذهن آنها را مشغول کرده است که رجوی در همین ارتباط مجبور شده با ایجاد فضای رعب و وحشت و تراشیدن یک دشمن و پاشیدن بذر کینه و انتقام تا بدین وسیله افرادی را که در کمپ لیبرتی هستند مجاب کند و از آنها دوباره به زور بله بگیرد تا مدت بیشتری آنها در اسارت باقی بمانند . خوب برای ایجاد فضای رعب و وحشت چه بهتر از اینکه فرمان قتل جدا شدگان را صادر کند . رجوی در این پیام می گوید هر کس برود و منتقد سازمان مجاهدین باشد از آقای دکتر بنی صدر گرفته ، از افراد ملی مذهبی گرفته ، از اعضای جدا شده از مجاهدین گرفته ، از اعضای جدا شده از شورای ملی مقاومت گرفته تا حزب دموکرات کردستان ایران و الی آخر، اینها همه از نظر رجوی خائن و همه مزدور هستند و همه تیغ حکومت اسلامی را تیز می کنند و در این فضا که وجود دارد فضایی که آهنگ و طنین صدا ی رجوی نشان می دهد که در حالت بسیار بد روانی و پریشانی هست و ایشان با این پیام صوتی واقعا خودش را عریان تر کرده و این خیلی واقعی هست و آنچه را که سال‌ها هست که اعضای جدا شده می گویند که رجوی دستور قتل اعضای جدا شده را صادر کرده و به لشگر فدایی اش دستور سیاسی ، نظامی داده که شما باید بروید اینها را بکشید و از زندان شدن نترسید چون زندان های اروپا مثل هتل های چند ستاره هستند. الان هم که وصیت کرده است . پس اگر بخواهم نتیجه گیری بکنم از بحث باید تاکید کنم که هدف اصلی رجوی از این پیام صوتی ادامه و استمرار اسارت ساکنان کمپ لیبرتی می باشد و برای اینکه این موضوع را جا بیندازد و از این افراد بله بگیرد به فضای رعب و وحشت احتیاج داشته و اینکه شعار می کشم می کشم و یا شعار یا حسین یا ثار ثار ، آماده کارزار .

توصیه من به همه افرادی که به سازمان مجاهدین چه با دید مثبت و چه با دید منفی نگاه می کنند، این است که خوب هست این نوار را چند بار گوش کنند و این تصاویر را ببینند و دقیقا نشان می دهد که آقای رجوی در یک بن بست کامل سیاسی و استراتژیکی گرفتار شده است .

ریشه های تروریسم و خشونت سیاسی ، مسعود رجوی بیمار است

من برای تکمیل این قسمت بحث لازم می دانم که در اینجا یک توضیح مختصری بدهم که اساسا ” تروریسم و خشونت سیاسی” که اندیشه رجوی از این تفکر شکل گرفته است یک بیماری فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی هست که ریشه ها و عوامل بسیاری دارد . ریشه های تاریخی این بیماری خشونت طلبی و تروریسم را می توان در وقایع صد سال اخیر جامعه ایران مشاهده کرد زیرا همیشه جابجایی قدرت سیاسی در حکومت های ایران در صد سال اخیر از طریق نظامی و با بکارگیری ابزار خشونت بوده است و این تبدیل شده به یک فرهنگ شده است، ولی خوشبختانه در این دو دهه اخیر ندای مبارزه مسالمت آمیز و اصلاح طلبانه ، پرهیز از خشونت و رفتار و کردار مداراگرایانه و گفتگوی دوستانه کم کم دارد تبدیل به یک فرهنگ می شود که امیدواریم این فرهنگ مدارا و پرهیز از خشونت بتواند آن ایستادگی لازم را در مقابل استراتژی و فرهنگ خشونت و ترور داشته باشد بنابراین از نظر من تفکر مسعود رجوی و سازمان مجاهدین خلق به این بیماری سیاسی ، اجتماعی مبتلاست .اگر من سازمان مجاهدین خلق را نقد می کنم، اگر سازمان مجاهدین مرا ده سال حبس کرده است و خانواده و همسرم و فرزندم و زندگی مرا از هم پاشیده است ، ولی من هیچ گونه کینه شخصی از مسعود رجوی ندارم اگر نقدی هم می کنم بخاطر اینست که می خواهم مسولیت انسانی و اخلاقی خودم را انجام بدهم تا جامعه من و مردم من از خشونت و ترور دور شوند و به زندگی مسالمت آمیز و گفتگوی مسالمت آمیز نزدیک بشوند بنابراین رویکرد من نسبت به رجوی و اندیشه او نقد ایشان هست نه کینه شخصی به دلیل اینکه او مرا ده سال در زندان های انفرادی خودش و یا در زندان ابوغریب حبس کرده است و من این مشکلات رجوی را ناشی از یک بیماری می دانم که ایشان دارد که البته صرفا اختصاص به ایشان هم ندارد و گفتم که یک ریشه های تاریخی دارد منتهی خوب وقتی که این بیماری با شهوت قدرت طلبی عجین بشود ، شهوت قدرت طلبی که فرد را کور و نابینا کرده است و نمی تواند بعد از سی و چند سال بفهمد که دیگر جامعه ایران جامعه ای نیست که شما فریاد خون خون ، انقلاب انقلاب ، جنگ مسلحانه و می کشم می کشم راه بیندازید ، نه در بین مردم ایران و نه مردم دنیا. دیگر پدیده هایی مثل سازمان مجاهدین و القاعده جایی ندارند شما داعش را می بینید . کدام گروه اجتماعی می تواند داعش را تایید کند؟ سازمان مجاهدین که خودش یک تنه در عراق با لابی هایی که داشته و با پشتیبانی های لجستیکی و مالی که از بقایای صدام حسین کرده است و در پیدایش داعش نقش اساسی داشته است الان مجبور هست که سکوت بکند و شما می بینید که در پیام دو ساعته رجوی هیچ نقدی در مورد داعش وجود ندارد . داعشی که زنان کرد های ایزدی را می گیرد و به عنوان برده می فروشد ، مسعود رجوی هیچ توضیحی و هیچ صحبتی را در این مورد نمی کند . چرا؟

پخش نوار صحبتهای تهیدآمیز و تروریستی مسعود رجوی علیه اعضای سابق مجاهدین و شورای ملی مقاومت

بنابراین من صحبتم را در این قسمت جمع بندی می کنم و تاکید می کنم که رجوی در پیام دو ساعته ای که پخش کرده است یک هدف داشته که گرفتن بله مجدد از نیروهای سازمان در کمپ لیبرتی با ایجاد فضای رعب و وحشت و در این رابطه اهداف دیگری هم داشته که یکی اش هم تهدید به قتل اعضای جدا شده از سازمان بوده است . من از شما خواهش می کنم که جناب آقای سربی قسمت هایی از این نوار را برای شما فرستادم پخش کنید که فکر کنم دقیقه سی و هفت نوار هست که آقای رجوی بطور واضح می خواهد با پاشیدن بذر کینه و انتقام افراد را منقلب بکند شما آقای سربی خوشبختانه تجربه حضور در این سازمان را ندارید ولی من و سایر دوستانی که در این نشست های این شکلی حضور داشتیم می فهمیم و می دانیم که در آن فضا چه شرایطی داشتند افرادی که در آنجا بودند و در واقع می خواهد به این افراد بگوید که اگر می خواهی بروی پس همان خاین و مزدوری هستی که حکم تو قتل هست اگر ماندی که خوب در واقع شما لبیک گفته ای به ما .

آقای رجوی آمده بحث های خودش را اینجوری شروع کرده است و می گوید :

ارتش آزادی بخش و موسسان چهارم با کسی شوخی ندارند راستی در مرام و مکتب امام حسین امر به معروف و نهی از منکر چیست یا فرا خواندن به نیکی و عدالت یا تبری جستن از ظلم و پلیدی و شقاوت نتیجه گیری می کند که با فضای یا حسین سر دادن و می گوید که امشب و فردا شب لشکر های فدایی باید آماده جنگ تمام عیار باشند آماده کار زار بعد شروع می کند افراد را مجبور به دادن شعار ثار ثار آماده کار زار می کند و افراد می گویند حاضر حاضر و بعد با راه اندازی دجالیت خاص خود می گوید قاتلان مجاهدین را باید در مقابل عدالت قرار داد تا کیفر ببینند آنهایی که در پرونده هفده ژوین شهادت دروغ دادند و آن شعله های خود سوزی های مشعل جاویدان فروغ آزادی را بر انگیختند و یک به یک باید حساب پس بدهند و در برابر عدالت قرار بگیرند و در این جا می آید عکس های تعدادی از دوستان از جمله بنده و همچنین آقای بنی صدر را پخش می کند که جرم شان اینست که که در یک کشور اروپایی از طرف قاضی دادگاه فراخوانده شده اند بخاطر پرونده پول شویی سازمان مجاهدین به عنوان شاهد و مطلع و رفتند آنجا شهادت دادند و به سوالات قاضی پرونده در مورد مناسبات سازمان پاسخ دادند که این حق قانونی هر انسانی هست و علاوه براین وظیفه اخلاقی و انسانی من بوده است که آقای رجوی من اینکار را بکنم از این بالاتر هم را هم در کلیه دادگاه های آزاد اروپایی و در هر کجا باشد شرکت می کنم و علیه مناسبات فرقه گرا یانه سازمان مجاهدین خلق به رهبری شما شهادت خواهم داد بنابراین ما بیدی نیستم که با این بادها بلرزیم .البته من هم حرف شما را جدی می گیرم، هم جدی می گیرم و هم جدی نمی گیرم که توضیحات آن را در زمان مناسب که شما روی صندلی بعنوان متهم بشیند برایتان خواهم گفت.

ادامه دارد

جلسه پارلمان اروپا حول محور “سازمان مجاهدین خلق/ شورای ملی مقاومت و فعاللیت های آنان”

***

نگاهی به پیام خشونت طلبانه مسعود رجوی در ۱۱ آبان ۱۳۹۳ – قسمت دوم

محمد حسین سبحانی، ایران قلم، دوازدهم دسامبر ۲۰۱۴:… زمانی که سازمان مجاهدین می خواست قلعه اشرف را تخلیه کنند در گروه های چهار صد نفره افراد به لیبرتی منتقل می شدند . به گروه اول ۴۰۰ نفره که افراد شاخص تر تشکیلاتی در آن حضور داشته اند اینطور القا کرده بودند که شما بروید آنجا یک محل های امن و مناسبی را برای حفر زمین و جا دادن بنگال و خانه های پیش ساخته در عمق زمین پیدا کنید و بدون …

لینک به منبع

نگاهی به پیام خشونت طلبانه مسعود رجوی در ۱۱ آبان ۱۳۹۳ تحت عنوان ” عهد پرچم و ابلاغیه چراغ خاموش “

قسمت دوم : رجوی به دروغ وانمود می کند در کمپ لیبرتی عراق است ، چرا؟

آقای سربی:

ممنونم از شما اجازه بدهید که من سوالی را که دیروز یکی از دوستان سوال کرد در همین رابطه بود اولا ایشان می گویند این دو شب که مسعود رجوی در پیامش اشاره می کند مربوط به چیست آیا این نوار جدید هست دیگر بله؟

آقای سبحانی:

بله این دو شب اشاره ای هست به شب های عاشورا و تاسوعا و در آن فضای مذهبی که وجود دارد و این نوار مربوط به یازده آبان ماه سال جاری هست و در آن فضا ایشان آمده با پرداختن به روایت های مذهبی و بر انگیختن احساسات آدم هایی که آنجا هستند تا آن هدفی را که داشته دنبال کند.

اگر اجازه بدهید من به موضوع دیگری بپردازم. در ابتدای بحثم در مقدمه عرض کردم و گفتم که تفکر ” خشونت و ترور ” یک بیماری سیاسی و اجتماعی و فرهنگی هست و رجوی هم بیماری هست که به این مرض یعنی اندیشه خشونت و ترور همراه با شهوت قدرت طلبی عجین شده در آن مبتلا شده است. واقعا به او باید به عنوان یک بیمار نگاه کرد وگرنه هیچ عقل سالمی این کار را انجام نمی دهد البته آنجایی که به منافع رجوی بر گردد خیلی خیلی سالم هستند خیلی از دوستان می گفتند که رجوی در عراق هست البته من این بحث را باز خواهم کرد ولی به نظرم رجوی با توجه به کاراکتری که دارد و یا توجه به تجربه های شخصی خودم که در قسمت حفاظت بودم آدمی نیست که در شرایط بحرانی و سختی بماند و بنابراین اینجا عقلش خوب کار می کند و فرار می کند و مریم رجوی فرار می کند آخر امام حسین که کنار دست آن هفتاد و دو تن یاران خود حضور داشتند و خودش که فرار نکرد.

جالب این است که دجال گری ایشان به اندازه ای است که وانمود می کند که در لیبرتی است تا به حال پرسش های زیادی در افکار عمومی وجود داشته است که رجوی کجاست و من همیشه گفته ام که در عراق نیست . ولی رجوی اینجا عقلش خوب کار می کند برای اینکه فریب اطلاعاتی بدهد و برای اینکه خون بریزد همین که خودش گفت ثار ثار جنگ و کار و زار یعنی خون می خواهم خون باید ریخته بشود تا من بتوانم ادامه حیات بدهم .

طبق اخباری که از آخرین افرادی که از لیبرتی خارج شده اند دریافت کرده ایم زمانی که سازمان مجاهدین می خواست قلعه اشرف را تخلیه کنند در گروه های چهار صد نفره افراد به لیبرتی منتقل می شدند . به گروه اول ۴۰۰ نفره که افراد شاخص تر تشکیلاتی در آن حضور داشته اند اینطور القا کرده بودند که شما بروید آنجا یک محل های امن و مناسبی را برای حفر زمین و جا دادن بنگال و خانه های پیش ساخته در عمق زمین پیدا کنید و بدون اینکه نام ببرند طوری وانمود و القا می کرده اند که بصورت نا خود آگاه در ذهن افراد بیاید که رجوی در اشرف هست و می خواهد به لیبرتی برود و افراد این تصور را به صورت جدی پیدا کرده بودند . بعد برای تکمیل این تصور گروه چهارم ۴۰۰ نفره که می خواست به لیبرتی منتقل بشود سازمان مدعی می شود که باید این افراد صورت خود را بپوشانند تا چهره شان شناسایی نشود. عراقی ها با این کار مخالفت می کنند و حدود ۴۸ ساعت کار متوقف می شود تا اینکه نهایتا دولت آقای نوری مالکی خواسته اینها را قبول کردند. شما اینجا می بینید که می گفتند که آقای نوری مالکی مزدور تمام عیار حکومت اسلامی ایران هستند ولی معلوم نیست که اگر ایشان مزدور حکومت اسلامی در ایران هستند پس چرا خواسته های اینها را قبول کرده اند عراق ها می پذیرند که این گروه ۴۰۰ نفره با چهره پوشیده شده بیایند در صورتی که در گروه های قبلی این کار را انجام نمی دادند یعنی می خواستند بگویند که مسعود رجوی بین این افراد هست یا اینکه جز ۱۰۰ نفری خواهد بود که در اشرف باقی می مانند. حالا شما می توانید یکی از دلایل حمله آن گروه تند رو و خشونت طلب عراقی به اشرف را ارزیابی کنید. چرا باید آن ۱۰۰ نفر در اشرف سپر حفاظتی مسعود رجوی می شدند؟ حالا هم مجددا وانمود می کند در لیبرتی است، چرا؟

شاید بسیاری از مخاطبین این مطلب باور نمی کنید که اگر الآن از نیروهای سازمان در کمپ لیبرتی بپرسید که رجوی کجاست؟ می گویند که در لیبرتی است یعنی واقعا باور دارند که در کمپ لیبرتی در عراق است در صورتی که ایشان الان در یک جای نرم و گرم نشسته و دارد زندگی اش را می کند و هر از گاهی هم یک پیام ابن شکلی می دهد و به قول یکی از دوستان بیشتر وقت خود را صرف امور مالی می کند و حساب و کتاب می کند که چقدر پول دارد ، پول هایی که از زمان صدام حسین بدست آورده ، پول هایی که از زمان سرقت های مسلحانه و قاچاق بدست آورده است. آقای رجوی در همین پیام گفته که وصیت کرده و می کنیم و گفته اگر مزدوران دولت عراق حمله کردند ما تا آخرین نفر می ایستیم یعنی منم هستم اینجا یا گفته من آمده ام امشب تا ابلاغیه چراغ خاموش را صادر کنم از کجا آمده ای یعنی از پایگاه مخفی اش در لیبرتی آمده و دارد این پیام را می خواند در صورتی که چنین چیزی واقعیت ندارد .

در رابطه با این سوالی که دوست مان مطرح کرده بود که روزگاری مجاهدین توپ و تانک و اسلحه و پول نفت داشتند صد و بیست هزار کشته دادند امروز که جارو دارند و دسته جارو می خواهند چه کار کنند با این شعارها به کجا می رسند؟

پاسخ به این سوال کاملا روشن است و مشخص هست که سازمان مجاهدین با آن همه نیروی سیاسی و اجتماعی و من و امثال من با تمام وجود به سازمان اعتماد داشته و با آن همراهی می کردیم و انبوهی امکانات و تجهیزات و تدارکات و تسلیحات و پول هنگفت صدام حسین پشتش بود خوب مسعود رجوی نتوانست با انبوه این امکانات به جایی برسد ، الان خوب معلوم است که دیگر اصلا نمی تواند. بنابراین این به همین دلیل هم می گویم مشکل رجوی نوعی بیماری هست. وقتیکه من در زندان انفرادی سازمان بودم خاک های کف سلول را جمع آوری کرده و با آب تبدیل به گل می کردم و با آن روی دیوار سفید و گچی سلول انفرادی می نوشتم سی خرداد سال شصت و شروع فاز مبارزه مسلحانه اشتباه بود و اشاره می کردم که من و امثال من نه تصمیم گیرنده بودیم و نه حتی مطلع که سازمان در روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ چه می خواهد بکند ولی من به سهم خودم جسارت دارم که بگویم اشتباه کردم ولی آقای رجوی شما جسارت ندارید . واقعیت این است که رجوی را نمی توان با هیچ شخصی و هیچ سیاست مداری مقایسه کرد واقعا خیلی پدیده عجیب و غریبی هست این فرد در اوج زبونی و در اوج وقاحت فرمان سرنگونی می دهد.

نجات یافتگان فرقه در دیدار از قبرستان کمپ اشرف، برای شکنجه گر سابق خود از خداوند طلب مغفرت کردند

***

نگاهی به پیام خشونت طلبانه مسعود رجوی در ۱۱ آبان ۱۳۹۳ – قسمت سوم

محمد حسین سبحانی، ایران قلم، نوزدهم دسامبر ۲۰۱۴:…  آقای رجوی! تا بحال یک نفر یا یک حزب و نهادی را می توانید معرفی کنید که در ۳۵ الی ۴۰ سال گذشته از سیاست های سازمان مجاهدین و جنابعالی انتقاد کرده باشد ولی تو به آن مارک مزدوری و خائن بودن نزده باشید؟ یک نفر را اگر معرفی کنید من قبول دارم . آقای رجوی بحث بسیار جدی هست و این یک پرسش ساده نیست و تمام شخصیت و سابقه سیاسی شما …

لینک به منبع

نگاهی به پیام خشونت طلبانه مسعود رجوی در ۱۱ آبان ۱۳۹۳ تحت عنوان ” عهد پرچم و ابلاغیه چراغ خاموش “

قسمت سوم : آیا رجوی می تواند یک منتقد خودش را در چهل سال گذشته معرفی کند که به او مارک مزدور، خائن و بریده و غیره … نزده باشد؟

مایوس شدن رجوی از از استراتژی آویزان شدن به بیگانگان

نکته دیگری که در این فرصت می توان به آن پرداخت آشفتگی و نامیدی مسعود رجوی از استراتژی آویزیان شدن به بیگانگان هس، نه اینکه می خواهد مسیر را اصلاح کند، بلکه خودش هم می داند که تنها امید خیالی وی به همین استراتژی آویزان شدن از بیگانگان و مزدوری و کارچاف کنی برای آنهاست. آقای مسعود رجوی در همین پیام صوتی ۱۱ آبان ۱۳۹۳ در حالیکه افرادی که در آنجا هستند به زور نگاه داشته است اعتراف می کند که از آویزان شدن به قدرتهای خارجی هم نا امید شده است. در همین نوار هست که وی با لرزش صدا اظهار نا امیدی می کند و می گوید که این سازمان های حقوق بشری و کشورهای اروپایی و آمریکا خودشان در دستگاه حکومت دارند حرکت می کنند یعنی انگار قرار بوده که آمریکا برای ایشان حکومت جمهوری اسلامی را سرنگون کند حالا می گوید که چرا سرنگون نکرده ای و می گوید فایده نداره و شما همه تان مثل هم هستید و … آقای رجوی ! در یک کلام باید بگویی که اشتباه کردم نمی خواهی بگویی که اشتباه کردم خوب نگو خودت بکش کنار و خانم مریم رجوی استعفا بدهد تا بگذارید بقیه مسیر کارشان را انجام بدهند . آخر ترک خشونت و ترور که ترک مبارزه نیست من اگر خشونت و مبارزه مسلحانه را ترک کردم مبارزه را که ترک نکرده ام من اتفاقا دارم عمیق تر و جدی تر مبارزه می کنم من وقتی خشونت را نفی می کنم یعنی جامعه ام سالم تر می کنم و خودم سالم تر هستم تو حالا هرچی می خواهی بگو بیا همه را وصل کن به معروف با آن خط آخوند مال کردن آن تئوری که داشتی و در ستاد امنیت سازمان همیشه مطرح می کردی خط ” آخوند مال کردن ” .

آیا رجوی می تواند یک منتقد خودش را در چهل سال گذشته معرفی کند که به او مارک مزدور، خائن و بریده و غیره … نزده باشد؟

اگر تمام این نوار را گوش کنید تمام شخصیت های سیاسی که یادش بوده وصل کرده به جمهوری اسلامی از اعضای جدا شده از مجاهدین گرفته تا اعضای جدا شده از شورای به اصطلاح ملی مقاومت، از آقای بنی صدر گرفته تا دکتر قاسملو از مرحوم آقای سحابی گرفته تا بقیه . اصلا نمی دانم چرا ایشان مرحوم سحابی را که فوت کرده است را مورد لعن و نفرین قرار داده است؟ یعنی این بیانگر این است که کینه در ایدئولوژی و استراتژی ی که تبلیغ خشونت و ترور می کند تا کجا پیش رفته است که از فردی فوت کرده است هم نمی گذرد. می گوید که تو با عث شده ای که این استراتژی من نم بکشد در صورتی که نم کشیدن استراتژی شما بخاطر انها نیست بلکه این از ذات استراتژی مسلحانه و خشونت طلبانه و ایدیولوژی فرقه گرایانه در می آید . بنابراین حالا اگر شما اجازه بدهید من یک سوالی را برای آقای مسعود رجوی مطرح کنم.

آقای رجوی! تا بحال یک نفر یا یک حزب و نهادی را می توانید معرفی کنید که در ۳۵ الی ۴۰ سال گذشته از سیاست های سازمان مجاهدین و جنابعالی انتقاد کرده باشد ولی تو به آن مارک مزدوری و خائن بودن نزده باشید؟ یک نفر را اگر معرفی کنید من قبول دارم .

آقای رجوی بحث بسیار جدی هست و این یک پرسش ساده نیست و تمام شخصیت و سابقه سیاسی شما را پاسخ به این سوال روشن می کند. خوب است که در باره آن کمی فکر کنیم رجوی در همین نوار با کینه و لحن تند می گوید که من از اول می گویم حالا من هم آقای رجوی می خواهم به شما از اول بگویم ولی با لحنی آرام و با لبخند و محترمانه که آقای رجوی پاسخ شما و همه مردم ایران به آن پرسش منفی است بله حتی یک نفر هم پیدا نمی شود که به شما انتقاد کرده باشد چه زمان شاه و چه زمان جمهوری اسلامی ایران که مارک نخورده باشد خیلی از زندانیان در زمان شاه که در زندان با مسعود رجوی مخالفت کردند از جمله آقای لطف الله میثمی و حسن محمدی در همان زمان شاه در زندان از طرف رجوی بایکوت و مارک راست و مزدوری خوردند و این پیام را از همان ابتدا و در زندان شاه دادی که هر کس با من مخالفت کند ، جزایش چیست. منتها در زندان و فضای سیاس ، اجتماعی ۴۰ سال قبل که نمی توانستی مثل حالا فرمان قتل دهی .

آیا آقای رجوی شما با علی اصغر بدیع زادگان که یکی از بنیانگذاران سازمان بود،بدیع زادگان مشکل نداشتید و می خواستی همیشه به لخاظ سلسله مراتب تشکیلاتی فقط زیر دست محمد حنیف نژاد باشی؟

مگر در زندان شاه لطف الله میثمی از مسئولین ارشد سازمان را که با تو اختلاف نظر داشت تحریم و بایکوت نکردی؟

تو مگر محمد محمدی گرگانی، مسئول وقت موسی خیابانی در زندان شاه را برای از میدان به در کردن، نوکر راست و آخوند ها جلوه ندادی؟

تو مگر حسن رستگار را خطرناک تر از آخوندها در زندان شاه نمی دانستی؟

تو مگر دکتر حسین رفیعی و دکتر رضا رئیس طوسی و حمید نوحی را که از مسئولین انجمن های خارج از کشور بودند، خائن و مزدور ارتجاع معرفی نکردی؟

تو مگر پرویز یعفوبی را مزدور وزارت اطلاعات معرفی نکردی؟

تو مگر دکتر الوالحسن بنی صدر را معتاد خمینی لقب ندادی؟

تو مگر مینا ربیعی خواهر اشرف ربیعی را مزدور رژیم معرفی نکردی؟

تو مگر دکتر خانباباتهرانی و دکتر بهمن نیرومند را که از شورای فرمایشی ات به دلیل دیکتاتوری در آن خارج شدند؛ مزدور آخوند ها معرفی نکردی؟

مگر همین حالا دکتر قصیم و دکتر روحانی را مزدور معرفی نکردی؟

سعید شاهسوندی چی؟ جدیدا که اسماعیل وفا و عاطفه اقبال و ایرج مصداقی و هادی افشار و جعفری را هم که اضافه کرده ای. آنها را هم که مزدور می دانی.

می توانی بگویی با علی زرکش فرد شماره ۲ سازمان مجاهدین را چه کردی؟

دکتر حسن ماسالی هم که مزدور خمینی بود.

در تصاویر پخش شده در همین پیام تهدیدآمیز و تروریستی ات ، تصویر عزت الله سحابی را هم پخش کردی و لعنت کردی. من نفهمیدم فردی که از دنیا رفته را دوباره چرا تهدید به قتل و لعنت ایدئولوژیکی می کنی؟

به قول تو باند خائن اکثریت چی ؟ فرخ نگهدار چی؟

مرحوم بازرگان چی؟

مگر به دکتر عبدالکریم لاهیجی و دکتر علی اصغر حاج سید جوادی ، موسسین دفاع از حقوق بشر مزدور و خائن و فرومایه نگفتی؟

مگر تو نمی گفتی زنده یاد دکتر عبدالرحمان قاسملو خائن و مزدور وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی است؟ فریبا هشترودی چی؟ دکتر نوری زاده چی؟

تو مگر به رادیو بی بی سی لقب آیت الله ندادی؟ مگر تمامی رادیوهای فارسی زبان از رادیو فردا گرفته تا رادیو آمریکا و رادیو فرانسه را مورد توهین و اتهام قرار ندادی؟

مگر صدها شخصیت سیاسی دیگر که چه از بیرون و چه از درون سازمان مجاهدین به مناسبات فرقه گرایانه تو انتقاد کرده اند، پاسخ خود را با چوب و چماق و زندان و شکنجه دریافت نکرده اند؟

مگر در همین پیام بارها نمایندگان سازمان ملل را مزدور جمهوری اسلامی معرفی نمی کنی؟

تو مگر در همین پیامت به حقوق بشر پوزخند نمی زنی؟ مگر نمی گویی حقوق بشر با دادن خون تضمین می شود؟

مگر تو ترور جواد سعیدی و مرتضی هودشتیان و میرزا جعفر علاف را در زمان شاه تایید نکردی؟ اگر محکوم کردی بگو کجا و چه وقت؟

شما ترور اعضای سازمان مجاهدین را در زمان شاه در عمل تایید کرده ای . مگر هم سنخ های شما در درون سازمان نگفته اند که باید اینها را می کشتیم وگرنه اینها می رفتند خود را به ساواک معرفی می کردند ، یا ساواک اینها را دستگیر می کرد. این بینش و تفکر از کجا در می آید؟ از همان اندیشه ترور و خشونت که خدمت شما عرض کردم در می آید. اگر اجازه بدهید مطلبی را به نقل از کتاب خاطرات آقای لطف الله میثمی برایتان نقل کنم:

مسعود احمد زاده که رهبر چریک های فدایی بود در زندان مشهد با مهدی ابریشم چی که خانم خودش را طلاق داد تا به عقد مسعود رجوی در بیاد با هم بودند که یک روز قبل از اینکه مسعود احمد زاده را برای بازجویی و شکنجه ببرند مهدی ابریشم چی به او می گوید که اگر فکر می کنید که نمی توانید شکنجه را تحمل کنید بگو من ترا خفه کرده و بکشم تا اسرار انقلاب و خلق لو نرود در شکل یک حرکت خیلی آرمان گرا یانه و خیلی خوبی به نظر می رسد ولی اگر به عمق آن بروی چطوری یک نفر می تواند هم سلولی خود را حاضر است که بکشه به این دلیل که مخفی کاری هست و فرد دستگیر می شود مجبور می شود که بگوید که سلاح و خانه تیمی اش کجا ست و برای اینکه اینها لو نرود پس من باید او را بکشم.

مگر ما چه می گوییم ؟ ما می گوییم مبارزه مسلحانه جواب ندارد و یک حکت تروریستی و جدا از مردم می باشد. مگر میشود کسی سلاح دستش می گیرد و آن مبارزه مسلحانه می کند و با آن زندگی می کند و خو گرفته و به قدرت می رسد سلاح را زمین بگذارد شما هنوز به قدرت نرسیده اید مخالف خود را تهدید به قتل می کنید و چه تضمینی وجود دارد که شما به قدرت برسید و مخالفان خود را از بین نبرید . آیا این حرف اشتباه است ؟ کجا یش برایتان آزاردهنده است ؟ حرف بدی هست و حالا من که این حرف را می زنم باید به من گفت که مزدور هستم .

البته این از اندیشه خشونت و ترور که در آن غوطه ور شده ای بر می آید و به همین دلیل توان شنیدن انتقاد را ندارید.

محمد حسین سبحانی پارلمان اروپا

پاسخ محمد حسین سبحانی به تهدیدات خشونت طلبانه مسعود رجوی در نوار صوتی ۱۱ آبان

***

نگاهی به پیام خشونت طلبانه مسعود رجوی در ۱۱ آبان ۱۳۹۳ – قسمت چهارم

ایران قلم، بیست و سوم دسامبر ۲۰۱۴:… ببینید آقای سربی اولا که ۱۲۰ هزار شهید دروغ محض هست . سازمان مجاهدین تمام اسامی که به عنوان شهید اعلام کرده چیزی حدود ۱۷ تا ۱۸ هزار نفر هست ولی بقول شما مگر صرف اینکه یک نفر خود زنی کرد یا او را وادار به خود زنی کرده اند، آیا این نشانه درست بودن راه هست ؟ برادر من هم ۱۶ سال داشت که در سال ۱۳۶۰ رفت زندان و بعد هم در سال ۱۳۶۷ اعدام …

لینک به منبع

نگاهی به پیام خشونت طلبانه مسعود رجوی در ۱۱ آبان ۱۳۹۳ تحت عنوان ” عهد پرچم و ابلاغیه چراغ خاموش “

قسمت چهارم : دروغ ! هم استراتزی ، هم تاکتیک

آقای سربی:

اجازه بدهید جوابی را که خودم از دوست مان آقای مهرداد از هواداران سازمان مجاهدین در کالیفرنیا در مصاحبه ای که با تلویزیون مردم داشت، شنیدم که گفت شما سازمانی را به من معرفی کنید که ۱۲۰ هزار کشته داده باشد منم گفتم که اگر قرار باشد مبنا کشته باشد باید الان حکومت دنیا در دست قبرستان های دنیا باشد نظر شما چیست؟

آقای سبحانی:

ببینید آقای سربی اولا که ۱۲۰ هزار شهید دروغ محض هست . سازمان مجاهدین تمام اسامی که به عنوان شهید اعلام کرده چیزی حدود ۱۷ تا ۱۸ هزار نفر هست ولی بقول شما مگر صرف اینکه یک نفر خود زنی کرد یا او را وادار به خود زنی کرده اند، آیا این نشانه درست بودن راه هست ؟ برادر من هم ۱۶ سال داشت که در سال ۱۳۶۰ رفت زندان و بعد هم در سال ۱۳۶۷ اعدام شد و سازمان هم بعنوان شهید اسمش را نوشته است و یا برای خودم موقعیت های زیادی پیش آمده که ممکن بود کشته شوم، ولی این دلیل نیست که چون تعدادی کشته شده اند پس راه درست است اصلا این شاخص درستی برای ارزیابی نیست. من می خواهم به نکته اساسی تری اشاره کنم و ان این است اساسا اصلا روش سازمان مجاهدین دروغ هست یا به قولی دروغ هم استراتژی و هم تاکتیک برای رهبری سازمان مجاهدین است. مسعود رجوی در همین پیام صوتی که داده است به دروغ بزرگی اشاره کرده است که خواهش می کنم به آن توجه کنید. در این پیام گفته که :

” هم وطنمان بویژه زنان با رویکرد انقلابی و شورشی در برابر اسید پاشی رژیم به مقابله پرداختند . این ظرفیت انقلابی را در زنان این میهن، رژیم زن ستیز آخوندی با دستگیری و بازداشت با اعدام دهها هزار زن مجاهد خلق مخصوصا بعد از انتخاب مریم و معرفی او بعنوان رئیس جمهور برگزیده مقاومت برای دوران انتقال حاکمیت مردم ایران بخوبی دریافته است. “

در ادامه مسعود رجوی می گوید:

” دهها هزار نفر زن مجاهد خلق مخصوصا بعد از انتخاب مریم رجوی اعدام شده است ” ( در واقع انتصاب مریم رجوی ش رئیس جمهور مادام العمر توسط مسعود رجوی در سال ۷۳ بوده است و از سال ۷۳ تا کنون رژیم جمهوری اسلامی کجا دهها هزار نفر زن اعدام کرده است؟ چرا دروغ می گویی ؟ اگر من بیام بگویم شما دروغ می گویی من مزدور حکومت اسلامی هستم؟ و آنهایی که می گویند شما راست می گویی و این دروغ ها را تکرار کنند اینها مزدور نیستند؟

بابا دروغ می گویی. خوب آن بنده خدایی که تو لیبرتی هست تو با این شیوه دروغ کینه را منتقل می کنی و شعار ” می کشم ، می کشم ” راه می اندازی یا با پخش عکس زنانی که مورد اسید پاشی قرار گرفته اند می گویی این ظرفیت زن انقلابی مجاهد بوده است. اصلا اسید پاشی در اصفهان چه ربطی به لیبرتی دارد ؟ اصلا مردم اصفهان اسم مریم رجوی را شنیده اند و اصلا او را می شناسند ؟

آقای سربی از جنابعالی خواهش میکنم که این قسمت از فیلم را که برای شما فرستاده ام و با صدای خود رجوی می باشد، پخش کنید که دروغ رجوی بیش از پیش روشن شود.

توضیح : صدای مسعود رجوی مبنی بر اعدام ” دهها هزار نفر زن مجاهد خلق مخصوصا بعد از انتخاب مریم رجوی پخش می شود.

ایشان می گویند دهها هزار زن اعدام شده اند. آخر آقای رجوی ! عددها معنی دارند. اگر اشتباه لفظی کرده ای خوب بیا تصحیح کن حداقل . ولی رجوی حتی حاضر نیست اینکار را انجام دهد، چون آگاهانه و برای تحریک کردن احساسات قربانیان اسیر در لیبرتی این دروغ ها را می گوید. می گوید چون من گفتم درست است و باید همه قبول کنند دهها هزار زن مجاهد خلق شما توسط رژیم بخصوص بعد از انتخاب مریم رجوی در سال هزار سیصد هفتاد و سه اعدام شدند . خوب این دروغ هست و شما دارید دروغ می گویید اگر من گفتم دروغ هست یعنی من مزدور حکومت اسلامی هستم؟

در واقع گفتن دروغ توسط مسعود رجوی یک روش همیشگی بوده است. شما جدا از مثال بالا که دروغ وی با صدای خودش پخش شد می توان به آمار دادن وی در شرکت کنندگان در مراسم سازمان و گردهمایی های این فرقه در ویلپن پاریس اشاره کرد که آمار ۶۰ الی ۷۰ هزار تایی را در سالنی که گنجایش آن حداکثر ۱۵ هزار نفر می باشد ، اعلام می کند. همین دروغ ها را برای جذب نیرو انجام می دهد. همین دروغ ها را برای بی اطلاع نگاه داشتن اعضای سازمان از خانواده هایشان انجام می دهد.

مثلا به دروغ به خانواده فرد گفته اند که همسرت در داخل ایران فوت کرده است، تا فرد انگیزه خروج از فرقه را نداشته باشد و وقتی که فرد از دست فرقه رها می شود متوجه می شود که همسرش زنده است.

یا در مورد خود من در طول سالیانی که در زندانم انفرادی سازمان بودم، دخترم که از عراق به دانمارک فرستاده بودند و نزد خانواده ای زندگی می کرد، مادرش سالیانه با وی از عراق تماس می گرفت. اما وقتی که آن خانواده و دخترم از انجمن دانمارک می خواهد که پدرم هم تلفن بزند می گویند پدرش فوت کرده است در حالیکه هنوز من در زندان بودم و من این موضوع را وقتی بعد از ازادی از زندان ابوغریب به اروپا رسیدم از دخترم و آن خانواده محترم شنیدم.

نمونه دیگر از دروغ های رجوی را می توان در فیل هواکردن های هسته ای رجوی مشاهده کرد که چند تا خبر راست دریافت شده از سرویس اطلاعاتی اسرائیل را لای یک دروغ بزرگ می گذارد و تحویل می دهد. بنابراین اگر گفته می شود نزد رجوی دروغ هم تاکتیک است و هم استراتری حرف دقیقی هست.

اجازه بدهید به قسمت دیکری از پیام مسعود رجوی بپردازم. اینها در میان شعار های خود در لیبرتی این شعار را می دهند که مرگ بر اصل ولایت فقیه . از این شعار دو برداشت می شود، یکی اینکه مرگ بر اصل ولایت فقیه که در قانون جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک اصل نوشته شده است و یک موقع معنی شعار نفی محتوا و ریشه ولایت فقیه می باشد، منظور رجوی از شعاری که می دهد مرگ بر آن اصل ولایت فقیهی است که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نوشته شده است . منظورش این است که آن ولایت فقیه غصب شده و رهبری عقیدتی و ولی فقیه من هستم. در گذشته و در دهه ۱۳۶۰ نیز که مبنای تئوریک آغاز ” مبارزه مسلحانه ” : و تروریستی توسط مسعود رجوی همین بود که می گفت رهبری انقلاب ۱۳۵۷ به سرقت رفته است. خوب این سوال مطرح می شود منظورت اقای رجوی چیست؟ یعنی رهبری انقلاب ۱۳۵۷ از چه کسی سرقت شده است؟

منظورش خودش هست، یعنی از مسعود رجوی رهبری انقلاب سرقت شده است. شعار های مرگ بر ولایت فقیه رجوی هم در همین چارچوب می باشد و او خودش را ولی و رهبر می داند. در همین نوار خود را جای امام حسین علیه‌السلام گذاشته و می گوید که چراغ ها را خاموش کرده و هر کس می خواهد برود و وقتی در بحث امام زمان را تئوریزه و به اعضای سازمان آموزش می داد ، می گفت که من امام زمان هستم . بنابراین آقای رجوی دعوای شما سر لحاف ملا هست و دعوای حقیقی نیست چون اگر این هست شما بیا بگو من به ولایت فقیه اعتقادی ندارم و بیا این پسوند عقیدتی را از لقب خود داده ” رهبری عقیدتی ” بردار و اعلام کن که من یک رهبر سیاسی هستم.

شما آقای رجوی اعتماد افراد سازمان را در درون آنها کشتید. افرادی در کمپ لیبرتی هستند که شصت و هفتاد ساله شده اند و هنوز ازدواج نکرده اند یا مطلع نیستند که در جهان چه می گذرد . آنها ، و همه اعضای جدا شده که زخم های روحی و جسمی خورده اند، ولی هنوز دست از سر شان بر نمی داری و متاسفانه تعدادی فوت کرده اند.

***

نگاهی به پیام خشونت طلبانه مسعود رجوی در ۱۱ آبان ۱۳۹۳ – قسمت پنجم

محمد حسین سبحانی، ایران قلم، بیست و ششم دسامبر ۲۰۱۴:… باید متاسفانه به صراحت بگویم که به دلیل تمایل و شتاب کودکانه شما برای رسیدن به قدرت ، دیگر نه چشمی برای دیدن، و نه گوشی برای شنیدن دارید، ولی برای من و سایر منتقدین شما چاره ای جز نوشتن و سخن گفتن نیست. آقای رجوی ! البته لازم هست من یک اعترافی را خدمت شما بکنم، چرا که پیام صوتی شما را شنیدم متوجه شدم که شما همچنان …

لینک به منبع

نگاهی به پیام خشونت طلبانه مسعود رجوی در ۱۱ آبان ۱۳۹۳ تحت عنوان ” عهد پرچم و ابلاغیه چراغ خاموش “

قسمت پنجم : بن بست استراتژی آویزان شدن از بیگانگان

مسعود رجوی به گروه های تند رو و خشونت طلب عراقی برای حمله به لیبرتی چراغ سبز نشان می دهد

بن بست استراتژی آویزان شدن از بیگانگان

در فراز دیگری از نوار ایشان اظهار یاس و ناامیدی کرده است از استراتژی آویزان شدن به بیگانگان . حتما مطلع هستید که سازمان بعد از اینکه تنواست طبق وعده خود شش ماهه رژیم جمهوری اسلامی را سر نگون کند و به عراق رفت چون آن استراتژی عملیات شهری جواب نداد و لذا رفت در عراق و استراتژی ارتش آزادیبخش را پیش گرفت از آن موقع دیگر استراتژی اش را به قدرتهای بیگانه متکی کرد و خودش مستقلاً هیچ استقلال عملی نداشته و هر حرکتی که می خواهد بکند باید منتظر حرکت از جانب قدرتهای خارجی می شدند . آقای رجوی شما برای اینکه به قدرت برسی، افراد را به اسارت و بردگی ایدیولوژیکی کشانده ای. از صدام حسین نا امید شدی ، بعد آویزان آمریکا شدی ، از آمریکا ناامید شده ، آویزان اسرائیل می شوی، هر وقت از اسرائیل نا امید شوی ، آویزان عربستان سعودی می شوی . آقای رجوی ! بهتر نیست به جای این دست و پا زدن ها بیابید شما یک بار بگویید که اشتباه کرده اید، تمام هست . کسی کاری با شما ندارد برو کار و مبارزه ات را بکن . ترک خشونت ترک مبارزه نیست آقای رجوی.

جالب این است که مسعود رجوی در این نوار صوتی از هر دری سخنی می گوید ولی راجع به توافق هسته ای ایران چیرگی نمی گوید و در اوج عصبانی بودن می گوید که این آمریکا و کمیساریای عالی پناهندگان و حقوق بشر شعار هایی هستند که برای انشا نویسی سر کلاس درس خوبه. سپس نتیجه گیری می کند و می گوید: ” حقوق بشر را باید با خون نوشت “

من الان افسوس می خورم که عمرم را برای این سازمان گذاشتم . واقعا باید از تلف شدن سال ها عمر و جوانی خود، خانواده ام و همه عزیزانی که تحت تاثیر من به این سازمان پیوستند، اظهار تاسف کنم. اما از سوی دیگر دچار شعف و غرور هستم که به “خشونت ” با صدای بلند ” نه ” گفتم و بهای آن را نیز با بیش از هشت سال زندان انفرادی در محلی که شما آن را باصطلاح “شهر شرف” می خواندید، و همچنین بیش از یک سال ونیم در زندان های مخابرات و ابوغریب متعلق به همرزم و شریک سابقتان صدام حسین پرداختم.

آقای رجوی ! تو واقعا فکر می کردی آمریکا ترا نمی شناسد و فریب تو را می خورد و می آید رژیم را سر نگون کند و ترا به جای آن بگذارد. یعنی تو در این توهم بوده ای که آمریکا و فکر می کند که شما یک نیروی دموکراتیک هستید و می توانی دمکراسی را برای ایران بیاوری. درست است که آمریکا یا هر کشور دیگری صدها مشکل با جمهوری اسلامی ایران داشته باشد ولی نوع مشکل آنها هیچ سنخیتی با مشکلات تو ندارد . درست است که سازمان مجاهدین به رهبری شما همانطور که در دهه ۶۰ و دهه ۷۰ خورشیدی با جاسوسی و مزدوری برای صدام حسین، برای گسترش جنگ بین ایران و عراق تلاش می کردید، در دهه اخیر و با سقوط اربابتان صدام حسین ، ارباب عوض کرده و با جاسوسی و خبرچینی و خودفروشی برای قدرت های بزرگ فکر می کردید که که می توانید در شعله ورکردن یک جنگ دوباره سهم داشته باشید تا در قبال آن سهم بگیرید ، ولی عصبیت شما از آمریکا و نهادهای بیم المللی نشان می دهد که در این زمینه هم به بن بست رسیده و مایوس شده اید. شما با تمام مواضع و عملکرد خیانت باری که در عملکرد سازمان مجاهدین و شورای مقاومت در یک دهه گذشته داشته اید، علائم بسیار جدی وجود دارد که استراتژی ” اتکا به بیگانگان و آویزان شدن قدرت های بزرگ ” با بن بست کامل روبروشده است و به همین دلیل هم در مورد توافقات هسته ای ایران با غرب سکوت مطلق کرده اید.

آقای رجوی نصیحت های اعضای جداشده و منتقدین را بپذیرید. چرا باید استراتژی سازمان مجاهدین باید اتکا به بیگانگان و آویزان شدن از آنها باشد؟

چرا از گذشته تجربه نمی گیرید؟ چرا همانطور که از زندان برایت نوشتم جسارت انتقاد از خود نداری؟

چرا نمی گویی که رفتن به عراق و پیوند زدن سازمان مجاهدین خلق با منافع صدام حسین،دیکتاتور سابق عراق، اشتباه بود؟

الان هم شما در ادامه آن مسیر هستی و متاسفانه نه تنها جبرانی در کار نیست ، بلکه همه چیز برعکس هست و سابقه و خوی خشونت طلبانه و تروریستی شما آقای رجوی در این نوار باز بیرون می زند و ایشان می گوید همه این و کارها را انجام می دهد که ارتش آزادیبخش را راه اندازی کند، سازمان مجاهدین علی رغم اینکه از لیست تروریستی خارج شده ولی چون اندیشه تروریستی دارد و با اینکه به صورت رسمی الان سلاح ندارد و در همین نوار دستور قتل داده است دستور مشی خشونت آمیز می دهد و این نقض قوانین بین المللی است . بنابراین خوشحال هستم که رجوی خودش را واقعا عریان کرد ، ولی متاسفم که یک سازمانی را از آن نقطه به این نقطه رساند.

مسعود رجوی به گروه های تند رو و خشونت طلب عراقی برای حمله به لیبرتی چراغ سبز نشان می دهد

نکته دیگری که فکر می کنم بسیار مهم است و می خواستم مطرح کنم حقوق بشر و جان افراد اسیر در لیبرتی می باشد که بسیار مهم است

هل دادن این افراد توسط رجوی به سمت کشته شدن است در این پیام مطرح می کند که در بحث های رمضان امسال هم گفتم اگر اینبار کسی جرات کرد که مثل اشرف به لیبرتی حمله کند نباید زنده برگردد اینبار با چنگ و ناخن و دندان مقابله می کنیم و خودش شعار می دهد ” می کشم می کشم هر آنکه خواهرم کشت هر که برادرم کشت” درس جدیدی می دهیم ، درسی درخشان ، و آیاتی از قرآن را می خواند. یعنی در ادامه آن صد نفر که در اشرف برای فریب اینکه من ( مسعود رجوی ) در اشرف هستم آنجا به بهانه فروش اموال صدام حسین ، آنجا گذاشت و به کشتن داد ، این دفعه می خواهد همه را به کشتن دهد تا از این کشته ها پشته بسازد و به کشته های سازمان اضافه بشود. او مدعی است که با خون من راه باز کنم .

آقای رجوی شما بدین ترتیب دارید چراغ سبز نشان می دهید به گروههای تروریستی داخل عراق که بیابید حمله کنید به افراد لیبرتی و این افراد لیبرتی کشته بشوند مسول هرگونه حمله به آنجا شما و حمله کننده گان هستید و لا غیر. چون شما هستی که داری تحریک می کنی و شما هستی که داری چراغ می دهی که بیا بکش. آخر با آدم های شصت ساله مگر مقاومت در می آید؟ با دست خالی چکار می توانند بکنند ؟ شما دارید این افراد را قربانی می کنی تا برای خود راهی باز کنی. شرایط افراد در لیبرتی بسیار وخیم است و مسعود رجوی تصمیم گرفته است که این افراد باید کما کان در لیبرتی بمانند . بنابراین ما تهدید داعش را جدی می گیریم در صورتی که هر حادثه ای از طرف داعش و چه دیگر گروههای تروریستی برای خواهران و برادران ما اتفاقی بیافتد، مسول آن شما هستید آقای رجوی و خانم مریم رجوی در قلعه اورسورواز . شما باید پاسخگو باشید چرا این افراد را از تیررس داعش و گروههای تروریستی دور نمی کنید؟

شما برای چی در خاک عراق هستید ؟

چرا شما به گروه های تند رو و خشونت طلب عراقی چراغ سبز نشان می دهید؟

چرا آنها را تحریک می کنید؟

چرا به مقامات عراقی از جمله آقای نوری المالکی توهین و دشنام می دهی و برخورد تحقیر آمیز می کنی؟

آیا شما بدین ترتیب هواداران مقامات عراقی را تحریک نمی کنی؟

آیا در این مورد شما ناآگاه هستی؟ من که فکر نمی کنم کسی باور کند شما نسبت به این مسائل آگاه نیستی؟ پس چرا آکاهانه قربانیان اسیر در کمپ لیبرتی را تحریک می کنی و آنها را به سمت خشونت و مقابله هل می دهی؟

بدون اینکه قصد تحقیر یا توهین داشته باشم، باید متاسفانه به صراحت بگویم که به دلیل تمایل و شتاب کودکانه شما برای رسیدن به قدرت ، دیگر نه چشمی برای دیدن، و نه گوشی برای شنیدن دارید، ولی برای من و سایر منتقدین شما چاره ای جز نوشتن و سخن گفتن نیست.

آقای رجوی ! البته لازم هست من یک اعترافی را خدمت شما بکنم، چرا که پیام صوتی شما را شنیدم متوجه شدم که شما همچنان دارای توان بالا برای ابراز ژست های عاطفی و احساساتی هستید و تلاش می کنید که کیفیت رابطه فرقه گرایانه “مرید و مراد” بین اعضای سازمان و خود را با چنین عباراتی تقویت کنید و احساس ترحم اعضای سازمان را برانگیزید. متاسفانه هنوز این استعداد دجال گرانه را دارید.

***

نگاهی به پیام خشونت طلبانه مسعود رجوی در ۱۱ آبان ۱۳۹۳ – قسمت ششم

محمد سبحانی،  ایران قلم، دهم ژانوانیه ۲۰۱۵:… مسعود رجوی مدعی هست که همه مزدور هستند حالا این سکوت گروههای سیاسی حاضر در خارج کشور می تواند نشأت گرفته از دو موضوع باشد، یکی همان که مورد انتقاد من هم هست که از ترس ترورهای شحصیتی مسعود رجوی و سازمان مجاهدین خلق سکئت می کنند، یکی هم اینکه واقعا سازمان مجاهدین در نگاه آنها و در جامعه ایرانی اساسا رقمی نیست که …

لینک به منبع

نگاهی به پیام خشونت طلبانه مسعود رجوی در ۱۱ آبان ۱۳۹۳ تحت عنوان ” عهد پرچم و ابلاغیه چراغ خاموش “

قسمت ششم : ” زن” همچنان ابزار مناسب برای مسعود رجوی در جهت حذف رقیبان می باشد

گروه های سیاسی خارج از کشور نباید از ترور شخصیت و اتهامات رجوی هراسی داشته باشند

مصاحبه محمد حسین سبحانی با تلویزیون مردم

گروه های سیاسی خارج از کشور نباید از ترور شخصیت و اتهامات رجوی هراسی داشته باشند

نکته دیگری که من می خواستم در اینجا به آن اشاره کنم ، خطاب به بعضی از گروه های سیاسی در خارج از کشور است .من به این دسته از گروههای سیاسی انتقاد دارم. من ندیدم هیچکدام بیایند این پیام صوتی رجوی را مورد بررسی و تحلیل و تفسیر قرار دهند و نقد بکنند و بگویند که آخر چه می شود که کسی که خودش را رهبر یک سازمان سیاسی می داند می آید دستور قتل افراد مخالف و منتقد خودش را بدهد؟

خوب طبعا برای اینها باید این پرسش مطرح باشد که این چه روشی است که مسعود رجوی هر انتقادی به خودش و سازمان مجاهدین را با جمهوری اسلامی قاطی می کند ؟

مسعود رجوی مدعی هست که همه مزدور هستند حالا این سکوت گروههای سیاسی حاضر در خارج کشور می تواند نشأت گرفته از دو موضوع باشد، یکی همان که مورد انتقاد من هم هست که از ترس ترورهای شحصیتی مسعود رجوی و سازمان مجاهدین خلق سکئت می کنند، یکی هم اینکه واقعا سازمان مجاهدین در نگاه آنها و در جامعه ایرانی اساسا رقمی نیست که بخواهند به آن بپردازند. ولی در هر صورت بهتر است که این موضوع را مطرح و مورد بحث و بررسی قرار دهند، چون موضوع فقط مربوط به افراد جدا شده از مجاهدین نیست و قرار نیست فقط ما جدا شدگان فحش و ناسزا بخوریم و مسیر را هموار کنیم و راه خشونت و ترور و مبارزه مسلحانه را ببندیم تا راههای دیگر که درست و منطقی هست و راههای اصلاح‌طلبانه و دمکراتیک است، راه شان باز شود.

برای اینکه راه باز بشود آنها هم باید تلاش کنند که راه و مسیری که مانع آنها بوده است که همانا مسیر خشونت بوده نقد و بیان بکنند. خوب باید این پرسش را مطرح کرد که اگر گروه های سیاسی در خارج از کشور مسعود رجوی و مجاهدین خلق را مرده ای سیاسی بیش نمی دانند، خوب سکوت آنها قابل توجیه است ولی اگر غیر از این هست من توصیه ام اینست که سکوت نکنند . گروه های سیاسی خارج از کشور نباید از ترور شخصیت و اتهامات رجوی هراسی داشته باشند. سازمان مجاهدین از بدو تولد چون مایه و احترام اش را از همه کسانی که جان شان را در راه مبارزه با حکومت شاه از داده اند گرفته است مثل حنیف نژاد و چریک ها و غیره . آنهایی که در مبارزه مسلحانه جان شان را از دست داده اند نا خواسته یک راهی را بنا کرده اند و الان ما روش مبارزه مسلحانه را نفی می کنیم . البته انگیزه های آن افراد سالم بود ولی متاسفانه این سازمان ، از یک گروه قابل احترام و مردمی می آید تبدیل به یک فرقه تروریستی و باند مافیایی خطرناک می شود. چرا ؟ به دلیل اتخاذ عملیات مسلحانه در روش مبارزه با استبداد. زیرا از “مبارزه مسلحانه ” به صورت آتوماتیک و حودکار مخفی کاری ، سانسور و و خودسانسوری ، عدم پاسخگویی بالا به پایین و ترور و خونریزی و حبس در می آید. از توی آن قتل های درون سازمانی و طلاق های اجباری و رهبری عقیدتی در می آید و همه اینها حلقه های زنجیری بوده اند که به هم پیوسته شده است .

” زن” همچنان ابزار مناسب برای مسعود رجوی در جهت حذف رقیبان می باشد

الان هم رجوی می خواهد پنجاهمین سال تاسیس سازمان را با این هزار زن شورای مرکزی را جشن بگیرد و آنرا برای خودش یک سقف بالا و بلند می داند. آقای رجوی شما که شورای رهبری داشتید و همه این زنان در شورای رهبری بودند و می گفتید که هزار شین هستند پس آن بحث ها چی بود که تحت عنوان هزار زن شورای رهبری مطرح می کردید ؟ حالا چرا برگشتید به شورای مرکزی؟ آیا دلیلش این نیست که شما به خانم هایی که گفته بودی شورای رهبری هستند مسئله دار شده اند و بخاطر اینکه این جایگاه تشکیلاتی را از آنها بگیری ، امده ای فیل جدیدی هوا می کنی و اسمش را عوض می کنی ؟ همانطور که دفتر سیاسی را منحل کردی. همانطور که هیت اجرایی را برداشتی و شورای مرکزی را در سال ۱۳۶۴ و ۱۳۷۰ در آوردی ؟ به دلیل اینکه بسیاری از افراد مرکزیت و دفتر سیاسی سازمان منتقد شما شده بودند مثل علی زرکش ، مثل حسن مهرابی و بسیاری دیگر. آقای سربی ایشان در ابتدای پیامش اساسا آمده با همین دجالیت بحث را شروع کرده است و گفته که سلام و هزار تبریک بخاطر هزار زن قهرمان مجاهد خلق و در همین فیلم هایی هم که جنابعالی لطف کردید و پخش کردید مستمراً می گوید هزار زن به مثابه هزار اشرف. واقعا عجب بی حیایی سیاسی دارد؟ تا حالا می گفت که دنیا تکان بخورد اشرف تکان نمی خورد و حالا که اشرف فرو ریخت می گوید هزار زن هزار اشرف هست. من بخشی را از متن پیام مسعود رجوی می خوانم ، وی می گوید:

” هزار زن قهرمان مجاهد خلق و تشکیل شورای مرکزی بالا ترین ارگان رهبری کننده این سازمان در ادامه گسترش شورای رهبری که مریم خواستار آن بود خواهر مجاهد زهره اخیانی مسول اول سازمان تاکید کرد که تا مهر ماه در زمان بندی مشخص تا پنجاهمین سالگرد سازمان به آن پاسخ مثبت بدهد … “

این یعنی پشت “زن ” مخفی شدن ، عوام فریبی کردن و مارک زدن به افراد که شما زن را با نگاه استثماری می بینی در صورتی که بزرگترین استثمار کننده زنان خودش هست. مطلبی را نوشته ام با عنوان ” برده ترین عزیز ” که در سایت ایران قلم قابل دسترسی است. مضمون آن این است که تمام زنان آنجا برایش مثل برده هستند و عزیزترین برده او هم مریم عضدانلو است. یعنی خود مریم عضدانلو نیز برده رامی است در دست رجوی که برایش سیاست های سرکوب و مغزشویی و کنترل نیرو را اجرایی می کند. خانم اخیانی هم یکی از همان برده ها است و تا سایر زنان و مردانی که آنجا هستند، استثمار مضاعف کنند. اتفاقا از نگاه مسعود رجوی ” زن ” موجود ضعیفی است که بهتر می توان او را استثمار کرد و به وسیله ” زن ” استثمار شده و رام شده رقیبان سیاسی در درون تشکیلات را حذف کرد و برای طی این مسیر زنان در این فرقه باید ابتدا از ” زن ” بودن تهی شوند و حتی حداقل آزادی های فردی را در درون فرقه نداشته باشند و با یک وابستگی ایدوئولوژیکی بره رام تری برای فرمانبری باشند. این سخنان به هیچ وجه در جهت تحقیر زنان و مردان درون تشکیلات مجاهدین نیست ، بلکه تلاش و کوششی است که بتوان حداقل بخشی از عمق اندیشه رجوی و نگاه ابزاری وی به ” زن ” را نشان داد.

***

نگاهی به پیام خشونت طلبانه مسعود رجوی در ۱۱ آبان ۱۳۹۳ – قسمت پایانی

محمد حسین سبحانی، ایران قلم، بیست و یکم ژانویه ۲۰۱۵:…  بله پاسخ این سوال را دادم که الان در آنجا بچه‌های ما را که فریب داده و به عراق بردند الان بین سی و پنج تا چهل ساله هستند و پدران و مادران آنها که افرادی مثل من هستند از سن پنجاه و پنج شروع شده و تا هشتاد ساله می رسد و شما این تصاویری که در این نوار صوتی ملاحظه می فرمایید این تصاویر مربوط به سال های قبل هست مثل تصویر رجوی که …

لینک به منبع

نگاهی به پیام خشونت طلبانه مسعود رجوی در ۱۱ آبان ۱۳۹۳ تحت عنوان ” عهد پرچم و ابلاغیه چراغ خاموش “

قسمت پایانی : پاسخ کوتاه به چند سوال

مصاحبه محمد حسین سبحانی با تلویزیون مردم

آقای سربی:

آقای سبحانی یکی از دوستان در کالیفرنیا سوال کرده است که که همان سوالی که من کردم که منتظر می شویم که ویدئوی آقای رجوی بیاد که تکنیک های جدید را نشان بدهد ایشان می پرسند که از این دوست مان بپرسید که چگونه اینجا به افرادی که سالمند هستند سینیور سیتیزن می گویند خوب این افرادی که سالمند هستند چگونه می توانند بجنگند و ضمنا از شما می پرسند که میانگین سنی آنها که در این سازمان هستند چقدر هست که شما گفتید بین شصت تا هفتاد و تعدادی هم چهل سال دارند .

آقای سبحانی:

بله پاسخ این سوال را دادم که الان در آنجا بچه‌های ما را که فریب داده و به عراق بردند الان بین سی و پنج تا چهل ساله هستند و پدران و مادران آنها که افرادی مثل من هستند از سن پنجاه و پنج شروع شده و تا هشتاد ساله می رسد و شما این تصاویری که در این نوار صوتی ملاحظه می فرمایید این تصاویر مربوط به سال های قبل هست مثل تصویر رجوی که مربوط به پانزده سال پیش بود و جالب است که آخرین تصویری که از ایشان نشان دهند که احتمالا دیگر شما نمی توانید بشناسید بعد سوالی که آقای سربی گفتید من قسمت اول آنرا متوجه نشدم .

آقای سربی:

آقای سبحانی ایشان می پرسند که چگونه این افراد سالمند می توانند با چنگ و دندان بجنگند و از خود دفاع کنند؟

آقای سبحانی:

خوب این سوال دوست عزیز مان هم یک کنایه به رجوی است و پاسخش بسیار روشن است ولی من در این مورد یک خاطره ای را برای شما تعریف کنم که یکی از دوستان که از لیبرتی فرار کرده و در همین چند ماه اخیر و ایمیل هایی که نوشته به این نکته هم اشاره کرده است و گفته که خوب سازمان در اشرف بدلیل فضای بزرگی که داشت راحت تر می توانست کار پوشال تولید کند و افراد را به آن مشغول کند اما در لیبرتی از این لحاظ مشکل دارد لذا مثلا برای مشغول کردن افراد و تولید کار پوشال و غیر واقعی در لیبرتی برای یک گروه صد نفره این بود که آن بلوک ها و تی وال هایی که برای حفاظت آنجا مقامات عراقی گذاشته شده بودند را با کلنگ خورد کرده و سنگریزه هایش را در بیاورند و سنگریزه ها را بر اساس رنگ و اندازه تفکیک کنند و آنها را برای نما سازی جلوی محوطه های مسئولین ارشد سازمان بکار بگیرند یعنی شما ببینید چطور فردی که قرار بود بیاد مبارزه کند و رزیم را سر نگون کند سر کار گذاشته است ؟ آقای سربی پروسه زندان شدن من در سازمان مجاهدین باعث شد که من ماهیت این سازمان را بهتر بشناسم و آن جدایی فکری من از این سازمان عمیق تر و سریع تر صورت بگیرد آدم هایی بودند که مشکل داشتند و نمی خواستند در این سازمان بمانند بعد می آمدند به اینها می گفتند که شما مثلا باید امروز تمام برگ های جلوی فلان محوطه را جمع‌آوری کنید خوب پاییز بود و برگ ها مستمراً می ریخت و این فرد باید صبح تا شب برگ درختان را جمع می کرد خوب این کار یک فشار زیاد روانی روی آن فرد ایجاد می کرد و می گوید که آخر برای چی باید اینکار را انجام دهد و چه راندمان و چه نتیجه ای را دارد رجوی می گوید اگر این کار را بدون سوال کردن انجام دهید من می توانم روی شما بعنوان یک عنصر مجاهد خلق تکیه کرده و حساب کنم و با تو مسیر باز می شود بنابراین در پاسخ به سوال این دوست عزیز مان خوب روشن هست و خود رجوی بهتر از هر کسی می دانند که و الان هر چند هفته خبر مرگ یکی را می شنویم که این افراد تحت فشار های روحی و روانی و جسمی بسیار شدید قرار گرفته اند و کمتر کسی است که از این سازمان جدا شده و آمده است و دچار مشکلات جسمی و روحی ناشی از فشار های آنجا نبوده باشد افرادی که در بهترین شرایط اجتماعی بوده است کار و تحصیلات مناسب داشته است بعد آمده بیست سال و سی سال عمرش رفته است بخاطر هیچ و پوچ خوب طبیعی است که اگر فردی نتواند با این قضیه کنار بیاد دچار مشکلات روحی و روانی می گردد و متاسفانه عده ای شده اند و حالا این با فشار های روحی و جسمی که در لیبرتی هست این قضیه ضریب می خورد و بیشتر می شود و من امید وار م که شرایط به سمتی حرکت کند که رجوی هر چند که به ایشان امیدی نیست ولی جامعه بین‌المللی و ارگانهای حقوق بشری و کمیساریای عالی پناهندگان و دولت عراق و دولت امریکا که می تواند تاثیر گذار باشد روی دولت عراق بتوانند شرایط آزادی این افراد اسیر در لیبرتی عراق را فراهم کنند و ما استقبال می کنیم که تعدادی از این افراد توانسته اند به کشور آلبانی منتقل شوند هر چند سازمان تلاش می کند با آوردن افراد زندان بان و شکنجه گر این افراد را همچنان در یک حصار فکری نگه دارد ولی همین که از آن شرایط خارج شده اند از نظر ما یک گام به جلو هست و استقبال می کنیم از این موضوع و دوست داریم و مایل هستیم این شرایط برای همه افراد در لیبرتی سریعا فراهم بشود و این افراد خارج شوند و بروند در کشورهای اروپایی فعالیت های خود را بکنند و بطور خاص کارشان را پیش ببرند .

آقای سربی:

آقای سبحانی شما از لیبرتی صحبت کردید برای شما سوالی را فرستادم و من الان برای شما می خوانم این دوست مان رضا نوشته که بسیاری از مجاهدین جدا شده به ایران برگشته و ازادانه دارند زندگی می کنند و دولت ایران هم اعلام کرده که آنهایی که جرمی مرتکب نشده اند می توانند به کشور بر گردند و اسامی اکثر آنها را به دولت عراق اعلام کرده است سوال من این است که آیا ساکنان لیبرتی از این موضوع اطلاعی دارند یا نه با تشکر رضا

آقای سبحانی:

خوب این که افراد لیبرتی از شرایط و اخبار بیرون از آنجا خبری داشته باشند طبیعی است که ندارند ولی می توانند یک ارزیابی هایی را داشته باشند که و بفهمند که شرایط بیرون چگونه است و خیلی سخت است که ما در این مورد بتوانیم یک قضاوت دقیقی داشته باشیم که آیا افراد درون لیبرتی این واقعیت را می دانند که اگر آمدند بیرون واقعا آزاد می شوند چون سازمان مجاهدین دارد می گوید که اگر شما بروید بیرون طعمه شده و حکم طعمه هم قتل است بنابراین افراد می ترسند و سازمان خانواده ها را هم مزدور حکومت اسلامی ایران معرفی کرده است بنابراین سازمان در غالب تهدید ها این فضا را می بندد ولی اگر فرد هشیاری باشد می تواند بفهمد که در غالب این تهدید ها حتما یک چیزی نهفته است که رجوی چنین چیزی را می گوید ولی این برای کسانی صدق می کند که دیگر کاملا از رجوی بریده باشند و آقای سربی واقعا سخت است چرا من خودم را در سلول انفرادی انداختند ولی من علی رغم اینکه در سلول انفرادی بودم تا حدود یک سال و نیم به رجوی اعتقاد داشتم و هنوز به لحاظ ایدیولوژیک و عاطفی وابستگی داشتم به سازمان بنابراین برای من بسیار سخت است که آیا همه ساکنان لیبرتی این واقعیت را مطلع هستند که می توانند بیرون بیایند و اگر خواستند بروند ایران و یا بیایند کشور های اروپایی تجربه اش این بوده که در هر صورت تعداد زیادی رفته اند ایران و تعدادی هم به کشورهای اروپایی آمده اند و به کسانی که به کشورهای اروپایی آمده اند ما خیلی به آنها کمک کرده ایم از کادرهای درمانی و پناهندگی و حتی شغل شان و تحصیلات شان کمک کرده ایم همان طور که خودمان این پروسه را طی کرده ایم بنابراین من شفاف نمی بینم که چنین چیزی است که این امکان وجود دارد که شما می توانید بروید در کشورهای اروپایی مستقل زندگی کنید و البته رجوی در همین پیام صوتی تهدید آمیزش گفته است که ما شما را در می گذاریم که بفرستیم در این رابطه یادم آمد که در این جا بگویم آقای سربی رجوی در این نوار صوتی با همه دجال بازی هایی که در آورده است و با همه فضای رعب و وحشتی که ایجاد کرده است نتیجه اش گفته است که باید تصمیم بگیرند که می خواهند بمانند یا بروند و با همه این فضا سازی ها گفته که شش نفر گفته اند که می خواهند بروند حالا سوال از رجوی این است که اسامی آنها را چرا اعلام نمی کند چون می خواهد آنها را تحت فشار قرار داده و پشیمان شده و بگویند نمی خواهند بروند من افرادی را می شناسم که دو سال در زندان انفرادی سازمان بوده اند و بعد بر اثر فشار به سازمان برگشته اند من از بین افرادی که به کشور آلبانی رفته اند فردی بنام عظیم ارشادی را می شناسم ایشان از موقعی که در بیمارستان در اشرف تحت مسول من بود مسئله دار بود و می خواست از سازمان بیاد بیرون و بیست و پنج سال از این قضیه می گذرد آقای سربی با همین شیوه ها فرد را برده زندان و گفته می گذاریم ترا تو نوبت اینجا می گوید می گذاریم تو نوبت بایکوتش می کنند و هزار و یک فشار روانی روی آن فرد وارد می کند حالا ما درخواست مان از رجوی اینست که اسامی این شش نفر را اعلام بکند آقای سربی این حرف بدی هست و اگر من بگویم اسم این شش نفر را اعلام کنید تا خانواده های شان خیال شان راحت بشود و تا خود شان بدانند که سرنوشت شان مشخص شد این مزدور رژیم بودن هست و رزیم از این موضوع سوءاستفاده می کند ۴ شما اگر اسامی آنها را اعلام کنید مساله ای پیش نمی آید که و موضوع خیلی خوب حل می شود و پیش می رود بنابراین اگر یک فضای دموکراتیک بود ششصد نفر می شدند ولی خوب شما همین شش نفر را اعلام کنید ضمنا گفتند که یک نفر را هم ما اخراج کردیم خوب لطف کنید اسم آن یک نفر را هم بگویید و در مجموع هفت نفر هستند خوب اسامی آنها را اعلام کنید یک مناسبات دموکراتیک اینست دیگر از الان بگو که شش نفر می خواهند بروند و بعد تا فردا وقتی آمدند بیرون بگویی اینها از اول مزدور بودند در پایان صحبت هایم می خواستم بگویم اگر ما سازمان مجاهدین را نقد می کنیم در ابتدا برای اصلاح خود مان هست که از این اندیشه دور می شویم و بعد آن قربانیان نجات پیدا کنند و جامعه ایران هم این تجربه تلخ را تکرار نکند و از رجوی هم می خواهیم که تهدید به مرگ نکند چون این کار جواب نداشته و ندارد همانطور که امثال مرا در داخل مناسبات تهدید کرده و کتک کاری و زندانی کردن انفرادی زندان ابوغریب همه را امثال من عبور کرده و از این سختی ها عبور کردند و از تهدیدات هراسی ندارند شما بجای تهدید مخالفان خود سعی کرده که این جسارت را پیدا کنید که اشتباهاتی که تا حالا مرتکب شده اید و گذشته خود را نقد کنید و سازمان حیات خود را ادامه دهد در یک مسیر درستی که هست من آخرین نکته ام به آقای رجوی اینست که این را یادآوری کنم که اگر ما می خواهیم که شما استراتژی خشونت را کنار گذاشته و بجای آن یک اندیشه پرهیز از خشونت را برگزیند به این دلیل است که تجربه نشان داده است که کسانی که استراتژی ترور و خشونت را انتخاب می کنند همیشه رهروان بر دار هستند و رهبران در جایی گرم می خوابند و و می خرامند ولی کسانی که استراتژی پرهیز از خشونت و ترور را دنبال می کنند همیشه رهبران شان در تاریخ وجود دارند و آن رهبران همیشه بر سر دار بودند و رهروان از فداکاری آنها استفاده کرده اند و اینجا آن تفاوت ماهیتی این دو طرز تفکر خود را نشان می‌دهد افرادی مثل گاندی و امیرکبیر و مصدق و دیگرانی که بوده اند با آدم هایی مثل شما و داعش و القاعده و حتی آدم هایی مثل استالین و غیره بنابراین شما امیدوارم که متوجه شوید که همه دنیا دو قطب سیاه و سفید نیست و در این بین یک طیف بسیار رنگین و گوناگون هست که همه می توانند در این طیف گسترده قرار گرفته و مبارزه کنند و مبارزه فقط در انحصار شما نیست از جنابعالی آقای سربی و بینندگان عزیز هم تشکر می کنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادید .

آقای سربی:

بسیار ممنونم از شما و بهترین ها را برای شما آرزو میکنم و امیدوارم در برنامه آینده هم شما را داشته باشیم روز و روزگار بر شما خوش

آقای سبحانی: سپاسگزارم از جنابعالی خدا حافظی می کنم.

***

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=14379

متن کامل نوار صوتی خزعبلات مزدور فراری و وحشت زده مسعود رجوی

(همزمان با گشایش کمپ و خروج ۲۳۰ تن دیگر از لیبرتی)

به نقل از سایت “همنشین بهار”، بیست و هفتم نوامبر ۲۰۱۴:… امروز متن کامل مزخرفات مالیخولیایی مزدور مسعود رجوی توسط “همنشین بهار” پیاده شده و در سایت مربوطه منتشر گردیده است. این متن همزمان به فایلی صوتی تحت عنوان “ابلاغیه چراغ خاموش، مسعود رجوی (گفتگو با ایرج مصداقی)” منتشر گردیده است. همنشین بهار در توضیحات مربوط به این پست میگوید:  برای تشکیلات عریض …

مسعود رجوی قبل از فرارابراهیم خدابنده: جریان مسئله داری در فرقه رجوی – قسمت چهارم (مرگ عضو ربطی به مریم ندارد ولی خواب عضو را باید گزارش کرد؟)


(Rajavi from Saddam to AIPAC)

متن کامل نوار صوتی خزعبلات مزدور فراری و وحشت زده مسعود رجوی (همزمان با گشایش کمپ و خروج ۲۳۰ تن دیگر از لیبرتی)

ایران اینترلینک: امروز متن کامل مزخرفات مالیخولیایی مزدور مسعود رجوی توسط “همنشین بهار” پیاده شده و در سایت مربوطه منتشر گردیده است. این متن همزمان به فایلی صوتی تحت عنوان “ابلاغیه چراغ خاموش، مسعود رجوی (گفتگو با ایرج مصداقی)” منتشر گردیده است. همنشین بهار در توضیحات مربوط به این پست میگوید:  برای تشکیلات عریض و طویل مجاهدین، تبدیل نوارهای صوتی به نوشتاری مثل آب خوردن است اما متاسفانه این بار (و هر بار) پیام مسعود رجوی صدا بود و بس. لابد «حکمت»ی در این کار ا‌ست. بگذریم که همان فایل‌های صوتی هم همیشه در دسترس نیست و گاه غیبش می‌زند. بخصوص که رسانه‌های مجاهدین هم کمتر منتشر می‌کنند و باید گشت و گشت و گشت و در سایتهای دیگران پیدا کرد. برای پیاده کردن ویدیوی ۱۱ آبان ۹۳ دو شب تمام تا سحر بیدار نشستم تا تمام آن‌را کلمه به کلمه و بدون جا انداختن حتی یک واو، روی کاغذ بیآورم و ثبت کنم …

لینک به متن منتشر شده در سایت همنشین بهار

عهد پرچم در لیبرتی و «ابلاغیه» چراغ خاموش

در آستانه فروغ جاویدان حسینی. مسعود رجوی ۱۱ آبان ۹۳

سلام و هزار تبریک به خاطر تشکل هزار زن قهرمان مجاهد خلق و تشکیل شورای مرکزی مجاهدین به عنوان بالاترین ارگان رهبری کننده این سازمان در ادامه و گسترش شورای رهبری که مریم خواستار آن بود و مسئول اول سازمان خواهر مجاهد زهره اخیانی در ۲۷ مهر با زمان‌بندی و سرفصل مشخص، تا پنجاهمین سالگرد سازمان به آن پاسخ مثبت داد.

کلِمَه طَیبَه کشَجَرَه طَیبَه أَصلُها ثابِتٌ وَفَرعُها فِی السَّماءِ [سوره ابراهیم آیه ۲۴]

مثال کلمه طیبه، پدیده پاک و پاکیزه مانند درختی است رویان و پاکیزه و پاک کننده که فضا و هوا را پاک و بهاری می‌کند، اصل و ریشه‌های آن ثابت و استوار و تغییرناپذیر است اما محصولات و میوه‌ها و شاخ و برگ آن در آسمان و در فضا و محیط زیست سیاسی و اجتماعی و بین المللی گسترش پیدا می‌کند.

بله، بعد از ۲۱ سال و این همه طوفان و بحران، سرانجام همانطوریکه مریم تأکید کرده، روزگار گسترش و قدم به جلو فرا رسیده‌است، برای اینکه از لیبرتی و داخل و خارج ایران را بتواند فرا بگیرد. البته با همان ضابطه و قانونمندی صلاحیت و اتفاق آراء در مورد زن ذیصلاح انقلابی مجاهد خلق و کسانیکه در این ۱۲ سال از بمباران، اشرف و لیبرتی را از سر گذراندند، کسانیکه در این آزمایش خودشان را به همه ما و به همه دنیا ثابت و اثبات کرده‌اند.

البته که در قدمهای اول هستیم مثل سال ۷۲ که در قدمهای اول بودیم. آن روز مریم در سالروز انقلاب مشروطه، در ۱۴ مرداد، در سالن اجتماعات باقرزاده، به ما ۱۲ عضو و ۱۲ کاندید شورای رهبری را معرفی کرد. بعد تبدیل شد به یک بند انقلاب درونی و ایدئولوژیکی مجاهدین. هژمونی زن ذیصلاح انقلابی مجاهد خلق

حالا این بند و همین محتوا در چارچوب شورای مرکزی گسترش و ارتقا پیدا می‌کند. اگر که بتوانید این کار را تا همان سرفصلی که مریم گفته به سرانجام برسانید البته که کاری است کارستان.

ــــــــــــــــــــــــــ

ضرورت و نقش تعیین کننده رهبری در نیل به رهایی و یگانگی

در سال ۶۵، بیست و دو بهمن سال ۶۵، در پیام [رادیویی بمناسبت هشتمین سالگرد انقلای ضد سلطنتی] در بحبوبه جنگ ضد میهنی، در بحبوبه جنگی که تنها مقاومت ایران رودرروی خمینی برای آن شعار صلح می‌داد، نکته‌ای را [بیان کردم و] خوب است [حالا هم] یادآوری کنم که برای گِل‌گرفتن تنور جنگ ضد میهنی مصیبت‌ها کشیدیم و خون جگرها خوردیم، برچسب‌ها تحمل کردیم تا طلسم جنگ درهم شکست. خمینی با همین طلسم، طلسم جنگ – فتح قدس از طریق کربلا – راه آزادی را سد کرده بود و درست در چنین نقطه میانه بازان استحاله‌گر، همراه با ملی‌گرایان پوشالی و بقایای سلطنت مدفون، و بسیاری چپ‌نمایان در برابر سیاست انقلابی صلح که در برابر تنور جنگ خمینی عنوان کرده بودیم، هیزم‌کشی می‌کردند.

در این جهت و درست رودرروی مقاومت مسلحانه انقلابی،بسیاری از بلندگوهای استعماری هم که در ادامه جنگ ایران و عراق منافع کلان داشتند، هیزم‌کشان را علیه ما همراهی کردند.

اما، اما این سیاست عملی صلح که مشخصاً در شکستن طلسم جنگ، از طریق بیانیه صلح، از طریق صلح شورای ملی مقاومت و سرانجام از طریق دیدار صلح در بغداد پایه‌گذاری شد و در سراسر جهان و بویژه در داخل ایران گسترده‌ترین حمایت‌های مردمی را حاصل کرد، این از هوشیاری و سرشت ضد بهره‌کشانه انقلاب نوین ایران و از شجاعت سیاسی فوق‌العاده مقاومت ایران ناشی شده بود که قبل از هر چیز، مرزهای تاریخی خود یا بورژوازی استثمارگر را چه در اشکال سنتی و چه حتی در تظاهرات و رگه‌های چپ‌نمایانه آن جدا کرده بود. همان بورژوازی که هیچگاه در طول تاریخ معاصر جسارت و جرأت جداسازی تام و تمام خود از جنگهای غیرعادلانه را که در پوشش ملی و وطنی عرضه می‌شوند نداشته‌است.

اما مقاومت انقلابی ایران به لحاظ تاریخی و ایدئولوژیک، بسا خالص‌تر و مردم‌گرا تر از این بود که در چنین دام‌هایی گرفتار آید.

مضمون اجتماعی و سیاسی انقلاب درونی مجاهدین در سال ۶۳ هم، در یک کلام تصفیه و تعالی ضد بهره‌کشانه و رهایی هرچه بیشتر و عمیق‌تر از همین عنصر استثمارگر بورژوایی در پهنه‌های مختلف است.

پیام نهایی انقلاب ایدئولوژیک درونی را که از رهایی زن آغاز شد می‌توان در بازشناختن ضرورت و نقش تعیین کننده رهبری در نیل به رهایی و یگانگی خلاصه کرد.

این همان قسمتی بود که از سال ۶۵ خواندم و حالا به عینه نقیصه‌هایی که در آن زمان در صدد رفعش برای جنبش مقاومت ایران بودیم می‌شود به چشم در بهار عرب و جنبش‌های مردمی و انقلابی، مخصوصاً در عراق و سوریه دید.

هر کسی که دست در آتش انقلاب مردمی داشته باشد و مثل مجاهدین ۵۰ سال را در این مسیر طی طریق کرده باشد، خوب می‌فهمد و می‌داند که جای این نقیصه‌ها در تاریخ انقلابات و جنبش‌ها جز با دریایی از خون پُر نمی‌شود.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هدیه تاریخی و استراتژیکی ما به خلق برادر عراق

فکر می‌کنم که مریم با پیشنهاد تشکل رسمی آن هزار زن قهرمان، زمان‌بندی را به دقت و به خوبی انتخاب کرده و یک گام بزرگ به چپ به معنی ترقی‌خواهانه و آینده‌نگرانه برداشته‌است.

از یکطرف همراه با جنایت‌ها و اسید پاشی مزدوران ولایت فقیه در داخل میهن اشغال‌شده، از طرف دیگر ربع قرن از معرفی خود او بعنوان مسئول اول مجاهدین گذشته که براستی انقلابی را در درون و بیرون مجاهدین به لحاظ سیاسی،‌ اجتماعی، و ایدئولوژیکی برانگیخت. از طرفی دیگر رژیم است و بحران‌های فزاینده و لاعلاج در زمینه‌های مختلف از جمله موضوع اتمی و ضرباتی که پیاپی از افشاگری‌های مقاومت ایران در این زمینه دریافت می‌کند.

بختک مالکی هم بعد از ۸ سال با پایداری مجاهدین و قیام مردم عراق از موضع نخست وزیری و فرمانده کل قوا سقط شده و پرده از سیاست غلط آمریکا در عراق در این سالیان برداشته شده [است]

استاد افشاشده از طرف کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورای ملی مقاومت به دقت نشان می‌دهد که حکم مردودیت سومین دور نخست وزیری مالکی را درست یکسال پیش در کاخ سفید بعد از قتلعام در اشرف با آن برانیختگی جهانی به دستش داده‌ بودند.

معلوم می‌شود که بیش تر از این حتی کاخ سفید هم نمی‌توانسته پشت قره نوکر نظام ولایت در عراق برود.

شما قیمت سنگینی دادید اما بر بختک مالکی که کمر به انهدام مجاهدین بسته بود، در ۲۷ حمله رذیلانه ضدانسانی با سلاح سرد و گرم، بله، شما پیروز شدید.

بر مجاهدین خلق و خلق محبوب‌شان درود.

این است بزرگترین هدیه تاریخی و استراتژیکی ما به خلق برادر عراق که البته خود آنها بعداً با قیام شان که از دی ماه ۹۲ اوج گرفت آنر ا به سرانجام رساندند و بختک سقط شد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اسید پاش را باید کشت. چه با تفنگ چه با مُشت

حالا ما با سومین ائتلاف بزرگ بین المللی روبرو هستیم در یک نسل.

ائتلاف اول در جنگ کویت بود در سال ۱۳۶۹

ائتلاف دوم در جنگ عراق بود بود در سال ۱۳۸۱ و ۸۲

و حالا یک دهه بعد در سال ۹۳ با ائتلاف ۶۰ کشور مواجهیم که خطر ارتجاع و بنیادگرایی تحت نام اسلام و خلافت اسلامی دامنگیر خود آن‌ها شده، همان خطری که از سه دهه پیش در موردش هشدار می‌دادیم و می‌گفتیم و می‌نوشتیم. با این تفاوت که هنوز هم سعی می‌کنند تا آنجایی که می‌شود پدرخوانده داعش را در قم و تهران نادیده بگیرند.

درحالیکه مردم ایران قبل از هر کس با گوشت و پوست و استخوان قربانی ولی امر مسلمین جهان در رژیم پلید ولایت فقیه قرار گرفتند و ۳۶ سال است که آن‌را آزموده‌اند.

خمینی در بهمن سال ۶۳ می‌گفت که «خلیفه می‌خواهیم که دست ببرد و حد بزند، رجم کند» یعنی سنگسار کند و این هم قانون اساسی رژیم که از ابتدا در اصل پنجمش آمده که ولایت امر و امامت امت – منظورش امت اسلام است –

ولایت امر و امامت امت بله، در رژیم پلید ولایت بر عهده چنین خلیفه‌ای است.

منظور از امت هم به صراحت در اصل ۱۰۹ قانون اساسی ولایت فقیه، جنانکه نوشته شده، امت اسلام است. یعنی خلیفه تمام مسلمانان جهان است.

این هم فتواهای ولی امر مسلمین جهان [تصویر کتاب «اجویه الاستفتائات» که آرای فقهی خامنه‌ای هم در آن است، در ویدیو دیده می شود]

رسماً و با همین عنوان، به نام خامنه آی که هر روضه خوانی هم در قم می‌دونه که عنوان آیت‌الله العظمی، بر روی این شخص جز تمسخر برنمی‌انگیزد. منظورم عنوان ولی امر مسلمین جهان (با خنده…) حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، به زبان‌های مختلف است.

و همین خلیفه ارتجاع خامنه‌ای بود که در ۱۶ تیر امسال [۹۳] در تفسیر کلمه اعتدال در برابر باند رقیب گفت که «اعتدال همان اسلام است. یعنی مقابله شدید با کفار و مهربانی با یکدیگر، یعنی امر به معروف و نهی از منکر. اعتدال به این معنا نیست که از کارهایی که جریان مومن احساس وظیفه می‌کند جلوگیری کنیم»

عین حرفهای خودش است. (ویدیو خامنه‌ای را نشان می‌دهد]

قبل از آن در ۲۳ اردیبهشت گفت که «این وظیفه ماست که نهی از منکر و امر به معروف کنیم. وسائل عمل خیر و حسنات را در کشور فراهم کنیم. وسائل شرور و آفات را از دسترس‌ها برداریم و این وظایف مسئولین حکومت است.»

می‌خواهم بگویم که اینها حکم حکومتی ولی فقیه ارتجاع همین امسال است. بعد در روز ۸ آبان دیدیم که آخوند دژحیم طبلطبایی نماینده خامنه‌ای در جمعه بازار اصفهان بی تعارف گفت که راه اندازی سازمان و وزارت خانه‌ برای امر به معروف و نهی از منکر ضروری است. رهبر کبیر انقلاب در زمان تصویب قانون امر به معروف و نهی از منکر با ابلاغ نامه‌ای به بنیاد انقلاب فرهنگی، راه‌اندازی این وزارت‌خانه و تبعیت تمام ادارات از آن‌را تأکید کرده بودند.

پس امام جمعه خود اوست که می‌گوید که خود خامنه‌ای حکم حکومتی داده‌است برای تشکیل وزارت خانه‌ای تحت عنوان امر به معروف و نهی از منکر و اینکه تمام ادارات هم از آن [باید] تبعیت کنند.

محصولش را هم که اسیدپاشی بود دیدیم. البته اسیدپاشیدن بر روی زنان و دختران از فردای انقلاب ضدسلطنتی بخش جدایی‌ناپذیری بود در شریعت خمینی و خامنه‌ای از امر به معروف و نهی از منکر، با تفسیر آنها.

و حالا تصاویر دلخراش هر وجدان انسانی را می‌لرزاند و موی بر اندام راست می‌کند. [ویدیو تصاویری از اسیدپاشی نشان می‌دهد]

ویل للقاسیه قلوبهم. وای بر سنگدلان و شقاوت پیشگان

بله، اسید پاش را باید کشت. چه با تفنگ چه با مشت

این شعار گروهی از دختران دانشجو در تهران بود.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اعدام دهها هزار زن مجاهد خلق مخصوصاً بعد از انتخاب مریم

هموطنانمان بویژه زنان با رویکرد و پتانسیل انقلابی به اعتراض و شورش در برابر اسیدپاشی پرداختند. این ظرفیت انقلابی را در زنان این میهن، ارتجاع زن‌ستیز آخوندی با دستگیری و اعدام دهها هزار زن مجاهد خلق مخصوصاً بعد از انتخاب مریم و معرفی او بعنوان رئیس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران به خوبی دریافته و به چشمش فرو رفته [است]

در اسفند ۹۱ خامنه ای کنگره ای تحت عنوان هفت هزار زن شهید تشکیل داد و حرف اصلی‌اش در آنجا این بود که زنان باید در ساحت ولایت اجتماعی و جهاد و امر به معروف و نهی از منکر، جهاد اجتماعی را جهانی کنند و بن بست های بزرگ را درهم بشکنند.

دقت کنید که می‌گوید ولایت اجتماعی و نه سیاسی یا ایدئولوژیکی. یعنی حد زنان تا حذ همین دختران معاویه تحت امر ولایت فقیه است که در کوچه و خیابان ها راه بیافتند و برای زنان هموطن ما مزاحمت ایجاد کنند.

همانجا خامنه‌ای اضافه کرد که اقتدار و جذبه تازه‌ای به برکت خون این زنان مجاهد در عصر جدید ظهور کرده‌است. عجب، که زنان را ابتدا در جهان اسلام تحت تاثیر قرار داده و دیر یا زود در سرنوشت و جایگاه زنان جهان دست خواهد برد.

تأکید مریم بر تشکل هزار زن ذیصلاح انقلابی اشرفی و مجاهد، پاسخ به همان جبر اجتماعی و سیاسی است که حتی ولی فقیه ارتجاع هم آنرا دریافته‌است ولی در عمل برایش پاسخی جز اسیدپاشی بر روی زنان و طناب دار بر گردن ریحانه جباری آنهم بعد از هفت سال و نیم حبس و شکنجه ندارد.

دختر دانشجویی که موقع دستگیری هیجده نوزده سال بیشتر نداشته، دختری که به معنای واقعی کلمه، به معروف قیام کرده‌است.

امر به معروف یعنی در دفاع از خودش به مقابله پرداخته، با نرینه وحشی اطلاعاتی، اطلاعاتی مهاجم

اگر که ریحانه مامور اطلاعات را کشته، پس آفرین بر او و درود بر او. کسیکه دژخیم و مامور گشتاپوی دینی را بکشد، البته که او یک قهرمان است و باید عمل قهرمانانه او را تا نیست و نابودکردن آخرین مامور اطلاعاتی آخوندی ادامه داد. مگر اینکه مزدور مربوطه تسلیم شود، تمام وقایع و حقایق مزدوری خودش را با پوزش و پشیمانی به اطلاع مردم ایران برساند.

به همین خاطر بگذارید که از جانب خلق در زنجیرمون برای اطلاع همه اعلام کنم«

یزید دوران خامنه‌ای، شمر زمانه و سردژخیم قضائیه صادق لاریجانی به ازاء اعدامهای روزانه‌شان، هر روز خودشان یکبار مستحق اعدام هستند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هر غلطی که کردند مبادا کسی اعتراض کند

راستی این طرح فوق ارتجاعی آمرین به معروف و ناهیان از منکر، که خلیفه ارتجاع در مجلس‌اش همزمان با اسیدپاشی به بحث و تفسیر گذاشته، چیه؟ این برای چیست؟

در ماده یک آن می‌گوید که «معروف و منکر عبارتند از هرگونه فعل و قول (گفتار) و یا ترک فعل و قول…»

عجبا، هرگونه فعل و قول و یا ترک فعل و قول…، که مورد امر قرار گرفته و یا منع شود. به وسیله کی؟ کدام فعل؟ کدام قول؟

در قانونش و در طرحش آمده که در موارد اختلاف در احکام شرعی، نظر ولی امر مسلمین ملاک عمل می‌باشد. یعنی نظر خامنه‌ای، ولی امر مسلمین جهان

ماده دو – امر به معروف و نهی از منکر دعوت و واداشتن دیگران به معروف و نهی از منکر است.

پس چه در امر به معروف باید وادارش کرد سوژه را، مخاطب را، زن را و مرد ایرانی را، چه در نهی از منکر، باید او را بازداشت و وادار کرد.

بله، واداشتن و بازداشتن، با اسید و با طناب دار حتی اگر (باخنده ممتد…) مقابله با خلیفه ارتجاع قلبی و زبانی و نوشتاری باشد.

ماده چهار طرح‌شان را گوش کنید. از روی متن می‌خوانم. قانون شان را می‌خوانم.

«مراتب امر به معروف و نهی از منکر، قلبی، نوشتاری و اقدام عملی است که مراتب زبانی و نوشتاری آن وظیفه آحاد مردم و دولت است و اقدام عملی آن تنها وظیفه دولت است مگر در مواردی که قانون به نحو دیگری تعیین کرده باشد»

منظورش به شکل اسیدپاشی است.

خب، پس قلب افراد را هم باید شکافت، با خنجر و دشنه و دید که راجع به ولی فقیه ارتجاع در آن چه می‌گوید.

در ماده ۵ قسمت‌های قابل رؤیت آپارتمانها، هتل‌ها، بیمارستان‌ها، و نیز وسائل نقلیه مشمول حریم خصوصی محسوب نمی‌شوند.

یعنی زیر تیغ و تبر حکومتی هستند. قسمتهای قابل رؤیت آپارتمان، هتل، بیمارستان، اتوبوس، تاکسی، مینی بوس، تا کسی نتواند علیه ولایت منفور نفسی بکشد.

در ماده ده اشخاص حقیقی یا حقوقی حق ندارند در برابر اجرای امر به معروف و نهی از منک مانع ایجاد نمایند. ایجاد هر نوع مانعی از قبیل مزاحمت، تهدید، توهین و مقاومت در برابر اقامه امر به معروف و نهی از منکر موجب محکومیت به حبس تعذیری با جزای نقدی درجه ۷ می‌گردد. (با خنده ممتد…) عجب اسلامی

یعنی هر غلطی که کردند مبادا کسی اعتراض کند، مبادا کسی مقاومت کند و در ماده ۱۲ قوه قضائیه مکلف است به منظور تسریع در رسیدگی به جرائم موضوع این قانون، شعب ویژه‌ای را اختصاص دهد و نسبت به معاضدت قضایی آمران به معروف و ناهیان از منکر اقدام نماید. یعنی سرتاپای قوه قضائیه و دستگاه قضایی این رژیم هم پشت این جانیان و تبه کاران و اسیدپاشان است. راستی رژیم تا کجا از مردم و قیام مردم می‌ترسد و لرزه بر ارکانش افتاده که آشکارا و روشن به چنین چرندیات و مزخرفاتی تحت عنوان قانون یا طرح قانونی پتاه می‌بَرد و تحت عنوان امر به معروف و نهی از منکر

گفته بودیم که خمینی قبل از هر چیز دجالانه همه [کلمات] را ذبح و لوث ولجن مال کرد [و] این نمونه آشکارش است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ارتش آزادیبخش و مؤسسان چهارم با کسی شوخی ندارد

راستی در مرام و مکتب امام حسین، امر به معروف و نهی از منکر چیست؟ جز فراخواندن به خیر و نیکی و آزادی و عدالت؟

جز تبَرّی جستن و ایستادگی در برابر ظلم و پلیدی و شقاوت؟

نتیچه؟

منکر اول ولایت یزیدی است. معروف اول ارتش آزادی، لشکر فدایی و شمشیرکشیدن و شلیک کردن برخلافت ارتجاع و بربریت آخوندی است.

در همین رابطه اجازه بدهید که در آستانه فروغ جاویدان حسینی، عاشورای پیامبر جاودان آزادی با سلام و درود به لشگرهای فدایی به خاکپای امام حسین، فرازی از زیارت عاشورا را مرور کنیم.

امشب و فردا شب لشگرهای فدایی باید آماده جنگ، جنگ تمام عیار باشند. آماده کارزار.

ثار ثار، آماده جنگ و کارزار [ثار ثار=خون خون]

(حاضر حاضر….سوگند نسل ایمان، حاضر حاضر تا پایان ۶ بار)

السلام علیک یا ثارالله، سلام بر تو ای خون خدایی.

از اول می‌گویم:

قاتلان مجاهدین را باید در برابر عدالت قرار داد تا کیفر ببینند. آنهایی که در پرونده ۱۷ ژوئن [مربوط به سال ۲۰۰۳] شهادت دروغ دادند و آن خودسوزی‌های قهرمانانه مشعل‌های جاودان و شعله‌ور آزادی را برانگیختند یک یک باید حساب پس بدهند و در برابر عدالت قرار بگیرند.

از اول می‌گویم:

خامنه‌ای و رفسنجانی و روحانی و همه آخوندهای دزد و خنایتکار را باید در برابر عدالت قرار داد تا کیفر ببینند.

مالکی باید در برابر عدالت قرار بگیرد. باید به ازای هر مجاهدی که کشته یا زجرکش کرد، کیفر ببیند. طبق شریعت خودش، یکی در برابر یکی.

آنهایی که در این سالها به مجاهدین تعرض کردند یک به یک باید کیفر ببینند. [تصاویر مجاهدین جانباخته از جمله مهدی افتخاری را نشان می‌دهد]

مزدورهایی که به مالکی نامه نوشتند، از قتلعام و کشتار مجاهدین از گروگانگیری و زدن تیر خلاص در اشرف سپاسگزاری کردند یک به یک باید در برابر عدالت قرار بگیرند و باید به کیفر شایسته و سزاوار خودشون برسند.

ارتش آزادیبخش و مؤسسان چهارم در این زمینه با کسی شوخی ندارد. مشت در مقابل مشت و گلوله در برابر گلوله. مقاومت رهایی‌بخش و ارتش آزادیبخش حق مسلم ملت ماست. [تصویر ۴۵ نفر از مخالفین را نشان می‌دهد]

ماموریت هزار اشرف، ماموریت آن هزار زن قهرمان در شورای مرکزی که روی دیگر سکه هزار اشرف است، ماموریت لشگرهای فدایی، ماموریت نیروی جنگنده ضد رژیم همین است. بیان ایدئولوژیکی و آن روی سکه استراتژیکی هزار اشرف شورشی است.

گسستن بند از بند خلافت یزیدی، نیل به آزادی و حاکمیت مردم ایران، قیام در برابر ولایت یزیدی، سرنگونی تام و تمام آن با همه خدم و حشم و اعوان و انصارش،

این، از ابراز انزجار و نفرت و از نفرین و مرزبندی و تبری‌جستن با این رژیم و همه عوامل و مزدورانش در هر پوششی که باشند آغاز می‌شود.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

روز مظلوم بر ظالم فرا خواهد رسید

فَلَعَنَ اللهُ اُمَّه اَسَّسَتْ اَسٰاسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ عَلَیکم اَهْلَ الْبَیتِ،

ای اهل بیت، اهل بیت پیامبر جاودان آزادی و آزادگی، یا للمجاهدین

لعنت بر آنکه اساس طلم و ستم را علیه شما و خلق شما بنا گذاشت، لعنت بر خلیفه ارتجاع خمینی، لعنت بر خامنه‌ای

مرگ بر اصل ولایت فقیه [شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه ۶ بار]

لعنت بر همه افراد و دسته‌جات و احزابی که می‌دونستند چه می‌کنند و به این قانون اساسی ولایت فقیه رأی مثبت دادند. (تصویر مهندس عزت الله سحالی رادر مجلس شورا در دقیقه ۴۲ نشان می‌دهد]

بنیاد این ولایت فقیه را باید سوخت و خاکستر کرد.

وَلَعَنَ اللهُ اُمَّه دَفَعَتْکمْ عَنْ مَقامِکمْ، وَ اَزالَتْکمْ عَنْ مَراتِبِکمُ الَّتى رَتَّبَکمُ اللهُ فیهٰا

و لعنت خدا بر جماعتی که شما و خلق شما را از مقام و جایگاه و خانه و کاشانه خودش راند، راندند و بی‌خانمان کردند و حق و حقوق شما و خلق شما را پایکال کردند. لعنت بر ارتجاع و استعمار و همه آنها که در اتحاد عمل با خلیفه ارتجاع بر سر شما تیغ و تبر کشیدند، بر سر شما بمب و موشک ریختند.

لعنت بر خائنان و خیانت‌پیشگان. روز مظلوم بر ظالم فرا خواهد رسید.

این سازمان ملل و یونامی [U.N.A.M.I = بالاترین ارگان سازمان ملل در عراق] در دستگاه دولت‌های حاکم عمل می‌کند. بقیه حرفها در باره بشر و حقوق بشر مفت و انشانویسی است. حقوق بشر با خون مظلومان نوشته می‌شود.

[با صدای بلند و ممتد، دو بار] یا حسین… یا مظلوم…

ولَعَنَ اللهُ اُمَّه قَتَلَتْکمْ، و لعنت خدا بر آنان که شما را کشتند. قبل و بعد از ۶ و ۷ مرداپ، قبل و بعد از ۱۹ فروردین، قبل و بعد از ۱۰ شهریور و در حملات تروریستی و موشکی.

باید حساب‌هاشان را یک به یک پس بدهند. [صحنه هایی از جانباختن مجاهدین دیده می‌شود]

ما البته همه موارد سیاسی را با چپ و راست هاش در مثلث آمریکا و یونامی و کمیساریا رعایت کردیم و باز هم می‌کنیم. چرا؟

فقط به عشق برپاداشتن شعله مقاومت و ارتش آزادی…

[اینجا – دقیقه ۴۵ و ۴ ثانیه – ویدیو قطع شده و کلمات بعدی شنیده نمی‌شود]

در فاز سیاسی هم خمینی می‌دید که مجاهدین خیلی نجیب هستند و نجابت دارند. اما بهش گفتیم که روزی می‌رسد که مشت را با مشت و گلوله را با گلوله جواب می‌دیم. [صحنه ای از سخنرانی قبل از انقلاب را نشان می‌دهد]

وای به وقتی که تصمیم بگیریم مشت را با مشت و گلوله را با گلوله پاسخ بدیم…

در بحث‌های رمضان امسال هم گفتم که اگر این بار کسی جرأت کرد که مثل اشرف به لیبرتی حمله کنه، نباید زنده برگردد.

این بار با چنگ و ناخن و دندان مقابله می‌کنیم.

می‌کشم، می‌کشم هر آنکه خواهرم کشت، هر که برادرم کشت. [این شعار ۵ بار تکرار می‌شود]

درس جدیدی می‌دهیم. درس درخشان. درس کهکشان زهره، و حالا پرچم فروغ به اهتزاز درآمده‌است.

وَ لَعَنَ اللهُ الْمُمَهِّدینَ لَهُمْ بِالتَّمْکینِ مِنْ قِتالِکم

و لعنت خدا بر آنها که زمینه را هموار کردند، گواهی دروغ دادند [تصویر سید ابوالحسن بنی صدر را در دقیه ۴۶ نشان می‌دهد] جاده صاف کردند، علیه مجاهدین لجن‌پراکنی کردند. بوزینگان و سفلگانی که به دستور ولایت و وزارت حتی ۱۰۸ روز اعتصاب مظلومانه مجاهدین و یاران اشرف‌نشان را در این سو و آن سوی جهان برنتافتند.

خب، در انتظار مصاف آخرین با مجاهدین باشید.

لعنت خدا بر آنها که کشتار و محاصره مجاهدین را توجیه کردند. لعنت خدا بر آنهایی که علیه مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران به خدمت ارتجاع و استعمار درآمدند، به پیش‌خدمتی و خوش‌خدمتی مبادرت کردند و لعنت خدا بر آنان که بر کشتار مجاهدین، مجاهدین حسین تمکین کردند. خیانت و شقاوت کردند. اطلاعات دادند. در خدمت نیروی کثیف قدس و اطلاعات گشتاپوی آخوندی درآمدند.

تکرار می‌کنم که:

وصیت کرده و وصیت می‌کنیم که یک به یک باید به جزای خودشان برسند.

بَرِئْتُ اِلَى اللهِ وَاِلَیکمْ مِنْهُمْ وَ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْلِیٰائِهِمْ

در راه خدا بیزاری می‌جویم و بیزاری می‌جوییم و مرزبندی می‌کنیم.

مرزبندی سرخ و خونین با این جماعت‌ها که گفتم. با ارتجاع و استعمار و مزدوران

با خامنه‌ای پلید و دسته‌جاتش

وَ مِنْ اَشْیاعِهِمْ

و از هر آن کس که پیرو خط آنهاست. رودرروی مجاهدین از خط و حطوط خلیفه ارتجاع پیروی می‌کنند.

وَ [مِن] اَتْباعِهِمْ

و بیزاری می‌جوییم و مرزبندی سرخ و خونین با هر آن کس که تحت امر و تابع خمینی و خمینی‌چی ها و خامنه‌ای است. در این سو و در آن سوی جهان.

وَ اَوْلِیٰائِهِمْ

بیزاری می‌جوییم و مرزبندی سرخ و خونین با هر آن کس که در رابطه با رژیم است و دست در دست رژیم دارد. هر که می‌خواهد بوده و باشد. ادعای اعضای سابق مجاهدین یا شورا و آن شهادت‌های دروغ در پرونده ۱۷ ژوئن فایده ندارد.

لوس کردن خود برای رژیم پلید آخوندی تحت عنوان منتقدان و دلواپسان و دلسوزان مجاهدین هم دیگر اثر ندارد. [این] تاکتیک و ترفند وزارتی بسیار سخیف و لورفته‌ای است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یک انقلاب خون نار این است چاره کار

اما ما، همه سازوکارهای سیاسی، همه چپ و راستهای سیاسی، همه تلاشهای دیپلماتنیک، همه کارزار بین‌المللی، همه و همه این چیزها برای آماده‌سازی آتش و جنگ و عملکرد ارتش آزادیبخش ملی در هر ابعادی با این رژیم ضد بشری است.

این رژیم را همدستان و هم‌خط‌هایش، در اروپا و آمریکا [با خنده] و سازمان ملل و یونامی و امثالهم نخواهد بُرد. آنها خودشان دست در گردن این رژیم دارند. این رژیم را قیام و انقلاب از بین می‌بَرد.

یک انقلاب خون‌بار این است چاره کار

(پخش شعار می‌کشم می‌کشم آنکه برادرم کشت. هرآنکه خواهرم کشت…)

این را در روز عاشورا، در شب عاشورا، در آستانه عاشورای حسینی باید گفت. در چه زمانی باید بگوییم. کاش چاره دیگری وجود می‌داشت. اما با چنین رژیمی کار با اعتدال و اصلاحات درست نمی‌شود. کار با انقلاب درست می‌شود.

انقلاب درونی مجاهدین هم به خاطر همان انقلاب نوین و کبیر ایران است.

در شب عاشورا حرف را باید بی تعارف گفت تا دوست و دشمن بدانند.

مگر غیر از این است که هر جای ایران کربلا و هر روزش عاشوراست؟ [با صدای خیلی بلند] یا اباعبدالله…

اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکمْ اِلى یوْمِ الْقِیامَه

مجاهد تا روز قیامت در جنگ است با آن کس با تو در جنگ است.

در سلم و صفاست با آن‌کس که با تو و ارزشهای تو در صلح و صفا و سازگاری است.

این پرچم جنگ تا سرنگونی و ریشه‌کنی دشمن ضد بشری پائین نمی‌آید. همه کارها، همه مراعات‌ها، همه انصاف‌های سیاسی، همه‌اش به این خاطر است. به خاطر تدارک و توازن جنگ سرنگونی است.

وَ لَعَنَ اللهُ آلَ زِیادٍ وَآلَ مَرْوانَ، و آل خمینی و آل خامنه‌ای

وَ لَعَنَ اللهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ لَعَنَ اللهُ شِمْراً

لعنت خدا بر خامنه‌ای و مالکی، لعنت بر روحانی و رفسنجانی و سه رأس لاریجانی. لعنت خدا بر هر خائن بی‌شرافت و لعنت خدا بر زالوصفتان و هرآن‌کس در برابر رژیم خوش‌رقصی پیشه کرد تا بر روی خون‌های مجاهدین به نام و نوایش برسد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تیر رژیم در اشرف به سنگ خورد

امروز روز قیام است. امشب شب سوگند وفا و پایداری است برای مجاهدین.

مجاهدین البته این آزمایش‌ها را بسیار داده‌اند و بیم و باکی ندارند. یادتون میآد در سال ۸۴ رژیم خودش طبق گزارش‌های انجمن‌های نجاست خودش، اطلاعات خودش اعلام کرد که ضمن دو سال از مهر ۸۲ تا سال ۸۴، بعد از جنگ در عراق در قالب انجمن‌های نجاست ۱۶۰۰ به اصطلاح خانواده یعنی حدود ده هزار نفر را در قالب ۹ گروه به اشرف فرستاده [است]

این البته علاوه بر خانواده‌های خودمان بود که از طریق دیگری می‌آمدند. یعنی جدا از رژیم.

ولی تیر رژیم در اشرف به سنگ خورد. حالا بعد از یک دهه، این خبرگزاری رسمی رژیم است که از طرف انطلاعات آخوندی و انجمن‌های نجاست‌‌اش اعلام می‌کند که از زمستان ۸۹ تا شهریور ۹۲ هم بیش از ده هزار سفر تحت عنوان خانواده علیه اشرف انجام داده تا این به اصطلاح خانواده‌ها خودشان را برسانند – و به نوشته خودش – جلوی اشرف به تناوب متحصن شوند وچنانکه در عمل دیدیم مجاهدین را سنگ‌باران کنند. [تصاویری از سنگ پراکنی دیده‌می شود که مشخص نیست از کجاست]

در عین حال که همه می‌دانیم از شهریور ۹۱ تا شهریور ۹۲ در اشرف که بیش از ۱۰۰ نفر نبودند. بساط خانواده اصلاً جمع شده بود و بساط سیرک مربوطه. الّا [اینکه] مزدوران و زالو‌هایی که می‌آوردند برای خوش‌رقصی به رژیم بر مزار شهیدان لگدی بزنند و به جانب مجاهدین سنگی بپرانند. مثل همان حادثه مجروح شدن قهرمان شهیدمون حسن جباری.

بنابراین ده هزار سفری که رژیم آمار می‌ده، مربوط است به بهمن ۸۹ تا شهریور ۹۱

یعنی یه کم بیشتر از یکسال و نیم. ده هزار سفر به اعتراف خود رژیم برای ۱۹ یا ۲۰ ماه.

پس این رژیم است که خودش اعتراف می‌کند که برای برکندن مجاهدین علاوه بر تیغ و تبر و بمب و موشک، توی دو سال اول و دو سال آخر – فقط این دو سال – در مجموع ۲۰ هزار نفر را به اشرف فرستاده اما تیرش به سنگ خورده‌است، که این فقط مال کمتر از ۴ سال است، نه مال ده سال و ۱۲ سال

بیچاره رژیم و شب‌پرستان که نمی‌دونند مجاهدین خودشون پیشاپیش به آزمایش‌ها بیا بیا می‌گویند و در هر سرفصلی به سنت امام حسین خودشون صفوف خودشون را تصفیه می‌کنند. خودشون چراغ خاموش می‌دهند تا جانانه بجنگند و صد برابر بجنگند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آمده‌ام که ابلاغیه چراغ خاموش بدهم

بله، من امشب باز هم می‌خوام در عهد پرچم در سرفصل سقط شدن بختک مالکی، باز هم چراغ خاموش بدهم.

هدف آمادگی و آماده‌سازی برای نبرد سرنگونی در کارزارهای پیاپی شماره‌بندی شده است که می‌دانید. لابد خواهید گفت که مگه دو سال پیش در همین ایام بعد از خروج نام سازمان، نام ارتش آزادیبخش، نام شورای ملی مقاومت از آن لیست رژیمی و استعماری، بعد از اعلام موسسان چهارم مگر به همه ابلاغیه تصفیه و اخراج حتی ندادی؟ تا به دنبال (با خنده) زندگی مطلوب خود برویم و مگه جواب دندان شکن ما را نگرفتی؟

درست میگید. اوراق رسمی ابلاغیه و جوابهای یک به یک شما هست. تعدادیش هم در ماهواره برای اطلاع خلق محبوب‌مون نشان داده و قرائت شده، در همان زمان یا بعدش

انگشت‌شمار افرادی هم که در همان زمان با کمک مالی خودتون از لیبرتی رفتند، البته بدون ذکر اسامی، نوشته و رسیدهای کمک‌های مالی دریافتی‌شون، آنها هم از ماهواره نشون داده شده [تصاویری از نامه‌ها و…دیده می‌شود]

این بار اما من حرفی از تصفیه و اخراج ندارم. اینکار در همان سرفصل انجام شده، اسنادش هم همیشه ماندگار خواهد ماند تا نسل‌های آینده ببینند و بدانند و بیآموزند.

حرف من این بار خاموش کردن چراغها با همان سنت امام حسین است. تا هر کس که در شرایط محاصره و تنگنا اگر که یارای ایستادگی و تحمل فشار را ندارد، دیگر بار با کمک خودتون پی کار خودش برود.

اگر هم کسی می‌خواد با هزینه مجاهدین، با کمک وکلای مجاهدین، با استفاده از دستاوردهای سیاسی مجاهدین که ناشی از خون شهداست، اگر می‌خواهد که بدون آلوده‌شدن به رژیم و اطلاعات آخوندی به خارجه به دنبال زندگی‌اش برود، آنرا هم می‌پذیریم. در نوبت می‌گذاریم و تا به حال هم چنین کرده‌ایم و ریز و درشت را هم سازمان ملل در جریان است و بارها و بارها نوشتیم و اسناد و اسامی موجود است و قابل انتشار است.

بارخدایا شاهد باش که مجاهدین با سرسائیدن به آستان پیامبر جاودان آزادی و سنت‌های او رسم جوانمردی را به اعلاترین درجه و با بالاترین قیمت بجا آوردند [تصاویری با پرچم‌های یا حسین دیده می‌شود]

امشب من چراغها را خاموش خواهم کرد با همان سنت امام حسین تا هر کس که می‌خواهد برود و آنکس باقی بماند که می‌خواهد تا پایان جنگ، هر قدر هم که به درازا بکشد، برجا و باقی بماند استوار بی تزلزل و خدشه‌ناپذیر. ([خش شعار حاضر حاضر…]

این سنت خاموش‌کردن چراغها را از سالهای قبل، از زمانی که در اشرف بودید بارها با سازمان ملل، کمیساریا و آمریکایی‌ها در میان گذاشتیم و برایشون نوشته و دستشون دادیم. خوب می‌دونند و کمبود اطلاعات ندارند. اما شما هر سال خودتون خودجوش در عاشورا، برای خودتون تعهد و نقشه مسیر می‌نوشتید.

حالا امشب من آمده‌ام که ابلاغیه چراغ خاموش بدهم تا هر کس که اهل جنگ نیست برود. [شعار هیهات من الذله شنیده می‌شود]

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اشرف احیاء و تکثیر شد

مجاهدین ۵۰ سال است که تصمیم خودشان را برای جنگ تا آخرین نفس و تا قطره خون خویش گرفته‌اند. ۵۰ سال مجاهدت که بر تارک تاریخ این میهن می‌درخشد.

اللهم فاشهد [خدایا تو شاهد باش]

[نامه‌ای که تصویر آن نشان داده می‌شود با اشاره به بختک مالکی و پیروزی مجاهدین و با مضمون پایداری قرائت می‌گردد]

پاسخ به ابلاغیه ترک لیبرتی، آبان ۹۳

نتیجه برگه‌های عهد پرچم، و ابلاغیه ترک لیبرتی آبان ۹۳

– متقاضی رفتن به هتل مهاجر، تحت کنترل اطلاعات آخوندیو نیروی تروریستی قدس = صفر

– اخراج شده توسط سازمان مجاهدین خلق= یک نفر

– متقاضی انتقال به کشور ثالث از طریق مجاهدین در ابلاغیه ترک لیبرتی و چراغ خاموش= ۶ نفر

– اما سایر مجاهدین جملگی پس از ۱۲ سال بمباران و حبس خانگی و شکنجه دائمی با عبور از هفت حمام خون و ۲۷ حمله مسلحانه و غیر مسلحانه در دوران مالکی، در آزمایش چراغ خاموش همچنان بر عهد و پیمان خود استوارند.

[بعد از نوای شیپور ها،… ابیاتی از چند سرود و بخشی از ترانه «نگاه کن تمام آسمان من پُر از شهاب می‌شود»، چند نامه دیگر با مضمون پایداری، و با اشاره به ۷۲ تن شهدای کربلا و اینکه با برادر مسعود، امام حسین را شناختیم قرائت می‌گردد.]

یرِیدُونَ لِیطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کرِهَ الْکافِرُونَ [آیه ۸ سوره صف]

می‌خواهند که نور خدا را با دَهن‌های آلوده خودشان خاموش کنند اما خدا اراده کرده است که نور خود را به اتمام برساند هرچند که دژخیمان حق‌ستیز و مرتجعین حق‌کش را خوش نمی‌آید.

استعمار می‌خواست با بمباران‌هایش خاموش کند. ارتجاع هم همین طور، عوامل و مزدوراان رژیم هم همین طور.

رژیم و مزدورها و همدستانش آمدند با لجن‌پراکنی، با کذب با دروغ با آنچه در یک میلیون صفحه پرونده ۱۷ ژوئن آمده، بعنوان اعضای سابق مجاهدین یا اعضای سابق شورای ملی مقاومت که خاموش کنند. چرا خاموش کنند؟ به خاطر اینکه همین رژیم در ادامه ادامه پیدا بکند و آنها را تامین کند.

اگر که مدعی و مدعیان، مجاهدین را خاموش می‌کردند اما به جای آن چراغی را روشن می‌کردند که نورش بیشتر بود. بیشتر مقاومت می کرد. بیشتر به رژیم ضربه می‌زد. بیشتر رژیم را در تمام دنیا افشا و نامشروع می‌کرد[ند. در اینصورت] برای آنها کف می‌زدیم. در مقابلشون زانو می‌زدیم و هژمونی آنها را می‌پذیرفتیم. اما آنها نمی‌خواهند که شمع و شعله و مشعل را خاموش کنند و به جای آن پروژکتور قدرتمندتر دیگری را روشن کنند.

بلکه با رذیلت و فضیحت می‌خواهند که همین رژیم کثیف و فاسد و نامشروع را سر پا نگاه دارند. مالکی و رژیم می‌خواستند اشرف را بکشند و خاموش کنند اما اشرف احیاء و تکثیر شد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آنچه در اینجا جریان دارد عین کارزار سرنگونی است

در یکی از سندهای افشاشده توسط کمسیون امنیت و ضدتروریسم [شورای ملی مقاومت] مالکی گفته بود اینها منو خسته کردند. در دلم به شما که خسته نشدید و او را خسته کردید آفرین گفتم و سجده شکر بجا آوردم.

بله ما خسته نمی‌شویم ولی خسته می‌کنیم.

به همین وضعیت لیبرتی نگاه کنید. از روز ۳۰ بهمن سال ۹۰ که اولین ستون از اشرف به لیبرتی آمد تا ۳۰ مهر ۹۳، به مدت ۳۲ ماه، مجاهدین دست‌کم در اینجا ۳۰ میلیون ساعت کار کرده‌اند. این در محتاطانه ترین ارزیابی و برآورد است. [تصاویری از لیبرتی که افراد وسائلی را با دست جابجا می کنند و…نشان می‌دهد]

بدون کمترین امکانات در محاصره مطلق فقط با کار طاقت فرسای یدی اما در منتهای خلاقیت و ابتکار و استفاده از کمترین امکانات، از قلوه سنگ و شن و خاک و تکه‌های پاره تختخواب.

حالا یونامی [بالاترین ارگان سازمان ملل در عراق] و سازمان ملل می‌آیند و عکس برمی‌دارند و همه جا می‌فرستند و [با خنده] وزارت خارجه آمریکا مهم ی‌گوید که به به، فراتر از همه استانداردها، در لیبرتی وجود دارد.

شرم بر نویسندگان این قبیل گزارش‌ها

[ساکنین لیبرتی را نشان می‌دهد که دارند کلنگ می‌زنند، وسائلی را جا به جا می کنند و…]

به عمد نادیده می‌گیرند که حتی ورود یک کیسه گونی برای شن، یک تلفن دستی و حتی یک کامپیوتر و استفاده از لیفت‌تراک برای حمل بار ممنوع است و باید بارها مجاهدین عمدتاً و اساساً بر روی دست‌ها و دوشهای خود حمل کنند. به عمد نادیده می‌گیرند که ۸۰۰ بیمار در صف انتظار نوبت ایستاده‌اند. ۵۰ نفر در معرض از دست‌دادن بینایی خودشان هستند. از سال ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴ تا امروز، هنوز ۱۴۳ نفر کماکان در نوبت آزمایش M.R.I (ام ار آی) [Magnetic Resonance Imaging] هستند که استخبارات ننگین مالکی و خامنه‌ای مانع می‌شوند. نویسندگان آن گزارش کذایی به عمد ۲۱ شهید صدیق محاصره ضد انسانی را نادیده می‌گیرند. شرم بر شما

اما خدا در این آیه می‌گوید که کسیکه با حق و حقیقت در ستیز است و می‌خواهد خاموش کند، خوشش بیاید یا نیاید، هرچقدر هم که می‌خواهد بدش بیآید، قانون تکامل و اراده خدا در این است که نور خودش را به اتمام و اکمال و به اوج برساند.

۵۰ سال است مجاهدین این را تجربه کرده‌اند.

برای همین است که خدا این مثال را زد که مدعی می‌ماند به شخصی ابله‌ای که می‌خواهد با پُف‌کردن و باد و بولوف خورشید را خاموش کند.

آخر دهان تو که آنقدر توان و قدرت ندارد که خورشید را در فاصله ۱۵۰ میلیون کیلومتری خودش خاموش بکنه. بیچارگان می‌خواهند مجاهدین را در میدان سیاست و انقلاب در فاصله ۵۰ سال نوری با خودشان با دهان‌های آلوده خاموش کنند.

اما شما با جواب‌هایتون در عهد پرچم و ابلاغیه چراغ خاموش، چراغها را روشن کردید روشن‌تر از همیشه برافروختید و گدازان کردید. این نور خاموش‌شدنی نیست. هرچقدر هم که نور را بشکنند، انکسار نور تابش آن‌را بیشتر می‌کند. [به نقل از یکی از اطلاعیه‌های مجاهدین در زمان شاه بعد از جانباختن رضا رضایی]

شما امشب بار دیگر پیروز شدید. همگی با هم جواب پیام مریم را دادید. مجاهدین برای نگهبانی از همین نور خدایی و خورشید انقلاب اول از خودشان شروع می‌کنند. همیشه چنین بوده و باز هم چنین خواهد بود. آنچه در اینجا جریان دارد عین کارزار سرنگونی است.

از نیمه شهریور [۹۳] کارزار شماره ۵ را آغاز کردیم و مثل همیشه می‌گوییم بجنگ تا بجنگیم. فضل‌الله المجاهدین علی القاعدین اجراً عظیما (سرود مجاهد پخش می‌شود.)

پایان

 –

سخنرانی مسعود رجوی در آدرس زیر است:

https://www.youtube.com/watch?v=UXtqvzcdtvw

برای تشکیلات عریض و طویل مجاهدین، تبدیل نوارهای صوتی به نوشتاری مثل آب خوردن است اما متاسفانه این بار (و هر بار) پیام مسعود رجوی صدا بود و بس. لابد «حکمت»ی در این کار ا‌ست. بگذریم که همان فایل‌های صوتی هم همیشه در دسترس نیست و گاه غیبش می‌زند.

بخصوص که رسانه‌های مجاهدین هم کمتر منتشر می‌کنند و باید گشت و گشت و گشت و در سایتهای دیگران پیدا کرد.

برای پیاده کردن ویدیوی ۱۱ آبان ۹۳ دو شب تمام تا سحر بیدار نشستم تا تمام آن‌را کلمه به کلمه و بدون جا انداختن حتی یک واو، روی کاغذ بیآورم و ثبت کنم.

– توضیحات داخل کروشه [] افزوده من است..

– سر تیترها برگرفته از خود پیام است.

***

همچنین:

Iran Interlink Fourth Report from Baghdad

رجوی و گروگانهاقمپز در کردنها و خالی بندیهای بیسابقۀ رجوی. سوز و گذازی دیگر از افشاگری ها

مسعود رجوی در حال مبارزهچراغ خاموش کردن رجوی (امام حسین نه شب عاشورا غیبش زد و نه ده سال بعد از زیر قبای یزید نوار صوتی داد)

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیمسعود و مریم رجوی زهره قائمی مسئول ترور شهید صیاد شیرازی را به همراه دیگران در قرارگاه اشرف باقی گذاشت تا کشته شوند

زهره قائمی کمپ اشرف 2زهره قائمی بصورتی مشکوک در کنار بیش از پنجاه تن دیگر در قرارگاه اشرف به ضرب گلوله گشته شد. رجوی هنوز اجازه دسترسی و تحقیق از ۴۲ تن باقی مانده از این واقعه را نمی دهد

سازمان ملل در مورد نقش رجوی در کشتار ۵۳ تن از قربانیان مجاهدین خلق در کمپ اشرف تحقیق کند