شما صفحه آرشیو را مشاهده می‌کنید. برای دیدن صفحه اصلی‌ به این لینک مراجعه نمائیدhttp://iran-interlink.org/wordpressfa/



  • دیدار آن سینگلتون از کمپ عراق جدید (سابقا اشرف). مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در پروسه پیشرفت دموکراسی در عراق خرابکاری می کنند
  • تروریسم مجاهدین خلق (فرقه رجوی) با پشتیبانی امریکا و اسرائیل، نمک آشی که برای جنبش سبز پخته اند - مسعود خدابنده، مشاورین استراتژی خاورمیانه ا
  • چرا کسی در مورد نقض مستمر و فاحش حقوق بشر در کمپ اشرف (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) تحقیق نمی کند؟ - گزارشی از کمپ اشرف، مارس 2011
  • چه کسی مسئول رنج مداوم خانواده های اعضای گرفتار در پادگان اشرف است؟ (بنیاد خانواده سحر، ژوئیه 2010: آمریکا یک راه بیشتر ندارد. باید دست دولت عرا
  • صدور حکم بازداشت مریم و مسعود رجوی و 37 تن دیگر از مجاهدین خلق در عراق (رویترر، ژوئیه 2019)
  • ایران اینترلینک - گزارش دوم از بغداد، اردوگاه اشرف و سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - مسعود خدابنده، ایران اینترلینک، سپتامبر 2009
  • نظرات دکتر موفق الربیعی در مورد کمپ اشرف، مسعود رجوی و "زهر زدایی" از اعضای سازمان مجاهدین خلق (خبرگزاری رویتر، ششم آوریل 2009 )
  • ممانعت رجوی (رهبر فرقه مجاهدین خلق) از ورود هیأت تحقیق وزارت حقوق بشر به اشرف (اصوات العراق، چهاردهم مارس 2009)
  • الموتمر عراق: اتحاديه اروپا منافقين را به خاك خود دعوت كند (موتمر، یازدهم فوریه 2009)
  • آقای بنی صدر: وقتی سازمانی وابسته شد طبیعتا وجه المصالحه می شود (رادیو فرانسه، پنجم فوریه 2009)
  • آمریکا تبعیدیان ایرانی تحت حمایت را در عراق بلاتکلیف نگاه میدارد (گزارشاتی از شبکه رادیو عمومی ملی امریکا از بغداد و تهران. آوریل 2008)
  • ورود اولین سری نجات یافتگان از جهنم اشرف در عراق به کشورهای اروپایی
  • معرفی یکی از چماقداران مجاهدین خلق (فرقه رجوی) لیلا جزایری یا اعظم فرهانی ملا حسنی کهنه.
  • ترجمه گزارش ویژه ایران اینترلینک از بغداد، قرارگاه اشرف و مجاهدین خلق (ایران اینترلینک، مسعود خدابنده، فوریه 2008)
  • اتحادیه اروپا بار دیگر مجاهدین (شورای ملی مقاومت،ارتش آزادیبخش، فرقه رجوی ...) را در فهرست تروریستها قرار داد ( دسامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمان اروپا در ایران با انجمن نجات دیدار نمود (دسامبر 2007)
  • رئیس گروه پارلمان اروپا: سازمان مجاهدین در اتحادیه اروپا، انگلستان و آمریکا همچنان غیر قانونی و سیاست ما نفی آن است (دسامبر2007)
  • همایش ؛ مغز شویی ؛ جنایت علیه بشریت (دانشگاه تبریز، دسامبر 2007)
  • دیدار و سخنرانی پرفسور شلدون فوت و مسعود خدابنده در پارلمان بریتانیا (نوامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمانی بریتانیا از انجمن نجات در تهران دیدار کرد (نوامبر 2007)
  • رجوی رهبر مجاهدین به اعضای فرقه اجازه ملاقات با خانواده بدهد (خدابنده، اوت 2007)
  • سایت رجوی: هیچکس ، واقعا هیچکس صلاحیت انتقاد به رهبران پاک باز آزادی را ندارد! (ایران دیدبان، چهارم اوت 2007)
  • وصلت با تروریستها؟ نه! (کنت تیمرمن، سیزده ژوئیه 2007)
  • استفاده ابزاری از نام مسعود رجوی در تبلیغات مجاهدین حاکی از شتاب گرفتن سقوط فرقه به فاجعه غیر قابل کنترل نهایی است (بریف ایران - اینترلینک)
  • گزینه هایی سخت در روند مذاکرات ایران و امریکا (مسعود خدابنده، آسیا تایمز، بیست و یکم می 2007)
  • انتشار گزارش جدید وزارت خارجه امریکا (مسعود خدابنده، سوم می 2007)
  • اظهارات ابراهيم خدابنده و جميل بصام در مورد مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - ایسنا، هشتم آوریل 2007
  • مصاحبه تلویزیون کانال سه بریتانیا با آن سینگلتون در رابطه با مجاهدین خلق، فرقه تروریستی رجوی(سی و یکم مارس 2007)
  • نامه سرگشاده ابراهیم خدابنده به مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران (سی مارس 2007)
  • مادری التماس می کند که میشود خبری از بچه من بگیری؟!!(دکتر نوری زاده، مارس 2007)

  • عدی الخدران: اموال قرارگاه اشرف مصادره و پول آن هزینه پرداخت غرامت به قربانیان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) می گردد

    عدی الخدران: اموال قرارگاه اشرف مصادره و پول آن هزینه پرداخت غرامت به قربانیان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) می گردد

    .

    ... در حالی که اعضای سابق و قربانیان فرقه تروریستی رجوی در اروپا پروسه شکایت از مسعود رجوی و مریم رجوی را شروع کرده و خواستار غرامت میباشند، شهردار خالص در عراق امروز شروع پروسه ای مشابه در عراق را اعلام نمود.وی گفت زمانی که اعضای باقی مانده سازمان مجاهدین در قرارگاه اشرف در هفته های آینده توسط سازمان ملل به کمپ موقت لیبرتی منتقل شدند، اموال مصادره شده از تروریستها صرف پرداخت غرامت به قرانیان فرقه رجوی در عراق خواهد شد. وی گفت که کشاورزانی که زمین هایشان توسط صدام و رجوی مصادره شده بوده و کسانی که طی سه دهه اموالشان را بزور گرفته بودند جزو دریافت کنندگان غرامت خواهند بود. شهردار خالص آقای عدی الخدران به مطبوعات گفت که "اموال موجود در کمپ شامل ...


    The Life of Camp Ashraf,
    Mojahedin-e Khalq Victims of Many Masters

    ایران اینترلینک، بغداد، بیست و یکم ژوئن 2012
    لینک به متن انگلیسی
    http://www.iran-interlink.org/?mod=view&id=12716

    در حالی که اعضای سابق و قربانیان فرقه تروریستی رجوی در اروپا پروسه شکایت از مسعود رجوی و مریم رجوی را شروع کرده و خواستار غرامت میباشند، شهردار خالص در عراق امروز شروع پروسه ای مشابه در عراق را اعلام نمود.

    وی گفت زمانی که اعضای باقی مانده سازمان مجاهدین در قرارگاه اشرف در هفته های آینده توسط سازمان ملل به کمپ موقت لیبرتی منتقل شدند، اموال مصادره شده از تروریستها صرف پرداخت غرامت به قرانیان فرقه رجوی در عراق خواهد شد. وی گفت که کشاورزانی که زمین هایشان توسط صدام و رجوی مصادره شده بوده و کسانی که طی سه دهه اموالشان را بزور گرفته بودند جزو دریافت کنندگان غرامت خواهند بود.

    شهردار خالص آقای عدی الخدران به مطبوعات گفت که "اموال موجود در کمپ شامل انواع خودرو سواری و باری، اتوبوس و تانکر، وسائل مهندسی، مولد های برق، سوله ها و ساختمانهای پیش ساخته بزرگ و کوچک، وسائل برقی خانگی، وسائل پخت و پز و آشپزخانه، انواع وسائل صوتی و تصویری و دوربین و همچنین لوازم پزشکی متفاوت می باشد.

    وی تاکید کرد که حراج این وسائل باید با هدف پرداخت غرامت به قربانیانی باشد که تحت حکومت سابق عراق و مزدورانش خسارات جدی و دشواری های شدیدی را متحمل شده اند.

    ---------------

    همچنین
    http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=12671

    قربانیان مجاهدین خلق به گروههای لابی هشدار میدهند، "با کشاندن استفاده کنندگان و مزد بگیران فرقه رجوی به دادگاه، از آنها خسارت خواهیم گرفت"

    ... این اخطار قربانیان فرقه رجوی در زمانی منتشر می گردد که مدارک جدیدی در رابطه با سازمانهای تقلبی و خود ساخته مجاهدین خلق در اختیار وزارت خزانه داری امریکا قرار گرفته است. این مدارک بوضوح رابطه و طرق تغذیه مالی این سازمانهای تقلبی با مراکز مالی و پشت پرده سازمان مجاهدین خلق و منابع مالی تحت کنترل رهبران فرقه رجوی را نشان می دهند. مدارک همچنین نشان میدهند که چگونه اعضای عالی رتبه این سازمان از طریق تعدادی از همین سازمانهای تقلبی و خود ساخته حمایت های سیاسی از طریق پارلمانها را خریداری می کنند. یکی از مشهور ترین این گروههای خودساخته "گروه دوستان ایران آزاد" در اروپا است. در این هشدار از شرکت های ارائه دهنده سخنران اجاره ای خواسته شده است تا ...


    Maryam Rajavi currenty under investigation in France

    directly ordered the massacar of Iraqi Kurds

    خبرگزاری رویتر، هفدهم ژوئن 2012
    لینک به متن اصلی (انگلیسی)
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=12670

    http://www.reuters.com/article/2012/06/17/
    idUS28253+17-Jun-2012+PRN20120617

    رویترز، لندن، هفدهم ژوئن 2012، اطلاعیه مطبوعاتی ایران اینترلینک

    اعضای سابق مجاهدین خلق به منتقدین پرونده ایران در زمینه حقوق بشر هشدار دادند تا دچار اشتباه نشده، گول نخورند از یک فرقه تروریستی حمایت نکنند. سازمان مجاهدین خلق سالها است تلاش می کند تا از لیست گروه های تروریستی دولت امریکا خارج گردد. این فرقه با پرداخت حق الزحمه های کلان از طریق سازمانهای تقلبی و خود ساخته تعداد زیادی از سخنرانان استخدامی از طریق شرکت های لابی گری بین المللی را اجاره کرده است تا در روز بیست و سوم ژوئن در ویل پوین در حومه پاریس دست به سخنرانی تبلیغاتی بزنند.

    این اخطار قربانیان فرقه رجوی در زمانی منتشر می گردد که مدارک جدیدی در رابطه با سازمانهای تقلبی و خود ساخته مجاهدین خلق در اختیار وزارت خزانه داری امریکا قرار گرفته است. این مدارک بوضوح رابطه و طرق تغذیه مالی این سازمانهای تقلبی با مراکز مالی و پشت پرده سازمان مجاهدین خلق و منابع مالی تحت کنترل رهبران فرقه رجوی را نشان می دهند. مدارک همچنین نشان میدهند که چگونه اعضای عالی رتبه این سازمان از طریق تعدادی از همین سازمانهای تقلبی و خود ساخته حمایت های سیاسی از طریق پارلمانها را خریداری می کنند. یکی از مشهور ترین این گروههای خودساخته "گروه دوستان ایران آزاد" در اروپا است.

    در این هشدار از شرکت های ارائه دهنده سخنران اجاره ای خواسته شده است تا در رابطه با متدهای مورد استفاده مجاهدین خلق دقت بیشتری بعمل آورند. متاسفانه تا همین حالا هم برخی از بازنشستگان سیاسی و ارتشی در امریکا تحت تاثیر این تاکتیک ها بدام این سازمان افتاده اند و تعدادی از آنها در حال حاضر تحت تحقیق و بررسی قانون در رابطه با "کمک و حمایت از یک گروه تروریستی" می باشند. امروز کسانی که در این برنامه جدید مجاهدین خلق در پاریس شرکت خواهند کرد باید متوجه باشند که در برنامه ای شرکت می کنند که مستقیما از طریق سازمان مجاهدین خلق برگذار می گردد و از امروز دیگر نمی دانستمی وجود ندارد.

    با توجه به افشا شدن مدارک جدید منابع مالی سازمان مجاهدین خلق، اکنون این امکان بوجود آمده است تا قربانیان بتوانند با کشیدن مستقیم رجوی ها به دادگاه خواستار خسارت گردند.

    قربانیان سازمان مجاهدین خلق که شامل اعضای جدا شد و نجات یافتگان از این سازمان نیز می گردد می گویند حقوق اولیه انسانی آنها بصورت مستمر و برای مدت های طولانی طی سالها نقض گردیده است. آنها پرونده های قضایی جدیدی را شروع کرده اند که خواستار پرداخت غرامت از سوی همه افراد و شرکت هایی است که به هر طریق و با علم به موضوع از مسعود و مریم رجوی بهره مالی برده و در ازای دریافت پول برای آنها کار لابی گری، تبلیغاتی و سخنرانی کرده اند.

    آن سینگلتون از طرف تعدادی از قربانیان فرقه رجوی می گوید: "اشخاصی که حاضر شده اند در قبال سخنرانی، لابی گری و تبلیغ بواسطه سازمانهای خیالی و دست ساز از سازمان مجاهدین خلق وجه دریافت کنند اکنون باید بدانند که آنها دیگر نمی توانند خود را به نا آگاهی بزنند، و ما آنها را از طریق قانونی و دادگاهها تعقیب می کنیم و مسلما مبالغی که در واقع غرامت و متعلق به قربانیان سازمان مجاهدین خلق بوده است را پس خواهیم گرفت".

    اگر چه سازمان مجاهدین خلق ایران چندی پیش بخاطر برخی نکات صرفا تکنیکی قانونی از لیست گروههای تروریستی اروپا خارج گردید ولی نگرانی مقامات اروپایی از ادامه خشونت و ترور در سازمان هیچ گاه منتفی نشد و نشده است.
    رهبران سازمان مجاهدین خلق بر خلاف ادعاهای تبلیغاتی شدیدشان در سالهای اخیر بشدت عقب رانده شده اند. اکنون قلعه رهبر فرقه، مسعود رجوی، در عراق بدست سازمان ملل متحد منحل گردیده است. همسر و همکار وی مریم رجوی نیز همین هفته گذشته برای پاسخ به اتهامات مرتبط با تروریسم، برده داری و بازداشتهای اجباری و پول شویی به دادگستری فرانسه احظار شد. برخی دیگر از اعضای بالای مجاهدین خلق نیز هم اکنون به اتهام قتل و دیگر جنایات تروریستی در ایران، عراق و فرانسه تحت تعقیب هستند.

    پایان
    برای توضیحات بیشتر می توانید با آن سینگلتون در ایران اینترلینک تماس برقرار فرمایید.


    (Rajavi cult or MKO aslo known as Saddam's Private Army)

    -----------

    همچنین
    http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=12682

    امریکا از ساکنین کمپ اشرف (مجاهدین خلق) می خواهد تا بلافاصله همکاری کامل با دولت عراق و دفتر سازمان ملل در بغداد را از سر گیرند

    .

    ... در شرایطی که هم اکنون حدود 2000 نفر از ساکنان اردوگاه اشرف به کمپ لیبرتی منتقل گردیده اند، می توان گفت که نقل مکان الباقی نفرات و انحلال نهایی و صلح آمیز قرارگاه اشرف امری است دست یافتنی و امکانپذیر. ولی این کار نیاز به صبر، دقت و تعامل مستمر دارد. پیشنهادات سازنده را باید با روحی سازنده قبول نمود و نمی توان با رد همه چیز و یا گذاشتن پیش شرط ها تعامل و روند کار را خدشه دار نمود. اعلام شرط و شروط برای همکاری (برای انتقال) و از جمله گذاشتن پیش شرط هایی مانند بازرسی اردوگاه اشرف توسط امریکا قبل از انتقال الباقی افراد به کمپ لیبرتی حرکتی است انحرافی و البته غیر ضروری. ایالات متحده آمریکا بوضوح مشخص کرده است که همکاری کامل در انحلال اصلی ترین کمپ شبه نظامی باقی مانده از مجاهدین خلق عاملی است کلیدی در ...


    (Rajavi, Saddam and the Mojahedin Khalq logo)


    (Terrorist MEK, disarmed after the fall of Saddam)

    سایت وزارت خارجه امریکا، هجده ژوئن 2012
    (ترجمه ایران اینترلینک)
    لینک به متن اصلی (انگلیسی)
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=12681

    نگرانی در رابطه با کمپ اشرف

    ویکتوریا نولاند، سخنگوی وزارت خارجه امریکا،

    واشنگتن، دی سی

    هجدهم ژوئن 2012

    ایالات متحده همچنان نگران وضعیت کمپ اشرف است و مصرانه از ساکنان این اردوگاه میخواهد تا بلافاصله همکاری کامل با دولت عراق و مامورین دفتر سازمان ملل متحد در عراق (یونامی) را از سر گیرند.

    ایالات متحده همچنین مصرانه از دولت عراق درخواست می کند تا به تلاش های خود برای اطمینان از برقراری کامل ایمنی، امنیت، و دسترسی کمکهای ساکنان کمپ به کمکهای انسانی را شدت بخشد.

    در شرایطی که هم اکنون حدود 2000 نفر از ساکنان اردوگاه اشرف به کمپ لیبرتی منتقل گردیده اند، می توان گفت که نقل مکان الباقی نفرات و انحلال نهایی و صلح آمیز قرارگاه اشرف امری است دست یافتنی و امکانپذیر. ولی این کار نیاز به صبر، دقت و تعامل مستمر دارد. پیشنهادات سازنده را باید با روحی سازنده قبول نمود و نمی توان با رد همه چیز و یا گذاشتن پیش شرط ها تعامل و روند کار را خدشه دار نمود. اعلام شرط و شروط برای همکاری (برای انتقال) و از جمله گذاشتن پیش شرط هایی مانند بازرسی اردوگاه اشرف توسط امریکا قبل از انتقال الباقی افراد به کمپ لیبرتی حرکتی است انحرافی و البته غیر ضروری.

    ایالات متحده آمریکا بوضوح مشخص کرده است که همکاری کامل در انحلال اصلی ترین کمپ شبه نظامی باقی مانده از مجاهدین خلق عاملی است کلیدی در برآورد های ما و اینکه آیا سازمان هنوز بر گذشته خشونت بار خود باقی مانده و اصرار می روزد و یا این که واقعا آن گذشته و طرز عمل را رد و ترک کرده و پشت سر گذاشته است (به آن بر نخواهد گشت).

    ما در این خصوص به طور کامل از راه حل ارائه شده سازمان ملل متحد برای بسته شدن صلح آمیز کمپ اشرف، همراه با راه حل های قابل قبولی که برای ساکنان سابق آن پیش بینی کرده است پشتیبانی می کنیم.

    ساکنان اردوگاه و رهبرانشان در عراق و پاریس باید این مسئله را تشخیص دهند که این مسیری است بوضوح امن و انسانی برای خاتمه دادن مسالمت آمیز به مسئله موجود. طبعا از نظر ما تنها راه حلی صلح آمیز برای اجرای تصمیم دولت عراق برای انحلال این اردوگاه قابل قبول است، و بنابراین دولت عراق مسئولیت کامل امور مربوط به امنیت و رعایت حقوق انسانی افراد در این قرارگاه را بر عهده دارد.

    ------------

    همچنین
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=12633

    بغداد خواستار اسکان سریع مجاهدین توسط دولتهای اروپایی و آمریکایی شد

    .

    ... زیباری طی نشستی در بغداد با یعقوب الحلو، مدیر اداره شرق میانه و شمال افریقا در کمیساریای عالی پناهندگان به بحث و بررسی در مورد مسائل مورد علاقه دو طرف از جمله مسئله گروه مجاهدین که در خاک عراق مستقر هستند، پرداختند. وزیر خارجه عراق در این نشست از روند انتقال ساکنان اردوگاه اشرف به کمپ لیبرتی در نزدیکی فرودگاه بغداد سخن گفت و از کمیساریای عالی پناهندگان خواستار رسیدگی فوری به پایان حضور این گروه تروریستی در خاک عراق و اسکان آنها در دیگر کشورهای اروپایی و آمریکایی شد، چنانچه امریکا متعهد شده بود که از جمله کشورهایی است که گروه مجاهدین را به طور داوطلبانه می پذیرد. گفتنی است که طی چند ماه اخیر حدود 1600 تن از اعضای گروه مجاهدین به کمپ لیبرتی منتقل شدند که ...

    انجمن عدالت، به نقل از مطبوعات عربی، سیزدهم ژوئن 2012
    http://edalatjusticesociety.com/default.aspx
    و
    http://www.nejatngo.org/fa/post.aspx?id=12683

    زیباری طی نشستی در بغداد با یعقوب الحلو، مدیر اداره شرق میانه و شمال افریقا در کمیساریای عالی پناهندگان به بحث و بررسی در مورد مسائل مورد علاقه دو طرف از جمله مسئله گروه مجاهدین که در خاک عراق مستقر هستند، پرداختند.

    وزیر خارجه عراق در این نشست از روند انتقال ساکنان اردوگاه اشرف به کمپ لیبرتی در نزدیکی فرودگاه بغداد سخن گفت و از کمیساریای عالی پناهندگان خواستار رسیدگی فوری به پایان حضور این گروه تروریستی در خاک عراق و اسکان آنها در دیگر کشورهای اروپایی و آمریکایی شد، چنانچه امریکا متعهد شده بود که از جمله کشورهایی است که گروه مجاهدین را به طور داوطلبانه می پذیرد.

    گفتنی است که طی چند ماه اخیر حدود 1600 تن از اعضای گروه مجاهدین به کمپ لیبرتی منتقل شدند که تعدادی از آنها خواستار پناهندگی به کشورهای دیگر شدند.

    لینک به متن عربی
    http://ashraf-news.com/news_view_437.html

    بغداد تجدد مطالبتها للدول الأوروبية واميركا للاسراع بتوطين عناصر خلق

     

    الإثنين 11-06-2012 06:48 مساء

    دعا وزير الخارجية هوشيار زيباري، المفوضية السامية لشؤون اللاجئين إلى الإسراع في نقل عناصر جماعة خلق الإيرانية وإعادة توطين في الدول الأوروبية وأمريكا الشمالية.


    وقال زيباري خلال اجتماع في بغداد اليوم، مع يعقوب الحلو مدير دائرة الشرق الاوسط وشمال افريقيا في المفوضية السامية لشؤون اللاجئين حيث بحث الجانبان عدداً من الموضوعات ذات الاهتمام المشترك من بينها قضية جماعة خلق الإرهابية المتواجدة في العراق.

    وذكر بيان لمكتب وزير الخارجية هوشيار زبياري تلقى موقع "اشرف نيوز" نسخة منه، أن وزير الخارجية أبدى من جهته ملاحظاته بشأن عملية نقل سكان معسكر العراق الجديد (اشرف سابقاً) لعناصر منظمة مجاهدي خلق الإيرانية إلى مخيم الحرية قرب مطار بغداد الدولي وحث المفوضية على الإسراع بإنهاء وجود هؤلاء في العراق من خلال إعادة توطينهم في بلدان أخرى والتزام الدول الأوربية وأميركا الشمالية بتعهداتهم في إعادة توطينهم بشكل طوعي في تلك الدول".

    وقد انتقل خلال الشهرين الماضيين حوالي 1600 فردا من سكان معسكر أشرف إلى الحرية، من بين سكانه البالغ عددهم حوالي 3400 شخصا في مرحلة أولى لنقلهم لاجئين إلى بلدان ثالثة.

    ------------

    همچنین
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=12623

    نگرانی فرستادۀ سازمان ملل از تأخیر در جابجایی ساکنان اشرف

    .

    ... فرستادۀ ارشد سازمان ملل در عراق امروز در یک بیانیه، در بارۀ تأخیر در جابجایی ساکنان کمپ اشرف ، اعلام نگرانی کرد و نسبت به عواقب آن هشدار داد. مارتین کوبلر، نمایندۀ ویژه دبیرکل و رئیس هیأت یاری رسان سازمان ملل متحد اعلام کرد: « مصرانه از باقی ماندۀ ساکنان کمپ اشرف می خواهم تا بدون تأخیر به کمپ حریه منتقل شوند. » وی در خصوص هرگونه تأخیر در فرایند جابجایی اعضای گروه تروریستی مجاهدین خلق به کمپ اشرف هشدار داد: « فرایند جابجایی نباید متوقف شود. من نگران این هستم که اگر جابجایی از سرگرفته نشود، شاهد بروز خشونت باشیم. [البته] هرگونه بروز خشونت غیرقابل قبول است. » فرستادۀ سازمان ملل افزود که جابجایی به کمپ حریه از هنگام ورود گروه پنجم اعضای سازمان مجاهدین در پنجم می متوقف شده است ...

    مرکز اطلاع رسانی سازمان ملل/ ترجمۀ ایران دیدبان، دوازدهم ژوئن 2012
    http://irandidban.com/fa/News-نگرانی%20فرستادۀ%20سازمان
    %20ملل%20از%20تأخیر%20در%20جابجایی%20ساکنان%20اشرف/17936

    لینک به متن اصلی (انگلیسی)
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=12616

    Special Representative Martin Kobler. UN Photo/Devra Berkowitz

    فرستادۀ ارشد سازمان ملل در عراق امروز در یک بیانیه، در بارۀ تأخیر در جابجایی ساکنان کمپ اشرف ، اعلام نگرانی کرد و نسبت به عواقب آن هشدار داد.

    مارتین کوبلر، نمایندۀ ویژه دبیرکل و رئیس هیأت یاری رسان سازمان ملل متحد اعلام کرد: « مصرانه از باقی ماندۀ ساکنان کمپ اشرف می خواهم تا بدون تأخیر به کمپ حریه منتقل شوند. » وی در خصوص هرگونه تأخیر در فرایند جابجایی اعضای گروه تروریستی مجاهدین خلق به کمپ اشرف هشدار داد: « فرایند جابجایی نباید متوقف شود. من نگران این هستم که اگر جابجایی از سرگرفته نشود، شاهد بروز خشونت باشیم. [البته] هرگونه بروز خشونت غیرقابل قبول است. »

    فرستادۀ سازمان ملل افزود که جابجایی به کمپ حریه از هنگام ورود گروه پنجم اعضای سازمان مجاهدین در پنجم می متوقف شده است.

    مارتین کوبلر اظهار داشت: « من همچننین مصرانه از کشورها می خواهم تا به آن دسته از ساکنان [لیبرتی] که واجد شرایط پناهندگی هستند سهمیۀ اسکان بدهند و مسیری امیدوارکننده را در خارج از عراق پیش پای آن ها قراردهند.»

    ----------

    همچنین
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=12144

    مارتین کوبلر از حامیان مجاهدین خواست دولت هایشان را مجاب به پذیرش آن ها کنند

    .

    ... مارتین کوبلر، مسئول هیأت یاری رسان سازمان ملل در عراق، در گفتگو با فارین پالیسی در بارۀ آخرین وضعیت اعضای سازمان مجاهدین خلق در عراق بیان کرده است: « برداشت من این است که ساکنان اشرف با این واقعیت کنار آمده اند که همگی باید به کمپ لیبرتی بروند، و این که جایی در عراق ندارند و باید این کشور را ترک کنند.» مارتین کوبلر خطاب به حامیان سازمان مجاهدین خلق در آمریکا و کشورهای اروپایی که دربارۀ اوضاع کمپ لیبرتی اظهار نظر می کنند، مانند رودی جولیانی که این کمپ را « اردوگاه کار اجباری » خوانده بود، می گوید: « بجای این که این همه به سازمان ملل و دیگران حمله کنید، تلاش کنید دولت های خود را قانع نمایید ساکنان کمپ لیبرتی را به کشورهایتان راه دهند.» ...


    The Life of Camp Ashraf,
    Mojahedin-e Khalq Victims of Many Masters

    فارین پالیسی/ ترجمۀ ایران دیدبان، هفدهم آوریل 2012
    http://irandidban.com/fa/News-مارتین%20کوبلر%20از%20حامیان%20مجاهدین%20خواست
    %20دولت%20هایشان%20را%20مجاب%20به%20پذیرش%20آن%20ها%20کنند/17748

    لینک به متن کامل (انگلیسی)
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=12141

    مارتین کوبلر، مسئول هیأت یاری رسان سازمان ملل در عراق، در گفتگو با فارین پالیسی در بارۀ آخرین وضعیت اعضای سازمان مجاهدین خلق در عراق بیان کرده است:

    « برداشت من این است که ساکنان اشرف با این واقعیت کنار آمده اند که همگی باید به کمپ لیبرتی بروند، و این که جایی در عراق ندارند و باید این کشور را ترک کنند.»

    مارتین کوبلر خطاب به حامیان سازمان مجاهدین خلق در آمریکا و کشورهای اروپایی که دربارۀ اوضاع کمپ لیبرتی اظهار نظر می کنند، مانند رودی جولیانی که این کمپ را « اردوگاه کار اجباری » خوانده بود، می گوید:

    « بجای این که این همه به سازمان ملل و دیگران حمله کنید، تلاش کنید دولت های خود را قانع نمایید ساکنان کمپ لیبرتی را به کشورهایتان راه دهند. »

    ------------

    همچنین
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=12102

    گزارش نماینده ویژه دبیرکل ملل متحد، مارتین کوبلر درباره انتقال ساکنان اشرف به لیبرتی در اجلاس شورای امنیت

    .

    ... مارتین کوبلر از دولت عراق خواسته است که در رابطه با ضرب الاجل تعطیلی قرارگاه اشرف که 30 آوریل 2012 تعیین شده است انعطاف بخرج دهد. چرا که با توجه به وضعیت فعلی که هنوز گروه چهارم هم قرارگاه اشرف را ترک نکرده است این ضرب الاجل واقعی نخواهد بود. البته مجاهدین از ادامه دار شدن تخلیه قرارگاه اشرف استقبال میکنند و بنظر میرسد درگیری پیش آمده بین مجاهدین و نیروهای عراقی در جریان انتقال گروه چهارم نیز یک طرح از قبل برنامه ریزی برای توقف و یا کند کردن روند انتقال بوده است و حال اگر دولت عراق بخاطر مسائل انسانی ضرب الاجل را تمدید کند مجاهدین از این موضوع ...

    سیدحجت سیداسماعیلی، عضو پیشین شورای مرکزی و ستاد اطلاعات مجاهدین، ایران دیدبان، دوازدهم آوریل 2012
    http://irandidban.com/fa/ViewPoint
    -گزارش%20نماینده%20ویژه%20دبیرکل%20ملل%20متحد،%20مارتین
    %20کوبلر%20درباره%20انتقال%20ساکنان%20اشرف%20به%20لیبرتی
    %20در%20اجلاس%20شورای%20امنیت/17732

    در تاریخ 10 آوریل 2012 برابر با 22 فروردین 1391 آقای مارتین کوبلر در اجلاس شورای امنیت ملل متحد که به وضعیت عراق اختصاص داشت شرکت نمود که بخشی هایی از این اجلاس توسط سیمای آزادی - برنامه تلویزیونی مجاهدین نیز پخش گردید.

    قسمتی از گزارش آقای کوبلر به روند انتقال ساکنان قرارگاه اشرف به کمپ موقت ترانزیت اختصاص داشت. وی گزارش کوتاهی در خصوص پروسه انتقال ساکنان قرارگاه اشرف به کمپ موقت ترانزیت و مشکلات موجود به رئیس دوره ای شورای امنیت خانم سوزان رایس سفیر آمریکا ارائه داد. که ذیلا به نکات مهم صحبت های آقای کوبلر اشاره میکنم.

    آقای مارتین کوبلر در شروع صحبت هایش گفت: یکسال پیش در 8 آوریل 2011 حوادث تراژدیک در کمپ اشرف به مرگ دهها تن از ساکنان کمپ اشرف و زخمی شدن صدها تن دیگر منجر شد. به منظور یافتن یک راه حل مسالمت آمیز و بادوام، یونامی و دولت عراق یک یادداشت تفاهم در 25 دسامبر 2011 امضا کردند. دولت عراق موافقت کرد که مهلت برای بستن کمپ را به تعویض بیندازد. از فوریه تا هم اکنون ، حدود 1200 تن از ساکنان اشرف به طور امن به مکان ترانزیت موقت در کمپ حریه (آزادی) در نزدیکی بغداد منتقل شدند. ناظران سازمان ملل در آنجا مستقر شده اند تا هم جابجایی و هم وضعیت در کمپ حریه (آزادی) را ساعت به ساعت مانیتور کنند.

    کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد یک تیم در کمپ آزادی مستقر کرده است که تعیین هویت و بررسی تقاضا برای پناهندگی را بررسی کند . . . باید توجه داشت که در 8 آوریل حادثه در اشرف در جریان آماده سازی برای انتقال چهارمین گروه ساکنان بوقع پیوست . یک رویارویی صورت گرفت و اکنون مانیتورهای سازمان ملل گزارش میدهند که وضعیت به آرامش بازگشته است. هر دو طرف همکاری و آماده سازی برای انتقال گروه بعدی را از سر گرفته اند. من بسیار مایل بودم که گزارش دهم که یک گروه دیگر 400 نفره به کمپ آزادی منتقل شده اند. این حادثه اما به طور موقت در جابجایی وقفه ایجاد کرد. هم اکنون که ما صحبت میکنیم مانیتور کنندگان سازمان ملل در کمپ آزادی و در اشرف هستند و من خوشحالم که گزارش دهم که گروه بعدی 400 نفره ساکنان ، بلافاصله بعد از اینکه بارگیری دارایی های شخصی آنها خاتمه یابد حرکت خواهند کرد . این علامتی مثبت از حسن نیت ساکنان است و من به درگیر بودن فعال خودم ادامه میدهم تا تفاهمی بر سر موضوعات باقیمانده حاصل شود. با این جابجایی نیمی از ساکنان کمپ اشرف به کمپ آزادی جابجا شده اند . . .

    وی در ادامه صحبت هایش گفت : میخواهم از مقامات عراقی بطور خاص نخست وزیر مالکی و مشاوران آن و همچنین ژنرالهای درگیر و بسیاری افراد پلیس و ارتش عراق برای صبر و همکاری در تضمین جابجایی امن سه گروه اول ساکنان قدردانی می کنم. من آنها را تشویق می کنم که انتقال باقیمانده ساکنان را به شیوه ای دنبال کنند که حقوق انسانی و سلامت و امنیت ساکنین تضمین شود و از هر چیزی که میتواند تحریک کننده باشد، پرهیز کنند که باقیمانده ساکنین را منتقل کند. هرچند که هنوز موانع عمده ای بر سر راه وجود دارد. که ممکن است نیاز به انعطاف در مورد ضرب الاجل را ایجاب کند . . . و مهمتر از همه من فراخوانم را به کشورهای عضو تکرار میکنم که ساکنان کمپ را در کشورهایشان بپذیرند. اکنون که کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد کارش را شروع کرده است زمان حساسی است که جامعه بین المللی که کاندیداهای واجد شرایط را بپذیرند و در پروسه انتقال به لحاظ مالی تامین کنند.

    . . . من از اجلاس مشترک کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد و یونامی و کشورهای ثالث که در 23 مارس در ژنو برگزار شد استقبال کردم که بیش از 30 کشور عضو در آن شرکت کردند ولی هیچ کشوری برای پذیرش ساکنان تعهد نپذیرفت. در یک فراخوان کمک که همان روز با هدف بدست آوردن 39 میلیون دلار برای پروژه اشرف صورت گرفت فقط یک کشور تعهد کاملی را پذیرفت که این بمراتب کمتر از آن چیزی است که ما امید داشتیم. بدون حمایت بین المللی این پروسه نمی تواند موفق شود . . . این پروسه هنوز شکننده است و نمی توان لحظات خشونت را از آن حذف کرد. بنابراین ما باید هوشیار باشیم.

    در همین رابطه نماینده عراق در ملل متحد نیز اعلام کرد: . . . با کمک یونامی بخصوص نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل مارتین کوبلر 1200 عضو گروه مجاهدین خلق از کمپ اشرف به کمپ لیبرتی متنقل شده اند. دولت عراق از اعضای شورای امنیت ملل متحد میخواهد که برای جابجایی این افراد به کشورهای دیگر کمک کنند. زیرا دولت عراق بنا به قانون اساسی اش نمیتواند به آنها اجازه دهد که در عراق بمانند.

    لازم بذکر است که آقای مارتین کوبلر نماینده ویژه سازمان ملل در عراق روز چهارشنبه دوم فروردین 91 برابر با ۲۱ مارس ۲۰۱۲ در جلسه‌ای در مقر پارلمان اروپا دربروکسل (پایتخت بلژیک) روند کار جابجایی ساکنان قرارگاه اشرف به کمپ موقت لیبرتی را طبق توافقات بعمل آمده در سه مرحله اعلام کرد:

    1- مرحله اول انتقال افراد از کمپ اشرف به کمپ لیبرتی که باید تا آخر ماه آوریل 2012 صورت بگیرد.

    2- مرحله دوم ، مرحله گرفتن در خواست پناهندگی از افراد توسط سازمان ملل می باشد. اینکار در محلی دریک کیلومتری خارج از لیبرتی وبدور از کنترل سازمان و کاملا آزاد انجام میگیرد. افراد می تواتند در آنجا راحت در مورد سرنوشت خود تصمیم بگیرند.

    3- و بالاخره در مرحله سوم انتقال به کشورهای دیگر مدنظرهست.

    نتیجه گیریها:

    1 - مارتین کوبلر از دولت عراق خواسته است که در رابطه با ضرب الاجل تعطیلی قرارگاه اشرف که 30 آوریل 2012 تعیین شده است انعطاف بخرج دهد. چرا که با توجه به وضعیت فعلی که هنوز گروه چهارم هم قرارگاه اشرف را ترک نکرده است این ضرب الاجل واقعی نخواهد بود.

    البته مجاهدین از ادامه دار شدن تخلیه قرارگاه اشرف استقبال میکنند و بنظر میرسد درگیری پیش آمده بین مجاهدین و نیروهای عراقی در جریان انتقال گروه چهارم نیز یک طرح از قبل برنامه ریزی برای توقف و یا کند کردن روند انتقال بوده است و حال اگر دولت عراق بخاطر مسائل انسانی ضرب الاجل را تمدید کند مجاهدین از این موضوع که توانستند ضرب الاجل تعیین شده را بشکنند بهره برداری سیاسی بکنند که البته اگر اینکار را بکنند بیشتر مصرف داخلی خواهد داشت.

    2 - مارتین کوبلر در گزارش خود هیچ اشاره ای به وضعیت داخلی کمپ موقت ترانزیت نکرد که نشاندهنده این است که ملل متحد اساسا تحت تاثیر تبلیغات رسانه ای مجاهدین در رابطه با وضعیت واخلی کمپ موقت ترانزیت قرار نگرفته است و وضعیت داخلی کمپ مطابق استانداردهای ملل متحد و مثل هر کمپ پناهندگی دیگر تعریف میشود. در این رابطه میتوان مبنای بی تاثیر بودن تبلیغات مجاهدین را به جلسه پارلمان اروپا در تاریخ 21 مارس 2012 (دوم فروردین 91) در بروکسل و موضعگیری آقای کوبلر و حمایت نماینده ویژه ایالات متحده آمریکا آقای دانیل فراید از اقدامات انجام شده در کمپ موقت ترانزیت عطف داد که دیگر این مسئله بعنوان یک موضوع قابل بررسی و پیگیری از دستور کار ملل متحد خارج شده است. البته خود مجاهدین هم این موضوع را فهمیده اند به همین دلیل خیلی کمتر روی این موضوع مانور میدهند و اساسا در شرایط فعلی روی خروج از لیست گروههای تروریستی آمریکا کوک هستند.

    3 - در این جلسه آقای کوبلر برای دومین بار از کشورهای عضو درخواست کرد تا تعدادی از مجاهدین که واجد شرایط پناهندگی هستند را بپذیرند. ولی از اینکه تاکنون هیچ کشوری حاضر نشده است مجاهدین را بعنوان پناهنده سیاسی در کشورهایشان بپذیرند و یا به فراخون دبیر ملل متحد مبنی برکمک مالی به پروژه اشرف بپیوندند قابل توجه است که بنظر میرسد یک نگرش کیفی به موضوع ساکنان قرارگاه اشرف و مجاهدین در ذهن دولتمردان کشورهای عضو وجود دارد و آنها همچنان به مجاهدین بعنوان یک گروه تروریستی نگاه میکنند هرچند ممکن است در تضاد منافع با جمهوری اسلامی بطور مستقیم و یا غیر مستقیم از مجاهدین در قبال ایران حمایت کنند.

    --------------

     

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=11445

    آینده سازمان مجاهدین خلق پس از عراق

    .

    ... سازمان مجاهدین خلق (به عنوان یک سازمان و جمع و نه یک فرد یا یک رهبر) هنوز هم می تواند با خداحافظی جدی با گذشته و شروع فصلی نوین، اولین قدم ها را برای بازگرداندن اعتماد مردمی بردارد. عموم ایرانیان، چه در داخل کشور و چه در خارج، خواهان حذف نیروهای دیگر نیستند. آنها عموما اشتباهات را می بخشند و گناه یکی را بر گردن دیگری نمی اندازند. این مردم مسلما هر یک قدم مجاهدین (به عنوان نیرویی که جرئت پرداخت بهای جلب اعتماد مردم را دارد) را با چندین قدم پاسخ خواهند داد. البته تاکید می کنم که بحث بنده صرفا در مورد "سازمان مجاهدین خلق" است و نه افراد مشخص. در زاویه دیدم هم به هیچ وجه نه جنبه قانونی و قضایی را مطرح کرده ام (که جای خود را دارد و دادگاهها بدان رسیدگی می کنند) و نه جنبه های تاریخی را ...

    مسعود خدابنده، ناظران می گویند، بی بی سی، سیزدهم ژانویه 2012
    http://www.bbc.co.uk/blogs/persian/viewpoints/2012/01/post-28.html

    (بی بی سی از انتشار نظرات متفاوت در مورد این موضوع استقبال می کند)

    * مسعود خدابنده عضو پیشین شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران است

    داستان اعضای سازمان مجاهدین خلق درعراق هنوز متحول است و تا به امروز هنوز یک نفر هم از "شهر اشرف" به "کمپ لیبرتی" منتقل نشده است؛ ولی خروج قریب الوقوع آنها از عراق قدمی رو به جلو برای بیش از سه هزار تنی که حداقل در هشت سال اخیر در بیابانهای عراق به انتظار نشسته اند. زندگی این افراد پس از خروج هر چه باشد مسلما بدتر از شرایط موجودشان نخواهد بود.

    اما چه آینده ای برای سازمان مجاهدین خلق به صفت سازمانی متصور است؟ پاسخ این سئوال مبهم است، ولی یک چیز مشخص است: پرونده ای در عراق بسته و پرونده ای جدید، احتمالا در اروپا، باز خواهد شد.

    هشتم ژوئن ۱۹۸۶، یعنی چند سالی پس از سی خرداد شصت و عزیمت یا فرار مسعود رجوی به پاریس، مجاهدین خلق (که من هم جزو آنها بودم) نه به اجبار، که بدلخواه و حتی تا حدودی به اصرار، خاک فرانسه را به قصد عراق در حال جنگ با ایران ترک کردیم. آن زمان ابوالحسن بنی صدر جزو اولین کسانی بود که در مورد پیامدهای این حرکت هشدار داد و از آن پس صف خود را از شورای ملی مقاومت و مجاهدین خلق جدا کرد. البته بسیاری دیگر نیز در آن زمان و یا کمی بعد از آن چنین کردند، از جمله دکتر قاسملو، خانبابا تهرانی، دکتر متین دفتری، برومند، ماسالی و...

    حرکت به سوی بغداد بعد ها از سوی سازمان "پرواز تاریخ ساز دوم" لقب گرفت. آقای رجوی قبل از "عزیمت" در پیام ویدئویی "تودیع" گفت که "می روم تا بر افرازم آتش ها در کوهستان ها"، و صریحا اعلام نمود که با توجه به انتقال مجاهدین خلق از غرب به "جوار خاک میهن"، از این پس هر گونه "خارجه نشینی" و ادعای "مبارزه از فرنگ" نامشروع است. وی به صراحت گفت که مشروعیت همه خارجه نشینان فقط و فقط به خاطر "مبارزه مسلحانه ای" است که مجاهدین پرچمدار آنند، والا که "یک نفس در خارج هم از روز اول حرام بوده". و "اگر نبود بخاطر مبارزه مسلحانه مجاهدین، باید شرف شهادت در تهران را به فرار از کشور ترجیح می دادند". هنوز هم نمی دانم چرا آن روز عراق با نام "جوار خاک میهن"، کشوری خارجی و یا "خارجه" محسوب نشد.

    به یاد می آورم اواخر ماه مه ۱۹۸۶ را که برنامه های "پرواز" ریخته شده است و من زودتر به بغداد رفته ام. چند هفته ای است برای آماده سازی ورود "برادر مسعود" و "خواهر مریم" در بغداد مستقر شده ایم تا روز هشتم ژوئن همراه تعدادی دیگر به پیشواز برویم. مسئولیت حفاظتی دارم و رابط مخابرات (سازمان اطلاعات عراق) هستم. برنامه به خوبی و خوشی انجام می شود و فرودگاه و عکس و فیلم و تبلیغات و حرکت قطار خودروها به سمت جنوب و مستقیما زیارت کربلا و نجف و بازگشت به ساختمان جلالزاده (میدان چهل دزد بغداد) و نشست جمعبندی و الی آخر. قبلا در پاریس هم کارم همین بوده و تازگی ندارد ولی اینجا یک فرق جدی با پاریس دارد. اینجا تا دندان مسلحیم.

    به یاد می آورم برای این که "مسلحانه و قهرآمیز" سرنگون کنیم، اولین نیازمان همانا محلی بود، قرارگاهی بود و پادگانی بود که بشود جمع شد، آموزش دید، برنامه ریخت، مسلح شد و بعد "تیغ به دست و قهر آمیز درید و درید تا طلوع سرنگونی". و بیاد می آورم سفارت عراق در فرانسه را که در همانجا بحث محل و پادگان را هم کرده بودیم. و به یاد می آورم آن روزی را که به همراه آقای محمود عطایی با ماشین لندکروز ارتشی چهار بار در گل گیر کردیم تا بتوانیم خود را به کتیبه وسط پادگان متروکه خالص برسانیم و سربازخانه اهدایی را از افسر عراقی تحویل بگیریم و نامش را بگذاریم "قرارگاه اشرف".

    بیاد می آورم چند روزی بعد از عملیات فروغ را که پس از چهار شبانه روز جنگیدن بدون خواب و خوراک و "دریدن" و "دریده شدن"، بالاخره یک نفر از هر چهار نفرمان زنده به قرارگاه برگشت. غالب کشته شدگان از فرط خستگی و کمبود خواب غش کرده بودند و زیر بمباران خوابشان برد تا "دریده" شوند. آن روز کسی از کسی سوال نمی کرد. کسی به چشم کسی نگاه نمی کرد. کسی سراغ کسی را نمی گرفت. کسی از زنده بودن خود خوشحال نبود. روزی بود که آب آشامیدنی مان هم بوی خون میداد با تلخ ترین مزه ها.

    ژنرال عراقی را بیاد می آورم که آن روز، با آن چهره زمخت آفتاب سوخته عربی اش، مخفیانه اشک ریخت. ژنرالی که چهار روز قبل تنها تقاضایش این بود که سازمان دست از این "دیوانگی نظامی" بردارد ولی "فرماندهی ارتش رهایی بخش" تصمیم خود را گرفته بود. همین ژنرال دو روز قبل هم التماس کرده بود که فرمان عقب نشینی بدهید و نگذارید بقیه نفرات کشته شوند ولی باز "فرماندهی ارتش رهایی بخش" تصمیم خود را گرفته بود...

    بگذریم و برگردیم سر اصل مطلب.

    برآوردی از وضعیت کنونی

    امروز کجا ایستاده ایم؟ آنطور که خانم رجوی در اطلاعیه هفته پیش مطلعمان کردند تتمه سازمان، امروز "با کوله های شخصی و وسائل آشپزخانه آماده انتقال به کمپ لیبرتی شده اند". افرادی اکثرا بیمار با متوسط سن قریب به پنجاه، به کمپی می روند که حتی نام آن فارسی یا عربی نیست.

    سه دهه بعد از آن "پرواز و آن پیام تودیع"، امروز منتظر نشسته ایم که ببینیم چه تعداد از این رزمندگان سابق و ساکنین امروز "شهر اشرف" که اکثرا زخم عملیات، زخم بی خانمانی و طلاق جمعی و جدایی فرزند، زخم چند دهه قطع رابطه با جهان بیرون را هم به همراه دارند، خواهند توانست خود را از این جهنم خود ساخته به نقطه ای امن برسانند. "خود ساخته" هم که می گویم قصد آزار ندارم. می خواهم واقعیات دیده شود تا از چاله به چاه نیفتیم. از این بابت می گویم که فراموش نشود آقایان و خانم هایی که اکنون در کشور"عراق بدون صدام" هستند ده سال است همه توان تبلیغاتی، مالی، سیاسی و امنیتی خود را به کار برده اند که در این کشور بمانند و تا همین دیروز به در و دیوار نوشته بودند "چو اشرف نباشد تن من مباد" و اعلام می کردند که "اشرف بایستد، جهان خواهد ایستاد" و تهدید می کردند که "همینجا می مانیم و می میریم".

    راستی این همه اصرار برای ماندن در عراق برای چه بود؟ با چه استراتژی یا تاکتیکی؟ به چه امیدی؟ پاسخ این سئوال را شاید بشود در جای دیگری جستجو کرد. دلیل این اصرار روشن نمی شود مگر این که دلیل و اشتیاق اولیه برای رفتن به عراق مشخص شود.

    چرا مجاهدین به عراق رفتند؟

    آقای رجوی بارها توضیح داده است که "راه دیگری نبود و اگر نمی رفتیم از بین رفته بودیم". او اگر چه دقیق ولی صرفا در چهارچوب تفکر و چارچوب اعتقادی و اهداف مورد نظر خود سخن گفته است؛ چرا که خیلی ها آن زمان همین حرکت را نوعی "خیانت" خوانده بودند. براستی چرا مجاهدین آن روز فکر می کردند که راه دیگری ندارند و "راه حل" های دیگران را نمی دیدند؟ واضح است. چون برای "مجاهد خلق" آن زمان هیچ تفکری خارج از آن چارچوب مشروعیت نداشت. چون ایدئولوژی، استراتژی و تاکتیک سازمان بر بنیان "برافروختن آتش در کوهستان ها" استوار بود.

    شما اگر بدنبال ساخت و ساز باشید نهایتا سر از مصالح فروشی در می آورید. اگر معتقد به روشنگری و ارتقاء دانش و بینش نسل های بعد باشید لاجرم سر و کارتان به فروشگاههای لوازم التحریر و این روزها فروشگاههای کامپیوتر خواهد افتاد. اگر دنبال قیام باشید و برانگیختن مردم، سر از کارخانه و مسجد و اتحادیه ها و شوراهای محلی در می آورید و اگر بنیاد تفکر و ریشه اعتقادی تان "مبارزه مسلحانه و سرنگونی قهر آمیز" باشد، لاجرم بدنبال تفنگ و باروت هستید.

    و البته این طرز تفکر مثل جن از بسم الله "لیبرالیسم" و "دموکراسی" وحشت دارد و فرار می کند. پاریس جای بقا و رشد این تفکر نیست. و این طرز تفکر الزامات دیگری هم دارد. بی اعتمادی مطلق به "دیگران"، مبارزه با هر آنکس که صد در صد با ما نیست، قهرمان پروری بر اساس قدرت بدنی، قدرت تحمل فشار، اجر و ارزش نهادن به صرف شکنجه شدن به هر دلیلی، و بعد سختی کشیدن، گرسنگی کشیدن، تحمل سرما و گرمای طاقت فرسا به هر دلیلی و حتی تولید سختی مصنوعی برای خود و اطرافیان، کم خوردن، کم خوابیدن، طلاق دادن همسر و جدا شدن از فرزند، قطع رابطه عاطفی با همه، تنفر از زندگی راحت و ... ما از شلاق زدن همدیگر در خوابگاه های دانشجویی شروع کردیم و به اینجا رسیدیم.

    ما به عراق و یا به قول آقای رجوی به "جوار خاک میهن" رفتیم چون امکان عمیلات مرزی و ارسال تیم شهری و خمپاره زنی از پاریس نبود؛ رفتیم چون باقی راه های "سرنگونی قهر آمیز" را هم امتحان کرده بودیم. "سی خرداد شصت" را و "استراتژی جنگ شهری از طریق خطوط تلفن فرانسه" را و "خط هفت هفتم و زدن سر انگشتان رژیم" را و "خط پاسدارکشی حداکثر" را با خون هزاران بی گناه از همه طرفها آزموده بودیم و نتیجه نداده بود.

    آقای بنی صدر آن روز گفت: "آقا به عراق نرو و در کنار دشمن منشین". شاید آن روز آقای بنی صدر باید می گفت "آقا این عقیده به سرنگونی مسلحانه را کمی پایین تر از آیه قرآن قرار بده، شاید راه حل های دیگر را هم ببینی".

    مختصات سازمان مجاهدینی که به اروپا باز می گردد

    عراق زمان صدام تنها دولتی است که از بدو تاسیس سازمان مجاهدین خلق ایران تا کنون از این گروه رسما پشتیبانی کرده است. این حکومت سال ها پیش سرنگون شد و سپس آمریکایی ها سازمان را خلع سلاح کردند.

    امروز تنها راه پیش روی اعضای باقی مانده این سازمان که کمی بیش از سه هزار نفر هستند، رفتن به کشورهای غربی است. اما آینده "سازمان مجاهدین خلق ایران" مبهم است. مجاهدین خلق با چه هویتی؟ با چه پشتوانه ای؟ در چه وضعیت فیزیکی و روحی و بالاخره بدنبال چه؟ استراتژی سرنگونی مسلحانه قهر آمیز یا رد مبارزه مسلحانه؟ فاز سیاسی یا فاز نظامی؟ انقلاب های ایدئولوژیک چه می شوند؟ طلاق های جمعی ادامه می یابد یا تعطیل می شود؟ جامعه بی طبقه توحیدی و نظریه های دیگر کجا جا می گیرند؟ آرم خونین رنگ سازمان که توانسته همزمان تفنگ، داس، سندان و آیه قرآن را یکجا به نمایش بگذارد در کجا خواهد نشست؟ جواب خانواده ها را چه کسی خواهد داد؟

    آیا می توان آرم سازمان مجاهدین خلق ایران را از"کمپ اشرف" آورد و بر پشت بام ساختمان مرکزی "کمپ اور سواواز" پاریس نصب کرد؟ یونیفورم ها چه می شود؟ کار شورای رهبری با آن تفاصیلی که در مورد انتخابشان گفته شده و اکنون پا به سن گذاشته اند و کار سرتیم هایی که تخصصشان فرماندهی تانک و نفربر یا تخریب بوده چه خواهد شد؟ آموزش دیده های امنیت و اطلاعات حکومت صدام به چه کاری گمارده خواهند شد؟ رابطین "هواداران" و "ایرانیان خارج از کشور" پس از بیست و اندی سال غیبت از حرکت سریع تکاملی در اروپا چگونه مواضع خود را تشریح خواهند کرد؟

    اینها سوالاتی هستند که احتمالا با صدور یک پیام، پاسخ نخواهند گرفت. اینجا دیگر "اشرف" نیست و دروازه ای ندارد که قفل شود. با تیرکمان و فلاخن هم نمی شود مردم را دور نگه داشت. اینجا اروپاست و درب های اور توانایی قطع ارتباط مطلق "رزمنده مجاهد" با "جامعه فاسد و بورژوایی غرب" یا پدر، مادر، فرزند، همسر و... را نخواهند داشت.

    روابط بین المللی سازمان هم دستخوش تغییر است. سازمان مجاهدینی که به اروپا بر می گردد دیگر "عنصر" مجاهد خلقی نیست که نفس تمامی اپوزیسیون از آتش سلاح او مشروعیت می گیرند. پس در این وضعیت برگ برنده مجاهدین کجاست؟

    امکانات و محدویت های غرب در استفاده از "سازمان مجاهدین خلق" در صحنه بین المللی

    سازمان مجاهدین مدعی است که غرب می تواند در مقابله با ایران روی آن حساب کند ولی واقعیت این است که با تعریف فعلی، اروپا علاقه ای به حضور مجاهدین خلق در خاکش ندارد. مجاهدین در حالت فعلی در محافل سیاسی غرب لشکری شکست خورده تلقی می شوند با سابقه ای اسفناک، بی خانمان، جان و مال باخته و در نتیجه ترسناک، غیر مترقبه و خطرناک و تا حدودی هم غیر قابل بازیافت.

    امروز رودررویی غرب با ایران مشخصا بر سه محور استوار است. آمریکا ایران را متهم می کند که "ناقض حقوق بشر" است، از "تروریسم" حمایت می کند و به دنبال "بمب هسته ای" است. به بیان دیگر غرب از ایران می خواهد که از فعالیت سیاسی اجتماعی "فعالان متمایل به غرب" جلوگیری نکند، حضور اسرائیل را در منطقه به رسمیت بشناسد و غنی سازی اورانیوم را متوقف کند. ایران هم در مقابل می گوید که "دخالت در مسائل داخلی کشورها ممنوع!" حماس برگزیده مردم فلسطین و حزب الله برگزیده مردم لبنان است. غنی سازی اورانیوم هم جزو اختیارات قانونی امضا کنندگان پیمان منع گسترش سلاح هسته ای است.

    حال ببینیم در این سه بحث، مجاهدین خلق چه نقشی می توانند ایفا کنند؟

    در بحث حقوق بشر- با توجه به گزارشات مکرر مراکز آمریکایی مانند مرکز تحقیقاتی رند، دیدبان حقوق بشر و گزارشات متعدد اف بی آی و وزارت امور خارجه آمریکا، نه تنها نمی توان از سازمان مجاهدین در این بحث استفاده کرد، بلکه حتی باید از نزدیک شدن آنها به این بحث فعالانه جلوگیری کرد، چرا که این کار می تواند "کارت حقوق بشر" را از دست غرب خارج کند، و آن را مستقیما در دست حکومت ایران بگذارد. یاد آوری می کنم که سازمان مجاهدین خلق توسط روسیه یا چین به نقض حقوق بشر متهم و محکوم نشده اند. تمامی این منابع و شواهد و مدارکشان غربی و اکثرا آمریکایی هستند.

    در بحث تروریسم - اینکه مجاهدین در سالهای اخیر ترور کرده اند یا نه و اینکه در لیست ممنوعه این کشور یا آن کشور باشند یا نباشند، سابقه این سازمان را پاک نمی کند و بنابراین سازمان مجاهدین خلق جایی برای عرض اندام در محکومیت "حمایت ایران از تروریسم" ندارد و فقط برگ برنده ای است در دست حکومت ایران و برعلیه "معیارهای دوگانه غرب".

    در بحث اتمی - این تنها جایی است که در سال های اخیر امکان ایفای نقش سازمان البته بدون آرم و نام و تحت نام های تولید شده دیگر وجود داشته است. کنفرانس های مطبوعاتی گاه بگاه در واشنگتن و لندن و بروکسل و حضور تبلیغاتی در سالن های جنبی پارلمان ها در سالهای اخیر را به یاد داریم. ولی این نقش هم اکنون تا حدی کمرنگ شده و شاهدیم که در رویارویی های جدیدتر، مطالب و اطلاعات مستقیم به آژانس بین المللی انرژی اتمی تحویل می شود و بدین ترتیب اطلاعیه و کنفرانس مطبوعاتی هم غیر ضروری شده است.

    ولی خارج از این سه بحث، بخصوص در سالهای اخیر یک نقش دیگر هم بوده که اساسا نه از طریق دولت ها که بیشتر از طریق لابی هایی برنامه ریزی شده است که خواستگاهشان الزاما خواستگاه دولت ای غربی نیست، و آن استفاده از مجاهدین خلق به عنوان خنثی کننده هر تلاشی است که بخواهد احتمال جنگ با ایران را کم و یا احتمال مذاکره با این حکومت را بیشتر کند.

    استفاده از مجاهدین خلق بعنوان ابزاری برای ترویج کینه و شعله ور نگه داشتن خصومت

    آقای احمدی نژاد وقتی صحبت از "نفی هولوکست" یا "بازبینی هولوکست" می کند، از سر بی اطلاعی تاریخی یا به قصد مطرح کردن بحثی تئوریک در دانشگاه ها نیست. این حرف پیام دارد. می خواهد مبادا روزی کسی بخواهد با اسرائیل سر میز مذاکره بنشیند.

    با همین استدلال وقتی راس لهتینن (رئیس هیئت روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا) می گوید که برای مقابله با ایران مجاهدین خلق را از فهرست سازمان های تروریستی خارج کنیم تا بتوانیم مستقیما به آنها کمک مالی و پشتیبانی سیاسی برسانیم به این دلیل نیست که او نمی داند که مجاهدین خلق چه کسانی هستند و چه سابقه ای دارند؛ بلکه می خواهد به حاکمان ایران بگوید آنقدر از همه شما متنفرم که دشمنان شما را تشویق می کنم، حتی کسانی را که خودشان به کشتن هزاران تن از شما چه در مرزها و چه در خیابانهای شهرهایتان اذعان دارند و به آن افتخار هم می کنند.

    همانطور که آقای احمدی نژاد دقت نمی کند که هولوکست صرفا به حکومت اسرائیل خلاصه نمی شود، خانم لهتینن هم توجه نمی کند که مشکل این گروه صرفا با حکومت ایران نیست و قربانیان ایرانی، عراقی، اروپایی و حتی خانواده ها و باقی ماندگان کشته شدگان آمریکایی را هم متاثر کرده است.

    نگاه غالب ایرانیان به سازمان مجاهدین خلق

    با توجه به سابقه سازمان مجاهدین خلق در متهم کردن سازمانها و شخصیت های مخالف خود در داخل و خارج از ایران و متهم بودن خود این سازمان به "جنگیدن در کنار صدام"، " نقض حقوق بشر" و "تروریسم کور" (اتهاماتی که سازمان مجاهدین خلق همه را رد می کند)، به نظر می رسد که بخش بزرگی از نسل جوان در داخل ایران نظر مثبتی نسبت به این سازمان نداشته باشند.

    در خارج از کشور نیز به استناد رابطه دیگر نیروهای اپوزیسیون جمهوری اسلامی می توان برآورد کرد که بجز تعداد محدودی وابستگان قدیمی به شورای ملی مقاومت و مجاهدین خلق، بقیه نیروهای مخالف جمهوری اسلامی از راست ترین تا چپ ترین این طیف عملا نه تنها علاقه ای به نزدیکی به سازمان ندارند که در بسیاری از مواقع مخالفت صریح و روشن خود را با روش های مورد استفاده مجاهدین خلق ابراز کرده اند.

    چاره چیست؟

    به نظر می رسد که سازمان مجاهدین خلق اکنون بر سر دوراهی ای قرار گرفته که انتخاب هر راه، تبعات غیر قابل بازگشت خود را خواهد داشت. دوراهی بقا بر روند قبلی و خلق و خوی جهان سابق و یا تغییر جدی و کیفی به طرف واقعیات جدید و جهان امروز.

    راه حل اول: اصرار بر روند گذشته

    اگر سازمان بر انتخاب قبلی خود و روندی که تا کنون دنبال کرده است اصرار داشته باشد تبعات آن تقریبا روشن است و می توان بسیاری از حرکت های ماهها و حتی سالهای آینده را پیش بینی کرد. در چنین شقی حضور آقای رجوی در اروپا درست مثل زمانی که ایشان از ایران به پاریس آمدند الزامات خاص خودش را خواهد داشت. پیش بینی بنده این است که ما شاهد دو خط موازی شاخص که قبلا هم در حرکت سازمان در غرب دیده ایم خواهیم بود.

    اول: حملات خشونت آمیزتر و گسترده تر به دفاتر و منافع و سفارتخانه های جمهوری اسلامی در کشورهای غربی (و احتمالا و در صورت لزوم منافع عراق، سوریه و لبنان). شیشه شکستن، پرتاب تخم مرغ به مقامات دولتی و دیپلمات ها در خیابانها در کنار بست نشستن های تبلیغاتی معمول و تظاهرات بیشتر با مدعوینی که در سالهای اخیر دیده ایم والبته همه اینها با انگیزه و خط "باز کردن جای از دست رفته در غرب" و بقول آقای رجوی "خارج کردن رقبا" از صحنه. این حرکتی است با شاخص های "حذفی" مجاهدین خلق سی سال قبل که امروز نه تنها الزاما به ضرر جمهوری اسلامی تمام نخواهد شد که با توجه به تجاربی که حکومت در این سالها بدست آورده است، احتمالا به نحوی موثر از آن بهره برداری می کند و با تمسک به آن دولت های اروپایی را تحت فشار می گذارد.

    دوم: استفاده از رسانه های نوشتاری و گفتاری و فعال کردن دستگاه اطلاعاتی ای که در ماههای اخیر تا حدودی ساکت تر عمل کرده، برای تبلیغ علیه هر کس که بخواهد برعلیه مجاهدین و بخصوص رهبری آن سخن بگوید یا عمل کند. تفاوت این بار با گذشته البته "تعلیم دیدگی عنصر مجاهد خلق در دستگاه صدام" و خلق و خوی ناشی از گذراندن دورانی طولانی از زندگی قرارگاهی است که می تواند بر شدت عمل بیفزاید. البته در چنین سناریویی، حضور احتمالا خشن سازمان در میان جوامع ایرانیان خارج از کشور می تواند زنگ خطری جدی برای دستگاه های امنیتی کشورهای اروپایی باشد.

    راه حل دوم: تغییرات بنیادی و به روز کردن سازمان

    سازمان مجاهدین خلق در صورت ورود به اروپا از نقاط قوتی هم برخوردار خواهد بود که در گذشته نه تنها از آنها در مسیر همگامی با نیروهای اپوزیسیون بر علیه حکومت جمهوری اسلامی ایران استفاده نکرده، بلکه در موارد متعددی خواسته یا ناخواسته همین نقاط قوت را علیه همین اپوزیسیون بکار گرفته است. یکی از نقاط قوت مجاهدینی که از اردوگاه اشرف به اروپا می آیند، تعداد آنها و نقطه قوت دیگر انگیزه مبارزاتی آنهاست.

    سازمان مجاهدین خلق (به عنوان یک سازمان و جمع و نه یک فرد یا یک رهبر) هنوز هم می تواند با خداحافظی جدی با گذشته و شروع فصلی نوین، اولین قدم ها را برای بازگرداندن اعتماد مردمی بردارد. عموم ایرانیان، چه در داخل کشور و چه در خارج، خواهان حذف نیروهای دیگر نیستند. آنها عموما اشتباهات را می بخشند و گناه یکی را بر گردن دیگری نمی اندازند. این مردم مسلما هر یک قدم مجاهدین (به عنوان نیرویی که جرئت پرداخت بهای جلب اعتماد مردم را دارد) را با چندین قدم پاسخ خواهند داد. البته تاکید می کنم که بحث بنده صرفا در مورد "سازمان مجاهدین خلق" است و نه افراد مشخص. در زاویه دیدم هم به هیچ وجه نه جنبه قانونی و قضایی را مطرح کرده ام (که جای خود را دارد و دادگاهها بدان رسیدگی می کنند) و نه جنبه های تاریخی را باز بینی کرده ام.

    سازمان مجاهدین برای این پوسته شکنی که احتمالا تنها راه تضمین بقایش پس از عراق و در شرایط جدید غرب است، نیاز به تغییرات بنیادی سریع دارد و فقط آنگاه است که اساسا امکان بررسی قدم های بعدی، حرکت به سوی مردم و بده بستان با نیروهای مردمی دیگر را خواهد داشت. درچنین شرایطی می توان به تغییر دیدگاه نیروهای بین المللی و امکان همکاری غرب با این سازمان هم امیدوارتر بود. البته مجاهدین خلق برای این کار بسیار خطیر زمان زیادی ندارند.

    در این طریق، مجاهدین خلق قبل از هر چیز باید به سیستم بسته و شدیدا کهنه رهبری مادام العمر و ریاست جمهوری ای که هجده سال پیش در "بهارستان" بغداد اعلام شده خاتمه دهند. من نه تنها این را به نفع اعضای مجاهد خلق که به یقین به نفع خود خانم و آقای رجوی هم می دانم. یقین دارم که بهترین کاری که آقا و خانم رجوی امروز می توانند برای ایران، سازمان مجاهدین و خودشان بکنند اعلام کناره گیری است.

    مبرم ترین وظیفه کنونی مجاهدین خلقی که با آزادی از محدودیت های بیابانهای عراق به محیط باز اروپا می رسند از یک طرف جدا کردن اعتقادات شخصی از زندگی اجتماعیشان است (که ارتباط با خانواده، ازدواج، به روز شدن، آموزش اولیه زبان و جذب شدن در جامعه را هم شامل می شود) و از طرف دیگرجدا کردن خود و آینده سازمان از گذشته نه چندان درخشان گروه تحت رهبری آقای رجوی و همسرشان. این راه می تواند در کمترین فرصت زمانی با برگزاری انتخابات آزاد و با نظارت ناظرینی منتخب از میان طیف گروه های اپوزیسیون ایرانی در پاریس آغاز شود.

    ----------

    همچنین
    http://www.khodabandeh.org/

    ورود سازمان مجاهدین خلق به 'فاز نظامی' و پیامدهای آن

    (مسعود خدابنده، بی بی سی، ژوئن 2011)

    ------------

    همچنین
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=12135

    مردان ما در ایران؟ (ترجمه برهان عظیمی)

    .

    ... مسعود خدابنده یک کارشناس کامپیوتر مقیم انگلستان که مشاور دولت عراق است یکی از مقامات سازمان مجاهدین خلق بود که در سال ۱۹۹۶ آنرا ترک کرد. او در یک مکالمه تلفنی با من تاکید کرد که دشمن آشکار سازمان مجاهدین خلق است و علیه این گروه کار کرده است. خدابنده میگوید او از قبل از سقوط شاه به عنوان متخصص کامپیوتر با سازمان بوده و بعنوان یک متخصص کامپیوتر عمیقا با فعالیت های اطلاعاتی و نیز تامین امنیت برای رهبری مجاهدین درگیر بوده است. طی دهه گذشته او و همسر انگلیسی اش یک برنامه حمایتی را برای کمک به سایر کسانی که از سازمان جدا میشوند، اداره میکنند. خدابنده به من گفت او از کسانیکه اخیرا سازمان را ترک کرده اند خبر تعلیمات در صحرای نوادا را شنیده است. به او گفته اند آموزش ارتباطات در نوادا محدود به این نبود ...


    (Rajavi from Saddam to AIPAC

    سیمور هرش (نیویورکر) - مترجم: برهان عظیمی، اخبار روز، شانزدهم آوریل 2012
    http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=44857

    • سیمور هرش در این مقاله که روز ششم آوریل در نیویورکر منتشر شده، می گوید علیرغم آن که مجاهدین خلق در لیست گروه های تروریستی دولت آمریکا قرار دارند، اما در صحرای نوادا آموزش دیده و با همکاری موساد و استفاده از اطلاعات آمریکا در عملیات تروریستی در ایران سهیم بوده اند ...

    hersh-iran.jpg

    منطقه ای که سایت امنیت ملی نوادا متعلق به دپارتمان انرژی در آن قرار گرفته، با دشت های خشک بلندش و قله کوه ها در دوردست، از هوا به شمال غربی ایران شبیه است. در این سایت که در ۶۵ مایلی شمال غربی لاس و گاس قرار گرفته است، قبلا آزمایش های هسته ای صورت میگرفت و حالا دارای مرکزی برای آموزش عملیات ضد جاسوسی و یک فرودگاه خصوصی برای جت بوئینگ ۷٣۷ است. این منطقه ای ممنوعه است که در برخی نقاط آن تابلو ها به اشخاص کنجکاو هشدار میدهند پرسنل امنیتی در صورت لزوم اجازه دارند به کسانیکه از خط ممنوع عبور کرده اند، شلیک کنند.

    در اینجا بود که فرماندهی عملیات ویژه مشترک (Joint Special Operations Command (JSOC از سال ۲۰۰۵ آموزش اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران را آغاز کرد... وزارت خارجه آمریکا در سال ۱۹۹۷ این سازمان را در لیست گروه های تروریست خود قرار داد.

    سازمان مجاهدین در سال ۲۰۰۲ با افشای این واقعیت که ایران غنی سازی اورانیوم را بطور محرمانه در یک منطقه زیرزمینی آغاز کرده است، تا حدودی در سطح بین المللی اعتبار کسب کرد. محمد البرادعی که در آن زمان مدیرعامل سازمان انرژی اتمی بود بعدها به من گفت که به او اطلاع داده بودند موساد منبع تامین این اطلاعات بوده است.

    روابط سازمان مجاهدین خلق با سازمان های اطلاعاتی غرب بعد از سقوط رژیم عراق در سال ۲۰۰٣ تقویت شد و «فرماندهی عملیات ویژه» تحت تاثیر هراس بوش از اینکه ایران در یک یا چند نقطه مخفیانه مشغول بمب سازی است، عملیات در داخل ایران را آغاز کرد. منابعی بطور مخفیانه در اختیار چند سازمان مخالف قرار گرفت تا به جمع آوری اطلاعات و نهایتا عملیات تروریستی علیه رژیم اختصاص یابد. سازمان مجاهدین خلق مستقیما یا غیرمستقیما منابعی از قبیل سلاح یا اطلاعات دریافت کرد. بنا بر گفته مقامات امنیتی و مشاوران نظامی عملیات مخفیانه تحت حمایت آمریکا تا امروز ادامه دارد.

    علیرغم ارتباطات فزاینده و تلاش های مجدانه و لابیگری فشرده وکلای سازمان مجاهدین خلق، این سازمان همچنین در لیست گروه های تروریست وزارت خارجه آمریکا باقی مانده است. این بدان معناست که آموزش در نوادا باید کاملا محرمانه میماند.

    یک مقام امنیتی سابق به من گفت ما اینجا آنها را تعلیم میدادیم و از طریق دپارتمان انرژی برای آنها پوشش فراهم میکردیم زیرا همه زمین های جنوب نوادا متعلق به این دپارتمان است. «ما آنهارا در فواصل دور در صحرا و کوه تخلیه میکردیم و ظرفیت تماس گیری آنها را ایجاد میکردیم. هماهنگی ارتباطات مساله بزرگی است.»

    به گفته مقام امنیتی سابق این تعلیمات اندکی قبل از اینکه اوباما اداره کشور را به دست بگیرد پایان یافت. یک ژنرال چهارستاره ی بازنشسته که مشاور امنیتی ملی در دولت های بوش و اوباما بوده است در گفتگویی جداگانه به من گفت یک آمریکایی که در برنامه ی تعلیم مجاهدین در نوادا شرکت داشت در سال ۲۰۰۵ او را در جریان این برنامه قرار داده بود. او گفت «به آنها آموزش استاندارد در حوزه های تماس گیری «commo»، استفاده از رمز «cryptography»، تاکتیک واحدهای کوچک و تسلیحات آموزش های استاندارد داده شد. این تعلیمات ۶ ماهه بود.»

    همچنین به او گفته شد که مربیان از «فرماندهی عملیات ویژه» هستند که درسال ۲۰۰۵ به ابزار عمده دولت بوش در جنگ علیه ترور تبدیل شده بود. ژنرال بازنشسته گفت مربیان اعضای درجه اول «فرماندهی عملیات ویژه» نبودند، بلکه تمرین دهنده های دست دوم و سوم و از این قبیل و آنها شروع کردند به بیرون رفتن از پایگاه های خود: «اگر قرار است به شما تاکتیک ها را یاد بدهیم، بگذاریم اندکی چیزهای واقعا سکسی نشان تان بدهم...»

    به گفته ژنرال بازنشسته همین تعلیمات ویژه بود که باعث افزایش نگرانی ها و تلفن های متعدد به او شد. او ضمن تایید خبرها به آنها گفته بود «این باعث دردسر همه خواهد شد مگر اینکه پایه قانونی برای آن فراهم شود. ایرانی ها در عملیات ضدجاسوسی متبحرند و این را نمیتوان محرمانه نگاه داشت». سایت نوادا در همان زمان برای تعلیمات پیشریفته واحدهای جنگی عراقی هم به کار برده میشد. [ژنرال بازنشسته فقط از آموزش مجاهدین خلق اطلاع داشت. مقام امنیتی ازتعلیماتی که تا سال ۲۰۰۷ ادامه داشت با خبر بود.]

    آلن گرسون وکیل مدافع سازمان مجاهدین مقیم واشنیگتن به من گفت مجاهدین خلق علنا و مکررا ترور را محکوم کرده اند. گرسون گفت او در مورد آموزش ادعایی در صحرای نوادا اظهارنظر نخواهد کرد. ولی اگر چنین تعلیماتی حقیقت داشته باشد «با تصمیم وزارت خارجه به ادامه حفظ نام مجاهدین خلق در لیست گروه های تروریست هیچ تجانسی ندارد. چطور ایالات متحده میتواند کسانی را تعلیم بدهد که در لیست گروه های تروریست دولت هستند، در حالیکه یکی دیگر تنها به خاطر تهیه یک کلید با خطر کیفر جنایی روبرو میشود.»

    رابرت بائر یک مامور بازنشسته سیا که زبان عربی را به روانی صحبت میکند و بطور محرمانه در کردستان [عراق] و در خاورمیانه کارکرده است به من گفت در اوایل ۲۰۰۴ یک شرکت خصوصی آمریکایی که به باور او برای دولت آمریکا کار میکرد با او تماس گرفت تا به عراق برگردد. او گفت «آنها میخواستند من به مجاهدین خلق کمک کنم تا در مورد برنامه اتمی ایران اطلاعات جمع کنند. آنها تصور میکردند که من فارسی بلدم که نبودم. من گفتم با آنها تماس خواهم گرفت ولی هرگز این کار را نکردم.»
    باوئر که اکنون در کالیفرنیا زندگی میکند به خاطر می آورد آنموقع برای او روشن بود که عملیات دراز مدت بود نه یک کار مقطعی.

    مسعود خدابنده یک کارشناس کامپیوتر مقیم انگلستان که مشاور دولت عراق است یکی از مقامات سازمان مجاهدین خلق بود که در سال ۱۹۹۶ آنرا ترک کرد. او در یک مکالمه تلفنی با من تاکید کرد که دشمن آشکار سازمان مجاهدین خلق است و علیه این گروه کار کرده است. خدابنده میگوید او از قبل از سقوط شاه به عنوان متخصص کامپیوتر با سازمان بوده و بعنوان یک متخصص کامپیوتر عمیقا با فعالیت های اطلاعاتی و نیز تامین امنیت برای رهبری مجاهدین درگیر بوده است. طی دهه گذشته او و همسر انگلیسی اش یک برنامه حمایتی را برای کمک به سایر کسانی که از سازمان جدا میشوند، اداره میکنند. خدابنده به من گفت او از کسانیکه اخیرا سازمان را ترک کرده اند خبر تعلیمات در صحرای نوادا را شنیده است. به او گفته اند آموزش ارتباطات در نوادا محدود به این نبود که طی حمله چگونه باید تماس را حفظ کرد بلک شامل نفوذ در مخابرات هم بود. به گفته ی او ایالات متحده زمانی موفق شد راهی برای نفوذ در سیستم های عمده ی مخابراتی ایران پیدا کرد. در همان زمان عاملان مجاهد را به ظرفیت نفوذ در مخابرات تلفنی و پیام ها در داخل ایران مجهز کرد. آنها پیام ها را ترجمه کرده و در اختیار متخصصان اطلاعاتی آمریکا قرار میدادند. او از اینکه این کار هنوز هم ادامه دارد یا نه اطلاعی ندارد.

    پنج دانشمند ایرانی از سال ۲۰۰۷ تاکنون به قتل رسیده اند. سخنگوی مجاهدین خلق شرکت در قتل ها را تکذیب کرده است ولی اوایل ماه گذشته خبرگزاری ان بی سی از قول دو مقام دولت اوباما تایید کرد که حملات توسط واحدهای سازمان مجاهدین خلق صورت گرفته که توسط سرویس مخفی اسرائیل، موساد، تعلیم دیده و تامین مالی شده بودند. ان بی سی از قول یک مقام دولتی مشارکت آمریکا در فعالیت های سازمان مجاهدین خلق را تکذیب کرد.
    مقام امنیتی سابق که من با او گفتگو کردم گزارش ان بی سی مبنی بر همکاری مجاهدین خلق با اسرائیل را تایید و اضافه کرد در عملیات از اطلاعات آمریکا استفاده شده است. او گفت که هدف ها «اینشتین» نبودند: «مقصود تاثیر روانی و اخلاقی بر ایرانی هاست» و «خراب کردن روحیه کل سیستم- وسایل نقل و انتقال هسته ای، تسهیلات غنی سازی، نیروگاه ها».حملاتی هم به لوله های نفتی صورت گرفته است.
    او اضافه کرد عملیات «ابتدا توسط مجاهدین خلق و در همکاری با اسرائیلی ها صورت گرفت، ولی ایالات متحده اکنون اطلاعات را در اختیار قرار میدهد.» یکی از مشاوران عملیات ویژه به من گفت رابطه بین ایالات متحده و اقدامات مجاهدین در داخل ایران دیرپاست. «همه کارهایی که اکنون در داخل ایران انجام میگیرد توسط بدل های به خدمت گرفته شده است.»

    منابعی که من با آنها صحبت کردم نمیدانستند آیا کسانی که در نوادا تعلیم دیده اند اکنون در عملیات داخل ایران یا جای دیگر فعالند یا نه.و لی آنها بر تاثیر حمایت آمریکا انگشت گذاردند. مشاور ارشد پنتاگون گفت «مجاهدین یک جوک کامل بودند، حالا یک شبکه واقعی در داخل ایران هستند. چطور توانسته اند به این کارایی دست پیدا کنند؟ علت را بخشا باید در تعلیمات در نوادا جستجو کرد. حمایت لجستیکی بخشا در داخل کردستان [عراق. م] قرار دارد، بخشی هم داخل ایران. مجاهدین خلق اکنون دارای ظرفیت و کارایی هستند که تا به حال سابقه نداشته است.»

    در اواسط ژانویه، چند روز بعد از قتل یک دانشمند هسته ای ایران بوسیله بمب خودرو در تهران، وزیر دفاع لئون پانته آ در جلسه ای با سربازان مستقر در فورت بلیس تکزاس تاکید کرد دولت آمریکا «در مورد اینکه کی ممکن است این کار را کرده باشد نظر دارد، ولی ما دقیقا نمیدانیم کی اینکار را کرده است.» او اضافه کرد «ولی من میتوانم یک چیز را به شما بگویم: ایالات متحده در اینکارها دست ندارد. این کاری نیست که آمریکا میکند.»

    نیویورکر. ۶ آوریل ۲۰۱۲
    * مقاله کمی خلاصه شده است.

    -------------

    Home


    Date: 2012-06-21
    (C) 2006