شما صفحه آرشیو را مشاهده می‌کنید. برای دیدن صفحه اصلی‌ به این لینک مراجعه نمائیدhttp://iran-interlink.org/wordpressfa/



  • دیدار آن سینگلتون از کمپ عراق جدید (سابقا اشرف). مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در پروسه پیشرفت دموکراسی در عراق خرابکاری می کنند
  • تروریسم مجاهدین خلق (فرقه رجوی) با پشتیبانی امریکا و اسرائیل، نمک آشی که برای جنبش سبز پخته اند - مسعود خدابنده، مشاورین استراتژی خاورمیانه ا
  • چرا کسی در مورد نقض مستمر و فاحش حقوق بشر در کمپ اشرف (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) تحقیق نمی کند؟ - گزارشی از کمپ اشرف، مارس 2011
  • چه کسی مسئول رنج مداوم خانواده های اعضای گرفتار در پادگان اشرف است؟ (بنیاد خانواده سحر، ژوئیه 2010: آمریکا یک راه بیشتر ندارد. باید دست دولت عرا
  • صدور حکم بازداشت مریم و مسعود رجوی و 37 تن دیگر از مجاهدین خلق در عراق (رویترر، ژوئیه 2019)
  • ایران اینترلینک - گزارش دوم از بغداد، اردوگاه اشرف و سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - مسعود خدابنده، ایران اینترلینک، سپتامبر 2009
  • نظرات دکتر موفق الربیعی در مورد کمپ اشرف، مسعود رجوی و "زهر زدایی" از اعضای سازمان مجاهدین خلق (خبرگزاری رویتر، ششم آوریل 2009 )
  • ممانعت رجوی (رهبر فرقه مجاهدین خلق) از ورود هیأت تحقیق وزارت حقوق بشر به اشرف (اصوات العراق، چهاردهم مارس 2009)
  • الموتمر عراق: اتحاديه اروپا منافقين را به خاك خود دعوت كند (موتمر، یازدهم فوریه 2009)
  • آقای بنی صدر: وقتی سازمانی وابسته شد طبیعتا وجه المصالحه می شود (رادیو فرانسه، پنجم فوریه 2009)
  • آمریکا تبعیدیان ایرانی تحت حمایت را در عراق بلاتکلیف نگاه میدارد (گزارشاتی از شبکه رادیو عمومی ملی امریکا از بغداد و تهران. آوریل 2008)
  • ورود اولین سری نجات یافتگان از جهنم اشرف در عراق به کشورهای اروپایی
  • معرفی یکی از چماقداران مجاهدین خلق (فرقه رجوی) لیلا جزایری یا اعظم فرهانی ملا حسنی کهنه.
  • ترجمه گزارش ویژه ایران اینترلینک از بغداد، قرارگاه اشرف و مجاهدین خلق (ایران اینترلینک، مسعود خدابنده، فوریه 2008)
  • اتحادیه اروپا بار دیگر مجاهدین (شورای ملی مقاومت،ارتش آزادیبخش، فرقه رجوی ...) را در فهرست تروریستها قرار داد ( دسامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمان اروپا در ایران با انجمن نجات دیدار نمود (دسامبر 2007)
  • رئیس گروه پارلمان اروپا: سازمان مجاهدین در اتحادیه اروپا، انگلستان و آمریکا همچنان غیر قانونی و سیاست ما نفی آن است (دسامبر2007)
  • همایش ؛ مغز شویی ؛ جنایت علیه بشریت (دانشگاه تبریز، دسامبر 2007)
  • دیدار و سخنرانی پرفسور شلدون فوت و مسعود خدابنده در پارلمان بریتانیا (نوامبر 2007)
  • هیئت نمایندگی پارلمانی بریتانیا از انجمن نجات در تهران دیدار کرد (نوامبر 2007)
  • رجوی رهبر مجاهدین به اعضای فرقه اجازه ملاقات با خانواده بدهد (خدابنده، اوت 2007)
  • سایت رجوی: هیچکس ، واقعا هیچکس صلاحیت انتقاد به رهبران پاک باز آزادی را ندارد! (ایران دیدبان، چهارم اوت 2007)
  • وصلت با تروریستها؟ نه! (کنت تیمرمن، سیزده ژوئیه 2007)
  • استفاده ابزاری از نام مسعود رجوی در تبلیغات مجاهدین حاکی از شتاب گرفتن سقوط فرقه به فاجعه غیر قابل کنترل نهایی است (بریف ایران - اینترلینک)
  • گزینه هایی سخت در روند مذاکرات ایران و امریکا (مسعود خدابنده، آسیا تایمز، بیست و یکم می 2007)
  • انتشار گزارش جدید وزارت خارجه امریکا (مسعود خدابنده، سوم می 2007)
  • اظهارات ابراهيم خدابنده و جميل بصام در مورد مجاهدین خلق (فرقه رجوی) - ایسنا، هشتم آوریل 2007
  • مصاحبه تلویزیون کانال سه بریتانیا با آن سینگلتون در رابطه با مجاهدین خلق، فرقه تروریستی رجوی(سی و یکم مارس 2007)
  • نامه سرگشاده ابراهیم خدابنده به مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران (سی مارس 2007)
  • مادری التماس می کند که میشود خبری از بچه من بگیری؟!!(دکتر نوری زاده، مارس 2007)

  • نامه سرگشاده به وزارت خارجه ایالات متحده امریکا

    نامه سرگشاده به وزارت خارجه ایالات متحده امریکا

    .

    ... به خاطر عملیات تروریستی که در یازده سپتامبر در آمریکا به وقوع پیوست و مردم بی گناه قتل عام شدند که تمام دنیا در بهت و اندوه فرورفته بود، بدون استثنا تمامی سازمان ها و گروه ها و دولت ها این عمل ضد انسانی را محکوم می کردند. سازمان مجاهدین خلق در قرارگاه باقرزاده درعراق این عملیات تروریستی را جشن گرفته بودند ودرحضور مسعود رجوی و مریم قجرعضدانلو (رجوی )مشغول جشن و پایکوبی بوند شیرینی پخش می کردند. مسعود رجوی در بالای سن در حال رجز خوانی برای آمریکا بود. وی دست به کمر ...


    (Alejo Vidal-Quadras , Mojahedin Khalq logo, Struan stevenson )


    (Maryam Rajavi in terrorist cult's HQ in Paris)


    (massacre of Kurdish people)

    محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، پنجم اوت 2010
    http://mohamadkarami.wordpress.com/

    لینک به متن اصلی (انگلیسی)
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=8543

    خانم هیلاری کلینتون وزیر خارجه محترم

    اینجانب محمد کرمی که از سال 1976 فعالیت های سیاسی خود را با سازمان مجاهدین خلق ایران شروع کردم، در سال 1977 به اتهام سياسي مدتی درزندان محمد رضا پهلوی بودم. در سال 1981 در زندان جمهوری اسلامی حکم اعدام گرفتم که به همراه شش نفر دیگر از دوستانم موفق به فرار شدم. در سال 1985 به دلیل مخالفت هایم با خط و مش سکتاریستی در درون سازمان مجاهدین زندانی شدم، همین طور چندین بار به خاطر مخالفت هایم در درون سازمان دادگاهی شدم. چهار بار توسط شخص مسعود رجوی تهدید شدم که درصورتی که بخواهم سازمان را ترک کنم، دو سال در زندان سازمان در قرار گاه اشرف، هشت سال در زندان ابوغریب می بایست می ماندم، سپس به جرم ورود غیر قانونی محاکمه می شدم. در زمان صدام حسین، ورود غیر قانونی به عراق حکم اعدام داشت. به همین دلیل تا سرنگونی صدام حسین بدست ارتش امریکا من در سازمان مجاهدین باقی ماندم. پس از سقوط صدام حسین از سازمان فرار کردم و به نیروهای ارتش امریکا در قرارگاه اشرف پناهنده شدم. مدت چهار سال در کمپ اگزلی ( کمپ اشرف ) تحت حمایت نیروهای امریکائی قرار داشتم، پس از ان به اروپا امدم و در اروپا هم از دست تروریست های این سازمان خلاصی ندارم که خود آن بحثی جداست.

    سازمان مجاهدین خلق ایران که در سال 1965 بنیانگذاری شد . ایدئولوژی آن ترکیبی از مارکسیسم و اسلام است، که در خیلی از جاها برای مباحث خود از منابع مارکسیسم وام می گیرند که به عنوان نمونه می توان به این منابع اشاره کرد: چه باید کرد از لنین ، چهار مقاله فلسفی از استالین ، علم به کجا می رود از ماکس پلانگ، منشاٌ تکامل و حیات از اپارین ،از انسان تا کهکشان از جان ففر، چگونه می توان یک کمونیست خوب بود از شائوچی،علیه لیبرالیسم از مائو، امپریالیسم و کلیه مرتجعین تاریخ ببر کاغذی هستند از مائو ، اصلاح کار حزبی از مائو، ویتنام در آتش، کتابچه سرخ مائو، نهج البلاغه، خدا در جامعه، قران،……استراتژی آنها مبارزه با سرمایه داری قرار دارد، که شاخص سرمایه داری برای آنها امریکا به عنوان امپریالیسم جهان خوار قرار داشت و دارد. هدف و اساس کار خود را مبارزه با آن قرار داده اند که در این رابطه کتاب های زیادی نوشته اند از جمله : – زمام داری کارتر ( امپریالیسم جهان خوار ) – پاسخ به سرمایه کنونی، سی سوال، تبعین جهان، که اکثر منابع این کتاب ها مارکسیستی است …

    چندین ترانه وسرود که از ایدئولوژی آنها نشئت می گیرد که معروف ترین آنها ، آهنگ نبرد با آمریکا که یک آهنگ رزمی است، سرود سرکوچه کمینه مجاهد پرکینه می باشد.

    با چنین ایدئولوژی و دیدگاهی که سازمان مجاهدین داشت از سال 1971اقدام به عملیات هايی برعلیه شهروندان امریکائی و دفاتر شرکت های آمریکائی در ایران کردند که می توان به موارد زیر اشاره کرد:

    - در تاریخ 22 ژوئن 1972 ( 1 خرداد 1351 ) سوءقصد به جان ژنرال نیروئی هوائی هارولد پرایس در تهران .

    – در تاریخ 26 ژانویه 1973 ( 6 بهمن 1351 ) انفجار در دفتر شرکت نفتی شل لاو لان .

    – چند روز بعد از آن عملیات بمب گذاری در دفتر هواپیمائی پان ام بود .

    – در تاریخ 3 ژوئن 1973 ( 13 خرداد 1352 ) ترور سرهنگ دوم لوئیس ال .هاوکینز مستشار نظامی امریکا .

    – در تاریخ 25 می 1974 ( 4 خرداد 1353) بمب گذاری در موسسات آمریکایی و یهودی نظیر جنرال ، شرکت بیمه انگلیسی یورک شیر – کمپانی تچنو که این محل ها را منفجر کردند .

    – در تاریخ 27 ژانویه 1975 ( 7 بهمن 1353 ) در اعتراض به سفر کسینجر وزیر امور خارجه وقت امریکا به ایران بمب های در دفتر کمپانی چند ملیتی ای .ت .ت ، شرکت بیمه جون دعر منفجر کردند .

    – تاریخ 11 می 1975 ( 21 اردیبهشت 1354) در اعتراض به اعدام 9 زندانی سیاسی اتومبیل دو مستشار نظامی امریکایی به نام های سرهنگ جان تورون ، سرهنگ پول شعفرد در تهران از دو طرف به رگبار بستند و در دم کشته شدند .

    – در تاریخ 4 جولای 1975 ( 13 تیر 1354 ) جهت ترور دانلد عرون سفیر امریکا در تهران جلو اتومبیل وی را سد کردند و بر روی آن آتش گشودند اما به خاطر تاریک بودن درون اتومبیل اشتباهی به جای او یک کارمند ایرانی سفارت امریکا در اتومبیل کشته شد که کارمند محلی نفوذی مجاهدین بود که اشتباهی ترور شد .

    – در ادامه عملیات های جولای 1975 بمبی در کمیته ایران و آمریکا و یک بمب دیگر در کنسولگری انگلیس در مشهد منفجر شد .

    – درتاریخ 28 اگوست ( 6 شهریور 1355 ) ترور سه تن از کارمندان کمپانی آمریکایی راکلول اینترناشنال به نام های : دونالد جی اسمیت ، رابرت آر گرانگراد ، ویلیامسی کاترل انجام شد .

    – بمب گذاری در ساختمان اداره اطلاعات امریکا درتهران و ساختمان انجمن فرهنگی ایران و انگلیس هنگام ورود نیکسون رئیس جمهور وقت امریکا به ایران .

    – بمب گذاری در دفتر شرکت نفتی بریتیش پترولیوم در تهران .

    – بمب گذاری در دفتر آژانس هائی بریتیش ایرویز در تهران .

    – منفجر کردن اداره مهاجرت یهودیان در تهران .

    – بمب گذاری دردفتر آژانس هوائی اسرائیل در تهران .

    – در سال 1979 پشتیبانی ازاشغال خشونت آمیز سفارت آمریکا و شرکت داشتن تعدادی از مسئولین دانشجوئی سازمان درعمل. به خاطر عملیات تروریستی که در یازده سپتامبر در آمریکا به وقوع پیوست و مردم بی گناه قتل عام شدند که تمام دنیا در بهت و اندوه فرورفته بود، بدون استثنا تمامی سازمان ها و گروه ها و دولت ها این عمل ضد انسانی را محکوم می کردند. سازمان مجاهدین خلق در قرارگاه باقرزاده درعراق این عملیات تروریستی را جشن گرفته بودند ودرحضور مسعود رجوی و مریم قجرعضدانلو (رجوی )مشغول جشن و پایکوبی بوند شیرینی پخش می کردند. مسعود رجوی در بالای سن در حال رجز خوانی برای آمریکا بود. وی دست به کمر زده بود و با اشاره به القاعده و شخص بن لادن می گفت و با اشاره به خودش و ارتش دست ساز صدام که بنام ارتش آزادیبخش نام نهاده بود ادامه داد پس از سقوط صدام حسین و مصاحبه هايی که برای تعین هویت افراد این سازمان توسط مامورین وزارت خارجه ، سیا ، اف بی آی ، و به خصوص ام آی ارتش آمریکا با تک تک افراد انجام دادند. بیش از هزاران ساعت اطلاعات ذیقیمت در این رابطه به دست آوردند که تماما گواه و تائید ایدئولوژی و استراتژی ضد امریکائی این سازمان تروریستی است. پس از سقوط صدام حسین این سازمان تروریستی با سراسیمگی برای مدت سه هفته تمام تشکیلات خود را بسیج کرد تا هر گونه کتاب، سی دی، نوار، نشریه، یاداشت های فردی افراد که از نشست های رجوی نت برداشته بودند، هرآنچه شما فکر بکنید که ضد آمریکائی بود از انبارها وکتابخانه ها، بایگانی ها و غیره بیرون کشیده شد و در هرقرارگاه و ستادی با نظارت بالا ترین مسولین سوزانده شد طوری که الان شما کل تشکیلات این فرقه را بگردید یک جمله نوشته ضد آمریکائی پیدا نمی کنید. و اینکار را در ارتباط با سیستم های کامپیوتری اینترنت هم انجام دادند .

    وزارت خارجه آمریکا به درستی نام سازمان مجاهدین خلق ایران و یا نام دیگر آن شورای ملی مقاومت ایران را در لیست تروریستی قرار داده است . این کار را در حالی انجام داد که اطلاعات ذیقیمتی که الان دارد در اختیار نداشت. در گزارشی که وزارت خارجه در سال 2005 در رابطه لیست تروریستی بیرون داد به درستی بیان کرده بود که سازمان مجاهدین یک فرقه بلفعل ( یا بلقوه ) خطرناکی است . که با توجه به آموزش های ویژه ای که دیده اند و تشکیلاتی که دارند این پتانسیل را دارا می باشند که در هر زمان تبدیل به سازمان خطرناکی شوند. که نمونه بارز آن 17 ژوئن 2003 بودکه به محض دستگیری مریم قجر عضدانلو ( رجوی ) به دستور تشکیلات نفرات خود را در خیابانها به آتش کشیدند. اگر اعتراضات مجامع بین المللی و حقوق بشری نسبت به این مسله نبود یکی از بزرگترین فجایع انسانی در حال شکل گیری بود .

    خانم هیلاری کلینتون : وزارت خارجه آمریکا به درستی نام سازمان مجاهدین را در لیست تروریستی قرار داده است و همان طور که در گزارش مذبور آمده به درستی به علائم فرقه بودن آنها اشاره کرده است . در این رابطه اشاره کنم که گزارش وزارت خارجه در سال2005 و 2006 هرچند که کامل نیست اما به مواردی که اشاره کرده است که ده ها نمونه از هزاران نمونه عمل کرد این فرقه مذهبی است

    در این رابطه در خواست سخنگوی مجاهدین در آمریکا آقای علیزضا جعفرزاده در این مورد را رویت نمائید که خود بازگو کننده وضعیت تشکیلات فرقه در آمریکا است . باتوجه به اطلاعاتی که وزارت خارجه و ام ای ارتش آمریکا از این فرقه دارند . نباید به این فرقه آزادی عمل داد که دروغ های خود را تحت عنوان اخبار به نمایندگان و سناتور های مجلس و شخصیت های سیاسی آمریکا بدهند . با تائید مجدد آنها در لیست تروریستی آب پاکی بر دست آنها ریخته شود که نتوانند مجامع بین المللی و دولت آ مریکا راگول بزنند

    در پایان چند سند را ضمیمه کرده ام که ماهیت و ایدئولوژی این فرقه را بیشتر برای شما روشن می کند و مهر تائیدی بر این نوشته است

    ترجمه انگلیسی ضمیمه است

    Lets create another Vietnam for America(pdf).
    (Mojahedin English language paper April 1980)

     

     

    Letter to Imam (Khomeini) (pdf).
    (Mojahedin English Language paper April 1980)

     

     

    Some questions unanswered regarding the US military invasion of Iran (pdf).
    (Mojahedin English Language paper June 1980)

     

    محمد کرمی
    [email protected]

    -----------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=8527

    "محاکمه رهبران و نجات قربانیان"

    آخرین گزارش از خانواده ها در عراق

    .

    ... در حال حاضر صدها خانواده درمقابل درب اصلی پادگان فرقه ای اشرف در عراق مستقرهستند که بر تعداد آنان افزوده میشود. شعارمقابل درب پادگان یعنی "چون اشرف نباشد .... " امروز پاک شد. حرکت هایی روبه جلو در کادر حقوقی در عراق برای پس زدن حامیان فرقه انجام شده است که اخبار آن متعاقبا به اطلاع خواهد رسید. درشرایط کنونی لازم است فعالان حقوق بشر در اروپا و آمریکا در حمایت از خواست خانواده ها بیشترتلاش کنند. صدای حق طلبانه آنان باید در همه جای دنیا شنیده شود ...

    بنیاد خانواده سحر، بغداد، اول اوت 2010
    http://www.saharngo.com/fa/story/1374

    در حال حاضر صدها خانواده درمقابل درب اصلی پادگان فرقه ای اشرف در عراق مستقرهستند که بر تعداد آنان افزوده میشود. خواسته آنان صرفا دیدار آزادانه با عزیزان خود در خارج از پادگان می باشد که مورد تأیید دولت عراق و قوه قضائیه آن کشور و تمامی احزاب و محافل سیاسی است. خانواده ها اعلام کرده اند تا به این خواسته نرسند از جایشان تکان نخواهند خورد. اکنون دعای مادر در مصاف با جادوی دیو فرقه پنجه در پنجه انداخته است.

    هوا واقعا گرم و طاقت فرساست. مردم عراق در شبانه روز2 ساعت بیشتر برق ندارند. گرمای 70 درجه سانتی گراد و زندگی در چادر در بیابان با حداقل امکانات، عزم سترگ خانواده ها در رسیدن به مقصود را نشان میدهد. بازدید کنندگان ضمن اعلام همبستگی با خانواده ها مراتب انزجار خود از رهبران فرقه را ابراز نموده و رجوی و همسرش را نفرین میکنند. اهالی محل با وجودی که خود در تنگنا هستند از هیچ کمکی به خانواده ها دریغ نمی نمایند.

    شعارمقابل درب پادگان یعنی "چون اشرف نباشد .... " امروز پاک شد. حرکت هایی روبه جلو در کادر حقوقی در عراق برای پس زدن حامیان فرقه انجام شده است که اخبار آن متعاقبا به اطلاع خواهد رسید. درشرایط کنونی لازم است فعالان حقوق بشر در اروپا و آمریکا در حمایت از خواست خانواده ها بیشترتلاش کنند. صدای حق طلبانه آنان باید در همه جای دنیا شنیده شود.

    خانواده ها که از اقصا نقاط جهان جمع شده اند مصمم هستند تا دست خالی باز نگردند و خبری از عزیزان خود بدست آورند. آنان دست یاری به تمامی کسانی که میتوانند صدای آنان را به گوش جهانیان برسانند و چهره پلید رجوی و همدستانش را بر ملا سازند دراز میکنند. فشار بین المللی بر روی رهبران فرقه افزایش یافته و باید این فشار تا به تسلیم در آوردن آنان در برابر خواست خانواده ها مستمرا ادامه یابد.

    دادگاه عالی جنائی عراق حکم بازداشت 38 تن از سران فرقه رجوی از جمله مسعود و مریم رجوی را صادر کرده و دولت عراق خواهان استرداد آنان گردیده است. برخی محافل غربی بر "محاکمه رهبران و نجات قربانیان" صحه گذاشته و صدای بین المللی در این خصوص شنیده شده است. زود است که خواست خانواده ها برآورده گردد و نجات قربانیان محقق شود.

    بنیاد خانواده سحر
    بغداد - شنبه 9 مرداد 89

     

    لینک به عکس های بیشتر
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=8157

    -------------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=8146

    خانواده های ایرانی خواستار کمک سفیر امریکا آقای هیل برای ملاقات با فرزندان اسیرشان در کمپ اشرف شدند

    .

    ... خانواده های ایرانی که از ایران و کشورهای دیگر به عراق آمده و اکنون چهار ماه است که در جلوی مقر اصلی سازمان مجاهدین خلق (کمپ اشرف) در استان دیالی بست نشسته اند از آقای کریستوفر هیل سفیر امریکا در بغداد خواستند تا با دخالت خود بر رهبران این سازمان فشار بیاورد تا این رهبران اجازه بدهند خانواده ها با فرزندان خود ملاقات کنند. فرزندان این خانواده ها از دهه 1980 تا کنون در این کمپ اسیر هستند ...

    وکاله العراق بیتنا، بیست و هشتم می 2010
    ترجمه از ایران اینترلینک
    http://iraq-beituna.net/iba/index.php?option=com_content&
    view=article&id=16126:2010-05-27-13-40-03&
    catid=25:2010-03-29-16-22-39

    لینک به متن انگلیسی
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=8145

    بغداد – خانواده های ایرانی که از ایران و کشورهای دیگر به عراق آمده و اکنون چهار ماه است که در جلوی مقر اصلی سازمان مجاهدین خلق (کمپ اشرف) در استان دیالی بست نشسته اند از آقای کریستوفر هیل سفیر امریکا در بغداد خواستند تا با دخالت خود بر رهبران این سازمان فشار بیاورد تا این رهبران اجازه بدهند خانواده ها با فرزندان خود ملاقات کنند. فرزندان این خانواده ها از دهه 1980 تا کنون در این کمپ اسیر هستند.

    در نامه ای سرگشاده که یک کپی آن به این خبرگزاری ارسال گردیده، خانواده ها از سفیر امریکا در عراق کمک خواسته اند تا با دخالت خود رهبران و فرمانده های سازمان مجاهدین را قانع کند که اجازه دسترسی آزاد خانواده ها با فرزندانشان را بیرون از دیوار های قرارگاه این سازمان بدهند. خانواده ها گفته اند که همانطور که سه مادر امریکایی توانستند به ایران سفر کرده و با فرزندانشان شون باور، سارا شورد و جاش فاتال که در ایران بازداشت هستند ملاقات کنند آنها نیز خواستار ملاقات با این فرزندان اسیرشان می باشند.

    در متن این نامه به آقای هیل آمده است: " ما شاهدیم که دولت شما اکنون موفق شده است تا ملاقات مادران امریکایی با فرزندان زندانیشان در ایران را بر مبنای یک حرکت انسان دوستانه برنامه ریزی کند. ما امیدواریم که این مادران بتوانند از این ملاقات حد اکثر استفاده را کرده و وقت خوبی را با یکدیگر داشته باشند. ولی اگر امریکا می تواند چنین مذاکره ای را با دولت ایران به نتیجه برساند، به ما حق بدهید تا انتظار داشته باشیم که شما بتوانید با این گروه تروریستی کوچک نیز وارد مذاکره شده و اجازه ملاقات آزاد بین ما و اسرای داخل کمپ را بدست آورید.

    خانواده ها ابراز امیدواری کرده اند که دخالت آقای هیل و دولت امریکا فشار لازمه را بر رهبران این سازمان وارد سازد و به مصیبت و زجری که بر آنها وارد می گردد خاتمه دهد و زمینه را برای ملاقات آنها با فرزندان اسیرشان در کمپ اشرف آماده سازد.

    *    *    *    *

    عوائل ايرانية تطالب السفير هيل بمساعدتها على لقاء ابنائها في معسكر اشرف بديالى

    http://iraq-beituna.net/iba/index.php?option=com_content&view
    =article&id=16126:2010-05-27-13-40-03&catid
    =25:2010-03-29-16-22-39

    بغداد (إ ب ا)- طالبت عوائل ايرانية قدمت من ايران والمعتصمة منذ اربعة اشهر امام مقر منظمة خلق الإيرانية في محافظة ديالى (معسكر اشرف), طالبت سفيرالولايات المتحدة الامريكية في العراق كريستوفر هيل بالتدخل والضغط على قادة المنظمة لانهاء معاناتهم ولقاء ابنائهم المحتجزين داخل المعسكر منذ عقد الثمانينات من القرن الماضي.

    وطالبت العوائل المعتصمة في رسالة مفتوحة وصلت وكالة العراق بيتنا نسخة منها وجهتها للسفير الامريكي في العراق التدخل والحوار مع قادة ومسؤولي المنظمة المذكورة للسماح لها بمقابلة ابنائهم بحرية خارج أسوار المعسكر أسوة بالعوائل الأمريكية الثلاث التي زارت ايران مؤخرا ً وتمكنت من اللقاء بابنائهم الثلاثة (شون باور، سارا شورد ، جاش فاتال) المعتقلين هناك.

    وجاء في نص الرسالة "السيد هيل: لقد رأينا بان الحكومة الامريكية قد نجحت وعلى اساس انساني بترتيب ملاقاة الامهات الامريكيات مع ابنائهنّ المعتقلين في ايران، واذا تمكنت امريكا من تحقيق مثل هذه المفاوضات مع الحكومة الإيرانية، نتوقع منكم امكانية التفاوض مع هذه المجموعة الارهابية الصغيرة واستحصال الموافقة للقاء بأبنائنا الاسرى المتواجدين في المعسكر بكل حرية".

    واعربت العوائل عن املها في ان يكون تدخل السفير هيل والحكومة الامريكية مع قادة منظمة خلق جادا ً وايجابيا ً لإنهاء معاناتهم واللقاء بأبنائهم المحتجزين في معسكر اشرف.//

    *    *    *    *

    ---------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=8107

    خانواده های اسرای سازمان مجاهدین خلق در کمپ اشرف عراق خواستار حقوق مساوی با خانواده های امریکایی های دستگیر شده در ایران شدند

    .

    ... خانواده ها از سفیر امریکا در عراق میخواهند تا از طرف آنها در مناقشه با سران سازمان مجاهدین دخالت نماید. خانواده ها می گویند: "اگر امریکا می تواند چنین مذاکره ای را با دولت ایران به نتیجه برساند، به ما حق بدهید تا انتظار داشته باشیم که شما بتوانید با این گروه تروریستی کوچک نیز وارد مذاکره شده و اجازه ملاقات آزاد بین ما و اسرای داخل کمپ را بدست آورید"...

    هیومن رایتس تودی، هجدهم می 2010
    لینک به متن اصلی (انگلیسی)
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=8106

    گروهی از خانواده های ایرانی امروز در نامه ای سرگشاده از آقای کرستوفر هیل سفیر امریکا در عراق خواستند تا در مناقشه با سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) دخالت نموده شرایط ملاقات خانواده ها با اسرای کمپ اشرف را فراهم آورد.
    این درخواست والدین اسرای کمپ اشرف بعد از آن عنوان گردید که گزارشات خبری عنوان نمودند مادران سه امریکایی بازداشت شده در ایران (شون باور، سارا شورد و جاش فاتال) امروز برای ملاقات با فرزندانشان به ایران سفر می کنند.

    خانواده ها گفتند: " مذاکرات با ایران در جهت اخذ اجازه برای این ملاقات انساندوستانه به نتیجه رسیده و ما طبعا برای این مادران بسیار خوشحال هستیم. همه جهان از رشته های علاقه و عاطفه بین والدین و فرزندان باخبر هستند و طبعا ما امیدواریم که این خانوادها به خواسته های خود در ایران دست بیابند"

    اکنون قریب چهار ماه است که این خانواده ها در جلوی درب کمپ بست نشسته اند. کمپ اشرف محل نگهداری اعضای فرقه تروریستی مجاهدین خلق می باشد. رهبران فرقه به اعضای عادی اجازه نمی دهند تا با دنیای خارج ارتباط برقرار نمایند و حاضر به مذاکره با هیچ کس در خارج از کمپ نیستند. برخی از اعضا بیش از بیست سال است که در این کمپ گرفتار شده اند.

    اگر چه دولت عرق مسئولیت این کمپ را بر عهده دارد ولی مقامات می گویند دستشان در این زمینه بسته است چرا که سازمان مجاهدین خلق پشتیبانانی قوی در واشنگتن دارد. این درحالی است که این گروه در لیست تروریستی ایالات متحده امریکا است.

    خانواده ها به آقای هیل می گویند:" البته باید گفت که ما خودمان نیز در یک مقطع شاهد بودیم که وقتی سربازان عراقی خواستند تا به ما کمک کنند تا وارد کمپ شویم، نیروهای نظامی امریکایی مستقر در کمپ به کمک رهبران سازمان مجاهدین خلق آمدند و از این کار جلوگیری نمودند".

    خانواده ها از سفیر امریکا در عراق میخواهند تا از طرف آنها در مناقشه با سران سازمان مجاهدین دخالت نماید. خانواده ها می گویند: "اگر امریکا می تواند چنین مذاکره ای را با دولت ایران به نتیجه برساند، به ما حق بدهید تا انتظار داشته باشیم که شما بتوانید با این گروه تروریستی کوچک نیز وارد مذاکره شده و اجازه ملاقات آزاد بین ما و اسرای داخل کمپ را بدست آورید".

    *   *   *

    نامه سرگشاده به کریستوفر هیل، سفیر ایالات متحده امریکا در عراق

    آقای سفیر عزیز،

    ما، خانواده ها ای ایرانی هستیم که برای دیدار با بستگان اسیرمان در سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) به عراق سفر کرده ایم. اکنون حدود چهار ماه است که ما خانواده ها در مقابل درب ورودی کمپ اشرف نشسته ایم ولی هنوز موفق به دیدار با عزیزانمان نشده ایم.

    ما با خبر شدیم که مادران سه جوان امریکایی، شون باور، سارا شورد و جاش فاتال که در ایران در بازداشت به سر می برند امروز برای دیدار با فرزندانشان به ایران خواهند رفت.

    مذاکرات با ایران در جهت اخذ اجازه برای این ملاقات انساندوستانه به نتیجه رسیده و ما طبعا برای این مادران بسیار خوشحال هستیم. همه جهان از رشته های علاقه و عاطفه بین والدین و فرزندان باخبر هستند و طبعا ما امیدواریم که این خانوادها به خواسته های خود در ایران دست بیابند.

    اگر چه ما وجوه مشابهی با این سه مادر داریم ولی تفاوت ما در این است که فرزندان ما بیش از بیست سال است که در کمپ اشرف عراق به اسارت گرفته شده اند والبته نه توسط دولت عراق که توسط رهبران گروهی که کنترل این کمپ را در اختیار دارند. نقطه تمایز دیگر ما وضعیت داخلی کمپ اشرف است که به مراتب از وضعیت هر زندانی بد تر است. فرزندان ما سالها است که حتی اجازه ارتباط تلفنی یا نامه نگاری با خانواده های خود را نداشته و در وضعیت برده دارانه ای نگهداری می شوند.

    تا سال 2003 ما امکان نزدیک شدن به کمپ و اسارتگاه فرزندانمان را نداشتیم چرا که سازمان مجاهدین خلق مسلح بود. ما بعد از خلع سلاح این گروه توسط نیروهای امریکاییی و جمع شدن آنها در یک محل بسیار امیدوار شده احساس کردیم که بالاخره احتمال ملاقات بوجود آمده است.

    ولی متاسفانه ارتش امریکا این گروه را تسلیم و منحل ننمود و این در حالی بود که گروه مجاهدین خلق در لیست تروریستی کشور امریکا بوده و در عراق نیز بعنوان یک گروه تروریستی خارجی شناخته می شود. حتی بیاد داریم که وقتی در آن زمان ما به امید دیدار با فرزندانمان به عراق سفر کردیم، نیروهای ارتش امریکا از کمک به ما خودداری نمودند. آن تعداد معدودی که شانس داشتند و توانستند افراد خانواده خود را ببینند مستمرا تحت نظارت فرمانده های سازمان مجاهدین بودند که مبادا کسی بتواند آزادانه صحبت کرده و یا بخواهد از کمپ فرار کند.

    وقتی دولت عراق در ژانویه 2009 کنترل این کمپ را بر عهده گرفت باز ما امیدوار شدیم که شاید این بار بتوانیم جگر گوشگانمان را یک بار دیگر ببینیم.

    ولی این بار نیز رهبران سازمان مجاهدین خلق از هر گونه همراهی با ما خودداری کرده اند. آنها نه تنها درب ورودی را قفل زده اند که به روش های مختلف ما را تهدید جانی کرده و میخواهند که ما منطقه را ترک کنیم. اکنون دولت عراق هر کاری که از دستش بر بیاید برای کمک به ما انجام میدهد ولی الان حدود چهار ماه است که ما هنوز در پشت دربهای بسته قرارگاه اشرف بدون هیچ خبری از فرزندانمان نشسته ایم.

    ما طی این چهار ماه با یونامی، صلیب سرخ، گروه های حقوق بشری، شیوخ استان دیالی، مطبوعات عراقی و بین المللی و مقامات رسمی دولت عراق و همچنین مقامات انتظامی مستقر در این کمپ ملاقات و صحبت کرده ایم. متاسفانه در همه جا و بارها و بارها شنیده ایم که دولت عراق کار زیادی نمی تواند انجام بدهد چرا که سازمان مجاهدین از پشتیبانی ای با نفوذ در امریکا برخوردار است (جایی که این سازمان مجاهدین رسما در لیست نیروهای تروریستی قرار دارد)

    البته باید گفت که ما خودمان نیز در یک مقطع شاهد بودیم که وقتی سربازان عراقی خواستند تا به ما کمک کنند تا وارد کمپ شویم، نیروهای نظامی امریکایی مستقر در کمپ به کمک رهبران سازمان مجاهدین خلق آمدند و از این کار جلوگیری نمودند.

    پس از این پروسه ما اکنون کاملا قانع شده ایم که کسی جز امریکا کنترل این کمپ را بدست ندارد و البته باید بگوییم که متاسفانه بنظر می رسد که بر خلاف معمول "این دم است که اکنون در حال تکان دادن سگ است".
    ما شاهدیم که دولت شما اکنون موفق شده است تا ملاقات مادران امریکایی با فرزندان زندانیشان در ایران را بر مبنای یک حرکت انسان دوستانه برنامه ریزی کند. ما امیدواریم که این مادران بتوانند از این ملاقات حد اکثر استفاده را کرده و وقت خوبی را با یکدیگر داشته باشند.

    ولی اگر امریکا می تواند چنین مذاکره ای را با دولت ایران به نتیجه برساند، به ما حق بدهید تا انتظار داشته باشیم که شما بتوانید با این گروه تروریستی کوچک نیز وارد مذاکره شده و اجازه ملاقات آزاد بین ما و اسرای داخل کمپ را بدست آورید.

    آقای هیل، ما از شما بعنوان سفیر دولت امریکا در عراق میخواهیم تا از نفوذ بالایی که دارید استفاده کرده و مجاهدین خلق را وادار کنید تا بخاطر انسانیت هم که شده اجازه بدهند تا با فرزندان اسیرمان در کمپ اشرف آزادانه ملاقات کنیم.

    خانواده های اعضای سازمان مجاهدین خلق در کمپ اشرف، عراق

    ----------

     

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=8218

    مجاهدین خلق (فرقه رجوی) و موضع گیری هایی متناقض

    (آیا امریکایی ها برای ملاقات با فرزندانشان نسبت به ایرانی ها از حقوق بیشتری برخورداند؟)

    .

    ... ایالات متحده امریکا خواستار ملاقات امریکایی ها با فرزندانشان که در داخل ایران به جرم ورود غیر مجاز دستگیر شده اند شد و ایران این اجازه را داد. امروز ایالات متحده امریکا مورد خطاب قرار گرفته است تا بخاطر رعایت حقوق انسانی رهبران مجاهدین خلق را مجبور کند تا به این بی عدالتی خاتمه داده و به اسیران اجازه بدهند تا با خانواده های خود ملاقات داشته باشند. ولی ببینید تفاوت وضعیت از کجا است به کجا ...


    (هیچ چیز بجز یک ملاقات ساده با فرزندش نمی خواهد)

    کاظم سامی فرج، الموتمر، بغداد، هفتم ژوئن 2010

    لینک به متن اصلی (عربی)
    http://www.inciraq.com/pages/view_paper.php?id=201029480

    لینک به ترجمه انگلیسی
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=8213

    در اخبار خواندم که دولت ایران با صدور ویزا اجازه داد تا سه خانواده امریکایی برای ملاقات با فرزندانشان به ایران سفر کنند. این سه نفر در داخل سرزمین ایران دستگیر شده و متهم به ورود غیر قانونی شده اند.

    ... مذاکراتی که بین طرف های ایرانی و امریکایی رخ داد و به چنین نتیجه ای رسید و منجر به اجازه ایران برای انجام چنین ملاقاتی گردید مطمئنا نظرها را به واقعیاتی مرتبط به یکدیگر جلب می کند. از جمله مهم ترین این ها اتهامات امریکایی ها بر علیه دولت ایران است که آنها را متهم میکنند که رژیمی توتالیتر و دیکتاتور هستند و این که با تمام توان بصورتی مخفیانه بدنبال توان نظامی اتمی هستند و این که ایران از تروریسم پشتیبانی می کند... من اینجا بدنبال رد اتهامات وارده بر ایران نیستم و وظیفه ای هم در قبال دفاع از این کشور احساس نمی کنم...

    ... سازمان مجاهدین خلق در تمامی جوامع بین المللی بعنوان یک گروه تروریستی خطرناک شناخته شده است اکنون در خارج از اختیارات دولت عراق عمل می کند ...

    ... ولی دولت عراق نتوانسته به این خواسته خود که این گروه کشور عراق را ترک کنند جامع عمل بپوشاند و این در حالی است که در واقع حق این است که این گروه که دستش به خون مردم آلوده است قبل از اخراج از عراق بخاطر جنایاتی که انجام داده است محاکمه گردد.

    ... اکنون برخی در داخل این سازمان خواستار ملاقات با خانواده های خود و جگر گوشگان خود هستند و برخی بدنبال راهی برای طغیان بر علیه رهبران و نجات خود از وضعیت فاشیستی موجود. .ولی متاسفانه این افراد بدست رهبران سازمان دستگیر، زندان و شکنجه می شوند.

    من بدنبال دریافت انبوهی از اخبار مبتنی بر شکنجه افراد تحت رهبری دیکتاتور مجاهدین راهی آنجا شدم تا با این افراد ملاقات کنم ولی وقتی آنجا رسیدم با چهره های خشن رهبران سازمان مجاهدین در بازداشتگاه اشرف روبرو شدم که شروع به پرخاش نمودند. و البته خانواده ها را دیدم که در مقابل رفتار شرم آور و ضد و نقیض این رهبران هنوز نتوانسته اند به هدفشان یعنی ملاقات با فرزندانشان دست یابند

    این خانواده ها چهار ماه قبل در مقابل درب این کمپ بدنام در استان دیالی متحصن شده اند. آنها از سفیر امریکا در عراق آقای کرستوفر هیل می خواهند تا با فشار بر رهبران سازمان مجاهدین به درد و رنج این خانواده ها پایان داده راهی برای ملاقات آنها با فرزندانشان پیدا کند.

    این خواسته خود تاییدیه ای است بر این که دولت عراق احتمام کافی برای تسلط بر مجاهدین را ندارد و همین باعث گردیده که خانواده ها این نامه را به سفیر امریکا بنویسند و از وی بخواهند تا به این وضعیت درد آور پایان دهد.

    ایالات متحده امریکا ... خواستار ملاقات امریکایی ها با فرزندانشان که در داخل ایران به جرم ورود غیر مجاز دستگیر شده اند شد و ایران این اجازه را داد. امروز ایالات متحده امریکا مورد خطاب قرار گرفته است تا بخاطر رعایت حقوق انسانی رهبران مجاهدین خلق را مجبور کند تا به این بی عدالتی خاتمه داده و به اسیران اجازه بدهند تا با خانواده های خود ملاقات داشته باشند. ولی ببینید تفاوت وضعیت از کجا است به کجا.


    (حوریه محمدی از کانادا بدنبال خواهرش سمیه)

    -----------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=8394

    خانواده ها پانصد متر فاصله تا فرزندانشان و بعد از پنج ماه تحصن در مقابل درب کمپ اشرف

    مجاهدین خلق به خانواده ها اجازه ملاقات با فرزندان را نمی دهند

    .

    ... خانواده ها پانصد متر فاصله تا فرزندانشان و بعد از پنج ماه تحصن در مقابل درب کمپ اشرف... مجاهدین خلق به خانواده ها اجازه ملاقات با فرزندانشان را نمی دهند ...

    گزارش تلویزیون ال بی سی از کمپ عراق جدید (سابقا اشرف)، ژوئیه 2010
    لینک به انگلیسی
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=8393

    Link to the video file (78 MB)- Arabic

    Link to the video file (78 MB)- Arabic

    -----------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=8025

    تلاش بی نتیجه ایران و عراق برای بستن قرارگاه اشرف

    (مسئولان مجاهدین افراد را به زور در اردوگاه اشرف نگه داشته اند)

    .

    ... بیش از سه هزار نفر هنوز در قرارگاه اشرف زندگی می کنند. خانواده های عده ای از آنان و همچنین شماری از کسانی که موفق به ترک این اردوگاه شده اند می گویند مسئولان مجاهدین، افراد را بزور در اردوگاه نگه داشته اند و حتی به آنها اجازه دیدار به خانواده هایشان را نمی دهند ...

    لینک به پخش برنامه ویدئویی تلویزیون بی بی سی:
    http://www.bbc.co.uk/persian/world
    /2010/04/100426_l42_ashraf_camp.shtml

    لینک به پخش همین برنامه در یو تیوب
    http://www.youtube.com/watch?v=J96_IeD2bt0

    خبرگزاری بی بی سی فارسی، بیست و ششم آوریل 2010
    http://www.bbc.co.uk/persian/world/2010/04/100426_l42_ashraf_camp.shtml

    قرارگاه اشرف، تنها پایگاه سازمان مجاهدین خلق، با وجود گذشت هفت سال از سقوط حکومت صدام حسین همچنان در عراق باقی است و تلاشهای دولتهای ایران و عراق برای پایان دادن به عمر این اردوگاه همچنان بی فایده مانده.

    بیش از سه هزار نفر هنوز در قرارگاه اشرف زندگی می کنند. خانواده های عده ای از آنان و همچنین شماری از کسانی که موفق به ترک این اردوگاه شده اند می گویند مسئولان مجاهدین، افراد را بزور در اردوگاه نگه داشته اند و حتی به آنها اجازه دیدار به خانواده هایشان را نمی دهند.

    سازمان مجا هدین خلق این اتهام را رد می کند. مهرداد فرهمند، خبرنگار ما به عراق رفته و گزارشی دارد از گروهی از خانواده هایی که برای دیدن فرزندانشان هفته ها جلوی در اردوگاه اشرف تجمع کردند، تجمعی بی نتیجه.

    لینک به پخش برنامه ویدئویی تلویزیون بی بی سی:
    http://www.bbc.co.uk/persian/world
    /2010/04/100426_l42_ashraf_camp.shtml

    لینک به پخش همین برنامه در یو تیوب
    http://www.youtube.com/watch?v=J96_IeD2bt0

    --------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=8341

    انعکاساتی از گرد هم آیی خانواده ها و اعضای نجات یافته از بازداشتگاه اشرف ( قرارگاه هدیه ای صدام به فرقه رجوی) در تلویزیون های عراق

    ... تلویزیون های الاتجاه، الفرات، المسار و ... گزارش هایی از تجمع شیوخ دیالی و خانواده ها و تعدادی از کسانی که اخیرا موفق به فرار از کمپ بد نام مجاهدین خلق در عراق شده اند را منعکس کرده اند که  برخی از این انعکاسات در یو تیوب قابل ملاحظه اند. خانواده ها نزدیک به پنج ماه است که در جلوی درب متحصن شده اند و خواستار دیدار با فرزندان اسیر خود هستند. فرقه رجوی به پشتیبانی حامیان صهیونیستی (که اخیرا نقش رابطین دختر صدام حسین در اردن با لابی اسرائیل در لندن، پاریس و واشنگتن را نیز بازی می کنند) از این خواسته حقوق بشری خانواده ها و دولت منتخب عراق سرباز می زنند ...

    ایران اینترلینک، سی ام ژوئن 2010
    http://iran-interlink.org

    قناة الاتجاه الفضائية اعتصام العوائل الايرانية امام معسكر اشرف لرؤية ابناءهم المحتجزين لدى منظمة خلق الارهابية

    http://www.youtube.com/watch?v=citIC8Di2EU

    ***

    قناة الفرات الفضائية اعتصام العوائل الايرانية امام معسكر اشرف لرؤية ابناءهم المحتجزين لدى منظمة خلق الارهابية

    http://www.youtube.com/watch?v=VR19SDh1oCY

    ***

    قناة المسار الفضائية اعتصام العوائل الايرانية امام معسكر اشرف لرؤية ابناءهم المحتجزين لدى منظمة خلق الارهابية
    family 4
    http://www.youtube.com/watch?v=-cbCVfWidaE

    ***

    قناة الحرية الفضائية اعتصام العوائل الايرانية امام معسكر اشرف لرؤية ابناءهم المحتجزين لدى منظمة خلق الارهابية
    http://www.youtube.com/watch?v=GSdE3zrXO5g 

     

    قناة المــسار الفضائية اعتصام العوائل الايرانية امام معسكر اشرف لرؤية ابناءهم المحتجزين لدى منظمة خلق الارهابية
    http://www.youtube.com/watch?v=QD-_Qhy58zk

     

    قناة افاق الفضائية اعتصام العوائل الايرانية امام معسكر اشرف لرؤية ابناءهم المحتجزين لدى منظمة خلق الارهابية
    http://www.youtube.com/watch?v=XVYOS18Kppo

     

    قناة العالم الفضائية اعتصام العوائل الايرانية امام معسكر اشرف لرؤية ابناءهم المحتجزين لدى منظمة خلق الارهابية
    http://www.youtube.com/watch?v=4sN_wHBg-qA

      

    قناة الكوثر الفضائية اعتصام العوائل الايرانية امام معسكر اشرف لرؤية ابناءهم المحتجزين لدى منظمة خلق الارهابية
    http://www.youtube.com/watch?v=9kqNW_uvY34

       

    قناة المنار الفضائية اعتصام العوائل الايرانية امام معسكر اشرف لرؤية ابناءهم المحتجزين لدى منظمة خلق الارهابية
    http://www.youtube.com/watch?v=g7XdrbBu6yU

    -------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=8477

    سرود « سرکوچه کمینه » باند تروریستی رجوی بعد از کشتن سرهنگ هوکینز

    (قبل از مصاحبه محدثین با رادیوی دولتی امریکا)

    .

    ... نوشته روی جلد نوار سازمان مجاهدین خلق: از ترانه های اولیه "سازمان مجاهدین خلق ایران" است که در سال 51 پس از اعدام انقلابی سرهنگ هوکینز مزدور امپریالیسم و شاه خائن و همآهنگ با یکی از ترانه های زیبای محلی در زندان سروده شد و به خارج زندان رفت و در سالهای بعد همیشه در برنامه های کوهنوردی توسط هواداران سازمان خوانده می شد. این ترانه در سال 58 تکمیل گردید ...

    سایت نگاه نو، بیست و دوم ژوئیه 2010
    http://www.negaheno.net/1389/04/30/6579/


    (محدثین شکنجه گر زندنهای صدام، میهمان رادیوی فارسی زبان دولت امریکا)

    ترانه‌ی "سر کوچه کمینه"، ‌جلوه‌ای از فرهنگ حاکم بر ایدئولوژی و رفتار مجاهدین در آن دوران است:

    سر کوچه کمینه ، مجاهد پرکینه
    آمریکایی بیرون شو ، خونـِت روی زمینه
    ...

    لینک به سرود "سر کوچه کمینه" سازمان مجاهدین خلق

    image

    image

    ------------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=8475

    آقای پویا، رادیو صدای امریکا، رادیوی دولت وقت امریکا و مامور به وظیفه است و مشکلات امریکا هم متاسفانه مشکلات جدیدی نیستند

    .

    ... اکنون بعد از هفت سال که از سقوط صدام گذشته است بنظر می رسد که بالاخره لابی اسرائیل و نو محافظه کاران واشنگتن مجبور به دست بردن به سوی دستمال مصرف شده صدام حسین شده اند (جعبه ابزار خالی اینها را ببین! و بعد ادعا هایشان را!!). البته متاسفانه این وسط مردم ایران هم دچار خسارت شده و می شوند ولی آنچه باز در تاریخ باقی خواهد ماند کوتاه و مختصر خواهد بود. صفحاتی و خاطراتی از کسانی که در دو روز حکومتشان به مردم خودشان در امریکا و اسرائیل هم رحم نکردند...  

    مسعود خدابنده، لیدز انگلستان، بیست و یکم ژوئیه 2010
    مسعود خدابنده

    لینک به مطلب آقای امید پویا (در پایین هم کپی شده است)
    http://www.mojahedin.ws/article/show.php?id=3563

    مطلب انتقادی شما به رادیوی دولتی ایالات متحده امریکا، گوینده فارسی زبان آن جمشید چالنگی و مصاحبه وی با محمد محدثین (از سران سازمان تروریستی مجاهدین خلق) و البته مغازله های قبلی این گوینده فارسی زبان صدای امریکا با عبدالمالک ریگی (رهبر قبلی سازمان تروریستی جند الله) را در سایت مجاهدین دبلیو اس مطالعه کردم. در خلال مطالعه مطلب شما بی اختیار (و بدون رعایت خود سانسوری مرسوم در غرب) تاریخ امریکا از قتل عام سرخ پوستان تا بمب اتمی هیروشیما ... و تا ویتنام و تا حمایت علنی از صدام و هدف قرار دادن هواپیمای مسافر بری ایران و  بعد ابوغریب و افغانستان و بخصوص وضعیت اسفبار بیگناهان نوار غزه .... را بخاطر می آوردم.

    و بعد

    به یاد آوردم که روز یازدهم سپتامبر همزمان با آن وضعیت اسفباری که در نیویورک اتفاق افتاد نمایندگان سازمان مجاهدین خلق در واشنگتن حتی جلسه ملاقاتشان با ماموران امریکایی را قطع نکردند (و البته همزمان در اشرف جشن گرفتند) – آن زمان باصطلاح در لیست تروریستی امریکا بودند

    به یاد آوردم در روز هفتم ژوئیه 2005 و همزمان با بمب گذاری های متروی لندن، لرد بدنام رابین کوربت و نمایندگان همین سازمان مجاهدین خلق در پارلمان انگلستان جلسه داشتند و همزمان با بمب گذاری ها در تماس ویدئویی با پاریس با افتخار تمام به "لاس زدن با تروریسم" به امید "گرفتن پوئن" پرداختند. – آن زمان باصطلاح در لیست تروریستی بریتانیا بودند

    به یاد آوردم همین چند روز قبل و همزمان با بمب گذاری های زبونانه تروریستی زاهدان همین "آقای محمد سید المحدثین" که قبلا شعار "مرگ بر امریکا" میداد در جلسه ای در پارلمان اروپا برای همپالگی های غربی اش، شعبه اروپایی لابی صهیونیسم و افراد بدنامی همچون استیونسون و ... سخنرانی کرد و خواستار حمایت تروریست پرورها از ترویسم لجام گسیخته ای شد که با سقوط صدام چند سالی است دستش بسته شده است. (البته سابقه لاس زدن لابی اسرائیل در پارلمان اروپا هم باز به زمان حضور رجوی در لیست تروریستی شان می رسد)

    و البته با لبخندی بیاد آوردم پریروز را که سخنگوی همین گروه تروریستی، علیرضا جعفرزاده از طریق "واشنگتن پست" به "وزیر خارجه ایالات متحده امریکا" پیغام داد که "اگر ادب شوی و گذشته ات را جبران کنی و حمایت از تروریسم را علنی کنی حمایت کنگره امریکایی تحت الامر لابی اسرائیل را به پشتیبانیت خواهیم فرستاد!!" (البته می توان درک کرد که چرا وزارت خارجه امریکا در این رابطه از ترس "لابی اسرائیل" اصلا دریافت این پیام "تروریستهای بومی واشنگتن" را به روی خودش نیاورد) – راستی بقول شما همین الان هم اینها باصطلاح در لیست تروریستی امریکایی ها هستند

    بنابراین بیایید در یک نگاه تاریخی و طولانی مدت تر لیست تروریستی آمریکایی ها را خیلی جدی نگیریم. شاید هم بقول رجوی از اول رفتن آنها در این لیست اشتباه بوده!!. لیستی که نیمی از پارلمان لبنان، دولت انتخابی ای که توسط مردم یک کشور برگزیده شده اند، تمامی ارتش یک کشور دیگر و ... در آن است ولی قاتلین مردم بی گناه غزه در آن نیستند واقعا هم شاید جای رجوی و امثالهم نباشد. دوستی می گفت تروریسم بودن یا نبودن را خود تروریست تعیین می کند (با کشتار مردم بی گناه طی سالهایی که توانسته و کشته و یا دست آغشته نکردن به خون مردم بی گناه زمانی که قدرت داشته).

    آنکه لیست تهیه می کند در واقع مشروعیت خودش و لیستش را و موضعش را به نمایش می گذارد ولا غیر. آیا حمایت حامیان صدام طی هشت سال جنگی که در آن از سلاح شیمیایی تقدیمی غرب هم استفاده کرد صدام را مشروع کرد یا حامیانش را نا مشروع؟!!

    بگذریم.

    آقای پویا مصاحبه رادیوی دولتی امریکا با قاتلینی که خودشان مدعی کشتار بیش از شانزده هزار ایرانی و بیش از بیست و پنج هزار عراقی و انبوهی امریکایی و اروپایی و آسیایی شده اند شاید در چهارچوب اعمال شرمگینانه فوق قابل تفسیر (و البته نه قابل توجیه) باشد. همانطور که گفتم رادیو صدای"آمریکا" است.

    بله. و به خاطر آوردم که الان بیش از پنج ماه است که خانواده های کسانی که در اشرف گرفتار تروریسم تحت حمایت واشنگتن و تلاویو شده اند اجازه حتی یک ملاقات ساده با فرزندان اسیرشان را ندارند. افرادی که حق انتخاب بین تروریست (تروریست خوب تحت حمایت سیا و موساد) بودن و تروریست نبودن را ندارند. بردگانی که بزور به مهلکه و خون ریزی و آدم کشی فرستاده شده و می شوند. گلادیاتورهایی که باید بکشند تا کشته شوند و مصیب زدگانی که اربابان نه تنها حقوقی به آنها نپرداخته و نمی پردازند که حقوق انسانی مینیمم آنها از جمله حق ازدواج و حق حضور در اجتماعات را از آنها دریغ کرده و دریغ می کنند.

    هر که گریزد ز خراجات شهر
    بارکش غول بیابان شود

    بیابانی بنام "قرارگاه اشرف" در بروهوتی بنام "صحرای دیالی" که اکنون هفت سال پس از فرار رهبران فرقه هنوز دربهایش به یمن پشتیبانی واشنگتن و تلاویو بسته است و کسی جرئت زدن دست رد بر سینه غول و رهایی از "بارکشی" را ندارد که بسیاری را دیده ایم که به همین روند در "مزار شهدا"ی فرقه تلنبار شدند.

    اگر درست بیاد داشته باشم هفته قبل بود که یکی را در حین فرار از کمپ بدنام اشرف گرفتند و جلوی خانواده ها به قصد کشت زدند و بردند و نیم ساعت بعد "هلیکوپتر آمریکایی" بالای سر خانواده ها (بله خانواده هایی که برخی بلای هفتاد سال سن دارند) حاضر شد تا با تهدید و فیلم برداری و پرواز در ارتفاع پایین از اعتراضشان به شکنجه و ربایش فرد بیچاره جلو گیری کند. حسین رحیمی هم این هفته بعد از ده سال پنجه نرم کردن با سرطان مرد. آیا کسی حاضر نیست از رفقای صدای "آمریکا" سوال کند که چرا این پناهنده فرانسه طی این ده سال اجازه رسیدگی پزشکی در فرانسه را نیافت؟ یا این منفعتی در جهت "فشار بر ایران برای توقف غنی سازی کوفت و زهر مار" ندارد؟ و اگر یک کلمه علیه تروریست ها گفته شود ممکن است خدای نکرده فشار بر "اسرائیل" بیشتر شود؟ و همخوانی با "حرکت ضد اسرائیل" تعبیر شود؟

    به هر حال

    تا جایی که به صدای "آمریکا" بر می گردد قبول بفرمایید که اطلاع رسانی در این مسائل نمی تواند جزو وظائف رادیوی امریکا باشد (والا که دیگر رادیوی صدای "آمریکا" نبود)

    اکنون بعد از هفت سال که از سقوط صدام گذشته است بنظر می رسد که بالاخره لابی اسرائیل و نو محافظه کاران واشنگتن مجبور به دست بردن به سوی دستمال مصرف شده صدام حسین شده اند (جعبه ابزار خالی اینها را ببین! و بعد ادعا هایشان را!!). البته متاسفانه این وسط مردم ایران هم دچار خسارت شده و می شوند ولی آنچه باز در تاریخ باقی خواهد ماند کوتاه و مختصر خواهد بود. صفحاتی و خاطراتی از کسانی که در دو روز حکومتشان به مردم خودشان در امریکا و اسرائیل هم رحم نکردند.

    دو عکس زیر روی جلد نوار سازمان مجاهدین سرود های "نبرد با آمریکا" ، "سر کوچه کمینه" و "به خونم" است.

    در مقدمه آن نوشته:

    از ترانه های اولیه "سازمان مجاهدین خلق ایران" است که در سال 51 پس از اعدام انقلابی سرهنگ هوکینز مزدور امپریالیسم و شاه خائن و همآهنگ با یکی از ترانه های زیبای محلی در زندان سروده شد و به خارج زندان رفت و در سالهای بعد همیشه در برنامه های کوهنوردی توسط هواداران سازمان خوانده می شد. این ترانه در سال 58 تکمیل گردید.
    ...
    سر کوچه کمینه، مجاهد پر کینه
    آمریکایی بیرون شو، خونت روی زمینه
    ....
    فریاد هر مسلمان، لبیک بر شهیدان، خروش خلق ایران، نابود باد آمریکا
    تنها سلاح ملت، همبستگی و وحدت، یا فتح یا شهادت، نبرد با آمریکا
    ...

    (بقیه اش را اگر خواستید باید عکس ها را دانلود کنید. این نوار و انبوه مدارک جدید و قدیم هم هست که اگر کسی غیر از رادیو آمریکا و بقیه دولت امریکا که باندازه کافی دارند خواست می توانند تماس بگیرند)

    بله پرانتزی بود و خاطره ای در خاطره. بیخود نبود که رجوی دستور داد تمامی کتب و نوارها را بسوزانند. ولی آنهایی که سن و سالشان قد میدهد و وقایع در خاطرشان هست چه؟ آنها چه باید بکنند؟ سراینده سرود فوق و آهنگ گذار آن هنوز زنده و در کمپ اشرف است. به او چه می گویند؟ کدام آمریکایی حاضر است پاسخ کسانی را بدهد که با دروغ به جنگ با هموطنان خود فرستاده شدند؟ کدام امریکایی فارسی زبانی هست که هدیه شدن "رجوی و سازمانش" به "صدام حسین در حال جنگ با ایران" از طرف "دانالد رامزفلد نو محافظه کار امریکایی" را توضیح دهد؟ چه کسی میخواهد به کسانی که بخاطر "یک دروغ بزرگ" در خیابانهای تهران "بقال و نانوا و زن و بچه" را به گلوله و خمپاره بستند آرامش بدهد؟ تکلیف آن بقال و نانوا و زن و بچه چه می شود؟ کدام مامور سیا و موساد و کوفت و زهرمار حاضر است به کسانی که با دستور "فرمانده کل ارتش رهایی بخش ملی ایران" با تانک روی زنان و بچه های کرد عراق رفتند بگوید که تمامی اینها یک "بازی امریکایی" و "یک هوس رانی صهیونیستی" بیش نبود؟

    بگذریم.

    و به خاطر آوردم و به خاطر آوردم تا اینکه تفکرات رو به سوی وطن و رو به سوی تاریخ وطن رفت. وطن و بخشی اصلی وطنی که خیلی با رجوی ها و ریگی ها و اربابان آنها و اینطور چیز ها اجین نیست. وطنی که به زرتشت ها و کورش ها و امیر کبیر ها و ... و علامه ها میرسد. (در پرانتز عرض کنم. راستی وقتی کورش کبیر آن بیانیه حقوق بشر مشهور را می نوشت هم الزاما روی دیگر سکه حقوق بشرش "توقف غنی سازی اورانیوم" بود؟! و اگر بیانیه حقوق بشرش هیچ مصرف "ضد اتمی" نداشت زبانش بند می آمد؟!!)

    به هر حال.

    با یاد وطن ناگهان فضا باز شد. روز شد. روشن شد. تاریکی رفت. سینه فراخ و به یکباره پر از غرور شد و ...

    بله خاطراتم به سوی ایران سوق داده شد و به یاد نامه ای تاریخی و پاسخی تاریخی تر افتادم که عرض می کنم.

    .

    چند ماه پس از کودتای امریکایی 28 مرداد، رادیو صدای امریکا از طریق سفارتش در تهران در تاریخ 19 دی 1332 دعوتنامه ای برای علامه علی اکبر دهخدا فرستاد و علامه نیز پاسخی مقتضی داد. نامه و جواب آن را از لابلای تاریخ در آوردم و اینجا کپی کردم.

    آقای پویا، اقرار می کنم که رعایت ادبی که در نامه شما دیدم در بیاد آوردن نامه مودبانه مرحوم دهخدا (چند ماه بعد از کودتای 28 مرداد امریکایی ها) بی تاثیر نبود

    سرتان سلامت، ممنون از وقتتان، با امید به آزادی اسرای زندان اشرف و با آرزوی پیشرفت و بهروزی روز افزودن ایران و ایرانی در هر کجا که هستند

    --

    متن نامه رئيس اداره اطلاعات سفارت آمريکا:

    19 دی 1332

    خيابان ايرانشهر، فيشرآباد، تهران

    آقای محترم- صدای آمريکا در نظر دارد برنامه ای از زندگانی دانشمندان و سخنوران ايرانی، در بخش فارسی صدای آمريکا از نيويورک پخش نمايد. اين اداره جنابعالی را نيز برای معرفی به شنوندگان ايرانی برگزيده است. در صورتی که موافقت فرماييد، ممکن است کتباً يا شفاهاً نظر خودتان را اطلاع فرماييد تا برای مصاحبه با شما ترتيب لازم اتخاذ گردد.

    ضمناً در نظر است که علاوه بر ذکر زندگانی و سوابق ادبی سرکار، قطعه ای نيز از جديدترين آثار منظوم يا منثور شما پخش گردد.

    بديهی است صدای آمريکا ترجيح می دهد که قطعه انتخابی سرکار، جديد و قبلاً در مطبوعات ايران درج نگرديده باشد. چنانچه خودتان نيز برای تهيه اين برنامه جالب، نظری داشته باشيد، از پيشنهاد سرکار حسن استقبال به عمل خواهد آمد .

    با تقديم احترامات فائقه

    سی. ادوارد. ولز

    رئيس اداره اطلاعات سفارت کبرای آمريکا

    ****** ****** ****** ****** ******

    و پاسخ علی اکبر دهخدا:

    جناب آقای سی. ادوارد. ولز، رئيس ادارۀ اطلاعات سفارت کبرای آمريکا

    نامه مورخه 19 ديماه 1332 جنابعالی رسيد، و از اينکه اين ناچيز را لايق شمرده ايد که در بخش فارسی صدای آمريکا از نيويورک، شرح حال مرا انتشار بدهيد متشکرم.

    شرح حال من و امثال مرا در جرايد ايران و راديوهای ايران و بعضی از دول خارجه، مکرر گفته اند. اگر به انگليسی اين کار می شد، تا حدی مفيد بود؛ برای اينکه ممالک متحده آمريکا، عدٌه ای از مردم ايران را بشناسند. ولی به فارسی، تکرار مکرٌرات خواهد بود، و به عقيده من نتيجه ندارد..

    و چون اجازه داده ايد که نظريات خود را در اين باره بگويم و اگر خوب بود حُسن استقبال خواهيد کرد، اين است که زحمت می دهم، بهتر اين است که اداره اطلاعات سفارت کبرای آمريکا به زبان انگليسی، اشخاصی را که لايق می داند معرفی کند. و بهتر از آن اين است که در صدای آمريکا به زبان انگليسی برای مردم ممالک متحده شرح داده شود که در آسيا مملکتی به اسم ايران هست که خانه های قراء و قصبات آنجا، در، و صندوق های آنها قفل ندارد، و در آن خانه ها و صندوق ها طلا و جواهرات هم هست، و هر صبح مردم قريه، از زن و مرد به صحرا می روند و مشغول زراعت می شوند، و هيچ وقت نشده است وقتی که به خانه برگردند، چيزی از اموال آنان به سرقت رفته باشد.

    يا يک شتردار ايرانی که دو شتر دارد و جای او معلوم نيست که در کدام قسمت مملکت است، به بازار ايران می آيد و در ازای «پنج دلار» دو بار زعفران يا ابريشم برای صد فرسخ راه حمل می کند و نصف کرايه را در مبداء و نصف ديگر آن را در مقصد دريافت می دارد، و هميشه اين نوع مال التجاره ها سالم به مقصد می رسد.

    و نيز دو تاجر ايرانی، صبح شفاهاً با يکديگر معامله می کنند و در حدود چند ميليون، و عصر خريدار که هنوز نه پول داده است و نه مبيع آن را گرفته است، چند صد هزار تومان ضرر می کند. معهذا هيچ وقت آن معامله را فسخ نمی کند و آن ضرر را متحمل می شود.

    اينهاست که از اين گوشه آسيا شما می توانيد به ملت خودتان اطلاعات بدهيد، تا آنها بدانند در اينجا به طوری که انگليسی ها ايران را معرفی کرده اند، يک مشت آدمخوار زندگی نمی کنند، و از طرف ديگر به فارسی، به عقيده من خوب است که در صدای آمريکا، طرز آزادی ممالک متحده آمريکا را در جنگ های استقلال، به ايرانيان بياموزيد و بگوييد که چگونه توانسته ايد از دست استعمار خلاص شويد؟ و تشويق کنيد که واشنگتن ها و فرانکلن ها در ايران، برای حفظ استقلال از همان طرق بروند.

    در خاتمه با تشکر از لطف شما احترامات خود را تقديم می دارد.

    علی اکبر دهخدا

    ----------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=8474

    گفتگوی صدای آمریکا (رادیوی دولتی ایالات متحده امریکا!!) با محمد محدثین یکی از سرکردگان تروریست

    .

    ... به این ترتیب می شود به برخی دیگر از تناقضات و رفتارهای پارادوکسیکال صدای آمریکا در این خصوص اشاره کرد. اما مسئله وقتی بغرنج تر و مشکل می شود که آقای چالنگی تاکنون هیچ اشاره و توضیحی در خصوص این رفتارهای متناقض برای مخاطبان صدای آمریکا نداده است. این در حالی است که ظاهراً و بر اساس ادعای ایشان و دیگر مجریان، صدای آمریکا رسانه ای مخاطب محور است که با ادعای احترام به شعور و حق دریافت اطلاعات آزاد با مخاطبان خود تنظیم رابطه می کند. بد نیست در اینجا و اگر چه غیر مستقیم بار دیگر ...

    امید پویا، مجاهدین دبلیو اس، بیست و یکم ژوئیه 2010
    http://www.mojahedin.ws/article/show.php?id=3563

    تلویزیون صدای آمریکا در یک اقدام مسبوق به سابقه در رابطه با حکم استیناف دادگاه فدرال آمریکا در موضوع تفحص و تجدید نظر وزارت امورخارجه آمریکا در نامگذاری تروریستی سازمان مجاهدین خلق با محمد محدثین یکی از اعضای سازمان به گفتگو نشست. این گفتگو که در برنامه فارسی 26 تیرماه 1389 انجام شد حاوی نکات قابل تعمقی است که اگر چه پیشتر نیز به برخی از آنها اشاره و مورد تأکید قرار گرفته اما به دلیل حساسیت موضوع و تکرار اقدام غیر قانونی صدای آمریکا در نفس گفتگو با عضو یک سازمان تروریستی مجدداً مورد بازخوانی و تأکید قرار می گیرد.

    تلویزیون آمریکا بارها و بصورت موکد در برنامه های بخش فارسی بر این نکته تأکید و اصرار داشته است که درهای صدای آمریکا به روی تمام سازمان ها و شخصیت های حقیقی و حقوقی برای پاسخگویی و دفاع در مقابل مطالبی که له یا علیه آنها از این رسانه پخش می شود، باز و از تمامی پاسخ ها استقبال می کند. این توضیح اما با یک تبصره همیشگی و مورد تأکید همراه بوده و آن اینکه تنها گروه های تروریستی از چنین حقی محروم هستند و صدای آمریکا به هیچ وجه به افراد یا مرکزیت و یا هر نوع قسمی که به ترویج و معرفی این سازمان ها منجر شود، اجازه انعکاس نقطه نظرات و صحبت های آنها را نخواهد داد. این ادعا تقریباً ترجیع بند تمام توضیحات حاشیه ای و در واقع مرامنامه ای است که مدام صدای آمریکا بر روی آن تأکید دارد. اما صدای آمریکا خود اولین ناقض این قاعده بوده و کماکان نیز تنها رسانه ای است که به عنوان صدای رسمی آمریکا همواره با گروه های تروریستی و بخصوص سازمان مجاهدین خلق به تعامل و گفتگو می نشیند. صدای آمریکا خود بهتر می داند که اقدامات مورد اشاره تا چه اندازه در چارچوب اطلاع رسانی آزاد و تا چه اندازه در جهت عکس پرنسیب ها و ادعاهای مطروحه است.گفتگوی صدای آمریکا با محمد محدثین درست در راستای نقض چنین تعهد و قاعده ای از چند جهت حائز اهمیت است که به برخی از آنها اشاره می شود و امید می رود آقای چالنگی پاسخی قانع کننده برای آنها داشته باشد.

    اول اینکه به تصریح و تأکید مجری صدای آمریکا (آقای چالنگی) در زمانی که ایشان با آقای محدثین گفتگو می کنند، نام سازمان مجاهدین خلق در لیست تروریستی وزارت امور خارجه آمریکا ثبت است و حتی اگر فردا این نام از لیست مورد نظر حذف شود، فی النفسه و فی الحال صدای آمریکا خلاف ادعا و پرنسیب های رسانه ای خود عمل نموده است. البته این اتفاق چنان که اشاره کرد مسبوق به سابقه است و صدای آمریکا همواره یکی از تریبون هایی بوده که کوچکترین اتفاقات مربوط به این سازمان را با حضور اعضای سازمان و البته در پوشش های مختلف منعکس کرده است.

    دوم اینکه به تصریح و تأکید مجری برنامه نام سازمان مجاهدین خلق علیرغم تغییر موضع بعضی دولت ها و نهادها اما کماکان از سوی آمریکا، و شمار زیادی از کشورهای اروپایی و حتی منطقه در لیست تروریستی قرار دارد. جالب اینجا است که این مهم را مجری این برنامه تصریح و اذعان می دارند که؛ خوب اين وزارتخارجه آمريکا که نبوده. ... کشورهاى اروپايى هم بودند، دولتهاى اروپايى هم بودند. برخى دولتها در منطقه هستند، يا دولت کنونى، برخى از گردانندگان دولت کنونى عراق هم هست که سازمان مجاهدين خلق ايران را يک سازمان تروريستى مىدانستند. با این حساب آیا نفس اقدام صدای آمریکا در گفتگو با محدثین خارج از قواعدی که خود منظور نموده، نوعی دهان کجی با جامعه بین الملل و کشورهای مورد نظر ایشان و مخاطبان صدای آمریکا محسوب نمی شود.

    سوم اینکه وقتی مجری برنامه در واکنش به توضیحات محدثین تصریح دارند که؛ همزمان رئيسجمهور آمريکا جمهورى اسلامى ايران را هم حامى تروريسم بينالمللى مىدانسته و مىداند. پس چطور مىشود گفت که در اثر يک مماشات هست که سازمان مجاهدين را سازمان تروريستى مىدانستند. حال آن که مىبينيم جمهورى اسلامى را هم گفتند حامى تروريسم بينالمللى. به یک معنی می خواهد ضمن تبرئه آمریکا از اتهام مماشات با جمهوری اسلامی بر این معنی تأکید کند که موضع آمریکا در قبال مجاهدین متکی به دلایلی خارج از ادعای محدثین است. پس نامگذاری مجاهدین توسط آمریکا در لیست تروریستی به همان دلیلی که جمهوری اسلامی را در لیست خود منظور کرده، علی القاعده نمی تواند سیاسی و ابزاری باشد و به یک معنی بر سازوکارهای دیگری متکی است. در این صورت آقای چالنگی چگونه به خود اجازه می دهند تریبون صدای آمریکا را در اختیار یک تروریست قرار دهند.

    چهارم اینکه بالاخره آقای چالنگی سازمان مجاهدین را تروریست می شناسند یا خلاف این نظر را دارند. اگر خلاف این نظر را دارند پس چه اصراری در اثبات بی طرفی آمریکا در نامگذاری سازمان در لیست تروریستی وزارت امورخارجه دارند. اگر غیر از این است و آنگونه که از اظهارات ایشان هم بر می آید، مجاهدین را به عنوان یک سازمان تروریستی می شناسند، چه اصراری دارند نقطه نظرات نماینده یک سازمان تروریستی را از رسانه صدای آمریکا پخش و بر خلاف دیدگاه های رسمی دولت آمریکا عمل کنند. اگر به زعم ایشان خط سرخ و مرزبندی صدای آمریکا فقط با تروریست ها است، در این صورت نفس عمل چالنگی باز نشان می دهد که مجاهدین را تروریست نمی شناسد. در نهایت اینکه رویه آقای چالنگی را می توان مصداق ضرب المثل یک بام و دو هوای ایرانی ها تعبیر و تلقی کرد.

    به این ترتیب می شود به برخی دیگر از تناقضات و رفتارهای پارادوکسیکال صدای آمریکا در این خصوص اشاره کرد. اما مسئله وقتی بغرنج تر و مشکل می شود که آقای چالنگی تاکنون هیچ اشاره و توضیحی در خصوص این رفتارهای متناقض برای مخاطبان صدای آمریکا نداده است. این در حالی است که ظاهراً و بر اساس ادعای ایشان و دیگر مجریان، صدای آمریکا رسانه ای مخاطب محور است که با ادعای احترام به شعور و حق دریافت اطلاعات آزاد با مخاطبان خود تنظیم رابطه می کند. بد نیست در اینجا و اگر چه غیر مستقیم بار دیگر بر روی این تناقضات و از زاویه نوعی مطالبه معمول تأکید نموده و از ایشان بخواهیم حداقل به پاسخی هر چند کوتاه به این رفتارهای دوگانه مبادرت نمایند. هر چند سکوت صدای آمریکا تا کنون این گمانه را که آنها یک رسانه کمیت محور و بدون مرزبندی و قاعده هستند، به یک باور انکارناپذیر تبدیل کرده است.

    -----------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=7739

    آقای چالنگی، ننگتان باد. همین

    .

    ... چالنگي (صدای امریکا): بله سپاسگذار هستيم خانم مهري سعادت عضو سازمان مجاهدين خلق ايران و از ساكنان اردوگاه اشرف- ما فيلم هايي در اين زمينه بدست ما رسيده بود, به خاطر مسائل كپي رايت و مسائل ديگه پس از حل شدن اين مسائل و منابع خبري ديگه يي كه به ما گزارشهايي بدهند حتما پخش خواهيم كرد با سپاس از شما ...

    حوریه محمدی، شهروند کانادا، جلوی درب قرارگاه گروه تروریستی مجاهدین تحت حمایت امریکا، بیست و دوم فوریه 2010

    خانم حوریه محمدی شهروند کانادا که به همراه تعداد دیگری از خانواده ها درجلوی درب ورودی قرارگاه اشرف بست نشسته است با ملاحظه متن مصاحبه صدای امریکا با نماینده رجوی در سایت گروه تروریستی مجاهدین گفت: به آقای چالنگی و دوستانشان بگویید: ننگتان باد. همین.


    (حوریه محمدی، درب ورودی قرارگاه تروریست های تحت حمایت واشنگتن)

    لینک به گزارش سایت رجوی از مصاحبه اش با چالنگی و صدای امریکا
    http://www.aftabkaran.com/jebhe.php?id=1078


    (مصاحبه چالنگی، صدای امریکا، با عبدالمالک ریگی)

    متن مصاحبه صدای امریکا با نماینده رجوی در قرارگاه اشرف (بدون شرح)

     مصاحبه با مهري سعادت در مورد آمدن وزارت اطلاعات جلو در شهر اشرف

    سلام به شما تلويزيون صداي آمريكا 1/12/1388 « 20 فوريه 2010 - 20 فوريه 2010- چالنگي: خوب صحبت دخالت در امور داخلي كشورها از جمله عراق شد. روز گذشته آقاي كريستوفر هيل سفير آمريكا در بغداد اشاراتي داشت به اين موضوع و روز پيش از آن در جريان تداركات مقدماتي انتخابات عراق است, برخي از چهره هاي سياسي مخالف دخالتهاي ايران در عراق هم حكومت ايران متهم كردند. برخي از مطبوعات همچنين و سايتهاي خبري, از جمله مواردي كه دخالت ناميده شده آنچه هست كه مخالفين جمهوري اسلامي تحريكاتي در اطراف كمپ اشرف ناميدند, حال آن كه جمهوري اسلامي در اين زمينه سلب مسئوليت كرده و همينطور دولت عراق بارها گفته كه ما داريم به وظايف قانونيمان عمل مي كنيم منابع خبري عرب زبان در اين زمينه گزارشهايي داشتند در باره آنچه كه روزهاي اخير در جريان انتخابات عراق در جريان هست, اطراف كمپ اشرف خانم مهري سعادت از ساكنان اين كمپ, عضو سازمان مجاهدين خلق ايران روي خط ارتباطي ما هستند. سلام به شما

    مهري سعادت: با سلام به شما و بينندگان محترمتان خواهش مي كنم بفرماييد.

    چالنگي: اين تحريكاتي كه ازش اسم برده شده حال آن كه مسئولان دولت عراق آن گروه كه متهم هستند به ارتباط با حكومت ايران تكذيب كردند اين موضوع را, چي هست؟

    مهري سعادت: بله همانطور كه خودتان اشاره كرديد, الان ما اينجا 13 روز است كه شاهد هستيم كه رژيم ايران با يك طرح مشخص افرادي را تحت عنوان خانواده هاي مجاهدين و البته در همكاري با نيروهاي ارتش عراق جلو در اصلي اشرف آورده, ضمن اين كه رژيم به آنها گفته كه مطلقاً نبايد وارد اشرف بشويد, ولي مي خواهد اينطور وانمود كند كه گويا اين مجاهدين هستند كه آنها را به اشرف راه نمي دهند و اينها اينجا دست به نمايشهاي مسخره يي زدند, مثلاً اينها با استفاده از بلندگوهاي چهار بانده و قوي و طبل و سنجي كه ارتش عراق در اختيارشان گذاشته روزانه عليه مجاهدين و ساكنان اشرف دشنام و ناسزا مي گن, تحريك مي كنند, بعد مي گن كه ما به اشرف حمله كنيم, اشرف را به خاك و خون مي كشيم و مي گويند كه ما در اين حمله ارتش عراق هم بهطور كامل از ما حمايت مي كند,. رفت و آمدشان با خودروهاي ارتش عراق هستش. اين گرداني كه اينجا ساكن هست اينها را جا داده, استقرار داده و تمام مسائل اينها را اينجا دارد اينجا حل مي كند. خوبه اينجا بگويم كه بيمارستان اشرف هم اينجا كنار در اصلي قرار گرفته كه متأسفانه مريض هاي بدحالي الان داريم كه آنجا بستري هستند كه اينها با اين كارهايشان آرامش اينها را هم به هم زدند.

    چالنگي: شما خانم سعادت به استناد چه شواهد و مدارك تأييدشده يي اظهار اطمينان مي كنيد كه آنچه كه در اطراف پايگاه اشرف مي گذرد يا كمپ اشرف سازماندهي شده يا طراحي شده توسط جمهوري اسلامي در ايران؟

    مهري سعادت: بله, خيلي سؤال خوبي كرديد الان همانطور كه فيلم ها قابل ارائه است الان خيلي از خبرگزاريهاي عراقي هم نشان دادند اينها خودشان با صداي خودشان آمدند و اعلان حمله مي كنند به اشرف, هيچ شكي و ابهامي نماند تو كارهايي كه اين چند روز اخير اينها انجام دادند. (نامفهوم) به اصطلاح اعضاي خانواده كه در ايران هستند, از جمله خانواده خودمان اين را به ما خبر دادند و. اعمال خودشان هم اينجا همين را نشان مي دهد اينها مثلاً حرفهاي تحريك آميز مي زنند, اصلاً هدفشان ملاقات و اينها نيست مي گويند ما به اصطلاح اينجا را مي بنديم, نمي دانم حمله مي كنيم بهتان, به خاك و خون مي كشيم و فيلم هايشان هم كه پخش شده عناصري هم كه الان با آنها هستند شناخته شده هستند كه خوب مشخص است.. به اسم خانواده آمدند ولي خوب ما اينها را با اسم و مدرك افشا كرديم و اسامي=شان را به مراجع بينالمللي هم داديم.

    چالنگي: يعني براي ساكنان اشرف اينطور كه شما مي گوييد و استنباط مي شه اين امكانات وجود دارد كه بيرون از اردوگاه اشرف در عراق افرادي را شناسايي كنند و ارتباطاتي را كشف كنند. و اين اتهام بر اساس چنين اقداماتي است؟

    مهري سعادت: بله آخه الان,

    چالنگي: حالا ممكن است ايراني نباشند من نمي دانم هر چه كه هستند. من نمي دانم. يعني پرسش من اين هست؟

    مهري سعادت : درست مي گين, اين نفرات قبلاً معرفي شدند. الان خودشان هم اسم خودشان را معرفي مي كنند. اينها اصلاً فيلم ها (نامفهوم) نشان داده, توي سيما اينها كاملاً (قابل) رؤيت است و صدايشان هم پخش مي شه (نامفهوم) اين هستش كه پانزده بار به اينجا امدند با رژيم و خودشان هم الان با بلندگو اين ها را مي گويد. كه توي يك (نامفهوم) خودش با صداي خودش مي گويد و بلندگوهاي قوي همانطور كه گفتم بلندگوهاي قوي كه ارتش عراق در اختيارشان قرار داده اينها را مي گويند مستمر و مي گويند كه مثلاً, خودش مي گويد من در يكسال گذشته 15 بار با رژيم آمده اينجا و همين حرفهاش را زده, اينها غير رژيمي باصطلاح قبلش كه مي آمدند را, مشكلي نداشتيم, ولي خوب اينها همشون با رژيم آمدند و كارهايي كه انجام مي دهند, كاملاً مشخصه. براي اين كه هيچ ابهامي هم نماند, مثلاً خانواده هاي ما قبلش از اين كه به اصطلاح حفاظت بيفتد دست عراق, از ارتش عراق بيفتد عراق, خانواده هاي ما مستمراً مي آمدند به ديدار ما. (نامفهوم) مجاهدين و هر قدر هم كه مي خواستند توي هتل ايران تو داخل اشرف مي ماندند مهمان مي شدند ولي خوب همانطور كه الان مي دانيد اخيراً همين خانواده هايي كه چند سال اخير به اينجا مي آمدند رژيم اينها را دستگير كرده حكم هاي سنگين بهشان داده منجمله حلق آويز و اينها. ولي خوب چطوره كه در همين شرايطي كه باصطلاح خانواده هايي كه اينطوري آزادانه مي امدند به ديدار ما دستگير مي شوند ولي اينها مي آيند اينطوري 13 روز همانطور كه گفتم جلو در مي ايستند و از اين حرفها مي زنند مشخص هستش كه اينها با وزارت اطلاعات آمدند.

    چالنگي: بله سپاسگذار هستيم خانم مهري سعادت عضو سازمان مجاهدين خلق ايران و از ساكنان اردوگاه اشرف- ما فيلم هايي در اين زمينه بدست ما رسيده بود, به خاطر مسائل كپي رايت و مسائل ديگه پس از حل شدن اين مسائل و منابع خبري ديگه يي كه به ما گزارشهايي بدهند حتما پخش خواهيم كرد با سپاس از شما.

    مهري سعادت: تشكر مي كنم.

    ----------


    (حوریه محمدی، درب ورودی قرارگاه تروریست های تحت حمایت واشنگتن)

    ---------

    در همین رابطه:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=6547

    نامه سرگشاده به خانم هیلاری کلینتون وزیرامورخارجه امریکا

    اعتراض به حمایت رادیو دولتی امریکا از تروریسم بر علیه حرکت مردمی ملت ایران

    .

    .

    الف .مینو سپهر، وبلاگ زنان در اسارت فرقه رجوی، بیست و یکم ژوئن 2009
    http://www.banafsheh707.blogfa.com/

    واشنگتن ـ دفتروزارت امورخارجه ـ بخش اموربین الملل ـ اموررسانه ها

    موضوع پشتیبانی ازگروه تروریستی مجاهدین توسط بخش فارسی صدای امریکا

    خانم وزیربا احترام فراوان .

    همانگونه که آگاهید سازمان تروریستی مجاهدین ازنظر دولت امریکا درلیست گروه های تروریستی درکنارگروه مخرب القائده قراردارد _ این گروه درقالب عملیات تروریستی واقدامات خشونت بار ازتاریخ پیدایش بویژه ازسال 1982 تا 2003 ده ها هزارتن از هم میهنان مارا درعملیات نظامی _ تروریستی به خاک وخون کشیده است _ بنابراین این گروه نه تنها کوچکترین پایگاه وجایگاهی درمیان مردم ایران ندارد بلکه درنزد عموم مردم ایران بعنوان یک گروه منزوی و خشونت گرا باسابقه ای سیاه شناخته می گردد .

    سرکارخانم کلینتون .

    ازیک سال پیش بخش فارسی صدای امریکا بدون درنظر گرفتن این واقعیت از اعضای موثر این گروه بعنوان روزنامه نگاردربرنامه های بخش فارسی خود استفاده می نماید که چنین اقداماتی صرف نظر از زیرپاگذاشتن منشور صدای امریکا توسط مسئولین این رسانه نوعی پشتیبانی از تروریسم محسوب می گردد .

    برای نمونه می توان از دعوت برنامه ساز این تلویزیون آقای بیژن فرهودی از افرادی چون علیرضاجعفرزاده ـ حسن داعی الاسلام ازاعضای مهم این سازمان تروریستی یاد کرد

    خانم وزیر _ بنده بعنوان یک بیننده این رسانه قبلا طی دومورد بگونه ای مستند مراتب اعتراض خود رابه اینگونه اقدامات غیرقانونی طی نامه هایی مستند و سرگشاده به عرض آقایکامبیزمحمودی رساندم که متاسفانه مورد برسی قرارنگرفت .

    خانم کلینتون

    ازچند شش ماه پیش بدین سو فردی بنام علی جوانمردی ازطرفداران این گروه تروریستی دربخش خبر وبعنوان گوینده در این تلویزیون مشغول بکار گردیده و بنا به مدارک پیوست درچندین مورد بگونه ای صریح وروشن از مواضع این گروه تروریستی جانبداری نموده و درجهت تبلیغ برای آنها اقدام می نماید.

    بنا برتحقیقات بنده ایشان دربخش فارسی تنظیم وگزینش خبر فعالیت می نماید و دربرخی از موارد سعی می کند به طرق متفاوت برای این گروه ترریستی تبلیغ نماید که آخرین مورد آن بنا برمدارک پیوست پخش بخشی ازسخن رانی مریم رجوی دربخش خبرها ونظرها درتاریخ 2009/06/20 می توان اشاره نمود .

    خانم کلینتون توجه داشته باشید

    درحالی که هم اکنون مردم ایران درچهارچوب یک جنبش مدنی مسالمت آمیز مشغول احقاق حقوق خود هستند _ طرفداران این گروه سعی می کنند با نفوذ دررسانه های همگانی ضمن بهره برداری ازشرایط بوجود آمده بنفع خود سواستفاده نمایند .

    از آنجائیکه نظام حاکم برایران بخاطرسوابق سیاه وتروریستی نسبت به این گروه تروریستی حساسیت خاصی دارد _ لذا چنین اقداماتی از جانب بخش فارسی صدای امریکا به زیان جنبش مدنی مردم ایران تمام خواهد شد که نمونه آنرا می توان درایجاد اختلال درپخش تلویزیونی صدای امریکا ازتاریخ 2009/06/20 درایران نام برد .

    خانم کلینتون درپایان این نامه ازشما تقاضا دارم باتوجه به اینکه صدای امریکا تحت نظروزارت امور خارجه آن کشور فعالیت می نماید دستور فرمائید باتوجه به مدارک پیوست نسبت به تخلف بخش فارسی صدای امریکا بررسی وتحقیق نموده وازتکرار چنین اقدامات خلاف قانون جلوگیری نمایند .

    با تشکروسپاس فراوان _

    الف .مینو سپهر کنکاشگروتلاشگرحقوق بشروزنان 2009/06/21

    به پیوست مدارک ومستندات

    نگارشگر الف.مینوسپهر

    ----------

    در همین رابطه:
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=4392

    اعلام رسمی به ته دیگ خوردن کفگیر لابی اسرائیل در واشنگتن توسط نماینده فرقه رجوی در بخش فارسی صدای آمریکا همزمان با روز ابقای نام فرقه رجوی در لیست تروریستی امریکا

    .

    ایران اینترلینک، به نقل از مجاهدین دبلیو اس،بیست و دوم آوریل 2008:

    سایت مجاهدین دبلیو اس امروز گزارش داد:
    لینک به متن اصلی:
    http://www.mojahedin.ws/news/text_news.php?id=1639

    "... بخش فارسی صدای آمریکا در برنامه میزگردی با شما حسن داعی با نام واقعی حسن داعی اسلام از اعضای سازمان مجاهدین خلق را روی آنتن برد. این برنامه که با موضوع آمریکا تخاصم یا سازش اجرا گردید، روابط ایران و غرب و مشخصا آمریکا را مورد بررسی، تجزیه و تحلیل قرار می داد. حسن داعی اسلام که با عنوان پژوهشگر در این برنامه دعوت شده بود از اعضای فعال سازمان تروریستی مجاهدین خلق در پروژه دیپلماسی مجاهدین است..."

    .

    این در حالی است که روزنامه السیاسه کویت روز گذشته گزارش داد: (ترجمه از خبرگزاری فارس)
    لینک به متن اصلی:
    http://iran-interlink.org/?mod=view&id=4370
     

    "... به گزارش فارس، روزنامه كویتی السیاسه در مقاله‌ای به قلم "عبدالعظیم محمود حنفی" نویسنده و پژوهشگر مصری نوشت: بیانیه وزارت امور خارجه آمریكا كه در 10آوریل 2008 منتشر شد و شامل سازمانهای تروریستی است، نام سازمان مجاهدین خلق در ردیف 29 از میان 44 سازمان تروریستی ذكر شده است. این روزنامه با اشاره به مخالفت‌های آمریكا با اخراج این گروه تروریستی از عراق نوشت: در واشنگتن دو موضع و دو دیدگاه متفاوت درباره سازمان مجاهدین خلق وجود دارد.
    نظریه نخست این است كه واشنگتن باید فكر حمایت از مجاهدین خلق را كنار بگذارد زیرا این سازمان یك سازمان تروریستی ماركسیستی و غیر دمكراتیك است.
    دیدگاه دوم از همكای میان آمریكا و این سازمان تروریستی حمایت می‌كند و حتی برخی گزارش‌ها نشان می‌دهد نیروهای آمریكایی اعضای این سازمان را آموزش و حمایت تسلیحاتی می‌كند، تا نظام ایران را از بین ببرد...

    نشریه كنگرشنال ویكلی چندی پیش نوشته بود وزارت دفاع آمریكا (پنتاگون) در نظر دارد اعضای سازمان مجاهدین را برای اقدام علیه ایران، آموزش دهد.

    السیاسه همچنین از برگزاری نشستهای محرمانه بین سازمان اطلاعات مركزی آمریكا (سیا) و برخی از افسران بلندپایه وزارت دفاع آمریكا با برخی مسوولان این گروه تروریستی خبر داد و نوشت: یك تاجر بزرگ ایرانی مقیم لس‌آنجلس كه روابط تنگاتنگی با دولت كنونی آمریكا دارد میانجیگری این مذاكرات را بر عهده داشته است و آمریكا تلاش دارد با برگزاری چنین نشست‌هایی از این گروه برای برهم زدن اوضاع داخلی..."

    --------------

    *   *   *   *

    مجاهدین دبلیو اس، بیست و دوم آوریل 2008
    http://www.mojahedin.ws/news/text_news.php?id=1639

    حضور نماینده و عضو سازمان مجاهدین خلق در بخش فارسی صدای آمریکا

    بخش فارسی صدای آمریکا در برنامه میزگردی با شما حسن داعی با نام واقعی حسن داعی اسلام از اعضای سازمان مجاهدین خلق را روی آنتن برد. این برنامه که با موضوع آمریکا تخاصم یا سازش اجرا گردید، روابط ایران و غرب و مشخصا آمریکا را مورد بررسی، تجزیه و تحلیل قرار می داد. حسن داعی اسلام که با عنوان پژوهشگر در این برنامه دعوت شده بود از اعضای فعال سازمان تروریستی مجاهدین خلق در پروژه دیپلماسی مجاهدین است.

    وی اکنون در حال اداره سایتی با عنوان در جستجوی حقیقت است که دیدگاه ها و نقطه نظرات سازمان مجاهدین را نمایندگی می کند. بخشی از وظایف تشکیلاتی داعی اسلام گفتگو با شبکه های تلویزیونی و همچنین نگارش مقالاتی در خصوص بحرانی کردن چالش های سیاسی میان ایران و آمریکا است. اظهارات داعی اسلام در این برنامه تماما در راستای دنبال کردن خط و خطوط سازمان مجاهدین خلق پیگیری می شد. نکته جالب نوع ادبیات خاص آقای داعی اسلام بود که یکسره ملهم از ادبیات هتاکانه و تحریف گرایانه مجاهدین بدون کمترین اعتراض از سوی مجری برنامه از صدای آمریکا پخش گردید.

    -------------

    در همین رابطه:
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=2051

    خبرگزاری مهر، دوم آوریل2007

    " رهبری جنبش مقاومت مردمی ایران" را از رجوی گرفته و به عبدالمالک ریگی دادند

    گفتگوی رادیوی دولتی آمریکا با عبدالمالک ریگی
    رادیو صدای آمریکا، شب گذشته با عبدالمالک ریگی، تروریست متواری با عنوان رهبر جنبش مقاومت مردمی ایران! گفتگو کرد
    به گزارش خبرگزاری مهر، شبکه تلویزیونی "رادیو آمریکا" موسوم به VOA شب گذشته برای نخستین بار با "عبدالمالک ریگی" سرکرده گروهک تروریستی جندالله با عنوان "رهبر جنبش مقاومت مردمی ایران"(!)  بطور زنده ، مصاحبه کرد.


    ریگی که تاکنون بیش از پنجاه نفر از هموطنان بلوچ را مجروح و یا به شهادت رسانده است، اکنون نیز جمعی از ماموران دولتی کشورمان را به گروگان گرفته و اقدام به باج گیری برای آزادی این گروگان ها کرده است.
    این اقدام وقیحانه و مغرضانه رادیو آمریکا در حمایت و ترویج رسمی تروریست مشهور منطقه بلوچستان، با اعتراض شدید محافل ایرانی مقیم ایالات متحده مواجه شده است.
    گفتنی است، راهبرد "اختلاف افکنی قومی و مذهبی و حمایت از گروههای تجزیه طلب " بارها به عنوان یکی از راهکارهای تضعیف حاکمیت ملی کشورمان از سوی محافل غربی مطرح شده و به نظر می رسد این اقدام بی سابقه رادیو آمریکا موج جدیدی از بکار گیری این راهبرد باشد

    -------------------

    همچنین:
    http://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=7320

    لابی اسراییل، نومحافظه‌کاران و جامعهی ایرانیان آمریکا

    (در باب حسن داعی الالسلام سر چماقدار فرقه رجوی در امریکا)

    .

    ... به عنوان مثال، در فوریه سال ۲۰۰۸، وقتی‌ که سازمان «عفو بین‌الملل» - و نه «نایک» - برنامه‌ای را به منظور ایجاد ارتباط بهتر با جامعه‌ی ایرانی در شهر لس آنجلس تدارک دید و از تریتا پارسی‌ به عنوان سخنران اصلی در آن برنامه دعوت کرد، گروهی اندک با شلوغ کردن در هنگام سخنرانی‌ وی مجلس را به هم ریختند.یکی‌ از رهبران این گروه حسن داعی‌الاسلام بود که در حال حاضر «نایک» و تریتا پارسی‌ از او به دلیل افترا و دروغ بستن به دادگاه شکایت برده‌اند ...

    محمد سهیمی، شورای ملی ایرانیان امریکا،واشنگتن دی سی، دوم دسامبر 2009
    http://www.niacouncil.org/index.php?option=com
    _content&task=view&id=1562&Itemid=2

    از ژوئن سال ۲۰۰۵ یعنی زمانی‌ که محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهور ایران شد، طرفداران اسراییل و نومحافظه‌کاران در آمریکا در تلاش برای تحریک کردن آمریکا و جوامع بین‌المللی برای جنگ و یا تحریم‌های ‌اقتصادی سنگین بر علیه ایران بوده‌اند. این گروه‌ها تلاش‌های متعدّدی را برای اهداف خود در پیش گرفته که از جمله آنها بزرگ کردن و دروغ گفتن در مورد برنامهٔ انرژی هستهٔ ایران، انتشار مقالات ضد ایران در روزنامه‌های معتبر آمریکا و پیگیری اعمال تحریم‌های اقتصادی بر علیه ایران در کنگره آمریکا بوده است. این گروه همچنین از شبکه‌های اینترنتی بهره برده است. هر یک از وب‌سایت‌های پرطرفدار ایرانی (همچون Iranian.com) دارای بلاگر‌های هستند که بسیاری از آنها قویاً جنگ با ایران و یا تحریم‌های اقتصادی سنگین بر علیه ایران را تبلیغ کرده و منافع اسراییل را پشتیبانی‌ می‌کنند.

    متاسفانه وقایع اخیر در ایران و انتخاب مجدد محمود احمدی‌نژاد با تقلب کمکی‌ به جوامع ضدجنگ در آمریکا و اروپا نکرده است. اعتراضات اخیر در ایران علیه تقلب انتخاباتی و کشته شدن ۷۲ نفر در این درگیری‌ها همدردی دنیا را به جنبش دموکراسی خواهی ایران برانگیخت. لابی اسراییل و نومحافظه‌کاران از این مسائل سوء‌استفاده کرده و می‌کوشند با برانگیختن خشم جامعه‌ی ایرانی،‌ اندیشه‌ی جنگ و تحریم‌های اقتصادی سنگین را بر علیه ایران، هرچند که این اندیشه و قصد ایشان مخالف دیدگاه رهبران جنبش دموکراسی‌خواهی ایران باشد، دامن بزنند.

    لابی اسراییل و نومحافظه‌کاران آمریکایی‌ از سوی دو گروه ایرانی‌ در تبعید در ترویج دیدگاه‌های خود برای جنگ با ایران و یا وضع تحریم‌های اقتصادی سنگین مورد پشتیبانی‌ قرار می‌گیرد: «سلطنت‌طلبان» و هواخواهان «مجاهدین خلق» که از سوی وزارت خارجه آمریکا به عنوانه یک گروه تروریستی نامشان به ثبت رسیده است. «سلطنت‌طلبان» بازماندگانی از گذشته ایران به شمار می‌آیند که بسیار همانند جامعه‌ی‌ کوبایی‌های آمریکا در فلوریدا هستند و یا می‌توان آنها را به طرفداران سزار روسیه در اروپا بهد از اکتبر سال ۱۹۱۷ تشبیه کرد، آنان همچنان در خیال‌پردازی خود که شاید یک روز بر سر قدرت به ایران برگردند به سر می‌برند؛ اما دارای پایه‌های حمایت مردمی در ایران نیستند.

    در سال ۱۹۷۰، من به عنوانه یک دانشجو از هواخواهان «مجاهدین خلق» بودم به این دلیل که این گروه با رژیم شاه مبارزه می‌کرد، و از آن سال تا به امروز وضعیت این سازمان را دنبال کرده‌ام. سازمان مجاهدین خلق تا سال ۱۹۷۹ طرفداران بسیاری در ایران داشت اما در سال ۱۹۸۱ این پشتیبانی‌ خود را از دست داد چرا که این سازمان کارزاری تروریستی را آغاز کرد و بسیاری از عناصر میان‌رو دولت ایران را ترور کرد و با این کار عناصر ارتجاعی به قدرت رسیدند، همان‌های که بعدها بسیاری از اعضای سازمان مجاهدین خلق را اعدام کردند.

    سازمان مجاهدین خلق بعد از آن مجبور به تبعید شد و تشکیلات خود را به عراق که در آن زمان به جنگ با ایران مشغول بود نقل مکان داد. مجاهدین خلق شروع به همکاری با صدام حسین در جنگ با نظامیان ایران کرد. عملیات تروریستی این سازمان و همچنین همکاری این سازمان با صدام حسین دشمن شماره یک ایران در آن زمان موجب شد که این سازمان کاملا پشتیبانان خود را در ایران از دست بدهد. اکنون این نیرو گروهی بی‌رمق به شمار می‌آید.
    به دلیل آنکه آمریکا سازمان مجاهدین خلق را تروریست می‌داند، «شورای ملی مقاومت» بازوی سیاسی این سازمان اهداف سیاسی این سازمان را در آمریکا پیگیری می‌کند. یکی‌ از اهداف اساسی‌ این سازمان این است که ایرانیان در تبعید را به عنوانه حامیان سازمان مجاهدین خلق و سیاست‌هایش در به‌ کارگیری تحریم‌های سنگین علیه ایران جلوه دهد. اما‌ این امر با اصل واقعیت بسیار فرق دارد.

    جامعه‌ی میلیونی ایرانیان آمریکای گروه بسیار تحصیلکرده و متخصص‌اند که اقشاری چون پزشکان‌، وکلا، دانشمندان، استادان دانشگاه‌ها و بازرگانان و صاحبان شرکت‌های موفق را در بر‌می‌گیرد. از نظر سیاسی این جامعه به دو دسته تقسیم می‌شود. یک دسته، که گروه بزرگ‌تر و اکثریت این جامعه به‌شمار می‌آید مخالف جنگ و تحریم‌های سنگین علیه ایران است، ولی‌ این گروه به دلیل عدم دسترسی به وسایل ارتباط جمعی، صدای‌شان برای مدت‌های طولانی شنیده نشد. در اصل در سکوت به سر می‌برد.

    گروه دوم - که بسیار اندک هستند ولی به انواع وسایل ارتباط جمعی‌ و رسانه‌ها دسترسی دارد- همانا طرفداران سلطنت و مجاهدین خلق به شمار می‌آیند. این گروه که از قدرت مالی بی‌شمار برخوردار است و مورد حمایت یهودیان ایرانی‌ ثروتمند می‌باشد که از نظام سلطنتی پشتیبانی می‌کنند، طرفدار دوآتشه‌ی رضا پهلوی، پسر شاه سابق ایران به شمار می‌آید که لقب افتخاری سلطنت را با خود حمل می‌کند.

    این گروه بخش عمده‌ی رسانه‌های گروهی - مانند رادیو و تلویزیون‌های ماهواره‌ای – که به منظور پخش برنامه در ایران ساخته شده‌اند در کنترل خود دارد. این گروه همچنین از طرفداران پرشور جرج بوش بوده و مخالف هرگونه روابط دوستانه مستقیم یا غیرمستقیم آمریکا با ایران است و نیز از حرکت‌های نظامی و تحریم‌های سنگین علیه ایران پشتیبانی می‌کند. خود رضا پهلوی بارها از آنچه خود «تحریم‌های گزینشی» علیه ایران نامیده دفاع کرده است.

    ولی‌ گروه دوم سرانجام وقتی که «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایک) در سال ۲۰۰۲ تشکیل شد، صدای خود را یافت. با هدایت دکتر تریتا پارسی‌، سخن‌دان شیوا، جذاب و آگاه این سازمان، «شورای ملی ایرانیان آمریکا» به تدریج به صدای رسای میانه‌روی سیاسی و هواداران دیپلماسی در برخورد با ایران به جای هواداری از جنگ و تحریم‌های سنگین تبدیل گردید. همچنین، « نایک» سرکوب خشونت‌آمیز تظاهرکنندگان را پس از انتخابات ۲۲ خرداد ریاست جمهوری در ایران به شدت محکوم کرده است. ظهور «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایک) به عنوانه صدای میانه‌رو منطق طبیعتاّ طرفداران اسراییل و نومحافظه‌کاران از جمله طرفداران آنان را در میان جامعه‌ی ایرانی‌ که همان سلطنت‌طلب‌ها و مجاهدین خلق باشند نگران کرده است. بنابر این چنین کمپین سازمان‌یافته‌ای علیه «نایک» به راه افتاد.

    نخست، سلطنت‌طلب‌های که رادیو و تلویزیون‌ها را کنترل می‌کردند شروع به حمله‌های شدید به «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایک) کردند. این حمله‌ها از سه ساله پیش آغاز شد، به طوری که حتی سخنرانی‌های عمومی تریتا پارسی‌ را مختل می‌کردند. به عنوان مثال، در فوریه سال ۲۰۰۸، وقتی‌ که سازمان «عفو بین‌الملل» - و نه «نایک» - برنامه‌ای را به منظور ایجاد ارتباط بهتر با جامعه‌ی ایرانی در شهر لس آنجلس تدارک دید و از تریتا پارسی‌ به عنوان سخنران اصلی در آن برنامه دعوت کرد، گروهی اندک با شلوغ کردن در هنگام سخنرانی‌ وی مجلس را به هم ریختند.

    چه کسی‌ این گروه را رهبری می‌کرد؟ یکی‌ از رهبران این گروه حسن داعی‌الاسلام بود که در حال حاضر «نایک» و تریتا پارسی‌ از او به دلیل افترا و دروغ بستن به دادگاه شکایت برده‌اند؛ و یک همدست دیگر که در حال حاضر مجبور هستم به عنوانه «پ. م.» از او نام ببرم و فعلا اسم وی را محرمانه نگاه دارم. داعی‌الاسلام روابط نزدیکی با سازمان مجاهدین خلق دارد. خواهر و بردار او از اعضای مجاهدین خلق هستند. وی و «پ. م.» با همکاری هم مقالات بسیاری در اینترنت انتشار داده‌اند که حمله به دیدگاه و اشخاصی است که مخالف جنگ و تحریم علیه ایران هستند.

    در سال ۲۰۰۷، من در برنامه‌ی تلویزیونی صدای آمریکا که در ایران هم پخش می‌شد با داعی‌الاسلام بحث و گفت‌وگو داشتم. در طول این برنامه او هر کسی‌ را که طرفدار روابط مسالمت‌آمیز سیاسی با ایران بود محکوم کرد. وقتی‌ که برنامه به پایان رسید و ما محل را ترک کردیم من متوجه شدم که او همراه خود یک محافظ شخصی‌ دارد. در جامعه‌ی‌ ایرانی‌ این مساله کاملا روشن است که فقط افراد مهم یک سازمان مثل سلطنت‌طلبان تا مجاهدین خلق از محافظان شخصی‌ بر خوردارند.

    «پ. م.» که در گذشته کمونیست بوده است در حال حاضر رهبریت سازمانی را به عهده دارد که تظاهر به طرفداری از حقوق بشر می‌کند ولی‌ هدف اصلیش فعالیت بر علیه هر کس و هر سازمانی‌ است که مخالف جنگ و تحریم علیه ایران است. این سازمان در نهایت فقط یک وب سایت با یک نشانی صندوق پستی است. برای سال‌ها، «پ. م» همکاری کاری نزدیک با «کنت. ر. تیممرمن»، مردی که تخصص اصلی‌اش بر ضد ایران است ‌داشته است.

    دانیال لوبن به تازگی گزارش داد که داعی‌الاسلام در ایمیلی به تیمرمن نوشته است که او تریتا پارسی‌ را ضعیف‌ترین رابط شبکه‌ی ایرانیان می‌داند و اینکه از بین بردن پارسی‌ می‌تواند آغازی برای از میان بردن تمامی این شبکه‌ که

    «پ. م» و وی از آن با عنوان لابی‌گرهای جمهوری اسلامی یاد کرده‌اند باشد. من بر باورم که «پ. م.»، داعی‌الاسلام را با تیمرمن آشنا کرده است.

    داعی‌الاسلام از ساله ۲۰۰۷ شروع به گذاشتن مقالات خود در اینترنت کرد. این مقالات به‌فرض قرار بود تحلیل نوشته‌ها و مقالات افراد و سازمان‌هایی باشد که دوستدار روابط مسالمت‌آمیز سیاسی با ایران هستند که او می‌کوشید نشان دهد که آنها لابی‌گرهای جمهوری اسلامی در داخل آمریکا به شمار می‌آیند. در حالی که مقالات او تحقیقات بسیار را طلب می‌کرد و نیازمند صدها ساعت وقت بود، وی با بیان تفاسیر شخصی خود بر آن بود تا با پنهان کردن حقایق تنها دیدگاه‌های مشخص خود را به کرسی بنشاند.

    من این مساله را به خوبی‌ می‌دانم چرا که او همین کار را با یکی‌ از نوشته‌های من کرد. من در ساله ۲۰۰۶ با همکاری خانم شیرین عبادی برند‌ه‌ی جایزه‌ی صلح نوبل مقالهٔ منتشر کردیم که در آن این بحث را داشتیم که اگر ایران یک دولت صاحب دموکراسی شود، برنامه‌ی‌ انرژی هسته‌ایش دیگر خطری نخواهد داشت و نیز اینکه دولت بیل کلینتون هیچ کمکی‌ به دولت اصلاح‌طلب خاتمی نکرد. داعی‌الاسلام در نوشته‌ای ادعا کرد که ما گفته‌ایم که چون کلینتون به خاتمی کمک نکرد او شکست خورد. این کاملا یاوه‌گویی محض و بی‌معنی بود. بنابر این، وی به عنوان نتیجه ادعا کرده بود که ما لابی‌گرهای دولت جمهوری اسلامی یا حداقل بخش اصلاح‌طلب آن در زمان بوده‌ایم.

    حتی در آن زمان هم جمعی‌ از ایرانیان‌ در تعجب بودند که چگونه داعی‌الاسلام - که به نظر نمی‌رسید در آن زمان شغلی‌ مشخصی داشته باشد- قادر است ساعت‌ها صرف تحقیق برای مقالات خود بکند. او چگونه زندگی خود را تامین می‌کند و یا اینکه چه کسانی‌ از او پشتیبانی می‌کنند؟ شایعه‌ی عمومی آن بود که او از طریق سازمان مجاهدین خلق و یا بازوی سیاسی آنان یعنی «شورای ملی مقاومت» حمایت می‌شود.

    در سال ۲۰۰۷، داعی‌الاسلام در مصاحبه‌ی با «پرشین رادیو» در لس آنجلس بار دیگر به تریتا پارسی‌ حمله کرد و او را به لابی‌گر جمهوری اسلامی متهم کرد. همین مصاحبه بود که سرانجام دکتر پارسی‌ و «شورای ملی ایرانیان آمریکا» (نایک) را ترغیب کرد تا از داعی‌الاسلام به خاطر اتهمات بی‌‌اساس و دروغ به دادگاه شکایت ببرند.

    اشتباه نکنید! کمپینی که علیه «شورای ملی ایرانیان آمریکا» و دکتر پارسی‌ توسط لابی‌های اسراییل و نومحافظه‌کاران در آمریکا، با همدستی سلطنت‌طلبان ایرانی و سازمان مجاهدین خلق، راه افتاده است در واقع کارزای علیه هر سازمان و اندیشه‌ایست که مخالف تحریم‌های فلج‌کننده و سرانجام جنگ با ایران است.

    ----------

    در همین زمینه:
    http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=7314

    فعالیت تنگاتنگ لابی اسرائیل و فرقه تروریستی مجاهدین خلق در واشنگتن بر علیه منافع امریکا

    .

    .

    بی بی سی فارسی، اول نوامبر 2009
    لینک به متن انگلیسی
    http://www.iran-interlink.org/index.php?mod=view&id=7313

    گزارش تلویزیون بی بی سی فارسی در رابطه با حملات مشترک و هماهنگ نو محافظه کاران، لابی اسرائیل و مجاهدین خلق علیه شورای ایرانیان امریکا و دکتر تریتا پارسی.

     

     ------------

    در همین رابطه:
    http://www.iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=7183

    هان ای دل عبرت بین !

    « پس مانده ی مارمولک »

    (حسن داعی الاسلام نماینده رجوی در رادیو اسرائیل)

    .

    ... باری اعلام برنامه خبرپراکنی بی اعتبار رادیو اسراییل، سخن ازحضور یکی از ایادی معلوم الحال رجوی، « حسن داعی الاسلام »! داد که مدتهاست به عادت معهود منافقی ودر تغییر زننده و محیرالعقول فوق 180 درجه یی، فرصت طلبانه از واژه ی « اسلام » در نام فامیلش فاکتور گرفته و تحت اسم « داعی»، ظاهر می شود ...

    میترا یوسفی، سوئد،  پنجم نوامبر 2009

    در همان برهوت انسانیت به بیابان عراقی، شکنجه گاه و دامگه قتل مظلوم ترین زندانیان ایرانی به بیابان عراق تحت سلطه صدام حسین، به نامگذاری خودشان « قرارگاه اشرف » بود که همتای « علی بابا» برای چهل دزدش و خیل قربانیان، ربوده شدگان مغزشسته و هنوز کت بسته، ریسمان پوسیده می بافت و اشارتی هم به جنبیدن دُم مارمولک پس از هلاکت خزنده ی بی مقدار و مشئوم کرد تا شنوندگان آن روز، امروز برآنچه از پس مانده ی رجوی،« حسن داعی الاسلام» می بینند، لبخندی تلخ برانند. لبخند تلخ تمسخر برتلاش های مذبوحانه مدعی « مجاهد » بودن که روزی بر « داعیه» اش اصرارها می ورزید و درکمین « حکومت اسلامی»،آشکارترین جبهه گیری اش، حملات صاف و پوست کنده برعلیه « اسرائیل » بود و سخت برآن فخر می فروخت.

    البته داستان استحاله های مصلحتی و پی درپی « مارمولک » مورد نظر برای ملت ایران و هرناظری از فرط تکرار، تازگی ندارد و نه حتی آویختن ملازمان شهریار بی تاج و تخت و آفتابه بدستان امام بی ملاء به دامان قدرت ها! اما هنوز جای گفتن دارد.

    باری اعلام برنامه خبرپراکنی بی اعتبار رادیو اسراییل، سخن ازحضور یکی از ایادی معلوم الحال رجوی، « حسن داعی الاسلام »! داد که مدتهاست به عادت معهود منافقی ودر تغییر زننده و محیرالعقول فوق 180 درجه یی، فرصت طلبانه از واژه ی « اسلام » در نام فامیلش فاکتور گرفته و تحت اسم « داعی»، ظاهر می شود، به درو دیوار می زند و یا به قول رهبرش « می جنبد»! با آن چهره ی کریه و مشمئزکننده در قبال آنچه کرده اند و می کنند.

    در حقیقت ملزم به حضور در گوشخراش« رادیو اسراییل » گشت تا عاقبت هولناک بریدن مرزها رابنمایاند و عقوبتی که شایسته ی آنست. یادآور فیلمی در رابطه با انقلاب الجزایرگردد که طی سال1980 میلادی در یکی از دانشگاه های آمریکا به مثابه فوق برنامه نمایش داده شد. متاسفانه عنوان فیلم و نام کارگردان درطوفانی از سالهای گمراهی و گمگشته گی در دایره ی مسدود رجوی، بخاطرم نمی آید. اما بخشی ازفیلم درباره جاسوسی بود که علیرغم مدتها خیانت به میهن مردمش، هنوز در پی دو دوزه بازی بود. محل اختفای آزادیخواهان و استقلال طلبان را فاش می کردو حریصانه و ریایی می کوشید پشت پرده بماند. اما به امر ارباب و بنا برمصلحت آنان، در وقت مقتضی ناگزیر به پوشیدن لباس نظامی فرانسوی و همراهی آشکار سرکوبگران گشت.

    آری، برای خیانتکاران و جنایت پیشگان، تشبث آبروداری باقی نیست. از همین روست که به « داعی الاسلام » فرمان داده می شود در بساط و معرکه ی دشمنان ایران زمین، جست و خیزها کند مگر قدرت راه اندازان ایستگاه و رایان معلوم الحال اسراییلی را بنمایاند. وگرنه برای اسرائیل، کمینه شکی هم ازموقعیت پوچ و هیچ رجوی باقی نیست. لاجرم پرتاب کردن دُم مارمولک به صحنه، تنها نشانه ی قدرت نمایی نژادپرستان اشغالگر فلسطین است تا اشاره یی باشد در قدرت بخدمت گرفتن تعلیم دیدگان قرارگاه های فلسطینی!

    بدون تردید سر مارمولک در هر سوراخی که هست، از آن همه ادعا تا به اینجا! فصلی ازعقوبت را می چشد!

    در ضمن شایسته ی تعمیق و یادآوری است که علیرغم ادا و اطوار اسلامی منافقانه، به حیله ی گریز از انگ« مارکسیست - اسلا می »، در روابط درونی، قرآن خوانی نه تنها مرسوم نبود، حقیقتا ممنوع! قلعه دار دلایل مبرهن خود را داشت. مگر می شود سوره ی « تبت » را رویت کرد و چهره ی انزجار آور رجوی و زنش را با « ابی لهب زن او، همان بارکش هیمه » مجسم و همراه نیافت؟ که به تفسیر شیوا و معنی دل انگیز « آیت الله طالقانی»: گویند ابولهب خود آتش افروز بود و زنش هیمه بیار و فتنه انگیز!

    « مالش و آنچه فراهم کرده، او را بی نیاز ( از او دفاع ) نکرد» ،« به همین زودی در آتشی درآید دارای زبانه »!


    -----------

    در همین رابطه:
    http://www.iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=7035

    ... اول برادریمان را به ملت ایران ثابت کنیم ...

    (بدون شرح)

    .

    ... خانبابا تهرانی در پاسخ به حسن داعی السلام، نماینده فرقه رجوی در واشنگتن: اول برادریمان را به ملت ایران ثابت کنیم بعد ...

    صدای آمریکا، هفتم اکتبر 2009

    سایت نگاه نو، به نقل از رادیو صدای آمریکا
    http://www.negaheno.net/1388/07/15/4133/

    یاوه های داعی الاسلام مزدور باند رجوی و تودهنی خوردن از خانباباتهرانی(۴دقیقه)


    ---------------

    مجاهدین دبلیو اس، بیست و دوم آوریل 2008
    http://www.mojahedin.ws/news/text_news.php?id=1639

    حضور نماینده و عضو سازمان مجاهدین خلق در بخش فارسی صدای آمریکا

    بخش فارسی صدای آمریکا در برنامه میزگردی با شما حسن داعی با نام واقعی حسن داعی اسلام از اعضای سازمان مجاهدین خلق را روی آنتن برد. این برنامه که با موضوع آمریکا تخاصم یا سازش اجرا گردید، روابط ایران و غرب و مشخصا آمریکا را مورد بررسی، تجزیه و تحلیل قرار می داد. حسن داعی اسلام که با عنوان پژوهشگر در این برنامه دعوت شده بود از اعضای فعال سازمان تروریستی مجاهدین خلق در پروژه دیپلماسی مجاهدین است.

    وی اکنون در حال اداره سایتی با عنوان در جستجوی حقیقت است که دیدگاه ها و نقطه نظرات سازمان مجاهدین را نمایندگی می کند. بخشی از وظایف تشکیلاتی داعی اسلام گفتگو با شبکه های تلویزیونی و همچنین نگارش مقالاتی در خصوص بحرانی کردن چالش های سیاسی میان ایران و آمریکا است. اظهارات داعی اسلام در این برنامه تماما در راستای دنبال کردن خط و خطوط سازمان مجاهدین خلق پیگیری می شد. نکته جالب نوع ادبیات خاص آقای داعی اسلام بود که یکسره ملهم از ادبیات هتاکانه و تحریف گرایانه مجاهدین بدون کمترین اعتراض از سوی مجری برنامه از صدای آمریکا پخش گردید.

    -------------

    باز هم در همین رابطه:

    مطبوعات آمریکایی، حسن داعی الاسلام، ایرج مصداقی و فرقه تروریستی رجوی (1)

    09-04-2008
    سایت ایران گلوبال، نهم آوریل 2008:... ضمنا از آنجايی که مجاهدين همه چيزشان روی دروغ و دوز و کلک استوار است، اعتراض يکی از کار فرمايان خودشان در آمريکا ( تام کوبورن ) که عضو کنگره هم هست را به عنوان اعتراض کنگره معرفی کرده اند. بدبخت آن کسی که از مردم رانده شده است و آينده سياسی خودش را از نئوکان ها گدايی می کند ... ...
    .
    .
    09-01-2008
    بهزاد علیشاهی، نهم ژانویه 2008:... فرقه مجاهدین بدلیل برملا شدن ماهیت ضد ایرانی و ضد انسانی اش مدتی است که سعی میکند از افرادی بدون وابستگی فرقه ای در ظاهر ، برای دفاع از سیاست های ضد ایرانی اش کمک بگیرد،افرادی همچون حسین داعی السلام ،علیرضا جعفرزاده ،اسماعیل یغمایی و .... این افراد مدام تکرار میکنند، با اینکه انتقاداتی به سازمان مجاهدین دارند اما باید آمریکا به ایران حمله کند و بلافاصله بمباران را شروع کند ......
    .
    .
    27-09-2007
    رادیو فردا و رادیو آمریکا، بیست و هفتم سپتامبر 2007:... به گزارش آسوشيتدپرس، این شورا در عين حال، شواهدی قاطع در خصوص ادعاهای خود ارايه نکرد. در اين گزارش تاکيد شده که شورای مقاومت ملی از سوی ايالات متحده آمريکا و اتحاديه اروپا به عنوان سازمانی تروريستی معرفی شده است و تاکنون ترکيبی از گزارش های حقيقی و نادرست را به رسانه ها اعلام کرده است ... ...
    .
    .
    16-09-2007
    یادداشت روز ـ سایت ایران قلم، شانزدهم سپتامبر 2007:... سرانجام سازمان مجاهدین خلق بعد از مدت ها سکوت، بطور تلویحی با چاپ عکس حسن داعی الاسلام از اعضای ارشد این فرقه بر نقش وی در راستای استراتژی جنگ طلبی و آتش افروزی اعتراف کرد. این در حالی است که تا کنون حسن داعی الاسلام برای خوشایند لابی های وابسته به گروههای جنگ طلب در آمریکا خود را حسن داعی معرفی می کرد و سایت های رسمی مجاهدین نیز از چاپ مقالات و نوشته های وی اجتناب می کردند. اما در روزهای اخیر سایت های اینترنتی مجاهدین مطالب و عکس حسن داعی الاسلام را با همین نام به شکل زیر منتشر کرده اند......
    .
    .
    09-09-2007
    سوسن نوروزی، نهم سپتامبر 2007:... اين حركات كه برگرفته از انقلاب ايدئولوژيكي رجوي هاست هرگز نخواهد توانست ذهنيت جامعه را نسبت به منتقدين و جداشدگان تغيير دهد اما ميتواند نشاني ديگراز درماندگي اين رهبريت و وابستگان آنها باشد... ...
    .
    .
    08-09-2007
    ايران ديدبان، هشتم سپتامبر 2007:... عليرضا جعفرزاده عضو و سخنگوي گروه تروريستي مجاهدين، اظهارات اخير آقاي البرادعي را امتيازهاي غيرموجه آژانس به ايران توصيف و تأكيد كرده است كه در توافق مشترك آژانس و رژيم ايران, هيچ صحبتي دربارة شماري از تأسيسات اتمي كه توسط مجاهدين افشا شده به ميان نيامده است ......
    .
    .
    26-08-2007
    شبنم سهندی، خبرنامه گویا، بیست و ششم اوت 2007:...«صدای آمریکا» در نظر داشت که در روز 7 جولای بار دیگر برنامه‌ای با حضور داعی الاسلام پخش کند. وکیل «نایاک» با ارسال نامه‌ای در تاریخ 5 جولای، این اقدام را «نشانه آشکار و متقاعد کننده خباثت و بی توجهی به حقیقت» نامید و این موسسه را از اقدامات قانونی و حقوقی خود مطلع ساخت. فردای آن روز، موسسه «صدای آمریکا» از تصمیم خود مبنی بر لغو پخش این برنامه خبر داد......
    .
    .
    24-08-2007
    سوسن نوروزی , بیست و چهارم اوت 2007:...همانطور كه انتظار ميرفت حسن داعي الاسلام ، نه كه نام برازنده وي ، حسن داعي الجنگ مي باشد هدفش از شركت در برنامه تلويزيوني VOA تاييد برنامه هاي جنگ طلبانه فرقه رجوي بود. او سالهاست هزينه پژوهشگريش را در وارونه پيمودن مسير حقوق مسلم ايرانيان از سيا دريافت مي دارد و درسالهاي اخير نيز با بالارفتن هزينه هايش همانطوريكه آشكار شده بدليل سيري ناپذيري اش از ماديات دنيوي ، در كنار مستمري دريافتي از سيا ، بر سر سفره سرمايه غارت شده ملت رنجديده عراق نيز به همنشيني مريم رجوي رفته و به تقسيم غنايم آن رنجديدگان پرداخته است او در جلسه گفتگوي تلويزيوني خود با VOA از اقرار به فرقه اي بودن خود ، سخت طفره رفت......
     

    Home

     

     

     

     

     


    Date: 2010-08-05
    (C) 2006