یعنی قافیه اینقدر تنگ است؟!

یعنی قافیه اینقدر تنگ است؟!

انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، هفتم اکتبر ۲۰۱۵:…  ۲۰ نفر متحصن هم با قیافه ی مشخص درجلوی دوربین ها ایستاده و پلاکاردهای مربوط به درخواست ملاقات ازافراد مشخص را دردست داشتند وکسی نتوانست ثابت کند که اینها اعضای قدس واطلاعات هستند ونه اعضای خانواده های داغدیده وهجران کشیده! وانگهی، اگر رجوی راست می گوید ، چرا این مسئله را در دم دستش با یونامی وصلیب سرخ مطرح نکرد و ثابت …

خانواده های مجاهدین خلق بغداد سپتامبر 2015گزارش پنجم بنیاد خانواده سحر از حضور خانواده ها (دروغ شاخدار)

خانواده ها کمپ لیبرتی سپتامبر 2015دیدار با عزیزان حق مسلم خانواده هاست (گزارش چهارم بنیاد خانواده سحر)

یعنی قافیه اینقدر تنگ است؟!

لینک به منبع

ظاهرا که مجاهدین مسعود رجوی ازسر استیصال وبیکاری ، اقدام به مصاحبه ی تلفنی با آقای وکیلی از اهالی اردن کرده اند که اوهم بر ادعاهای غیر قابل اثبات وشبانه روزی گروه مافیایی رجوی صحه گذاشته است!

گروهی که کار دیگری برای انجام نداشته و روند امور جاری جهان ومنطقه ابدا به نفعش نیست وبه فراموشی سپردن این که کمپ لیبرتی یگ کمپ ترانزیت است و نه محل اقامت دائمی برای اسرای رجوی، به سختی آن ها را درموقعیت آچمز قرار داده که حاصل اش این مصاحبه بوده و احتمالاً قصد دارد به مانند کفش کهنه ای دربیابان که نعمت خداست، ازاین مصاحبه ی ابتر ، فواید تبلیغاتی به دست آورد.

این همان شهادت دم روباه است به نفع او و یا به کار سلمانی هایی می ماند که وقتی بیکار می شوند سرهمدیگر را اصلاح می کنند!

نام این مصاحبه ” آخرین وضعیت لیبرتی در بیان “سفیان خصاونه وکیل ساکنین لیبرتی“ نام دارد که سئوال کننده یک عالمه مطلب پای این وکیل – که نشان می دهد ازجریان خبر نداشته، ریخته تا تاییدی از او بگیرد.

یعنی اینکه متن سئوال بسیار طولانی تر از جواب است:

” مجری: هواداران پناهندگان ساکن لیبرتی در عراق بیانیه ای صادر کرده و در آن رژیم ایران را به انجام توطئه جدید به منظور کشتار ساکنین لیبرتی که اصلی ترین اپوزسیون ایران را تشکیل می دهند متهم نموده اند در این بیانیه به نقش رئیس کمیته سرکوب ساکنان لیبرتی اشاره شده است … اخیرا نیز تعداد ۲۰نفر از مزدوران اطلاعات و عوامل سپاه قدس را تحت عنوان خانواده های ساکنین در هماهنگی با سفارت ایران به استخدام درآمده و به عراق روانه کرده اند در این رابطه با آقای سفیان خصاونه رئیس هیأت عربی برای دفاع از ساکنان لیبرتی در ارتباط هستیم. آقای سفیان خصاونه هواداران ساکنان لیبرتی رژیم ایران را متهم می کنند که به‌صورت مستقیم در ایجاد توطئه علیه ساکنان لیبرتی نقش دارد آیا شما اطلاعاتی در اختیار دارید که این موضوع را اثبات یا نفی کند “؟

اینکه این هواداران عراقی ساکن لیبرتی ازچه قماشی باشند واساسا چگونه می توانند این اسرای به شدت تحت کنترل رجوی را دیده و ازحال شان باخبر شوند ، بیشتر به یک ادعای فضائی می ماند تا گزارش یک واقعیت!

این اعلامیه ازطرف شورای ملی؟! مقاومت که یکی از نام های عاریتی باند رجوی است ، صادر شده وربطی به عراقی های موهوم که درعین حال هواداران ساکنین لیبرتی هم باشند، ندارد!

۲۰ نفر متحصن هم با قیافه ی مشخص درجلوی دوربین ها ایستاده و پلاکاردهای مربوط به درخواست ملاقات ازافراد مشخص را دردست داشتند وکسی نتوانست ثابت کند که اینها اعضای قدس واطلاعات هستند ونه اعضای خانواده های داغدیده وهجران کشیده!

وانگهی، اگر رجوی راست می گوید ، چرا این مسئله را در دم دستش با یونامی وصلیب سرخ مطرح نکرد و ثابت ننمود که اینها اسیری درفرقه ی رجوی ودرکمپ لیبرتی ندارند تا سپاه قدس و وزارات اطلاعات را رسوا سازد؟!

مگر مهمترین حرف رجوی ها به یونامی این نبود که اسرای لیبرتی هرکدام عضو شبکه های اجتماعی هستند وبا اعضای خانواده ی خود در رابطه ی دائم؟! واحتیاجی به ملاقات ندارند؟!

من دراینجا به نقل سخنان اولیه ی این وکیل که مانند کپی برابر اصل است؟! نمیپردازم وبه متن سئوال وجواب دیگر اشاره میکنم:

” مجری: نقش دولت کنونی عراق در تامین حفاظت وخدمات اساسی برای ساکنین این کمپ چیست؟ – سفیان خصاونه: ما بایستی ابتدا بین دولت کنونی با دولت نوری مالکی که یک حکومت مزدور رژیم ایران بوده و در حق ساکنین لیبرتی مرتکب قتل و کشتار شده است فرق بگذاریم و ما توقع داریم که دولت دکتر حیدر العبادی با برنامه ای کاملاً متفاوت با دولت قبلی با ساکنان رفتار کند ولی متأسفانه تا این لحظه چنین امری محقق نشده است و کماکان محاصره ظالمانه بر کمپ لیبرتی اعمال می شود و اجازه وارد شدن مواد غذایی نیز به آنها داده نمی شود وبا ایجاد مشکلات وبازرسی های طولانی باعث تلف شدن این مواد می گردند و یا در فصل گرما که پشت سر گذاشتیم این فشارها بیشتر شده بود که حتی حداقل های امکانات بهداشتی نیز برای آنان فراهم نبود “.

این آقای سفیانه درزمانی که مجاهدین ادعا دارند که کسی حق تردد به لیبرتی را ندارد ، چگونه قابل اثبات است؟!

” آیا این وکیل راه دور، پولی نگرفته که سخنان وادعاهای رجوی را تکرار کند؟! وآیا این کار او درشان یک وکیل دعاوی که نباید دروغ بگوید هست؟!

همچنین:

” مجری: آیا سازمان ملل نمی تواند بر عراق و ایران فشار وارد کند تا این نقض قوانین متوقف شود؟ – سفیان خصاونه: … متأسفانه بایستی بگویم که در آنها تمایلی به وارد شدن به این موضوعات تاکنون ندیده ایم وبا کمال تأسف پرونده این کمپ به‌طور کامل به دولت عراق سپرده شده است ومسؤلین اداره کمپ نیز عناصری هستند که در ارتباط با رژیم ایران می باشند ولی مشکل ساکنین لیبرتی بایستی حل شود آن هم در کمپی که مساحت آن نصف کیلومتر مربع می باشد یعنی بایستی کمیته مشرف براین کمپ با یک کمیته بیطرف تعویض شود ” .

اگر وضع اینطوری است ، چرا آنها را ازآنجا خارج نکرده وبه کشورهای امن نمی فرستید ، مگر عراق ملک پدری شماست که مایل نباشید که دل ازآنجا کنده وبیرون روید ؟!

لیبرتی جزو اراضی عراق است ودولت این کشور که برابر قوانین اش، شما را تروریست میداند، باصلاحیت تر ازهرارگان بین المللی درمورد قطعه ای ازخاک خود تصمیم میگیرد!

ونیز:

” مجری: درحال حاضر تعداد این ساکنین در اشرف ولیبرتی چند نفر می باشند؟ – سفیان خصاونه: تعداد آنان ۳۲۰۰نفر می باشد که در یک مساحت بسیار کوچک و حدود نصف کیلومتر مربع مستقر هستند … ما در حال حاضر از دولت حیدر العبادی خواستار تشکیل یک کمیته به دور از کمیته کنونی هستیم که اعضای این کمیته از ساکنین کمپ، یونامی و دولت عراق باشد “!

وقتی قرار قانونی به ترک این محل است، دیگر چه نیازی به وجود چنین کمیته ای؟!

واگر این اقامت برای چند روز و یکی دوماهی است ، باتوجه به اینکه اکثریت نزدیک به اتفاق اهالی کمپ حق تصمیم گیری ندارند، نمایندگان واقعی خود را دراین کمیته نخواهند داشت وبنابراین این وکیل محترم سعی کند که تعدادی از اعضای خانواده های این اسرا بجای گماشتگان رجوی دراین کمیته عضویت داشته باشند!

عیب این کار دراین است که این وکیل اردنی، دراینصورت نخواهد توانست پولی ازرجوی بگیرد وشاید بهتر باشد با اتخاذ رویه ی صداقت وراستگویی ، این پول را از خانواده های این اسرا بگیرد و وکالت شرافتمندانه ای را بپذیرد!

ضمنا ، آیا این رقم اعلامی درست است؟!

وحید


https://youtu.be/Nl0Sz5jlimM

خانواده ها بیرون کمپ لیبرتیکیهان لندن: لیبرتی: سودای ارتش آزادی و ماجراجویی رهبرانش

***

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=21077

فرقه رجوی و توسل به آمریکا و اروپا جهت جلوگیری از مراجعه خانواده ها! (حمایت از رجوی منت بر اسرا!!)

انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، بیست و دوم سپتامبر ۲۰۱۵:…  تمام تلاش این شعبده باز این است که دراذهان فروکند که این کمپ یک مکان پناهندگی است وآنهم ازنوعی که دولت وملت صاحب این کمپ باید اجرای قوانین خود درآنجا را معطل بگذارد تا این کمپ برابر خواست ها، امیال وآرزوی رجوی اداره شود ودولت عراق حق کوچکترین دخالت درامور آنرا نداشته باشد!! رجوی عملا میخواهد کشور حقیری را درداخل کشور …

Self Sacrifice Struan Stevenson Rajavi terroristsBehind Struan Stevenson’s book “Self Sacrifice

فرقه رجوی و توسل به آمریکا و اروپا جهت جلوگیری از مراجعه خانواده ها!

لینک به منبع

اینکه یک سایت فلسطینی با مردمی اسیر وسرگردان چرا باید غم؟! ساکنان لیبرتی عراق را داشته باشد ، قابل تامل ومحل شک وشبهه است ودرج خبری در سایت فلسطینی ” دنیا الوطن ” درمورد اسرای رجوی وموضع گیری اش بنفع رجوی – ونه این اسرا – نشانگر ماهیت این سایت باصطلاح فلسطینی است!

مطلب این سایت ” دشمنی رژیم ایران از قدیم بر علیه ساکنان لیبرتی ” نام دارد که سایت رجوی آنرا بازانتشار نموده ودرآن میخوانیم:

” هم زمان با بالاگرفتن فراخوان ها و خواسته های جهانی که دولت عراق را تشویق کرده و از آن میخواهند اوضاع وخامت بار ساکنان کمپ لیبرتی را بهبود بخشد و محاصره ظالمانه از آنها را برداشته و به عنوان پناهندگان سیاسی که ملل متحد آنان را به رسمیت شناخته دولت عراق هم آنان را به رسمیت بشناسد، رژیم ایران به نوبه خود و طبق عادتش از سال ۲۰۰۳، مطلقا دست از طرحهای مختلف علیه این مخالفان ایرانی برنداشته و حتی تحت تاثیر فضا و شرایط و عوامل جدید نفوذش در عراق گسترش یافته و حتی آنها را علیه این مخالفان به کار گرفته است. طی روزهای گذشته، و از طریق یک طرح جدید که البته ادامه طرحهای قبلی محسوب میشود که این رژیم علیه این مخالفان در زمانیکه در قرارگاه اشرف بودند اجرا میکرد، بیش از ۲۰ نفر از داخل ایران که با اطلاعات ایران و نیروی قدس در ارتباط هستند تحت پوش خانواده ساکنان از سوی سفارت ایران و کمیته اشرف- به ریاست فالح فیاض مشاور امنیت ملی عراق که به دشمنی شدید با این مخالفان شناخته میشود و از سوی مقاومت ایران متهم به شرکت در بسیاری از جنایتها و قتل عامها و حملاتی که در حق ساکنان مرتکب شدند گردید- به لیبرتی آورده شدند. این طرح جدید که از قدیم هم بوده با هدف گل آلود کردن آب و زمینه سازی به منظور اجرای یک توطئه دیگر علیه ساکنان صورت میگیرد، زیرا در سالهای ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ گروهی مشابه همین گروه در کنار اشرف- با پوش خانواده ساکنان- مستقر شده و دست به شکنجه روانی طی ۲۳ ماه در حق این ساکنان با بیان تهدید و ناسزا با ۳۲۰ بلندگو و بطور شبانه روزی زدند، در پی آن حملات و قتل عام های خونباری در حق آنها انجام شد که مهمترین آن قتل عام ۸ آوریل ۲۰۱۱ بود که منجر به قربانی شدن ۳۶ تن و مجروح شدن ۵۰۰ تن دیگر شد، ….این تحول جدید ادامه طرحهای قبلی است، مهم این است که طرفهای ذیربط و بویژه سازمان ملل متحد و آمریکا و اتحادیه اروپا به این امر توجه داشته باشند و برای ممانعت از این توطئه مشکوک دست به عمل بزنند “.

اینکه دولت عراق چگونه این کمپ را محاصره کرده ، برخواننده روشن نیست !

اگر صحیح است که این پلیس عراق است که سبب زندانی شدن این افراد شده ونمیگذارد که اینها مثلا از کانکس های خود خارج شده وبه ملاقات خانواده های دردمندشان بروند ، درآن صورت اطلاع رسانی مستندی بکنید تا ما اعضای خانواده ها طرف حساب خود را شناخته وازکانال های قانونی به آنها فشار آورده ومسئله را حل کنیم!

آیا گماشتگان مخصوص رجوی این علاقه را دارند که تمامی این اعضا برای گردش وتفریح به شهر بروند ودرعوض دولت عراق مانع آنهاست؟!

اگر جواب مثبت است ، اعلام کنید که آیا شما آزادی این تردد را برای تمامی اسرا میخواهید ویا میل دارید که پلیس عراق از حوالی لیبرتی بیرون رود و نیروهای آمریکائی و… امر محافظت را بعهده بگیرند تا شما درحالی که اکثریت این افراد را تحت سیطره ی تمام وکمال قرار داشته باشید، به دسته ای اندک اجازه داده شود که برای ارتباط گیری وانجام ماموریت ها از لیبرتی خارج شده ودخالت درامور عراق کرده وروابط تشکیلاتی را درخارج از لیبرتی سروسامان بیشتری دهند؟!

البته حسن دیگر این کار برای رجوی آنست که ازبرخورد خشن نیروهای آمریکائی با مراجعین ایرانی ( خانواده ها) هم استفاده کرده و مانع جمع شدنشان دراطراف لیبرتی ودرخواست ملاقات که میرود به جام زهری برای رجوی تبدیل شود، گردند؟!

دیگر اینکه چه کارزاری برای اقامت دائمی این اسرا در لیبرتی وجود دارد که ما ازاین موضوع بیخبریم؟

آیا جز این است که این کارزار ؟! درحد چند سناتور و وکیل مجلس بازنشسته که مامورند ومعذور وطمع ورز؟؟

غم مردم جهان هرچه که باشد، درد اسرای لیبرتی نیست که اگر بود دراین چند دهه نمودی داشت که نداشته است!

تازه، اگر مردم تمامی جهان بفرض محال آنقدر دیوانه شده باشند که ازدولت عراق بخواهند که حق حاکمیت خود را برقسمتی ازسرزمین خود ، ازخود ساقط نماید، هیچ تعهد الزام آور را برای این دولت بوجود نمیآورد!

چرا که قرار بوده که این اسرای رجوی برای مدت کوتاهی درکمپ لیبرتی بمانند تا به کشورهای دیگر جهان انتقال یابند و دولت عراق هرگز قول پذیرش این نوع پناهنده ها که طی آن اجازه بدهد قوانین آن کشور دراین کمپ نادیده گرفته شده واداره ی امور حقوقی، قضائی و… آن بعهده ی رجوی باشد ، نداده و نمیتوانسته است بدهد!

پس هردست وپایی که شما بعنوان گروه مافیایی رجوی میزنید، نهایتا باین ختم میشود که جلوی حضور خانواده های درخواست کننده ی ملاقات را که با مدارک معتبر نشان میدهند که واقعا هم اعضای خانواده ی ساکنین مفلوک لیبرتی هستند، بگیرید که این یکی را کور خوانده اید وباید بدانید که اگر عراق برای مدت زمانی مثلا یکساله تعهد داشت که اجازه ی حضور خانواده ها در مقابل کمپ را ندهد وما باین تصمیم احترام قایل بودیم ، با منقضی شدن مدت این قول وقرارها و کش دادن رجوی برای اقامت بلند مدت وحتی بصورت مسلح!!، این مشکل ما رفع شده ومراجعات ما خانواده ها تداوم وشدت بیشتری خواهد یافت ودراین راه از شنیدن هرتهمت و افترائی خسته نشده وبخاطر کمک به حفظ جان عزیزان مان ، این توهین ها را بجان ودل میخریم!

دیگر اینکه شما هرچقدر هم تلاش کنید تا با کشیدن پای آمریکا واروپا یارگیری کرده وفرزندان ما را کماکان دراسارت داشته باشید ، ما نیز بنوبه ی خود دشواری کار خود را ملاحظه کرده وبا اراده ای قوی تر دنبال ملاقات فرزندان خود ونجات جان آنها که درعراق ودرمناسبات رجوی درخطر است ، خواهیم بود!

گروهی از اعضای خانواده اسرای رجوی درکمپ لیبرتی

حمایت از رجوی جنایتکار و منت گذاشتن براسرای لیبرتی!

لینک به منبع

مهمترین مشغله ی ذهنی رجوی ، پاک کردن این مسئله از ذهن مردم است که کمپ لیبرتی بعنوان یک کمپ ترانزیت شناخته شده وقابلیت تصرف واقامت دائمی ندارد!

تمام تلاش این شعبده باز این است که دراذهان فروکند که این کمپ یک مکان پناهندگی است وآنهم ازنوعی که دولت وملت صاحب این کمپ باید اجرای قوانین خود درآنجا را معطل بگذارد تا این کمپ برابر خواست ها، امیال وآرزوی رجوی اداره شود ودولت عراق حق کوچکترین دخالت درامور آنرا نداشته باشد!!

رجوی عملا میخواهد کشور حقیری را درداخل کشور عراق ایجاد کند که قوانین خاص خود را داشته و امور آن بدست خودش باشد وارتش آمریکا هم امنیت آنجا را تامین کند واسرای لیبرتی را کماکان دراختیار خودش داشته باشد و دولت عراق عملا نتواند درمورد قتل وتجاوزی که درآنجا اتفاق میافتد ، وارد عمل شود!

او هرگز نمونه ی دیگری ازاین کمپ پناهندگی را ارائه نداده تا بتوان بموجب وحدت رویه ی موجود!! حقی برای او قائل شد:

کمپی که شامل قوانین کشور مربوطه نباشد، دولت ذیحق ، صلاحیت رسیدگی درامورش را نداشته باشند ، سرپرستی حقه باز وخود تحمیلکرده بر سر امور باشد، اعضای کمپ همه یک نوع ایدئولوژی وآنهم ازنوع ” رجویسم = فاشیزم ، ماکیاولیزم ، مونارخیزم ” داشته باشند و…

بلی رجوی به تثبیت چنین اردوگاهی با مشخصات محیر القول مشغول است و باعدم قناعت به نوشته های رسانه های متعدد خود ، سایت های غیر ایرانی وخارجی را هم تشویق به اتخاذ این رویه ی مرضیه!! میکند تا آنها هم با بلغور سخنان وی ، به نان ونوای اندک مادی ومعنوی؟! برسند ودر جنایت کشتار تدریجی اسرای کمپ لیبرتی که یکی ازاهداف شوم رجوی است ، شریک جرم باشند!!

درادامه ی این تلاش مذبوحانه است که رسانه های رجوی بیانیه ای با عنوان ” حمایت ۷ حزب سیاسی و۲۸ سازمان حقوق بشری از مقاومت ایران و ساکنان کمپ لیبرتی ” منتشر کرده که دراصل این حمایت بنفع شخص زجوی وبرضرر ساکنین لیبرتی است.

دراین بیانیه ، ازجمله آمده است :

” در همین راستا حزب تونس سبز، حزب صواب موریتانی، حزب توسعه و پیشرفت در مصر، حزب مصر الثوره، حزب جوانان مصر، حزب الاتحاد الشعبی الجمهوری تونس، حزب الشعب الدیمقراطی مصر، اتحادیه سراسری کارگران فلسطین و۲۸ سازمان حقوق بشری و مجتمع مدنی در کشورهای مختلف عربی طی بیانیه های مختلف حمایت خودشان از مقاومت ایران و ساکنان کمپ لیبرتی را اعلام کردند. ….در این بیانیه ها هم‌چنین تأکید شده است: وقت آن است که کلیه خلقها و کشورهای منطقه یکپارچگی و همبستگی خود را با مردم و مقاومت ایران اعلام کنند و نقطه پایانی بر فاجعه ای که تمامی منطقه را در برگرفته است بگذارند “.

این احزاب وجریانات از چه اندازه پایگاه اجتماعی در کشور خود برخوردارند؟

اقدامات اینها درمورد حل مشکلات کشورهای خودشان که بارها بیشتر ازایران است، چه میزان است ؟

مقاومت ایران که نام دیگر فرقه ی رجوی است ، چه ارتباطی با مردم ایران دارد وچرا بنام مقاومت ایران درخدمت جناح هارتر امپریالیزم وصهیونیزم قرار گرفته ونام مردم ایران را ملکوک میکند؟

چگونه است که این مظلومین لیبرتی نشین با ظالم کاخ نشین که رجوی ها باشد ، منافع مشترکی پیدا کرده و” آشتی طبقاتی” برقرار کرده اند!

هرگونه حمایت ازرجوی مستبد وبوالهوس ، دراصل جنایت برعلیه اهالی لیبرتی است وحمایت توامان ازاین دو جریان بشدت متضاد وماهیتا آشتی ناپذیر ( اکثریتی مظلوم وگرفتار ، اسیر وبرده درکنار معدود کاخ نشین ظالم وعیش پرور ) سالوسانه ودرحکم عدم توجه عمدی به ” مانعه الجمع بودن ” این دودسته – اسرای لیبرتی گرفتار درچنگال رجوی و اطرافیان کم تعداد وکاملا متنعم ومرفه رجوی – میباشد!

ضمنا این فجایع نامبرده شده ازطرف شما، به شکل وشمایلی که بیان کرده اید ، وجود خارجی ندارد و برای معرفی درست فجایع به سراغ سلطه گران ومتحدان مرتجع منطقه ای آن بروید و برادران عرب ما را دچار گمراهی نسازید!

وحید

***

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20282

خوشبختانه ما همیشه اشرف و لیبرتی را زندان بحساب آورده ایم! (+ معنی این تفاسیرتان جز استیصال است؟!)

انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، سیزدهم اوت ۲۰۱۵:… شما همواره امام اول شیعیان را – بطور نابجا هم که شده – درگفتار ونوشته های خود مطرح میکنید و چرا این توصیه ی او ” همیشه کاری کن که عدل شامل خاص وعام گردد و…” را رعایت نکردید وملاقات یک طرفه- طرف شنونده و بخشنده باشد و مسئولین شما گوینده و گیرنده ی این بخشش ها که با لطایف الحیل ازآنها اخذ میکردید- همواره مورد دلخواه رهبری شما …

2014-09-16-USIran.jpgMassoud Khodabandeh: America Must Make Its Underlying Intentions Toward Iran Clear

خوشبختانه ما همیشه اشرف و لیبرتی را زندان بحساب آورده ایم!

لینک به منبع

دوستی دارم فرهیخته که بلحاظ شناخت خوبی که ازروند تحولات وانسان ها دارد، بمن توصیه کرده است که درباره ی فرد حی وحاضر ، قضاوت خوب حداکثری مکن که ممکن است دچار خطا شود و تو شرمسار ازآن کار!

بگذار تابمیرد، آنگاه هر ذکر خیری داری درمورد او بکن !

بهداد رضایی گرفتار درمناسبات هم کسی است که شاید دوست این چنینی داشته و رضایی نصیحت اورا به گوش گرفته وتنها ماهها بعد از مرگ اکرم اباذری معروف به بتول رجایی ( از اعضای اولیه شورای رهبری مجاهدین و مسئول زندانها در سازمان مجاهدین… مسئول شکنجه گرانی مانند محمد سادات دربندی (معروف به کاک عادل)، مختار جنت صادقی، نریمان عزتی، کسی که شخصا زندانیان را شکنجه می کرد. ستاد تشکیلات سالیان سال زیر نظراو اداره می شد، درجریانات سال ۷۳ که تقریبا هفتصد نفر از اعضای تشکیلات به بند کشیده شده نفرات زیادی شکنجه شدند و چند نفر هم به کام مرگ فرستاده شدند، مسئولیت اجرایی آن کاملا بعهده بتول رجایی بود) ، نوشته ای درحق او و دل نازکی ها ومنطق پروری اش، مناسبات خوبش با خانواده ها و…، دررسانه های رجوی منتشر کرده که عدم برخورد با این مسائل- نه شخص خود بتول رجایی که به دنیای دیگری رفته – دور از مسئولیت پذیری درحق اعضای دربند باند رجوی وخانواده های گرفتار میباشد!

نوشته ی آقا بهداد نام ” بهتر از برگ درخت پاک‌تر از آب روان ” نام گرفته وطی آن آمده است:

” …اسم زندان ما را هم گذاشته‌اند کمپ لیبرتی یعنی آزادی!…(روزگار غریبی است نازنین) “!

ما بعنوان انجمن نجات مرکز استان آذربایجان شرقی، خوشحالیم که دراین مورد با این هموطن همعقیده بوده ودرتمامی نوشته های خود ، کمپ های اشرف ولیبرتی را همواره زندان بحساب آورده ایم وگفته ایم که دراغلب موارد اززندان های حکومت های دیکتاتور ، زجر آورتر وآزادی کش تر است!

برای اینکه خواننده همه ی مطلب آقای رضایی را بخواند وبا دیدن نام بتول رجایی آنرا به کناری نگذاشته ولعن ونفرین نثارش نکند، این بهداد خان ما تا آخرین جمله سوم شخص غایب را بکار میبرد وخواننده را مجبور به خواندن تمام مطلب میکند که البته جریان رنگ کردن گنجشگ وقالب کردنش بجای بلبل- البته در سطحی بزرگتر ومزورانه تر- را تداعی میکند ومیخواهد سورپریزی برای آخر نوشته اش داشته باشد که موفق نمیشود وخواننده درآخرکار، خشمگین ازاین شیوه ی مزورانه ی او در مییابد که همان جریان معروف ” بالا رفتیم….پایین رفتیم… قصه ی ما دروغ بود ” است که تکرار شده در شکل وقیح اش!

آقای رضائی که ظاهرا اهل شمال است مینویسد:

” درمیان مجاهدین، شیرآهن کوه زنی از خطه شمال ایران، هرلحظه او مبارزه برای رهایی انسانی بود که نباید تحت ستم و فشار یک دیکتاتور قرار بگیرد. با ۳۷سال نبرد وقفه ناپذیر نظامی، سیاسی و از همه مهمتر مبارزه با ضدارزش‌های ارتجاع پلید و هم‌دستان بین‌المللی‌اش. او نمونه انسان پاک و تراز مکتب بود. انسانی که معتقد است مبارزه درمان همه نا برابری‌ها و ستمگری‌ها است “.

عجب!

دیکتتوری بالاتر از آنچه که درفرقه ی رجوی اعمال میشود واین خانم نیز ازادوات مهم این عمل زشت بوده ، میتواند وجود داشته باشد؟!

کدام دیکتاتور انسان هارا از حق داشتن زن وفرزند وتماس با دوستان وخانواده ها و…، باین شکل غلیظی منع کرده است که مسعود رجوی کرده و این مرحومه بعنوان یکی عمله های مهم شیطان کارسازی میکرد؟!

زمانی که شما اعضای دربند در کمپ های خود زندگی محقرانه ای را تجربه میکردید، وجود قصر افسانه ای ” پارسیان ” مسعود ومریم ونیز پارک مخصوص شورای رهبری نشان نابرابری نبود؟!

و:

” او عضو شورای رهبری مجاهدین و در زمره زنانی بود که ارزش‌های مکتب توحیدی فدا و صداقت را از خواهرمریم کسب و در مسیر مبارزه به منصه ظهور رسانده‌اند “.

نمادهای مکتب مریم را دیده وشنیده ایم که چیزی جز اسارت مادی ومعنوی شما ها نبوده و جریان رقص رهائی و تصاحب صدها تن اززنان اعضای سازمان توسط مسعود نیز مزیدبرعلت است والبته چنین شورایی را عضویت چنین آدم هایی لازم میآمد!

نیز:

” یک بار من را صدا کرد و تا من را دید از پشت میزش بلند شد و با ناراحتی گفت: «چرا با پدرت تماس نگرفتی؟ مگر به تازگی از زندان آزاد نشده است؟ او با سختی بسیار به دیدار تو و دو خواهرت به اشرف آمد. مگر نمی‌دانی که او تنها به‌این جرم ۶سال زندان اوین بود؟ مگر نمی‌دانی او بیماری شدید قلبی دارد؟ چرا احوال او را نپرسیدی؟ و…»

واقعا؟!

چرا این مراحم شامل حال دیگرانی که بیش از یکبار به اشرف ولیبرتی آمدند، نشد ودرعوض به امثال شما دستور داده شد که به ملاقات اعضای خانواده ی خود نروند واگر رفتند، برعلیه آنها فحاشی کنند واگر اینکار هم نگرفت ، ازمحسنات سازمان بگویند واگر دست داد پول وطلایی ازآنها بگیرید؟!

آقا رضائی مینویسد:

” جا خوردم! زیرا خواهر تنی من که در مبارزه کنارم هست، با من در مورد احترام و توجه به پدرمان اینگونه جوش و خروشی نداشته و ندارد. ناراحتی اش از بابت اینکه چرا با پدرم تماس نگرفته ام، دگرگونم کرد. آن شب تا ساعت ها خوابم نمی برد، از یک طرف اوج مسؤلیت پذیری و دلسوزی او در گوشم بود و از طرفی صدای مزدوران وزارت اطلاعات که در پوشش خانواده به‌اطراف اشرف آمده بودند و روز و شب از طریق ۳۲۰ بلندگو با فریاد به ما فحش می‌دادند! صدای آن‌ها نیز مستمر به گوشم می‌رسید. گفتم عجبا! رژیم موجوداتی به نام خانواده به سراغ ما که محصور هستیم می‌فرستد آن‌ها در پرده دری و بافتن زمین به آسمان حدی نمی‌شناسد. به مبارزه و زندگی متعالی و باصفا در میان بهترین بندگان شایسته خدا می‌گویند: «عزیزان ما از این فشار روحی مستمر خود رارها کنید» و به سمت ما سنگ پرت می‌کنند و در نهایت لطف! و دلسوزی! به عزیزانشان! در اشرف می‌گویند: «زبانتان را از حلقومتان بیرون می‌کشیم. برای تک به تک شما طناب دار در همین‌جا، اشرف برپا می‌کنیم و…» و حالا هم با همین هدف به‌اطراف لیبرتی می‌آیند، بگذریم “!

هیچکس بدون نداشتن عضوی ازخانواده ی خود به اشرف یالیبرتی نیآمده است وبا این وصف پدر شما- اگر راست گفته باشید- وضعیت خاصی داشته که ازطرف بتول رجایی های گماشته ی مسعود رجوی، مزدور اطلاعاغت شناخته نشده واین عجیب است!

شما همواره امام اول شیعیان را – بطور نابجا هم که شده – درگفتار ونوشته های خود مطرح میکنید و چرا این توصیه ی او ” همیشه کاری کن که عدل شامل خاص وعام گردد و…” را رعایت نکردید وملاقات یک طرفه- طرف شنونده و بخشنده باشد و مسئولین شما گوینده و گیرنده ی این بخشش ها که با لطایف الحیل ازآنها اخذ میکردید- همواره مورد دلخواه رهبری شما بود که حالا اینهم نیست؟!

بلی درزمانی که امور دردست نیروهای آمریکائی بود، بعضی اززوار عتبات عالیه که عزیزانی دراشرف داشتند بطور مخفیانه وغیر قانونی والبته با همکای یا بی تفاوتی نیروهای آمریکائی به کمپ میآمدند ومورد ” تلکه گیری” رهبران شما قرار میگرفتند و سازمان بطرق محیلانه ای، درمواردی این قبیل افراد را به دستکاه های امنیتی ایران معرفی میکرد که گرفتار شود و دیگران ازترس مراجعه نکنند وهم خوراک تبلیغاتی دردست رجوی باشد و… وضعیت پدر شما ازاین جهات چگونه بوده وآیا این زندانی شدنش درمجموعه ی توطئه های بتول رجایی های عمله ی رجوی قرار نداشت؟!

من درکنار این ادعای شما، خودم شاهد این نوع مخفی رفتن ها بودم که طرف بادیدن نیات کسانی ازشورای رهبری که ملاقات کننگان را محاصره کرده و ضمن تبلیغ بنفع رجوی بطو غیر مستقیم ازآنها تقاضای زیورآلات وپول میکرد ، حاضر به ماندن درمهمانخانه نشده وبعد از چند ساعتی توقف به کربلا بازگشته بود همراه با ۱۵ نفر از فامیلانش!!!

ویا نمونه ی آن هموطن آبادانی که قاچاقی آمد وموقع برگشتن بابهانه ی اینکه باید ساک اورا خودتان ببندید، سی دی ها و… را درکیف او جاسازی کردید و جریان را به دوایر امنیتی ایران خبر دادید که مدتها سبب گرفتارش شدید!

حالا عراق صاحب حکومت است وقوانین ورودغیر مجاز ازمرزش را که بسیار هم سنگین است ، اجرا میکند وبنابراین اقدام برای ملاقات قاچاقی و مورد درخواست شما- که اینک رجوی این نوعش را هم قبول ندارد- ونیز مجازاتی که قوانین ایران برای عبور غیر مجاز ازمرز دارد- با ریسک قبول ۱۱سال زندان در دوکشور همراه است – کاری کاملا غیر ممکن است!

من بقیه ی حرف های دروغ وسوپر مبالغه ای این هموطن را نقل کرده وسپس گفتار و دیگر شاهدان قضیه را با این توضیح که طولانی خواهد بود وسبب شرمدنگی ازخواننده ی مطلبم، درآخر نقل خواهم کرد :

” او چنان صلابت انقلابی و پای محکمی در مبارزه داشت که تمام علایق او برای کودکان یتیم میهنش، دختران فراری، کارتن خواب‌ها سرشار بود. دوست داشتی در مبارزه همیشه کنارش باشی. دشمن، کاملاً او را می‌شناخت. به زبانی از دست او عاصی و خونی بود. اول صبح به سرعت با پدرم تماس گرفتم، حالش را پرسیدم، تشکر کرد گفتم: «خواهر مسؤلم به خاطر تأخیر در تماس با تو خیلی ناراحت بود و نام او را به پدرم گفتم» پدرم گفت: «به نوعی او را می‌شناسد، او سال ۶۰ در اوج اعدام‌های دسته جمعی آزادیخواهان در خیابانی با مسؤلش قرار داشته، با تب ۴۰ درجه تمام جسم او در آستانه فلج شدن بود اما با این حال سر قرار رفت تا از سازمان قطع نشود. قرار لو رفته بود و در محاصره پاسداران افتاد، اما با جسارت و شجاعتی وصف ناپذیر محاصره را شکست و حسرت دستگیری را بر دل پاسداران تباهی گذاشت… از اینکه پدرم از او می‌دانست به خودم بالیدم و افتخار کردم. پدرم نیز خوشحال شد که من با او هستم. گفتم: «عجب عنصر نظامی، نترس و چریکی بوده است.» ولی از این حرفم یک جوری شدم! چرا تکیه گاهی به‌این عظمت با فدای بی‌کران در مقاومت را در این جور غالب‌های کوچک و تنگ و توله جا کنم و به آن قانع بشوم نه یک چیزی آنطرف‌تر بود در برابر همه مشکلات در این مسیر پرخطر، آرامش و قرار نداشت. گویا جاده با پاهای او آشناست. نه! کلمه «آرامش» را نباید بگویم. او چه وقت آرام و قرار داشت؟خودش گفت: «تا وقتی رژیم است، مردم ما گرسنه‌تر و رنجورتر می‌شوند، آرامش برای مجاهد حرام است.» آره کلمه «آرامش» خوب نیست! نباید بگویم؟ در شأن و مرام او نیست. هروقت جایی او را می‌دیدی دوست داشتی با او حرف بزنی! ولی جلویش نایستی! خیلی رک، صریح، ساده و بی شیله پیله حرف می‌زد. از هرآنچه در مسیر مبارزه‌اش موجب ضرر و زیان بود چشم پوشیده بود، برای همین نگاه پاک و باصفایی داشت و همواره روانه تو می‌کرد. از سخنان بیهوده دوری می‌کرد، به عمل و حرفی که به نفع مبارزه و به سود مقاومت بود گوش می‌کرد. وقتی از او در جمعی تعریفی بود او را گم می‌کردی. اینجور موقع‌ها او را می‌پاییدم: « الان چه کار می‌کند؟ » می‌دیدم رفت… همه چیز در دیده و نگاه او کوچک و تنها خدا در برابرش بزرگ و همه چیز بود. به پیروزی و بهشت چنان ایمان داشت که گویی آنرا دیده است. در سختی‌ها شکیبا و صبور بود. می‌گفت: « برادر من چند روز کوتاه دنیا فریبنده و زود گذر است برای انسان فرصت خوابیدن و استراحت بسیار زیاد است، اما فرصت برای فدا کردن و مبارزه بسیارکم. همیشه به عمق مسائل با دقت و ژرف اندیشی نگاه می‌کرد. برای ظواهر امر و تحرکات فریب‌آمیز دشمن پشیزی ارزش قائل نبود. در مبارزه، یگانگی و کمک به دیگران بسیار توانمند و در استفاده از مادیات و امکانات دنیا برای خودش به شدت ناتوان بود. علم کار را قبل از شروع آن می‌آموخت تا به تمام و کمال انجام دهد. در صحبت، کار و هر نشستی همه از نیکویی و خوبی او سرشار می‌شدیم. سکوت او کسی را اندوهگین نمی‌کرد و آواز خنده‌اش بلند نبود. همواره در برابر سختی ها شکیبا بود. همیشه برای فدا و دوستی با تو چیزی داشت. در جمعی موضوعی مورد بحث قرار می‌گرفت اگر علم و آگاهی آن را نداشت حرف نمی‌زد و گوش می‌کرد. وقتی هم که حرفی برای گفتن داشت مطلقاً روی حرف خود در جمع اصرار نمی‌‌کرد. نزدیکی به یارانش برای او با ارزش‌تر از اثبات حرف خودش بود. می‌دانست، مجاهد به راهنمایی و آموزش در مسیر مبارزه همواره نیازمند است. هر راهنمایی را به نفع مقاومت به کار می‌گرفت. می‌دانست اگر از حق چشم بپوشاند و بگذرد دنیا و راهش تنگ خواهد شد. برای همین همیشه راهش باز و دنیایش فراخ بود. می‌دانست اگر به روزگار آسوده و ایمن نگاه کند روزگار به دست دشمن افتاده و به‌او خیانت خواهد کرد! هرگز در روزگار آرام و قرار نداشت و به دشمن فرصتی نمی‌داد. برای همین همیشه جگر داشت. برای جنگ در هر صحنه‌ای آماده بود. و با فراغ بال به صحنه می‌شتافت. اما بیماری سخت و طاقت فرسا که هیچ کس از درد جانکاه آن در او خبر نداشت، لیبرتی را به آخرین رزمگاهش تبدیل کرد. او خود را وقف آرمان آزادی کرد و از میان ما پرکشید، به جاودانه فروغ‌های راه آزادی پیوست. اکنون در تلاطم موج‌های سهمگین دریا به دنبال دوست نخستین، خواهرِ مهربان، بی آرام و سرسخت در مبارزه برای سرنگونی رژیم پلید آخوندی، قریب هزار تن از خواهران جوان و جدید تکثیر یافته و رویان و در شورای مرکزی سازمان پرافتخار مجاهدین خلق ایران همچون بنیان مرصوص تشکل یافته اند، تضمین آینده برای رسیدن به آزادی مردم میهنم. خواهرمجاهد، همرزم عزیز، بتول رجایی، سردار ارتش آزادی، در تلاطم موج‌های سهمگین به دنبال دوست نخستین، با تو و شورای مرکزی برای تحقق ارزش‌هایت، هم پیمان تا پای جان “.

حالا به گوشه هایی از شهادت دست اندرکاران درباند رجوی توجه فرمایید:

” درمقاطع مختلف ازجمله کسانی بودم که درنشستهای تحقیرآمیز مغزشویی بشدت مورد اهانت مرحومه بتول رجایی قرار گرفتم و یکبار نیز درسال ۷۲ که به عضویت زنان شورای رهبری درآمده بود ودر جلسه ای که عده ای داشتند به به و چه چه میکردند و به ایشان تبریک می گفتند وقتی با پوزخند معنی دارمن مواجه شد به شکل جنون آمیز وهیستریک ازپشت میزجلسه بلند شد وبا اهانت به من سایرین را تحریک کرد که با مشت و لگد مرا ازجلسه بیرون کنند. ازشدت ضربات اوباشان رجوی ازناحیه بینی ام بشدت خون ریزی داشتم . راستی دنیا دارمکافات است. مرحرمه بتول خانم خیلی به اعضای ناراضی ظلم کرد خصوصا وقتی دربخش امنیت وپرسنلی وزندان مسولیت داشت علیه اعضای ناراضی وجدایی طلب ازفرقه رجوی چه اهانتها وشکنجه های روحی و روانی و فیزیکی که نداشت و همواره تکیه کلامش این بود که شمایان را درهمین اشرف به خاک ذلت میکشانیم ومیکشیم! این زن یک دریده ای بود و چپ و راست پاچه می گرفت و می گفت حق خواهر مریم را از حلقومتان بیرون می کشم . شکنجه و قتل نسرین احمدی با همکاری و همدستی مهوش سپهری ، شکنجه کیواندخت سیف ، طیبه یادگاریان بعلت مخالفتشان با انقلاب ایدئولوژیک ، شکنجه و کشتن صدیقه رجبیان با همکاری وی و سمیرا شمس و …… مصادیق بارزخصائل ضد انسانی بتول رجایی میباشند . شکنجه های روحی برای مردان زیر دست خود در جلسات و نشست ها ، بکار گیری الفاظ زشت و رکیک و فحش و ناسزاهایی که حتی در میان لمپن ها و اراذل و اوباش قباحت محسوب میشود از شاهکارهاو نو آوری و ابداعات بتول رجایی بود .

بتول سلطانی مینویسد :

بعد از سرنگونی صدام هم شما از پای ننشستید و به یاددارم که که من مدتی مسئول قسمت ورودی بودم بتول رجایی هراسان می گفت باید فکری برای نفرات زیر سن که آوردیم از داخل بکنیم این نفرات را من می شناختم غالبا با فریب و شیوه های مختلف به قراگاه کشانده بودند. و ساعتها روی این موضوع سناریو نویسی می شد که اینها را چکار کنیم که وقتی آمریکائیها یا نهادهای حقوق بشری آمدند دم ما یعنی دم سازمان گیر نکند که در آن موقع ساختن یک مرکز آموزشی بنام پارسیان در دستور کار قرار گرفت طوری که چنین وانمود شود اینها مشغول خواندن درسهای پایه فیزیک و شیمی و ریاضی و فارسی هستند و آنها مستمر توجیه می شدند که در صورت مواجهه با هر ملاقات کننده ای بگویند که ما در ایران در معرض کشته شدن و …. بودیم … همچنین به آنها گفته می شد که بگویند ما اینجا میهمان هستیم. و هیچ آموزش سیاسی یا ایدئولوژی نداریم و اینها از ترس اجرا می کردند اما من خودم به شخصه شاهد نشستهای انقلاب و طلاق و رهبری که برای همه اعضا برگزار می شد برای این نفرات بودم و نفر مسئول اجرای این نشستها خود بتول رجایی بود که مثل مرگ این دخترکان از او می ترسیدند و حتی بعضا نفرات از ترس دچار بیماریهای روانی و بی خوابی شده بودند و مجبور بودند تحمل کنند چون گیر کرده و چاره دیگری نداشتند که باز من اینجا علیرغم اینکه اطلاع مکفی دارم اما از ذکر اسم خودداری می کنم. این دختران که در اینجا از آنها یاد کردم دختران یازده دوازده ساله بودند که تعدادی از آنها در سال ۸۵ که من آنجا بودم به سن هیجده سال رسیده و بعد از گرفتن تعهد نامه ها و انتخاب تحمیلی بعنوان نفر داوطلب جدید معرفی می شدند و سوگند می خوردند و………….”

سعید

معنی نشر این اخبار و تفاسیر متضاد، چیزی جز استیصال است؟!

لینک به منبع

ظاهرا سیلی توافق هسته ای به باند رجوی چنان سرگیجه آور وکاری بوده ، که هذیان های این ” پسا سیلی ” کماکان ادامه دارد!

مواضع درهم وبرهم وابستگان فرقه ی رجوی درنقل اخبار و ارائه ی تفاسیر درمورد نتایج حاضر وآتی این توافق خوب ، رسانه های رجوی را بهم ریخته وهمه بنوعی خواب نما شده ودراصل نمیدانند چه میگویند ومینویسند!

ما با وجود اینکه درایام ” پیشا مذاکرات ” مکررا اعلام داشته بودیم که باند رجوی سخت بر قدرت لابی خود ومخصوصا اسرائیل امیدوار است ومی پندارد که به کمک آن که خواهد توانست جلوی هراقدام مثبت را گرفته و تنش وجنگ ویرانگری را در ایران ومنطقه توسعه دهد ، به نان وآبی خیالی برسد، اما انتظار اینهمه خودزنی ودستپاچگی ناشی ازعدم تحقق آرزوهای ضدبشری این گروه را با این شدت وحدت که باند رجوی بنمایش میگذارد ، نداشتیم!

دررسانه های این فرقه ی مخرب اخباری با این تیتر بچشم میخورد:

” حمایت تمام قد باند اوباما از باند ولایت “

ومتن خبر بشرح زیر است:

” قابل توجه مزدوران خود فرخته‌ای که برای گمراهی اذهان شعار پس کو سرنگونی می‌دهند.

اعلام قطع حمایت یک موسسه ضد جنگ، از مخالفان توافق هسته‌ای در کنگره – صدای آمریکا

یک موسسه خیریه مخالف جنگ در آمریکا گفته است که از ارائه ۸ میلیون و ۳۰۰ هزار دلار کمک‌های مالی انتخاباتی به چاک شومر، سناتور حزب دموکرات از نیویورک، که با توافق هسته گروه ۵+۱ با تهران مخالفت کرده، خودداری خواهد کرد.به گزارش هافینگتون پست، بیش از ۱۷ هزار نفر از اعضای موسسه غیرانتفاعی مخالف جنگ «موو آن MoveON »هشدار داده‌اند که به اعضای دمکرات کنگره که مخالف توافق هسته‌ای باشند، کمک نخواهند کرد “.

اگر این موسسه خیریه وضد جنگ است، طبیعی است که نمیتواند ونباید به جنگ طلبان کمک مالی کند و این امرهیچ تصور حیرت آوری را در شنونده ایجاد نمیکند و ثابت نمیکند که اوباما بطور تمام قد ازرژیم ایران حمایت میکند!

میماند تکلیف ” مزدوران خود فروخته ” ی بی هویت ونامعلوم، که انسان درنمییابد که چرا این خبر باید قابل توجه آنها باشد!

این خود فروختگان کیانند وچرا باید باین خبر توجه کنند، مسئله ایست که مانند همه ی نوشته ها وتحلیل های باند رجوی ، ازانظار پنهان است!

درادامه ی خبر آمده است:

” سناتور چاک شومر پنج شنبه شب گذشته ۶ اوت گفت به توافق هسته‌ای رأی منفی خواهد داد، ولی کمتر از ۲۴ ساعت پس از این اعلام، ۱۷ هزار و ۶۳۶ نفر از اعضای «موو آن»، اعلام کردند که از کمک مالی به وی و آن دسته از قانونگزاران حزب دمکرات که مخالف توافق هسته‌ای با تهران هستند کمک نخواهند کرد “.

حال باید به اسطرلاب وآلات رمالی متوسل شد تافهمید رابطه ی دوقسمت پاراگراف- رای منفی سناتور چاک شومر و اقدام بعدی ” موو ان” چه ارتباطی باهم دارند!

براستی مجاهدین رجوی چه میخواهند بگویند؟!

از بقول خودشان همکاری یک موسسه ی ضد جنگ با اوباما ومخالفت آن سناتور کاندیداتوری جنگ طلب ، چه نتیجه ای را بگیرند وچرا این مسئله به ” خود فروختگان مزدور ” مربوط میشود؟!

معلوم نیست!

آنچه که معلوم است، ابعاد وسیع سردرگمی باند رجوی است که ما قبلا به آن توصیه کرده بودیم که ” تمام تخم مرغ هایش رادریک سبد نریزد “. همین!

حمید

***

همچنین:

نوشتار ۳۹۴_ بازنویسی ونگاهی دقیق ومتفاوت به گفتگوی مریم رجوی با نشریه ” دی راین ” آلمان

الف. مینو سپهر، وبلاگ زنان در اسارت فرقه رجوی، بیست و سوم مارس ۲۰۱۵:…   اجازه بدهید پاسخ شمارا با این جمله برادر نتانیاهوشروع کنم که گفت ” من هرکاری می کنم که این توافق صورت نگیرد” وماهم قویا از ایشان حمایت کرده وهشدار می دهیم تا هرگونه توافق ممکن است باعث عقب افتادن تاریخ گشایش دفتر ما درخی

فرقه رجوی و چهارشنبه سوری ” سناتوری “_ گزارش و جمع بندی (نوروز مبارک باد)

الف. مینو سپهر، وبلاگ زنان در اسارت فرقه رجوی، بیست و یکم مارس ۲۰۱۵:… مهندس میثمی ازاعضای قدیمی ومنشعب شده گروه موسوم به مجاهدین ( فرقه رجوی ) دریک نوشتارکوتاه تحقیقی _ تاریخی با عنوان ” مسعود رجوی کجاست ؟ سعی نموده با یاد آوری خاطرات خود بگونه ای روشن و به این سئوال پاسخ دهد _ درواقع برخلاف ادعا

مریم رجوی _ سخنرانان کرایه ای _ شرکت کنندگان اجاره ای و نمایش برلین ( بخش دوم )

الف. مینو سپهر، وبلاگ زنان در اسارت فرقه رجوی، نوزدهم مارس ۲۰۱۵:… درروز ۷ مارس مریم رجوی گوزیده ی مقاومت یواشکی خودرا به برلین رساند تا درحضور ۲۵۰۰ نفر ازجمله تعدادی سخنران اجاره ای وشرکت کنندگان کرایه ای با آن صدای “غاز ” مانندش ” جیغ وداد ” کند _ این مراسم تحت نام ” زنان وبردباری ” برگزار گ

ماجرای نتانیاهو وخواهر مریم مقاومت وکشف پایگاه اتمی تازه !

الف. مینو سپهر، وبلاگ زنان در اسارت فرقه رجوی، ششم مارس ۲۰۱۵:… با نزدیک شدن امکان توافق ویا تفاهم بین ایران وکشورهای ۵+۱ تب نتانیاهو وخواهر مریم چنان بالاگرفت که هردو دربیمارستان بستری گردیدند _ پزشکان پس از معاینه و ازمایشات متعدد و دقیق این افراد اعلام نم