آن سینگلتون: مجاهدین خلق جوانان آلبانیایی را عضوگیری می کنند

آن سینگلتون: مجاهدین خلق جوانان آلبانیایی را عضوگیری می کنند

 Anne Singleton Mojahedin Khalq MEK Rajavi cult are recruiting Albanian youthتلویزیون اورا نیوز Ora News TV، تیرانا، آلبانی، چهاردهم نوامبر 2017:… آن سینگلتون، یک فعال بریتانیایی و مشاور در امور حقوق بشری، به آلبانی آمد تا نگرانی ها در خصوص این گروه را مطرح نماید. او مدعی است که خودش زمانی در این گروه بوده و بعد از آنکه به مقاصد آنان برای سرنگونی خشونت آمیز رژیم ایران پی برد از آنان جدا شده است. سینگلتون میگوید مجاهدین خلق در حال حاضر در حال عضو گیری … 

Anne Khodabandeh London Sep 2014Radicalisation Awareness (Presentation at the ICSA Conference, Bordeaux, July 2017)

آن خدابنده سینگلتون در مورد فرقه ها و تروریسم و مقابله با آ«Brainwashing? There should be a law against it

لینک به متن اصلی (انگلیسی)
ترجمه ایران اینترلینک

مصاحبه اختصاصی تلویزیون اورا نیوز Ora News TV با خانم آن سینگلتون:

مجاهدین خلق جوانان آلبانیایی را عضوگیری می کنند

 آن خدابنده سینگلتون مجاهدین خلق جوانان آلبانی را عضوگیری می کنندآن سینگلتون، که به عنوان یک فعال حقوق بشر معرفی شده و از گروه مجاهدین خلق جدا شده است، در یک مصاحبه با اورا نیوز گفت این گروه تروریستی به شدت برای آلبانی خطرناک است. سینگلتون گفت که مجاهدین خلق جوانان آلبانیایی را عضو گیری می کنند تا برای مقاصد خود بکار گیرند.

در ماه مه سال 2013، اولین گروه از گروه  اپوزیسیون ایران، موسوم به مجاهدین خلق، به آلبانی رسید. امروز، بیش از 3000 مجاهد خلق در آلبانی پناه گرفته اند.

رسیدن آنان به آلبانی همراه با مباحثات بسیاری صورت گرفت چرا که اطلاعات در خصوص فعالیت های و بخصوص اتهامات تروریستی بسیار کم بود، ولی با وساطت ایالات متحده آمریکا، آلبانی پذیرفت تا به آنان پناه دهد.

آن سینگلتون، یک فعال بریتانیایی و مشاور در امور حقوق بشری، به آلبانی آمد تا نگرانی ها در خصوص این گروه را مطرح نماید. او مدعی است که خودش زمانی در این گروه بوده و بعد از آنکه به مقاصد آنان برای سرنگونی خشونت آمیز رژیم ایران پی برد از آنان جدا شده است.

سینگلتون میگوید مجاهدین خلق در حال حاضر در حال عضو گیری از جوانان آلبانیایی و استفاده از آنها هستند. از طرف مقابل نمایندگان مجاهدین خلق در آلبانی میگویند که او مامور ایران است که میخواهد چهره دموکراتیک آپوزیسیون رژیم ایران را خدشه دار کند. از نظر مجاهدین آن سینگلتون و همسرش مسعود خدابنده که در لندن مستقر هستند، هر دو ماموران وزارت اطلاعات ایران هستند. مجاهدین میگویند که وزارت دفاع امریکا پنتاگون علیه آن سینگلتون و مسعود خدابنده اطلاعیه داده و اعلام کرده که اینها مامورین و جاسوسان وزارت اطلاعات ایران هستند که اول در سازمان مجاهدین نفوذ کرده بودند و اکنون سالهاست بدون محدویت علیه فعالیت های مجاهدین خلق، تنها آپوزیسیون دموکراتیک رژیم ایران در غرب فعالیت می کنند.

https://youtu.be/w3Tu_JltAx8

سؤال: مقصود شما از سفر به آلبانی چیست؟

جواب: من به آلبانی آمدم زیرا مشکلی بوجود آمده و آن حضور مجاهدین خلق در آلبانی است. من تلاش می کنم تا اتفاقاتی که افتاده را ارزیابی کنم و سعی نمایم تا به اعضایی که می خواهند سازمان را به سلامت ترک نمایند کمک نمایم.

سؤال: این سازمان چه مفهومی برای شما پیدا کرده است؟

جواب: من عضو این سازمان به مدت 20 سال بودم. آنان آن زمان دانشجویان را عضوگیری میکردند. ما از یک گروه تروریستی حرف می زنیم که به سرنگونی خشونت آمیز دولت ایران اعتقاد دارد و یک تاریخچه 40 ساله اعمال خشونت را پشت سر گذرانده است. طی 15 سال گذشته من تلاش کرده ام تا ماهیت واقعی این گروه را نشان دهم و به اعضایی که می خواهند جدا شوند کمک نمایم.

سؤال: چرا آنان به آلبانی آمدند؟

جواب: مجاهدین خلق به آلبانی آمدند زیرا آنان از عراق اخراج شدند. بعد از سال 2003 آنان حمایت صدام حسین را از دست دادند و لذا نهایتا مجبور به ترک عراق بودند. دولت عراق اعتقاد داشت که آنان باید اخراج شوند، اما بهرحال آمریکایی ها تصور می کردند که مجاهدین خلق در جهت منافع ضد ایرانی آنان مفید خواهند بود و لذا کشور ثالثی را یافتند، که آلبانی باشد.

سؤال: چرا آلبانی؟

جواب: زیرا هیچ کشور دیگری آنان را نپذیرفت.  دولت شما از آمریکایی ها پول گرفت تا به یک گروه تروریست در پایتخت شما پناه بدهد. ما اطلاعات زیادی در خصوص توافقنامه آلبانی با ایالات متحده نداریم. چرا آنان اینقدر مخفی کاری می کنند؟ چرا ما چیزی در خصوص آن نمی دانیم؟

اولین چیزی که به ذهنم می رسد اینست که بگویم که هرکاری که می کنند غیر قانونی است. اصالتا، آنان از عراق طی یک توافق سری بین آمریکا و مجاهدین خلق و دولت آلبانی به این کشور آمدند. هیچکس نمی داند که این توافق، اگر وجود داشته باشد، چیست. آنچه ما نگران آن هستیم این است که مجاهدین خلق در این توافق به عنوان یک گروه معرفی شده اند، که بدان معناست که افراد هویت فردی ندارند و در حقیقت آنان هیچ هویتی در آلبانی ندارند. یک تکه کاغذ می گوید که به خاطر ملاحظات انسانی به اینجا آورده شده اند، ولی این هیچ معنایی ندارد. شما هیچ کاری با این تکه کاغذ نمی توانید بکنید، شما به هیچ کجا نمی توانید دسترسی داشته باشید، شما نمی توانید با آن گذرنامه دریافت نمایید. به این ترتیب، این افراد به صورت غیرقانونی به این کشور آورده شده اند، یعنی عملا قاچاق انسان صورت گرفته است. آنان به صورت یک گروه بدون هیچ هویتی در معامله ای که صورت گرفته است، در توافقی که هیچکس از محتوای آن اطلاع ندارد، قاچاق شده اند. مجاهدین خلق خودشان، بخاطر ماهیت پنهانشان که یک گروه فرقه ای هستند، یک سازمان مخفی و زیر زمینی است.

سؤال: پس چرا آنان در شرایط بدی زندگی می کنند؟ چه کسی آنان را تأمین مالی می کند؟

جواب: مجاهدین خلق هرگز یک گروه مستقل نبوده اند. آنان توسط صدام حسین تأمین مالی می شدند. او هزینه سلاح آنان را پرداخت می کرد. آنان تحت حمایت صدام حسین بودند، ولی علاوه بر آن شاهزاده های سعودی همیشه از گروه حمایت مالی بعمل آورده اند. منابع مالی از جانب دشمنان ایران، از آمریکا گرفته تا اسرائیل و جبهه جهانی ضد ایرانی وجود داشته است، ولی من به شما اطمینان می دهم که این کمک های مالی هرگز برای اعضا صرف نشده اند. اعضا حقوق دریافت نمی کنند، آنان به نوعی برده های نوین، مانند گلادیاتورها، هستند.

سؤال: آلبانی چه تهدیدی را در پناه دادن به آنان پذیرفته است؟

تهدیدی که آلبانی پذیرفته بزرگتر از تصور شما، یا حتی دولت است. در سطح، مجاهدین خلق خود را دموکراتیک، مدافع حقوق بشر، و آلترناتیو رژیم ایران معرفی می کنند و برای این منظور دروغ های زیادی در خصوص حاکمیت ایران که چقدر سرکوبگر است می سازند. من نمی گویم که رژیم ایران از متدهای سرکوبگرانه استفاده نمی کند، ولی اصلا به اندازه ای که مجاهدین خلق می گویند نیست. این در واقعیت خیلی فرق می کند. مجاهدین خلق هرگز دست از باورهای خود برنداشته اند. آنان کورکورانه اعتقاد دارند که رژیم باید به صورت خشونت باری تغییر کند. چگونه می شود گفت که آنان دموکراتیک هستند در حالیکه اعتقاد دارند که با توسل به زور باید رژیم را تغییر داد؟ در درون سازمان، ساختار آنان هرمی است. یک رهبر دارند که ابدی است. این یک سازمان غیر قانونی و نامشروع است. تخصص آنان ترور و سوء قصد است. آنان در کشتن دانشمندان هسته ای در ایران دست داشتند و همچنین قبل از انقلاب سابقه ترور آمریکایی ها را در تهران داشته اند. این مهارت ها توسط داعش و القاعده برای تروریسم مورد استفاده قرار گرفته است. اگرچه آنان در حال حاضر نمی توانند در موضعی باشند که دست به اقدامات تروریستی در آلبانی بزنند، اما آنان از مهارت های خود برای قاچاق انسان، پول شویی استفاده می کنند. آنان این تخصص را دارند تا به سازمان های دیگر آموزش بدهند که چگونه اعضای خود را مغزشویی نمایند و آنان را وادار به هر کاری از جمله خودکشی کنند که البته در این خصوص صاحب سبک می باشند. بعلاوه، در نتیجه ماهیت مخفی، این گروه یک تهدید برای جامعه است. بپرسید چگونه؟ چرا؟ ما به خیابان ها نگاه می کنیم و کاری به کسی نداریم … اما آنها جوانان شما را عضوگیری می کنند، جوانان آلبانیایی به این گروه می پیوندند، همانطور که من سالها قبل این کار را کردم، و برای آنان در اذای هیچ پاداشی کار کردم.

سؤال: پیشنهاد شما چیست؟ آیا آنان را اخراج کنیم؟

جواب: رهبری مجاهدین خلق رابطه نزدیکی با آمریکا دارد، و آمریکا رابطه نزدیکی به دولت شما دارد، از طرفی اتحادیه اروپا به دو دلیل نگران حضور مجاهدین خلق در آلبانی می باشد. یکی بخاطر درخواست آلبانی برای عضویت در اتحادیه اروپا، که این امر تا زمانی که این گروه در آلبانی حضور دارد محقق نخواهد شد. دوم به این خاطر که این گروه را به خوبی می شناسند و می دانند که این گروه خطرناک است. آنان می دانند که این گروه تهدیدی برای دموکراسی پارلمانی و برای اجتماع می باشد،  و می خواهند این گروه منحل شود یا لااقل در آلبانی نباشد.

/Oranews.tv/

Ekskluzive për Ora News, Anne Singelton: Muxhahedinët po rekrutojnë të rinjtë shqiptarë

Nga: Sonil Frashëri

Anne Singelton, e prezantuar si aktiviste për të drejtat e njeriut, e cila është shkëputur nga grupi i muxhahedinëve, në një intervistë për Ora News tha se ky grupim të cilin e quajti terrorist, është tejet i rrezikshëm për Shqipërinë. Singleton tha se muxhahedinët po rekrutojnë të rinj shqiptarë për t’i përdorur për qëllimet e tyre. Nga ana tjetër grupimi muxhahedin në Shqipëri e quan Anne Singelton si një agjente të inteligjencës iraniane e cila përhap propagandë kundër opozitës demokratike të Iranit.

Në maj të vitit 2013, grupi i parë opozitar i pushtetit në Iran, të ashtuquajturit muxhahedinë, mbërritën në Shqipëri. Sot, në Shqipëri strehohen më shumë se 3000 muxhahedinë.

Ardhja e tyre në Shqipëri u shoqërua me debate të mëdha për shkak të njohurisë së pakët mbi aktivitetin e tyre pas akuzave për grupim terrorist, por me ndërmjetësimin e Shteteve të Bashkuara, Shqipëria pranoi marrëveshjen për t’i strehuar.

Anne Singelton, britanike e prezantuar si aktiviste dhe konsulente për të drejtat e njeriut, mbërriti në Shqipëri për të ngritur shqetësimin për këtë grup. Anne pretendon se ka qenë pjesë e këtij grupi dhe është shkëputur pasi ka kuptuar se qëllimi i tyre ishte të përmbyste me dhunë regjimin iranian.

Nga ana tjetër, përfaqësuesit e muxhahedinëve në Shqipëri, e cilësojnë atë si një agjente iraniane e cila po përpiqet të demonizojë opozitën demokratike të regjimit iranian

Sipas muxhahedinëve në Shqipëri, Anne Singelton, bashkëshortja e Masoud Khondabandeh janë dy agjentë të Ministrisë së Inteligjencës të Iranit (MOIS), të cilët janë të vendosur në Londër.

Sipas muxhahedinëve, për ta është shprehur edhe Pentagoni i cili i ka quajtur si agjentë të shërbimeve të inteligjecës iraniane të rekrutuar nga grupi i muxhahedinëve të cilët përdoreshin si aktive kundër opozitës.

Cili është qëllimi i vizitës suaj në Shqipëri?

Kam ardhur në Shqipëri për shkak të skandalit nëse do ta quajmë kështu të prezencës së muxhahedinëve në Shqipëri. Po përpiqem të kuptoj se çfarë po ndodh dhe po përpiqem të ndihmoj anëtarët që duan të largohen nga kjo organizatë, për ta bërë në mënyrë të sigurtë.

Çfarë është kjo organizatë për ju?

Unë kam qenë anëtare e kësaj organizate për 20 vjet. U rekrutova si studente. Bëhet fjalë për një grup terrorist i cili beson në përmbysjen e dhunshme të qeverisë iraniane dhe për 40 vjet ka një histori dhune. Për 15 vitet e fundit jam munduar të ekspozoj natyrën e vërtetë të këtij grupi dhe të ndihmoj anëtarët që duan të largohen.

Përse kanë ardhur ata në Shqipëri sipas jush?

Muxhahedinët kanë ardhur në Shqipëri sepse janë përjashtuar nga Iraku. Pas vitit 2003 ata e humbën mbrojtjen e Sadam Hyseinit dhe prandaj u desh të largoheshin. Qeveria e Irakut mendoi se ata duheshin përjashtuar, sidoqoftë amerikanët menduan se muxhahedinët ishin në favor të axhendës së tyre anti-iran dhe me sa duket gjetën një vend të tretë, që ishte Shqipëria.

Pse Shqipëria?

Sepse asnjë nuk i pranonte ata. Qeveria juaj ka marrë para nga amerikanët për të strehuar një ish grup terrorist në kryeqytetin tuaj.

Ne nuk dimë shumë për marrëveshjen që Shqipëria ka bërë me Shtetet e Bashkuara. Përse janë ata kaq misteriozë? Pse nuk dimë shumë për ta?

Gjëja e parë që më kalon nëpër mendje është të them se çfarëdolloj gjëje që bëjnë është e paligjshme. Fillimisht u sollën nga Iraku në Shqipëri me një marrëveshje sekrete mes qeverisë amerikane, shqiptare dhe muxhahedinëve. Askush nuk e di se çfarë është kjo marrëveshje apo nëse ekziston. Ajo për të cilën jemi të shqetësuar është se muxhahedinët kanë ardhur përmes kësaj marrëveshje si grup, që do të thotë se nuk kanë status individual dhe në fakt ata nuk kanë asnjë status në Shqipëri. U është dhënë një copë letër ku thuhet se janë sjellë në zonë humanitare por kjo nuk do të thotë asgjë. Me të nuk mund të punosh, nuk mund të kesh akses askund, nuk mund të kesh pasaportë me të. Nëse ndjek këtë logjikë, ata u sollën në këtë vend ilegalisht sikur të ishin trafikuar. U trafikuan si grup pa asnjë status përmes kësaj marrëveshje për të cilën asnjë nuk di asgjë. Dhe muxhahedinët në vetvete janë një organizatë sekrete për shkak të natyrës okulte të grupit që në shqip e quajnë sekt.

Atëherë përse jetojnë në kushte të këqija? A janë të financuar dhe nga kush?

Muxhahedinët nuk kanë qenë kurrë një grup i pavarur. Ata financoheshin nga Sadam Huseini. Ai i paguante, i siguronte armët, ishin nën patronazhin e Sadam Hyseinit por përveç kësaj princat saudit e kanë financuar gjithmonë grupin. Ka patu fonde nga elementë që janë anti-iran, nga Amerika, Izraeli, janë të mbështetur nga ky front anti-iran por mund t’ju siguroj se këto para nuk shkojnë kurrë tek anëtarët. Ata nuk paguhen, janë në një farë mënyre, skllevër modernë, gladiatorë.

Cili është rreziku që po merr Shqipëria duke i strehuar ata?

Rreziku që po ndërmerr Shqipëria është më i madh nga sa e kuptoni, apo edhe nga sa e kupton qeveria juaj. Në nivele sipërfaqësore, muxhahedinët e paraqesin veten si demokratë, si mbrojtës të të drejtave të njeriut dhe duan ta prezantojnë veten si një alternativë të regjimit iranian për të cilin thonë shumë gënjeshtra se sa shumë represiv është etj. Nuk po them se regjimi iranian nuk përdor metoda represive por jo në masën që muxhahedinët thonë. Realiteti është shumë i ndryshëm. Muxhahedinët asnjëherë nuk kanë hequr dorë nga besimi i tyre, dhe është një besim i verbër i gjithë organizatës për ndryshimin e dhunshëm të regjimit. Si mund të thuash që janë demokratikë nëse besojnë në ndryshimin e regjimit me dhunë? Brenda organizatës, struktura e tyre është hierarkike. Ata kanë liderin i cili është i përjetshëm. Kjo është një organizatë që vepron jashtë ligjit. Ekspertiza e tyre, përveç terrorizmit, vrasjeve, sepse janë përfshirë në vrasjet e shkencëtarëve nuklearë në Iran, historia e vrasjeve të amerikanëve përpara revolucionit, kjo ekspertizë është përdorur nga ISIS, nga AL Qaeda, dhe lehtëson terrorizmin, edhe pse tani nuk mund të jenë në pozitën të ndërmarrin akte terroriste në Shqipëri, ata janë shumë ekspertë në trafikun njerëzor, pastrimin e parave. Ata kanë ekspertizën për të mësuar organizatat se si të manipulojnë anëtarët e tyre, të përdorin kamikazët, për të cilët ishin të parët që e shpikën. Përveç kësaj, si pasojë e natyrës okulte, ky grup përbën një rrezik për shoqërinë dhe pyesni si? Përse? I shohim në rrugë dhe nuk i bëjnë gjë ndokujt… Ata po rekrutojnë të rinjtë tuaj, të rinjtë shqiptarë t’i bashkohen kësaj organizate, siç bëra unë vite më parë, dhe të punojnë për ta për asgjë në këmbim.

Çfarë sugjeroni ju? T’i dëbojmë?

Lidershipi muxhahedin është shumë i lidhur me amerikanët, dhe amerikanët janë shumë të lidhur me qeverinë tuaj, pra… Bashkimi Europian është shumë i shqetësuar për muxhahedinët në Shqipëri për dy arsye, njëra sepse Shqipëria ka aplikuar për t’u bashkuar me BE, që nuk do të ndodhë për sa kohë ky grup gjendet në Shqipëri por përveç kësaj ata i njohin muxhahedinët mirë. Ata e dinë se ky grup është i rrezikshëm, e dinë se përfaqëson një kërcënim për demokracinë parlamentare dhe për shoqërinë dhe për këtë duan ta shohin të çmontuar, ose jo në Shqipëri.

/Oranews.tv/

(END)

***

Al Jazeera tregon historine e terrorit te muxhahedineve iranianeNe dokumentarin me poshte al Jazeera tregon historine e terrorit te muxhahedineve iraniane. Menyrat e manipulimit dhe rekrutimit qe ata i kane bere qytetareve iraniane, masakrat kunder kurdeve dhe abuzimin me anetaret e tyre. Kjo eshte organizata qe Shqiperia strehon qe prej vitit 2013. Emisioni Kulti i Kameleonit eshte prodhuar ne vitin 2007.

IMPAKT 97: Jihad 2.0? What are the Iranian Jihadis (MKO, Rajavi cult) doing in Albania? (part 1)

https://youtu.be/WYEGkiTvyJc

IMPAKT 97: Jihad 2.0? What are the Iranian Jihadis (MKO, Rajavi cult) doing in Albania? (part 2)

https://youtu.be/9tWjpDHPktE

مسعود خدابنده تیرانا آلبانی فرقه رجوی مجاهدین خلقMassoud Khodabandeh i pergjigjet shpifjeve te MEK-ut ne Gazeta TemA
Massoud Khodabandeh responds to MEK (Rajavi cult)’s defamations in the Gazeta TemA newspaper

Massoud Khodabandeh: The Iranian Mojahedin-e Khalq (MEK) and Its Media Strategy:
Methods of Information Manufacture

Saddam’s Private Army
How Rajavi changed Iran’s Mojahedin from Armed Revolutionaries to an Armed Cult

The Life of Camp Ashraf
Mojahedin-e Khalq – Victims of Many Masters
By Anne Khodabandeh (Singleton)  and Massoud Khodabandeh

Anne Khdabandeh Cults and Terror (Open Minds)Pros and cons of the Prevent strategy (Counter-terrorism Policy)

Anne Khodabandeh London Sep 2014Expert in cultic abuse and terrorism in the MEK speaks in London charity meeting

آن خدابنده سرگی بلیسکوPresident of MIVILUDES Serge Blisko with Anne Khodabandeh (Singleton) of the FST. FECRIS 2015

Anne Khodabandeh (Singleton), University of Baghdad:
MEK’s Western backers are complicit in their deaths

Anne Khodabandeh (Singleton) and Nasrin Ebrahimi, European Parlaiment:Anne Khodabandeh (Singleton) and Nasrin Ebrahimi, European Parlaiment:
Silencing the victims of Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult, PMOI, NCRI …) to promote Maryam Rajavi

Anne Singleton from Iran-Interlink visits Camp New Iraq (Formerly Ashraf) in wake of violence by loyalists of the Rajavi cultAnne Singleton from Iran-Interlink
visits Camp New Iraq (Formerly Ashraf)
in wake of violence by loyalists of the Rajavi cult

Anne Singleton: Key to de-radicalization of MEK hostages in Albania are their families

IMPAKT 55 – Muxhahedinet iraniane ne Shqiperi. Interviste eksluzive me Anne Singleton
https://youtu.be/8v-Q7UWfN3M

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=21389

“چه کسی میتواند یک قدیس را دار بزند؟” – اشک تمساح مریم رجوی برای حقوق بشر 

آن خدابنده (سینگلتون)، موسسه مشاوران استراتژی خاورمیانه، چهاردهم اکتبر ۲۰۱۵:… چه چیزی میتواند در پس این چرخش ناگهانی باشد؟ آیا رجوی دفعتا تغییر عقیده داده است؟ و اگر چنین است، آیا او صادقانه نسبت به همه مرگ های داخل مجاهدین خلق که وی شخصا مسئول آنست پشیمان می باشد؟ آیا او واقعا در خصوص گذشته خود متأسف است؟ آیا وی حالا در برابر هزاران عضو سابق سازمانش که …

(Maryam Rajavi directly ordered the massacre of Kurdish people)

لینک به متن اصلی (انگلیسی)

(ترجمه توسط آقای ابراهیم خدابنده. با تشکر دریافت شد)

“چه کسی میتواند یک قدیس را دار بزند؟” – اشک تمساح مریم رجوی برای حقوق بشر

ترجمه مطلبی به قلم خانم “آن خدابنده (سینگلتون)” از مؤسسه مشاوران استراتژی خاورمیانه

دفاع از حقوق بشر یک فعالیت جالب توجه است. مدافعان حقوق بشر در تعقیب اهداف خود جایگاه اخلاقی بالائی کسب میکنند – و این البته بر موقعیت آنان تأثیر می گذارد. اما مانند هر موضوع دیگری، قبل از اینکه تظاهر هر کسی که دم از حقوق بشر میزند را قبول کنیم، باید انگیزه های وی را مورد بررسی قرار دهیم. از همه اینها گذشته، باید خود فرد را، قبل از اینکه به پیام های قاطعش گوش دهیم، ارزیابی نمائیم.

در واکنش به “روز جهانی علیه مجازات اعدام (۱۰ اکتبر)، مریم رجوی رهبر فرقه ای بدنام از این موقعیت استفاده کرده و خطاب به یک جمع خاص که به این منظور گردآورده شده بود اظهار نمود که مخالف مجازات اعدام است.

این واقعا برای هزاران عضو سابق و در حقیقت فعلی فرقه بدنام تروریستی مجاهدین خلق که وی رهبر آنست یک خبر تازه بود. سازمان مجاهدین خلق مریم رجوی نه تنها ۱۲۰۰۰ ایرانی و ۲۵۰۰۰ عراقی را در جریان برنامه تغییر رژیم کشته است، بلکه در داخل گروه، رجوی شخصا مسئول کشتار و شکنجه فرا قضائی بی شمار اعضا در پشت درهای بسته فرقه می باشد.

بنابراین، چه چیزی میتواند در پس این چرخش ناگهانی باشد؟ آیا رجوی دفعتا تغییر عقیده داده است؟ و اگر چنین است، آیا او صادقانه نسبت به همه مرگ های داخل مجاهدین خلق که وی شخصا مسئول آنست پشیمان می باشد؟ آیا او واقعا در خصوص گذشته خود متأسف است؟ آیا وی حالا در برابر هزاران عضو سابق سازمانش که قربانیان نقض فجیع حقوق بشر، که وی و همسرش مقصر آن هستند، عذرخواهی خواهد کرد؟

به دلایل متعدد چنین چیزی محال است. حداقل اینکه به عنوان رهبر یک فرقه کنترل ذهن چنین اعترافی به گناه تمامی اساس و پایه های سازمانش را تضعیف خواهد کرد و مابقی اعضای آسیب پذیر مغزشوئی شده را به سوی سلامت روانی سوق خواهد داد.

یا آیا، که به دلایلی قابل باورتر است، یک موضع فریبکارانه با انگیزه سیاسی چنین وحشت و ناامیدی را موجب گردیده است – همانطور که زمانی اطلاعات هسته ای ساختگی مجاهدین خلق برایشان موقعیت ساختگی خرید که با فرصت طلبی کامل بدست آمد. از ماه ژوئیه امسال، توافق هسته ای ایران به طرز غیرقابل بازگشتی چشم انداز سیاسی را تغییر داده است. سازمان مجاهدین خلق دیگر برای حمایت از تلاش های چند کارشناس تغییر رژیم متعلق به گذشته مورد نیاز نیست و خواهان ندارد.

و البته، مریم رجوی کاملا نسبت به سرنوشت حامی سابق خود صدام حسین واقف است. زمانی که دیگر به صدام حسین احتیاجی نبود، متحدان سابق وی او را برای محاکمه و مجازات به مردم عراق سپردند. همانطور که همگی مطلع هستیم او به دار آویخته شد.

بنابراین، محکوم نمودن ناگهانی و خاص و نامتعارف مجازات اعدام باید در این محتوا مورد قضاوت قرار گیرد. پیام وی به حامیانش اینست که “چه کسی می تواند یک قدیس را دار بزند؟”

* * * * * * *

مترجم: بیاد دارم که در یکی از جلسات شورای ملی مقاومت در عراق، آقای هدایت الله متین دفتری نماینده جبهه دموکراتیک ملی در شورا، طرحی را مبنی بر رد مجازات اعدام برای تصویب به شورا آورد که با واکنش منفی شدید مسعود رجوی مواجه شد. بحث طولانی و مفصلی در گرفت و تقریبا تمامی اعضای غیر مجاهد شورا موافق طرح بودند اما رجوی در مقابل همه آنها ایستاد و هزار استدلال آورد و بالاخره اجازه تصویب طرح مربوطه را نداد. حالا جالب است که مریم رجوی خود را مخالف مجازات اعدام جا میزند. این خاصیت فرقه هاست که همیشه مطابق محیط رنگ عوض میکنند. واقعا که صفت منافق که مردم ایران به رجوی داده اند صفت فوق العاده برازنده ایست.

(پایان)

مهوش سپهری مجاهدین خلق فرقه رجویMujahadeen-e-Khalq (MEK). Backgrounders

Anne Khodabandeh (Singleton) and Nasrin Ebrahimi, European Parlaiment:
Silencing the victims of Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult, PMOI, NCRI …) to promote Maryam Rajavi

آن خدابنده (سینگلتون) دانشگاه بغدادAnne Khodabandeh (Singleton), University of Baghdad: MEK’s Western backers are complicit in their deaths

آن خدابنده (سینگلتون) کمپ اشرف عراق Anne Singleton from Iran-Interlink
visits Camp New Iraq (Formerly Ashraf)
in wake of violence by loyalists of the Rajavi cult

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=18660

گزارش جلسه سالانه فدراسیون اروپایی مراکز اطلاع رسانی و تحقیق در مورد فرقه ها، فکریس (FECRIS)

بنیاد کمک به خانواده، بیست و چهارم می ۲۰۱۵:… آن خدابنده (سینگلتون) که به نمایندگی از “بنیاد کمک به خانواده” اف. اس. تی (Family Survival Trust) با سابقه فعالیت کمک به قربانیان و خانواده های فرقه ها در بریتانیا در چندین دهه گذشته شرکت داشت، امسال در موقعیت و مسئولیت استثنایی قرار داشت که بتواند همزمان و در اشتراک با سخنرانی آقای وزیر توضیحات مرتبط را به مدعوین سخنرانی و …

Anne Khodabandeh London Sep 2014Expert in cultic abuse and terrorism in the MEK speaks in London charity meeting

لینک به متن اصلی (انگلیسی)
(ترجمه ایران اینترلینک)

گزارش جلسه سالانه فدراسیون اروپایی مراکز اطلاع رسانی و تحقیق در مورد فرقه ها، فکریس (FECRIS)

فکریس (FECRIS) فدراسیونی است که امکان تجمع بزرگترین متخصصین و موثر ترین ارگانهای تحقیقی و فعالان مدنی در مورد فرقه ها و راه های پیشگیری از صدمه آنها را ایجاد می کند. کنفرانس سالانه فکریس محلی است برای تجمع محققین، فعالان مدنی، پزشکان و گروه های کمک کاری که می توانند در این فدراسیون ارتباطات بین خود و همچنین ارتباط با اعضای سابق فرقه ها و خانواده های گرفتاران در فرقه را محقق سازند. ارزش این گردهمایی و دستاورد های منحصر به فرد آن امسال مورد توجه ویژه جلسه سالانه فکریس بود.

امسال آقای تام سکویل (وزیر سابق در دولت بریتانیا) پس از سالها عده داری ریاست فکریس، بازتشستگی خود را اعلام نمود. وی در انتخاباتی جدید مقام خود را به خانم دانیل مولر تولی سپرد. به امید موفقت هر چه بیشتر خانم مولر تولی در انجام هر چه بهتر این مسئولیت مهم.

تمرکز در کنفرانس امسال که در مارسی فرانسه برگزار گردید روی باز کردن موضوع سوء تفهیم هایی بود که مرز بین “مذاهب” و “فرقه ها” را مخدوش می کنند (عمدتا توسط خود فرقه ها و بالاخص فرقه هایی که خود را مذهبی می نامند). آقای سرجی بلیسکو ریاست “وزارت ضد فرقه فرانسه” (MIVIUDES) جلسه امسال را با سخنرانی مشخص خود در این زمینه (مذاهب و فرقه ها) افتتاح نمود. وی توضیح داد که استفاده از روش های فرقه ای مشخصا سیستم های دموکراتیک و هنجار های اجتماعی را تخریب می کند ولی کسانی که از چنین روش هایی استفاده می کنند برای منحرف کردن اذهان مردم دست به سوء استفاده از “مذاهب و عقاید” میزنند و مدعی میشوند که “ما و وزارت ما در پی محدود کردن ابراز عقیده و یا اعتقادات آنها هستیم”. آنها مدعی میشوند که باید بعنوان “یک مذهب” ثبت و مورد توجه قرار گرفته آزادی عمل داشته باشند. آقای وزیر سرجی بلیسکو همچنین در مورد مشکل رو به رشد تروریسم تحت نام “مذهب” توضیحاتی داد و این مشکل را مرتبط با روش ها و فرایند های فرقه ای دانست.

آن خدابنده (سینگلتون) که به نمایندگی از “بنیاد کمک به خانواده” اف. اس. تی (Family Survival Trust) با سابقه فعالیت کمک به قربانیان و خانواده های فرقه ها در بریتانیا در چندین دهه گذشته شرکت داشت، امسال در موقعیت و مسئولیت استثنایی قرار داشت که بتواند همزمان و در اشتراک با سخنرانی آقای وزیر توضیحات مرتبط را به مدعوین سخنرانی و سوال کنندگان ارائه دهد. آن خدابنده (سینگلتون) در این جلسه با تشریح و تحلیل “چگونگی بکار گیری روشهای فرقه ای توسط گروه های تروریستی” نشان داد که این روشها به هیچ وجه نمی توانند “مذهب ومذهبی” یا “عقیده و عقیدتی” توصیف شوند. وی در ادامه به برخی از روشهایی مورد استفاده که از “بی خبری” و “کمبود اطلاعات” قربانی استفاده می کنند اشاره کرد و برخی از “روشهای شستشوی مغزی” در “گروههای ترویستی” را تشریح نمود. آن خدابنده گفت که با پانزده سال سابقه فعالیت در این زمینه اکنون می تواند با قاطعیت بگوید که این مشکل هم “قابل تشخیص است” و هم “راه حل مشخص دارد”. این توضیحات مورد تشویق و تایید آقای وزیر و مدعوین جلسه قرار گرفت.

آن خدابنده سرگی بلیسکو

ریاست وزارت ضد فرقه فرانسه (MIVILUDES) آقای سرجی بلیسکو و آن خدابنده (سینگلتون) نماینده اف اس تی بریتانیا (FST)

کنفرانس امسال شامل بحث های آموزشی و جالب دیگری نیز بود که از جمله می توان به چندین “شهادت” مستقیم از زبان “قربانیان” فرقه ها اشاره نمود. برخی از این شهادت ها بواقع تکان دهنده بودند. آقای پیر لوکوز مدیر بخش علوم اجتماعی در دانشکده پزشکی دانشگاه مارسی در توضیحی مبسوط، جالب و بسیار روشنگرانه نشان داد که چگونه یک فرد می تواند با “برنامه ریزی قبلی و مزورانه فرقه ها” بصورت “گام به گام” تحت تاثیرات شناخته شده در علوم روانشناسی قرار گیرد. تکنیک های روانشاسناسانه ای که بکار گیری از آنها در خارج از دائره “پزشکی” بسیار مخرب و خطرناک هستند.

الیور فاعلان ریاست “اس. آ. اس سکت” از بلژیک (SAS Sect) با سخنرانی خود توجه مدعوین را جلب نمود. وی به مدعوین توضیح داد که چرا باید از “بحث های انحرافی” و “سنگ اندازی های انحرافی و جدل های فرقه ها” دوری کنند. وی بطور مشخص بحث بدون انتهایی را که “فرقه ها” پیش می کشند که “بیایید ثابت کنید ما مذهب نیستیم” را یکی از این سنگ اندازی های انحرافی معرفی نمود. آقای فاعلان توضیح داد که مشکل هیچ یک از ما در “حرف” این فرقه ها نیست بلکه مشکل در “عمل” این فرقه ها و روشهایی است که روی اعضای خود پیاده می کنند و این “حرکات و اعمال” فرقه هاست که هم برای فرد و هم برای جامعه مضر و خطرناکند و در نتیجه باید افشا شده و جلوی آنها گرفته شود.

خانم آنا ادلستام، ژورنالسیت، در مورد “بنیانگرایی” صحبت کرد. وی با اشاره با تاریخچه اخوان المسلمین در مصر گفت که با وجود این که انقلابی در مصر رخ داد ولی “بوجود آورنده” و بالا تر از آن “آلترناتیو” موجود در این انقلاب نیرویی بود که هدفش با خواسته “دموکراتیک” و “مردمی” همین کسانی که انقلاب کرده بودند مغایرت داشت.

و بالاخره خانم ایانا لالیچ، فرقه شناس مشهور و متخصص شناخته شده در این زمینه به مشکلات سیستمهای “قضایی” و “قانونی” در زمینه “مبارزه با روشهای فرقه ای” در امریکا پرداخت. وی به برخی از موارد و نمونه ها اشاره نمود و در مورد برخی از پرونده هایی که خودش شخصا بعنوان “متخصص” در آنها شهادت داده بود توضیح داد. وی نشان داد که چگونه فرقه ها با سوء استفاده از کمبود علم و اطلاع سیستماتیک در سیستمهای قضایی به پرده پوشی و منحرف کردن مسائل رو می آورند تا “جرم تخریب روانی در استفاده از روشهای فرقه ای” را لا پوشانی کنند. این سخنرانی وی مشخصا در راستای بحث اصلی امسال کنفرانس تحت عنوان “تولید عمدی ابهام بین فرقه ها و مذاهب، راهی برای منحرف کردن اذهان” بسیار قابل توجه بود

.

آن خدابنده سینگلتون فکریس 2015

مارزیو، لالیچ، خدابنده، کورواگلیا

شرکت کنندگان در کنفرانس امسال فعالانه در بحث ها شرکت کردند و سوالات بسیار جالب و قابل تاملی مطرح و مورد بحث قرار گرفت و در آنتراکتی کوتاه نهار مختصری هم در حین صحبت ها سرو شد.

جا دارد تا از میهماندار امسال این برنامه در مارسی (GEMPPI) که توانست کنفرانس را بصورتی موفقیت آمیز اداره کند نیز تشکر کنیم. کنفرانس توسط مترجمین همزمان با بحث ها در سطحی بسیار خوب توسط مترجمین ترجمه شد.

ریاست جدید فکریس، خام دانیل مولار تالی این کنفرانس را با سخنرانی نهای خود و با تشکر مجدد از ریاست سابق فکریس آقای سکویل و خالی کردن جای وی و فعالیت هایش به پایان برد.

آن خدابنده سینگلتون فکریس 2015

آن خدابنده (سینگلتون)، به نمایندگی از بنیاد کمک به خانواده، کنفرانس فکریس، مارسی ۲۰۱۵
Anne Khodabandeh representing TFST at the FECRIS Conference, Marseille 2015

توضیح: فدراسیون اروپایی مراکز اطلاع رسانی و تحقیق در مورد فرقه ها، فکریس (FECRIS) در سال ۱۹۹۴ بوجود آمد که بعنوان سازمان چتری برای سازمانهایی عمل می کند که هدفشان کمک رسانی به قربانیان فرقه ها در بیش از سی کشور است (پنج کشور غیر اروپایی نیز عضو هستند). فعالیت فکریس در سطح بین المللی است و دفتر آن در سازمان ملل (ECOSOC) نمایندگی این فدراسیون در سازمان ملل را بعهده دارد.

(پایان)

مسعود خدابنده آن خدابنده (سینگلتون) نشریه سیاستهای آسیا
Massoud Khodabandeh
Article first published online: 27 JAN 2015
DOI: ۱۰٫۱۱۱۱/aspp.12164

***

همچنین
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=10944

بزک مریم رجوی بعنوان “فعال حقوق بشر” مصداق دقیق انتخاب ابزاری غلط برای کاری غلط تر است

آن خدابنده (سینگلتون)، مشاورین استراتژی خاورمیانه، شانزدهم می ۲۰۱۴: … دکتر احمد شهید، نماینده ویژه سازمان ملل در خصوص وضعیت حقوق بشر در ایران یکی از این افراد سرشناس بود که در این روز حضور نیافت. در میان بقیه مدعوین هم شکاف ایجاد شد. برخی معتقد بودند که وارد کردن مریم رجوی نه تنها به نفع دوایر ضد ایرانی نیست که اساسا به منافع اسرائیل خدشه وارد می کند. برخی دیگر اساسا با بنیان و …

Maryam Rajavi Saddam's private army NCRI

Controversial Iranian Exile Shakes up Canadian Parliament’s Human Rights Program (Mojahedin Khalq, MEK, NCRI, Rajavi cult)

لینک به متن اصلی (انگلیسی)

بزک مریم رجوی بعنوان “فعال حقوق بشر” مصداق دقیق انتخاب ابزاری غلط برای کاری غلط تر است

اگر چه کانادا بخشی از کشورهای مذاکره کننده با ایران (پنج بعلاوه یک) نیست ولی این کشور با هدف استفاده از “حقوق بشر” برای تحت تاثیر قرار دادن موضع ایران برنامه ای را تحت نام “هفته حسابرسی از ایران در پارلمان” در پارلمان آن کشور آغاز کرد. ولی دیروز شاهد بودیم که این برنامه بجای تاثیر گذاری به شویی بی برنامه تبدیل شد که هدفش صرفا ایجاد دشمنی، تنفر و انزجار بود و بنظر میرسد که قصد آن قبل از هر چیز سعی در جلوگیری از بوجود آمد راه حلی بین ایران و قدرتهای غربی باشد. البته بنظر میرسد که با توجه به بی برنامگی و عدم وجود تفکری معقول در پشت آن، این تحرک نخواهد توانست تاثیری بر روند مذاکرات داشته باشد. شروع این برنامه یک هفته ای از همان آغاز با گزارش علی غریب در نشریه نشین و افشای دستهای پشت پرده آن بشدت به ضد خودش تبدیل شد

وارد کردن نفر دوم گروه بدنام مجاهدین خلق (فرقه رجوی، ارتش خصوصی صدام) یعنی مریم رجوی که خودش را بنام “رئیس جمهور منتخب” ایران آینده معرفی می کند شکست این هفته و این برنامه را تضمین کرد. همه میدانند که این سازمان مجادین خلق خودش کارنامه ای بسیار قطور از نقض حقوق بشر را با خود یدک می کشد. از طرف دیگر واقعیت این است که این گروه بشدت مورد تنفر ایرانیان چه در داخل این کشور و چه در کشورهای خارجی هم هست.

واضح بود که بسیاری از مدعوین از شرکت همزمان با این فرد در این جلسه شانه خالی کنند. دکتر احمد شهید، نماینده ویژه سازمان ملل در خصوص وضعیت حقوق بشر در ایران یکی از این افراد سرشناس بود که در این روز حضور نیافت.

در میان بقیه مدعوین هم شکاف ایجاد شد. برخی معتقد بودند که وارد کردن مریم رجوی نه تنها به نفع دوایر ضد ایرانی نیست که اساسا به منافع اسرائیل خدشه وارد می کند. برخی دیگر اساسا با بنیان و پایه چنین حضوری مخالفت میکردند. علی غریب در گزارشش اینطور میگوید: “یکی از فعالین حقوق بشر که روی موضوع ایران کار می کند و بخاطر کارش خواست که نامش ذکر نشود نگرانی دیگر مدعوین فعال در زمینه حقوق بشر را مطرح کرده است. حضور همزمان با سرکرده گروه بدنام مجاهدین خلق (مریم رجوی) بشدت “بی ربط به موضوع” و از طرف دیگر “زهر آگین” است. باید گفت که بسیاری از ایرانیان با نقطه نظرات متفاوت سیاسی در این زمینه بخصوص اشراک نظر دارند. تا جایی که این زمینه مشترک اکنون به برخی از اعضای خود این سازمان هم بسط یافته است”.

نتیجه این که حامیان مریم رجوی مجبور شدند تا به وی بگویند که “سخنرانی” اش را محدود کند و قسمتهایی از آن را حذف کند. آنها از وی خواستند که صرفا به وضعیت مجاهدین خلق در کمپ عراق بپردازد و حرف دیگری نزند. با این حال مریم رجوی چیزی بجز مقداری مزخرف و خرواری از دروغ آشکار برای ارائه در چنته نداشت و همینها را هم تحویل این جمع داد.

حضور وی از طریق اسکایپ و ویدئو در این جلسه در زمانی رخ داد که وی قبل از آن برای چندمین بار نتوانست ویزای امریکا را دریافت کند. لابی های اسرائیل باز میخواستند با بردن وی به واشنگتن مذاکرات هشتم می را تحت الشعاع قرار دهند. رجوی البته بارها برای حضور در کانادا هم فرم ویزا پر کرده است که بنظر میرسد وی در آن کشور هم خیلی محبوبیت نداشته باشد و مورد استقبال قرار نمی گیرد. النهایه مریم رجوی مجبور شد از مقر فرماندهی فرقه مجاهدین در خارج پاریس سخنانی را که بشدت سانسور شده بود تا قابل شنیدن و تحمل در جمع فعالین حقوق بشری گردد را از طریق اسکایپ ارائه داد. با این حال بسیاری از شنوندگان این احساسشان را بیان کردند که بنظر میرسد سرشان کلاه گذاشته شده است.

حضور مریم رجوی، یک پشتیبان و عضو فعال در جمع صدامی ها، القاعده و داعش (حکومت اسلامی عراق و شام) در عراق در این جمع مشخصا پشت پرده، هدف و خواسته دعوت کنندگان از وی در این برنامه را رسوا کرد.

در حالی که قابل درک است که موساد از مجاهدین خلق بعنوان نیرویی مزدور برای قتل دانشمندان ایرانی استفاده می کند یا برای رد گم کردن و سفید شویی اطلاعاتش در مورد مسائل اتمی از فرقه بدنام رجوی بهره می برد، ولی باید گفت هیچ کس در جهان رنگ کردن این زن بعنوان “فعال حقوق بشر” را نخواهد خرید. این حرکت آخرشان بی نتیجه و مصداق دقیق انتخاب ابزاری غلط برای کاری غلط تر است.

Anne Khodabandeh (Singleton): Silencing the victims of Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult, PMOI, NCRI …) to promote Maryam Rajavi‘No Exit’ – Human Rights Abuses Inside the Mojahedin Khalq Camps – Human Rights Watch, May 2005

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=8344

سعی مریم رجوی در تحقیر مستمر اعضای مجاهدین خلق. محبت درون او کجا رفته است؟

آن خدابنده (سینگلتون)، نهم دسامبر ۲۰۱۳: … واقعا فکر کنید! چه کسی در ده سال اخیر بیش از مسعود و مریم رجوی به اعضای این سازمان صدمه زده است. ستمگری و فسادی که حاکم بر روابط داخلی این گروه است را هیچ کس بهتر از کسانی که قربانی این دستگاه شده اند نمی دانند و نمی توانند بیان کنند. آنها چه می گویند؟ و راستی مهر و محبت انسانی مریم رجوی کجا رفته؟ چرا این فرد هیچ واکنش و مهرو محبتی نسبت به …

 Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) Our Men in Iran? (Seymour M. Hersh, The New Yorker, April 2012)

لینک به متن اصلی (انگلیسی)

سعی مریم رجوی در تحقیر مستمر اعضای مجاهدین خلق. محبت درون او کجا رفته است؟

شاهدیم که این روزها برخی از پشتیبانان سازمان مجاهدین خلق که در کشورهای غربی زندگی می کنند بصورتی علنی به آنها پشت کرده و برخی از فعالیت های این سازمان را به زیر سوال می برند (البته بیشتر این افراد قبول ندارند که کاملا از این سازمان فاصله گرفته اند و انتقاداتشان را درونی میدانند).

این افراد این روزها در شوک بسر می برند و باورشان نمی شود که چگونه توسط دستگاههای مختلف سازمان مجاهدین بصورتی وحشیانه مورد حمله قرار گرفته اند. آنها وقتی در داخل سازمان بودند واقعا معتقد بودند که این نوع حملات کاملا قابل قبول است و حرکات سازمانشان واقعا مبارزه ای بر علیه ماموران وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی است. امروز اما خودشان را تحت همین حملات یافته اند و کم کم متوجه می شوند که این اتهامات نه تنها بی پایه و بنیان هستند که مشخصا اعمال می گردند تا بتوانند با تولید وحشت از گسترش انتقادات جلوگیری کرده منتقدین را ساکت کنند. البته من شکی ندارم که این افراد با استوار ماندن بر شجاعت درونی شان به راهشان ادامه خواهند داد و از حق و حقیقت فاصله نخواهند گرفت.

رجوی ها البته سالهاست مدعی هستند که هر کس علیه آنها کلمه ای صحبت کند و بخصوص اگر آن فرد عضو سابق هم باشد حتما توسط جمهوری اسلامی ایران استخدام شده و ماموریتش هم هر بار در چهار چوب نقشه ای مخوف است برای از بین بردن سازمان و رهبرانش آن یعنی باز مسعود و مریم رجوی. ولی راستی دلیل و مدرک این ادای رجوی ها کجاست؟

منتقدین به مجاهدین و شخص رجوی، بارها به این نکته اشاره کرده اند که بیشترین صدمات به مجاهدین خلق را رهبران فرقه یعنی مسعود و مریم رجوی وارد کرده اند. واضح است که آنها بودند که دستور خودسوزی ها را صادر کردند و آنها بودند که جلوی رسیدن دارو را گرفتند و آنها بودند که نفرات را جلو انداختند تا در درگیری کشته شوند و البته در آخرین دستور العمل آنها هستند که با جمع کردن غذا و ادعای “اعتصاب غذای داوطلبانه” این بار در حال کشتن افراد از طریق گرسنگی هستند.ولی و از طرف دیگر همه شواهد و گفتار و کردار منتقدین نشان میدهد که این افراد قبل از هر چیز نگران سلامت و حقوق انسانی افراد هستند. بنابراین رجوی باید بداند که پیامها و رفتار و گفتارش بشدت متناقض هستند.

مشکل اینجاست که،  اگر آنطور که مریم رجوی تمام دستگاه فرقه و داستانش را روی آن سوار کرده،  رژیم ایران غایت شر و حامی تروریسم و غیره است پس گفتار و کردار این ماموران و مستخدمین نگران وزارت اطلاعاتش که هیچ چیزی خواسته ای جز خیر و محبت و آزادی برای افراد گرفتار در مجاهدین خلق (در هر سطحی) ندارند و نشان نمیدهند را چگونه باید توجیه کرد؟

تا بحال ندیده ایم که حتی یکی از آنها خواستار مرگ اعضا بوده باشد. در واقع و بالعکس همه ما نشان داده ایم که همگی صرفا بدنبال کمک به این افراد هستیم تا کرامت، انسانیت و شخصیت آنها به آنها باز گردانده شود. کرامتی و انسانیتی و شخصیتی که توسط مریم رجوی از آنها دزدیده شده است. منتقدین مسعود و مریم رجوی، رهبران مجاهدین خلق، ده ها سال است که مشغول افشای جنایت ها و فساد این دیکتاتورهای کوچک هستند. و البته همگان دیده اند که سالهاست که در این راه هر گونه فحاشی، ترور شخصیت و حتی حملات فیزیکی را هم به جان خریده اند. فحاشی ها، ترور ها و حملات فیزیکی که البته مستقیما بدستور و تحت فرماندهی این دو فرد تبهکار صورت گرفته است.

هر کسی که کوچکترین ارتباطی با موضوع مجاهدین خلق در رابطه با هر موضوعی، در هر برهه زمانی و در هر کجا یی که داشته باشد و با اعضای سابق این سازمان برخورد کند در اولین تماس متوجه خواسته ساده و قابل درک و بی خم و پیچ آنها می شود که نگران دوستان و همراهان و خانواده خود هستند. همه در اولین قدم و برخورد متوجه می شوند که هیچ هدف مخفی و پنهانی در میان نبوده و نیست.

مجاهدین خلق در هر وضعیتی و به هر ترفندی بدنبال نشان دادن دولت ایران بعنوان دولتی ذاتا شر و ستمکار هستند. حال اگر به همین منطق مجاهدین پایبند بمانیم، ناظرین حق دارند از رجوی ها سوال کنند که پس این همه مهر و محبتی که اینها نثار اعضای گرفتار فرقه می کنند از کجا سر در آورده است؟ این وزارت اطلاعات حکومتی ستم گر و ذاتا شر چرا تبدیل به بنیاد خیریه و کمک رسانی شده است؟

واقعا فکر کنید! چه کسی در ده سال اخیر بیش از مسعود و مریم رجوی به اعضای این سازمان صدمه زده است. ستمگری و فسادی که حاکم بر روابط داخلی این گروه است را هیچ کس بهتر از کسانی که قربانی این دستگاه شده اند نمی دانند و نمی توانند بیان کنند. آنها چه می گویند؟ و راستی مهر و محبت انسانی مریم رجوی کجا رفته؟ چرا این فرد هیچ واکنش و مهرو محبتی نسبت به نفرات خودش نشان نمی دهد ولی در مقابل تمام انرژی و وقت و پولش را صرف جنگیدن علیه کسانی می کند که چنین مهر و محبتی را دارند و بدنبال راه حل هستند؟

رجوی میگوید خواسته اعتصاب غذای اجباری آنها بازگشت هفت نفری است که ناپدید شده اند. ولی وی هنوز هیچ مدرک و سندی ارائه نکرده که این افراد حتی زنده هستند یا مرده چه رسد به این که کجا هستند و این که چرا هیچ خبری از آنها نیست.

کسانی که می توانند در این رابطه گره گشا باشند نه نمایندگان سازمان ملل هستند و محققین دولت عراق. این کلیدهای گشایش مسئله، ۴۲ نفری هستند که در این جریان کشته شدن ۵۳ نفر در کمپ اشرف توسط مهاجمینی نامشخص شاهد بوده اند. اما این ۴۲ نفر که اکنون به کمپ لیبرتی منتقل شده اند در قرنطیه رهبران و فرماندگان سازمان مجاهدین نگهداری می شوند و هیچ امکان ارتباطی با آنها وجود ندارد. چرا؟ آیا جز این است که اینها اطلاعات مشخصی از آن واقعه، در آن کمپ اشرف و در آن روز مشخص دارند؟

تا زمانی که فاکت ها وشواهد قابل دسترس نبوده و علنی نشوند، اعتصاب غذا حرکتی بغایت بی معنی است و صرفا ایجاد درد و رنجی بی حاصل و غیر لازم. و در این حرکت بی معنی اگر انتهایی وجود نداشته باشد که ندارد، تا کی باید ادامه بدهند؟ بنظر می رسد که باز هم ما شاهد نوع دیگری از ظلم و ستم رجوی ها هستیم علیه انسانهایی مجبور.  و باز در کمال خونسردی و بی تفاوتی.

***

 

همچنین:

تقاضای مریم رجوی برای ویزا چالشی برای مواضع امریکا در قبال تروریسم

آن خدابنده (سینگلتون)، مشاورین استراتژی خاورمیانه، اول می ۲۰۱۴: … الینا راس لهتینن مشخصا وعده ها و پیشنهادات مختلفی به جان کری وزیر خارجه امریکا داده بود که در صورتی که این ویزا از طرف وزارت خارجه صادر شود پوئن هایی را در زمینه های دیگر به وی بدهد ولی وزیر خارجه امریکا مجبور است به سخنان دیگری هم گوش

توطئه  اخیر استرون استیونسون و مجاهدین خلق (فرقه رجوی) هم شکست خورد

آن خدابنده (سینگلتون)، مشاورین استراتژی خاورمیانه، اول مارس ۲۰۱۴: … یکی از کثیف ترین حرکات استیونسون علیه دولت المالکی سوء استفاده این فرد از درد و رنج افرادی است که عملا در کمپهای مجاهدین خلق در عراق به گروگان گرفته شده اند. نمایندگی سازمان ملل در عراق که از سال ۲۰۰۹ مسئولیت انتقال این افراد از عراق را

سعی مریم رجوی در تحقیر مستمر اعضای مجاهدین خلق. محبت درون او کجا رفته است؟

آن خدابنده (سینگلتون)، نهم دسامبر ۲۰۱۳: … واقعا فکر کنید! چه کسی در ده سال اخیر بیش از مسعود و مریم رجوی به اعضای این سازمان صدمه زده است. ستمگری و فسادی که حاکم بر روابط داخلی این گروه است را هیچ کس بهتر از کسانی که قربانی این دستگاه شده اند نمی دانند و نمی توانند بیان کنند. آنها چه می گویند؟ و راستی مهر