Author: حامد صرافپور

حامد صرافپور
حامد صرافپور

حامد صرافپور هستم، متولد 1344، جداشده از سازمان مجاهدین خلق با 25 سال سابقه تشکیلاتی. از 14 سالگی وارد مناسبات مجاهدین شدم. در بخش های مختلف دانش آموزی، نظامی، تبلیغات، حفاظت، پرسنلی، مهندسی، ارتباطات، شناسایی، اسکورت، تدارکات و اداری فعالیت داشتم!. در ایران، پاکستان، عراق و فرانسه حضور و فعالیت داشته ام و 4 سال را نیز در اسارت ارتش آمریکا گذرانده ام. هم اکنون فعالیت حقوق بشری و ژورنالیستی دارم!.

Email: [email protected]

Facebook: https://www.facebook.com/Hamed.Sarrafpour

Twitter: sarrafpourhamed

تئوری انقلاب ایدئولوژیک مریم – قسمت دهم

Posted on: 2020/07/02

حامد صرافپور، انجمن نجات، مرکز فارس، اول ژوئیه 2020:… کمیته مشغول ساخت بمب های ساعتی بود و به صورت روزانه تعدادی از این نوع بمب ساخته می شد تا به تیم های عملیاتی تحویل داده شود. الزامات تولید بمب از بیرون و یا ارتش عراق تهیه می شد. علاوه بر ساخت و ساز، مهمترین کار این کمیته، آموزش تیم های رزمی برای بمبگذاری و نحوه استفاده از مواد منفجره و انواع چاشنی ها بود که به آن آموزش «متفجرات» می گفتند. این آموزش بسیار محرمانه بود و بجز کارکنان کمیته و تیم های عملیاتی کسی از آن مطلع نمی شد. آموزش در شب انجام می گرفت تا تیم ها به صورت عملی کار در شب با آن را فراگیرند. وظیفه من کمک به بهمن و مرتضی در کار آموزش بود البته شخصاً تسلطی روی آن نداشتم. محل آموزش، تلمبه خانه و منابع ذخیره آب اصلی قرارگاه اشرف بود و آنها می باید چگونگی نصب بمب های ساعتی در پمپ ها و اتصالات متعلق به آنرا فرامی گرفتند تا در حین مأموریت برای انهدام «لوله های نفت ایران»، حداکثر آسیب را به آن وارد کنند. تئوری انقلاب ایدئولوژیک مریم – قسمت دهم 

تئوری انقلاب ایدئولوژیک مریم – قسمت نهم

Posted on: 2020/06/24

حامد صرافپور، انجمن نجات، مرکز فارس، بیست و چهارم ژوئن 2020:…  می توان از فرماندهانی چون «سعید اسدی طاری» (معاون لشگر 91) و «علینقی حدادی» (رئیس ستاد مرکز 12)، «محمد حیاتی» (فرمانده قرارگاه حنیف)، «محمود عطائی» (فرمانده قرارگاه اشرف)، «محمد علی جابرزاده و محمد علی توحیدی» (از مسئولین بخش تبلیغات و سیاسی)، «مهدی افتخاری» (فرمانده محور) و تعداد زیاد دیگری نام برد که برخی مثل علینقی بعدها خودخواسته یا به اجبار دست به خودکشی زدند، یا مثل سعید اسدی بکلی جدا و بدنبال زندگی رفتند، یا مثل محمد حیاتی و محمود عطایی در حاشیه قرار گرفتند، یا مثل جابرزاده و توحیدی به کارهای حاشیه ای مشغول گردیدند، یا مثل مهدی افتخاری جلوی انقلاب مریم ایستادند و زیر ضرب فشارها و تحقیرهای مستقیم مسعود رفتند. تئوری انقلاب ایدئولوژیک مریم .

تئوری انقلاب ایدئولوژیک مریم – قسمت هشتم

Posted on: 2020/06/19

حامد صرافپور، انجمن نجات، مرکز فارس، هجدهم ژوئن 2020:… در مراحل پایانی بحث هایی که شرح داده شد و البته بسیار طولانی بود، مسعود گفت: «یک مجاهد انقلاب کرده باید بپذیرد که من به عنوان رهبر عقیدتی اش، آلوده به گناه جنسی باشم و قبول کند که من غرق در معاصی (گناهان جنسی) هستم. پس مرا در حال معاصی (انجام عمل جنسی) تصور کنید!»… ورود مسعود رجوی به این موضوع، برای این بود که قبل از هرچیز یک حس اعتماد را در دل مجاهدین ایجاد کند تا در آینده بتواند یک پله بحث را بالاتر ببرد. لذا از همان ابتدا خود را آلوده به این گناه خواند تا بگوید با دیگر رهبران مذهبی ادیان مختلف که خود را قدیس جلوه می دهند متفاوت است و مجاهدین که او را به عنوان رهبر عقیدتی پذیرفته اند . تئوری انقلاب ایدئولوژیک مریم  

تئوری انقلاب ایدئولوژیک مریم – قسمت هفتم

Posted on: 2020/06/11

حامد صرافپور، انجمن نجات، مرکز فارس، یازدهم ژوئن 2020:… هنگامی که مسعود از رهایی زنانی که به پیامبر خود را هدیه می کنند و محرم بودن همه زنان نسبت به پیامبر سخن می گفت، یکی از نفرات که کمونیست بود از جا برخاست و به مسعود گفت: «ببخشید برادر، یعنی می گویید همه زنان برای شما هم محرم هستند؟». با این حرف مسعود کمی جا خورد و بلافاصله با خنده گفت: «نه بابا، من چکاره هستم، گفتم به پیامبر محرم هستند!». با این سخن آن فرد کمی آرام شد و عذرخواهی کرد و به محل خود برگشت. طبیعتاً هضم این موضوع برای همه مردان حاضر در نشست کار ساده ای نبود که چگونه یک زن هنگام پیوند خوردن با مسعود رجوی، به رهایی می رسد اما یک مرد نمی تواند با پیوند خوردن با مریم رجوی به رهایی برسد!.تئوری انقلاب ایدئولوژیک مریم – قسمت هفتم 

تئوری انقلاب ایدئولوژیک مریم – قسمت ششم

Posted on: 2020/06/03

حامد صرافپور، انجمن نجات، مرکز فارس، سوم ژوئن 2020:… در این میان پیام مسعود رجوی به مناسبت نوروز خوانده شد که گفته بود: «ما باید خانه را قبل از رفتن به داخل آن گردگیری کنیم. و الان هم باید جلوی خانه را آب و جارو کنید! تا برای رفتن آماده شویم!». مسعود می دانست که رفتنی در کار نیست، فقط تلاش داشت با این کلام به نیروها انگیزه دهد و برای روزهای سخت تر آماده کند. اما نکته دیگری که در این پیام بود به جنگ با کردها اشاره داشت. مسعود ضمن ابراز خوشحالی از اینکه مینی بوس نیروهای معارض کرد با توپ BMP1 هدف قرار گرفته و تانک زنان مجاهد با سرعت به سمت معارضین حرکت کرده و آنها را زیر گرفته اند، نوشته بود: «با تمام قدرت به پیش بروید و گلوله هایتان را به هدر ندهید و با شنی های تانک همه آنها را له کنید». . تئوری انقلاب ایدئولوژیک مریم – قسمت ششم 

تئوری انقلاب ایدئولوژیک مریم – قسمت پنجم

Posted on: 2020/05/27

حامد صرافپور، انجمن نجات، مرکز فارسس، بیست و هفتم می 2020:… مسعود رجوی از یکسو مخالف این حرکت بود (چون عملاً استراتژی جنگ طلبانه اش برای همیشه بر زمین کوبیده می شد و صدام جبهه شرقی خود را بکلی تعطیل، و به سمت جنوب جبهه بندی می کرد و چشم انداز جنگ با ایران را عملاً از بین می برد)، و از سوی دیگر نمی توانست مخالفت خود با صدام را علنی و آشکار کند. اما مشکل مهمتری هم داشت و آن احتمال حمله آمریکا به عراق بود که می توانست موجودیت سازمان را به خطر اندازد و اگر هیچ موضعگیری از خود نشان نمی داد، آمریکایی ها او را هم در کنار صدام قرار می دادند. تئوری انقلاب ایدئولوژیک مریم – قسمت پنجم 

اسماعیل وفا یغمایی ، مصداق بارز پوچی و سرگشتگی اپوزیسیون

Posted on: 2020/05/23

حامد صرافپور، بیست و سوم می 2020:… «حمیدرضا طاهرزاده» هروقت از اروپا به اشرف می آمد و مرا می دید، خوش و خندان احوالپرسی می کرد و می گفت: «چطوری کاکو؟» و من بزور لبخندی تلخ حواله اش می کردم و می گفتم خوب هستیم!. آخرین بار که به آنجا آمده بود و برای اولین بار با چهره گرفته من مواجه شد، با خنده گفت: «چی شده کاکو؟ گرفتار انقلاب هستی؟» و بعد هم با خنده همیشگی از هم جدا شدیم و دیگر ندید که چگونه «خواهر مریم» مجاهدین را با وعده های دروغین همراه شدن در عملیات نهایی، همه را زیر بمباران جا گذاشت و به فرانسه گریخت!. بله ایشان خوش و خندان می آمد و با لبخند می رفت. چون سالها بود مثل شما در فرنگ می زیست و با عزت و احترام به بغداد منتقل می شد تا مانور مجاهدین را تماشا کند و از آفتاب داغ عراق بهره ببرد و باز گردد به شعرخوانی و جذب و فریب هنرمندان به سمت مجاهدین!. اسماعیل وفایغمایی، مصداق بارز پوچی و سرگشتگی اپوزیسیون 

تئوری انقلاب ایدئولوژیک مریم – قسمت چهارم

Posted on: 2020/05/20

حامد صرافپور، انجمن نجات، مرکز فارس، بیستم می 2020:… آقای وفا یغمایی پیش از این هم بخاطر افشاگری هایش مورد هجوم گسترده مجاهدین قرار گرفته بود. اما سوء استفاده رجوی از این دو نفر که یکی «همسر و مادر فرزندش» و دیگری «همکار و نزدیکترین دوست قدیمی اش» محسوب می شدند، نشانگر اهمیت مسئله برای مریم رجوی است که دیدار با خانواده ها و روشنگری جداشدگان را بزرگترین تهدید و عامل فروپاشی تشکیلات مجاهدین می داند و به هرقیمت می خواهد اثرگذاری آنان را خنثی و جلوی ریزش باقیمانده اعضای شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین را بگیرد. حمیدرضا طاهرزاده (که در قرنطینه خانگی بسر می برد و «محمد سیدالمحدثین» بخاطر عدم حضور وی در صحنه به وی طعنه می زد که از دیدن چهره زیبایش خوشحال است) از امیر یغمایی انتقاد می کرد که چرا در سن 40 سالگی همچنان برای دیدار با مادرش تلاش می کند!. در ادامه شرح خواهم داد که چگونه بندهای انقلاب ایدئولوژیک، ابزاری در دست رجوی برای سرکوب و ایجاد نفرت و تفرقه بین اعضای مجاهدین گردید. تئوری انقلاب ایدئولوژیک مریم – قسمت چهارم 

تئوری انقلاب ایدئولوژیک مریم – قسمت سوم

Posted on: 2020/05/14

حامد صرافپور، انجمن نجات، مرکز فارس، چهاردهم می 2020:… نشست 5 روزه “تنگه و توحید” با چنین محتوایی به پایان رسید و پس از آن آموزش های گسترده و کاملتر جنگ افزارهای جدید که سازمان از صدام تحویل گرفته بود آغاز گردید که عمده آنها را افسران عراق به گروهی از مجاهدین (که عمدتاً از بین اعضای قدیمی انتخاب می شدند) تعلیم می دادند و بعد آنها همان آموزش را در نقش مربی وارد یگان های ارتش می کردند. در این دوران، “محمد حیاتی” مسئولیت بخش “مدرسه رسته ها” را در بخش شمالی قرارگاه اشرف برعهده داشت. این مدرسه دو سالن پنلی فرانسوی با اتاق های متعدد را در برمی گرفت که اصطلاحاً فیافی و دوبلکس نامیده می شد. اما همانطور که ابتدا اشاره داشتم، بخش قابل توجهی از نیروهای جدید به صورت “قراردادی” به عراق آمده بودند، لذا تحمل حضور در یک تشکل برایشان ناممکن بود و پس از 6 ماه اولین سری آنان به کشورهایی که از آن آمده بودند بازگشتند . تئوری انقلاب ایدئولوژیک مریم 

تئوری انقلاب ایدئولوژیک مریم – قسمت اول و دوم

Posted on: 2020/05/04

حامد صرافپور، انجمن نجات، مرکز فارس، چهارم می 2020:… توضیح نگارنده: ضروری است به این نکته اشاره کنم که حدود 10 سال پیش سلسله مطالبی را تحت عنوان “انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین” انتشار می دادم که به دلیل مشغله زیاد، ادامه آن پس از 30 قسمت متوقف گردید. در حال حاضر 8 سال از انتشار آخرین قسمت آن می گذرد و طی این مدت، تعداد زیادی از دوستان و هموطنان در شبکه های اجتماعی خواهان ادامه آن و یا نوشتن خاطرات از درون مناسبات مجاهدین شدند که متأسفانه به دلیل کمبود وقت و برخی مشکلات دیگر، امکان آن فراهم نشد. پس از نزدیک به یک دهه، تلاش من بر این است تا حد امکان به تکمیل این کتاب بپردازم. کتابی محصول صدها ساعت کار و تلاش است!. تلاشی که دوستان جداشده نیز در آن دخیل بوده اند و بخشی از آن خاطرات خود آنهاست که در هر نقطه ضروری بود از آن استفاده خواهم کرد. تئوری انقلاب ایدئولوژیک مریم