آقای پرویز خزائی گزارش به تاریخ پیشکش تان ، واقعیت ها را بگوئید – قسمت اول و پایانی

آقای پرویز خزائی گزارش به تاریخ پیشکش تان ، واقعیت ها را بگوئید – قسمت اول و پایانی

هادی شبانیهادی شبانی، انجمن نجات، مرکز مازندران، یازدهم آوریل 2015:…  شما فکر می کنید در اروپا لم داده و از دلارهای باد آورده مریم قجر استفاده می نمائید نشانه مبارز بودن تان می باشد . یادمان نرفته وقتی پایتان را به عراق می گذاشتید سعی می نمودید با لوس بازی و مسخره بازی و خواندن شعر خود را هوادار به اصطلاح رزمندگان اشرف !! نشان دهید البته در این زمینه هم مسئولین فرقه برای راحتی شما کم نمی گذاشتند …

 پرویز خزایی صدام حسین مجاهدین خلق مزدوریگزارش پرویز خزائی و طرح یک پرسش: مخاطب اصلی “گزارش تا این تاریخ” چه کسی است؟ (+ آینده فرقه رجوی)

آقای پرویز خزائی گزارش به تاریخ پیشکش تان ، واقعیت ها را بگوئید – قسمت اول

لینک به منبع

یکی از عناصر کاسه لیس به اصطلاح شورا ملی مقاومت در مطالبی را با عنوان گزارش تا این تاریخ مطالبی را بازگو نماید که مشخص می شود افشاگری آقایان دکتر کریم قصیم و محمد رضا روحانی بسیار به سران فرقه و افراد جیره خوارش بر خورده که همچنان از درد آن می نالند و هر بار به نام کسی مطلبی بر علیه شان ردیف می کنند .

حرفهایی که او در مطالب خود آورده است نشان از چشم بستن روی خیلی از خیانت های رجوی است یعنی اینکه با سس مبارزه با حکومت ایران سعی دارد لقمه نانی که سران فرقه به سویش پرتاب می کنند امرار معاش نماید و پز به اصطلاح مبارز بودن در اروپا را بدهد .

وی در مطلب خود ابتدا به مسئله داعش و بعد به پیدایش آن که بانیان اصلی را ایران و دولت سوریه و عراق می داند اشاره نموده است حرفی که از پایه غلط می باشد چطور آقای تاریخ نویس وقتی نیروهای داعش به نزدیکی بغداد رسیده بودند مریم قجر در پیامهای خود آنان را عشایر انقلابی می نامید و حتی وقتی اماکن متبرکه مسلمانان را در عراق منفجر می نمودند صدای شما و مریم تان در نمی آمد تا وقتی که به حدی دست به جنایت زدند و به ناچار صدای نیروهای غربی را هم در آورد و یک شبه آنها از نظر مریم قجر نیروهای تروریستی نامیده شدند .

بهتر است شما قدری از کینه حیوانی که مانند سران فرقه علیه مردم ایران دارید کوتاه آمده چرا که بعدا خواهید فهمید و بهتر تحلیل خواهید کرد که پولهای دریافتی از طرف فرقه چشم شما را کور کرده است و قدرت درست اندیشیدن را از شما گرفته است .

به جای انگ زدن به دیگران ابتدا به این سئوال جواب می دادید که علت و چگونگی پیدایش داعش را جستجو می کردید و از روی شکم سیری چیزی را بلغور نمی کردید .اکنون جنایت های داعش به نقطه ای رسیده است که خیلی از کشورهای حامی داعش از این گروه خود را مبرا از آنان می کنند ولی شما به جای باز کردن چشم خود بر روی تحولات متاسفانه در کافه های شبانه نروژ در اروپا هنوز روی حرف مریم قجر ایستاده و آن را نشخوار می کنید .

– کدام جنگ ؟

وی در ادامه به مسئله جنگ جدید ایران و فرقه رجوی اشاره می کند و با کلی حرفهای بی محتوا عنوان می دارد که : اکنون جبهه ديگري، در اين نبرد ( به اصطلاح ) رهایی‌بخش با ايران، يک جنگ تمام‌عیار تبليغاتي – رواني، براي از هم پاشيدن و از بين بردن روحيه اميد و تلاش و مبارزه به اوج خود رسيده است. عليه همان روحيه و عزم مبارزه که لوکوموتيو اصلي هر تلاش و هر کارزار، و هم هر گروه جدي به‌ویژه در مبارزه و مقاومت براي آزادي است

آقای خزایی فکر می کنم از قافله مبارزه و انقلابی گری بسیار پرت می باشید چرا که این کلمات شما همانند رهبر فراریتان یک مشت شعر و شعار است و برای دل خوش کردن دیگران که شما و آنها بتوانید در اروپا به زندگی خود ادامه دهید .

اگر قدری در ارتشی که از آن به اصطلاح ارتش دم می زنی حضور داشتی متوجه می شدی که همه این سالیان و شعار های رهبریتان فریبی بیش نبوده است . از کدام جنگ بین شما و حکومت ایران دم می زنید ؟ شعار دادن برای امید به زندگی و مبارزه برای آزادی بسیار خوب است و کسی منکر آن نمی شود ولی بهتر است شما به این امیدواری که رجوی فراری می دهد توجه نکنید چرا که نمی توانید تصور نمائید که وی در درون مناسبات همین ارتش چکار کرده است این شعار ها فریبی بیش نیست و جنبه سر کاری دارد و با کشته شدن هر یک از افراد او بتواند به تبلیغاتش ادامه دهد و نان سیاسی آنرا را بخورد .

شما در مطلب تان یک جا حرف درستی زدید بله مردم ایران با هزاران توطئه آن هم از طرف بیگانگان و شما قرار دارند .

او در ادامه به دعوای اصلی با مقاومت !! اشاره می کند . که بهتر بود اول مقاومت را معنی می کردید بعد بتوان در موردش به بحث پرداخت .

آیا به واقع شما معتقد به شکست استراتژیک تشکیلات فرقه رجوی نیستید ؟ آیا تخلیه اشرف به معنی شکست رجوی ها نبوده است ؟ شکست در عملیات فروغ جاویدان و بازگشت به عراق و 15 سال انتظار کشیدن برای اینکه تا راهی باز شود و یا جنگی دوباره شروع شود و یا اینکه شاید روزی آمریکا به ایران حمله نموده و آنان از این فرصت بدست آمده خام خیالانه به قدرت برسند . آیا این تحلیل های بی محتوا نشانه شکست نیست ؟

بعد از سرنگونی صدام و همکاری گسترده نیروهای فرقه رجوی با نیروهای ائتلاف به معنی شکست فرقه نیست ؟ شما در آخرین نشست رجوی ها در اشرف نبودید که وقتی دست به کمر می زد و عنوان می کرد ما با نیروهای آمریکایی کاری نداریم اگر خواستند جلوی ما را بگیرند به آنها می گوئیم که برو گمشو ما می خواهیم به ایران برویم در ضمن کسی جرات ندارد به صاحبخانه ما یعنی صدام چپ نگاه کند .

حتما این جملات را قبلا از نفرات جدا شده در اروپا را شنیده اید ولی از بس در کینه شتری خود سیر می کنید حاضر نیستید حرف کسی را قبول نمائید .

به یاد دارید بعد از گفتن این اراجیف از طرف رجوی وقتی نیروهای آمریکایی برای خلع سلاح به اشرف آمدند همین مبارزین به اصطلاح راه آزادی !! شما برای آنان فرش سرخ پهن کرده بودند .

وقتی نیروهای غربی وارد عراق شدند و فرودگاه بغداد را تصرف کردند از فرماندهی کل !! دستور رسید که دیگر حمله به ایران خبری نیست و باید پرچم سفید یا همان تسلیم بر فراز وسایلی که داریم نصب کنیم اگر چه شاید برای شما مسئله مهمی نباشد ولی ما و نفراتی که در صحنه بودیم و شاهد بودیم که چگونه نفرات از غصه گریه می کردند که چرا سازمان به این روز افتاده است .

آیا به نظر شما این کار معنی پیروزی دارد که دم از مبارزه و ادامه داشتن آن می زنید ؟ البته در فرهنگ شما که در ارو پا لم داده و پز می دهید این مسئله چیز مهمی نیست . ولی اگر قدری از وضعیت روحی افراد در آن شرایط خبر داشتید این کلمات بی محتوا را بیان نمی کردید .

مگر یکی از همین نفرات به اصطلاح شورا بعد از سرنگونی صدام بیان نداشته بود که ما در نشست شورا به این مسئله رسیده بودیم که تحلیل کردیم که اگر 70 درصد هم از نفرات از بین بروند باعث پیروزی است اگر این تحلیل در درون شورا انجام گرفته که یقیقا هم این گونه است پس باید گفت که شما روی خون افراد تان در حال شنا کردن می باشید .

البته این مبارزه و ادامه داشتن آن پیشکش خودتان و رهبر فراریتان .

– مبارزه به سبک رجوی ها :

وی در ادامه مطلب خود اشاره ای هم به مبارزه از مدل رجوی ها اشاره نموده و عنوان می کند : به‌ویژه در طول تاريخ معاصر به ناگهان از خود بيخود! شدند و در مقابل تير و تبر و در زير سم اسبان و زنجيرهاي تانک و توپ و سلاح و بمباران ايستادند و جا نزدند و گوششان بدهکار راحت نشينان در کشورهاي خارج که بعضاً هم نان‌خور رسمي و غیررسمی هيتلر و موسيلني و فرانکو امپراتور بودند، نشدند

قبل از اینکه به بحث در مورد این راحت نشینان در اروپا اشاره ای داشته باشیم بهتر است ابتدا از خود شما شروع کنیم .

شما فکر می کنید در اروپا لم داده و از دلارهای باد آورده مریم قجر استفاده می نمائید نشانه مبارز بودن تان می باشد . یادمان نرفته وقتی پایتان را به عراق می گذاشتید سعی می نمودید با لوس بازی و مسخره بازی و خواندن شعر خود را هوادار به اصطلاح رزمندگان اشرف !! نشان دهید البته در این زمینه هم مسئولین فرقه برای راحتی شما کم نمی گذاشتند و حتی خود رجوی جنایت کار دستور اکید داده بود که شما در زمانی که در عراق و اشرف هستید به شما خوش بگذرد و کم و کسری نداشته باشید . مبادا اینکه در مبارزه تان خللی وارد شود .

خیلی از دوستان فعلی شما به محض تمام شدن نشست شورا بلیط برگشت را گرفته و با هواپیما خودشان را به اروپا رساندند که مبادا زخمی به آنان وارد شود و یا خدای ناکرده گرما زده شوند .

اما در مورد مبارزه ای که شما دم می زنید و ادعا می کنید که انقلابیون فنلاندی و … زنان و مردان از هم جدا شده به جنگ با فاشسیم هیتلری رفتند این جمله درست است ولی آیا در مورد فرقه رجوی هم این عملکرد درست بوده است ؟ آیا چیزی که رجوی از آن کپی برداری کرده تا بتواند شکستش را بپوشاند جواب داشته است ؟ هر چند که این گونه نبوده است .

اگر آنان این کار را انجام دادند ابتدا از رهبر خودشان شروع کردند ولی در مورد رجوی این گونه نیست کاری که وی کرد بسیار شرم آور بوده زنان را از مردان جدا کرده و بعد آنان را به عقد خویش در آورد و مانند شیوخ مرتجع عربی برای خود حرمسرایی درست نموده و جالب تر اینکه همسر سومش مسئول این کار و هماهنگی بوده است آیا از نظر شما این فرد می تواند رهبر یک جریان انقلابی باشد ؟ و برای شما این مسئله تهوع آور نیست که به اسم مبارزه این گونه خیانت می کند ؟

بهتر است اینقدر دم از مبارزه و آزادی از مدل رجوی نزنید چرا که اصلا مبارزین آن دوران که با هیتلر می جنگیدند با شما قابل مقایسه نیست . آنان حاضر بودند جان خود را از دست بدهند ولی رجوی تنها کاری که می کرد این بود که از صحنه جنگ به دور باشد و حتی در بمبارانها عراق به گفته خود مریم قجر از عراق خارج شده بود تا مبادا وی بدون شوهر شود حالا این فرد شباهتی به مبارزین دوران فاشیسم هیتلری دارد که از زن و خانواده خود جدا شده و جان در این راه می گذاشتند ؟

دقیقا خون دل خوردن ما از خود تبر می باشد که فقط طی این سالیان هار و پورت می کرد و این دسته تبرها بودند که حاضر شدند که به اصطلاح هر بهایی را بپردازند .

– تحلیل های آبکی از مدل شورایی

وی در ادامه عنوان می کند که : بعد از استقرار نيروهاي به اصطلاح رزمنده مقاومت در جوار خاک ميهن، دو پيروزي نظامي و يک پيروزي استراتژيک سياسي يعني سه قلم بسيار مهم و تعیین‌کننده از دستاوردهاي رفتن به جوار خاک ميهن و تشکيل ارتش آزادی‌بخش ملي ايران نصيب شد:

آیا به واقع شما به این جمله اعتقاد دارید ؟ یا از روی شکم سیری این حرف را می زنید . کدام پیروزی و کدام مقاومت ؟

رفتن رجوی به عراق به معنی شکست استراتژیک وی بوده است از همان ابتدا همکاری گسترده وی با صدام کاملا روشن شد و از طرف دیگر مشخص شد که فرقه زائده جنگ عراق علیه ایران می باشد و از طرف دیگر به خوبی نشان داد که در جنگ به اصطلاح مروارید چگونه با صدام همکاری نموده و عاملی شد که صدام از سرنگونی نجات یابد .

مشکلی که رجوی ها و اعضای بیکار شورا با آن مواجه هستند این است که خود را قطب عالم قرار داده و فکر می کنند که اگر کره زمین در حال چرخش می باشد به خاطر آنان بوده و اگر روزی هم از کار بایستد به خاطر توطئه علیه آنان می باشد . قدری از توهم خارج شوید .

و اگر دم از عملیات مروارید می زنید این عملیات سند جنایت نیروهای رجوی علیه مردم عراق بوده و شواهد زیادی وجود دارد که چگونه افراد فرقه دست به کشتار مردم بی گناه می زدند و یکی از همین شاهدین خودم می باشم که چگونه مردم بیگناه کرد را با موشک های کاتیوشا هدف قرار داده و به این کار هم افتخار می کردند . برای اطلاع شما مریم قجر در پیامی درونی به افراد خود در منطقه جنگی عنوان نموده بود که افراد را با گلوله نکشید چرا که ارزش آنرا را ندارند آنان را زیر شنی های تانک و نفر بر های خود له کنید.

اگر این جنایت انجام شده در مقابل خلقی که اراده کرده بودند صدام را سرنگون کنند پیروزی بوده ارزنی خودتان .

مسئله دیگری که باعث افتخار این شازده ( خزائی ) می باشد افشای سایت های هسته ای می باشد که باید گفت در این زمینه هم شما خوار و سرافکنده شدید و چگونه ایران از این توطئه سر فراز بیرون آمده است . از ابتدا حکومت ایران بر اساس اعتقادات دینی داشتن بمب اتمی را حرام دانسته و تاکنون هم در این مسیر گام بر داشته است ولی گرفتن اطلاعات از سازمان های اطلاعاتی سیا و موساد برای شما نشانه اقتدار می باشد . راه اندازی شوهای مسخره توسط عوامل فرقه در آمریکا که دقیقا درست روز قبل از مذاکرات انجام می گرفته نشان از همکاری بین شما و آنان نیست ؟ ادامه دارد

هادی شبانی

آقای پرویز خزائی گزارش به تاریخ پیشکش تان ، واقعیت ها را بگوئید – قسمت پایانی

لینک به منبع

چرا همه کشورها از رسیدن به این توافق خوشحال می شوند الا رجوی ها و نتانیاهوی جنایتکار ؟

اگر قدری انصاف داشتید فقط این مسئله که چرا این دو نفر از توافقات اتمی ناراحت شده و عزا می گیرند را تحلیل می کردید حتما به این نقطه می رسیدید که اینان همسو با همدیگر در تمام زمینه ها با هم همکاری نزدیک دارند از جمله حمایت از گروه تروریستی داعش .

شما بهتر بود از گروهی نام می بردید که اطلاعات کشورش را به نیروهای خارجی بدهد و به آن افتخار کند و داغ خیانت علیه مردمش را قبول کند . مطمئنا در هیچ کجای دنیا این چنین افرادی یافت نمی شود .

وی در جای دیگری بلاهت را به حد اعلا می رساند و عنوان می کند که چرا مسعود رجوی نمی آید تو خیابان راه برود و جواب سئوالها را بدهد و در این زمینه برای ماست مالی کردن از گروه های زیرزمینی مثال می آورد که تا لحظه آخر رهبرشان مشخص نبوده است .

اگر شما قدری توان تحلیل داشتید به این سئوال خود جواب می دادید که اگر نامی از فرمانده به اصطلاح ارتش آزادی بخش نروژ می آورد وی از همان ابتدا مخفی بوده و هیچ وقت علنی نبوده است و شرایط این وضعیت را برای او ایجاب می کرد و هیچ وقت پزهای رجوی برای سرنگونی را نمی داده است .

در مورد رجوی این شباهت صحت ندارد وی از همان ابتدا که از زندان آزاد شد به همه فهماند که وی رهبر !! جدید سازمان می باشد و تاکنون هم از این مسئله کوتاه نیامده و حتی بعدها رهبر ایدئولوژیک هم شد . وقتی وی در اوج وقاهت خود را با امامان معصوم ( ع ) مقایسه می کند و خود را سر تر از همه می داند نباید به مردم و حتی به نیروهایش جواب پس بدهد ؟ نباید عنوان کند که شعار به اصطلاح سرنگونی شش ماهه و یک ساله وی اکنون به سی و چهار رسیده است ؟ نباید به خیلی از واقعیت های موجود سازمان جواب بدهد که بالاخره خط کلی سازمان اکنون چه می باشد ؟ آقای خزایی چرا خودتان را با تعاریف من در آوردی و مقایسه کردن گول می زنید ؟ اگر وی خود را رهبر به اصطلاح انقلاب نوین !! مردم ایران می داند باید به خیلی از مسائل روز و سازمان جواب پس بدهد و اینکه نیروهای وارفته وی در عراق چکار باید بکنند ؟ اگر از ابتدا رهبری سازمان مشخص نبود حرفتان درست ولی وی که گوش عالم را کر کرده بود و فکر می کرد که به آروزیش خواهید رسید .

شعار دادن و اینکه ارتش آزادیبخش در حال سرنگونی خیالی حکومت ایران است حتی مرغ پخته را به خنده می اندازد چه برسد به ما .

– خارجی های جنگ طلب غربی و دم زدن از آزادی

وی شاید یادش رفته باشد مسعود در سال 80 در مراسم عاشورا در قرارگاه باقرزاده عنوان نمود که مبارزه با بورژوازی در دستور کار می باشد و همه باید وارد این بحث شوند و بحث کشاف و طولانی که اکنون قصد پرداختن به آن را ندارم ولی به این نکته باید اشاره نمود که خیلی از جوانانی که جذب فرقه شدند فریب شعارهای توخالی سازمان در دوران اول انقلاب را خوردند که شعار مبارزه با آمریکا و دشمن اصلی ما آمریکا و امیریالیسم می باشد تعدادی را به سوی خود کشاند . البته خواستم فقط قدری یادآوری کرده باشم تا بعد از این سالیان شاید این مسائل را هم فراموش کرده باشید .

سئوال چرا وقتی صدام سرنگون شد این افراد و این استراتژی مسیر خود را عوض کرده و همکاری همه جانبه فرقه با غرب از قبل آشکار تر می شود و از نفراتی که همیشه نعره جنگ طلبی سر می دادند در مراسم فرقه شرکت و حضور می یابند ؟ چون این تصادفی نبوده و آنان دلشان برای آزادی مردم ایران نسوخته است .

چطور سناتور جان مک کینی که از گروه های ترویستی سوریه حمایت می کند و برای توجیه آنان به سوریه سفر می کند و عکس یادگاری با آنان می گیرد به یکباره در کنفرانس های شما حاضر شده و عاشق سینه چاک مریم برای دموکراسی می شود .

شما قصد دارید چه کسی را گول بزنید اگر افرادی که برای سخنرانی در جایی دعوت میشوند مشخص است و هیچ وقت برای سرنگونی حکومتی این کار را انجام نمی دهند ولی جماعتی که شما از آن دم می زنید همه دارای خط و خطوط مشخصی هستند و شعار فرقه رجوی را تکرار می کنند پس می توان گفت این حرف و مقایسه شما هم درست نیست .

چرا وقتی این افراد مورد سئوال خبرنگاران قرار می گیرند که از فرقه پول دریافت می کنید یا خیر جواب درستی نمی دهند و انکار می کنند . بقول معروف گربه برای رضای خدا موش نمی گیرد . اینان هم برای خوش رقصی مریم به این مراسم نمی آیند و مطمئن هستیم که در پس این مسئله خیانت دیگری از طرف سران فرقه وجود دارد که برای همگان ثابت خواهد شد .

او در جای دیگری به افراد اشاره دارد که بعد از برخورد با مریم قجر عاشق وی شدند !! و بدون هیچ چشم داشتی حاضرند همکاری کنند .

البته این حرف وی مرا به یاد گفته خانم نوال السعداوی نویسنده مصری می اندازد مسئولین فرقه عنوان می نمودند که او بعد از شناخت و درک انقلاب طلاق مریم دخترش نامه ای نوشته و عنوان نمود که انقلاب فرد را جوان می کند و کلی کلمات دیگر ..

تا مدتها مسئولین فرقه این نامه و حرف وی را مانند چکش بر سر افراد می کوبیدند که مگر چه کمتر از او دارید که او اینکه انقلاب خواهر مریم !! را گرفته است ولی شما درک درستی از انقلاب ندارید و ….. اکنون سئوال از شما این خانم و دخترش که اینکه صد دل عاشق انقلاب طلاق مریم شدند و جوانی خود را در آن یافتند کجا هستند ؟ چرا دیگر از تعریف و تمجید از مریم قجر خبری نیست . چرا سعی دارید با ردیف کردن یک مشت دروغ به دیگران برسانید که این به اصطلاح مقاومت از حمایت زیادی برخوردار است البته این حمایت را از مدل دانشجویان اوکرائینی و لهستانی و چک که با دادن پول و تفریح در آلمان و فرانسه و … به مراسم خود می آورید یادمان نرفته است البته این گونه حمایت ها هم لایق خود مریم قجر می باشد .

– روابط مالی فرقه رجوی

وی در ادامه به روابط مالی هم اشاره ای دارد و باید گفت که روی نکته خوبی انگشت گذاشته است .

او عنوان می کند که همه افراد در این مقاومت !! مانند یک خانواده هستند ولی بهتر بود روی شیوه تامین مالی این خانواده حرف می زد و مطلب می نوشت .

برای اینکه قدری ذهن یخ زده را آب کنیم باید به نکته ای اشاره نمایم که در عراق منابع مالی فرقه از کجا تامین می شده و اینکه به اصطلاح رزمندگان در چه وضعیتی بوده و آیا اصلا تفاوتی بین افراد بالا و پایین وجود داشت یا خیر ؟

تا جایی که خودم شاهد بودم هر ماه هر مرکز از ارتش در اشرف سهمیه پول خود را از بانکی به نام الرافدین عراق دریافت می کردند وقتی عنوان می کنم سهیمه ماهیانه منظور مقدار پول کم نیست بلکه منظور من چند کسیه بزرگ پول می باشد که همه قسمت ها جداگانه به بانک مراجعه کرده و بعد از گرفتن پول به اشرف می آمدند .

در درون مناسبات تفاوت طبقاتی بسیار بالا بود زنان مسئول خیلی راحت به همه چیز دسترسی داشتند ولی افراد پایین اگر چیزی را درخواست می کردند به آنان می گفتند که این پول خون افراد فرقه می باشد و افراد در اروپا گدایی می کنند و نباید خرج کرد نمونه های زیادی را شاهد بودم که فردی به خاطر مشکل پا و از طرف دیگر به لحاظ پزشکی هم اوکی شده بود ولی مسئولین سر این مسئله حرف داشتند که نباید پوتین را برای آن فرد خرید و این یعنی ولخرجی . در نهایت با گذاشتن نشست و سر کوفت زدن به او فرد از خیر پوتین گذشته و حاضر شد با همان درد پا بسوزد و بسازد تا دیگر مورد اننقاد قرار نگیرد ولی در همان موقع شاهد بودم که صدیقه حسینی فرمانده قرارگاه علوی وقتی به اشرف آمد از رنگ میزهای اطاق کارش خوشش نیامده و دستور داد از بغداد همان روز از مدل میزهای ایتالیایی با نوع رنگ خاصی برایش تهیه نمایند که بعد از چند روز رسید و بعد پز لوکس بودن میزهای اتاق کارش را نزد مسئولین زن دیگر می داد .

حال شاید بگویید که این فرد دروغ می گوید و مرا مزدور همانند رهبر فراری تان بنامید ولی باکی نیست من جز واقعیت چیزی را افشا نکردم البته نمونه های زیادی وجود داشته فقط به یک نمونه بسنده می کنم . اصلا رزمندگان از مدل شما در اشرف و لیبرتی در یک سطح نیستند و فاصله طبقاتی بسیار زیاد می باشد .

اگر هم از افراد خارج از کشور نام می برید بهتر است قدری هم از پولهایی که این افراد در راه های بغایت کثیف استفاده می کنند یاد می کردید البته این گفته من نیست چرا که همین افراد در نشست های غسل این کثافت کاریی ها را بالا آوردند و در حضور جمع خواندند .

اگر بخواهیم به همه موارد در باره فاصله زندگی یک نیروی عادی در اشرف و یا لیبرتی با یک مسئول زن اشاره ای کنم مثنوی صد من کاغذ می شود .

در مورد نفرات شورا که البته جای بحث خودش را دارد و باید به این مسئله هم اشاره ای نموده و بعد به جریان مالی خواهم پرداخت .

رجوی در نشست های درونی وقتی بحث های سیاسی پیش می آمد افراد شورا را بی نصیب نگذاشته و آنان را مورد توهین قرار می داد . وی همیشه عنوان می کرد که آنان منظور نفرات شورا در خارج نشستند و فکر می کنند که بعد از سرنگونی ما دولت را در اختیارشان قرار می دهیم . ما جنگ کردیم و کشته دادیم . اگر اینان در کنار ما هستند ما آنان را تامین می کنیم و به لحاظ پناهندگی ما مسئله آنان را حل کردیم بیشتر مسئله سیاسی است و عنوان کنیم که نفرات غیر از به اصطلاح مجاهدین هم عضو شورا هستند .

آنان یک مشت افراد بی کار و بی عاری هستند که در کنار ما و از بودجه ما استفاده می کنند تا شاید زنده بمانند . اگر مجاهدین نبودند معلوم نبود در خارجه وضعیت شان چگونه بود .

با این گونه تعریف کردن رجوی ها از شما افراد بی کار وقتی به اشرف می آمدید تا اینکه در کنار به اصطلاح رزمندگان !! استراحت کنید و حمام و آفتاب بگیرند و افراد توسط مسئولین از قبل سر برخورد با شما توجیه می شدند که مبادا کسی ناراحت شوند . البته در ذهن ما شما افرادی بودید که در خارجه لم داده و پول سازمان را خرج می کنید و بعضی اوقات هم حرف مفتی می زنید این است شخصیت شما نزد افراد فرقه در عراق .

حال هر چقدر می خواهید از نفرات شورا و از مبارزه شان تعریف کنید درد اصلی شما بخاطر این است که از پول های دریافتی باد آورده فرقه نشخوار کنید و به تعریف و و تمجید از مادر خوانده تروریسم بپردازید .

کمک گرفتن از به اصطلاح مجاهد و مقاومت نه ننگ است و نه عیب ، این جمله ای که در میان سطور بی معنا خزایی وجود دارد . اول باید سئوال نمود که آیا این فرقه شما را قبول دارند ؟ در ذهنشان شما فرد مفت خوری که در اروپا لم داده و در حال زندگی می باشید هستید .

تمام تعریف و تمجید مسعود از نفرات شورا عوام فریبی بیش نیست باور کنید کمتر کسی است که در درون فرقه شما را قبول و حرف تان را باور داشته باشد .

شما در جایی از مطلب خود از گفته های مسئول شورا نمونه می آورید که تا زمانی که کسي در جبهه مقاومت باشد، از هیچ‌چیز فروگذار نخواهد شد.

آیا این سئوال به ذهن شما نزده است که چرا وقتی فردی قصد جدا شدن دارد باید مورد اذیت و آزار قرار بگیرد و اگر انتقادی از رجوی ها داشته باشد یک شبه مزدور و مهره اطلاعات نام می گیرد ؟

آبا یه نظر شما این شیوه و تنظیم رابطه برای خراب کردن شخصیت افراد درست می باشد ؟ آیا همه این افرادی که جدا شدند مزدور بودند ؟ و اگر این گونه بوده این چه سازمانی انقلابی !! است که کارش فقط تربیت مزدور برای حکومت ایران می باشد . بهتر است خودتان را گول نزنید و سرتان را مانند کبک در برف های نروژ نکنید همه افرادی که از فرقه جدا شدند به گوشه هایی از جنایت های رجوی ها اشاره داشتند هر چند کم گفتند و زیاد ننوشتند .

وی در ادامه به مسئله کلاهبرداری مالی فرقه اشاره نمود : تازه تمام سازمان‌هاي امنيتي و اطلاعاتي و پليس اقتصادي و ضد فساد غرب هم نتوانستند حتي يک دليل دادگاه پسند، مبني بر تقلب مالي و دزدي و فساد اين به اصطلاح مقاومت پيدا کنند. آخرينش حکم قوه قضاييه فرانسه بود که بر فرق سر اينان فرود آمد. شايد بخشي از اين افاضات از سرگيجه ناشي از اين ضربه، حادث‌ شده باشد!

آقای خزایی بهتر بود قدری به افتضاحی که افراد فرقه در خارج کردن پول از عراق در سال 83 که در سوریه دستگیر شدند هم اشاره می کردید . سئوال این است چرا باید مقدار زیادی پول از عراق خارج شده و از مرز سوریه به اروپا برده می شد ؟ آیا این مسئله افتضاح مالی فرقه نیست ؟ چند بار این ریل توسط افراد انجام گرفته بود ؟ به گفته نفرات دستگیر شده این کار قبلا توسط افراد دیگری انجام می گرفته است اسم این را چه می گذارید ؟

ردیف کردن اینگونه اراجیف بخاطر این است که مقداری از سوز و گزش ناشی از افشاگری دو تن از افراد سابق شورا در مورد مسائل مالی فرقه بکاهید . چرا که شاهد هستیم این افشاگری درست به هدف خورده است و آسمان و ریسمان بافتن تان به همین خاطر بوده است .

در سایت های مختلف فرقه هم شاهد هستیم به نامهای مجهول سعی دارند این افشاگری را به نوعی رفع و رجوع کنند .

آری هموطنان هیچ چیز این مقاومت !! از روی عشق و آرمان و شرف و تشکیلات و رهبری و بها و فدایش نیست و هر چه که هست خیانت و جاسوسی برای بیگانه و جنایت می باشد .

آقای خزائی دیگر دوران عوامفریبی شماو امثال شما که این گونه سر در آخور رجوی داشته و حرفهای او را نشخوار می کنید گذشته است . اگر رهبر فراریتان جرات داشت خودش را نشان داده و جواب می داد بهتر است شما خودتان را سنگ روی یخ نکنید آیا توان یک انتقاد کوچک از کارکردهای فرقه را دارید ؟ آن وقت خواهید دید که شما هم در کنار دیگر افراد جدا شده مزدور و مهره اطلاعات نام می گیرید .

گزارش شما تا این تاریخ فقط به درد کافه های شبانه نروژ می خورد که قلیانی دود کرده و از روی شکم سیری از مبارزه شبانه روزی رجوی ها !! تعریف نمائید و به دوستان سابق خود که اکنون به خیانت های رجوی ها پی بردند لگد بزنید .

هادی شبانی

(پایان)

تروریست ها شورای ملی مقاومت رجویاعضای ” شورای ملی مقاومت ” بدانند که چه نانی می خورند؟

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=17608

درد دل چند عضو نگون بخت فرقه در لیبرتی (رجوی از اول هم سین “سرنگونی” اش سین “سرکاری” بود)

هادی شبانیهادی شبانی، انجمن نجات، مرکز مازندران، چهارم آوریل ۲۰۱۵:…  یکی از بچه ها عنوان نمود که راستش را بخواهید سازمان به ته خط رسیده است تعدادی از مسئولین که فرار کردند و تعدادی هم که به دستور کمیسیاریای پناهندگی از عراق خارج شدند و شاهد جدا شدن نفرات بیشتری از فرقه هستیم و از ارباب بزرگ هم که دیگر خبری نیست و اینها همه برای سر کار گذاشتن ما می باشد . یکی از بچه ها که بسیار داغ کرده …

مریم رجوی عراق صدام حسینمحمد رزاقی: تابلو “س = سرنگونی” مریم قجر چی شد؟

لینک به منبع

درد دل چند عضو نگون بخت فرقه در لیبرتی

باز هم سالی دیگر به پایان رسید و خبری هم از باصطلاح سرنگونی نشد .

بر اساس تجربه سالیان حضور در فرقه می دانم که الان در بین نیروهای اسیر این محفل نقل زبان است که بالاخره رجوی کی می خواهد ما را به سرنگونی وعده داده شده !! برساند و ما هم یک نفس راحت بکشیم !!

اگر چه ما این صحبت خودمانی را به دور از چشم ماموران تفتیش عقیده تشکیلات فرقه رجوی انجام دادیم ولی مطمئن هستیم که همه چیزهایی که صحبت شد گوشه کوچکی از ذهنیت هایی است که در ذهن افراد در لیبرتی وجود دارد . در نگاه اول شاید بصورت طنز باشد ولی نفراتی که در فرقه بودند می دانند این واقعیتی است که اکنون در ذهن همه افراد اسیر در لیبرتی وجود دارد .

یکی از بچه ها می گفت بالاخره از اشرف خیالمان راحت شد دیگر از آن بیگاری دادن ها و یا کارگری برای پر کردن شکم نفرات عراقی که به کمپ می آمدند گذشته است و بعدا هم باید کلی پول می دادیم تا راضی شوند برای ما امضا قلابی جمع کنند تا سازمان بتواند در تبلیغاتش از آن استفاده کند تازه کسی هم از مسئولین سئوال نمی کرد که این امضاءها جعلی می باشد یا خیر ؟ یعنی اینکه کسی جرات این کار را نداشت و از قول ارباب بزرگ (صدام معدوم) می گفتند مرز سرخ رد کردیم و …. هر چند در لیبرتی باز هم از ما بیگاری می کشند ولی می دانیم که روزی از اینجا خواهیم رفت و احساس می کنیم که روزی با هواپیمایی که از بالای سرمان می گذرند و خواب آنرا می بینیم پرواز خواهیم کرد .

یکی دیگر از بچه ها می گفت دیگر از نامگذاری مریم به مناسبت سرنگونی راحت شدیم و خودش هم به این رسیده که دیگر خبری از سرنگونی نیست و بهتر است در کنار سناتورهای بازنشسته و از دور خارج شده غربی پز دموکراسی بدهد و ما را سر کار بگذارد و برای تجمع نیز نفر فراوان هم که دارد و خدا نگهدارد افراد بی کار و کارتون خواب در اروپا با دادن یک ساندویچ و مقداری پول می توانند سیاهی لشکر برای سازمان باشند .

یکی از بچه ها عنوان نمود که راستش را بخواهید سازمان به ته خط رسیده است تعدادی از مسئولین که فرار کردند و تعدادی هم که به دستور کمیسیاریای پناهندگی از عراق خارج شدند و شاهد جدا شدن نفرات بیشتری از فرقه هستیم و از ارباب بزرگ هم که دیگر خبری نیست و اینها همه برای سر کار گذاشتن ما می باشد .

یکی از بچه ها که بسیار داغ کرده بود عنوان کرد رجوی از ابتدا می دانست نمی تواند به سرنگونی دست یابد به همین خاطر همه را سر کار گذاشت و از این طریق به زندگی شاهانه ای که آرزو داشت رسید و اگر این کار را نمی کرد کسی تحویلش نمی گرفت و باید مانند رهبر سایر گروهها به شکست اعتراف می کرد که در گذشته هم وی باعث خیانت شده و عامل اصلی کشته شدن رهبران اولیه سازمان وی بوده است .

حالا ما ماندیم با سالیان عمر بر باد رفته در فرقه . کسی دیگر تحویل مان نمی گیرد مریم قجر هم بعد از فرار هراز گاهی برای سیاحت به کشورهای اروپایی سفر می کند و گاهی هم دست به عمل زیبایی می زند تا شاید با زیبا شدن نشان دهد که انقلاب وی فرد را زیبا می کند .

دیگر از سرنگونی خیالی و ادعایی رجوی ها خبری نیست و ما همچنان در لیبرتی ماندیم که هر روز با صدای هواپیما در ذهن خودمان تصور کنیم که شاید روزی هم با آنان به کشورهای اروپایی پرواز کنیم و از جهنمی که رجوی ها برای ما ساخته نجات یابیم .

هر چند صحبت های ما زیاد طول نکشید چرا که سر و کله ماموران گشتاپوی رجوی پیدا شده و به سئوال و جواب کردن از ما که چرا دور هم جمع شدید و …..

اگر چه به گوشه کوچکی از افکاری که در ذهن نفرات لیبرتی می گذرد اشاره نمودیم ولی هر کدام از این نکات جای بحثی دارد ولی نکته اصلی این است که هنوز رجوی ها در گرداب شعار سرنگونی بسر برده و بر طبل توخالی این شعار می کوبند و از سین هایی که در مورد باصطلاح سرنگونی ردیف می کنند خبری نیست.

هادی شبانی

آرم سازمان تروریستی مجاهدین خلق و سناتور فاسد امریکایی مناندزخانم مریم قجر ، سناتور رابرت منندز شما هم تو زرد از آب در آمد

کمپ اشرف فوریه 2015جشن ارتش و سپاه بدر در کمپ عراق جدید (سابقا اشرف) در پی پاکسازی استان دیالی از تروریستها

از منتفی شدن بهانه پایان اعتصاب غذای مجاهدین خلق و حکم قاضی اسپانیایی تا گم شدن جورابهای رجوی و زنش در لیبرتی

گزارش کمپ لیبرتی 6مجاهد خلق. متقاضیان سلاح از امریکا. حقوق بازنشستگی این افراد را چه کسی پرداخت خواهد کرد؟ (بخشی از گزارش چهارم ایران اینترلینک)

تیرانا ژوئیه 2014اولین کسی که از اشرف فرار کرد

اسامی نفرات اعزامی به امریکاCongratulations to the first fifteen Rajavi cult escapees arriving in LA


Massoud Khodabandeh
Article first published online: 27 JAN 2015
DOI: ۱۰٫۱۱۱۱/aspp.12164

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=14211

مشکل لیفتراک یا بهانه ای برای خودنمایی کردن

هادی شبانیهادی شبانی، انجمن نجات، مرکز مازندران، بیستم نوامبر ۲۰۱۴:…  اعضای خارجه نشین و بی کار شورا در اطلاعیه های خود مدعی شدند که : ماموران عراقی مانع انتقال افراد بیمار به بیمارستان می گردند . یا نیروهای عراقی برای پنجمین ماه متوالی از تحویل لیفتراک به ساکنان لیبرتی خودداری می‌کنند . اگر قدری به این نوع اطلاعیه های سریالی دقت کنیم متوجه می شویم که وقتی سران فرقه دستشان از همه جا کوتاه …

لینک به منبع

مشکل لیفتراک یا بهانه ای برای خودنمایی کردن

در ادامه دروغ پردازی رجوی ها دستگاه تبلیغات وی باز هم به انتشار اطلاعیه های رنگارنگ در مورد وضعیت افراد لیبرتی با نام شورای بازنشستگان فرقه در اور پخش نمودند .

بعد از انتقال خفت بار افراد از اشرف به لیبرتی دستگاه دروغ پرداز فرقه سعی نمود برای اینکه همیشه مطرح باشند و با این کار می توان به مجامع بین المللی فشار آورد و لابی های جیره خوار غربی خود را مجاب نمایند که دولت عراق چه ستم هایی بر افراد در لیبرتی وارد می کنند تا با این مسئله بتوانند به دولت عراق فشار بیاروند و به خواسته خود برسند .

اعضای خارجه نشین و بی کار شورا در اطلاعیه های خود مدعی شدند که : ماموران عراقی مانع انتقال افراد بیمار به بیمارستان می گردند . یا نیروهای عراقی برای پنجمین ماه متوالی از تحویل لیفتراک به ساکنان لیبرتی خودداری می‌کنند .

اگر قدری به این نوع اطلاعیه های سریالی دقت کنیم متوجه می شویم که وقتی سران فرقه دستشان از همه جا کوتاه می باشد و چیزی برای علم کردن ندارند این گونه اطلاعیه صادر کرده تا عنوان کنند که ما هنوز هستیم و از یاد نرفتیم .

دستگاه تبلیغاتی فرقه مدعی است که ماموران عراقی برای جابجایی بار به آنان لیفتراک نمی دهند البته در این باره تصاویری هم از وضعیت بار بردن افراد در سایت های خود درج نمودند که برای تخلیه این گونه بارها نیازی به لیفتراک نیست چرا که کارهای سنگین تر از این را افراد در اشرف انجام می دادند و صدای مسئولین فرقه در نمی آمد و اگر کسی اعتراض می کرد به او مارک سوسول می زدند و اینکه این کار جزیی از مبارزه می باشد و به همین خاطر هم تعداد زیادی از افراد به خاطر کارهای سنگین دچار مشکل جسمی شدند و دیگر قابل درمان نیست و حالا چطور برای تخلیه سبد پرتقال صدای مسئولین در آمده و اینکه دولت عراق را مقصر می دانند که چرا لیفتراک نمی دهد . این مسئله در ظاهر این گونه است ولی در باطن مسئولین فرقه در لیبرتی از خدایشان می باشد که لیفتراک نباشد تا هم تعداد افراد بیشتری را به کار بگیرند و وقتشان را پر کنند و بتوانند جو سازی نمایند .

البته در این مورد می توانیم به مریم قجر توصیه کنیم که اگر دلش به حال افراد در لیبرتی می سوزد می تواند تعدادی حمار خریده تا اعضای فرقه بتوانند بارهای موجود و سنگین را جابجا کنند تا دیگر به افراد در لیبرتی فشار وارد نشود و به همین خاطر هم عکسی از مدل جدید لیفتراک برای اعضای فرقه درج کردیم تا بتوانند از آن استفاده کنند .

در مورد وضعیت بیماران لیبرتی مسئولین فرقه عنوان می کنند که : ماموران عراقی مانع انتقال افراد بیمار به بیمارستان می شوند و …. البته برای رجوی ها جان افراد اصلا ارزشی ندارد چرا که شاهد بودیم وقتی افراد به وضعیت خطرناک می رسند و می دانند که راه بازگشتی ندارند او را به خارج از عراق اعزام می کنند تا هم از مرگ وی سوء استفاده کنند و هم دولت عراق به کارشکنی برای درمان وی متهم نموده و هم مظلوم نمایی کنند !! .

اگر سران فرقه ذره ای برای جان افراد خود ارزشی قائل بودند پس از اخراج آنان از اشرف به لیبرتی می توانستند در همکاری با مجامع بین المللی افراد خود را از عراق خارج کنند . ولی او می خواهد که همه افراد در عراق کشته شوند و کسی هم سالم پایش را به اروپا نرسد چرا که مریم قجر در فرانسه به این گونه مرگها نیاز دارد و می خواهد هم نان سیاسی آنرا بخورد و هم به حیات خائنانه خود در کنار لابی های غربی و اسرائیلی ادامه دهد .

اطلاعیه های رنگارنگ در اور با نام شورای بی خاصیت که جز به اخذ پول بیشتر از رجوی ها فکر نمی کنند کسی را فریب نمی دهد و اکنون این شیوه هم مانند مارک زدن به جدا شدگان از فرقه لو رفته می باشد و همانند تفی سر بالا به صورت رجوی ها خورده است .

بنا به اخبار رسیده از داخل تشکیلات رجوی ، مسئله داری افراد در لیبرتی به حدی زیاد است که این گونه اطلاعیه ها که از اطاق مریم در اور بیرون می آید باز هم نمی تواند مشکلی از هزاران مشکل فرقه را حل نماید .

هادی شبانی

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=14111

باز هم خبر مرگی دیگر در فرقه و این بار یعقوب ترابی

هادی شبانیهادی شبانی، انجمن نجات، مرکز مازندران، پانزدهم نوامبر ۲۰۱۴:…  وقتی خبر فوت یعقوب ترابی را در اور شنیدم بسیار ناراحت شدم و به رجوی لعنت فرستادم رجوی ها یکی دیگر از بچه هایی که با سازمان مشکل داشته را به سوی مرگ کشاند . من یعقوب را از سالیان گذشته به خاطر نوع مسئولیتم در اشرف می شناختم و از نزدیک با وی برخورد داشتم و به قول بچه ها هم محفل بودیم و تمام زندگی اش را برایم …

میر یعقوب ترابیمرگ میر یعقوب ترابی، ننگ دیگری برای مریم قجرعضدانلو و سرکوب های درون فرقه ای

لینک به منبع

باز هم خبر مرگی دیگر در فرقه و این بار یعقوب ترابی

وقتی خبر فوت یعقوب ترابی را در اور شنیدم بسیار ناراحت شدم و به رجوی لعنت فرستادم رجوی ها یکی دیگر از بچه هایی که با سازمان مشکل داشته را به سوی مرگ کشاند .

من یعقوب را از سالیان گذشته به خاطر نوع مسئولیتم در اشرف می شناختم و از نزدیک با وی برخورد داشتم و به قول بچه ها هم محفل بودیم و تمام زندگی اش را برایم تعریف کرده بود .

وی خیلی از مواقع می گفت که فلانی من در بد جایی گیر کردم که راه بازگشتی برایم وجود ندارد و در نهایت همه ما خواهیم مرد . من در کانادا برای خودم زندگی داشتم اکنون در اینجا دارم قصابی می کنم و این شده کار من و مجبورم در این جا تن به این کار بدهم .

وقتی بعد از سرنگونی صدام از طرف سفارت کانادا در بغداد به قرارگاه اشرف آمده بودند و از وی خواستندکه به کانادا برود او از ترس تشکیلات رجوی قبول نکرد و بعدا برایم تعریف کرد از ترس تشکیلات و اینکه بعد از رفتن اعضای سفارت از قرارگاه چه بلایی بر سرم خواهند آورد و با انجام نشست های آنچنانی که خودت خبر داری جواب رد دادم و از خیر رفتن به کانادا گذشتم .

اطلاعیه ای که سران فرقه در مورد مرگ یعقوب دادند سراسر تناقض و دروغ می باشد و سعی نمودند با تعریف کردن از یعقوب از علت مرگ آن فرار کنند . در این اطلاعیه بیان می کنند که :

سازمان مجاهدین خلق ایران برای خنثی کردن ضرب الاجل مالکی در همان سال، از پهلوان یعقوب که پاسپورت معتبر کانادایی داشت به اصرار خواست به کانادا برود، او در شمار مجاهدینی بود که ترک اشرف را به هیچ رو نمی پذیرفتند .

سرانجام، ۸ ماه پس از حمله به اشرف در آبان سال ۹۰ یعقوب پس از خواهش رهبری مقاومت ، به خاطر در هم شکستن بهانه های مالکی و امنیت یارانش، رفتن از اشرف به کانادا را با ناخرسندی عمیق پذیرفت.

در پاسخ یاوه های رهبران فرقه باید گفت : اولا اینکه که یعقوب از خدایش بوده که هر چه زودتر از عراق خارج شود تا بتواند از دست این تشکیلات جهنمی رهایی یابد .

ثانیا مگر شما به کدام ضرب الاجل آقای مالکی اهمیت دادید که این یکی اولی آن باشد و تازه این ضرب الاجل چه تاثیری بر سرنوشت یعقوب داشت ؟

ثالثا عنوان شده که با خواهش رجوی این انتقال انجام گرفته است . اوج وقاحت و دریدگی رجوی را ببینید اصلا رجوی ها در تشکیلات یعقوب را آدم حساب می کردند که از وی درخواست کنند که به کانادا برود مگر رفتن یعقوب به کانادا چه تاثیری بر امنیت ساکنان اشرف داشت ؟

دروغ گفتن و ریا کاری تا کی . چه کسی را می خواهید گول بزنید ؟ اگر کسی یعقوب را نمی شناخت شاید حرف مفت تان خریدار داشت ولی ما کسانی هستیم که با یعقوب زندگی کردیم و با تمام خلق و خوی وی آشنا بودیم .

یعقوب انسان ساده و وارسته ای بود که فریب دروغ های رجوی را خورده و به عراق کشانده شد و سران فرقه هم از سادگی وی نهایت سوء استفاده را از وی کردند و همیشه او را در کارهای پشتیبانی به کار می گرفتند .

تناقض دیگری که در اطلاعیه فرقه دیده می شود عنوان شده که وی برای دیدار یارانش به فرانسه آمده بود دروغی که فقط از دهان کثیف رهبران فرقه بیرون می زند .

مگر کسی در درون اشرف می توانست حتی چند دقیقه با دوستش خلوت کرده و حرف بزند و اگر این کار انجام می شد باید در نشست های تشکیلاتی به مسئولین جواب پس می داد و یا اگر دوستش در لشگر دیگری بود اصلا این گونه دیدارها امکان پذیر نبود چه برسد که وی در کانادا بوده و یکدفعه دلش می خواهد برای دیدار با دوستانش به اور برود .

راستی چه کسی را می خواهید گول بزنید بعد از مرگ فریده ونایی اکنون نوبت یعقوب رسید فردی که ورزشکار بوده و بدن سالمی داشته چطور در تشکیلات شما یک دفعه ایست قلبی می کند .

مریم قجر باید جواب بدهد که در نشست های تشکیلاتی چه بلایی سر وی آوردند که با وجود بدنی سالم و ورزشکار این گونه قلبش باز می ایستد مریم قجر و شوهر فراریش مسئول مرگ یعقوب ها می باشند .

باید به حال زار بقیه افراد فرقه گریست که وقتی یعقوب این گونه قلبش می ایستد باید منتظر ایستادن قلبهای بقیه افرادی که در فرقه حضور دارند باشیم .

همانطوری که تا به حال شاهد مرگ خیلی از دوستان قدیمی مان در فرقه بودیم رهبران فرقه نه تنها از مرگ آنان متاثر نمی شوند بلکه در راه اهداف شوم خود نیاز به چنین مرگ و میرهایی دارند آنها همیشه بعد از مرگ افراد از آنان تعریف و تمجید می کنند ولی واقعیت این است اعضا در فرقه همانند ابزاری هستند که مورد استفاده قرار می گیرند و حتی بعد از مرگ آنها نیز از آنان سوء استفاده می کنند .

ننگ و نفرت ابدی بر شمایان که برای قدرت طلبی خود اینگونه جان افراد را می گیرید .

دور نیست روزی که جواب این همه خونهایی که را به ناحق ریخته شده را پس بدهید .

هادی شبانی

***

همچنین:

تناقض در شعار “ننگ ما ننگ ما خانواده الدنگ ما” توسط رجوی ها !!

هادی شبانی،  انجمن نجات، مرکز مازندران، دهم سپتامبر ۲۰۱۴: …  دستگاه تبلیغاتی فرقه زنی به نام زینب ذبیحی از شهرستان آمل را به تلویزیون خود آورده و سعی نمود تا وی مادرش را قهرمانی نشان دهد �

مرثیه خوانی مریم برای کشته های اشرف در پاریس

مریم رجوی داعش اسرائیل غزههادی شبانی، انجمن نجات، مرکز مازندران، ششم سپتامبر ۲۰۱۴: …  مریم قجر به مناسبت کشته شده های اشرف به مرثیه خوانی پرداخته و با جمع کردن تعدادی از سناتور های از دور خارج شده و پول پرست سعی نمود به تحلیل مسائل روز بپردازد تا بتواند مسئولیت به کشتن دادن این افر

اخراج از عراق و سکوت رجوی ها

اخراج مجاهدین خلق فرقه رجوی از عراقهادی شبانی، انجمن نجات، مرکز مازندران، پنجم سپتامبر ۲۰۱۴: …  بعد از اعلام وزارت خارجه عراق مبنی بر اخراج ۸۵۰ نفر از اعضای گروه تروریستی رجوی از عراق سران فرقه سعی نمودند با سکوت و نپرداختن به این مسئله این گونه نشان دهند که خبری از اخراج نیس�

مریم رجوی و حرفهای بی سر و ته همیشگی

هادی شبانی، انجمن نجات، مرکز مازندران، ششم ژوئیه ۲۰۱۴: …  هر روز که می گذرد سران فرقه بیشتر ماهیت جنایت کارانه خود را نشان می دهند و اکنون به جایی رسیدند که عملا در سایت های خود از گروه تروریستی داعش به اسم انقلابیون عراق نام می برنند اگر چه ماهیت همه تروریست ها یکی می باشد . حم