جریان مسئله داری در فرقه رجوی – قسمت دوازدهم (سکوت در برابر فرقه های مخرب جایز نیست)

جریان مسئله داری در فرقه رجوی – قسمت دوازدهم (سکوت در برابر فرقه های مخرب جایز نیست)

ابراهیم خدابنده، ایران اینترلینک، ششم ژانویه ۲۰۱۶:… در خصوص شورای ملی مقاومت خبرهائی وجود دارد که تعدادی از اعضای شورا کاملا از هر گونه فعالیتی کنار کشیده اند. اخیرا شورا جلسه ای داشته که بر خلاف روال معمول هیچ گزارش تصویری از آن منتشر نشده است. علت این امر آن است که نمیخواستند نشان دهند چه کسانی دیگر در جلسات شورا شرکت نمیکنند. گفته میشود که فرقه رجوی، اعضای شورا و اعضای …

کمپ لیبرتی خانواده گروگانهای مجاهدین خلق فرقه رجوی مروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۶)

http://iran-interlink.org

لینک به صفحه فیسبوک آقای خدابنده

لینک به قسمت اول:
جریان مسئله داری در سازمان مجاهدین خلق و سخنی با هواداران (چو می بینی که نابینا و چاه است ..)
لینک به قسمت دوم:
جریان مسئله داری در فرقه رجوی – ادامه (شماره دو)

لینک به قسمت سوم:

جریان مسئله داری در فرقه رجوی (قسمت سوم)
لینک به قسمت چهارم:
جریان مسئله داری در فرقه رجوی – قسمت چهارم (مرگ عضو ربطی به مریم ندارد ولی خواب عضو را باید گزارش کرد؟)
لینک به قسمت پنجم
جریان مسئله داری در فرقه رجوی – قسمت پنجم (مارها هر جا پیدا میشوند)
لینک به قسمت ششم
جریان مسئله داری در فرقه رجوی – قسمت ششم
لینک به قسمت هفتم
جریان مسئله داری در فرقه رجوی – قسمت هفتم
لینک به قسمت هشتم
جریان مسئله داری در فرقه رجوی – قسمت هشتم (سالگرد تأسیس و مسئول اول جدید)
لینک به قسمت نهم
جریان مسئله داری در فرقه رجوی – قسمت نهم (ایجاد پادگان فرقه ای جدید در آلبانی)
لینک به قسمت دهم

جریان مسئله داری در فرقه رجوی – قسمت دهم (بن بست استراتژیک و بحران نیرو)
لینک به قسمت یازدهم
جریان مسئله داری در فرقه رجوی – قسمت یازدهم (اعلام خطرعلنی توسط مسئولین مجاهدین)

جریان مسئله داری در فرقه رجوی – قسمت دوازدهم

سکوت در برابر فرقه های مخرب جایز نیست

ابراهیم خدابنده 2015در خصوص شورای ملی مقاومت خبرهائی وجود دارد که تعدادی از اعضای شورا کاملا از هر گونه فعالیتی کنار کشیده اند. اخیرا شورا جلسه ای داشته که بر خلاف روال معمول هیچ گزارش تصویری از آن منتشر نشده است. علت این امر آن است که نمیخواستند نشان دهند چه کسانی دیگر در جلسات شورا شرکت نمیکنند.

گفته میشود که فرقه رجوی، اعضای شورا و اعضای شناخته شده سازمان را که مسئله دار و ناراضی هستند وادار میکند تا هر از چند گاهی مطلب بنویسند تا به اسم خودشان در رسانه های مرتبط با فرقه درج گردد. مطالب نوشته شده البته قبل از انتشار توسط مسئولین فرقه جرح و تعدیل میشوند که این امر هم خود موجب نارضایتی بیشتری شده است.

این کار، یعنی نوشتن مقاله و درج آن به اسم افراد ناراضی، در دیدگاه فرقه ای دو فایده دارد. اول اینکه فرد مسئله دار را به فرقه وابسته تر میکند و مجبور است پای حرف هائی که به اجبار زده بایستد و ثانیا شبهه مسئله دار بودن فرد که نمود بیرونی پیدا کرده را در میان هواداران از بین میبرد.

خبرها حاکی است که کسانی که از شورا کلا کنار کشیده اند مشغول کسب و کار شده اند و این امر فرقه را به وحشت انداخته است چرا که اگر این افراد استقلال مالی پیدا کنند هرگز زیر بلیط سازمان مجاهدین خلق نخواهند رفت.

یکی از این افراد در بحث با دوستان خود مطرح کرده است که: “وقتی به این راحتی می توانستیم کار کنیم و زندگی آزاد داشته باشیم چرا خود را اسیر و عبید رجوی کردیم؟”

فرد مربوطه در جمع دوستانش میگفت: “الان اعصاب راحت تری دارم. فشار می آوردند که مقاله بنویسم و وقتی مطلبی می نوشتم می بایست حتما توسط مسئولین ادیت و سانسور میشد که این هم فشار مضاعف وارد میکرد. جرأت ابراز نارضایتی از این شرایط را هم نداشتم و فکر میکردم که برای بقای خودم به آنها محتاج هستم”.

از قرار معلوم سازمان ماهانه چیزی حدود ۲۰۰۰ یورو به این افراد مستمری می داده است که در برخی موارد، خصوصا اگر طرف مسئله دار و ناراضی بوده، استثنائا آنرا تا حتی ۵۰۰۰ یورو در ماه نیز ارتقاء داده است. البته کسانی که مشغول کسب و کار شده اند بیش از این مبالغ در آمد دارند و از طرف دیگر خود را آزادتر میبینند.

عده ای بی سر و صدا از شورا کنار کشیده اند. این افراد اگر چه با سایر جداشدگان در ارتباط می باشند اما ترجیح میدهند که سکوت اختیار کنند. علت سکوت این افراد تا حدی روشن است. به نظر میرسد که از کسی یا چیزی به شدت میترسند و واهمه دارند. یک شیوه فرقه ای اینست که از اعضا نوشته و امضاء گرفته میشود که آنان در این نوشته ها به خطاهائی که نکرده اند اعتراف می نمایند. این کار به این دلیل صورت میگیرد که تا در روزی که لازم باشد علیه فرد مربوطه مورد استفاده قرار گیرد. این شیوه به تاکتیک استالین معروف است که از تمامی نزدیکان خود به زور و اجبار برای کاری که نکرده بودند اعتراف نامه میگرفت و هر وقت لازم میشد آنها را بر اساس همان اعترافات محاکمه میکرد و میکشت.

یکی از ترفند های فرقه ای برای ترساندن جداشدگان برای این که دست به افشاگری نزنند راه انداختن جنگ روانی و سیل تحقیر و تهمت و تهدید علیه آنان است. تمامی فرقه ها از این شگردها برای ساکت کردن منتقدین و مخالفان خود استفاده میکنند. آنان از پاپوش دوختن های حقوقی گرفته تا آبرو بری و نهایتا تهدید به مرگ، هر کاری از دستشان بر بیاید علیه جداشده خود انجام میدهند. آنان بسیاری از جداشدگان را تهدید کرده اند که اگر دست به افشاگری بزنند بد خواهند دید.

اعضائی که در شورا مانده اند هم به قول مسئولین سازمان به شدت تناقض حمل میکنند. تناقض در فرهنگ فرقه ای زمانی رخ میدهد که عین با ذهن تلاقی میکند. یعنی گفته ها و تحلیل ها و دستورات سازمان مغایر با عقل سلیم و واقعیات موجود قرار میگیرد و فرد دچار تناقض میشود. مثلا سازمان ادعا میکند که حامی حقوق زنان است اما در عمل عکس آن در داخل تشکیلات مشاهده میشود. بزرگترین تناقض در حال حاضر همسوئی بی چون و چرای سازمان با اردوگاه اسرائیل در منطقه است که درست مغایر با سیاست اولیه سازمان می باشد.

یکی از شگردهای درون فرقه برای تحقیر و شکستن افراد مسئله دار و ناراضی اینست که آنان را بعد از اینکه جایگاه مسئول داشته اند به کارهای در ظاهر پائین می گمارند و به این ترتیب به دیگران می فهمانند که او مورد غضب قرار گرفته است. این موضوع حتی شامل بستگان اعضای شورا در سازمان هم شده که موجب مسئله داری آنان گردیده است. برای اعضای شورا خیلی سنگین آمده است که مشاهده کرده اند بستگان نزدیک آنان با سوابق طولانی تمام روز به نظافت حیاط یا پوست کندن سیب زمینی مشغول هستند.

یکی از اعضای شورا مستقیما در این رابطه از مسئولین سازمان سؤال کرده است که چرا باید کسی که تجربه چندین ساله در کارهای سیاسی دارد و می تواند در بسیاری موضوعات مورد استفاده قرار گیرد و کارهای مهمتری انجام دهد تمام روز به کارهائی مشغول شود که یک کارگر بیرونی هم میتواند آنها را انجام دهد.

اما در خصوص آن دسته از کسانی که از شورا جدا شده و سکوت اختیار کرده اند لازم به ذکر است که سکوت در مقابل فرقه های مخرب جایز نیست. آیا دوست دارید افراد دیگری هم مانند شما با حیله و ترفند عضو شورا بشوند و خود را اسیر فرقه رجوی نمایند؟ آیا به کسی توصیه میکنید که عضو شورای ملی مقاومت شود؟ بنابراین باید نظرات خود را به جای صحبت های درگوشی به اطلاع همگان برسانید و اجازه ندهید تا عمر و زندگی افراد بیشتری به هدر برود.

ابراهیم خدابنده

۶ ژانویه ۲۰۱۶

فرقه ها ابراهیم خدابنده: فرقه های مخرب کنترل ذهن

ابراهیم خدابنده دسامبر 2014ترجمه کتاب فرقه ها درمیان ما
(مهندس ابراهیم خدابنده، انتشارات دانشگاه اصفهان)

***

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=11566

کدام تکیه گاه؟

ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، بیست و سوم ژوئن ۲۰۱۴: … آورده است که: “…در مجاهدین خلق در حیطه تشکیلاتی، به تصدیق خود اعضا، تکیه گاه و شاخص عینی و مادی برای تلاش و فعالیت تشکیلاتی – مبارزاتی آنها، خانم مریم رجوی است و آنها او را تجسم مادی ارزش ها و ویژه گیهای «مجاهد» بودن میدانند…”.  این وسط تکلیف “مسعود رجوی” به عنوان رهبر عقیدتی و رهبر خاص الخاص مجاهدین خلق چه میشود؟ …

ابراهیم خدابنده: عقد اجباری تمام زنان منافقین با مسعود رجوی را تایید می‌کنم/اجرای انقلاب ایدئولوژیک با مالکیت رجوی بر زنان

مصاحبه با ابراهیم خدابنده، قسمت های اول، دوم و سوم (مسعود رجوی زنده است، حجاب ساختگی مریم رجوی قیدی ندارد)

لینک به منبع

کدام تکیه گاه؟

مقاله ای با عنوان “تکیه گاه” ظاهرا نوشته “مهرداد امینی” به تاریخ ۲۲ خرداد ۱۳۹۳ در سایت آفتابکاران، وابسته به سازمان مجاهدین خلق، درج گردیده است که از چند منظر توجه مرا جلب نمود. من معمولا مقالاتی از این دست را مطالعه میکنم، ولی کمتر در مقام جواب دادن بر می آیم؛ اما در این مقاله مطالبی بود – و همچنین به دلیلی که در آخر خواهم گفت – که فکر کردم بد نیست به آنها پرداخته شود.

نویسنده به “اعتبار” یک سازمان به عنوان “تکیه گاه” آن اشاره میکند و اعتبار را هم معطوف به شخص رهبری می نماید. او در این نوشته آورده است که: “در قلمرو رژیم آخوندی، تکیه گاه و شاخص مادی برای بروز همه جنایات و تبهکاری ها – در همه سطوح – خود «ولی فقیه» است. در قلمرو مجاهدین خلق نیز در حیطه تشکیلاتی، به تصدیق خود اعضا، تکیه گاه و شاخص عینی و مادی برای تلاش و فعالیت تشکیلاتی – مبارزاتی آنها، خانم مریم رجوی است و آنها او را تجسم مادی ارزش ها و خواص و ویژه گیهای «مجاهد» بودن میدانند.”

این وسط تکلیف “مسعود رجوی” به عنوان رهبر عقیدتی و رهبر خاص الخاص مجاهدین خلق چه میشود؟ چون مریم رجوی خود بارها اذعان نموده است که مسعود معبود و تنها تکیه گاهش است و بدون او حتی نمیتواند یک ثانیه هم نفس بکشد چه رسد به اینکه تکیه گاه کسی باشد. بنابراین احساس میشود که نویسنده با رندی تمام میخواهد با الگو قرار دادن نوع تنظیم رابطه مریم با مسعود، که دقیقا همان تنظیم رابطه بنده با خداست، اعضا را به مسعود برساند.

بهتر است تعارف را کنار بگذاریم و با اجازه آقای مهرداد امینی، به جای پرداختن به مانکن ویترین غربی پسند سازمان مجاهدین خلق، یکراست به سراغ رهبر بلامنازع و خود انتصابی و مادام العمر سازمان مجاهدین خلق یعنی مسعود رجوی، که فعلا برای فرار از پاسخگویی غیبت کرده است، برویم. مریم رجوی خود بارها توصیه نمود که هنر یک مجاهد خلق اینست که اولا تمایلات مسعود را خوب دریابد و ثانیا آنها را به تمام و کمال برآورده سازد. مریم خود را به دلیل اینکه در سازمان سرسپرده تر از هر کس دیگر به مسعود است بالاتر از بقیه میداند. او مدعی است که تنها میتواند راه سرسپردگی را به اعضای سازمان آموزش بدهد. بر اساس تئوری های انقلاب ایدئولوژیک، تنها تأثیری که یک مجاهد خلق از مریم میگیرد اینست که دریابد چگونه چشم بسته جسم و روح خود را به صورت مطلق در اختیار مسعود بگذارد و به روبات تبدیل شود.

هرکس مختصر مطالعه ای حول پدیده “کنترل ذهن مخرب فرقه ای” و اندک آشنائی با مسعود رجوی و سازمان مجاهدین خلق داشته باشد به خوبی در میابد که او یک نمونه بارز از یک “رهبر فرقه ای” است که با استفاده از روش های روانی شناخته شده، اعضا را جذب، حفظ و کنترل می نماید. در این رابطه منابع فراوانی وجود دارد که هرکس مشتاق باشد میتواند به سادگی به تحقیق مستقل بپردازد.

طرز تفکر فرقه ای، که داشتن هر گونه نظر شخصی را کاملا حرام میداند، در نوشته مهرداد امینی به خوبی مشخص است. او تفکر مستقل را به کلی نفی کرده و حتی آنرا غیر ممکن می داند و سپس اشاره میکند که: “این نوع برداشت از کارکرد ذهن و شکل گیری «نظر» کاملا غیر علمی و در یک کلام ابلهانه است”. به یاد جملات مسعود رجوی افتادم که تفکر مستقل را با عناوینی همچون “ولگردی ذهنی” یا “لیبرالیسم فکری” محکوم و تقبیح میکرد. در مطالعات فرقه ای که داشتم به موضوعی برخورد کردم که عنوان می نمود در فرقه ها همه یکجور فکر میکنند که در واقعیت هیچ کس فکر نمیکند و رهبر خود جور همه را یک تنه کشیده و به جای همه فکر میکند.

در همان جمهوری اسلامی که مهرداد امینی مثال آورده است انواع و اقسام تفکرات و نظرات در بالاتری سطوح نظام وجود دارد که گاه سازمان مجاهدین خلق آنها را به عنوان تعارضات و تقابلات درونی معرفی نموده و نتیجتا نوید سرنگونی قریب الوقوع را میدهد. این روزها تمامی شبکه های ماهواره ای از جمله صدای آمریکا و بی بی سی و همچنین تلویزیون سازمان مجاهدین خلق مملو از به اصطلاح افشای اختلاف نظرات و دیدگاههای رئیس جمهور نظام با ولی فقیه است که مسلما همه شاهد هستند که حتی یک هزارم سرسپردگی مریم به مسعود در این میان مشاهده نمیگردد.

جناب امینی سپس به هر دری میزند تا نتیجه گیری کند که اساسا در درون سازمان مجاهدین خلق کسی نمیتوانسته نظر متفاوتی داشته باشد که به دلیل آن نظر متفاوت از سازمان جدا شده باشد؛ که البته در این خصوص خیلی بی ربط نمیگوید چون افراد مغزشوئی شده در درون تشکیلات که روزانه و هفتگی از کوران نشست های تفتیش عقاید و سرکوب روانی عملیات جاری و غسل و همچنین کار و فشار طاقت فرسای بدنی عبور داده میشوند اساسا به لحاظ روحی و حتی جسمی قدرت تفکر مستقل را ندارند.

افراد از سازمان مجاهدین خلق جدا نمیشوند، بلکه مانند همه فرقه ها از آن فرار میکنند یا مانند من توفیق اجباری نصیبشان شده و به خواست خدا جدا می افتند و تازه در بیرون از سازمان و بعد از گذشت زمان متوجه میشوند که چه بر سرشان آمده است. بسیاری از جداشدگان منتظر فرصتی بوده اند که بتوانند از حصارهای سازمان فرار کنند و رهائی خود را بدست آورند؛ حتی خود سازمان هم لفظ فرار را برای جداشدن آنان بکار میبرد. آنها ابتدائا برای فرار هیچ انگیزه ای به غیر از بازیافتن آزادی از دست رفته شان نداشته اند. تنها چیزی که این افراد در درون سازمان به آن فکر میکردند این بود که قرار بود برای خلقشان آزادی به ارمغان ببرند اما اولیه ترین حقوق انسانی خود را هم از دست دادند.

سپس نویسنده – فعلا هر کس که هست – به اصل مطلب و نتیجه گیری خود میرسد و می افزاید که: “مقوله «خائنین» نیز در همین رابطه قابل فهم است. افرادی نظیر اسماعیل یغمایی نادم،ایرج مصداقی تواب، عاطفه اقبال تواب، هادی افشار نادم، حنیف حیدرنژاد نادم (در رابطه قبلی با تشکیلات مجاهدین خلق) و محمد رضا روحانی، کریم قصیم، ایرج شکری (در رابطه قبلی با شورا) به دلایل زیر خائن هستند:”

مطالعه دلایل مفصل ذکر شده در مقاله مربوطه و یافتن مصادیق بارز آنها در خصوص شخص مسعود رجوی را به همه دوستان توصیه میکنم. دقیقا به همین دلایل برشمرده شده در مقاله مربوطه متعقدم که کسی خائن تر از رجوی یافت نمیشود که به ملت ایران و همچنین به کسانی که تمامی امید و اعتماد خود را نثارش کردند اینقدر به صورت مداوم خیانت کرده باشد و همه چیز را صرفا برای مطامع و جاه طلبی های خودش تباه و نابود ساخته باشد.

زمانی که من در ۱۵ خرداد ۱۳۸۲ از سوریه به زندان اوین برده شدم با این ژست وارد گردیدم که “گوشت و پوست و استخوان من با نام رجوی عجین است، و حسرت یک آخ را بر دلتان خواهم گذاشت، پس بگرد تا بگردیم”. من خودم را برای شکنجه و اعدام و هر اتفاق دیگری کاملا آماده کرده بودم و برای تنها چیزی که اصلا آمادگی نداشتم، و به عقیده من هیچ عضو سازمان برای آن آمادگی ندارد، گذر زمان و بحث و صحبت منطقی و کلنجار رفتن با تناقضات ذهنی، که در درون تشکیلات با سرکوب روانی حل و فصل میگردیدند، بود و لذا در مواجه شدن با واقعیات به قول نویسنده “خارج از ذهن” مجبور شدم که بعد از گذشت حدود یک سال در زندان مستقلا فکر کنم و آنوقت همه چیز وارونه شد و متوجه شدم که سوژه کنترل ذهن روانی بوده ام.

نویسنده در میان دلایل خود مبنی بر خائن خواندن هرکس که موافق رجوی نبوده است اشاره میکند که: “تراوشات ذهنی این خائنین اساسا بر ۲ مولفه فقر هویت فردی – اجتماعی از یکطرف و «خود بزرگ بینی» جنون آمیز ایده آلیستی از طرف دیگر، شروع شده و در پروسه بلوغ خود، علیرغم تناقضات در گنده گویی های بی پایه، و «اسهال» در نظر دادن و ادعای «تاریخ شناسی»، به طور عینی بر «منظومه ارتجاع و ولایت فقیه» تکیه کرده و در رابطه های آشکار و پنهان برای بقاء ماهیت زبون حیوانی خود از بقاء رژیم دینامیزم گرفته است.”

اکنون یقین کردم که ادبیات این نوشته کار هیچ کس دیگری به غیر از شخص مسعود رجوی نمیتواند باشد که اتفاقا تعریف بسیار دقیقی از خود در آن ارائه می نماید. فی الواقع رجوی که گوی سبقت را در خیانت از همه اسلافش ربوده چه تعریف جامعی از خود بیان نموده است. من با طرز فکر فرقه ای مسعود رجوی کاملا آشنا هستم. او که در “خودبزرگ بینی” همتا ندارد جدا معتقد است که هر کس اساسا کوچکترین اظهار نظری بکند به “اسهال” در نظر دادن مبتلا شده و همچنین هر کس که در “منظومه” او قرار ندارد، بر اساس تفکرات فرقه ایش، قطعا در منظومه جمهوری اسلامی قرار دارد.

لازم به ذکر است که این تلاش های مذبوحانه، و متهم کردن همه کس به خیانت، دردی از مجموعه دردهای بی درمان رجوی درمان نکرده و او روز به روز در باتلاقی که به دست خود ساخته است بیشتر فرو میرود. او به جای اینکه جواب بدهد که چرا الان، بعد از همکاری با دشمن متجاوز به خاک میهن در کنار آدم کشان فرقه ای در سوریه و عراق قرار گرفته و بعد از آنهمه شعارهای ضد امپریالیستی بعد از انقلاب به دامن درنده ترین جناح های جنگ طلب آمریکائی و اسرائیلی خزیده، به جداشدگانی که از بند او رسته و فرار کرده اند می پردازد و به این وسیله همچون همیشه در منتهای وقاحت با فرافکنی تمام از همه طلبکار می گردد.

گفتنی ها در خصوص این مقاله بسیار است که یقین دارم هر کس با ذهنی مستقل و جدا از القائات فرقه ای، که رجوی را خدای روی زمین می پندارد، آنرا مطالعه کند به تمامی جوانب آن پی خواهد برد و نیازی به توضیح واضحات نیست.

در عالم واقع مشخص است که شخص رجوی کدام تکیه گاه را برای خود برگزیده و قصد دارد با اتکا به چه نیروئی خود را از بن بستی که در آن گرفتار است رها سازد. او که همچون تمامی رهبران فرقه ای در تاکتیک نابغه اما در استراتژی کودن است، گمان میکند که با آویختن به دامان دزدان و آدمکشان منطقه ای میتواند خود را نجات دهد، که البته از آنجا که به دلیل ماهیت فرقه ایش بصیرت دیدن فراتر از نوک بینی خود را هم ندارد، هر روز وضعیتی بدتر از روز قبل خواهد داشت.

***

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=16449

آیا کسی هنوز به رجوی چشم امید بسته است؟

ابراهیم خدابنده 2014ابراهیم خدابنده، ایران اینترلینک، پانزدهم فوریه ۲۰۱۵:… نامه هائی از عراق و از آلبانی داشتم که افرادی از سازمان مجاهدین خلق که آنها را می شناسم، یا حداقل آنها مرا به خوبی می شناسند، نوشته اند که توانسته اند از سازمان مجاهدین خلق جدا شده و به دنیای آزاد بازگردند که جای بسی خوشوقتی است. من به این دوستان صمیمانه به خاطر شجاعتی که به خرج داده و آزادی را برگزیدند تبریک می گویم. تاکنون …

ابراهیم خدابنده دسامبر 2014ابراهیم خدابنده: وحشت فرقه رجوی از عواقب روند جدائی ها

http://iran-interlink.org

آیا کسی هنوز به رجوی چشم امید بسته است؟

ابراهیم خدابنده

۲۶ بهمن ۱۳۹۳

نامه هائی از عراق و از آلبانی داشتم که افرادی از سازمان مجاهدین خلق که آنها را می شناسم، یا حداقل آنها مرا به خوبی می شناسند، نوشته اند که توانسته اند از سازمان مجاهدین خلق جدا شده و به دنیای آزاد بازگردند که جای بسی خوشوقتی است. من به این دوستان صمیمانه به خاطر شجاعتی که به خرج داده و آزادی را برگزیدند تبریک می گویم. تاکنون کسی نبوده که از فرقه رجوی جدا شده و پشیمان شده باشد، بر عکس از شرایط خود بی نهایت رضایت داشته و افسوس خورده که چرا زودتر دست به چنین کاری نزده است. طبیعی است که این دسته از افراد با یک سری مشکلات جدید که ذاتی زندگی مستقل است روبرو باشند که با زندگی فرقه ای کاملا وابسته و یک سویه متفاوت است، اما پذیرش این مشکلات ارزش داشتن اختیار و حق انتخاب را دارد.

اما نامه ها همچنان از تشدید مسئله داری، بطور خاص این روزها در عراق و آلبانی، حکایت دارند. ظاهرا در لیبرتی آنقدر به قول سازمان محفل زدن زیاد شده که به مشغله ذهنی اصلی مسئولین تبدیل گردیده است. لیبرتی در مقایسه با اشرف خیلی کوچک است و اعمال کنترل های محدود کننده بسیار مشکل تر می باشد و مسئولین به راحتی نمی توانند با جداسازی های فیزیکی جلوی این موارد را بگیرند و مانع از گسترش مسئله داری گردند.

سازمان اخیرا در لیبرتی اعلام کرده که حدود ۴۰ نفر را که مسئله ساز تشخیص داده اخراج نموده است که این تعداد ظاهرا به آلبانی تبعید شده اند. علت این امر از جانب سازمان محفل زدن های مکرر و مسموم کردن فضای تشکیلاتی و حتی وابستگی به جمهوری اسلامی ذکر شده که گویا برخی از این افراد نفوذی وزارت اطلاعات هم بوده اند. سازمان با این ترفند میخواهد از پیش اینطور القا کند که جداشدگان در آلبانی از قبل اخراج شده و به آلبانی تبعید گردیده و نفوذی سیستم های امنیتی ایران در داخل تشکیلات بوده اند.

در لیبرتی در حال حاضر تلاش دارند تا افراد را از اخراج و تبعید به آلبانی بترسانند تا کسی داوطلب رفتن به آلبانی نباشد و اینطور مشخص کنند که کسانی که به آلبانی می روند از پیش مهر نفوذی وزارت اطلاعات خورده اند. ظاهرا فضا و شرایط در لیبرتی به گونه ایست که از کنترل خارج شده و ترفندهای قبلی برای جلوگیری از ریزش نیرو مؤثر واقع نگردیده است.

همچنین مطلع شدم که اخیرا در لیبرتی پیامی از جانب مسعود رجوی از روی نوشته توسط مسئولین برای نفرات خوانده شده که رجوی در این پیام به داستان طالوت و جالوت اشاره کرده است. البته به خاطر دارم که او در گذشته هم بارها این داستان را برای جوسازی و ایجاد زمینه های ذهنی در افراد به میان کشیده بود.

بر اساس قصص قرآن، طالوت سردار سپاه بنی اسرائیل در زمان پیامبری شمعون که در برابر سپاه جالوت میجنگید، برای آزمایش سپاهیانش قبل از رفتن به جنگ، به آنها امر کرد تا وقتی به نهر آب رسیدند فقط به اندازه یک مشت آب بنوشند. اما هنگامی که سپاه طالوت به نهر رسید اکثرا عهد خود را از یاد برده و به جز تعداد اندکی مابقی از آب نهر به حد سیر نوشیدند و به این ترتیب ضعف اراده خود را نشان دادند. طالوت با همان تعداد اندک که بر عهد با او پایدار بودند به جنگ با جالوت رفت و پیروز شد.

رجوی در این پیام همچنین گفته است که: “من هیچکس از شماها را نمیخواهم، من محفل نمی خواهم، مناسبات غیر تشکیلاتی نمیخواهم، بریده و سیاهی لشکر نمی خواهم، بروید به دنبال زندگی تان، برای من ۳۱۳ نفر بمانند کافی است”. عدد ۳۱۳ تعداد نفرات سپاه حضرت محمد (ص) در جنگ بدر در برابر هزاران تن سپاه کفار می باشد. همچنین در روایات تعداد یاران امام زمان (عج) در دعوت اولیه را هم ۳۱۳ تن ذکر نموده اند.

ظاهرا رجوی پیام خود را به همه اعضا و هواداران سازمان در آمریکا و اروپا و حتی اعضای شورای ملی مقاومت هم تعمیم داده است. آنچه مشخص است اینست که مطالب رجوی به آخر خط رسیدن او را به وضوح نشان میدهد. این پایان یک خط فرصت طلبانه، که تنها به دنبال رسیدن به قدرت به هر قیمت است، می باشد. این هشداری است برای تمامی کسانی که هنوز چشم امید به رجوی بسته اند و هنوز بر این تصورند که گویا قرار است او با مبارزه خود آزادی و عدالت اجتماعی را برای مردم ایران به ارمغان بیاورد. اما رجوی بهتر از هر کس دیگری میداند که نفراتش دیگر از گفتارها و رفتارهای بیمارگونه و طرح ها و وعده های کودکانه اش خسته شده اند و هیچ چشم امیدی به آینده ای که او تصویر میکند ندارند.

موضوع دیگری که از خلال پیام ها از آلبانی مطلع شدم اینست که تبعیض بین نفرات از جانب مسئولین سازمان بسیار زیاد شده است. مثلا به برخی موبایل داده اند و به برخی نداده اند. البته دادن موبایل بخاطر فشار مسئولین کمیساریای عالی ملل متحد بود که سؤال میکردند چرا افراد سازمان حتی با موبایل آشنائی ندارند و به آنها موبایل داده نمیشود. سازمان در برابر این سؤال همیشه پاسخ میداد که خود افراد موبایل نمی خواهند که به هیچ عنوان قابل قبول نبود. همچنین ضابطه تردد برای برخی حداقل سه نفره است اما بعضی دیگر به صورت تکی تردد میکنند. این تبعیض ها موجب اعتراضاتی در تشکیلات رجوی در آلبانی شده است.

ابراهیم خدابنده

۲۶ بهمن ۱۳۹۳

***

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=16323

تشدید تضادها و اختلافات در درون شورای ملی مقاومت

ابراهیم خدابنده 2014ابراهیم خدابنده، ایران اینترلینک، یازدهم فوریه ۲۰۱۵:…  موضوع اختلاف نظر و دیدگاه ها در درون شورای ملی مقاومت به یک معضل جدی برای سازمان و شخص مریم رجوی، که اداره جلسات شورا را به عهده دارد، تبدیل شده است. جدائی از شورا البته سابقه طولانی دارد و از زمان جدا شدن بنی صدر و حزب دموکرات کردستان تا استعفای روحانی و قصیم همچنان ادامه داشته است. اما در حال حاضر مسئله داری و …

http://iran-interlink.org

تشدید تضادها و اختلافات در درون شورای ملی مقاومت

ابراهیم خدابنده، ۲۲ بهمن ۱۳۹۳

این مدت ایمیل یا پیامی نیست که به دستم رسیده باشد و در آن با ذکر نمونه به مسئله داری و تشدید تضادهای درونی، خصوصا در قالب شورای ملی مقاومت، اشاره ای نشده باشد. به قول یک نفر سازمان دارد فقط برای حفظ نفرات موجود تلاش و هزینه میکند و کار اول و آخر مسئولین ممانعت از جدا شدن افراد است که در این رابطه به انواع ترفندها، حتی تهدید، متوسل میشوند.

موضوع اختلاف نظر و دیدگاه ها در درون شورای ملی مقاومت به یک معضل جدی برای سازمان و شخص مریم رجوی، که اداره جلسات شورا را به عهده دارد، تبدیل شده است. جدائی از شورا البته سابقه طولانی دارد و از زمان جدا شدن بنی صدر و حزب دموکرات کردستان تا استعفای روحانی و قصیم همچنان ادامه داشته است. اما در حال حاضر مسئله داری و بیان انتقادات علنی نسبت به عملکرد سازمان مجاهدین خلق در درون شورا تشدید شده و شکل تازه ای به خود گرفته که به این صورت تاکنون بی سابقه بوده است.

واقعیت اینست که مریم رجوی تسلط کافی برای پاسخگوئی به سؤالات گوناگون نفرات را به شکلی که مسعود افراد را متقاعد یا سرکوب می نمود ندارد و موضوع طرح سؤالات و ایرادات از کنترل وی خارج شده است. کلا غیبت طولانی مدت مسعود هم بر مشکلات افزوده و خود به یک ابهام جدی بدل گردیده است. مریم رجوی توان برخورد به صورت واقعی و علمی با افرادی مانند هزارخانی و سامع و گنچه ای را ندارد و از پس سؤالات آنان بر نمی آید و طرح سؤالات از جانب این افراد، بدون دریافت پاسخی منطقی، بر ابهامات دیگران نیز می افزاید.

در نامه یکی از هواداران از قول یکی از اعضای شورا، که ظاهرا دل خوشی از ماندن در شورا نداشته و مترصد فرصتی برای استعفا می باشد، نوشته بود که: “شما هنوز این مجاهدین خلق را نشناخته اید. این سازمان دقیقا همان تعریف فرقه ها را دارد و به هیچ عنوان قابل تغییر نیست و گوش شنوائی در آن وجود ندارد، اما چکار میتوان کرد.”

بیان وی مرا به یاد این شعر از گلستان سعدی از قول لقمان حکیم انداخت که: “آهنی را که موریانه بخورد، نتوان برد از او به صیقل رنگ – با سیه دل چه سود گفتن وعظ، نرود میخ آهنین در سنگ”. کسانی که هنوز در شورا مانده و به امید ایجاد تغییراتی در آن هستند بد نیست قدری به سوابق امر نگاه کنند و به قول این عضو شورا در نظر داشته باشند که هرگز گوش شنوائی در رهبری این شورا نبوده و نخواهد بود.

همچنین از قول یکی از اعضای شورا نقل شده است که گفته است: “من مقالاتی می نویسم اما وقتی در سایت های سازمان درج میگردد کاملا فرق کرده است. آنها فقط میخواهند از نام من استفاده کنند و نظرات من برایشان اصلا اهمیتی ندارد.”

آنچه از خلال پیام ها استنباط میشود اینست که استعفای آقایان روحانی و قصیم و همچنین افشاگری ها و طرح سؤالات از جانب آقایان یغمائی و مصداقی تأثیرات جدی بر مسئله داری و تشدید تضادها در درون شورای ملی مقاومت داشته است. بحث های مالی که سازمان با آقای یغمائی براه انداخته موجب طرح سؤالاتی شده و علنا در برابر مریم رجوی از وی پرسیده اند که چرا سازمان جواب آنچه که یغمائی میگوید را نمیدهد و موضوع پول هائی که مطرح شده چیست.

آنطور که مطلع شده ام برخی افراد در جلسات شورا بحثهائی میکنند و نظراتی میدهند که با دیدگاه های سازمان متفاوت است و در این رابطه بلافاصله با واکنش تند نفرات عضو سازمان در شورا مواجه میشوند و حتی از جانب آنان بعد از جلسه نیز مورد بایکوت قرار میگیرند.

یکی از این موارد در خصوص ادعای تنها آلترناتیو بودن شورا است. برخی چنین بحث میکنند که بیش از سه دهه از ادعای آلترناتیوی میگذرد و هیچ اتفاقی نیفتاده است و دیگر به لحاظ علمی نمیشود گفت که شورای ملی مقاومت یک آلترناتیو کامل در برابر رژیم تهران است چه برسد به این که تنها آلترناتیو باشد. در این بحث عنوان نموده اند که در خوش بینانه ترین شکل شورا را می توان بخشی از آلترناتیو احتمالی آینده فرض گرفت که البته این حرف به مذاق سازمان خوش نیامده و با واکنش تند اعضای سازمان مواجه شده است.

همچنین از قول یکی از شورائی ها نقل شده که گفته است افرادی همچون روحانی و قصیم واقعا شجاعت به خرج داده اند ولی همه چنین جرأتی را، در شرایط فعلی بعد از عمری با شورا بودن و قطع ارتباط با دنیای خارج، ندارند. او معتقد بوده است که واکنش هائی که سازمان در قبال افرادی همچون مصداقی و یغمائی و غلام روابط (علی حسین نژاد) و دیگران داشته صرفا برای ترساندن آن دسته از کسانی است که در نوبت بعدی جدا شدن قرار دارند.

آنچه که از خلال نامه ها و پیام ها استنباط میشود اینست که میزان مخالفت با سیاست های سازمان در درون شورا ابعاد جدی تری به خود گرفته و این معضل بدون ورود مؤثر خود مسعود رجوی قابل حل و فصل نیست و روز بروز بر ابعاد آن افزوده می گردد.

ضمنا از دوستانی که محبت کرده و ایمیل میزنند درخواست دارم که صرفا از ایمیل زیر استفاده نمایند. ایمیل های دیگری هم از جانب من طی این سالیان اعلام شده که من به صورت مرتب آنها را بازبینی نمیکنم.

ebrahim.khodabandeh@gmail.com

همچنین مانند گذشته میتوانید روی صفحه فیس بوک من پیام بگذارید.

https://www.facebook.com/ebrahim.khodabandeh

ابراهیم خدابنده، ۲۲ بهمن ۱۳۹۳

***

همچنین:

عراق به نمایندگان خانواده های گروگانهای رجوی در لیبرتی قول همکاری دارد

ایسنا به نقل از “اشرف نیوز”، بیست و دوم دسامبر ۲۰۱۴:… و خروج آن از عراق و محاکمه سرکردگانش خواسته همه جناح‌های سیاسی با هر نوع گرایشی است. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) بنابر اعلام اشرف نیوز، ابراهیم الجعفری طی دیدارش با تعدادی از سرکردگان جداشده گروهک تروریستی منافقی

از اشرف تا لیبرتی – از لیبرتی تا تیرانا. چه سرنوشتی در انتظار قربانیان رجوی است؟

ابراهیم خدابنده دسامبر 2014ابراهیم خدابنده، ایران اینترلینک، هجدهم دسامبر ۲۰۱۴:… سازمان محل هائی را از قبل در حومه تیرانا فراهم کرده و افراد را مستقیما به آن مکان ها منتقل نموده و همان ضوابط و شرایط حاکم بر اشرف را در آنجا نیز برقرار کرده است. سازمان تلاش میکند در

گفتگوی ابراهیم خدابنده با ابراهیم جعفری (درخواست عاجل خانواده ها)

بنیاد خانواده سحر، بغداد، شانزدهم دسامبر ۲۰۱۴:… ابراهیم خدابنده همچنین دیداری با ابراهیم جعفری وزیر امور خارجه عراق بعمل آورد و خواست عاجل خانواده ها مبنی بر برقراری امکان ارتباط با عزیزانشان در اردوگاه لیبرتی را مطرح نمود که با همدردی و قول همکاری ایشان با خا

شرکت مریم سنجابی و ابراهیم خدابنده در کنفرانس بین المللی “جهان علیه خشونت و افراطی گری”

انجمن نجات، مرکز تهران، پانزدهم دسامبر ۲۰۱۴:…  سنجابی و خدابنده در خلال گفتگوها و دیدارهای متعدد و گسترده خود در طی دو روز کنفرانس، بعد از ارائه توضیحات و گزارشاتی در خصوص آخرین وضعیت فرقه رجوی، بر ضرورت مبرم برقراری ارتباط فوری قربانیان گرفتار در اردوگاه لیبرتی ب