آنان که تیغ می سایند

آنان که تیغ می سایند

ایران فانوس، بیست و هفتم اکتبر 2014: …  نویسندگان و مزدبگیران دربار که از همه امکانات نوشتن و حرافی و دلقکی، در نشریات و سایتها و رادیو و تلویزیون و جلسات خرد و کلان برخوردارند، قادر به محاسبه مالی و این که این همه هزینه از کجا می آید، نیستند و اینجا نیز مثل کبک سرشان را در جهل و تباهی فرو می کنند تا همچنان در خدمت جهل و تروریسم، مبلغ ریاضت و بردگی باشند.  جاهلان دربار، طی دهها …

مهدی خوشحال بغداداسب و اسب سوار(قسمت پایانی)

لینک به منبع

آنان که تیغ می سایند

از نیمه دهه چهل که مجاهدین خلق اعلام موجودیت و ابراز وجود کردند، دریافتند که بدون استفاده از ابزار خشونت در دفاع و تهاجم، قادر به ادامه بقاء نیستند. آنان از ابتدای دهه پنجاه، خشونت را علیه نظام شاه و اسراییل و آمریکا، به کار برده و ارج نهادند. آنان که ادعا می کردند، خشونت ابزاری برای رسیدن به قدرت و قدرت نیز در خدمت عدالت و آزادی خواهد بود، خشونت را در مناسبات داخلی نیز به کار گرفته و مقدس شمردند. طی چند سال اول انقلاب ایران که مجاهدین خلق خود بهانه ای برای استفاده از خشونت نداشتند، همین مدت، یا به ترغیب حکومت برای استفاده از خشونت علیه دیگران پرداختند و یا حکومت را تحریک به رویارویی با خود کردند.

مجاهدین خلق طی دهه شصت به بعد، از ابزار خشونت علیه جمهوری اسلامی در ابعادی وسیع استفاده کرده و سپس در خاک عراق علیه مخالفین صدام حسین، وارد جنگ شدند. در همین حین، خشونت که ابزاری مقدس و استراتژیک شمرده می شد و به سوخت دستگاه بدل شده بود، در ماکزیموم شدت علیه مخالفین داخلی به کار گرفته شد و پس از سقوط صدام حسین نیز دولتهای عراق و سوریه باضافه ایران، جای دشمنان قدیمی را گرفتند. الغرض، مجاهدین خلق طی چند دهه حیات خونبار و پر هزینه، هیچگاه قادر نشدند از ابزار خشونت به صورت تاکتیکی استفاده کنند و این در میان سایر نیروهای غیر حکومتی ایران، موردی نادر است.

مسعود رجوی نیز از ابتدای کاربرد خشونت علیه حکومتها و مردم و اعضاء، مسئول اول این جریان بود و او در کنار جنگ و خونریزی علیه دوست و دشمن، همچنین انبوه نقض حقوق بشر و زندان و شکنجه و جاسوسی و مزدوری و سرکوب و اختناق را به وفور در پرونده سیاه خود دارد. با این وصف، او تنها نبود. اگر همه مسئولیتها سر او خراب شود، بسیاری از مقصران دیگر از مظان اتهام مصون خواهند ماند. مسعود رجوی، بدون یک ایدئولوژی خشونت زا و دیگرانی که خشونت را مقدس و مشروع جلوه داده و در هر برهه ای او را تشویق و ترغیب می کردند، قادر به ارتکاب چنین حجم از کمیت و کیفیت جنایتها نبود.

او به جز فرماندهان و یاران داخلی، بسیاری از نویسندگان و شاعران و مداحان دربار را به کمک طلبید و آنان متاسفانه به دلایلی که در زیر خواهد آمد، نقش ماستمالی و مشروعیت بخشیدن اعمال و رفتار مسعود رجوی را در داخل و خارج مناسبات، به عهده گرفتند.

1ـ نویسندگان و شاعران و هنرمندان دربار مسعود رجوی و مریم قجر، بر خلاف اصالت و تعهد هنری، هیچگاه خلاف جریان حرکت نکرده و هیچگاه مسعود رجوی خودسر و خیره سر و لجباز را به آنچه که انجام می دهد، هشدار نداده و همیشه لقمه نان را ملاک حرف و حدیث خود قرار داده و می دهند.

2ـ آنان که باید با سلاح نقد و هنر، مجاهدین و رهبری خودکامه را از دام و کمین و پرتگاه، هشدار و نجات می دادند، برای بالا بردن مزدشان، ضد انتقاد کردند، اما جهت مصلحت و منافع دراز مدت خود و ارباب شان، انتقاد نکردند و دانسته یا ندانسته، شاهد سقوط مجاهدین خلق و رهبرانش در زباله دان تاریخ شدند.

3ـ در وقیحانه ترین و بی شرمانه ترین صورت، هر آنچه که از کله های بیمار و مالیخولیایی، بیرون زده می شود، از خطوط سیاسی و نظامی و ایدئولوژیک و تا انواع نقض حقوق بشر و نقض حقوق اعضاء، میرزابنویسان، ناچار به توجیه هر آنچه که به آنان داده می شود، هستند.

4ـ هنرمندان دربار که اکثراً و یا همه در ساحل امن نشسته اند، برای اعضای اسیر و در جبهه پوچ، تئوری و انگیزه تولید می کنند و اردوگاه لیبرتی را زندان و اسیر را رزمنده و شکست را پیروزی و استیصال را مقاومت تبلیغ می کنند و در شعارنویسی و کلیشه نویسی و هذیان نویسی، قادر نیستند خارج از چارچوبهای ترسیم شده فرقه ای، که سیاه نمایی دشمن و سپیدسازی رهبران و لنگ و لگد زدن به جداشدگان است، به موارد دیگری پردازند.

5ـ نویسندگان و مزدبگیران دربار که از همه امکانات نوشتن و حرافی و دلقکی، در نشریات و سایتها و رادیو و تلویزیون و جلسات خرد و کلان برخوردارند، قادر به محاسبه مالی و این که این همه هزینه از کجا می آید، نیستند و اینجا نیز مثل کبک سرشان را در جهل و تباهی فرو می کنند تا همچنان در خدمت جهل و تروریسم، مبلغ ریاضت و بردگی باشند.

6ـ جاهلان دربار، طی دهها سال حتی یک حرف و حدیث و نوشته ای که بویی از تازگی و گشایش و دموکراسی و آزادی بدهد، از خود بیرون ندادند. یا نمی دانند و نمی توانند و یا در خدمت جهل و فریب، قلمها و زبانها به ابزاری در خدمت خدعه و تحمیق در آمدند. واژه ها به سخره گرفته شده و فرهنگ و ادبیات خیانت و چاله میدانی خلق شدند.

7ـ بیرون گود نشستگان و جارچیان دربار، قادر نیستند به کوچکترین مسایل اخلاقی و انسانی و تاریخی و سیاسی و فرهنگی که مرتبط به ایرانیان است و در هر مخاصمه و جنگی، مردان در صفوف مقدم و زنان را به پشت جبهه منتقل می کنند، بپردازند که این چگونه است، ما صدها مرد و نامرد در پشت جبهه، خرامان بخوریم و بخوابیم و بپوسیم، اما هزار زن بیچاره نه یک سال و دو سال بلکه سی سال، در خط مقدم بلا، سپر بلا شوند و ریاضت بکشند تا این که سوژه و دلار میرزابنویسان و پوسیدگان جبهه شرم، تامین شود.

8ـ قصابان حقیر که غرق در هنر قصابی اند، لطف و مرحمت ساییدن تیغ و شست و شوی خون را به شاگردان و چماقداران و گزمگان و ملیجکان خود می سپارند تا بی هنری آنان را به هنر قصابی بیالایند و از خروج شان ممانعت به عمل آورند.

کانون سیاسی فرهنگی ایران فانوس

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=13653

دربهای لیبرتی را باز کنید

ایران فانوس، نوزدهم اکتبر ۲۰۱۴: … گو این که هر چقدر ائتلاف جهانی علیه گروه تروریستی خلافت اسلامی بیشتر می شود، پیشروی آنان نیز در بعضی مناطق بیشتر می شود. بر اساس گزارشات رسیده، نیروهای گروه تروریستی داعش به نزدیکی فرودگاه بغداد یا به عبارتی چند کیلومتری اردوگاه لیبرتی رسیده اند، اردوگاهی که هیچ سرپناه و حفاظت سیاسی و نظامی ندارد. حال اگر رهبران مجاهدین در خفاء با رهبران داعش …

حنیف حیدر نژاد: پیشروی نیروهای خلافت اسلامی تا ۱۲ کیلومتری فرودگاه بغداد و سوال از رهبری سازمان مجاهدین

رجوی و گروگانهاایرج مصداقی: توضیحی مختصر در مورد فرار مسعود رجوی از عراق و ترک صحنه‌ی جنگ

لینک به منبع

دربهای لیبرتی را باز کنید

گو این که هر چقدر ائتلاف جهانی علیه گروه تروریستی خلافت اسلامی بیشتر می شود، پیشروی آنان نیز در بعضی مناطق بیشتر می شود. بر اساس گزارشات رسیده، نیروهای گروه تروریستی داعش به نزدیکی فرودگاه بغداد یا به عبارتی چند کیلومتری اردوگاه لیبرتی رسیده اند، اردوگاهی که هیچ سرپناه و حفاظت سیاسی و نظامی ندارد. حال اگر رهبران مجاهدین در خفاء با رهبران داعش و یا با اربابان داعش، گفتگو داشته باشند، با این وصف خطری که از جانب نیروهای داعش و یا نیروهای دیگر، اعضای بی سلاح و بی دفاع لیبرتی را تهدید می کند، واقعیتی است. چون که تروریستها چه آنان که در موقعیت تهاجمی و یا آنان که در موقعیت زمینگیر، به سر می برند، هیچ قاعده و قانونی را رعایت نکرده و به هیچ اصول و پرنسیب سیاسی و نظامی پایبند نیستند.

در این حین، رهبران مجاهدین که مسئول اول در امور حفاظت نیروهای لیبرتی هستند، هر دو رهبر، با بی مسئولیتی معنادار، شانه از زیر بار مسئولیت حفاظت از اعضایشان خالی کرده و یکی با متواری شدن و دیگری با اربابان جنگ پالوده خوردن، ثابت کرده اند که در هیچ شرایطی تصمیم به حراست و یا جابجایی نیروهایشان از زیر خطر را ندارند.

مسعود رجوی مسئول اول که با فرارش، حرف اصلی را گفته است، او همچنین قبلاً به نیروهایش گفته بود، خون تان از آن من است. یعنی این که ز هر طرف شود کشته، به نفع موقعیت من است و او ضمناً اعتراف کرده بود، من مسئول حراست و امنیت و حفظ جانتان نیستم، مسئول جرقه و جنگ و پیروزی و شکست هم نیستم، بلکه مسئول آخرت شما هستم! فریب و تحمیق و دجالگری و طلبکاری و جهل و تباهی، از این بیشتر نمی شود. دومی نیز که نفس نیروها را می خواهد و همچنان مشغول لاسیدن با جنگ طلبان ریز و درشت است، برایش عقب نشینی از عراق و ایضاً حفاظت از نیروهای اسیر در لیبرتی، سم مهلک است و لوس و ننر کردن نیروهایی که اگر آنان به جای امنی برسند، همه سالهای شکست و ریاضت بیهوده را از کسانی طلبکار می شوند که آن کسان، خودشان طلبکار مطلق از همه هستند.

با این وجود، رهبران مجاهدین، هر کدام شان با فرار از مهلکه عراق و با عملکردشان، ثابت کرده اند که صلاحیت حراست و تامین امنیت نیروهایشان را ندارند و منافع رهبران، همچنان در باقی ماندن اعضای اسیر در لیبرتی و کشتار آنان تا که بتوان در موقعیت عقب نشینی و شکست، تبلیغات مظلوم نمایی سر داد و از شر بریدگان و اضداد بالقوه، خلاصی یافت.

با این اوصاف چه باید کرد؟ می توان باز هم کمافی السابق به تبلیغات و افشاگری ادامه داد و افکار عمومی را برای روزی که کار از کار گذشته باشد به داوری طلبید، یا این که راه حل سیاسی و انسانی ارائه داد.

وقتی چوپان به فکر رمه اش نیست، از گرگ درنده ای چون داعش که اتفاقاً ضد شیعه نیز هستند، در مواجه با یک نیروی اسیر و شیعه در عراق، چه انتظاری می توان داشت؟

به نظر می رسد، تا به امروز اکثر حامیان و نهادهای بین المللی و لابی های مجاهدین، مانند خود رهبران مجاهدین، با نیروهای اسیر در لیبرتی با مسامحه و دفع الوقت، برخورد سیاسی داشته و هیچ معلوم نیست که در پس کله شان چه خبر است و چه تصمیمی گرفته اند؟

با این وجود و در غیاب همه، راه حلی که انسانی و راهبردی به نظر می رسد، هجمه همه خانواده های اسیران از ایران و دیگر نقاط جهان، پشت درب های لیبرتی است تا با اعمال فشار علیه اربابان مجاهدین، اربابان داعش، نهادهای حقوق بشری، افکار عمومی و به ویژه دولت جدید عراق، حداقلهایی را به آنان تحمیل کنند. این حداقلها می تواند به دور از ترس و طلسم سازمانی، گشایش بی قید و شرط دربهای اسارتگاه لیبرتی و انتخاب آزاد اسرای محصور، برای ماندن و یا نماندن در جهنم لیبرتی باشد.

کانون سیاسی ـ فرهنگی ایران فانوس

***

گزارش سازمان ملل: ادامه نگرانی از نقض حقوق بشر توسط رهبری مجاهدین خلق (فرقه رجوی)

Guliani Maryam Rajavi Mojahedin Khalq terroristsدر زیر سایه ملکه تروریست ها!

همچنین:

داعشیان و دوزخیان

ایران فانوس، بیست و هشتم سپتامبر ۲۰۱۴: … طی روزهای اخیر، تبلیغات سرخورده و ناکام فرقه مجاهدین، به برائت صوری از داعش روی آورده است. آنان انگار نه انگار که از ابتدا جزو حامیان و مبلغین داعش بوده اند. چه آن زمان که داعشیان در مقابل حکومت اسد می جنگیدند و چه زمانی که داعش باعث سقوط حکومت مالکی شد. البته چندان بی حساب و کت�

حقوق بشر و تروریسم

زنان فانوس ژنوایران فانوس، سیزدهم سپتامبر ۲۰۱۴: …  البته ما داعش های دیگری نیز داریم که آشکارا و در خفا از اعمال و پندار داعش عراق و سوریه، حمایت می کنند، گرچه آب ندارند اما شناگر ماهری هستند. اتفاقاً داعش ایرانی که مجاهدین خلق نام دارند، منتظر فرصتی باقیمانده اند تا ادامه

نگاهی به آخرین سخنرانی مریم رجوی

ایران فانوس، چهارم سپتامبر ۲۰۱۴: …مریم قجر عضدانلو، روز ۱۰ شهریور، در جمع تعدادی در پاریس به افاضات کلیشه ای در باب مسایل روز عراق و بزرگداشت فاجعه اشرف، پرداخت. او در این گفتار کلیشه ای و تکراری، اول این که همه مشکلات عالم و عراق را زیر سر جمهوری اسلامی و حل همه مشکلات و برون رفت را تنها راه حل های خود برشمرد و فرافکنا