آخرین وضعیت سازمان مجاهدین و جداشدگان از این فرقه در آلبانی

آخرین وضعیت سازمان مجاهدین و جداشدگان از این فرقه در آلبانی

شهروز تاجبخش، ایران قلم، ششم می 2015:… زمانی که دولت آلبانی قبول کرد که تعدادی از این افراد رو در کشور خودش بپذیره ، این امکان خوبی برای مجاهدین به نظر می رسید که بتونند از این فرصت سوء استفاده کنند و با سرمایه گذاری روی افرادی که خارج می شوند بتونند تشکیلات رو یک بار دیگه احیا بکنند . اما مسئله که وجود داشت این بود که اگر مجاهدین می پذیرفتند که کمیساریای عالی پناهندگان لیست افرادی…

سازمان مجاهدین افراد جداشده را به خروج غیر قانونی از آلبانی تشویق می کند

لینک به منبع

آخرین وضعیت سازمان مجاهدین و جداشدگان از این فرقه در آلبانی

مصاحبه آقای شهروز تاجبخش با تی وی مردم

این مطلب از گفتار به نوشتار تبدیل شده است

آقای سربی : موضوعی که آقای تاج بخش در مورد آن صحبت خواهند کرد ، وضعیت سازمان مجاهدین و جداشدگان در آلبانی هست که بدون اتلاف وقت به سراغ ایشون میریم ، ​سال نو را تبریک میگیم و می پرسیم که نظرشون در این مورد چه هست و چه فکر می کنند ؟

آقای تاج بخش : من هم سلام عرض می کنم خدمت شما آقای سربی و خدمت بینندگان عزیزتون ، سال نو رو هرچند با تاخیر تبریک میگم و امیدوارم سال خوبی برای همه ما باشه . همانطوری که اشاره کردید مو​ضوعی که من امروز در مورد اون صحبت می کنم وضعیت دوستان جداشده از سازمان در آلبانی هست .من فرض رو بر این می گیرم که کسانی که این برنامه رو می بینند موضوعات مرتبط با مجاهدین رو دنبال می کنند و در نتیجه خیلی به سابقه امر اشاره ریز نمی کنم که وقتمون گرفته نشه .

همانطوری که میدونید کشور آلبانی مدتی است که تعدادی از اعضای مجاهدین رو پذیرفته و چند سری از این افراد البته با حاشیه هایی که وجود داشت به کشور آلبانی رفتند .پس از بسته شدن اردوگاه اشرف و انتقال تمام نیروهای مجاهدین به کمپ لیبرتی ، بحثی در درون تشکیلات مجاهدین مطرح شد با عنوان ” یک ، دو ، سه و هزار اشرف ” . خب آقای رجوی که البته استاد شارلاتان بازی و ابداع کلماتی است که محتوایی ندارند و تنها برای مشغول کردن افراد اسیر در اون تشکیلات به کار برده می شه .

البته که مجاهدین می خواستند که با پیش آوردن این بحث بار دیگر نیروهایی که در اثر شرایط منطقه ای و محقق نشدن وعده های پوچ آقای رجوی نا امید و سرخورده تر شده بودند رو مشغول کنند اما در پس پشت این موضوع این نیت هم وجود داشت که مجاهدین می خواستند از هر موقعیتی استفاده کنند که بتونند جایگزینی برای اشرفی که از دست رفته ایجاد کنند ، نیروها به لیبرتی آورده شدند و خب شرایط لیبرتی به گونه ای نبود که مجاهدین بتونند فعالیتی داشته باشند ، شرایت منطقه ای دیگه به گونه ای نبود که مجاهدین بتونند حتی درهمون حدی که در اشرف امکانش رو داشتند ، با بخشی از مردم عراق ارتباط داشته باشند و در واقع در یک حالت ایزوله کامل به سر می بردند .

آقای سربی : چرا ؟ به سبب محل جغرافیایی هست یا به چه دلیل امکاناتی که در اشرف بود در لیبرتی نیست ؟

آقای تاج بخش : ببینید این سوال خیلی خوبیه و از ابعاد مختلف می شه این مسئله رو بررسی کرد و از هر لحآظ که بخواهیم لیبرتی رو با اشرف مقایسه کنیم ، امکان ها و دست باز کمتری به مجاهدین می دهد برای فعالیت کردن .

مهمتر از همه موضع دولت جدید عراق در قبال مجاهدین و دیگه این جریان قرار نیست که اجازه داشته باشد با فعالیت های خودشون در امور داخلی عراق مداخله کنند .وقتی که مجاهدین در اشرف بودند با ارتباطاتی که داشتند و توسط کسانی که برای آنها شاید به عبارت درست مزدوری می کردند ، توانسته بودند شرایطی رو ایجاد کنند که با یک طیف خاصی و یک طیف محدودی از مردم عراق ارتباط برقرار بکنند و یک سری رسانه ها رو بخرند و در این رابطه اینها یک پروپاگاندای تبلیغاتی تحت عنوان رابطه اجتماعی با مردم عراق به راه انداخته بودند ، در حالی که مجاهدین در عراق ، همانطوری که در ایران ، پایگاهی ندارند ، به دلایل مختلف به دلیل کرد کشی به دلیل نقشی که مجاهدین در سرکوب شیعیان عراق ایفا کردند و به دلیل سالها مزدوری شان برای صدام حسین و دولت سابق عراق ، مجاهدین در این کشور پایگاهی نداشته و ندارند .

اما با ترفند ها و هزینه هایی که میکردند و با پول نفتی که از صدام می گرفتند و اون رو در عرصه های مختلف سرمایه گذاری کردند و از آن استفاده می کنند ، با این هزینه کردن ها و با ارتباطاتی که می گرفتند ، سعی کردند که نفوذ پیدا کنند در بخشی از جامعه عراق و این مسئله در لیبرتی امکان تحق نداره به خاطر اینکه قبل از هر چیز و مهمتر از هر چیز این دولت جدید عراق این امکان رو بهشون نمیده و الان بعد از تعطیل شدن اشرف و آمدنشان به لیبرتی دیگر حنای مجاهدین حتی پیش لابی های عراقی و آمریکایی شون که با دریافت کمک های مالی و حمایت از طرف مجاهدین سعی می کردند که خط آنها رو پیش ببرند هم رنگی ندارد .

از طرف دیگر ارتباطات و رفت وآمد مجاهدین در لیبرتی خیلی بیشتر کنترل شده است و این موضوع خب فشارهایی به افرادی که آنجا در تشکیلات مجاهدین اسیر هستند میاره و این وجه منفی اش هست و من البته قصدم این نیست که تایید بکنم اون تبلیغاتی که مجاهدین می کنند ولی این خیلی واقعی هست که طبعا اون شرایط و امکاناتی که مجاهدین در اشرف داشتند رو در لیبرتی ندارند اما وجه مثبت این هست که ارتباطات خاص مجاهدین رو خیلی محدود کرده و در واقع مجاهدین دیگر امکان این رو ندارند .

خیلی بحث توی بحث میاد ، من به نکته کوچکی اشاره می کنم و برمی گردم سر موضوعی که خودم میخواستم صحبت کنم .آن سالهایی که من در تشکیلات مجاهدین بودم چند سالی رو در یگان های اجتماعی و بخش اجتماعی مجاهدین فعالیت داشتم و ما با مردم عراق ارتباط می گرفتیم و من خیلی دوست دارم که حتما در یک برنامه ای در مورد این موضوع مفصل صحبت کنم چون بحث جالبی هست .

از جمله کارهایی که مجاهدین می کردند این بود که یک سری جوان های عراقی رو که در شرایط نابسامان عراق از جمله نیازهای مالی داشتند اینها رو جذب ی کردند و تحت عنوان ” ارـ آ ” مخفف رزمنده عراقی ، در یگان هایی سازماندهی می کردند و برای اینها آموزش تشکیلاتی می گذاشتند و چون خود مجاهدین امکان تردد به خارج از اشرف رو نداشتند ، از اینها استفاده می کردند و اینها کارهای مجاهدین رو در بیرون اشرف انجام می دادند . الان در لیبرتی از جمله این امکان وجود ندارد .

بکه این رو داشتم عرض می کردم که تمام تلاش مجاهدین این بود که این حفره بزرگ رو و این امکان رو به نوعی جبران بکنند و بتونند در شرایط جدید راهی رو برای ادامه فعالیت هاشون پیدا کنند .این فعالیت ها دو جنبه داره یکی اون بخش واقعی هست که مجاهدین بهش نیاز دارند که سر و صدای تبلیعاتی به پا کنند و در شرایط منطقه و کشور عراق مداخله کنند و یا با کانال هایی که می توونند برای باز شدن دستشان به آنها کمک کنند ارتباط برقرار کنند .

اما وجه دیگر افرادی هست که در داخل این تشکیلات هستند . مجاهدین حدود سه هزار نفر رو جایی جمع کردند ، سالها به اینها وعده داده اند ، وعده هایی که هیچ کدام محقق نشده است ، آقای رجوی هم که استاد تابلو کشیدن و طرح و برنامه ریختن و زمان بندی کردن و نرسیدن به اون وعده ها سر اون زمان بندی هاست و اینها باید یک طوری توجیه بشه و بحث جدیدی بیاد که بتونند نیروها رو حفظ کنند و سرشان را با موضوعی جدید گرم کنند .

زمانی که دولت آلبانی قبول کرد که تعدادی از این افراد رو در کشور خودش بپذیره ، این امکان خوبی برای مجاهدین به نظر می رسید که بتونند از این فرصت سوء استفاده کنند و با سرمایه گذاری روی افرادی که خارج می شوند بتونند تشکیلات رو یک بار دیگه احیا بکنند . اما مسئله که وجود داشت این بود که اگر مجاهدین می پذیرفتند که کمیساریای عالی پناهندگان لیست افرادی که قرار است به آلبانی بروند را تنظیم کنند ، با مشکل جدیدی روبرو می شد . به نظر من درصد خیلی زیادی از افرادی که در لیبرتی هستند ناراضی اند و این افراد که سالها تحت شستشوی مغزی بوده اند ، تحت فشارهای تشکیلاتی بوده اند ، از تمام مواهب زندگی در یک دنیای آزاد محروم بوده اند ، خواسته های آنان سرکوب شده است و به لحاظ رسانه ای و اطلاعاتی ایزوله بوده اند ، اینها وقتی پاشون به دنیای آزاد برسه به جایی که خودشون تصمیم بگیرند که چی میخوان بپوشند ، چی میخوان بخورندو ، چطوری میخوان زندگی کنند و با کی میخوان رابطه داشته باشند ، خونواده هاشون رو مهمتر از هر چیز بتونند باهاشون تماس داشته باشند و اونها رو ببینند و از زیر فشار های تشکیلاتی سازمان بیرون بیان ، اینها باعث می شد که این افراد از تشکیلات مجاهدین جدا بشوند کما اینکه این اتفاق افتاده و من در تشریح وضعیت دوستانی که اونجا هستند به این موضوع اشاره خواهم کرد .

(پایان)

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=18012

تبریک به مناسبت تشکیل انجمن آزادی و سایت نجات یافتگان در آلبانی

شهروز تاجبخش، ایران قلم، بیست و چهارم آوریل ۲۰۱۵:… فرقه به طور مستمر و منظم مسئولین ارشد خود را از پاریس روانه آلبانی می کند است تا باز به همان شیوه های مغزشویی جاری در اردوگاههای عراق اعضای سازمان را در کنترل خود داشته باشد. به موازات آن ، همچنین رهبری مجاهدین از موقعیت پیش آمده سواستفاده کرده و در بین افرادی که به آلبانی فرستاده …

 اسماعیل مرتضایی (جواد خراسان)اسامی تعدادی از فرماندهان نظامی اطلاعاتی مجاهدین خلق (ارتش خصوصی صدام) که به آلبانی گسیل شده اند (+احتمال انتقال مسعود رجوی به تیرانا)

لینک به منبع

تبریک به مناسبت تشکیل انجمن آزادی و سایت نجات یافتگان در آلبانی

قبل از هر سخنی اتفاق مبارک راه اندازی سایت نجات یافتگان در آلبانی ـ انجمن آزادی را به دوستان عزیزم در آلبانی و لیبرتی و تمام جداشدگان از فرقه رجوی صمیمانه تبریک می گویم ؛

جای خالی چنین تشکلی از ابتدای ورود افراد به آلبانی بسیار به چشم می خورد . این اتفاق از طرفی نشانه اراده ی اعضای جداشده و منتقدی است که عزم خود را جزم کرده اند به اجبارات بنده ساز تشکیلات جهنمی فرقه ” نه ” بگویند و در حالی که زیر شدید ترین فشارهای همه جانبه از طرف سران سرکوبگر این تشکیلات می باشند اما مرعوب شانتاژ سیستماتیک فرقه نشده و صدای حق طلبی خود را بلند کرده اند .

از طرف دیگر چنین همبستگی و عزمی در افشای جنایات فرقه رجوی آن هم در آلبانی که مجاهدین سودای تبدیل کردنش به اشرف دیگری ر داشتند ، خود سدی است سدید که می تواند با افشای نیات پلید این فرقه در گسترش تروریزم و خشونت مقابل این تشبثات متوهمانه بایستد .

در شرایطی که فرقه رجوی تمام تلاش خود را به کارمی گیرد تا بتواند تشکیلات آلبانی را قوی تر کند و از سوی دیگر کمیساریا و دولت آلبانی نیز به وظایف خود عمل نمی کنند ، وجود جمعی از جداشدگان که با موانع ذهنی خود کنار آمده و جسارت کرده اند که همچون دیگر یارانشان درمقابل این جریان مخرب بایستند و با تاسیس سایتی که تریبونی برای به گوش رسیدن صدایشان است به این فرقه فرصت سوءاستفاده از شرایط آلبانی را ندهند ، هم غنیمت است و هم دوباره جای تبریک بسیار دارد .

در حالی که فرقه رجوی روز به روز بیشتر در مسیر اضمحلال و نابودی ماهوی پیش می رود و حتی در بین هواداران نزدیک خود نیز دیگر کمترین مشروعیتی ندارد ،طبیعی است که تمام تلاش خود را برای چنگ زدن به هر وسیله ممکن جهت بقای بیشتر انجام دهد و در این راستا احیای تشکیلات آلبانی یکی از اولویت های آن است .

فرقه به طور مستمر و منظم مسئولین ارشد خود را از پاریس روانه آلبانی می کند است تا باز به همان شیوه های مغزشویی جاری در اردوگاههای عراق اعضای سازمان را در کنترل خود داشته باشد. به موازات آن ، همچنین رهبری مجاهدین از موقعیت پیش آمده سواستفاده کرده و در بین افرادی که به آلبانی فرستاده شده اند تعدادی از فرماندهان خود را برای کنترل تشکیلاتی افراد منتقد و ناراضی اعزام کرده است .

تمام تلاشها اینک این است که در حالی که قلعه اور سور اواز به عنوان مرکز فرماندهی عمل می کند ، آلبانی را به اشرفی دیگر تبدیل کنند و جهت کار نیرویی از آن استفاده کنند . و در همین راستا است که شعار سایت نجات یافتگان در آلبانی ـ انجمن آزادی به درستی انتخاب شده و محور فعالیت ها قرار گرفته است : ” نگذارید در آلبانی قلعه اشرف ساخته شود ” .

آری نگذاریم درآلبانی قلعه اشرف ساخته شود .

بار دیگر به دوستانم در انجمن آزادی در آلبانی درود می فرستم و برایشان موفقیت روز افزون آرزومندم .

شهروز تاج بخش

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیافشای مزدوران اعزامی ارتش خصوصی صدام، مجاهدین خلق، در کشور البانی (افشین ابراهیمی، علی رئوسان، سید حمید ملکی، عطا حسینی، …. )

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=17427

وضعیت بغرنج جداشدگان از فرقه در آلبانی

شهروز تاجبخش، ایران قلم، بیست و چهارم مارس ۲۰۱۵:… در ابتدای مطرح شدن اعزام نیروها به آلبانی ، فرقه رجوی به این موضوع همچون فرصتی می نگریست که میتواند امکان جایگزینی برای اشرف را در خارج عراق فراهم کند ، غافل از اینکه در دنیای واقعی و دور از توهم های رجوی دیگر نیروی تشکیلاتی چندانی به طور بالقوه برای این فرقه نمانده بود . رجوی می خواست حال که ماندن در عراق دیگر مانند …

 میدانشاهی فرجی نژاد مرتضاییافشای جاسوسان و خبرچین های سازمان مجاهدین در کشور البانی

تیرانا جداشدگان فرقه رجوی می 2014اخبار و ناگفته های کمپ پناهندگان در آلبانی – قسمت دهم (مریم رجوی به مسئولین فرقه در کمپ پناهندگان هشدار داده است)

لینک به منبع

وضعیت بغرنج جداشدگان از فرقه در آلبانی

خبرهای متعددی که از جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی دریافت می شود حاکی از این است که سران مجاهدین با تمام توان در پی بند زدن چینی شکسته تشکیلات از هم گسیخته فرقه در آلبانی هستند .در این راستا ، آنها حتی از اعمال فشار و تطمیع و تهدید افرادی که علنا جداشدن خود از سازمان را بیان داشته اند نیز در نمی گذرند .

فرقه رجوی با اینکه شاهد فروپاشی و اضمحلال لحظه مره ی قید و بند های تشکیلاتی اش می باشد اما خام خیالانه برای نگه داشتن صوری حتی یک نفر در تلاش های بی امان مذبوحانه است ، در حالی که شرایط منطقه و اشتباهات استراتژیک و عقلانی و روش های سکت گونه رهبری مجاهدین باعث نابودی آرمانی آنان شده و به فروپاشی تشکیلاتی منجر گردیده است . بطوریکه شاهد هستیم که دیگر این فرقه نمی تواند حتی به شیوه های گذشته ، اذهان هواداران سابق خود را قانع کند .

در ابتدای مطرح شدن اعزام نیروها به آلبانی ، فرقه رجوی به این موضوع همچون فرصتی می نگریست که میتواند امکان جایگزینی برای اشرف را در خارج عراق فراهم کند ، غافل از اینکه در دنیای واقعی و دور از توهم های رجوی دیگر نیروی تشکیلاتی چندانی به طور بالقوه برای این فرقه نمانده بود . رجوی می خواست حال که ماندن در عراق دیگر مانند سابق ممکن نیست ، بدنه سازمان را در آلبانی سازماندهی کند و از ارتباط قلعه اور سور اواز به عنوان مرکز فرماندهی و تشکیلات آلبانی برای جبران از دست دادن موقعیت عراق استفاده کرده و اهداف خود را دنبال کند .

اما واقعیت این است که نیروهایی که با اهرم فشار تشکیلات و ایزوله نگه داشته شدن از واقعیت های جهان خارج از فرقه نگه داشته شده بودند با رسیدن به دنیای آزاد و در معرض آگاهی قرار گرفتن دیگر خواهان ماندن در حصارهای این فرقه جهنمی را ندارند .

در این راستا و ضمن ارتباطاتی که با دوستان جداشده ام در آلبانی داشتم به نظر می رسد که سران فرقه تمام تلاش خود را می کنند تا فشار های مختلفی که بر جداشدگان وجود دارد آنها را به استیصال رسانده و مجبور به همکاری با فرقه نماید .

در ابتدای ورود اولین گروه ها به تیرانا ، پایتخت آلبانی ، مجاهدین به دولت آلبانی و نیز به مسئولان کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان گفته بودند که مسائل صنفی و مالی افراد را خودشان حل میکنند و به همین دلیل تنها در ماه های نخستین تعدادی از جداشدگان از کمیساریا کمک هزینه دریافت می کردند . اکنون اما چند ماهی است که کمیساریا کمک هزینه خود را قطع کرده و افراد را به همان قرار فرقه و به مسئولین فرقه ارجاع می دهد .سران فرقه نیز از کمک مالی و صنفی به این افراد خودداری کرده و آن را منوط به همکاری با تشکیلات و مسئولین آن کرده اند .برای این منظور آنها حتی از تمام قید و بند های تشکیلاتی و انقلاب ایدئولوژیک که بر طبق آن فرد حق تشکیل خانواده ندارد را نیز اغماض میکنند اما برایشان مهم است که فرد حتی به صورت فیزیکی و علیرغم میل باطنی اش ولی با آنها باشد .

فرقه رجوی می خواهد با دادن مختصر آزادیهائی به افراد ، دهان آنان را بسته است و زمان بخرد. از طرف دیگر هدف آنها فقط و فقط در برابر این اجبار انتقال به آلبانی که فرقه ناگزیر از آن بود ، این است که بر اساس پیام رهبر فرقه حداقل یکی از آن ” یک ، دو ، سه هزار اشرف” را محقق کنند و بالنسبه از نظر روانی و ذهنی افرادی آماده داشته باشند تا در صورت لزوم بتوانند با هزار ترفند و توجیه آنان را در برابر هر یک از دستورات رهبر فرقه که در تشکیلات جاری می شود قربانی کنند.

کارهایی نظیر شرکت در تظاهرات و هواداری از رجوی یا هر مأموریت احتمالی در هر کجای دنیا که باشد، سوریه یا اسرائیل و یا ایران و یا هر کجا که تشکیلات بخواهد .

در این صورت همچنان غل و زنجیرهای بسته بر ذهن و دست و پای افراد در ازای این رسیدگیهای مادی پابرجا خواهد ماند و همچنان سوء استفاده از این افراد ادامه خواهد یافت.

اما به هر حال فروپاشی در تقدیر تشکیلات فرقه در آلبانی است و البته ممکن است کمی طول بکشد. اما سازمان دیگر نمی تواند مثل عراق جلوی جریان آزادی و آگاهی افراد را بگیرد.

آنچه به ما جداشدگان بر می گردد این است که در این رابطه اطلاع رسانی کرده و توجه طرف های بین المللی را به وضعیت خطیر افراد جداشده در آلبانی جلب کنیم تا با حمایت از آنها راه سوء استفاده فرقه از آنها بسته شود .

به امید روزی که تمام اسرای تشکیلات فرقه رجوی ، از چنبره و حصارهای آن خلاص شده و زندگی سالمی را در دنیای آزاد تجربه نمایند .

***

mek_albania_June2013مشکلاتی که مجاهدین خلق (فرقه رجوی) برای ما در تیرانا ایجاد می کنند – سازمانهای حقوق بشری کجایند؟

تیرانا ژوئیه 2014اولین سری نجات یافتگان وارد خاک امریکا شدند. سالی که نکوست از بهارش پیداست

همچنین:

کنفرانس برلین ، کتمان حقیقت در پس شعارهای تبلیغاتی

شهروز تاجبخش، ایران قلم، شانزدهم مارس ۲۰۱۵:… بیجهت نیست که رهبری سازمان غیبتی ۱۲ساله میکند و علیرغم خروج از لیست کذایی که شب و روز آنرا بهانه میکرد نمیتواند دردی از دردهای بی درمان سازمان مجاهدین را دوا کند، و بیجهت نیست که سازمان اصرار دارد که هرنوع جابجایی را بصورت جمعی انجام دهد زیرا از همین نکته وحشت دار

رهبریک فرقه زن ستیزنمی تواند مدافع حقوق زنان باشد

شهروز تاجبخش، ایران قلم، هفتم مارس ۲۰۱۵:… دیده بان حقوق بشر در گزارشی که در مارس ۲۰۰۵ میلادی منتشر کرد به این موضوع پرداخته است. در این گزارش که با نام «خروج ممنوع» منتشر شد با اشاره به دیکتاتوری شدید مسعود و مریم رجوی آمده است: مراحل مختلف انقلاب ایدئولوژیک سازمان مجاهدین خلق عبارت بودند از طلاق‌های اجباری

رسوایی دوباره لابی های مجاهدین در امریکا

شهروز تاجبخش، ایران قلم، چهارم مارس ۲۰۱۵:… بر طبق تعاریف و تحلیل های مسعود رجوی ، جناح جنگ طلب امریکا می بایست مقدمات حمله نظامی به ایران را مهیا کند تا در این میان با سرنگونی رژیم ایران مسعود رجوی وهمسرش به حکومت برسند. این رویای رجوی قبل از اینکه غیر واقعی باشد نمایانگر وابستگی این فرقه به کشورهای بیگانه می

نگاهی به درخواست مسلح شدن از جانب مجاهدین

شهروز تاجبخش، ایران قلم، بیست و چهارم فوریه ۲۰۱۵:… فهم این معنی که رجوی به اقتضای شرایط منطقه و عراق و سقوط ارباب صدام حسین تن به خلع سلاح داد و همچنین تغییر لفظی و غیر شفاف کنار گذاشتن استراتژی مسلحانه را در دستور سیاسی کاری های خود قرار داده، چندان دشوار نیست. بنابراین متوقف �

مجاهدین خود را می سوزانند، داعش دیگران را، آیا تفاوتی می کند؟

شهروز تاجبخش، ایران قلم، چهاردهم فوریه ۲۰۱۵:… برای مقایسه می توان به سازمان مجاهدین اشاره کرد که البته نسخه زنده سوزانده شدن را نه برای دشمن که برای اعضای بخت برگشته خودش می پیچد . اما جای این پرسش وجود دارد که اگر ایدئولوژی می تواند چنان فرد را پرورش داده و مغزشوی کند که خود را بسوزاند ، آیا همان فرد نمی توان