ماه عسل مریم رجوی بعد از انتخاب ترامپ

ماه عسل مریم رجوی بعد از انتخاب ترامپ

rudi-giuliani-mojahedin-khalq-terrorists-rajavi-cultداوود باقروند ارشد، نه به تروریسم و فرقه ها، هجدهم نوامبر ۲۰۱۶:…  اخیرا اخبار تحرکات فرقه رجوی حاکی از آن است که انتخاب ترامپ را بعنوان یک پیروزی و ماه عسل برای مریم رجوی و مسعود رجوی بخورد مجاهدینی که سی و پنج سال است که پشت دروازه های پیدا کردن رژیم دیکتاتوری ویا حامی رژیمهای دیکتاتوری جهت جایگزین کردن خودش بعنوان آلترناتیو میباشد … 

 امریکاییرودی جولیانی و مریم رجوی مجاهدین خلق تروریسمRudi Giuliani took money from Qatar, Venezuela, Iranian exiles (Mojahedin Khalq, Rajavi cult)

Iraq: Saddam used Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) to suppress the Iraqi people

لینک به منبع

ماه عسل مریم رجوی بعد از انتخاب ترامپ

نوامبر ۱۷, ۲۰۱۶

آیا عربستان میخواهد فرقه رجوی را در مرزهای پاکستان با ایران مستقر کند؟

اخیرا اخبار تحرکات فرقه رجوی حاکی از آن است که انتخاب ترامپ را بعنوان یک پیروزی و ماه عسل برای مریم رجوی و مسعود رجوی بخورد مجاهدینی که سی و پنج سال است که پشت دروازه های پیدا کردن رژیم دیکتاتوری ویا حامی رژیمهای دیکتاتوری جهت جایگزین کردن خودش بعنوان آلترناتیو میباشد میدهند.

اساسا آیا امکان دارد که نیرویی بتواند استراتژی وطن فروشی را جایگزین استراتژی مبارزه مبتنی بر حمایت و خواست توده ها آنهم توده های ایران بکند؟

آنچه بنده از سالهای اولیه دهه شصت که تشکیلات رجوی در مواجهه با مردم و خواستهای آنها مهر مردد خورد در مباحث سیاسی-استراتژیک شاهد بوده ام این بوده که:

حالا که آمریکا و متحدین او مانند اروپا و اسرائیل و اعراب منطقه بر سر سرنگونی رژیم ایران اتفاق نظر دارد،

حالا که عراق نیز با حمایت همانها جهت اجرایی کردن این اتفاق نظر دست بکار شده و بخشی از کشور را اشغال کرده است.

حالا که این رژیم تازه بقدرت رسیده نه سابقه و توان و الزامات اداره کشور دارد و نه ارتشی که یک جنگ نا خواسته را بعد از از همپاشی ارتش اداره کند.

ما (مسعود رجوی) تنها نیرویی هستیم که میتوانیم بلافاصله بعد از سرنگونی قدرت را بدست بگیریم.

اما مشکل در اینجاست که امپریالیسم اجازه نمیدهد که ما بجای رژیم بقدرت برسیم

باب میل امپریالستها یک آلترناتیو بورژوازی است.

این آلترناتیوها نیز به ترتیب نزدیکی و دوری به امپریالیستها شاملسلطنت طلبهای خارج از کشور و عناصر رژیم سابق فراری در خارج

عناصری از میان ارتش رژیم سابق مانند سران ارتش و حتی تیمسار مدنی و …

عناصری از میان بورژوازی درون رژیم مانند بازرگان و …

عناصری از درون آخوند ها مانند بهشتی، حسن آیت و …که دیدکاههای روشنتری دارند …

ما مجاهدین (مسعود رجوی) هیچ جایگاهی در طرح نهایی سرنگونی رژیم توسط آمریکا و متحدین او نداریم.

چاره کار چیست؟

الف: اتحاد عمل با آلترناتیوهای باب میل غرب به ترتیب از بالا تا پائین

از آنجا که قدرت مال ماست و ما تنها قدرت واقعی و آلترناتیو هستیم و بقیه روی کاغذ هستند اگر با آنها متحد شویم آنها را بدون اینکه هیچ سرمایه نیرویی و اجتماعی داشته باشند در قدرت شریک کرده ایم. و نباید تجربه انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ “که ما صاحب انقلاب بودیم از قطار قدرت جا ماندیم” تکرار شود . دفعه قبل خمینی زد و برد الان نیز نمیخواهند ما بقدرت برسیم. بنابراین به هیج عنوان با کسی وحدت نمیکنیم. قدرت تماما مال ماست.

ب: رنگ کردن خودمان بعنوان یک آلترناتیو باب دندان آمریکا

۱). اولا در داخل کشور تلاش میکنیم که بورژوازی کمتر وابسته تر را بخود جلب کنیم و از رژیم جدا کنیم. کاری که با بنی صدر کردیم.

۲). او را بعنوان سپر بلا میاندازیم جلو و خودمان پشت سر او حرکت میکنیم و مدره نمایی میکنیم تا امپریالیزم جهانخوار تیزی و خشنونت ما را متوجه نشود.

۳).خودم میروم اروپا که در آنجا نگذارم که وقتی رژیم سرنگون میشود گل کار را ایادی امپریالیزم بچیند و خودم میچینم.

۴). در خارجه نیز تمامی تلاشمان بر نابودی و از اعتبار انداختن آلترناتیوهای آمریکایی برای رژیم متمرکز خواهد بود.

۵). آنها که خارج هستند را با مارک مزدور آمریکا از دور خارج میکنیم. آنها که داخل رژیم هستند مانند بهشتی و … را ترور فیزیکی میکنیم تا که کاندیدای امپریالستی را نابود کرده باشیم.  بقیه را نیز عاشق ولایت و خمینی گرا و … معرفی میکنیم.

۶). آنهایی از بورژوازی را که زیرهژمونی ما قرار بگیرند با خودمان متحد میکنیم والا نابودشان میکنیم.

(مسعود رجوی در نشست شورا فروردین ۷۱ روز اعلان ترور صیاد شیرازی: “”ما با بورژوازی وقتی متحد میشویم که اول سرش را مانند سر مار بر زمین کوبیده و نابود کرده باشیم بعد با او متحد میشویم”” و همزمان با مشت محکم کوبید روی میزش)

اما شیفتگان قدرت و دیکتاتورها همواره در درس گیری از تاریخ بشدت تنبل هستند. نگاهی بیندازیم به پوشالی بودن عروسی گرفتن مریم رجوی از انتخاب ترامپ و حضور بعضی از سخنرانان کرایه ایش از جمله جولیانی و جان بولتون و… در کابینه احتمالی و یا دستگاه سیاسی او. 

فرانسه: 

رجوی با سلام و صلوات وارد فرانسه شد و فکر کرد که بله دیگر غرب را فریب داده و ماهیت تروریستی خود را پنهان کرده :ولی فرانسه دو سه سالی به رجوی راه داد ولی بلافاصله متوجه شدند که این امام زاده کور میکند که شفا نمی بخشد. و اخراجش کرد.

صدام حسین:

عراق ابتدا او را حلوا حلوا کنان پذیرفت وسالیان از او بعنوان ملیجک رژیمش استفاده کرد رجوی خودش را در آیننه ارتش آزادیبخش امام و پیغمبر و حتی خدا دید.

ولی در نهایت صدام با تزریق تمامی کثافات جنایات و دیکتاتوریش به رجوی او را همراه خودش به زباله دان برد. شاهد بودیم که او را در اشرف به دشمنانش سپرد و رفت که دیدیم چه بر سرش آوردند. رجوی فراری شد و مجاهدین تکه تکه.

آمریکای آقای کلینتون:

آقای بیل کلینتون قبل از انتخابش به ریاست جمهوری آمریکا با نماینده رجوی “مسعود بنی صدر” از دوستان بنده ملاقات کرد حتی برای رجوی نامه هم نوشت و او را “مسعود عزیز”  نیز خطاب کرد.

اماهمین کلینتون کسی بود که وقتی در قدرت بود رجوی را در لیست تروریستی نهاد. !!! این رهبرکبیر و تاریخساز مرحوم و ضد استثمار کی میخواهد یاد بگیرد معلوم نیست.

آمریکای خانم کلینتون:

Guliani Maryam Rajavi Mojahedin Khalq terroristsمریم رجوی بعد از خروج از لیست تروریستی و جنش سرنگونی
خانم کلینتون همانند یک گله دار با گرفتن علف “خروج از لیست تروریستی” که همسرش به رجویها هدیه کرده بود جلو رجوی ها آنها را از اشرف بیرون کشید و به لیبرتی فرستاد که قتلعام شدنشان را هرروز شاهد بودیم.  در نهایت نیز سر از تبعیدگاه  آلبانی در آوردند.

عربستان ترکی الفیصل: 

این امام زاده آخری البته پول دار است. حرف این است که این طرف تابحال کجا بوده است. چطور شده که فیلش یاد هندوستان کرده و حمایتش را از رجویها علنی کرده است؟

سوال این است رجویها زمانیکه در فرانسه بودند چه وزنه ای بودند؟ و فرانسه چه بازیی با آنها کرد؟

Rajavi_Faisal_1حالا بعد از سی و پنج سال که در لیبرتی محتاج نان شب بودند با همه مشکلاتی که دارند و خفت و خواری و غلط کردمهای استراتژیک به آلبانی تبعید شده اند  چه وزنه ای هستند؟ که کسی با آنها چه بکند و چه  استفاده ای از آنها بکند.

اخیرا روزنامه های وابسته به عربستان پاکستان نیز شروع کرده اند از رجویها خبر زدن. طبق تجربه و اطلاعات کسانیکه که در پاکستان فعال بودند، در این کشور با یک دلار میشود هر خبری را در روزنامه هایش بچاپ رساند. ولی آیا عربستان خیال دارد مجاهدین را در مرز پاکستان مستقر کند؟ شاید این خواست عربستان باشد ولی فرقه رجوی توانش را ندارد. چون آنقدر در حال فروپاشی است که اگر بتواند جلو نفرات را بگیرد که در خیابانهای آلبانی افتضاحات اخلاقی بار نیاورند هنر کرده  است.

نه به تروریسم و قرقه ها

هفدهم نوامبر ۲۰۱۶

***

Comrades in Arms – Sexual abuse by Massoud and Maryam Rajavi

https://youtu.be/jpDUMaIntS8

National Security: Could Maryam Rajavi (Mojahedin Khalq) blackmail her friends in high places – Rudi Giuliani, John Bolton and Newt Gingrich

Guliani Maryam Rajavi Mojahedin Khalq terroristsFormer U.S. Officials Make Millions Advocating For Terrorist Organization (2011)

The Life of Camp Ashraf,
Mojahedin-e Khalq Victims of Many Masters


Link to the full description of Mojahedin (MEK, MKO) Logo (pdf file)

Remember.Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) was one of the excuses of US attacking Iraq

(Rajavi cult or MKO aslo known as Saddam’s Private Army)

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیSydney hostage-taker was affiliated with Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult)

مریم رجوی داعش تروریسم Open letter of Ali Akbar Rastgoo to the Australian Ambassador in Germany: Keep Mojahedin Khalq on terrorist List

Massoud Khodabandeh: The Iranian Mojahedin-e Khalq (MEK) and Its Media Strategy:
Methods of Information Manufacture

Document on Mojahedin Khalq released by RAND (The Mujahedin-e Khalq in Iraq, A Policy Conundrum)

Tom Ridge denies MEK killing of US citizens!Wondering at those Americans who stand under the flag of
Mojahedin Khalq (MKO, MEK, NCRI, Rajavi cult) only to
LOBBY for the murderers of their servicemen

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27341

قسمت سوم سلسله مقالات : خروج از اشرف و لیبرتی و ترک عراق، شکست مطلق یا پیروزی نسبی؟ 

 davood-baghervan-arshad-2016داوود باقروند ارشد، نه به تروریسم و فرقه ها، دوازدهم نوامبر ۲۰۱۶:… اما حضور در عراق این امکان را برایش فراهم کرد که با بظاهر تشکیل ارتش آزادیبخش بدون اینکه صراحتا حرف علی زرکش و بقیه فرماندهان را مهر تائید بزند اعلام کند که بله این استراتژی غلط است. چرا چون فکر میکرد که که استراتژی جدیدی تحت نام جنگ جبهه ای را خلق کرده است که قابل رویت نیز بود بنابراین … 

مهدی ابریشمچی مجاهدین خلق ایران شورای ملی مقاومت مریم رجوی رویای سرنگونی , شکست استراتژیکی وسیاسی و به گور رفتن تمام رویاهای مجاهدین

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیفرقه رجوی، بدون رجوی بدون عراق

لینک به منبع

لینک به قسمت اول

لینک به قسمت دوم

← به مناسبت سالگرد اعدام حسین فاطمی
قسمت سوم سلسله مقالات : خروج از اشرف و لیبرتی و ترک عراق، شکست مطلق یا پیروزی نسبی؟

مشکلاتی که حضور در عراق از رجوی حل میکرد

باید به این نکته توجه نمود که تا قبل از حضور در عراق مطلقا حرفی از سوی مسعود رجوی از اینکه استراتژی چریک شهری-تروریستی شکست خورده است زده نمیشد. طوریکه وقتی علی زرکش نیز آنرا در جمعبندی سال ۱۳۶۳ مطرح کرد طی یک کودتا او را عملا با محکوم به اعدام کردن حذف کرد. چون بیان آن با توجه به اینکه دستش خالی بود صحت گفته های پرویز یعقوبی، محمدرضا سعادتی و علی زرکش و حسن محرابی و مهدی افتخاری و … به اثبات میرساند و باید با  پذیرش مسئولیت شکست از رهبری کنار میرفت و پاسخگوی تمامی خونهایی که ریخته بود میبود.

استراتژی رجوی مجاهدین خلق

استراتژی رجوی مجاهدین خلق

در این راه یا رژیم کمر ما را می شکند یا ما کمر رژیم را

اما حضور در عراق این امکان را برایش فراهم کرد که با بظاهر تشکیل ارتش آزادیبخش بدون اینکه صراحتا حرف علی زرکش و بقیه فرماندهان را مهر تائید بزند اعلام کند که بله این استراتژی غلط است. چرا چون فکر میکرد که که استراتژی جدیدی تحت نام جنگ جبهه ای را خلق کرده است که قابل رویت نیز بود بنابراین توانست بدون پاسخگو بودن به تمامی خونهای ریخته شده از استراتژی جدیدی بنام جنگ جبهه ای حرف بزند. در اینجا فعلا این استراتژی و درست و غلط بودن آن را نمیخواهیم بطور ریز بحث کنیم. ولی حرف خود رجوی که کلیشه شده میگوید، مبارزه مسلحانه در شهر هم از لحاظ تاکتیکی غلط بوده است، هم شعاری که میدادیم یعنی شعار آزادی غلط بوده و هم اینکه اینکار بدان معنی بوده است که رژیم با ثبات است. تناقض بسیار بزرگی که رجوی بدان اذعان میکند اینکه ماهیت استراتژی ما میگفت رژیم با ثبات است ما شعار و اهدافمان سرنگونی سریع بوده. یعنی همان که باعث نابودی کامل دستگاه رجوی شد. میدانیم که رژیمی که حرف از ثبات آن میزند ثباتش را نه مدیون مدیریت و اداره عالی امور مانند اقتصاد قوی و پایدار، قدرت نظامی جهانی و یا منطقه ا ی مهمی، کشور مطرح و محور در جهان یا منطقه بلکه از پایگاه اجتماعیش میگرفت. چون رژیم که نه مدیریت داشته و دارد، نه اقتصاد داشته و دارد، و نه سیاست داشته و دارد. در اینجا تنها زمانی است که رجوی جرات میکند از غلط بودن استراتژی مبارزه مسلحانه دوره اول ۱۳۶۰-۱۳۵۶ حرفی بزند. ولی چون فیل جدیدی را صدام برایش علم کرده است برق آن اجازه نمیدهد کسی از جمله خود بنده و ما یقه اش را بگیریم.  البته همانگونه که خودش نیز در نشریه کلیشه شده سازمان نوشته:

«««در این راه یا رژیم کمر ما را می شکند و یا ما کمر رژیم را »»»

ولی این استراتژی و حضور در عراق به اندازه کافی دهان پرکن و رسانه ساز و و بهانه به رجوی میداد که تشکیلات (ما مجاهدین) و شورایی ها و دیگر منتقدینش را خفه کند.

نمونه  استفاده ابزاری مسعودرجوی از ارتش آزایبخش جهت سرکوب مخالفان سیاسی

کریم قصیم محمد رضا روحانی 
جهت نمونه به بخشهایی از اطلاعیه استعفاء سروران گرامی آقایان محمدرضا روحانی و دکتر کریم قصیم که چگونه در دام همین ابزار رجوی ساخته گرفتار بودند توجه میدهم.  در اطلاعیه جدایی آنها آمده است:

«« لازم به یادآوری است که ما , درست یا نادرست , بحث و بررسی مشکلات را به خارج شورا نمی کشاندیم. می کوشیدیم سربسته و درخود , هنگام جلسات بزرگ , بیشتر در نشستهای محدود ولی رسمی , پیشنهادهای مشخصی برای موضوعات مورد اختلاف عرضه کنیم.…»»

دوستان بسیار گرامی، آنهم بمدت سی سال؟

کارکرد ارتش آزادیبخش و لیبرتی و اشرف را بعنوان عامل اختناق، دهن بدند و خود سانسوری مشاهده میکنید!!! آنهم نه یک مورد و دو مورد که برای دهه ها!!!!! اگر شورا یک جبهه سیاسی بوده در کجای دنیا مباحث سیاسی که مربوط به حیات و ادامه یک جنبش است نمیتواند علنی باشد؟ مگر مسائل امنیتی و اطلاعاتی و … نیروهای داخل کشور است که حتی یک نفرش هم وجود ندارد که نمیشد بطور علنی و در سطح عام مطرح نمود؟ اطلاعیه استفعا در ادامه میگوید:

««بدون تردید دفع توطئه های مداوم رژیم و  ضربات پی درپی سیاست مماشات توسط « ارباب بی مروت دنیا», همچنان که گرفتاریهای چهارساله اخیر ناشی از  وضعیت بحرانی ساکنان اشرف و بعد هم ”لیبرتی” , خواهی نخواهی بخش اعظم انرژی مسئولان و به ویژه وقت خانم رجوی را به خود اختصاص داده اند. ما هم پیوسته به همین دلیل دندان به جگر گذاشته و صبر پیشه می کردیم  بدون این که مأیوس شویم.»» 

این هم یک نمونه که فرد خودش را منفور و منکوب میکند که در وانفسای جنگ ادعایی رجوی نباید آنها را مشغول امور فرعی دیگری کرد.

««رسانه ها و تبلیغات

بحث و ایجاد تحوّل در سیاستگذاری رسانه ای برحسب میزانهای علمی و تخصصی , تغییر در محتوا و شکل رسانه های مقاومت برپایه  معیارهای حقوق بشری و لاییک( فی المثل برابری حضور زن و مرد در برنامه های ورزشی تلویزیونی) , پیش گرفتن سیاست حضور و ارائه مواضع مقاومت در کلیه رسانه های فارسی زبان – اعم از ایرانی (غیررژیمی) و بین المللی ( که روزانه رویهم دهها میلیون شنونده و بیننده ایرانی دارند) , دعوت از شخصیتهای سیاسی و فرهنگی و هنری و ژورنالیستی نامدار  سرنگونی طلب به رسانه ها و برنامه های مقاومت , فراهم آوردن فرصت چالش فکری و تبادل نظر , مباحثه و تعاطی بین گفتمانهای گوناکون سرنگونی طلب …….»»

دیگر کارکرد استفاده ابزاری رجوی از حضور در عراق و …جهت توجیه امیال قدرت پرستانه انحصاری خودش در شورا و درون تشکیلات

«««رویکرد سیاسی و فرهنگی نسبت به دیگران ( ایرانی و منطقه ای) کوشش به همزیستی فعال و ایجاد حسن تفاهم و تقویت ارتباطات مبارزاتی با کلیه سازمانها و احزاب مترقی و انقلابی ضد رژیم( درهراندازه و حدّی که هستند) , به ویژه تجدید ارتباط با سازمانها و احزاب کردستان ایران , توجه به شخصیتهای فرهنگی , هنری و مفاخر ادبی ایران و دعوت از آنان به نشستها و میهمانیها ( نوروز و…) و البته به آکسیونهای سیاسی و غیره. با استمرار در چنین رویکردی است که در غربت احساس تعلق به جمع تقویت و فضای حیات سیاسی مشترک سرنگونی طلبان شادابتر می شود. دیوار کشیدن به دور خود , سخن نگفتن با دیگر ایرانیان و رویگرداندن از « عروسی و عزا » ی هموطنان راهکار انقباضی است و بس. به دوران انقلاب بهمن بنگرید , به تحولات دگرگونساز سه دهه اخیر مراجعه کنید  : در «سال سرنگونی» رویکرد انبساطی در دستور قرار می گیرد. این یک قاعده قدیمی جنبشها و سازمانهای مردمی  به ویژه در عصر انترنت و گسترش عمومی آگاهیهاست.

اما در مورد ایجاد رابطه و رایزنی , دعوت و همنشینی با سازمانها , گروهها و نیروهای ایدئولوژیک و نظامی- سیاسی فعال در منطقه , یعنی انواع « اپوزیسیون» دیکتاتوریهای منطقه, ما بارها به دقت و احتیاط توصیه کرده ایم . لزوم شناخت و انتخاب شریک مناسب درسی است که طی دهسال اخیر به دفعات در عراق و انبوه گروهها و اشخاصی که به اشرف  آمدند و رفتند تجربه شده است. ما بارها و به موقع هشدار داده ایم. تجربه «خمینی در پاریس» یادمان نرود.  مصر کنونی که جلوی چشم همه است. بارها به مجاهدین گفته ایم که در صحنه سوریه نیز « اپوزیسیونهایی» به غایت ارتجاعی و … کنار دیگران علیه دیکتاتور خونریز دمشق فعالند. باید احتیاط کرد و متمایز موضع گرفت.  آنهایی که به صراحت خواهان دموکراسی و جدایی دین از دولت نباشند به یقین صرفاً مصرف کننده دوستی آزادیخواهان خواهند بود !»»»

میزان احتیاط و دقت در نه انتقاد بلکه حتی حالا که نوشته میشود بنام توصیه است مشاهده میشود؟ در صورتیکه اینها انتقادات حیاتی بوده است که اگر رجوی اجازه میداد و تصحیح میشد چه بسا جنبش در نقطه بهتری بود. و رجوی کماکان به خیانتهایش با خودفروشی به عربستان و … ادامه نمیداد.

البته بنده جسارت نمیخواهم بکنم و این دو سرور گرامی را مقصر بدانم، میخواهم کارکرد استفاده ابزاری رجوی را بیان کنم. اگر هم گناهی باشد باید این عزیزان خودشان آنرا بیابند. والا تا آنجا که بنده در تمامی جلسات شورا شاهد بودم چیزی جز جوش و خروش و مانند سیر و سرکه جوشیدن ایندو عضو مهم شورا در جلسات جیزی ندیده ام. ولی رجوی که آنها را عمله بورژوازی و کسانی که با خون مجاهدین به نوایی رسیده اند به هیچ می انگاشت و میانگارد آنها را و کل شورا را جهت بستن دهان بورژوازی بزرگ و به قول خودش امپریالیسم میدانست که دروغی بیش نبود. در صورتیکه اینها را جهت خنثی کردن محبوبیت شورایی ها در بین مجاهدین میگفت و یا ترور سیاسی میکرد. در صورتیکه حالا میبینیم که خودش تا کجا با همان به قول خودش امپریالستها و عربستان و … رفته است.

اگر به خواسته های دوستان بسیار شریف بنده در فوق توجه شود چیزی نیستند جز آنچه که خود مسعود رجوی به بهانه آنها علیه رژیم دست به سلاح برد که انحصار طلبی رژیم مینامید. یعد هم نسبت به  همکاسه شدن مسعود رجوی با ترویستهای در حال جنگ در سوریه هشدار داده اند. بگذریم از تلاش مسعود رجوی برای شریک جرم کردن شورایی ها در اقداماتش علیه جداشدگان که بصورت سر بسته آنرا در قالب “مسائل ایدئولژیک تشکیلاتی مربوط به خود مجاهدین” مطرح نموده اند.

خواهش بنده از تمامی سیاسیون که اینگونه موضوعات را دنبال میکنند این است که دوباره متن استفعای این دوستان گرامی و عزیز را بخوانند تا ببینند که این فرقه مافیایی با تکیه به خون مجاهدینی که زندهایشان در اشرف و لیبرتی بطور مطلق از دنیا بیخبر نگهداشته میشدند و میشوند. و همچنین “باخبرها” را در شورا و درون تشکیلات که در خارجه بسر میبرند را چگونه مقحور و تسلیم خود نموده تا بتواند به هر خیانتی دست بزند و کسی نتواند دم بزند.

طوریکه از مسائل لیبرتی که بطور مطلق دست ساز خود رجوی بود و از مسائل آن مانند گیر کردن مجاهدین در لیبرتی، و موشکبارانها بالاترین منافع را میبرد، بعنوان ««وضعیت بحرانی ساکنان اشرف و بعد هم ”لیبرتی” , خواهی نخواهی بخش اعظم انرژی مسئولان و به ویژه وقت خانم رجوی را به خود اختصاص داده اند»» نام میبرند. و تازه تقصیر را بگردن “ارباب بی مروت جهان” یعنی آمریکا میدانند. در صورتیکه این رجوی بود که نمیخواست مجاهدین جابجا شوند و عراق را ترک کنند. اگر باور نمیکنید به ادامه این مطلب که در زیر آمده توجه کنید.

نیازهای مبرم لیبرتی   زیر موشکباران از نظر مریم رجوی
شاید در اینجاست که بتوان بخوبی پی برد که چرا مریم رجوی بعد از پیام مسعود رجوی  و طی یک جلسه پر زرق و برق در روز یکشنبه ۱۰ آبان ۹۴ (اول نوامبر۲۰۱۵) در اور سور اواز مقر خود ضمن مراسم گرامیداشت ۲۳ کشته حمله موشکی به کمپ لیبرتی، با وجود اینکه مجاهدین در لیبرتی زیر خمپاره و موشک تکه تکه میشدند تنها خواسته هایش از جامعه بین اللملی موارد زیر بودند.

««نیازهای مبرم لیبرتی   

بنابراین، در شرایط اضطراری کنونی در لیبرتی، بر این اقدامها تأکید می‌کنم:

اول، رسیدگی فوری به وضعیت مجروحان و مستقر شدن یک تیم تخصصی پزشکی در لیبرتی

دوم، تأمین ابزارها و وسائل و مصالح مورد نیاز برای ترمیم مناطق ویران شده

سوم، تأمین الزامهای امنیتی و حفاظتی از جمله برگرداندن تی‌والها، ‏‏‏کلاهها و جلیقه‌های حفاظتی و تجهیزات پزشکی‏ و تأمین وسایل مورد نیاز افراد که آسیب دیده است.

چهارم، انجام تحقیقات توسط ملل متحد درباره این حمله وحشیانه و محاکمه عاملان آن(مریم رجوی ۱۰ آبان ۹۴)»»

پوچ و توخالی و مصنوعی بودن این خواسته ها آیا برای همگان روشن است؟ و هیچ حرف و خواسته حتی مصنوعی برای تسریع در خروج مجاهدین از لیبرتی وجود ندارد. و یا چرا فرقه رجوی اینهمه پولهای میلیونی خود را صرف خروج مجاهدین نمیکردند؟ که همه در مورد آن سخن گفته اند. آنچه که همه نمیدانند این است که خروج از عراق برای مسعود رجوی اینبار بازگشت به فرانسه سال ۱۳۶۵ زمانیکه بدانجا رفت نیست. براستی چــــــــــــــرا؟

عراق امداد غیبی برای رجوی
وقتی حرف از ارزش حضور در عراق برای رجوی گفته میشود و آنرا امداد غیبی مینامیم یعنی همین. توجه کنید:

بعد از سی سال که دوستان شورایی و بعضی دیگر از جدا شدگان که شاهد جنایات آقا و خانم رجوی بوده اند، وقتی که میخواهند جدا شوند با وجود اینکه میدانند و اعلام کرده اند که با یک تشکل مافیایی روبرو بودند که اگر متن استفاء را زودتر و قبل از اعلان عموم به رجوی میدادند همانند موارد قبلی با یک صحنه سازی مسئله را به اخراج آنها ختم میکردند که بله ما ایندو (آقای محمدرضا روحانی و آقای دکتر کریم قصیم) را بدلیل مزدور بودن و … اخراج کردیم کاری که با همه جدا شدگان از تشکیلات و شورا کرده و میکنند،  ولی کماکان تا خرخره بدهکار خانم رجوی هستند چون که فکر میکنند خانم رجوی اگر تمامی پیشنهادات آنها را به هیچ و پوچ گرفته به این دلیل است که  وقت برای جنبش مدعیش برای مردم ایران ندارد چون در حال رتق و فتق امور لیبرتی … است. یا بهتر بگوئیم با اشک تمساح ریختن در حال بهره برداری از خون مجاهدین در لیبرتی و اشرف بوده و برایش فرصتی نگذاشته است که طی این چند دهسال به امور مهمتر رسیدگی کند!!!!!!!!!

آیا با توضیحات فوق امواج تاثیرات حضور در عراق با تابلو دروغین و پوچ ارتش آزادیبخش را تا همین دیروز که اندک نیرویی در لیبرتی حضور داشتند و کارکرد سیاسی آن را در شورا میتوانید مشاهده کنید؟  باوجود اینکه نیروهای موجود محتاج نان شب بودند و هر روز نیز بکمک امدادهای غیبی همانند جنایتکاران المختار خمپاره برای رجوی ارسال میشد کماکان بالاترین تغذیه سیاسی و خبری و تشکیلاتی و ایدئولژیک و حتی نظامی را برای رجوی داشت و البته خبر ساز – دهان پرکن – حمایت سیاسی آور، مطرح شدن بعنوان یک نیروی ایرانی مخالف و مهمتر از همه بستن دهان نیروهای منتقد درون تشکیلات، درون شورایی … محصول میداد. با این وجود برای واضحتر شدن این ادعا کمی به عقب میرویم و خلاصه وار بدان میپردازیم تا روشن شود که عراق برای رجوی که در نام پوشالی ارتش آزادیبخش سمبلیزه میشود به چه معنی بود است.

جنبه های مالی رفتن به عراق:
در عراق هزینه تمامی نیروهایش را از صدام میگرفت و بلحاظ مالی صد در صد تامین میشد. مقوله ای که در فرانسه بجایی رسیده بود که همه ما مجبور شده بودیم که با انواع دروغ و کلک خانواده های خودمان را به بهانه ای مختلف مانند بیماری و بستری بودن در بیمارستان، تصادف و ازدواج و … سرکیسه کنیم و آنها را وادار کنیم که حتی خانه و فرش و خودرو خود را فروخته برای ما بفرستد و پولهایش را به سازمان بدهیم. از این نقطه به بعد سازمان توانست به یمن اقدامات تروریستی که چه در مرز ها قبل از آتش بس بین ایران و عراق و چه بعد از آن در شهرها  برای عراق و عربستان و یا با دادن اطلاعات درست و غلط به عراق و عربستان انبوه پول ذخیره کند. طوریکه هنوز که هنوز است از آنها بهره برداری میکند.

نقش عراق در تمرکز نیروها در یک نقطه با توان نظامی در قالب ارتش
عراق تا زمان عملیات فروغ هیچگاه اجازه نداده بود که سازمان از یک گروه چریکی مسلح به سلاحهای سبک مانند کلاش و آرپی جی و تیربارهای سبک به نیروی دیگری ارتقاء یابد. و بعنوان تیم های نفوذ در مرزها از آن برای زدن گروههای کوچک ارتش رژیم (سنگرهای دیده بانی و نگهبانی) استفاده مینمود. و با همکاری رسانه های غربی حامی عراق بطور مستمر در صدر اخبار قرار داشت و عملیاتی که علیه مرز های ایران انجام میداد در بوق و کرنا میشد و تیتر سازی میکرد. و این آنچه بود که رجوی میخواست در مقایسه با زمانیکه در فرانسه بود.

بعد از فروغ اما همین عراق و اشرف و موقعیت سازمان در آنجا باعث شد که بتواند با شرکت در سرکوب کردها و نجات صدام خود را بعنوان مهره مهم و وفادار به صدام نشان دهد و از این طریق اما بعد از جنگ اول خلیج و شرکت آنها در سرکوب کردها و جلوگیری از سقوط صدام توسط کردها، علیرغم اینکه صدام دل خوشی از رجوی نداشت ولی جهت راضی نگهداشتن او و همچنین استفاده دوباره در آینده احتمالی (با توجه به حالت نه جنگ و نه صلح عراق با رژیم و شرایط بحرانی عراق در رابطه با آمریکا) از رجوی شروع به مسلح کردن او با تحویل نفربر، تانک، خودرو و جنگ افزاز نمود. یک تیم از ستاد ارتش عراق در اشرف مستقر شدند و طی چندین سال ضمن دادن آموزش ستاد به این ارتش تمامی مراحل مانورهای یک لشگر زرهی (دسته، گروهان، گردان، تیپ و…) را نیز آموزش داده و تمرین و مانور کردند. هرچند که در جنگ خلیج عراق تقریبا همه زرهی های سالم را گرفت و پس نداد باقی مانده اش نیز در خلع سلاح تحویل آمریکایی ها شد. و هیچکدام این این سلاحهای سبک و سنگین و آموزشها همانند خود ارتش آزادیبخش عملا بغیر از خبر سازی و دهان پرکردن و دهان بستن و نیروی تشکیلاتی را آتل و باطل نگهداشتن بکار گرفته نشد.

مسعود رجوی ژنرال حبوش مخابرات صدام حسین

رجوی: تانکها را دائم می شویند و صابون میزنند و می برند حمام، وهر قطعه هم که خراب میشود عزا میگیرند. آن روزی که قبل از جنگ خلیج تانکها را ازما خواستید و تعدادی را گرفتید، حدود ۱۰۰تا ۱۵۰تانک گرفتید….

صابرالدوری: به ما تحویل دادید؟ چقدر تانک نزد شماست؟

رجوی: ۱۲۰ تانک که ۱۰۷ دستگاه آن قطعه کم دارد.

صابرالدوری: به موجب اطلاعاتی که من دارم، بیش از ۴۰۰دستگاهتانک نزد شماست…

رجوی: تعداد ۱۵۲ دستگاه از این تانکها را به شما دادیم و قبل از آن نیز ۱۰۰ دستگاه دیگر تحویل داده ایم…

…اضافه برآن ۲۰۵قبضه توپ از ما تحویل گرفتید.

صابرالدوری: ای کاش نمیگرفتیم چون بدست آمریکایی ها افتاد…

نقش عراق در سرکوب تمامی مخالفتهای درون تشکیلات
(راه اندازی زندان و شکنجه و حذف فیزیکی …)
در این دوره که یکی از سیاهترین برگهای تاریخ سازمان بشمار میاید. رجوی بعد از ورود به عراق بسیار تلاش میکرد که وضعیت در حال فروپاشی تشکیلات را از مقامات عراقی مخفی کند، و شیوه پنهانکاری را در پیش گرفته بود. طوریکه نیروهای معترض را جهت اینکه عراق از طریق آنها به مشکلات و سرکوب او در تشکیلات پی نبرد آنها را به خارج از عراق مانند ترکیه و … میفرستاد. وقتی این نیروها به خارج راه می یافتند دهان به سخن میگشودند و سرکوبها و سیاستهای رجوی را افشا میکردند. متعاقب این مسئله رجوی اعزام به خارج از عراق را متوقف کرد. و نیروی مخالف و منتقد عملا در عراق زندانی میشد. که منجر به افزایش ریزش نیرویی گردید و فرارها شروع شد و سیستم اطلاعات عراق بدان مشرف گردید. مسعود رجوی چاره کار را در هماهنگی با صدام حسین دید، که ابتدا تاکتیک رجوی این بود که کسانیکه میخواستند فرقه اش را ترک کنند را جهت شکستن آنها به اردوگاه التاش در رمادی در غرب بغداد که شرایط غیر انسانی داشت میفرستاد. ولی به همه آنها مارک نفوذی میزد و تحویل عراق میداد. در ابتدای امر مواردی را نیز عراقیها بشدت شکنجه کرده بودند ولی بزودی متوجه شدند که از رجوی رو دست خورده اند که دیگر وقعی به این مسئله نمیگذاشتند و ترجیح میدادند که مجاهدین اسیر نزد  خود رجوی باشند. (ر.ک به متن زیر: مذاکرات رجوی و حبوش رئیس اطلاعات وقت عراق)

««« حبوش: درخواستها و مسائل و موضوعاتی که مطرح کرده بودید همه را یادداشت کرده ام.

درباره سه تن از مجاهدین که نزد گروه طالبانی رفته بودند باید بگویم که افسر رابط ما با جلال (جلال طالبانی) مجددا اظهارات قبلی را مطرح نمود که این سه تن در حال حاضر در کمیساریای پناهندگی سازمان ملل حضور دارند که از کنترل جلال طالبانی خارج است…مسئله را پیگیری میکنم. راجع به بازگشت اعضای بازداشت شده که علیه سازمان فعالیت میکردند منتظر عملیات تبادل اسرا و زندانیان با ایرانی ها هستیم و آنها را در اولویت قرار خواهیم داد.

رجوی: منظورتان آن ۶۰ نفر زندانی عضو سازمان است؟

حبوش: راجع به افراد اعزام شده توسط ایران که به ما تحویل میشوند من ترجیح میدهم که نزد شما باشند تا تکلیف آنها در آینده مشخص شود و بعد آنها را تحویل بگیریم. .. ((توضیح: رجوی تلاش میکند مجاهدین مخالف را تحت عنوان نفوذی رژیم در سازمان تحویل اطلاعات عراق بدهد و حبوش نیز که به مسئله واقف است نمیپذیرد و میگوید نزد خودتان باشند))

رجوی: البته موارد خاص و استثنایی تحویل شما خواهند شد.

حبوش: موضوع بازگرداندن نیروی فراری سازمان بنام ادهم ((از بردن اسم اصلی که در این مکالمه ثبت شده معذورم)).

رجوی: شما خودتان ما را راهنمایی کردید که از چه روشی جهت بازگرداندن او استفاده کنیم.»»»

آیا آشکار است که رجوی برای برگرداندن مجاهدین فراری از تمامی قدرتش استفاده میکند. و از بالاترین مقام امنیتی عراق خواستار اقدام برای دستگیری و بازگرداندن وی میکند؟ این است کارکرد عراق.

کمپ رمادی در سال ۱۳۵۹ ایجاد شد، در این سال کردهای ایرانی با شروع جنگ ایران و عراق و اشغال سرزمین شان توسط عراق اسیر شدند یا خود گریخته به این کمپ آورده شدند. دولت عراق این بیابان را در اختیار آن ها گذاشت و آنها با دست خود در آنجا باصطلاح محل زندگی ساختند، غیر از چند ساختمان که محل کار نیروهای نظامی و UN و مقر مجاهدین است، بقیه همه آلونک هایی هستند که عده ای انسان از همه جا گریخته و بی پناه در آنجا زندگی می کنند. مردم ساکن این کمپ تا قبل از جنگ خلیج فارس در سال ۱۳۷۰ فقط کردها بودند، ولی پس از این که کمپ پناهندگی “حله” در جنوب عراق توسط شیعیان عراق به آتش کشیده شد، پناهندگان این کمپ که اغلب فارسی زبان بودند نیز به کمپ التاش آمدند و در آنجا اسکان داده شدند. بدین جهت جمعیت کمپ به مقدار زیادی اضافه شد، مردم ساکن کمپ با گل و پیت های حلبی برای خود خانه و به عبارتی آلونک ساخته بودند، هیچ خبری از خیابان و جاده در کمپ نبود، فاضل آب خانه ها به کوچه ها وارد می شود و بوی تعفن همه جا را گرفته بود. بیشتر کودکان کرد در شهر رمادیه کفش واکس می زنند و مورد همه گونه توهین و ظلم واقع می شوند، در واقع باید گفت کمپ التاش مرکز مرگ تدریجی ایرانیان آواره است، در این کمپ چندین هزار خانواده ایرانی زندگی می کنند که از چاله به چاه افتاده اند. کمپ التاش لکه ننگی بر دامن کشور عراق و سازمان ملل متحد است که دم از حمایت از پناهنده و پناهندگی می زنند. سازمان مقری در این کمپ ایجاد کرده بود که در میان ایرانیان به “کاخ یزید” معروف بود، از یک ساختمان آجری با چند اتاق و یک حیاط بزرگ تشکیل شده بود، در حقیقت در مقایسه با آلونک ها این ساختمان برای خودش کاخی محسوب می شود. جمعیت کمپ در سال ۷۰ از ۵۰ هزار کرد و حدود ۱۰۰۰ جدا شده فرقه رجوی تشکیل می شد.

این اقدام رجوی جهت تسلیم آنها به بازگشت به تشکیلات بود که کارگر نیفتاد و مجاهدین حاضر بودند شرایط اردوگاه را تحمل کنند ولی به تشکیلات باز نگردند. وقتی رجوی اینرا دید اعزام به رمادی را نیز قطع کرد. و زندانهای داخل اشرف را راه اندازی نمود. و افراد را بین دو تا هشت سال در آنجا در بدترین شرایط زندانی میکرد. با این فکر که بتواند آنها را زیر فشاریهای زندان و فشارهای روانی و کتک زدنهای به بهانه های مختلف شکسته و منصرف کند که برگردند. افرادی داشتیم که تا هشت سال در زندان های انفرادی داخل تشکیلات مانند محمد حسین سبحانی زندانی بودند. ولی وقتی مقاومت این افراد را مشاهده نمود و زندانها دیگر جایی برای مجاهدین جدا شده نداشت در هماهنگی با عراق بعد از تحمل زندانهای داخل تشکیلات به اقدامات زیر دست زد:

تحویل دادن به عراق بعنوان فردی که ورود غیر قانونی به عراق کرده است در نتیجه هشت سال زندان ابوغریب عراق را باید تحمل میکرد. من خودم هنگام خروج از تشکیلات به دو سال زندان در داخل اشرف و هشت سال زندان درابوغریب محکوم شدم.
فرستادن نفرات بداخل ایران که آنها را در نزدیکی مرز رها میکردند که بداخل بروند!
جهت از بین بردن بدون مشکل مخالفین درونی و مخالفت و انتقادات آنها در درون تشکیلات، بدروغ آنها را جهت ماموریتهای کاذب بداخل میفرستادند و رهایش میکردند.
از تمامی کسانیکه خواستار خروج از تشکیلات بودند دهها نوشته میگرفتند که بعد از خروج علیه او استفاده کنند.

در همین رابطه منتقدین و جدا شدگان چاره را در فرار میدیدند که همین امر منجر به دستگیری و شکنجه چه توسط عراق و سپس توسط شکنجه گران سازمان میگردید. از این به بعد فردی که فرار میکرد باید پیه دستگیری، شکنجه و زندان های ابوغریب را بتن میمالید. ولی تمامی این تشبثات نیز کارگر نیفتاد طوریکه رجوی در جلسه علنی عمومی کل اشرف رسما به زبان خودش گفت:

«««از این به بعد مخالفت را با مشت آهنین پاسخ خواهم داد شما آمده بودید کمک من کنید همگی علیه من شده اید»»».

تاکتیک دیگر رجوی این بود که سرکوب را نهادینه کرد. اولا تحت شرایط آزاد عراق دادگاه انقلاب خودش را راه انداخت که مجاهدین را محاکمه و بجرم “اقدام علیه امنیت ملی!؟” محکوم به اعدام و زندان میکرد بعدها آنرا کمسیون قضایی شورا نامید. بعضی محکومین شناخته شده عبارتند از:

مهدی افتخاری

مهدی افتخاری

مهدی افتخاری، هادی روشن روان، (از زندانیان زمان شاه) ابراهیم صابری (ابراهیم عکاس از زندانیان زمان شاه)-داود ارشد مسعود ضرغامی، حمید فلاحتی، حسین مشعوفی، غلامرضا شکری، جمال امیری، خلیل محمد نسب، اردشیر پرهیزگاری، شهاب اختیاری، جواد اژدری، محمد موسوی، امیر موثقی، منصور کوفی، فتح الله فتحی، علی حسین نژاد،…

هادی روشن روانی

هادی روشن روانی

تشکیل دادگاه انقلاب را در همان جلسه علنی فوق بیان نمود. با این توجیه که روزانه فرد زیر فشار و برخورد باشد که کارش به جدا شدن نکشد. بنابراین جلسات مغزشویی روزانه را شروع کرد. که افراد بدلیل عدم انتقاد از خودشان مورد ضرب و شتم قرار میگرفتند.

ننگین ترین برگ سیاه پرونده رجوی در این مورد سرکوب سال ۱۳۷۳-۷۴ مشابه دستگیری و شکنجه سیستماتیک سال ۱۳۶۴ در منصوری کردستان عراق است که با توجه به موج بالای مخالفتها دستگیریهای گسترده ای را شروع کرد و مخالفین (از زنان و مردان مجاهد) را به بهانه نفوذی و مزدور وزارت اطلاعات با وجود اینکه سالیان در سازمان بودند زیر شکنجه برد. و افراد را مجبور میکرد که بنویسند که جاسوس وزارت اطلاعات هستند. که در این مورد جداشدگان مفصل گزارش کرده اند که تعدادی نیز زیر شکنجه کشته شدند.

اهمیت کارکرد عراق در سرکوب مجاهدین توسط مسعود رجوی عملا عراق را به زندان بزرگی برای آنها تبدیل کرده بود که از لحاظ سرکوب تشکیلاتی برای رجوی بهشت برین بود چون همانطور که علنا میگفت:

«««آمده ام در عراق تا هرکاری دلم خواست بکنم»»»

این سرکوبها بویژه بعد از اینکه صدام را با سرکوب کردها نجات داد شدت و حدت بسیاری یافت چون رجوی دستش را بازتر میدید.

داود ارشد

یازدهم نوامبر ۲۰۱۶

ادامه دارد

*** 

مریم رجوی و خودسوزی های سال 2003منت بر “آزادی” نگذارید. خون شما بخاطر “رجوی” ریخته می شود

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27197

خود ارضائی عضو مجاهدین خلق در تیرانا با دست زدن به بچه ها در خیابان (ویدئو) 

 paedophile-rajavi-cult-in-tiranaایران اینترلینک، تیرانا، آلبانی، بیست و هفتم اکتبر ۲۰۱۶:… نشریه ایمپکت در تیرانا افشا می کند که یک نفر مریض جنسی رها شده در خیابانهای ترانا عضوی از سازمان مجاهدین خلق ایران (گروه تروریستی) می باشد که توسط امریکایی ها و با کمک نخست وزیر آلبانی ادی راما به آلبانی آورده شده اند. این روزها به تناوب عکسها و فیلم های مختلفی از این افراد بشدت رادیکالایزه شده در خیابانها بیرون … 

Can Albania deradicalise Mojahedin Khalq Rajavi cultMassoud Khodabandeh, Huffington Post: Can Albania Meet its Obligations and De-radicalize an Influx of Terrorists into Europe? 

http://iran-interlink.org

لینک به متن انگلیسی

خود ارضائی عضو مجاهدین خلق در تیرانا با دست زدن به بچه ها در خیابان (ویدئو)

نشریه ایمپکت در تیرانا افشا می کند که یک نفر مریض جنسی رها شده در خیابانهای ترانا عضوی از سازمان مجاهدین خلق ایران (گروه تروریستی) می باشد که توسط امریکایی ها و با کمک نخست وزیر آلبانی ادی راما به آلبانی آورده شده اند.

 مریض جنسی مجاهدین خلق فرقه رجوی در تیرانااین روزها به تناوب عکسها و فیلم های مختلفی از این افراد بشدت رادیکالایزه شده در خیابانها بیرون می آیند که غیر نرمال بودن و خطرناک بودن آنها برای جامعه عادی کشور را به نمایش میگذارد. بسیاری از سکنه تیرانا از ملیت های مختلف شامل زنان و کودکان در خیابانهای شلوغ این شهر بدون اطلاع تردد می کنند ولی این روزها رفتار برخی افراد در میان شهروندان کاملا غیرعادی بوده و توجه اهالی را جلب می کند.

Pedofili muxhahedin iranian ngacmon vajzat e mitura ne Tirane
https://youtu.be/DXnY4SmMW-Y

در این مورد خاص و فیلم بدست آمده در وحله اول بنظر میرسد که این عضو فرقه رجوی عجله دارد تا به جایی برسد ولی نه، اینطور نیست. او باسرعت حرکت می کند چون میخواهد با این بهانه بتواند خودش را به بدن زنان یا دختران جوان بمالاند و بیماری جنسی خودش را ارضاء کند. زنان و دخترانی که هیچ خبری از این نوع مرض جنسی وارداتی به کشورشان ندارند.

این مطلب اول از طرف خبرگزاری های “بولد نیوز” و “جتاشاقهف” مخابره شد. در این مورد یک ناظر متوجه میشود که یک مرد در چندین مورد و بطور مستمر در خیابانها به زنان و کودکان دست درازی می کند. وی یک روز تصمیم میگیرد که وی را دنبال کرده و از او فیلم بگیرد. ویدئو این مریض جنسی را نشان میدهد که به دفعات به عمد به دختران جوان دست میزند ولی به صورتی که انگار وی عجله دارد و دستش به سهو به آنها خورده است.

نشریه ایمپکت اما توانسته است به اطلاعاتی از چند منبع مختلف دست یابد که نشان میدهد این فرد عضو سازمان تروریستی مجاهدین خلق ایران است. این برای مردم تیرانا بسیار نگران کننده است چرا که ورای عملیات و تحرکات تروریستی این گروه در آلبانی اکنون مشخص شده است که اعضای سازمان تروریستی مجاهدین خلق بدنبال خود ارضائی با دست درازی به کودکان و زنان در خیابانها هستند. پرونده های مشابه این مورد قبلا نیز منتشر شده اند.

– 

Muxhahidinët iranianë kapin me zor femrat rrugëve të Tiranës

http://www.gazetaimpakt.com/lajm/14464/muxhahidinet-iraniane-kapin-me-zor-femrat-rrugeve-te-tiranes/

Gjithnjë e më shumë po publikohen pamje të manjakëve që shëtisin rrugëve të Tiranës. Shumica shfrytëzojnë vendet e mbipopulluara sidomos urbanët për të ngacmuar femra, por ka nga ata që gjestet i bëjnë edhe në rrugës, siç është edhe ky rasti.
Duket sikur ky burrë po nxiton për të shkuar diku, por jo. Në fakt ai ecën shpejt, pasi synimi i tij është të ngacmojë vajzat e vogla teksa shkëmbehen me të në trotuar.

Raportuesi e ka parë disa herë atë të veprojë në të njëjtën mënyrë, ndaj një ditë ka vendosur ta ndjekë që ta filmojë. Siç duket në video, ky pervers pedofil ngacmon vajzat e vogla qëllimisht teksa bën sikur i prek ato padashje.

Në redaksinë e Gazetës Impakt kanë ardhur disa mesazhe nga qyetarë të Tiranes ku tregojnë se ky person eshte pjesë e muxhahedinëve iranian te cilët SHBA me ndihmën e kryeministrit shqiptar Edi Rama i strehuan në Shqipëri. Ky ështe fakt shume shqetesues për banorët e Tiranës, sikur te mos mjaftonte aktiviteti i tyre terrorist, tani  del ne pah që muxhahedinët iranian janë edhe ngacmues seksual, edhe më par ka patur raste të tjera ngacmimi nga grupi i muxhahedinëve./ Gazeta Impakt

(پایان)

*** 

mek_albania_June2013ثمرات انقلاب مریم در تیرانا. عضو مجاهد خلق به جرم اقدام به تجاوز به پسر ۱۱ ساله به زندان رفت

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27090

مرحله فروپاشی شتابان فرقه رجوی با انتقال به آلبانی 

camp-tirana-albania-ex-members-2016ندای حقیقت، سیزدهم اکتبر ۲۰۱۶:…  به قرار اطلاع بیش از صد نفر از اعضای ناراضی تا کنون از تشکیلات از هم گسیخته  فرقه در آلبانی جدا شده و جدایی همچنان ادامه دارد. افراد جدا شده از تمام لایه های تشکیلاتی و با سوابق مختلف هستند و در میان  آنان تعداد قابل توجهی از زنان هم هستند که با رسیدن پایشان به آلبانی فرقه را ترک کردند. سران فرقه بخاطر جلوگیری از جدا شدن هر چه بیشتر نفرات  دست به دعا برداشته و حربه های … 

رحوی اعضای مجاهدین خلقرهبری مجاهدین و اعضا- دشمنانش (خیانت همیشه در اوج اعتماد اتفاق می افتد؛)

لینک به منبع

مرحله فروپاشی شتابان فرقه رجوی با انتقال به آلبانی

خبرهایی از آلبانی

سایت ندای حقیقت – ۲۲مهرماه ۱۳۹۵ برابر با۲۰۱۶/۱۰/۱۳

کمپ تیرانا آلبانی مجاهدین خلق فرقه رجوی

رجوی  خیانتکار و تشنه قدرت که سه دهه پیش  در اوج بلاهت اعلام کرد که می رود عراق تا آتش برافروزد در کوهستانها  اینک در حضیض  ذلت با فرار زبونانه  اخیرش به آلبانی بنا به سنت همیشه گی اش که همه چیز را فدای جان خودش می کند با یک غلط کردم گویی  استراتژیک مرحله پایانی فرقه اش را  امضا کرد.

خبرهای رسیده از آلبانی حاکی  از فروپاشی و اضمحلال هرچه بیشتر فرقه و تسریع  روند جدایی اعضا ناراضی می باشد.

به قرار اطلاع بیش از صد نفر از اعضای ناراضی تا کنون از تشکیلات از هم گسیخته  فرقه در آلبانی جدا شده و جدایی همچنان ادامه دارد.

افراد جدا شده از تمام لایه های تشکیلاتی و با سوابق مختلف هستند و در میان  آنان تعداد قابل توجهی از زنان هم هستند که با رسیدن پایشان به آلبانی فرقه را ترک کردند.

سران فرقه بخاطر جلوگیری از جدا شدن هر چه بیشتر نفرات  دست به دعا برداشته و حربه های قدیمی چون نشست های دیگ و سیاست های چماق و حلوا را بکار گرفته اند و سعی می کنند با وعده های ارسال به اروپا و امریکا  و جنبل و جادو کمی روند جدایی را کند تر کنند.

غافل از اینکه  در فضای کشور آلبانی  هر چقدر هم  تلاش کنند نمی توانند به مانند عراق  نفرات را از ارتباط با دنیای بیرون و دسترسی به اطلاعات و خبرها دور نگه دارند

نفرات مغزشویی شده فرقه که  سال ها در بند و زندان رجوی بدرک رفته،  بوده اند با  رفتن به آلبانی امیدی پیدا کرده و تا کنون  تعداد بسیار زیادی توانسته اند خود را از چنگال اهریمنی فرقه  رها کنند.

به قرار اطلاع علیرغم مغلطه کاریها و عوامفریبی های جاری تشکیلات ضاله که سالی یکبار دولت جمهوری اسلامی ایران را سرنگون می کنند. اکنون می خواهند با خرید و فروش ساندویج و فست و فود و دلالی ، سرعت سرنگونی را افزایش داده و سالی دو بار دست به سرنگونی بزنند!

  و در حالیکه  شعارهای عوامفریبانه پایانی ندارد هم چنان اهم  اهداف  وطن فروشی و  جاسوسی و خودنمایی می باشد.

ننگ  حمایت عربستان کودک کش که در آخرین اقدام و حشیانه اش بیش از ۷۰۰ نفر انسان بی گناه را به خاک و خون کشید را در پرونده  سیاه خود به ثبت می رسانند و مریم قجر از حمایت سران زن ستیز عربستان شرم نمی کند و همچنان باعث خواری بیشتر می شوند. و این سرانجام  رهبریست  که افتخارش حمایت کشورهای معلوم الحالی چون عربستان و آمریکا ست.

*** 

مرگ مسعود رجویGrand Controversy as MEK can’t prove leader Massoud Rajavi is dead or alive

2016-06-30-1467308500-6000440-download.jpgMaryam Rajavi — MEK Propaganda Queen — Advertises Her Services For Iran’s Enemies

همچنین:

davood-arshad-germany-2نه به تروریسم و فرقه ها، اول نوامبر ۲۰۱۶:… در این سمینار آقای داود ارشد بطور مفصل رابطه مستقیم و حتی بنیادی نقض حقوق بشر در درون فرقه های تروریستی همچون فرقه مسعود رجوی بنام فرقه مجاهدین خلق ایران با تبدیل شدن آنها به فرقه های تروریستی که جهان را تهدید میکند پرداختند. ایشان ضمن تش

داوود باقروند ارشد، نه به تروریسم و فرقه ها، هفدهم اکتبر ۲۰۱۶:… خانواده های دلاور باید به مبارزه خود جهت نجات فرزندانشان از فرقه رجوی ادامه دهندتا گوشت دم توپ سعودیها نشوند و با توجه به اینکه خانواده ها میدانند که تنها تفاوت لیبرتی و اشرف با تیرانا از زاویه فرزندانشان امنیت آن است والا درتیرانا نیز باز تحت شدیدترین فشا

 داوود باقروند ارشد، نه به تروریسم و فرقه ها، هشتم اکتبر ۲۰۱۶:…  بنده مدتهاست که تلاش میکنم که به جامعه سیاسی خارج از کشور این درک خودم را منتقل کنم و آن اینکه تشکیلات مافیایی فرقه رجوی جرثومه فسادی است که باید از آن ترسید. البته نه ترسیدنی که در مقابلش کرنش کرد. بلکه با تمام قوا مانند یلی که

 Rajavi_Faisal_1نه به تروریسم و فرقه ها، سوم اکتبر ۲۰۱۶:… وقتی مصاحبه نه یک مصاحبه آزاد یک خبرنگارکه همه اظهارات مخاطبش را به چالش میکشد، بلکه دستوری از سعودیها برای آنتنی کردن یک اسب مرده با نبش قبر کردن آن است، و از طرفی نیز این فرقه خودش را جز به خدا (یعنی هیچکس) پاسخگو نمیداند.  شاهد دیگر این مدعا نیز ا