آواز دهل + نان به نرخ روز (دو مقاله از کمپ مجاهدین خلق، فرقه رجوی، تیرانا، آلبانی)ا

آواز دهل + نان به نرخ روز (دو مقاله از کمپ مجاهدین خلق، فرقه رجوی، تیرانا، آلبانی)ا

 Tirana_Albania_MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Trapped_Hostagesبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، شانزدهم ژوئیه ۲۰۱۷:… چقدر هی اراجیف گفتید. سر داشتن هوادار و نیرو در داخل بقول یکی از دوستام که میگفت طرف توی دستشویی خونشون عکس رجوی رو میزنه صد بار هم از زاویه های مختلف عکس میگیره بعد چند بار هم شما دست کاریش میکنین اون وقت میشه ” فعالیت یگانهای ارتش”. باقیشو نمیگم چون کلمه‌ای به اسم آزادی شما قبول نداری … 

گروگانهای مجاهدین خلق فرقه مریم رجوی تیرانا آلبانی شرایط اعضا در داخل فرقه رجوی در آلبانی

مریم رجوی یک لیست از شهدای ضد امپریالیست مجاهدین خلق را به سناتور مک کین در تیرانا در سال ۲۰۱۷ تقدیم می کند.

کی نون به نرخ روز خوره

نوشته س. ه. جداشده در آلبانی
لینک به منبع

حالا حکایت رجوی هاست. هر دفعه پشت یه چیزی سنگر میگیره. کلی اندر باب ارتش مثلا آزادی بخش (من توی فرقه هم که بودم این کلمه آزادی بخش رو همیشه جدا مینوشتم، چون به این رسیده بودم که طرف هیچ اعتقادی به آزادی نداره چه برسه به آزادیبخشی).

کلی اندر باب ارتش مثلا آزادی بخش رجوی حرف زدند که فلان و بهمان. بعد از خلع سلاح چی شد؟

در دوران شعارهای ضد امپریالیستی سرود فرقه چی بود؟ “سر کوچه کمینه”. بعد از خلع سلاح و اومدن آمریکایی ها به اشرف اونقدر رابطه ها تنگاتنگ شده بود که نفرات به مسخره میگفتن برادر رودی جولیانی (توی فرقه مثلا صدا نمیکنن خانم یا آقا، به جایش می گویند خواهر یا برادر)

دیگه ببین چه خبر بود. تا اونجا رفتن که آمریکایی ها توی مقر زناشون مهمونی دعوت میشدن و برنامه هنری شعر و شاید رقص و آواز هم بوده، من خبر ندارم. اینها همش خط اون بی همه چیزه وگرنه کیه که نفهمه. دو بار به یک زن تو فرقه سلام میکردی فرداش باید میرفتی به قول معروف دفتر که چه خبره فلان و بهمان که اینجا مناسباته نه جامعه عادی (البته سگ ولگرد جامعه شرف داره اون واسه این ولگرد شده که حاضر نشده بهش قلاده بزنن) بعد آمریکایی ها مهمان ویژه اونا حساب میشن توی مقر زنها. دیگه ادب حکم به سکوت میده که حرمت ها حفظ بشه.

یه موقعی هم هی ارتش؛ ارتش و بازم ارتش، حالا ارتشی که اون میگفت؛ یکی از مارک هایی که به نفر میزدن این بود که تو خواستار انحلال ارتشی. بعد یه دفعه از توی قوطی عطاریش در میاره که بله ارتش قیام (یعنی مردم قیام کنند). یه سری بادمجون دور قاب چین ها بدو میرن پشت میکروفون که عجب کشفی کرده. طرف بعدش ازش سوال میکنن که این چه فرقی داره؟ مگه تو نبودی که طوری به آدم القا میکردی که هر کس از ارتش تو بره حکمش اعدامه؛ فرقش چیه؟ مثلا این ارتش قیام و ارتش آزادی بخش خودش مث حیوان نجیب چهار دست و پا گیر کرده توی گل، که بعد کامل توضیح میدم (کلا رجوی همیشه چند جمله توی قوطی عطاریش داشت)

یکیش همین ارتش قیام بود که بعد بوقتش توضیح میدم

چند ماه رمضان بحث های تکراری رجوی اندر باب قدر اشرف. آخرش یه دفعه شد لیبرتی. بعد هم تمام داستانهای لیبرتی و حالا آلبانی.

راستی مگه این رجوی نبود که توی ام الکتاب گفته بود که هر کس بدون قرص سیانور و سلاح از اشرف خارج بشه بریده و خائن هست

یه دفعه به ذهنم رسید الان اگه دار و دسته رجوی بخونن میگن داریم هر کاری میکنیم که هدفمون محقق بشه

من میدونی چی میگم

به قول فیلم گشت ارشاد دو میگه ای خاک تو سرت با اون ذهنیتت آخه بدبخت دو جا میخواست دم گوله داشته باشه

و اما رجوی

من چندین بار با گوش خودم شنیدم که مریم رجوی میگفت مسعود شرافت (وقتی طرف چیزی رو نداره اونقدر براش عقده شده که هی میگه) رو با سیاست پیوند زده ولی شما بخوانید دتائت رو با سیاست پیوند زده

یعنی به قدرت رسیدن اینقدر برات عسل مصفاست، نامرد از روز اول مثل بچه آدم میگفتی منم شریک، نه که همش خزعبلات لنین و استالین رو بلغور کنی
نه بابا میرزا کوچک خان جنگلی گفت که سیستم لنین و استالین و کوفت و زهر مار توی این مملکت پیاده نخواهد شد بعد تو چکار کردی یه رنگی بهش زدی اسم اسلامی گذاشتی روش

هر دفعه هم هی دنده عقب میری چون شماها از کلمه عقب نشینی استفاده نمیکنین عقب نشینی رو هم اسمش رو عوض کردین و رزم رو به عقب گذاشتین
توجه داری تخته گاز دنده عقب میری جون مادرم قشنگ پاتو بزار گاز رو بچسبون چون به سمتی دارید میرید که خودت با زبان اشهدت بیای پشت تلوزیون فریاد بزنی (مثل همون طور که توی امجدیه دستاتو تکون میدادی و داد می زدی)

بگو یا اهل المسلمین شکر خوردم؛ اشتباه کردم، این همه جوون رو به کشتن دادم، فقط و فقط به خاطر اینکه هیولای درونم ارضاء بشه و به قدرت برسم

یک بار هم خودت عملیات جاری کن و دست رو کن و پروسه بخوان و خودت را روسیاه کن و بالا بیار

داری میری به اون سمت هی حالا نون به نرخ روز بخور تا ببینیم چی میشه

س. ه. اسیر آزاد شده از فرقه رجوی در آلبانی

آواز دهل شنیدن از دور خوش است

س. ه. جداشده در آلبانی
لینک به منبع

این ضرب المثل ایرانی رو همه هم شنیدن هم به کرات ازش استفاده کردن

اسم دهن پرکن “سازمان مجاهدین خلق ایران “

حکایت این ضرب المثل است

با هزار امید و آرزو و البته در باغ سبزی که بعد فهمیدم جهنمی بیشتر نیست وارد سازمان شدم. کلا توی این سالهای از دست رفته جوانی هیچی نفهمیدم جز جوانی از دست رفته و اینکه همه گوشت دم توپ بودیم، همه از بالا تا پایین، هر وقت بفهمن که فلانی نباشه بهتره، کارش تمومه، حالا میخواد رحمان باشه (عباس داوری) یا سیاوش (محمد حیاتی) یا حتی خود مژگان پارسایی

توی اون سیستم همه سرباز یه بار مصرف هستن

چه بفهمن چه نفهمن، البته بیشتر آدمها با گوشت و پوست لمس کردن اگه فرقه به نسخه ای که خودش واسه همه میپیچه که آزادی بیان و عدم سانسور و آگاهی به قول خودش توده ها به اندازه سر سوزنی پای بند باشه که نیست

اینترنت رو لااقل واسه اسرای فرقه آزاد بکنه که بنده خداها فقط اخبار دروغ درون فرقه رو نبینن. مگه نمیگه دنیای آزاد، پس کو؟ چی شد؟ تا کی میخواهید آدما رو توی جهل نگه دارید؟ تا کی میخواین دروغ بگین؟ حتی به خودتون هم دروغ میگین. چرا؟ به قول پدر آرمانی شما گوبلز اونقدر باید دروغ رو تکرار کرد که خودتون هم باورتون بشه

هر دفعه که نزدیک انتخابات ریاست جمهوری ایران میشه دوباره و صد باره بحث نخ نما شده رو جلو می کشید. هی میگید که کسی شرکت نکرده؛ کسی نرفته؛ ای بابا، خودتون خسته نشدید از بس مزخرف گفتید

چقدر هی اراجیف گفتید. سر داشتن هوادار و نیرو در داخل بقول یکی از دوستام که میگفت طرف توی دستشویی خونشون عکس رجوی رو میزنه صد بار هم از زاویه های مختلف عکس میگیره بعد چند بار هم شما دست کاریش میکنین اون وقت میشه ” فعالیت یگانهای ارتش”. باقیشو نمیگم چون کلمه‌ای به اسم آزادی شما قبول نداری چه برسه به “آزادی پخش” چون آزادی رو باید از داخل خودتون شروع کنید که اگه معتقد باشید که صد البته که نیستند چون که شما و آزادی و تفکر آزاد مثل جن و بسم‌الله میمونید. فقط به سری حرفای مفت دهن پر کن و پر تمتراق؛ ولی واقعیت چیه؟ شما حتی اخبار خودتون رو هم سانسور میکنید. قشنگ یادمه وقتی که توی هر برنامه خارج کشور راهپیمایی بود با دوستام می نشستیم به شرط بندی که چند بار تکراری به خورد مردم میدن به اسم صف تظاهرات. همیشه هم هیچ برنده درستی نداشت چون ما روی حساب سری قبل شرط می بستیم که دفعه قبل پنج بار تظاهرات رو کش دادن تصویرهاش رو دفعه بعد یه دفعه میشد بیست بار چون ما خودمون هم نمی تونستیم درست حدس بزنیم

باز برمیگردیم به ضرب المثل اول

آوای دهل شنیدن از دور خوش است

چرا چون وقتی نزدیک میای میبینی فقط صدای ترق و تروق یک طبل تو خالی بیشتر نیست که چند دقیقه بعد همین ترق و تروق تبدیل میشه به صدای گوشخراش و به قول دوستان حال بهم زن

به امید روزی که نسل جدید گول حرفای به ظاهر درست فرقه رو نخورن البته الان دیگه عصر کامپیوتره مثل زمان ما نیست

تنها یک درخواست عاجزانه دارم از پدر و مادرها. البته بهتون التماس میکنم مواظب جوونی جوون هاتون باشید که هدر نره و مثل ما نشند.

س. ه. اسیر آزاد شده فرقه رجوی در آلبانی

*** 

علیرضا نوری زاده: خانم رجوی! چرا بچه های عضو را برای شرکت در کارناوال نیاوردید؟ ترسیدید؟ 

https://youtu.be/hLpUSEubkKA

کیهان لندن – خداحافظ بغداد، سلام تیرانا

https://youtu.be/bQKaQTYVik4

شاهزاده رضا پهلویشاهزاده رضا پهلوی: مجاهدین خلق در زمان جنگ ایران و عراق با صدام حسین همکاری کردند این امر باعث میشود که شریک سیاسی مناسبی نباشند

مجاهدین خلق فرقه رجوی در امریکارضا تقی زاده، کیهان لندن: تمرین مجاهدین نوحه‌خوان و سینه‌زن برای رقص «تانگو» با «عمو ترامپ»!ا

علامه حسینی مشاور مریم رجوی اعلام جدایی کردجدایی آقای علامه حسینی مشاور ارشد مریم رجوی از فرقه مجاهدین

افشای اعتصاب غذای دروغین مجاهدین خلق فرقه رجویSitting Down with the MEK (Mojahedin Khalq, Rajavi cult, NCRI, …)

The MEK’s dirty past includes the anti-Imperialist inspired murder of six Americans in pre-revolution Iran which it later celebrated in songs and publications

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30458

در ۱۹ فروردین ۹۰ چه اتفاقی افتاد؟ (+ سفسطه تنها هنر رجوی)ا 

 Camp Ashraf 90بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، پانزدهم ژوئیه ۲۰۱۷:…  ما در آرامش بودیم که به ما ابلاغ شد که نیروهای عراقی را با تیر کمان و فلاخن بزنید. من که خودم برای دوستم سنگ آماده میکردم و او با فلاخن میزد خودم هم ناراحت بودم که اینها که حمله نکردند و آرام آنجا ایستاده اند این چه کاری است ما میکنیم؟ این چه دستوری است؟ با این کار و ادامه آن، ما باعث شدیم که نیروهای عراقی به ما … 

در پی درگیری های خشونت آمیز فدائیان فرقه رجوی، نماینده ایران اینترلینک خانم سینگلتون، از کمپ عراق جدید (سابقه اشرف) دیدار کرد

کمپ بدنان اشرف تعطیل شداین مسیر رجوی به بدتر ازناکجا آباد منتهی شد!

سفسطه تنها هنر رجوی

نوشته س. ه. جداشده در آلبانی
لینک به منبع

فکر نکنم کلمه سفسطه نیاز به توضیح داشته باشه ولی در همین حد میگم که مسعود رجوی با حرافی، شب رو به عنوان روز طوری غالب میکنه که به قول معروف میخوای بری بیرون، عینک دودی میزنی

این پیش درآمد رو واسه این گفتم که سر موضوع اصلی خالی الذهن نباشید

سالهای سال مسعود رجوی اسم مقر اصلی اش در عراق رو گذاشته بود “قرارگاه اشرف”

راستی چرا؟

به یک دلیل واضح که به بیرون بقبولانه اینجا نفرات آرام و قرار دارند چون معنی کلمه قرارگاه همینه خودش می گفت). ولی در پادگان اشرف تنها چیزی که پیدا نمیشد یا دقیق تر بخوام بگم نمیگذاشتن که پیدا بشه آرام و قرار بود.

به قول شاعر

آن که یافت می نشود آنم آرزوست

حتی سر کوچکترین موضوعات بی مورد هم پاچه آدمها رو می گرفتن. مثلا چرا چند روزه موقع ناهار کنار فلانی می شینی؟ چرا موقع ناهار برای فلانی جا نگه داشتی؟ گزارش دادن که با فلانی داشتی حرف میزدی. تازه این شروع ماجرا بود.

بعد باید طرف میرفت حتی به دروغ مینوشت که بله من چندین بار واسه فلانی جا نگه داشتم و رابطه خاص دارم.

تازه اگر هم یکی جیگر داشت تقابل کنه، که شکر خدا من پای ثابت در تقابل داشتم، میگفتن برو خودت بنویس که با کی رابطه چفت داری. این شروع قضیه بود. تازه وقتی هم مینوشتی همیشه هم یه سری بادمجون دور قاب چین بودند که می گفتن بله تشکیلاته. آخرش هم طبق معمول به فحش و فحش کاری تمام میشد. بعد دیگه حالی برات نمی موند که حتی بخوای جواب سلام برادر خونی خودتو بدی. تازه این قبل از بحث های تکراری رجوی ها بود. اون وقت مریم رجوی شاکی بود که چرا عکس العمل زیاده؟ چرا آدما اعصاب شون خرابه و نمیشه با کسی حرف زد؟ انگار آدما دنبال بهانه اند و حوصله حتی یک شوخی ساده رو هم ندارند.

یه جوری خودشون رو میزدن به خریت که انگار ما نمیدونیم نفرات چرا اینقدر عصبی هستن؛ شاد بودی صدات میکردن چه خبر شده؛ توی خودت بودی هکذا، فرقی نمیکرد. بلاخره یه چیزی پیدا میکردن واسه گیر دادن چیزی که یاد داشتن بهانه بود

اینا همه یه طرف. وقتی هر کس توی خلوت خودش فکر میکرد که ای بابا پیر شدیم رفت، هیچی برامون نمونده، حتی یه خواب راحت. زود بخوابی یه حرف توشه، دیر بخوابی بازم همینطور

اون وقت رجوی یه جوری تبلیغات میکرد و می گفت “قرارگاه اشرف” که اگر کسی نمیدونست میگفت اون تو چه خبره

تنها جمله‌ای که رجوی میگفت این بود (که فکر کنم خودش هم حواسش نبود که نباید راستش رو بگه، چون یه عمر عادت کرده بود به دروغ گفتن و نیرنگ بازی)
میگفت: “قرارگاه بی قراران”، فقط اینو راست میگفت چون هیچ کس آرام و قرار نداشت. به لحاظ جسمی فعلا بماند، مگر بیگاری ها میذاشت؟ به لحاظ روانی هم آدما آرام و قرار نداشتن. بعد میگفت اینها جنگ روزانه است

اره جنگ اعصاب دائمی و مادام که کسی یه وقت فکر نکنه که ای بابا

اصلا یارو با فکر کردن آدم ها در تضاد بود

دقیقا نمیدونم اسم شاعر شعر زیر کیه

“دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم”

ولی اشرف و لیبرتی به هر مصیبتی بود گذشت رجوی میخواد باز دوباره همه رو یه جا جمع کنه با حصار و سیم خاردار و باز بیگاری ها. حتی همین آزادی نیم بند که هر کس میخواد بره توی شهر با ده تا بپا میره رو تحمل نداره

از خدا میخوام اونایی که هنوز توی چنگال فرقه اسیرن بتونن به خودشون بیان و شاید هم بشه براشون کاری کرد

به امید روزی که هیچ کس نباشه که توی زندان و چنگال فرقه باشه

س. ه. اسیر آزاد شده از فرقه رجوی در آلبانی

*

شعری از “احمد شاملو” که زبان حال وضعیت اعضا در فرقه رجوی است.

دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد

روزگار غریبی است نازنین

و عشق را کنار تیرک راهوند تازیانه می زنند
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد

روزگار غریبی است نازنین

و در این بن بست کج و پیچ سرما
آتش را به سوخت بار سرود و شعر فروزان می دارند
به اندیشیدن خطر مکن

روزگار غریبی است نازنین

آنکه بر در می کوبد شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد

دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد

روزگار غریبی است نازنین

نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد

آنک قصابانند بر گذرگاهان مستقر با کُنده و ساطوری خون آلود
و تبسم را بر لبها جراحی می کنند
و ترانه را بر دهان
کباب قناری بر آتش سوسن و یاس

شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد
ابلیس پیروز مست سور عزای ما را بر سفره نشسته است
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد

احمد شاملو

در ۱۹ فروردین ۹۰ چه اتفاقی افتاد؟

نوشته ز. ش. جداشده در آلبانی
لینک به منبع

با کشته شدن دوستانم در ۱۹ فروردین ۱۳۹۰به دست نیروهای عراقی، هنوز که هنوزه به یاد آن روزها که میفتم جز آه و حسرت و ناله و اینکه ای کاش این اتفاق نمیفتاد و سی و اندی از بیگناه ترین افراد و کم سن و سال ترین نفرات کشته نمیشدند، چیزی ندارم.

من نمیخواهم که این کار نیروهای عراقی را تایید کنم. اما فکر می کنم که باید گشت و دید که چرا این اتفاق افتاد. من خودم یکی از نفراتی بودم که آن روز در خط جلو قرار داشتم و شانس آوردم که زنده ماندم. میتوانم به شما بگویم علت این حادثه چه بود و اینکه تمام این مطالب واقعی است.

روز ۱۹ فروردین ۹۰ ما را به روبروی نیروهای عراقی بردند و مثل همیشه کارمان شعار دادن بود و نیروهای عراقی هم در جلو ما صف کشیده بودند و احتمال حمله بود، ولی فکر می کردیم بدون خونریزی باشد.

یک تپه کوچکی هم در جلوی ما قرار داشت که ما پشت آن بودیم و نفراتی هم در کنار ما بودند. از قبل با خودمان تیر کمان و فلاخن سنگ پرت کن همراه داشتیم و گلوله هایی هم که با سرب از باتری های کهنه درست کرده بودیم و واقعیت هم این است که بخاطر سنگینی آن مثل یک گلوله عمل میکرد.

ما در آرامش بودیم که به ما ابلاغ شد که نیروهای عراقی را با تیر کمان و فلاخن بزنید. من که خودم برای دوستم سنگ آماده میکردم و او با فلاخن میزد خودم هم ناراحت بودم که اینها که حمله نکردند و آرام آنجا ایستاده اند این چه کاری است ما میکنیم؟ این چه دستوری است؟ با این کار و ادامه آن، ما باعث شدیم که نیروهای عراقی به ما حمله کنند و آنها هم اول شروع به تیراندازی هوائی کردند. دیدند که ما ادامه میدهیم آنها هم شروع به زدن ما کردند.

این را میخواستم بگم که علت اصلی چیزی نبود جز فرمانی که به ما داده بودند که نیروهای عراقی را بزنیم. این در دنیا هم رایج است که نیروهای نظامی و پلیس را موقعی که تهدید کنی آنها هم از خود دفاع خواهند کرد و این کار ادامه داشت تا آمدن به خیابان اصلی.

در این قضایا من حتی یک مسئول بالا در کنار خود ندیدم که حضور داشته باشد و مقداری هم انگیزه به ما بدهد. این تناقض همه نفرات شده بود، حتی موقعی که آرامش هم حفظ شد. مسئولین در سنگرهایی که از قبل آماده شده بود و در جای امنی هم بود حضور فعال داشتند و از آنجا دستور میدادند. اکثر قربانیان دختران جوانی بودند که در میدان اصلی کشته شدند که به دستور شخص خود رجوی بوده که می گفت اینها جوان هستند و میتوانند در دنیا اثر خوبی بگذارد که مردم را تحت تاثیر قراردهند تا فرقه رجوی در دنیا بیشتر شناخته شود و مظلومیت آن معلوم گردد. برای رجوی خونخوار و قدرت طلب خون آدمها ارزشی نداشت بلکه میخواست با ریختن خون اینها اعتبار از دست رفته خود را به دست آورد. حتی میگفت باید شهید داد چون راه ما با خون باز میشود. درست میگفت راه به قدرت رسیدن رجوی با دادن خون جوانهای بیگناه باز میشد نه با خون مسئولین بالا.

اجساد این افراد را هم چند روزی نگه داشتند که خبرگزاریهای بیشتری آن را ببینند. حتی با اجساد قربانیان هم دنبال چه چیزهایی بود که حتی رجوی میگفت اجساد هم دارند با جسدهای بیروحشان مبارزه را ادامه میدهند و حتی مدتها گذشت که این اجساد را در اشرف به خاک بسپارنند

کتابهایی باید نوشت سر این حملات و پشت پرده آن. این خلاصه ای از این موضوع بود. فقط میخواستم بگویم از اول تا آخر و مقصر اصلی کسی نبود جز شخص رجوی خائن، که خون جوانان نازینی که مثل من فریب این فرقه را خورده بودند را به هدر داد.

مردم ما باید بدانند و فریب این دستگاه و تبلیغات دروغین این دستگاه را نخورند. علت این است که بهترین نفرات آنهائی هستند که در آن حملات و اتفاقات حضور داشتند و کمترین شکی هم نکنید که تمام حرفهایی که فرقه میزند از اول تا آخرش دروغی بیش نیست.

نفر جداشده از فرقه رجوی در تیرانا آلبانی ز. ش.

***

Ashraf camp Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) April 2011

https://youtu.be/2W17BX3t4GI

فاجعه کمپ اشرف نوزدهم فروردیایرج شکری: سالگرد فاجعه ۱۹ فروردین ۹۰ و شیپورچی های رهبری مجاهدین 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=7353

استراتژی که در عراق جا ماند 

حجت سیداسماعیلی، ایران دیدبان، نوزدهم اکتبر ۲۰۱۳: … علیرغم تمامی بی محلی های انجام شده در مقابل اقدامات مجاهدین و حامیان سیاسی شان بازهم مجاهدین بشکل زبونانه تلاش کردند اینبار توسط حامیان سیاسی شان بر روابط بین عراق و آمریکا تاثیر گذاشته تا بدین طریق هم عراق و هم آمریکا را زیر فشار قرار داده تا بر بحران نابودی تشکیلاتشان در عراق چیره شوند. در همین رابطه در تاریخ ۱۳/۰۷/۱۳۹۲ طبق خبری …

(Rajavi from Saddam to AIPAC)

لینک به منبع

استراتژی که در عراق جا ماند

حجت سیداسماعیلی،عضو پیشین شورای مرکزی مجاهدین:

برگزاری یازدهمین دور انتخابات ریاست جمهوری در بیست و چهارم خرداد ماه ۱۳۹۲ و انتخاب آقای روحانی به این سمت؛ حاکی از رای مردم به اعتدال و میانه روی و نفی هرگونه راه کارهای خشونت طلبانه برای حل و فصل مسائل سیاسی چه در عرصه داخلی و چه در پهنه مسائل خارجی بوده است.

بدین ترتیب مشخص بود که این انتخاب و پیشی گرفتن سیاست اعتدال و بوجود آمدن امید هایی برای حل مشکل قدیمی اتمی بین آمریکا و هم پیمانانشان با ایران به مذاق مجاهدین که نگاهی استراتژیک به خشونت و تروریسم دارند خوش نیاید.

بنابراین مجاهدینی که بعد از صدام حسین تمام تلاششان این است که خود را به هر قیمتی به آمریکا آویزان کنند طبیعی است که تمامی توان تشکیلاتی ، مالی ، امکاناتی و تبلیغاتی خود را صرف مخدوش کردن چهره دولت مردان ایرانی و سنگ اندازی در مسیر ایجاد هرگونه رابطه سیاسی و نهایتا حل و فصل مسالمت آمیز موضوع اتمی ایران با کشورهای غربی را در دستور کار خود قرار دهند.

البته در این میان نباید همسو شدن مجاهدین با سیاست کشورهایی همچون اسرائیل ، عربستان سعودی و . . . طرح و برنامه آنان در ایجاد اخلال در این روند را از قلم انداخت بویژه اعضای کنگره آمریکا که در صف اسرائیل و دیگر کسانی قرار دارند که مخالف حل و فصل مسالمت آمیز موضوع اتمی ایران هستند. بنحویکه بعد از سخنرانی آقای حسن روحانی در اجلاس سالانه ملل متحد و استقبال بی نظیر روسای دولت های شرکت کننده در این اجلاس و ملاقات های متعدد رئیس جمهور و وزیر امور خارجه ایران با سران و وزیران خارجه کشورهای مختلف باعث شد که نتانیوهو سراسیمه راهی واشینگتن شده و به دیدار اوباما بشتابد.

بنابراین دور جدید اقدامات مجاهدین را می توانیم فعالیت های سیاسی بشدت هدایت شده با سمت و سوی تحت تاثیر قرار دادن رابطه ایران با غرب بویژه درآستانه مذاکرات ژنو قلمداد کنیم که بشکل زیر مورد تجزیه و تحلبل قرار دهیم.

• در ارتباط با مسائل داخلی :

فعالیت های مجاهدین در سطح داخلی حول دو محور اعدام ها و زندانیان سیاسی و اعتراضات داخلی متمرکز است. هدف مجاهدین از تمرکز روی این دو موضوع این است که بگویند با انتخاب آقای روحانی هیچ تغییری در وضعیت داخل کشور و آزادیهای مردم بوجود نیامده و سرکوب و اعدام زندان کردن از یک سو و اعتراضات مردمی از سوی دیگر که مجاهدین آنرا پاسخ مثبت مردم به شعار “اعتراض و قیام، هر فرصت، هر زمان، هر مکان ” رجوی مصادره میکنند، همچنان ادامه دارد. تا چهره ای دیکتاتور از دولت جدید را در نگاه دولت های خارجی ترسیم کرده باشند.

• در سطح بین المللی

در سطح بین المللی اما ، مجاهدین تلاش کردند حادثه دهم شهریور قرارگاه اشرف را به دولت مالکی و البته تحت فرماندهی مستقیم ایران نسبت داده و محکومیت آنرا توسط سازمان های بین المللی و دولت ها بدست آورند و در این رابطه از هیچ کوششی فروگذار نکردند.

ولی آنچه که در این میان برای مجاهدین از اهمیت بیشتری برخورار بوده و هست موضوع ۷ نفری است که در حمله به اشرف به گروگان گرفته شده اند. بنحویکه مجاهدین تمام توان تبلیغاتی و رسانه ای خود را روی مفقود شدن هفت تن از ساکنین سابق اشرف معطوف کرده اند. اطلاعیه های یومیه شورای ملی مقاومت و گمانه زنی های بی وقفه، فراخوان مجاهدین در کشورهای مختلف، مکاتبات مریم رجوی و سخنرانی های حامیان اروپایی مجاهدین، مقالات و اظهارنظرها و جلب حمایت از برخی شخصیت های سیاسی و مذهبی و غیره همه و همه گواه این ادعاست.

و در اینجا این سوال مطرح میشود که براستی چرا ؟ و این حجم از نگرانی مجاهدین برای سرنوشت نامعلوم این ۷ گروگان از بابت چیست ؟

با توجه به سابقه امر و شناختی که از مجاهدین وجود دارد باید در جواب گفت : بلوای مجاهدین از گم شدن هفت عضو خود دقیقا نه بابت نگرانی از به خطر افتادن جان آنها که بر عکس، بخاطر ترس از زنده ماندن آنها و عواقب و هزینه ها و پیامدهای سیاسی ناشی از آن است که نکند مدتی بعد مصاحبه ای از آنها با صدای خودشان که جنایات مجاهدین را افشا میکنند از یک شبکه اجتماعی و یا از یک رسانه شنیده شود و این یعنی یک ضربه مهلک سیاسی دیگر به مجاهدین.

از سوی دیگر مسئله هسته ای ایران و دیدار هایی که بین مقامات ایران و آمریکا در حاشیه اجلاس سازمان ملل متحد در نیویورک انجام گرفت نقطه عطفی در رابطه بین ایران و غرب بویژه آمریکا بوده و مجاهدین را بلحاظ سیاسی در بن بست مرگباری قرار داده است. بنحویکه از سرفصل انتخابات ریاست جمهوری در ایران تاکنون بدترین وضعیت سیاسی خود در آویختن به دامن غرب را سپری میکنند و طبیعتا در تلاش برای فائق آمدن بر این مشکل است که باصطلاح افشاگری اتمی اخیر مجاهدین شکل می گیرد.

نتیجه اینکه:

۱ – مجاهدین تلاش کردند عملیات قرارگاه اشرف را به دولت آقای مالکی نسبت دهند تا نشان دهند که دولت آقای عراق تحت نفوذ ایران است و این عملیات نیز توسط این دولت و تحت فرماندهی نیروی قدس سپاه پاسداران انجام گرفته است.

۲ -سعی کردند با دادن انواع و اقسام اخبار از محل زندانی شدن ۷ گروگان در بغداد و اینکه آنها بزودی به ایران منتقل خواهند شد موجی را در سطح بین المللی ایجاد کنند و دولت آقای مالکی را مسئول مستقیم عملیات اشرف قلمداد کنند و کار را تا آنجا پیش بردند که در اطلاعیه هایی اعلام کردند که مقاماتی از وزارت خارجه آمریکا نیز از محل نگهداری این گروگانها بازدید کرده اند که بعدا این خبر توسط وزارت خارجه آمریکا در بغداد تکذیب شد.

۳ – وجود ۷ گروگان فرصت تبلیغاتی خوبی را بدست مجاهدین داد. بنحویکه در تاریخ ۲۰/۰۷/۱۳۹۲ یک آگهی تبلیغی علیه دولت آقای مالکی در روزنامه واشینگتن تایمز به چاپ رسانده اند. تیتر این آگهی میگوید: “آقای اوباما، به مالکی بگویید بایستی قبل از آمدن به کاخ سفید ۷ گروگان اشرف را آزاد کند”. مجاهدین در این آگهی رئیس جمهوی آمریکا را به سکوت متهم کرده و اعلام داشته اند که “مورد حسابرسی قرار ندادن مالکی، چراغ سبزی برای جنایتهای دیگر است. اکنون زمان اقدام است، بایستی اصرار کنید مالکی این هفت گروگان را که توسط نیروهای عراقی در اشرف ربوده شده اند بلادرنگ آزاد کند”.

۴ – اعتصاب غذا از دیگر اقداماتی است که مجاهدین تلاش کرده اند با راه اندازی آن توجه جامعه جهانی را به موضوع ۷ گروگان جلب کنند.

امروز بیش از چهل روز از اعتصاب غذای مجاهدین در لیبرتی و ۶ کشور جهان میگذرد . مجاهدین اعلام کردند اعتصاب غذاکنندگان در لیبرتی، برلین، ژنو، لندن، اتاوا، و ملبورن -که برخی از آنها در شرایط بحرانی به سر می برند-خواهان آزادی فوری هفت گروگان و تأمین حفاظت برای ساکنان لیبرتی هستند.

۵ – کشته شدن ۵۲ تن در اشرف بهانه ای بود که مجاهدین بتوانند مجددا در کنار سایر خواسته هایشان استقرار کلاه آبی های ملل متحد در لیبرتی را مطرح کنند تا بتوانند برای مدت طولانی در لیبرتی بمانند. در این رابطه طرح چهار ماده ای مریم رجوی خطاب به ملل متحد و آمریکا که هم در تاریخ ۱۸ شهریور ۹۲ و به بهانه ” گرامیداشت شهیدان اشرف” و هم در تاریخ ۲۸ شهریور و در سخنرانی ژنو ؛ در راستای همین هدف بود.

۶ – با توجه به اینکه ایران در آستانه مذاکرات هسته‌ای با گروه ۱+۵ در ژنو قرار دارد ، مذاکراتی که به سطح وزرای امور خارجه طرفین ارتقا پیدا کرده و زمینه دیدار محمد جواد ظریف و جان کری، وزرای خارجه ایران و آمریکا را فراهم می‌کند، طبیعتا به مذاق مجاهدین خوش نمی آید. بنابراین “افشاگری اتمی” جدید مجاهدین اقدامی در راستای تاثیر گذاری بر مذاکرات ژنو بوده که با شکست مواجه گردید.

بنظر میرسد علیرغم جنجالی که مجاهدین حول این خبر به راه انداخته و به خورد خبرنگاران داده اند در عمل از استقبال چندانی روبرو نشد. بنحویکه رادیو فردا در تاریخ یازدهم اکتبر ۲۰۱۳ برابر با نوزدهم مهر ۹۲ اعلام کرد : ” . . . گزارش‌هایی که این سازمان (بعد از سال ۲۰۰۲) درباره برنامه اتمی ایران منتشر کرده ، کمتر مورد استناد سازمان‌های جهانی نظیر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و دولت‌های غربی قرار گرفته است، چنان‌چه این بار هم خبرگزاری رویترز به نقل از مارک فیتزپاتریک، کارشناس هسته‌ای، نوشت که ادعای مجاهدین خلق باورپذیر نیست.

همچنین درخواست تعدادی از سناتور های استیجاری مجاهدین از باراک اوباما برای توقف غنی سازی اورانیوم در ایران یک روز قبل از انجام مذاکرات ژنو از جمله تلاش های مذبوحانه دیگری است که مجاهدین در آستانه مذاکرات ژنو به آن دست زدند.

بنابراین باید گفت تا اینجای کار علیرغم فعالیت های گسترده مجاهدین چه در عرصه داخلی و چه در سطح بین المللی با هدف تخریب چهره دولت جدید و تاثیر گذاری بر روابط ایران با غرب بویژه در خصوص مذاکرات هسته ای و با علم کردن کشتار اشرف و ۷ گروگان با موفقیت چندانی روبرو نشده است . جالب توجه اینکه در تمامی موارد فوق تقریبا هیچ موضگیری رسمی از سوی دولت مردان آمریکایی به نفع مجاهدین در جریان موضوع کشتار اشرف صورت نگرفته است. و در جریان انتقال اعضای باقی مانده مجاهدین از اشرف به لیبرتی نیز وزارت خارجه آمریکا در تاریخ ۲۰/۰۷/۱۳۹۲ اعلام کرد: “از انتقال بازمانده‌های گروه مجاهدین به کمپ «لیبرتی» استقبال میکند”. و این بی تفاوتی آمریکا باعث به فغان آمدن رهبری مجاهدین شد.

همچنین انجمن دفاع از قربانیان تروریسم به نقل از اجلاس سنای امریکا، در پنجم اکتبر ۲۰۱۳ برابر با ۱۳/۰۷/۱۳۹۲ نوشت: “. . . وندی شرمن معاون وزیر امور خارجه آمریکا که در پاسخ به سوالات دو سناتور حامی مجاهدن سخن می گفت علنا اظهار داشت:”من از رهبری مجاهدین در کمپ و مستقر در پاریس می خواهم تا اجازه دهند این انتقال پیش برود زیرا تا زمانی که این انتقال محقق نشود امنیت و سلامت در خطر خواهد بود. ما هر کاری را که از دستمان بر آید انجام خواهیم داد تا این افراد در کمپ در امنیت به سر ببرند. “

نکته قابل توجه اینکه : اظهارت وندی شرمن صریحا اشاره به کارشکنی های رهبران مجاهدین داشت که در مسیر اخراج اعضاء این گروه صورت گرفته و مانع اجرای توافق نامه سازمان ملل و دولت عراق در این خصوص شده است.

همچنین در راستای بی تفاوتی غرب بویژه آمریکا به هیاهوی تبلیغاتی مجاهدین اطلاعیه شماره ۷۱ سازمان که در تاریخ ۱۰ مهر ۹۲ منتشر شد قابل تامل است. در این اطلاعیه که با عنوان ” پنجمین هفته اعتصاب غذای مجاهدان لیبرتی و ایرانیان در ۵ کشور جهان” متشر شده است آمده است:

” . . . آمریکا و ملل متحد تاکنون در قبال جنایت هولناک در اشرف، جان هفت گروگان اسیر در چنگال آدمکشان مالکی و درد و رنج اعتصابگران سکوت کرده و بی عملی پیشه کرده اند و هیچ واکنش جدی و متناسبی ابراز نکرده اند.

مریم رجوی، رئیس جمهور برگزیده مقاومت، در روز ۳۰سپتامبر در مجمع پارلمانی شورای اروپا درباره گروگانهای اشرفی و جنایت علیه بشریت در اشرف گفت، «تماشا کردن و سکوت پیشه کردن، تأیید جنایت و تن دادن به اراده یک فاشیسم دینی خونریز است”.

علیرغم تمامی بی محلی های انجام شده در مقابل اقدامات مجاهدین و حامیان سیاسی شان بازهم مجاهدین بشکل زبونانه تلاش کردند اینبار توسط حامیان سیاسی شان بر روابط بین عراق و آمریکا تاثیر گذاشته تا بدین طریق هم عراق و هم آمریکا را زیر فشار قرار داده تا بر بحران نابودی تشکیلاتشان در عراق چیره شوند. در همین رابطه در تاریخ ۱۳/۰۷/۱۳۹۲ طبق خبری که در سایت مجاهدین درج شد ، ” سناتور مک کین بر تعهدات حفاظتی آمریکا به اشرفیها تأکید کرد و تهدید به قطع کمکهای آمریکا به عراق در صورت ادامه بدرفتاری با مجاهدین نمود.”

ولی روز یکشنبه مورخ ۲۱/۰۷/۱۳۹۲ و بعد از گذشت یک هفته از اظهارات لابی مجاهدین، سفیر امریکا در بغداد موضعگیری کرد تا با تنش زدایی و اعلام عمومی و تاکید بر سیاست خارجی دولت این کشور در تقابل با خطوط تبلیغاتی مراکز لابی گری مجاهدین و صهیونیست ها جلوی صدمات بیشتر به منافع امریکا را بگیرد.

استفان بیکرافت سفیر امریکا در عراق در مصاحبه با «المدی پرس» گفت: “ایالات متحده امریکا طبق توافقنامه ای که با دولت عراق امضا کرده است متقبل شده تا در همه زمینه ها بعنوان شریکی فعال در کنار عراق بماند”. وی گفت: ” سخنانی از این طرف و آن طرف پخش می شود با مضمون قطع کمک های امریکا به عراق بخاطر عدم موفقیت عراق در حفاظت کامل از برخی از اعضای مجاهدین خلق. ولی ما با تاکید به دولت عراق اطمینان میدهیم که ما به هیچ وجه همکاری خود با عراق را قطع نخواهیم کرد”. که مجاهدین تنها آن بخش از سخنان سفیر آمریکا در بغداد را ذکر کرده بود که در حمایت از مجاهدین تلقی میشد.

بنابراین در مسیر پر شتاب مذاکرات هسته ای و فعال شدن روابط ایران با غرب و بی کلاه ماندن سر مجاهدین حداقل تا مقطع فعلی طبیعی است مجاهدین بازهم با تمام توان تشکیلاتی و ظرفیت پشتیبانان منطقه ای و بین المللی شان اقدامات دیگری را در ادامه جنگ سیاسی و اطلاعاتی انجام دهند ولی آنچه که رهبری مجاهدین هنوز از درک آن عاجز است و یا خود را به نفهمی می زند تغییر شرایط و شروع یک دوران جدید بعد از یازدهمین دور انتخابات ریاست جمهوری در ایران و بسته شدن قرارگاه اشرف چه در ایران و چه در رابطه ایران با غرب و بویژه با آمریکاست. و این یک شکست تمام عیار ایدئولوژیک – تشکیلاتی و استراتژیکی برای این گروه محسوب میشود و آنچه که از آنان باقی مانده است یک جسم بی روح و البته متعفن که حاصل و ثمره بیش از سه دهه خیانت به آرمانهای مردم ایران و خودفروشی و مزدوری به بیگانگان است که تنها باید به قبرستان تاریخ سپرده شود.

Wondering at those Americans who stand under the flag of
Mojahedin Khalq (MKO, MEK, NCRI, Rajavi cult) only to
LOBBY for the murderers of their servicemen

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30065

اعتراض خانواده ها به دولت فرانسه: چرا به رجوی اجازه برگزاری جشن بزگداشت ترور و خشونت میدهید؟

 Maryam Rajavi Baghdadi MEK ISIS terror Tehranانجمن فراق، بیست و پنجم ژوئن ۲۰۱۷:…  سال های زیادی است عده ای جنایت کار ، خائن و تروریست در کشور فرانسه به عنوان پناهنده سیاسی و به اصطلاح مخالف نظام ایران جا خوش کردند . آنها هرجنایتی که می خواهند مرتکب می شوند وتعجب آور است که دولت فرانسه با توجه به سابقه این فرقه تروریستی ، از آنها به نحو شایسته حمایت می کند. مریم قجر عضدانلو (رجوی)، یکی از … 

رفسنجانی، بهشتی، فرقه رجوی ترور حزب جمهوریرجوی بنیانگذار تروریسم و عملیات انتحاری

تروریسم مجاهدین خلق فرقه رجوی در تهرانروز چهارشنبه آخرین عملیات تروریستهای داعشی در ایران بود !

لینک به منبع

اعتراض شدید خانواده های عضو انجمن نجات استان اردبیل به دولت جدید فرانسه:چرا به فرقه تروریستی رجوی اجازه برگزاری جشن می دهید؟

خانواده های عضو انجمن نجات استان اردبیل با انتشار پیامی به حمایت دولت فرانسه از فرقه تروریستی رجوی اعتراض نمودند.

به گزارش پایگاه خبری – تحلیلی فراق ، ۱۰ تیر ماه ۱۳۹۶ برابر با اول ژوئیه ۲۰۱۷ قرار است مریم رجوی به پاسداشت سالگرد پیوند با آمریکائی ها جشن بادکنکیِ «ویلپنت» را برگزار نماید.

مریم رجویِ از هم اکنون خود را برای این مراسم آرایش می کند تا از نظر مریدانش جذاب به نظر برسد اما نکته مهم اینجا است که چرا امانوئل مکرون، نامزد پیروز انتخابات ریاست جمهوری فرانسه نیز که به ۶ دهه سلطه مطلق جریان های سیاسی راستگرا و چپگرا در فرانسه پایان داد، به چنین فرقه تروریستی اجازه خودنمائی می دهد.

در نامه اعتراضی این خانواده ها  آمده است:

سال های زیادی است عده ای جنایت کار ، خائن و تروریست در کشور فرانسه به عنوان پناهنده سیاسی و به اصطلاح مخالف نظام ایران جا خوش کردند . آنها هرجنایتی که می خواهند مرتکب می شوند وتعجب آور است که دولت فرانسه با توجه به سابقه این فرقه تروریستی ، از آنها به نحو شایسته حمایت می کند.

مریم قجر عضدانلو (رجوی)، یکی از تهدیدات بزرگ کشور و ملت فرانسه است . جداشدگان از فرقه تروریستی منافقین چندین بار با ارائه مدرک این موضوع را خدمت دولت مردان این کشور ارائه دادند و خطرهای حضور منافقین را در فرانسه اعلام کردند.

وی  و نیروهای وابسته به این زن در  فرانسه از مربیان ترور و کشتار در جهان هستند . این زن  پرورش دهنده جانوران آدمخواری همچون داعش است که درس آدم سوزی را به اعضایش آموزش می دهد.

در ادامه این نامه آمده است : ما خانواده های اسیران فرقه وحشی و خونخوار رجوی هستیم که این گونه فرزندان بی گناه ما به آتش کشیده می شود و  متاسفانه در این میان  مجامع بین المللی و حقوق بشری نیز سکوت کرده اند .

فرقه رجوی بیشترین حجم ترور را در کشور ایران داشت که آمار آن ۱۷ هزار نفر آن هم به طور رسمی می‌باشد. این فرقه در حالی با بی شرمی تمام این آمار را به طور رسمی بر عهده گرفته‌ که به گزارش وزارت خارجه آمریکا در سال ۱۹۹۷، این فرقه به شدت مورد نفرت مردم است و رئیس‌جمهور، نخست‌وزیر و هزاران نفر از مردم ایران به دست آنها به شهادت رسیدند.

در عین حال جای تاسف دارد که دولت فرانسه  از سرکردگان این فرقه  حمایت می کند و اجازه می دهد تا با اجاره ژنرال های بازنشسته و متکدیان دوره گرد جشن حمایت از مریم قجر راه اندازی کنند.

سوال خانواده های اسیران فرقه رجوی از دولت فرانسه این است که چرا این افراد با خوی حیوانی و درندگی در کشور شما حمایت می شوند؟  آیا خود سوزی در کشور فرانسه رایج است که شما هیچگونه عکس العملی در مقابل آنها از خود نشان ندادید ؟ نباید از این اسیران دفاع و حقوق آنها گرفته شود ؟ نباید مسببین اصلی این جنایات را به پشت میز محاکمه کشاند که چرا و به چه دلیل دستور خود سوزی آن هم در کشور مهد عدالت همچون فرانسه صورت بگیرید ؟ نباید مریم رجوی که الان با ژست مدافع حقوق بشر در جلسات و نمایشهای مترسکی ظاهر می شود به رفتارهای غیر انسانی خود جوابگو باشد ؟

چرا در جشن های ساختگی این فرقه  از ملت ایران ، یا جداشدگان از فرقه و حتی از خانواده ها دعوت نمی شود ؟ چرا اعضای این فرقه  از  آلبانی در این جشنها شرکت نمی کنند ؟

به گزارش فراق، چندی پیش علی رغم اعتراض شدید خانواده های اسیران فرقه رجوی به نشست منافقین در پاریس، وزارت خارجه فرانسه دراظهاراتی متناقض اعلام کرده بود که این کشور هیچ ارتباطی با فرقه مذکور ندارد.

وزارت خارجه فرانسه در حالی اعلام کرد این کشور هیچ ارتباطی با منافقین برقرار نکرده و این فرقه را سازمانی «غیر دموکراتیک» و «طرفدار خشونت» می‌داند که سال گذشته هم پاریس پایتخت فرانسه میزبان جشن تعدادی از اعضای فرقه رجوی بود و به دنبال آن در روز جشن ملی فرانسه حادثه تروریستی نیس اتفاق افتاد.

سایت فراق پیشتر نیز به برگزاری این تجمع توسط کسانی که دست‌شان به خون مردم ایران آغشته است، با صحنه گردانی پدر و پایه گذار گروهک‌های تروریستی همچون طالبان القاعده ، داعش و شریک صهیونیست‌ها در خاک فرانسه هشدار داده بود اما در عین حال حمله تروریستی با کامیون مملو از اسلحه و نارنجک به مردم در شهر نیس در فرانسه با ۸۰ کشته در سالروز جشن ملی فرانسویان نشان داد که فرانسه نیازمند آگاهی و بیداری است.

خانواده های انجمن نجات استان اردبیل ، تروریست و خشونت طلب خواندن فرقه تروریستی رجوی را توسط دولت فرانسه به تنهایی کافی ندانسته و خواهان برچیده شدن ریشه آنها هستند.

در پایان از رئیس جمهور جدید فرانسه درخواست می کنیم که وطن فروشانی روباه صفت چون مریم رجوی و مسعود رجوی را که در ظاهر به درک واصل شده ، از کشور فرانسه اخراج  شود تا دامن کشور فرانسه بیش از این آلوده حوادث تروریستی نگردد.

انتهای پیام

*** 

مستند “بازخوانی جنایات گروهک تروریستی منافقین” از زبان جدا شده ها. تهیه شده در صدا و سیمای اردبیل (سبلان). مصاحبه ها از آقایان کرم خیری – اسفندیار پناهی – رضا رجب زاده و علی مرادی.

 https://youtu.be/UEwFH7uzTOg

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30196

سخنی با خانواده محترم ایرانپور 

Mojahedin Khalq Rajavi cult Tirani camp 1م. خ. بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، اول ژوئیه ۲۰۱۷:…  با کمال تاسف، متوجه شدم که محمد رضا ایران پور، که من کاملا اون رو از نزدیک در طی این سالیان میشناسم، بر علیه خانواده خودش، مطالبی که سازمان برای اون دیکته کرده، و تماما لایق همان سازمان مجاهدین خلق و رهبری اش هست، را نوشته است. من اونا رو خوب خوندم و حیفم اومد که یکسری نکات رو برای شما … 

مجاهدین خلق فرقه رجوی کمپ تیرانا آلبانیَهشدار احسان بیدی در مورد شرایط اعضای سازمان مجاهدین در آلبانی (ویدئو)ا

لینک به منبع

سخنی با خانواده محترم ایرانپور

نوشته ای از م. خ. جداشده در آلبانی

با سلام خدمت همه خانواده های عزیز، خصوصا خانواده ایرانپور

امیدوارم که حالتون همیشه خوب باشه.

با کمال تاسف، متوجه شدم که محمد رضا ایران پور، که من کاملا اون رو از نزدیک در طی این سالیان میشناسم، بر علیه خانواده خودش، مطالبی که سازمان برای اون دیکته کرده، و تماما لایق همان سازمان مجاهدین خلق و رهبری اش هست، را نوشته است. من اونا رو خوب خوندم و حیفم اومد که یکسری نکات رو برای شما بازگو نکنم.

در نوشته محمدرضا اومده که خواهرش فردی تحصیل کرده و روشنفکر است و به اون خیلی هم ارادت داشته ولی حالا؟ چی میشه که الان اون میاد بر علیه خواهرش اینطوری حرف می زنه؟ واقعیت اینه که همه این حرف ها از یک جا در میاد و اون هم طرز فکر کثیفی است که رهبر این سازمان داره و اون را وارد ذهن افراد خودش میکنه و اونا رو مغزشویی میکنه و میگه که خانواده چه بد باشه و چه خوب باشه، به شما ربطی نداره و مال مسعود رجوی است و صاحب اونا هم اونه و شما حق ندارید که اصلا به خانواده فکر کنید، و نسبت به اونا ابراز علاقه بکنید.

حالا بماند که اینا شاخص خوب و بد بودن خانواده رو به میزان نزدیکی خانواده به این سازمان میسنجند. در قرن بیست و یکم، این سازمان مدعی اینه که، همه خانواده های افراد خودش مال رهبرشه، و کسی دیگه حق نداره دخالت کنه. واقعا آدم میونه که چی بگه. اینا دیگه همه مرزهای وقاحت رو در نوردیدند، از دوران برده داری هم عقب تر رفته، حداقل در دوران برده داری، برده یکسری امتیازات داشت ولی الان همون امتیازها رو این افراد ندارند، واقعا مسخره است.

همین الان که من دارم مینویسم، احساس میکنم که به شعور انسانی من داره توهین میشه، ولی چه کنم؟ با این سازمان لعنتی که همه چیزمون رو از ما گرفته، و هیچ احساسی برای افراد خودش باقی نگذاشته، که نفر خودش را مجبور می کنه که خواهر و خانواده خودش را با ظالم مقایسه میکنه. آخر گناه یک خواهر چیه؟ تنها گناهش اینه که خوبی برادرش رو میخواد و این برادر وادار میشه که خودش نباشه و بلندگوی مسعود رجوی و مریم رجوی باشه.

اینا عهدشون به سر اومده و دوران مفت خوری که میکردند تموم شده و با این چیزا نمیتونند ما رو رنگ کنند، و همه عوام فریبی هاشون برای ما لو رفته و همه چیزشون را ما میدونیم، پس ای اعضای گرفتار، لطفا یه خورده به خودتان بیائید و از زندان رجوی و تشکیلات جهنمی اون فرار کنید.

پدر و مادر و خانواده هرگز بد عزیز خودش را نمی خواد. واقعیت اینه که خانواده ها دنبال اینه که عزیزش رو از چنگ این سازمان جهنمی در بیارند و حداقل این چند صباحی که از عمرشان باقی مونده، خوشبخت باشن، حداقلش خودشون باشن و زندگی خودشان رو به اختیار خودشون داشته باشن، و کسی دیگه برای اونا تصمیم گیرنده نباشه، کسی دیگه بهشون امر و نهی نکنه.

خلاصه در یک محیط آزاد و به دور از همه قید و بندهایی که الان دارند زندگی خودشان رو بکنند.

من محمدرضا رو خوب میشناسم، نمی خوام بهش نصیحت کنم، می دونم که گرفتار و اسیره. فقط دعا می کنم که هرچه زودتر آزاد بشه و بتونه اونطور که دلش می خواد با خانواده اش صحبت کنه و براشون بنویسه.

با عرض معذرت از خوانندگان عزیز مقصود و هدفم از این نوشته این بود که شما نسبت به حرف هایی که محمد رضا ایران پور یا دیگران میزنند هوشیار باشید، چون اونا که حرف خودشون رو نمیزنند، بلکه دارند حرف هایی که سازمان بزور دیکته می کنه رو بدون اراده و اختیار رله میکنند.

با تشکر از اینکه به نوشته هایم توجه کردید.

م. خ. عضو جدا شده از مجاهدین خلق در تیرانا – آلبانی

*** 

مک کین و مریم رجوی و لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایرانتو را بر این وقاحت ها که عادت داد؟

*** 

همچنین:

مطبوعات عراق: وحشت رجوی از بازگشت مالکی، فقدان ذکاوت ژنرال “کیسی”، نقش مجاهدین خلق در کشتار اکراد در الطوز

بنیاد خانواده سحر به نقل از مطبوعات عراق، بغداد، دهم می ۲۰۱۴: …   سازمان تروریستی مجاهدین خلق تلاش دارد تا با انتشار مقاله ای با نام مستعار “کوثر العزاوی” خود را تسلی داده و عنوان می کند که احتمال عدم بازگشت نوری المالکی برای بار سوم بسیار زیاد است و همه نظرات و پیش بینی ها
 
 
بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و هفتم مارس ۲۰۱۴: … این روزنامه آمریکایی همچنین سوال “دانا روراباکر” عضو کنگره آمریکا از “جان کری” وزیر خارجه این کشور را نقل می کند؛ سوالی که پیرامون پیشنهاد انتقال عناصر سازمان خلق به آمریکا و کمک های واشنگتن برای قبول این پیشنهاد و انتقال عناصر سازمان است. این روزنامه عنوان می کند “جان کری” از پاسخ به این
 
 
کمپ اشرف سپتامبر 2013-1بنیاد خانواده سحر به نقل از الوعی نیوز، بغداد، اول مارس ۲۰۱۴: …  دبیر کل فراکسیون “التضامن” همچنین تصریح کرد: «عراق در قبال عناصر تروریستی که در کنار رژیم دیکتاتور صدام مبارزه کرده و ملت را سرکوب نمودند، تساهل و تسامح به خرج داده و با آنان انسان دوستانه برخورد نموده است.» وی
 
 
بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و پنجم فوریه ۲۰۱۴: … اطلاع داریم که یکی از شروط سازمان مجاهدین خلق برای جابجائی از پادگان اشرف به اردوگاه لیبرتی این بود که به خانواده ها اجازه داده نشود به نزدیکی آنجا بروند. ملل متحد و دولت عراق برای نشان دادن حسن نیت، این شرط را پذیرفته و همچنان تاکنون به آن پایبند بوده اند و خانواده ها
 
 
بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و چهارم فوریه ۲۰۱۴: … ”سلیم الجبوری” و “حیدر الملا” متهم به تروریسم و تحریک به خشونت هستند. وی افزود که این افراد جزئی از طرح سازمان تروریستی خلق میباشند. “علی الشلاه” در اظهاراتی مطبوعاتی عنوان کرد: «سازمان تروریستی خلق با اعطای رشوه و وارد کرد