سرنوشت شوم موسسان چهارم (مجاهدین خلق، فرقه رجوی)

سرنوشت شوم موسسان چهارم (مجاهدین خلق، فرقه رجوی)

 

.

بهزاد علیشاهی، وبلاگ حسن زبل، هشتم فوریه ۲۰۱۳ … به این ترتیب بود که موسسان دوم هم کارش تمام شد و با به پایان رسیدن شعارهای اگر اشرف بایستد جهان خواهد ایستاد و اگر کوهها بجنبند اشرف نخواهد جنبید موسسان سوم شکل گرفت که بتواند مدتی آدمها را سرکار بگذارد و بکشتن بدهد, البته با خویشتنداری دولت عراق تعداد کشته ها انگونه که مسعود رجوی میخواست زیاد نشد , چرا که او قصد داشت همه موسسان سوم را یکجا به کتابچه کشته هایش اضافه کند تا بدون دردسر بتواند آنهمه آدم که بیشترشان خواهان خروج هستند و اغلب ناراضی هم هستند را به مجاهدین پرتابل و قابل حمل در یک کتاب تبدیل کرده و با آن کتاب هم مظلوم نمایی کند و هم تجارت. با بیرون آمدن از لیست و شنیده شدن بوی الرحمن ارتش آزادیبخش و اشرف و اشرف نشین وفرقه اش , مسعود رجوی به صرافت تشکیل موسسان چهارم افتاد , البته …

بهزاد علیشاهی، وبلاگ حسن زبل، هشتم فوریه ۲۰۱۳
http://hasanzebel.blogfa.com/post-965.aspx

همچنین در کانون وبلاگ نویسان مستقل ایرانی
http://www.cibloggers.com/?p=3572

مدتی است که مسعود رجوی از موسسان چهارم حرف میزند , اما این منظورش از موسسان چهارم چیست و موسسان یک و دو و سه کدامند وچه شده اند ؟ اگر این سئوال برایتان پیش آمده من کمی در این باره توضیح میدهم .

در تشکیل و البته انهدام هر سه موسسان قبلی مسعود رجوی نقش فعال و غیر قابل انکاری داشته است , شاخص موسسان اول و چهره اصلیش همان محمد حنیف نژاد است که مسعود رجوی بخوبی و با دقت کروکی خانه اش را کشید و به ساواک داد تا حکم اعدامش به حبس ابد تبدیل شده و بتواند در آینده با همین دقت ,ترتیب موسسان دوم و سوم را هم بدهد ,

موسسان دوم اما گسترده تر بود بعد از شعبده بازیهای انقلاب ایدئولوژیک و کلی بند و تبصره , به قول مسعود رجوی سازمان مجاهدین پوست انداخت و قرار شد سازمانی باشد که بجای کادر مرکزی و دفتر سیاسی و حتی لیدر ودبیرکل , رهبری خاص الخاص داشته باشد و سلسله مراتب والبته کسانی که در نشست بزرگ موسسان دوم شرکت داشتند بطور عمده , یا بخاطر ماجراجویی های مسعود رجوی برای کسب قدرت جان خود را از دست دادند ویا اگر مخالف بودند متواری شدند و یا به دلیل همان مخالفت به صورت علنی در زندان ویا با محمل مناسب و پوش سانحه به قتل رسیدند.

به این ترتیب بود که موسسان دوم هم کارش تمام شد و با به پایان رسیدن شعارهای اگر اشرف بایستد جهان خواهد ایستاد و اگر کوهها بجنبند اشرف نخواهد جنبید موسسان سوم شکل گرفت که بتواند مدتی آدمها را سرکار بگذارد و بکشتن بدهد, البته با خویشتنداری دولت عراق تعداد کشته ها انگونه که مسعود رجوی میخواست زیاد نشد , چرا که او قصد داشت همه موسسان سوم را یکجا به کتابچه کشته هایش اضافه کند تا بدون دردسر بتواند آنهمه آدم که بیشترشان خواهان خروج هستند و اغلب ناراضی هم هستند را به مجاهدین پرتابل و قابل حمل در یک کتاب تبدیل کرده و با آن کتاب هم مظلوم نمایی کند و هم تجارت.

با بیرون آمدن از لیست و شنیده شدن بوی الرحمن ارتش آزادیبخش و اشرف و اشرف نشین وفرقه اش , مسعود رجوی به صرافت تشکیل موسسان چهارم افتاد , البته که تحت نظر سازمان ملل و دولت عراق آنهم در لیبرتی امکان به کشتن دادن اعضا کمتر بود و متاسفانه مسعود رجوی فکر میکند اگر کشته ندهد افول میکند و سقوط ب,رای همین دو راه در پیش است یا همین افراد را مجددا به اشرف برگرداند ویا موسسان چهارم را در داخل ایران تشکیل دهد , البته که در داخل ایران نفری ندارد که با آن موسسان چهارم را شکل دهد ولی وقتی قرار است موسسان چهارم هم مثل بقیه موسسان ها ی اول و دوم و سوم کشته شوند , مسعود رجوی میتواند ریل معکوس هم برود یعنی به طریقی با فتنه وشر و فریب کسانی را در داخل کشور به کشتن داده و اعلام کند که اینها از موسسین چهارم بوده اند.

این مسئله ای است که مسعود رجوی به آن فکر میکند و البته سوژهایش به نظر میرسد خانواده های اعضای اسیر در عراق باشند .

————–

 

|