آقای محسن سیاکلا! دعوت ترا در بررسی اجمالی عملکرد سازمان قبول کردم!

آقای محسن سیاکلا! دعوت ترا در بررسی اجمالی عملکرد سازمان قبول کردم!

انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، دهم سپتامبر 2015:…  آدم باید پررویی ای درسطح آقای سیاه کلا داشته باشد که چهره ای اینچنینی ازمریمی که بعنوان منشی مسعود رجوی ، سبب جدائی او ازهمسرش شده وخود بجای اونشست و در تکمیل پروسه ی مغز شویی و حرمسراسازی یار غار او شد، با خونخوارترین مرتجعین جهان نشست وبا سفیر عربستان نرد عشق باخت و … اینچنین چهره ی نورانی وغیر زمینی …

مسعود رجوی و  فروغ جاویدان چرخ و دندهای توافق وین و جیغ های بنفش مسعود رجوی

کمپ بدنان اشرف تعطیل شدکل اگر طبیب بودی ، سر خود دوا نمودی!

لینک به منبع

آقای محسن سیاکلا! دعوت ترا در بررسی اجمالی عملکرد سازمان قبول کردم!

محسن سیاه کلاه هم ازجمله کسانی است که قلم بدست گرفته تا درباره ی 50 سالگی سازمان مجاهدینی که 34 سال است که به کناری انداخته شده وبرروی جسد جان باختگان وبنیانگذاران آن فرقه ای منحط و مستبد بامرشد اعظم تام الاختیاری بنام مسعود رجوی ساخته شود ، مطالبی سرهم بندی کند.

او طی یک مقدمه ی طولانی که کوشیده درحد بضاعت خود بااستفاده از قوانین اجتماعی، اقتصادی وتاریخی بشریت ، توضیحاتی درمورد ” زیربنا ” و ” رو بنا ” بدهد که اتفاقا قلم را کج کرده و تلاش نموده که عنصر ” نقش شخصیت درتاریخ ” را پررنگ تراز آنچه که معمولا پذیرفته میشود، نموده وازاین مسئله ، توجیهاتی برای عملکرد ننگین فرقه ی رجوی درست نماید.

نام مقاله ی تئوریک؟! او ” بشارت آینده… “ نام دارد که دررسانه های اینترنتی باند رجوی منتشر گردیده است.

بعد ازگذر ازمقدمه ی مقاله ، درقسمتی ازآن میخوانیم:

” این دعوتی است که از همه می‌شود تا هر چه پروژکتور و ذره‌بین دارند به گذشته سازمان مجاهدین بیندازند و واقعیتهایی را که تحقق یافته و دیگر ادعا نیست، ببینند و مورد بررسی قرار بدهند. هرچه بیشتر و عمیق‌تر بهتر. البته این کاری است که خیلیها کرده‌اند و می‌کنند و باز هم خواهند کرد. ما مجاهدین نیز از همه آنها استقبال می‌کنیم و اطمینان می‌دهیم که بیشتر و دقیق‌تر از همه، تمام آنچه را که نوشته شده است با بیطرفی کامل و از سر مسئولیت سنگین پیش‌بردن انقلاب و مقاومت یک خلق و یک آرمان، به‌دقت بخوانیم و خوانده‌ایم. از مثبتات آن بهره برده‌ایم و درخفا و علن سپاسگذار بوده‌ایم و منفیها را نیز بنا‌ به همان مسئولیت تاریخی که بر دوش پذیرفته‌ایم، برای قضاوت تاریخ و خلق حفظ کرده‌ایم “.

درجواب باید گفت: لبیک یا محسن سیا کلا!

من این دعوت شما را پذیرفته و در مقابل از شما می پرسم که ، سازمان رجوی که شما هم درآن حضور دارید، کدام انتقادات را پذیرفته و در مقابل این انتقادات ، از اهدای لقب ” مزدور ” و… به منتقد ، استفاده نکرده است؟!

ممکن است که در ثبوت صحت گفتارتان، موارد معتبر و مستندی را ذکر کنید؟!

آنچه که من از نوشته های شما دریافته ام، مشاهده ی مکتب ” مشهدی عباد – نام فیلم طنز بسیار معروف ترکی ” است که قهرمان داستان طی آن میگوید:

” من هرچه میگردم که عیب های خود را بیابم، تنها یک عیب را میبینم وآن نداشتن عیب دروجود من است”!

آیا تشکیلات شما قضاوتی جز شبیه قضاوت مشهدی عیاد درمورد خود دارد؟!

سیا کلاه مینویسد:

” گفتیم که تحولات تاریخ قانونمند و ترجمان ضرورتها است. به‌وجود آمدن سازمان مجاهدین، امروز خیلی روشن شده است که ترجمان ضرورت وجود یک نیروی انقلابی در برابر حضور مهیب‌ترین نیروی ارتجاعی تاریخ ایران یعنی خمینی بود. اگر مجاهدین نبودند، خمینی یک دوران تاریخی و طولانی، ایران، منطقه و کل جهان را در محاق بنیادگرایی و ارتجاع فرو می‌برد. در همین حدی هم که توانسته است کارش را پیش ببرد، آثار فلاکت بارش را برای ایران و خلقهای منطقه و برای کل جهان می‌توانیم مشاهده کنیم. حال شما مجاهدین را از صحنه حذف کنید تا ببینید چه کسی توان مقابله با خمینی را داشته است. اگر امروز در صحنه کسی جز مجاهدین نیست، به‌سادگی می‌توان نتیجه گرفت که در صورت نبود مجاهدین هیچ هماورد دیگری وجود نداشت و خمینی( برطبق) مراد خودش برای سالیان طولانی میراند “.

خودتان ادعا دارید که 50 سال است که حضور دارید وآنگاه ادعا میکنید که به حکم تاریخ؟! دربرابر امام خمینی که آن زمان انقلاب تحت رهبری او هنوز مطرح نبود، ساخته شده اید وآیا این ادعای مسخره ای نیست؟!

من باوضع فعلی تشکیلات رجوی کاری ندارم ولی این را میدانم که بنیانگذاران آن ، مشکل عمده ای با امام خمینی نداشتند ونظریات ارائه شده ی شما درمورد ایشان، درهیچ سند ومدرکی ازطرف بنیانگذاران اولیه ی سازمان مورد تایید قرار نگرفته که هیچ ،حتی درسال های اولیه ی انقلاب ایشان را رهبر معنوی خود اعلام میکردید!

رهبری میلیشیای خود رادراختیار ایشان قرار میدادید که ایشان عدم احتیاج خود را اعلام کرد!

بنظر ما درحال حاضر مجاهدینی با طرز تفکر اولیه وجود ندارند تا همآوردی برای دیگران ورژیم باشند وآنچه که هست، یک عقبگرد تاریخی وارتجاعی درهمه ی عرصه ها برعلیه مردم وبنیانگذاران مجاهدین است!

همچنین:

” اگر قرار است که تکامل ادامه داشته باشد و اگر قرار است که جامعه انسانی هم‌چنان به سوی رهایی و آزادی گام به جلو بردارد، پس این پاسخ باید بر آن جرثومه غلبه کند و در تئوری و عمل آن را پس بزند و به این ترتیب به ضرورت تاریخ پاسخ بگوید “.

البته برخورد سیا کلا با مسائل مطلق است وایشان قدرت تشخیص این موضوع را ندارند که خط سیر تکامل خطی نبوده وزیگزاکی است و ایشان به فراز وفرود نهضتها که واقعیتی است، توجهی ندارند!

این نظر من درمورد خیلی ازپدیده ها هم درست نباشد، درمورد سرنوشت سازمان مجاهدین خلق کاملا درست است وچرا؟

دراین مورد باید دید که ارتجاع چیست و تکامل کدام است.

چه کسانی مانع رشد جوامع میگردند؟

آنهایی که منافع شان درسلطه ی هرچه بیشتر برمردم بوده و امپریالیزم جهانی درراس این جماعت قرار دارد که با تلاش های بی وقفه برای برانداختن حکومت های ملی وانقلابی وبرسرکار آوردن نیروهایی که منافع شان با اربابان یاد شده گره خورده ، مرتجع حساب شده ومانع تکامل اند وباند رجوی که با ایجاد جمود فکری در اعضای خود ودعوت ازاین جهانخواران برای حمله ی نظامی واقتصادی به کشور آبا واجدادی اش، دراین زمره قرار دارند!

این هموطن تکامل دوست؟! ، بدون اینکه متوجه باشد ، یک گام ارتجاعی برداشته است:

” ابعاد کارهای شناخته شده و بیان شده مسعود یک قسمت از این حقیقت است، اما ابعاد کارها و تلاشهای شناخته نشده و بیان ناشده‌اش – که رسم مجاهدین است که از خود سخن نمی‌گویند – دریایی است که به قول مولوی، برای چشیدن نیز نتوانسته‌ایم به مصداق «آب دریا را اگر نتوان کشید – هم به قدر تشنگی باید چشید»، تا امروز حتی کوزه‌ای از آن برداریم “.

آیا ایجاد سیستم ارتجاعی برده داری مدرن دردرون تشکیلات را که رجوی بانی آن بوده وبا ایجاد حرمسرا متکامل ترش کرد؟!، جزو کارهای شناخته وبیان شده ی مسعود رجوی قبول دارید؟

اگر دارید که باید نوع این تکامل بشری اتفاق افتاده وضرورت تاریخی آن را شرح دهید!

اگر نه! که خود را بعنوان یک دروغگو معرفی میکنید!

دیگر اینکه اگر قرار است که مجاهدین خود ستائی نکنند، باند رجوی که درخود ستائی شهره ی آفاق است، با تعریف شما ” مجاهد ” نیست !

وباز:

اما وقتی حنیف و مسعود، این زنگارها را زدودند، سرانجام جوهر و گوهر این اندیشه و آرمان در وجود مریم رجوی تلألؤ و درخشش خود را برای همه به نمایش گذاشت. چقدر زیباست وقتی چشم انسان می‌تواند ”حقیقت“ را ببیند. و چقدر زیباست ”حقیقت“ وقتی که انسان می‌تواند آن را دریابد. همه‌اش زیبایی در زیبایی است و نور است در نور “.

آدم باید پررویی ای درسطح آقای سیاه کلا داشته باشد که چهره ای اینچنینی ازمریمی که بعنوان منشی مسعود رجوی ، سبب جدائی او ازهمسرش شده وخود بجای اونشست و در تکمیل پروسه ی مغز شویی و حرمسراسازی یار غار او شد، با خونخوارترین مرتجعین جهان نشست وبا سفیر عربستان نرد عشق باخت و … اینچنین چهره ی نورانی وغیر زمینی بسازد!

این تشبیهات بی جا خاص فرق مستبد ومرتجع است وبا تکامل همسازی ندارد!

راست این است که فرقه ی رجوی بعنوان تفاله های اپوزیسیون برسمیت شناخته شود ونه چیز دیگر!

حمید تبریزی

Camp Ashraf Iraq January 13 2014


https://youtu.be/zrl9D14Wlw8

مسعود رجوی، مهدی ابریشمچی، ژنرال حبوش و کشتار اکراد عراقی

محمد حنیف نژادآیا کسی هنوز به رجوی چشم امید بسته است؟

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20500

پنجاه سال موجودیت پر تضاد و متناقض! (+ فریفتن اسرای لیبرتی)

انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، بیست و چهارم اوت ۲۰۱۵:… درست است که نام سازمان مجاهدین خلق ۵۰ ساله است، اما نیک که بنگریم ، سازمان مجاهدین خلق با اهدافی که بنیانگذاران آن برایش قائل بودند ، حداکثر تا اواخر سال ۱۳۵۹- آنهم با کش وقوس های پرتضاد – وجود داشته که با غمض عین وتسامح زیاد میتوان آنرا موجودیتی ۱۵ ساله بحساب آورد که اکنون با بلعیده شدنش توسط شخص مسعود رجوی …

Link to the full description of Mojahedin (MEK, MKO) Logo (pdf file)

Using cult leader Maryam Rajavi to derail nuclear talks backfirese

پنجاه سال موجودیت پر تضاد و متناقض!

لینک به منبع

درست است که نام سازمان مجاهدین خلق ۵۰ ساله است، اما نیک که بنگریم ، سازمان مجاهدین خلق با اهدافی که بنیانگذاران آن برایش قائل بودند ، حداکثر تا اواخر سال ۱۳۵۹- آنهم با کش وقوس های پرتضاد – وجود داشته که با غمض عین وتسامح زیاد میتوان آنرا موجودیتی ۱۵ ساله بحساب آورد که اکنون با بلعیده شدنش توسط شخص مسعود رجوی واحیانا افراد مشکوک دیگر- مستقیم یا غیر مستقیم – بکلی خارج ازموضوع و بدور ازموجودیت است!

اینکه کسانی ازباند رجوی پیدا میشوند که این ۱۵ سال موجودیت سازمان حنیف نژادها و… را با ۳۵ سال عمر جریانی که ذاتا به باند وفرقه ای مخرب تبدیل شده ، بهم ربط صد درصدی داده وبین این دومرحله ” اینهمانی” قایل شوند، ضمن اینکه مبارزات پر نشیب وفراز ومملو ازافت وخیز ۱۵ ساله ی سازمان مجاهدین خلق را بدنام میکنند، برای فرقه ی رجوی حی وحاضر هم کمکی نمیکنند وچرا؟

برای اینکه فرقه ی رجوی دست اندرکار همکاری شبانه روزی با صهیونیزم وجناح هارتر امپریالیزم است و رها نکردن آن ۱۵ سال، این همکاران بزرگ تر رادچار تکدر خاطر نموده وخواهی نخواهی، باین مناسبات گرم فعلی لطمه میزند!!

اگر اینطور است، چرا رجوی ها دچار این خامی شده واین ۱۵ سال متفاوت ازبقیه ی سالها را رها نکرده وباوجود ضررهایی که درطرح این موضوع دارند، بازهم به سراغش میروند؟!

جواب این سئوال دراین موضوع نهفته است که اولا اغلب اسرای لیبرتی بخاطر همکاری با اسرائیل وامپریالیزم به باند رجوی نپیوسته بودند ولازم است که ازگذشته های انقلابی سازمان بلعیده شده که اینک تنها ازنامش استفاده میشود، ذکری بمیان آید تا دچار این سئوال نگردند که فریب خورده اند!

ثانیا جوانان کم اطلاعی وجود دارند که باید با انقلابی نمایی آنها را بسوی خود جلب کرد!

وثالثا با نشان دادن عدد بزرگ ۵۰، باید به دیگر رقبای چریکی قبلا موجود، اجازه نداد که خود را پیش کسوت تر وسابقه دارتر از باند رجوی معرفی کنند که این امر با خصلت عمیقا انحصار طلبی فرقه ی رجوی ، جور درنمیآید!!

به هرصورت!

آقای محمود نیشابوری هم جزو کسانی شده که خواسته است دراین آشفته بازاری موجود، دین خود را به مسعود ومریم تابان ادا نموده وبعنوان شاهد، سند انتقال سازمان مجاهدین خلق عملا ناموجود را به نام فرقه ی رجوی امضایی مجدد کرده باشد!

اودرنوشته ای که رسانه های رجوی برایش منتشر کرده اند واین نوشته ” ۵۰ سال، مبارزه بی امان، علیه شاه و شیخ تولدی بس خجسته و بزرگ ” نام دارد ، آورده است:

” آنهایی که اشرف راساختند، آباد کردند، رسم و رسوم اشرفی را جهانی کردند و هزار اشرف در سراسر جهان از آرمان شهدایش پا گرفت و اشرف بر بام جهان ایستاد “.

ما که ازنحوه ی ساختن اشرف وماهیت آن اطلاعات کافی داشته وبه محدودیت های بزرگ آن آگاهیم، اگر این حرف محمود نیشابوری را قبول کنیم، آنگاه باید بپذیریم که جهان چقدر تنگ وتاریک وکوچک است!

درجهانی نسبتا بزرگی که ما زندگی میکنیم، خبری ازاشرفی شدن نیست و اگر آقای محمود نیشابوری

فرد راستگویی باشد ، باید قبول کنیم که جهان او که درآن همه اشرفی شده اند، جهانی دیگر وبسیار کوچکتر ازجهان مورد مشاهده ی ماست!

او درتعریف زوجین اول باند رجوی ، مینویسد:

” اکنون شیر همیشه بیدار و مهر تابان رهایی مردم ایران می رزمند و پرچم آزادی و رهایی یک خلق در دستان پر توا نشان در اهتراز است. بلی ۵۰ سال اقتدار و سربلندی “.

فعلا این شیر بیدار ومهر تابان رهایی پیش کش خودتان! ما بعنوان ساکنین ایران خبری ازاین رزمندگی ها نداریم!

باشد که ایران مورد نظر آنها نیز، متناسب با دنیای کوچک، تنگ وتاریک شان، بسیار کوچک است!

یا اینکه حتی این ایران کوچک اصلا وجود عینی ندارد و چیزی که بنام ایران میخوانندش، موجودی تخیلی ودرچهارچوب ذهن آنهاست وواقعیت زمینی ومادی ندارد!

نهایت اینکه:

” می دانم، همه فجایع، بلاها، کارتن خوابی، کودگان کار، خودکشیها، اعدام ، زندان، اعتیاد،و بیکاری و… باسرنگونی رژیم آخوندی رخت می بندد “.

این کارتن خوابی و…، بجز معدودی ازکشورها- اگر چنین کشورهایی یافت شود- درجهان تک قطبی و سلطه وتابعیت – با شدت وضعفی که دارد- یک حالت عمومی واپیدمی داشته ودرذات این سیستم میباشد!

این پدیده ی غیر انسانی در کشور متروپل آمریکا که اجرای امورشان بدست رژیم آخوندی نیست هم وجود دارد !

شما بدون چیدن این سیستم تک قطبی وسلطه وتابعیت جهانی ، با حسن نیت فرضی هم که داشته باشید، موفق به انجام این مواعید نخواهید شد وبدتر اینکه روز وشب، خدا خدا میکنید که این نظام سلطه گر گوشه ی چشمی به شما داشته باشد!!

وحید

بازی هایی برای فریفتن اسرای لیبرتی!

لینک به منبع

بلی! وقتی نشریه ی کنگره کشور بزرگی بنام آمریکا مبادرت به انتشار مطالبی کند که ذیلا بدان پرداخته میشود، باید که تحلیل های لازم را ازساختار چنین جامعه ی بزرگی که برخوردارانش به چیزی جز زعامت ورهبری تمامی جهان راضی نیست ، ازآن استنباط کرد!

یعنی اینکه باید تحلیل های عالمان وشخصیت های نامداری مانند نوام چامسکی ودیگران را پذیرفت که نمایندگان آمریکا خود را ازوجیه الملگی به وکیل الدولگی وبدتر از آن به وکیل کسانی از یک درصدی های حاکم برآمریکا تبدیل کرده اند که هزینه ی بسیار سنگین انتخاباتی آنها را مهیا میکنند تا به چیزی جز بیان منافع آنها لب نگشایند .

حال که این یک درصدی ها منافع کثیف ونامحدود خود را در ایجاد تنش وجنگ های بی پایان درجهان میبنند، تعداد بزرگی ازاین کنگرس من های برگمارده شده ،لازم میدانند که دراین راه قدم بردارند ولو اینکه این قدم درجهت تبلیغ ورکلام فرقه ی رجوی باشد!

درقوت بخشیدن به این نظر ما ودیگر انسان های صلح طلب وترقی خواه، رسانه های رجوی خبری با تیتر ” هیل، نشریه کنگره آمریکا: ترس از مجاهدین خلق خواب را از سر آخوندهای حاکم می‌پراند ” منتشر کرده اند که طی آن گفته شده است:

” هیل نشریه کنگره آمریکا روز جمعه ۳۰مرداد ۹۴ اقدام به درج مقاله یی بقلم پرفسور ساشا شیهان استاد دانشگاه بالتیمور آمریکا کرده است. او در این مقاله می‌نویسد نظرسنجی اخیر شبکه خبری سی.ان.ان نشان می‌دهد که اکثریت مردم آمریکا معتقدند کنگره باید توافق اتمی دولت اوباما با رژیم ایران را رد کند. نظرسنجی مؤسسه گالوپ نیز نشان می‌دهد تنها یک نفر در هر سه نفر آمریکایی سیاست باراک اوباما رئیس‌جمهور آمریکا در قبال رژیم ایران را مورد تأیید قرار می‌دهند “.

ابتدا درمورد ” پرفسور ساشا شیهان ” گفت که او حضوری تعطیل ناپذیر در تجمعات فرقه ی رجوی دارد وفرد بیطرفی شمرده نمیشود وهرکس که آشنائی کمی با اینترنت داشته باشد، میتواند تمامی سخنرانی های او را که درضدیت تمام با مردم ایران ودوستی عمیق؟! با باند رجوی است، ملاحظه کرده وماهیت این خبر باند رجوی را دریابد: ” ماجرای شهادت روباه ودم اش”!

البته من نتایج نظر سنجی های دیگری را هم از رسانه ها و منابع دیگر آمریکائی دیده ام که این ادعای پرفسور ساشا شیهان را رد میکند واتفاقا بااعلام اینکه اوباما باداشتن ۱۵درصد حمایت مردم، ۳برابر بیش از کنگره محبوبیت دارد ، مهر باطلی براین ادعای رجوی پسندانه ی پرفسور ساشا شیهان زده است!

به ادامه ی مطلب این نشریه ی کنگره ی آمریکا که برابر اعلام مراکز آماری ونظر سنجی خود آمریکائی ها ، ازمحبوبیت ۵درصدی برخوردار است توجه کنید:

” پرفسور شیهان می‌افزاید نتایج ناشی از این توافق منجر به بی‌ثباتی منطقه و تجاوزگری رژیم ایران و نه صلح و امنیت خواهد شد. نظرسنجیها نشانگر نداشتن اطمینان و اعتماد مردم آمریکا به سیاست دولت اوباما در قبال رژیم ایران است. یک تحلیلگر برجسته سیاست ایران در آمریکا اخیراً توافق اتمی دولت اوباما با رژیم ایران را مشابه تصمیم برای جنگ عراق در دولت بوش دانسته است “.

اما اوباما در کنگره آمریکا گفت که چنین نیست و نحوه ی معامله با ایران طوری بوده که آمریکا مجبور نشده ۳تریلیون دلار بی زبان را که درعراق خرج کرده، دررابطه با ایران هم خرج کند!

پرفسور ساشا شیهان روشن نساخته که چرا این توافق برتجاوزگری رژیم ایران میافزاید و ثبات منطقه را که در درجه ی اول اسرائیل ونئوکان های درسایه ونمایندگان آشکار شان درکنگره برای این عدم ثبات ازجان ودل مایه میگذارند، بهم میریزد؟!

مگر امثال او برای این عدم صلح وامنیت ” له له ” نمیزنند؟!

علت این تضادی را که ملاحظه میکنید ، دقیقا باید دراین مسئله جست که آنها دراصل میخواهند هیچ نوع توافقی بدست نمیآمد ونتیجه ی این عدم توافق منجر به جنگ میگشت، بطوری که اوباما صریحا بدان اذعان نموده است!

بدین ترتیب درزیر تمامی این منطق آرائی ها ، پوشاندن نیات زشتی بنام آرزوی شروع جنگ است که فرقه ی رجوی نیز منافع خود را دراین ویرانی ها وکشته شدن انسان ها میبیند!!!

این پروفسور مجبوب باند رجوی مینویسد:

” پرفسور ساشا شیهان در مقاله خود نتیجه‌گیری می‌کند رژیم حاکم بر تهران ته خط از مخالفان داخلی خود و نه تهدیدات خارجی ترس دارد و چشم‌انداز تغییر رژیم از طریق سازمان مجاهدین خلق ایران، اپوزیسیون سازمان‌یافته این رژیم، چیزی است که شبها خواب را از چشمان آخوندهای حاکم بر ایران می‌رباید “.

این پیشنهاد احمقانه چیزی جز بقدرت رساندن رجوی وآنهم با توسل به جنگ مخوف با نتایج غیر قابل پیش بینی است که فرقه ی رجوی را اینطور به وجد آورده ویا اگر خود نیز آنرا جدی نمیگیرد، لااقل این استفاده ی تبلیغاتی را ازآن میکند تا بتواند شیره برسر اسرای لیبرتی بمالد!

صابر

***

رجوی مجاهدین خلق اسرائیلMojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) Our Men in Iran?
(Seymour M. Hersh, The New Yorker, April 2012)


(Rajavi from Saddam to AIPAC)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20346

مجاهدین در باتلاق آلبانی (+ اینجا قبرستان قربانیان داخلی رجوی است)

انجمن نجات (مراکز آذربایجان شرقی و ایلام)، هفدهم اوت ۲۰۱۵:…  البته رجوی ها خودشان را خیلی بزرگ می کنند ومی گویند رژیم ایران در صدد است که شما را از این کمپ خارج کنند اما به یمن انقلاب مریم نتوانسته است ! رجوی تلقین میکند که من هنوزهم در عراق یک عددی هستم اما واقعیت این است که اگر رژیم بخواهد درشرایط فعلی فرقه رجوی را از عراق خارج کنند، این کار برایش مثل آب خوردن بود واگر نمیکند به این خاطر است …

نجات یافتگان فرقه در دیدار از قبرستان کمپ اشرف، برای شکنجه گر سابق خود از خداوند طلب مغفرت کردند

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی
لینک به منبع

همیشه فرقه رجوی (سازمان مجاهدین) در ایام بعد از شکست های خود یک بند از انقلاب فرقه ای با اعضاء خود مطرح کرده و شروع به انتقاد ازآن ها و وادار کردنشان به نوشتن اقرارنامه می کند. مسئولین همواره دراین موارد می گویند که ما کاری کردیم که سازمان شکست را به پیروزی؟! تبدیل کرد وسپس شیپور پیروزی را می زند واین روند از زمان خروج از اشرف تا به امروز که وقت خروج از لیبرتی است، ادامه دارد.

خروج از اشرف را تشکیل هزار اشرف نام گذاشتند و… درحالی که آن خروج یک شکست بزرگ درتاریخ این سازمان فرقه گون می باشد چرا که از یک ظرف استراتژی خود را از دست داد واز طرف دیگر آن قدرت بادکنکی را نشان داد.

تا آن روز شاید ، این گروه خودش را بالا تراز گروه های دیگر خارج نشین می دانست ولی امروز بعداز خروج از اشرف این بادکنک ترکید وآن ادعای اپوزسیون اصلی بودنش باد هوا شد!

استراتژی جنگ نوین که برای همه دیکته می کرد وآن ها را فریب می داد دیگر وجود ندارد واین را بعد از خروج از جلسه های درونی وهمچنین ازصحبت های سران این فرقه واز زوزه های آن می شود فهمید که این یک شکست تمام عیار بود !

خود رجوی هم که می گوید که لیبرتی یک زندان است اما ما به هزاراشرف تبدیل خواهیم کرد هنوز جواب نگرفته است . البته رجوی ها خودشان را خیلی بزرگ می کنند ومی گویند رژیم ایران در صدد است که شما را از این کمپ خارج کنند اما به یمن انقلاب مریم نتوانسته است !

رجوی تلقین میکند که من هنوزهم در عراق یک عددی هستم اما واقعیت این است که اگر رژیم بخواهد درشرایط فعلی فرقه رجوی را از عراق خارج کنند، این کار برایش مثل آب خوردن بود واگر نمیکند به این خاطر است که این فرقه درعراق اهمیتی ندارد طوری که با ورود دو اکیپ از خانواده ها به جلو درب لیبرتی این فرقه ترس برداشته واعلام کرده هر هفته ما حدود ۱۵ نفربه آلبانی اعزام خواهیم داشت من الان به این اشاره کنم وبعداٌ به ادامه حرف که رجوی شکست را می خواهد به پیروزی تبدیل کنند را پی گیری کنم.

با اعلام این انتقال قطره ای، رجوی می خواهد زمان بدست آورد:

هر هفته ۱۵ نفر ، دریک سال حدود ۷۲۰ نفر خواهد بود واین به معنی فریب خانواده ها وبه خصوص نفرات در لیبرتی است اما نمی داند که این عمل فقط مثل یک مسکن موقتی است و بین نفرات ایجاد تناقض میکند.

بعد از آن در لیبرتی اختلاف رده ای پیش خواهد آمد ومجدداً داستان طعمه که رجوی می گفت ما وهمه نفرات از آن عبور کردند ولی الان خودش طعمه را وارد تشکیلات روبه پایان خود می کند. شاید این هم یک حکمت است که اسرا بدانند که رجوی آزادی آنها را نمی خواهد بلکه مرگ آنها را با این خروج قطره چکانی در عراق دنبال می کنند !

اما اول قرار بود بعد از پایان خروج از اشرف و انتقال به لیبرتی به سوی یک کشور ثالث بروند و این شرایط درلیبرتی(کمپ ترانزیت ) حادتر است…

آن دو شعار که رهبران فرقه مجاهدین سر می دادند واز احساسات بقیه استفاده می نمودند شعار اشرف را هرگز از دست نخواهیم داد واشرف سمبل وشرف فرقه مجاهدین است که عملی نشد.

امروز چون سران فرقه اشرف را با ننگ وخواری از دست داده اند، سمت وسوی شعارشان را به ایجاد کمپ پناهندگی در لیبرتی برده بودند و آن را تکثیراشرف می نامند ولی با فشار واقعیت ها میگویند که هزار اشرف در خارج از عراق است !!!

اینک رهبر فرقه ، فقط به دلیل دریافت امتیاز است که بقیه را درکنار خود با هر دروغ وکلک حفظ کند واین خط تا ورود نفرات به اروپا باید انجام شود چون نفرات لیبرتی پایشان به اروپا برسد سمی برای هواداران است.

تا دیروز می گفتند امپریالیزم با رژیم یکی شده و ما را از همه چیز دور نگه داشته است ولی الان دیگر کسی در لیست سیاه وجود ندارد وهوادار انتظار دارد که سران فرقه اقداماتی انجام بدهند واین را می شد بعداز خروج از لیست تروریستی در آن زمان از صحبت های مریم فهمید که گفت بعداز این انرژی چندین برابری را برای سرنگونی رژیم ایران بکار خواهیم گرفت اما مریم ابزار سرنگونی را نگفت که آیا مجدداً حمله زمینی است یا قبل از حمله ، نیروها باید ۷ سال دیگر برای شناسایی بروند تا ابزار سرنگونی تکمیل شود وخواهر مریم نیروها را نیز توجیه نکرد . من از همان صحبت مریم رجوی فهمیدم که از این پس برای رفع تناقضات هوادار دست خالی هستند وفقط یک شعار تو خالی که بعداز این، انرژی حاصله را برای سرنگونی به کار خواهیم گرفت، باقی میماند.

خروج این چنینی از لیبرتی ، نشانگر باتلاقی دیگر در آلبانی است که رجوی به آن وارد می شود واین باتلاق خط پایان برتشکیلات خواهد بود.

سعید

اینجا قبرستان قربانیان داخلی رجوی است

انجمن نجات، مرکز ایلام
لینک به منبع

قرارگاه اشرف ضلع شمالی. جایی که از کشته های عملیات مروارید ( عملیات کُرد کشی سازمان ) ، قربانیان خودکامگی های رجوی برای ماندن در عراق ، افرادی که به علت فشارهای رجوی خودکشی را انتخاب کردند و دیگر عملیات های تروریستی که خاک سرد ارمغان آنها بود را در بر می گیرد.

رجوی به این قبرستان اکنون متروکه در اشرف مروارید می گفت. این نام از عملیات کُردکشی سازمان در سال ۱۹۹۱ که به آن “عملیات مروارید” می گفتند اقتباس شده است.عملیاتی که در حقیقت رجوی برای دفاع از صدام و جلوگیری از قیام مردم در آن سال ها انجام داد و به آن افتخار می کرد و سعی کرد وانمود کند که برای دفع حمله پاسداران، موضع دفاعی اتخاذ کرده بود.

وقتی رجوی به این کشته ها مروارید می گوید که در برابر آن هرگز یک برنامه و مراسم عزاداری را تحمل نکرد و تا جایی که از گریه و اشک دوستان این کشته شدگان ابا و ترس داشت و مهوش سپهری ( نسرین ) را شبانه به قرارگاه ها می فرستاد تا مانع یک مراسم در سوگ کنار دستی های خود توسط اعضا صورت گیرد و برای آن ها خط و نشان می کشید و می گفت برادر مسعود به شما گفته است این کار حرام است و اگر این کار را می کنید آب به آسیاب دشمن می ریزید!!

آنها به خاطر هیچ، جان خودشان را فنا کردند و سران مجاهدین هم برای حفظ خود هر کاری می کنند و هیچ شرم و حیایی ندارند. چرا که اکنون هم تلاش دارند نفرات را در عراق حفظ کنند و به خاطر مشکلات داخلی عراق و نبود امکانات آن ها را که اکثراً سالخورده و مسن هستند قربانی خود کنند.

این یکی از مهم ترین خصوصیت فرقه ها است که شامل رجوی می شود که افراد گوشت دم توپ هستند و تا موقعی ارزش دارند که در جهت امیال تقدس گرایی رهبران فرقه باشند و در صورت عدول از خط و خطوط تعیین شده سرکوب می گردند و شخصیت آنها لگدمال می شود. در کمال تعجب وقتی همین افراد جان خود را از دست می دهند، یک شبه از آن ها به بهترین وجه یاد می شود و در حقیقت مرگ آن ها نشانه خلوصشان نسبت به رهبری فرقه نشان داده می شود.

وای بر اعمال ننگین تو رجوی ، این طور آسمانت را پر از ستاره کردی!!!

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20223

زیستن در دنیای هپروت هم ، عالمی داشته و ما محروم از تجربه ی آن!

کمپ بدنان اشرف تعطیل شدکمپ بدنان اشرف تعطیل شدانجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، دهم اوت ۲۰۱۵:… گاها داستان های تخیلی را میخوانیم والبته آنرا غیر واقعی دانسته و ازاینکه فرجه ی استراحتی بما داده که ازدنیای سرسخت عینی ساعاتی را دور باشیم ، ازخواندنش چندان هم ناراضی بیرون نمیآییم و معمولا نمیگوییم که وقتی از زمان کم زندگی راازدست دادیم! اما خواندن نوشته ی بی بضاعت آقای محسن معصومی که عنوان پرطمطراق ” جهان شد به داد ش پر از آفرین …

لینک به منبع

زیستن در دنیای هپروت هم ، عالمی داشته و ما محروم از تجربه ی آن!

گاها داستان های تخیلی را میخوانیم والبته آنرا غیر واقعی دانسته و ازاینکه فرجه ی استراحتی بما داده که ازدنیای سرسخت عینی ساعاتی را دور باشیم ، ازخواندنش چندان هم ناراضی بیرون نمیآییم و معمولا نمیگوییم که وقتی از زمان کم زندگی راازدست دادیم!

اما خواندن نوشته ی بی بضاعت آقای محسن معصومی که عنوان پرطمطراق ” جهان شد به داد ش پر از آفرین “ نام دارد، این ذوق وحتی بی تفاوتی را درمن بر نیانگیخت!

چرا که این بیت حماسی مورد استفاده قرار گرفته ابدا الفت ومناسبتی با گزارش برنامه ی گل‌ریزان همیاری سیمای آزادی ” که طی آن خواسته شده با نمایش تعدادی از زنان مفلوک فرقه ی رجوی که زمانی تعداد قابل توجهی ازآنها به همسری نامشروع وناخواسته ی مسعود رجوی درآمده بودند وحالا هم مثل سابق باتغییر عنوان در شورای مرکزی سازمان قرار گرفته اند که قبلا هم بنام ” شورای رهبری ” بی خاصیت، انجام این مهم؟! را بعهده داشتند ، به بیننده- والبته بیشتر به اسرای لیبرتی- نشان داده شود که واقعا هم تغییری قابل توجه درساختار تشکیلاتی باند رجوی اتفاق افتاده است!

درعمل آنچه تغییر کرده ، تنها نام است درکنار اضافه شدن بر تعداد این سیاهی لشکرهای اصلی رجوی که با هدف راندن مردان همطراز باخودش ازرهبریت است!

مردانی مجرب تر ازرجوی دراین تشکیلات وجود دارد که در مهره چینی های رجوی بدرد اونمیخورد وبلکه ممکن است به مخالفت هایی با کارکرد مسعود کوتوله داشته باشند که نتیجه اش تشکیلات خاص او ومنظم شده برقامت نااستوارش، شکل فعلی خود را ازدست میدهد!

من با مطالعه ی نوشته ی طولانی همشهری ام آقای عباس داوری بمناسبت روزجهانی کارگر، علیرغم اینکه میتوانستم با این یا آن قسمت نوشته ی او موافق یا مخالف باشم، دریغ ام آمد که این شخص مجبور باشد به تراوشات مغز بیمار رجوی عمل کرده وزیر مهمیز زنانی قرار گیرد که سواد وتجربه ای باندازه ی ربع اورا هم ندارند!

معصومی دراین نوشته ی شاهنامه گویی اش آورده است:

” برنامه گل‌ریزان همیاری سیمای آزادی بستری پدید آورد که در آن جلوه‌های نوینی از ارزش‌های خلق‌شده توسط مقاومت سرفراز مردم ایران در معرض عام قرار گرفت، ظهور و حضور قهرمانانی از شورای مرکزی جدید سازمان مجاهدین خلق به‌عنوان میهمانان این برنامه، آتش‌فشانی از غرور و افتخار ملی ایجاد کرد. … پدیده‌ای نو و بی‌سابقه که خلق بدیعی در حیات بشری است، انسان رها از غل و زنجیر «جاه» و «مقام»، …”.

یک شخص دیگر ازاین فرقه نیز درمورد این برنامه که گویا مقدرات جهان راهم بهم خواهد زد وطرحی نو درخواهد افکند، قبلا نوشته بود که هرچه به متن نامبرده دقت شد، کورسویی هم ازاین ادعا ها بدست نیآمد وناچار این مطلب را بحساب رجزخوانی های معمول و ایجاد توفان در فنجان گذاشتیم!

سخنان فوق الاشعار این هموطن دیگر نیز ، همان کپیه برداری از حرف های اولین شخص وارد شده باین داستان بحساب میآید و استنتاجات عظیمی ازیک یاوه گویی ابتدائی بدست میدهد که خواننده را غرق درحیرت میکند که چگونه یک عضو تشکیلاتی که به عبث خود را درنوک پیکان تکامل جامعه ی بشری معرفی میکند، میتواند چنین یاوه بگوید!!

جلوه های نوین چه بود واین قهرمانان کجا بودند که حالا تقدیم حضور ” خلق قهرمان ” میشوند؟!

تبدیل یک شورای بی خاصیت رهبری ۸۰۰نفره به شورای مرکزی ۱۰۰۰نفره بازهم بی خاصیت چه جلوه ای میتواند داشته باشد که ما غافل ازدیدن تلالو آن بودیم؟

شماها درعالم خلسه ی فرقوی چه چیزها را میبینید که ماها قادر به رویت آن نیستیم؟

اگر صحبت های شما تنها مربوط به ساکت نگه داشتن اسرای لیبرتی ، مطلب دیگری است ، اما اگر برای ما انسان های زمینی وغیر فضایی مینویسید ، منظره ی رویت کرده ی خودتان را بخوبی تصویر کنید وگرنه دروغ نگویید ورجز نخوانید!

باز میخوانیم:

” … رسیدن به چنین نقطة کمال و پرورش نسلی رها در این راستا، برخلاف آنچه پیشینیان و عارفان وارسته می‌پنداشتند البته امری نبود که با تهذیب نفس و کناره‌گیری از خلق در دیر و خانقاه به دست آید، این کشف فقط بر یک بستر مبارزه اجتماعی تمام‌عیار با این نظام سرکوبگر و ارتجاعی میسر بود، … مبارزه ای‌که نه‌فقط سرنگونی سیاسی ارتجاع را هدف قرار داده بلکه ریشه‌کنی این جرثومه خباثت در عمیق‌ترین صور اجتماعی آن و درمان دردهای بی‌درمان اجتماعی و فرهنگی هم هست “.

در عرفان مولوی گونه، قرابت های فلسفی ومنطقی با این عرفان انسانی یافت میشد و باندازه ی افکار شما اینقدر فضائی ودرعین حال زمینی وغیر انسانی نبود!

مبارزات تروریستی، جاسوسی گری و وطن فروشی شما ها ابدا ربطی به مبارزات اجتماعی نداشته ودراین مورد طلب خود ازاجتماع ومردم را صفر کنید!

آنچه شماها انجام داده و یادرآرزوی انجامش هستید ، تماما همسو با اهداف مغز بیمار رجوی خود شیفته است وارتباطش با واقعیات، حکم ارتباط جن وبسم اله را دارد!

دعوای رجوی با حکومت، جنگ قدرت با خاصیت ارتجاعی است وبا مبارزات اجتماعی با ارتجاع هیچگونه سنخیتی ندارد!!

ما به نحوه ی رفع مشکلات درحصار کوچک تشکیلاتی رجوی آگاهی داریم واجازه نخواهیم داد که دردهای ما آنگونه درمان شود که مال شما شده است!

سرانجام اینکه:

” تاریخ بشریت در مسیر تعالی این‌سان ورق می خورد، سعادت ملت ایران در این نبرد تضمین بقا و جاودانگی پیدا می‌کند و بسا دردهای لاعلاج اجتماعی در مسیر سرنگونی این نظام منحط و پس‌ازآن راه‌حل ابدی می‌یابد “.

شما فعلا راهتان به ترکستان است وهیچ کمکی برای ملت ایران نمیتوانید بکنید، سنگ بزرگ برداشته اید وکاری نخواهید توانست با آن بکنید واگر با کچل بودن تمام (منظور مناسبات ننگینی است که درتشکیلات وجود دارد) که بازهم اصرار دارید که طبیب هستید ، ابتدا سر کچل خود را درمان کنید !!

سعید

خانواده ها بیرون کمپ لیبرتیکیهان لندن: لیبرتی: سودای ارتش آزادی و ماجراجویی رهبرانش

***

همچنین:

ریشه تحلیل های آبکی رجوی کجاست

مسعود و مریم رجوی و جیش العدل ترویستهای اسرائیلیحجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و پنجم اوت ۲۰۱۴: … وجود چنین شکاف عمیق برای رجوی آنقدر جدی و ملموس است که او را وادار کند تا با تولید بحران های مجازی و یادآوری آن ها، تشکیلات را همچنان در مواجه با پرسش های کلیدی به سکوت

بازار سیاست مجاهدین خلق (فرقه رجوی) همچنان بوی تعفن میدهد

ترورستهای داعش مجاهدین خلق فرقه رجوی عراقحجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، چهارم اوت ۲۰۱۴: …  بدین ترتیب باید گفت این اطلاعیه بهترین سندی است که نشان میدهد مجاهدین تلاش میکنند جنایات گروه تروریستی داعش و بقایای حزب بعث را تحت عنوان جنگ فرقه یی و جنگ شیعه علیه اهل تسنن که همان

یکی به نعل یکی به میخ

رجوی مجاهدین خلق اسرائیلحجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و هفتم ژوئیه ۲۰۱۱۴: … اسنودن گفت سرویس‌های اطلاعاتی سه کشور، با استفاده از استراتژی که از آن با نام “لانه زنبور سرخ” یاد می‌شود، این سازمان تروریستی را تشکیل دادند تا قادر باشند تمامی‌افراط گرایان جهان را در یک جا جمع و ب

وقاحت و رذالت سیاسی

رجوی مجاهدین خلق اسرائیلحجت سیداسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و دوم ژوئیه ۲۰۱۴: … بنظر میرسد علت این همه تاخیر در انتشار اطلاعیه فوق الذکر ، درگیر بودن شبانه روزی این اوباش و سایت ها و وبلاگهای رسمی و غیر رسمی و برنامه تلویزیونی آنان در انعکاس اخبار مربوط به فعالیت گروههای تروریستی د