آنچه بر اسیران فرقه رجوی میگذرد (قسمت دوم)

آنچه بر اسیران فرقه رجوی میگذرد (قسمت دوم)

حمیرا محمدنژاد - آنچه بر اسیران فرقه میگذردحمیرا محمدنژاد، کانون زنان ایرانی علیه فرقه گرایی، یازدهم می 2021:… فرقه رجوی یک اصل  و اصول دارد اینکه هرکه با ما نیست برماست و با زدن  انگ ایدولوژیک  (مزدور وزارت اطلاعات )  دهان مخالفان خود را می بندند!! بدین ترتیب افراد را در مخمصه ای با سناریواز قبل  نو شته شده  قرار میدهد ودر حال حاضر افرادی که به جبر در فرقه رجوی مانده اند  دیگر رمقی در چنته ندارند و به نوعی خسته از مبارزه و ترس ازخوردن مارک و….  به تائید بی چون چرا اکتفا می‌کنند. آنچه بر اسیران فرقه رجوی میگذرد  

زنان در سازمان مجاهدین خلقعبدالرضا نیک بین رودسری، عبدی از بنیانگذاران مجاهدین خلق : آنها نه تنها شکست خوردند که سقوط اخلاقی کردند

خانم حمیرا محمدنژاد  11.می.2021

آنچه بر اسیران فرقه رجوی میگذرد (قسمت دوم)

لینک به قسمت اول 

حمیرا محمدنژاد پارلمان اروپا

خانم حمیرا محمدنژاد

فرقه رجوی با سابقه طولانی مدت خود بر خلاف شعارهای خود مبنی بر جمهوری دموکراتیک  تنگنا و عرصه را بر مریدان و هم پیمانان خود تنگ کرده و به جای انتخاب آزاد، افراد را با تهدید و ارعاب مجبور به ماندن در فرقه خود کرده است و حال چگونه می‌توان انتظار داشت که افراد ناظر، این شعار دیرین فرقه را اصل و پایه درونی آن بدانند.

به خوبی به یاد دارم، زمانی که در کلن و شهر های مختلف آلمان برای جمع آوری افراد ایرانی برای تظاهرات سازمان میرفتم اولین سوال این بود که چرا تو خودت روسری داری،……. به طبع سعی می‌کردم با منطق سازمانی جواب افراد را بدهم ولی هر گز افراد قانع نمی‌شدند و اکثرا مدعی این بودند که هیچ فرقی بین مجاهدین و رژیم ایران نمی‌باشد.

متاسفانه اندک افرادی بودند که این موضوعات را با مسئولان سازمان در جریان می‌گذاشتند  و دلیل این هم واضح و روشن بود، برای اینکه نمی‌خواستند مورد بازخواست قرار بگیرند و سازمان به آنها بگوید که مقصر شما هستید که افراد چنین سؤالهایی را می‌کنند واین اجازه را به خودشان می‌دهند.

سازمان رجوی هر گز نتوانست قبول کند که  سوال های صادقانه مردم عادی را باید با صداقت جواب داد و یا حتی به انتقادات آنها گوش کرده و تغییراتی ایجاد کرد و به جای این کار همه افراد و هواداران خود را یکی پس از دیگری از دست داد.

حمیرا محمدنژاد - آنچه بر اسیران فرقه میگذرد

و در همین زمان بود که اختلاف نظر من با فرقه رجوی شدت گرفت، من بنا به عادتم همیشه سعی می‌کردم از هر فرصتی استفاده کرده و حرفها و انتقادات هواداران و مردمی را که با آنها مواجه میشدم را روی میز گذاشته و در انتظار جواب سوالات میشدم سوالاتی از جمله حجاب و پوشش برای مردم عادی که مجاهد نبودن واز حجاب و پوشش اسلامی زده شده بودن و دوست داشت و دارن که مدرن باشند …. و دریغا که تلاشی بیهوده در سازمان می‌بود. 

در فرقه رجوی چاپلوسی  و دورغ و تهمت  تنها راه بقای یک فرد میباشد در غیر این صورت  فیزیکی حذف خواهد شد.

 وآیا این است جامعه بی طبقه توحیدی رجوی و یا به قولی جمهوری دموکراتیک رجوی ……..

بازی با کلمات برای گرفتن زهرچشم  در فرقه رجوی عادتی بیش نمی‌باشد.

فرقه رجوی یک اصل  و اصول دارد اینکه هرکه با ما نیست برماست و با زدن  انگ ایدولوژیک  ( مزدور وزارت اطلاعات )  دهان مخالفان خود را می بندند!! بدین ترتیب افراد را در مخمصه ای با سناریواز قبل  نو شته شده  قرار میدهد ودر حال حاضر افرادی که به جبر در فرقه رجوی مانده اند  دیگر رمقی در چنته ندارند و به نوعی خسته از مبارزه و ترس از خوردن مارک و….  به تائید بی چون چرا اکتفا می‌کنند.

آزادی در فرقه مجاهدین (1)

و آیا این باید سرنوشت سازمانی باشد  که دم از آزادی کشوری مانند ایران را با جمعیتی بیش از هشتاد میلیونی می‌زند؟

و اما سوال آخر و حرف آخر…….

با تا مل به آنچه که در بالا به آن اشاره کردم می‌توان این نتیجه تلخ را گرفت….، که فرقه رجوی بدلیل ناشایستگی خود ریشه ظلم ستیزی سازمان را نابود و دم و بازدم را از سازمان بکلی گرفته و آن را در باتلاق رها کرد ه و با دست و پا زدن بیشتر افراد آنها را به سمت نابودی سو ق داد..

لینک به منبع

آنچه بر اسیران فرقه رجوی میگذرد 

***

همچنین:
لینک 

آنچه بر اسیران فرقه رجوی میگذرد (قسمت اول) 

حمیرا محمدنژاد : آنچه بر اسیران فرقه رجوی میگذردحمیرا محمدنژاد، کانون زنان ایرانی علیه فرقه گرایی، هفتم آوریل 2021:… حال چگونه از چنین سازمان و فرقه ای می‌توان توان آزادی ملت رنجدیده ایران را داشت. آیا می‌توان چنین سازمانی که تبدیل به یک فرقه شده را وارث درد و رنج مردم دانست.آیا می‌شود فرقه ای را که آزادی بیان را در درون تشکیلات خود ممنوع کرده را زبان رسای ملت ایران دانست.آیا می‌شود فرقه ای که رئیس‌جمهور خود را بدون انتخابات آزاد بر سر کرسی نشانده را به عنوان یک سازمان دمکرات دانست. آنچه بر اسیران فرقه رجوی  میگذرد 

حمیرا محمدنژاد : آنچه بر اسیران فرقه رجوی میگذرد۸ مارس «روز زن» و وضعیت زنان در سازمان مجاهدین 

آنچه بر اسیران فرقه رجوی میگذرد

خانم حمیرا محمدنژاد  * 7  آوریل 2021

حمیرا محمد نژاد، آلمان

حمیرا محمد نژاد، آلمان

سال جدید فرا رسید و متاسفانه سران فرقه رجوی هنوز تنها هم و غمشان در چگونگی فرو نپاشیدن فرقه خود بوده و هست  و در همین راستا فشارهای بیشتری هرروز  بر افراد اسیر اعمال  میکنند .

از سرنوشت تعدادی از جدا شدگان تا به امروز اخباری در دسترس نمی‌باشد و آنانی که هنوز در فرقه رجوی بسر می‌برند هر روز با مرگ روحی خود دست و پنجه نرم می‌کنند.

سازمانی که شعار آزاد کردن مردم رنجدیده ایران زمین را سر می‌دهد، در حالی که حتی توان رشد درونی افراد خود را ندارد.

سازمانی که سالیان سال دیگر توان جذب هیچ نیروی جدیدی را نداشته و حتی تنفر را در دل افراد درون و بیرونی کاشته و دیگر کاری بجز تهمت و زجه های  بی هدف ندارد.

سازمانی که هیچ استراتژی درستی برای مقابله با مشکلات خود نداشته و هر روز رو به عقب می‌رود.

حال چگونه از چنین سازمان و فرقه ای می‌توان توان آزادی ملت رنجدیده ایران را داشت. آیا می‌توان چنین سازمانی که تبدیل به یک فرقه شده را وارث درد و رنج مردم دانست.

آیا می‌شود فرقه ای را که آزادی بیان را در درون تشکیلات خود ممنوع کرده را زبان رسای ملت ایران دانست.

آیا می‌شود فرقه ای که رئیس‌جمهور خود را بدون انتخابات آزاد بر سر کرسی نشانده را به عنوان یک سازمان دمکرات دانست.

و سوالات بسیار دیگری که از هر بچه دبستانی بشود جوابش معلوم است.

و اما فرقه رجوی با پروگری همچنان به سرکوب افراد درون خود ادامه می‌دهد و منتقدان خود را به عنوان مزدور می‌خواند.

آنچه که در فرقه همیشه باید وجود داشته باشد مطيع بودن تام و تمام بدون هیچ سوال و انتقاد میباشد.

حمیرا محمدنژاد : آنچه بر اسیران فرقه رجوی میگذرد

با گذشت زمان گاها به خود می‌گویم، راستی چگونه توانستم آن روزها را تحمل کنم. البته قابل ذکر میباشد که در زمانی که من هنوز در قرارگاه اشرف در عراق بودم، هنوز اختناق درونی سازمان به این حد نبود و ما می‌توانستیم به نحوی گاها از فشارهای روحی خود را محفوظ نگه داریم و اما با گذشت زمان سازمان تنگه را بر افراد خود تنگتر کرد شاید که از فروپاشی خود جلوگیری کرده باشد.

امروز علی رغم  گذشت سالیان  مرور آن خاطرات هنوز که هنوز است بر قلبم فشار می‌آورد و اینکه بر آنانی که هنوز مجبور به ماندن و از دست دا دن عمر باقیمانده خود هستند، چه می‌گذرد.

به خوبی میتوانم این درد را حس کرده و در عین حال حسرت جدایی سالیان از خانواده را درک کنم.

به خوبی به یاد دارم که خیلی وقتها خواب پدر و مادرم را می‌دیدم که جلوی در خانه نشسته‌اند و منتظر من هستند.

همیشه بعد از دیدن این خواب که بارها تکرار میشد مجبور به خوردن بغضهای درونم بودم چون گریه برای خانواده امری ممنوعه بود.

هیچ کسی اجازه بردن نام از خانواده را نداشت و تمامی عشق ما فقط و فقط باید برای رهبری این فرقه نثار میشد.

حمیرا محمدنژاد : آنچه بر اسیران فرقه رجوی میگذرد

خدارا شکرگزاری میکنم که بعد از جدایی از سازمان توانستم پدر و مادرم را به آلمان دعوت کرده و ملاقاتشان کنم. الان که هر دوی آنها  چشم از جهان فرو بسته اند، با خود میاندیشم چه درد بزرگی بود اگر سعادت دیدنشان را نداشتم.

به خوبی به یاد دارم که مادرم وقتی به آلمان رسید تمامی راه سرم را در آغوشش گرفته بود و دو ساعتی که به منزل رسیدیم رهایم نمی‌کرد و اشک می‌ریخت و خدا را شکر می‌کرد. شاید می‌توان گفت که آنروز بهترین روز زندگی من تا به امروز بوده و است.

و به همین ترتیب هم درد میشوم با آنانی که تا بحال  محروم از این نعمت بوده‌اند و آرزو دارم که همه اسیران بزودی طعم آزادی را تجربه کنند.

آنچه بر اسیران فرقه رجوی میگذرد

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/صدای-لرزان-مسعود-رجوی-علیه-عشق/

صدای لرزان مسعود رجوی علیه عشق

صدای لرزان مسعود رجوی علیه عشقحمیرا محمدنژاد، کانون زنان ایرانی علیه فرقه گرایی، بیست و دوم مارس 2021:…  اما در این میان باز سالی بدون آینده برای افراد باقیمانده این فرقه می‌ماند. آنانی که سالها از دیدن خانواده خود محروم شده و چه بسا که در این مدت بدون دیدن عزیزانشان، آنها را از دست داده باشند. پدران و مادرانی که حسرت یک لحظه دیدار با جگر گوشه هایشان که سالها در اسارت این فرقه می‌باشند، دار فانی را وداع گفته و غمی بی‌پایان را در دل خاک پنهان کردند. صدای لرزان مسعود رجوی علیه عشق

صدای لرزان مسعود رجوی علیه عشقپیام خانواده بهمن محمدنژاد اسیر فرقه رجوی در آلبانی

صدای لرزان مسعود رجوی علیه عشق

خانم حمیرا محمدنژاد * 20 مارس 2021

در امید شروعی دیگر

حمیرا محمدنژاد

خانم حمیرا محمدنژاد

ساعاتی چند به تحویل سال جدید خورشیدی نمانده و این در حالیست که هنوز حدود 2000 نفر در سلطه فرتوت و دیکتاتوریه فرقه رجوی اسیر می‌باشند.

مسعود رجوی باری دیگر با صدای لرزان که ناشی از تشدد مریضیه دیابت ایشون میباشد همه منتقدان خود را مزدور نامید و باری دیگر به مانند همیشه از اشتباهات تا به امروزش شانه خالی کرد.

و اما در این میان باز سالی بدون آینده برای افراد باقیمانده این فرقه می‌ماند.

آنانی که سالها از دیدن خانواده خود محروم شده و چه بسا که در این مدت بدون دیدن عزیزانشان، آنها را از دست داده باشند.

پدران و مادرانی که حسرت یک لحظه دیدار با جگر گوشه هایشان که سالها در اسارت این فرقه می‌باشند، دار فانی را وداع گفته و غمی بی‌پایان را در دل خاک پنهان کردند.

به خوبی به یاد دارم که روزهای عید بدترین روزهایی بود که می شد در چشم و نگاه همه غم دوری از عزیزان را احساس کرد و اما فرقه رجوی به جای پرورش عشق به ما تنفر از عزیزانمان را می‌آموخت.

در فرقه رجوی صحبت از عشق به خانواده دشمنی با آقای رجوی که خود را رهبر ایدولوژیک سرسپردگانش می‌دانست بود، افراد فرقه همواره بدون هیچ اعتراض و بحثی  باید کورکورانه هر آن چه آقای رجوی میگفت را  تائید میکردند و هرگز دهان به انتقاد نمی گشودند.

حال که سالهای سال از جدایی من از فرقه میگذرد از خودم میپرسم کجای دنیا عشق به خانواده محکوم میباشد. براستی که بدون عشق به مام وطن، مامی که پدر و مادر و خانواده ما را در خود جای داده، چگونه می‌شود عاشق آزادی وطن بود.!

براستی آیا می‌شود 9 ماه در انتظار بدنیا آمدن فرزندت باشی و اما بعد از بدنیا آمدن او، از او منتفر باشی، مگر اینکه ذهن بیماری داشته باشی!؟

صدای لرزان مسعود رجوی علیه عشق

آیا می‌شود آزادی وطن را در دل پروراند و اما مردم را مزدور نامید.

در واقع بدون اینکه حتی نیاز به نگاه عمیقی داشته باشیم، می‌توان به وضوح مشاهده کرد که مسعود رجوی بویی از عشق نبرده و از خود خدایی  ساخته که خودشیفته تمام عمام خود میباشد.

در این لحظات که ساعاتی پیش به آغاز سال جدید خورشیدی نمانده است از فرصت استفاده میکنم و سال جدید را سالی پربار همرا ه با تندرستي برای هموطنان عزیزم آرزومندم.

آرزو دارم که اسیران فرقه رجوی توان آنرا پیدا کنند که خود را از ایدولوژیه خفقان فرقه رجوی برهانند و وارد دنیایی آزاد بدور از هر گونه فشارهای روحی بشوند.
سال جدید را بر همه تبریک گفته و

اگر چه گاها در جریان فشارهای زندگی یادمان می رود که عشق تنها دلیل زندگی است

اما خدا را شکر که نوروز هر سال این فکر را به یادمان می آورد.

نوروزتان مملوء از عشق

لینک به منبع

صدای لرزان مسعود رجوی علیه عشق

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/زنان-و-بردگی-مدرن/

زنان و بردگی مدرن

زنان و بردگی مدرن در سازمان مجاهدین خلقحمیرا محمدنژاد، کانون زنان ایران علیه فرقه گرایی، دهم مارس 2021:… اگر یادتان باشد در سال ۱۳۷۲ که مریم و نفرات همراه تحت عنوان خودخوانده رئیس جمهور به اروپا آمد و قصد فعال کردن دیپلماسی سازمان تحت عنوان شورای ملی مقاومت را داشت موضوع روسری و دست ندادن زنان در ملاقات ها و برخوردها بحث جدی بود و مریم در نشستی با شدت به این دو موضوع واکنش نشان داد و گفت روسری زن مجاهد هویت وی است همچنین دست ندادن میخواهد کارمان پیش برود میخواهد نرود به درک!!! زنان و بردگی مدرن 

زنان در سازمان مجاهدین خلقزنان در سازمان مجاهدین خلق

زنان و بردگی مدرن

خانم حمیرا محمدنژاد 8 مارس 2021     

اگر بخواهیم به نقش زنان در سازمان مجاهدین یا بهتر است بگوئیم فرقه رجوی بپردازیم بایستی برگردیم به سال ۱۳۶۴ یعنی طلاق مریم عضدانلو از شوهر اولش مهدی ابریشمچی و ازدواج به مسعود رجوی به عنوان سومین همسر ایشان.

بعد از ضربات پی در پی در سال ۱۳۶۰ و بخصوص ضربه ۱۹ بهمن همان سال و ۱۱ اردیبهشت سال ۶۱  و به دنبال آن متلاشی شدن سازمان رجوی مثل همیشه در پی راهی برای شانه خالی کردن  از پاسخگویی و همچنین توجیه فرار ش از ایران بود آخر آن موقع رجوی هنوز بازیهای  رهبر عقیدتی  و امام زمان و اینها را راه نینداخته و امکان حسابرسی توسط دفتر سیاسی وجود داشت و دلیل منحل کردن دفتر سیاسی هم همین بود، از طرف دیگر امکانی مثل اشرف تحت دیکتاتوری صدام نداشت که هر بلائی سر اعضاء بیاورد و در نتيجه دست باز داشته باشد که هرچه شکست ها و عقده ها  و حسرت های نرسیدن به قدرت را سر آنها خالی کند بنابراین مترسک بی اراده ای به نام مریم را باصطلاح در رهبری آورد که از یک طرف مارک یکه تازی نخورد و از طرف دیگر هم بعد از جدا شدن فیروزه بنی صدر سرش بی کلاه نماند وگرنه چه نیازی به ازدواج بود این همه زنان در مناصب مختلف همدوش مردان کار می‌کنند،  در کدام فرهنگ و یا کشوری شرط همکاری سالم  زن و مرد  ازدواج  است به قول معروف، آن کس را که حساب پاک است چه باک، مگر فتنه ای در خود داشته باشد، و از طرف دیگر رجوی بالا آوردن مریم را رهایی زن در بوق کرنا کرد در حالیکه کاملا سو استفاده از وی به عنوان یک زن بود همچنین برای مریم هم منافعی داشت از یک عضو گمنام شد همردیف مسئول اول با شوهری در رده بالاتر، بنا بر این خیمه شب بازی به نام انقلاب ایدئولوژیک و رهایی زن از اساس سو استفاده و در بند کشیدن زنان بود البته با پز رهایی زن.

زنان و بردگی مدرن در سازمان مجاهدین خلق

اگر یادتان باشد در سال ۱۳۷۲ که مریم و نفرات همراه تحت عنوان خودخوانده رئیس جمهور به اروپا آمد و قصد فعال کردن دیپلماسی سازمان تحت عنوان شورای ملی مقاومت را داشت موضوع روسری و دست ندادن زنان در ملاقات ها و برخوردها بحث جدی بود و مریم در نشستی با شدت به این دو موضوع واکنش نشان داد و گفت روسری زن مجاهد هویت وی است همچنین دست ندادن میخواهد کارمان پیش برود میخواهد نرود به درک!!!

اما در سال ۱۳۸۲ بعد از سقوط صدام و خلع سلاح توسط آمریکا ناگهان نفرات در اشرف شاهد دست دادن  مریم با مردان بودند و حتی به رسم احترام مردان به زنان، شاهد دست بوسی مریم توسط مردان بودند همین خانم مریم که در نشست فریاد میزد که زن مجاهد به هیچ وجه مجاز به دست دادن با مردان نیست آخر آن موقع ۱۲ قرار گاه تا دندان مسلح در  عراق بود و پشتیبانی به نام صدام که یکباره در عرض چند  روز همگی بر باد رفت.

 البته دست دادن یا ندادن زنان با مردان امری عادیست اما برای یک.فرقه ارتجاعی و عقب مانده البته شکننده و بنیاد بر کن.

حالا ببینیم بعد از دست دادن و دست بوسی مردان با مریم چه شد؟ بلافاصله مسعود در یک تماس  با مسئولین مرد بشدت انتقاد کرد که چرا جلو چنین اعمال و رفتار های مریم  را نگرفته اند. همچنین در  پروسه جابجایی نفرات اشرف به خارج بارها همینکه مریم نشانه ای از موافقت میداد بشدت از طرف رجوی  سرکوب میشد حالا ببینید این مریم است با اینهمه اسماء و القاب، حال تو  خود  بنگر حال بقیه را که حتی اجازه تردد تنهایی در  اشرف نداشتند مادران اجازه داشتند در سال دوبار یکی عید نوروز و دیگری عید مریم در هفته باصطلاح   سیمرغ با فرزندانشان دیدار کنند ان هم در حضور یک یا چند بپا، چرا که فرزند میتوانست حامل پیامی از طرف پدر باشد  و حتی این زنان  اختیار  یک سلام احوالپرسی ساده را هم با مردان نداشتند و در  همه جا و همه حال میبایست یک نفر همراه به نام تضمین (به  معنای تضمین سلامتی ایدئولوژیک) در واقع نفر بپا مراقبه خواهر مجاهد شورای رهبری ضمانت کند که خواهر مربوطه دچار لغزش ایدئولوژیک نشود و همه این اقدامات اعم از جوسازیهای جنسیتی و محدودیت ها تحت عنوان “ظوابط انفلاب” بی جهت نبود چرا که به  دلیل کمبود محبت و عاطفه و از طرف دیگر گرسنگی جنسی ناشی از طلاقها هر جا که تشکیلات غافل می ماند یک رابطه بین زنان و مردان شکل می گرفت و بخصوص در زمانیکه تعداد زیادی در  خارج بودند و بالاجبار آزادی بیشتری نسبت به اشرف وجود داشت و و تیغ تشکیلات هم برایی نداشت به اوج رسید.

زنان و بردگی مدرن در سازمان مجاهدین خلق

همچنین در دوره بعد سقوط صدام که دیگر اتوریته ناشی از حمایت دیکتاتور ی صدام فروریخته بود بار دیگر ی رابطه ها  اوج گرفت  و در نهایت درالبانی مجبور به جداسازی کامل و ایزوله کردن زنان در قسمت دیورا های بلند شد و تنها زنانی مثل مهوش سپهری یا زهرا مریخی اجازه نشست  با برادران را داشتند‌

آری پدیده ” جنسیت” که رجوی در کتاب تبیین جهان خودش از آن به عنوان یک مرحله تکاملی در تنوع حیات و  تکامل انسان  سخن میبرد ناگهان در سال ۱۳۶۸ کشف دیگری از آن کرد و شد ایدئولوژی جنسیت که همانا ایدئولوژی ارتجاعی و ضد تکاملی خمینی است و باید از تن و روان هر مجاهد زدوده شود.

پس روشن شد که  حذف مردان از مواضع تشکیلاتی و جایگزین کردن زنان فقط برای سواستفاده از آنان بدلیل بی ارادگی و فعل پذیری بود که بتواند برای یکه کاریهای خودش جاده صاف کند و همکاری داشته باشد و از طرف دیگر پز رهایی زن و احقاق حقوق زنان را بدهد وگرنه ابتدایی ترین حق هر انسان آزادی پوشش است که با یک نگاه ساده به  چهره و ظاهر این زنان میتوان به همه قید و بند های موجود در دست  و پای آنان پی برد.  و در اینجا می‌توان گفت  اما با دروغ و صحنه سازی و نقش بازی کردن ممکن است چند سالی حقایق را پنهان کرد اما سر یک خلق و تاریخ را نمیشود شیره مالید و از تعداد فالورهای اینها در دنیای مجازی براحتی میتوان به جایگاه اینها  در  جامعه ایران پی برد.

زنان و بردگی مدرن

***

European_Parliament_Against_Maryam_Rajavi_Mojahedin_Khalq_MEK_MKO_TerroristsMEPs discuss Mojahedine-E Khalq (MEK) Threat in #Albania

مسعود خدابنده آن سینگلتون پارلمان اروپا 2018Secret MEK troll factory in Albania uses modern slaves (aka Mojahedin Khalq, MKO, NCRI ,Rajavi cult)

همچنین: