شما صفحه آرشیو را مشاهده می‌کنید. برای دیدن صفحه اصلی‌ به این لینک مراجعه نمائیدhttp://iran-interlink.org/wordpressfa/



  • دیدار آن سینگلتون از کمپ عراق جدید (سابقا اشرف). مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در پروسه پیشرفت دموکراسی در عراق خرابکاری می کنند
  • تروریسم مجاهدین خلق (فرقه رجوی) با پشتیبانی امریکا و اسرائیل، نمک آشی که برای جنبش سبز پخته اند - مسعود خدابنده، مشاورین استراتژی خاورمیانه ا
  • چرا کسی در مورد نقض مستمر و فاحش حقوق بشر در کمپ اشرف (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) تحقیق نمی کند؟ - گزارشی از کمپ اشرف، مارس 2011
  • چه کسی مسئول رنج مداوم خانواده های اعضای گرفتار در پادگان اشرف است؟ (بنیاد خانواده سحر، ژوئیه 2010: آمریکا یک راه بیشتر ندارد. باید دست دولت عرا
  • صدور حکم بازداشت مریم و مسعود رجوی و 37 تن دیگر از مجاهدین خلق در عراق (رویترر، ژوئیه 2019)
  • ایران اینترلینک - گزارش دوم از بغداد، اردوگاه اشرف و سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - مسعود خدابنده، ایران اینترلینک، سپتامبر 2009
  • نظرات دکتر موفق الربیعی در مورد کمپ اشرف، مسعود رجوی و "زهر زدایی" از اعضای سازمان مجاهدین خلق (خبرگزاری رویتر، ششم آوریل 2009 )
  • ممانعت رجوی (رهبر فرقه مجاهدین خلق) از ورود هیأت تحقیق وزارت حقوق بشر به اشرف (اصوات العراق، چهاردهم مارس 2009)
  • الموتمر عراق: اتحاديه اروپا منافقين را به خاك خود دعوت كند (موتمر، یازدهم فوریه 2009)
  • آقای بنی صدر: وقتی سازمانی وابسته شد طبیعتا وجه المصالحه می شود (رادیو فرانسه، پنجم فوریه 2009)
  • آمریکا تبعیدیان ایرانی تحت حمایت را در عراق بلاتکلیف نگاه میدارد (گزارشاتی از شبکه رادیو عمومی ملی امریکا از بغداد و تهران. آوریل 2008)
  • ورود اولین سری نجات یافتگان از جهنم اشرف در عراق به کشورهای اروپایی
  • معرفی یکی از چماقداران مجاهدین خلق (فرقه رجوی) لیلا جزایری یا اعظم فرهانی ملا حسنی کهنه.
  • ترجمه گزارش ویژه ایران اینترلینک از بغداد، قرارگاه اشرف و مجاهدین خلق (ایران اینترلینک، مسعود خدابنده، فوریه 2008)
  • اتحادیه اروپا بار دیگر مجاهدین (شورای ملی مقاومت،ارتش آزادیبخش، فرقه رجوی ...) را در فهرست تروریستها قرار داد ( دسامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمان اروپا در ایران با انجمن نجات دیدار نمود (دسامبر 2007)
  • رئیس گروه پارلمان اروپا: سازمان مجاهدین در اتحادیه اروپا، انگلستان و آمریکا همچنان غیر قانونی و سیاست ما نفی آن است (دسامبر2007)
  • همایش ؛ مغز شویی ؛ جنایت علیه بشریت (دانشگاه تبریز، دسامبر 2007)
  • دیدار و سخنرانی پرفسور شلدون فوت و مسعود خدابنده در پارلمان بریتانیا (نوامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمانی بریتانیا از انجمن نجات در تهران دیدار کرد (نوامبر 2007)
  • رجوی رهبر مجاهدین به اعضای فرقه اجازه ملاقات با خانواده بدهد (خدابنده، اوت 2007)
  • سایت رجوی: هیچکس ، واقعا هیچکس صلاحیت انتقاد به رهبران پاک باز آزادی را ندارد! (ایران دیدبان، چهارم اوت 2007)
  • وصلت با تروریستها؟ نه! (کنت تیمرمن، سیزده ژوئیه 2007)
  • استفاده ابزاری از نام مسعود رجوی در تبلیغات مجاهدین حاکی از شتاب گرفتن سقوط فرقه به فاجعه غیر قابل کنترل نهایی است (بریف ایران - اینترلینک)
  • گزینه هایی سخت در روند مذاکرات ایران و امریکا (مسعود خدابنده، آسیا تایمز، بیست و یکم می 2007)
  • انتشار گزارش جدید وزارت خارجه امریکا (مسعود خدابنده، سوم می 2007)
  • اظهارات ابراهيم خدابنده و جميل بصام در مورد مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - ایسنا، هشتم آوریل 2007
  • مصاحبه تلویزیون کانال سه بریتانیا با آن سینگلتون در رابطه با مجاهدین خلق، فرقه تروریستی رجوی(سی و یکم مارس 2007)
  • نامه سرگشاده ابراهیم خدابنده به مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران (سی مارس 2007)
  • مادری التماس می کند که میشود خبری از بچه من بگیری؟!!(دکتر نوری زاده، مارس 2007)

  • دور جدیدی از فعالیت های بنیاد خانواده سحر - اندکی صبر سحر نزدیک است

    دور جدیدی از فعالیت های بنیاد خانواده سحر

    اندکی صبر سحر نزدیک است

    .

    ... بنیاد خانواده سحر حدود سه سال پیش در بغداد به دست تعدادی از اعضای سابق فرقه رجوی که توانسته بودند خود را از اسارت این فرقه مخرب آزاد ساخته و از دژ مستحکم آن فرار کنند، با حداقل امکانات و تحمل مشقات بسیار تأسیس گردید. این مسئولیت از ابتدا خیلی مشکل مینمود و در عمل ثابت شد که بسا دشوارتر از آن بود که از اول می اندیشیدیم. امکانات و توان ما پاسخگوی نیازی که در این خصوص احساس میشد نبود. البته بسیاری از هموطنان در سایر کشورها و همچنین مردم انسان دوست عراق به یاری ما شتافتند ...

    بنیاد خانواده سحر، بغداد، نوزدهم ژوئن 2010
    http://saharngo.com/fa/story/1343

    لینک به متن انگلیسی
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=8251

    سخنی با خوانندگان سایت بنیاد

    بغداد 29 خرداد 1389

    خوانندگان عزیز

    در آغاز دور جدیدی از فعالیت های بنیاد خانواده سحر و راه افتادن سایت به شکل فعلی مایلیم سخنی با خوانندگان سایت و حامیان و دوستان بنیاد داشته باشیم.

    بنیاد خانواده سحر حدود سه سال پیش در بغداد به دست تعدادی از اعضای سابق فرقه رجوی که توانسته بودند خود را از اسارت این فرقه مخرب آزاد ساخته و از دژ مستحکم آن فرار کنند، با حداقل امکانات و تحمل مشقات بسیار تأسیس گردید.

    هدف از ایجاد این بنیاد یاری رساندن به رها شدگان از فرقه در عراق و همچنین خانواده های اعضای اسیر در پادگان اشرف بود که طالب دیدار با عزیزانشان بعد از بیش از دو دهه بودند.

    این مسئولیت از ابتدا خیلی مشکل مینمود و در عمل ثابت شد که بسا دشوارتر از آن بود که از اول می اندیشیدیم. امکانات و توان ما پاسخگوی نیازی که در این خصوص احساس میشد نبود. البته بسیاری از هموطنان در سایر کشورها و همچنین مردم انسان دوست عراق به یاری ما شتافتند.

    با منتقل شدن تعدادی از مسئولین و اعضای بنیاد به اروپا و به دلیل حجم بالای امور حقوقی مربوط به پرونده قضائی فرقه در محاکم عراقی و همچنین رسیدگی به استقرار و تردد خانواده ها و اعضای سابق، کار سایت و نشریه عربی بنیاد خانواده سحر عملا به حالت تعطیل در آمد و انرژی این بنیاد صرف اموری که حیاتی تر و فوری تر تشخیص داده شده بودند گردید. بار تبلیغی امورات خانواده ها در بغداد البته طی این مدت بر دوش ایران اینترلینک در انگلستان و انجمن نجات در ایران افتاد و سایت های آنان عملا جور کمبود و فقدان سایت سحر را تحمل نمودند و ما را یاری دادند.

    طی این مدت دفتر بنیاد خانواده سحر در کاظمین مورد تهاجم تروریستی قرار گرفت که در این خصوص صلاح دیدیم به جای انجام تبلیغات روی این موضوع در انجام وظایف خود کوشاتر باشیم و صرفا به جابجا کردن محل دفتر بسنده کردیم. همچنین سایت سحر نیز مورد تهاجم هکرها قرار گرفت که با تلاش دوستانمان در اروپا بعد از مدتی بالاخره به حالت اولیه بازگردانده شد. این ترفندها البته ما را از انجام رسالتی که به عهده گرفته بودیم باز نگرداند.

    در این رابطه جا دارد از تمامی کسانی که طی حدود سه سال گذشته در یاری رساندن به ما فعالیت کرده و حقیقتا از هیچ تلاش و فداکاری دریغ نکردند تجلیل و قدردانی نمائیم. بطور خاص لازم است از جانب خانواده ها و اعضای سابق از افراد زیر قدردانی و تشکر نموده و دعای خیر خود را در هر کجا که هستند بدرقه راهشان کنیم:

    آقای مسعود خدابنده مسئول ایران اینترلینک در انگلستان که بارها به عراق (بغداد، اربیل، کرکوک، دهوک، سلیمانیه، و ... ) عزیمت کرده و نقش کلیدی در حل و فصل امور رها شدگان و خانواده های مستقر در خارج از ایران ایفا نمودند. کمک های ایشان در مقاطع مختلف جدا حیاتی و کلیدی بود.

    خانم بتول سلطانی عضو سابق شورای رهبری فرقه رجوی که با تمام وجود در ایجاد و فعال نمودن بنیاد مایه گذاشتند و بطور خستگی ناپذیری امورات بنیاد را دنبال کردند. سفرهای ایشان همراه با آقای خدابنده به کردستان عراق و به ترکیه نقش راهگشا در فعالیت های بنیاد داشت.

    آقایان آرش صامتی پور و صمد نظری و سایر مسئولین انجمن نجات در ایران که با سفرهای مکرر به بغداد و همچنین حل و فصل عزیمت خانواده ها از ایران و تأمین مترجم و وکیل و سایر امکانات ما را یاری دادند.

    آقایان رضا صادقی، اصغر فرزین، و علی بیگلری و سایر مسئولین و دست اندرکاران بنیاد خانواده سحر که تلاش و فعالیت فوق العاده آنان جدا قابل ستایش است. این افراد با شجاعت و درایت بی نظیری مسئولیت های خود را دنبال می نمودند.

    آقایان مهدی خوشحال و علی اکبر راستگو که از آلمان برای یاری رساندن به بنیاد به بغداد عزیمت کرده و مشکلات بی اندازه ای را در این راه تحمل نمودند.

    خانواده های نوروزی و محمدی از کانادا و بشیری از نروژ و اکبری نسب از آلمان و بسیاری دیگر از خانواده های اعضای گرفتار در پادگان اشرف که علاوه بر تلاش برای دیدن عزیزانشان در یاری رساندن به ما از هیچ کوششی دریغ نکردند.

    جا دارد از مسئولین و وکلا و شهروندان عراقی و غیر عراقی مستقر در عراق که صمیمانه و دلسوزانه به ما کمک نمودند و امورات بنیاد را حل و فصل کردند تشکر و قدردانی ویژه بنمائیم. بدون کمک های بی دریغ آنان هرگز بنیاد خانواده سحر شکل نمی گرفت و به حیات و فعالیت های خود ادامه نمیداد. در همین رابطه بطور خاص از آقای طارق الحرب رئیس کانون وکلای عراق، از دولت عراق (بویژه آقای موفق الربیعی مشاور امنیت ملی سابق عراق و خانم وجدان میخائیل وزیر حقوق بشر عراق)، از شیوخ محترم استان دیالی، از مقامات ملل متحد در بغداد و یونامی، از پلیس عراقی مستقر در پادگان اشرف، از سازمان های بین المللی حقوق بشری نظیر صلیب سرخ جهانی، عفو بین الملل و دیدبان حقوق بشر، از احزاب مختلف عراقی (که همه به غیر از صدامی ها که حامی فرقه رجوی هستند، به ما کمک نمودند)، از خبرنگاران و رسانه های عراقی و نهایتا از سربازان آمریکائی مستقر در پادگان اشرف (که این سربازان و درجه داران و افسران، همگی فوق العاده رئوف و انسان دوست و کمک کار بودند و حساب آنها از حساب سیاست های دولت آمریکا جداست) نهایت تشکر و امتنان را داریم.

    اگر بخواهیم از تک تک نفراتی که ما را کمک کردند نام ببریم این مطلب فوق العاده طولانی خواهد شد. خصوصا خانواده هائی که رنج سفر به بغداد را از اقصا نقاط جهان و از جمله ایران بر خود هموار نموده و با حداقل امکانات و تحمل مشکلات فراوان برای آزادی عزیزان خود تلاش کردند. تعدادی از این خانواده ها در حال حاضر ماه هاست که در شرایط فوق العاده سخت در مقابل درب پادگان فرقه ای اشرف به انتظار دیدار حتی یکساعته با عزیزان خود مستقر شده اند.


    دوستان گرامی

    حتما در جریان تحولات سیاسی اخیر در عراق تا جائی که به فرقه رجوی مربوط میشود هستید. در ژانویه 2009 مسئولیت پادگان اشرف بالاخره به نیروهای عراقی سپرده شد. عراقی ها از ابتدا قول داده بودند که زمانی که تصدی امور را به دست بگیرند امکان دیدار خانواده ها با عزیزانشان را فراهم نمایند. اما این مسئله به دلیل دخالت های خارجی و بنا بر مصالح برخی محافل ذی نفوذ عملی نشد. لابی بین المللی صهیونیستی شامل افرادی از جمله کوربت انگلیسی و استیونسون اسکاتلندی و همچنین بقایای صدامی ها در اردن که تنها پشتیبانان رجوی در منطقه و خواهان بازگرداندن رژیم ساقط شده عراق هستند از تمامی امکانات خود برای جامه عمل پوشاندن به خواست های فرقه و علیه خواست خانواده ها استفاده کردند.

    بیش از چهار ماه است که تعدادی از خانواده های به ستوه آمده، در مقابل پادگان فرقه ای اشرف متحصن شده و حاضر نیستند بدون دیدار و گفتگوی آزادانه با عزیزان خود محل را ترک کنند که البته روز به روز بر تعداد آنها اضافه میگردد. فعالیت این خانواده ها علیرغم دروغ پراکنی ها و کارشکنی های مسئولین فرقه رجوی انعکاسات گسترده ای در رسانه های غربی و عربی داشته است. تلویزیون بی بی سی فارسی گزارش تصویری مفصلی تحت عنوان "تلاش بی نتیجه ایران و عراق برای بستن قرارگاه اشرف" پخش نمود و اعلام داشت که "مسئولان مجاهدین افراد را به زور در اردوگاه اشرف نگه داشته اند". خبرگزاری های آمریکائی آسوشیتد پرس و یونایتد پرس و همچنین خبرگزاری انگلیسی رویترز و نشریات عربی بین المللی همچون الشرق الاوسط چاپ لندن و بسیاری از کانالهای تلویزیونی و نشریات در عراق و در خارج از عراق به تحصن خانواده ها پوشش خبری دادند که حتی امکان جمع آوری تمامی آنها را به علت کثرت موارد نداشتیم. این البته در حالی است که سازمان مجاهدین خلق با بکارگیری تمامی حامیان بین المللی خود و صرف پول های هنگفت تنها توانسته است دروغ های خود را به شکل آگهی تبلیغاتی در رسانه ها به چاپ برساند که فقط ضعف و زبونی این دستگاه را می رساند.

    اما جالب است که فرقه مخرب مربوطه در برابر دادخواهی خانواده ها و انعکاسات خبری آن تنها به ذکر این دروغ آشکار اکتفا نمود که "این نیروهای عراقی هستند که مانع دیدار خانواده ها با عزیزانشان شده اند". رجوی که در وقاحت و بی شرمی گوی سبقت را از تمامی رهبران فرقه ای عالم ربوده است تحصن خانواده ها را "توطئه تروریستی دشمنان" خواند و مدعی شد که این خانواده ها تماما "جاسوس و مزدور دشمن" بوده و لابد با تیربار و بازوکا و تجهیزات دید در شب به مقر فرقه ای ایشان در عراق شبیخون زده اند. عکس های این خانواده ها که برخی بالای 75 سال سن دارند دل هر انسان آزاده ای را بدرد می آورد و البته مصبیت زمانی به نهایت میرسد که تازه مأمور و جاسوس و مهاجم هم خوانده میشوند. آیا تاریخ معاصر ایران فردی به پستی و دنائت مسعود رجوی به خود دیده است؟ آیا این جرثومه فساد مرزی برای دروغ گوئی و رذالت می شناسد؟ آیا وی وفادارترین فرد به این شعار فرقه های عالم در طول تاریخ که "هدف وسیله را توجیه میکند" نیست؟ تا کجا یک انسان میتواند برای "کسب قدرت به هر قیمت" در دروغ گوئی و بی شرمی و در آزار و اذیت افراد بی گناه جلو برود؟ تا کجا یک فرد میتواند برای رسیدن به مطامع خود صدها و بلکه هزاران انسان را قربانی نماید؟

    در ملاقاتی که با یکی از مسئولین یک نهاد بین المللی در بغداد داشتیم وی نهایتا گفت که واقعا از روی این خانواده ها شرمنده است و تعجب میکند که چطور در بحبوحه جنگ و بمباران در افغانستان مدام ترتیب دیدار خانواده ها با فرزندانشان که اسیر جنگی بودند داده میشد ولی حالا بعد از این همه سال در عراق حتی توفیق گرفتن یک نامه از یک نفر در قرارگاه اشرف برای خانواده اش بدست نیامده است. وقتی منافع سیاسی جای روابط انسانی را میگیرد و همه چیز از دید دلالی وکاسبکارانه نگریسته میشود و وقتی فردی مثل رجوی پیدا میشود که براحتی وطن خود و حتی اعضای فرقه اش را هم می فروشد، این گونه مسائل دیگر جای تعجب ندارد.

    بنیاد خانواده سحر مفتخر است که توانسته است راه زیادی برای نیل به یک هدف انسانی که همانا برقراری ارتباط بین اعضای خانواده ها می باشد را طی نماید و البته تا رسیدن به مقصود از پای نخواهد نشست. دیدار با عزیزان حق مسلم این خانواده هاست و حتی اگر دنیا این حق را نادیده بگیرد آنان از حق خود نخواهند گذشت و عاقبت به آن خواهند رسید.

    -----------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=8025

    تلاش بی نتیجه ایران و عراق برای بستن قرارگاه اشرف

    (مسئولان مجاهدین افراد را به زور در اردوگاه اشرف نگه داشته اند)

    .

    ... بیش از سه هزار نفر هنوز در قرارگاه اشرف زندگی می کنند. خانواده های عده ای از آنان و همچنین شماری از کسانی که موفق به ترک این اردوگاه شده اند می گویند مسئولان مجاهدین، افراد را بزور در اردوگاه نگه داشته اند و حتی به آنها اجازه دیدار به خانواده هایشان را نمی دهند ...

    لینک به پخش برنامه ویدئویی تلویزیون بی بی سی:
    http://www.bbc.co.uk/persian/world
    /2010/04/100426_l42_ashraf_camp.shtml

    لینک به پخش همین برنامه در یو تیوب
    http://www.youtube.com/watch?v=J96_IeD2bt0

    خبرگزاری بی بی سی فارسی، بیست و ششم آوریل 2010
    http://www.bbc.co.uk/persian/world/2010/04/100426_l42_ashraf_camp.shtml

    قرارگاه اشرف، تنها پایگاه سازمان مجاهدین خلق، با وجود گذشت هفت سال از سقوط حکومت صدام حسین همچنان در عراق باقی است و تلاشهای دولتهای ایران و عراق برای پایان دادن به عمر این اردوگاه همچنان بی فایده مانده.

    بیش از سه هزار نفر هنوز در قرارگاه اشرف زندگی می کنند. خانواده های عده ای از آنان و همچنین شماری از کسانی که موفق به ترک این اردوگاه شده اند می گویند مسئولان مجاهدین، افراد را بزور در اردوگاه نگه داشته اند و حتی به آنها اجازه دیدار به خانواده هایشان را نمی دهند.

    سازمان مجا هدین خلق این اتهام را رد می کند. مهرداد فرهمند، خبرنگار ما به عراق رفته و گزارشی دارد از گروهی از خانواده هایی که برای دیدن فرزندانشان هفته ها جلوی در اردوگاه اشرف تجمع کردند، تجمعی بی نتیجه.

    لینک به پخش برنامه ویدئویی تلویزیون بی بی سی:
    http://www.bbc.co.uk/persian/world
    /2010/04/100426_l42_ashraf_camp.shtml

    لینک به پخش همین برنامه در یو تیوب
    http://www.youtube.com/watch?v=J96_IeD2bt0

    --------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=8023

    انعکاس دیدار خانواده های گروگانهای رجوی با دفتر یونامی  سازمان ملل متحد در بغداد در روزنامه الموتمر

    .

    ... روزنامه الموتمر امروز گزارشی از ملاقات خانواده های گروگانهای رجوی با اقای مدو اجاریا دفترسازمان ملل ( یونامی ) دربغداد را منعکس نمود. تیتر این انعکاس اشاره به وخیم بودن وضعیت جسمی گروگانها دارد و عنوان می نماید که هفتاد درصد گروگانهای رجوی در اسارتگاه اشرف دچار امراض جدی بوده وضعیتشان وخیم است...

    الموتمر، بیست و هفتم آوریل 2010 (عربی)
    http://www.inciraq.com/pages/view_paper.php?id=201027224

     ---
     ا 70% من اعضاء منظمة مجاهدي خلق مصابين بامراض مزمنة ونفسية

    بغداد - المؤتمر: خاص
    http://www.inciraq.com/pages/view_paper.php?id=201027224

    اكد (مدو اجاريا) المدير السياسي ومسؤول حقوق الانسان لمنظمة الامم المتحدة في العراق (يونامي) ان احتجاج ورفض قادة ومسؤولين منظمة خلق الايرانية المتواجدين حاليا ً في معسكر اشرف السماح للعوائل الايرانيين الذين جاءوا من ايران لمقابلة ابنائهم الاسرى داخل المعسكر من قبلالمنظمة منذ عقد الثمانينات من القرن الماضي يعد انتهاكا ً وخرقا ً لقوانين حقوق الانسان وتصرفا ً منافيا ً للاخلاق وغير انسانيا ً يرفضه المجتمع الدولي ومنظمات حقوق الانسان الدولية وكل الاحرار في العالم ، مطالبا ً قادة منظمة خلق الايرانية التعامل مع هذا الموقف بشكل انساني والموافقة على منح العوائل الايرانية الحرية الكاملة في مقابلة ابنائهم خارج اسوار معسكر اشرف.
    جاء ذلك خلال اجتماع عقد في مبنى منظمة الامم المتحدة في العراق (يونامي) داخل المنطقة الخضراء بين عدد من العوائل الايرانية التي جاءت من ايران الى العراق لمقابلة ابنائهم الاسرى والمحتجزين في معسكر اشرف من قبل قادة منظمة خلق الايرانية وبين (مدو اجاريا) المديرالسياسي لـ(يونامي) في العراق ومسؤول حقوق الانسان فيها وعدد من مسؤولين منظمة الامم المتحدة العاملين في العراق.
    واوضح اجاريا ان معسكر اشرف في محافظة ديالى جزء من الاراضي العراقية ويقع ضمن مسؤولية الحكومة والقوات الامنية العراقية بعد استلامه رسميا ً من القوات الامريكية اثر توقيع الاتفاقية الامنية بين العراق وامريكا عام 2009 ونيل السيادة الكاملة على اراضيه ، وكونه شأن عراقي فلا يمكن لاي طرف خارجي اواقليمي التدخل في الشؤون الداخلية للعراق وخصوصا ً فيما يتعلق بقضية معسكر اشرف واعضاء منظمة خلق الايرانية المتواجدين حاليا ً داخل المعسكر ، مضيفا ً ان رئاسة الوزراء قد قامت بتشكيل لجنة رسمية مسؤولة عن ملف معسكر اشرف ، مهامها التفاوض المباشر مع قادة ومسؤولين منظمة خلق بالتعاون مع منظمة الامم المتحدة في العراق (يونامي) والصليب الاحمرالدولي ومنظمة حقوق الانسان الدولية من اجل غلق معسكر اشرف الى الابد وانهاء تواجد منظمة مجاهدي خلق الايرانية في العراق.
    من جهتها اكدت العوائل الايرانية ونتيجة للموقف اللاأنساني الذي جسد واقع منظمة خلق الحقيقي ، حجم المعاناة والالم الذي يواجهونه وهم معتصمون امام المعسكر في الوقت الحاضر وطوال (75) يوما ً ، ينتظرون مقابلة ابنائهم المحتجزين حين كانوا وما يزالون اسرى الفكر والايدولوجية المظلمة للمنظمة داخل معسكر اشرف منذ (27)عاما ً ، مشيرين الى ان قادة ومسؤولي المنظمة وعلى رأسهم مسعود ومريم رجوي يعتبرون الاسرة والمجتمع بؤرة فساد ، وان ارتباط اعضاء المنظمة بعوائلهم وذويهم سيمنعهم من الارتباط بمنظمة خلق والابتعاد عنها.
    واكدت السيدة ثريا عبد اللهي (والدة محتجز) انها جاءت من ايران الى العراق من اجل مقابلة ابنها الاسير في المنظمة منذ (23)عاما ً ، مع مجموعة من الامهات والنسوة الاتي لديهن ابناء واخوة اسرى داخل معسكراشرف تحتجزهم المنظمة.
    وطالبت السيدة عبد اللهي من المسؤولين في يونامي والحكومة العراقية وكل المنظمات الإنسانية التدخل والسماح للعوائل بمقابلة أبنائهم ، وإظهار حقيقة منظمة خلق اللا أنسانية بحق العوائل للرأي العام.
    بدوره اكد علي رمضاني (شقيق محتجز) ان اكثر اعضاء منظمة خلق الايرانية المحتجزين في معسكر اشرف من قبل المنظمة كانوا في الحقيقة ،جنود ايرانيين تم أسرهم اثناء الحرب العراقية - الايرانية من قبل الجيش العراقي وقد باعهم صدام حسين الى قائد المنظمة (مسعود رجوي) بهدف مشاركة منظمة مجاهدي خلق وعناصرها للوقوف مع الجيش العراقي في الحرب ضد ايران.
    واشار رمضاني الى ان70% من اعضاء منظمة خلق مصابين بامراض مزمنة ونفسية ، وهناك اكثر من (150) حالة مرضية مصابة بالسرطان تم تشخيصها بين اعضاء المنظمة ، ولم تسعى المنظمة وقادتها في معسكر اشرف الى الان لاتخاذ خطوات من شأنها معالجة المصابين بالسرطان.
    يذكر ان منظمة خلق الايرانية ومن خلال خلق الاجواء لتحريض الراي العام الدولي ومنظمات حقوق الانسان ضد الحكومة العراقية وعبرعقدها المؤتمرات وتوجيه الخطابات الاعلامية المزيفة ، اكدت ان (سمية محمدي) احد ابرز اعضائها والتي جيء بها الى العراق في تسعينات القرن الماضي بعد اختطافها من كندا وهي لم تبلغ سن الرشد ، قد ادلت امام القوات الامريكية والمنظمات الدولية ووسائل الاعلام بان بقائها في معسكر اشرف كان بناءا على رغبتها ، وفي الحقيقة هذا الامر كان عاريا من الصحة ، حيث انه وخلال (14) سفرة قامت بها اسرة محمدي من كندا الى العراق لم يسمح لهذه الفتاة المختطفة ان تخلو بوالديها ولو لبضع دقائق على انفراد ، ومأساة هذه الاسرة التي لفتت انظار الرأي العام العراقي والعالمي ما هي إلا نموذجا من مأسي الاف العوائل التي غررت المنظمة بابنائهم واوقعت بهم في مصيدة منظمة خلق ، ومن هنا نكتشف حقيقة خوف ووحشة المنظمة من استجابة الحكومة العراقية للمطاليب الانسانية لعوائل الابناء الاسرى في معسكراشرف

    -----------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=8036

    رجوی فرزندانمان را مجبور می کند دروغ هایش به یونامی را امضا کنند  

    بیانیه شماره سه خانواده های اسرای دربند اسارتگاه موسوم به اشرف

    .

    ... بهرتقدیرما خانواده ها درمقابل این مظلوم نمایی وعوام فریبی های مکرراندرمکررسازمان که پیوسته درمقابل با خواست قانونی ما انجام می گیرد وحتی برای عقب راندن خانواده ها ازاین خواسته قانونی متوسل به امریکا شده اند ؛ تسلیم نخواهیم شد وامضاء های جعلی ویا اخذ شده تحت فشارزندانبانان خللی دراراده ما خانواده ها ایجاد نخواهد کرد وما هچنان برمواضع قبلی خود ...

    جمع خانواده ها، درب ورودی اسارتگاه اشرف، بیست و نهم آوریل 2010

    لینک به متن انگلیسی
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=8033

    بنام خدا

    بیانیه شماره سه

    بدینوسیله به اطلاع می رساند فرقه موسوم به مجاهدین دریک نمایش خیمه شب بازی بادرماندگی تمام ، با به نمایش گذاشتن امضاء های جگرگوشه هایمان درپای ورق پاره هایی که خطاب به یونامی بوده نموده است .

    اولاصحت وسقم آن امضاء ها محل تردید می باشد دوما درصورت صحت هم مشخص نیست که بعدازسه ماه تحت چه فشارهایی آنان راواداربه امضاء بیانیه سراسر تهمت وافتراء نموده اند. وازقول آنان اذعان داشته اند که حاضربه ملاقات با خانواده ها یشان نمی باشند.

    همچنین این فرقه ادعا داشته است که توسط خانواده ها اسراء به محاصره درآمده اند وجانشان درخطراست ومشخص نکرده اند که چه خطری ازجانب این خانواده ها جان انان را تهدید می کند جزء اینکه موجودیت سازمان راآنها تلقی کرده که دراین صورت ما نیز خانواده ها دراینجا ارکان سازمان را به لرزه درآورده وبه مشابـۀ تیرخلاصی است که برپیکره مضمحل وازهم پاشیده این تشکیلات پوسیده وارد شده است.

    همچنین سازمان دران نامه با دروغ وشانتاژما خانواده هارابه وزارت اطلاعات و..انتصاب داده که لازم است گفته شود این حربه ها قدیمی وازکارافتاده است وحنای منافقین دیگررنگی ندارد.

    بهرتقدیرما خانواده ها درمقابل این مظلوم نمایی وعوام فریبی های مکرراندرمکررسازمان که پیوسته درمقابل با خواست قانونی ما انجام می گیرد وحتی برای عقب راندن خانواده ها ازاین خواسته قانونی متوسل به امریکا شده اند ؛ تسلیم نخواهیم شد وامضاء های جعلی ویا اخذ شده تحت فشارزندانبانان خللی دراراده ما خانواده ها ایجاد نخواهد کرد وما هچنان برمواضع قبلی خود مبنی برملاقات بابستگان اسیرخود درمحلی خارج اززندان اشرف تحت نظارت صلیب سرخ ، یونامی مسررانه ایستاده ایم.

    ضمنا درملاقاتی که با یونامی دربغداد داشته ایم به ما قول دادند پس ازهماهنگی با دولت عراق نماینده خود را برای رسیدگی به درخواست ما خانواده ها به درب اشرف اعزام می کنند که تا این تاریخ مراجعه ننموده وکماکان درانتظارانها می باشیم.

    خانواده های متحصن زندانیان اسیر قلعه اشرف

     

    ----------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=8189

    تقدیم به همه خانواده های رنجدیده متحصن در پشت درب زندان اشرف و برای قضاوت تاریخ

    .

    ... تاریخ تنها محکمه ای است که هیچ وقت به فراموشی سپرده نمی شود. پس تاریخ به یاد خویش بسپار. تقدیم به همه خانواده های رنجدیده که ماههاست پشت دربهای زندان اشرف در انتظار دیدار فرزندانشان هستند و برای قضاوت تاریخ ...

    ایران باستان، پاریس، ششم ژوئن 2010
    http://paris39.wordpress.com/

    تقدیم به همه خانواده های رنجدیده که ماههاست پشت درب زندان اشرف در انتظار دیدار فرزندانشان  هستند  و برای قضاوت تاریخ

    تاریخ تنها محکمه ای است که هیچ وقت به فراموشی سپرده نمی شود

    پس تاریخ به یاد خویش بسپار

    ----------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=8157

    خانواده ها بعد از چهار ماه امیدوار تر از همیشه

    چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد

    .

    ... کار ساده ای نیست. قرار هم نبود که مقابله با فرقه و روش های شستشوی مغزی آن کار ساده ای باشد. خانواده ها بعد از چهار ماه بشاش تر از همیشه و امیدوار تر از همیشه اعلام می کنند که تا دیدار و مطمئن شدن از صحت و سلامت جگرگوشگانشان محل را ترک نخواهند کرد. از آن طرف سران مجاهدین اعلامیه پشت اعلامیه می دهند که این پدران و مادرانشان اعضای وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی هستند و برای قتل آنها به کمپ فرستاده شده اند و ملاقات با آنها برای فرزندانشان تهدید دارد. عجب!! ...

    ایران اینترلینک، کمپ اشرف، عراق، سی ام می 2010
    لینک به انگلیسی
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=8156

    لینک به عکس های بیشتر
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=8157

    -------------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=8146

    خانواده های ایرانی خواستار کمک سفیر امریکا آقای هیل برای ملاقات با فرزندان اسیرشان در کمپ اشرف شدند

    .

    ... خانواده های ایرانی که از ایران و کشورهای دیگر به عراق آمده و اکنون چهار ماه است که در جلوی مقر اصلی سازمان مجاهدین خلق (کمپ اشرف) در استان دیالی بست نشسته اند از آقای کریستوفر هیل سفیر امریکا در بغداد خواستند تا با دخالت خود بر رهبران این سازمان فشار بیاورد تا این رهبران اجازه بدهند خانواده ها با فرزندان خود ملاقات کنند. فرزندان این خانواده ها از دهه 1980 تا کنون در این کمپ اسیر هستند ...

    وکاله العراق بیتنا، بیست و هشتم می 2010
    ترجمه از ایران اینترلینک
    http://iraq-beituna.net/iba/index.php?option=com_content&
    view=article&id=16126:2010-05-27-13-40-03&
    catid=25:2010-03-29-16-22-39

    لینک به متن انگلیسی
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=8145

    بغداد – خانواده های ایرانی که از ایران و کشورهای دیگر به عراق آمده و اکنون چهار ماه است که در جلوی مقر اصلی سازمان مجاهدین خلق (کمپ اشرف) در استان دیالی بست نشسته اند از آقای کریستوفر هیل سفیر امریکا در بغداد خواستند تا با دخالت خود بر رهبران این سازمان فشار بیاورد تا این رهبران اجازه بدهند خانواده ها با فرزندان خود ملاقات کنند. فرزندان این خانواده ها از دهه 1980 تا کنون در این کمپ اسیر هستند.

    در نامه ای سرگشاده که یک کپی آن به این خبرگزاری ارسال گردیده، خانواده ها از سفیر امریکا در عراق کمک خواسته اند تا با دخالت خود رهبران و فرمانده های سازمان مجاهدین را قانع کند که اجازه دسترسی آزاد خانواده ها با فرزندانشان را بیرون از دیوار های قرارگاه این سازمان بدهند. خانواده ها گفته اند که همانطور که سه مادر امریکایی توانستند به ایران سفر کرده و با فرزندانشان شون باور، سارا شورد و جاش فاتال که در ایران بازداشت هستند ملاقات کنند آنها نیز خواستار ملاقات با این فرزندان اسیرشان می باشند.

    در متن این نامه به آقای هیل آمده است: " ما شاهدیم که دولت شما اکنون موفق شده است تا ملاقات مادران امریکایی با فرزندان زندانیشان در ایران را بر مبنای یک حرکت انسان دوستانه برنامه ریزی کند. ما امیدواریم که این مادران بتوانند از این ملاقات حد اکثر استفاده را کرده و وقت خوبی را با یکدیگر داشته باشند. ولی اگر امریکا می تواند چنین مذاکره ای را با دولت ایران به نتیجه برساند، به ما حق بدهید تا انتظار داشته باشیم که شما بتوانید با این گروه تروریستی کوچک نیز وارد مذاکره شده و اجازه ملاقات آزاد بین ما و اسرای داخل کمپ را بدست آورید.

    خانواده ها ابراز امیدواری کرده اند که دخالت آقای هیل و دولت امریکا فشار لازمه را بر رهبران این سازمان وارد سازد و به مصیبت و زجری که بر آنها وارد می گردد خاتمه دهد و زمینه را برای ملاقات آنها با فرزندان اسیرشان در کمپ اشرف آماده سازد.

    *    *    *    *

    عوائل ايرانية تطالب السفير هيل بمساعدتها على لقاء ابنائها في معسكر اشرف بديالى

    http://iraq-beituna.net/iba/index.php?option=com_content&view
    =article&id=16126:2010-05-27-13-40-03&catid
    =25:2010-03-29-16-22-39

    بغداد (إ ب ا)- طالبت عوائل ايرانية قدمت من ايران والمعتصمة منذ اربعة اشهر امام مقر منظمة خلق الإيرانية في محافظة ديالى (معسكر اشرف), طالبت سفيرالولايات المتحدة الامريكية في العراق كريستوفر هيل بالتدخل والضغط على قادة المنظمة لانهاء معاناتهم ولقاء ابنائهم المحتجزين داخل المعسكر منذ عقد الثمانينات من القرن الماضي.

    وطالبت العوائل المعتصمة في رسالة مفتوحة وصلت وكالة العراق بيتنا نسخة منها وجهتها للسفير الامريكي في العراق التدخل والحوار مع قادة ومسؤولي المنظمة المذكورة للسماح لها بمقابلة ابنائهم بحرية خارج أسوار المعسكر أسوة بالعوائل الأمريكية الثلاث التي زارت ايران مؤخرا ً وتمكنت من اللقاء بابنائهم الثلاثة (شون باور، سارا شورد ، جاش فاتال) المعتقلين هناك.

    وجاء في نص الرسالة "السيد هيل: لقد رأينا بان الحكومة الامريكية قد نجحت وعلى اساس انساني بترتيب ملاقاة الامهات الامريكيات مع ابنائهنّ المعتقلين في ايران، واذا تمكنت امريكا من تحقيق مثل هذه المفاوضات مع الحكومة الإيرانية، نتوقع منكم امكانية التفاوض مع هذه المجموعة الارهابية الصغيرة واستحصال الموافقة للقاء بأبنائنا الاسرى المتواجدين في المعسكر بكل حرية".

    واعربت العوائل عن املها في ان يكون تدخل السفير هيل والحكومة الامريكية مع قادة منظمة خلق جادا ً وايجابيا ً لإنهاء معاناتهم واللقاء بأبنائهم المحتجزين في معسكر اشرف.//

    *    *    *    *

    ---------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=8107

    خانواده های اسرای سازمان مجاهدین خلق در کمپ اشرف عراق خواستار حقوق مساوی با خانواده های امریکایی های دستگیر شده در ایران شدند

    .

    ... خانواده ها از سفیر امریکا در عراق میخواهند تا از طرف آنها در مناقشه با سران سازمان مجاهدین دخالت نماید. خانواده ها می گویند: "اگر امریکا می تواند چنین مذاکره ای را با دولت ایران به نتیجه برساند، به ما حق بدهید تا انتظار داشته باشیم که شما بتوانید با این گروه تروریستی کوچک نیز وارد مذاکره شده و اجازه ملاقات آزاد بین ما و اسرای داخل کمپ را بدست آورید"...

    هیومن رایتس تودی، هجدهم می 2010
    لینک به متن اصلی (انگلیسی)
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=8106

    گروهی از خانواده های ایرانی امروز در نامه ای سرگشاده از آقای کرستوفر هیل سفیر امریکا در عراق خواستند تا در مناقشه با سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) دخالت نموده شرایط ملاقات خانواده ها با اسرای کمپ اشرف را فراهم آورد.
    این درخواست والدین اسرای کمپ اشرف بعد از آن عنوان گردید که گزارشات خبری عنوان نمودند مادران سه امریکایی بازداشت شده در ایران (شون باور، سارا شورد و جاش فاتال) امروز برای ملاقات با فرزندانشان به ایران سفر می کنند.

    خانواده ها گفتند: " مذاکرات با ایران در جهت اخذ اجازه برای این ملاقات انساندوستانه به نتیجه رسیده و ما طبعا برای این مادران بسیار خوشحال هستیم. همه جهان از رشته های علاقه و عاطفه بین والدین و فرزندان باخبر هستند و طبعا ما امیدواریم که این خانوادها به خواسته های خود در ایران دست بیابند"

    اکنون قریب چهار ماه است که این خانواده ها در جلوی درب کمپ بست نشسته اند. کمپ اشرف محل نگهداری اعضای فرقه تروریستی مجاهدین خلق می باشد. رهبران فرقه به اعضای عادی اجازه نمی دهند تا با دنیای خارج ارتباط برقرار نمایند و حاضر به مذاکره با هیچ کس در خارج از کمپ نیستند. برخی از اعضا بیش از بیست سال است که در این کمپ گرفتار شده اند.

    اگر چه دولت عرق مسئولیت این کمپ را بر عهده دارد ولی مقامات می گویند دستشان در این زمینه بسته است چرا که سازمان مجاهدین خلق پشتیبانانی قوی در واشنگتن دارد. این درحالی است که این گروه در لیست تروریستی ایالات متحده امریکا است.

    خانواده ها به آقای هیل می گویند:" البته باید گفت که ما خودمان نیز در یک مقطع شاهد بودیم که وقتی سربازان عراقی خواستند تا به ما کمک کنند تا وارد کمپ شویم، نیروهای نظامی امریکایی مستقر در کمپ به کمک رهبران سازمان مجاهدین خلق آمدند و از این کار جلوگیری نمودند".

    خانواده ها از سفیر امریکا در عراق میخواهند تا از طرف آنها در مناقشه با سران سازمان مجاهدین دخالت نماید. خانواده ها می گویند: "اگر امریکا می تواند چنین مذاکره ای را با دولت ایران به نتیجه برساند، به ما حق بدهید تا انتظار داشته باشیم که شما بتوانید با این گروه تروریستی کوچک نیز وارد مذاکره شده و اجازه ملاقات آزاد بین ما و اسرای داخل کمپ را بدست آورید".

    *   *   *

    نامه سرگشاده به کریستوفر هیل، سفیر ایالات متحده امریکا در عراق

    آقای سفیر عزیز،

    ما، خانواده ها ای ایرانی هستیم که برای دیدار با بستگان اسیرمان در سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) به عراق سفر کرده ایم. اکنون حدود چهار ماه است که ما خانواده ها در مقابل درب ورودی کمپ اشرف نشسته ایم ولی هنوز موفق به دیدار با عزیزانمان نشده ایم.

    ما با خبر شدیم که مادران سه جوان امریکایی، شون باور، سارا شورد و جاش فاتال که در ایران در بازداشت به سر می برند امروز برای دیدار با فرزندانشان به ایران خواهند رفت.

    مذاکرات با ایران در جهت اخذ اجازه برای این ملاقات انساندوستانه به نتیجه رسیده و ما طبعا برای این مادران بسیار خوشحال هستیم. همه جهان از رشته های علاقه و عاطفه بین والدین و فرزندان باخبر هستند و طبعا ما امیدواریم که این خانوادها به خواسته های خود در ایران دست بیابند.

    اگر چه ما وجوه مشابهی با این سه مادر داریم ولی تفاوت ما در این است که فرزندان ما بیش از بیست سال است که در کمپ اشرف عراق به اسارت گرفته شده اند والبته نه توسط دولت عراق که توسط رهبران گروهی که کنترل این کمپ را در اختیار دارند. نقطه تمایز دیگر ما وضعیت داخلی کمپ اشرف است که به مراتب از وضعیت هر زندانی بد تر است. فرزندان ما سالها است که حتی اجازه ارتباط تلفنی یا نامه نگاری با خانواده های خود را نداشته و در وضعیت برده دارانه ای نگهداری می شوند.

    تا سال 2003 ما امکان نزدیک شدن به کمپ و اسارتگاه فرزندانمان را نداشتیم چرا که سازمان مجاهدین خلق مسلح بود. ما بعد از خلع سلاح این گروه توسط نیروهای امریکاییی و جمع شدن آنها در یک محل بسیار امیدوار شده احساس کردیم که بالاخره احتمال ملاقات بوجود آمده است.

    ولی متاسفانه ارتش امریکا این گروه را تسلیم و منحل ننمود و این در حالی بود که گروه مجاهدین خلق در لیست تروریستی کشور امریکا بوده و در عراق نیز بعنوان یک گروه تروریستی خارجی شناخته می شود. حتی بیاد داریم که وقتی در آن زمان ما به امید دیدار با فرزندانمان به عراق سفر کردیم، نیروهای ارتش امریکا از کمک به ما خودداری نمودند. آن تعداد معدودی که شانس داشتند و توانستند افراد خانواده خود را ببینند مستمرا تحت نظارت فرمانده های سازمان مجاهدین بودند که مبادا کسی بتواند آزادانه صحبت کرده و یا بخواهد از کمپ فرار کند.

    وقتی دولت عراق در ژانویه 2009 کنترل این کمپ را بر عهده گرفت باز ما امیدوار شدیم که شاید این بار بتوانیم جگر گوشگانمان را یک بار دیگر ببینیم.

    ولی این بار نیز رهبران سازمان مجاهدین خلق از هر گونه همراهی با ما خودداری کرده اند. آنها نه تنها درب ورودی را قفل زده اند که به روش های مختلف ما را تهدید جانی کرده و میخواهند که ما منطقه را ترک کنیم. اکنون دولت عراق هر کاری که از دستش بر بیاید برای کمک به ما انجام میدهد ولی الان حدود چهار ماه است که ما هنوز در پشت دربهای بسته قرارگاه اشرف بدون هیچ خبری از فرزندانمان نشسته ایم.

    ما طی این چهار ماه با یونامی، صلیب سرخ، گروه های حقوق بشری، شیوخ استان دیالی، مطبوعات عراقی و بین المللی و مقامات رسمی دولت عراق و همچنین مقامات انتظامی مستقر در این کمپ ملاقات و صحبت کرده ایم. متاسفانه در همه جا و بارها و بارها شنیده ایم که دولت عراق کار زیادی نمی تواند انجام بدهد چرا که سازمان مجاهدین از پشتیبانی ای با نفوذ در امریکا برخوردار است (جایی که این سازمان مجاهدین رسما در لیست نیروهای تروریستی قرار دارد)

    البته باید گفت که ما خودمان نیز در یک مقطع شاهد بودیم که وقتی سربازان عراقی خواستند تا به ما کمک کنند تا وارد کمپ شویم، نیروهای نظامی امریکایی مستقر در کمپ به کمک رهبران سازمان مجاهدین خلق آمدند و از این کار جلوگیری نمودند.

    پس از این پروسه ما اکنون کاملا قانع شده ایم که کسی جز امریکا کنترل این کمپ را بدست ندارد و البته باید بگوییم که متاسفانه بنظر می رسد که بر خلاف معمول "این دم است که اکنون در حال تکان دادن سگ است".
    ما شاهدیم که دولت شما اکنون موفق شده است تا ملاقات مادران امریکایی با فرزندان زندانیشان در ایران را بر مبنای یک حرکت انسان دوستانه برنامه ریزی کند. ما امیدواریم که این مادران بتوانند از این ملاقات حد اکثر استفاده را کرده و وقت خوبی را با یکدیگر داشته باشند.

    ولی اگر امریکا می تواند چنین مذاکره ای را با دولت ایران به نتیجه برساند، به ما حق بدهید تا انتظار داشته باشیم که شما بتوانید با این گروه تروریستی کوچک نیز وارد مذاکره شده و اجازه ملاقات آزاد بین ما و اسرای داخل کمپ را بدست آورید.

    آقای هیل، ما از شما بعنوان سفیر دولت امریکا در عراق میخواهیم تا از نفوذ بالایی که دارید استفاده کرده و مجاهدین خلق را وادار کنید تا بخاطر انسانیت هم که شده اجازه بدهند تا با فرزندان اسیرمان در کمپ اشرف آزادانه ملاقات کنیم.

    خانواده های اعضای سازمان مجاهدین خلق در کمپ اشرف، عراق

    ----------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=7992

    موضع رسمی دولت امریکا در قبال وقایع کمپ اشرف  

    ... به برخی از سه هزار و چهار صد عضو گروه تروریستی مجاهدین خلق که در کمپ اشرف بسر می برند اجازه و آزادی خروج از کمپ داده نشده است. این مسئله توسط تهدید های سران سازمان مجاهدین خلق که تهدید به انتقام نموده اند انجام شده است. افراد می گویند که تحت فشارهای جسمی و روحی قرار داشته اند. مثلا برخی مدعی شده اند که با تهدید زندان انفرادی و انتقام از خانواده ها از خروج و جدایی آنها جلوگیری شده است ...

    وزارت خارجه دولت امریکا، مارس 2010
    ترجمه ایران اینترلینک
    لینک به متن اصلی (انگلیسی)
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=7991
    .
    گزارش حقوق بشر در طی سال 2009 در کشور عراق
    دائره دموکراسی، حقوبشر و نیروی کار
    .
    عملکرد حقوق بشری در گزارش کشور ها در سال 2009
    یازدهم مارس 2010
    .
    لینک به متن کامل گزارش سالانه (انگلیسی)
    http://www.state.gov/g/drl/rls/hrrpt/2009/nea/136069.htm  
    .
    (...)

    .
    الف: کشته شده های بدون قاعده و غیر قانونی
    ...
    در روز بیست و هشتم ژوئیه درگیری هایی در کمپ اشرف در استان دیالی بوقوع پیوست. این زمانی رخ داد که نیروهای انتظامی عراق به قصد برقراری ایستگاه پلیس وارد کمپ گردیدند. این کمپ بیش از سه هزار و چهارصد نفر از گروه تروریستی ایرانی مجاهدین خلق را در بر می گیرد. درگیری ها منجر به مرگ یازده تن از اعضای سازمان مجاهدین خلق و زخمی شدن سی تن از افسران انتظامی عراق گردید. دولت با دلایل معتبر ابراز نمود که سازمان مجاهدین خلق آغاز گر درگیری ها بوده و تظاهراتی اعتراضی را برای بستن راه ورود نیروهای انتظامی عراق به کمپ سازمان داده است.
    (...)

    .
    د: آزادی ترددات، مهاجرت ها در داخل کشور، حفاظت از پناهندگان و کسانی که کشوری ندارند:
    ...
    ادعاهایی در طی سال مطرح گردیده است که به برخی از سه هزار و چهار صد عضو گروه تروریستی مجاهدین خلق که در کمپ اشرف بسر می برند اجازه و آزادی خروج از کمپ داده نشده است. این مسئله توسط تهدید های سران سازمان مجاهدین خلق که تهدید به انتقام نموده اند انجام شده است. این اتهامات توسط برخی از ساکنان سابق کمپ اشرف که از آنجا خارج شده اند مطرح شده است. افراد می گویند که تحت فشارهای جسمی و روحی قرار داشته اند. مثلا برخی مدعی شده اند که با تهدید زندان انفرادی و انتقام از خانواده ها از خروج و جدایی آنها جلوگیری شده است.
    ...

    ---------------------------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=7871

    بریتانیا: ساکنین کمپ اشرف با احترام به تصمیم عراق بصورت کاملا صلح آمیز با مقامات همکاری کنند

    .

    ... وزیر حقوق بشر نیز در ملاقات بیست و هفتم ژانویه 2010 با سفیر ما تایید نمود که دولت عراق در حل و فصل مسئله ساکنین کمپ با رعایت ضوابط و قوانین حقوق بشری و با همکاری سازمان ملل و صلیب سرخ جهانی عمل خواهد کرد. ما معتقدیم که به نفع خود ساکنین کمپ است تا با قبول و احترام به تصمیم دولت عراق بصورت کاملا صلح آمیز با مقامات عراقی همکاری کنند ...

    مجلس عوام، پارلمان بریتانیا، شانزدهم مارس 2010

    لینک به متن اصلی (انگلیسی)
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=7870

    دیوید درو (نماینده از حزب کارگر):

    سوال می کنم از معاون وزیر خارجه که در ملاقاتهای اخیری که با دولت عراق داشته اند آیا صحبتی شده و یا قدم هایی برداشته شده است تا ساکنین کمپ اشرف از عراق اخراج نشوند؟

    .

    ایوان لویس (معاون وزیر خارجه و نماینده از حزب کارگر):

    ما مسئله کمپ اشرف را در مقاطع مختلف با نخست وزیر عراق، وزیر خارجه، وزیر حقوق بشر، وزیر داخله و همچنین کمیته دولتی مسئول این کمپ مطرح کردیم. من خود در دسامبر 2009 در ملاقات با وزیر خارجه عراق تاکید کردم که حل این مسئله باید با رعایت استاندارهای بین المللی حقوق بشری باشد. ما همچنین در این رابطه با سازمان ملل، امریکا و اتحادیه اروپا هم در مقاطعی صحبت کرده ایم.
    مقامات عراقی به ساکنین کمپ اطلاع داده اند که آنها نمی توانند بیش از این در کمپ اشرف باقی بمانند ولی مقامات همچنین به آنها تضمین داده اند که افراد به زور به کشوری که ممکن است در آن ترس از محاکمه داشته باشند یا احتمال بدهند که ممکن است شکنجه شوند فرستاده نخواهند شد. وزیر حقوق بشر نیز در ملاقات بیست و هفتم ژانویه 2010 با سفیر ما تایید نمود که دولت عراق در حل و فصل مسئله ساکنین کمپ با رعایت ضوابط و قوانین حقوق بشری و با همکاری سازمان ملل و صلیب سرخ جهانی عمل خواهد کرد.

    ما معتقدیم که به نفع خود ساکنین کمپ است تا با قبول و احترام به تصمیم دولت عراق بصورت کاملا صلح آمیز با مقامات عراقی همکاری کنند.

    ---------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6286

    بریف: کمپ اشرف و کنوانسیون ژنو

    .

    ... در خصوص سرزمین اشغال شده، عملکرد کنوانسیون تا یکسال بعد از پایان عمومی عملیات نظامی ادامه خواهد داشت، و بعد از آن در صورتی که قدرت اشغالگر همچنان نقش دولت را ایفا نماید ادامه می یابد. اشغال عراق رسما در 30 ژوئن 2004 پایان یافت ...

    پارلمان بریتانیا، ترجمه از ایران اینترلینک، بیست و ششم آوریل 2009
    لینک به متن اصلی (انگلیسی)
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=6273

    20 مارس 2009
    نویسنده: آرابلا تورپ
    بخش: امور خارجه و دفاعی
    منبع: کتابخانه مجلس عوام بریتانیا

    کمپ اشرف چیست؟

    اشرف یک محل استقرار در استان دیاله عراق، نزدیک به مرز ایران، می باشد که مقر فرماندهی سازمان مجاهدین خلق محسوب میگردد. سازمان مجاهدین خلق عنصر اصلی در یک ائتلاف از گروه های اپوزیسیون ایرانی موسوم به شورای ملی مقاومت است که از جانب تعدادی از کشورها به عنوان یک گروه تروریستی معرفی گردیده است، ولی در حال حاضر از لیست سازمان های تروریستی در بریتانیا و اتحادیه اروپا خارج شده است. این سازمان در خلال جنگ ایران و عراق در طرف صدام حسین بود، ولی بدنبال اشغال عراق به رهبری ایالات متحده در سال 2003، سازمان مجاهدین خلق به نیروهای آمریکایی تسلیم گردید و تمامی 3800 عضو آن خلع سلاح شده و در کمپ اشرف محصور گردیدند. تعدادی حدود 370 نفر از آن زمان بطور داوطلبانه به ایران بازگشته اند، و در سال 2004 محدودیت ها و کنترل ها برداشته شدند. دولت عراق هدف خود را بستن کمپ و اخراج پرسنل سازمان مجاهدین خلق از سرزمین عراق اعلام داشته است.

    چه کسی مسئول ساکنان اشرف است؟

    مسئولیت اصلی حفاظت از ساکنان مربوطه به عهده کشورهایی است که عملا کنترل آنجا را به عهده دارند. از سال 2003 تا 31 دسامبر 2008 نیروهای آمریکایی از کمپ اشرف حفاظت نمودند. سپس در 1 ژانویه 2009 کنترل مربوطه، تحت توافق جدید بین آمریکا و عراق در خصوص موقعیت نیروها، به دولت عراق واگذار شد. هم ایالات متحده و هم دولت عراق اطمینان داده اند که، در چهارچوب قانون اساسی عراق، ساکنان اشرف مطابق با قوانین انسان دوستانه بین المللی و خصوصا مطابق با اصول عدم اجبار رفتار خواهد شد. بریتانیا این موضوع را متقدمتا مربوط به ایالات متحده میداند تا اینکه مسئولیت بریتانیا باشد.

    نگرانی های عمده در چیست؟

    شرایط زندگی در اشرف عموما موضوع نگران کننده ای نیست، اگر چه یک انفجار مقر تأمین آب اشرف را در فوریه 2008 منهدم نمود. نگرانی اصلی این است که ساکنان آن اگر به صورت غیر داوطلبانه به ایران بازگردانده شوند با خطر شکنجه یا سایر موارد نقض جدی حقوق بشر قرار روبرو خواهند بود. عراق طبق گزارشات واصله به ساکنان اشرف دو گزینه را پیشنهاد کرده است: بازگشت به ایران یا یافتن کشور ثالثی برای اقامت در تبعید. مقامات عراقی بهرحال روشن ساخته اند که اعضای سازمان مجاهدین خلق بزور به ایران بازگردانده نخواهند شد و از جامعه بین المللی خواسته اند تا به ساکنان اشرف پناهندگی بدهند.

    کسانی که کمپ اشرف را بطور داوطلبانه ترک کرده اند گزارشاتی در خصوص مغزشویی، تحمیل آموزش ها و رفتار خشن توسط سازمان مجاهدین خلق در قبال کسانی که میخواهند جدا شوند داده اند.

    این اطلاعات به نمایندگان مجلس در راستای اجرای وظایف نمایندگی داده شده و مربوط به هیچ فرد خاص یا شرایط بخصوصی نمیشود و باید به عنوان اطلاعات بروز شده تلقی گردد. قوانین یا سیاست ها میتوانند از زمان بروز شدن این گزارش تغییر یابند. متخصصین مناسب و مسلط باید در صورتی که نظرات یا اطلاعات خاصی مد نظر است مورد مشاوره قرار گیرند.

    این اطلاعات در رابطه با ترم ها و شرایط عمومی ما ارائه میگردند که بر روی اینترنت در دسترس عموم است یا میتواند در صورت درخواست بصورت یک کپی داده شود. نویسندگان گزارش جهت گفتگو در خصوص محتوای این بریف با نمایندگان مجلس و کارکنان آنان در دسترس میباشند ولی این موضوع در خصوص افراد عادی صدق نمیکند.

    آیا کنوانسیون ژنو شامل حال سازمان مجاهدین خلق هم میشود؟

    در ماه ژوئیه سال 2004، به نیروهای سازمان مجاهدین خلق در اشرف توسط آمریکا اعلام شد که آنها تحت کنوانسیون چهارم ژنو مربوط به سال 1949، "افراد حفاظت شده" محسوب میشوند، زیرا که آنها در خلال جنگ در عراق بی طرف بوده اند. کنوانسیون چهارم ژنو از شهروندانی حفاظت میکند که در نتیجه یک برخورد نظامی بین المللی یا اشغال یک کشور خود را در دست کشوری می یابند که تبعه آن نبوده اند. این کنوانسیون مشخص میسازد که در هیچ شرایطی یک فرد حفاظت شده نباید تحت هیچ شرایطی به کشوری که ممکن است بهر دلیل ترس از پیگرد برای نظرات سیاسی یا عقاید مذهبی اش داشته باشد منتقل گردد.

    در خصوص سرزمین اشغال شده، عملکرد کنوانسیون تا یکسال بعد از پایان عمومی عملیات نظامی ادامه خواهد داشت، و بعد از آن در صورتی که قدرت اشغالگر همچنان نقش دولت را ایفا نماید ادامه می یابد. اشغال عراق رسما در 30 ژوئن 2004 پایان یافت.

    چه قوانین بین المللی دیگری میتوانند به این مسئله مربوط باشند.

    تحت قوانین بین المللی و اصل عدم اجبار، هیچ کس نباید در صورتیکه خطر واقعی وجود داشته باشد که ممکن است مورد بدرفتاری یا تحت پیگرد بخاطر نژاد و مذهب و ملیت و یا عضویت در گروه اجتماعی خاص یا داشتن عقاید سیاسی قرار گیرد، اخراج یا بازگردانده شود. ایالات متحده کنوانسیون های مربوط به این اصول را پذیرفته است (کنوانسیون پناهندگان سال 1951 و کنوانسیون منع شکنجه ملل متحد سال 1984)، ولی دولت عراق چنین کاری را نکرده است. در هر صورت اصول عدم اجبار به عنوان یک اصل قانونی مرسوم بین المللی شناخته شده که تمامی کشورها خود را به آن ملزم میدانند.

    -----------

    در همین رابطه:
    http://www.iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6837

    گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی (RAND)
    (مقدمه بعلاوه بخش های اول و دوم و سوم و چهارم)
    .
    .
    انستیتوی تحقیقات دفاعی ملی امریکا، (ترجمه ایران اینترلینک):
    لینک به متن کامل گزارش به انگلیسی
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=6789
    لینک به فایل پی دی اف گزارش (انگلیسی)
    http://iran-interlink.org/userfiles/File/RAND_August%202009.pdf
    ... تحقیق انجام شده در این گزارش برای دفتر وزیر دفاع آمریکا صورت گرفته است. تحقیق در انستیتوی تحقیقات دفاعی ملی (RAND) که یک مرکز تحقیقات و برنامه ریزی است و از جانب دولت فدرال آمریکا تأمین مالی میشود و مورد حمایت دفتر وزیر دفاع، ستاد مشترک، فرماندهی نبرد متحد، نیروی دریایی، سپاه تفنگداران دریایی ،آژانس های دفاعی، و جامعه اطلاعاتی دفاعی تحت قرارداد   W74V8H-06-C-0002 می باشد انجام پذیرفته است ...

    (Camp Ashraf)
    .
    .
    انستیتوی تحقیقات دفاعی ملی  RAND
    این سند به عنوان یک مدرک عمومی مؤسسه RAND در سایت www.rand.org در اختیار عموم قرار داده شده است.
    مؤسسه RAND  یک سازمان تحقیقاتی غیر انتفاعی است که تحلیل های عملی و راه حل های مؤثر در برابر چالش هایی که جامعه و بخش خصوصی در سراسر جهان با آن روبرو هستند را ارائه مینماید.
    .
    .
    مجاهدین خلق در عراق، یک معمای سیاسی
    جرمیا گولکا، لیدیا هانسل، الیزابت ویلک، جودیت کارسون
     
    تأمین شده برای دفتر وزیر دفاع آمریکا، تأیید شده برای استفاده عمومی، بدون محدودیت توزیع
     
    تحقیق انجام شده در این گزارش برای دفتر وزیر دفاع آمریکا صورت گرفته است. تحقیق در انستیتوی تحقیقات دفاعی ملی (RAND) که یک مرکز تحقیقات و برنامه ریزی است و از جانب دولت فدرال آمریکا تأمین مالی میشود و مورد حمایت دفتر وزیر دفاع، ستاد مشترک، فرماندهی نبرد متحد، نیروی دریایی، سپاه تفنگداران دریایی ،آژانس های دفاعی، و جامعه اطلاعاتی دفاعی تحت قرارداد   W74V8H-06-C-0002 می باشد انجام پذیرفته است.
     
    تصویر روی جلد جزوه حاضر مربوط به آرم سازمان مجاهدین خلق (سمت چپ) و پرچم ایران (قبل از سال 1980) در کمپ اشرف می باشد.
     
    مقدمه
    جزوه یک جلدی حاضر نتیجه یکی از چندین مطالعه تحقیقاتی است که برای نیروهای چند ملیتی در عراق و نیروی ضربت 134 (عملیات اسیر گیری TF-134) صورت گرفته و حاوی ابزارهای تحلیلی و دورنمائی به منظور کمک به فرماندهان صحنه در آینده و طراحی سیاست گذاران و ارائه عملیات اسیر گیری در محیط های نظامی نامنظم می باشد.  
    در خلال عملیات آزادی عراق، نیروهای ائتلاف با یک موضوع اسیر گیری غیر عادی مربوط به مجاهدین خلق، یک گروه معارض فرقه ای ایرانی تبعیدی که صدام حسین به عراق دعوت کرده بود تا از جانب او در جریان جنگ ایران و عراق بجنگند روبرو شدند. ایالات متحده، سازمان مجاهدین خلق را در سال 1997یک سازمان تروریست خارجی و در سال 2003 یک نیروی دشمن متخاصم در عملیات آزادی عراق ارزیابی نمود. بلافاصله بعد از اشغال عراق، نیروهای ائتلاف اعلام آتش بس از جانب سازمان مجاهدین خلق را پذیرفته، گروه را خلع سلاح کرده، و اعضای آنرا در یکی از قرارگاه های سازمان مجاهدین خلق متمرکز نمودند. در سال 2007، ژنرال دوگلاس استون از سپاه تفنگداران دریایی که در آن زمان فرماندهی عملیات اسیرگیری در عراق را به عهده داشت، از RAND خواست تا یک تحلیل دقیق از وضعیت مربوط به حفاظت نیروهای ائتلاف از سازمان مجاهدین خلق ارائه نماید. این کار باید مورد توجه سیاست گذاران، فرماندهان نظامی، یا محققانی که در گیر ارزیابی یا طراحی عملیات اسیر گیری هستند، بعلاوه مقامات دولت عراق که مسئولیت سیاست دولت خویش در قبال سازمان مجاهدین خلق و گروه های مشابه را دارند نیز باشد. این جزوه تک جلدی منعکس کننده تحقیقی است که مؤسسه RAND از اکتبر 2007 تا ژانویه 2009، هم در عراق و هم در ایالات متحده به انجام رسانده است. این تحقیق با هزینه نیروی TF-134 انجام شده و در چهارچوب فعالیت های مرکز سیاست امنیتی و دفاعی   RAND (انستیتوی تحقیقات دفاع ملی)، یک مرکز تحقیق و برنامه ریزی مورد حمایت مالی دولت فدرال، دفتر وزیر دفاع، ستاد مشترک، فرماندهی میدانی متحده، نیروی دریایی، سپاه تفنگداران دریایی، آژانس های دفاعی، و جامعه اطلاعات دفاعی می باشد.
    برای اطلاعات بیشتر در خصوص مرکز سیاست امنیتی و دفاعی بین المللی RAND با مدیر آن جیمز دوبینز تماس بگیرید. او در ایمیل [email protected] و شماره تلفن 703-413-1100 داخلی 5134 و یا آدرس زیر قابل دسترس می باشد:
    RAND Corperation, 1200 S. Hayes Street, Arlington, VA 22202
     اطلاعات بیشتر در خصوص RAND در سایت www.rand.org در اختیار میباشد.
     
     
    فهرست
    .
    .
    خلاصه
    معمای مجاهدین خلق
    از اولین هفته های عملیات آزادی عراق تا ژانویه 2009، نیروهای ائتلاف امنیت اعضای مجاهدین خلق[1]، یک گروه فرقه ای معارض ایرانی تبعیدی ساکن عراق، را تأمین و برقرار نمودند. در آغاز عملیات آزادی عراق، سازمان مجاهدین خلق، بیشتر به خاطر سابقه همکاریش با ارتش صدام حسین در جنگ ایران و عراق و درگیریش در سرکوب قیام شیعیان و کردها به دنبال جنگ خلیج در سال 1991، یک نیروی دشمن تلقی میشد. از سال 1997، سازمان مجاهدین خلق توسط ایالات متحده به عنوان یک سازمان تروریست خارجی به خاطر حملاتی که علیه اهداف ایرانی از زمان تأسیسش در سال 1965 – و خصوصا بخاطر سوء قصد و کشتن سه افسر ارتش آمریکا و سه شهروند پیمان کار آمریکایی در تهران در طی دهه 1970 – در لیست تروریستی قرار گرفته است. علیرغم اعتقاد نیروهای ائتلاف که سازمان مجاهدین خلق یک تهدید امنیتی محسوب نمیشود، آنان گروه را تحت کنترل خود قرار داده و برای جلوگیری از اینکه دولت عراق اعضای سازمان مجاهدین خلق را به ایران بفرستند از آنان حفاظت کردند، این در حالی بود که ایران به اعضای سازمان مجاهدین خلق در برابر پیگرد قانونی عفو داده است. تصمیم نیروهای ائتلاف جهت اعطای حفاظت به یک سازمان تروریست خارجی خیلی بحث انگیز بود چرا که ایالات متحده را در موقعیت حمایت از گروهی قرار داد که برچسب سازمان تروریستی خورده بود. در میان شکایات بسیار، این معمای سیاسی نیز ایالات متحده را در برابر اتهام سیاست دوگانه در جنگ با تروریسم آسیب پذیر کرد.
     
    تمرکز تحقیقات حاضر
    تحقیقاتی که در این نوشته گزارش میشود وضعیت مربوط به بازداشت مجاهدین خلق را نشان میدهد. این گزارش بطور خاص بر این نکته تمرکز دارد که آیا اعضای سازمان مجاهدین خلق تحت عناوین درستی بازداشت شده اند، و همچنین تأثیرات بازداشت آنان به عنوان "اشخاص تحت حفاظت" طبق کنوانسیون چهارم ژنو، و گزینه هایی برای مستقر کردن سازمان مجاهدین خلق در عراق یا کشورهای دیگر چه بوده است. این گزارش مباحثی را مطرح میکند که میتواند از تجربه سازمان مجاهدین خلق استخراج شده و برای ممانعت از وضعیت مشابه در آینده مورد استفاده قرار گیرد. همچنین گزارش راه کارهایی را ارائه میدهد که میتواند مشکل فوری استقرار اعضای سازمان مجاهدین خلق، حال که دولت عراق مسئولیت سازمان مجاهدین خلق را بدنبال توافق نیروهای ایالات متحده و عراق که از اول ژانویه 2009 وارد عمل شده است بعهده گرفته، حل نماید.
     
    توافق آتش بس بین نیروهای ائتلاف با سازمان مجاهدین خلق
    در ماه آوریل سال 2003، بعد از یک درگیری مختصر، سازمان مجاهدین خلق درخواست آتش بس نمود[2]. از آنجا که افسران نیروهای مخصوص که درخواست آتش بس را دریافت نمودند اطلاعاتی در باره خصوصیات گروه نداشتند، آنان توسط رهبران سازمان مجاهدین خلق (که انگلیسی سلیس صحبت میکردند) متقاعد شدند که قبل از اشغال عراق گروه پیشنهاد داده بود تا در طرف نیروهای ائتلاف بجنگد و همچنین بسیاری از اعضای آن در ایالات متحده تحصیل کرده اند[3]. بر اساس این ادعاها، که مشخص شد دروغ بوده است، افسران با درخواست سازمان مجاهدین خلق برای آتش بس با قبول شرط سازمان مجاهدین خلق که سلاح های خود را نگاه دارد موافقت کردند.
    در ماه می سال 2003، آژانس های واشنگتن موافقت کردند تا نیروهای ائتلاف را برای حفاظت از پیرامون سازمان مجاهدین خلق و البته خلع سلاح گروه هدایت نمایند. مجددا، افسران نیروهای ائتلاف که با رهبران سازمان مجاهدین خلق مذاکره کرده بودند متقاعد شدند که از رهنمودهای داده شده پیروی نکنند. به جای اینکه اصرار بر تسلیم سازمان مجاهدین خلق داشته باشند، آنها یک توافق آتش بس را پذیرفتند که طبق آن سازمان مجاهدین خلق خلع سلاح شده و تمامی 3800 عضو آن (در آن زمان) در بزرگترین محل استقرار سازمان یعنی قرارگاه اشرف که تقریبا در 40 مایلی شمال بغداد واقع است به عنوان ساکنان محل (به جای اسرا) متمرکز شدند. [4]
     
    موقعیت بحث انگیز "اشخاص حفاظت شده" در خصوص سازمان مجاهدین خلق
    انواع حفاظت هایی که برای اسرا در نظر گرفته شده اند بر اساس وضعیت قانونی آنان تحت قانون حقوق بشر بین المللی (قانون جنگ) مشخص میگردد. بهرحال، نیروهای ائتلاف تا بیش از یکسال هیچ اقدامی جهت مشخص کردن وضعیت قانونی سازمان مجاهدین خلق نکردند. این امر تا حدی بخاطر سردرگمی بود که وزارت دفاع آمریکا در خصوص اینکه چه قانونی اعمال گردد داشت. ایالات متحده سیاست قابل بحث اعمال نکردن کنوانسیون های ژنو برای تروریست های خارجی که در عراق میجنگیدند را پذیرفته بود، هرچند این قانون بر دشمن اعمال میگردد و طراحان عملیات آزادی عراق نیز سازمان مجاهدین خلق را نیروی دشمن نامیده بودند. موضوع زمانی پیچیده تر شد که سازمان مجاهدین خلق اعلام نمود که در جنگ با نیروهای ائتلاف شرکت نکرده است، و بسیاری از افسرانی که مسئول اسیر گرفتن سازمان مجاهدین خلق بودند این ادعا را قبول داشتند، اگر چه حداقل یک مجروح از نیروهای ویژه در نتیجه جنگ با سازمان مجاهدین خلق بجا مانده بود.
    زمانی که نسبت به این موضوع که آیا طرف مقابل میتواند به عنوان پرسنل نظامی محسوب شود تردید وجود دارد، کنوانسیون سوم ژنو مشخص می نماید ک موضوع هر فرد توسط دادگاه صالحه معین گردد. نیروهای ائتلاف یک نیروی ضربت بین سازمانی (JIATF) برای جمع آوری اطلاعات در خصوص اعضای سازمان مجاهدین خلق در اردوگاه اشرف تشکیل داده و یک هیئت بررسی وضعیت سازمان مجاهدین خلق برای رسیدگی به وضعیت آنان بوجود آوردند. موقتا، به تمامی اعضای سازمان مجاهدین خلق حفاظت لازم مربوط به نظامیان اسیرشده داده شد که به عنوان اسیر جنگی شناخته میشوند.
    اما در ماه ژوئن 2004، بدون رسیدگی قضائی، وزیر دفاع آمریکا دونالد رامزفلد وضعیت قانونی سازمان مجاهدین خلق را معین کرد. به جای اینکه آنان اسیر جنگی تلقی شوند، او اعضای سازمان مجاهدین خلق را به عنوان افراد غیر نظامی حفاظت شده تحت کنوانسیون چهارم ژنو معرفی نمود. از آنجا که اعضای سازمان مجاهدین خلق بیشتر نظامی تلقی میشوند، این مسئله اینطور نشان میداد که آنها درگیر جنگ با نیروهای ائتلاف نشده اند. علاوه بر این، او این تصمیم را بر تمامی گروه تعمیم داد و بررسی قضایی برای هر فرد را نفی کرد. تصمیم وی بر خلاف توصیه های وزارت خارجه آمریکا، کمیته بین اللملی صلیب سرخ، و دفتر کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان بود. این مسئله به شدت بحث انگیز شد چرا که به نظر میرسید ایالات متحده اینطور تصمیم گرفته بود که کنوانسیون ژنو را بر یک سازمان تروریستی اعمال کرده و علاوه بر آن به آنها موقعیت خاصی اعطا نماید.
     
    جابجا کردن سازمان مجاهدین خلق
    در ماه دسامبر 2003، شورای حکومتی عراق قطعنامه ای را به تصویب رساند که خواهان اخراج سازمان مجاهدین خلق از عراق شد. متعاقبا، دولت موقت عراق و سپس دولت عراق این خواسته را تأیید کردند. بر اساس این باور که اعضای سازمان مجاهدین خلق در صورتی که به ایران بازگردانده شوند تحت پیگرد قانونی قرار خواهند گرفت و بازگرداندن آنان هدیه ای به جمهوری اسلامی ایران خواهد بود، ایالات متحده اعلام نمود که خواهان جابجا کردن سازمان مجاهدین خلق به محل دیگری است. در هر صورت، سؤال اصلی این بود که: به کجا میتوانند بروند؟ بر اساس کنوانسیون ژنو، زمانی که اسرا از محل اقامت خود یا محل بازداشت آزاد میشوند میتوانند:
    ·        به کشور محل زندگی خود قبل از اسارت بازگردند.
    ·        در کشور ثالث یا بی طرفی اقامت گزینند.
    ·        به کشور ملیت اصلی خود بازگردانده شوند.
    انجام هر یک از این گزینه ها مشروط بر اصل فراگیر عدم بازگرداندن افراد به محلی که جان آنان در خطر است  nonrefoulementمی باشد، یک اصل کلیدی که در قوانین بشردوستانه بین المللی، قوانین پناهندگی، و قوانین حقوق بشر موجود است.[5] اگرچه این اصل در پیمان های مختلف به صورت های گوناگون تعریف شده است، در خصوص سازمان مجاهدین خلق، بر اساس اصل عدم بازگرداندن افراد به محلی که جان آنان در خطر است، انتقال اجباری هر یک از اعضا به کشوری که اعتقاد قوی وجود دارد که آنان در خطر پیگرد قانونی به خاطر اعتقادات سیاسی یا مذهبی شان و به هر دلیل تحت شکنجه قرار میگیرند ممنوع شد.
    در میان سه گزینه مشخص شده برای جابجایی آنان، تنها مورد قابل اجرا برای بسیاری از اعضای سازمان مجاهدین خلق فرستادن آنان به ایران است. شش سال است که ایران به بدنه سازمان عفو داده است. علیرغم انتظار هیئت مربوطه که جمهوری اسلامی ایران تمامی اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق که به کشور بازگردند را تحت پیگرد قانونی قرار خواهد داد، این مسئله برای حدود 250 نفری که در حال حاضر از طریق صلیب سرخ جهانی بازگشته اند صادق نبوده است. [6]
    عدم بازگرداندن افراد به محلی که جان آنان در خطر است اخراج اجباری را بطور کلی منع نمیکند، ولی تنها زمانی اخراج اجباری را منع میکند که فرد مربوطه با خطر قابل ملاحظه پیگرد قانونی و شکنجه مواجه باشد. احتمال پیگرد قانونی نباید فرض گرفته شود. بلکه، موضوع هر فرد باید بصورت مجزا توسط یک سازمان بی طرف مانند صلیب سرخ جهانی بررسی گردد، و با هر فرد باید جداگانه مصاحبه شود. هر دو جنبه مثبت و منفی قضیه زمانی که میزان تهدیدی که یک فرد ممکن است در صورت بازگشت با آن روبرو شود تجزیه و تحلیل گردیده و در نظر گرفته می شود.
    عوامل متعددی نشان میدهند که بازگشت به ایران برای بدنه سازمان مجاهدین خلق مناسب است. اولا تعداد قابل ملاحظه ای از بدنه سازمان در عراق به خاطر روش فریبکارانه سازمان مجاهدین خلق در جذب نیرو هم اکنون در اردوگاه اشرف هستند. برای مثال، به ایرانیانی که توسط نیروهای صدام در خلال جنگ ایران و عراق اسیر شده بودند قول داده شده بود که اگر از اردوگاه اسرای عراقی ها به مقرهای سازمان مجاهدین خلق بروند به ایران بازگردانده خواهند شد. به ایرانیانی که در کشورهای ثالث بودند گفته شده بود که برای آنان پناهندگی در کشورهای اروپایی گرفته خواهد شد. به آنها همچنین پیشنهاد کار به عنوان مترجم بعلاوه پیشنهاد زمین و همسر داده شده بود. برخی ایرانیان با این پیشنهاد که میتوانند با اعضای خانواده خود آزادانه دیدار داشته باشند اغفال شده و به اردوگاه سازمان مجاهدین خلق برده شدند. بقیه که برای خارج شدن از ایران به قاچاقچی پول پرداخت کرده بودند نهایتا متوجه شدند که به جای رسیدن به مقصد معین شده به اردوگاه سازمان مجاهدین خلق برده شده اند. اگر چه ارقام دقیق مشخص نیست، ولی حدس زده میشود که حدود 70% از اعضای سازمان مجاهدین خلق در عراق بعد از مستقر شدن سازمان در عراق به آن پیوسته و به میزان زیادی از علاقه آنان به سازمان کاسته شده است. بسیاری از آنها قربانیان اقدامات فریبکارانه جذب نیرو بوده اند.
    بعلاوه، این قربانیان کمااینکه افراد داوطلب حقیقی (بسیاری از آنها قبل از اینکه سازمان از ایران به تبعید برود پیوسته بودند) در یک محیط فرقه ای گرفتار شده بودند: رهبری سازمان مجاهدین خلق مدارک هویتی آنان را مصادره نموده بود، آنان را تهدید کرده بود که در ایران تحت پیگرد قانونی بوده و همچنین در عراق برای مهاجرت غیر قانونی تحت پیگرد خواهند بود، و مانع بازگشت کسانی میشد که مایل به رفتن به وطن خود بودند. بنابراین، ملاحظات انسان دوستانه در خصوص سازمان مجاهدین خلق نباید اینطور برداشت شود که خواست رهبری سازمان همان خواست بدنه سازمان است، خصوصا کسانی که ابتدا فریب خورده و سپس در اردوگاه های سازمان گرفتار شده اند.
    بعلاوه، به نفع جمهوری اسلامی ایران است که به سیاست ارائه عفو بخاطر ارتقای موقعیت بین المللی خود ادامه دهد تا به هدف اولیه خود یعنی انحلال سازمان مجاهدین خلق برسد. دولت عراق نیز میتواند به هدف خود یعنی اخراج سازمان مجاهدین خلق برسد و در عین حال موقعیت بین اللملی خود را با حمایت از کوشش های انجام شده برای بازگرداندن افراد طبق قواعد بین المللی بنماید. قوانین بشردوستانه بین المللی و حقوق بشر از عراق میخواهد تا در خصوص آن دسته از رهبران یا اعضای سازمان مجاهدین خلق که بر طبق تشخیص صلیب سرخ جهانی نباید بخاطر قانون عدم بازگرداندن افراد به جایی که جانشان در خطر است به ایران فرستاده شوند اقدام به اخراج آنان نکند و به آنان حق اقامت در عراق یا سکنی گزیدن در یک کشور ثالث را بدهد؛ عراق نیز البته به نوبه خود ممکن است این افراد را تحت پیگرد قانونی قرار دهد.
    در سایه وعده های دولت عراق مبنی بر اخراج سازمان مجاهدین خلق و بستن اردوگاه اشرف، در ماه دسامبر 2008، دولت عراق به واشنگتن تضمین کتبی داد که زمانی که نیروهای امنیتی عراق مسئولیت اردوگاه اشرف را به عهده بگیرند، با سازمان مجاهدین خلق برخوردی انسانی خواهد شد و اعضا به اجبار به کشوری که ممکن است با پیگرد قانونی مواجه شوند فرستاده نخواهند گردید. مقامات دولت عراق مشخص کردند که قصد آنان همکاری با صلیب سرخ جهانی است تا آنان را به بازگشت به ایران راغب نمایند. در عین حال، JIATF نیز انتقال افراد به ایران را مانیتور کرده و راهنمائی هایی در اختیار نیروهای امنیتی عراق قرار خواهد داد.
     
    چالش های اصلی و درسهای آموخته شده
    سازمان مجاهدین خلق یک موضوع کوچک در کل مسئله عراق بود، ولی موضوع مهمی بود که در خلال بازداشت سازمان مجاهدین خلق بوجود آمد، از بسیاری جهات، یک مدل کوچک شده از چالش های بزرگی بود که در عملیات اسیرگیری بطور کلی بوجود می آیند. بنابراین، هم اشتباهات و هم موفقیت های کوچک در این مسیر درسهای با ارزشی بدست می دهند که بر مبنای آن ایالات متحده میتواند با "جمعیت های خاص" در عملیات آینده برخورد نماید.
    این تحقیق پنج عرصه از مشکلات اصلی را معین نمود که نیاز به توجه دارند:
    1.     طراحان عملیات آزادی عراق اهداف نظامی و خواسته های خود را در رابطه با سازمان مجاهدین خلق با دقت لازم معین ننمودند. اگرچه سازمان مجاهدین خلق در لیست سازمانهای تروریست خارجی وزارت خارجه آمریکا بود و یک هدف دشمن به حساب می آمد، اما نیروهای ائتلاف هیچ خواسته نظامی در خصوص گروه نداشتند به جز اینکه خواهان تسلیم آنان شوند، خواسته ای که هرگز بدست نیامد. بدون داشتن یک هدف روشن، فعالیت های نیروهای ائتلاف در اردوگاه اشرف بدون برنامه شروع شد و عمدتا به همان شکل ادامه یافت.
    2.     نیروهای ائتلاف آماده برخورد با یک جمعیت خاص مانند سازمان مجاهدین خلق نبودند. افسرانیکه در JIATF که مسئول اداره سازمان مجاهدین خلق در اردوگاه اشرف بود خدمت میکردند فرصت کمی داشته و یا هیچ فرصتی نداشتند تا برای کارهای مربوطه آماده شوند و هیچ فرصتی بین تغییرات فرماندهی برای انتقال تجاربی که به سختی بدست آمده بودند بوجود نیامد. هیچ اطلاعات یا آموزشی در خصوص فرهنگ ایرانیان (فارس) و عراقی ها (عرب) بطور کلی و بطور خاص در مورد سازمان مجاهدین خلق در اختیار نبود، و در اوایل عملیات آزادی عراق، هیچ مترجمی خصوصا از جانب JIATF به خدمت گرفته نشد. مهمتر از همه اینکه اعضای نظامی JIATF زود دریافتند که آنها با یک فرقه برخورد کرده اند. علیرغم چالش های خاصی که رفتار یک فرقه بوجود می آورد، کسانی که مسئول عملیات اسیر گیری بودند هیچگونه آموزشی در خصوص نحوه برخورد با یک فرقه دریافت نکرده بودند. لذا توان رهبری سازمان مجاهدین خلق در نشان دادن همکاری ظاهری و مانیپوله کردن نظرات افسران ائتلاف در خصوص مقاصد گروه موجب گشت تا بطور جدی پروسه اسیرگیری در کل و کوشش های بازگرداندن نفرات بطور خاص تحت تأثیر قرار گیرند.
    3.     نیروهای ائتلاف یک نقش مسلط در اردوگاه اشرف ایفا ننمودند. اگر چه نیروهای ائتلاف سازمان مجاهدین خلق را خلع سلاح کردند و اعضای آنرا در بزرگترین قرارگاه سازمان مجاهدین خلق متمرکز نمودند، ولی اقدامات بسیار کمی در محدود کردن آزادی جابجایی سازمان مجاهدین خلق انجام دادند. هیچ حصاری در اطراف یک قرارگاه تقریبا 15 مایل مربعی بوجود نیاوردند. بعلاوه نیروهای ائتلاف تنها درب اصلی را کنترل میکردند و خودروهایی که وارد اردوگاه شده یا از آن خارج میشدند را بر اساس مبنای کار روزانه بازرسی نمیکردند. فقدان نیروی انسانی موجب شد تا نیروهای ائتلاف هرگز یک جستجوی دقیق از اردوگاه اشرف بعمل نیاورند. سازمان مجاهدین خلق اجازه یافت تا در نزدیکی محل استقرار نیروهای ائتلاف FOB یک دفتر روابط ایجاد کند (به جای اردوگاه اشرف) و حتی پوسترهای تبلیغی خود را در محل های عمومی FOB نصب نماید، و کنفرانس هایی برای پیشبرد برنامه های خود ترتیب دهد. برای تأمین امنیت و اسکورت ترددات اعضای سازمان مجاهدین خلق به بغداد برای خرید، تقریبا 14 سرباز آمریکایی کشته و 60 تن دیگر مجروح شدند. لذا اغلب روشن نبود که چه کسی مسئول اردوگاه اشرف است.
    4.     نیروهای ائتلاف بطور فعال اعضای سازمان مجاهدین خلق را تشویق به ترک اردوگاه نکردند. یکی از اهداف متمرکز کردن سازمان مجاهدین خلق در اردوگاه اشرف کاهش دادن تعداد سربازانی بود که برای کنترل جمعیت بازداشت شده لازم بود بکار گرفته شود. راه دیگر انجام این کار کاهش دادن اندازه جمعیت آنان بود. از آنجا که به سازمان مجاهدین خلق اجازه کنترل بر اعضا در یک مقر فرقه ای داده شده بود، این کار قطعا یک روند مشکل و اعصاب خورد کن بود. در هر صورت اقلا رهبران می بایست از بدنه جدا میشدند. اغلب افسران JIATF اعتقاد داشتند که بدنه در صورتی که فقط از رهبری جدا میشدند خواهان بازگشت می گردیدند. هیچ کوششی برای انجام این کار صورت نگرفت، حتی اگر کنوانسیون سوم ژنو به اجرا در می آمد افسران می بایست جدا از پرسنل معمولی نگاه داشته میشدند. اگر چه JIATF مقری برای اسکان دادن افرادی که اردوگاه اشرف را ترک میکردند ترتیب داد ولی در برابر ایجاد حصارهای فیزیکی – مانند پست نگهبانی، خاکریز، سیم خاردار- که برای ممانعت از ترک اعضای سازمان مجاهدین خلق از گرو،ه مورد استفاده قرار میگرفت مخالفتی نکردند.
    5.     با سازمان مجاهدین خلق همچون یک سازمان تروریستی رفتار نشد. ناتوانی در برقراری کنترل بر سازمان مجاهدین خلق و قرارگاه آن نیروهای ائتلاف و خصوصا ایالات متحده را در برابر این انتقاد قرار داد که با این گروه همچون یک متحد به منظور رسیدن به اهداف جمع آوری اطلاعات برخورد شده است تا اینکه به عنوان یک سازمان تروریست خارجی در نظر گرفته شود. این موضوع ایالات متحده را در برابر اتهام دوگانگی در کوشش های جهانی برای مقابله با افراطی گری خشن قرار داد، و هیچ کوششی برای مقابله با این برداشت مخرب از طریق کوشش های ارتباطی گسترده در خصوص سیاستگذاران و عامه مردم صورت نگرفت.
     
    توصیه برای آینده
    این تحقیق نشان میدهد که این فرصت وجود دارد تا نیروهای چند ملیتی – خصوصا فرماندهان عملیات اسیرگیری و JIATF – یا سایر مقامات آمریکایی بر روی دولت عراق در نحوه برخورد با سازمان مجاهدین خلق تأثیر بگذارند. دولت عراق باید مورد تشویق قرار گیرد که سازمان مجاهدین خلق را در روندی که اصول عدم بازگرداندن افراد به محلی که جانشان در خط است تأمین گردد، ترجیحا از طریق صلیب سرخ جهانی، به ایران بازگرداند. اجبار در بازگرداندن البته مجاز است، ولی تنها بعد از اینکه موضوع هر عضو بطور مجزا مورد رسیدگی قرار گیرد، و تنها اگر دلیل جدی برای این اعتقاد که اگر فرد بازگردانده شود مورد پیگرد و تحت شکنجه قرار خواهد گرفت وجود نداشته باشد. پرسنل JIATF و اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق اعتقاد دارند که بسیاری از اعضای بدنه سازمان مجاهدین خلق اگر از تحت سلطه رهبری سازمان و عملکردهای فرقه ای خلاص شوند داوطلبانه به ایران بازخواهند گشت.
    در مواردی که خطر پیگرد و شکنجه بطور واضح وجود داشته باشد، که ممکن است شامل رهبران سازمان مجاهدین خلق بشود که شامل عفو اعلام شده از جانب جمهوری اسلامی ایران نشده اند، دولت عراق باید به آنها حق اقامت بدهد، اقدام برای اقامت این افراد در کشور ثالث بنماید، یا خود آنها را تحت پیگرد قرار دهد. همچنین این احتمال وجود دارد که چنانچه دولت عراق شروع به اقدامات بازگرداندن افراد به ایران بنماید رهبران سازمان مجاهدین خلق در اردوگاه اشرف بسادگی از عراق ناپدید شوند (همانطور که بسیاری بلافاصله بعد از شروع عملیات آزادی عراق این کار را کردند).  
    در دراز مدت، ما شش توصیه دیگر را هم ارائه مینمائیم:
    ·        طراحان دفاعی باید در هماهنگی با وزارت دفاع و وزارت امور خارجه آمریکا و کاخ سفید برای فرموله کردن اهداف مشخص و یک بیانیه مأموریت روشن برای فرماندهان صحنه بر اساس برخورد با جمعیت های خاص، خصوصا در شرایطی که به لحاظ سیاسی حساس است، عمل نمایند.
    ·        قبل از آغاز عملیات نظامی، به فرماندهان صحنه و افسران مأمور از جانب آنان و پرسنل رسمی باید اطلاعات در باره سوابق، اهداف، و تفاوت های فرهنگی مربوط به این جمعیت های خاص داده شود. توجه ویژه باید به ترکیب اجتماعی و توانمندیهای رهبری جهت آسیب رساندن ذهنی و عینی به پیروانشان بشود.
    ·        فرماندهان مسئول عملیات اسیرگیری باید شرایط قاطعی در هر گونه محیط اسیران برقرار نموده و تمامی اقداماتی که فعالیت های روزمره آنان را در کنترل داشته باشد به اجرا در آورند.
    ·        اگرچه تجمیع تمامی ساکنان مربوطه در یک محل ممکن است نیروی انسانی کمتری را طلب نماید تا اینکه در محل های موقت اسکان داده شوند، اما در خصوص سازمانهای تروریست خارجی و گروه های فرقه ای باید آنان را پراکنده نمود و به آنها اجازه نداد تا متمرکز شده و کنترل محل را خود بدست بگیرند، و قدرت خود را بر بدنه گروه خود اعمال نمایند.
    ·        در خلال نبرد نظامی، افسران وزیر دفاع و وزیر خارجه، دوشادوش فرماندهان صحنه، باید با هم کار کنند تا طرحی را برای ارتباط گیری با مردم (در ایالات متحده، در صحنه و در سراسر جهان) در خصوص مسائل حساس سیاسی مربوط به جمعیتهای خاص بریزند.
    ·        به نفع فرماندهان عملیات اسیرگیری خواهد بود اگر ابزارهای پیمانی قوانین بشردوستانه بین المللی یک چهارچوب قانونی روشن تری عرضه میکردند تا برای بازداشت تروریست های شناخته شده، فعالان غیر دولتی، و میلیشیای غیر معمولی در هم نبردهای بین المللی و هم در نبردهای غیر بین المللی مورد استفاده قرار گیرد. تا زمانی که چنین تغییراتی بوجود نیامده است، فرماندهان ایالات متحده برای عملیات اسیرگیری باید با وزارت دفاع و وزارت خارجه جهت تأمین موارد قانونی در خصوص قواعدی که بر بازداشت حاکم است که تحت هم پیمان های بسته شده و هم قوانین معمول بشردوستانه بین المللی هماهنگ باشد.
     
    ملاحظات
    هنگام آماده سازی این گزارش تک جلدی، ما خواهان اطلاعات، نظرات، و پیشنهاداتی از اعضای سابق و فعلی MNF-I نیروی ضربت 134(عملیات اسیرگیری TF-134) و JIATF شدیم که شامل FOB Grizzly ، مقامات غیر نظامی در سفارت آمریکا در بغداد، و مسئولین نظامی سابق و فعلی در وزارت دفاع و وزارت خارجه، و شورای امنیت ملی در واشنگتن شد. از آنجا که مصاحبه های ما مقدمتا بر پایه غیر رسمی استوار بود، از این افراد نمیتوانیم نام ببریم، ولی ما از کمک آنان سپاسگزاریم.
    ما مایلیم از رهبران و سخنگویان سازمان مجاهدین خلق که بازدید از اردوگاه اشرف را هدایت کردند؛ اطلاعاتی در خصوص سازمان مجاهدین خلق، تاریخچه آن، سبک زندگی آن در اختیار ما گذاشتند؛ و ما را به جلسات خود با مسئولین JIATF و TF-134 بردند تشکر کنیم. ما همچنین مایلیم مراتب قدردانی خود را از علیرضا جعفرزاده، سخنگوی سابق شورای ملی مقاومت ایران (یک وابسته سازمان مجاهدین خلق) در واشنگتن، برای اطلاعاتی که وی در خصوص سازمان مجاهدین خلق ارائه داد، و بسیاری از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق و اردوگاه اشرف که داوطلبانه داستان های خود را برایمان بازگو کردند اعلام داریم.
    ما به میزان زیادی از دسترسی به قرارگاه ها، پرسنل، و اطلاعاتی که توسط ژنرال دوگلاس استون، سپاه تفنگداران دریایی، فرماندهی TF-134، و معاونت فرماندهی MNF-I؛ آدمیرال گارلند رایت، نیروی دریایی آمریکا، معاونت فرماندهی و متعاقبا فرماندهی TF-134؛ سرهنگ مایکل کالاگان، سپاه تفنگداران دریایی؛ سرگرد جیمز استوردال، ارتش آمریکا؛ و سروان تیموتی جکسون، ارتش آمریکا استفاده کردیم. ما بطور خاص از افسران ارتش آمریکا که در زیر نامشان آورده شده است بخاطر وقتی که گذاشتند و مهمان نوازی شان در مدت اقامت ما در FOB Grizzly و دیدار از اردوگاه اشرف و اردوگاه پناهندگان اشرف تشکر میکنیم: سرهنگ تورلاک و گروهبان اول جارود گروز از JIATF، کارکنان مترجم  JIATF، و سرهنگ کنت کون، افسر فرمانده FOB Grizzly.
    ما از همکاران و مشاوران RAND که در زیر نامشان آمده است و پیشنهادات یا نظرات خود را در خصوص این تحقیق که پایه آنرا تشکیل داد در اختیار ما قرار دادند تشکر میکنیم: توماس سالیوان، چریل بنارد، ادوارد اوکانل، جرولد گرین، اوستین لانگ، کایلا ویلیامز، ربکا بوچیبل، جیمز دوبینز، دالیا داسا کای، ترنس کلی، بنجامین رونکل، و فردریک وری. همچنین از جوردن بل، کارین سوئد، فرانسیسکو والتر، تولی آن تاجیری، ساریتا اندرسون، و کراسیمیر کارامفیلوف برای پشتیبانی لجستیک و اداری تشکر میکنیم. در آخر اینکه ما مایلیم قدردانی خاص خود را به سفیر جان لیمبرت و جیمز کوئینلیوان  که این تک جلدی را بازبین کردند و بخاطر نظرات و پیشنهادات روشنگرانه شان ابراز نمائیم.  


    پاورقی ها
    [1] لMEK
    [2] رهبری سازمان مجاهدین خلق اتهامات مربوط به اینکه اعضای سازمان در برابر نیروهای ائتلاف دست به حمله زده و یا از خود دفاع کرده اند را تکذیب میکند. سوابق رسمی ارتش آمریکا و نیروهای ویژه ارتش آمریکا هر دو نشان میدهند که جنگ بین سازمان مجاهدین خلق و نیروهای ائتلاف در گرفت. (D. Wright and Reese, 2008; Briscoe et al., 2006).
    [3] در مقابل سازمان مجاهدین خلق ادعا کرد که نامه ای برای وزیر خارجه آمریکا فرستاده و خواست خود مبنی بر بی طرف ماندن را اعلام نموده است. مقامات وزارت خارجه از وجود چنین نامه ای بی اطلاع بودند (مصاحبه با مقامات وزارت خارجه آمریکا، اکتبر 2007 و فوریه 2008).
    [4] اگر چه اردوگاه اشرف یه عنوان شهر اشرف معرفی گردیده است، ما نامی که بیشتر معمول است یعنی اردوگاه اشرف را استفاده میکنیم. برخی ناظران به غلط اردوگاه اشرف را یک قرارگاه معمولی اسرای نیروهای ائتلاف، مانند اردوگاه بوکا، یا اردوگاه کروپر می شناسند. در هر صورت، اردوگاه اشرف یک قرارگاه سازمان مجاهدین خلق است. در نزدیکی محل، نیروهای ائتلاف یک پایگاه (پایگاه عملیاتی مقدم FOB Grizzly) جهت اسکان نیروهای ائتلاف که مسئول سازمان مجاهدین خلق و برقراری امنیت در منطقه بودند ساختند. نیروهای ائتلاف همچنین یک قرارگاه حمایتی موقت TIPF برای اعضای سازمان مجاهدین خلق که خواهان ترک گروه بودند ایجاد نمودند. در سال 2006، تأسیسات TIPF ارتقا یافت، و در سال 2007، نام آن به اردوگاه پناهندگی اشرف ARC تغییر داده شد. ARC در سال 2008 بسته شد. 
    [5] واژه nonrefoulement از واژه فرانسوی refouler به معنی بازگرداندن استخراج شده است. ایالات متحده با موضوع nonrefoulement به عنوان یک سیاست به جای یک خواسته حقوقی برخورد میکند.
    [6] بعلاوه این 250 عضو سابق که بازگردانده شدند، 200 عضو سابق دیگر هم که اردوگاه اشرف را ترک کرده بودند و در TIPF مستقر گردیده بودند از بازگردانده شدن اجتناب کردند. JIATF با کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان برای معرفی آنان به عنوان پناهنده و اسکان آنان در کشور ثالث کوشش نمودند. کمیساریا معرفی آنان به عنوان پناهنده را انجام داد ولی قادر نشد استقرار آنان را تأمین نماید، بیشتر به این خاطر که ایالات متحده بر اساس قانون، حتی ورود تعداد اندکی از آن ها را هم نپذیرفت. این پناهندگان در اواخر سال 2008 زمانی که ARC بسته شد به کردستان منتقل شدند. بسیاری از این پناهندگان از آن زمان عراق را ترک کرده اند (ارتباط الکترونیکی با افسر JIATF، دسامبر 2008).
    *     *     *     *
    .
    .
    فصل اول
    مجاهدین خلق: یک معمای سیاست آمریکا
     
    در مدت شش سالی که نیروهای ائتلاف عراق را در اشغال ..........


    Date: 2010-06-19
    (C) 2006