آقای یغمایی، نه شما متهم هستید و نه مسعود رجوی قاضی. (شارلاتانیزم مجاهدین خلق)

آقای یغمایی، نه شما متهم هستید و نه مسعود رجوی قاضی. (شارلاتانیزم مجاهدین خلق)

قادر رحمانی ( عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق )، نیم نگاه، بیست و هفتم ژوئن 2013: … آقای یغمایی شما در نامه خود سعی کرده اید به طرف مقابل بفهمانید با رژیم نیستید و هنوز خود را آزادیخواه می دانید یعنی همان کاری که آقای روحانی و قصیم دارند انجام می دهند. البته ظاهر حرف های شما کاملا درست است ولی باطن موضوع که موضع مشخصی در قبال شخص مسعود و مریم ندارید همین امر آنها را جریحه دار تر می کند آنها به شما که …

لینک به منبع

آذربایجانغربی ـ میاندوآب

آقای اسماعیل وفا یغمایی و شارلاتانیزم مجاهدین خلق (فرقه رجوی)

در سایت ها گشت و گذار می کردم به نامه هایی برخوردم کنجکاو شدم نامه خانم اکرم حبیب خانی و نقطه نظرات آقای یغمایی را مطالع کردم قیافه امیر ( فرزند آقای اسماعیل وفا یغمایی و خانم حبیب خانی ) همانند یک واقعیت جلو چشمانم ظاهر شد.

با امیر که جزو میلیشیاها بود در قرارگاه ۴ ( در اشرف ) با هم بودیم امیر مرا خوب می شناسد.

ابتدا از امیر بنویسم. سازمان از زمانی که امیر بچه بود با سرنوشت او بازی کرد . او را از پدر و مادرش جدا کرد پس از سالیان فراق مجددا با یک توطئه سازمان یافته به اشرف برگردانده شد یعنی سرنوشت یکسری مجددا به دست سازمان افتاد که هم از لحاظ سنی کم سن و سال بودند و هم شناخت کافی نسبت به سازمان نداشتند و با ایدئولوژی آن فاصله داشتند. ولی ظاهر قضیه این بود که این بچه ها ، بچه های مجاهدین هستند و از نظر رجوی باید از این بچه ها سوءاستفاده های بیشماری کرد.

یک نمونه آن را ذکر می کنم :

در نشست های باقرزاده امثالی مثل امیر ، حسین ، امید نظری ، یاسر ، موسی ، اکبر و … در نشست های لایه ای که ما داشتیم حضور نداشتند. من به وضوح می دیدم که چگونه با اسم این بچه ها برای سایر نفرات پرونده سازی می کنند که گویا افراد حاضر نسبت به این بچه ها نظر سوئی داشته اند چون به لحاظ سنی به بلوغ نرسیده اند. فکر کنم پرونده ها هنوز در درون مناسبات مجاهدین موجود باشد.

این در حالیست امیر که حالا مثل من از فرقه رجوی آزاد شده خوب می داند که این مزخرفات فقط و فقط ساخته و پرادخته ذهن رجوی بود تا در آینده کسی جرات دق الباب و خروج از سازمان را نداشته باشد.

بله این بچه ها بیشتر از هر کس دیگر در سازمان مورد سوءاستفاده قرار گرفته اند و حالا دعوا کشیده شده به پدر و مادرها …

آقای اسماعیل وفا یغمایی در نشست سال ۱۳۸۸ بود که هر وقت در نشستی حضور داشت یک شعر برای آقا و خانم رجوی می سرود و فکر می کنم تمامی اعضای سابق و فعلی سازمان هم خوب به یاد دارند که تمرین قوطی سیگار که مسعود پشت سر پنهان می کرد و می گفت آنچه پشت سر پنهان کرده اید مال من است را بدهید ، با آقای یغمایی به اجرا درآورد. و حالا بنده خدا درست یا نادرست یک سوال کرده است که آیا خانم اکرم حبیب خانی زنده است یا مرده؟ فکر کنم نیاز به این بیانیه طویل نبود و باز در پاسخ چند جا آورده است که این بیانیه را خانم اکرم حبیب خانی نوشته است ( مجاهدین ) یا نوشته خود مسعود است؟!

آقایان اسماعیل وفا یغمایی ، ایرج مصداقی ، کریم قصیم و روحانی از منتقدین و معترضین ذهن بیمار رهبر عقیدتی مجاهدین

آقایان اسماعیل وفا یغمایی ، ایرج مصداقی ، کریم قصیم و روحانی از منتقدین و معترضین ذهن بیمار رهبرعقیدتی مجاهدین

آقای یغمایی شما خود خوب می دانید در سازمان بر حسب فشارهای وارده کسی به روز تاریخ ها را نمی تواند به ذهن بسپارد و شما اگر نوشته ها را بخوانید طرف یا بی طرف همیشه اشاره به سال است و نه ماه و حتی روز و این در حالیست که اکرم خانم به یاد دارد در تاریخ ۱۰/۱۰/۱۳۸۲ مادرش به دیدنش آمد و تازه اگر حرف هایش را قبول کنیم چرا اکرم خانم نترسید که گفته است مادرش به او گفته صد بار غلط کرده و این اجبار وزارت اطلاعات است یعنی سرنوشت مادر برای مجاهدین خلق هیچ ارزشی ندارد و می خواهد نان به نرخ روز بخورد.

حالا که بحث های سالن X و رقص رهایی به بیرون درز کرده آیا ممکن است اکرم خانم صحبت های کاظم رجوی را یادآور شود و بگوید اگر امکان انتخاب داشتم روزی صد بار تو را به برادری انتخاب می کردم پس حرف مریم را چه کنیم که به همین خانم های عزیز فرموده بود که شما چگونه زنی هستید که نمی خواهید خود را برای مسعود هلاک کنید.

آقای یغمایی شما در نامه خود سعی کرده اید به طرف مقابل بفهمانید با رژیم نیستید و هنوز خود را آزادیخواه می دانید یعنی همان کاری که آقای روحانی و قصیم دارند انجام می دهند. البته ظاهر حرف های شما کاملا درست است ولی باطن موضوع که موضع مشخصی در قبال شخص مسعود و مریم ندارید همین امر آنها را جریحه دار تر می کند آنها به شما که سعی می کنید فاصله را حفظ کنید از وزارت اطلاعات و مزدور و … گرفته و هزاران بد و بیراه نثارتان می کنند آن وقت شما نشسته و گویا قاضی مسعود است و محکوم شما و از خود دفاع می کنید!! نه عزیزم خود را گول نزنید چون شما خوب می دانید هیچ شخصی در سازمان به موبایل دسترسی ندارد چه رسد به اینکه وارد فیس بوک آقای خدابنده شده و از آن برای مزدور خواندن شما فاکت و نمونه بیاورد.

یعنی می خواهم این دلگرمی را به شما بدهم این نوشته ها هیچ کدام حتی یک کلمه آن مربوط به همسر سابق شما نمی باشد و همه دستچین شده ی خود آقای رجویست چون خانم شما اشاره کرده که نظر شما نسبت به زنان یک نظر فئودالی بوده ولی اشاره نکرده که نظر آقای رجوی چگونه نظریست؟

خانم اکرم جبیب خانی اشاره دارد که او در سال ۷۰ می خواسته از شما جدا شود و ما همه می دانیم که طلاق اجباری ( ایدئولوژیک ) جبری بود و این را مسعود و مریم به همه تحمیل کردند و طلاق گرفتن در سازمان اختیاری نبود. حالا چرا در این زمینه آقا و خانم x سکوت کرده اند ، بماند. شما آقای یغمایی که به فئودال بودن از طرف زن سابق متهم شده اید از شما سوال شده که در خارجه کم نیستند کسانی که طلاق می گیرند ولی آقای رجوی ننوشته که آیا در خارجه هم مطلقه ها ریاضت کشی جنسی را قبول دارند و همواره بدون جنس مخالف زندگی می کنند؟

نمی دانم که در اینگونه واکنش ها چرا آقا یا خانم رجوی غایب اند؟ در یک جا خانم اکرم حبیب خانی اشاره دارد که یکسری مسعود را به سکت و فرقه گرایی محکوم می کنند اما او مسئولیت یک جنبش را به عهده دارد. باید به خانم جبیب خانی عرض کنم مسئولیت تعریف دارد و مسئول باید سر کارش مستمرا حضور داشته باشد یک روز یا چند روز مرخصی ایرادی ندارد ولی یک دهه مرخصی بالاخره ؟؟؟

و یا خانم حبیب خانی اشاره می کند ما مخالف وجود جنبش هستیم به قول مسعود پیدا کنید پرتقال فروش را؟ کو پرتقال؟ کو پرتغال فروش؟

اما با یک خط نوشته خانم اکرم حبیب خانی یا بهتر است بگویم آقای رجوی که هر کسی که نقد و انتقادی بر این به قول خودشان جنبش داشته را مقایسه کرده با افراد و ماموران ساواک موافق نیستم چون خود حضرت آقا ( رجوی ) در نشست عمومی اعلام کرده اند ما اگر پیروز هم نشویم حکم همه کسانی که بریده اند و با ما نیستند اعدام است و یکایک آنها را پیدا خواهیم کرد و خواهیم کُشت.

در این بیانیه سران مجاهدین آمده است بریده ها را چنان و چنان به خارج بدرقه می کرده اند که همه دهان ها آب افتاده ولی اشاره نشده است آنهایی که در مهمانسرای مجاهدین می ماندند و بعد از مدت ها و سالهای طولانی راهی ابوغریب می شدند چه کسانی بودند؟ یعنی این جنت مکانی که آقا ( رجوی ) به خودشان نسبت داده اند دمش پیداست.

اما چیزی که زیاد جالب می نمود عنوان زندان لیبرتی بود که در چندین جمله از این عنوان استفاده شده بود مثل اینکه در نشست های کال کنفرانس آقای رجوی برای بالابردن روحیه از این اصطلاح استفاده کرده و من نیز به نوبه خود تایید می کنم که بله زندان لیبرتی. ولی آقای رجوی این زندان ساخته ذهن بیمار شماست والا این چه زندانی است که دری به سوی آزادی ندارد؟ این چه زندانی است که خود زندانی حق ملاقات با عزیزان خود را برای شخص خود سلب کرده؟ تا آنجایی که به زندانبان یعنی به قول شما آقای نوری المالکی بر می گردد فکر کنم کار و زندگی خود را ول کرده و مرام شما را قسم می دهد که به جان هرکه دوست دارید دست از سر ما بردارید و از عراق بروید. مگر نه این است که شما کارشکنی می کنید؟

آقای یغمایی در آخر دوستانه به عرض می رسانم همانطور که امیر فرزند شما آزاد شد و شما خوشحال شدید پدران و مادرانی هستند که دوست دارند امیران خود را آزاد ببینند و اگر شما صدبار نه بلکه هزار بار دیگر هم اعلام کنید که هنوز در صف مبارزه استوار و ثابت قدمید. انگ سران مجاهدین پایانی ندارد و من در اینجا از نوشته های خود شما کمک می گیرم که نوشته اید سازمان با هیچ گروهی ، شیعه یا سنی ، یهودی یا کلیمی ، کمونیست یا سوسیال و … هیچگونه جدالی ندارند … جای سوال نیست که بپرسم چرا به شما انگ مزدوری ، بریده و خائن می زنند؟

قضاوت با خود شماست که چه کسی درون مایه کثیف خود را بیرون می ریزد تا شارلاتانیزم را به بقیه نسبت دهد.

ارادتمند شما قادر رحمانی

همچنین:

قادر رحمانی ( عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق ) : کتاب : من یار مهربانم….!

2013/06/22

قادر رحمانی ( عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق )، نیم نگاه، بیست و دوم ژوئن ۲۰۱۳: … البته این اوست که می تواند به خاطر به اوج رساندن حقوق حقه زنان آنها را به ” رقص رهایی ” با لباس های توری دعوت کند!! اگرهم نقد و انتقادی وجود داشته باشد فقط هم […]

نامه ای به خانم رجوی

2013/06/10

قادر رحمانی ، عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق، نیم نگاه، دهم ژوئن ۲۰۱۳: … پس اگر به اندازه فقط یک نوک سوزن انسانیت در وجود شما مانده دیگر خواهش می کنم دست از سر افراد لیبرتی بردارید تا خود تصمیم بگیرند که کجا می خواهند بروند و چطور و چگونه زندگی کنند ، […]

ویروس سه نقطه (مجاهدین خلق، فرقه رجوی)

2013/05/29

قادر رحمانی ، عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق، نیم نگاه، بیست و نهم می ۲۰۱۳: … وقتی سوال می شود که چرا یک عمر شما درتشکیلات شعار ضد آمریکایی و  ضدامپریالیستی سر دادید؟ و چرا در حادثه یازده سپتامبر امریکا جشن و پایکوبی کردید و در حضور خود مسعود پس از پخش فیلم […]


The Life of Camp Ashraf,
Mojahedin-e Khalq Victims of Many Masters