آشنایی با فرقه ها- روش عضو گیری، ماهیت و عملکردها – شماره 5

آشنایی با فرقه ها- روش عضو گیری، ماهیت و عملکردها – شماره 5

ندای حقیقت (مجاهدین خلق، فرقه رجوی)ندای حقیقت، نوزدهم فوریه 2014: … نمونه بعدی – مطالب یکی از مقالات نوشته شده به قلم  اینجانب(مریم سنجابی ) می باشد  که خطاب به آقایان کریم قصیم و روحانی نوشته شده است: –  آیا می دانید اعضای درون این سازمان در کمپ اشرف ۲۷سال است که از ارتباط با خانواده و خارج از کمپ و هر کجای دنیا و حتی بستگان درون کمپ نیز محروم بوده اند . و آیا می دانستید دسترسی به تلفن و اینترنت و دنیای بیرون در ضوابط داخلی …

گزارش کنفرانس بزرگ عراق “اخراج سازمان تروریستی مجاهدین خلق از عراق”
Wondering at those Americans who stand under the flag of
Mojahedin Khalq (MKO, MEK, NCRI, Rajavi cult) only to
LOBBY for the murderers of their servicemen

لینک به منبع

لینک به قسمتهای قبلی
آشنایی با فرقه ها – روش عضوگیری، ماهیت و عملکردها (بخش های اول، دوم و سوم)
آشنایی با فرقه ها – روش عضوگیری شماره ۴

آشنایی با فرقه ها-روش عضوگیری،ماهیت و عملکردها- شماره 5

در سلسله مباحث قبلی پیرامون عوامل آشنائی با فرقه و تحقیق و تطبیق علمی این موضوع با فرقه رجوی ،در این بخش به موضوع کنترل اطلاعات در فرقه پرداخته شده است.

بخش سوم – کنترل اطلاعات

مخفی نگاه داشتن عمدی اطلاعات

دستکاری اطلاعات به منظور مقبول تر کردن آنها

دروغ مصلحت آمیز

محدودیت های دسترسی به کتاب و مقاله و روزنامه و مجله و تلویزیون و رادیو

سیر چگونگی کنترل اطلاعات در فرقه ها

«ذهن انسان نمی تواند بدون داشتن اطلاعات عملکرد درستی داشته باشد با کنترل فرد و اطلاعات دریافتی او ، قدرت افراد در تجزیه و تحلیل، منطبق با داده های رهبر فرقه تظیم می شود آن گاه نفرا ت قضاوت منطقی در خصوص زندگی خصوصی خود نداشته و عملکردی بر اساس خواسته های فرقه خواهند داشت.

کنترل اطلاعات از همان ابتدای جذب نیرو آغاز می شود. و آن زمانی است که فرقه برای کشاندن افراد به داخل گروه اطلاعات می دهد. افراد جذب فرقه ها نمی شوند بلکه فرقه ها افراد را به داخل فرقه ها می کشانند افراد زمانی که گرفتار یک فرقه می شوند که :

توسط دوست یا خویشاوندی که خودش عضو است به آنها مراجعه شود.

توسط یک غریبه که اظهار دوستی و محبت می کند، به آنها مراجعه شود.(معمولا توسط یک جنس مخالف)

به یک برنامه فرقه مانند یک برنامه آموزشی یا سمپوزیوم یا فیلم سینمایی دعوت شوند.

به خرید یک کتاب فرقه به عنوان پرفروش ترین کتاب معرفی شده است تشویق شوند.

به شرکت در جلسات مطالعاتی که ظاهری موجه دارند. دعوت شوند.

یک پوستر یا مطلب تبلیغاتی نظر را جلب کند.

در یک شرکت تجاری متعلق به فرقه استخدام شوند

اغلب اوقات اغلب اشخاص فرقه تا مدت ها اصلا شک نمی کنند که عضو یک فرقه شده اند شاید یک دوست یا خویشاوند با نظرات و تجارب فوق العاده ای رو به رو شده است و می خواهد آنها را به دیگران هم منتقل کند اگر مراجعه کننده شخص غریبه ای باشد اغلب شخص تصور می کند دوست تازه ای پیدا کرده است ولی در واقعیت دوستی یک شبه بوجود نمی آید. دوستی واقعی در مدت زمانی طولانی شکل می گیرد که افراد دریک حالت متوازن و به تدریج نظرات خود را به یکدیگر منتقل می کنند افراد فرقه ها که برای جذب انتخاب می شوند در گرفتن اطلاعات از اشخاص بدون اینکه خود اطلاعات از خود یا گروه شان بدهند مهارت دارند. انها به کسی نمی گویند که چه کسی هستند و چه اعتقادی دارند و نهایتا چه می خواهند.

با مجزا سازی اطلاعات فرقه ها اعضای خود را از دیدن تصویر کل یک پدیده محروم می کنند. به افراد تنها اطلاعاتی داده می شود که مناسب تشخیص داده می شود. و به اندازه ای اطلاعات می دهند که خود لازم می دانند تا کارشان را انجام دهند. ایدئولوژی فرقه سطوح مختلفی را در رابطه با بیان واقعیت ها مشخص می کند که شامل دکترین معروف درونی ها و بیرونی ها می شود اطلاعات محافظه کارانه مربوط به بیرونی ها که شامل وجوه رقیق شده اعتقادات فرقه است . به افراد عادی و تازه واردها داده می شود. به افراد جذب شده جدید که سوال دارند گفته می شود آنها هنوز به حد کافی برای دانستن تمامی واقعیتها آماده نشده اند اطلاعات درونی صرفا مخصوص کسانی است که به حد کافی برای دانستن تمامی واقعیت ها آماده نشده اند. اطلاعات درونی مخصوص کسانی است که به حد کافی تحت القائات ذهنی قرار گرفته اند.

به این ترتیب ارائه سیاست ها و قواعد و دکترین فرقه ها برای افراد جذب شده تا زمانی که قدرت تشخیص درست فرد به حد کافی تنزل داده نشده به تاخیر می افتد.

یک شکل عمومی کنترل اطلاعات مسدود کردن ابراز هر گونه انتقاد یا نظر مخالف است برخی فرقه ها خیلی راحت اعضای خود را نسبت به دسترسی به هر گونه منبع غیر فرقه مانند روزنامه ،مجله، تلویزیون، رادیو و اینترنت منع می کنند. در حالیکه برخی دیگر راه های ظریف تری بکار می گیرند. برای محدود کردن دسترسی به اینترنت فرقه سایتنو لوژی، نرم افزاری را به اعضای خود داده بودند که به طورخودکار دسترسی به سایت های اعضای سابق و منتقدان فرقه را فیلتر می کرد.

کنترل اطلاعات همچنین شامل کنترل ارتباطات اعضا با سایر افراد می شود از اعضا انتظار می رود در باره یک دیگر جاسوسی کنند و رفتار و یا اظهار نظرات نامناسب از نظر فرقه مانند انتقاد به رهبر فرقه و انتقاد به تفکرات فرقه ای یا سازماندهی را گزارش کنند. این اطلاعات بعلاوه هر چیزی که توسط یک عضو در خلال اعترافاتش گفته می شود. اغلب علیه آنان و در جهت مانیپولاسیون کردنشان مورد استفاده قرار می گیرد. برخی فرقه ها مکالمات تلفنی را کنترل می کنند و نامه ها را باز می کنند تا اطلاعاتی بدست بیاورند وبتوانند برای کنترل اعضای سابق و فعلی مورد استفاده قرار دهند. نظر انداختن بر نحوه رویکرد گروه نسبت به جریان آزاد اطلاعات سریعترین راهی است که می توان یک فرقه مخرب را تشخیص داد.

یک سازمان مشروع همیشه افراد خود را به تفکر و مطالعات آزاد و به هر نحوی که مایل باشند تشویق می کنند و آنان را مختار می گذارد تا با هر کس که مایل هستند صحبت کنند و به تصمیم خود برسند و در حالیکه گروه کنترل ذهن مخرب می خواهد خودش به جای همه فکر کند.»

حال به مقایسه کنترل رفتار در سازمان مجاهدین می پردازیم:

در رابطه با روند کنترل اطلاعات در فرقه رجوی خانم سنجابی ضمن بیان مطالبی در این موضوع ،می افزاید:

در سی سال گذشته در درون کمپ های سازمان مجاهدین ورود هر گونه روزنامه و مجله ممنوع بود. کانال های تلویزیونی و ماهواره ای برای اعضا ممنوع بود و خاصا رادیو و تلویزیون ایران را سالها بود که ندیده و نشنیده بودیم.

منبع ورود اطلاعات به سازمان تنها از طریق یک بولتن چند صفحه ای بود که توسط یک گروه تهیه شده و برای قسمت ها ارسال می شود این بولتن حاوی یک سری خبرهای دست چین شده و کنترل شده بود که دال بر اخبارمنفی سراسر دنیا بطور خاص ایران بود. یعنی هر کجا سیل ، زلزله آتشفشان و یا حادثه ای طبیعی اتفاق افتاده بود و یا گروه هایی شورشی اقداماتی انجام داده بودند…. به این ترتیب ما روزانه فقط می فهمیدیم در سراسر دنیا چند نفر براثر حوادث کشته شده اند. اخبار پیشرفتها و اخبارعلمی موفقیت های دنیا.. به دست ما نمی رسید. اخبار هنری و هنرمندان… در این بولتن ها نیز جایی نداشت. و ضد ارزش محسوب می شد.

ممنوعیت دسترسی به اعضای سابق

من پس از این که از سازمان خارج شدم متوجه فعالیت های اعضای سابق سازمان مجاهدین وفعالیت های شان شدم در درون تشکیلات مطالب تجربیات و مقالات آنها بدست ما نمی رسید و ممنوع بود. گاها در جلسات متوجه می شدیم توسط رجوی از برخی جدا شدگان بصورت هیستریکی بدگویی می شود و آنها را زیر رگبار فحش و ناسزا می برد. از جمله این نفرات آقای علی قشقاوی و محمد حسین سبحانی و… بودند. من پس از خروجم متوجه شدم که آقای علی قشقاوی بعلت اینکه در سال 1373 در تشکیلات سازمان زندانی شده بود و پس از آن چند سال در برابر ماندن در تشکیلات مقاومت کرده و شجاعانه درخواست خروج داده بود به همین علت توسط سران سازمان و به دستور رجوی به زندان ابوغریب عراق تحویل داده شده بود او پس از رنج های فراوان و تحمل چند سال زندان پس از اینکه به خارج کشور رسید چند مصاحبه در رابطه با زندانی شدنش در درون تشکیلات و هم چینن زندان ابوغریب با صلیب سرخ و سازمان های بین المللی انجام داده و پرده از یک سری روابط درونی سازمان برداشته بود و به همین علت بسیار مورد غضب ر جوی بود. هم چنین آقای محمد حسین سبحانی نیز بعد از تحمل 9 سال زندان موفق به خروج از تشکیلات و عراق شده بودند که ایشان نیز دست به افشاگری هایی زده بودند که او هم به همین علت مورد خشم رهبر فرقه بود.

مشغول نگاه داشتن اعضا به حدی که فرصت فکر و بررسی نداشته باشند.

در سازمان مجاهدین در کمپ اشرف فشرده ترین برنامه ریزی را داشتیم بیدار باش در تابستان ها 5/4صبح و در اغلب فصول 5 صبح بود و خاموشی 11 شب در این بین از صبح تا شب طبق برنامه ریزی بسیار فشرده و سنگین نیروها مشغول به کارهای سنگین آموزش های رزمی و یا جلسات ایدئولوژیک و کارهای سنگینی یدی بودند طوریکه اغلب به شوخی می گفتند که شب ها سرمان به بالش نرسیده به خواب می رویم مسئولین سازمان از این امر استقبال کرده و در جلسات درونی به ما می گفتند که بایستی نیروهای سازمان مخصوصا برادران اینقدر کار داشته باشند که فرصت فکر کردن به هیچ چیزی حتی مسائل سیاسی و یا زندگی را نداشته باشند و الا می بُرند!

اطلاعات به سادگی قابل درسترس نیست.

اطلاعات به سطوح مختلف هرم تشکیلات و ماموریت هر کس متفاوت داده می شود.

در سطوح تشکیلات امکان تکنیکی از قبیل اینترنت و یا معمولی رادیو و تلویزیون برای بدست آوردن اطلاعات وجود نداشت و طبق ضوابط سازمان نفرات اجازه نداشتند با همدیگر بر سر امور اطلاعاتی صحبت کنند.

به ما گفته می شد در هر قسمتی که کار می کنید بر اسا س ضرورت کار در معرض یک سری اطلاعات قرار می گیرید. و حق رد وبدل کردن این اطلاعات را ندارید.

وجود سیستم مانیتورینگ برای برقراری کنترل

گزارش هرگونه افکار و احساسات و عملکرد خلاف نظر فرقه به رهبر

رفتار هر فرد توسط کل گروه مانیتور و گزارش می شود

در سازمان مجاهدین شیوه گزارش نویسی و راپرت دادن معمول و جاری شده و افراد را به این کار تشویق می نمودندو می گفتند هر کس بایستی برای کمک و اصلاح شدن دوستان و همرزمانش هر نافرمانی از اطرافیانش می بیند را بایستی گزارش کند. در این رابطه گزارش از کسانی که بطور خاص عقاید و روش های تشکیلات و یا رهبری را نیز به چالش می کشیدند واجب تر بود و به همین دلیل اکثر ما جرئت اظهار نظر و گفتگو در این امور را باهمدیگر نداشتیم.

نامه های دریافتی و ارسالی افراد توسط مسئولین سازمان خوانده شده و محتویات آنها کنترل می شد و بعضا از آنها کپی گرفته می شود.

تمامی مکالمات تلفنی آن دسته از نفراتی که سالانه اجازه پیدا می کردند به خانواده هایشان زنگ بزنند ضبط و کنترل می شد.

اطلاعات در خصوص گناهان فردبرای زدودن مرزهای هویتی

استفاده از گناهان گذشته فرد برای دستکاری کردن عواطف و احساسات و کنترل و بخشش

پس از سال1368 و بحث به اصطلاح انقلاب ایدئولوژیک در درون تشکیلات سازمان مجاهدین ، موضوعی در جلسات طرح و بسط داده می شد، به عنوان جا انداختن رهبری عقیدتی . در سلسله بحث های طولانی آنجه که تفهیم و جا انداخته می شود به شرح زیر می باشد.

آقای حامد صرافپور در خاطراتش چنین نوشته است :

«البته ناگفته نماند که در مباحث انقلاب ایدئولوژیکی که سالها به صورت مقطعی جریان داشت، خود مسعود رجوی بارها گوشزد نمود که رهبر عقیدتی کسی است که تمام گناهان نفرات پیرو خود را بر دوش می کشد و در روز معاد نیز، خداوند هرگز از افراد نمی پرسد که تو کیستی؟ بلکه از انسانها سوال می کند که رهبر شما کیست و از چه کسی پیروی می کنید؟ و بر اساس آن بهشت و جهنم تعیین میشود. در واقع وی به صورت کاملاً صریح می گفت همۀ کسانی که پشت سر خودش قرار داشته باشند در یک طیف قرار دارند و خداوند به گناهان فردی و شخصی آنها کاری ندارد و بر اساس اینکه در پشت سر وی قرار گرفته اند بخشوده خواهند شد. این جملات البته در بحثهای مفصل و مبسوطی شرح داده می شد و به این سادگی که توضیح دادم نبود. یعنی در میان انبوهی مقدمه و شرح از قرآن و تاریخ اسلام و بحث انقلاب درونی و اهمیت کار مریم و غیره، طی هفته ها و ماهها نشست عنوان می شد به نحوی که برای من و دیگر مجاهدین هیچ شک و شبهه ای ایجاد نمی کرد و با قانع می شدیم که چنین چیزی هست.»

در ادامه بحث های درون سازمانی به تمامی افراد آموزش داده می شد. که برای پاک شدن از گناهان هر موضوع و نکته ای در ذهن خود دارید را بایستی به مسئولتان گزارش کنید و شعار “عدم حمل تنافض” یک شعار محوری تشکیلات شده بود و می گفتند تشکیلات بایستی از لحظه به لحظه افکار شما مطلع باشد. و اینطوری با سازمان و رهبری محرم می شوید! (البته انسان های بیگناه اسیر در تشکیلات نمی دانستند که چگونه در آینده رجوی از این اعترافات اجباری و ساختگی آنها نهایت سواستفاده را نمود)

روش های تخصصی تر کنترل اطلاعات عبارتند از:

1.استفاده از فر یب

2.به حداقل رساندن دسترسی به اطلاعات و منابع غیر حرفه ای

3.جدا سازی اطلاعات دکترین بیرونی ها در برابر درونی ها

4.تشویق جاسوسی روی اعضا

5. استفاده گسترده از اطلاعات و تبلیغات تولید فرقه

6.استفاده غیر اخلاقی از اعتراف گیری

مقایسه ای میان این بخش از کنترلها در فرقه رجوی با آنچه در بالا گفته شد:

همانطور که توضیح داده شد در درون تشکیلات رجوی بصورت حادتری روش های کنترلی اجرا می شود. برای نمونه :

گزارش نویسی از خود و دیگران امر مرسومی شده بود هر روز جلساتی تحت عنوان عملیات جاری برگزار می شد که همه ما می بایست گزارشی از وضعیت روز خود را بصورت انتقاد به خود می نوشتیم در پایان جلسه نیز انتقادا ت دوستانمان را گفته و به حساب آنها نیز می رسیدیم

تمامی آنچه که از ذهن ما در رابطه با مسائل سیاسی ، عاطفی و جنسی و… در طی روز گذشته بود نیز مکتوب کرده و تحت عناوین گزارشات صدق به مسئول خود می دادیم.

تمامی این گزارشات مکتوب اسکن شده و در پرونده افراد در پرسنلی سازمان نگاه داری می شود و در عین اینکه به نفرات گفته می شود این گزارشات دور انداخته خواهد شد و فقط برای رهایی شما از این افکار است من که مسئولیت پرسنلی پرونده ها را در سازمان داشتم موظف بودم تمامی این گزارشات را در پرونده های افراد منتقل نموده و بشدت از آنها نگهداری کنم.

نتیجه اینکه هر فردی که از تشکیلات خار ج می شد برای تهدید و ترس از خارج شدن و ساکت ماندن وی از این مدارک جعلی برعلیه او استفاده می کنند.

همچنین برای روشنتر شدن و مشابهت کنترل اطلاعات در درون سازمان مجاهدین با فرقه ها به گوشه هایی از خاطرات و مقالات اعضای سابق سازمان اشاره می شود این موارد به نقل از انجمن زنان – (جمعی از زنان جدا شده از تشکیلات مجاهدین) آورده شده است :

موارد زیر در تشکیلات این سازمان از دستورات رهبری است که اختناقی آشکار و نقض آزادیهای انسانی است:

– این سازمان اقدام به قتل ناراضیان خود کرده است و شاهدان زنده ای برای این موضوع وجود دارد …

– زنان و مردان جدا سازی می شوند و به دستور رهبری از همسران خود بایستی طلاق بگیرند.

– داشتن حجاب در تشکیلات این سازمان اجباری است.

– امکان ارتباط با دنیای آزاد از طریق بکارگیری اینترنت و موبایل برای اعضا ممنوع است و افراد در محیطی بسته و سکت مانندهستند.

– اعضا بایستی روزانه اقرار به گناه کنند و هر آنچه در ذهنشان است را بازگو کرده و منتظر سرکوب و توهین مسئول بالاتر و جمع باشند شیوه های منسوخ شده فرقه ای که ا ین تشکیلات بکار می گیرد مادون بشری است.

– این تشکیلات همه منتقدان خود را ترور شخصیتی می کند برای آنها پاپوش درست کرده و برای آنها پرونده سازی و شیطان سازی می کنند و به آنها مارک مزدور جمهوری اسلامی می زند برای اینکه آنها افشاگران چهره واقعی این سازمان هستند. این سازمان در درون تشکیلات خودش دستور مرگ منتقدان خود را صادر می کند وحتی در کشورهای اروپائی به آنها حمله فیزیکی می کند و دست از شیوه های قرون وسطائی خود برنداشته است.

انجمن ما خواستار ملاقات بیشتر با شما و توضیح مطالب تکمیلی جهت روشن سازی بیشتر ماهیت واقعی این جریان و تشکیلات هستیم

با تقدیم احترام انجمن زنان 2012.12.07

نمونه دیگر:

اظهارات اقایان مجیدمحمدی و محمد گلی اسکاردی از اعضای سابق سازمان و جدا شده در سال 1389 منبع: انجمن نجات مرکز مازندران شنبه ۹ شهریور ۱۳۹۲

آقای حمید فرخی که برادرش سالیان اسیر فرقه رجوی است از آقای محمدی پرسیده است آیا برای تفریح به بیرون اشرف و یا پارک در بغداد هم می رفتید ؟

در جواب این سئوال آقای محمدی پاسخ داد : تلاش فرقه بر این بود که افراد کمتر به خارج اشرف بروند تا مبادا با فضای بیرون آشنا شوند و بقول مسئولین فرقه فضای زندگی طلبی به سرشان نزند به همین دلیل افراد حق خروج فردی و یا گروهی به بیرون اشرف جهت رفتن به پارک و یا تفریح و سینما و … را نداشتند که در طول این 25 سال فقط یک یا دو بار آن هم به صورت جمعی و کنترل شده به پارکی در بغداد رفتم .

آنها حتی تلاش می کردند که مریضی حاد افراد را در اشرف حل کنند که معمولا توسط چند تن از دکترای عمومی سازمان در درمانگاه حل می کردند تا مبادا کسی پایش به بیرون برسد .

آقای گلی اسکاردی از دیگر جداشدگان از فرقه رجوی در تکمیل بحث آقای محمدی اظهار داشت: مسئله این نبود که صرفا فرد بعد از خروج از اشرف فرار کند بلکه دستگاه ذهنی و مغز شویی های انجام گرفته توسط فرقه ترک بر می داشت . خواه ، ناخواه هر یک از افراد در خارج قرارگاه شاهد مسائلی از زندگی و آزادی فردی و … بودند که می توانست آنها را به تفکر وا دارد که با تشکیلات فرقه رجوی منافات داشت .

آقای اسکاردی در تفاوت دو دنیای اشرف و خارج آن برای تفهیم بهتر برای حاضرین ادامه داد : اگر بخواهم خلاصه کنم باید بگویم که اشرف یک جهنمی بیش نبود . در اشرف ما از صبح تا شب باید کار می کردیم و شب هم باید جواب پس می دادیم ولی در دنیای بیرون ، خودمان برای خودمان تصمیم می گیریم در یک کلام افراد در مناسبات هیچ اراده ای از خودشان ندارند .

آقای محمدی در تفاوت دو دنیای اشرف و بیرون مثالی را مطرح نمود او گفت : روزی به همراه مسئولم به بغداد رفتم در مسیر چشمم به تصویر زنی در تابلوی تبلیغاتی سینما افتاد . وقتی به اشرف برگشتیم باید گزارش آنرا می توشتم که در بغداد چه دیدم وقتی این را نوشتم در نشست غسل هفتگی یقه مرا گرفتند و تمام گذشته مرا زیر سئوال بردند و در همانجا پشیمان شدم که چرا آنرا گزارش کردم ای کاش اصلا بغداد نمی رفتم . این نمونه ای از مناسبات فرقه ای رجوی است !!

در جامعه عادی هر کسی آزاد است تا سینما برود و تلویزیون ببیند و فیلم تماشا کند و یا مسائل فردی دیگری داشته باشد در حالی که من و امثال من به خاطر یک لحظه نگاه به عکس معمولی محاکمه می شدیم

آقای عبدالله افغان یکی دیگر از بازگشته ها که سالیان در مناسبات فرقه در اشرف بود برای حاضرین توضیح داد : فرماندهان فرقه در اشرف هرگونه حرکت افراد را زیر کنترل داشتند آنها کوچکترین آزادی به اعضا نمی دادند . در آنجا احساس می کردی که مستمرا در حال تعقیب و تحت کنترل هستی حتی در موقع استراحت و خواب .

سازمان تلاش زیادی داشت تا ذهن افراد را به نسبت به داخل کشور و بازگشت شان به ایران خراب کند و آنها را بترساند در حالی که اینگونه نبود و همه ما که برگشتیم پاسپورت داریم و بعضا چندین بار به خارج سفر کردیم . پس هر آنچه فرماندهان سازمان طی این سالیان می گفتند دروغی بیش نبود و فقط می خواستند که ما را در قید و بند تشکیلات خود نگه دارند ….

نمونه بعدی – مطالب یکی از مقالات نوشته شده به قلم اینجانب(مریم سنجابی ) می باشد که خطاب به آقایان کریم قصیم و روحانی نوشته شده است:

– آیا می دانید اعضای درون این سازمان در کمپ اشرف ۲۷سال است که از ارتباط با خانواده و خارج از کمپ و هر کجای دنیا و حتی بستگان درون کمپ نیز محروم بوده اند . و آیا می دانستید دسترسی به تلفن و اینترنت و دنیای بیرون در ضوابط داخلی تشکیلات جرم محسوب می شود.

– در رابطه با افشای مسائل شخصی گفتید : آیا شما نمی دانستید این فرهنگ و اعتقاد پایه ای سازمان بود که تمامی افراد را تحت عنوان جلسات دیگ و فردیت مجبور به بیان شخصی ترین نکات زندگی شان در بین جمع های ۱۰۰تا ۳۰۰۰ هزارنفری می کرد و سال هاست که از کلیه اعضا اعترافات اجباری درست و غلط و…. امضا های اجباری مبنی بر ماندن درتشکیلات و غیره … گرفته می شود

– آیا شما نمی دانستید در سال۱۳۶۳و ۱۳۷۳ سران سازمان بدستور رجوی حدود ۵۰۰الی ۶۰۰ نفراز اعضای خود را به جرم خود ساخته نفوذی دستگیر و در درون کمپ زندانی نمود و به کتک و اذیت و آزار آنان پرداخته بطوریکه چندین نفر جان خود را در این رابطه از دست دادند و از تعداد زیادی در زیر فشار و شکنجه اعتراف واهی نفوذیی بودن گرفت در حالیکه حتی یکی از آنان نفوذی نبود. و بعدها همین را خودش اذعان نمود

– یا می دانید در حالیکه آقای رجوی رسما به همه نفرات در جلسات عمومی می گفت که هر مطلبی دارید بطور شخصی برای من بنویسید ولی تمامی این مطالب در قسمت پرسنلی سازمان در دسترس تمامی مسئولین سازمان بوده و در همان حال ضبط وآرشیو می شد. تا هر زمان که بخواهد برعلیه نفرات استفاده کند.

– آیا می دانستید در ایدئولوژی فرقه، رجوی می گفت هرآنچه دارید خوبی و بدی ها و تمام هستی شما از آن من است و کسی از خو د چیزی ندارد و برهمین سیاق می بایست هر چه نفرات می گفتند از آن رجوی می بود ولی این تشکیلات درتمامی سالیان بر خلاف انچه که شما هم حقوق بشر می نامید بر اساس اعترافات اجباری و …. دسته بندی های قومی و عشیرتی و… در بین افراد نموده و طبقات مختلفی درسازمان رایج شده بود و با این دید با آنها تنظیم می کردند. طبقه مرفه شورای رهبری / طبقه اسیرانی که از اردوگاه آمده بودند/ طبقه فرزندان سازمان / اهالی رمادی و……

– آیا می دانید اعضای رده بالای سازمان شانسی برای خروج از سازمان نداشته و با تهدید مرگ مواجه هستند؟

خبر داشتید که رهبر فرقه چگونه هزاران تن از اعضای خود را در درون کمپ در بی خبری از دنیای بیرون گذاشته و حتی اجازه یک انتقاد و اظهار نظرنیز به کسی نمی داد و علاوه بر ساعت ها بیگاری کشیدن از افراد همواره آنها را به بدترین شکل مورد نکوهش و مواخذه قرار داده شخصیت افراد را له می نمودند.

می دانید آنها فقط در بازداشت رسمی و وحشت انگیز فرقه رجوی هستند آنها در سال ۲۰۱۳ در دنیای ارتباطات حتی اجازه ندارند یک تلفن داشته باشند حتی اجازه ندارند به خانواده هایشان زنگ بزنند حتی رنگ یک مجله و نشریه خارجی را هم به چشم نمی بینند و اگر یک نشریه عربی هم برای قسمت روابط سازمان برود تمامی عکس های “زن ” و خبرهای هنری و دنیای بیرون آن بریده شده و سپس بقیه مطالب سیاسی مورد نیاز به دست تعداد معدودی میرسد.

افرادی را که حتی برای مصاحبه با کمیساریا می روند نیز قبل از رفتن دو ساعت آموزش می دهند که چه بگویند و چه نگویند و بعد از برگشت از مصاحبه در قرنطیه نگهداشته و از آنان بازخواست ، بازجویی و بازرسی بدنی می کنند!

مریم سنجابی عضو جدا شده شورای باصطلاح ملی مقاومت

۷ژوئن ۲۰۱۳میلادی برابربا ۱۷خرداد۱۳۹۲شمسی

*مطالب داخل گیومه یادداشت های برگرفته از کتاب گسستن بندها نوشته آقای استیون حسن و با ترجمه آقای ابراهیم خدابنده می باشد.

ادامه دارد …..


http://youtu.be/-DSEv8N0Rmg


http://youtu.be/zrl9D14Wlw8

همچنین:

گفتگوی اختصاصی ندای حقیقت با مسعود خدابنده

ندای حقیقت (مجاهدین خلق، فرقه رجوی)ندای حقیقت، هجدهم فوریه 2014: … به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ندای حقیقت ،در راستای آگاهی بخشی بیشتر به کاربران عزیز و خوانندگان فرهیخته و با تلاش خانم سنجابی”مصاحبه و گفتگوی اختصاصی ایشان و با دعوت از آقای مسعود خدابنده انجام شده است ” بخش اول این مصاحبه

مسافران وحشت در لیبرتی

ایرنا، بغداد، چهاردهم دسامبر 2013: …  یک عضو جدا شده از شورای سرکردگان منافقین گفت: سرعت مغزشویی در کمپ ترانزیتی و موقت لیبرتی محل اسکان سه هزار و 100 نفر از منافقین بسیار وحشتناک است. مریم سنجابی در گفت و گو با خبرنگار اعزامی ایرنا به عراق، گفت: در این کمپ تمام اعضای مرتبط به لایه های مختلف شورای رهبر

ناگفته های مریم سنجابی، عضو نجات یافته شورای رهبری مجاهدین خلق (فرقه رجوی) از مسعود و مریم رجوی

جوان آنلاین،  تهران، یازدهم دسامبر 2013: … رجوي از سال 60 چه در تحليل‌هاي دروني و چه در بيانيه‌هاي رسمي همواره به اين موضوع تأكيد داشت كه صلحي ميان اين دو كشور (عراق و ايران) اتفاق نمي‌افتد و مدام مي‌گفت كه رژيم آخوندي (جمهوري اسلامي ايران) نياز مبرم و غيرقابل انكاري به جنگ دارد. اين در حالي بود كه

جامعه بی طبقه توحیدی و عدالت در فرقه رجوی

مریم سنجابی، بیست و هشتم نوامبر 2013: … جامعه بی طبقه توحیدی و عدالت در فرقه رجوی. راستی چرا سران سازمان  و مسعود و مریم رجوی خودشان اعتصاب نمی کنند و باجان صدها اعضا اسیر بازی می کنند.؟ جواب : چون آنها از ما بهتران هستند اعتصاب برای خانواده رجوی حرام است و خاص طبقه پایین می باشد! … آیا کشته شدن