آن سینگلتون: کلید معمای بازپروری گروگان های مجاهدین خلق در آلبانی در دست خانواده هاست

آن سینگلتون: کلید معمای بازپروری گروگان های مجاهدین خلق در آلبانی در دست خانواده هاست

anne-khodabandeh-singleton-albanian-gazeta-impkt-2017گزتا ایمپکت Gazeta Impakt، آلبانی، هفدهم ژانویه ۲۰۱۷:…  خانم سینگلتون که از انگلستان با مجری برنامه در استودیو در آلبانی از طریق ارتباط ویدئوئی صحبت میکرد در پاسخ به سؤالی که مطرح شد همچنین عنوان نمود که: “… شما باید گروهی مانند مجاهدین خلق را خطرناک ارزیابی نمائید، زیرا تمامی آنها مغزشوئی شده اند. تا زمانی که آنان را بازپروری نکنیم آنان یک تهدید محسوب می شوند … 

anne-khodabandeh-singleton-albanian-gazeta-impkt-2017Qytetarët shqiptarë të frikësuar nga grupi Muxhahedin Halk i radikalizuar meritojnë më shumë informacion

http://iran-interlink.org

آن سینگلتون: کلید معمای بازپروری گروگان های مجاهدین خلق در آلبانی در دست خانواده هاست

گزتا ایمپکت Gazeta Impakt، آلبانی، ۱۰ ژانویه ۲۰۱۷

خانم آن سینگلتون مقیم انگلستان که در راستای کمک به خانواده های دردمند و رنج کشیده اعضای گرفتار در فرقه تروریستی رجوی فعالیت میکند مصاحبه ای با شبکه “گزتا ایمپکت” در آلبانی در تاریخ ۹ ژانویه داشت که بر روی یوتیوب نیز در لینک زیر قابل مشاهده است.

Anne Singleton: Key to de-radicalization of MEK hostages in Albania are their families

IMPAKT 55 – Muxhahedinet iraniane ne Shqiperi. Interviste eksluzive me Anne Singleton

https://youtu.be/8v-Q7UWfN3M

خانم سینگلتون که از انگلستان با مجری برنامه در استودیو در آلبانی از طریق ارتباط ویدئوئی صحبت میکرد در پاسخ به سؤالی که مطرح شد همچنین عنوان نمود که: “… شما باید گروهی مانند مجاهدین خلق را خطرناک ارزیابی نمائید، زیرا تمامی آنها مغزشوئی شده اند. تا زمانی که آنان را بازپروری نکنیم آنان یک تهدید محسوب می شوند. ولی در خصوص رفتاری آنها، سطوح مختلفی از تهدید و خطر وجود دارند. این گروه توسط گارد جمهوری صدام حسین تعلیم دیده اند. آنان به طور خاص خطرناک محسوب میشوند.

خانم سینگلتون در این مصاحبه ویدئوئی تأکید نمود که برای بازپروری این افراد و خارج کردن آنان از وضعیت مغزشوئی شده فعلی و بی خطر کردن آنان، وارد کردن خانواده ها امری حیاتی و الزامی است چرا که کلید حل معما در دستان آنان قرار دارد.

*** 

Can Albania deradicalise Mojahedin Khalq Rajavi cultMassoud Khodabandeh, Huffington Post: Can Albania Meet its Obligations and De-radicalize an Influx of Terrorists into Europe? 

Anne Khodabandeh (Singleton) Albania Qytetarët shqiptarë të frikësuar nga grupi Muxhahedin Halk i radikalizuar meritojnë më shumë informacionHouse debate contaminated by Maryam Rajavi lobbyist Lord Alton (Open letter to Baroness Afshar)

مرگ مسعود رجوی تیرانا آلبانیPolemikë e madhe pasi MEK nuk mund të provojë nëse lideri Massoud Rajavi ka vdekur apo është gjallë

Comrades in Arms – Sexual abuse by Massoud and Maryam Rajavi
https://youtu.be/jpDUMaIntS8

Anne Khdabandeh Cults and Terror (Open Minds)Open Minds – Explaining Radicalisation for Prevent and Channel

Prevent Suffolk Conference 22 March 2016Anne Singleton, Prevent Suffolk Conference 22 March 2016
From Attraction to Action — How Young People Are Radicalized 

Anne Khodabandeh London Sep 2014Expert in cultic abuse and terrorism in the MEK speaks in London charity meeting

آن خدابنده سرگی بلیسکوPresident of MIVILUDES Serge Blisko with Anne Khodabandeh (Singleton) of the FST. FECRIS 2015
‘No Exit’ – Human Rights Abuses Inside the Mojahedin Khalq Camps – Human Rights Watch, May 2005

Document on Mojahedin Khalq released by RAND (The Mujahedin-e Khalq in Iraq, A Policy Conundrum)

Mojahedin Khalq (MEK, Rajavi cult)’s Fake Intelligence On Aleppo Only Hinders Fact-finding Bodies Finding The Truth

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=21389

“چه کسی میتواند یک قدیس را دار بزند؟” – اشک تمساح مریم رجوی برای حقوق بشر 

آن خدابنده (سینگلتون)، موسسه مشاوران استراتژی خاورمیانه، چهاردهم اکتبر ۲۰۱۵:… چه چیزی میتواند در پس این چرخش ناگهانی باشد؟ آیا رجوی دفعتا تغییر عقیده داده است؟ و اگر چنین است، آیا او صادقانه نسبت به همه مرگ های داخل مجاهدین خلق که وی شخصا مسئول آنست پشیمان می باشد؟ آیا او واقعا در خصوص گذشته خود متأسف است؟ آیا وی حالا در برابر هزاران عضو سابق سازمانش که …

(Maryam Rajavi directly ordered the massacre of Kurdish people)

لینک به متن اصلی (انگلیسی)

(ترجمه توسط آقای ابراهیم خدابنده. با تشکر دریافت شد)

“چه کسی میتواند یک قدیس را دار بزند؟” – اشک تمساح مریم رجوی برای حقوق بشر

ترجمه مطلبی به قلم خانم “آن خدابنده (سینگلتون)” از مؤسسه مشاوران استراتژی خاورمیانه

دفاع از حقوق بشر یک فعالیت جالب توجه است. مدافعان حقوق بشر در تعقیب اهداف خود جایگاه اخلاقی بالائی کسب میکنند – و این البته بر موقعیت آنان تأثیر می گذارد. اما مانند هر موضوع دیگری، قبل از اینکه تظاهر هر کسی که دم از حقوق بشر میزند را قبول کنیم، باید انگیزه های وی را مورد بررسی قرار دهیم. از همه اینها گذشته، باید خود فرد را، قبل از اینکه به پیام های قاطعش گوش دهیم، ارزیابی نمائیم.

در واکنش به “روز جهانی علیه مجازات اعدام (۱۰ اکتبر)، مریم رجوی رهبر فرقه ای بدنام از این موقعیت استفاده کرده و خطاب به یک جمع خاص که به این منظور گردآورده شده بود اظهار نمود که مخالف مجازات اعدام است.

این واقعا برای هزاران عضو سابق و در حقیقت فعلی فرقه بدنام تروریستی مجاهدین خلق که وی رهبر آنست یک خبر تازه بود. سازمان مجاهدین خلق مریم رجوی نه تنها ۱۲۰۰۰ ایرانی و ۲۵۰۰۰ عراقی را در جریان برنامه تغییر رژیم کشته است، بلکه در داخل گروه، رجوی شخصا مسئول کشتار و شکنجه فرا قضائی بی شمار اعضا در پشت درهای بسته فرقه می باشد.

بنابراین، چه چیزی میتواند در پس این چرخش ناگهانی باشد؟ آیا رجوی دفعتا تغییر عقیده داده است؟ و اگر چنین است، آیا او صادقانه نسبت به همه مرگ های داخل مجاهدین خلق که وی شخصا مسئول آنست پشیمان می باشد؟ آیا او واقعا در خصوص گذشته خود متأسف است؟ آیا وی حالا در برابر هزاران عضو سابق سازمانش که قربانیان نقض فجیع حقوق بشر، که وی و همسرش مقصر آن هستند، عذرخواهی خواهد کرد؟

به دلایل متعدد چنین چیزی محال است. حداقل اینکه به عنوان رهبر یک فرقه کنترل ذهن چنین اعترافی به گناه تمامی اساس و پایه های سازمانش را تضعیف خواهد کرد و مابقی اعضای آسیب پذیر مغزشوئی شده را به سوی سلامت روانی سوق خواهد داد.

یا آیا، که به دلایلی قابل باورتر است، یک موضع فریبکارانه با انگیزه سیاسی چنین وحشت و ناامیدی را موجب گردیده است – همانطور که زمانی اطلاعات هسته ای ساختگی مجاهدین خلق برایشان موقعیت ساختگی خرید که با فرصت طلبی کامل بدست آمد. از ماه ژوئیه امسال، توافق هسته ای ایران به طرز غیرقابل بازگشتی چشم انداز سیاسی را تغییر داده است. سازمان مجاهدین خلق دیگر برای حمایت از تلاش های چند کارشناس تغییر رژیم متعلق به گذشته مورد نیاز نیست و خواهان ندارد.

و البته، مریم رجوی کاملا نسبت به سرنوشت حامی سابق خود صدام حسین واقف است. زمانی که دیگر به صدام حسین احتیاجی نبود، متحدان سابق وی او را برای محاکمه و مجازات به مردم عراق سپردند. همانطور که همگی مطلع هستیم او به دار آویخته شد.

بنابراین، محکوم نمودن ناگهانی و خاص و نامتعارف مجازات اعدام باید در این محتوا مورد قضاوت قرار گیرد. پیام وی به حامیانش اینست که “چه کسی می تواند یک قدیس را دار بزند؟”

* * * * * * *

مترجم: بیاد دارم که در یکی از جلسات شورای ملی مقاومت در عراق، آقای هدایت الله متین دفتری نماینده جبهه دموکراتیک ملی در شورا، طرحی را مبنی بر رد مجازات اعدام برای تصویب به شورا آورد که با واکنش منفی شدید مسعود رجوی مواجه شد. بحث طولانی و مفصلی در گرفت و تقریبا تمامی اعضای غیر مجاهد شورا موافق طرح بودند اما رجوی در مقابل همه آنها ایستاد و هزار استدلال آورد و بالاخره اجازه تصویب طرح مربوطه را نداد. حالا جالب است که مریم رجوی خود را مخالف مجازات اعدام جا میزند. این خاصیت فرقه هاست که همیشه مطابق محیط رنگ عوض میکنند. واقعا که صفت منافق که مردم ایران به رجوی داده اند صفت فوق العاده برازنده ایست.

(پایان)

مهوش سپهری مجاهدین خلق فرقه رجویMujahadeen-e-Khalq (MEK). Backgrounders

Anne Khodabandeh (Singleton) and Nasrin Ebrahimi, European Parlaiment:
Silencing the victims of Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult, PMOI, NCRI …) to promote Maryam Rajavi

آن خدابنده (سینگلتون) دانشگاه بغدادAnne Khodabandeh (Singleton), University of Baghdad: MEK’s Western backers are complicit in their deaths

آن خدابنده (سینگلتون) کمپ اشرف عراق Anne Singleton from Iran-Interlink
visits Camp New Iraq (Formerly Ashraf)
in wake of violence by loyalists of the Rajavi cult

***

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=18660

گزارش جلسه سالانه فدراسیون اروپایی مراکز اطلاع رسانی و تحقیق در مورد فرقه ها، فکریس (FECRIS)

بنیاد کمک به خانواده، بیست و چهارم می ۲۰۱۵:… آن خدابنده (سینگلتون) که به نمایندگی از “بنیاد کمک به خانواده” اف. اس. تی (Family Survival Trust) با سابقه فعالیت کمک به قربانیان و خانواده های فرقه ها در بریتانیا در چندین دهه گذشته شرکت داشت، امسال در موقعیت و مسئولیت استثنایی قرار داشت که بتواند همزمان و در اشتراک با سخنرانی آقای وزیر توضیحات مرتبط را به مدعوین سخنرانی و …

Anne Khodabandeh London Sep 2014Expert in cultic abuse and terrorism in the MEK speaks in London charity meeting

لینک به متن اصلی (انگلیسی)
(ترجمه ایران اینترلینک)

گزارش جلسه سالانه فدراسیون اروپایی مراکز اطلاع رسانی و تحقیق در مورد فرقه ها، فکریس (FECRIS)

فکریس (FECRIS) فدراسیونی است که امکان تجمع بزرگترین متخصصین و موثر ترین ارگانهای تحقیقی و فعالان مدنی در مورد فرقه ها و راه های پیشگیری از صدمه آنها را ایجاد می کند. کنفرانس سالانه فکریس محلی است برای تجمع محققین، فعالان مدنی، پزشکان و گروه های کمک کاری که می توانند در این فدراسیون ارتباطات بین خود و همچنین ارتباط با اعضای سابق فرقه ها و خانواده های گرفتاران در فرقه را محقق سازند. ارزش این گردهمایی و دستاورد های منحصر به فرد آن امسال مورد توجه ویژه جلسه سالانه فکریس بود.

امسال آقای تام سکویل (وزیر سابق در دولت بریتانیا) پس از سالها عده داری ریاست فکریس، بازتشستگی خود را اعلام نمود. وی در انتخاباتی جدید مقام خود را به خانم دانیل مولر تولی سپرد. به امید موفقت هر چه بیشتر خانم مولر تولی در انجام هر چه بهتر این مسئولیت مهم.

تمرکز در کنفرانس امسال که در مارسی فرانسه برگزار گردید روی باز کردن موضوع سوء تفهیم هایی بود که مرز بین “مذاهب” و “فرقه ها” را مخدوش می کنند (عمدتا توسط خود فرقه ها و بالاخص فرقه هایی که خود را مذهبی می نامند). آقای سرجی بلیسکو ریاست “وزارت ضد فرقه فرانسه” (MIVIUDES) جلسه امسال را با سخنرانی مشخص خود در این زمینه (مذاهب و فرقه ها) افتتاح نمود. وی توضیح داد که استفاده از روش های فرقه ای مشخصا سیستم های دموکراتیک و هنجار های اجتماعی را تخریب می کند ولی کسانی که از چنین روش هایی استفاده می کنند برای منحرف کردن اذهان مردم دست به سوء استفاده از “مذاهب و عقاید” میزنند و مدعی میشوند که “ما و وزارت ما در پی محدود کردن ابراز عقیده و یا اعتقادات آنها هستیم”. آنها مدعی میشوند که باید بعنوان “یک مذهب” ثبت و مورد توجه قرار گرفته آزادی عمل داشته باشند. آقای وزیر سرجی بلیسکو همچنین در مورد مشکل رو به رشد تروریسم تحت نام “مذهب” توضیحاتی داد و این مشکل را مرتبط با روش ها و فرایند های فرقه ای دانست.

آن خدابنده (سینگلتون) که به نمایندگی از “بنیاد کمک به خانواده” اف. اس. تی (Family Survival Trust) با سابقه فعالیت کمک به قربانیان و خانواده های فرقه ها در بریتانیا در چندین دهه گذشته شرکت داشت، امسال در موقعیت و مسئولیت استثنایی قرار داشت که بتواند همزمان و در اشتراک با سخنرانی آقای وزیر توضیحات مرتبط را به مدعوین سخنرانی و سوال کنندگان ارائه دهد. آن خدابنده (سینگلتون) در این جلسه با تشریح و تحلیل “چگونگی بکار گیری روشهای فرقه ای توسط گروه های تروریستی” نشان داد که این روشها به هیچ وجه نمی توانند “مذهب ومذهبی” یا “عقیده و عقیدتی” توصیف شوند. وی در ادامه به برخی از روشهایی مورد استفاده که از “بی خبری” و “کمبود اطلاعات” قربانی استفاده می کنند اشاره کرد و برخی از “روشهای شستشوی مغزی” در “گروههای ترویستی” را تشریح نمود. آن خدابنده گفت که با پانزده سال سابقه فعالیت در این زمینه اکنون می تواند با قاطعیت بگوید که این مشکل هم “قابل تشخیص است” و هم “راه حل مشخص دارد”. این توضیحات مورد تشویق و تایید آقای وزیر و مدعوین جلسه قرار گرفت.

آن خدابنده سرگی بلیسکو

ریاست وزارت ضد فرقه فرانسه (MIVILUDES) آقای سرجی بلیسکو و آن خدابنده (سینگلتون) نماینده اف اس تی بریتانیا (FST)

کنفرانس امسال شامل بحث های آموزشی و جالب دیگری نیز بود که از جمله می توان به چندین “شهادت” مستقیم از زبان “قربانیان” فرقه ها اشاره نمود. برخی از این شهادت ها بواقع تکان دهنده بودند. آقای پیر لوکوز مدیر بخش علوم اجتماعی در دانشکده پزشکی دانشگاه مارسی در توضیحی مبسوط، جالب و بسیار روشنگرانه نشان داد که چگونه یک فرد می تواند با “برنامه ریزی قبلی و مزورانه فرقه ها” بصورت “گام به گام” تحت تاثیرات شناخته شده در علوم روانشناسی قرار گیرد. تکنیک های روانشاسناسانه ای که بکار گیری از آنها در خارج از دائره “پزشکی” بسیار مخرب و خطرناک هستند.

الیور فاعلان ریاست “اس. آ. اس سکت” از بلژیک (SAS Sect) با سخنرانی خود توجه مدعوین را جلب نمود. وی به مدعوین توضیح داد که چرا باید از “بحث های انحرافی” و “سنگ اندازی های انحرافی و جدل های فرقه ها” دوری کنند. وی بطور مشخص بحث بدون انتهایی را که “فرقه ها” پیش می کشند که “بیایید ثابت کنید ما مذهب نیستیم” را یکی از این سنگ اندازی های انحرافی معرفی نمود. آقای فاعلان توضیح داد که مشکل هیچ یک از ما در “حرف” این فرقه ها نیست بلکه مشکل در “عمل” این فرقه ها و روشهایی است که روی اعضای خود پیاده می کنند و این “حرکات و اعمال” فرقه هاست که هم برای فرد و هم برای جامعه مضر و خطرناکند و در نتیجه باید افشا شده و جلوی آنها گرفته شود.

خانم آنا ادلستام، ژورنالسیت، در مورد “بنیانگرایی” صحبت کرد. وی با اشاره با تاریخچه اخوان المسلمین در مصر گفت که با وجود این که انقلابی در مصر رخ داد ولی “بوجود آورنده” و بالا تر از آن “آلترناتیو” موجود در این انقلاب نیرویی بود که هدفش با خواسته “دموکراتیک” و “مردمی” همین کسانی که انقلاب کرده بودند مغایرت داشت.

و بالاخره خانم ایانا لالیچ، فرقه شناس مشهور و متخصص شناخته شده در این زمینه به مشکلات سیستمهای “قضایی” و “قانونی” در زمینه “مبارزه با روشهای فرقه ای” در امریکا پرداخت. وی به برخی از موارد و نمونه ها اشاره نمود و در مورد برخی از پرونده هایی که خودش شخصا بعنوان “متخصص” در آنها شهادت داده بود توضیح داد. وی نشان داد که چگونه فرقه ها با سوء استفاده از کمبود علم و اطلاع سیستماتیک در سیستمهای قضایی به پرده پوشی و منحرف کردن مسائل رو می آورند تا “جرم تخریب روانی در استفاده از روشهای فرقه ای” را لا پوشانی کنند. این سخنرانی وی مشخصا در راستای بحث اصلی امسال کنفرانس تحت عنوان “تولید عمدی ابهام بین فرقه ها و مذاهب، راهی برای منحرف کردن اذهان” بسیار قابل توجه بود

.

آن خدابنده سینگلتون فکریس 2015

مارزیو، لالیچ، خدابنده، کورواگلیا

شرکت کنندگان در کنفرانس امسال فعالانه در بحث ها شرکت کردند و سوالات بسیار جالب و قابل تاملی مطرح و مورد بحث قرار گرفت و در آنتراکتی کوتاه نهار مختصری هم در حین صحبت ها سرو شد.

جا دارد تا از میهماندار امسال این برنامه در مارسی (GEMPPI) که توانست کنفرانس را بصورتی موفقیت آمیز اداره کند نیز تشکر کنیم. کنفرانس توسط مترجمین همزمان با بحث ها در سطحی بسیار خوب توسط مترجمین ترجمه شد.

ریاست جدید فکریس، خام دانیل مولار تالی این کنفرانس را با سخنرانی نهای خود و با تشکر مجدد از ریاست سابق فکریس آقای سکویل و خالی کردن جای وی و فعالیت هایش به پایان برد.

آن خدابنده سینگلتون فکریس 2015

آن خدابنده (سینگلتون)، به نمایندگی از بنیاد کمک به خانواده، کنفرانس فکریس، مارسی ۲۰۱۵
Anne Khodabandeh representing TFST at the FECRIS Conference, Marseille 2015

توضیح: فدراسیون اروپایی مراکز اطلاع رسانی و تحقیق در مورد فرقه ها، فکریس (FECRIS) در سال ۱۹۹۴ بوجود آمد که بعنوان سازمان چتری برای سازمانهایی عمل می کند که هدفشان کمک رسانی به قربانیان فرقه ها در بیش از سی کشور است (پنج کشور غیر اروپایی نیز عضو هستند). فعالیت فکریس در سطح بین المللی است و دفتر آن در سازمان ملل (ECOSOC) نمایندگی این فدراسیون در سازمان ملل را بعهده دارد.

(پایان)

مسعود خدابنده آن خدابنده (سینگلتون) نشریه سیاستهای آسیا
Massoud Khodabandeh
Article first published online: 27 JAN 2015
DOI: ۱۰٫۱۱۱۱/aspp.12164

***

همچنین
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=10944

بزک مریم رجوی بعنوان “فعال حقوق بشر” مصداق دقیق انتخاب ابزاری غلط برای کاری غلط تر است

آن خدابنده (سینگلتون)، مشاورین استراتژی خاورمیانه، شانزدهم می ۲۰۱۴: … دکتر احمد شهید، نماینده ویژه سازمان ملل در خصوص وضعیت حقوق بشر در ایران یکی از این افراد سرشناس بود که در این روز حضور نیافت. در میان بقیه مدعوین هم شکاف ایجاد شد. برخی معتقد بودند که وارد کردن مریم رجوی نه تنها به نفع دوایر ضد ایرانی نیست که اساسا به منافع اسرائیل خدشه وارد می کند. برخی دیگر اساسا با بنیان و …

Maryam Rajavi Saddam's private army NCRI

Controversial Iranian Exile Shakes up Canadian Parliament’s Human Rights Program (Mojahedin Khalq, MEK, NCRI, Rajavi cult)

لینک به متن اصلی (انگلیسی)

بزک مریم رجوی بعنوان “فعال حقوق بشر” مصداق دقیق انتخاب ابزاری غلط برای کاری غلط تر است

اگر چه کانادا بخشی از کشورهای مذاکره کننده با ایران (پنج بعلاوه یک) نیست ولی این کشور با هدف استفاده از “حقوق بشر” برای تحت تاثیر قرار دادن موضع ایران برنامه ای را تحت نام “هفته حسابرسی از ایران در پارلمان” در پارلمان آن کشور آغاز کرد. ولی دیروز شاهد بودیم که این برنامه بجای تاثیر گذاری به شویی بی برنامه تبدیل شد که هدفش صرفا ایجاد دشمنی، تنفر و انزجار بود و بنظر میرسد که قصد آن قبل از هر چیز سعی در جلوگیری از بوجود آمد راه حلی بین ایران و قدرتهای غربی باشد. البته بنظر میرسد که با توجه به بی برنامگی و عدم وجود تفکری معقول در پشت آن، این تحرک نخواهد توانست تاثیری بر روند مذاکرات داشته باشد. شروع این برنامه یک هفته ای از همان آغاز با گزارش علی غریب در نشریه نشین و افشای دستهای پشت پرده آن بشدت به ضد خودش تبدیل شد

وارد کردن نفر دوم گروه بدنام مجاهدین خلق (فرقه رجوی، ارتش خصوصی صدام) یعنی مریم رجوی که خودش را بنام “رئیس جمهور منتخب” ایران آینده معرفی می کند شکست این هفته و این برنامه را تضمین کرد. همه میدانند که این سازمان مجادین خلق خودش کارنامه ای بسیار قطور از نقض حقوق بشر را با خود یدک می کشد. از طرف دیگر واقعیت این است که این گروه بشدت مورد تنفر ایرانیان چه در داخل این کشور و چه در کشورهای خارجی هم هست.

واضح بود که بسیاری از مدعوین از شرکت همزمان با این فرد در این جلسه شانه خالی کنند. دکتر احمد شهید، نماینده ویژه سازمان ملل در خصوص وضعیت حقوق بشر در ایران یکی از این افراد سرشناس بود که در این روز حضور نیافت.

در میان بقیه مدعوین هم شکاف ایجاد شد. برخی معتقد بودند که وارد کردن مریم رجوی نه تنها به نفع دوایر ضد ایرانی نیست که اساسا به منافع اسرائیل خدشه وارد می کند. برخی دیگر اساسا با بنیان و پایه چنین حضوری مخالفت میکردند. علی غریب در گزارشش اینطور میگوید: “یکی از فعالین حقوق بشر که روی موضوع ایران کار می کند و بخاطر کارش خواست که نامش ذکر نشود نگرانی دیگر مدعوین فعال در زمینه حقوق بشر را مطرح کرده است. حضور همزمان با سرکرده گروه بدنام مجاهدین خلق (مریم رجوی) بشدت “بی ربط به موضوع” و از طرف دیگر “زهر آگین” است. باید گفت که بسیاری از ایرانیان با نقطه نظرات متفاوت سیاسی در این زمینه بخصوص اشراک نظر دارند. تا جایی که این زمینه مشترک اکنون به برخی از اعضای خود این سازمان هم بسط یافته است”.

نتیجه این که حامیان مریم رجوی مجبور شدند تا به وی بگویند که “سخنرانی” اش را محدود کند و قسمتهایی از آن را حذف کند. آنها از وی خواستند که صرفا به وضعیت مجاهدین خلق در کمپ عراق بپردازد و حرف دیگری نزند. با این حال مریم رجوی چیزی بجز مقداری مزخرف و خرواری از دروغ آشکار برای ارائه در چنته نداشت و همینها را هم تحویل این جمع داد.

حضور وی از طریق اسکایپ و ویدئو در این جلسه در زمانی رخ داد که وی قبل از آن برای چندمین بار نتوانست ویزای امریکا را دریافت کند. لابی های اسرائیل باز میخواستند با بردن وی به واشنگتن مذاکرات هشتم می را تحت الشعاع قرار دهند. رجوی البته بارها برای حضور در کانادا هم فرم ویزا پر کرده است که بنظر میرسد وی در آن کشور هم خیلی محبوبیت نداشته باشد و مورد استقبال قرار نمی گیرد. النهایه مریم رجوی مجبور شد از مقر فرماندهی فرقه مجاهدین در خارج پاریس سخنانی را که بشدت سانسور شده بود تا قابل شنیدن و تحمل در جمع فعالین حقوق بشری گردد را از طریق اسکایپ ارائه داد. با این حال بسیاری از شنوندگان این احساسشان را بیان کردند که بنظر میرسد سرشان کلاه گذاشته شده است.

حضور مریم رجوی، یک پشتیبان و عضو فعال در جمع صدامی ها، القاعده و داعش (حکومت اسلامی عراق و شام) در عراق در این جمع مشخصا پشت پرده، هدف و خواسته دعوت کنندگان از وی در این برنامه را رسوا کرد.

در حالی که قابل درک است که موساد از مجاهدین خلق بعنوان نیرویی مزدور برای قتل دانشمندان ایرانی استفاده می کند یا برای رد گم کردن و سفید شویی اطلاعاتش در مورد مسائل اتمی از فرقه بدنام رجوی بهره می برد، ولی باید گفت هیچ کس در جهان رنگ کردن این زن بعنوان “فعال حقوق بشر” را نخواهد خرید. این حرکت آخرشان بی نتیجه و مصداق دقیق انتخاب ابزاری غلط برای کاری غلط تر است.

Anne Khodabandeh (Singleton): Silencing the victims of Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult, PMOI, NCRI …) to promote Maryam Rajavi‘No Exit’ – Human Rights Abuses Inside the Mojahedin Khalq Camps – Human Rights Watch, May 2005

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=8344

سعی مریم رجوی در تحقیر مستمر اعضای مجاهدین خلق. محبت درون او کجا رفته است؟

آن خدابنده (سینگلتون)، نهم دسامبر ۲۰۱۳: … واقعا فکر کنید! چه کسی در ده سال اخیر بیش از مسعود و مریم رجوی به اعضای این سازمان صدمه زده است. ستمگری و فسادی که حاکم بر روابط داخلی این گروه است را هیچ کس بهتر از کسانی که قربانی این دستگاه شده اند نمی دانند و نمی توانند بیان کنند. آنها چه می گویند؟ و راستی مهر و محبت انسانی مریم رجوی کجا رفته؟ چرا این فرد هیچ واکنش و مهرو محبتی نسبت به …

 Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) Our Men in Iran? (Seymour M. Hersh, The New Yorker, April 2012)

لینک به متن اصلی (انگلیسی)

سعی مریم رجوی در تحقیر مستمر اعضای مجاهدین خلق. محبت درون او کجا رفته است؟

شاهدیم که این روزها برخی از پشتیبانان سازمان مجاهدین خلق که در کشورهای غربی زندگی می کنند بصورتی علنی به آنها پشت کرده و برخی از فعالیت های این سازمان را به زیر سوال می برند (البته بیشتر این افراد قبول ندارند که کاملا از این سازمان فاصله گرفته اند و انتقاداتشان را درونی میدانند).

این افراد این روزها در شوک بسر می برند و باورشان نمی شود که چگونه توسط دستگاههای مختلف سازمان مجاهدین بصورتی وحشیانه مورد حمله قرار گرفته اند. آنها وقتی در داخل سازمان بودند واقعا معتقد بودند که این نوع حملات کاملا قابل قبول است و حرکات سازمانشان واقعا مبارزه ای بر علیه ماموران وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی است. امروز اما خودشان را تحت همین حملات یافته اند و کم کم متوجه می شوند که این اتهامات نه تنها بی پایه و بنیان هستند که مشخصا اعمال می گردند تا بتوانند با تولید وحشت از گسترش انتقادات جلوگیری کرده منتقدین را ساکت کنند. البته من شکی ندارم که این افراد با استوار ماندن بر شجاعت درونی شان به راهشان ادامه خواهند داد و از حق و حقیقت فاصله نخواهند گرفت.

رجوی ها البته سالهاست مدعی هستند که هر کس علیه آنها کلمه ای صحبت کند و بخصوص اگر آن فرد عضو سابق هم باشد حتما توسط جمهوری اسلامی ایران استخدام شده و ماموریتش هم هر بار در چهار چوب نقشه ای مخوف است برای از بین بردن سازمان و رهبرانش آن یعنی باز مسعود و مریم رجوی. ولی راستی دلیل و مدرک این ادای رجوی ها کجاست؟

منتقدین به مجاهدین و شخص رجوی، بارها به این نکته اشاره کرده اند که بیشترین صدمات به مجاهدین خلق را رهبران فرقه یعنی مسعود و مریم رجوی وارد کرده اند. واضح است که آنها بودند که دستور خودسوزی ها را صادر کردند و آنها بودند که جلوی رسیدن دارو را گرفتند و آنها بودند که نفرات را جلو انداختند تا در درگیری کشته شوند و البته در آخرین دستور العمل آنها هستند که با جمع کردن غذا و ادعای “اعتصاب غذای داوطلبانه” این بار در حال کشتن افراد از طریق گرسنگی هستند.ولی و از طرف دیگر همه شواهد و گفتار و کردار منتقدین نشان میدهد که این افراد قبل از هر چیز نگران سلامت و حقوق انسانی افراد هستند. بنابراین رجوی باید بداند که پیامها و رفتار و گفتارش بشدت متناقض هستند.

مشکل اینجاست که،  اگر آنطور که مریم رجوی تمام دستگاه فرقه و داستانش را روی آن سوار کرده،  رژیم ایران غایت شر و حامی تروریسم و غیره است پس گفتار و کردار این ماموران و مستخدمین نگران وزارت اطلاعاتش که هیچ چیزی خواسته ای جز خیر و محبت و آزادی برای افراد گرفتار در مجاهدین خلق (در هر سطحی) ندارند و نشان نمیدهند را چگونه باید توجیه کرد؟

تا بحال ندیده ایم که حتی یکی از آنها خواستار مرگ اعضا بوده باشد. در واقع و بالعکس همه ما نشان داده ایم که همگی صرفا بدنبال کمک به این افراد هستیم تا کرامت، انسانیت و شخصیت آنها به آنها باز گردانده شود. کرامتی و انسانیتی و شخصیتی که توسط مریم رجوی از آنها دزدیده شده است. منتقدین مسعود و مریم رجوی، رهبران مجاهدین خلق، ده ها سال است که مشغول افشای جنایت ها و فساد این دیکتاتورهای کوچک هستند. و البته همگان دیده اند که سالهاست که در این راه هر گونه فحاشی، ترور شخصیت و حتی حملات فیزیکی را هم به جان خریده اند. فحاشی ها، ترور ها و حملات فیزیکی که البته مستقیما بدستور و تحت فرماندهی این دو فرد تبهکار صورت گرفته است.

هر کسی که کوچکترین ارتباطی با موضوع مجاهدین خلق در رابطه با هر موضوعی، در هر برهه زمانی و در هر کجا یی که داشته باشد و با اعضای سابق این سازمان برخورد کند در اولین تماس متوجه خواسته ساده و قابل درک و بی خم و پیچ آنها می شود که نگران دوستان و همراهان و خانواده خود هستند. همه در اولین قدم و برخورد متوجه می شوند که هیچ هدف مخفی و پنهانی در میان نبوده و نیست.

مجاهدین خلق در هر وضعیتی و به هر ترفندی بدنبال نشان دادن دولت ایران بعنوان دولتی ذاتا شر و ستمکار هستند. حال اگر به همین منطق مجاهدین پایبند بمانیم، ناظرین حق دارند از رجوی ها سوال کنند که پس این همه مهر و محبتی که اینها نثار اعضای گرفتار فرقه می کنند از کجا سر در آورده است؟ این وزارت اطلاعات حکومتی ستم گر و ذاتا شر چرا تبدیل به بنیاد خیریه و کمک رسانی شده است؟

واقعا فکر کنید! چه کسی در ده سال اخیر بیش از مسعود و مریم رجوی به اعضای این سازمان صدمه زده است. ستمگری و فسادی که حاکم بر روابط داخلی این گروه است را هیچ کس بهتر از کسانی که قربانی این دستگاه شده اند نمی دانند و نمی توانند بیان کنند. آنها چه می گویند؟ و راستی مهر و محبت انسانی مریم رجوی کجا رفته؟ چرا این فرد هیچ واکنش و مهرو محبتی نسبت به نفرات خودش نشان نمی دهد ولی در مقابل تمام انرژی و وقت و پولش را صرف جنگیدن علیه کسانی می کند که چنین مهر و محبتی را دارند و بدنبال راه حل هستند؟

رجوی میگوید خواسته اعتصاب غذای اجباری آنها بازگشت هفت نفری است که ناپدید شده اند. ولی وی هنوز هیچ مدرک و سندی ارائه نکرده که این افراد حتی زنده هستند یا مرده چه رسد به این که کجا هستند و این که چرا هیچ خبری از آنها نیست.

کسانی که می توانند در این رابطه گره گشا باشند نه نمایندگان سازمان ملل هستند و محققین دولت عراق. این کلیدهای گشایش مسئله، ۴۲ نفری هستند که در این جریان کشته شدن ۵۳ نفر در کمپ اشرف توسط مهاجمینی نامشخص شاهد بوده اند. اما این ۴۲ نفر که اکنون به کمپ لیبرتی منتقل شده اند در قرنطیه رهبران و فرماندگان سازمان مجاهدین نگهداری می شوند و هیچ امکان ارتباطی با آنها وجود ندارد. چرا؟ آیا جز این است که اینها اطلاعات مشخصی از آن واقعه، در آن کمپ اشرف و در آن روز مشخص دارند؟

تا زمانی که فاکت ها وشواهد قابل دسترس نبوده و علنی نشوند، اعتصاب غذا حرکتی بغایت بی معنی است و صرفا ایجاد درد و رنجی بی حاصل و غیر لازم. و در این حرکت بی معنی اگر انتهایی وجود نداشته باشد که ندارد، تا کی باید ادامه بدهند؟ بنظر می رسد که باز هم ما شاهد نوع دیگری از ظلم و ستم رجوی ها هستیم علیه انسانهایی مجبور.  و باز در کمال خونسردی و بی تفاوتی.

***

 

همچنین:

تقاضای مریم رجوی برای ویزا چالشی برای مواضع امریکا در قبال تروریسم

آن خدابنده (سینگلتون)، مشاورین استراتژی خاورمیانه، اول می ۲۰۱۴: … الینا راس لهتینن مشخصا وعده ها و پیشنهادات مختلفی به جان کری وزیر خارجه امریکا داده بود که در صورتی که این ویزا از طرف وزارت خارجه صادر شود پوئن هایی را در زمینه های دیگر به وی بدهد ولی وزیر خارجه امریکا مجبور است به سخنان دیگری هم گوش

توطئه  اخیر استرون استیونسون و مجاهدین خلق (فرقه رجوی) هم شکست خورد

آن خدابنده (سینگلتون)، مشاورین استراتژی خاورمیانه، اول مارس ۲۰۱۴: … یکی از کثیف ترین حرکات استیونسون علیه دولت المالکی سوء استفاده این فرد از درد و رنج افرادی است که عملا در کمپهای مجاهدین خلق در عراق به گروگان گرفته شده اند. نمایندگی سازمان ملل در عراق که از سال ۲۰۰۹ مسئولیت انتقال این افراد از عراق را

سعی مریم رجوی در تحقیر مستمر اعضای مجاهدین خلق. محبت درون او کجا رفته است؟

آن خدابنده (سینگلتون)، نهم دسامبر ۲۰۱۳: … واقعا فکر کنید! چه کسی در ده سال اخیر بیش از مسعود و مریم رجوی به اعضای این سازمان صدمه زده است. ستمگری و فسادی که حاکم بر روابط داخلی این گروه است را هیچ کس بهتر از کسانی که قربانی این دستگاه شده اند نمی دانند و نمی توانند بیان کنند. آنها چه می گویند؟ و راستی مهر