شما صفحه آرشیو را مشاهده می‌کنید. برای دیدن صفحه اصلی‌ به این لینک مراجعه نمائیدhttp://iran-interlink.org/wordpressfa/



  • دیدار آن سینگلتون از کمپ عراق جدید (سابقا اشرف). مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در پروسه پیشرفت دموکراسی در عراق خرابکاری می کنند
  • تروریسم مجاهدین خلق (فرقه رجوی) با پشتیبانی امریکا و اسرائیل، نمک آشی که برای جنبش سبز پخته اند - مسعود خدابنده، مشاورین استراتژی خاورمیانه ا
  • چرا کسی در مورد نقض مستمر و فاحش حقوق بشر در کمپ اشرف (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) تحقیق نمی کند؟ - گزارشی از کمپ اشرف، مارس 2011
  • چه کسی مسئول رنج مداوم خانواده های اعضای گرفتار در پادگان اشرف است؟ (بنیاد خانواده سحر، ژوئیه 2010: آمریکا یک راه بیشتر ندارد. باید دست دولت عرا
  • صدور حکم بازداشت مریم و مسعود رجوی و 37 تن دیگر از مجاهدین خلق در عراق (رویترر، ژوئیه 2019)
  • ایران اینترلینک - گزارش دوم از بغداد، اردوگاه اشرف و سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - مسعود خدابنده، ایران اینترلینک، سپتامبر 2009
  • نظرات دکتر موفق الربیعی در مورد کمپ اشرف، مسعود رجوی و "زهر زدایی" از اعضای سازمان مجاهدین خلق (خبرگزاری رویتر، ششم آوریل 2009 )
  • ممانعت رجوی (رهبر فرقه مجاهدین خلق) از ورود هیأت تحقیق وزارت حقوق بشر به اشرف (اصوات العراق، چهاردهم مارس 2009)
  • الموتمر عراق: اتحاديه اروپا منافقين را به خاك خود دعوت كند (موتمر، یازدهم فوریه 2009)
  • آقای بنی صدر: وقتی سازمانی وابسته شد طبیعتا وجه المصالحه می شود (رادیو فرانسه، پنجم فوریه 2009)
  • آمریکا تبعیدیان ایرانی تحت حمایت را در عراق بلاتکلیف نگاه میدارد (گزارشاتی از شبکه رادیو عمومی ملی امریکا از بغداد و تهران. آوریل 2008)
  • ورود اولین سری نجات یافتگان از جهنم اشرف در عراق به کشورهای اروپایی
  • معرفی یکی از چماقداران مجاهدین خلق (فرقه رجوی) لیلا جزایری یا اعظم فرهانی ملا حسنی کهنه.
  • ترجمه گزارش ویژه ایران اینترلینک از بغداد، قرارگاه اشرف و مجاهدین خلق (ایران اینترلینک، مسعود خدابنده، فوریه 2008)
  • اتحادیه اروپا بار دیگر مجاهدین (شورای ملی مقاومت،ارتش آزادیبخش، فرقه رجوی ...) را در فهرست تروریستها قرار داد ( دسامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمان اروپا در ایران با انجمن نجات دیدار نمود (دسامبر 2007)
  • رئیس گروه پارلمان اروپا: سازمان مجاهدین در اتحادیه اروپا، انگلستان و آمریکا همچنان غیر قانونی و سیاست ما نفی آن است (دسامبر2007)
  • همایش ؛ مغز شویی ؛ جنایت علیه بشریت (دانشگاه تبریز، دسامبر 2007)
  • دیدار و سخنرانی پرفسور شلدون فوت و مسعود خدابنده در پارلمان بریتانیا (نوامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمانی بریتانیا از انجمن نجات در تهران دیدار کرد (نوامبر 2007)
  • رجوی رهبر مجاهدین به اعضای فرقه اجازه ملاقات با خانواده بدهد (خدابنده، اوت 2007)
  • سایت رجوی: هیچکس ، واقعا هیچکس صلاحیت انتقاد به رهبران پاک باز آزادی را ندارد! (ایران دیدبان، چهارم اوت 2007)
  • وصلت با تروریستها؟ نه! (کنت تیمرمن، سیزده ژوئیه 2007)
  • استفاده ابزاری از نام مسعود رجوی در تبلیغات مجاهدین حاکی از شتاب گرفتن سقوط فرقه به فاجعه غیر قابل کنترل نهایی است (بریف ایران - اینترلینک)
  • گزینه هایی سخت در روند مذاکرات ایران و امریکا (مسعود خدابنده، آسیا تایمز، بیست و یکم می 2007)
  • انتشار گزارش جدید وزارت خارجه امریکا (مسعود خدابنده، سوم می 2007)
  • اظهارات ابراهيم خدابنده و جميل بصام در مورد مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - ایسنا، هشتم آوریل 2007
  • مصاحبه تلویزیون کانال سه بریتانیا با آن سینگلتون در رابطه با مجاهدین خلق، فرقه تروریستی رجوی(سی و یکم مارس 2007)
  • نامه سرگشاده ابراهیم خدابنده به مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران (سی مارس 2007)
  • مادری التماس می کند که میشود خبری از بچه من بگیری؟!!(دکتر نوری زاده، مارس 2007)

  • آقای ایرج مصداقی باید جلاد را محکوم کرد نه قربانی را. ظالم را افشاکرد نه مظلوم را

    آقای ایرج مصداقی باید جلاد را محکوم کرد نه قربانی را. ظالم را افشاکرد نه مظلوم را

    .

    ... آقای ایرج مصداقی کتمان یا تلاش ، برای مخدوش کردن واقعیت چهارسال « زندان تیف » که چون داغ ننگی در کارنامه مسعود و مریم رجوی و آمریکا به طور مشترک ثبت شده ، کارساده ای نیست ، یا لااقل اکنون دیگر کار ساده ای نیست که جداشده ها ازبند رها شده و بعضا در کشورهای اروپائی و سایر کشورها به سرمی برند ...

    مجید روحی، وبلاگ روحی، ششم مارس 2010
    http://www.rohi13.blogfa.com/post-1770.aspx

    ظاهرآقای ایرج مصداقی خودش نه تنها دچار فراموشی شده بلکه فکر میکند دیگران را هم میتواند با این دلایل گول بزند لازم به توضیح نیست در کشتار سال 67 در اغلب موارد افراد فقط برای یکبار به دادگاه برده میشدند و مجموع وقتی که برای دفاع داشتند بیشتر از چند دقیقه نبود یا بر سر موضع خود ایستاده بودند که از همانجا به قتلگاه برده میشدند ویا مانند ایشان با ترفندهایی که خاص اینجور افراد است اظهار ندامت میکردند برای بچه مجاهدی مانند مصداقی توبه هم دلیل شرعی داشت وهم آسودگی وجدان به همراه داشت

    آقای ایرج مصداقی در فرقه رجوی تمام نفراتی که بعد از 67 از زندان آزاد شدن خودشان توی نشست عمومی جلوی مسعود رجوی اعتراف کردن که تواب شدن زنده بودن و جان سالم به در بردن

    قبل از این که وارد بحثهای دیگر شوم شما روشن کنید چرا زنده ماندید وچطور میشود دوستان شما را دستگیر میکنند و دوباره شما جان سالم به در میبرید؟؟؟؟

    دست مریزاد لطفا روشن بفرمایید آقای ایرج مصداقی که به ادعای خودتان نه به آمریکا و نه رژیم و مزدورانش چطور در طول چهار سال از نزدیک با افرادی تماس داشتید که تحت نظارت شدید آمریکایی ها بودند. در همین شروع بند را آب دادی. چطور شرافت انسانیت حکم کرد چهار سال علیه نفرات جداشده ها در کمپ تیف مارک بزنی و هذیانگوی کنی مگر تیکه نانی که مسعود و مریم رجوی جلوت می انداختن و با اطلاعات غلطی که بهت میدادن دیکته میکردی از جان جداشده ها خیلی ارزش داشت انقدر هذیانگوی کنی همه میدانیم که در همین اروپا و کنار گوش شما کمپهای پناهندگی است که ارتباط با افراد درون این کمپها غیر ممکن است چه رسد به کمپ پناهندگی تیف! که در عراق و تحت نظارت آمریکایی هست شاید دوران زندگی در اروپا باعث شده که درآنجا هم دوستان سیا به کمکتان بیایند و یا مسعود و مریم رجوی رجوی دستور اکید داده که فقط شما بتوانید با

    درون کمپ تیف ارتباط داشته باشید و یا شاید هم عوامل رژیم کسی چه میداند شاید در چند سال بعد در کنکاش از نوشته هایت بتوان به جایی رسید.

    ظاهرا استدلاهای آقای ایرج مصداقی برگرفته از آموزشهایی است که در زندان رژیم ایران گرفته است. معلوم نیست ایشان به چه چیزی معتقد هستند. آیا به نظر شمای خواننده شکستن دست وپای هموطنان ما که در مقاومت در مقابل خواسته های آمریکای ها از سویی ومجاهدین از سوی دیگر است شکنجه نام ندارد. اما آقای ایرج مصداقی در جاهایی که به صلاح اربابانش نیست سکوت میکند. چرا با توجه به ارتباط ایشان با درون کمپ تیف به تعبیراو! باید افراد مقاومت کنند. و دلیل اصلی مقاومتی که منجر به شکستن دست وپا میشود چیست. آخر یکی نیست بپرسد مرد حسابی دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را. و اصولا چگونه است که جنابعا لی این خشمگین به گیلانی و حسیبی میتازید. آنها واقعیت موجود را بیان کردند که صد البته به مزاق شما خوش نیامده است.

    چگونه است که گیلا نی ناجوانمردانه به خونخواهی دوستان شما در فرقه رجوی برخاسته و شما جوانمردانه! چهار سال فقط علیه جداشده ها سمع پاشی کردید هر چند به زعم شما وامثال شما شکنجه در حد شکستن دست وپا مجاز است

    آقای ایرج مصداقی همه ما ممکن است در اثر شکنجه و فشار اعملی را نا خواسته انجام دهیم. در این جا بایستی جلاد را محکوم کرد نه قربانی را ظالم را افشا کرد و نه مظلوم را

    آقای ایرج مصداقی در نوشته هایت که خواندم تقریبا به موردی برنمی خورم تا بفهمم میزان مقاومت شما در مقابل فشار وشکنجه در چه حدی است

    اما به موضوعی که آقای ایرج مصداقی اشاره کرده می پردازم باز هم بند را آب دادی بهتر است قبل از نوشتن مطلبی سری هم به سایت شخصی خودت بزنی تا اینگونه دچار هزیان گویی نشوی. آیا عمل گیلا نی چیزی جز افشا جلاد وظالم بوده ولی در طول چهار سال جز حمایت شما از جلاد و ظالم آنهم از نوع اجنبی بوده است.

    آیا هیج به این موضوع فکر کرده ای که در شرایط فعلی هر گونه تنش و برخوردی در اپوزیسیون خارج از کشور آب به آسیاب دشمن ریختن است. آقای ایرج مصداقی شما که ادعای مبارزه میکنید باید بدانید که رژیم آخوندی مترصد فرصت است تا به این گونه تنشها دامن بزند. در فرهنگ شما هیچوقت برای توبه کردن دیر نیست . اما بدانید که توبه نه برای رضای خالق ساخته و پرداخته ذهنیتان و نه برای خوش آمدن دوستان گذشته و فعلیتان. بلکه ابراز پشیمانی و معذرت خواهی در حق انسانهایی که مظلوم واقع شدند.آقای ایرج مصداقی شما به اعتبار ده سال زندان در نزد ایرانیان ایرج مصداقی شدید . فرقه رجوی و آمریکای ها به اندازه کافی بلندگو دارند تا به شما نیازی نباشد لطفا در قالب چماق در دست این وآن عمل نکنید. کمی به خود بیایید تا کی میخواهید به مسعود و مریم رجوی دم تکان دهید برای یک تیکه نان

    آقای ایرج مصداقی کتمان یا تلاش ، برای مخدوش کردن واقعیت چهارسال « زندان تیف » که چون داغ ننگی در کارنامه مسعود و مریم رجوی و آمریکا به طور مشترک ثبت شده ، کارساده ای نیست ، یا لااقل اکنون دیگر کار ساده ای نیست که جداشده ها ازبند رها شده و بعضا در کشورهای اروپائی و سایر کشورها به سرمی برند

    آقای ایرج مصداقی کمپ تیف یک کیلو متری اشرف و داخل اشرف بزرگ بود صاحبتان مسعود ومریم رجوی در ارتباط مستقیم چند بار اعلام کردن که تیف زندان مجاهدین است و ناراضی های فرقه را انجا نگهداری میکنیم

    آقای ایرج مصداقی نفرات کمپ تیف به خاطر خیانت مسعود و مریم رجوی به فدا و صداقتشان جدا شدن

    آقای ایرج مصداقی آمریکای ها دنبال انحلال فرقه رجوی نبودن دنبال دستمالی توالتی بودن که علیه رژیم ایران استفاده کنند کی بهتر از مسعود و مریم رجوی و تاریخ مصرفش تمام شد پرت کردن داخل سطل زباله تاریخ

    آقای ایرج مصداقی اگر چها سال در کمپ تیف عمرمان حرام شد فقط به خاطر ترسی بود که مسعود و مریم رجوی از جداشده ها داشتن و تلاش کردن که پای جداشده ها به اروپا نرسد تا ماهیت مسعود و مریم رجوی و جنایتهایشان را در اروپا افشا نکنند ولی الان مسعود و مریم رجوی هر روز از جداشده ها تو دهنی میخورد به خاطر افشاگریهای که میکنند

    آقای ایرج مصداقی چرا جداشده ها در کمپ تیف با اینکه به عنوان پناهنده سیاسی ، از طرف کمیساریای عالی پناهندگی سازمان ملل به رسمیت شناخته شده بودند ، از حق داشتن تلفن ، حق تردد به عراق ، حق گرفتن وکیل ، حق وصل شدن به اینترنت و صدها حق دیگر محروم بودند ، اما افراد فرقه رجوی ، علیرغم اینکه به ظاهر در لیست تروریستی ایالات متحده بودند ، آزادانه در عراق با محافظت نیروهای آمریکائی تردد می کردند، وکیل می گرفتند ، به اینترنت وصل بودند ، در عراق و در حمایت از خود امضا جمع می کردند ، تلفن داشتند و از حمایت کامل نظامیان آمریکائی برخوردار بودند ؟ و زیر پرچم آمریکا بودن

    افراد را به خاطر عدم رعایت مقررات کمپ و ... حتی به ابوقریب هم فرستاده اند

    آقای ایرج مصداقی لابد از كیفیت بالای غذا و امكانات پزشكی و مهربانی بی حد و حصر نظامیان آمریكائی ، دو نفر به نام های مستعار «‌ امیر » و « مراد » كه همه ساكنان تیف آن ها را می شناسند ، دیوانه شدند ، به طوریكه ارتش آمریكا بعد از بستن تیف مجبور شد آنها را در تیمارستانی در بغداد بستری كند .

    آقای ایرج مصداقی حتی پزشكان آمریكائی هم شرایط غذای سخت آنجا را منكر نمی شدند و بارها گفته بودند كه استفاده از غذای بسته بندی شده جنگی ( اماری ) برای بیش از دوماه ، به دستگاه گوارشی بدن آسیب جدی می رساند ، در حالیلكه ما برای بیش از 3 سال مجبور به استفاده از آن بودیم و به همین دلیل اكثر ساكنان تیف هنوز هم از بیماری های گوارشی رنج می برند

    آقای ایرج مصداقی متن قراردادی که مسعود و مریم رجوی با نیروهای آمریکائی برای فشار به ساکنان تیف در جهت فرستادن آنها به ایران منعقد كرد ، چه بود؟

    نمی خواهم درباره کمپ تیف زیاد بگویم

    آقای ایرج مصداقی شما چرا درباره حسین بلوجانی که چیزی نمیدانید ترور شخصیت کردید درست مثل صاحبتان میمانید انقدر وفادار هستید که هر چه دیکته میکنند همه را غلط شما طوطی وار تکرار میکنید این ریلی که شما و صاحبتان میرود سوخته است حسین بلوجانی و یک نفر دیگر که از کمپ تیف فرار کرد و بعد لو رفتن یک ماه در انفرادی آمریکایی ها بودن بعد که زیر شکنجه آمریکای ها دستش شکست اگر نگهداشتن افراد در حصار سیم خاردار ، در فضائی كمتر از 2 متر مربع ، در فضای باز بدون حتی یك پتو در زمستان ، شكنجه نیست ، به تعبیر ایرج مصداقی شكنجه چیست ؟

    انداختن گاز اشك آور از دریچه سلول انفرادی به داخل را چه بنامیم ؟ اگر خواباندن افراد روی زمین شنی با دستبند و پاگذاشتن بر روی سر و صورت آنها و گرفتن عكس در همان حال جنایت نیست ، پس جنایت چیست ؟ اگر به زمین زدن افراد و شاشیدن روی سر و.... تف به شرف نداشته تان باد !

    آقای ایرج مصداقی تواب تا کی میخواهی ترور شخصیت کنی خطی را که صاحبانت مسعود و مریم رجوی میدهند بجز بازی دادنت بیش نیست

    آقای ایرج مصداقی چند سوال داشتم که میخواستم پاسخ بدهی تو در زندان رژیم بودی شکنجه شدی و... به قل خودت

    اگر می آمدی فرقه رجوی برای آزادی مردم ایران بجنگی ودر فرقه رجوی بدتر از رژیم ایران زندانی و شکنجه ات و... میکردن چه میگفتی؟؟؟؟؟؟

    وقتی مسعود رجوی جوانان ایران را با کلک و دروغ به اسم کار در اروپا می تیغید و به زندان اشرف میکشاند و نفر مقاومت میکرد زندانی میشد در زندان اشرف و شکنجه و بعدش سر به نیست چه میگفتی؟؟؟؟

    چرا نفری که میخواهد جداشود از فرقه رجوی باید 6 ماه در انفرادی باشد و 2 سال زندان اشرف را بکشد و 8 سال زندان ابوغریب را اگر فرقه رجوی بگوید نفر را نمی شناسم سرش را عراقی ها از تنش جدا میکردن چه میگفتی ؟؟؟؟؟

    چرا فرقه رجوی نفرات را می آورد با کلک و بعد میگفت غیر قانونی وارد عراق شدی باید 8 سال بروی به زندان ابوغریب و تا می توانست سرکوبش میکرد در تشکیلات؟؟؟؟؟

    چرا رحم زنان را در فرقه رجوی در می آوردن ؟؟؟؟

    آقای ایرج مصداقی از اینها هم بگذریم و برویم روی بحث خانواده ها که الان پشت درب اشرف خانواده ها بست نشستن و مسعود و مریم رجوی اجازه ملاقات نمیدهند به خانواده ها برای دیدار فرزندانشان

    آقای ایرج مصداقی ایستادگی به حق خانواده های اسیران اشرف ، بادکنک بسیاری از تبلیغات و دجالگری های مسعود و مریم رجوی را پاره کرد ، آنچنان که رجوی ها در اطلاعیه هایی که با نام فرقه یا شورای خارجه دوست خود صادر می کنند ، در ظرف چند روز ، چندین موضع گرفتند که این نشان از گیج شدن رجوی ها در برابر حرکت خانواده ها است .

    آقای ایرج مصداقی همانطور که می بینید در این مرحله رجوی ها ، خانواده قربانیانشان را تحت عنوان «خانواده» ذکر می کنند چرا که فکر می کردند این داستان بعد از دو یا سه روز جمع شده و آنها با دجالگری ، هم مانع از دیدار و ملاقات می شوند و هم گناه این ملاقات نکردن را به گردن طرف مقابل می‌اندازند تا از این طریق هم افراد خود را در حصار فیزیکی حفظ کرده و هم یک موضوع تبلیغاتی داشته باشند

    آقای ایرج مصداقی نكته جالب این كه فرقه رجوی در واكنش های اولیه، خانواده ها را ابزار سركوب وزارت اطلاعات معرفی می كرد تا آنان را وادار به عقب نشینی از خواست برحق شان بنماید، اما وقتی ترفندش شكست خورد آنها را رسماً مأموران وزارت اطلاعات نامید و از فرمانده نیروهای نظامی آمریكا در عراق خواست كه مجاهدین را نجات دهد!

    آقای ایرج مصداقی شما که در زندانهای ایران بودید رژیم ایران هم این کار را با خانواده ها میکرد ؟؟؟؟؟؟؟

    ولی توی نشست مسعود رجوی نفراتی که مثل شما سال 67 اعدام نشده بودن پشت میکرفون اعتراف میکردن که تواب شده بودن هم به خانواده هایشان ملاقات میدادن و هم مرخصی به انها میدادن

    آقای ایرج مصداقی مسعود و مریم رجوی یک تیکه نان جلویتان پرت کردن و علیه تیف و نفراتش ترور شخصیت کردید حالا چرا لال شدید و سر خانواده ها موضعگیری نمیکنید نکند در سایتتان هم مسعود و مریم رجوی خط میدهند که چه بنویسی و چه مقاله ای بگذاری

    مگر برای همین خانواده ها به زندان نیفتادید مگر نمیخواستی این خانواده ها از دست رژیم ایران آزاد شوند آزادی خانواده ها پیش کش فقط سر نقض حقوق بشری که مسعود و مریم رجوی سر خانواده ها انجام میدهند موضعگیری کن

    آقایایرج مصداقی بنا به ادبیات مسعود رجوی « عبرت تاریخ » است تشكیلاتی كه روزگاری سرود « سر كوچه كمینه ، سرباز آمریكائی » و « امریكا ، آمریكا ، مرگ به نیرنگ تو ، خون جوانان ما ، می چكد از چنگ تو » را سر می داد و مستشاران نظامی آمریكائی را در ایران « مجازات انقلابی » می كرد ، اكنون به چنین ورطه ای از مزدوری و نوكری آمریكائی ها در غلتیده باشد كه خانواده های که برای ملاقات فرزندانشان به درب اشرف آمده بودن را با مارک زذن ماموران وزارت اطلاعات ، تحویل شكنجه گران ارتش آمریكا دادن و تمام خانواده های بی گناه و مادران پیر و پدران پیر را دستبند و پابند زدن و روی زمین خواباندن در گرمای 60 درجه و مسئولین فرقه رجوی هر هر میخندیدن . شما فكر می كنید این واقعیت را به كجای ریش تاریخ باید تف كرد ؟!

    آقای ایرج مصداقی من مسعود و مریم رجوی را صد بار کثیفتر و خائنتر و جنایتکارتر و وطن فروشتر از کیانوری و نگهدار و توکل و حسین زهری و مصطفی مدنی و رهبران پیکار و .... میدانم

    مجید روحی قربانی فرقه رجوی

    -----------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=3831

    مصداقی از یک مامور زبده فرقه مجاهدین

    .

    .

    بهزاد علیشاهی، نهم ژانویه 2008
    http://hasanzebel.blogfa.com/post-563.aspx

    فرقه مجاهدین بدلیل برملا شدن ماهیت ضد ایرانی و ضد انسانی اش مدتی است که سعی میکند از افرادی بدون وابستگی فرقه ای در ظاهر ، برای دفاع از سیاست های ضد ایرانی اش کمک بگیرد،افرادی همچون حسین داعی السلام ،علیرضا جعفرزاده ،اسماعیل یغمایی و .... این افراد  مدام تکرار میکنند، با اینکه انتقاداتی به سازمان مجاهدین دارند اما باید آمریکا به ایران حمله کند و بلافاصله بمباران را شروع کند .و اما مصداق تمام عیاراین مامورین فرقه ای، اخیرا در نامه ای به آقای حسیبی ، بسیاری نکات جالب را برملا کرده که بد نیست نگاهی به آن بیندازیم.

     

    این شخص نامه را در پاسخ به تلاشهای آقای حسیبی برای نجات جان جداشدگان از فرقه مجاهدین که اکنون درعراق درخطر هستند نوشته است و بخوبی ماهیت فرقه متبوع خودش را در عدم تمایل برای نجات این افراد نشان داده است ، او در ابتدای نامه میخواهد دست های سازمان را از این جنایت در حق جداشدگان پاک کند و به این منظور مینویسد که : "مجاهدين خلق هم تسلطی روی آن ندارند و اساساً هم نمیتوانند داشته باشند. موقعيت آن ها چنين چيزی را ايجاب نمیکند. من لااقل از طريق کانال های بي نالمللی در جريان امر هستم."

     

     

    میگوید مجاهدین بی تقصیر هستند و من در جریان هستم او تا پایان نامه دهها بار دیگر تکرار میکند که من درجریان هستم اما نمیگوید از کدام کانال بین المللی ،شاید او کانالهای سازمان را بین المللی میداند.او برای به رخ کشیدن اطلاعاتش از کمپ تیف توضیح واضحات میدهد ومیگوید:

    "کمپ تيف ابتدا چادر بود و زندگی در آن بسيار سخ تتر از کمپ اشرف. کسانی که به آن جا منتقل می شدند نسبت به اشرف از امکانات بسيار کمتری برخوردار بودند."

     

     

    اما نمیگوید چرا سازمان هیچ کمکی به آنها نکرد تا آنها هم امکانات زندگی داشته باشند و چرا سازمان تا وقتی کسی با آنها هست امکانات مالی و رفاهی در اختیارش میگذارد و اگر به هردلیل نخواهد با سازمان باشد شروع میکند به کارشکنی و قصد نابودی خودش وهست و نیستش را دارند ، او نمیگوید که چرا سازمان موقع تحویل نفرات به کمپ آمریکایی ها همه اموال شخصی این ناراضیان را هم میگرفت و گاه حتی بدون لباس آنها را به کمپ میفرستاد تاجایی که اعضا ی ناراضی برای اینکه وسایل فردی را همراه داشته باشند مجبور به فرار میشدند ؛ او در نامه با نوشتن این جمله :

     

     

     در ابتدا برخورد نيروهای آمريکايی فرق می کرد آ نها بيشتر به دنبال انحلال مجاهدين بودند ولی بعدها ظاهراً به خاطر مشکلاتی که با آن مواجه شدند برخوردشان تغيير کرد.

     

     

    بخوبی دگردیسی سازمان در به خدمت آمریکایی ها  در آمدن را برملا میکند ، نوکر منشی تاجایی که برخورد آمریکایی ها هم نسبت به ناراضیان از این فرقه عوض شود، علیرغم جملات اول ایشان که مدعی بودند مجاهدین نقشی در بروز مشکلات برای جداشدگان ندارند ، چند سطر پایین تر به مصداق کم حافظگی شخص دروغ گو مینویسد:

     

     

    "البته مجاهدين هم تمايلی به حل و فصل کار اين افراد نداشتند چرا که اگر اينها به اروپا و آمريکا آورده شوند مشکلاتی در خود اشرف پيش آمده و افرادی خواهان جدايی خواهند شد. چنانکه همين الان هم يک کمپ از کسانی که نمیخواهند در روابط مجاهدين باشند و نمیخواهند به تيف بروند در همان اشرف تشکيل شده است." که البته این اطلاعات تاکنون درز پیدا نکرده بود و نشان از اشراف نامه نویس از مناسبات درون مجاهدین داردسپس اظهار امیدواری میکند که کار این جداشدگان بیست سال هم طول بکشد و همچنان در عراق باشند تا مشکلات فوق الذکر توسط ایشان گریبان سازمان رانگیرد.

     

     

    "برای اولين بار نيست. سابقاً همين وضعيت برای کردها در کمپ رمادی بود. افراد گاه متجاوز از20 سال در کمپ ماندند تا تعيين تکليف شدند".

     

     

    او میگوید: "من در سه سال گذشته به طور مداوم پيگير کار اين بچه ها بودم."

    که البته منظوراز پیگیری کار بچه ها ،تلاش برای ماندن آنها در عراق است و نه چیز دیگر، چرا که اگر سیاست بازی را کنار بگذاریم و نخواهیم از این جداشدگان مجددا سوءاستفاده کنیم و به آنها حق بدهیم که بعد از مدتهای طولانی زندگی در عراق حق زندگی معمولی و عادی را داشته باشند ، گزینه رفتن به ایران ودیدن اقوام و خانواده و پدر ومادر را نباید برای آنها مسدودکرد کاری که اکنون بسیاری از هواداران سازمان و حتی زن و فرزندان شورائی های نورچشم خانم رجوی انجام میدهند و معلوم نیست چرا کاری که خودشان میکنند برای دیگران ممنوع است و باید بقیه عمر را هم بخاطر بقای اشرف و از هم نپاشیدن کنترل تشکیلاتی این پادگان ؛ با دربدی بگذرانند ؛ کما اینکه طبق گفته صلیب سرخ و ارگانهای بین المللی هیچ تهدیدی برای جداشدگان در ایران وجود ندارد و طبق گفته همین مامور نویسنده نامه تاکنون 300 نفر به ایران رفته اند که هیچ گزارشی از بازداشت یا حتی مصاحبه اجباری در مورد آنان ثبت نشده او حتی میگوید که :

     

     

    "يکی از موارد همسر دوست من است که در بمباران آمريکايیها زخمی شده و بيش از يک سال بستری بوده است. نام وی در اسناد سوئدٔی به عنوان شوهر دوستم ثبت است ولی مشکل چنان که گفتم ليست تروريستی است و اصلاً حاضر به گفتگو در اين باره نمیشوند. مبرزترين وکلای سوئدی نيز می گويند در اين مورد کاری نم یشود کرد.اما يک نفر از کسانی که به ايران رفته بود و از طرف رژيم به سوئد باز پس فرستاده شده بود دراين جا قبول شده است."

     

     

    نامه نگار همه سازمانهای بین المللی را که تا چند سطر قبل مدعی همکاری با آنها بود مزدور رژیم میداند و میگوید:  "تلاش صليب سرخ بين المللی، سازمان ملل و دولت آمريکا و ديگر نيروهای درگير اين است که افراد را مجبور به رفتن به ايران کنند."

    او جداشدگانی را هم که در خارج کشور برای نجات این عزیزان تلاش میکنند به همین اتهام سازمانهای بین المللی محکوم میکند و با تکرار جمله من از نزدیک در جریان کار آنها هستم بازهم خواهان ماندن آنها در عراق میشود که مبادا تشکیلات فرقه از بابت خروج این افراد ترک بردارد، او برای فحاشی  به جداشدگان از سازمان طبق دستورفرقه  عمل نمیکند ،بلکه عقده های خودش رانیز وارد این بازی میکند و فی المثل همچون نقش منفی فیلم های فارسی از صاحب خانه شدن یک جداشده بعد از پانزده سال در اروپا به خود می پیچد و شروع به غرزدنهای غیر سیاسی میکند و در نقش یک مامور مالیات دنبال منبع درآمد میگردد ، درحالی که همین شخص در باره منابع در آمد شورائی ها که یکروز در عمرشان کار هم نکرده اند و یا در باره مخارج سرسام آور جلسات سخنرانی خانم رجوی سئوالی برایش پیش نمیآید. او یادش میاید که در ابتدای ماموریت به او گفته شده بود که وابستگی اش به سازمان را انکار کند برای همین میگوید "من خودم رابط های با مجاهدين ندارم " ولی بلافاصله باز هم ماهیتش را رو میکند و ادامه میدهد: "ولی اينطوری هم نيست که خودم را گول خورده فرض کنم.غالب اين بچه ها هم چنين احساسی ندارند. من هنوز هم خيلی خوشحالم که به دام اکثريت و حزب توده و اقليت و ... نيفتادم. من صد بار رجوی را به کيانوری و نگهدار و توکل، حسين زهری و مصطفی مدنی و رهبران پيکار و رنجبران و ... ترجيح میدهم.

     

     

    بله این آقا ،رجوی را به همه کس ترجیح میدهدو همین رابطه را با اربان رجوی هم بخوبی برقرار میکند او میگوید:

     

     

    "من صدام حسين را بارها به آدمی مثل جلال طالبانی که بسياری از نيروهای چپ وامدار او هستند و در ضمن رياست جمهوری اش را تبريک گفتند ترجيح میدهم. من مجاهدين را دشمن مردم ايران نمی دانم."

     

     

    و البته امروزه همین جملات را در باره بوش و اولمرت هم میتواند بنویسد ؛ او آدمی نیست که چشم و گوش بسته هوادار مجاهدین باشد و از جنایات مجاهدین بی خبر مانده باشد که سعی در افشاگری برای او داشته باشیم و بگوییم که مجاهدین چنین کردند و چنان ؛ نه او همه چیز را درباره مجاهدین میداند و برای همین چیزها مجاهدین را دوست دارد چرا که خودش در همین نامه مینویسد:

     

     

    درست است روابط دمکراتيک بين آن ها حکم فرما نيست. درست است که اصولاً جريا نهای ايدئولوژيک راه به انحصاروتوتاليتاريسم میبرند، درست است که برخوردشان با منتقدينشان بداست اما کدام يک از جريا نهای ايرانی اين خصوصيت را ندارند؟ تازه آن ها ٢۶ سال است زيرضرب هستند و بقيه در همين اروپا و در حالی که تحت فشار نيستند اين خصوصيت را دارند.

     

     

    سپس با توهین به ملت ایران میگوید که :"مشکل اينجاست که ما و جامعه مان عقب مانده ايم."  وبرای این عقب ماندگان رجوی را بهترین گزینه میداند؛ او انکار نمیکند که رجوی یک فرقه را تشکیل داده است و میگوید: "طرف محدوده ی قدرتش يک سايت فکسنی است خدا را بنده نيست. والا اگر به جای رحوی بود که فداييانی داشت که حاضر بودند جانشان را به خاطرش بدهند، من و شما را از روی زمين برمی داشت."

     

     

    شاید این را بتوان یک تهدید تلقی کرد که رجوی همچون صدام فدائیانی دارد که میتوانند نسل شما را از میان بردارند ؛ اما نویسنده نامه که سعی دارد در یک نامه ازهمه سیاست های ضد ایرانی مجاهدین دفاع کند ؛ در دفاع از حمله آمریکا به ایران میگوید:راستش من فکر میکنم احساسات امپرياليسم ستيزانه و تبليغات ديوانه وار حزب توده در اين زمينه کشور ما را سا لهای سال به عقب برده است. همين الان هم متأسفانه بخشی از روشنفکران ما دارای همين معضل هستند. به زرافشان نگاه کنيد به چه ورط های سقوط کرده است. که ورطه سقوطی که از آن صحبت میکند تلاشهای آقای زرافشان است برعلیه جنگ آمریکا ، جنگی که جز ویرانی و مرگ برای مردم ایران ببار نخواهد آورد ، اما نامه نویس همچون رهبر مفقودش به دنبال قدرت است و نه آبادی و زندگی برای مردم ایران.

    -----------

     

    در همین رابطه:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=3817

    کلامی چند در جواب به نامه آقای ایرج مصداقی

    شما به شهادت نوشته ها و گفته هایتان در نگرانی گذشتن مردم ایران از مرز بین واقعیت و حقیقت به سر می برید

    .

    .

    محمد حسیبی، ششم ژانویه 2008
    http://www.chebayadkard.org/chebayadkard/
    sokhan/20071231/maghaleh309.pdf

    لینک به متن کامل (فایل پی دی اف)

    نامه آقای ایرج مصداقی که در زیر ملاحظه می شود در جواب نامه کوتاهی است که نویسنده این نوشتار در رابطه با تلاشی که چندی پیش برای حمایت از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق در کمپ تیف واقع در عراق آغاز کردم به ایشان نوشته بودم...

    ...

    آقای مصداقی،
    دست و پا زدن در واقعیت های تلخ باعث خواهد شد که مردم از کشف حقیقت هایی که در پشت واقعیت ها زمانه نهفته است ماز مانند. پناه بردن به آغوش امپریالیزم هیج کشور را در جهان سالهای سال به جلو نبرده است.

    نوشته اید: "به زرافشان نگاه کنید به چه ورطه ای سقوط کرده است". من دیر زمانی است به او نگاه کرده ام و میدانم که خیلی دیرتر از آن که من و دیگران نگاهش می کنیم از مرز بین واقعیت و حقیقت هنرمندانه عبور بوده است. به راستی نمی دانم شما از چه ورطه؟ و از چه سقوطی؟ سخن می گویید. زرافشان در اوج انسانیت، به آگاه کردن دیگران از حقیقتی مشغول است که در پشت پرده واقعیت ها نهفته است. اما شما به شهادت نوشته ها و گفته هایتان در نگرانی گذشتن مردم ایران از مرز بین واقعیت و حقیقت به سر می برید!

    -----------

    همچنین:
    http://www.iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=7745

    جنگ روانی بر علیه خانواده های اسرای در بند اشرف

    (درخواست حق جواب در برنامه رادیویی دولت ایالات متحده امریکا)

    .

    ... این مجری محترم همواره ادعا دارد كه حاضر است با تامین هزینه ی ماهواره , به مخاطب غایب زیر انتقاد , این مكان را بدهد كه از خود دفاع نمایند . حالا این گوی و این میدان ! من بعنوان یك عضو خانواده ای كه 2 تن از عزیزانم را بگونه ای فجیع از دست داده ام از آقای چالنگی درخواست دارم كه از این حقی كه برای همه قائل است محرومم نسازد ! مگر غیر از آنستكه در این برنامه به ما خانواده ها توهین شد! ...

    انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی، بیست و سوم فوریه 2010
     
    http://www.nejatngo.org/fa/post.aspx?id=8874

    بقرار اطلاع , اخیرا تعدادی از اعضای خانواده های ساكنین قرارگاه اشرف , برای ملاقات عزیزان خود به عراق رفته و ظاهرا مدت 15-10 روزی است كه سرگرم درگیری لفظی با مسئولین حفاظت اطلاعات این سازمان كه اغلب در درب قرارگاه مشغول انجام وظیفه اند , شده اند! بعبارت دیگر سران سکتاریست و تمامیت خواه این سازمان كه بدرستی صفت ( فرقه) بر آن نهاده شده , هنوز آن قدرت را دارند كه به بركت حضور پر رونق نیروهای آمریكائی , كماكان به پروسه ی مغزشوئی جگرگوشگان ما مشغول شده و علیرغم حضور دولت قانونی عراق در منطقه , به فعالیتهای خود در تعیین حق تعیین سرنوشت اعضای خانواده ی ما – ومنجمله جلوگیری از انجام ملاقات با فامیلان – ادامه دهند.

    اما این كار رهبران فرقه ایجاد شبهه میكند و بنابراین با پیشدستی وقیحانه دست به مظلوم نمائی زده و در برنامه های تلوزیونی كسالت بار خود , مدعی تظاهرات این مسافران لاعلاج اشرف و برهم زدن آسایش ساكنان و بخصوص بیماران بستری در بیمارستان نزدیك به درب قرارگاه گردیده اند !

    آنچه كه قابل تامل است, رسانه های گروهی این برادران و خواهران مجاهد سابق , از ذكر نام مراجعه كنندگان و متقاضیان ملاقات, كوتاهی میورزند . اما طبق روال چند ساله ی مجاهدین سابق , ملاقات كنندگان با دقت تمام مورد بازرسی قرار گرفته و اسناد معتبری از آنان درخواست میشود كه رسیدگی به این اسناد هم ساعتها طول كشیده و مراجع بدبخت را در منگنه ی استرس و نگرانی قرار میدهد . بنابراین هویت هر مراجعه كننده برای بازرسان خشن درب قرارگاه كاملاروشن شده و دیگر نمیتوان ادعا داشت كه این افراد مشكوك بوده و ربطی به اعضای خانواده ی زندانیان اشرف ندارند!

    اینجانب بعنوان یك فرد سرد و گرم چشیده و عزیز از دست داده (برای رفع عطش سیری ناپذیر جنون قدرت طلبی رجوی ) , نیك میدانم كه این تشكل در میان مردم فهیم و آگاه ایران جایگاهی ندارد و بطریق اولی سران این باند بهتر از من میزان نفوذ خود در جامعه اطلاع دارند و بتبع مردم ایران نقشی در بازیهای سیاسی آنها ندارد و بنابراین تنها كاربرد اعضای فریز شده ی این گروه بیشتر به درد نمایش تلوزیونی و فتوشاپ بازی و ابراز قدرت نمائی برای عرضه به دولت آمریكا میخورد تا بتواند در صورت ممكن , در داد و ستدهای سیاسی , از این سیاهی لشكر 3400 نفره, استفاده ی بهینه ای كرده باشد. زهی خیال باطل !

    این یك اصل مسلم مبارزاتی است كه جمعیتی كه خود را مبارز و یا گروه سیاسی معرفی میكند , بهر طریق ممكن در صدد جلب رضایت مردم برای رسیدن به اهدافش میباشد . سازمانی كه با افراد خانواده ی خود این رفتار موهن و زشت را داشته باشد, چگونه میخواهد مردم دیگر را بخود جذب كرده و با كسب قدرت سیاسی , درصدد پیاده كردن برنامه هایش باشد ؟ با این منطق میتوان بدین نتیجه رسید كه چون رهبران مجاهدین از این اصل مسلم پیروی نمیكنند, پر واضح است كه در معادلات بچه گانه ی آنها عنصری بنام " مردم ایران" وجود ندارد!
    راستی برادران و خواهران عزیز! من بعنوان چند عزیز از دست داده , كه دفعاتی هم خدمت شما رسیده و با توهین ها و آزار و اذیت شماها مواجه بوده ام , دارای این حقوق شهروندی هستم كه از خدمت شریف سئوال كنم كه چرا از ملاقات بدون مانع اعضای دربند خود با فامیلان زجركشیده اشان واهمه دارید؟ آیا با این كار خود نشان نمیدهید كه به اعضای با میانگین سابقه ی خدمت 20 ساله ی خود اعتمادی ندارید و آیا با این عمل خود به شخصیت آنها توهین نمیكنید ؟ آیا آنها را اینقدر ضعیف و ناآگاه میدانید كه تصور میكنید با یك احوالپرسی ساده و یا مبادله ی درد دل چندساعته با یك پیرزن ویا پیرمرد به اشرف سفر كرده و یا بقول شما اعزام شده , این پهلوانان شما پنبه ای از آب در آمده و از دست شما فرار خواهند كرد؟ اگر تحلیل تان در این مورد اینگونه است , چرا این موضوع را با دوستان آمریكائی خود مطرح نمیسازید؟ لااقل برسر این دوستان جدید خود كلاه نگذارید و برای یكبار هم كه شده صداقت داشته باشید .

    قسمتی از برنامه ی شنبه 01/12/1388 تفسیر خبر آقای جمشید چالنگی از بخش فارسی صدای آمریكا هم بر وخامت كارتان افزود! سیاق همیشگی آقای چالنگی – لااقل در ظاهر – آنستكه پرسش های دقیقتری از مصاحبه شوندگان بكند اما در این برنامه با برخوردهای سطحی با استدلالهای لنگنده ی خانم سخنگوی شما در قرارگاه اشرف , چهره ی طرفدارانه و غیر ژورنالیستی از خود نشان داد و تصویر ذهنی ناخوشآیندی از خود برجا گذاشت . این مجری محترم همواره ادعا دارد كه حاضر است با تامین هزینه ی ماهواره , به مخاطب غایب زیر انتقاد , این مكان را بدهد كه از خود دفاع نمایند . حالا این گوی و این میدان ! من بعنوان یك عضو خانواده ای كه 2 تن از عزیزانم را بگونه ای فجیع از دست داده ام از آقای چالنگی درخواست دارم كه از این حقی كه برای همه قائل است محرومم نسازد ! مگر غیر از آنستكه در این برنامه به ما خانواده ها توهین شد!

    در این مورد خاص به عرض آقای چالنگی میرساند كه من لااقل از روی تصاویر پخش شده 2 تن از ملاقات كنندگان را شناختم كه یكی از آنها " دولت پناه" یك انسان كاملا غیرسیاسی و از ایلات آذربایجان میباشد و نفر دیگر هم كه مصطفی محمدی (هوادار مطرح مجاهدین) بوده كه اینك به گواهی اسناد اینترنتی , سالهاست كه در پی تحویل گرفتن جگرگوشه اش خانم " سمیه محمدی" است.
    دختر خانم بداقبالی كه هربار مجبور میشود كه درپای تلوزیون حاضرشده و با چنگ انداختن بر روی شخصیت خود , پدر كارگر خود را زیر انواع تهمت ها و شانتاژها قرار دهد!

    اما انتقادی هم بر دولت عراق و بخصوص وزارت حقوق بشر آن كشور دارم و آن اینكه چگونه نتوانست در این مدت نسبتا طولانی , امكانات برقراری ارتباطات مكتوب و تلفنی را بین این اسرا و فامیلهایشان در ایران برقرارنماید و اصولا چگونه حاضر به تحمل و قبول ارتباطات فرقه ای در كشور خود شده و كمك كرده است كه این عزیزان زندانی فكری و روحی ما در وضعیت سابق باقی بمانند؟ آیا سمبه ی آمریكا مانند سالهای قبل , همچنان پرزورتر است؟ كسانی كه بسادگی میتوانند با صدای آمریكا مصاحبه ی تلفنی داشته باشند , چگونه نمیتوانند با خانواده ی خود تماس عاطفی برقرار نمایند؟

    تبریزلی

    ------------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7739

    آقای چالنگی، ننگتان باد. همین

    .

    ... چالنگي (صدای امریکا): بله سپاسگذار هستيم خانم مهري سعادت عضو سازمان مجاهدين خلق ايران و از ساكنان اردوگاه اشرف- ما فيلم هايي در اين زمينه بدست ما رسيده بود, به خاطر مسائل كپي رايت و مسائل ديگه پس از حل شدن اين مسائل و منابع خبري ديگه يي كه به ما گزارشهايي بدهند حتما پخش خواهيم كرد با سپاس از شما ...

    حوریه محمدی، شهروند کانادا، جلوی درب قرارگاه گروه تروریستی مجاهدین تحت حمایت امریکا، بیست و دوم فوریه 2010

    خانم حوریه محمدی شهروند کانادا که به همراه تعداد دیگری از خانواده ها درجلوی درب ورودی قرارگاه اشرف بست نشسته است با ملاحظه متن مصاحبه صدای امریکا با نماینده رجوی در سایت گروه تروریستی مجاهدین گفت: به آقای چالنگی و دوستانشان بگویید: ننگتان باد. همین.


    (حوریه محمدی، درب ورودی قرارگاه تروریست های تحت حمایت واشنگتن)

    لینک به گزارش سایت رجوی از مصاحبه اش با چالنگی و صدای امریکا
    http://www.aftabkaran.com/jebhe.php?id=1078


    (مصاحبه چالنگی، صدای امریکا، با عبدالمالک ریگی)

    متن مصاحبه صدای امریکا با نماینده رجوی در قرارگاه اشرف (بدون شرح)

     مصاحبه با مهري سعادت در مورد آمدن وزارت اطلاعات جلو در شهر اشرف

    سلام به شما تلويزيون صداي آمريكا 1/12/1388 « 20 فوريه 2010 - 20 فوريه 2010- چالنگي: خوب صحبت دخالت در امور داخلي كشورها از جمله عراق شد. روز گذشته آقاي كريستوفر هيل سفير آمريكا در بغداد اشاراتي داشت به اين موضوع و روز پيش از آن در جريان تداركات مقدماتي انتخابات عراق است, برخي از چهره هاي سياسي مخالف دخالتهاي ايران در عراق هم حكومت ايران متهم كردند. برخي از مطبوعات همچنين و سايتهاي خبري, از جمله مواردي كه دخالت ناميده شده آنچه هست كه مخالفين جمهوري اسلامي تحريكاتي در اطراف كمپ اشرف ناميدند, حال آن كه جمهوري اسلامي در اين زمينه سلب مسئوليت كرده و همينطور دولت عراق بارها گفته كه ما داريم به وظايف قانونيمان عمل مي كنيم منابع خبري عرب زبان در اين زمينه گزارشهايي داشتند در باره آنچه كه روزهاي اخير در جريان انتخابات عراق در جريان هست, اطراف كمپ اشرف خانم مهري سعادت از ساكنان اين كمپ, عضو سازمان مجاهدين خلق ايران روي خط ارتباطي ما هستند. سلام به شما

    مهري سعادت: با سلام به شما و بينندگان محترمتان خواهش مي كنم بفرماييد.

    چالنگي: اين تحريكاتي كه ازش اسم برده شده حال آن كه مسئولان دولت عراق آن گروه كه متهم هستند به ارتباط با حكومت ايران تكذيب كردند اين موضوع را, چي هست؟

    مهري سعادت: بله همانطور كه خودتان اشاره كرديد, الان ما اينجا 13 روز است كه شاهد هستيم كه رژيم ايران با يك طرح مشخص افرادي را تحت عنوان خانواده هاي مجاهدين و البته در همكاري با نيروهاي ارتش عراق جلو در اصلي اشرف آورده, ضمن اين كه رژيم به آنها گفته كه مطلقاً نبايد وارد اشرف بشويد, ولي مي خواهد اينطور وانمود كند كه گويا اين مجاهدين هستند كه آنها را به اشرف راه نمي دهند و اينها اينجا دست به نمايشهاي مسخره يي زدند, مثلاً اينها با استفاده از بلندگوهاي چهار بانده و قوي و طبل و سنجي كه ارتش عراق در اختيارشان گذاشته روزانه عليه مجاهدين و ساكنان اشرف دشنام و ناسزا مي گن, تحريك مي كنند, بعد مي گن كه ما به اشرف حمله كنيم, اشرف را به خاك و خون مي كشيم و مي گويند كه ما در اين حمله ارتش عراق هم بهطور كامل از ما حمايت مي كند,. رفت و آمدشان با خودروهاي ارتش عراق هستش. اين گرداني كه اينجا ساكن هست اينها را جا داده, استقرار داده و تمام مسائل اينها را اينجا دارد اينجا حل مي كند. خوبه اينجا بگويم كه بيمارستان اشرف هم اينجا كنار در اصلي قرار گرفته كه متأسفانه مريض هاي بدحالي الان داريم كه آنجا بستري هستند كه اينها با اين كارهايشان آرامش اينها را هم به هم زدند.

    چالنگي: شما خانم سعادت به استناد چه شواهد و مدارك تأييدشده يي اظهار اطمينان مي كنيد كه آنچه كه در اطراف پايگاه اشرف مي گذرد يا كمپ اشرف سازماندهي شده يا طراحي شده توسط جمهوري اسلامي در ايران؟

    مهري سعادت: بله, خيلي سؤال خوبي كرديد الان همانطور كه فيلم ها قابل ارائه است الان خيلي از خبرگزاريهاي عراقي هم نشان دادند اينها خودشان با صداي خودشان آمدند و اعلان حمله مي كنند به اشرف, هيچ شكي و ابهامي نماند تو كارهايي كه اين چند روز اخير اينها انجام دادند. (نامفهوم) به اصطلاح اعضاي خانواده كه در ايران هستند, از جمله خانواده خودمان اين را به ما خبر دادند و. اعمال خودشان هم اينجا همين را نشان مي دهد اينها مثلاً حرفهاي تحريك آميز مي زنند, اصلاً هدفشان ملاقات و اينها نيست مي گويند ما به اصطلاح اينجا را مي بنديم, نمي دانم حمله مي كنيم بهتان, به خاك و خون مي كشيم و فيلم هايشان هم كه پخش شده عناصري هم كه الان با آنها هستند شناخته شده هستند كه خوب مشخص است.. به اسم خانواده آمدند ولي خوب ما اينها را با اسم و مدرك افشا كرديم و اسامي=شان را به مراجع بينالمللي هم داديم.

    چالنگي: يعني براي ساكنان اشرف اينطور كه شما مي گوييد و استنباط مي شه اين امكانات وجود دارد كه بيرون از اردوگاه اشرف در عراق افرادي را شناسايي كنند و ارتباطاتي را كشف كنند. و اين اتهام بر اساس چنين اقداماتي است؟

    مهري سعادت: بله آخه الان,

    چالنگي: حالا ممكن است ايراني نباشند من نمي دانم هر چه كه هستند. من نمي دانم. يعني پرسش من اين هست؟

    مهري سعادت : درست مي گين, اين نفرات قبلاً معرفي شدند. الان خودشان هم اسم خودشان را معرفي مي كنند. اينها اصلاً فيلم ها (نامفهوم) نشان داده, توي سيما اينها كاملاً (قابل) رؤيت است و صدايشان هم پخش مي شه (نامفهوم) اين هستش كه پانزده بار به اينجا امدند با رژيم و خودشان هم الان با بلندگو اين ها را مي گويد. كه توي يك (نامفهوم) خودش با صداي خودش مي گويد و بلندگوهاي قوي همانطور كه گفتم بلندگوهاي قوي كه ارتش عراق در اختيارشان قرار داده اينها را مي گويند مستمر و مي گويند كه مثلاً, خودش مي گويد من در يكسال گذشته 15 بار با رژيم آمده اينجا و همين حرفهاش را زده, اينها غير رژيمي باصطلاح قبلش كه مي آمدند را, مشكلي نداشتيم, ولي خوب اينها همشون با رژيم آمدند و كارهايي كه انجام مي دهند, كاملاً مشخصه. براي اين كه هيچ ابهامي هم نماند, مثلاً خانواده هاي ما قبلش از اين كه به اصطلاح حفاظت بيفتد دست عراق, از ارتش عراق بيفتد عراق, خانواده هاي ما مستمراً مي آمدند به ديدار ما. (نامفهوم) مجاهدين و هر قدر هم كه مي خواستند توي هتل ايران تو داخل اشرف مي ماندند مهمان مي شدند ولي خوب همانطور كه الان مي دانيد اخيراً همين خانواده هايي كه چند سال اخير به اينجا مي آمدند رژيم اينها را دستگير كرده حكم هاي سنگين بهشان داده منجمله حلق آويز و اينها. ولي خوب چطوره كه در همين شرايطي كه باصطلاح خانواده هايي كه اينطوري آزادانه مي امدند به ديدار ما دستگير مي شوند ولي اينها مي آيند اينطوري 13 روز همانطور كه گفتم جلو در مي ايستند و از اين حرفها مي زنند مشخص هستش كه اينها با وزارت اطلاعات آمدند.

    چالنگي: بله سپاسگذار هستيم خانم مهري سعادت عضو سازمان مجاهدين خلق ايران و از ساكنان اردوگاه اشرف- ما فيلم هايي در اين زمينه بدست ما رسيده بود, به خاطر مسائل كپي رايت و مسائل ديگه پس از حل شدن اين مسائل و منابع خبري ديگه يي كه به ما گزارشهايي بدهند حتما پخش خواهيم كرد با سپاس از شما.

    مهري سعادت: تشكر مي كنم.

    ----------


    (حوریه محمدی، درب ورودی قرارگاه تروریست های تحت حمایت واشنگتن)

    ---------

    در همین رابطه:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6547

    نامه سرگشاده به خانم هیلاری کلینتون وزیرامورخارجه امریکا

    اعتراض به حمایت رادیو دولتی امریکا از تروریسم بر علیه حرکت مردمی ملت ایران

    .

    .

    الف .مینو سپهر، وبلاگ زنان در اسارت فرقه رجوی، بیست و یکم ژوئن 2009
    http://www.banafsheh707.blogfa.com/

    واشنگتن ـ دفتروزارت امورخارجه ـ بخش اموربین الملل ـ اموررسانه ها

    موضوع پشتیبانی ازگروه تروریستی مجاهدین توسط بخش فارسی صدای امریکا

    خانم وزیربا احترام فراوان .

    همانگونه که آگاهید سازمان تروریستی مجاهدین ازنظر دولت امریکا درلیست گروه های تروریستی درکنارگروه مخرب القائده قراردارد _ این گروه درقالب عملیات تروریستی واقدامات خشونت بار ازتاریخ پیدایش بویژه ازسال 1982 تا 2003 ده ها هزارتن از هم میهنان مارا درعملیات نظامی _ تروریستی به خاک وخون کشیده است _ بنابراین این گروه نه تنها کوچکترین پایگاه وجایگاهی درمیان مردم ایران ندارد بلکه درنزد عموم مردم ایران بعنوان یک گروه منزوی و خشونت گرا باسابقه ای سیاه شناخته می گردد .

    سرکارخانم کلینتون .

    ازیک سال پیش بخش فارسی صدای امریکا بدون درنظر گرفتن این واقعیت از اعضای موثر این گروه بعنوان روزنامه نگاردربرنامه های بخش فارسی خود استفاده می نماید که چنین اقداماتی صرف نظر از زیرپاگذاشتن منشور صدای امریکا توسط مسئولین این رسانه نوعی پشتیبانی از تروریسم محسوب می گردد .

    برای نمونه می توان از دعوت برنامه ساز این تلویزیون آقای بیژن فرهودی از افرادی چون علیرضاجعفرزاده ـ حسن داعی الاسلام ازاعضای مهم این سازمان تروریستی یاد کرد

    خانم وزیر _ بنده بعنوان یک بیننده این رسانه قبلا طی دومورد بگونه ای مستند مراتب اعتراض خود رابه اینگونه اقدامات غیرقانونی طی نامه هایی مستند و سرگشاده به عرض آقایکامبیزمحمودی رساندم که متاسفانه مورد برسی قرارنگرفت .

    خانم کلینتون

    ازچند شش ماه پیش بدین سو فردی بنام علی جوانمردی ازطرفداران این گروه تروریستی دربخش خبر وبعنوان گوینده در این تلویزیون مشغول بکار گردیده و بنا به مدارک پیوست درچندین مورد بگونه ای صریح وروشن از مواضع این گروه تروریستی جانبداری نموده و درجهت تبلیغ برای آنها اقدام می نماید.

    بنا برتحقیقات بنده ایشان دربخش فارسی تنظیم وگزینش خبر فعالیت می نماید و دربرخی از موارد سعی می کند به طرق متفاوت برای این گروه ترریستی تبلیغ نماید که آخرین مورد آن بنا برمدارک پیوست پخش بخشی ازسخن رانی مریم رجوی دربخش خبرها ونظرها درتاریخ 2009/06/20 می توان اشاره نمود .

    خانم کلینتون توجه داشته باشید

    درحالی که هم اکنون مردم ایران درچهارچوب یک جنبش مدنی مسالمت آمیز مشغول احقاق حقوق خود هستند _ طرفداران این گروه سعی می کنند با نفوذ دررسانه های همگانی ضمن بهره برداری ازشرایط بوجود آمده بنفع خود سواستفاده نمایند .

    از آنجائیکه نظام حاکم برایران بخاطرسوابق سیاه وتروریستی نسبت به این گروه تروریستی حساسیت خاصی دارد _ لذا چنین اقداماتی از جانب بخش فارسی صدای امریکا به زیان جنبش مدنی مردم ایران تمام خواهد شد که نمونه آنرا می توان درایجاد اختلال درپخش تلویزیونی صدای امریکا ازتاریخ 2009/06/20 درایران نام برد .

    خانم کلینتون درپایان این نامه ازشما تقاضا دارم باتوجه به اینکه صدای امریکا تحت نظروزارت امور خارجه آن کشور فعالیت می نماید دستور فرمائید باتوجه به مدارک پیوست نسبت به تخلف بخش فارسی صدای امریکا بررسی وتحقیق نموده وازتکرار چنین اقدامات خلاف قانون جلوگیری نمایند .

    با تشکروسپاس فراوان _

    الف .مینو سپهر کنکاشگروتلاشگرحقوق بشروزنان 2009/06/21

    به پیوست مدارک ومستندات

    نگارشگر الف.مینوسپهر

    ----------

    مجاهدین دبلیو اس، بیست و دوم آوریل 2008
    http://www.mojahedin.ws/news/text_news.php?id=1639

    حضور نماینده و عضو سازمان مجاهدین خلق در بخش فارسی صدای آمریکا

    بخش فارسی صدای آمریکا در برنامه میزگردی با شما حسن داعی با نام واقعی حسن داعی اسلام از اعضای سازمان مجاهدین خلق را روی آنتن برد. این برنامه که با موضوع آمریکا تخاصم یا سازش اجرا گردید، روابط ایران و غرب و مشخصا آمریکا را مورد بررسی، تجزیه و تحلیل قرار می داد. حسن داعی اسلام که با عنوان پژوهشگر در این برنامه دعوت شده بود از اعضای فعال سازمان تروریستی مجاهدین خلق در پروژه دیپلماسی مجاهدین است.

    وی اکنون در حال اداره سایتی با عنوان در جستجوی حقیقت است که دیدگاه ها و نقطه نظرات سازمان مجاهدین را نمایندگی می کند. بخشی از وظایف تشکیلاتی داعی اسلام گفتگو با شبکه های تلویزیونی و همچنین نگارش مقالاتی در خصوص بحرانی کردن چالش های سیاسی میان ایران و آمریکا است. اظهارات داعی اسلام در این برنامه تماما در راستای دنبال کردن خط و خطوط سازمان مجاهدین خلق پیگیری می شد. نکته جالب نوع ادبیات خاص آقای داعی اسلام بود که یکسره ملهم از ادبیات هتاکانه و تحریف گرایانه مجاهدین بدون کمترین اعتراض از سوی مجری برنامه از صدای آمریکا پخش گردید.

    -------------

    در همین رابطه:
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=2051

    خبرگزاری مهر، دوم آوریل2007

    " رهبری جنبش مقاومت مردمی ایران" را از رجوی گرفته و به عبدالمالک ریگی دادند

    گفتگوی رادیوی دولتی آمریکا با عبدالمالک ریگی
    رادیو صدای آمریکا، شب گذشته با عبدالمالک ریگی، تروریست متواری با عنوان رهبر جنبش مقاومت مردمی ایران! گفتگو کرد
    به گزارش خبرگزاری مهر، شبکه تلویزیونی "رادیو آمریکا" موسوم به VOA شب گذشته برای نخستین بار با "عبدالمالک ریگی" سرکرده گروهک تروریستی جندالله با عنوان "رهبر جنبش مقاومت مردمی ایران"(!)  بطور زنده ، مصاحبه کرد.


    ریگی که تاکنون بیش از پنجاه نفر از هموطنان بلوچ را مجروح و یا به شهادت رسانده است، اکنون نیز جمعی از ماموران دولتی کشورمان را به گروگان گرفته و اقدام به باج گیری برای آزادی این گروگان ها کرده است.
    این اقدام وقیحانه و مغرضانه رادیو آمریکا در حمایت و ترویج رسمی تروریست مشهور منطقه بلوچستان، با اعتراض شدید محافل ایرانی مقیم ایالات متحده مواجه شده است.
    گفتنی است، راهبرد "اختلاف افکنی قومی و مذهبی و حمایت از گروههای تجزیه طلب " بارها به عنوان یکی از راهکارهای تضعیف حاکمیت ملی کشورمان از سوی محافل غربی مطرح شده و به نظر می رسد این اقدام بی سابقه رادیو آمریکا موج جدیدی از بکار گیری این راهبرد باشد

    -------------------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=7320

    لابی اسراییل، نومحافظه‌کاران و جامعهی ایرانیان آمریکا

    (در باب حسن داعی الالسلام سر چماقدار فرقه رجوی در امریکا)

    .

    ... به عنوان مثال، در فوریه سال ۲۰۰۸، وقتی‌ که سازمان «عفو بین‌الملل» - و نه «نایک» - برنامه‌ای را به منظور ایجاد ارتباط بهتر با جامعه‌ی ایرانی در شهر لس آنجلس تدارک دید و از تریتا پارسی‌ به عنوان سخنران اصلی در آن برنامه دعوت کرد، گروهی اندک با شلوغ کردن در هنگام سخنرانی‌ وی مجلس را به هم ریختند.یکی‌ از رهبران این گروه حسن داعی‌الاسلام بود که در حال حاضر «نایک» و تریتا پارسی‌ از او به دلیل افترا و دروغ بستن به دادگاه شکایت برده‌اند ...

    محمد سهیمی، شورای ملی ایرانیان امریکا،واشنگتن دی سی، دوم دسامبر 2009
    http://www.niacouncil.org/index.php?option=com
    _content&task=view&id=1562&Itemid=2

     

    از ژوئن سال ۲۰۰۵ یعنی زمانی‌ که محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهور ایران شد، طرفداران اسراییل و نومحافظه‌کاران در آمریکا در تلاش برای تحریک کردن آمریکا و جوامع بین‌المللی برای جنگ و یا تحریم‌های ‌اقتصادی سنگین بر علیه ایران بوده‌اند. این گروه‌ها تلاش‌های متعدّدی را برای اهداف خود در پیش گرفته که از جمله آنها بزرگ کردن و دروغ گفتن در مورد برنامهٔ انرژی هستهٔ ایران، انتشار مقالات ضد ایران در روزنامه‌های معتبر آمریکا و پیگیری اعمال تحریم‌های اقتصادی بر علیه ایران در کنگره آمریکا بوده است. این گروه همچنین از شبکه‌های اینترنتی بهره برده است. هر یک از وب‌سایت‌های پرطرفدار ایرانی (همچون Iranian.com) دارای بلاگر‌های هستند که بسیاری از آنها قویاً جنگ با ایران و یا تحریم‌های اقتصادی سنگین بر علیه ایران را تبلیغ کرده و منافع اسراییل را پشتیبانی‌ می‌کنند.

    متاسفانه وقایع اخیر در ایران و انتخاب مجدد محمود احمدی‌نژاد با تقلب کمکی‌ به جوامع ضدجنگ در آمریکا و اروپا نکرده است. اعتراضات اخیر در ایران علیه تقلب انتخاباتی و کشته شدن ۷۲ نفر در این درگیری‌ها همدردی دنیا را به جنبش دموکراسی خواهی ایران برانگیخت. لابی اسراییل و نومحافظه‌کاران از این مسائل سوء‌استفاده کرده و می‌کوشند با برانگیختن خشم جامعه‌ی ایرانی،‌ اندیشه‌ی جنگ و تحریم‌های اقتصادی سنگین را بر علیه ایران، هرچند که این اندیشه و قصد ایشان مخالف دیدگاه رهبران جنبش دموکراسی‌خواهی ایران باشد، دامن بزنند.

    لابی اسراییل و نومحافظه‌کاران آمریکایی‌ از سوی دو گروه ایرانی‌ در تبعید در ترویج دیدگاه‌های خود برای جنگ با ایران و یا وضع تحریم‌های اقتصادی سنگین مورد پشتیبانی‌ قرار می‌گیرد: «سلطنت‌طلبان» و هواخواهان «مجاهدین خلق» که از سوی وزارت خارجه آمریکا به عنوانه یک گروه تروریستی نامشان به ثبت رسیده است. «سلطنت‌طلبان» بازماندگانی از گذشته ایران به شمار می‌آیند که بسیار همانند جامعه‌ی‌ کوبایی‌های آمریکا در فلوریدا هستند و یا می‌توان آنها را به طرفداران سزار روسیه در اروپا بهد از اکتبر سال ۱۹۱۷ تشبیه کرد، آنان همچنان در خیال‌پردازی خود که شاید یک روز بر سر قدرت به ایران برگردند به سر می‌برند؛ اما دارای پایه‌های حمایت مردمی در ایران نیستند.

    در سال ۱۹۷۰، من به عنوانه یک دانشجو از هواخواهان «مجاهدین خلق» بودم به این دلیل که این گروه با رژیم شاه مبارزه می‌کرد، و از آن سال تا به امروز وضعیت این سازمان را دنبال کرده‌ام. سازمان مجاهدین خلق تا سال ۱۹۷۹ طرفداران بسیاری در ایران داشت اما در سال ۱۹۸۱ این پشتیبانی‌ خود را از دست داد چرا که این سازمان کارزاری تروریستی را آغاز کرد و بسیاری از عناصر میان‌رو دولت ایران را ترور کرد و با این کار عناصر ارتجاعی به قدرت رسیدند، همان‌های که بعدها بسیاری از اعضای سازمان مجاهدین خلق را اعدام کردند.

    سازمان مجاهدین خلق بعد از آن مجبور به تبعید شد و تشکیلات خود را به عراق که در آن زمان به جنگ با ایران مشغول بود نقل مکان داد. مجاهدین خلق شروع به همکاری با صدام حسین در جنگ با نظامیان ایران کرد. عملیات تروریستی این سازمان و همچنین همکاری این سازمان با صدام حسین دشمن شماره یک ایران در آن زمان موجب شد که این سازمان کاملا پشتیبانان خود را در ایران از دست بدهد. اکنون این نیرو گروهی بی‌رمق به شمار می‌آید.
    به دلیل آنکه آمریکا سازمان مجاهدین خلق را تروریست می‌داند، «شورای ملی مقاومت» بازوی سیاسی این سازمان اهداف سیاسی این سازمان را در آمریکا پیگیری می‌کند. یکی‌ از اهداف اساسی‌ این سازمان این است که ایرانیان در تبعید را به عنوانه حامیان سازمان مجاهدین خلق و سیاست‌هایش در به‌ کارگیری تحریم‌های سنگین علیه ایران جلوه دهد. اما‌ این امر با اصل واقعیت بسیار فرق دارد.

    جامعه‌ی میلیونی ایرانیان آمریکای گروه بسیار تحصیلکرده و متخصص‌اند که اقشاری چون پزشکان‌، وکلا، دانشمندان، استادان دانشگاه‌ها و بازرگانان و صاحبان شرکت‌های موفق را در بر‌می‌گیرد. از نظر سیاسی این جامعه به دو دسته تقسیم می‌شود. یک دسته، که گروه بزرگ‌تر و اکثریت این جامعه به‌شمار می‌آید مخالف جنگ و تحریم‌های سنگین علیه ایران است، ولی‌ این گروه به دلیل عدم دسترسی به وسایل ارتباط جمعی، صدای‌شان برای مدت‌های طولانی شنیده نشد. در اصل در سکوت به سر می‌برد.

    گروه دوم - که بسیار اندک هستند ولی به انواع وسایل ارتباط جمعی‌ و رسانه‌ها دسترسی دارد- همانا طرفداران سلطنت و مجاهدین خلق به شمار می‌آیند. این گروه که از قدرت مالی بی‌شمار برخوردار است و مورد حمایت یهودیان ایرانی‌ ثروتمند می‌باشد که از نظام سلطنتی پشتیبانی می‌کنند، طرفدار دوآتشه‌ی رضا پهلوی، پسر شاه سابق ایران به شمار می‌آید که لقب افتخاری سلطنت را با خود حمل می‌کند.

    این گروه بخش عمده‌ی رسانه‌های گروهی - مانند رادیو و تلویزیون‌های ماهواره‌ای – که به منظور پخش برنامه در ایران ساخته شده‌اند در کنترل خود دارد. این گروه همچنین از طرفداران پرشور جرج بوش بوده و مخالف هرگونه روابط دوستانه مستقیم یا غیرمستقیم آمریکا با ایران است و نیز از حرکت‌های نظامی و تحریم‌های سنگین علیه ایران پشتیبانی می‌کند. خود رضا پهلوی بارها از آنچه خود «تحریم‌های گزینشی» علیه ایران نامیده دفاع کرده است.

    ولی‌ گروه دوم سرانجام وقتی که «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایک) در سال ۲۰۰۲ تشکیل شد، صدای خود را یافت. با هدایت دکتر تریتا پارسی‌، سخن‌دان شیوا، جذاب و آگاه این سازمان، «شورای ملی ایرانیان آمریکا» به تدریج به صدای رسای میانه‌روی سیاسی و هواداران دیپلماسی در برخورد با ایران به جای هواداری از جنگ و تحریم‌های سنگین تبدیل گردید. همچنین، « نایک» سرکوب خشونت‌آمیز تظاهرکنندگان را پس از انتخابات ۲۲ خرداد ریاست جمهوری در ایران به شدت محکوم کرده است. ظهور «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایک) به عنوانه صدای میانه‌رو منطق طبیعتاّ طرفداران اسراییل و نومحافظه‌کاران از جمله طرفداران آنان را در میان جامعه‌ی ایرانی‌ که همان سلطنت‌طلب‌ها و مجاهدین خلق باشند نگران کرده است. بنابر این چنین کمپین سازمان‌یافته‌ای علیه «نایک» به راه افتاد.

    نخست، سلطنت‌طلب‌های که رادیو و تلویزیون‌ها را کنترل می‌کردند شروع به حمله‌های شدید به «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایک) کردند. این حمله‌ها از سه ساله پیش آغاز شد، به طوری که حتی سخنرانی‌های عمومی تریتا پارسی‌ را مختل می‌کردند. به عنوان مثال، در فوریه سال ۲۰۰۸، وقتی‌ که سازمان «عفو بین‌الملل» - و نه «نایک» - برنامه‌ای را به منظور ایجاد ارتباط بهتر با جامعه‌ی ایرانی در شهر لس آنجلس تدارک دید و از تریتا پارسی‌ به عنوان سخنران اصلی در آن برنامه دعوت کرد، گروهی اندک با شلوغ کردن در هنگام سخنرانی‌ وی مجلس را به هم ریختند.

    چه کسی‌ این گروه را رهبری می‌کرد؟ یکی‌ از رهبران این گروه حسن داعی‌الاسلام بود که در حال حاضر «نایک» و تریتا پارسی‌ از او به دلیل افترا و دروغ بستن به دادگاه شکایت برده‌اند؛ و یک همدست دیگر که در حال حاضر مجبور هستم به عنوانه «پ. م.» از او نام ببرم و فعلا اسم وی را محرمانه نگاه دارم. داعی‌الاسلام روابط نزدیکی با سازمان مجاهدین خلق دارد. خواهر و بردار او از اعضای مجاهدین خلق هستند. وی و «پ. م.» با همکاری هم مقالات بسیاری در اینترنت انتشار داده‌اند که حمله به دیدگاه و اشخاصی است که مخالف جنگ و تحریم علیه ایران هستند.

    در سال ۲۰۰۷، من در برنامه‌ی تلویزیونی صدای آمریکا که در ایران هم پخش می‌شد با داعی‌الاسلام بحث و گفت‌وگو داشتم. در طول این برنامه او هر کسی‌ را که طرفدار روابط مسالمت‌آمیز سیاسی با ایران بود محکوم کرد. وقتی‌ که برنامه به پایان رسید و ما محل را ترک کردیم من متوجه شدم که او همراه خود یک محافظ شخصی‌ دارد. در جامعه‌ی‌ ایرانی‌ این مساله کاملا روشن است که فقط افراد مهم یک سازمان مثل سلطنت‌طلبان تا مجاهدین خلق از محافظان شخصی‌ بر خوردارند.

    «پ. م.» که در گذشته کمونیست بوده است در حال حاضر رهبریت سازمانی را به عهده دارد که تظاهر به طرفداری از حقوق بشر می‌کند ولی‌ هدف اصلیش فعالیت بر علیه هر کس و هر سازمانی‌ است که مخالف جنگ و تحریم علیه ایران است. این سازمان در نهایت فقط یک وب سایت با یک نشانی صندوق پستی است. برای سال‌ها، «پ. م» همکاری کاری نزدیک با «کنت. ر. تیممرمن»، مردی که تخصص اصلی‌اش بر ضد ایران است ‌داشته است.

    دانیال لوبن به تازگی گزارش داد که داعی‌الاسلام در ایمیلی به تیمرمن نوشته است که او تریتا پارسی‌ را ضعیف‌ترین رابط شبکه‌ی ایرانیان می‌داند و اینکه از بین بردن پارسی‌ می‌تواند آغازی برای از میان بردن تمامی این شبکه‌ که

    «پ. م» و وی از آن با عنوان لابی‌گرهای جمهوری اسلامی یاد کرده‌اند باشد. من بر باورم که «پ. م.»، داعی‌الاسلام را با تیمرمن آشنا کرده است.

    داعی‌الاسلام از ساله ۲۰۰۷ شروع به گذاشتن مقالات خود در اینترنت کرد. این مقالات به‌فرض قرار بود تحلیل نوشته‌ها و مقالات افراد و سازمان‌هایی باشد که دوستدار روابط مسالمت‌آمیز سیاسی با ایران هستند که او می‌کوشید نشان دهد که آنها لابی‌گرهای جمهوری اسلامی در داخل آمریکا به شمار می‌آیند. در حالی که مقالات او تحقیقات بسیار را طلب می‌کرد و نیازمند صدها ساعت وقت بود، وی با بیان تفاسیر شخصی خود بر آن بود تا با پنهان کردن حقایق تنها دیدگاه‌های مشخص خود را به کرسی بنشاند.

    من این مساله را به خوبی‌ می‌دانم چرا که او همین کار را با یکی‌ از نوشته‌های من کرد. من در ساله ۲۰۰۶ با همکاری خانم شیرین عبادی برند‌ه‌ی جایزه‌ی صلح نوبل مقالهٔ منتشر کردیم که در آن این بحث را داشتیم که اگر ایران یک دولت صاحب دموکراسی شود، برنامه‌ی‌ انرژی هسته‌ایش دیگر خطری نخواهد داشت و نیز اینکه دولت بیل کلینتون هیچ کمکی‌ به دولت اصلاح‌طلب خاتمی نکرد. داعی‌الاسلام در نوشته‌ای ادعا کرد که ما گفته‌ایم که چون کلینتون به خاتمی کمک نکرد او شکست خورد. این کاملا یاوه‌گویی محض و بی‌معنی بود. بنابر این، وی به عنوان نتیجه ادعا کرده بود که ما لابی‌گرهای دولت جمهوری اسلامی یا حداقل بخش اصلاح‌طلب آن در زمان بوده‌ایم.

    حتی در آن زمان هم جمعی‌ از ایرانیان‌ در تعجب بودند که چگونه داعی‌الاسلام - که به نظر نمی‌رسید در آن زمان شغلی‌ مشخصی داشته باشد- قادر است ساعت‌ها صرف تحقیق برای مقالات خود بکند. او چگونه زندگی خود را تامین می‌کند و یا اینکه چه کسانی‌ از او پشتیبانی می‌کنند؟ شایعه‌ی عمومی آن بود که او از طریق سازمان مجاهدین خلق و یا بازوی سیاسی آنان یعنی «شورای ملی مقاومت» حمایت می‌شود.

    در سال ۲۰۰۷، داعی‌الاسلام در مصاحبه‌ی با «پرشین رادیو» در لس آنجلس بار دیگر به تریتا پارسی‌ حمله کرد و او را به لابی‌گر جمهوری اسلامی متهم کرد. همین مصاحبه بود که سرانجام دکتر پارسی‌ و «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایک) را ترغیب کرد تا از داعی‌الاسلام به خاطر اتهمات بی‌‌اساس و دروغ به دادگاه شکایت ببرند.

    اشتباه نکنید! کمپینی که علیه «شورای ملی ایرانیان آمریکا» و دکتر پارسی‌ توسط لابی‌های اسراییل و نومحافظه‌کاران در آمریکا، با همدستی سلطنت‌طلبان ایرانی و سازمان مجاهدین خلق، راه افتاده است در واقع کارزای علیه هر سازمان و اندیشه‌ایست که مخالف تحریم‌های فلج‌کننده و سرانجام جنگ با ایران است.

    ----------

    در همین زمینه:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7314

    فعالیت تنگاتنگ لابی اسرائیل و فرقه تروریستی مجاهدین خلق در واشنگتن بر علیه منافع امریکا

    .

    .

    بی بی سی فارسی، اول نوامبر 2009
    لینک به متن انگلیسی
    http://www.iran-interlink.org/index.php?mod=view&id=7313

    گزارش تلویزیون بی بی سی فارسی در رابطه با حملات مشترک و هماهنگ نو محافظه کاران، لابی اسرائیل و مجاهدین خلق علیه شورای ایرانیان امریکا و دکتر تریتا پارسی.

     

     ------------

    در همین رابطه:
    http://www.iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=7035

    ... اول برادریمان را به ملت ایران ثابت کنیم ...

    (بدون شرح)

    .

    ... خانبابا تهرانی در پاسخ به حسن داعی السلام، نماینده فرقه رجوی در واشنگتن: اول برادریمان را به ملت ایران ثابت کنیم بعد ...

    صدای آمریکا، هفتم اکتبر 2009

    سایت نگاه نو، به نقل از رادیو صدای آمریکا
    http://www.negaheno.net/1388/07/15/4133/

    یاوه های داعی الاسلام مزدور باند رجوی و تودهنی خوردن از خانباباتهرانی(۴دقیقه)

    -----------

    در همین رابطه:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6271

    صادق صبا و مسعود خدابنده در رابطه با وضعیت کمپ اشرف در عراق (بی بی سی)

    .

    .

    برنامه صبحگاهی بی بی سی، بیست و پنجم آوریل 2009
    http://www.bbc.co.uk/persian/radio/2008/10/081018_iran_
    dawnnews.shtml?bw=bb&mp=wm&ls=35901&news=1&bbcws=1

    ... مشخص است که تعدادی در قرارگاه نمی خواهند با مجاهدین باشند ولی چون هنوز دربها به حد کافی باز نشده و امکان مصاحبه تک به تک وجود نداشته نمی شود اینها را جدا کرد ولی تعداد این ها هم تقریبا مشخص است. چیزی که باقی می ماند چیزی حدود هزار نفر است که آن هم نهایتا تعطیل می شود ...

    لینک به فایل صوتی

    لینک به فایل صوتی    

    ---------------

    مجاهدین دبلیو اس، بیست و دوم آوریل 2008
    http://www.mojahedin.ws/news/text_news.php?id=1639

    حضور نماینده و عضو سازمان مجاهدین خلق در بخش فارسی صدای آمریکا

    بخش فارسی صدای آمریکا در برنامه میزگردی با شما حسن داعی با نام واقعی حسن داعی اسلام از اعضای سازمان مجاهدین خلق را روی آنتن برد. این برنامه که با موضوع آمریکا تخاصم یا سازش اجرا گردید، روابط ایران و غرب و مشخصا آمریکا را مورد بررسی، تجزیه و تحلیل قرار می داد. حسن داعی اسلام که با عنوان پژوهشگر در این برنامه دعوت شده بود از اعضای فعال سازمان تروریستی مجاهدین خلق در پروژه دیپلماسی مجاهدین است.

    وی اکنون در حال اداره سایتی با عنوان در جستجوی حقیقت است که دیدگاه ها و نقطه نظرات سازمان مجاهدین را نمایندگی می کند. بخشی از وظایف تشکیلاتی داعی اسلام گفتگو با شبکه های تلویزیونی و همچنین نگارش مقالاتی در خصوص بحرانی کردن چالش های سیاسی میان ایران و آمریکا است. اظهارات داعی اسلام در این برنامه تماما در راستای دنبال کردن خط و خطوط سازمان مجاهدین خلق پیگیری می شد. نکته جالب نوع ادبیات خاص آقای داعی اسلام بود که یکسره ملهم از ادبیات هتاکانه و تحریف گرایانه مجاهدین بدون کمترین اعتراض از سوی مجری برنامه از صدای آمریکا پخش گردید.

    -------------

    باز هم در همین رابطه:

    مطبوعات آمریکایی، حسن داعی الاسلام، ایرج مصداقی و فرقه تروریستی رجوی (1)

    09-04-2008
    سایت ایران گلوبال، نهم آوریل 2008:... ضمنا از آنجايی که مجاهدين همه چيزشان روی دروغ و دوز و کلک استوار است، اعتراض يکی از کار فرمايان خودشان در آمريکا ( تام کوبورن ) که عضو کنگره هم هست را به عنوان اعتراض کنگره معرفی کرده اند. بدبخت آن کسی که از مردم رانده شده است و آينده سياسی خودش را از نئوکان ها گدايی می کند ... ...
    .
    .
    09-01-2008
    بهزاد علیشاهی، نهم ژانویه 2008:... فرقه مجاهدین بدلیل برملا شدن ماهیت ضد ایرانی و ضد انسانی اش مدتی است که سعی میکند از افرادی بدون وابستگی فرقه ای در ظاهر ، برای دفاع از سیاست های ضد ایرانی اش کمک بگیرد،افرادی همچون حسین داعی السلام ،علیرضا جعفرزاده ،اسماعیل یغمایی و .... این افراد مدام تکرار میکنند، با اینکه انتقاداتی به سازمان مجاهدین دارند اما باید آمریکا به ایران حمله کند و بلافاصله بمباران را شروع کند ......
    .
    .
    27-09-2007
    رادیو فردا و رادیو آمریکا، بیست و هفتم سپتامبر 2007:... به گزارش آسوشيتدپرس، این شورا در عين حال، شواهدی قاطع در خصوص ادعاهای خود ارايه نکرد. در اين گزارش تاکيد شده که شورای مقاومت ملی از سوی ايالات متحده آمريکا و اتحاديه اروپا به عنوان سازمانی تروريستی معرفی شده است و تاکنون ترکيبی از گزارش های حقيقی و نادرست را به رسانه ها اعلام کرده است ... ...
    .
    .
    16-09-2007
    یادداشت روز ـ سایت ایران قلم، شانزدهم سپتامبر 2007:... سرانجام سازمان مجاهدین خلق بعد از مدت ها سکوت، بطور تلویحی با چاپ عکس حسن داعی الاسلام از اعضای ارشد این فرقه بر نقش وی در راستای استراتژی جنگ طلبی و آتش افروزی اعتراف کرد. این در حالی است که تا کنون حسن داعی الاسلام برای خوشایند لابی های وابسته به گروههای جنگ طلب در آمریکا خود را حسن داعی معرفی می کرد و سایت های رسمی مجاهدین نیز از چاپ مقالات و نوشته های وی اجتناب می کردند. اما در روزهای اخیر سایت های اینترنتی مجاهدین مطالب و عکس حسن داعی الاسلام را با همین نام به شکل زیر منتشر کرده اند......
    .
    .
    09-09-2007
    سوسن نوروزی، نهم سپتامبر 2007:... اين حركات كه برگرفته از انقلاب ايدئولوژيكي رجوي هاست هرگز نخواهد توانست ذهنيت جامعه را نسبت به منتقدين و جداشدگان تغيير دهد اما ميتواند نشاني ديگراز درماندگي اين رهبريت و وابستگان آنها باشد... ...
    .
    .
    08-09-2007
    ايران ديدبان، هشتم سپتامبر 2007:... عليرضا جعفرزاده عضو و سخنگوي گروه تروريستي مجاهدين، اظهارات اخير آقاي البرادعي را امتيازهاي غيرموجه آژانس به ايران توصيف و تأكيد كرده است كه در توافق مشترك آژانس و رژيم ايران, هيچ صحبتي دربارة شماري از تأسيسات اتمي كه توسط مجاهدين افشا شده به ميان نيامده است ......
    .
    .
    26-08-2007
    شبنم سهندی، خبرنامه گویا، بیست و ششم اوت 2007:...«صدای آمریکا» در نظر داشت که در روز 7 جولای بار دیگر برنامه‌ای با حضور داعی الاسلام پخش کند. وکیل «نایاک» با ارسال نامه‌ای در تاریخ 5 جولای، این اقدام را «نشانه آشکار و متقاعد کننده خباثت و بی توجهی به حقیقت» نامید و این موسسه را از اقدامات قانونی و حقوقی خود مطلع ساخت. فردای آن روز، موسسه «صدای آمریکا» از تصمیم خود مبنی بر لغو پخش این برنامه خبر داد......
    .
    .
    24-08-2007
    سوسن نوروزی , بیست و چهارم اوت 2007:...همانطور كه انتظار ميرفت حسن داعي الاسلام ، نه كه نام برازنده وي ، حسن داعي الجنگ مي باشد هدفش از شركت در برنامه تلويزيوني VOA تاييد برنامه هاي جنگ طلبانه فرقه رجوي بود. او سالهاست هزينه پژوهشگريش را در وارونه پيمودن مسير حقوق مسلم ايرانيان از سيا دريافت مي دارد و درسالهاي اخير نيز با بالارفتن هزينه هايش همانطوريكه آشكار شده بدليل سيري ناپذيري اش از ماديات دنيوي ، در كنار مستمري دريافتي از سيا ، بر سر سفره سرمايه غارت شده ملت رنجديده عراق نيز به همنشيني مريم رجوي رفته و به تقسيم غنايم آن رنجديدگان پرداخته است او در جلسه گفتگوي تلويزيوني خود با VOA از اقرار به فرقه اي بودن خود ، سخت طفره رفت......

    Home


    Date: 2010-03-06
    (C) 2006