آشنایی با فرقه ها – روش عضوگیری، ماهیت و عملکردها (قسمت هفتم)

آشنایی با فرقه ها – روش عضوگیری، ماهیت و عملکردها (قسمت هفتم)

ندای حقیقت (مجاهدین خلق، فرقه رجوی)مریم سنجابی، ندای حقیقت، دهم مارس 2014: … مهوش سپهری(نسرین) که  آنزمان خود را ایدئولوگ سازمان می دانست با مسخره گی و لمپنی در جلسات زن ها می گفت  ما زن بریده نداریم هر زنی که می خواهد از سازمان خارج شود دنبال شوهر است…   هر کس یه ذره لباسش مرتب بود را به ناسزا گرفته و می گفت دنبال شوهر هستید! وی می گفت بدبخت ها شما ها الان دیگر در سن مادربزرگ ها هستید در دنیای بیرون زنان و دختران …

گزارش کنفرانس بزرگ عراق “اخراج سازمان تروریستی مجاهدین خلق از عراق”
Wondering at those Americans who stand under the flag of
Mojahedin Khalq (MKO, MEK, NCRI, Rajavi cult) only to
LOBBY for the murderers of their servicemen

لینک به منبع

لینک به قسمتهای قبلی
آشنایی با فرقه ها – روش عضوگیری، ماهیت و عملکردها (بخش های اول، دوم و سوم)
آشنایی با فرقه ها – روش عضوگیری شماره ۴
آشنایی با فرقه ها- روش عضو گیری، ماهیت و عملکردها – شماره۵
آشنایی با فرقه ها و روشهای عضوگیری شماره ۶

آشنایی با فرقه ها – روش عضوگیری، ماهیت و عملکردها (قسمت هفتم)

– مقایسه ساختار و عملکردهای سازمان مجاهدین با فرقه ها

– قسمت هفتم

– درچند شماره قبلی به نقل از قسمت هایی از کتاب گسستن بندها گفته شد فرقه ها، با 4 عامل : کنترل رفتار، اطلاعات، افکار و عواطف اعضای خود را کنترل می کنند و هنگامی که فردی در 4 مقوله فوق تابع فرقه شده و نتواند مستقل باشد در فاز کنترل ذهن مخرب، وابستگی قرار گرفته است . در قسمت های قبلی روش های چگونگی کنترل رفتار و اطلاعات و افکار از همان منبع بررسی شد. و در ادامه آن ساختار و متدلوژی سازمان مجاهدین با مقولات فوق بطور مختصر بررسی شد در این قسمت به مقوله چهارم و آخر یعنی کنترل عواطف می پردازیم:

کنترل عواطف

هیچ کس با این نیت که فریب بخورد و ذهنش دستگاری شود وارد یک فرقه نمی شود. اکثر اعضای سابق به شما خواهند گفت طی روند القائات ذهنی صدایی درون من می گفت که مواظب باشم و خودم را نجات بدهم. به منظور برقرار کردن کنترل عواطف ، فرقه باید این صدای درونی را ساکت کند. عواطف آنچه را که نیاز داریم بدانیم به ما می گوید. کنترل عواطف این خودآگاهی را بوسیله مخدوش و محدود کردن احساسات یک فرد از میان برمی دارد. فرقه ها با بر هم زدن تعادل روانی اعضای خود بر آنها مسلط می شوند از یک طرف اغلب فرقه ها افراد را وادار می کنند که احساس کنند فرد مهمی هستند و آنها را ستایش می کنند و تحت بمباران محبت قرار می دهند تا آنان را تشویق به وفاداری و تعهد نمایند و از طرف دیگر آنان زمان و انرژی زیادی صرف مانیپولاسیون عضو می کنند.

و احساس گناه و ترس را در ضمیر آنان کاشته و به این ترتیب آنان را به گروه وابسته می کنند . خشم و دلتنگی و حسادت احساسات خود خواهانه خوانده می شوند. از اعضا انتظار می رود که همیشه به گروه فکر کنند و هرگز به خودشان اهمیت ندهند.

ترس ! میزان فوق العاده زیادتر! اگر چه پیام گروه با عشق و ایده الیسم آغاز می شود اما زمانیکه فردی به سطوح درونی گروه کشانده شده جهان وی مملو از ترس می شود، ترس از اینکه مثلا” کره زمین قرار است منفجر شود ، ترس از هولوکاست هسته ای، ترس از قطع شدن ارتباط معنوی ، ترس از تحت سلطه شیطان قرار گرفتن، فرقه ها ترس را برای بند کردن عضو به گروه و در ضمیر وی می کارند این کار به میزانی قرار می گیرد که اعضا ممکن است دچار پارایونا و یا فوبیا شوند.

این …. آموزش ها هر گز به عضو اجازه نمی دهد به خار ج بودن از گروه فکر کند.

در فرقه مونی ها به اعضا گفته می شد ده پشت آنان در دنیای ارواح منتظرند و به آنان امید بسته اند. تا نجات یابند.

کنترل رفتار اطلاعات افکار و عواطف هر کدام به نوبه خود پتانسیل تغییر شخصیت یک فرد را به میزان قابل ملاحظه ای دارد.

وقتی که تمامی اشکال کنترل مورد استفاده قرار می گیرد تاثیر آن به مراتب بیشتر است. این مدل راهنمایی برای درک و فهم وجوه مختلف کنترل ذهن است .

اغلب گروه های مخرب کنترل ذهن از تمامی آنچه به آن اشاره شد استفاده نمی کنند

اما گروهی که اسامی افراد را عوض می کند، و برلباس مشخص اصرار می ورزد و در یک مکان دور افتاده ایزوله مستقر می شود و تمامی ارتباطات با دنیای خارج را قطع می کند به مراتب خطرناک تر از گروهی است که این کارها را انجام نمی دهد. آنچه مهم است تاثیر کلی بریک فرد و بر آزادی عمل و توان مستقل فکر کردنش است.

اگر چه روند نفوذ ذهنی در تمامی وجوه زندگی نوین بشر مشهود است . اما نفوذ سازنده می تواند بسادگی از نفوذ مخرب تمیز داده شود. در یک گروه سالم روند نفوذ مثبت و اخلاقی است و اساس کنترل در دست خود فرد است . از نفوذ روانی برای تنها ارتقا تفکر و تصمیم گیری مستقل و خود آگاهی و تسلط بر خویشتن استفاده می شود. فردیت، اخلاقیت و اراده آزاد مورد احترام است و ارتقا داده می شود. افراد نفوذ اعمال شده پیرامون خود را شناخته و درک می کند. دسترسی به منابع اطلاعاتی متفرقه مورد تشویق قرار می گیرد اما در یک فرقه مخرب اساس کنترل در دست گروه یا رهبر فرقه آن است. فرد جذب شده قدرت تصمیم گیری خود را واگذار می کند..

یک شبه شخصیت کاذب خلق می شود که خویشتن واقعی را سرکوب می کند. و کنترل را بدست می گیرد. فردیت از بین می رود، و اراده آزاد محو میشود. افراد در تاریکی و ابهام نگاه داشته می شوندو وروندی که آنان را تحت نفوذ قرار می دهد، ظاهری معناوی و مرموز دارد دسترسی به هرگونه اطلاعات متفرقه قطع

محورهای عام کنترل عواطف

– شما چه کسی هستید خودتان به تنهایی هیچ هستید

– خانواده و گذشته شما

– تعهدات و وابستگی ها

– افکار و احساسات و عملکرد شما

– گناه شخصی / گناه اجتماعی / گناه تاریخی

– ترس از تفکر مستقل

– ترس از دنیای خارج

– ترس از دشمن یا دشمنان

– ترس از نرسیدن به نجات وعده داده شده

– ترس از جدا یا طردشدن از گروه

– ترس از مورد تایید نبودن

– هیچ خوشی و رضایت در خارج گروه وجود ندارد.

– بصورت آشکار و روشنی یکی از فرمول های آموزشی ما در سازمان همین جمله معروف بود که به ما گفته می شد “شما از خودتان هیچ چیز ندارید شما مال خودتان نیستید بلکه متعلق به رهبری هستید”

– و در ادامه مریم رجوی می گفت شماها با پای رهبری حرکت می کنید . تمامی مثبات و منفی ها یتان مال خودتان نیست. خون و نفس و اندیشه شما متعلق به رهبری است…….

– به مرور زمان آموزش گرفته بودیم که به امورات ایدئولوژیک فکر نکنیم به علاقه به دنیای بیرون فکر نکنیم و خود را برتر از همه موجودات دنیا بدانیم رجوی نام مردان تشکیلات را گوهران بی بدیل و زنان را نوامیس ایدئولوژیک گذاشته بود. در جلسات عمومی گفته می شد. شما ها که از زن وفرزند و همه چیز خود گذشته اید از همه مردان و زنان دنیا برترید و البته این کم است و نبایستی قانع شده و بایستی بیش از این فدا کنید. هر مجاهدی یک حق در دنیا دارد و آن هم حق فدا کردن است. در سازمان بالاترین پرداخت ها به شما شده است و داشتن چنین رهبری بلاترین دریافت شماست!

– نفرات جدا شده از سازمان را خوک و خنزیز خوانده و رجوی در جلساتش در حالیکه خود را در زمره اولیا و قدیسین می پنداشت به تفسیر آیات متعددی از قرآن می پرداخته وسرنوشت نیروها و قوم های جدا شده از پیامبران را بازگو کرده و نفرات جدا شده را از مبتلا شدن به عذاب های الهی می ترساند از قوم لوط و موسی و… سخن می گفت و همه را می ترساند. او می گفت هر کس از سازمان بیرون برود سوگند جلاله خود را شکسته و پشت به دین و خدا و…. کرده ….

– تا قبل از سال 1382 یعنی قبل از سقوط صدام برگه هایی بعنوان فرم ورود به ارتش آزادی بخش ر ا پرکرده بودیم که در محور آخر برای افراد در صورت درخواست جدا شدن از سازمان محاکمه و اشد مجازات یعنی اعدام در نظر گرفته شده بود که بعد از سقوط صدام این فرم ها جمع آوری شده و سوزانده شدند و نسخه های کامپیوتری آن نیز همه از ترس اینکه بدست نیروهای آمریکایی بیفتد از بین برده شد.

– علاوه بر این که داشتن بسیاری از وسایل بصورت شخصی ممنوع بود حتی درخواست و فکر کردن به آنها نیز در آموزه های فرقه ضد ارزش معرفی شده بود. گفته می شد اینها برای شما وابستگی و تعهد می آورد و بایستی از قید و بند هر چیزی آزاد باشید. اظهار علاقه حتی به مادر و پدر و فرزند قبیح بود و افرادی که خانواده هایشان در تشکیلات بودند نیز جرئت نمی کردند نامی و یادی از آنها کرده و یا درخواست تماس و ملاقات باآنها را بدهند.

– همواره بصورت های موهومی یک باره یک نفر را از یک جمع جدا کرده و او را بعنوان مسئول همه نفرات و بالاتر از همه قرار می دادند و از بقیه می خواستند که در همه امور از او تبعیت کنند و او را تایید شده از طرف رهبری اعلام می کردند و اینقدر او را بالا می بردند که همه در خود از یک طرف احساس حقارت وخود کم بینی نمایند و از طرفی به امید اینکه به آن فرد برسند تلاش بیشتری بکنند.

– خیلی وقت ها نیز اکثر افرادی را که این چنین بالا می بردند یکباره خلع رده کرده و بدون چون و چرا به سطح قبلی بر می گرداندند.!

– عواقب وحشتاکی در انتظار کسانی است که جدا می شوند جهنم بی پولی / امراض لاعلاج/ تصادف / خودکشی/ دیوانگی و…هر فرد تحت کنترل ذهن نمی تواند تصور اینده ای مثبت و مناسب را بدون بودن در کنار گروه داشته باشد.

– از سال 1372هر زمان کسی قصد جدایی از سازمان را داشت بر طبق بخش نامه ایی از سازمان فر د را به جمع یکان می بردند. در این جمع به فرد درخواست کننده علاوه بر یک عالم فحش و بد بیراه گفته می شد. هر کس که از سازمان بخواهد بیرون برود دنبال زن و زندگی و هوس است . پشت کردن به مبارزه است و خسره دنیا و اخرت خواهد شد. الان در ایران همه از گرسنگی درحال مردن هستند . زن ها به فاحشه گی کشیده می شوند مردان معتاد می شوند و جوانان خود کشی می کنند آینده روشنی در پیش رو نیست!

– مهوش سپهری(نسرین) که آنزمان خود را ایدئولوگ سازمان می دانست با مسخره گی و لمپنی در جلسات زن ها می گفت ما زن بریده نداریم هر زنی که می خواهد از سازمان خارج شود دنبال شوهر است… هر کس یه ذره لباسش مرتب بود را به ناسزا گرفته و می گفت دنبال شوهر هستید!

– وی می گفت بدبخت ها شما ها الان دیگر در سن مادربزرگ ها هستید در دنیای بیرون زنان و دختران هم فقط چند سال محدود جوانی روی بورس هستند حتی هنرپیشه های هالیوود هم سن شان از 25 که بگذرد دیگر خریدار ندارند. مانکن ها را نیز بعد از دوسه سال جوانی بیرون می کنند و آنها نیز از فرط اینکه گرسنگی می کشند بسیار زود می میرند! فکر رفتن را از سر خارج کنید. اینجا بهترنی مکان است وخدا را شکر کنید…!

– در جلساتی دیگر به صراحت می گفت هر کس خیال رفتن از سازمان بسرش بزند سرش را می گذاریم کنار باعچه و می بریم!

– ممنوعیت مرخصی/ ترس ردشدن از جانب دوستان آشنایان و خانواده

– هیچ دلیل مشروعی برای جدا شدن وجود ندارد هر کس از گروه جدا شود ضعیف نامنظم / غیر معنوی / دنیا دوست و مغزشویی شده توسط خانواده/ پول پرست ، دیوانه سکس و هوسرانی … معرفی می شود.

– دستکاری احساسات فرد تا جاییکه طیف احساسات وی محدود و محدود تر شود.

– ایجاد این احساس در فرد که هر مشکلی وجود دارد تقصیر خود اوست و رهبر و گروه در هیچ رابطه ای مقصر نیستند.

– به ما آموزش داده شده بود که روزانه گزارش های انتقادی از خود تهیه وتنظیم کنیم و در آخر آن خود را به نقد کشیده و استدلال کنیم تمامی اشکالات متوجه خودمان بوده است و مسئولین و سازمان بی گناه هستند

– به عنوان نمونه یک پروژه سنگین و فشرده که به یکی از نفرات سپرده شده بود که کار یک ماهه را در یک هفته انجام بدهد او پس از کاری طاقت فرسا که کار را دوهفته ای تمام کرد بعد هم گزارش مفصلی از خود تهیه کرد که تنبلی کرده ام و بایستی شب های به جای 5ساعت دو ساعت هم نمی خوابیدم و از بقیه هم کمک می گرفتم تا به تعهدم رسیده و یک هفته ای کار را تمام می کردم.

– هر کس در انتهای گزارشاتش به این نتیجه نمی رسید که خودش مقصر بوده و دیگران را مقصر می دانست به وی مارک طلبکاری زده و سوژه جمع های بزرگتر می شد.

– این گزارشات را بصورت مستمر نوشته و روزانه در جمع می خواندیم که به آن گزارش عملیات جاری روز گفته می شود. نه یک موضوع بلکه هرکس تا می توانست می بایست موضوع و سوژه برای کوبیدن شخصیت خودش در روز پیدا می کرد!علاوه براین جلسات هفتگی و لایه ای نیز سر جای خودش بود که در آن جلسات نیز هر کس یک مجموعه گزارش از خودش می بایست تهیه کرده و در جمع 100تا150 نفری بخواند و سپس علاوه بر انتقاداتی که خودش به خودش کرده جمع نیز بایستی یکی دو ساعت بر علیه او صحبت می کردند و به قول مسئول نشست اسم آن را نیز آتش باری می گذاشتند.

– استفاده گسترده از احساس گناه

– استفاده گسترده از احساس ترس و و حشت

– بالا و پایین شدن افراطی احساسات

– اعتراف اغلب در جمع به گناهان و بیان و مرور آنها

جلسات جمعی اعتراف به گناه از دیرباز در تشکیلات سازمان مجاهدین رواج داشته و به مرور زمان بیشتری به ان اختصاص می یافت

از سال 1364 بدنبال اعلام انقلاب باصطلاح ایدئولوژیک این جلسات بطور رسمی تر برگزار می شود و از سال 1368 به بعد با ابعاد گسترده تر و بصورت سهمگین تر در زمان های بیشتری برگزار می شد.

محتوای جلسات را اغلب دو موضوع تشکیل می دادند

الف : وضع قوانین و متدلو ژی های جدید فرقه برای شستوی مغزی اعضا

ب: سوژه کردن افراد / و پرداختن به موضوعات شخصی و مواخذه و محاکمه افراد. که بایستی افراد در این جلسات اعتراف به گناه /خطاهای فردی /کم کاری و کمبودها ی خود در رابطه با مبارزه! و… می کردند

از سال 1372 و مخصوصا بعد سال1382 بصور ت سرسام آوری این جلسات رواج پیدا کرده و ما نیمی از وقت خود را روزانه در این جلسات تنبیهی و خود شکنجه ای می گذراندیم در هر جلسه چند نفر گزارشی از کم کاری ها کمبودها و گناهان خود خوانده و به یک مرتبه جمع صد نفره روی سر آنها آوار می شدند در این جلسات هر چه فحش و بد بیراه بلد بودیم بابد به فرد سوژه شده می دادیم و وای به روز کسانی که در این جلسات فعال نبودند… در نتیجه خود سوزه جمع می شدند. و این روال خسته کننده شکنجه ساعت ها و ساعتها و روزها ادامه داشت بطوریکه افراد، کار یدی و بیداری و بیخوابی، خستگی در سرما و گرما… را اغلب به این جلسات ترجیح می دادند.

علاوه بر این جلسات تعریف و تمجید از رهبر فرقه / تکرار های مکرر آموزش های فرقه / کلاس های تکراری نظامی و…. نیزهمواره وجود داشته و از صبح تا شام لحظاتی از وقت ما را خالی نمی گذاشتند تا به چیز دیگری قادر به فکر کردن نباشیم….


http://www.youtube.com/watch?v=oScrIJO6q0M&list=UU0l93Nsn8szy9D4G7mhvfEQ&feature=share&index=2

مریم رجوی ملکهمصاحبه خانم مریم سنجابی با مسعود خدابنده. وضعیت روحی روانی مسعود و مریم رجوی


(Alejo Vidal-Quadras , Mojahedin Khalq logo, Struan stevenson )

Ileana ros lehtinen Mojahedin Khalq terrorism MKO MEK SaddamIleana Ros-Lehtinen thinks her pal Maryam Rajavi is a human rights advocate

همچنین

مسافران وحشت در لیبرتی

ایرنا، بغداد، چهاردهم دسامبر ۲۰۱۳: …  یک عضو جدا شده از شورای سرکردگان منافقین گفت: سرعت مغزشویی در کمپ ترانزیتی و موقت لیبرتی محل اسکان سه هزار و ۱۰۰ نفر از منافقین بسیار وحشتناک است. مریم سنجابی در گفت و گو با خبرنگار اعزامی ایرنا به عراق، گفت: در این کمپ تمام اعضای مرتبط به لایه های مختلف شورای رهبر

ناگفته های مریم سنجابی، عضو نجات یافته شورای رهبری مجاهدین خلق (فرقه رجوی) از مسعود و مریم رجوی

جوان آنلاین،  تهران، یازدهم دسامبر ۲۰۱۳: … رجوی از سال ۶۰ چه در تحلیل‌های درونی و چه در بیانیه‌های رسمی همواره به این موضوع تأکید داشت که صلحی میان این دو کشور (عراق و ایران) اتفاق نمی‌افتد و مدام می‌گفت که رژیم آخوندی (جمهوری اسلامی ایران) نیاز مبرم و غیرقابل انکاری به جنگ دارد. این در حالی بود که

جامعه بی طبقه توحیدی و عدالت در فرقه رجوی

مریم سنجابی، بیست و هشتم نوامبر ۲۰۱۳: … جامعه بی طبقه توحیدی و عدالت در فرقه رجوی. راستی چرا سران سازمان  و مسعود و مریم رجوی خودشان اعتصاب نمی کنند و باجان صدها اعضا اسیر بازی می کنند.؟ جواب : چون آنها از ما بهتران هستند اعتصاب برای خانواده رجوی حرام است و خاص طبقه پایین می باشد! … آیا کشته شدن