آلبانی و خواب های پنبه دانه ای رجوی

آلبانی و خواب های پنبه دانه ای رجوی

عیسی آزاده، پیوند رهایی، یازدهم سپتامبر 2015:… براساس خبرهای موثق رسیده از درون فرقه رجوی از آلبانی و کمپ لیبرتی رهبری فرقه و سران تشکیلات مخوف از شدت ناراضایتی و جدا شدن افراد از فرقه بشدت دچار وحشت شده و با تشکیل نشست های مختلف توسط مریم قجر و فرستادن بالاترین نفراتش مانند مهدی ابریشم چی و زهره مریخی به آلبانی در صدد راهکار و چاره جویی برای مهار جریان جدا شدن افراد شده اند …

آلبانی: درگیری اعضا با جواد خراسان / قرنطینه اعضای جدید / کاهش مستمری ها

لینک به سایت پیوند رهایی

آلبانی و خواب های پنبه دانه ای رجوی

براساس خبرهای موثق رسیده از درون فرقه رجوی از آلبانی و کمپ لیبرتی رهبری فرقه و سران تشکیلات مخوف از شدت ناراضایتی و جدا شدن افراد از فرقه بشدت دچار وحشت شده و با تشکیل نشست های مختلف توسط مریم قجر و فرستادن بالاترین نفراتش مانند مهدی ابریشم چی و زهره مریخی به آلبانی در صدد راهکار و چاره جویی برای مهار جریان جدا شدن افراد شده اند. والنهایه به این نتیجه رسیدن که با الگوی نشست های سرکوب و خفقان آور در قرارگاه باقرزاده در بغداد تحت عنوان ” برو گمشو” کلیه پرسنل موجود در آلبانی را در سلسله نشست هایی بنام طلاق طلب کاری؛ نفرات را سرکوب و به اصطلاح خودشان دوباره ترس و وحشت از تشکیلات را بر افراد حاکم کنند. و همه را بدهکار رهبر فرقه کنند. همه باید بدهکار سرکرده فرقه باشند. احتمالا مسئولیت پنهان شدن او هم با با اسیران فرقه است. کما اینکه در کمال وقاحت و پرویی مریم قجر تمام مشکلات فرقه را به گردن افراد بدبخت و بی گناه می انداخت و می گفت علت اینکه رژیم سرنگون نشده و مسعود بر تخت سلطنت جلوس نکرده است اعضاء نگونبخت هستند.!!!

البته با توجه به خیل جدا شده ها و نافرمانی های افراد در لیبرتی و آلبانی چنین نشست هایی دور از انتظارهم نبود . کسانیکه که با شگردهای رجوی و روش های سرکوبگرانه آن آشنایی دارند خوب بیاد دارند که در مقاطع مختلف چگونه به دستور رجوی و با سردمداری مستقیم خودش و مریم صدای معترضین را در گلو خفه کردند و با بی ابرو کردن افرادقدیمی و نسبتا قدیمی در فرقه از سایرین نیز زهر چشم گرفتند.

در قرارگاه باقرزاده مجمموعه نشست هایی برای کل افراد طراحی و اجرا شده است که تا قبل از آن در فرقه سابقه نداشته است.

در یک سالن معروف به سالن میله ای در باقرزاده افرادیکه تقاضای خروج از سازمان را کرده بودند یا محافل آنها لو رفته بود.طوری با این افراد برخورد شد که تعدادی از فرط فشار اقدام به خود کشی کردند. مسئول این نشست مهوش سپهری معروف به نسرین قصاب تشکیلات بود.

او متهمین را روی یک صندلی می نشاند و بالاترین مسئولین دور تا دور نفرات حلقه زده بودند و نسرین هم چوب بدست به سر متهم می کوبید و میگفت فلان فلان شده و با رکیک ترین فحاشی ها به نفر میگفت یالا اعتراف کن تا نفر شروع به مِن ومِن میکرد افراد دیگر ی مانند شریف یا همان مهدی ابریشم چی محمد علی توحیدی عباسعلی جابرزاده معروف به قاسم محسن رضایی وعباس داوری و ….. به آن فرد تهاجم می کردند و با داد کشیدن و فحاشی های عجیب و غریب و بعضا با اردنگی نفر را مجبور به اعتراف دروغ می کردند.

واقعا شرایط و فشار بحدی بود که خیلی از نفرات از فرط فشار بیهوش می شدند و یا دیوانه میشدند و به سیم آخر می زدند که البته یک سری از افراد سر از زندان بدنام ابوغریب هم در آوردند و تعدادی را هم در مرز در پشت میدان های مین رها کردند و گفتند بروید نزد رژیم و امان نامه بگیرید.

در کنار این نشست در هرقرارگاه هم در فواصل نشست های رجوی جلاد نشست هایی برگزار می کردند که توام با کتکاری و فحاشی نسبت به افراد ناراضی بود. اینها همه به اصطلاح نشست های جانبی و فرعی در زمانهایی بود که رجوی جلاد مشغول عیش و نوشش بود و به اصطلاح نشست اش به تعویق می افتاد.

نشست هایی هم که خود جلاد برگزار می کرد همه ملزم به شرکت در آن نشست ها بودند و خیلی از افراد را با برانکادر به نشست های رجوی جنایتکار در باقر زاده می آوردند و رجوی مدعی بود که این افراد بیمار نیستند و تمارض می کنند . در همین نشست های بود که فرمانده فتح الله مرحوم مهدی افتخاری را رجوی و مریم پای میکروفون آوردند و یک بزمچه بنام محسن که از خارجه آمده بود بدترین فحاشی ها را به مهدی افتخاری کرد که بعد ها ما مطلع مشخص شد که این سناریو یی بود ه که از قبل طراحی شده بود و پشت قضیه این سناریو هم مریم قجر و مهوش سپهری بوده اند. انچنان بلایی در این نشست سر مهدی افتخاری آوردند که گفت من پفیوز بوده ام دست از سرم بردارید. رجوی وقتی متوجه شد که حسابی مهدی را خرد کرده است قاه قاه می خندید و می گفت الان آثار انقلاب مریم را میشود در چهره مهدی دید. سیگاری روشن می کرد و چرخی دور صندلی مریم می زد حرکاتش طبیعی نبود یا زیادی مست بود و یا ناٌشعه بود .

البته خیلی از افراد قدیمی را به همین شکل رجوی بی ابرو و از دور خارج کرد. منجمله :ابراهیم سیدی معروف به ابراهیم عکاس آقای حسین نژاد وعلی اکبر خطیبی .احسان موسوی و …… را در نشست سرکوب و مغز شویی باقرزاده سرکوب کردند.

سرکوب منطق رجوی است و هر زمان که فشار های سیاسی و مشکلات سازمان اوج می گرفت رجوی شدت سرکوب را در سازمان بالا می برد. تمام دوستان جدا شده حتما این حرفهای رجوی جنایتکار را بخاطر دارند که بارها گفت و تکرار کرد که :

وی گفت هر وقت مشکلات سیاسی و فشار ها زیاد شود عملیات جاری را روزی دوبار می کنیم .( عملیات جاری همان نشست سرکوب و شستشوی مغزی روزانه تشکیلات رجوی است )

وقتی بحث خروج از عراق و زمزمه های کشورهای ثالث و یا خانواده ها به میان آمد . گفت نشست غسل را روزانه کنید.

( نشست غسل اعترافات فرد است که طی روز چه خاطراتی در رابطه با جنس مخالف به ذهنش زده ویا دیدن عکس و یا فیلم خانمی و یا آهنگی که فرد رایاد زندگی می اندازد و دچار تضاد جنسی میشود را باید در حضور جمع بخواند و اعتراف کند )

یادم هست بعد از اینکه نیروهای آمریکایی مسئولیت امنیت قرارگاه اشرف سابق را به نیروهای عراق تحویل دادند. افسران آمریکایی تعدادی از مسئولین عراقی را با خود آورده بودند که در یک معارفه با مسئولین مجاهدین آشنا کنند. این محل در یک سالن در کنار درب ورودی اشرف در یک سالن بنام مصلحی بود. برای برخورد با عراقیان تعدادی در حدود صد نفر از مسئولین مجاهدین اعم از زن مرد به این سالن وارد بردند .قبل از آمدن هئیت ها مژگان پارسایی همه را جمع کرد و گفت بچه خط برادروخواهره ( منظورش رجوی و مریم قجر بود) با منطق دیگ باید با عراقی ها برخورد کرد.

دیگ سلسله نشست های سرکوبگرانه ای است که فرد را به نقطه ای می رسانند که بهترین کار برایش خودکشی است و دق مرگ شدن و یا دیوانه شدن

چشمتان روز بد نبیند وقتی عراقی های آمدند یک قشرقی و یک کولی بازی راه افتاد که سگ صاحب خودش را نمی شناخت . ده نفر صحبت می کردند بیست نفره با هم صحبت می کردند.. مهم نبود چه می گویند ومهم ایجاد همهمه بود و بر هم زدن فضای نشست و خراب کردن این معرفه سر امریکایی بود

تشکیلات می گفت با روش سرخ پوستی این بساط امریکایی و عراقی ها را بهم بزنیم . هدف این بود که با ایجاد تنش و بحران ؛امریکایی ها دوباره خودشان امنیت اشرف را برعهده برگیرند.

منطور از این یادآوری اشاره به روش های جنایتکارانه رجوی برای ایجاد تنش و سرکوب است.

دوباره رجوی می خواهد شانس خودش را بیازماید و ریل سرکوب را در آلبانی شروع کند .البته آلبانی عزاق صدام حسین نیست و افراد حاضر در آلبانی هم آن اسیران چشم و گوش بسته در قلعه اشرف نیستند. اما چاره چیست .رجوی دوسال است که از دست آلبانی خون به جگر شده .تلاش مریم قجر و گماشتگانش هم به نتیجه ای نرسیده است. لذا فرقه میخواهد وارد این ریسک شود.

البته سازمان هم بدون شک از شگردهای جدیدی در سرکوب افراد در آلبانی استفاده خواهد کرد و شاید مثل عراق سرکوب های عریان نباشد .یکی از کثافت کاری های فرقه در آلبانی بستن دهان افراد با استفاده از پول است. بعضی ها را با پول تطمیع می کند و یا پول بعضی ها را قطع می کند که افراد یا باید از گرسنگی بیمرند یا تسلیم فرقه شوند.

اینکه چقدر فرقه در این خیمه شب یازی موفق به سرکوب شود و موج جدا شدن ها از فرقه را مها رکند . دقیقا مشخص نیست اما انجه مشخص است زمین آلبانی زمین عراق نیست و پایگاههای مختلف سازمان در آلبانی قلعه اشرف نیستند. لذا بدون شک فرقه در سرکوبی نفرات موفق نخواهد شد.و شکست می خورد. البته رجوی چاره ای ندارد چون تا کنون با قلدری و با انواع و اقسام روش های ضد بشری افراد را در تشکیلات سرکوب و از دور خارج کرده است. میخواهد بازهم همانند عراق که تحت چتر نظامی و حمایت های ارباش صدام حسین بود در البانی هم موج ناراضایتی را سرکوب و به اصطلاح خودش همه را سر جای خودشان بنشاند. البته کور خوانده است و اینبار فرقه می کند و حتما این موج سرکوب سر خودش خراب خواهد شد.

البته در اینجا همت و مقاونت اسیران تعیین کننده است که به هیچ وجه تسلیم خواسته های رجوی نشوند و با اقدامات قانونی و شکایت از فرقه مانع اقدامات کثیف فرقه شوند.مهمترین کار جداشده ها افشا جنایات رجوی است و اینکه مرعوب او و گماشتگانش نشوند .

به امید روزی که هیچ اسیری در فرقه نباشد

عیسی آزاده

پاریس

Mojahedin Khalq MKO MEK Rajavi cult Saddam husseinجواد خراسان جلاد ، تبهکار شکنجه گر بدنام مجاهدین خلق چرا به آلبانی منتقل شد؟

فائزه محبت کار فرقه رجوی فائزه محبت کار، مامور به تشکیل سرپل ارتباطی فرقه رجوی در آلبانی- تیرانا

خانواده ها کمپ لیبرتی سپتامبر 2015لیبرتی: سودای ارتش آزادی و ماجراجویی رهبرانش

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20329

رجوی و زوزه های مرگ برای جلوگیری از فروپاشی و موج ریزش

عیسی آزاده، پیوند رهایی، پاریس، پانزدهم اوت ۲۰۱۵:… اخیرا فرقه رجوی طبق ادعایش به یک کشف جدید نایل آمده و یک مشت دروغ را تحت عنوان اطلاعات بدست آمده از داخل نیروهای امنیتی رژیم ایران همراه با اسامی تعدادی از مسئولین و کارکنان سفارت ایران در پاریس را تحت عنوان رجوی ساخته مرتبط با جدا شدگان وهم چنین با وارد کردن اتهاماتی به اعضای جدا شده به صورت اطلاعیه ای منتشر کرده تا از یک سو مقداری …

کمپ بدنام اشرف تعطیل شدمهندس میثمی: مسعود رجوی کجاست؟ مسعود رجوی امروز هم آنجاست که پرسش‌ها را پاسخ نگوید

Guliani Maryam Rajavi Mojahedin Khalq terroristsکلاهبرداری رجوی از سایتهای دویچه وله و رادیو فرانسه (نامه ۲۲۰ پارلمانتر هم جعلی بود)

لینک به منبع

رجوی و زوزه های مرگ برای جلوگیری از فروپاشی و موج ریزش

به قلم عیسی آزاده از اعضاء و فرماندهان قدیمی سازمان مجاهدین

اخیرا فرقه رجوی طبق ادعایش به یک کشف جدید نایل آمده و یک مشت دروغ را تحت عنوان اطلاعات بدست آمده از داخل نیروهای امنیتی رژیم ایران همراه با اسامی تعدادی از مسئولین و کارکنان سفارت ایران در پاریس را تحت عنوان رجوی ساخته مرتبط با جدا شدگان وهم چنین با وارد کردن اتهاماتی به اعضای جدا شده به صورت اطلاعیه ای منتشر کرده تا از یک سو مقداری از سوزش دورنی سردمدارانش در نتیجۀ فعالیتهای افشاگرانۀ جداشدگان بویژه در فرانسه را کم کند و از سوی دیگر در ادامۀ تلاشهایش برای جلوگیری از فروپاشی تشکیلات خود و موج ریزش نیروهایش در عراق و آلبانی به افراد و نوچه هایش روحیه بدهد و آنها را از عواقب جدایی و افشاگری یعنی روبرو شدن با موجی از دروغ و تهمت از جمله نسبت دادن آنان به اطلاعات رژیم بترساند.

اینجانب ضمن رد این اتهامات سخیف و ساختگی فرقه رجوی اعلام می کنم :

تا انجا که من می دانم اسامی تمام افراد سفارتخانه های همۀ کشورها به دولت میزبان داده می شود و این یک امر کاملا قانونی و رسمی و دیپلماتیک است و اطلاعیه فرقه شامل به ادعای خودش اسامی نفرات آنهم از طریق نیروهایش در داخل ایران کاملا غیر واقعی و بلکه یک جوک است و این در حالیست که کار دستگاه رجوی تمام وقت به دستور سرکردۀ فراری و امام غایبش جا سوسی و تعقیب و مراقبت علیه جدا شده ها و تلاش برای ترور آنها می باشد.

فرقه رجوی خیلی ناشیانه اقدام به انتشار چند اسم نموده است که با این باندرول بتواند افراد جدا شده را که دنبال ازادی اسیرانشان از فرقه رجوی و چنگال خونین او هستند وابسته جلوه دهد تا بدینوسیله و با خراب کردن چهرۀ آنان به خیال خودش از تأثیر افشاگریهای آنها در میان ایرانیان بکاهد و به نیروهایش هم در لیبرتی و آلبانی پیام بدهد که در صورت جدایی و افشاگریتان با شما اینگونه برخورد خواهد شد.

دروغگویی و رذالت رجوی به حدی رسیده است که گوبلز باید در جلو رجوی و همسر کثیف تر از خودش تعظیم کند. این زوج جنایتکار که تا مرفق دستشان بخون جوانان ایرانی آغشته است تمام هم و غم شان صرف ردیابی و جاسوسی از اسیران نجات یافته از این فرقه و یا حمله و هجوم بر آنان شده است. مضحک این است که فرقه ای که با شورای دست سازش مدعی تنها آلترناتیوی وپیشتازی مبارزه و مقاومت علیه رژیم می باشد کارش و مبارزه اش بصورت حرفه ای با افراد جدا شده و متهم کردن آنان به وابستگی به رژیم شده است.

با کدام منطق و قانونی این چرندیات رجوی جور در می آید که فردی تمام عمر سیاسیش و بیش از سه دهه در تشکیلات این فرقه باشد و همه چیزش را هم در طبق اخلاص به نیت صادق آزادیخواهی و مبارزه با دیکتانوری گذاشته باشد ولی به محض بیرون آمدن از جهنم تشکیلات رجوی و جدا شدن از این فرقه مأمور اطلاعات رژیم شود؟!. مگر مسئولین کدام کشور حاضر می شوند یک دشمن چند ده ساله را وارد تشکیلات اطلاعاتی خودشان بکنند؟!.

آقای رجوی! حتی وقتی خودت همراه تیم های عملیاتی ساواک برای لو دادن خانه محل استقرار بنیانگزار سازمان محمد حنیف نژاد و سایر افراد مرکزیت و کمیته مرکزی رفتی و تا آخرین نفر و آخرین خانه همه را لو دادی تو را عضو ساواک کردند؟

یا تو بخاطر جان حقیر و ناچیزت این بی ناموسی و کثافت کاری را کردی و هنوز هم که هنوزه این را بالا نیاورده ای و دلت را خوش کرده ای به موهومات عباس داوری که می گفت محمد حنیف بصورت مورس در رابطه با تو و سفارش تو چنین و چنان گفته است. جهت اطلاعت در همان زمان در تشکیلاتت در تمامی لایه های افراد قدیمی این را به تمسخر گرفته بودند و کسی مطلقا حرفهای سرهم بندی شده عباس داوری را باور نمی کرد بلکه تعجب می کردند که چرا کسی ادعا می کند بیشترین فدا کننده بوده ولی اینقدر به مفتضح ترین شکل دنبال خود بزرگ بینی وتعریف و تمجید از خود است.

یادم هست بعد از نشست تو قصاب تشکیلات مهوش سپهری با نام مستعار نسرین نفرات قدیمی سازمان را مجبور کرده بود که مثل سگ عو عو کنند و از درگاه مسعود طلب عفو و بخشش کنند و نسرین با چوب بالای سر قدیمی ترین افراد مرد سازمان ایستاده بود و می گفت بیشتر عو عو کنید شاید بخشیده شوید!!. من بارها شاهد این جلسات و نشست های شستشوی مغزی و بهتر است بگویم مسخ کننده انسانیت بوده ام که تورا جای امام زمان و حتی تا رده پیامبر بالا بردند و بارها همین مریم خانم دزد گلهای قبرستان اوور سوراوواز حرف از حکومت عدل مسعود می زد و می گفت مسعود فقط به خدا حساب پس می دهد!! و طوری با همین جملات کفر آمیز و فرقه گرایانه خفقان وسرکوب در تشکیلات ایجاد کرده بود که کسی یارای نفس کشیدن در برابر تشکیلات مخوف رجوی را نداشت و پوست از سرش می کندند وبا یک یا چند اتهام فرد معترض را سرکوب و سر به نیست می کردند.

افرادی که از سازمان جدا شدند همه جنایت های های رجوی را با گوشت و پوست خود لمس کرده اند و چون خودشان قربانی این فرقه شده اند تا جایی که در توان دارند بر علیه این فرقه افشاگری می کنند تا اشخاص دیگری به دام این جنایتکاران نیافتد و مانند ما عمرش بیهوده تلف نشود.

ما در بدو ورود به سازمان فکر نمی کردیم که اگر روزی بخواهیم به هر دلیل از این سازمان جدا شویم این قدر مورد بی رحم ترین تهمت ها و رذالت ها قرار می گیریم و نمی دانستیم گرگی در لباس میش بنام مسعود رجوی در کمین جوانان ایران نشسته و با خون و شیره جان آنها بد مستی می کند و با خون و جان ما با صدام و با کثیف ترین محافل مرتجع عرب و نیز با صهیونیستها و جریانهای جنگ طلب امریکایی تجارت می کند و می خواهد از اجساد ما نردبان ترقی برای خودش بسازد. آنچه در اندیشه و ضمیر ما بود پاکبازی و فدای رهبر بود. نمی دانستیم که رهبر دنبال عیش و نوش خودش و کثافتکاری های جنسی اش با زنان بیچارۀ تشکیلات است که بسیاری از آنان با توجه به فرهنگ ایران جرات ندارند که بی ناموسی های رجوی را علنی کنند و تک مورد زنانی جدا شده از این تشکیلات بودند و هستند که جنایات مریم قجر و رقص رهایی زنان را در جلوی رجوی خبیث علنی کردند.

رهبری که مدعی است پاکباز ترین بوده و می باشد در تمام بزنگاهای خطیر همه را تنها گذاشته و خودش و همسرش فرار را بر قرار ترجیح داده اند. این جان بدر بردن کثیف از سال ۱۳۶۰ تا ترک اشرف در سال ۱۳۸۲ پیوسته جریان داشته وهمواره هم وی تمام فرار ها و جا خالی دادن هایش را تئوریزه کرده و مصداق روباهی شده که شاهدش را دمش اعلام کرده است!. این مردک «حقیر» (به قول و نوشتۀ خودش خطاب به سران رژیم) هم دمش بنام عباس داوری را همیشه برای ما شاهد می گرفت!..

رجوی که با اعلام توافق اتمی، استراتژیش دود شد و به هوا رفت مانند مار زخمی شده و میخواهد همه را نیش بزند و مثل قاطر چموش جفتک بیندازد تا شاید کمی از آب و آبروی رفته اش را به جوی عفونت بارش برگرداند. و هم چنین با فعال شدن روابط اقتصادی و سیاسی کشورهای اروپایی و مشخصا فرانسه با ایران ناچار شده اند هر چه فیل در طویله شان دارند هوا کنند شاید اندکی از سوزش خود کاسته و برای هواداران روحیه باخته شان بگویند که هنوز ما هستیم و تا سری ترین ارگانهای رژیم نفوذی داریم پس منتظر یک کودتای ناگهانی توسط آنها و فرا رسیدن ساعت «سین» (سرنگونی) و تکمیل شدن سفرۀ ناقص هفت «سین» سی سالۀ رجوی در شش روز تا شش ماه و شاید هم شش قرن! باشید.

تا آنجا که به اینجانب بر می گردد تمام اتهامات دستگاه دروغ پرداز رجوی بر علیه بنده مطلقا دروغ و عاری از حقیقت است ومن تک به تک این اتهامات را با تمام جزئیات در اختیار مقامات قضایی و دادگاه فرانسه قرار میدهم به شرط اینکه عاملین اصلی افترا یعنی مسعود رجوی و مریم قجر در این دادگاه حاضر شوند. طرف حساب ما تعدادی مزدور و پادو و چماقدار در این فرقه نیستند بلکه ما دنبال خط دهنده و عوامل اصلی پشت پرده این کارها هستیم .

من بابت این اتهامات ساختگی و تهدیدات تروریستی فرقه اعلام جرم می کنم و شکایت خواهم کرد.. و مصرانه به نوبه خودم خواهان فعال شدن دادگاه مهدی ابریشمچی موسوم به تهرانی و مریم قجر در دادگاههای فرانسه هستم

و ما جدا شدگان بارها به مقامات اروپایی در فرانسه و سایر کشورها تهدیدات تروریستی فرقه رجوی را گوشزد کرده ایم و باز هم خواهان اخراج این جنایتکاران کثیف که کارشان قاچاق انسان وپولشویی و دورغ و تهمت و علیه پناهندگان است از خاک فرانسه می باشیم.

عیسی آزاده

پاریس ۱۴ اوت ۲۰۱۵

عیسی آزاده پارلمان اروپامتن سخنرانی آقای عیسی آزاده در اجلاس پارلمان اروپا ۲۵ فوریه ۲۰۱۵

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20238

هادی تعالی قطب الدین رجوی هم درگذشت

عیسی آزاده، پیوند رهایی، دهم اوت ۲۰۱۵:… ادی تعالی یکی از افرادی بود که در سال ۱۳۷۳ توسط جوخه های ترور و ادمکش رجوی شامل محمد سادات د ربند. جوا دخراسان. اسدالله مثنی. مجبد عالمیان. سیگارودی معروف به دوصفر هفت یا همان فاضل. نریمان و مختار و پرویز کریمیان و فریدون سلیمی و سیامک و وووو دستگیر و روانه شکنجه گاه رجوی شد و زیر سخترین بازجویی ها قرار گرفت که این بیچاره برای اینکه …

کمپ لیبرتی مجاهدین خلق فرقه رجویاغلب افراد تحت سیطره فرقه مجاهدین در کمپ لیبرتی دچار بیماریهایی روحی و جسمی شده اند

لینک به منبع (پیوند رهایی)

هادی تعالی قطب الدین رجوی هم درگذشت

از طریق یکی از دوستانم مطلع شدم که هادی تعالی در آلبانی فوت کرده است .سراغ سایت فرقه رفتم و دیدم همان داستان همیشگی مرده خواری است و ارتزاق از خونهای اسیران نگوبنخت است و این بار قرعه بنام هادید تعالی افتاده است.!

اما در هنگام خواندن اطلاعیه درگذشت او دیدم که فرقه به او مدال مجاهد چهل ساله ان هم بعد از مرگش اهداء کرده است.!!!!!

انتظار داشتم اطلاعیه شبیه اطلاعیه مرحوم میرزا اقا باشد که به اون پیره مرد بیچاره بعد از مرگش هم رحم نکرده و اورا وا داده دوران زندان و پناه دادنش در سازمان از سر کرم رجوی بوده است. صادر می کردند. اما انقدر آش شور بوده که مریم قجر جرات نکرده اطلاعیه شبیه اطلاعیه مرگ میرزا اقا برای هادی تعالی صادر کند.

البته رجوی فراموش کرده بود که در زندان شخص خودش بدون کوچکترین تلنگری همه چیز را لو داد و همراه گشت های ساواک خانه های تیمی افراد را یکی یکی به مامورین عملیات ساواک نشان میداد ه است . و انها را تا اخرین کشف خانه و ودستگیری اخرین نفر همراهی کرد ه بود.

رجوی برای لاپوشانی فضاحتش در زندان با اجیر کردن تعدادی از مزدورانش مانند عباس داوری مهدی خدایی صفت و مهدی ابریشمچی و مهدی براعی و….. برای خودش سابقه مبارزاتی تراشید و هزار داستان دیگر که خارج از بحث الان ماست.

هادی تعالی یکی از افرادی بود که در سال ۱۳۷۳ توسط جوخه های ترور و ادمکش رجوی شامل محمد سادات د ربند. جوا دخراسان. اسدالله مثنی. مجبد عالمیان. سیگارودی معروف به دوصفر هفت یا همان فاضل. نریمان و مختار و پرویز کریمیان و فریدون سلیمی و سیامک و وووو دستگیر و روانه شکنجه گاه رجوی شد و زیر سخترین بازجویی ها قرار گرفت که این بیچاره برای اینکه از دست شکنجه گران رجوی خلاص شود . شروع به نوشتن داستانهای عجیب و غریب و ساختگی کرد و به دورغ اعتراف کرد که بله من مامور بوده ام می خواستم در سازمان فعالیت جاسوسی کنم ووووو که در جلسه محاکمه اینها توسط رجوی خودی اقای سر دسته شکنجه گران هم خنده اش گرفت و گفت چرا این چرت و پرت ها را نوشته ای ؟ !!!………………..

اون بیچاره هم مثل بید جلو رجوی جلاد می لرزید و همش می گفت برادر ببخش گناه کردم .تقصیر داشتم و نفهمیدم. سر دژخیم هم بادی به غبغب می انداخت و می گفت تورا به مریم بخشیدم .یادم هست که رو به برادر رحیم که از فرماندهان تیپ های فروغ بود کرد و گفت تورا بر ان شهید بخشیدم .بیچاره حسن زمان وزیری هم سرش پایین گفت برادر ممنون !!!!!

هادی تعالی مدت ها بعنوان پایین ترن نفر در یکانهای زرهی سازمان کار می کرد و هرکس اورا می دید هیچ تفاوتی با نفرات تازه وارد سازمان نداشت. مدت ها هم در یکانهای مهندسی بود و انجا هم پی نخود سیاه بود و مسئولیت جدی نداشت. و بقول معروف زالزالک بود و مطلقا نه اعتقادی به تشکیلات نداشت و پشیزی هم به خمیه شب بازی به اصطلاح انقلاب ایدئولوژیک دست ساز رجوی نداشت. همه حرفش این بود. اخر ش اینجا یا من را می کشند و یا خودم از درد و ناراحتی دق می کنم.

بدون شک او دق مرگ شده بود و جسدی از او به البانی فرستادن و انقدر هم در انجا نگه اش داشتند تا مرد و تمام شد.

رجوی معمولا در سازمان به اکثر افراد قدیمی به دلایل مختلف یک لقبی می دهد که عموما برای سرزنش و تمسخر افراد بوده است مثلا:

به منصور اسماعیل مرتضایی شهردار کرند می گفت به زرین که در عملیات مهران وارد مهران شده بود فرماندار مهران می گفت. .یکی رضای شیر بود یکی محمود قائم شهر یکی اقا و یکی ملا یکی دوصفر هفت و به هادی تعالی می گفت قطب الدین……………..

اسم این بیچاره نگونبخت را قطب الدین گذاشته بود و تا اخرین روزهایی که اورا دیدم این اسم در تشکیلات روی ان بود.

در سازمان به کسانی که اعتقادی به تشکیلات نداشتند و زیر بار خفقان رجوی نمی رفتند قطب می گفتند. کسانی که بارها رجوی انرا را در نشست های لایه بالاتر مطرح می کرد مانند ناصر یا همان مهدی افتخاری .محمد حسین مشارزاده ومرحوم . ابوذر ورداسبی . تعدادی از شاعران و نویسنده گان به اصطلاح مجاهد که از ذکر اسامی انها به دلایلی معذورم..

این بنده خدا هم قطب تشکیلات رجوی بود .تا وقتی که زنده بود که توی سازمان در حد یک تازه وارد مسولیت داشت و دائما زیر بدترین فحاشی و توهین ها توسط رجوی و همسر ش بود .طوری که بارها و علنا اعلام می کرد کاش من را سریع تر می کشتند که راحت می شدم

حالا بعد از فوت این بیچاره مریم قجر اطلاعیه می دهد و مدال چهل سال مجاهدت به وی اعطا می نماید !!!!.

که هر کس این را بخواند به سرتاپای اطلاعیه دهنده و صادر کننده ان می خندد که بروید گم شوید و دست از دورغگویی و شیادی بردارید . مگر شما بوی از انسانیت برده اید مگر ذره ای شرف سیاسی دارید مگر رحم و مروت دارید . خودتان را مسخره کرده اید . فکر کرده اید دروغ های شما بر ملا نمیشود. .فردی که توی تشکیلات شیره جانش را کشیدید و مورد بدترین شکنجه های جسمی و روحی و روانی قرار دادید بعد هم جسد نیمه حان اورا برای خالی نبودن عریضه به البانی دی پورت کردید. مفتخر به مدال چهل ساله می کنید. بخورد توی سرتان اون مدالتان که نون را بنرخ روز می خورید و برای رسیدت به هدف کثیف تان اقدام به کثیف ترین کارها جاسوسی و هک اینترنتی جدا شده ها و قرار دادن تیم های تعقیب مراقببت برای در اوردن ادرس جدا شده ها و پخش فیلم های پرنو و سکسی به اسم جدا شده ها در سایت ها و صفحات افراد .پولشویی و قاچاق دهها نفر از البانی به المان با چمدانهای پر دلار و هزار کثافت کاری دیگر…………..

تف به این بی شرافتی سیاسی . انسانهای بدبخت را نفله می کنید و بعد هم تعزیه می گیرید. ؟

ایکاش همه اینکار ها را می کردید و وطن فروشی نمی کردید. ننگ و نفرین ابدی بر شما که سلطنت طلب ها حاضر نشدند اطلاعات اتمی را که اسرائیل به انها داده بود تحت عنوان افشاگری اتمی علنی کنند اما شما با اولین چشمک اسرائیل و لابی هایی در محافل جنگ طلبان درامریکا تا فیها خالدون با انها رفتید و الان شده اید پادوی نتانیاهو و مرتب آه و ناله که چرا امریکا توافقنامه را پذیرفت و ایران را بمباران نکرد و ایران مثل عراق نشد.

بگذارید این را با صدای بلند اعلام کنم که اینرا از داخل گوش های کرتان خارج کنید هیچ ایرانی باغیرت و وطن پرستی حاضر نیست بپذیرد کشوری کوچکترین تعدی به خاک ایران کند.

مگر اینکه از روی جسد بیش از هفتاد میلیون ایرانی عبور کند.

شما رسوا هستید .رسواتر هم خواهید شد و بهتراست بروید به دامن همان نتانیاهو شاید فرجی حاصل شود..

عیسی آزاده

پاریس

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=19091

سوز و گداز فرقه رجوی از حضور خانوادهها جلوی درب کمپ لیبرتی در بغداد

عیسی آزاده، پیوند رهایی، دوازدهم ژوئن ۲۰۱۵:…  بیایید برای یک بار هم شده همان چیزهایی که در نشست برای ما می گفتید به صورت علنی در اطلاعیه هایتان بنویسید. مگر نمی گفتید که خانواده یعنی کانون فسادو زن وبچه و همسر را باید مطلقا فراموش و رمی جمرات کرد؟ مگر نمی گفتید که خانواده باعث بریدن افراد از فرقه می شود؟ مگر نمی گفتید که خانواده زیر پای نفرات را خالی می کند؟ مگر نمی گفتید که خانواده …

خانواده های گروگانهای فرقه رجوی بیرون کمپ لیبرتیFamilies of MEK hostages in Camp Liberty June 2015

لینک به منبع

سوز و گداز فرقه رجوی از حضور خانوادهها جلوی درب کمپ لیبرتی در بغداد

به قلم عیسی آزاده از اعضاء و فرماندهان قدیمی سازمان مجاهدین

بعد از چهار سال با فشار و پیگیری مستمر خانواده ها دولت عراق به خانواده های اسیران لیبرتی اجازه دادکه برای دیدن عزیزان و فرزندانش به جلو درب زندان لیبرتی بیایند. که البته این جای سئوال دارد که چرا دولت عراق و کمیساریا عالی پناهندگان و هم چنین دفتر یونامی در عراق بعد از گذشت چهار سال امکان حضور خانواده ها در را در جلو کمپ لیبرتی که فرقه رجوی آنرا به بدترین زندان تبدیل کرده است را داده اند. ؟

و چرا برای اکیپ قبلی که دو ماه قبل به لیبرتی امده بودند امکان ملاقات حضوری را برای خانواده ها فراهم نکردند.

وقتی در امنیتی ترین زندانها مانند زندان گوانتانمو امکان ملاقات خانواده ها که فرزندانشان در شرایط جنگی و به اتهام بدترین نوع تروریسم زندانی شده بودند امکان ملاقات حضوری و هم چنین تماس تلفنی وجود داشت. چرا سران فرقه رجوی وبا چه مجوزی اجازه ملاقات حضوری به خانواده ها را نمی دهند.؟

پشت سران فرقه به کی گرم است که بخودشان جرات داده اجازۀ دیدار خانواده ها با فرزندانشان آنهم بعد از چند دهه را نمی دهند.!!! از طرف دیگر فرقه جنایتکار طلبکار هم هست و با بوق و کرنا داد و بیداد می کند و جیغ بنفش می کشد و اطلاعیه پشت اطلاعیه می دهد که اینهایی که جلوی مقر لیبرتی آمده اند خانواده نیستند و مامورین سرکوب و ترویست های رژیم ایران هستند.و خیلی هم با افتخار اطلاعیه می دهد و در سایت های رنگارنگش و در سیمای فرقه هم نمایش می دهد که اینها خانواده نیستند.و مزدوران ایران هستند ووو… این منطق سرکرده فرقه است که پدر و مادر پیر و خواهر و برادر و فرزندان اسیران را مزدور خطاب می کند. آیا دختر عبدالحسن آهنگری یا برادر پرویز حیدرزاده و خانواده مهدی فرد خانواده شعبانپور و سایرین مزدور هستند.آیا این خانواده های شریف و زحمت کش که از شمال ایران و با هزار مشکل و محدودیت های ایجاد شده از طرف دولت عراق و کمیساریا ویونامی از انبوهی پست بازرسی عبور کرده و خودشان را به زندان لیبرتی رسانده اند مزدور هستند و آمده ه اند که فرزندان خودشان را کشتار کنند؟!!!

آیا بجز با این ترفند ناجوانمردانه، رجوی با روشی دیگر ی می توانست جلوی چشم اسیران به خانواده های آنها بدترین ورکیک ترین فحاشی ها را بکند و مطرح کند که حیوانات و سگ و گربه هم پدر و مادر دارند. و خانواده های شما هم مثل حیوانات هستند. البته این برازنده شخص رجوی و مریم قجر است و الدنگ خطاب کردن خانواده ها هم برازنده رهبران این فرقه است که وجدان انسانی را هم از دست داده اند و در بی رحمی و سنگ دلی روی دست برادران عقیدتی شان یعنی داعشی ها زده اند . حداقل ابوبکر داعشی ارتباطات نفرات را قطع نکرده ولی رجوی از ترس و وحشت هیچ ارتباطی را نمی پذیرد.علاوه بر این اسیران را مجبور می کند که به خانواده هایشان فحاشی کنند و نام خانواده گی شان را هم عوض کنند کاری که تا کنون سابقه نداشته است. پادوهای رجوی مسئولین بخش ضد خانواده که معروف به جی اس در تشکیلات فرقه است برای اسیران مقاله می نویسند اسیران ناچارند طوطی وار تکرار کنند.

خانواده های اسیران بجر تعدادی اندک همه در ایران هستند و باید برای آمدن به عراق باید با اخذ ویزا و بصورت رسمی مسافرت کرده و برای دیدن فرزندانشان اقدام کنند .

رجوی و تشکیلات تحت فرمانش به جای دادن ملاقات حضوری به خانواده به دروغ و شیادی مبادرت کرده و مدعی است تمام خانواده هایی که از ایران به عراق برای دیدن عزیزانشان می آیند بوسیله ارگانهای رژیم ایران و با همکاری سفارت ایران اعزام شده اند. که این البته کذب محض است .پدر کشاورز و شالی کار شصت ساله و مادر پیر و سالخورده که فاقد سواد خواندن و نوشتن هم هستند مزدوران ایرانند یا ترس و مشکل شما چیز دیگری است؟.

بیایید برای یک بار هم شده همان چیزهایی که در نشست برای ما می گفتید به صورت علنی در اطلاعیه هایتان بنویسید.

مگر نمی گفتید که خانواده یعنی کانون فسادو زن وبچه و همسر را باید مطلقا فراموش و رمی جمرات کرد؟

مگر نمی گفتید که خانواده باعث بریدن افراد از فرقه می شود؟

مگر نمی گفتید که خانواده زیر پای نفرات را خالی می کند؟

مگر نمی گفتید که خانواده انگیزه ماندن نفرات در فرقه را از بین می برد؟

مگر نمی گفتید که خانواده باعث تمرد افراد و سرپیچی و نافرمانی آنها در تشکیلات فرقه می شود؟

و مگر نمی گفتید که خانواده ضد مبارزه است( البته بخوانید ضد فرقه ) و باید اذهان افراد نسبت به خانواده را بتونی و سیمانی کرد که کسی جرأت فکر کردن به آن را نداشته باشد.

و انبوهی از لاطائلات دیگر که از بیان آنها شرم دارم. برای ما کاملا روشن است که ترس و وحشت رجوی از چیست و چه چیزی را در پشت این تهمتها و افتراها به خانواده ها پنهان کرده است.

فرقه با دستور مشخص سرکرده اش رجوی خائن هر گونه ملاقات و تماس تلفنی و هر گونه ارتباط را برای اسیران قطع و ممنوع کرده است.

در رابطه با ارتباطات تلفنی و اینترنتی رجوی جرأت نمی کند انرا علنی کند و اعلام کند که اسیران فاقد ارتباط هستند .اما در رابطه با خانواده چون حضور انها دررسانه ها منعکس می شود و جداشدگان و منشعبین از فرقه مستمر بر علیه فرقه افشا گری می کنند مجبور است که در این رابطه موضع گیری کند و دلایل اجازه ندادن به اسیران را برای ملاقات حضوری با خانواده هایشان را در پوش شیادی و دروغگویی و تهمت و افترا پنهان کند.

فرقه از ترس اینکه اسیران در صورت ملاقات با خانواده هایشان با دنیای بیرون اشنا شوند و متوجه شیادی های رجوی بشوند اجازه ملاقات نمی دهد. حاضر است این ننگ و رسوایی را بپذیرد و در اوج بی شرافتی و بی پرنسیبی سیاسی خانواده را آماج فحاشی و تهمت و افترا قرار می دهد ولی به افراد اجازۀ ملاقات با خانواده شان را ندهد.

حضور خانواده در لیبرتی مانند ریختن آب در لانه مورچه است.

دیری نخواهد پایید که اسیران حصار و غل و زنجیرهای تشکیلات فرقه را پاره کرده و به آغوش خانواده هایشان و دنیای آزاد برگردند.

عیسی آزاده

پاریس

۱۱ ژوئن ۲۰۱۵

۲۱ خرداد ۱۳۹۴

***

مریم رجوی و سخنرانان اجاره ایگرد همآیی بزرگ ایرانیان؟ کدام ایرانیان؟
(Screen shot from Rajavi cult website, The Grand Gathering of Iranians? Where are they?)

Self Sacrifice Struan Stevenson Rajavi terroristsBehind Struan Stevenson’s book “Self Sacrifice”

همچنین:

دیدار و گفتگوی سه تن از منشعبین سازمان مجاهدین خلق، اعضای انجمن «نه به تروریسم و فرقه ها» با آقای دکتر بنی صدر

پیوند رهایی، دوم می ۲۰۱۵:… روز سه شنبه ۸ اردیبهشت ۹۴ برابر با ۲۸ آوریل ۲۰۱۵ هیأتی از اعضا و مسئولین قدیمی منشعب از سازمان مجاهدین خلق ایران شامل آقایان قربانعلی حسین نژاد عضو و مترجم ارشد جدا شدۀ بخش روابط خارجی سازمان مجاهدین و داوود باقروند ارشد از اعضا و مسئولین قدیمی سازما

دخالتهای تروریستی فرقه رجوی در عراق. میزگرد آقایان باقروند، حسین نژاد و آزاده

پیوند رهایی، شانزدهم آوریل ۲۰۱۵:…  حقایقی تلخ در مورد سرنوشت سازمان و مسیری که طی میکند. پایگاه مردمی سازمان مجاهدین از ادعا تا واقعیت (حقایقی درمورد جعل اسناد حمایت مردمی). دخالت های آقای رجوی در سیاست داخلی عراق. اعتراضات مردمی و رسمی مقامات عراق نسبت به دخالتهای آقای رجوی در عراق. استخدام

متن سخنرانی آقای عیسی آزاده در اجلاس پارلمان اروپا ۲۵ فوریه ۲۰۱۵

پیوند رهایی، دوازدهم مارس ۲۰۱۵:…  بیش از سی سال در تشکیلات سازمان مجاهدین خلق ایران (mek) بودم بعد از سرنگون شدن شاه ایران و ایجاد یک فضای باز سیاسی نشاًت گرفته از پتانسیل انقلاب به امید تحقق آزادی و دموکراسی در ایران و ساختن یک کشور جدید مبتنی برعدالت و رفاه اجتماعی و آزادی و برا