استثمار و بهره کشی جسمی و جنسی در فرقه رجوی

استثمار و بهره کشی جسمی و جنسی در فرقه رجوی





استثمار و بهره کشی جسمی و جنسی در فرقه رجوی

.

… بحث و اسناد مربوط به بهره کشی جنسی مسعود رجوی از زنان را هم حالا دیگر همگان شنیده و دیده اند , مطمئنم که اگر روزی مسعود رجوی بخواهد در این باره با زبان ایدئولوژیک پاسخ دهد بجای نفی و تکذیب آن ,به این امر افتخار خواهد کرد و خواهد گفت اگر مردان هم مثل این زنان حاضر بودند همه چیز خود را به رهبری بدهند تا امروز صدها بار جمهوری اسلامی را سرنگون کرده بودیم . مسعود رجوی قطعا این امر را نتیجه طبیعی کاریزما و خلقیات فراانسانی خودش تلقی خواهد کرد,رجوی همانطور که در بیانیه شورای مرکزی و دفتر سیاسی سازمان قبل از انحلال آمده بود معتقد است که قوانین رهبری با بقیه افراد جامعه و سازمان کاملا متفاوت است وبسا موارد حرام که بر رهبری حلال است …


(مسعود رجوی پس از تجاوز به زنان مدال طلای تصویر خودش را هدیه میداد)

بهزاد علیشاهی، کانون وبلاگ نویسان مستقل ایرانی، هشتم ژانویه ۲۰۱۳
http://www.cibloggers.com/?p=2720

بعد از سقوط صدام و استقرار آمریکایی ها در عراق سازمان مجاهدین خلق قبل از اینکه به فکر آینده افرادش در عراق و یا مبارزه با جمهوری اسلامی باشد به فکر پول در آوردن از اوضاع نابسامان عراق بود و برای همین دست به کار شد, اقداماتی علیه منافع ملی عراقیان مثل دزدیدن وسایل عمومی اعم از کابلهای مسی و وسایل نقلیه عمومی و اموال شرکت ها و ماشین آلات و رنگ زدن و تهیه اسناد جعلی برای آنها و همچنین خارج کردن طلایی که در دستگاههای دید در شب و موازنه تانکها به کار رفته بودو احتکار سوخت و… یکی دیگر از این اقدامات کارکردن ومزدبگیری برای آمریکایی ها بود , ساخت کانتینر و بنگال و وسایه بان و تعمیر قسمت های خارجی ماشین آلات و غیره , سازمان برای این کار البته از آمریکایی ها پول میگرفت میزانی برای مواد اولیه و طرح و محصول تولید شده و مبلغی هم بابت هر کارگر در روز , آمریکایی ها برای هر کارگر در روز ده دلار به مجاهدین خلق میدادند ,بدیهی است که “مجاهدین کارگر” هیچ پولی از این ده دلار نصیبشان نمیشد ,کارگران عراقی اما با تفاوت بین کارگر ساده و متخصص یا کارگر سمپات و غیر سمپات فقط بین سه تا پنج دلاراز این پول را در روز دریافت میکردند و مابقی به جیب مجاهدین میرفت , این بهره کشی بیشرمانه ازطرف سازمانی که مدعی حقوق کارگر هم هست جندین سال ادامه داشت و کارگرانی که روزانه هشت تا دوازده ساعت کارمیکردند به شدت از جانب سازمان استثمار و گاه تحقیر هم میشدند , بازرسی بدنی موقع خروج و…. کارگران عراقی البته چاره ای جز تن دادن به این بیگاری نداشتند چرا که در آن شرایط بحرانی هیچ پروژه کاری دیگری وجود نداشت و جنگ و بیکاری فاجعه بزرگی بود , خوب بیاد دارم که گاه تا سیصد نفر جلوی قرارگاه برای کار جمع میشدند و سازمان کارگران خود را از بین آنها انتخاب کرده و بقیه با فحش و کتک مجبور به متفرق شدن و برگشتن به خانه و روستای خود میکرد.تعداد این کارگران در روز را باید در سالیانی که اینکار ادامه داشت و نیز در مبلغی که مجاهدین به جیب میزدند ضرب کرد تا میزان واقعی معلوم شود فقط برای یکسال و متوسط روزی هشتاد نفر و هر نفر ۵ دلار میزان این بهره کشی بالغ بر صد و چهل و شش هزار دلار میشود.

حدیث جامعه بی طبقه توحیدی هم که سازمان برسنگ قبر هر شهید گمراه شده میتراشید , دست کمی از این بهره کشی و حمایت مجاهدین از حقوق کارگر ندارد , این شعار فقط برای سنگ قبر بود و بس , درهمان اشرف کاخی برای مسعود رجوی ساخته شده بود با امکانات باورنکردنی آنهم نه برای زندگی دائم , حتی در کنار سالن اجتماعات برای چند ساعت استراحت مسعود و مریم حین نشست , یک خانه زیبا با امکانات گسترده ساخته شده بود .مسئولین پایین تر هم شامل این نعمت ها میشدند , یادم هست که مدتها بحث یک توالت فرنگی مجهز با امکان وزن و کوتاه و بلند شدن اتوماتیک بر اساس وزن وقد نفر وهمچنین بسته شدن اتوماتیک درپوش و داشتن چراغ داخلی در بین بچه ها مسئله سازبود , توالتی که برای وجیهه کربلایی از خواهران شورای رهبری در قرارگاه خریداری و نصب شده بود و این در حالی بود که مقرو آسایشگاه و سرویس بهداشتی برادران با انبوه افراد مجروح و ناتوانی های کمر و زانو فقط یک توالت فرنگی داشت که آن هم اغلب دچار مشکل و خراب بود . امکانات دیگر رفاهی و حتی غذایی هم در اشرف بسیار با شعارحک شده برسنگ قبر مجاهدین متفاوت بود.

بحث و اسناد مربوط به بهره کشی جنسی مسعود رجوی از زنان را هم حالا دیگر همگان شنیده و دیده اند , مطمئنم که اگر روزی مسعود رجوی بخواهد در این باره با زبان ایدئولوژیک پاسخ دهد بجای نفی و تکذیب آن ,به این امر افتخار خواهد کرد و خواهد گفت اگر مردان هم مثل این زنان حاضر بودند همه چیز خود را به رهبری بدهند تا امروز صدها بار جمهوری اسلامی را سرنگون کرده بودیم . مسعود رجوی قطعا این امر را نتیجه طبیعی کاریزما و خلقیات فراانسانی خودش تلقی خواهد کرد,رجوی همانطور که در بیانیه شورای مرکزی و دفتر سیاسی سازمان قبل از انحلال آمده بود معتقد است که قوانین رهبری با بقیه افراد جامعه و سازمان کاملا متفاوت است وبسا موارد حرام که بر رهبری حلال است .

مناسبات پاک هم که باز از شعارهای دهان پرکن مسعود رجوی و سیستم تبلیغات این فرقه محسوب میشود فرسنگ ها دور از واقعیت است , شاید من به تنهایی شاهد بیش از ده نشست توبیخی بخاطر همجنس بازی در بین برادران بوده ام که افراد لو رفته را در نشست حاضر و وادار میکردند تا مثل سگ در پای رهبر عقیدتی بیفتند بلکه بخشیده شده و به مناسبات برگردند ,از تمام مراحل هم فیلم گرفته میشد که تضمینی برای اطاعت ابد الدهرخطاکاران باشد , خطایی که سازمان با انقلاب ایدئولوژیکش و بستن راه حلال موجبات آن را فراهم کرده بود ,ده نشست که هر کدام برای دونفر برگزار شده بود بجز موارد لو نرفته و بجز مواردی که بگوش من نرسیده بیست نفر از۱۲۰ نفری که قرارگاه هفتم را تشکیل میدادند میشود هفده درصد که البته رقم بالایی است , البته تجاوزات و روابط نامشروع زن و مرد و مشکلاتی که باعث شد مریم رجوی دستور کشتن تمام سگهای قرارگاه حبیب را بدهد ونیز مشکلات فردی و بسیاری دیگر را هم باید به این خطاها اضافه کرد.

بهره کشی جسمی و جنسی , سرکوب و تحقیر زنان , استثمار کارگران خارجی و مجاهدین کارگر , روابط ناسالم مبتنی بر ریا و دروغ و جاسوسی و چاپلوسی و روابط ناپاک مرد و زن باهم و با جنس مخالف بعلاوه صدها عارضه دیگر, جامعه ای است که مسعود رجوی
مبتنی بر ایدئولوژی خود پایه گذاری کرد ونامش را اشرف گذاشت , جامعه ای که قرار بود الگوی آینده ایران باشد و خوشبختانه فروریخت و فروپاشید و رسواگر پلیدی رهبران فرقه شد.

—————

همچنین
http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=14082

پایان لیست سیاه و آغاز روزگاری سیاه تر (مجاهدین خلق، فرقه رجوی)

.

… مسعود رجوی روزگاری در نشستی به نام "حوض" با عصبانیت خطاب به ما گفت : میدانید چرا ما را در لیست تروریستی گذاشته اند ، چون کم کشته ایم ، کم عملیات کرده ایم و کم ترورکرده ایم ، اگر شما عرضه داشتید و ده یا صد برابر این عملیات میکردید ،الان ما را یک قدرت و یک ارتش میشناختند ونه تروریست ، و بعد اضافه کرد که آنکس که یکی را میکشد قاتل است واگر هزارها نفر را بکشد فا تح نامیده میشود ، جنگ صد برابر از همینجا شروع شد و بصورت یک خط و یک شعار و یک استراتژیک از طرف سازمان پی گرفته شد که البته به جایی نرسید . آن روزها مجاهدین خلق فکر میکردند که لیسیت بی تاثیر است و از قضا میتواند محرک جنگ صد برابر هم باشد. بعد ها که مسعود رجوی مفقود بود و نگرانی انزوا و ماندن در لیست تروریستی سراپای مجاهدین را فراگرفته بود …


(Rajavi from Saddam to AIPAC)

بهزاد علیشاهی، وبلاگ حسن زبل، بیست و دوم دسامبر ۲۰۱۲
http://hasanzebel.blogfa.com/post-956.aspx

بالاخره مجاهدین خلق از لیست سیاه تروریستی دولت کانادا هم خارج شدند!

البته سالها پیش مجاهدین از لیست تروریستی انگلستان و اروپا هم خاج شده بودند و باز قبل تر همچنین ازلیست تروریستی آمریکا ، طی این سالیان خروجشان موجب چندان تغییر چشمگیری در درون سازمان و یا در ارتباطشان با سایر گروهها و اپوزسیون نشد که بتوان این پدیده را چنانکه مجاهدین میگویند یک پیروزی چشمگیر یا یک ضربه هولناک برای جمهوری اسلامی تعبییر کرد .

چیزی که اما در این سا لیان تغییر کرده سخنان مجاهدین است در رویارویی با واقعیت تلخ و روزگار سیاه

روزی مجاهدین از زبان رهبرمفقود کنونی شان میگفتند که لیست تروریستی مماشات غرب باجمهوری اسلامی و نشاندهنده موفقیت و تاثیر تلاشهای مجاهدین خلق است و آخرین تشبثات ننگین غرب است برای نجات جمهوری اسلامی از سرنگونی .

مسعود رجوی روزگاری در نشستی به نام "حوض" با عصبانیت خطاب به ما گفت : میدانید چرا ما را در لیست تروریستی گذاشته اند ، چون کم کشته ایم ، کم عملیات کرده ایم و کم ترورکرده ایم ، اگر شما عرضه داشتید و ده یا صد برابر این عملیات میکردید ،الان ما را یک قدرت و یک ارتش میشناختند ونه تروریست ، و بعد اضافه کرد که آنکس که یکی را میکشد قاتل است واگر هزارها نفر را بکشد فا تح نامیده میشود ، جنگ صد برابر از همینجا شروع شد و بصورت یک خط و یک شعار و یک استراتژیک از طرف سازمان پی گرفته شد که البته به جایی نرسید . آن روزها مجاهدین خلق فکر میکردند که لیسیت بی تاثیر است و از قضا میتواند محرک جنگ صد برابر هم باشد .

بعد ها که مسعود رجوی مفقود بود و نگرانی انزوا و ماندن در لیست تروریستی سراپای مجاهدین را فراگرفته بود و مجاهدین فکر میکردند که بیرون آمدن از لیست به آنها در حل مشکلات بی اعتباری بیرونی و فروپاشی درونی کمک میکند حرف خود را عوض کردند و مریم رجوی گفت : از غرب نمیخواهیم که درسرنگونی رژیم آخوندی به ما کمک کند ،همینکه جلوی ما را نگیرد برای ما کافی است ما خودمان توان سرنگونی را داریم ما را از لیست خارج کند تا جهان ببیند که چه خواهیم کرد.

و البته غرب مجاهدین را از لیست خارج کرد و اتفاق خاصی نیفتاد ، غربیها گفتند که مجاهدین مدتهاست دست به ترور نزده اند و مجاهدین هم تائید کردند که نزده ایم یعنی چیزی که به آن افتخار میکنند وهمه تاریخشان را تشکیل میدهد نفی کردند و منکر شدند و بیرون آمدن از لیست ، البته کمکی به آنها نکرد و مشکلات همچنان باقی ماند و سرنگونی و کسب قدرت و ریاست جمهوری همچنان برایشان بصورت رویا باقی ماند،

همچنان بی اعتبار ی نزد مردم و به حساب نیامدن نزد اپوزسیون و فرار و اعتراض از درون آزارشان میداد و همین ها باعث شد که بازهم حرف خود راعوض کنند و اینبار مریم رجوی گفت که : اکنون زمان آن فرارسیده است که مقاومت ایران (مجاهدین خلق ) برسمیت شناخته شود و مورد حمایت قرار گیرد. حقوق و حفاظت ساکنان اشرف و لیبرتی، اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران تضمین شود و کمپ لیبرتی به عنوان کمپ پناهندگی نامگذاری شود.

———–

همچنین
http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=13601

حکمت خروج "در" از لیست تروریستی به خدمت گرفتن "دیوار" است

.

… گران و پرخرج شدن اپوزسیون در این بازار مکاره , البته آمریکا را برای بکارگیری آنان دچار مشکل میکرد , چرا که این طمع و طلب چنان شروع شده بود که به نظر میرسید سر باز ایستادن ندارد. رونمایی و علنی کردن یک اپوزسیون کم خرج و ارزان که دست به هر کار کثیفی هم میزند قطعا توقع و خواست مابقی اپوزسیون خارجه نشین را کم کرده و پایین می آورد و باعث کسادی بازار آنها میشد , بیرون آوردن سازمان مجاهدین خلق از لیست تروریستی یک پیام واضح از طرف آمریکا به تمامی تشکلات و نشست ها و اجلاسها ی اپوزسیون بود که جنس ارزان با بکارگیری ساده در دسترس است و شما باید در این سطح برای عرضه خود رقابت کنید. البته که این تنها دلیل نیست ولی یکی از دلایلی است که نتیجه اش جری تر شدن سازمان مجاهدین و به چالش کشیده شدن مابقی اپوزسیون خارج کشور است …


(Rajavi from Saddam to AIPAC)

بهزاد علیشاهی، وبلاگ حسن زبل، یازدهم اکتبر ۲۰۱۲
http://hasanzebel.blogfa.com/post-941.aspx

شروع تحولات سوریه از بیست و ششم ژانویه دوهزار و یازده و سوأستفاده غرب از بهار عربی برای رسیدن به مقاصدش وهمزمان سرریز شدن پولهای بی حد و حساب وکلان به ترکیب های مختلف ناراضیان و مخالفان سوری , نه تنها برخی مقامات و نظامیان سوری را به هوس انداخت و به صفوف اپوزسیون کشاند , بلکه در بین اپوزسیون جمهوری اسلامی نیز ولوله ای برپا کرد.

در سوریه شورای ملی سوریه , شورای هماهنگی سوریه , هیئت عمومی انقلاب سوریه , کمیته هماهنگی ملی و ارتش آزاد سوریه عناوین و ترکیبهایی بودند که سعی داشتند با بزرگ نمایی خود و جذب شخصیت ها و افراد صاحب نام بیشتر , مقدار بیشتری از وجوه نقدی را به خود جذب کنند . این اپیدمی و تبدیل شدن شخصیت ها و جریانات سیاسی به اسفنجی برای جذب کمک های مالی به سرعت به اپوزسیون جمهوری اسلامی نیز کشیده شد.

گردهمایی ۱۵۰ نفره در بروکسل , نشست بیست نفره در واشنگتن که البته از شصت نفر دعوت شده بود , نشستی که به دعوت بنیاد اولاف پالمه در سوئد برگزار شد, کنفرانس لندن , کنفرانس برلین , تشکیل شورای ملی توسط رضا پهلوی , اتحاد گروههای کردی و بیانیه مشترک و بسیاری تلاشهای دیگر از سوی اپوزسیون خارج کشور صرفأ برای جذب احتمالی پولهای هنگفت بود. بوی پول اپوزسیون خفته و به روزمرگی افتاده را بیدار کرده و هرکدام همانطور که در اطلاعیه هایشان آمد فکر میکردند بزرگترین اتحاد اپوزسیون را ایجاد کرده و بالطبع حق و سهم بیشتری از پولها را طلب میکردند . عملا ویترین ها و مغازه هایی توسط اپوزسیون برای عرضه گشوده شده بود.

گران و پرخرج شدن اپوزسیون در این بازار مکاره , البته آمریکا را برای بکارگیری آنان دچار مشکل میکرد , چرا که این طمع و طلب چنان شروع شده بود که به نظر میرسید سر باز ایستادن ندارد .

رونمایی و علنی کردن یک اپوزسیون کم خرج و ارزان که دست به هر کار کثیفی هم میزند قطعا توقع و خواست مابقی اپوزسیون خارجه نشین را کم کرده و پایین می آورد و باعث کسادی بازار آنها میشد , بیرون آوردن سازمان مجاهدین خلق از لیست تروریستی یک پیام واضح از طرف آمریکا به تمامی تشکلات و نشست ها و اجلاسها ی اپوزسیون بود که جنس ارزان با بکارگیری ساده در دسترس است و شما باید در این سطح برای عرضه خود رقابت کنید.

البته که این تنها دلیل نیست ولی یکی از دلایلی است که نتیجه اش جری تر شدن سازمان مجاهدین و به چالش کشیده شدن مابقی اپوزسیون خارج کشور است .

امری که باعث شده تا هیلاری کلینتون در کنار مریم رجوی که مادرخوانده عقیدتی مجاهدین است بعنوان مادرخوانده سیاسی مطرح شود نه تغییر ماهیت تروریستی مجاهدین است ونه مشروعیت و یا توان این سازمان , آمریکا بخوبی میداند که این سازمان بین ایرانیان منفور است و نیز بخوبی میداند که برای مطرح شدن و امکان بقا دست به هرکار کثیفی خواهد زد .

استفاده از این قابلیت ها وسوسه برانگیز است بخصوص اینکه به وضوح به بقیه میفهماند که اپوزسیون مطلوب از نظر آمریکا کدام گزینه است .

اما آیا این خواسته باعث غلتیدن باقی مخالفان جمهوری اسلامی به دامن خشونت و ترور و عرضه آسان خود در جهت جاسوسی برخلاف منافع ایران وایرانی خواهد شد؟ ویا سابقه ننگین این گروه برعلیه عالی ترین منافع ملی ایران و ایرانی در مقاطع مختلف و تنفر شدید ایرانیان از این بابت وسیله ای خواهد شد که کلیت این نقشه راه استعماری را نابود کند؟

———–

همچنین
http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=13492

بعد از مهره به مهره کردن حریف, حالا حرکت با ماست

.

… بیرون آمدن از لیست تروریستی توسط آمریکا برای به خدمت گرفتن این گروه البته دست آنها را هر چه بیشتر در پولشویی و فریب ایرانیان خارج کشورباز میکند و بالقوه میتواند اختیارات بیشتری برایشان ایجاد کند منجمله تماس مستقیم با اربابان بیشمارش و گرفتن پول و ارائه خدمات به آنها که البته چون نمیخواستند ننگ تماس با یک گروه تروریستی را به جان بخرند تصمیم به حذف صورت مسئله کرده اند. بیرون آمدن از لیست با همه این محاسن برای مجاهدین البته فضای بازتر تشکیلاتی را هم ,برایشان الزام آور میکند که این از قضا چون زهر برایشان عمل خواهد کرد و به مصداق "از قضا سرانگبین صفرا فزود " بیشتر به متلاشی شدن این فرقه کمک خواهد کرد …


Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult)continued terror campain

بهزاد علیشاهی، وبلاگ حسن زبل، بیست و هشتم سپتامبر ۲۰۱۲
http://hasanzebel.blogfa.com/post-938.aspx

مجاهدین در یک حرکت برای نجات خودش از کیش و مات شدن حاضر شد که مهره به مهره کرده و با گردن گذاشتن به تخریب "قلعه" مخوفش اشرف , شانس بیرون آمدن از لیست را پیدا کند . اما آیا این میتواند ورود به دنیای جدیدی برای آنها و نجاتشان از این بازی باشد یا بازی با حرکت ما ادامه پیدا میکند؟

جمله مشهور نلسون ماندلا در رابطه با زندانبانانش که گفت " میبخشم ولی فراموش نمیکنم " البته سیاست صحیح مدارا و عدم خشونت بعد از قدرت یافتن است , او برای صلح و پیشرفت در کشورش کسانی را بخشید که سالها مرتکب جنایت شده بودند ,اما نکته مهم این بود که آنها دیگر نمیتوانستند به جنایت خود ادامه دهند چرا که نظام و سیستمی که آنها را به کار میگرفت منحل شده بود .

فرقه مجاهدین خلق که سابقه سالها جنایت وخیانت را علیه مردم و میهنم ایران و نیز خودم و یارانم دارد ونه تنها ازآنهمه جنایت و رذالت و خیانت تبری نجسته وعذرخواهی نکرده بلکه با شدت بیشتر به آن ادامه میدهد, نه بخشودنی است و نه فراموش شدنی چرا که هنوز نظام و سیستمش برقرار است و توسط دشمنان به کار گرفته میشود .

بیرون آمدن از لیست تروریستی توسط آمریکا برای به خدمت گرفتن این گروه البته دست آنها را هر چه بیشتر در پولشویی و فریب ایرانیان خارج کشورباز میکند و بالقوه میتواند اختیارات بیشتری برایشان ایجاد کند منجمله تماس مستقیم با اربابان بیشمارش و گرفتن پول و ارائه خدمات به آنها که البته چون نمیخواستند ننگ تماس با یک گروه تروریستی را به جان بخرند تصمیم به حذف صورت مسئله کرده اند .

بیرون آمدن از لیست با همه این محاسن برای مجاهدین البته فضای بازتر تشکیلاتی را هم ,برایشان الزام آور میکند که این از قضا چون زهر برایشان عمل خواهد کرد و به مصداق "از قضا سرانگبین صفرا فزود " بیشتر به متلاشی شدن این فرقه کمک خواهد کرد , مجاهدین خلق همیشه سعی داشته اند که در فضای بسته به حیات خود ادامه دهند , فضایی که به اسم مشکلات امنیتی و شرایط پیچیده مبارزه و مسائلی که لازم نیست بدانید و…..جلوی فهم و آگاهی اعضایش را بگیردو به پرسش های آنان پاسخ ندهد و ذهن ها را ببندد . فاز نظامی , خانه تیمی , جنگ مسلحانه , اطلاعات ارتش , لیست تروریستی , ….. همه شرایطی بود که سازمان یا فراهم میکرد و یا از آن سود میجست تا پروسه فرقه سازی اش را تکمیل کند .

حالا که مجاهدین از لیست بیرون آمده , مسعود رجوی نیازی به مخفی ماندن ندارد و باید حاضرباشد و پاسخگو , نیازی به خانه های مخفی در اروپا و آمریکا نیست , دفاتری باید داشته باشد که مردم بتوانند آنجا ازفرزندانشان سئوال کنند و پاسخ بگیرند که کجا هستند و چه سرنوشتی داشته اند و البته یک هزارم این شرایط اساس فرقه را از هم خواهد پاشید .

با این اوضاف نگرانی من بشخصه از بیرون آمدن این فرقه از لیست نیست , من نگران فراموش شدن جنایت و خیانت های این فرقه در اذهان هستم , نسل دوران جنگ و نسل بعد از آن که دهن به دهن از گرا دادن ها و همکاری مجاهدین با صدام و جاسوسی آنها شنید ه اند , سازمان را بخوبی میشناسند , اما نسلی هم هست که حتی اسم مجاهدین را نشنیده اند , نسلی که بسیاری از آنها را مجاهدین به اسم استخدام و با نام نیروی کاریاب فریب داده و به عراق کشانده و اسیر کرده .

متاسفانه افکار عمومی گاه دیده شده که حافظه کوتاهی دارند, مثلا طالبان با آنهمه جنایت درزمان حاکمیت خود در افغانستان امروزه توسط حاکمان افغان برای مذاکره فراخوانده میشوند و مردم هم اعتراضی ندارند , یا شخصی مثل شعبان بی مخ در کشور خودمان بعد از آنهمه خیانت به مردم با گذشت زمان توسط افکار عمومی بخشیده و فراموش میشود تا جایی که برخی روزنامه نگاران و فیلم سازمان و روشنفکرها جرئت میکنند که با او مصاحبه کنند و از او روشنفکرانه یاد کنند . و بسیاری از این نمونه ها

آمریکا البته انتظار دارد که گروهی را که از لیست بیرون آورده و قصد بکارگیری اش را دارد با مرور زمان بخشیده و فراموش شود و بتواند نقش یک گروه سیاسی اپوزسیون و یک اهرم اجرایی را بازی کند , البته برخی شواهد هم امیدش را تقویت میکند , وقتی کسانی دست به هزل و تمسخر مدافعان کشور در سالهای جنگ با صدام را میزنند و کاریکاتور میکشند یا مطلب مینویسند و… قطعا روزنه ای باز میشود که بتوان همدستان صدام و قاتلین مردم بیگناهِ پناه گرفته در سرپناه عمومی را هم قهرمان معرفی کرد .

تا زمانی که فرقه رجوی منجل نشده است و تا زمانی که همه یارانم آزاد نشده اند نه میبخشم و نه فراموش میکنم , و صد البته با روشنگری نخواهم گذاشت که بخشیده یا فراموش شوند , قطعا آمریکا هم روزی از این همه هزینه که برای این فرقه پرداخت کرده است پشیمان خواهد شد والبته این فرقه آنگاه از همه لیست ها و همچنین از تاریخ ایران خط خواهد خورد و تبدیل خواهد شد به یک تجربه تلخ.

———–

همچنین
http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=13241

وقتی در اشرف کسی نباشد

(قرارگاه مجاهدین خلق، فرقه رجوی، در عراق)

.

… مجاهدین که از اشرف بیرون بیایند در قرارگاهی خواهند بود که نامش را خودشان انتخاب نکرده اند و نام آن برایشان هیچ بار معنایی و ایدئولوژیکی ندارد, قرارگاه موقتی که تحت کنترل است و امکان بسیاری از شعبده بازیهای تشکیلاتی برای نگه داری نیرو ویا مغزشویی را لا اقل به اندازه اشرف ندارد. مجاهدین وقتی اشرف را ترک کنند قطعا تابلو بزرگ "چو اشرف نباشد تن من مباد " را از ورودی آن خواهند کند, آنها بسیاری شعارها را هم ممنوع و فراموش خواهند کرد . وقتی اشرف را ترک کنند ارتش آزادیبخششان منحل شده و بجای عملیات و گرفتن خاک ایران , خاک از دست داده و بی آینده میشوند , وقتی اشرف خالی شود دیگر جایی برای بزرگ نمایی و مراسم پرهزینه پوچ و رژه و نمایش و کنسرت وآتش بازی و نورافشانی نخواهند داشت , برای …

بهزاد علیشاهی، وبلاگ حسن زبل، بیست و نهم اوت ۲۰۱۲
http://hasanzebel.blogfa.com/post-931.aspx

بالاخره روزی میرسد که اشرف بطور کامل تخلیه شود , این چشم انداز علیرغم همه بازیها و گروگانگیریها و باجگیریهای سازمان مجاهدین به وقوع خواهد پیوست , حتی اگر در قبال تحقق چنین چشم اندازی مجاهدین از لیست تروریستی هم بیرون بیایند یا از طرف دولت عراق بعنوان پناهنده پذیرفته شوند ویا صاحب چند کولرگازی و ژنراتور و پنکه و قابلمه و سطل بشوند و آنها را به دست بگیرند یا بفروشند.

مجاهدین که از اشرف بیرون بیایند در قرارگاهی خواهند بود که نامش را خودشان انتخاب نکرده اند و نام آن برایشان هیچ بار معنایی و ایدئولوژیکی ندارد, قرارگاه موقتی که تحت کنترل است و امکان بسیاری از شعبده بازیهای تشکیلاتی برای نگه داری نیرو ویا مغزشویی را لا اقل به اندازه اشرف ندارد.

مجاهدین وقتی اشرف را ترک کنند قطعا تابلو بزرگ "چو اشرف نباشد تن من مباد " را از ورودی آن خواهند کند, آنها بسیاری شعارها را هم ممنوع و فراموش خواهند کرد .

وقتی اشرف را ترک کنند ارتش آزادیبخششان منحل شده و بجای عملیات و گرفتن خاک ایران , خاک از دست داده و بی آینده میشوند , وقتی اشرف خالی شود دیگر جایی برای بزرگ نمایی و مراسم پرهزینه پوچ و رژه و نمایش و کنسرت وآتش بازی و نورافشانی نخواهند داشت , برای جشن های رجوی محورشان مثل هفته مریم و آزادی مسعود و پروازهای او , ( بجای مناسبت های ملی یا مذهبی ) نیزجایی نخواهند داشت .

آنها با تخلیه کامل اشرف برای مهمان ها ( مجاهدین سابق که نمیخواهند در اسارت بمانند ) زندانی نخواهند داشت ,برای شکنجه های روحی و روانی و نشت ها و قتلهای ساختگی هم با مشکل مواجه خواهند شد.

آنها حتی برای پرکردن برنامه های تلویزیون ماهواره ای خود نه بازیگر و مجری و پرسنل خواهند داشت نه بیننده , چرا که بیش از نود درصد برنامه ها در اشرف تولید میشد و باز بیش از نود در صد برنامه ها هم در اشرف دیده مبشد.

مجاهدین از بابت همه اینها و بسیاری دیگر حواس خود را از دست داده اند , آنها مدام و یک ریز و یک دست برنامه میسازند و با زبان طنز و جد و خبر و مصاحبه از قول جمهوری اسلامی و جداشده ها و منتقدین خبر جعل میکنند که مثلا گفته شده از تخلیه اشرف چه سودی برده ایم ؟ یا اینکه تخلیه اشرف یک جهش برای پیش برد اهداف سازمان است و بسیاری اباطیل دیگر .

اما مریم ومسعود رجوی که هنوز طعم نشست در سالن بزرگ اشرف و سخنرانی برای چند هزار عضو اسیر خواب آلود و مجبور را زیر دندانش حس میکنند و برایشان بصورت یک آرزو در آمده و هنوز فیلم های رژه و مانور و تسلیحات و تانک و توپ را با حسرت نگاه میکنند , میدانند باتخلیه اشرف چه چیزی را از دست داده اند , چیزی که بیرون آمدن از لیست و حتی کمک های اسرائیل و اعراب اسرائیلی جبرانش نخواهد کرد.

اما چیزی که ما منتقدین و جداشده ها و خانواده اسرا به دست خواهیم آورد بیگمان بسیار با ارزش و بزرگ است , بله رهایی عزیزانمان

—————

همچنین
http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=13156

نگاهی به محدودیت ها ومحرومیت های اعمال شده عصر برده داری بر

زنان اسیر درچنگال گشتاپوی فرقه تروریستی رجوی (مجاهدین خلق)

.

… زنان درتشکیلات فرقه رجوی ابزاری برای تبلیغ ایدئولوژیک وهموارکننده راه اجرای احکام ودستورات سرکوبگرایانه تشکیلاتی به حسالب می آیند _ درحقیقت سرکرده فرقه رجوی ضمن سواستفاده فراوان از خصوصیات احساسی _ عاطفی این زنان فریب خورده آنها را به جاسوسی _ خبرچینی جهت پیشبرد خط تشکیلات مجبور می نماید _ زنان درفرقه رجوی زمانی مورد تشویق وارتقا ی تشکیلاتی قرار می گیرند که نهایت تسلیم پذیری ووفاداری خود به رهبری را درعمل به اثبات رسانده باشند _ اینگونه زنان ارتقا یافته که اعضای شورای رهبری ! معروف می شوند درحقیقت زنانی هستند که در تشکیلات بنام زنان مورد اعتماد رهبری و کالاهایی متعلق به سرکرده فرقه به حساب آمده وعضو حرمسرای رهبری منظور می شوند …

الف .مینو سپهر، وبلاگ زنان در اسارت فرقه رجوی، سیزدهم اوت ۲۰۱۲
http://www.banafsheh707.blogfa.com/post-311.aspx

تنها یک هفته تا تخلیه کامل وجمع آوری وتعطیل اردوگاه تروریستی فرقه رجوی درعراق باقی مانده است .

زن ستیزی درتشکیلات فرقه رجوی ازجمله نکات بسیار مهمی است که باید درباره آن بیشتر نوشت و آنرا مورد کنکاو و بررسی دقیق تر قرارداد _ زنان قربانی تشکیلات فرقه از جمله بی حقوق ترین وتحت ستم وسرکوب ترین زنان به شمارمی آیند _ خاطرات زنانی که که موفق شده اند از تارعنکبوتی این تشکیلات بگریزند به خوبی نشان می دهد که چگونه این زنان مورد سو استفاده فیزیکی _ احساسی وحتی جنسی قرارگذفته اند .

زنان درتشکیلات فرقه رجوی ابزاری برای تبلیغ ایدئولوژیک وهموارکننده راه اجرای احکام ودستورات سرکوبگرایانه تشکیلاتی به حسالب می آیند _ درحقیقت سرکرده فرقه رجوی ضمن سواستفاده فراوان از خصوصیات احساسی _ عاطفی این زنان فریب خورده آنها را به جاسوسی _ خبرچینی جهت پیشبرد خط تشکیلات مجبور می نماید _ زنان درفرقه رجوی زمانی مورد تشویق وارتقا ی تشکیلاتی قرار می گیرند که نهایت تسلیم پذیری ووفاداری خود به رهبری را درعمل به اثبات رسانده باشند _ اینگونه زنان ارتقا یافته که اعضای شورای رهبری ! معروف می شوند درحقیقت زنانی هستند که در تشکیلات بنام زنان مورد اعتماد رهبری و کالاهایی متعلق به سرکرده فرقه به حساب آمده وعضو حرمسرای رهبری منظور می شوند!

گرچه زنان بیشترازمردان مورد سواستفاده فرقه قرارگرفته وبگونه سیستماتیک سرکوب شده اند ولیکن ازبین صدها نفراز افراد جداشده از سال ۱۹۹۲ بدین سو درصدکمی از آنها را زنان تشکیل می دهند _درکنار آین آمار بنا برخاطرات جداشدگان تعداد زنانی که بدلیل نارضایتی خواهان جدایی از فرقه گردیده و دربیدادگاه های این فرقه به مرگ محکوم شده وبه طرق مختلف کشته شده اند نسبت به کل اعضای بیشتراز مردان است …..

زنانی که توسط فرقه رجوی درعراق به قتل رسیده ونامشان تاکنون منتشر شده عبارتند از _ مرجان اکبری _ آلان محمدی _ مهری موسوی _ مینو فتحعلی _ فائزه اکبریان _ سیمین فیض _ نسرین احمدی _

فرار سه عضو شورای رهبری ضربه گیج کننده به تشکیلات فرقه رجوی

ازساال ۲۰۰۷ بدین سو تاکنون سه نفراز اعضای شورای رهبری ویا متعمدترین افراد مورد وثوق تشکیلاتی موفق شده اند از این تشکیلات ضدزن گریخته وخود رابه دنیای آزاد برسانند این افراد عبارتند از خانم ها بتول سلطانی مریم سنجابی وزهرا میرباقری _ فرار این افراد ضربه سهمگینی به این تشکیلات سرکوبگرانه این فرقه بوده است بطوری که دستگاه تبلیغی فرقه رجوی طی چندسال اخیر درمورد فرار و جدایی این سه نفر به سکوت خفقان آوری دچارگردیده است .

زنان جداشده وافشای مناسبات سرکوبگرایانه فرقه رجوی

آخرین افشاگری خانم مریم سنجابی عضو سابق شورای رهبری!

http://nasimerahaee.mihanblog.com/post/1858

از آنجا که زنان همه گونه مورد سواستفاده فیزیکی _ احساسی و گاها جنسی دراین فرقه قرار می گیرند بهمین دلیل وقتی این زنان باجسارت وهشیاری موفق به فرار از این قلعه مخوف می گردند فورا درصف اول افشاگنندگان ماهیت ضد زن دراین فرقه درمی آیند _ بنابرخاطرات خاتم مریم سنجابی حکم فرار" اعضای شورای فرقه رجوی مرگ است" وبهمین دلیل از آنجا که خطرجانی ازجانب فرقه این افراد را تهدید می کند لذا ماموران امنیتی باید بگونه ای دائم این افراد را تحت محافظت قراردهند.

محرومیت ها ومحدودیت های مضاعف زنان درتشکیلات فرقه رجوی

۱- زنان از عشق وازدواج محروم هستند واصولا فکرکردن به جنس مخالف تخلف تشکیلاتی محسوب می گردد

۲- همه زنان متاهل فرقه رجوی مجبورشده اند از همسرانشان طلاق تشکیلاتی بگیرند وجدا شوند

۳- زنان از دراختیارداشتن وسائل وامکانات آرایشی _ پیرایشی محرومند

۴- تشکیلات فرقه رجوی هرمون های تحریک کننده رویش موازدیاد موئ به غذای این زنان اسیر اضافه می نماید تا چهره آنها را از حالت ظریف زنانه خارج گردد وبهمین دلیل تقریبا تمامی زنان اسیر دارای ریش وسبیل هستند

۵- گروهی از زنان جوان فرقه به بهانه های مختلف تحت عمل خارج کردن رحم توسط زن جلادی بنام نفیسه بادامچی از زنان حرمسرای فرقه قرارگرفته اند تا هرگونه امیدی به آینده دراین زنان ازبین برود

۶- زنان از دیدن فرزندان وبستگانشان حتی در مناسبات داخلی اردوگاه فرقه نیز محروم هستند

۷- زنان مجبورند بطور هفتگی خواب ها واحساسات گذرای جنسی خودرا درحضورجمع بعنوان فکت بخوانند

۸- زنان حق کوچکترین معاشرتی با مردان را ندارند ومجبورند هرگونه احساس نسبت به جنس مخالف را فراموش نمایند

۹- گروهی از زنان مجبور به رابطه جنسی بامردان خاص شده ومورد تجاوز جنسی قرارگرفته اند

۱۰ – زنان هیچگونه حق انتخابی درگزینش طرح _ نوع ورنگ لباس وهرگونه پوشش ندارند .

۱۱- زنان از استفاده از هرنوع وسیله ارتباطی از جمله نشریه وکتاب وتلویزیونهای آزاد واینترنت وغیرو محروم هستند

۱۲ _ زنان حق هیچگونه اعتراض وانتقادی ندارند وباید دستورات تشکیلات را موبه مو بدون هیچ سئوالی اجرا نمایند.

فرقه رجوی زنان عضو را که همانند همه زنان سرشار از مهروعطوفت هستند را بصورت انسان های بی تعریف وموجودات بی اراده وریش وسبیل داری درآورده که همانند رباط مجبورند با فرمان ها ودستورات تشکیلاتی ازخواب بیدار شوند همانند ماشین کار کنند وشب ها نیز طبق دستور تشکیلاتی به بسترخواب بروند _ آنها باید به حدی کارکنند تاکاملا خسته وبیحال شوند وفرصتی برای فکر کردن به خود _ خانوداده وآینده نداشته باشند ….

فرقه رجوی بیش از دودهه است قوانین سخت تری از دوران بردگی رابراین زنان تحت فریب تحمیل کرده است وبهمین دلیل عموم این زنان اسیر به انواع واقسام بیماریهای روحی _ روانی وافسردگی مبتلا هستند.

درآستانه تخلیه وتعطیل اردوگاه مخوف فرقه رجوی درعراق نگارنده بعنوان یک فعال حقوق بشروزنان از مسئولین نهاد های بین المللی وسازمان های مدافع حقوق زنان درعراق وجهان تقاضا می کنم درکنار مصاحبه های خصوصی بازنان منتقل شده به اردوگاه حریه وآزد شده از اردوگاه عراق جدید انها را دقیقا مورد معاینات جسمی وبررسی های پزشکی قرار دهند

این زنان محروم بیش از دودهه است تحت شدید ترین سرکوب تشکیلاتی قرارداشته اند و بهمین دلیل تبدیل به انسانهای بی امید وآینده ای مبدل گردیده اند که برای بازگرداندن انها به حالت طبیعی مراقبت های فوری وکامل لازم است .

تا تخلیه کامل اسارتگاه فرقه رجوی یک گام بیش نمانده ونیروهای ضدشورش عراق آماه شده اند این اردوگاه بجامانده از دوران صدام را تحت حاکمیت دولت عراق درآورده وبرای همیشه این پایگاه تروریستی را تخلیه واسیران را آزاد کنند

سحر نزدیک است ……
الف .مینو سپهر ….. تولید وتدوین ۲۰۱۲/۰۸/۱۲
کدشناسه متن
PSCODE.IBN.NR:445840/08/2012/A295AF

————-

———–

همچنین
http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=12618

مصاحبه با خانم بتول سلطانی عضو سابق شورای رهبری مجاهدین در پاریس

در حاشیه آکسیون قربانیان فرقه مجاهدین در مقابل دادگستری فرانسه در حمایت از محاکمه مریم رجوی

.

… صحبت از پول و هزینه هائی می شود که سازمان می کند بسیاری از پولشوئی های این سازمان می گویند در کلیه کشورهای اروپائی مثل فرانسه یا آلمان هلند و حتی خود آمریکا این پولها از کجا هزینه می شود و چطور بدست سازمان می رسد و سازمان چطور وانمود می کند که این پولها از داخل خاک ایران است. خانم سلطانی: البته سازمان در جائی که در فریب اذهان و تغذیه سیاسی تلاش خودش را می کند و سعی می کند که روی مغز و انگیزه افراد هم کار بکند و بکار گیری و استخدام یک نماینده یا پارلمانتر شیوه های مختلف سازمان برای جذبش دارد منتهی خوب توی این مورد مشخص خیلی جاها پول مسئله را حل می کند اما در مورد منابع مالی سازمان دیگر من فکر می کنم که الان تا حدودی رو شده سازمان در زمان صدام …

ایران قلم، پاریس، دوازده ژوئن ۲۰۱۲
http://www.iran-ghalam.de/2Haupt/6183-
Soltani-Mosahebe-12.06.2012.htm

برای مشاهده فیلم روی عکس کلیک کنید

میلاد آریایی:
مطلع شدیم که خانم بتول سلطانی از اعضای سابق شورای رهبری امروز در پاریس حضور دارند و بر اساس خبر هائی که هست هم امروز در پاریس در مقابل کاخ دادگستری فرانسه آکسیونی برپا هست که معترضین و منتقدین سازمان مجاهدین آن را برگزار می کنند ضمن خشنودی از حضور شما در این مراسم می خواستم خانم سلطانی بپرسم که هدف شما از حضور در این آکسیون چی هست؟

خانم سلطانی:
ما خوب مدتهاست منتظر هستیم و من حداقل به نوبه خودم و همه بچه های جدا شده سالهاست که درخواستمان این است و خواهشمان این هست که بخصوص سران این سازمان بیایند پاسخگوی جنایتهاشون باشند پاسخگوی اون خودسوزیهای ۱۷ ژوئن که بصورت کانالیزه شده و تشکیلاتی انجام گرفت و پاسخگوی سایر جنایتهاشون باشند اما خوب متأسفانه با توجه به اینکه سازمان هزینه های هنگفت مالی انجام می دهد از قبیل خرید پارلمانترها یا وکلا و فعالیتهای دیگری که می کنه و همواره از این پاسخگوئی فرار کرده است و من خوشحال هستم که شاید امروز شاید اینها در برابر پاسخگوئی قرار بگیرند

میلاد آریایی:
صحبت از خودسوزهای پاریس کردید در سال ۲۰۰۳ همانطوری که من مطلع هستم شما در همان سالیان در مناسبات خود سازمان مجاهدین بودید و پیوسته این پرسش مطرح است که این خودسوزیها به شکل تشکیلاتی و به شکل در واقع عامدانه انجام شده آیا می توانید شما در این رابطه توضیح بدهید

خانم سلطانی:
خوب همواره یکی از شیوه هاش این بوده یعنی یکی از شیوه های تشکیلاتی اش این بوده که می آمد بصورت کانالیزه شده افراد را یعنی اعضاء را تحریک می کرد که اینکار را انجام بدهند بطوریکه هم خطری هم اتهامی متوجه سازمان نشود و هم اینکه اینکار را بصورتی پنهان و تشکیلاتی اینکار را انجام می داد و این کانالیزه شده بود

میلاد آریایی:
تو صحبتهاتو صحبت از پارلمانترهائی کردید که از این مناسبات و سازمان حمایت می کنند در حالیکه بسیاری از مردم ایران می دانند که در درون خاک ایران هیچ مقبولیتی نداره و از بقول معروف عنصر اجتماعی که زمانی مدعی آن بود خبری نیست هدف شما و در واقع نظر شما تو این رابطه که سازمان مجاهدین در خارج از خاک ایران بدنبال پارلمانترها هست اونهم یا مقامات سابق کسانی که یک زمانی موقعیت شغلی داشتند هدفش چی هست با توجه به شناختی که دارید؟

خانم سلطانی:
هدف سازمان بدست آوردن اعضائی هست از پارلمانتر ها کسانی که نفوذ داشته باشند توی دولت و مراجع قانونی کشورها برای فرار از پاسخگوئی و مشخصا هم سر اینها تا اونجائی که من اطلاع دارم و نشستهائی که خود مسعود رجوی برگزار می کرد یا نشستهائی که در بالاتر برگزار می شد می دانم که اینها چه هزینه هائی را می کنند و مشخصا پول خرج می کنند طوری که شما دیدید در مصاحبه های اخیر هم پارلمانتر ها گفتند که بله ما پول دریافت کردیم یعنی اینجا دیگه پول است که مسئله را حل می کند واسشون

میلاد آریایی:
بهرصورت خیلی صحبت از پول و هزینه هائی می شود که سازمان می کند بسیاری از پولشوئی های این سازمان می گویند در کلیه کشورهای اروپائی مثل فرانسه یا آلمان هلند و حتی خود آمریکا این پولها از کجا هزینه می شود و چطور بدست سازمان می رسد و سازمان چطور وانمود می کند که این پولها از داخل خاک ایران است

خانم سلطانی:
البته سازمان در جائی که در فریب اذهان و تغذیه سیاسی تلاش خودش را می کند و سعی می کند که روی مغز و انگیزه افراد هم کار بکند و بکار گیری و استخدام یک نماینده یا پارلمانتر شیوه های مختلف سازمان برای جذبش دارد منتهی خوب توی این مورد مشخص خیلی جاها پول مسئله را حل می کند اما در مورد منابع مالی سازمان دیگر من فکر می کنم که الان تا حدودی رو شده سازمان در زمان صدام حسین بارش را بسته است یعنی پشتوانه مالی از اون موقع داره از موقعیکه پول نفت عراق را برای خودش سهمیه داشت و من فکر می کنم ویدئوهای واقعی و مستندی که در دسترس هست
از کجا این هزینه ها را می آورده

میلاد آریایی:
بعنوان یک منتقد و بعنوان یک ناراضی که از این تشکیلات شما جدا شدید فکر می کنید که با تشکیل این آکسیونها و اعتراضها و به قلم در آوردن اونها چه روشنگری می توانیم به جامعه ایرانی چه در خارج کشور و بخصوص در داخل ایران بکنیم

خانم سلطانی:
من فکر می کنم ما همین الان هم که اینجا هستیم هستند خیلی از کسانی که باز هم طعمه تبلیغات این سازمان می شوند چه کسانی که ناآگاهانه می آیند هوادار این سازمان می شوند نمی دانند که ماهیت واقعی این سازمان چی هست چونکه سازمان تو نقاب دمکراسی و آزادیخواهی کارش را پیش می برد و اینطوری وانمود می کند و ما مسئولیت سنگینی داریم کسانی که از محتوی و از درون این تشکیلات خبر داریم از درون مناسبات تشکیلاتی آن ما وظیفه سنگینی داریم که این افراد را به خودشان بیاوریم و آگاه کنیم حالا به هر دلیل یا سازمان اینها را ترسانده یا معذوریتی دارند که خود را مجبور می بینند که برای این سازمان کار کنند و سازمان هم با همین متد کارش را داره پیش می بره یعنی گرو گرفتن از افراد هر کس را به نوعی مجبور می کند که مسیری را که خود سازمان می خواهد ببرد
من فکر می کنم که مسئولیت ما هم خطرناک هست و هم سنگی

میلاد آریایی:
بعنوان آخرین سوآل با توجه به اینکه بهرصورت سازمان مجاهدین در خاک اروپا حضور دارد همین الان بسیاری از نیروهاش در دسته ها و گروهائی ۴۰۰ نفره از
اصلی ترین پایگاهش یعنی اشرف به کمپ ترانزیت منتقل می شوند شرایط سازمان به غایت نابهنگام و اسفباری هست چه در داخل خاک عراق و چه اینجا که می بینیم برای باز پرسی و بازجوئی به دادگستری پاریس خوانده شده اند شما آینده این سازمان و آینده این تشکیلات و جریان خشونت طلب را چگونه ارزیابی می کنید؟

خانم سلطانی:
من فکر می کنم که کشتی استراتژیک رجوی بطور مشخص توی منطقه و توی عراق به گل نشسته است مسیرش استپ خورده جلوش و من فکر می کنم که پایان کار این سازمان و این سازمان و تشکیلات باشه .

—————-

همچنین
http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=13037

سازمان مجاهدین ، یک فرقه یک سازمان ضد انسانی ، ضد ایرانی و ضد زن است

نامه سرگشاده خانم ابراهیمی به خانم ریتا زوسموت در آلمان

.

… البته در ابتدا لازم است تاسف خود را اعلام کنم که برای من قابل باور نیست شخصیتی مثل شما ، چنین بی محابا از سازمان مجاهدین خلق حمایت کرده باشد. باید به عرض شما برسانم که سازمان مجاهدین خلق که به عقیده ملت ایران که قربانی تروریسم از طرف این گروه هستند و به عقیده اعضای ناراضی که سالیان سال از نزدیک با این گروه کار کرده اند ، یک سازمان ضد انسانی ، ضد ایرانی و ضد زن است که در عراق به عنوان ارتش خصوصی صدام خدمتهای بیکرانی را به دیکتاتور عراق داشتند از جمله کرد کشی و سرکوب مخالفان صدام در عراق . شاید شما تعجب کنید که چرا من این سازمان را ضد زن خطاب می کنم …


Maryam Rajavi currenty under investigation in France
directly ordered the massacar of Iraqi Kurds

نسرین ابراهیمی، ایران قلم، بیست و هشتم ژوئیه ۲۰۱۲
http://www.iran-ghalam.de/2Haupt/6386-Ebrahimi-Name-27.07.2012.htm

اینجانب نسرین ابراهیمی یکی از اعضاء سابق سازمان مجاهدین خلق با ۱۰ سال سابقه همکاری نزدیک با مجاهدین خلق مایل هستم مختصرا نکاتی را در رابطه با سازمان مجاهدین خلق ، با توجه به سخنرانی و حمایت شما از این گروه در ویلپنت پاریس به اطلاع شما برسانم .
البته در ابتدا لازم است تاسف خود را اعلام کنم که برای من قابل باور نیست شخصیتی مثل شما ، چنین بی محابا از سازمان مجاهدین خلق حمایت کرده باشد.
باید به عرض شما برسانم که سازمان مجاهدین خلق که به عقیده ملت ایران که قربانی تروریسم از طرف این گروه هستند و به عقیده اعضای ناراضی که سالیان سال از نزدیک با این گروه کار کرده اند ، یک سازمان ضد انسانی ، ضد ایرانی و ضد زن است که در عراق به عنوان ارتش خصوصی صدام خدمتهای بیکرانی را به دیکتاتور عراق داشتند از جمله کرد کشی و سرکوب مخالفان صدام در عراق .
شاید شما تعجب کنید که چرا من این سازمان را ضد زن خطاب می کنم.
احتمالا شما اطلاع ندارید که مسعود رجوی از زنان به عنوان ابزاری برای قبضه کردن قدرت رهبری خود استفاده می کند تا ولایت ایدئولوژیکی خودش را بر سایه سر تک تک اعضای مجاهدین مستدام نگاه دارد.
آیا شما اطلاع دارید که تعداد زیادی از زنان به دستور رجوی رحم خود را اجبارا خارج کرده اند؟
آیا شما اطلاع دارید که مسعود رجوی به تعدادی از زنان عضو شورای رهبری تجاوز جنسی کرده است؟
لازم است به اطلاع شما برسانم اعضاء این سازمان که اکثریت آنها تحت فشارهای روحی و روانی و برای سوء استفاده های رهبری این سازمان به زور در سازمان نگاه داشته شده اند .
ایا شما اطلاع دارید که سازمان مجاهدین علاوه بر اینکه خودش صد ها عملیات تروریستی را مرتکب شده است ، از گروه تروریستی القاعده نیز رسما حمایت کرده است.
جهان هرگز فراموش نخواهند کرد که حادثه دلخراش ۱۱ سپتامپر را که هزاران انسان را در مصیبتی غمناک فرو برده بود ولی مسعود رجوی شخصا دستور جشنها وپایکوبی های مختلفی را به این مناسبت صادر کرد و هرگز فراموش نکردیم که مسعود رجوی می گفت که این تازه اسلام ارتجاعی است که چنین کرده و وای به روزی که اسلام انقلابی وارد شود چه طوفانی به پا خواهد شد. سازمان مجاهدین خلق که ماهیت ضد آمریکایی و ضد ایرانی آن بر هیچ کسی پنهان نبوده و نیست بعد از جنگ آمریکا و عراق و از دست دادن صدام حسین به عنوان مهمترین حامی و پشتیبان این سازمان, مجاهدین به فریبکاری روی آوردند و سیاست جدیدی را در پیش گرفتند . مجاهدینی که تا قبل از حمله آمریکا به عراق شعار مرگ بر آمریکا سر می دادند و انواع و اقسام کتابهای ضد آمریکایی و … را در اشرف داشتند , دستور دادند که همه کتابها سوزانده شود و هیچ آثاری از این کتابها و فیلم ها بجا نماند و بعد هم با خوش رقصیها و نشان دادن چهره جدید و مدرن به آمریکا , می خواستند که این آثار و حتی دست داشتن در ترور مستشارهای آمریکا در اوایل انقلاب ۵۷ را هم از ذهن آمریکائیها پاک کنند . و بعد هم با خرج کردن پولهای کلان و با لابی گریهای کلان از لیست سیاه تروریستی خارج شوند و با خریدن و به صحنه آوردن پناهنده های کشورهای اروپایی می خواهند نشان دهند که ملت ایران از این سازمان حمایت می کند در صورتی که کافی است که در دینای مدرن امروزی سری به دنیای بزرگ اینترنت زد و دید که ملت ایران از این سازمان تروریستی فقط به عنوان عاملین کشتار و جنایت یاد می کنند و هرگز از انها حمایتی نداشته و ندارند و این نمایشات که خانم رجوی در پاریس برگزار می کند برای فریب دادن دولتمردان آمریکا می باشد که گویا حمایتی وجود دارد .
سازمان مجاهدین از آنجا که دست از سابقه خشونت بار خودش بر نداشته و هرسال سالگردهای کشتارهای مختلفش را جشن می گیرد و هنوز به تهدید و ارعاب علیه مخالفین خود در سراسر دنیا اقدام می کند و هر انتقادی را با شدیدترین وجه سرکوب می کند چه در داخل خودش و چه خارج از محوطه فرقه ای خودش و همینطوربه برده داری و سوء استفاده از اعضای داخل پادگان اشرف و لیبرتی پایان نداده است و به راحتی با جان آنها بازی می کند و آنها را قربانی خواسته های شوم رهبریش می کند و از آنها برای باج خواهی در مقابل آمریکا و دولت عراق استفاده می کنند و ….
عملکرد این سازمان به خوبی نشان می دهد که فقط ظاهری فریبنده پیدا کرده است و فقط به دلیل خلع سلاح و در اختیار نداشتن سلاح در حال حاضر دست به اقدامات تروریستی به صورت موقت نمی زند و در آینده از هر فرصتی برای ایجاد خشونت و ترورهای کورش استفاده خواهد کرد . همانطوری که خود رجوی می گفتند سلاح به دست آوردن برای این سازمان بسیار ساده خواهد بود و فقط منتظر هستند که از لیست سیاه تروریستی خارج شوند تا دستشان برای کشت و کشتار بیشتر باز شود . هر گونه خارج کردن این سازمان تروریستی از لیست سیاه تروریستی خیانت به ملت ایران و باز کردن و هموار کردن راه ترور و خشونت و تهدید علیه ملت ایران وآمریکا می باشد .
در پایان به اطلاع می رسانیم که من و سایر دوستانم آمادگی کامل داریم که چه حضوری و چه مکاتبه ای اسناد و اطلاعات بیشتری از سازمان مجاهدین خلق را به شما ارائه بدهیم.

——–

همچنین
http://www.iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=12861

بتول رجایی سمبل شقاوت ، درندگی و وحشیگری بود

جایگاه و حقوق واقعی زنان در فرقه مجاهدین

.

… بتول رجایی باور کرده بود که در سراب و دنیای خیالی که رجوی به زنهای سازمان باورانده بود کسی شده است و به قدرت رسیده و در اینده در ایران وزیری خواهد شد و جاه و مقامی خواهد داشت , و ایشان برای حفظ آن به هر شقاوتی دست زد , ایشان فکر می کرد که چون در اشرف یک مشت آدم بی گناه را توانسته زندانی کند و هر بلایی که دلش خواسته سر اینها در بیاورد پس به قدرتی رسیده و باورش شده بود که خبری است . در سازمان فرقه ای مجاهدین کافی بود که ذره ای چشمت را به حقیقتها باز می کردی , آنوقت جایگاه حقیقی زنان در سازمان به خوبی دیده می شد و و پوچ بودن شعارهای رجوی به خوبی بر هر کسی آشکار می شد . حقیقت این بود که زنان در سازمان فرقه ای رجوی …

نسرین ابراهیمی، ایران قلم، هفتم ژوئیه ۲۰۱۲
http://www.iran-ghalam.de/2Haupt/6296-
Ebrahimi-Batole%20Rajaei-07.07.2012.htm

من شخصا از مرگ هیچ کسی حتی زن بد ذات و افریته ای به نام بتول رجایی که همه مرزهای شقاوت و دردیدگی و وحشی گری و هرزگی را در نوردیده بود خوشحال نمی شوم , مرگ چیزی است که نمی شود از آن فرار کرد و همه یک روزی می میرند , حتی رجوی که ۱۰ سال است که از مرگ فرار کرده است و برای زنده ماندن , دیگران را قربانی می کند که شاید اینگونه به عمر پر از ننگش اضافه کند ولی به هر حال روزی باید این حقیقت را بپذیرد که او هم نمی تواند از این مقوله فرار کند .

اتفاقا به قول یکی از دوستان , جلادی مثل بتول رجایی باید زنده می ماند و از هم پاشیدن و در هم شکستن و آبروریزی و حقارت سازمان و رهبریش با اون افکار قرون وسطایی و پوسیده اش را تا آخر می دید وآنوقت با چشمهای پر از خونش می دید که این همه ظلم و ستم و شقاوت و درندگی و وحشیگری …. برای هیچ بود و سرابی بیش نبود . سرابی که رجوی به زنهای سازمان باورانده بود و ایشان هم یکی از زنانی بود که در باور احمقانه اش برای رسیدن به این سراب از هر مرزی عبور کرد و تمامی ارزشهای انسانی را له و لورده کرد تا آنجایی که برای اینکه خودش را به رجوی اثبات کند از شکنجه و زندانی کردن و کشتن افراد هم نگذشت .
صورت نحس و پر از کینه اش که همانند یک قاتل حرفه ای بود را به خوبی به یاد دارم , وقتی که من تنها ۱۶ سال داشتم و من را به خاطر اینکه نمی خواستم در قلعه کثیف و فاسد اشرف بمانم زندانی کرده بودند و آن زمان او مسئول به اصطلاح تشکیلات بود و یکی از دست اندرکاران زندانی کردن من و یکی از بازجوهایی که از من بازجویی می کرد.

بتول رجایی باور کرده بود که در سراب و دنیای خیالی که رجوی به زنهای سازمان باورانده بود کسی شده است و به قدرت رسیده و در اینده در ایران وزیری خواهد شد و جاه و مقامی خواهد داشت , و ایشان برای حفظ آن به هر شقاوتی دست زد , ایشان فکر می کرد که چون در اشرف یک مشت آدم بی گناه را توانسته زندانی کند و هر بلایی که دلش خواسته سر اینها در بیاورد پس به قدرتی رسیده و باورش شده بود که خبری است . در سازمان فرقه ای مجاهدین کافی بود که ذره ای چشمت را به حقیقتها باز می کردی , آنوقت جایگاه حقیقی زنان در سازمان به خوبی دیده می شد و و پوچ بودن شعارهای رجوی به خوبی بر هر کسی آشکار می شد .

حقیقت این بود که زنان در سازمان فرقه ای رجوی به ۲ دسته تقسیم می شدند , یکی کسانی که به اصطلاح به آنها شورای رهبری گفته می شد و آنها را مسئولین این فرقه قرار داده بودند که البته پر واضح بود که خودشان به خودی خود هیچ کاره بودند و زنانی در این سمت قرار می گرفتند که کورکورانه می باید از رجوی اطلاعت می کردند و خود را در مقابل رجوی کلفت و نوکر می دیدند , و برای اثبات اینکه اینها لیاقت این سمت را دارند می بایستی تا می توانستند جنایت انجام دادند و هر چه بی رحمتر و جانی تر , لایق این سمت بودن بیشتر . و بعضی از این زنان برای خوش آمدن رجوی به هر شقاوتی دست زدند و از هیچ جرم و جنایتی نگذشتند و نمونه هایش مثل بتول رجایی , مهناز بزازی , فروغ پاکدل ومهری حاجی نژاد و …. و بعضی هم به خود آمده و اجازه نداند که رجوی انسانیت آنها را از آنها بگیرد و نمونه هایش مثل خانم بتول سلطانی و مریم سنجابی و … .

دسته دوم این زنان که از ۹۰۰ زنی که در اشرف هستند تقریبا ۷۰۰ نفر جزو دسته دوم قرار دارند :
مادرانی که به خاطر به زور جدا کردن فرزندانشان از آنها به شدت افسرده و مریض هستند و اغلب ساکت و به اصطلاح در خود که در سازمان فرقه ای رجوی هستند و در اصطلاح داخلی سازمان به آنها تو سری خور می گفتند , و تنها با خاطرات بچه هایشان زنده هستند ولی جرات خارج شدن از فرقه را ندارند و چون سازمان می داند که هنوز این افراد از جیگر گوشه هایشان به خاطر رجوی دل نکنده اند با آنها خصومت دارد و تا بتواند به آنها توی سری می زند و آنها را تحقیر می کند و در اصلاح داخلی مجاهدین به آنها قطب می گفتند یعنی کسانی که ارزشهای فرقه را جذب نکرده اند منظور از ارزشهای فرقه این است که به خاطر رجوی از همه چیز خود بگذری و همه چیز را فدای یک مرد کوتوله نفهم به اسم رجوی بکنی .

و بعد هم زنانی با میانگین ۲۵ تا ۴۰ سال هستند که اینجا به خاطر احترام به خواننده از گفتن یکسری مسائل اجبارا خودداری می کنم ولی سربسته باید بگویم که این دختران به دلیل اینکه از سنهای خیلی کم یا وارد سازمان شده اند و یا سازمان آنها را قاچاق کرده است , هرگز ازدواج نکرده اند و تمام زندگی که در اشرف دارند درگیر مسائل جنسی هستند و متاسفانه از آنجا که در فرقه رجوی جز خود رجوی کسی حق ازدواج ندارد و این حق طبیعی هر انسان از او گرفته شده است , در نتیجه رجوی این زنان را به یک مشت زنانی که فقط به دنبال خود ارضایی هستند تبدیل کرده است , با کمال تاسف باید بگویم در مقر زنان , همگی به همدیگر گیر می دادند و تا آنجایی که حتی یکسری از شورای رهبری آنها هم اینکاره شده بودند , و تمام زمان و وقت زنان تنها به موضوعاتی مثل مسائل جنسی و خود ارضایی , آرزوی بچه و زندگی , آرزوی لباسی خارج از اون لباس تحقیر کننده , آرزوی یک آرایش , آروزی یک بار دیدن و صحبت کردن با یک مرد , آرزوی دیدن یک فیلم بدون سانسور , آرزوی یک روز صحبت کردن با خانواده , آرزوی یک محبت از خانواده و هزاران ارزوی دیگر می گذشت و همگی غرق در رویاهایشان می شدند و شاید کسی باور نکند که در مقر زنان , کسی دیگر رژیم ایران را نمی شناخت و از بس که همگی دنبال این موضوعات بودند رژیم ایران به کلی فراموش شده بود و دیگ

|