آب در آسیاب رجوی (پاسخی به نوشتار آقای هادی افشار)

آب در آسیاب رجوی (پاسخی به نوشتار آقای هادی افشار)

سید حجت سید اسماعیلی (بهرام)، سیزدهم سپتامبر 2015:… انگار این آقایان از همکاری های اطلاعاتی، جاسوسی و مزدوری مجاهدین برای صدام حسین و دیگر کشورها بی خبر بوده و هیچ حرفی برای گفتن ندارند.  امیدوارم خدای ناکرده اروپا نشینی ، پز مبارزه با رژیم دادن و با ذره بین دنبال فاکت ها و دلایل عبور از مرزبندی با رژیم گشتن برای اعضای جدا شده ، آن روی سکه عافیت جویی و عدم درگیر کردن خود با مجاهدین …

از قلاده های طلائی صدام تا قلاده های چرمی تل آویو

Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) Our Men in Iran? (Seymour M. Hersh, The New Yorker, April 2012)

https://iran-interlink.org

با سلام. می خواهم مطلب زیر را در پاسخ به نوشتار مورخه 21/06/94 آقای هادی افشار (سعید جمالی) تحت عنوان؛ توضیحی بر دسته ای دیگر از قربانیان «جریان حاکم» که در سایت پژواک ایران درج شده، در سایت ایران اینترلینک انعکاس داده شود. با تشکر – سیداسماعیلی – 23/06/1394
(با تشکر از آقای سید اسماعیلی دریافت شد – ایران اینترلینک)

لینک به مطلب آقای افشار (جمالی)
توضیحی بر دسته ای دیگر از قربانیان «جریان حاکم» (مکالمات هادی افشار با داوود باقروند ارشد)

آب در آسیاب رجوی

بنده مطلب شما با عنوان؛ توضیحی بر دسته ای دیگر از قربانیان «جریان حاکم» را در سایت پژواک ایران خواندم. در رابطه با مطالبی که خطاب به آقای داوود باقروند ارشد نوشتید چند نکته به نظرم رسید که ذیلا برایتان می نویسم.

توضیحات نویسنده : اینجاب سید حجت سیداسماعیلی با نام مستعار (بهرام) – عضو پیشین شورای مرکزی مجاهدین – با بیش از 30 سال سابقه حضور در تشکیلات مجاهدین هستم. در اواخر سال 1383 از تشکیلات مجاهدین جدا و به تیف منتقل شدم. بعد از آن نیز به درخواستم خودم به ایران رفتم و اکنون نیز این یادداشت را از ایران برای شما می فرستم.

بنده سالهای سال در ستاد اطلاعات مجاهدین و مدتها هم در ستاد اطلاعات ارتش سوم کار کرده ام. جای خوشحالی است که بگویم بنده هم با آقای هادی افشار هم ستادی شدم (درستاد اطلاعات ارتش سوم در قرارگاه علوی ) و هم با آقای داوود باقروند که در ارتش یازدهم (قرارگاه اشرف) بودند از نزدیک آشنایی داشتم.

و اما نکات بنده:

1 – شما در همان شروع مطلب تان آقای باقروند را متهم به همکاری با رژیم کردید و گفتید: “. . . این فرد همانند بسیاری دیگر که بدامان آخوندهای جنایتکار آویختند را نیز باید در کادر «قربانیان» «جریان حاکم» دید و بررسی نمود، . . .”

راستی این حرف شما مرا به یاد نشست های عملیات جاری انداخت. که چطور افراد در اینگونه نشست ها بویژه در نشست های دیگ (1) کسانی را که باصطلاح با «انقلاب خواهر مریم» کوک نبودند و به آن تن نمی دادند به رژیمی بودن و همکاری با وزارت اطلاعات متهم میشدند . در حالیکه هیچکدام از آنها از زمانی که وارد قرارگاه اشرف میشدند دیگر با دنیای خارج ارتباطی نداشتند. بد نیست برای ادای حق مطلب خاطره ای از شما در جریان نشست های دیگ در ارتش سوم تعریف کنم تا شاید کمکی به بحث ما باشد.

فکر کنم سال 1378 بود (تاریخ را ممکن است اشتباه کرده باشم). و شما تازه از ستاد قبلی تان به ستاد اطلاعات ارتش سوم در قراگاه علوی منتقل شده بودید. در آن زمان نشست های موسوم به دیگ در تمامی قرارگاهها از جمله قرارگاه علوی در جریان بود. اگر یادتان باشد که حتما هم هست. شما مدتی هم اتاقی بنده شدید. البته من دیگر نفرات هم ستادی مان بخوبی می دانستیم علت رفتارهای عصبانی و . . . بخاطر مشکلات تشکیلاتی بود که داشتید به همین دلیل هم شما را از ستاد قبلی تان به ارتش سوم مننتقل کرده بودند.

البته نتیجه عصبانیت و رفتار های غیر عادی تان هم در همان چند روز اول خودشو نشان داد و بر اثر اختلافی که حول یک موضوع کاری بین من و شما پیش آمد، شما محکم یک سیلی تو گوش بنده زدید. البته بنده و دیگر کسانی که حول و حوش شما بودند همه بخوبی می فهمیدیم که شما وضعیت روحی خوبی ندارید. و به همین دلیل هم با توضیحاتی که مسئول ارتش سوم (رقیه عباسی ) در جمعی که شما حضور نداشتید داد به قضیه فیصله داده شد.

البته قصدم از بیان این حرفها خدای ناکرده توهین نیست در تمامی سطوح تشکیلاتی موارد اینچنینی وجود داشت و دلایل آنهم مشخص بود .

اگر یادتان باشد همزمان با حضور شما در ارتش سوم نشست های دیگ هم در سطح mo ها (معاونین ستاد) در جریان بود. زمانی که بنده سوژه نشست بودم هیچوقت یادم نمی رود که شما بلند شده و سخنرانی بالا بلندی در ارتباط با بنده کردید . خلاصه ی حرفهایتان این بود که بنده انقلاب نکرده ام . غرق در «جیم» (مسائل جنسی) هستم یعنی زن را طلاق نداده ام و بدین ترتیب دارم کارت وزارت اطلاعات را برای سازمان بازی میکنم که مستحق مجازات است. و از این خواسته تان هم ذره ای عقب نشینی نمی کردید.

البته به این نحوه بیان شما خورده نمی گیرم چرا که ایدئولوژی رجوی در تشکیلات مجاهدین افراد را این شکلی بار می آورد و هیچکس نمی توانست علیه دیگران در چنین نشست هایی موضع نگیرد.

ولی آنچه که آزار دهنده است اینکه شما هنوز بعد از گذشت بیش از 10 سال از خروج تان از مجاهدین همچنان نقش «مجاهدی» خود را حفظ کرده و با همان عینک به تحولات و پدیده های پیرامونی خود نگاه می کنید.

2 – مجاهدین طی این سالها چگونه توانسته اند؛ مزدوری ، وابستگی و حتی جنگیدن به نفع صدام حسین در مرزها و کشتن سربازان ایران را در درون تشکیلات توجیه کنند ؟ شما که از اعضای با سابقه مجاهدین بودید چه جوابی به این سوال دارید ؟ آیا مگر غیر این است که هر سازمان و فرقه ای برای حفظ تشکیلات و اعضای خود و پیشبرد اهدافش نیاز به یک دشمن بیرونی (و البته هرچه شقی تر و ددمنش تر ) دارد. ؟ تا بتواند کثافت کاری هایش را پنهان کند ؟

شما در بخش دیگری از مطلب تان آقای داوود باقروند را متهم به همکاری با رژیم کردید و گفتید: ” . . . در رابطه با این فرد، اگر چه همه از این حق برخوردارند که خاطراتشان را بازگو کنند، اما گام نهادن به حیطه های دیگر نیاز به صداقت و پاکی و بری شدن از آلودگی به رژیم خونخوار است، والا ثمری جز آلودگی هر چه بیشتر ندارد و در کنار سایر عروسک کوکی های رژیم فرو خواهند افتاد . . . “

بنظرم شما همچنان فرهنگ و ایدئولوژی مجاهدین را در خود حفظ کرده و آنرا یدک می کشید. تابو کردن حضور در ایران و متهم کردن افراد تنها به این دلیل که در ایران زندگی میکنند انعکاس همان اندیشه های فرقه ای مجاهدین است که هنوز شما در آن گرفتارید. مجاهدین هم، افراد جدا شده را متهم به همکاری با رژیم میکند شما هم، پس میتوانید بگوئید شما بعد از 10 سال خروج از تشکیلات مجاهدین چه تغییراتی کردید؟

بنظر میرسد شما هم مثل مجاهدین تا بن و استخوان به مبارزه مسلحانه البته از بنظر بنده یعنی همان تروریسم ، خشونت ورزی و . . . معتقد و باور دارید باید با سلاح و تفنگ و گلوله آنرا ساقط کرد ؟

آیا فکر نمی کنید دموکراسی و آزادی مردم هرگز از لوله تفنگ بیرون نمی آید. چرا که تشکیلات مجاهدین آئینه تمام قد در اثبات این ادعاست.

3 – آیا از نظر شما رفتن یک عضو پیشین مجاهدین به ایران جرم است ؟ شما به کدام شیوه در امر مبارزه معتقد هستید ؟ و با کدام شیوه می خواهید رژیم را سرنگون کنید ؟

تا اینجا میشود از بیانات شما اینو نتیجه گرفت که مبارزه مسلحانه تنها شیوه خلاص شدن از دست این رژیم است. آیا تاکنون به علل و چرایی اعلام جنگ مسلحانه مجاهدین علیه جمهوری اسلامی فکر کرده اید ؟ آیا فکر می کنید کار مجاهدین درست بود ؟ و نمی شد از راه دیگری با آن مبارزه کرد. آنهم در زمانی که هنوز دوسالی از انقلاب نگذشته بود؟

آیا میشود بعد از گذشت 37 سال از انقلاب به این نتیجه رسید که این همه دشمن سازی از رژیم و اعلام مبارزه مسلحانه که البته با حساب و کتاب روی حمایت کشورهای خارجی صورت گرفته بود ، تنها و تنها برای به قدرت رسیدن مجاهدین بود و بس ؟ حال چگونه است که شما بی کم و کاست همچنان به خشونت ورزی و مبارزه مسلحانه با رژیم پایبندید ؟ آیا نباید این نتیجه را گرفت که شما خواسته و یا نخواسته همچنان خط مجاهدین را پی می گیرید ؟ پس شما در خط و خطوط سیاسی و نظامی تان چه تفاوتی با مجاهدین و رهبری آن دارید ؟

یعنی با حساب و کتاب شما هر ایرانی بخصوص آنهایی که سیاسی هستند به ایران بروند مزدورند و مستحق مجازات؟ پس میتوانید تفاوت بین دیدگاههای خودتان و مجاهدین را بیان کنید ؟

4 – از نظر شما بازگشت یک عضو پیشین به ایران یعنی همکاری با رژیم ؟ این فکر از کجا ناشی میشود ؟ آیا اینگونه و یک سویه فکر کردن از عوارض سالهای سال حضور در تشکیلات فرقه ای مجاهدین نیست ؟ آیا میدانید عکس هایی که سایت های رسمی مجاهدین در ارتباط با اخبار سیاسی ایران درج میکنند تماما سیاه و سفید است و اصلا عکس رنگی درج نمی کنند ؟ یعنی میخواهند بگویند ما تا کجا با رژیم مرزبندی داریم .

این همان وضعیت فلاکت بار مجاهدین است که برای سرپوش گذاشتن بر انبوه جنایات و وطن فروشی هایشان دست به چنین کارهای مضحک می زنند تا ایز گم کنند و مردم را فریب دهند.

آیا فکر می کنید مزدوری و آدم کشی در قبال گرفتن پول و همکاری اطلاعاتی و جاسوسی با بدترین دشمنان ایران بهتر است یا مثلا حضور یک عضو سابق مجاهدین در ایران که میخواهد مبارزه مسالمت آمیز داشته یا نداشته باشد.

البته از نظر مجاهدین حضور یک عضو پیشین در ایران یک فاجعه است و راستی به این فکر کردید که مجاهدین از این همه تابو سازی برای رفتن به ایران هدفی دارند ؟

مسلما تا اینجای کار، مطلب شما بیشترین رضایتمندی و تشکر مجاهدین را بهمراه داشته است.

مشکل شما و امثال شما مسلما سالهای سال دوری از ملا اجتماعی و مناسبات شکل گرفته شده در طی دهه های گذشته در ایران است. مردم ایران از خشونت به سبک شما و مجاهدین بیزارند البته اگر روزی شما هم به ایران آمدید و از نزدیک با مردم زندگی کردید به دره عمیق بین افکار و عقاید تان با مردم ایران خواهید رسید که کجا از مناسبات مردمی بواسطه مجاهدین پرت افتاده اید.

باید گفت خیلی وقت است دوران هویت سازی های ایدئولوژیک به سبک مجاهدین گذشته است. و صد البته نسلی که مجاهدین پرورش داده اند اعم از کسانی که از آن خارج شده اند و یا کسانی که همچنان در تشکیلات مجاهدین باقی مانده اند هیچکدامشان به درد نسل امروزی در ایران نمی خورند. و مردم ایران از این نسل بخاطر تفکرات عقب مانده شان دوری میکنند. و آنچه که شما و دیگرانی مثل شما را در نتیجه گیری هایشان دچار خطا میکند همین مسئله دوری از ملا اجتماعی به مدت سالیان دراز است که اشاره کردم.

5 – شما با انتشار ایمیل های آقای داوود باقروند به زعم خودتان خواستید وی را افشا کنید. راستی میشود بیشتر توضیح دهید که شما چه چیزی را افشا کردید ؟ شما نوشته اید :

” . . . ماهها قبل وی دو ایمیل برای من ارسال کرد، در ایمیل اول تصمیم به پاسخگویی نداشتم، تا اینکه ایمیل دومی ارسال شد و صرفا برای قطع این ارسالها پاسخی به وی نوشتم………………… اما یکی از محصولات عبور از مرزبندی با رژیم، وقاحت است. متن نامه ها خود گویاست اگر چه حرفهای اضافی و گنده گوئیهای اضافی هم بعضا چاشنی نوشته اش کرده است . . . “

ایشان در ایران و شما در خارج ؟ کدام بیشتر در خط مجاهدین قلم می زنید ؟ شما ایشان را متهم به شکستن مرزبندی با رژیم کردید. پیشنهادم این است خودتان را با آقای داوود باقروند در افشای مناسبات و وطن فروشی های مجاهدین مقایسه کنید کدامیک از شمایان در این رابطه بیشتر فعال بودید ؟ بنظرم این کار میتواند میزان تنفر شما و ایشان را از مجاهدین محک بزند.

شما چند سال است که در اروپا زندگی می کنید ؟ آیا شما واقعا در راستای افشای ماهیت خشن ، فرقه ای و ضد مردمی مجاهدین بویژه رهبری آن هیچ مطلبی ندارید که بیان کنید ؟ و اگر اینکار را نمی کنید ما آنرا به حساب چه چیزی بگذاریم ؟ ترس یا همچنان در بند مجاهدین بودند ؟

بنابراین امیدوارم پیش کشیدن و پر رنگ کردن موضوع مرزبندی با رژیم به شیوه مجاهدین و سکوت در افشای مناسبات تشکیلات مجاهدین ، ناآگاهانه و ناشی از آثار بجای مانده از تفکرات فرقه ای مجاهدین باشد و نه احیانا برای پشتیبانی و حمایت از مجاهدین .

6 – راستی چرا شما از پرداختن به موضوع مهمی مثل مجاهدین که از همان سالهای اول انقلاب به مبارزه مسلحانه روی آورد و مسیر مبارزات مردم ایران را عوض کرد هراس دارید و با بکار بردن کلمه «لاشه متعفن رجوی» از کنار آن بسادگی می گذرید ؟ شما در ایمیل تان خطاب به آقای داوود باقروند گفتید:

“امروزه مردم ما درگیر رژیمی هستند که اجازه نمیدهد آب خوش از گلوی کسی پائین برود و هزار بدبختی برای مردم و وطن به ارمغان آورده است….. پس باید به آن اندیشید و راه حلی برای آن پیدا نمود. گیر دادن به لاشه متعفن رجوی دردی از مردم دوا نمیکند.”

راستی چرا نباید به جرم و جنایات رجوی چه در پهنه تشکیلات در حق اعضای مجاهدین و چه در پهنه کشورمان در حق مردم ایران پرداخت ؟ شما از چه می ترسید، می ترسید سازمان شما را هم مثل برخی از اعضای جدا شده که جسارت افشای مناسبات فرقه ای مجاهدین را به خود دادند مورد ضرب و شتم قرار دهد ؟ مگر شما تافتده جدا باقته اید ؟ شما واقعا در خارجه چقدر با جداشدگان در احقاق حقوق شان از مجاهدین همکاری داشتید ؟ پس مرزبندی شما با مجاهدین کجاست ؟ آیا مگر مجاهدین به اندازه رژیم در حق مردم ایران ظلم نکرده اند ؟ پس چرا از رو در رو شدن با مجاهدین هراس دارید و تنها به کلمه «لاشه متعفن رجوی» اکتفا می کنید ؟ مگر شما و من و دیگرانی که سالهای سال در مجاهدین بودیم خواسته و یا ناخواسته در حق مردم ایران ظلم نکردیم و در جنایات آنها و مزدوری شان به بیگانگان مستقیم یا غیر مستقیم شریک نبودیم پس کجا رفت آن ترازوی دقیق شما برای ارزیابی حق و حقیقت و حمایت از مردم ؟ شما چگونه می خواهید حق الناس را ادعا کنید ؟

واقعا رگ گردن شما و ما و کسانی که سنگ دفاع از مردم و خلق را به سینه می زنیم مگر نباید در مقابل تمامی حق خوری ها علیه این مردم چه از جانب رژیم باشد و چه از جانب مجاهدین بالا بزند ؟

اکنون هم اگر شما به نوشته جات و مطالب برخی از آقایان شورایی جدا شده از مجاهدین که سالهای سال در خدمت اهداف مجاهدین بودند نگاه کنید تنها کارشان حل و فصل دعوای حقوقی و مالی بین خودشان و مجاهدین است. انگار این آقایان از همکاری های اطلاعاتی، جاسوسی و مزدوری مجاهدین برای صدام حسین و دیگر کشورها بی بوده و هیچ حرفی برای گفتن ندارند.

امیدوارم خدای ناکرده اروپا نشینی ، پز مبارزه با رژیم دادن و با ذره بین دنبال فاکت ها و دلایل عبور از مرزبندی با رژیم گشتن برای اعضای جدا شده ، آن روی سکه عافیت جویی و عدم درگیر کردن خود با مجاهدین ! و در عمل بازی کردن نقش پشتیبان برای تشکیلات فرقه ای مجاهدین و در نتیجه طولانی کردن حیات سیاسی آن نباشد.

(پایان)

***

حامیان امریکایی ترویسم مجاهدین خلق فرقه رجویوعده سرنگونی، این بار از زبان رودی جولیانی

عربستان سعودی رجوی را بی پشتوانه میداندسازمان اطلاعات عربستان، مجاهدین را گروهی بی اعتباردر داخل ایران می داند+ سند

Maryam Rajavi Saddam's private army NCRIمشاور سیاسی پارلمان اروپا: باید به نقش انگلی مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در ساختمانهای پارلمان پایان داد

غواصان شهید و جشن مجاهدین خلق فرقه رجویپایکوبی مجاهدین بخاطر شهادت غواصان ایرانی (رجوی: این کارناوال استخوان بود)

حجت سید اسماعیلی: مجاهدین در گذر تاریخ، مروری بر سی سال استراتژی نبرد مسلحانه

کلمه: توصیف منافقین (فرقه رجوی) و رسانه‌های عربستان از اقدامات تروریستی داعش: حرکت انقلابی مردم مظلوم عراق!

ترورستهای داعش مجاهدین خلق فرقه رجوی عراقمسعود رجوی جیش‌العدل را برادر خود خواند

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=16779

افشاگری یا افتضاح جدید مجاهدین. رشته هایی که خیلی زود پنبه شد (دولت امریکا: هیچ مدرکی وجود ندارد)

سید حچت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و هشتم فوریه ۲۰۱۵:…  اولین واکنش به اظهارات سخنگوی مجاهدین ؛ موضعگیری سخنگوی وزارت خارجه آمریکا بود. خانم جن ساکی، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا روز چهارشنبه ۰۶/۱۲/۹۳ ادعای مجاهدین درباره برنامه هسته‌ای ایران را رد کرد. خانم ساکی گفت آمریکا در حال حاضر هیچ اطلاعاتی برای تأیید گزارش روز گذشته این گروه درباره برنامه مخفیانه …

جعل رجوی اتمی مزدور مجاهدین خلقBREAKING: Amateur hour at the pro-war media, latest allegations by Mojahedin Khalq (Rajavi cult) FABRICATED.

لینک به منبع

افشاگری یا افتضاح جدید مجاهدین. رشته هایی که خیلی زود پنبه شد

پایگاه دیلی‌کاس در آخر گزارش خود می‌نویسد مشخص نیست چرا دری که قرار است در برابر تشعشعات هسته‌ای مقاوم باشد از فولاد ضد زنگ ساخته شده است. چنین درب هایی بایدس سرب باشند!

سیدحجت سیداسماعیلی

عضو پیشین شورای مرکزی مجاهدین

روز سه شنبه مورخه ۰۵/۱۲/۹۳ سازمان بد نام مجاهدین در پایان دور اخیر مذاکرات ژنو بار دیگر بخت خود را به آزمایش گذاشت تا باصطلاح با یک افشاگری اتمی جدید و همسو با تقلاهای نتانیاهو موضوع ایران هراسی را پیش برده و به زغم خود مانعی در مسیر پیشرفت مذاکرات ایران و ۱+۵ ایجاد کند.

در همین رابطه در تاریخ ۲۴ فوریه ۲۰۱۵ روزنامه های واشنگتن پست، نیویورک تایمز، خبرگزاری فرانسه و تلویزیون الحره آنطور که در سایت مجاهدین انعکاس داده شده است افشاگری جدید اتمی این گروه را انعکاس داده اند.

بنا‌ به ادعای مجاهدین ، وجود این تاسیسات و اقدامات جمهوری اسلامی هرگز برای مقامات بین‌المللی فاش نشده است، این تأسیسات که “لویزان ۳″ نام دارد، برای تحقیقات و توسعه مخفیانه برنامه هسته‌ای و همچنین غنی‌سازی با دستگاههای پیشرفته سانتریفوژ IR-2m و IR-4 به‌کار گرفته شده است.

مجاهدین در این کنفرانس بریف متن تنظیم شده ای را در اختیار خبرنگاران دعوت شده قرار دادند که به ادعای آنان حاوی اطلاعات و تصاویر فوق سری از سایت لویزان ۳ میباشد.

در این کنغرانس تأکید شد افشاگری جدید، حاصل “ده سال گردآوری جزئی، پر خطر و پیچیده” اطلاعات توسط اعضای مجاهدین خلق بوده است ؟!

اما گرد و خاکی که مجاهدین راه انداخته بودند خیلی زود و بعد از تنها ۲۴ ساعت فرو نشست و دست مجاهدین رو و دروغگویی این جماعت مزدور و بی وطن بر همگان آشکار گشت.

اولین واکنش به اظهارات سخنگوی مجاهدین ؛ موضعگیری سخنگوی وزارت خارجه آمریکا بود. خانم جن ساکی، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا روز چهارشنبه ۰۶/۱۲/۹۳ ادعای مجاهدین درباره برنامه هسته‌ای ایران را رد کرد.

خانم ساکی گفت آمریکا در حال حاضر هیچ اطلاعاتی برای تأیید گزارش روز گذشته این گروه درباره برنامه مخفیانه هسته‌ای ایران ندارد.

در این میان جالب تر از همه افشاگری وبگاه خبری «واشنگتن فری بیکن» بود.

این وبگاه گزارش داد: شورای ملی مقاومت (وابسته به مجاهدین) سه‌شنبه اعلام کرد مدارک مستندی را یافته که بر اساس آن مکان فوق سری هسته‌ای تحقیقاتی ایران با سانتریفیوژهای پیشرفته در آنجا قرار گرفته است.

سایت جدید کشف شده بنا به ادعای مجاهدین «لویزان ۳» نام دارد که در شمال شرقی تهران و در اطراف این شهر واقع است.

عکس زیر در صفحه ۱۰ گزارشی که مجاهدین منتشر کرده اند ادعا شده مربوط به درب‌های ضدانفجاری در سایت ادعایی «لویزان ۳» است.

شورای ملی مقاومت دورغ اتمی فوریه 2015

مجاهدین مدعی است این عکس درب یک سایت هسته‌ای تازه کشف‌شده است

اما پایگاه «دیلی‌کاس» می‌نویسد این عکس مربوط به یک شرکت تولیدکننده درب‌های نسوز در ایران است. بنا بر این گزارش، تصویر بالا دقیقاً همان عکسی است که در وب‌سایت شرکت «جی‌ام‌پی» ایران قرار گرفته است که ذیلا آنرا می بینید.

شورای ملی مقاومت دروغ هسته ای اتمی فوریه 2015

عکس مربوط به شرکت جی‌ام‌پی

دیلی‌کاس این گاف را «بسیار ناشیانه» خوانده چرا که تنها یک «جستجو با تصویر» در موتور جستجوی گوگل برای پیدا کردن اصل عکس کافی است.

پایگاه دیلی‌کاس در آخر گزارش خود می‌نویسد مشخص نیست چرا دری که قرار است در برابر تشعشعات هسته‌ای مقاوم باشد از فولاد ضد زنگ ساخته شده است. چنین درب هایی باید کاملاً از جنس سرب باشند.

بدین ترتیب باید گفت: این افتضاح و دروغگویی آشکار برگ دیگری بر پرونده قطور فریبکاری رهبران مجاهدین اضافه کرد و نشان داد که تا کجا دست رهبران این گروه حتی در وطن فروشی هم خالی است و حاضرند برای بقای ناپاک شان به هر عمل شنیع و ضد انسانی حتی اگر حمایت از بدترین گروههای تروریستی جهان از جمله داعش هم باشد دست بزنند.


Massoud Khodabandeh
Article first published online: 27 JAN 2015
DOI: ۱۰٫۱۱۱۱/aspp.12164

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=13807

مجاهدین، به گل مانده در باتلاق عراق

کمپ اشرف سپتامبر 2013-1حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و پنجم اکتبر ۲۰۱۴: … حال این رهبران بد نام مجاهدین هستندکه بازهم بدون پایبندی به هرگونه اخلاق سیاسی و فراموش کردن عملکرد اخیرشان در قبال مردم و دولت عراق تلاش میکنند از طریق حامیان استیجاریشان از جمله هیو شلتون آمریکائی پیامهایی را برای ایجاد رابطه با دولت جدید عراق یعنی آقای حیدر العبادی بفرستند؟!! تا شاید در افق تاریک و آینده مبهم این گروه …

العبادی روحانیحیدر العبادی: منافقین (فرقه رجوی) تروریست و جنایتکاراند. اقدام لازم را انجام میدهیم

لینک به منبع

مجاهدین، به گل مانده در باتلاق عراق

حجت سید اسماعیلی

عضو پیشین شورای مرکزی مجاهدین

بی شک هرج و مرج های اخیر و هجوم بی سابقه گروه تروریستی داعش به خاک عراق بویژه بعد از انتخابات پارلمانی این کشور مهمترین تحولی بود که مجاهدین تمام عیار به کمک گروه تروریستی داعش برای سرنگونی دولت مالکی شتافته و دستگاه تبلیغاتی وسیع خود را پشت این گروه تروریستی آورده و بطور همه جانبه عملیات داعش را در رسانه های خود تحت عناوین مختلفی همچون ” انقلابیون و عشایر انقلابی عراق ” پوشش دادند. بنحوی که این فعالیتها به خوبی در سیمای آزادی برنامه تلویزیونی مجاهدین، در فضای مجازی و از طریق انواع سایتهای رسمی و غیر رسمی و یا از طریق حامیان سیاسی و همچنین فعالیت برخی از اعضای شورای ملی مقاومت این گروه در قالب مصاحبه، مقاله نویسی و . . . قابل مشاهده بود.

به عبارت دقیق¬تر رهبران مجاهدین به امید سرنگونی دولت مالکی بهای سنگین سیاسی حمایت از گروه تروریستی داعش را به جان خریدند.

مجاهدین که در آرزوی بازگشت بعثیها به قدرت بودند وقتی داعش وارد خاک عراق گردید و تعدادی از شهرهای عراق را به تصرف خود درآورد نوشتند: «این است، داستان امروز عراق در مناطق سنی نشین و سقوط سریع یکی بعد از دیگری شهرها بدست عشایر انقلابی عراق. مردم از دیکتاتوری مالکی و دخالت های رژیم ولایت فقیه به ستوه آمده اند و خواهان یک نظام ضد دیکتاتوری هستند . . . راستی . . . چه کسی فکر می‌کرد که ۵۰ درصد خاک عراق ، ظرف ۳ تا ۴ روز از لوث وجود ارتش مالکی ، آزاد شود ؟»

بدین ترتیب مجاهدین ضمن شادمانی برای پیشروی “انقلابیون عراقی” (داعش) به سمت بغداد تا آخرین لحظه تلاش کردند منکر جنایات داعش علیرغم فیلم هایی که توسط خود آنان در شبکه های اجتماعی منتشر میشود بشوند.

ولی شروع مقاومت مردمی و ورود و پس راندن داعش و تثبیت نسبی اوضاع به نفع دولت و مردم عراق از یک سو و سربریدن یک خبرنگار آمریکایی توسط داعش و گذاشته شدن فیلم آن در اینترنت توسط این گروه و موضعگیری آمریکا در این رابطه از سوی دیگر باعث شد رهبران مجاهدین از ترس مقامات آمریکایی در یک چرخش ۱۸۰ درجه ای از پشتیبانی تبلیغاتی داعش دست کشیده و با تغییر موضع، دیگر از آنچه که “انقلابیون و عشایر انقلابی و ارتشی‌های انقلابی و …” عراق نامیده میشد حرفی نزنند و حتی بتدریج در مخالفت با جنایات داعش اخباری را نیز در سایت¬های رسمی و غیر رسمی خود بیاورند ؟ !!

البته ناگفته نماند در راستای تحولات فوق الذکر مجاهدین برخی کارهای شیطنت آمیز دیگری را نیز در دستور کار خود قرار داده و تلاش کردند آنرا در فضای مجازی بویژه فیسبوک پیش ببرند. بعد از اینکه ایران رسما کمک به دولت عراق در مقابله با داعش را اعلام کرد مجاهدین نیز تلاش کردند با جمع آوری امضا در سایت کاخ سفید آقای نوری المالکی را بعنوان جنایت کار جنگی و نیروی قدس سپاه پاسداران را بعنوان یک گروه تروریستی که در خاک عراق فعالیت می¬کند وارد لیست گروههای تروریستی آمریکا بکنند.

بنابراین مجاهدین برای تحقق هریک از این دو خواسته، نیاز به جمع آوری یکصد هزار امضا داشتند . به همین دلیل کلیه کاربرانشان را در شبکه اجتماعی فیسبوک بسیج این کار کردند تا بتوانند موفقیتی را در این رابطه بدست آورند ولی قرائن و شواهد امر حاکی از شکست افتضاح آمیز مجاهدین در این عرصه نیز میباشد.

در وضعیت فعلی اما،به نظر می رسد سکوت رسانه¬ای یکی دو ماه اخیر و فروکش کردن آتش تهیه سیاسی مجاهدین در قبال تحولات عراق و بطور مشخص دولت این کشور ناشی از سرخوردگی و شکستی باشد که به همراه گروه تروریستی داعش و بقایای حزب بعث صدام نصیب مجاهدین هم شده است.

حال این رهبران بد نام مجاهدین هستندکه بازهم بدون پایبندی به هرگونه اخلاق سیاسی و فراموش کردن عملکرد اخیرشان در قبال مردم و دولت عراق تلاش میکنند از طریق حامیان استیجاریشان از جمله هیو شلتون آمریکائی پیامهایی را برای ایجاد رابطه با دولت جدید عراق یعنی آقای حیدر العبادی بفرستند؟!! تا شاید در افق تاریک و آینده مبهم این گروه روزنه ای برای خلاصی از باتلاقی که خود آنرا بوجود آورده اند پدیدار گشته و امتیازاتی را در راستای ماندن در خاک عراق بگیرند.

در همین رابطه این ژنرال آمریکایی که کلمه به کلمه خط مجاهدین را دنبال میکند در تاریخ ۱۷ مهر ۹۳ در بخشی از مصاحبه خود با خبرنگار تلویزیون «سی اسپن» می گوید ” . . . چیز بعدی که من انجام می‌دادم به نخست‌وزیر العبادی می‌گفتم که به سمت مجاهدین خلق ایران بچرخد مجاهدینی که اکنون در کمپ لیبرتی مستقر هستند. بگذارید با آنها انسانی برخورد کنیم. بگذارید با آنها به‌عنوان شهروندان رفتار کنیم و به آنها اجازه رفت و آمد و رسیدگیهای پزشکی ارائه دهیم . . . “

نتیجه اینکه وضع و حال مجاهدین بازهم به سان همان ضرب المثل ایرانی است که بدون هرگونه نیاز به شرح و توصیف میگوید : «از آنجا مانده، از اینجا رانده.»

***

همچنین:

ریشه تحلیل های آبکی رجوی کجاست

مسعود و مریم رجوی و جیش العدل ترویستهای اسرائیلیحجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و پنجم اوت ۲۰۱۴: … وجود چنین شکاف عمیق برای رجوی آنقدر جدی و ملموس است که او را وادار کند تا با تولید بحران های مجازی و یادآوری آن ها، تشکیلات را همچنان در مواجه با پرسش های کلیدی به سکوت

بازار سیاست مجاهدین خلق (فرقه رجوی) همچنان بوی تعفن میدهد

ترورستهای داعش مجاهدین خلق فرقه رجوی عراقحجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، چهارم اوت ۲۰۱۴: …  بدین ترتیب باید گفت این اطلاعیه بهترین سندی است که نشان میدهد مجاهدین تلاش میکنند جنایات گروه تروریستی داعش و بقایای حزب بعث را تحت عنوان جنگ فرقه یی و جنگ شیعه علیه اهل تسنن که همان

یکی به نعل یکی به میخ

رجوی مجاهدین خلق اسرائیلحجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و هفتم ژوئیه ۲۰۱۱۴: … اسنودن گفت سرویس‌های اطلاعاتی سه کشور، با استفاده از استراتژی که از آن با نام “لانه زنبور سرخ” یاد می‌شود، این سازمان تروریستی را تشکیل دادند تا قادر باشند تمامی‌افراط گرایان جهان را در یک جا جمع و ب

وقاحت و رذالت سیاسی

رجوی مجاهدین خلق اسرائیلحجت سیداسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و دوم ژوئیه ۲۰۱۴: … بنظر میرسد علت این همه تاخیر در انتشار اطلاعیه فوق الذکر ، درگیر بودن شبانه روزی این اوباش و سایت ها و وبلاگهای رسمی و غیر رسمی و برنامه تلویزیونی آنان در انعکاس اخبار مربوط به فعالیت گروههای تروریستی د