فراخوان ….. از فعالان حقوق بشر به دادخواهی کشته شدگان و شکنجه شدگان در زندانهای مجاهدین خلق

فراخوان ….. از فعالان حقوق بشر به دادخواهی کشته شدگان و شکنجه شدگان در زندانهای مجاهدین خلق

 فریاد آزادی، دوم دسامبر ۲۰۱۶:…ما از همۀ ایرانیان آزادی خواه و مدافعین حقوق بشر بدون درنظر گرفتن عقاید شخصی درخواست داریم با امضای این فراخوان نگذارند که سازمان مجاهدین زیر پرچم مبارزه با آخوند ها و دفاع از حقوق بشر، از هر گونه تحقیق و مؤاخذه و حسابرسی بین المللی در مورد جنایتهای درون تشکیلاتی خود گریخته و باز تعدادی دیگر را این بار … 

The Life of Camp Ashraf,

گزارش کمپ لیبرتی 1Iran Interlink Fourth Report from Baghdad

لینک به منبع

فراخوان ….. از فعالان حقوق بشر به دادخواهی کشته شدگان و شکنجه شدگان در زندانهای مجاهدین خلق

هموطنان عزیز، دوستان:

تشکیلات سازمان مجاهدین خلق یا همان فرقه رجوی، از سال ۱۳۶۳ درون این تشکیلات، زندان و شکنجه برقرار کرد. در زمانی که مریم قجر عضدانلو در زمستان ۱۳۶۳ به عنوان همردیف مسعود رجوی انتصاب شد، درون تشکیلات مجاهدین موج بزرگی از مخالفت با این جریان شروع شد. به دستور مسعود رجوی از اواسط بهمن ماه ۱۳۶۳ مخالفین و معترضین را در زندان منصوری (روستای کهریزک) و زندان مقدم (روستای ماوت) که هر دو زندان در منطقه مرزی ایران عراق قرار داشتند بازداشت و زندانی کردند. در این جریان دو نفر کشته و صد ها تن شکنجه شدند. در طی سالیان بعد نیز زندان و شکنجه گاه در مقرهای این فرقه در عراق کماکان پا برجا بود بطوریکه صدها مخالف زندانی شدند.

بعد از انتصاب مریم قجر عضدانلو به عنوان «رئیس جمهور»! از سوی رجوی که گروهی از زنان مشخص این فرقه را تحت عنوان «شورای رهبری» قدرت مطلقه داده و به آنها در امور اجرائی و تشکیلاتی داخل یکانها و ستادها اختیار مطلق داد موجی از نارضایتی و اعتراض بویژه در میان مردان برانگیخته شد. به دستور مسعود رجوی تمامی معترضین و مخالفین تحت عنوان نفوذی! به زندان و شکنجه گاه انتقال داده شدند. در این پروسه نزدیک ۹۰۰ تن در این زندان ها بودند که چهار نفر در زیر شکنجه کشته شدند. تمامی افراد بازداشت شده در بدترین شرایط و زیر شکنجه بودند. در بین سال های ۱۳۶۹ تا ۱۳۸۲ صدها تن از معترضین و مخالفین تشکیلات رجوی به شیوه های مختلف در زندان و یا در داخل تشکیلات و مقرهای مختلف فرقه درعراق به شیوه های مختلف توسط فرماندهان به قتل رسیدند که اجسادشان در گورستانهای ابوغریب (غرب بغداد) و بیابان های اطراف کمپ سابق اشرف در عراق و اماکنی دیگر دفن شده اند. اکنون که تمامی تشکیلات این فرقه از عراق خارج شده و در آلبانی مستقر شده اند این گورها و محلهای دفن اجساد کشته شدگان برای ارگان های حقوق بشری و جامعۀ بین المللی در دسترس می باشد.

ما از کمیسر عالی حقوق بشر و شورای حقوق بشر ملل متحد، دیدبان حقوق بشر وخانم عاصمه جیلانی گزارشگر ویژه سازمان ملل در مورد حقوق بشر در ایران و دیگر سازمانها و نهادهای شناخته شده حقوق بشری از جمله صلیب سرخ و عفو بین الملل خواستار تعیین یک هیئت تحقیق در این مورد هستیم تا اسامی مقتولین و مشخصات و محل دفن و تاریخ قتل تک تک این افراد را که به اشکال گوناگون مورد تصفیۀ فیزیکی قرار گرفته اند از سران این فرقه که مقیم فرانسه و آلبانی هستند مطالبه کنند.

این وظیفۀ تمامی فعالان حقوق بشری، مبارزان مدنی و تمامی اقشار روشنفکر جامعۀ ایران بویژه در خارج کشور می باشد که از ارگان های بین المللی مذکور درخواست کنند تا روشن شدن این پرونده وسپردن عاملا ن اصلی جنایت به دست قانون از هیچگونه تلاشی دریغ نکنند تا روشن شود که چگونه یک سازمان به اصطلاح سیاسی زیر پوش مبارزه با جمهوری اسلامی گروهی از مخالفین خود را که مبارزین واقعی بودند به طرق مختلف به قتل رسانده است؟ و در رابطه با این تحقیق، مشخصا جداشدگان از این فرقه که بسیاری از آنان قربانی این زندانها و شکنجه ها هستند و هنوز آثار شکنجه ها را در بدنهای خود دارند آماده هستند تا مشاهدات عینی و اطلاعات خودشان در این مورد را در اختیار نهادها و ارگانهای ذیربط بین المللی و حقوق بشری و هیأت تحقیق آنان گذاشته و در برابر هر دادگاه بین المللی برای رسیدگی به جنایتهای این فرقه شهادت بدهند.

ما از همۀ ایرانیان آزادی خواه و مدافعین حقوق بشر بدون درنظر گرفتن عقاید شخصی درخواست داریم با امضای این فراخوان نگذارند که سازمان مجاهدین زیر پرچم مبارزه با آخوند ها و دفاع از حقوق بشر، از هر گونه تحقیق و مؤاخذه و حسابرسی بین المللی در مورد جنایتهای درون تشکیلاتی خود گریخته و باز تعدادی دیگر را این بار در آلبانی و دیگر کشورها مورد شکنجه و آزار و نهایتا حذف فیزیکی و قتل پنهان قرار دهد.

امضا کنندگان:

برای امضا فراخوان به این ادرس کلیک کنید

https://goo.gl/forms/VyuFMLeKvN78eyn02

*** 

داوود احمدی قربانی مسعود و مریم رجویداوود احمدی. پا برهنه بر جاده ای از شمشیر (نوشته بهزاد علیشاهی سال ۲۰۰۶)

خودسوزی محمد رضا باباخانلو در مجاهدین خلق رجویقتل محمد رضا بابا خانلو . تبخیرشدگان (نوشته مهدی خوشحال، سال ۲۰۰۵)

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=25589

نامۀ ۱۲۷تن به دبیر کل ملل: ضرب و شتم خانواده ها توسط مجاهدین را به شدت محکوم می کنیم

Mojahedin Khalq Rajavi cult confronting Families of hostages 3فریاد آزادی، پاریس، چهاردهم ژوئن ۲۰۱۶:…  این حقوق اولیۀ هر زندانی یا اسیری است که بتواند با افراد خانواده خود در تماس باشد و با آنان ملاقات کند و به آنان نامه و عکس بفرستد. اما به دستور مسعود رجوی و مریم رجوی افراد اسیر در سازمان مجاهدین از این حقوق اولیۀ انسانی خود محروم هستند. سوال اساسی این است چرا بعد از ۱۳ سال که حکومت عراق عوض شده است به خانواده ها اجازه داده نمی شود … 

مزدوران فرقه رجوی به خانواده گروگانهای کممپ لیبرتی حمله می کنندبرخورد وحشیانه فرقۀ رجوی با خانواده ها

مجاهدین خلق فرقه رجوی کمپ لیبرتی ماه می 2016چرا به خانواده ام فحاشی کردم (نامه رسیده از قرارگاه لیبرتی در عراق)

لینک به منبع

لینک به متن انگلیسی

نامۀ ۱۲۷تن از فعالان حقوق بشری به دبیر کل ملل متحد: ضرب و شتم خانواده ها توسط مسئولان مجاهدین را به شدت محکوم می کنیم

آقای بانکی مون دبیر کل سازمان ملل متحد؛

با سلام،

ما فعالان حقوق بشری، تهاجم مسئولین و فرماندهان سازمان مجاهدین به پدران و مادران سالخورده و دیگر اعضای خانواده هایی که در مقابل کمپ لیبرتی تجمع کرده بودند را شدیدا محکوم می کنیم.

روز پنجشنبه ۲۶ ماه می ۲۰۱۶ پنجمین سری خانواده های افراد اسیر در سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) تنها برای دیدار با عزیزانشان که بیش از بیست الی سی سال است خبری از آنان ندارند در جلوی کمپ لیبرتی در بغداد تجمع کرده بودند.

آقای دبیر کل؛

این حقوق اولیۀ هر زندانی یا اسیری است که بتواند با افراد خانواده خود در تماس باشد و با آنان ملاقات کند و به آنان نامه و عکس بفرستد. اما به دستور مسعود رجوی و مریم رجوی افراد اسیر در سازمان مجاهدین از این حقوق اولیۀ انسانی خود محروم هستند.

سوال اساسی این است چرا بعد از ۱۳ سال که حکومت عراق عوض شده است به خانواده ها اجازه داده نمی شود با عزیزانشان دیداری داشته باشند؟ و چه کسی پاسخگوی این سوال است؟

در تاریخ یادشده به فرمان مسعود رجوی و مریم رجوی تعدادی از فرماندهان و مسئولین آن سازمان به افراد خانواده های متحصن در مقابل کمپ لیبرتی که خواهان ملاقات با فرزندان و عزیزان خود بودند حمله کرده و آنان را مورد ضرب و شتم قرار دادند. در جریان این تهاجم تعدادی از پدران و مادران پیر مجروح شدند.

آقای دبیرکل؛

ما فعالان حقوق بشر ، ضرب و شتم پدران و مادران سالخورده را که تنها خواستۀ آنها ملاقات با عزیزانشان می باشد شدیدا محکوم می کنیم و خواستار رسیدگی به این جنایت و سپردن مرتکبین آن به قانون و عدالت از سوی سازمانهای بین المللی ذیربط هستیم.

امضا کنندگان:

۱- محمد عراقی

۲- نیلوفر ایرانی

۳- فرشاد نصرالهی

۴- کبری رشتی

۵- اکرم شهابی

۶- وحید سعیدی

۷- رضا سرابلی

۸- حامد صرافپور

۹- مهین السادات صمدی

۱۰- ابراهیم خدابنده

۱۱- محمد فاطمی

۱۲- شهین هاجری

۱۳- حسن پیرانسر

۱۴- قربانعلی حسین نژاد

۱۵- محمود سپاهی

۱۶- همایون کهزادی

۱۷- غفور فتاحیان

۱۸- محمد کرمی

۱۹- علی اکبر راستگو

۲۰- سید امیر موثقی

۲۱- اداورد ترنادو

۲۲- مهرداد ساغرچی

۲۳- نادر کشتکار

۲۴- شیرزاد جلیلی

۲۵- مجید روحی

۲۶- صادق رحمانی

۲۷- مهدی افتخاری

۲۸- امیر اردلان

۲۹- فرید فرزین

۳۰- فیروزه سروش

۳۱- کریم غلامی

۳۲- حمید رضا زارع سیستانی

۳۳- منصور دهمرده

۳۴- ازهنگ کیان

۳۵- هاوار دیل

۳۶- علی جهانی

۳۷- عیسی آزاده

۳۸- عبدالکریم ابراهیمی

۳۹- جمشید تفریشی

۴۰- پروین حاجی

۴۱ – احسان بیدی

۴۲ – سیاوش رستار

۴۳- حمید رضا بی کس

۴۴- عادل اعظمی

۴۵- کریم حقی

۴۶- محبوبه حمزه

۴۷- آن خدا بنده

۴۸- مسعود خدابنده

۴۹- حسن خلج

۵۰- مهدی خوشحال

۵۱ – محمد رزاقی

۵۲- محمد حسین سبحانی

۵۳- بتول سلطانی

۵۴- حمیرا محمد نژاد

۵۵- زهرا معینی

۵۶- رابعه شاهرخی

۵۷ – مریم سنجابی

۵۸- میر باقر صداقی

۵۹- صبا شکر بیگی

۶۰ – احمد رضا شفیعی

۶۱- حسن عزیزی

۶۲- بهزاد علیشاهی

۶۳- حوریه محمدی

۶۴ – محمد محمدی

۶۵ – مرتضی محمدی

۶۶- مصطفی محمدی

۶۷ – نادر نادری

۶۸ – داریوش نظری

۶۹- منصور نظری

۷۰ – حمید یوسفی

۷۱ – علی قشقاوی

۷۲ – محمد احمدی

۷۳- علی توکلی

۷۴ -سیروس غضنفری

۷۵- مینا کرمانی

۷۶- یدالله ابراهیمی

۷۷- حسن سرابی

۷۸- د جای انی

۷۹ – معصومه محمدیان

۸۰ – مینا کرمانی

۸۱ – دارا صالح زاده

۸۲- فاطمه اربابی

۸۳- زهرا عرب

۸۴- سکینه عوض زاده

۸۵- احمدهاجری

۸۶- نرگس بهشتی

۸۷- ثریا عبدالهی

۸۸- عبدالحسین ایرانپور

۸۹ – ماه منیر ایرانپور

۹۰- هما ایرانپور

۹۱- نرگس ایرانپور

۹۲- راحله ایرانپور

۹۳- طاهره تقی پور

۹۴- لیلا بهشتی

۹۵ رضا مستوفی

۹۶- مهناز عکافیان

۹۷ – ویشا کریمی

۹۸- اردلان امیدواری

۹۹- رضا تخم افشان

۱۰۰- مسعود جلیلی

۱۰۱ – محسن کرمی

۱۰۲ – داود بختیاری

۱۰۳ – احمد چهار لنگی

۱۰۴- عاصفه محمد زاده

۱۰۵ – پروین هادی

۱۰۶ – ابراهیم مقدری

۱۰۷ – مرجان تکلری

۱۰۸ – ازاده رحمانی

۱۰۹- یدالله دشتی

۱۱۰- مسعود مقدم

۱۱۱- مهدی رستمی

۱۱۲- ساجده احمدی

۱۱۳- زینب چراغی

۱۱۴ – احمد نقاشان

۱۱۵- محمود حاجی زاده

۱۱۶- عفت حبیبی

۱۱۷- رویا احمد بیگی

۱۱۸- رئوف یزدانی

۱۱۹- جهانگیر عباسی

۱۲۰- علی اکرامی

۱۲۱ – صادق رضائی

۱۲۲ – شهروز تاجبخش

۱۲۳ – مهدی سجودی

۱۲۴ – نیلوفر سرفراز

۱۲۵ – محمد بهشتی

۱۲۶ – مهرداد آشنا

۱۲۷- محمود فاطمی

رونوشت به:

کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد – ژنو

نمایندگی سازمان ملل متحد در عراق (یونامی)

دفتر کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد در عراق

صلیب سرخ جهانی

رئیس جمهور عراق

نخست وزیر عراق

رئیس پارلمان عراق

وزیر خارجۀ آمریکا

— 

رساله ۱۲۷ من ناشطی حقوق الإنسان إلى الأمین العام للأمم المتحده

نستنکر بشده هجوم مسئولین فی منظمه مجاهدی خلق ضربا وشتما على عوائل سکان مخیم الحریه (لیبرتی) فی بغداد

السید بان کی مون الأمین العام للأمم المتحده؛

تحیه طیبه؛

نحن ناشطون فی حقل حقوق الإنسان ندین ونستنکر بشده هجوم مسؤولین وقاده لمنظمه مجاهدی خلق یوم الخمیس ۲۶ أیار (مایو) ۲۰۱۶ على عوائل سکان مخیم الحریه (لیبرتی) من الآباء والأمهات العجائز المحتشدین أمام المخیم والقادمین من إیران إلى العراق فی الوجبه الخامسه للعوائل طلبا للقاء بأعزائهم فقط الذین انقطعت أخبارهم عن عوائلهم منذ ما یتراوح بین عشرین وثلاثین عاما.

سیاده الأمین العام؛

من أبسط حقوق کل سجین أو أسیر أن یتمکن من الاتصال واللقاء بأفراد عائلته ویکاتبهم ویراسلهم بالرسائل والصور، ولکن الأسرى فی منظمه مجاهدی خلق وبأمر من رجوی قد حرموا من هذه الحقوق التی هی من حقوقهم الإنسانیه الأولیه.

یذکر أنه وفی الیوم المذکور وبأمر من الزوجین مسعود رجوی و مریم رجوی شن عدد من قاده ومسؤولی المنظمه هجوما بالضرب والشتائم على أفراد العوائل المعتصمین أمام باب مخیم الحریه (لیبرتی) الذین کانوا یطالبون باللقاء مع أولادهم وأعزائهم مما أدى إلى إصابه عدد من الآباء والأمهات العجائز بجروح.

السید بان کی مون؛

نحن ناشطون من أجل حقوق الإنسان نستنکر بشده ضرب الآباء والأمهات العجائز وتوجیه شتائم وتهم إلیهم من قبل عناصر للمنظمه أمام باب مخیم لیبرتی فی بغداد فیما لا مطلب لأهالی سکان المخیم إلا اللقاء بأعزائهم. کما نطالب المنظمات الدولیه المختصه بالنظر فی هذه الجریمه وتنفیذ القانون والعداله بحق مرتکبیها؛ ونشکرک مسبقا على اتخاذ إجراءات بهذا الصدد.

الموقعون:

۱- محمد عراقی

۲- نیلوفر ایرانی

۳- فرشاد نصراللهی

۴- کبری رشتی

۵- اکرم شهابی

۶- وحید سعیدی

۷- رضا سرابلی

۸- حامد صراف بور

۹- مهین السادات صمدی

۱۰- ابراهیم خدابنده

۱۱- محمد فاطمی

۱۲- شهین هاجری

۱۳- حسن بیرانسر

۱۴- قربان علی حسین نجاد

۱۵- محمود سباهی

۱۶- همایون کهزادی

۱۷- غفور فتاحیان

۱۸- محمد کرمی

۱۹- علی اکبر راستکو

۲۰- سید امیر موثقی

۲۱- اداورد ترنادو

۲۲- مهرداد ساغرجی

۲۳- نادر کشتکار

۲۴- شیرزاد جلیلی

۲۵- مجید روحی

۲۶- صادق رحمانی

۲۷- مهدی افتخاری

۲۸- امیر اردلان

۲۹- فرید فرزین

۳۰- فیروزه سروش

۳۱- کریم غلامی

۳۲- حمید رضا زارع سیستانی

۳۳- منصور دهمرده

۳۴- ازهنک کیان

۳۵- هاوار دیل

۳۶- محمود فاطمی

۳۶- علی جهانی

۳۷- عیسی آزاده

۳۸- عبد الکریم ابراهیمی

۳۹- جمشید تفریشی

۴۰- بروین حاجی

۴۱ – احسان بیدی

۴۲ سیاوش رستار

۴۳- حمید رضا بی کس

۴۴- عادل اعظمی

۴۵- کریم حقی

۴۶- محبوبه حمزه

۴۷- آن خدا بنده

۴۸- مسعود خدابنده

۴۹- حسن خلج

۵۰- مهدی خوش حال

۵۱ – محمد رزاقی

۵۲- محمد حسین سبحانی

۵۳- بتول سلطانی

۵۴- حمیراء محمد نجاد

۵۵- زهراء معینی

۵۶- رابعه شاهرخی

۵۷ – مریم سنجابی

۵۸- میر باقر صداقی

۵۹- صبا شکر بیکی

۶۰ – احمد رضا شفیعی

۶۱- حسن عزیزی

۶۲- بهزاد علیشاهی

۶۳- حوریه محمدی

۶۴ – محمد محمدی

۶۵ – مرتضى محمدی

۶۶- مصطفى محمدی

۶۷ – نادر نادری

۶۸ – داریوش نظری

۶۹- منصور نظری

۷۰ – حمید یوسفی

۷۱ – علی قشقاوی

۷۲ – محمد احمدی

۷۳- علی توکلی

۷۴ -سیروس غضنفری

۷۵- مینا کرمانی

۷۶- ید الله ابراهیمی

۷۷- حسن سرابی

۷۸- د جای انی

۷۹ – معصومه محمدیان

۸۰ – مینا کرمانی

۸۱ – دارا صالح زاده

۸۲- فاطمه اربابی

۸۳- زهراء عرب

۸۴- سکینه عوض زاده

۸۵- احمدهاجری

۸۶- نرجس بهشتی

۸۷- ثریا عبد اللهی

۸۸- عبد الحسین ایرانبور

۸۹ – ماه منیر ایرانبور

۹۰- هما ایرانبور

۹۱- نرجس ایرانبور

۹۲- راحله ایرانبور

۹۳- طاهره تقی بور

۹۴- لیلى بهشتی

۹۵ رضا مستوفی

۹۶- مهناز عکافیان

۹۷ – ویشا کریمی

۹۸- اردلان امیدواری

۹۹- رضا تخم افشان

۱۰۰- مسعود جلیلی

۱۰۱ – محسن کرمی

۱۰۲ – داوود بختیاری

۱۰۳ – احمد چهار لنکی

۱۰۴- عاصفه محمد زاده

۱۰۵ – بروین هادی

۱۰۶ – ابراهیم مقدری

۱۰۷ – مرجان تکلری

۱۰۸ – آزاده رحمانی

۱۰۹- ید الله دشتی

۱۱۰- مسعود مقدم

۱۱۱- مهدی رستمی

۱۱۲- ساجده احمدی

۱۱۳- زینب جراغی

۱۱۴ – احمد نقاشان

۱۱۵- محمود حاجی زاده

۱۱۶- عفه حبیبی

۱۱۷- رؤیا احمد بیکی

۱۱۸- رؤوف یزدانی

۱۱۹- جهانجیر عباسی

۱۲۰- علی اکرامی

۱۲۱ – صادق رضائی

۱۲۲ – شهروز تاج بخش –

۱۲۳ – مهدی سجودی

۱۲۴ – نیلوفر سرفراز

۱۲۵ – محمد بهشتی

۱۲۶ – مهرداد آشنا

۱۲۷ – محمود فاطمی

نسخه إلى:

– المفوضیه العلیا للاجئین التابعه للأمم المتحده – جنیف

– بعثه الأمم المتحده لمساعده العراق (الیونامی) – بغداد

– مکتب المفوضیه العلیا للاجئین التابعه للأمم المتحده فی العراق

– اللجنه الدولیه للصلیب الأحمر

– رئیس جمهوریه العراق

– رئیس الوزراء العراقی

– رئیس البرلمان العراقی

– وزیر الخارجیه الأمریکی

– السفاره الأمریکیه فی بغداد

– راصد حقوق الإنسان

– وسائل الإعلام والصحف الأمریکیه والعراقیه

– المفوضیه العلیا للاجئین التابعه للأمم المتحده

– بعثه الأمم المتحده لمساعده العراق (الیونامی)

– اللجنه الدولیه للصلیب الأحمر

– راصد حقوق الإنسان

– وسائل الإعلام والصحف العراقیه

*** 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=11342

از میان خاطرات نجات یافتگان (آنجا یاد گرفتم که چگونه گلادیاتور وار برای حفظ خود دیگران را لگدمال کنم) 

بنیاد خانواده سحر، بغداد، دهم ژوئن ۲۰۱۴: … اصرار عجیبی داشت که من سوژه های نشست را مورد اهانت قرار دهم و کاملا حواسش به من بود و هر زمان وارد چنین قضیه ای نمیشدم به من اشاره میکرد و میگفت که چرا ساکت هستم و گوشی را دستم میداد که اگر به اصطلاح روی دیگران تیغ نکشم به خودم خواهد پرداخت. من هم کاملا همرنگ جماعت شده و مثل برده های روم باستان و گلادیاتورها یاد گرفته بودم که برای حفظ خودم …

فرقه رجوی و خط کار آینده

لینک به منبع

از میان خاطرات نجات یافتگان (آنجا یاد گرفتم که چگونه گلادیاتور وار برای حفظ خود دیگران را لگدمال کنم)

مطالب زیر از میان خاطرات یکی از جداشدگان فرقه رجوی انتخاب شده که با مختصری ویراستاری در زیر آورده میشود. این خاطرات مربوط به پادگان اشرف قبل از سقوط صدام حسین است:

وقتی نشست عملیات جاری (نشست تفتیش عقاید روزانه برای سرکوب روانی) تمام شد و افراد در حال پراکنده شدن بودند مستقیما به سراغ مسئول نشست رفتم و گفتم: “آیا به نظر شما بکار بردن الفاظی مانند «پدرسوخته» در برخورد با سوژه نشست درست است؟ آیا ما مجازیم از چنین دشنام هائی که مربوط به افراد سطح پائین جامعه است استفاده کنیم؟ مگر «عادی» بودن در مناسبات ما ضد ارزش نیست؟ پس چرا اجازه داده میشود که از پرخاش و دشنام در برخورد با سوژه نشست که بهرحال برادر مبارزاتی ماست استفاده شود؟”

مسئول نشست در حالی که سعی میکرد زیاد مرا تحویل نگیرد و به من نگاه نکند تنها در یک جمله گفت: “حقش خیلی بیش از اینها بود؛ تازه بچه ها ملاحظه اش را کردند چون من جلویشان را گرفتم وگرنه تکه تکه اش میکردند.”

گفتم: “من تصور نمیکنم که در خصوص حتی یک محکوم به اعدام هم درست باشد از الفاظ رکیک و پرخاش و توهین استفاده شود. آیا درست است که یک عنصر مبارزاتی که مدعی پیشتازی جامعه است از لفظ “پدرسوخته” در خصوص همرزم خود استفاده کند؟”

مسئول نشست پاسخی داد که حیرت مرا بیشتر برانگیخت. او گفت: “مثل اینکه شما برادرها خیلی سوسول شده اید. باید نشست های شورای رهبری را ببینی که چه میکنند. سوژه نشست را درست و حسابی در دیگ می جوشانند و هرآنچه که تصورش را بکنی نثارش میکنند. طرف فحش هائی می شنود که تابحال به عمرش نشنیده است. بعضا کتک هم میخورد”

گفتم: “آیا به نظر شما این کار درست است؟” گفت: “معلوم است که درست است. به غیر از این چگونه میشود با فردیت و جنسیت مبارزه کرد؟ به غیر از این چگونه میشود انقلاب خواهر مریم را حفظ نمود؟ بچه ها غیرت دارند و با ضد انقلاب برخورد میکنند.”

گفتم: “میشود تند ترین انتقادها را به فردی که سوژه شده کرد و او را به شدت مؤاخذه نمود، اما نمیشود به او دشنام های افراد سطح پائین جامعه را داد. بهرحال او برادر مبارزاتی من است و من عاشق او هستم و احترامش برای من واجب است.”

مسئول مربوطه که داشت میرفت که از دست من خلاص شود با شنیدن این جمله ناگهان برگشت و گفت: “نفهمیدم چطور شد؟ عاشق چه کسی هستی؟ احترام چه کسی واجب است؟” بعد با پرخاش ادامه داد: “تنها احترام رهبری و و ناموس های وی (منظور شورای رهبری است) برای شما واجب است و لاغیر؛ به غیر از برادر (منظور مسعود رجوی است) حق ندارید عاشق کسی باشید. اگر نسبت به هر کس حس علاقه و احترام داشتید باید فورا آنرا به نفرت تبدیل کنید. این منطق انقلاب ایدئولوژیک است. روشن است؟”

البته که روشن نبود. از خودم می پرسیدم که عشق به برادر همرزم چه تضادی با عشق به رهبری دارد؟ اما بهرحال لحن مسئول طوری بود که جرأت نکردم حرف دلم را بزنم و فورا گفتم: “البته که روشن است.” مسئول که به طرز مشکوکی به من نگاه میکرد که انگار به دیوانه نگاه میکند گفت: “شک دارم که روشن باشد. اصلا تو خودت مشکل داری که دلت برای سوژه نشست سوخته است. قطعا خودت با انقلاب خواهر مریم زاویه داری که حالا مبادی آداب و ضد عادی گری شده ای. بگو ببینم خود پدرسوخته ات چه ریگی در کفش داری که جلوی مرا گرفته ای؟ چرا سعی میکنی که انقلاب خواهر مریم را سوراخ کنی؟ تو دلت فقط برای خودت سوخته که ضد انقلاب هستی و می ترسی مچت را بگیرند. تو یک عنصر نانجیب و بی شرف و ضد انقلاب هستی که تلاش میکنی جلوی انقلاب بایستی اما کور خوانده ای. من در نشست بعدی حقت را کف دستت میگذارم”.

عضو شورای رهبری به وعده خود عمل کرد و جلسه بعد مرا سوژه نشست نمود. مسئول در آن نشست افراد را تهییج میکرد که بدترین دشنام ها را نثار من کنند، و حتی جلوی کسانی که به سینه ام میکوبیدند و آب دهان پرت میکردند را نگرفت. ده ها نفر یک صدا در گوشم فریاد میکشیدند و انواع و اقسام تهمت ها را نثارم میکردند. مسئول نشست برای اینکه آتش نشست را شعله ور تر کند به دروغ مدعی شد که خواهران شورای رهبری از چشمان هیز من در امان نیستند و مدام شکایت دارند. بعد از این تاکتیک مزورانه از جانب مسئول نشست، افراد یقه مرا گرفته و روی زمین خواباندند و با پا به پهلویم میزدند. بالاخره ظاهرا با وساطت مسئول نشست نجات پیدا کردم و البته تا مدعی گیج و به لحاظ روانی در عدم تعادل کامل بودم. بعد مسئول نشست مدعی شد که اگر دخالت نمیکرد حتما بچه ها خونم را بخاطر چشم داشتن به ناموس رهبری میریختند. در آن نشست من به اجبار اعتراف کردم که ضد انقلاب و خائن به رهبری بوده ام و عذر تقصیر خواستم.

در هر نشست بعد از آن هم مسئول مربوطه اصرار عجیبی داشت که من سوژه های نشست را مورد اهانت قرار دهم و کاملا حواسش به من بود و هر زمان وارد چنین قضیه ای نمیشدم به من اشاره میکرد و میگفت که چرا ساکت هستم و گوشی را دستم میداد که اگر به اصطلاح روی دیگران تیغ نکشم به خودم خواهد پرداخت. من هم کاملا همرنگ جماعت شده و مثل برده های روم باستان و گلادیاتورها یاد گرفته بودم که برای حفظ خودم دیگران را لگدمال کنم.

امروز که سالهاست از این دستگاه جهنمی فرار کرده ام همچنان خود را برای اینکه تمامی ارزش های انسانی را در پذیرش رهبری مسعود رجوی پایمال کرده بودم سرزنش میکنم. رجوی انسان ها را از وجود خود تهی میکند و آنها را به پست ترین مواضع میکشاند. در دستگاه رجوی همه باید از یکدیگر متنفر باشند و تنها او را بپرستند. در منطق رجوی اگر کمترین احترامی برای خانواده و دوستان قائل شوی گوئی به او خیانت کرده ای و وی آنرا نمیپذیرد.

http://youtu.be/2W17BX3t4GI

رجوی و گروگانهاخروج از عراق کاملا عملی است

همچنین:

مطبوعات عراق: وحشت رجوی از بازگشت مالکی، فقدان ذکاوت ژنرال “کیسی”، نقش مجاهدین خلق در کشتار اکراد در الطوز

بنیاد خانواده سحر به نقل از مطبوعات عراق، بغداد، دهم می ۲۰۱۴: …   سازمان تروریستی مجاهدین خلق تلاش دارد تا با انتشار مقاله ای با نام مستعار “کوثر العزاوی” خود را تسلی داده و عنوان می کند که احتمال عدم بازگشت نوری المالکی برای بار سوم بسیار زیاد است و همه نظرات و پیش بینی ها
 
 
بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و هفتم مارس ۲۰۱۴: … این روزنامه آمریکایی همچنین سوال “دانا روراباکر” عضو کنگره آمریکا از “جان کری” وزیر خارجه این کشور را نقل می کند؛ سوالی که پیرامون پیشنهاد انتقال عناصر سازمان خلق به آمریکا و کمک های واشنگتن برای قبول این پیشنهاد و انتقال عناصر سازمان است. این روزنامه عنوان می کند “جان کری” از پاسخ به این
 
 
کمپ اشرف سپتامبر 2013-1بنیاد خانواده سحر به نقل از الوعی نیوز، بغداد، اول مارس ۲۰۱۴: …  دبیر کل فراکسیون “التضامن” همچنین تصریح کرد: «عراق در قبال عناصر تروریستی که در کنار رژیم دیکتاتور صدام مبارزه کرده و ملت را سرکوب نمودند، تساهل و تسامح به خرج داده و با آنان انسان دوستانه برخورد نموده است.» وی
 
 
بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و پنجم فوریه ۲۰۱۴: … اطلاع داریم که یکی از شروط سازمان مجاهدین خلق برای جابجائی از پادگان اشرف به اردوگاه لیبرتی این بود که به خانواده ها اجازه داده نشود به نزدیکی آنجا بروند. ملل متحد و دولت عراق برای نشان دادن حسن نیت، این شرط را پذیرفته و همچنان تاکنون به آن پایبند بوده اند و خانواده ها
 
 
بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و چهارم فوریه ۲۰۱۴: … ”سلیم الجبوری” و “حیدر الملا” متهم به تروریسم و تحریک به خشونت هستند. وی افزود که این افراد جزئی از طرح سازمان تروریستی خلق میباشند. “علی الشلاه” در اظهاراتی مطبوعاتی عنوان کرد: «سازمان تروریستی خلق با اعطای رشوه و وارد کرد